علیاکبر دهخدا: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
{{سخ}} | {{سخ}} | ||
او در جهت احقاق مشروطیت به عضویت کمیته انقلاب که زیرمجموعه اجتماعیون عامیون جبهه تندرو سیاسی بود، درآمد. سپس در پی درخواست محمدعلیشاه مینی بر تبعید و تسلیم سران آزادیخواه همراه با گردانندگان صوراسرافیل و | او در جهت احقاق مشروطیت به عضویت کمیته انقلاب که زیرمجموعه اجتماعیون عامیون جبهه تندرو سیاسی بود، درآمد. سپس در پی درخواست محمدعلیشاه مینی بر تبعید و تسلیم سران آزادیخواه همراه با گردانندگان صوراسرافیل و برادرش در مجلس متحصن شد. او در روز به توپ بستن مجلس و آغاز کودتا و استبداد صغیر با کمک سیدحسن تقیزاده به سفارت انگلیس در تهران پناه برد و توانست جان سالم به در برد. این دوران ۲۵ روز طول کشید و در نهایت شاه به یک سال تبعید آنها رضایت داد.<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =سلیمانی | نام =بلقیس| پیوند نویسنده = | عنوان =[[همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا]] | ترجمه = | جلد = | سال = ۱۳۷۹| ناشر = نشر ثالث |مکان = | شابک = | صفحه =۴۳-۳۱ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> «همگی در کالسکه های دولتی نشسته همراه با غلامان سفارت از راه گیلان روانه قفقاز شدند و چون به باکو رسیدند هر یکی به سوی دیگری رفتند».<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =کسروی | نام =احمد| پیوند نویسنده = | عنوان =[[تاریخ مشروطه ایران]] | ترجمه = | جلد = | سال = | ناشر = |مکان = | شابک = | صفحه = ۶۵۶-۶۵۵ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}} احمد کسروی در همین جا ذکر میکند «سیدحسین بروجردی گفت: بنا شده است شش نفر از مفسدین که در سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی ۱۵۰ تومان پول بدهند. جز تقیزاده که بینیازی نموده، پولی نگرفت، دیگران گرفتند. </ref> | ||
{{سخ}} | {{سخ}} | ||
دهخدا به پاریس رفت. در پاریس، فقر مالی، چندان دهخدا را دچار استیصال میکند که وی پانسیون را رها کرده و به منزل شیخ [[محمد قزوینی]] پناه میبرد. این در حالی است که حتی پولی در بساط برای سیر کردن شکم خود نیز ندارد. او بی پول، فقیر، شکست خورده و تنهاست. غم غربت، بیکفایتی هموطنان، پریشانی خانوادهاش در ایران، دو چهرگی دوستان، دست به دست هم میدهد تا او را به سوی یاس و نومیدی هدایت کند، تا آنجا که حتی به خودکشی فکر میکند.<ref># {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =سلیمانی | نام =بلقیس| پیوند نویسنده = | عنوان =[[همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا]] | ترجمه = | جلد = | سال = ۱۳۷۹| ناشر = نشر ثالث |مکان = | شابک = | صفحه =۵۰ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> اولین تکانه روحی برای دوری گزیدن از عرصه سیاسی در اینجا رخ میدهد. دهخدا در این شرایط کم کم روحیات مبارزهطلبی خود را از دست میدهد. | دهخدا به پاریس رفت. در پاریس، فقر مالی، چندان دهخدا را دچار استیصال میکند که وی پانسیون را رها کرده و به منزل شیخ [[محمد قزوینی]] پناه میبرد. این در حالی است که حتی پولی در بساط برای سیر کردن شکم خود نیز ندارد. او بی پول، فقیر، شکست خورده و تنهاست. غم غربت، بیکفایتی هموطنان، پریشانی خانوادهاش در ایران، دو چهرگی دوستان، دست به دست هم میدهد تا او را به سوی یاس و نومیدی هدایت کند، تا آنجا که حتی به خودکشی فکر میکند.<ref># {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =سلیمانی | نام =بلقیس| پیوند نویسنده = | عنوان =[[همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا]] | ترجمه = | جلد = | سال = ۱۳۷۹| ناشر = نشر ثالث |مکان = | شابک = | صفحه =۵۰ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> اولین تکانه روحی برای دوری گزیدن از عرصه سیاسی در اینجا رخ میدهد. دهخدا در این شرایط کم کم روحیات مبارزهطلبی خود را از دست میدهد. | ||
نسخهٔ ۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴
| علیاکبر دهخدا | |
|---|---|
| پرونده:D01.jpg | |
| نام اصلی | میرزا علیاکبر خان قزوینی |
| زمینهٔ کاری | لغت شناس، شاعر و ادیب، روزنامه نگار و سیاست مدار |
| زادروز | ۱۲۵۷ تهران، محله سنگلج |
| مرگ | ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران |
| ملیت | ایرانی |
| محل زندگی | تهران |
| جایگاه خاکسپاری | شهرری، گورستان ابن بابویه |
| کتابها | لغت نامه، امثال و حکم، ... |
| تخلص | دخو |
| دانشگاه | مدرسه علوم سیاسی |
| حوزه | ده سال |
| استاد | غلامحسین بروجردی، حسن پیرنیا، محمدحسین فروغی |
| دلیل سرشناسی | تالیف لغت نامه |
| امضا | [[پرونده: |
علیاکبر دهخدا لغت شناس، ادیب، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و طنزنویس، مترجم، فعال سیاسی و نماینده چند دوره مجلس شورای ملی و استاد دانشگاه بود.
علی اکبر دهخدا در تاریخ ۱۲۵۸ در تهران به دنیا آمد. پدر او خانباباخان قزوینی، خان دو روستا در حوالی قزوین بود که پیش از تولد علیاکبر مایملک خود در دو روستا یعنی خانه و زمین و آب را فروخته و به تهران آمد. علیاکبر در نه سالگی پدر خود را از دست داد و چیزی نگذشت که دامادهای قیم او داراییهایی خانواده دهخدا را تصاحب کردند و فقیر شدند.
او ده سال در نزد غلامحسین بروجردی به تحصیل علوم حوزوی پرداخت.[۱] سپس در آذر 1278 ش به مدرسه علوم سیاسی رفت و دیپلم گرفت. او جزو دانش آموختگان و یکی از هفت نفری بود که برای اولین بار وارد اولین محیط آکادمیک مدرن ایران میشدند، جایی که در سال 1313 ش نام دانشگاه تهران به خود گرفت.
دهخدا پس از به پایان رسانیدن مدرسه علوم سیاسی به خدمت وزارت امور خارجه در آمد و آن گاه که مرحوم معاون الدوله ی غفاری به سفارت بالکان می رفت، دهخدا نیز به همراه او شد و مدت دو سال در اروپا و بیشتر در وین، پایتخت اتریش اقامت کرد. بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز فرایند مشروطیت در سال 1285 بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسه ی خراسان که در مقاطعه ی حاج حسین آقا امین الضرب بود، با عنوان معاون و مترجم مسیودوبروک، مهندس بلژیکی استخدام شد.[۲] در همین ایام و پس از نه ماه از صدور فرمان مشروطیت میرزا جهانگیر خان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی در جستجو کسی بودند که در قامت سردبیری روزنامه صوراسرافیل باشد. دهخدا کار سردبیری روزنامه را برعهده گرفت.[۳] او در هر شماره از صوراسرافیل یک سرمقاله سیاسی و یک چرند پرند مینوشت و گاهی هم شعر میسرود.[۴]
او در جهت احقاق مشروطیت به عضویت کمیته انقلاب که زیرمجموعه اجتماعیون عامیون جبهه تندرو سیاسی بود، درآمد. سپس در پی درخواست محمدعلیشاه مینی بر تبعید و تسلیم سران آزادیخواه همراه با گردانندگان صوراسرافیل و برادرش در مجلس متحصن شد. او در روز به توپ بستن مجلس و آغاز کودتا و استبداد صغیر با کمک سیدحسن تقیزاده به سفارت انگلیس در تهران پناه برد و توانست جان سالم به در برد. این دوران ۲۵ روز طول کشید و در نهایت شاه به یک سال تبعید آنها رضایت داد.[۵] «همگی در کالسکه های دولتی نشسته همراه با غلامان سفارت از راه گیلان روانه قفقاز شدند و چون به باکو رسیدند هر یکی به سوی دیگری رفتند».[۶]
دهخدا به پاریس رفت. در پاریس، فقر مالی، چندان دهخدا را دچار استیصال میکند که وی پانسیون را رها کرده و به منزل شیخ محمد قزوینی پناه میبرد. این در حالی است که حتی پولی در بساط برای سیر کردن شکم خود نیز ندارد. او بی پول، فقیر، شکست خورده و تنهاست. غم غربت، بیکفایتی هموطنان، پریشانی خانوادهاش در ایران، دو چهرگی دوستان، دست به دست هم میدهد تا او را به سوی یاس و نومیدی هدایت کند، تا آنجا که حتی به خودکشی فکر میکند.[۷] اولین تکانه روحی برای دوری گزیدن از عرصه سیاسی در اینجا رخ میدهد. دهخدا در این شرایط کم کم روحیات مبارزهطلبی خود را از دست میدهد.
او سپس با هماهنگی اعتضادالسلطنه به جهت انتشار دوباره صوراسرافیل و پایین بودن هزینه زندگی از پاریس به ایوردون سوییس میرود.در آنجا سه شماره از صوراسرافیل را منتشر می کند که در اولین شماره آن شعر یادآر را با نام و یاد جهانگیرخان شیرازی شهید مشروطه و مدیرمسئول روزنامه سرود و چاپ کرد. با مهاجرت دوباره مشروطهخواهان از اروپا به ترکیه، او نیز به ترکیه میرود. او در ۱۰ تیر ۱۲۸۸ ش در تاسیس نشریه سروش با فعالان سیاسی مشارکت میکند که به فاصله سه ماه ۱۴ شماره به مدیرمسپولی محمد توفیق و سردبیری علیاکبر دهخدا منتشر شد.[۸] او بعدها در دوران نمایندگی با روزنامههایی مانند «مجلس»، «آفتاب»، «شورا»، «ایران کنونی»، «پیکار» و «شفق سرخ» همکاری داشت اما این همکاری موجب خلق آثار برجستهای نشد.[۹]
دهخدا بعد از بازگشت به ایران وارد دنیای سیاست عملی شد و به نمایندگی مجلس از سوی مردم کرمان انتخاب شد. البته دهخدا در مجلس دوم برخلاف انتظار به حزب محافظهکار اعتدالیون پیوست و مواضعی کاملا خلاف گذشته خود اتخاذ کرد. او تا پیش از نمایندگی از جمله تندروترین چهرههای سیاسی بود، اما از این پس از همدلی با شاه و اصلاح گام به گام صحبت میکرد.[۱۰] مواضع و رویکرد سیاسی او دگرگون شده بود. بهار که در حزب مخالف (عامیون) فعالیت داشت، او را جزو رهبران حزب اعتدالیون معرفی میکند.[۱۱] بدین ترتیب می توان کنش سیاسی او را در حوادث بعدی از جمله برچیده شدن نهاد مجلس و روی کار آمدن رضاخان بسیار موثر دانست.[۱۲]
دهخدا در هنگامه جنگ اول جهانی با نزدیک شدن قوای روس به تهران به همراه بسیاری از سیاسیون دیگر از تهران خارج و به قم و اصفهان رفت و از آنجا به ایل بختیاری پناهنده شد. او ۲۸ ماه در میان ایل بختیاری مهمان لطفعلیخان امیر مفخم ایلخانی و پسرش فتحعلیخان سردار معظم بود. دومین تکانه روحی دهخدا در اینجا حادث میشود و او با استفاده از کتابخانه رییس ایل، مقدمات لغتنامه را پیریزی میکند. پس از بازگشت به تهران جز مدت کوتاهی در دوران نخستوزیری محمد مصدق کار فرهنگی را برگزید و از عرصه سیاست کنار گرفت.[۱۳]
او برای مدت کوتاهی ریاست دفتر کابینه وزارت معارف و ریاست اداره تفتیش در وزارت عدلیه را عهده دار بود. پس از آن به مدت ۱۷ سال ریاست مدرسه علوم سیاسی را داشت. او از این زمان تا پایان عمر، مشغول تالیف لغتنامه بوده است. دهخدا در دوران نخستوزیری مصدق از جبهه ملی حمایت کرد و آن را جنبشی هم عرض مشروطه دانست. گفته شده است که مصدق پیشنهاد ریاست شورای سلطنتی را پس از خروج شاه از ایران را داده و وی پذیرفته است.













زندگی و تراث
سوانح عمر
- ۱۲۵۸: تولد در کوچه قاسم علی خان محله سنگلج
- ۱۲۶۸: فوت پدر، قرارگرفتن تحت سرپرستی یوسفخان قزوینی، پسرعموی خان باباخان
- ۱۲۷۱: آموزش صرفونحو عربی واصولفقه و کلاماسلامی زیرنظر حاج شیخ هادی نجمآبادی و شیخ غلامحسین بروجردی، به مدت هفت سال
- ۱۲۷۸: تحصیل در مدرسه علوم سیاسی و کنار گذاشتن دروس به مدت دو سال
- ۱۲۸۰: دستیار محمدحسین فروغی، پدر ذکالملک فروغی، در تدریس ادبیات فارسی در مدرسه علوم سیاسی
- ۱۲۸۲: فراغت از تحصیل در مدرسه علوم سیاسی، ماموریت در سفارت ایران در بالکان به عنوان منشی معاونالدوله غفاری، اقامت در وین و سفر به رم، بخارست و پاریس
- ۱۲۸۴: بازگشت به ایران به دلایل نامعلوم
- ۱۲۸۵: استخدام به عنوان معاون و مترجم مهندس دوبوروک بلژیکی در امور راه شوسه خراسان که در مقاطعه حاج حسین آقا امینالضرب بود، انتشار شبنامههایی بر ضد جهل و خرافات استبداد قاجارها
- ۱۲۸۶: دعوت به همکاری از سوی میرزا جهانگیرخان شیرازی برای عضویت در تحریریه صوراسرافیل، انتشار نخستین شماره در دهم خرداد ماه، تهدید به مرگ و محاکمه در مجلس شورای ملی (دوره اول) برای مقالههایش در صوراسرافیل
- ۱۲۷۸: انتشار سیودومین شماره صوراسرافیل، به توپ بستن مجلس شورای ملی به دستور محمدعلی شاه قاجار، دستگیری میرزا جهانگیرخان شیرزای و گروهی از روشنفکران و مشروطه خواهان و اعدام آنها، پناهنده شدن میرزاعلیاکبر دهخدا، سیدحسن تقیزاده و گروهی دیگر به سفارت انگلیس و رضایت محمدعلی شاه به تبعید آنها، عزیمت دهخدا به پاریس و سپس ایوردون سوییس
- ۱۲۸۸: انتشار سه شماره از روزنامه صوراسرافیل در تبعید با کمک معاضدالسلطنه (ابوالحسن پیرنیا)، میرزا قاسم خان تبریزی و شیخ محمد قزوینی، سفر به استانبول برای تقویت کردن انجمن سعادت ایران، انتشار نشریه فرهنگی سروش در استانبول
- ۱۲۸۹: ادامه انتشار سروش تا چهارده شماره، بازگشت به ایران از راه رشت، پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه از سلطنت (۲۵ ربیع الثانی ۱۳۲۷ ق)
- ۱۲۸۹: نماینده دوره دوم مجلس شورای ملی به وکالت مردم کرمان و تهران (یازدهم محرم ۱۳۲۸ق) عضویت در حزب اعتدال، همکاری با روزنامه ها
- ۱۲۹۰: انحلال مجلس دوم (در ۲۹ ذی الحجه)
- ۱۲۹۲: با آغاز جنگ جهانی اول (اول اوت ۱۹۱۴ و هشتم رمضان ۱۳۳۲) و التیماتوم روسیه تزاری و ریان معروف به مهاجرت آزادی خواهان به استانبول، بغداد و برلین، دهخدا به دعوت و مصلحت اندیشی خوانین بختیاری به چهارمحال رفت و تا پایان جنگ به ایل بختیاری پناهنده شد، به دعوت لطف علی خان امیرمفخم ایلخانی و فرزندش فتح علی خان سردار معظم در روستای دزک ساکن شد و فکر اولیه تدوین لغت نامه و امثال و حکم از همین ایام به خاطر او خطور کرد،
- ۱۲۹۲: ریاست دفتر وزارت معارف، ریاست تفتیش در وزارت عدلیه
- ۱۲۹۹: فیش برداری برای تالیف دو اثر عظیم لغت نامه و امثال و حکم
- ۱۳۰۰: دریافت امتیاز مجله هفتگی فردا (۲۶ شهریور) و عدم انتشار آن به دلایل نامعلوم
- ۱۳۰۴: حاشیههایی بر دیوان ناصر خسرو به تصحیح نصرالله تقوی و مجتبی مینوی
- ۱۳۰۶: قبول ریاست مدرسه علوم سیاسی، حاشیههایی بر دیوان حافظ تصحیح عبدالرحیم خلخالی
- ۱۳۰۸-۱۱: انتشار دوره چهار جلدی امثال و حکم از سوی وزارت فرهنگ
- ۱۳۱۳: تغییر نام مدرسه علوم سیاسی به مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی در دوره ریاست دهخدا. تصویب رساله تحقیقات درباره فرهنگنویسی فارسی و کسب رتبه استادی از سوی شورای دانشگاه.
- ۱۳۱۸: چاپ جلد اول لغت نامه
- ۱۳۲۰: بازنشستگی از ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی (شهریور)
- ۱۳۲۴: تصویب مجلس شورای ملی برای چاپ لغت نامه به پیشنهاد عبدالحمید اعظم زنگنه و حمایت محمد مصدق، عبدالله معظمی، ابوالقاسم امینی، ناصر قلی اردلان، رضا تجدد، حسین معاون، غلام علی فریور، مهدی فاطمی و دیگران (دی ماه) تالیف و انتشار شرح حال نابغه شهیر ایران ابوالریحان بیرونی
- ۱۳۲۵: ریاست کنگره نویسندگان ایران به ابتکار هیئت مدیره انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی و به همت کمیسیون ادبی انجمن، با حضور مشاهیر و چهره های ادبی وقت از جمله صادق هدایت، کریم کشاورز، میلانی، بانو محصصی، فروزان فر، سیدعلی شایگان، علیاصغر حکمت، عبدالحسین نوشین، پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح، نیما یوشیج، احسان طبری
- ۱۳۲۸: تعلیقات بر دیوان سیدحسن غزنوی (اشرف) چاپ محمدتقی مدرس رضوی
- ۱۳۲۹: تشکیل جمعیت مبارزه با بیسوادی ایران و انتشار نخستین اعلامیه جمعیت، حاشیههایی بر فرهنگ فرس اسدی طوسی تصحیح عباس اقبالآشتیانی
- ۱۳۳۰: عضویت در انجمن هواداران صلح، تالیف و انتشار مقاله منشا لغات مجعول فرهنگ فارسی پس از دساتیر، انتشار مجموعه مقالات چرند پرند به همت سعید نفیسی در کتاب شاهکار نثر فارسی
- ۱۳۳۲: نوشتن یک مقاله و انجام یک گفتگوی رادیویی در دفاع از دولت ملی دکتر محمد مصدق (تیرماه)؛ شایعه پذیرفتن ریاست شورای سلطنتی پس از خروج محمدرضاپهلوی، به پیشنهاد محمدمصدق (مردادماه)؛ بازرسی منزل دهخدا پس از کودتای ۲۸ مرداد برای کشف محل اختفای دکتر حسین فاطمی، وزیر امورخارجه دولت ملی؛ بازجویی از دهخدا در دادستانی ارتش و رها کردن پیکر فرتوت و ناتوان او در نیمه های شب در حیاط مسکونی اش (مهرماه)
- ۱۳۳۴: انتشار مجموعه اشعار دهخدا به کوشش دکتر محمد معین؛ وصیت دهخدا به دکتر محمد معین برای ادامه انتشار لغت نامه پس از مرگ او (آبان ماه)؛ وخامت وضع جسمانی دهخدا (آذرماه)؛ نامه به رییس مجلس شورای ملی در خصوص بخشش حقالتالیف لغت نامه به ملت ایران (دی ماه)؛ وفات علامه علیاکبر دهخدا (۷ اسفند ماه) [۱۴]
نامهای مستعار
دخو پرکاربردترین نام مستعار دهخداست. دخو، دخوعلی، خرمگس، رزنومه چی، غلام گدا، آزادخان علی اللهی، خادم الفقرا، دخوعلی شاه، نخود همه آش، برهنه خوشحال،[۱۵] سگ حسن دله، اسیرالجوال [۱۶] نامهای مستعار دیگری است که دهخدا مقالات چرند پرند را امضا کرده است. او در سرمقالههای صوراسرافیل را که جنبه سیاسی داشتند ع.ا.دهخدا امضا می کرد و تنها در شماره آخر نام کامل او به صورت میرزاعلیاکبرخان قزوینی با عنوان دبیر و نگارنده درج شده است.[۱۷]
حکایتوارهها
جلسه استیضاح دهخدا روزنامهنگار در مجلس
پس از دومین توقیف روزنامه صوراسرافیل، دهخدا برای پاسخ به سوالات نمایندگان به مجلس رفت «جوان بودم و حاضرالذهن و با مطالعه و آگاه به دلایل و براهین مخالفان و حاضر به گفتن پاسخهای منطقی به اعتراضات ایشان، هر مساله را که طرح میکردند و هر نکتهای را که بر من و نوشته من گرفتند، با دلایل محکم، جوابها از سنخ سخن خودشان قاطع و مقنع گفتم، آیه را به آیه و حدیث را به حدیث و روایت را به روایت رد کردم و سپس با همان منطق و ابزار به اثبات و صحت مسائل طرح شده در خود پرداختم و کار بدان جا رسید که همه مجاب شدند و به برائت من و حقانیت سخنانم رای دادند» نائب رییس مجلس به دهخدا میگوید «... رفیق در مجلس همه حرفهای خودت را زیرکانه تکرار که کردی که هیچ، اثبات هم کردی و مانند گالیله سرانجام گفتی که "با این حال زمین میچرخد"»[۱۸]
نان و نمک و جان
امیر اعظم با پهلوانان رفاقتی داشت، روزی افصح المتکلمین مدیر روزنامه خیرالکلام رشت را به استناد عدم رعایت موازین قانون مطبوعات چوب میزند، روزنامههای تهران از آن جمله صوراسرافیل، از این رخداد مطلع میشوند و دهخدا در شماره ۱۷ روزنامه در بخش چرندوپرند، به سختی به امیراعظم انتقاد میکند و او را ریاکار و دورو مینامد. امیراعظم از این مقاله ناراحت میشود و به «آقا عزیز» که پهلوانی به نامی بود متوسل میشود تا دهخدا را سر جای خود بنشاند. دهخدا از ماجرا باخبر میشود و بطور ناشناس به دیدن آقا عزیز میرود و با خوردن نان و نمک او، جان خود را میخرد.[۱۹]
روزی که مجلس به توپ بسته شد
عصر روزی که فردای آن جنگ شد تقیزاده به من گفت شما امشب بیایید منزل من، میخواهم یک لایحه مفصل و جامع از اعمال ناشایست و کردار ناپسندیده محمد علیشاه تهیه کنم و مواردی را که او برخلاف مشروطیت و قانون اساسی رفتار کرده یک به یک شرح بدهم و خیانت او به ملک و ملت ثابت کنم، تا فردا آن لایحه را در مجلس قرائت نموده و کار او را یکسره کنیم. من شب را منزل تقیزاده رفتم و پس از صرف شام چون هوا گرم بود، روی پشت بام رفتم و روی فرشی که گسترده بودم نشستم و قلم در دست گرفتم و تا نزدیک طلوع صبح مشغول به نگارش لایحه مذکور بودم. هوا داشت روشن میشد که لایحه را تمام کردم و چون بسیار خسته بودم خوابم برد تا صدای توپ و شلیک تفنگ مرا از خواب بیدار کرد[۲۰]
پناهنده سیاسی
الان بدون هیچ خجلت، چون چیزی از شما پنهان ندارم عرض میکنم سه روز است که با نان و شاهبلوط میگذرانم... با ۵\۳ فرانک پول که الان در کیف دارم، میخواهم محمدعلیشاه را از سلطنت خلع کرده و مشروطه را به ایران عودت دهم» [۲۱]
ملاقات با استبداد
رضاخان در سالهای اولیه حکومت خود از دهخدا تقاضای تحریر مقالاتی از نوع چرندپرند را داشته است. دهخدا که تمایلی به این کار نداشته است با تجدید چاپ بخشی از مقالات قدیمی خود در «شفق سرخ» هم از خود رفع تکلیف میکند، هم از گزند رضاخان در امان میماند. البته بنا به گفته خود دهخدا، وی یکی دو دیدار با رضاخان داشته است.[۲۲]
دوره گردی
کتابفروش دورهگرد پیری برای دهخدا کتاب میآورد. او کتابها را معمولا به بهای گرانتر میخرید، زیرا که آن کتابفروش جز خورجین کتابش سرمایهای نداشت. سالها پیرمرد به استاد کتاب میفروخت تا روزی از روزها رفت و دیگر بازنیامد، دهخدا به جستجوی او برخاست و دریافت که کتابفروش درگذشته است. و چون بیشتر جست خانواده او را یافت در نهایت عسرت و تنگدستی، زنی با دو فرزند صغیر: یک پسر و یک دختر. بیآنکه بگوید کیست و چه آشنایی و نسبتی با آن پیر درگذشته دارد وظیفهای برای آن خانواده کوچک معین کرد. مادر خانواده هر ماه به در خانه استاد میآمد، سهمش را میگرفت و میرفت. سالها از پی هم گذشت، پسر در پرتو این کمک بزرگ شد و از آنجا که مایهای به سزا داشت، بعد از تحصیلات خوب، رهسپار دیار فرنگ گردید و استاد، دختر را با جهیزیه مختصری به خانه شوهر فرستاد.[۲۳]
روحالقوانین دهخدا
در مجلس اول حقوقی برای نمایندگان تحت عنوان «مزد وکالت عامه» تصویب شد. تعدادی از وکلا از دریافت پول خودداری و آن را در صندوقی در مجلس واریز کردند. در دوره نمایندگی مصدق، با هدف «روشنی فکر و افزایش معلومات عمومی» پیشنهاد چاپ کتبی را از وجوه این صندوق دادند. مرحوم مصدق، محمد پرویز را دو بار به نزد دهخدا فرستاد تا ترجمه کتاب روحالقوانین او را از طریق این سپرده چاپ کند. دهخدا هر دو بار مخالفت کرد. بار سوم مصدق به پرویز گفت به نزد دهخدا برو، یا رضایت او را با چاپ ترجمه خود جلب کن یا موافقت او را بگیر که ترجمه این اثر را به دیگری بسپارند. دهخدا که این پیغام را شنید بسیار برافروخت و گفت: «کار غلط بیجایی میکنید که ترجمه چنین کتابی را می خواهید چاپ کنید. من الان برمیخیزم و به رضاشاه تلفون میکنم و میگویم چاپ این کتاب بر ضد تاجوتخت تست و برای همین بود که من ترجمه خود را تاکنون انتشار نداده بودم.» این کتاب سالها تنها مورد استفاده فرانسهدانان بود تا اینکه در سال ۱۳۲۶ علیاکبر مهتدی کتاب را ترجمه و چاپ کرد. [۲۴]
واپسین نوا
دهخدا با صورت متورم و چشمان برآمده دو زانو نشسته بود، بیماری و خستگی ۴۸ سال کار او را از پای درآورده بود. سنگینی ۴۸ سال مطالعه و تحقیق و جستجو شانههای ناتوان او را خرد میکرد. هزاران جلد کتاب که در مدت ۴۸ سال با او سخن گفته و گفتگو کرده بودند، اینک همه خاموش نشسته و استاد پیر را تماشا میکردند. در این هنگام دکتر معین و سیدجعفر شهیدی همکاران صمیمی و مهربان او به عیادتش آمدند. دهخدا در همان حال گفت: پوست بر استخوان ترنجیده، لحظاتی چند به سکوت گذشت. استاد پیر هر چند لحظه یکبار به حالت اغما فرو میرفت و باز به حالت عادی برمیگشت. در یکی از این لحظات لبان دهخدا سکوت سنگین را شکست و گفت «که مپرس» باز چند لحظه سکوت برقرار شد و دهخدا مجددا گفت: «که مپرس» در این موقع آقای دکتر معین پرسید: منظورتان شعر حافظ است: دهخدا جواب داد: بله. دکتر معین گفت: «مایل هستید برایتان بخوانم؟» دهخدا گفت: بله. آنگاه دکتر معین دیوان حافظ را برداشت و غزل را خواند. از آن لحظه به بعد دهخدا به حالت اغما فرو رفت و روز بعد جان سپرد. [۲۵]
در ذهن و ضمیر دیگران
پرویز ناتل خانلری
اگر از اهاجی رکیک بعضی از شعرا بگذریم در ادبیات قدیم ما مزاح و انتقاد طنزآمیز بسیار کم است و تنها نمونه عالی آن آثار عبید زاکانی است؛ اما در ادبیات جدید دهخدا موسس و مبتکر این نوع است. انتقادهای پر از نیش و کنایه او باب تارهای در ادبیات معاصر فارسی گشود. این مقالات دهخدا پر از کنایهها و طعنههای زیرکانه و لطیف است. دهخدا در این مقالات طبقات مختلف زمان را که سد راه پیشرفت جامعه بودند، به باد مسخره گرفته است.[۲۶]
ابوالقاسم پاینده
مقالات طنزآمیز و فکاهی او پرمایه و غنی هستند، و خوانندگان را به حیرت وامیدارند که چگونه نویسنده آنها از خفایای زندگی طبقه ممتاز دوره خود مطلع بوده است. از نظر حالت نوشتههای دخو از چنان دقتی برخوردارند که گویی مجمع یا مجامع مخفی یا تشکیلاتی که زاییده انقلاب مشروطیت بودند او را از آن خفایا باخبر میکردند. «وابستگی به نویسنده به این مجامع با قراین قوی مسلم است و شاید تفاوت سرنوشت او با میرزاجهانگیرخان شیرازی، که یکی بیخبر به کام مرگ رفت و در زنجیر باغشاه جان داد، و یکی به وقت مناسب جیم شد، از همین جا بود.[۲۷]
[[]]
از زبان دهخدا
یادبودها
به نام دهخدا
بنیان گذاری
روزنامه صوراسرافیل
دهخدا از بنیان گذاران روزنامه صوراسرافیل بود. او به پیشنهاد میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی به سردبیری این مجموعه با حقوق ۴۰ تومان ماهانه منصوب شد. صوراسرافیل با بیش از ۲۴ هزار تیراژ پرمخاطبترین جریده وقت بود. مقالات طنز چرندوپرند و سبک عامیانهای که در بطن خود مفاهیم و اندیشه مدرن داشت و بار انتقادی زیاد مطالب، با جامعه شهری آن روز ارتباط برقرار میکرد و این روزنامه را به اثربخش ترین رسانه عصر مشروطه تبدیل کرده بود.
این روزنامه در مجموع پنج بار تعطیل شد. بار اول در شماره ۶ به مدت یک ماه و به علت اعتراض روحانیون به مقالات چرندپرند بود. بار دوم در شماره ۱۴ به حکم مجلس شش هفته متوقف شد و دهخدا را برای محاکمه فراخواندند. سومین توقف در شماره ۱۹ به علت حمله به دفتر روزنامه بود. چهارمین توقف بعد از شماره ۲۵ بود که علت آن را بیماری دهخدا مطرح کردند. و آخرین تعطیلی سه روز پیش از به توپ بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر بود. پس از به توپ بستن مجلس و شهادت میرزا جهانگیرخان سه شماره درسوییس منتشر شد و پس از آن این روزنامه برای همیشه بسته و تعطیل شد.
دهخدا مطالب خود را در روزنامه با اسامی مستعار چاپ میکرد و تنها در صورتی که مایل بود که مطلبی با امضای خود به چاپ برسد از نام مستعار دخو استفاده میکرد. چنانچه میبینید در تمام فراز و نشیبهای این روزنامه علیاکبر دهخدا نقش اساسی و حیاتی داشته است. [۲۸]
حوزه مخفی اجتماعیون عامیون
دهخدا همزمان با روزنامهنگاری به کمیته انقلاب که خود شاخه و شعبهای از حوزه اجتماعیون عامیون بود، پیوست و تلاش برای حفظ مشروطیت و نگهبانی از این نهال نوپا را آغاز کرد. برخی از «کمیته انقلاب»، به عنوان «کمیته سری انقلاب ملی» یا «حوزه مخفی اجتماعیون عامیون» نام بردهاند.
در این کمیته دو نفر ناطق درجه اول تهران، یعنی آقا سیدجمالالدین اصفهانی و ملکالمتکلمین و سه نفر نویسنده و روزنامهنگار درجه اول تهران، یعنی میرزاجهانگیرخان شیرازی، میرزاعلیاکبر دهخدا و سیدمحمدرضا مساوات و چند نفر از وکلای آزادیطلب فعالیت داشتند. این کمیته علاوه بر اتخاذ سیاستهای تعیینکننده در پیشبرد اهداف مشروطه، در شکلگیری نیروهای نظامی که به مجاهدین شهرت داشتند و در کودتای محمدعلیشاه از مدافعان مشروطیت و مجلس محسوب میشدند، نقش مهمی داشت. [۲۹]
نشریه سروش
در سال ۱۲۸۸ ش نشریه سروش به مدیرمسئولی محمد توفیق و سردبیری علیاکبر دهخدا تاسیس شد. سروش مروج افکار و دیدگاههای اعضای انجمن سعادت ایران به ریاست معاضدالسلطنه بود.[۳۰] هدف از انتشار این نشریه، تقویت رابطه ایران و عثمانی در برابر روس و انگلیس بود. خط سیاسی که پس از عزیمت مشروطه خواهان و دهخدا به ایران، همچنان دنبال میشد. نشریه سروش ۱۴ شماره در استانبول منتشر شد و پس از وقفهای کوتاه انتشار خود را در تهران از ادامه داد.[۳۱]مقالات دهخدا در سروش عمدتا سرمقالههای سیاسی هستند و از مقالههای طنزآمیز چرندپرند در آنها نشانی نیست.[۳۲] با توجه به موضوع نگارش چرندپرند تردیدی باقی نمیماند که رهبر واقعی و اصلی سروش تهران نیز مرحوم دهخدا بوده و در بین هیات تحریریه آن سمت مرشدی داشته است. [۳۳]
در هنرهای هفتگانه
نقاشیها، مجسمهها و آثار سمعیوبصری هنرمندان نشان می دهد که دهخدا تنها در میان اهالی ادب مورد توجه نبوده است. درباره علی اکبر دهخدا فیلم سینمایی با نام زندگی دهخدا به کارگردانی محمدرضا ورزی و تهیه کنندگی علی لدنی در سال ۱۳۸۶ ساخته شد و در صدا و سیما و شبکه خانگی انتشار یافت.[۳۴]بخش های قابل توجهی از مستند شناسای سخن به کارگردانی منوچهر مشیری به شخصیت ادبی دهخدا اختصاص یافته است.[۳۵]
کتاب شناسی
آثار
- لغت نامه
- امثال و حکم شامل امثال، قصههای کهن و اصطلاحات عامیانه، که در چهار جلد چاپ شده است
- چرند و پرند
- دیوان اشعار
- پندها و کلمات قصار
- ترجمه احوال
- فرهنگ فرانسه به زبان فارسی این کتاب هنوز چاپ نشده است.
- تصحیح دیوان منوچهری
- تصحیح دیوان ناصر خسرو
- تصحیح دیوان سیدحسن غزنوی
- تصحیح دیوان ابن یمین
- تصحیح دیوان حافظ
- تصحیح دیوان فرخی سیستانی
- تصحیح دیوان سوزنی سمرقندی
- تصحیح مسعود سعد
- تصحیح یوسف و زلیخا
- تصحیح صحاح الفرس
- تصحیح لغت فرس اسدی
- ترجمه روح القوانین اثر منتسکیو این اثر تاکنون منتشر نشده است.
- ترجمه عظمت و انحطاط رومیان اثر منتسکیو این کتاب نیز هنوز به چاپ نرسیده است
ویژگی چند کتاب
لغتنامه
امثال و حکم
چرندوپرند
- چرندپرندها زبانی گزنده و لحنی شوخ داشت، آنطور که مردم کوچه و بازار از هر قشر و طبقه میپسندیدند. به تعبیری جملات و ترکیبات ادبی دهخدا در چرندپرند، به خلاف شیوه رایج ادبی، به زبان جاری تودههای مردم نزدیک است و کوشش شده در شیوه بیان خارق عادت عمل شود. نثر دهخدا از زبان زنده و جاری مردم، مثلها و متلها، کنایهها و متلکها، تکیهکلامها و اصطلاحها، دشنامها، شوخیها و اعتقادها و خرافههای مردم مدد میگیرد.
- دهخدا برای هر چرندپرند و بیان هر ایده و مطلب تازهای که به ذهنش میرسید سبک و شیوهای تر و تازه انتخاب میکرد. گاهی مطالبش را به صورت نامه یا پاسخ آنها و عریضه و شکواییه مینوشت و گاهی هم به صورت مقالهای که گردهای شبیه داستانهای کوتاه و نمایشنامههای نویسندگان نسل پس از خود داشت.[۳۶]
- این مقالات را با آثار عبیدزاکانی مقایسه کرده اند.
دیوان اشعار
آثار ترجمه شده از دهخدا به زبانهای دیگر
منبع شناسی
آمیختگی شخصیت ادبی و سیاسی ممتاز علیاکبر دهخدا موجب توجه بسیاری از نویسندگان به بررسی زندگی و اندیشه وی گشته است. او را شاید بتوان به عنوان یکی از زنده ترین چهره های ایرانی در میان پژوهش ها و بالاخص سوژه زندگی نامه نویسان نامید. درباره او کتاب ها و مقالات بیشماری نوشته شده است
- دخوی نابغه[۳۷] ولیالله درودیان گزیدهای از مقالات چاپ نشده یا کمتر دیده شده علیاکبر دهخدا را در این کتاب جمع آوری کرده است. گردآورنده در نخستین بخش کتاب، اظهارنظرها و بازتابهای چاپ اول این کتاب را همراه با زندگینامهای از دهخدا نگاشته و طبع کرده است. آثار و تالیفاتی که از دهخدا در این کتاب درج شده عبارت است از «ترجمه عظمت و انحطاط رومیان و ترجمه روحالقوانین اثر منتسکیو»، «فرهنگ فرانسه به فارسی» که تاکنون طبع نشده است، «شرححال ابوریحان محمدبن احمد خوارزمی بیرونی» و تصحیح و تحشیه دیوانهای ناصرخسرو، سیدحسن غزنوی، حافظ، منوچهری، فرخی سیستانی، مسعود سعد سلمان، سوزنی سمرقندی، ابن یمین، یوسف و زلیخای منسوب به فردوسی، صحاحالفرس، لغت فرس اسدی، امثال و حکم، مجموعه مقالات و دیوان اشعار.
از همین نویسنده آثار دیگری نیز در شرح دهخدا وجود دارد که می توان به سه کتاب دهخدای شاعر (نقد و بررسی)[۳۸]، برگزیده و شرح آثار دهخدا (مجموعه ادب جوان) [۳۹] و بازخوانی چرند و پرند دهخدا [۴۰]اشاره کرد.

- دهخدا مرغ سحر در شب تار
- مقالات دهخدا
به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، علمی، 1358
- خاطرات دهخدا از زبان دهخدا
به کوشش محمد دبیر سیاقی، کتاب پایا، تهران، 1359
- نامه های سیاسی دهخدا
ایرج افشار، تهران، روزبهان، 1358
- معرفی و شناخت علیاکبر دهخدا آنچه در این کتاب عرضه میشود کوششی است برای نشان دادن و ارزیابی کردم کم و کیف فعالیت ادبی و فرهنگی و سیاسی علامه علیاکبر دهخدا، از طریق ثبت پارهای از آثار خود او و همچنین آرا و نظراتی که نویسندگان، شاعران، محققان، منتقدان درباره حیات سیاسی و اجتماعی و آثار ادبی و فرهنگی او نوشتهاند.[۴۱] شهناز مرادیکوچی و فتحالله اسماعیلیگلهرانی علاوه بر گردآوری مقالات و هماهنگی موضوعی بین آنان، زندگینامه مفصلی از دهخدا نوشتند که شاید بتوان آن را کاملترین و مستندترین اثر در معرفی دهخدا دانست.
- همنوا با مرغ سحر زندگی و شعر علیاکبر دهخدا
- یاد آر ز شمع مرده یاد آر زندگی، نقد و تحلیل اشعار دهخدا
- علامه علیاکبر دهخدا
- علیاکبر دهخدا[۴۲] جلد هشتم از مجموعه آفرینندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ایران که به کوشش علیاکبر ولایتی منتشر شده است. این کتاب در 9 فصل تدوین شده است. فصل اول درباره اوضاع سیاسی - اجتماعی ایران در دوران قاجار است. فصل دوم کتاب «تولد در عصر استبداد» نام دارد و در فصل سوم که «دمیدن صور اسرافیل» نام دارد، چگونگی به راه افتادن نشریه صور اسرافیل روایت میشود. فصل چهارم کتاب درباره «اندیشههای سیاسی - اقتصادی» دهخدا است. فصل پنجم این کتاب، درباره «لغتنامه دهخدا» است. «امثال و حکم دهخدا» هم در فصل ششم کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. نمونههایی از شعر دهخدا در فصل هفتم کتاب با عنوان «دهخدای شاعر» بررسی شده است. در فصل هشتم هم آثار دهخدا تجزیه و تحلیل شدهاند. فصل نهم و پایانی کتاب هم سالشمار زندگی دهخدا است که منابع و ماخذ تهیه کتاب را در برمیگیرد.[۴۳]
- مسافر روشنی[۴۴] این رمان - مستند به نویسندگی میترا بیات براساس زندگی علیاکبر دهخدا نوشته شده است. محمدباقر رضایی از طرف «گروه اخلاق و زندگی شهروندی»[۴۵] این رمان را در سال ۱۳۹۶ برای سلسله برنامه کتاب شب رادیو تهران تنظیم کرد و با صدای بهروز رضوی پخش شد.[۴۶]
علاوه بر این می توان به کتابچه علیاکبر دهخدا[۴۷] از مجموعه دانشوران دیروز و امروز انتشارات محراب قلم به کوشش حسن سالاری برای گروه سنی کودک و نوجوان و علیاکبر دهخدا[۴۸] به کوشش مهناز بهمن در ۹۹ صفحه با نشر موسسه فرهنگي مدرسه برهان اشاره کرد.
مقاله و پایاننامه شناسی
می توان به چرند و پرند دهخدا و مکان در طنزنویسی فارسی نوشته ایرج افشار علاوه بر این نام دهخدا به عنوان یک فصل در بسیاری از کتاب های تاریخی، ادبی، اجتماعی و سیاسی دیده می شود.
دهخدا در نظم دیگران
پانویس
- ↑ # دهخدا، علیاکبر (۱۳۵۸). مجموعه مقالات. به کوشش سیدمحمد دبیر سیاقی. نشر گلشن. ص. ۵.
- ↑ # درودیان، ولیالله (۱۳۸۳). دهخدا، مرغ سحر در شب تار. نشر اختران. ص. ۸.
- ↑ # سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۱۷.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۲۳.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۴۳-۳۱.
- ↑ کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. ص. ۶۵۶-۶۵۵. احمد کسروی در همین جا ذکر میکند «سیدحسین بروجردی گفت: بنا شده است شش نفر از مفسدین که در سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی ۱۵۰ تومان پول بدهند. جز تقیزاده که بینیازی نموده، پولی نگرفت، دیگران گرفتند.
- ↑ # سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۵۰.
- ↑ # سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۶۴.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۶۶.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۸۱-۷۱.
- ↑ بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ص. ۱۰-۹.
- ↑ یکی از نقش آفرینیهای حزب اعتدال در دوره مجلس دوم که تبعاتی کم و بیش منفی با خود داشت، پیروزی این حزب در انتخاب نایب السلطنه بود که به رای مجلس واگذار شده بود. در دوران سه ساله نیابت سلطنت ناصرالملک، دموکراتها بیش از پیش در تنگنا قرار گرفتند. برخی از جراید آنها تعطیل و برخی از اعضا آن تبعید شدند. البته در نهایت نیز وی در پاسخ به التیماتوم روسیه مبنی بر اخراج مستر شوستر آمریکایی، مجلس را تعطیل و بساط هر دو گروه اعتدال و دموکرات را برچید.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث. ص. ۸۵-۸۲.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۱۴-۱۰.
- ↑ شهناز مرادی کوچکی،، فتحالله اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره.
- ↑ درودیان، ولیالله (۱۳۸۳). دهخدا، مرغ سحر در شب تار. نشر اختران.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۲۴.
- ↑ دبیر سیاقی، سیدمحمد. خاطرات دهخدا از زبان دهخدا. نشر کتاب پایا. ص. ۱۰-۹.
- ↑ بالایی، کریستف (۱۳۶۶). سرچشمههای داستان کوتاه فارسی. ترجمهٔ احمد کریمی حکاک. تهران: نشر پاپیروس. ص. ۶۹.
- ↑ یعقوبی، رضا. زندگینامه علامه علیاکبر دهخدا. نشر زهد. ص. ۱۹-۱۸.
- ↑ افشار، ایرج. نامههای سیاسی دهخدا. نشر روزبهان. ص. ۲۵.ب
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر دهخدا. تهران: نشر ثالث. ص. ۸۶.
- ↑ دامادی، سیدمحمد. فارسی عمومی. تهران: نشر دانشگاه تهران. ص. ۶۴.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۵۶۱-۵۵۷.
- ↑ مجله آینده، شماره ۹-۷ ص ۴۷۷-۴۷۶
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۲۶-۲۵.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۳۰.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر دهخدا. تهران: نشر ثالث. ص. ۲۵-۱۷.
- ↑ عمواوغلی، حیدر. چکیده انقلاب. ترجمهٔ رضازاده ملک. ص. ۴۳-۲۵.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۴۰.
- ↑ سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر دهخدا. تهران: نشر ثالث. ص. ۶۵-۶۳.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۴۰.
- ↑ رضوانی، محمداسماعیل، مجله آینده، شماره ۹-۷، ص ۵۰۷
- ↑ سینمایی دهخدا، شبکه دو سیما.
- ↑ مستند پرتره «شناسای سخن» آماده نمایش شد، خبرگزاری مهر.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۲۶-۲۵.
- ↑ درودیان، ولیالله (۱۳۸۴). دخوی نابغه. تهران: نشر گل آقا.
- ↑ درودیان، ولیالله (۱۳۶۲). دهخدای شاعر (نقد و بررسی). تهران: نشر امیرکبیر.
- ↑ درودیان، ولیالله (۱۳۷۴). برگزیده و شرح آثار دهخدا (مجموعه ادب جوان). تهران: نشر فرزان روز.
- ↑ درودیان، ولیالله (۱۳۸۸). بازخوانی چرند پرند دهخدا. تهران: نشر سوره مهر.
- ↑ شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره. ص. ۱۰-۹.
- ↑ ولایتی، علیاکبر (۱۳۹۳). علیاکبر دهخدا. تهران: نشر امیرکبیر.
- ↑ علیاکبر دهخدا به قلم علیاکبر ولایتی منتشر شد، خبرگزاری مهر.
- ↑ بیات، میترا (۱۳۸۷). مسافر روشنی. نشر سروش.
- ↑ داستان زندگی علیاکبر دهخدا یک هفته در کتاب شب رادیو تهران، صدای جمهوری اسلامی ایران.
- ↑ مسافر روشنی، ایران صدا.
- ↑ سالاری، حسن (۱۳۹۲). علیاکبر دهخدا. نشر محراب قلم.
- ↑ بهمن، مهناز (۱۳۸۲). دهخدا. نشر موسسه فرهنگي مدرسه برهان.
منابع
- درودیان، ولیالله (۱۳۸۳). دهخدا، مرغ سحر در شب تار. نشر اختران.
- شهناز، مرادی کوچکی؛ فتحالله، اسماعیلی گلهرانی (۱۳۸۲). معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا. نشر قطره.
- یعقوبی، رضا (۱۳۷۷). زندگینامه علامه علیاکبر دهخدا با تاکید بر جنبه های سیاسی آن. نشر زهد.
- سلیمانی، بلقیس (۱۳۷۹). همنوا با مرغ سحر، زندگی و شعر علی اکبر دهخدا. نشر ثالث.