نثر علی شریعتی
نثر علی شریعتی | |
---|---|
پرونده:Ktabkhaneh shariaati.png سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دستهای نویسندگان اگر بدانی، خود میتوانی نوشت. | |
نام اصلی | نثر ادبی علی شریعتی؛ بررسی نمونهای چند اثر |
سبک نوشتاری | ادبی |
کتابها | هُبوط، کویر و... |
دلیل سرشناسی | تأثیرگذاری بر ادیبان معاصر |
اثرگذاشته بر | جوانان دههٔ شصت بهبعد |
اثرپذیرفته از | خواجه عبدالله انصاری |
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
به قلمم سوگند؛ به خون سیاهی که از حلقومش میچکد سوگند؛ به رشحهٔ خونی که از زبانش میتراود سوگند؛ به ضجههای دردی که از سینهاش بر میآید سوگند... که توتم مقدسم را نمیفروشم؛ نمیکشم؛ گوشت و خونش را نمیخورم؛ به دست زورش تسلیم نمیکنم؛ به کیسهٔ زرش نمیبخشم؛ به سرانگشت تزویرش نمیسپارم...
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم؛ چشمهایم را کور میکنم؛ گوشهایم را کر میکنم؛ پاهایم را میشکنم؛ انگشتم را بندبند میبُرم؛ سینهام را میشکافم؛ قلبم را میکُشم؛ حتی زبانم را میبرم و لبم را میدوزم؛ اما قلمم را به بیگانه نمیدهم...
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
به جان او سوگند که جان را فدیهاش میکنم؛ اسماعیلم را قربانیش میکنم؛ به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه میخورم؛ به فرمان او هر جا مرا بخواند، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمیکنم.
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم بهصلیبم کشند؛ به چهار میخم کوبند؛ تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود؛ شاهد رسالتم گردد؛ گواه شهادتم باشد؛ تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلمم بالا نرفتهام؛ تا خلق بداند که به کامجویی، بر سفره گوشت حرام توتمم ننشتهام...
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
...هرکس را، هر قبیله را، توتمی است؛ توتم من، توتم قبیلهٔ من، قلم است.
(گزیدهای از مقالهٔ «توتمپرستی»، نوشتهٔ علی شریعتی)


که در بیدردی، به ابتذال میکشند

هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب نمیکند!
«زنهار»! خوشتن را بر آنها عرضه کنید.
نثر علی شریعتی و سبک نویسندگی او در میدان نثر و نظم ادب پارسی جایگاه ویژهای دارد و از نمونه سبکهای تأثیرگذار بر جامعهٔ تحصیلکردهٔ عصر حاضر است؛ چراکه شریعتی را در شمار مفاخر و مشاهیر معاصر و مبدع نثر تحقیقیانتقادی میدانند.[۱]
«از سکوت اگر به خشم آمدی، سکوت کن.»
علی شریعتی از جنبههای علمی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و مبارزاتی محل تفحص و پژوهش است و در این میان «نگارش ادبی» او نیز بهتنهایی درخور توجه و گفتوگوست؛ چراکه قلم توانایی داشت و از ابزارهای ادبی، بهتناسب موضوع گاه تیز و انتقادی و گاه نرم و شاعرانه، بهره میگرفت؛ تاحدیکه برخی شریعتی را خالق سبک جدیدی در سدهٔ کنونی دانستهاند که تلفیقی از نگارش ادبیمذهبی و انتقادی است.
نثر علی شریعتی گویایی آن است که نگارندهٔ هُبوط، کویر و هبوط در کویر، بر علم بیان و بدیع در ادبیات تسلط کافی دارد و هرگز صنعتهای ادبی را تصنعی بهکار نگرفته است. صنعت «تکرار» که شریعتی گاه در آثار ادبیاش بسیار بهره گرفته، قاعدهای در سبک نوشتارش شده است که با کمک آن، کلامش را ضربآهنگ میکند و ساختار نثرش را منسجم. آنچه سبب میشود برخی نثر علی شریعتی را تغزلی، خطابی و تعلیمی از نوع نثر خواجه عبدالله انصاری بدانند، آشنایی کافی او به موسیقی درونی یا صنایع بدیع لفظی و نیز برجستهساختن این صنعت در کلام است.[۱]
داستانک
از شیفتگی تا تأثیرپذیری
شريعتی سالهایی چند از عمر خود را در فرانسه گذرانده و طبیعی است که از ادبيات غنی اين کشور بهره برده باشد. در جایجای کتاب کویر بهويژه در نوشتهٔ اول که نام اين کتاب را بر پيشانی دارد، حین ترسيم فضاهای مدنظرش، از تشبيهها و توصيفهای متصل و متوالی استفاده میکند بهگونهای که نوشتههای نويسندگان قرن ١٨ و ١٩ فرانسه و امثال بالزاک و آندره ژيد را بهذهن میآورد. آثاری که توصيفگرايی و احساسگرايی دو ويژگی غالب خالقان آنان بود و البته شریعتی، خود نیز در بخشی از کتاب کویر مینویسد که زمانی بسيار شيفتهٔ دکارت و آندره ژيد بوده است.[۲]
نوشتن را شروع کنیم حتی از...!
سارا شریعتی دربارهٔ اهمیت نوشتن نزد پدرش چنین تعریف میکند:
- «یک بار در آن ایامی که باباعلی زندان بود، من به ابتكار خودم شروع به شعارنویسی در دستشویی مدرسه كردم. مدیر مدرسه باخبر شد و مادرم را صدا زد. موضوع را به او گفت و خیلی جدی تهدید كرد كه اگر این كار ادامه پیدا كند به گوش ساواک میرساند. پس از آزادی بابا، مادرم قضیه را برای او تعریف كرد و پدرم با خنده گفت: من كتابی نوشتهام به نام «از كجا آغاز كنیم». حالا دخترم از دستشویی آغاز كرده است.»[۳]
مؤلفههای سبک و لحنش در یک نگاه[۱]
آثار انتقادی شریعتی که همگی را با آگاهی بر زندگی و آثار سرآمدان زمان خود، مینوشت سرشار از نفوذ و زیبایی کلام است. نمونهایی از نثر تحقیقیانتقادی در بین آثار شریعتی، کتاب بازگشت به خویش است.
استفاده از ترکبیات کلمات که نوشتارش را شیوا و نافذ کرده است، دیگر ویژگی است که در کتاب کویر مشهود است. شریعتی در کنار کاربرد عبارات و واژگان فارسی سره که خاصهٔ اهل قلم است، کلمات عامیانه نیز بهکار میبرد تا متنش برای عامهٔ مردن نیز مفهوم باشد.
بهرهجستن از واژههای متضاد در تکتک کتابهایی که شریعتی از خود بهجا گذاشته، سبکی شده برای این نویسنده که قدری منحصربهفرد است و گویی بیانگر تضاد و کشاکش درونی برخی مفاهیم و مسائل در اندیشهٔ اوست که خوبی و بدی دو سر این منظومه فکری است.
سه عنصر بسیار مهم و همواره مشترک، پربسامد و تکرارشونده که شریعتی در تمامیِ آثار مکتوب مستقیم و غیرمستقیم خود گاه مفصل و گاه مختصر به آنها میپردازد، «خودسازی»، «خودشناسی» و «خودباوری» است.
به دو شیوهٔ کاملاً متفاوت مینوشت
نوشتار شریعتی هم«ایجاز» دارد و هم «اطناب».
- من تمام تلاشم اين است كه حرفم را بزنم و همهٔ ترسم اين است كه آن را بد بفهمند. اين است كه آن همه شرح و بسط میدهم و بازهم خیلی بد میفهمند و اما در آنجاها كه میبینید مسئلهای را چند بار تكرار كردهام، میخواهم بگویم كه من جز اين، هیچ حرف دیگری ندارم؛ بقیه همه، حاشیه است؛ مثلاً زر، زور و تزوير، هرجا كه جز تكرار اين سه، حرف دیگری زدهام، پشيمانم.[۴]
[۵]
هرچند بهلحاظ سبکی همواره تمایلش به درازنویسی بود، گاهی از این میل ثابت خویش فاصله میگرفت و بهنفع موضوع و مخاطب، جملات را کوتاه و ساده مینگاشت و البته که علی شریعتی در تمام متونی که سخن را طول و تفصیل داده نیز کلامش همیشه آمیخته با توصیفاتی زنده، جاندار و اغلب شاعرانه است. این سبک غالباً ویژگیِ نوشتههایی از اوست که به یک موضوع محدود میشود؛ اما آنجاکه اظهارنظرهایش را بیان میکند به سادگی زبان و روشنگویی و گاهی نیز به زبان کنایی گرایش دارد.[۱]

تأسیس: ۱۳۰۲، نودوپنجساله شد![۶]
بررسی موشکافانهترِ ویژگیهای چند اثر
درنگی در کویر[۷]
کویر نوشتهای است کوتاه از علی شریعتی که واکاوی نثر آن از جنبهٔ ادبی در توصیفی دهگانه میگنجد. این ویژگیها شاید در دیگر آثار شریعتی نیز مشهود باشد؛ اما کنارهم و همزمانی آنها باهم در «کویر» معرف آن است که متن «کویر» از هر متن متعارفی متمایزتر و تفسیرپذیرتر است. درضمن این جُستار تجزیه و تشریح پیکر مردهٔ کویر است؛ اما کویر زنده و زیبا همان کویرِ خواندنیِ خواندهشده و خواندهشونده است:
تاریخینگاری
شریعتی تاحدی لحن تاریخیگرایانه دارد و این تاریخیگرایی بیشتر در بهکارگیری واژهها خودنمایی میکند. مصداق واژههای این اثر چنین است: «مدرسهٔ قدیمه»، «سنتالاولین»، «ضیاع»، «عقار» و... البته که او متعلق به نسل گذشته است؛ اما تفاوت زبان نسل گذشته و نسل اکنون بهاندازهٔ تفاوتی که در سیاق کلام شریعتی دیده میشود، نیست. ساختار جملههای او بیشتر به نثر سدههای چهارم تا ششم هجری، بهویژه نثر حدود العالم و تاریخ بیهقی نزدیک میشود؛ اما درعینحال، شیوا و روان است، چون کاملاً نامتعارف نیست.
تلمیحگویی
«نالههای آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعهٔ گمنام و غریبش در کنار آن مدینهٔ پلید و در قالب آن کویر بیفریاد، سر در حلقوم چاه میبرد و میگریست.»
جملهٔ بالا نمونهای از اشارههای بینامتنی پنهان یا تلمیحی است؛ چراکه شریعتی از اشارهٔ مستقیم به نام شخص پرهیز کرده است؛ اما بهسادگی نام علی(ع) را بهخاطر میآورد.
تاریخگریزی
«بیتاریخ» و نه «ناتاریخ» بودن و نیز «بیمکان» و نه «نامکان» بودن ویزگی ماندگاریِ کویر است. شریعتی با صراحت زمان و مکان را بههم میریزد و با اشاره به زمانها و مکانهای مشابه، تمام تاریخها و فضاها را از زمان و مکان مشخص و واقعی جدا میکند. وقتی مینویسد: چه فاجعهای است در آن لحظه که یک مرد میگوید!... چه فاجعهای!... زمان و مکان از مدینه و زمان علی فراتر میرود.
سبکآمیزی
درهمآمیختن سبک رسمی و غیررسمی و گاه عامیانه، تفاوتی معنادار در نثر علی شریعتی است که در کویر بهوضوح دیده میشود: «گویی اصحاب پیامبرند یا امام و یا سوختگان آتش ارادت هستند که از مرادشان سخن می گویند و من هرگاه با همکلاسانم مینشینم و باهم خاطرات زمان تحصیل را نشخوار میکنیم دلهامان را از درد خنده میگیریم که آن روز در کلاس معلم خطمان "موش" ول دادیم و... .
نوواژگانها
«مهتاب خرابه»، «برق خندهٔ آذرخشی»، «درد گریهٔ تندری»، «دستگاههای مجلهدار و قلمدار و مصاحبهساز و قراردادبند»، «محاق سکوت»، «نگاههای لوکس»، «نیمهمرحوم» و... . این واژهها و ترکیبهای «نوساخته» در متن کویر بهوفور دیده میشود و به این سبب که معنای کانونی آنها هنوز قوام نیافته و در ذهن گویشوران جانیافتاده، وارد واژگان زبان نشده است. درنتیجه تفسیرپذیرتر از واژههای دیگرند و معنایی پویاتر دارند و قادرند عمق معنایی بیشتری به متن بدهند؛ گرچه دربارهٔ آنها نیز تغییر معنایی چه بهشکل «همزمانی» و به گسترش معنایی و استعارهسازی و چه بهشکل «در زمانی» امکانپذیر است.
زنجیروارگی
تکرار صفتها و اسمها ضربآهنگی خاص به متن میدهد و کوبش و برجستهسازی زنجیروار متن با جملههای بلندی که پیدرپی، بهصورت همپایه یا موصولی، بههم پیوند میخورد، بیشتر و بیشتر میشود؛ زیرا خواننده اسمها، صفتها، قیدها، فعلها و درنهایت بندها، جملهها و حتی پاراگرافها را پیوسته میخواند نه با وقفهٔ ایستای نقطه، بلکه تنها با عطفِ «و»، «که»، «کاما» و مانند آنها. این است که اثر ذهن خواننده را برمیانگیزد و پیوسته میکوشد تا برداشت خود را بر خواننده تحمیل کند؛ چراکه این تکرار باعث «برجستهشدن» و «چشمگیرشدن» سازهها و عناصر مدنظر نویسنده میشود: «بیدیوار، بیحصار، بیشکنجه، بیشلاق، بیجان، بیقزاق...» و «در غرفههای مساجد یا مدرسهای مدارس مینشستند و حضور در محضرشان، نه پرداخت مبلغ و مدرک و شرایط میخواست و نه دریافت غبغب و دبدب و شمایل!»
تناقضپردازی
متناقضنمایی در تجلی بهشت و دوزخ در آسمان و زمینِ «کویر»، رودرروی هم و بهطور همزمان، بهچشم میخورد، طوریکه تفسیرپذیری و ابهام ایجاد میکند. و در جایی دیگر تناقضی بین آوای سیر سیرک و «صریحترشدنِ» سکوتِ شب کویر: «فریادهای غلتان و طولانیِ قورباغههایی که در دوردستِ صحرا میخواندند و آوای سیر سیرکهایی که هیچجا نیستند و گویی از غیبت سوت میکشند، سکوت شب کویر را صریحتر مینمود.» و همچنین است «پایان سرزمین حیات» در مقابل «آغاز سرزمین ماوراءالطبیعه» و «روییدن رؤیا در کویر» در مقابل «نروییدن درخت».
به این روند متناقضنمایی، فرآیند «وارونهسازی» را نیز باید افزود: «ادارهٔ نمیدانم چیهای عالیهٔ ویژهٔ نسخ چاپی به نسخههای خطی...» شریعتی در این جمله روند تبدیلشدن نسخههای خطی به چاپی وارونه کرده است و جالبتر اینکه نسخهٔ خطی قدیمیتر از نسخهٔ چاپی است و طبیعتاً جمع آن باید جمع مکسر عربی «نسخ» میبود؛ اما برای آن «ها» بهکار رفته است. البته شاید ناخودآگاه چنین شده باشد؛ اما چنین تفسیر و برداشت را ایجاد میکند.
دوگاننگری
تقابل «دو نگاه» که خود عامل تشدید تفسیرهای متفاوت میشود، ویژگیِ بسیار بارز نثر ادبی شریعتی در کتاب کویر است. نمونه: «و هر سال، تابستانها به اصل خود، مزینان برمیگشتیم و بهتعبیر امروزمان، میرفتیم» بهتعبیر امروزمان، بیانگر این اصل است که هر خواننده و تفسیرگر بهتعبیر «امروز خود»، متن را میخواند و این آغاز جاودانگی و بیتاریخی است.
لایهلایهنویسی
اینکه نویسنده در اثرش منظورِ نهایی و اصلیِ خود را گامبهگام و در لایههای مختلف از طریق رسیدن به منظورهای آغازین و میانی طی و پدیدار کند؛ یعنی متن «لایهای» است. درواقع صدق و کذب هر گزاره پیوسته بر صدق و کذب و نتیجهٔ گزارهٔ بعدی تأثیرگذار است و درنهایت این گزارهٔ «تناقضدار» آخرین است که برداشتی تازه ارائه میکند: «... و یا فیزیکدانی جهانی که انیشتین در ملاقاتی که با وی کرده است، گفته که من سی سال است که حرف میزنم و کسی نمیفهمد و این جوان ایرانی سه ساعت است حرف میزند و من نمیفهمم! و این تنها جملهای است در زبان بشری که درعینحال از بیخ دروغ است از پایه راست است!... .»
تصویرپردازی
«تصویرسازی» نیز در کنار «لایهلایهنویسی» تفسیرپذیری را بهاوج میرساند؛ زیرا وقتی کلام با عناصر زبانی نظیر سازهها، واژهها و ساختهها، تصویر و صحنه و صدالبته رخدادی را که پویاتر از تصویر و صحنه است میسازد و این رخداد چنان است که عناصرش کاملاً همانند واقعیت نیستند؛ بلکه همانند خیال، مهآلود و کمی گنگ، ناطبیعی و فراواقعی، آنگاه خواننده که گویی همان بییندهٔ این رؤیاست، خیال و خواب را آنچنان که «پیش فهم» و ذهنیتش اجازه میدهد، تعبیر و تفسیر میکند. بخشی از متن: قطیفههای سفیدی که همچون کفن بر بامهای ده پهن گسترده بود و مردم خفتهٔ ده را در خود پیچیده بود، تکان میخورد... و خروسی که خروس بیمحل شب کویر است و صبحدم به دست شاغلام و در برابر سکوت، بیتفاوتی یا به بیخبریزدنِ آدمهای دیگر، ذبح میشود.»
نثر شریعتی زیر زیربین دیگران
محمد فخارزاده
دامن خراسان، دامنگیر آثارش شد!
« | محمد فخارزاده معتقد است:
در اين عبارت هم که نمونهٔ کاملی از نثر شريعتی است، بیان زيبايی از عينالقضات همدانی را با مصراعی از حافظ پيوند میدهد:
|
» |
کشف استثنا از قواعد کلی
شريعتی بسيار خوش میدارد که قاعدهای کلی را بيان کند و بعد استثنايی از ميان آن بيرون بکشد و به تقديس آن بپردازد. او هميشه تفاوتها را تحسين میکند و از هرآنچه معمولی و عادی است دلگير میشود: «چه بسيارند کسانی که هميشه حرف میزنند بیآنکه چيزی بگويند و چه کماند کسانی که حرف نمیزنند؛ اما بسيار میگويند... .»[۲]
برشی از اثر
صحنههای معبودهای من
« | «هرکسی دو نفر است. نمیخواهم بگويم خاک و خدا... يا شيطان و الله که دو عنصر متناقض ساختمان آدمیاند...؛ اما اين حرف ديگری است که هر اروپايی دو تن است: يک پاسکال و يک دکارت. در هر مسلمانی يک بوعلی و يک بوسعيد زندگی میکند؛ زندگی و نه جنگ. در هر من چينی کنفسيوس و لائوتزو باهم در کشمکشاند...؛ مگر نه انسان يک عالم صغير است؟! پس شرق و غرب را در خويشتن خود داراست و انسان عبارت است از يک ترديد، يک نوسان دائمی. هرکسی يک سراسيمگی بلاتکليف است. يک دانتهٔ آواره و بیسامان در هيچستان نامعلوم برزخ تا ناگهان بر سر راه ويرژيلی قرار گيرد تا او را به غرب براند و به راه دکارت، کنفسيوس، ارسطو و... يا بئاتريسی و او را به شرق کشاند و...؛ اما گاه معجزهای در يک زندگی سرمیزند. کسی که از برزخ بلاتکليفی از پوچی نوسان يا رنجهای بیثمرِ ترديد، به غرب خويش افتاده است و در آنجا سروسامانی يافته و کاخی برافراشته و جايگاهی معتبر و رفيع دارد، ناگهان صاعقهای بر سرش فرومیکوبد و در يک حريق، يک انقلاب شگفت، يکباره افقهای پيش نظر، ديگر میشود و آسمان بالای سر ديگر میشود و هوای دمزدن ديگر و نگاه ديگر و دل ديگر و خيال ديگر و... جهان هستی و حتی خدا ديگر میشود... و تولدی ديگر و عمری ديگر... . شمس چنين صاعقهای بود بر سر مولوی که در مغرب خويش به مرادی رسيده بود.»(ص:۳۳۶)[۲] | » |
برگهای کویر
«با قيافهای که با همهٔ بلاهتی که از آن میريخت سخت حکيمانه مینمود و هرکس از آن احساس میکرد شاغلام چيزهای بسياری میداند که او نمیداند و او خود نيز بر اين عقيده، سخت راسخ بود. میکوشيد لفظقلم هم حرف بزند تا ديگر نقصی نداشته باشد. تنها کمبودی که احساس میکرد همين لهجهٔ دهاتیاش بود که آن را هم بهطرز مسخرهای جبران کرده بود. حقايق اصولی را از قبيل اينکه: «برای جلوگيری از ازدحام در رفتوآمد مردم بر روی جويی، اگر دو پل بزنند که آيندگان از يک پل و روندگان از پلی ديگر عبور کنند بهتر است از اينکه يک پل بزنند و آيندگان و روندگان همگی بر آن پل عبور کنند!» با طمطراق و آبوتاب بسيار میگفت و سخت جديت میکرد تا به همه بفهماند و با لب و چشم و ابرو و اصرار و پشتکار از همهٔ حضار تصديق آميخته با تحسين بگيرد... .»(ص:۲۸۸)[۲]
ورقهای نامهای به دوست
اما رويکرد شريعتی به طنز و شوخطبعی او که شايد در آثار جدی او مجال ظهور نيافته باشد، لابهلای نوشتههای ادبیاش بهچشم میخورد. شريعتی گهگاه از طنز برای تغيير ذائقه و نحوهٔ بيان استفاده میکند، گاهی هم برای تلطيفکردن حملات خود به ديدگاههای مخالف:
- «مثل اين میماند که شما يک موسيقیدان بزرگ را که سراسر روحش مملو از هنر است به صفات خوشاندام، مهربان، سخاوتمند و «قهرمان شنای قورباغه» معرفی کنيد... .»(ص:۳۰۶)[۲]
منبعشناسی
- کویر، علی شریعتی، ۱۳۸۴. مشهد: چاپخانهٔ طوس.
پانویس
- ↑ پرش به بالا به: ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «نوشتههایش چنین ویژگیهایی دارد!».
- ↑ پرش به بالا به: ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ فخارزاده، محمد. «ادبیات فرانسه در سبک کویر اثرگذار بود!». آفتاب، مردادوشهریور۱۳۸۴.
- ↑ «یادهای سارا شریعتی از پدرش (چاپشده در ماهنامه «گلآقا»، شماره۹۳)».
- ↑ نیکاندیش، زهره. نقدوتحلیل سبكشناختی آثار برگزیدهٔ دكتر علی شریعتی (هبوط، كوير، انسان، نامهها). ۸۲.
- ↑ «نقدوتحلیل سبكشناختی آثار برگزیدهٔ دكتر علی شریعتی (هبوط، كوير، انسان، نامهها)».
- ↑ «نودوپنجسالگی کتابخانهٔ عمومی دکتر علی شریعتی».
- ↑ «ویژگیهای سبکی کویر شریعتی، نویسنده: فرهاد ساسانی دکترای زبانشناسی».
منابع
- فخارزاده، محمد. [www.aftab-magazine.com/3/page2:1 «ادبیات فرانسه در سبک کویر اثرگذار بود!»]. آفتاب اول، ش. ۳ (مردادوشهریور۱۳۸۴). بازبینیشده در ۲۷خرداد۱۳۹۸.
- نیکاندیش، زهره. ابوالقاسم رحیمی. نقدوتحلیل سبكشناختی آثار برگزیدهٔ دكتر علی شریعتی (هبوط، كوير، انسان، نامهها) (پایاننامهٔ ارشد). ۸۲.
پیوند به بیرون
- «نوشتههایش چنین ویژگیهایی دارد!». ایمنا، ۲۶خرداد۱۳۹۵. بازبینیشده در ۲۶خرداد۱۳۹۸.
- «یادهای سارا شریعتی از پدرش (چاپشده در ماهنامه «گلآقا»، شماره۹۳)». خاطرهنگاری، ۳آذر۱۳۹۵. بازبینیشده در ۲۸خرداد۱۳۹۸.
- «ویژگیهای سبکی کویر شریعتی، نویسنده: فرهاد ساسانی دکترای زبانشناسی از دانشگاه علامهطباطبایی، استادیار گروه زبانشناسی در دانشکدهٔ ادبیات، زبانها و تاریخ». وبلاگ «از شریعتی»، ۱۶فروردین۱۳۹۲. بازبینیشده در ۲۷خرداد۱۳۹۸.
- «نودوپنجسالگی کتابخانهٔ عمومی دکتر علی شریعتی». پایگاه اطلاعرسانی کتابخانههای عمومی کشور، ۱۱اردیبهشت۱۳۹۸. بازبینیشده در ۲۸خرداد۱۳۹۸.
- «نقدوتحلیل سبكشناختی آثار برگزیدهٔ دكتر علی شریعتی (هبوط، كوير، انسان، نامهها)». پایگاه ایرانداک (گنج)، ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۲۶خرداد۱۳۹۸.