ابوالفضل حری

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ابوالفضل حری

ابوالفضل حری، ادب‌پژوه، مترجم ایرانی و استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اراک است.[۱] [۲]

* * * * *

در سال ۱۳۵۱ در اراک متولد شد. تحصیلاتش را تا پایان دبیرستان در اراک گذراند. در سال ۱۳۶۶ با انجمن سینمای جوانان ایران آشنا شد که نتیجهٔ آن، ساخت چند فیلم کوتاه و داستانی بود. دورهٔ کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی را در دانشگاه علامه طباطبایی گذراند و همزمان با دفتر جهاد دانشگاهی در زمینه‌های فرهنگی و هنری همکاری داشت. از سال ۱۳۷۲ به بعد به ترجمه، تألیف و چاپ ده‌ها مقاله در روزنامه‌ها و مجلات داخلی پرداخت و نامزد دریافت قلم بلورین در رشتهٔ نقد در ششمین جشنواره مطبوعات و برنده لوح زرین و قلم بلورین در نهمین دورهٔ این جشنواره بود. همچنین برای نقدِ فرمالیستی شعر تا انتها حضور اثر سهراب سپهری، در چهارمین جشنواره نقد کتاب به‌عنوان برگزیده معرفی شد. او که دورهٔ کارشناسی ارشد و دکتری را هم در دانشگاه علامه طباطبایی گذرانده‌است، در جهاد دانشگاهی واحد علامه و سپس دانشگاه اراک به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخته و از مهر ۱۳۸۲ عضو هیئت علمی دانشگاه اراک است. حری از داوران جایزه ابوالحسن نجفی و کتاب سال ایران است و برای نگارش کتاب کلک خیال‌انگیز: بوطیقای ادبیات وهمناک، کرامات و معجزات برندهٔ جایزه ادبی جلال آل‌احمد شد. حری همچنین برای طرح پژوهشی با عنوان «بررسی سبک صالح حسینی در مقام مترجمی ادبی در ترجمه‌های فارسی به سوی فانوس دریایی و خشم و هیاهو» برگزیدهٔ پنجمین دورهٔ جشنوارهٔ فارابی شد.[۱]

زندگی و یادگار

دیدگاه و اندیشه

ویژگی‌های روایت در قرآن، فقط خاص خود قرآن است

قرآن بهترین شیوه قصه‌گویی را دارد. به‌دور از تعصب، ویژگی‌های روایت در قرآن، فقط خاص خود قرآن است. قرآن متن است نه اثر، چون زنده و پویاست. قرآن گفتمان شفاهی بین خدا و پیامبر (ص) است و به‌نظر من می‌تواند گفتمان ما و خداوند هم باشد و از این منظر با کتاب‌های عهدین متفاوت است. بجز داستان حضرت یوسف که تقریبا در یک سوره مستقل آمده، دیگر قصه‌های قرآن به‌طور پراکنده در بخش‌های مختلف قرآن بیان شده‌اند. این موضوع مستشرقین را به این فکر انداخته که قرآن منسجم و یکپارچه نبوده و شامل قصه‌های پراکنده است. نباید فراموش کنیم میان قصه‌های قرآن ارتباط میان آیه‌ای و میان سوره‌ای وجود دارد. قصه‌های قرآن مانند رمان نیستند، بلکه جزئی از سوره‌های قرآن هستند. با استفاده از بحث زبان‌شناختی می‌توان جواب مستشرقین را داد که قرآن را یک متن بهم ریخته می‌دانند، در حالی‌که نظریه‌های زبان‌شناختی قرآن را یک کل بهم پیوسته می‌دانند که با برداشتن حتی یک آیه، نظم آن دچار اختلال می‌شود. یک من اگر هفت ویژگی داشته باشد، یک متن بهم پیوسته اس و قرآن همه این ویژگی‌ها را دارد. قصه‌های قرآن چون داستان تعریف می‌کنند، پس روایت هستند. قرآن بهترین شیوه قصه‌گویی را دارد و در این کتاب آسمانی هم بهترین شیوه قصه‌گویی برای بهترین قصه که داستان حضرت یوسف (ع) بوده، به‌کار رفته است. بدور از تعصب، ویژگی‌های روایت در قرآن، فقط خاص خود قرآن است.[۳]

شیوه روایت‌گری قصص

از حیث روایت‌شناختی، شیوه‌ روایتگری قصص تابع زمان وقوع رخدادهاست و به چهار نوع تقسیم می‌شود: یک، داستان و رخدادهایش به‌تمامی در گذشته رخ داده‌اند؛ سپس، داستان برای دیگران نقل می‌شود. عمده‌ حوادث و قصص قرآنی از این گونه‌اند. دو، داستان و رخدادهایش هنوز رخ نداده‌اند، اما وقوع آنها پیش‌بینی می‌شود. عمده‌ این داستان‌ها در سوره‌های کوتاه مکی قرار گرفته‌اند. سه، روایت‌هایی که همزمان با نقل شکل می‌گیرند. رخدادهای زندگی پیامبر و در کل حوادث زندگینامه ایشان از این شمار است. چهارم روایتگری و وقایعی که روایت می‌شوند، به‌گونه‌ای متناوب و یک در میان ذکر می‌شود.[۴]

روایت‌شناسی در قرآن

روایت‌شناسی به ‌طرزی کارآمد در مطالعه‌ قصص قرآنی کارایی پیدا می‌کند. ویژگی‌های زمان روایی از جمله نظم و تداوم با قصص قرآنی همخوانی دارد. قصص قرآنی به‌طرزی کارآمد و عمدتاً کنایی از مؤلفه‌ مکان و ویژگی‌های آن بهره‌ فراوان می‌برند. اشخاص قصص قرآنی، هم از اجزای اصلی بافت داستانی محسوب می‌شوند و هم اینکه از روی اشخاص واقعی و تاریخی الگوبرداری شده‌اند و از این حیث چونان افراد واقعی رفتار می‌کنند. از طرف دیگر، زاویه‌ دید در قصص قرآنی، سوم‌شخص دانای کل است و کانونی‌شدگی بیرونی ازجمله شیوه‌های روایتگری در قرآن محسوب می‌شود. در قرآن وجوه گوناگون گفتار و اندیشه و به‌ویژه مکالمه، به‌ طرق مختلف بازنمایی شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی می‌توان تعبیر کرد که شگرد راهبردی در عمده‌ سوره‌ها و قصص قرآن، مبتنی بر مکالمه یا منطق گفت‌وشنودی است. نیک پیداست در کتابی که قصد راهنمایی و هدایت بشر را در تمامی اعصار بر عهده دارد، گفتار و اندیشه که از جمله ملزومات تعامل، مراوده و ارتباط میان افراد بشر است، نقشی اساسی ایفا کند. در واقع زبان که در گفتار و اندیشه تجلی و نمود پیدا می‌کند، ازجمله ضروریات مراودات انسانی است و از کتابی که خود معجزه‌ زبانی بوده و در اصل به ‌صورت شنیداری و شفاهی نازل شده است، کمترین انتظار این است که به بازنمایی گفتار و اندیشه که به ‌واسطه‌ زبان تبلور می‌یابد، اهمیت بسیار قائل شود. قرآن از این حیث، سرآمد است. در قرآن وجوه گوناگون گفتار و اندیشه و به‌ویژه مکالمه، به‌طرق مختلف بازنمایی شده است، به‌گونه‌ای که حتی می‌توان تعبیر کرد صنعت راهبردی در عمده‌ سوره‌ها و قصص قرآن، مبتنی بر منطق گفت‌وشنودی یا مکالمه است.

از جمله مضامین اصلی آیات، سور و قصص قرآنی، هدایت و راهنمایی ابنای بشر به سرمنزل مقصود بوده که همان قرب الهی است. طبیعی است که زبان در قالب گفتار و اندیشه در این میان بیشترین نقش را بر عهده دارند. در قرآن به بازنمایی انواع وجوه گفتار و اندیشه برمی‌خوریم که از مستقیم‌ترین، محاکاتی‌ترین وجه (مکالمه) تا غیرمستقیم‌ترین وجه (اندیشه‌های درونی و حدیث نفس‌ها) طیف‌بندی می‌شود.[۴]


زاویه‌ دید در قصص قرآنی

در مجموع، زاویه‌ دید را از آنِ راوی و کانونی‌شدگی را از آنِ اشخاص می‌دانند با علم به اینکه راوی است که کانونی‌شدگی را گزارش می‌کند. نکته‌ بسیار مهم درباره‌ زاویه‌ دید و کانونی شدگی در قصص قرآن، همبستگی میان انواع مختلف زاویه‌ دید و کانونی‌شدگی است. در حقیقت قرآن برای ارائه و نمایش دستورالعمل‌های وحیانی خود به‌ویژه در قالب قصص، از انواع زاویه‌ دید و کانونی‌شدگی (جهان‌شناختی، عبارت‌شناختی، ادراکی و زمانی و حجمی) بهره می‌برد. این همبستگی مبین چندصدایی بودن قرآن نیز محسوب می‌شود: با اینکه خداوند قادر متعال است و صدای او وجه غالب است، در عین حال، اجازه می‌دهد که مخاطبان با صدا و موضع دیگران ـ از نیکان گرفته تا بدان و کج‌اندیشان ـ آشنا شوند. در تمام داستان‌های قرآن، خداست که در مقام راوی دانای کل، حوادث و سرگذشت پیشینیان و نیز اخبار آینده را به‌ واسطه‌ جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل می‌کند. زاویه‌ دید در قصص قرآنی سوم شخص دانای کل (خداوند) است و اوست که تمام قرآن را به واسطه‌ زبان وحی بر پیامبر(ص) فرو فرستاده است و از آنجا که قادر متعال و دانا به جمیع خفیات و نیات است، از همه چیز جهان در همه جا خبر دارد. پس راوی دانای کل دانستن خداوند، فقط برای تقریب به ذهن و برای تبیین مسأله از دیدگاه روایت‌شناختی است؛ چه، ذات متعال خداوند فراتر و برتر از آن است که در قالب واژگان معمولی جای گیرد. از این رو، به کار بستن انواع زاویه‌ دید و کانونی‌شدگی در قصص قرآنی برای توصیف، دسته‌بندی و ارزیابی فنی‌تر این قصص صورت می‌گیرد. در مجموع، خداوند قرآن را بر پیامبر نازل کرده و خوانندگان هم‌عصر پیامبر یا خوانندگان امروزین، قصص قرآنی را از زبان پیامبر(ص) می‌شنوند و پیامبر نیز آنها را بی‌کم و کاست بر شنوندگان قرائت می‌کند. از این حیث به نظر می‌آید پیامبر(ص) آینه‌برگردان، مرکز آگاهی سوم شخص یا به تعبیری، کانونی‌گری است که داستان‌ها را بر شنوندگان قرائت می‌کند. از این جهت که ایشان کانونی‌‌گری است که از بیرون فضای داستانی، قصص را روایت می‌کند یعنی در شکل‌گیری قصص نقشی ایفا نمی‌کنند و جملگی قصص از طرف خداست، کانونی‌گر بیرونی یا راوی ـ کانونی‌گر هم نام دارد.

گاه نیز پیش می‌آید که پیامبر(ص) داستانی را روایت ـ کانونی می‌کند که خود آن داستان، قهرمان اصلی دارد که آن شخصیت، روایت داستان را برعهده می‌گیرد و در واقع، رخدادهای داستان در چشمان آن شخصیت در مقام کنشگر روایت میان‌داستانی، جای می‌گیرد یا کانونی می‌شود. از این راوی که داستان زندگی خود و اطرافش را کانونی می‌کند، به کانونی‌گر درونی یا شخصیت ـ کانونی‌گر، آینه‌برگردان یا پالاینده نیز یاد می‌کنند. نمونه‌ بارز این نوع کانونی‌گران، حضرت یوسف، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و دیگرانی هستند که در داستان‌هایی که رخ می‌دهند، نقش اول را دارند و کنش داستان به واسطه‌ حضور آنها پیشرفت می‌کند. برای نمونه، در روایتگری قرآن در داستان آفرینش به‌ویژه در دو سوره‌ «ص» و حجر که ذیل مبحث «تصریف در بیان» باید به آن اشاره کنیم، زاویه‌ دید دائماً میان کنشگران اصلی یعنی خداوند، آدم و ابلیس با گفتگو، در آمد و شد است. به‌واقع در داستان آفرینش که در چندین سوره‌ قرآن آمده، موضوعی یکسان که همان آفرینش آدم(ع) و داستان هبوط اوست، در هر سوره، شیوه‌ روایتی متفاوت دارد به‌گونه‌ای که گویی خواننده با داستانی تازه روبروست. از این رو درست است که در قرآن موضوعات و اشخاص تکرار می‌شود، اما شیوه‌ بیان و روایت از یک سوره به سوره‌ دیگر، تازه به تازه می‌شود که از آن به تصریف در بیان یاد می‌کنند.

شیوه‌ روایتگری یکی از عوامل تصریف در بیان است و آنچه زاویه‌ دید را در سوره‌ها تغییر می‌دهد، بافت و عوامل بافتی است. این بافت در عوض، با شأن نزول آیات و سوره‌ها نیز مرتبط است. در سوره‌ای، بر جانشینی انسان بر زمین تأکید می‌شود، پس طبیعی است رخدادها از این موضع بیان شوند؛ در سوره‌های دیگر، دشمنی میان ابلیس و انسان مطرح است، پس بافت سوره متفاوت جلوه می‌کند و بافت متفاوت، شیوه‌ روایتگری را نیز تغییر می‌دهد.[۴]

اسلوب ویژه‌ قرآنی

از جمله شاخص‌های کلامی که اسلوب ویژه‌ قرآنی است و در قصص قرآنی هم به ‌کار می‌رود، شگرد التفات است که به ‌لحاظ عملکرد با کانونی‌شدگی قرابت زیاد دارد. «التفات» در لغت به معنای چرخاندن یا چرخاندن صورت به سمتی دیگر است. التفات یعنی تغییر کلام، به ‌منظور صحبت درباره‌ چیزی پیش از ادامه‌ موضوع اصلی. از این حیث که در التفات زاویه‌ دید از یک نفر بر نفر دیگر تغییر می‌کند، التفات با کانونی‌شدگی ـ زاویه‌ دید قرابت معنایی دارد؛ اما در التفات نیز همانند کانونی‌شدگی، این تغییر موضع در حد نگاه کردن محدود نمی‌شود و به رشته‌ کلام هم درمی‌آید که در روایت‌شناسی از این نگاه به کلام درآمده، به بازنمایی گفتار و اندیشه یاد می‌کنند. با این اوصاف، التفات را از این نظر که در معنای چرخاندن صورت به سمتی دیگر است، با کانونی‌شدگی و از این نظر که این چرخش بر زبان بیننده ـ راوی جاری می‌شود، با بازنمایی گفتار و اندیشه، تناظر یک‌به‌یک دارد.

نکته‌ مهم این است که تغییر در ضمایر ازجمله شروط التفات محسوب می‌شود. با توجه به این شرط، التفات به شش‌گونه خود را نشان می‌دهد: تغییر در ضمیر میان ضمایر اول، دوم و سوم شخص که مرسوم‌ترین نوع التفات است؛ تغییر در عدد میان مفرد، مثنی و جمع؛ تغییر در مخاطب، تغییر در زمان فعل؛ تغییر در حالت دستوری؛ کاربرد اسم به جای ضمیر. وقتی از کانونی‌شدگی یا بازنمایی گفتار و اندیشه در قصص قرآنی سخن به‌میان می‌آوریم، منظور همین شگرد التفات و انواع آن است، گرچه ممکن است التفات به ‌لحاظ روایت‌شناختی چندان با قواعد حاکم بر کانونی‌شدگی و بازنمایی گفتار و اندیشه منطبق نباشد.[۴]

سنخ‌شناسی شخصیت‌پردازی

اشخاص قصص قرآنی در طیفی گسترده قرار می‌گیرند. گاه این اشخاص جزو انبیا هستند؛ گاه افرادی‌اند که با انبیا مبارزه می‌کنند؛ گاه اسامی مشخص دارند (موسی(ع)، ابراهیم(ع) و غیره)؛ گاه بدون نامند (مادر موسی، همسر فرعون، زن عزیز مصر، دختران شعیب، زن عمران، زن زکریا، خواهر موسی، پسر نوح، برادران یوسف)؛ گاه صاحب قدرت‌اند و تغییر نمی‌کنند (فرعون، نمرود)؛ گاه صاحب قدرت‌اند و متحول می‌شوند (ملکه‌ سبا)؛ گاه ساده‌اند و نقش فرعی دارند و متحول می‌شوند (ساحران در داستان موسی(ع))؛ گاه بی‌نام اما اندکی جامعند ـ دست‌کم به‌واسطه‌ مکر و حیله‌ای که به‌کار می‌بندد و در پایان متحول می‌شوند (برادران یوسف)؛ گاه یک قوم و قبیله‌اند و متحول می‌شوند (اصحاب کهف)؛ گاه چند قوم و قبیله‌اند و متحول نمی‌شوند (قوم لوط، صالح و غیره)؛ گاه وظیفه‌ای همپای پیامبر بر دوش می‌گیرند و در انجام دادن وظیفه موفق نمی‌شوند (هارون(ع))؛ گاه، حیوانی است که متحول می‌شود (سگ اصحاب کهف)؛ گاه حیوانی است که نقشی مهم بر عهده می‌گیرد (مار در داستان موسی(ع))؛ گاه انسانی است که متحول نمی‌شود (پسر نوح)؛ گاه، شیئی است که اهمیت پیدا می‌کند (عصای موسی)؛ گاه، صورت غیر بشری دارند (جن و هدهد) و اشخاصی از این دست.

به هر جهت این اشخاص که هم واقعی و تاریخی‌اند و هم از حیث اصول داستان‌پردازی، در راستای پیشبرد کنش داستانی قرار دارند، مستقیم و غیر مستقیم در قصص قرآنی معرفی می‌شوند. این اشخاص یا به دست خودشان خود را توصیف می‌کنند، یا اینکه راوی دانای کل (خداوند) آنها را مستقیم و غیرمستقیم توصیف و معرفی می‌کند. به نظر می‌آید قرآن به فراخور بافت سوره و حال و فضای داستان، از هر دو شیوه استفاده کرده است. نکته‌ مهم این است که میان شخصیت و عمل یا کنشی که شخصیت انجام می‌دهد، پیوستگی موج می‌زند. به دیگر سخن، خصلت‌های نیک و بد افراد از پیش تعیین نشده است و افراد در نیل به پیروزی یا شکست، خود مسئول اعمال خودند. در واقع، به‌کامی یا ناکامی اشخاص به انتخاب‌های آگاهانه‌شان بستگی دارد. جلوس یوسف بر تخت عزت سوای اینکه او ذاتاً خوب است، نتیجه‌ انتخاب و تلاش‌های پیوسته‌ او برای مبارزه با نفس و حفظ شرافت و کرامت انسانی است و این همان تبلور شخصیت در عمل است که از جمله زیرگروه‌های توصیف غیرمستقیم است.[۴]

نظر ابوالفضل حری دربارهٔ آثارش

کتاب «مطالعه قرآن به منزله اثری ادبی»

این کتاب در دو بخش تنظیم شده که بخش نخست شامل مجموعه مقالاتی از استنصر میر، قرآن‌پژوه پاکستانی و بخش دوم شامل مقالات عبدالرئوف است. در این کتاب از قرآن به منزله اثری با ویژگی‌های کلامی بحث می‌کنیم. در سیر بررسی قرآن به مثابه اثری ادبی، مراحلی همچون واژه‌گزینی، تصویرپردازی، همپایگی و تکرار صورت گرفته است. عبدالرئوف هم بیشتر قرآن را به‌عنوان هنر زبانی بررسی کرده و به مواردی همچون جابجایی، سازگاری، چینش عناصر متباین و زنجیرمندی مفهومی و بافتی در سطح خرد و کلان تاکید دارد. این کتاب شاید بتواند چشم‌اندازهایی را برای پژوهشگران و علاقه‌مندان مطالعات قرآنی باز کند. البته این دو قرآن‌پژوه در تحقیقات‌شان بیشتر تفاسیر اهل سنت را مدنظر قرار داده‌اند، از این‌رو در پانوشت‌های کتاب هرجا که لازم بوده به منابع شیعه از جمله «پرتوی از قرآن» علامه طباطبایی اشاره کرده‌ام. از بدو نزول قرآن، حدود ۲۰۰ کتاب‌ شاخص درباره بلاغت قرآن نوشته شده، اما یک کتاب هم درباره قصه‌های قرآن وجود ندارد. البته در کتاب‌‌های تفسیری در شأن نزول آیات به داستان‌های قرآنی اشاره شده مانند «تفسیر المیزان» ولی کتابی مستقل که قصه‌های قرآن را بررسی کرده باشد، ندیده‌ام. در فرآیند مطالعاتی به‌نظرم رسید که قصه‌های قرآن مهجور واقع شده‌اند. تا سده بیستم کتاب خاصی در این زمینه وجود نداشت. کتاب مشهور احمد خلف‌الله در مصر، نخستین کتابی است که پیش از دهه ۱۹۵۰ نوشته شده است. در بین غربی‌ها هم در آن دوران نگاه به قرآن وجود داشت، از جمله در کتاب ریچارد بل که با ترجمه بهاءالدین خرمشاهی منتشر شده، فصلی درباره قصه‌های قرآن وجود دارد. هوروفیتز، مستشرق آلمانی هم در فصل نخست کتاب «مباحث قرآنی» به قصص قرآنی اشاره می‌کند.[۳]

آثار و کتابشناسی

تألیف

ترجمه

تعدادی از مقالات

  • آسیب شناسی سرفصل مصوب گرایش ادبیات روایی در مقطع کارشناسی ارشد در پرتو مطالعات برنامه ریزی آموزشی، منبع: ادبیات پارسی معاصر سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲۶).
  • نقش ادبیات داستانی ترجمه شده در نظامگان ادبی فارسی، منبع: ویژه نامه نامه فرهنگستان (ادبیات تطبیقی) سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
  • بررسی سبک زندگی ایمانی در پرتو قرائت مضمونی و ساختاری سوره حجرات مبتنی بر معناشناسی ایمان و کفر، منبع: آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۹.
  • سخت ترجمه پذیری اسماءالحسنی با تکیه بر الگوهای رایج در ترجمه انگلیسی اسامی خاص، منبع: مطالعات ترجمه قرآن و حدیث دوره ششم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۱.
  • جایگاه اقتباس ماتیو آرنولد از داستان رستم و سهراب شاهنامه در نظامگان ادبی عصر ویکتوریا، منبع: نقد ادبی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷.
  • نقد و تحلیل کتاب روایت پژوهی درزمانی: سنجش روش های قصه گویی و داستان نویسی در فارسی، منبع: پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ شماره ۲.
  • بررسی شکلی و محتوایی کتاب روایت پژوهی داستان های عامیانه ایرانی، منبع: نقد ادبی سال یازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۱.
  • الگوی نقش معرف کارکرد در قصه های عامیانه طنزآمیز ایرانی، منبع: فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم خرداد و تیر ۱۳۹۷ شماره ۲۰.
  • سنخ شناسی و بررسی الگوهای ساختاری تیپ ابلهان در قصه های عامیانه طنزآمیز ایرانی، منبع: کهن نامه ادب پارسی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۲۷).
  • کاربست نظریه معنایی انگاره- بنیاد در طنزهای اقلیمیِ رساله دلگشا، منبع: جستارهای زبانی دوره نهم خرداد و تیر ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۴۴).
  • بررسی وصایت مندی در خطبة غدیر از دیدگاه الگوی تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف، منبع: مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی سال دوم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیایی ۶).
  • نقد برگردان فارسی کتاب داستان پسامدرنیستی ازمنظر رویکرد ارزیابی کیفیت ترجمه، منبع: پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال هفدهم دی ۱۳۹۶ شماره ۷ (پیاپی ۵۰).
  • مناسبات درونی و بینا آیه ایدر سه سوره سوگند دار قرآن (نازعات، مرسلات، ذاریات)، منبع: حسنا تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۳.
  • به سوی تعریف، تحدید و تعیین الگوی ارتباط وحیانی در پرتو سه دیدگاه رایج ناظر به وحی، منبع: علوم قرآن و حدیث سال چهل و چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۸۹.
  • بررسی شگرد قرآنی التفات در پرتو ساختار اطلاعات گفتمان، منبع: پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی دوره دوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴.
  • سبک در ترجمه: راهکارهای فردی صالح حسینی از رهگذر همگانی های ترجمه در ترجمه خشم و هیاهو، منبع: پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۶ تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲.
  • سازکارهای زبانی شوخ طبعی: جناس و ابهام/ ایهام، منبع: پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی دوره دوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲.
  • وجوه بازنمایی گفتمان روایی: جریان سیال ذهن و تکگویی درونی، منبع: پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۰ شماره ۶۱.
  • مناسبات زبانی و یا زنجیرمندی خرد و کلان در قصص قرآنی (با نگاهی به داستان یونس (ع))، منبع: پژوهش های زبان و ادبیات تطبیقی سال اول زمستان ۱۳۸۹ شماره ۴.
  • همبستگی سطوح روایت و فراکارکردهای هلیدی در داستان «حسنک وزیر»، منبع: ادب پژوهی گیلان سال چهارم تابستان ۱۳۸۹ شماره ۱۲.
  • مؤلفه‌های زمان و مکان روایی در قصص قرآنی، منبع: ادب پژوهی بهار و تابستان ۱۳۸۸ شماره ۷ و ۸.
  • همبستگی میان بازنمایی وجوه رنگارنگ گفتار و اندیشه با تمرکز بر سخن غیرمستقیم آزاد، منبع: نقد ادبی پاییز ۱۳۸۸ شماره ۷.
  • صوت، روح و جنسیت در سوره «قدر»، منبع: ترجمان وحی ۱۳۸۸ شماره ۲۵.
  • مشابهت بلاغت قرآنی با بلاغت غربی، منبع: علوم قرآن و حدیث سال چهل و یکم زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸۳.
  • خاستگاه هنر در دین: نمایش قرآنی داستان حضرت یوسف زبان طبیعت مدارانه یا ساختگی، نویسنده: آ. جونز مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت زمستان ۱۳۸۸ شماره ۲۱.
  • مسئله الهیات و زیباشناسی، نویسنده: ریچارد ویلادسائو مترجم: ابوالفضل حری، منبع: کتاب ماه فلسفه سال دوم خرداد ۱۳۸۸ شماره ۲۱.
  • سنخ شناسی و وجوه تمایز قصص قرآنی، منبع: پژوهش زبان و ادبیات فارسی ۱۳۸۸ شماره ۱۵.
  • روایت شناسی در سنت نقد انگلیسی - آمریکایی: معرفی کتاب داستان و متن اثر سیمور چتمن (1978)، منبع: نقد ادبی زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸.
  • سنخ شناسی و وجوه تمایز قصص قرآنی، منبع: پژوهش زبان و ادبیات فارسی ۱۳۸۸ شماره ۱۵.
  • کارکرد کهن الگو ها در شعر کلاسیک و معاصر فارسی در پرتو رویکرد ساختاری به اشعار شاملو، منبع: ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی ۱۳۸۸ شماره ۱۵.
  • فنون و صنایع ادبی در قرآن، منبع: پژوهشهای قرآنی ۱۳۸۸ شماره ۵۹ و ۶۰ ویژه نامه قران و فلسفه تربیت.
  • حضور مترجم در متن روایی، منبع: پژوهش زبان های خارجی ۱۳۸۷ شماره ۴۶.
  • احسن القصص: رویکرد روایت شناختی به قصص قرآنی، منبع: نقد ادبی سال اول تابستان ۱۳۸۷ شماره ۲.
  • نمایش دینی و نقش تماشاگر، منبع: تئاتر ۱۳۸۷ شماره ۴۱.
  • سبک شناسی قرآن، نویسنده: حسین عبدالرئوف مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۷ شماره ۱۸.
  • زنجیره مندی مفهومی و بافتی در گفتمان قرآنی، نویسنده: حسین عبدالرئوف مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۷ شماره ۱۹.
  • بازآفرینی سجع در ترجمه های انگلیسی قرآن، منبع: ترجمان وحی ۱۳۸۷ شماره ۲۴.
  • افسون صوت و معنا در دعای آغازین سال نو به منزلة اثری ادبی، منبع: پژوهش زبان های خارجی ۱۳۸۷ شماره ۴۳.
  • درآمدی بر رویکرد روایت شناختی به داستان روایی با نگاهی به رمان آیینه های دردار هوشنگ گلشیری، منبع: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز ۱۳۸۷ شماره ۲۰۸.
  • پراپ ، پیشگام نظریه روایت ؛ سه دیدگاه با نگاهی به داستان « اولین » اثر جویس، مترجم: ابوالفضل حری، منبع: کتاب ماه ادبیات سال دوم دی ۱۳۸۷ شماره ۲۱.
  • ویژگی ها و مولفه های زبانی قرآن کریم، نویسنده: مستنصر میر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۶ شماره ۱۶.
  • اشعار پر آب چشم ( ژانر مرثیه ، شکل و محتوای کربلانامه محتشم کاشانی )، نویسنده: کارن جی رافل مترجم: ابوالفضل حری، منبع: کتاب ماه ادبیات سال اول بهمن ۱۳۸۶ شماره ۱۰.
  • سازگان زبان شناختی قرآن، نویسنده: حسین عبدالرئوف مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۶ شماره ۱۷.
  • سخت ترجمه پذیری کتاب المبین به منزله اثر ادبی، منبع: مطالعات ترجمه بهار۱۳۸۶ شماره ۱۷.
  • مبانی نظری روایت شناسی و ترجمه متون روایی، منبع: مطالعات ترجمه تابستان ۱۳۸۶ شماره ۱۸.
  • در مقابل کانونی شدگی، منبع: کتاب ماه ادبیات و فلسفه اردیبهشت و خرداد و تیر ۱۳۸۵ شماره ۱۰۳ و ۱۰۴ و ۱۰۵.
  • تصویر و تصویرپردازی و انسجام ساختاری متن در پرتو قرائت تنگاتنگ سوره والعادیات، منبع: فصلنامه هنر ۱۳۸۵ شماره ۷۰.
  • وهمناک‌ در ادبیات‌ کهن‌ ایران‌، منبع: پژوهش زبان های خارجی ۱۳۸۵ شماره ۳۴.
  • دو دیدگاه: زاویه دید در مقابل کانونی شدگی، منبع: ادبیات داستانی دی ۱۳۸۵ شماره ۱۰۵.
  • روایت های کودکان، نویسنده: مایکل جی تولان مترجم: ابوالفضل حری، منبع: پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان۱۳۸۵ شماره۴۵و۴۶.
  • تأثیرپذیری ادبیات پسامشروطه ایران از ترجمه، نویسنده: ژولی میثمی لیلا اکبری ابوالفضل حری، منبع: ادبیات داستانی مرداد و شهریور ۱۳۸۵ شماره ۱۰۲.
  • کنایه در قرآن، تحلیل داستان حضرت یوسف (ع)، نویسنده: مستنصر میر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۵ شماره ۱۴.
  • قرآن به منزله اثری ادبی، منبع: اندیشه دینی ۱۳۸۵ شماره ۱۹.
  • امر قدسی و هنرمند مدرن در جست و جوی امر قدسی ناشناخته، نویسنده: میرچا الیاده مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۴ شماره ۱۳.
  • داستان و متن: ساختار روایی در ادبیات داستانی و فیلم، منبع: کتاب ماه ادبیات و فلسفه آبان ۱۳۸۴ شماره ۹۷.
  • نظریه شخصیت: واقع گرایی در مقابل نشانه شناسی، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۴ شماره ۱۲.
  • مقاله: درآمدی بر دستور زبان داستان، نویسنده: دیوید لاج مترجم: ابوالفضل حری، منبع: ادبیات داستانی مهر و آبان ۱۳۸۴ شماره ۹۴ و ۹۵.
  • کانونی شدگی، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۳ شماره ۱۰.
  • عصر استاد محمدی نگارگر، نویسنده: ابوالعلاء سودآور مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فصلنامه هنر ۱۳۸۳ شماره ۶۲.
  • صنعت التفات در قرآن، نویسنده: محمد.آس. عبدالحلیم مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۳ شماره ۱۱.
  • هیولاها: استعاره های شگرف (فروید، لیکاف و بازنمایی هیولا در هراس سینمایی)، نویسنده: استیون اشنایدر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۳ شماره ۵۳.
  • خاستگاه‌های هنر در دین: صنعت التفات در قرآن، نویسنده: محمد.آس. عبدالحلیم مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۳ شماره ۱۰.
  • درآمدی بر شگرف از دیدگاه فروید، مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۳ شماره ۵۳.
  • خاستگاه نخستین نشانه شناسی، نویسنده: رابرت استم مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فصلنامه هنر ۱۳۸۳ شماره ۵۹.
  • گفتگو در قرآن، نویسنده: مستنصر میر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹.
  • درباره ی فانتاستیک، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹.
  • جهانی شدن و امنیت ملی، منبع: راهبرد ۱۳۸۲ شماره ۲۸.
  • نقش خواننده/ بیننده در متن ادبی فیلم، منبع: بیناب دی ۱۳۸۲ شماره ۳ و ۴.
  • سوبژه ی تماشاگری، نویسنده: جودیت ماین ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۲ شماره ۵۰.
  • تصاویر و استعارات در آیات آغازین سور مکی، نویسنده: آنجلیکا نیوورث مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹.
  • جایگاه و نقش مخاطب در سینما (رویکرد معنوی)، منبع: فارابی ۱۳۸۲ شماره ۵۰.
  • متن و خوانش متن، نویسنده: سلومیت ریمون مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۵.
  • این جا کسی جز ما قاتل نیست (انکار خشونت در فیلم های اخیر امریکایی)، نویسنده: توماس ام.لیچ مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۶.
  • داستان کوتاه در فیلم نامه (داستان کوتاه فردا)، نویسنده: جین دی فیلیپ مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۶.
  • بنیان اقتباس، نویسنده: جیمز دادلی اندرو مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۶.
  • فیلسوفان در سینما (پدیدارشناسی، پساساختارگرایی و سینمای زمان)، نویسنده: جفری آ . بل مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۴.
  • دگرگونی و زوال (خشم و هیاهو (1959))، نویسنده: جین دی فیلیپ مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۱ شماره ۴۶.
  • جنگ و فرهنگ در عصر اطلاعات، نویسنده: توماس جی. مانکن مترجم: ابوالفضل حری، منبع: مطالعات راهبردی ۱۳۸۱ شماره ۱۶.
  • وهمناک‌ در ادبیات‌ کهن‌ ایران‌، نویسنده: ابوالفضل حری، منبع: پژوهش زبان های خارجی ۱۳۸۱ شماره ۱۲.
  • تئوری موسیقی و کیهان شناسی باستانی، نویسنده: ارنست جی مک کلین مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فصلنامه هنر ۱۳۸۰ شماره ۵۰.
  • عامه پسندی در رمان و فیلم، نویسنده: جفری واگنر ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۰ شماره ۴۰.
  • خوانش چونان ساختار، نویسنده: تزوتان تئودرف مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۰ شماره ۴۱.
  • تأثیر ترجمه در ادبیات ایران بعد از مشروطه، مترجم: ابوالفضل حری، منبع: ادبیات داستانی فروردین و اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۰ شماره ۵۴.
  • شخصیت، نویسنده: سیمور چتمن مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۸۰ شماره ۴۱.
  • تحلیل و تفسیر متن واقع گرا، نویسنده: دیوید لاج مترجم: ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۷۹ شماره ۳۶.
  • قفس آهنین سبک دیوید بردول، نویسنده: جیمز هارلی ابوالفضل حری، منبع: فارابی ۱۳۷۹ شماره ۳۶.
  • تعریف بوطیقاتودورف، نویسنده: تزودان تودورف مترجم: ابوالفضل حری، منبع: بایا فروردین و اردیبهشت و خرداد ۱۳۷۹ شماره ۱۰ و ۱۱ و ۱۲.
  • نظریه ی ادبی پسا استعماری، نویسنده: کیث گرین ژیل لبیهان مترجم: ابوالفضل حری، منبع: زیباشناخت بخار و تابستان ۱۳۷۹ شماره ۲ و ۳.
  • نقد فرمالیستی بر شعر: تا انتها حضور اثر سهراب سپهری، سایر: ابوالفضل حری، منبع: شعر بهار ۱۳۷۸ شماره ۲۵.
  • مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، نویسنده: سوزان هیوارد مترجم: فرزان سجودی عسکر بهرامی ابوالفضل حری شاپور عظیمی، منبع: فارابی ۱۳۷۸ شماره ۳۴.
  • در آیین و رسم شاعری (از گنجینه نقد پیشینیان (3))، نویسنده: جاناتان کالر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: شعر تابستان و پاییز ۱۳۷۸ شماره ۲۶.
  • نرگس، نویسنده: جفری دیورانت مترجم: ابوالفضل حری، منبع: هنر زمستان ۱۳۷۸ شماره ۴۲.
  • مقدمه ای بر بوطیقای شعر غنایی، نویسنده: جاناتان کالر مترجم: ابوالفضل حری، منبع: شعر تابستان و پاییز ۱۳۷۸ شماره ۲۶.
  • سیری در دامنه های حیدربابا، نویسنده: ابوالفضل حری، منبع: شعر پاییز و زمستان ۱۳۷۷ شماره ۲۴
  • نقد و نظر: نقد فمینیستی بر داستان کوتاه جشن تولد نوشته کاترین براش، سایر: ابوالفضل حری، منبع: ادبیات داستانی پاییز ۱۳۷۷ شماره ۴۸.
  • نقد و نظر: سفر به ریشه ها، هفت بند نرگسها (نقد آثار داستانی راضیه تجار)، سایر: ابوالفضل حری، منبع: ادبیات داستانی بهار ۱۳۷۷ شماره ۴۶.[۵]

معرفی تعدادی از آثار

این کتاب درباره طنز رویکردهای نوین به طنز و شوخ‌طبعی را بررسی می‌کند. این کتاب را انتشارات سوره مهر منتشر کرده است. با اينكه مقوله طنز و طنز پردازي در ايران پيشينه ای كهن دارد و آثار اوليه در اين باره به ادبيات پيش از اسلام برمی‌گردد، و كم نيستند شاعران و طنز پردازانی كه در گستره تاريخ اين مرز و بوم آثار طنز فراوان پديد آورده‌اند و كم نبوده‌اند پژوهشگرانی كه درباره اين آثار به مباحث نقادانه بسياری دامن زده اند، رويكردهای نوين زبان شناختی و ادبی كم‌تر و شايد اصلأ به آثار طنز اعمال نشده است؛ به ديگر سخن، مقوله طنز هنوز از تيررس رويكردهای نوين زبان شناختی و البته نقد و نظريه ادبی، به دور مانده است و چندان كه شايسته است در اين خصوص كار “جدی” به ديده نيامده است. پس از مقدمه‌ای كوتاه كه درآمدی بر واژگان طنز است، نگارنده برای ادای احترام به بزرگاني كه واژگان عمومی و اختصاصی طنز را فهرست كرده‌اند، واژگان معرف خنده را در سه فرهنگ دهخدا، معين، عميد و فرهنگ فارسی- انگليسی حييم جستجو و عينا استخراج كرده است.[۶]

YesYبخشی از کتاب درباره طنز

رمانس، تیپ های فوق انسانی را در جهانی آرمانی بر ما عرضه میكند. هزل، موجودات عجیب و غریب فرو انسانی گرفتار در آشوب را ارائه می دهد. تراژدی، چهره های قهرمان را در جهانی عرضه میكند كه به قهرمانی آنها معنا می بخشد. در داستان پیكارسك، شخصیت های اصلی، جهانی را تاب می آورند كه آشوب حاكم بر آن فراتر از حد طاقت انسان معمولی است. در داستان احساساتی، شخصیت ها فضایلی غیر قهرمانانه دارند كه خوب است خود ما سودای آنها را در سر بپرورانیم. در كمدی، اشخاص، ضعف های انسانی دارند؛ ضعف هایی كه ما نیز بدمان نمی آید آنها را از خود برانیم. البته در این دسته بندی، روی صحبت ما ابتدا با كمدی و آن گاه با زیر شاخه های کمدی از جمله هزل، هجو و طنز است. اولین بار ارسطو است كه تفاوت میان تراژدی و كمدی را بیان می كند. او (ارسطو، بوطیقا، ترجمة زرین كوب، ص. ۱۲۰)كمدی را نقطه مقابل تراژدی قرار می دهد. كمدی تقلیدی است از اطوار و اخلاق زشت نه این كه تقلید بدترین صفات انسان باشد، بلكه فقط تقلید اطوار شرم آور است.
اولین نكته ای كه از بررسی سطحی واژگان طنز خصوصأ در فرهنگ های سنتی فارسی حاصل می آید این است كه تعاریف بسیاری از واژگان شبیه هم بوده و مرز مشترك میان آنها طولانی است. نكته دوم این كه، بررسی تمایز میان واژگان، بیش تر در سطح واژه و جمله مطرح شده است و هیچ یك از فرهنگ های سنتی، واژگان معرف خنده را در سطح متن یا ژانر ادبی بررسی نكرده اند. به دیگر سخن، مشكل وقتی جدی تر می شود كه بخواهیم خیل متون مطایبه آمیز- مثلأ آثار عبید یا حكایات ملانصرالدین- را ذیل واژگانی مثل طنز، هجو، هزل، طنز پرخاشگر، كنایه،ریشخند و ... قرار دهیم. در واقع، بر اساس این فرهنگ ها هیچ گونه معیاری كارساز برای تمییز متون مختلف مطایبه آمیز به دست نمی دهند. نكته سوم؛ فرهنگ های جدید برای هر یك از واژگان اصلی طنز در زبان انگلیسی، چندین برابر پیشنهاد كرده اند و همین چند معادلی كار بررسی دقیق تر را با دشواری روبرو كرده است، چرا كه اولأ هر یك از برابرها خود در فرهنگ های زبان فارسی، معناهای متعدد دارند كه گاه با یكدیگر نیز از سر ناسازگاری بیرون می آیند. در ثانی، وقتی واژگان معرف خنده را در فرهنگ های توصیفی انگلیسی بررسی می كنیم، به مواردی بر می خوریم كه چندان با معانی برابرهای پیشنهادی سازگاری ندارند. شاید عمده دلیل این امر نیز این است كه هنوز هیچ فرهنگی در زبان فارسی پدید نیامده است كه واژگان طنز و طنزپردازی را بر اساس ویژگی های واژگانی و زبان شناختی آنها مورد امعان نظر قرار دهد، چنان كه در زبان انگلیسی این كار انجام شده است.

پانویس