محمداسماعیل حاجی‌علیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمد ایذجی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
محمد ایذجی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
<center>* * * * *</center>
<center>* * * * *</center>
محمد‌اسماعیل حاجی‌علیان در سال ۱۳۵۹ در شهر سنگسر متولد شد. وی فارغ‌التحصیل ارشد حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی از دانشگاه هنر است و نویسندگی را بصورت حرفه‌ای از سال ۱۳۸۴ شروع کرده و با داستان کوتاه بعد به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و رمان پرداخت. بالغ بر صد داستان کوتاه نوشته که بیشترشان در جشنواره‌های ادبی حائز رتبه و مقام شده‌اند و منتخب آن‌ها در مجموعه داستان‌های: [[قربونی]]، [[آدمک چوبی]]، [[سوت بلبلی]]، [[اگه زنش بشم می‌تونم شمر رو بغل کنم]]، [[سی و یک روز و پنج انگشت]]، [[ساعت دَنگی]]و… تاکنون چاپ شده است.<ref name="ققنونس">{{یادکرد وب|نشانی=https://blog.qoqnoos.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/ |عنوان=محمداسماعیل حاجی‌علیان – وبلاگ انتشارات ققنوس}}</ref>
محمد‌اسماعیل حاجی‌علیان در سال ۱۳۵۹ در شهر سنگسر متولد شد. وی فارغ‌التحصیل ارشد حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی از دانشگاه هنر است و نویسندگی را بصورت حرفه‌ای از سال ۱۳۸۴ شروع کرده و با داستان کوتاه بعد به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و رمان پرداخت. بالغ بر صد داستان کوتاه نوشته که بیشترشان در جشنواره‌های ادبی حائز رتبه و مقام شده‌اند و منتخب آن‌ها در مجموعه داستان‌های: [[قربونی]]، [[آدمک چوبی]]، [[سوت بلبلی]]، [[اگه زنش بشم می‌تونم شمر رو بغل کنم]]، [[سی و یک روز و پنج انگشت]]، [[ساعت دَنگی]]و… تاکنون چاپ شده است.<ref name="ققنونس">{{یادکرد وب|نشانی=https://blog.qoqnoos.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/ |عنوان=محمداسماعیل حاجی‌علیان – وبلاگ انتشارات ققنوس}}</ref>
همچنین رمان‌های «[[سمفونی بابونه‌های سرخ]خ»، «[[مقام گورخانه]]» و «[[چهار زن]]» از کتاب‌های قابل توجه این نویسنده است. از دیگر آثار محمداسماعیل حاجی‌علیان می‌‌توان به کتاب‌های «[[ایوار]]»، «[[بیداری]]»، «[[آتون‌نامه]]»، «[[ایرانشاه]]»، «[[اپرای مردان سبیل استالینی]]»، «[[نیستدرجهان]]»، «[[پاپیلو]]»، «[[دختری با روسری سرخ در پنجره روبه‌رو]]» و «[[می نار]]» اشاره کرد. آثار حاجی‌علیان در جشنواره‌های ادبی مختلف مانند: داستان کوتاه رضوی «کبوتر حرم»، شعر و داستان جوان فلک الافلاک خرم آباد، قصص قرآنی، بالاتر از زلالی (ایثار و شهادت)، داستان «مهر» همدان، چهارمین دوره جایزه ادبی یوسف، هفتمین دوره جایزه ادبی اصفهان، اولین دوره جشنواره وقف، چشمه همیشه جاری و جشنواره لباسی برای فرشته «حجاب و عفاف» برگزیده شده است. در سال ۱۴۰۰ هم کتاب «[[ساعت دنگی]]» این نویسنده در چهاردهمین دوره [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] به‌عنوان اثر شایسته تقدیر اعلام و از آن تقدیر شد.<ref name="بسته">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ghatreh.com/news/nn63350274/%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C |عنوان= درهای بسته دانشگاه به روی ادبیات داستانی | ایران آنلاین‎‎}}</ref>
==آیینه‌ای از محمداسماعیل حاجی‌علیان==
===منتظر جایزه جلال بودم===
من خیلی پیش‌تر از این‌ها منتظر [[جایزه ادبی جلال‌ آل‌احمد]] بودم. به‌واسطه اینکه به‌زعم خودم به‌خاطر تلاشی که برای ارائه روایت‌های متفاوت در داستان‌هایی که برایشان زحمت کشیده بودم و به‌نظرم می‌‌آمد که باید در این جوایز دیده می‌‌شد و در سال‌های گذشته به‌واسطه دلایل مختلف دیده نشده بود. موقعی که کتاب «[[چهار زن]]» درآمد منتظر [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] بودم. بعدش وقتی «[[اپرای مردان سبیل استالینی]]» منتشر شد و بعد وقتی «[[نیستدرجهان]]» منتشر شد و حتی بعد که «[[بیداری]]» منتشر شد و همچنین «[[آتون‌نامه]]» که جایزه قلم زرین را برده بود در داوری‌های جایزه ادبی جلال آل‌احمد نیامد. در میان آثار من، تعداد کارهایی که قبل از چاپ جایزه گرفته زیاد است. این آثار هم بعد از چاپ اقبال نداشته و منِ محمداسماعیل حاجی‌‎علیان پیش‎تر از این‌ها منتظر دریافت این جایزه بودم. نمی‌دانم شاید برداشت من است.<ref name="بسته"/>


==زندگی و یادگار==
==زندگی و یادگار==
خط ۵۸: خط ۶۵:
رمان‌های اولیه انقلاب غالباً واقع‌گرایانه و اجتماعی بوده‌اند. به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در این ژانر پرداخته می‌شدند و حتی در دهه ۸۰ تعدادی از آثار به این جریان گرایش داشته‌اند، اما آثار شبهه رئالیستی در دهه ۸۰ و ۹۰ و به‌ویژه سال‌های اخیر در این حوزه افزایش یافته‌اند.
رمان‌های اولیه انقلاب غالباً واقع‌گرایانه و اجتماعی بوده‌اند. به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در این ژانر پرداخته می‌شدند و حتی در دهه ۸۰ تعدادی از آثار به این جریان گرایش داشته‌اند، اما آثار شبهه رئالیستی در دهه ۸۰ و ۹۰ و به‌ویژه سال‌های اخیر در این حوزه افزایش یافته‌اند.
علت این امر شاید فعالیت نویسندگان جوانی باشد که جسارت روایت متفاوت از جریان انقلاب را دارند. به‌نظرم تجارب و نوشته‌های آن‌ها به لحاظ تکنیکی نیز در این سال‌ها ارتقا یافته است و از فضای صرفاً رئالیستی فاصله گرفته‌اند.<ref name="بی‌داد">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.cinemapress.ir/news/124993/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF |عنوان=نویسندگان جوان روایت متفاوتی از انقلاب ارائه داده‌اند - اخبار سینمای ایران و جهان - سینماپرس}}</ref>
علت این امر شاید فعالیت نویسندگان جوانی باشد که جسارت روایت متفاوت از جریان انقلاب را دارند. به‌نظرم تجارب و نوشته‌های آن‌ها به لحاظ تکنیکی نیز در این سال‌ها ارتقا یافته است و از فضای صرفاً رئالیستی فاصله گرفته‌اند.<ref name="بی‌داد">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.cinemapress.ir/news/124993/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF |عنوان=نویسندگان جوان روایت متفاوتی از انقلاب ارائه داده‌اند - اخبار سینمای ایران و جهان - سینماپرس}}</ref>
====تأثیر برپایی جوایز ادبی بر ادبیات داستانی و کار نویسندگان====
جوایزی همچون [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] قرار نیست به‌عنوان ثمره تلاش چندین ساله یک نویسنده باشند. قرار بوده از بین آثار ادبی که در یک سال منتشر شده در هر بخش اثری به‌عنوان برگزیده انتخاب شود. اما چه می‌‌شود که داوران محترم و برگزارکنندگان می‌‌آیند در کمال خونسردی و با آرامش کامل می‌‌گویند از بین همه آثار منتشر شده هیچ‌کدام حائز رتبه برگزیده نبوده است. به‌نظرم این یک رویکرد ناصحیح نسبت به نویسنده‌هاست، چرا که اگر نویسنده شایسته نبوده پس چرا اثرش تا این مرحله بالا آمده است. به‌نظر خودم، واقعاً نمی‌شود گفت من ثمره سال‌ها تلاشم در حوزه نویسندگی را گرفته‌ام. من مثلاً ۱۸ سال  شبانه‌روزی پشت سر هم تلاش کرده‌ام. خب وظیفه من است به عنوان نویسنده کاری را که پیشه کرده‌ام و دارم عشق می‌‌کنم با ادبیات برایش زحمت بکشم بالطبع این اتفاق هم می‌‌افتد. تا به امروز ۲۲ عنوان از کتاب‌های من منتشر شده و چند عنوان دیگر هم آماده چاپ است که در سال‌های آینده منتشر می‌‌شود اما آیا این جایزه‌ای که به من تعلق گرفته برای جبران زحمت‌های من به‌عنوان یک نویسنده است؟ به‌نظرم این اطلاق درستی نیست به‌واسطه اینکه اساسنامه جایزه ادبی جلال آل‌احمد می‌‌گوید آثاری که در طول یک سال منتشر شده باید بررسی و از بین آن‌ها اثری انتخاب شود. با همه احترام و تشکری که نسبت به همه برگزارکنندگان این جایزه دارم، واقعیتش این است که این جایزه یا دیگر جوایز ادبی سر سوزنی از زحمات نویسنده را پاسخگو نیستند. به‌خصوص رقم‌هایی که پرداخته می‌‌شود اصلاً در حد و اندازه‌ای نیست که بخواهد یک نویسنده با دریافت آن حداقل از غم نان آن سالش رهایی پیدا کند.<ref name="بسته"/>
==== کسب جوایز معتبر دولتی و خصوصی داخلی در سرنوشت یک کتاب====
انتخاب‌شدن کتاب در جوایز ادبی مختلف منجر به ورود این آثار به محافل علمی و مجامع تخصصی و مجامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها و مراکزی که با کتاب و کتابخوانی در ارتباط هستند خواهد شد. از گذشته هم این چنین بوده و این نوع موفقیت‌های ادبی برای یک کتاب رمز ورود به فضاهای جدی‌تر ادبیات خواهد بود. در مجموع، تأثیر بسیار به‌سزایی در رشد و توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در بخش‌های مختلف و جدی‎تر جامعه خواهد داشت. واقعیت این است که ما نیازمند این هستیم که به داستان و رمان ایرانی بیشتر از گذشته توجه شود. به‌واسطه اینکه احساس می‌‌کنم داستان و رمان ایرانی الان زیر هجمه زیاد داستان ترجمه‌ای دارد له می‌‌شود. اثری از آثارش باقی نمانده و این نیازمند همین حمایت‌های این چنینی و جوایز ادبی است که کمک می‌‌کند داستان و رمان ایران بیشتر دیده شود. یقیناً این جوایز ادبی برای ناشران که سرمایه‌گذاران آثار ادبی هستند خیلی انگیزه‌دهنده است. علاوه بر اینکه برای نویسنده هم انگیزه ایجاد می‌‌کند. در چنین شرایطی رغبت ناشران برای چاپ آثار ایرانی افزایش می‌‌یابد. به جای اینکه بروند به بازار ترجمه توجه کنند به سمت آثار ایرانی گرایش پیدا می‌‌کنند و این حمایت به سود همه است؛ هم ناشر هم نویسنده و هم مخاطب.<ref name="بسته"/>
====بازار کتاب ایران====
واقعیت امر این است که نویسنده‌ها آثارشان را می‌‌نویسند که خوانده شود و فقط چاپ‌شدن هدف هیچ نویسنده‌ای نیست، اگر به هر طریقی مخاطبان بیشتری با اثر برخورد کنند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند به‌نظرم بیشتر می‌‌تواند مثمرثمر باشد. به همین خاطر است که هم تلاش می‌‌کنم مستمر در فضای چاپ و نشر باشم که مخاطب بتواند قدرت انتخابش را روی آثارم داشته باشد و هم از فضاها و کرانه‌های مختلفی که به‌واسطه حضور ناشران مختلف ایجاد می‌‌شود برای جذب مخاطب استفاده کنم.<ref name="بسته"/>
====راهکار بهبود وضعیت نقد در حوزه ادبیات داستانی====
عقیده من این است که در دانشگاه‌ها باید بحث نقد جدی‌تر پیگیری شود، چون متأسفانه هنوز ادبیات معاصر در دانشگاه‌های ما راه باز نکرده که امیدوارم ان شاءالله راه باز کند، زیرا مجامع علمی نقش بسیار مؤثری در بهبود کیفیت آثار خواهند داشت که این نقیصه اگر در کشورمان برطرف شود و دانشگاه به جای پرداختن به این حجم زیاد به ادبیات کهن، حجمی را هم به ادبیات معاصر اختصاص دهد به‌نظرم خیلی به بهبود آثار ادبی کمک می‌‌کند.<ref name="بسته"/>
====نقش فعالیت‌های جنبی حوزه کتاب و کتابخوانی در توسعه فرهنگ کتابخوانی====
تعداد آثاری که در طول یک سال چاپ و روانه بازار کتاب می‌‌شود، قابل توجه و تعداد کتاب‌ها واقعاً زیاد است و مخاطب در سال‌های مختلف که این کتاب‌ها چاپ می‌‌شود و در کنار هم قرار می‌‌گیرد با انبوهی از انتخاب و گستره وسیع آن مواجه است اما آیا مخاطب فرصت می‌‌کند همه علاقه‌مندی‌هایش را، همه آثار را بتواند بخواند و از بین انبوه این آثار کتاب مورد علاقه خود را انتخاب کند؟ به‌طور قطع نه. یقیناً با این هجمه سریع زندگی‌های شهری ما امکان‌پذیر نیست. پس بنابراین، نیازمند ابزارهایی برای معرفی بهتر نویسنده‌ها و آثارشان هستیم. محفل‌های ادبی و جلسات مرتبط با معرفی یا نقد و بررسی کتاب می‌‌تواند به‌عنوان یکی از کمک‌‌کننده‌ها به فرایند انتخاب مخاطب باشد برای اینکه بتواند انتخاب بهتری داشته باشد از این گزینه‌هایی که در اختیارش است. بنابر‌این جلسات و محافل نقد و بررسی کتاب که به توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه کمک می‌‌کند بسیار مفید و لازم و ضروری است.<ref name="بسته"/>
====ظرفیت‌های بازار کتاب ایران====
برخلاف برخی دوستان که عقیده دارند جامعه ایرانی کتاب نمی‌خواند، من معتقدم که جامعه ایرانی اتفاقاً جامعه کتابخوانی است؛ برای کتاب ارزش قائل است و از گذشته کهنش تا به امروز برای کتاب و کتابخوانی ارزش قائل است، اما مسأله اصلی در عدم معرفی درست آثار به این مخاطبان است. به‌نظرم ناشران و صنعت نشر اگر اقدامات مناسبی برای معرفی بهتر آثار داشته باشند، بیشترین توفیق را در این زمینه خواهند داشت. ضمن اینکه ناگفته نماند مباحث اقتصادی نشر به‌واسطه افزایش قیمت کاغذ و فرایند چاپ و نشر نویسنده‌ها را هم مثل قشر کتابخوان جامعه دچار مشکل کرده است. این معضل نیازمند سیاستگذاری سیاستگذاران کلان کشور است تا تمام تلاش‌شان را بکنند که سبد دانایی حذف یا کمرنگ نشود. من معتقدم کتاب سبد دانایی خانواده‌هاست. جایگاه این کالای فرهنگی باید در سبد خانوارها حفظ شود و حتی افزایش پیدا کند، چون به واسطه آن، خردورزی در جامعه افزایش پیدا می‌‌کند و نتایج بسیار مثبتی هم در زمینه فردی و هم زمینه‌های اجتماعی حاصل می‌‌شود.<ref name="بسته"/>
====توصیه‌ای برای تقویت جایگاه رمان و داستان ایرانی====
عواملی که می‌‌تواند باعث تقویت رمان و داستان ایرانی شود، گسترش فضای نقد سالم و بدون غرض‌ورزی است؛ ما با کمبود نقد علمی مواجه‌ایم و یکی از نمودهایش کاهش چاپ آثار در حوزه نقد ادبی است. در میان نامزدهای جایزه جلال هم اگر نگاه کنیم، می‌‌بینیم که از نظر کمّی، تعداد کتاب‌ها در حوزه نقد ادبی کاهش زیادی داشته است. دانشگاه‌هایمان باید رویکرد به ادبیات کهن را تعدیل کنند و بیشتر به ادبیات معاصر بپردازند؛ بسیاری از دانشگاه‌ها در کشور ما که باید دارای کرسی‌های نقد ادبیات معاصر باشند هنوز داستان معاصر ایرانی را قبول ندارند و فقط به ادبیات کهن می‌‌پردازند. استادان دانشگاهی باید داستان معاصر ایرانی را بخوانند و قضاوت کنند، حتی منظورم ادبیات ۵۰ سال پیش هم نیست، من از ادبیات سال‌های اخیر صحبت می‌‌کنم، نسل‌های چهارم، پنجم و ششم داستان‌نویسی گویا هنوز این اجازه را پیدا نکرده‌اند که مورد نقد و بررسی استادان دانشگاهی در رشته ادبیات فارسی قرار بگیرند.<ref name="بسته"/>


==آثار و کتابشناسی==
==آثار و کتابشناسی==
خط ۸۵: خط ۱۱۴:
«آتون‌نامه» شرایط شکل‌گیری شخصیت در اوضاع بحرانی جنگ و ارتقای شخصیت و تحول شخصیت را طی می‌نماید. هم‌زمان شرایط اجتماعی را که محمل بروز این شخصیت‌ها می‌گردد را آنالیز می‌نماید و از این منظر اتفاقات ویژه‌ای را رقم می‌زند. ضمن اینکه با فرهنگ یک قومی به اسم تنگه سر بیشتر آشنا شده و مردمش را بیشتر می‌شناسیم.
«آتون‌نامه» شرایط شکل‌گیری شخصیت در اوضاع بحرانی جنگ و ارتقای شخصیت و تحول شخصیت را طی می‌نماید. هم‌زمان شرایط اجتماعی را که محمل بروز این شخصیت‌ها می‌گردد را آنالیز می‌نماید و از این منظر اتفاقات ویژه‌ای را رقم می‌زند. ضمن اینکه با فرهنگ یک قومی به اسم تنگه سر بیشتر آشنا شده و مردمش را بیشتر می‌شناسیم.
تحقیقات قبل از نگارش آتون‌نامه حدود چهار تا چهار و نیم سال طول کشید و در این حوزه من خیلی از کتاب‌هایی را که راجع به این دوره و جنگ ایران و روس نوشته شده بودند، مطالعه کردم. حتی برای مشی نگارش نامه‌ها، از کتاب‌هایی مثل منشآت قائم مقام خیلی استفاده کردم و این کار علاوه بر آنکه عنصر خیال در آن حرف اول را می‌زند اما از مستندات تاریخی بسیاری برخوردار است.<ref name="لوکو">{{یادکرد وب|نشانی=https://luku.ir/post/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D9%88%D9%86-9404 |عنوان=ماجرای اسماعیل طلا در رمان آتون نامه ، این اثر علاوه بر عنصر خیال دارای مستندات تاریخی است - لوکو}}</ref>
تحقیقات قبل از نگارش آتون‌نامه حدود چهار تا چهار و نیم سال طول کشید و در این حوزه من خیلی از کتاب‌هایی را که راجع به این دوره و جنگ ایران و روس نوشته شده بودند، مطالعه کردم. حتی برای مشی نگارش نامه‌ها، از کتاب‌هایی مثل منشآت قائم مقام خیلی استفاده کردم و این کار علاوه بر آنکه عنصر خیال در آن حرف اول را می‌زند اما از مستندات تاریخی بسیاری برخوردار است.<ref name="لوکو">{{یادکرد وب|نشانی=https://luku.ir/post/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D9%88%D9%86-9404 |عنوان=ماجرای اسماعیل طلا در رمان آتون نامه ، این اثر علاوه بر عنصر خیال دارای مستندات تاریخی است - لوکو}}</ref>
====[[ساعت دنگی]]====
به‌نظرم یکی از ویژگی‌های خاص ساعت دنگی، همین مدل روایت تریلوژی یا سه‌گانه آن است که به این شکل در روایت‌های داستانی ایرانی نداریم. چنین شیوه نگارشی، آن هم در این سطح یک زورآزمایی تکنیکی خیلی خوب برای خودم بود که امیدوارم مخاطبان هم آن را بپسندند. هرچند تا جایی که بازخوردهای این کتاب را دریافت کرده‌ام به‌نظر می‌رسد مخاطبان خاص آن را پسندیده‌اند ان‌شاءالله مخاطبان عام و کتابخوان‌ها هم این کار را بپسندند. من ساعت دنگی را مستحق جایزه جلال می‌‌دانم، به‌نظرم ساعت دنگی حتی باید برگزیده این جایزه می‌‌شد و شایسته تقدیر بودن کمی کم‌لطفی به این کتاب است. درباره ویژگی کتاب «ساعت دنگی» هم بگویم که این مجموعه ۹ تریلوژی درباره زن و زمان و زمانه است. زن ایرانی و گونه‌های مختلفی از او را در این اثر می‌بینید. زن ایرانی برای من مهم است و تلاشم بر این است روایت‌های متفاوتی از تقدیر زنان سرزمینم بدهم، شاید تقدیر برخی‌ها تکراری است، اما سعی کرده‌ام شیوه روایت نو باشد. موضوع زن از علاقه‌مندی‌های من و بقیه کار‌ها هم روایت زنان سرزمینم است. رویکرد سه‌گانه بودن هم کدی است برای اینکه زنانگی بیشتری را داشته باشد. زنان امروزی، زن در تاریخ و اسطوره، زن سیاس، زن قربانی، زنی که اسلحه دست می‌گیرد و زنی که تمام‌قد خود را تسلیم جامعه می‌کند، همه در داستان‌هایم هستند و سعی کرده‌ام آن‌ها را در زمانه‌های مختلف روایت کنم. نکته دیگری که داستان‌های این مجموعه را به هم پیوند می‌‌دهد بافت حوادث اجتماعی محور اصلی داستان‌ها زن، زمانه‌اش و زمان است؛ یعنی سه عنصری که در کل مجموعه به طرق مختلف خود را نشان می‌دهد. زن قربانی معاصر، زن سیاس معاصر، زن قربانی اسطوره‌ای و تاریخی که از دل تاریخ درآمده تا زن جنگجویی که جلوی داعش ایستاده و مادر شهیدی که جگرگوشه‌اش را از دست داده، همه این زنان آدم‌های قصه‌های سه‌گانه‌ای هستند که در کتاب روایت می‌شوند و آسیب‌های اجتماعی است که در اکثر داستان‌ها وجود دارد.<ref name="بسته"/>
====[[می نار]]====
داستان «می‎‌نار» تخیل بر پایه واقعیت‌های جامعه ما است.  کاری در سال‌های گذشته با عنوان «[[سمفونی بابونه‌های سرخ]]» از سوی انتشارات «آموت» روانه بازار کتاب کرده‌ام که به عملکرد ارامنه ایران در ورودشان به ایران از دوره صفویه اشاره دارد و به اتفاقاتی که در کمک به فرهنگ و هنر این سرزمین انجام داده‌اند می‌پردازد.  کاری در آن حوزه انجام شد و از آن زمان خیلی دوست داشتم راجع به اتفاق‌های معاصر ارامنه ایران هم یک اثری به واسطه اینکه به عقیده شخصی و علاقه‌مندی من به این شکل وحدت همه ایرانی‌های عزیز در کنار هم و برای هم می‌‌توانند زندگی خوش و سالم و سلامتی داشته باشند و اینکه در این سال‌ها زحمات زیادی کشیده شده برای اینکه این وحدت زیر پرچم این نام وطن اتفاق بیفتد، در این اثرم داشته باشم. بنابراین، «می‌نار» اولین کار از این مجموعه است که راجع به اقلیت‌ها نوشته شده و یک کلان‌پروژه ذهنی من است، برای اینکه در سال‌های آینده هم بتوانم زبان اقلیت‌های کشورم باشم. این ویژگی انگیزه اصلی روایت می‌نار برای من بود. به نظر من، دو تا قله ماجرایی و فرهنگی در تاریخ معاصر کشورمان داریم که یکی از آن‌ها انقلاب اسلامی است که از انقلاب مشروطه شروع شده تا رسیده به انقلاب اسلامی سال ۵۷؛ یک نکته خیلی مهم در تاریخ معاصر کشورمان. قله دیگری، جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران است که تلاش همه‌جانبه مردم برای نگه‌داشتن وحدت را در پی داشت. اشاره به این دو قله هم از انگیزه‌های من در روایت می‌نار بود. می‌‌خواستم در این دوره زمانی از این دو تا اتفاق هم بیشترین استفاده را داشته باشم. به این خاطر می‌نار از سال ۵۳ شروع می‌‌شود تا سال ۶۵  و در این برهه زمانی زندگی یک خانواده ارمنی ساکن اصفهان را محور روایت خودش قرار داده است. این خانواده به واسطه اتفاق‌هایی که در طول اثر برایشان می‌افتد مجبور به مهاجرت به خرمشهر می‌‌شوند و درگیر وقایع اولیه جنگ و تبعات آن  در آنجا می‌‌شوند و یک جوری تزکیه هنری برای شخصیت خیالی من به اسم آتورش در این رمان اتفاق می‌‌افتد.<ref name="بسته"/>


===معرفی تعدادی از آثار===
===معرفی تعدادی از آثار===

نسخهٔ ‏۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۷

محمداسماعیل حاجی‌علیان
زادروز ۱۳۵۹
سنگسر
مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی

محمداسماعیل حاجی‌علیان، نویسنده و استاد دانشگاه است

* * * * *

محمد‌اسماعیل حاجی‌علیان در سال ۱۳۵۹ در شهر سنگسر متولد شد. وی فارغ‌التحصیل ارشد حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی از دانشگاه هنر است و نویسندگی را بصورت حرفه‌ای از سال ۱۳۸۴ شروع کرده و با داستان کوتاه بعد به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و رمان پرداخت. بالغ بر صد داستان کوتاه نوشته که بیشترشان در جشنواره‌های ادبی حائز رتبه و مقام شده‌اند و منتخب آن‌ها در مجموعه داستان‌های: قربونی، آدمک چوبی، سوت بلبلی، اگه زنش بشم می‌تونم شمر رو بغل کنم، سی و یک روز و پنج انگشت، ساعت دَنگیو… تاکنون چاپ شده است.[۱]

همچنین رمان‌های «[[سمفونی بابونه‌های سرخ]خ»، «مقام گورخانه» و «چهار زن» از کتاب‌های قابل توجه این نویسنده است. از دیگر آثار محمداسماعیل حاجی‌علیان می‌‌توان به کتاب‌های «ایوار»، «بیداری»، «آتون‌نامه»، «ایرانشاه»، «اپرای مردان سبیل استالینی»، «نیستدرجهان»، «پاپیلو»، «دختری با روسری سرخ در پنجره روبه‌رو» و «می نار» اشاره کرد. آثار حاجی‌علیان در جشنواره‌های ادبی مختلف مانند: داستان کوتاه رضوی «کبوتر حرم»، شعر و داستان جوان فلک الافلاک خرم آباد، قصص قرآنی، بالاتر از زلالی (ایثار و شهادت)، داستان «مهر» همدان، چهارمین دوره جایزه ادبی یوسف، هفتمین دوره جایزه ادبی اصفهان، اولین دوره جشنواره وقف، چشمه همیشه جاری و جشنواره لباسی برای فرشته «حجاب و عفاف» برگزیده شده است. در سال ۱۴۰۰ هم کتاب «ساعت دنگی» این نویسنده در چهاردهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد به‌عنوان اثر شایسته تقدیر اعلام و از آن تقدیر شد.[۲]

آیینه‌ای از محمداسماعیل حاجی‌علیان

منتظر جایزه جلال بودم

من خیلی پیش‌تر از این‌ها منتظر جایزه ادبی جلال‌ آل‌احمد بودم. به‌واسطه اینکه به‌زعم خودم به‌خاطر تلاشی که برای ارائه روایت‌های متفاوت در داستان‌هایی که برایشان زحمت کشیده بودم و به‌نظرم می‌‌آمد که باید در این جوایز دیده می‌‌شد و در سال‌های گذشته به‌واسطه دلایل مختلف دیده نشده بود. موقعی که کتاب «چهار زن» درآمد منتظر جایزه ادبی جلال آل‌احمد بودم. بعدش وقتی «اپرای مردان سبیل استالینی» منتشر شد و بعد وقتی «نیستدرجهان» منتشر شد و حتی بعد که «بیداری» منتشر شد و همچنین «آتون‌نامه» که جایزه قلم زرین را برده بود در داوری‌های جایزه ادبی جلال آل‌احمد نیامد. در میان آثار من، تعداد کارهایی که قبل از چاپ جایزه گرفته زیاد است. این آثار هم بعد از چاپ اقبال نداشته و منِ محمداسماعیل حاجی‌‎علیان پیش‎تر از این‌ها منتظر دریافت این جایزه بودم. نمی‌دانم شاید برداشت من است.[۲]


زندگی و یادگار

دیدگاه و اندیشه

رمان‌های انقلاب

رمان‌های اولیه انقلاب غالباً واقع‌گرایانه و اجتماعی بوده‌اند. به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در این ژانر پرداخته می‌شدند و حتی در دهه ۸۰ تعدادی از آثار به این جریان گرایش داشته‌اند، اما آثار شبهه رئالیستی در دهه ۸۰ و ۹۰ و به‌ویژه سال‌های اخیر در این حوزه افزایش یافته‌اند. علت این امر شاید فعالیت نویسندگان جوانی باشد که جسارت روایت متفاوت از جریان انقلاب را دارند. به‌نظرم تجارب و نوشته‌های آن‌ها به لحاظ تکنیکی نیز در این سال‌ها ارتقا یافته است و از فضای صرفاً رئالیستی فاصله گرفته‌اند.[۳]

تأثیر برپایی جوایز ادبی بر ادبیات داستانی و کار نویسندگان

جوایزی همچون جایزه ادبی جلال آل‌احمد قرار نیست به‌عنوان ثمره تلاش چندین ساله یک نویسنده باشند. قرار بوده از بین آثار ادبی که در یک سال منتشر شده در هر بخش اثری به‌عنوان برگزیده انتخاب شود. اما چه می‌‌شود که داوران محترم و برگزارکنندگان می‌‌آیند در کمال خونسردی و با آرامش کامل می‌‌گویند از بین همه آثار منتشر شده هیچ‌کدام حائز رتبه برگزیده نبوده است. به‌نظرم این یک رویکرد ناصحیح نسبت به نویسنده‌هاست، چرا که اگر نویسنده شایسته نبوده پس چرا اثرش تا این مرحله بالا آمده است. به‌نظر خودم، واقعاً نمی‌شود گفت من ثمره سال‌ها تلاشم در حوزه نویسندگی را گرفته‌ام. من مثلاً ۱۸ سال شبانه‌روزی پشت سر هم تلاش کرده‌ام. خب وظیفه من است به عنوان نویسنده کاری را که پیشه کرده‌ام و دارم عشق می‌‌کنم با ادبیات برایش زحمت بکشم بالطبع این اتفاق هم می‌‌افتد. تا به امروز ۲۲ عنوان از کتاب‌های من منتشر شده و چند عنوان دیگر هم آماده چاپ است که در سال‌های آینده منتشر می‌‌شود اما آیا این جایزه‌ای که به من تعلق گرفته برای جبران زحمت‌های من به‌عنوان یک نویسنده است؟ به‌نظرم این اطلاق درستی نیست به‌واسطه اینکه اساسنامه جایزه ادبی جلال آل‌احمد می‌‌گوید آثاری که در طول یک سال منتشر شده باید بررسی و از بین آن‌ها اثری انتخاب شود. با همه احترام و تشکری که نسبت به همه برگزارکنندگان این جایزه دارم، واقعیتش این است که این جایزه یا دیگر جوایز ادبی سر سوزنی از زحمات نویسنده را پاسخگو نیستند. به‌خصوص رقم‌هایی که پرداخته می‌‌شود اصلاً در حد و اندازه‌ای نیست که بخواهد یک نویسنده با دریافت آن حداقل از غم نان آن سالش رهایی پیدا کند.[۲]

کسب جوایز معتبر دولتی و خصوصی داخلی در سرنوشت یک کتاب

انتخاب‌شدن کتاب در جوایز ادبی مختلف منجر به ورود این آثار به محافل علمی و مجامع تخصصی و مجامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها و مراکزی که با کتاب و کتابخوانی در ارتباط هستند خواهد شد. از گذشته هم این چنین بوده و این نوع موفقیت‌های ادبی برای یک کتاب رمز ورود به فضاهای جدی‌تر ادبیات خواهد بود. در مجموع، تأثیر بسیار به‌سزایی در رشد و توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در بخش‌های مختلف و جدی‎تر جامعه خواهد داشت. واقعیت این است که ما نیازمند این هستیم که به داستان و رمان ایرانی بیشتر از گذشته توجه شود. به‌واسطه اینکه احساس می‌‌کنم داستان و رمان ایرانی الان زیر هجمه زیاد داستان ترجمه‌ای دارد له می‌‌شود. اثری از آثارش باقی نمانده و این نیازمند همین حمایت‌های این چنینی و جوایز ادبی است که کمک می‌‌کند داستان و رمان ایران بیشتر دیده شود. یقیناً این جوایز ادبی برای ناشران که سرمایه‌گذاران آثار ادبی هستند خیلی انگیزه‌دهنده است. علاوه بر اینکه برای نویسنده هم انگیزه ایجاد می‌‌کند. در چنین شرایطی رغبت ناشران برای چاپ آثار ایرانی افزایش می‌‌یابد. به جای اینکه بروند به بازار ترجمه توجه کنند به سمت آثار ایرانی گرایش پیدا می‌‌کنند و این حمایت به سود همه است؛ هم ناشر هم نویسنده و هم مخاطب.[۲]

بازار کتاب ایران

واقعیت امر این است که نویسنده‌ها آثارشان را می‌‌نویسند که خوانده شود و فقط چاپ‌شدن هدف هیچ نویسنده‌ای نیست، اگر به هر طریقی مخاطبان بیشتری با اثر برخورد کنند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند به‌نظرم بیشتر می‌‌تواند مثمرثمر باشد. به همین خاطر است که هم تلاش می‌‌کنم مستمر در فضای چاپ و نشر باشم که مخاطب بتواند قدرت انتخابش را روی آثارم داشته باشد و هم از فضاها و کرانه‌های مختلفی که به‌واسطه حضور ناشران مختلف ایجاد می‌‌شود برای جذب مخاطب استفاده کنم.[۲]

راهکار بهبود وضعیت نقد در حوزه ادبیات داستانی

عقیده من این است که در دانشگاه‌ها باید بحث نقد جدی‌تر پیگیری شود، چون متأسفانه هنوز ادبیات معاصر در دانشگاه‌های ما راه باز نکرده که امیدوارم ان شاءالله راه باز کند، زیرا مجامع علمی نقش بسیار مؤثری در بهبود کیفیت آثار خواهند داشت که این نقیصه اگر در کشورمان برطرف شود و دانشگاه به جای پرداختن به این حجم زیاد به ادبیات کهن، حجمی را هم به ادبیات معاصر اختصاص دهد به‌نظرم خیلی به بهبود آثار ادبی کمک می‌‌کند.[۲]

نقش فعالیت‌های جنبی حوزه کتاب و کتابخوانی در توسعه فرهنگ کتابخوانی

تعداد آثاری که در طول یک سال چاپ و روانه بازار کتاب می‌‌شود، قابل توجه و تعداد کتاب‌ها واقعاً زیاد است و مخاطب در سال‌های مختلف که این کتاب‌ها چاپ می‌‌شود و در کنار هم قرار می‌‌گیرد با انبوهی از انتخاب و گستره وسیع آن مواجه است اما آیا مخاطب فرصت می‌‌کند همه علاقه‌مندی‌هایش را، همه آثار را بتواند بخواند و از بین انبوه این آثار کتاب مورد علاقه خود را انتخاب کند؟ به‌طور قطع نه. یقیناً با این هجمه سریع زندگی‌های شهری ما امکان‌پذیر نیست. پس بنابراین، نیازمند ابزارهایی برای معرفی بهتر نویسنده‌ها و آثارشان هستیم. محفل‌های ادبی و جلسات مرتبط با معرفی یا نقد و بررسی کتاب می‌‌تواند به‌عنوان یکی از کمک‌‌کننده‌ها به فرایند انتخاب مخاطب باشد برای اینکه بتواند انتخاب بهتری داشته باشد از این گزینه‌هایی که در اختیارش است. بنابر‌این جلسات و محافل نقد و بررسی کتاب که به توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه کمک می‌‌کند بسیار مفید و لازم و ضروری است.[۲]

ظرفیت‌های بازار کتاب ایران

برخلاف برخی دوستان که عقیده دارند جامعه ایرانی کتاب نمی‌خواند، من معتقدم که جامعه ایرانی اتفاقاً جامعه کتابخوانی است؛ برای کتاب ارزش قائل است و از گذشته کهنش تا به امروز برای کتاب و کتابخوانی ارزش قائل است، اما مسأله اصلی در عدم معرفی درست آثار به این مخاطبان است. به‌نظرم ناشران و صنعت نشر اگر اقدامات مناسبی برای معرفی بهتر آثار داشته باشند، بیشترین توفیق را در این زمینه خواهند داشت. ضمن اینکه ناگفته نماند مباحث اقتصادی نشر به‌واسطه افزایش قیمت کاغذ و فرایند چاپ و نشر نویسنده‌ها را هم مثل قشر کتابخوان جامعه دچار مشکل کرده است. این معضل نیازمند سیاستگذاری سیاستگذاران کلان کشور است تا تمام تلاش‌شان را بکنند که سبد دانایی حذف یا کمرنگ نشود. من معتقدم کتاب سبد دانایی خانواده‌هاست. جایگاه این کالای فرهنگی باید در سبد خانوارها حفظ شود و حتی افزایش پیدا کند، چون به واسطه آن، خردورزی در جامعه افزایش پیدا می‌‌کند و نتایج بسیار مثبتی هم در زمینه فردی و هم زمینه‌های اجتماعی حاصل می‌‌شود.[۲]


توصیه‌ای برای تقویت جایگاه رمان و داستان ایرانی

عواملی که می‌‌تواند باعث تقویت رمان و داستان ایرانی شود، گسترش فضای نقد سالم و بدون غرض‌ورزی است؛ ما با کمبود نقد علمی مواجه‌ایم و یکی از نمودهایش کاهش چاپ آثار در حوزه نقد ادبی است. در میان نامزدهای جایزه جلال هم اگر نگاه کنیم، می‌‌بینیم که از نظر کمّی، تعداد کتاب‌ها در حوزه نقد ادبی کاهش زیادی داشته است. دانشگاه‌هایمان باید رویکرد به ادبیات کهن را تعدیل کنند و بیشتر به ادبیات معاصر بپردازند؛ بسیاری از دانشگاه‌ها در کشور ما که باید دارای کرسی‌های نقد ادبیات معاصر باشند هنوز داستان معاصر ایرانی را قبول ندارند و فقط به ادبیات کهن می‌‌پردازند. استادان دانشگاهی باید داستان معاصر ایرانی را بخوانند و قضاوت کنند، حتی منظورم ادبیات ۵۰ سال پیش هم نیست، من از ادبیات سال‌های اخیر صحبت می‌‌کنم، نسل‌های چهارم، پنجم و ششم داستان‌نویسی گویا هنوز این اجازه را پیدا نکرده‌اند که مورد نقد و بررسی استادان دانشگاهی در رشته ادبیات فارسی قرار بگیرند.[۲]

آثار و کتابشناسی

کتاب‌های پژوهشی در حوزه ادبیات:

  • داستان‌های عامیانه استان سمنان، نشر زمزم هدایت
  • فرود (تاریخ شفاهی و داستان‌های ابوطالب ملاجعفری)

رمان‌‌ها

نظر نویسنده دربارهٔ آثارش

آتون‌نامه

دلیل انتخاب نام کتاب

رستم‌الحکما جزء یکی از کتاب‌هایی است که در دوره تاریخ فتحعلی‌شاهی نوشته شده؛ در آنجا ذکر شده به کسانی که به دختران آموزش می‌دادند آتون می‌گفتند و خواهر اسماعیل، زبیده خاتون آتون بوده است. به دختران بافتن، سوزن دوزی و تزئینات زندگی زنانه آموزش می‌داده است. به این خاطر لقبی که اسماعیل برای خواهرش در نظر گرفته و در رمان هم راجع به آن صحبت می‌گردد. نامه‌ها و مراسلاتی که بین اسماعیل و خواهرش رد و بدل شده یعنی آتون‌نامه را به‌عنوان نام رمان انتخاب کردم.[۴]

تاریخ دغدغهٔ من است

«آتون‌نامه» شرایط شکل‌گیری شخصیت در اوضاع بحرانی جنگ و ارتقای شخصیت و تحول شخصیت را طی می‌نماید. هم‌زمان شرایط اجتماعی را که محمل بروز این شخصیت‌ها می‌گردد را آنالیز می‌نماید و از این منظر اتفاقات ویژه‌ای را رقم می‌زند. ضمن اینکه با فرهنگ یک قومی به اسم تنگه سر بیشتر آشنا شده و مردمش را بیشتر می‌شناسیم. تحقیقات قبل از نگارش آتون‌نامه حدود چهار تا چهار و نیم سال طول کشید و در این حوزه من خیلی از کتاب‌هایی را که راجع به این دوره و جنگ ایران و روس نوشته شده بودند، مطالعه کردم. حتی برای مشی نگارش نامه‌ها، از کتاب‌هایی مثل منشآت قائم مقام خیلی استفاده کردم و این کار علاوه بر آنکه عنصر خیال در آن حرف اول را می‌زند اما از مستندات تاریخی بسیاری برخوردار است.[۴]

ساعت دنگی

به‌نظرم یکی از ویژگی‌های خاص ساعت دنگی، همین مدل روایت تریلوژی یا سه‌گانه آن است که به این شکل در روایت‌های داستانی ایرانی نداریم. چنین شیوه نگارشی، آن هم در این سطح یک زورآزمایی تکنیکی خیلی خوب برای خودم بود که امیدوارم مخاطبان هم آن را بپسندند. هرچند تا جایی که بازخوردهای این کتاب را دریافت کرده‌ام به‌نظر می‌رسد مخاطبان خاص آن را پسندیده‌اند ان‌شاءالله مخاطبان عام و کتابخوان‌ها هم این کار را بپسندند. من ساعت دنگی را مستحق جایزه جلال می‌‌دانم، به‌نظرم ساعت دنگی حتی باید برگزیده این جایزه می‌‌شد و شایسته تقدیر بودن کمی کم‌لطفی به این کتاب است. درباره ویژگی کتاب «ساعت دنگی» هم بگویم که این مجموعه ۹ تریلوژی درباره زن و زمان و زمانه است. زن ایرانی و گونه‌های مختلفی از او را در این اثر می‌بینید. زن ایرانی برای من مهم است و تلاشم بر این است روایت‌های متفاوتی از تقدیر زنان سرزمینم بدهم، شاید تقدیر برخی‌ها تکراری است، اما سعی کرده‌ام شیوه روایت نو باشد. موضوع زن از علاقه‌مندی‌های من و بقیه کار‌ها هم روایت زنان سرزمینم است. رویکرد سه‌گانه بودن هم کدی است برای اینکه زنانگی بیشتری را داشته باشد. زنان امروزی، زن در تاریخ و اسطوره، زن سیاس، زن قربانی، زنی که اسلحه دست می‌گیرد و زنی که تمام‌قد خود را تسلیم جامعه می‌کند، همه در داستان‌هایم هستند و سعی کرده‌ام آن‌ها را در زمانه‌های مختلف روایت کنم. نکته دیگری که داستان‌های این مجموعه را به هم پیوند می‌‌دهد بافت حوادث اجتماعی محور اصلی داستان‌ها زن، زمانه‌اش و زمان است؛ یعنی سه عنصری که در کل مجموعه به طرق مختلف خود را نشان می‌دهد. زن قربانی معاصر، زن سیاس معاصر، زن قربانی اسطوره‌ای و تاریخی که از دل تاریخ درآمده تا زن جنگجویی که جلوی داعش ایستاده و مادر شهیدی که جگرگوشه‌اش را از دست داده، همه این زنان آدم‌های قصه‌های سه‌گانه‌ای هستند که در کتاب روایت می‌شوند و آسیب‌های اجتماعی است که در اکثر داستان‌ها وجود دارد.[۲]

می نار

داستان «می‎‌نار» تخیل بر پایه واقعیت‌های جامعه ما است. کاری در سال‌های گذشته با عنوان «سمفونی بابونه‌های سرخ» از سوی انتشارات «آموت» روانه بازار کتاب کرده‌ام که به عملکرد ارامنه ایران در ورودشان به ایران از دوره صفویه اشاره دارد و به اتفاقاتی که در کمک به فرهنگ و هنر این سرزمین انجام داده‌اند می‌پردازد. کاری در آن حوزه انجام شد و از آن زمان خیلی دوست داشتم راجع به اتفاق‌های معاصر ارامنه ایران هم یک اثری به واسطه اینکه به عقیده شخصی و علاقه‌مندی من به این شکل وحدت همه ایرانی‌های عزیز در کنار هم و برای هم می‌‌توانند زندگی خوش و سالم و سلامتی داشته باشند و اینکه در این سال‌ها زحمات زیادی کشیده شده برای اینکه این وحدت زیر پرچم این نام وطن اتفاق بیفتد، در این اثرم داشته باشم. بنابراین، «می‌نار» اولین کار از این مجموعه است که راجع به اقلیت‌ها نوشته شده و یک کلان‌پروژه ذهنی من است، برای اینکه در سال‌های آینده هم بتوانم زبان اقلیت‌های کشورم باشم. این ویژگی انگیزه اصلی روایت می‌نار برای من بود. به نظر من، دو تا قله ماجرایی و فرهنگی در تاریخ معاصر کشورمان داریم که یکی از آن‌ها انقلاب اسلامی است که از انقلاب مشروطه شروع شده تا رسیده به انقلاب اسلامی سال ۵۷؛ یک نکته خیلی مهم در تاریخ معاصر کشورمان. قله دیگری، جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران است که تلاش همه‌جانبه مردم برای نگه‌داشتن وحدت را در پی داشت. اشاره به این دو قله هم از انگیزه‌های من در روایت می‌نار بود. می‌‌خواستم در این دوره زمانی از این دو تا اتفاق هم بیشترین استفاده را داشته باشم. به این خاطر می‌نار از سال ۵۳ شروع می‌‌شود تا سال ۶۵ و در این برهه زمانی زندگی یک خانواده ارمنی ساکن اصفهان را محور روایت خودش قرار داده است. این خانواده به واسطه اتفاق‌هایی که در طول اثر برایشان می‌افتد مجبور به مهاجرت به خرمشهر می‌‌شوند و درگیر وقایع اولیه جنگ و تبعات آن در آنجا می‌‌شوند و یک جوری تزکیه هنری برای شخصیت خیالی من به اسم آتورش در این رمان اتفاق می‌‌افتد.[۲]

معرفی تعدادی از آثار

چهار زن

این رمان که برگزیده اول در نخستین دوره رمان ماندگار است بر پایه دو مضمون اصلی استوار است؛ یکی از معضلات جامعه ما متاسفانه تهمت‌زدن به دیگران و سهل‌پنداشتن این امر است که عواقب آن در زندگی ما و دیگران تاثیر‌گذار است که این معضل دستمایه مضمونی این اثر است. لایه دیگر مضمونی اثر به این نظریه علمی اشاره دارد که ذهن هر ایرانی مثل خانه‌های سنتی از بخش‌های مختلفی نظیر اندرونی، بیرونی، حیاط پسران، حیاط دختران و سرداب تشکیل شده و کارکرد هر کدام در زندگی مربوط به کدام اعمال و رفتارمان می‌شود. این رمان دارای نثری روان است و از تکنیک‌های متفاوت داستان‌نویسی برخوردار است تا کمترین خستگی را به مخاطب تحمیل کند.[۵]

می‌نار

در رمان می‌نار؛ تخیل ادبی بر بال وقایع تاریخ معاصر نشسته و مخاطب را به دنیایی تازه می‌برد. ارامنه ایران، محور این رمان هستند و تجسم واقع‌گرایانه زندگی، آداب و رسوم، رفتارها و کردارهایشان در قالب حوادث متعدد، دستمایه این آفرینش ادبی شده است. آرتوش، در بستر کهن‌الگوی سفر قهرمان، رازهای زندگی‌اش را یکی یکی برای مخاطب عیان می‌سازد. زمانه با او سر ناسازگاری دارد و او برای رسیدن به آرزویش راه پر فراز و نشیبی دارد. روایت تصویری و سینمایی در کنار لحن متفاوت و نثر روان اثر، روایت لایه به لایه می‌نار را شکل می‌دهد. رازهای ناگفته تاریخ معاصر چاشنی لذت و سرگرمی خواندن این رمان است. شور و شیرین، گس و می‌خوش است اناری که در این خم به می روایت رسیده و روسری زنان جنوبی شده تا اصفهان و خرمشهر را به هم پیوند دهد. یاقوت دانه‌های سرخ، نماد عشق و تراژدی می‌شوند و جام خون رنگ ایثار و مقاومت را لبریز می‌کنند.[۶]

پاپیلو

رمان «پاپیلو» تابستان و پاییز سال ۹۸ نوشته شده و دربارهٔ زندگی زنی به‌نام رعنا است. به‌این‌ترتیب زندگی این‌شخصیت از نوجوانی، بزرگسالی تا زمانی که مادر شود، همراه با امیدها و یاس‌هایش روایت می‌شود. داستان این رمان درباره یک زن به‌عنوان قاتل قتل‌های زنجیره‌ای است. از این‌جهت نویسنده کتاب تلاش کرده شخصیت اصلی داستانش را از منظر روان‌شناسی کند و کاو کند و با استفاده از عامل تعلیق، دربارهٔ شیوه‌های متفاوت ارتکاب جنایت توسط شخصیت قصه هم مطالبی را روایت کرده است.[۷]


در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

رعنا حالی‌اش نمی‌شود. حاضر است هر خفتی را به جان بخرد تا ... اسم بچه را هم برگشتم، فهمیدم رعنا بهرام گذاشته. من توی مدرسه خوانده بودم: «بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.»
نمی‌دانم چرا عدلی همین شعر را از بر بودم؟ فکر می‌کردم بهرام‌ها باید گورکن باشند. درست هم فکر می‌کردم، بهرام من گور مرا کند و حالا هم که شما می‌گویید... گور همه‌مان یکدفعه کنده شده. به خدا قسم، من از چیزی خبر ندارم! این آدم‌هایی که می‌گویید و این عکس‌هایی که نشانم می‌دهید، تا به الآن، هیچ‌کدامشان را ندیده‌ام چه برسد به این‌که بشناسمشان.
رعنا دختر عموی من است جناب سروان. من از بچگی می‌شناسمش. چی می‌گویم؟ من از بچگی‌اش عاشقش بودم. یعنی من ده‌ساله‌ بودم که رعنا به دنیا آمد. آخرین دختر عمو صفدرم. روزهای اولِ خندیدنش را یادم است. همه را یادم است. شاید کسی مثل من نداند، دخترهایم کپی برابر اصل کار و کردار و خلق و خوی بچگی مادرشان‌اند. هر سه تایشان را عاشقانه دیده‌ام که چطور بزرگ شده‌اند، ولی آن پسری که می‌خواستم بهرام نبود. هیچ چیزش آنی نبود که من می‌خواستم. خودش هم با همه بی‌زبانی‌اش این را می‌داند.[۷]

ایرانشاه

رمان ایرانشاه، داستان یک کتاب عجیب را روایت می‌کند که شما را به قرن چهارم هجری می‌برد. داستان با یک نامه آغاز می‌شود. نامه مولف به ناشرش و اینکه چه شد این اثر را فرستاده تا منتشر شود. لحن نامه طنز است. نویسنده می‌نویسد که کارمند اداره حج و اوقاف است و برای بررسی وضعیت روستایش که تازگی‌ها ادعا شده وقف آستان قدس است به مشهد می‌رود و آنجا با کتابی عجیب روبرو می‌شود. نوشته از قرن چهارم است که داستان امیراسماعیل سامانی است و شرح فتوحاتش. کارمند آستان قدس داستان عجیب و غریبی از نحوه رسیدن این اثر به مشهد را بیان می‌کند که شنیدنی است. اصل اثر ایرانشاه همان متن شرح فتوحات امیراسماعیل سامانی است با زبان تاریخی که بسیار شیرین است و اطلاعات تاریخی ارزشمندی دارد.

برشی از متن کتاب:

وقف‌نامه به یک مجموعه موقوفه از زمان سامانیان مربوط بود و واقفش هم امیراسماعیل سامانی بود. نمی‌خواهم سرتان را درد بیاورم و می‌دانم سرتان خیلی شلوغ است و اگر همهٔ نویسنده‌ها بخواهند نامه‌های به این طول و تفسیری برایتان بنویسند، دیگر وقت کار دیگری برای شما نمی‌ماند، ولی اگر اجازه بدهید ماجرا را همان‌طور که اتفاق افتاد، برایتان بنویسم تا دلم راضی شود. باز هم ببخشید!
وقف‌نامه به خط دبیری، به گفتهٔ متصدی موزه، نوشته شده بود و خیلی راحت قابل خواندن نبود. گفتم: «مثل دست خط خودمه؛ هیچکی نمی‌تونه ازش سر دربیاره! موضوعش چیه؟ ماجرا چی بوده؟» گفت: «امیراسماعیل سامانی مثل اینکه موقعی که به رحمت خدا مِرفته، یه چند تا از محله‌ها و روستاهای دوروبر بخارا رو که توش زندگی می‌کرده، وقف موکنه بچه‌های خودش و نواده‌هاش ناظر و مجری موقوفه‌اند و بایست آبادشون کنند و خلاصه از این حرفا... بعد به رحمت خدا رفته و سامانی‌ها بساطشون جَمع رفته، غزنویا سرِ کار اومدن، زمینا رو از دست مردم درشون میارن. یکی از نواده‌های امیراسماعیل، اسمش از خاطرم رفته، دعوی موقوفه موکنه و خلاصه اسناد و مدارک رو بیرون می‌کشن. مثل اینکه اون موقع یه اداره واسه وقف توی دربارشون داشتن مثل ادارهٔ شما. بالأخره این بنده خدا کار دیوانی کرده بوده، اونقده عریضه می‌نویسه و با هزار دبَدَبه و کَبکَبه موقوفات رو برمی‌گردونه و خودش مِدِه دست رعیت، به قول خودشون و امین موقوفه جد جد جدش مِرِه وقف‌نامه دُرُست ادا شه.»
گفتم: «خُب اینا اینجا چکار می‌کنه؟ نکنه اینم وقف امام رضاست؟!»
خندید و باز دستی به گرده‌ام زد و گفت: «نه خدای نکرده اینجا موزه‌اس!
خیلی از اسناد که اینجان، مردم هدیه کردن به آقا، مثل همین وقف‌نامه و کتاب روش، یکی از بندهای وقف‌نامه‌اس. وقتی شوروی کمونیستی مِرِه و همه چیزای مذهبی رو می‌سوزوندند، یه دختر ازبک پای پیاده و از دل کوه‌ها و توی برف و بوران خودشو می‌رسونه مِشِد و اینا رو مِدِه و توی صحن آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا، جون مِدِه. عمر و جوانی‌اش رو مِذِاره پای این وقف‌نامه، نسوزه و بمونه تا امروز.»
خیلی متأثر شده بودم. گفتم: «خُب بعدش چی میشه؟»[۸]

بی‌داد

رمان «بی‌داد» به پنج ماهه اول سال ۵۸ و اوایل دوران پیروزی انقلاب می پردازد. زمانی که برای تثبیت بنیان‌های انقلاب تلاش‌هایی صورت می‌گرفته است. همچنین ماجرای زندگی دختری دانشجو در رشته مامایی دانشگاه اصفهان است و فعالیت‌های انقلابی او پیش و پس از پیروزی به همراه دوستانش را روایت می‌کند؛ از رفراندوم گرفته تا تصویب قانون اساسی و شروع فضاهای تبلیغاتی برای برگزاری اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری. «بی‌داد» به تعبیری یک رمان اجتماعی تاریخی است. البته این کتاب تا حدی فراژانر است اما موضوع انقلاب به‌طور کلی می‌تواند در هر ژانری مورد توجه قرار بگیرد. تکنیک روایت این اثر نیز یادداشت‌های شخصی یک راوی است؛ روایت کننده‌ای که بعدها در طول داستان مشخص می‌شود به دلیل مسائل جریان زندگی شخصی و مبارزات خود دروغ می‌گوید.[۳]

آتون‌نامه

این رمان کوتاه درباره شخصیت اسمال طلایی یا همان اسماعیل خان، فرزند طالب خان از سرداران نام‌آور دوران فتحعلی‌شاه و کسی است که سقاخانه اسمال طلایی در مشهد مقدس و صحن عتیق به نام اوست. این رمان با تکنیک نامه‌نگاری نوشته شده است. ۱۰ نامه بین اسمال طلایی و خواهرش زبیده در طول جنگ ایران و روس، دوره فتحعلی شاهی ردوبدل می گردد. زندگی این سردار و اوضاع ایران در آن دوران پرآشوب، محور این رمان حماسی است. عباس میرزا برای اولین بار دارد ارتش ایران را آموزش نظامی می‌دهد که برای آموزش از مستشاران فرانسوی و انگلیسی استفاده می‌نماید. می‌توان گفت فضای این جنگ فضای غالب رمان است. در این اثر از فرم نامه‌نگاری استفاده شده که نمونه نامه‌های عاشقانه در تاریخ ادبیات زیاد داریم. از این فرم برای بهتر نشان دادن فرآیند و همچنین برای نشان دادن علاقه و ارتباط مناسب بین خواهر و برادر و مفهوم خانواده در رمان استفاده شده است. صیانت از سرزمین اولین آیتمی است که در آتون نامه به آن پرداخته می‌گردد. ضمن اینکه نوینده هم‌زمان با صیانت از سرزمین، صیانت از خانواده را هم پیش می‌برد که افراد برای زنده نگه داشتن نام و آبرو و شرف خانواده چه کوشش‌ها و چه فداکاری‌هایی را باید انجام دهند که این دو محور اصلی داستان است.[۴]

اپرای مردان سبیل استالینی

کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ یکی از مهم‌ترین وقایع معاصر است که بستری برای روایت بسیاری از داستان‌ها و دیگر آثار هنری بوده است، این کتاب نیز، ماجرای کودتا را در سه فصل و با سه زاویه دید مجزا ترسیم می‌کند. تصاویر اولیه این رمان را سور و سات عروسی توران شاه تشکیل می‌دهد، که کم‌کم اتفاقات این عروسی و آدم‌هایش با اتفاقات روزهای کودتا پیوند می‌خورد و شخصیت جدیدی به نام اصغر خالدار وارد رمان می‌شود که سرنوشت او با سرنوشت توران در خطی موازی به هم نزدیک شده و درهم‌تنیده می‌شود.[۹]

در بخشی از کتاب «اپرای مردان سبیل استالینی» می‌خوانیم:

«سایه‌ام چندتا شده و روی رگه‌های لاکی زمینه قالی کاشان زیرپایم دور خورد و دنبال آبنوس کشیده شد تا درگاهی و پیش بخاری و بوفه و میز ناهارخوری و پنجره ایوان و بعد، وقتی از حضورش تهی شدم، نمی‌دانم چرا یاد حرف اکبرنژاد افتادم. اکبرنژاد وقتی توی ساعت استراحت جلوی پنجره ایستاده بودم و داشتم توی کوه‌ها سیر می‌کردم، بهم گفت: «توران چرا ازدواج نمی‌کنی؟» با این‌که یک‌‌سال بود با هم معلم مدرسه شاه‌پسند سنگسر بودیم و چند باری توی سخنرانی‌ها کنار صندلی‌ام نشسته بود، هیچ گپ و گفت خاصی نداشتیم که این‌طور بی‌هوا زبانش را دور بدهد تو چال دهانش و از زندگی خصوصی‌ام بپرسد. تمام تلاشم را کردم تا دلخوری‌ام را به زبان نیاورم». [۹]


[۱۰]

پانویس