کتاب «ساعت دنگی» مجموعه داستانی است به قلم محمداسماعیل حاجی‌علیان که دربرگیرنده ۹ داستان سه‌گانه با مضامین اجتماعی است و اشارات زیادی به آسیب‌های اجتماعی زنان و تأثیر آنها در جامعه دارد.

ساعت دنگی
۲۰۰px
نویسندهمحمداسماعیل حاجی‌علیان
ویراستاراکرم دژهوست گنگ
ناشرسوره مهر
محل نشرتهران
تاریخ نشر۱۳۹۹
تعداد چاپچاپ اول ۱۳۹۹
شمارگان۱۲۵۰ نسخه
شابک۹۷۸۶۰۰۰۳۳۲۵۶
تعداد صفحات۲۳۵
موضوعداستان‌های کوتاه فارسی
زبانفارسی
قطعرقعی
نوع جلدشومیز

این اثر که بین سال‌های ۸۶ تا ۹۳ نوشته شده در سال ۱۳۹۹ در قالب ۲۳۵ صفحه توسط نشر سوره مهر روانه بازار چاپ شده است.

*****

«ساعت دنگی» مجموعه داستانی است در حوزه بزرگ‌سال که دربرگیرنده ۹ داستان سه‌گانه با مضامین اجتماعی است. منظور از داستان‌های سه‌گانه، سه‌بخشی بودن داستان است یعنی هر تک داستان یک روایت و داستان کوتاه کامل است ضمن اینکه همان داستان باید داستان دوم و سوم را نیز کامل کند، در‌حالی‌ که داستان دوم و سوم هم باید به‌تنهایی داستانی مستقل باشند.

نویسنده در داستان‌های این مجموعه بیش از همه به آسیب‌های اجتماعی می‌پردازد و قصه زنانی را روایت می‌کند که غم‌ها، مشکلات و دغدغه‌های مخصوص به خود را دارند.

داستان‌های کتاب متعلق به یک شهر یا بوم خاص نیست و نویسنده با روایت این داستان‌ها مخاطب خود را به خطه‌های مختلفی از ایران و حتی خارج از مرزها می‌برد. داستان‌ها در مناطق مختلف، از بوم ایران گرفته تا بوم سوریه و موصلِ درگیر داعش، شکل می‌گیرند و ماجراهایی متعددی در دلِ فضاهایی شهری و مدرن روایت می‌شوند.

خلاصه اثر

 
محمد اسماعیل حاجی علیان ؛ نویسنده اثر

داستان نگارش کتاب

قبل از نگارش اثر ۶ سال بود که من به این سه‌گانه بودن مجموعه داستانم فکر می‌کردم و سوژه‌های بسیاری را با خودم سبک سنگین می‌کردم که کدام قابلیت سه‌گانه (Trilogy) نوشتن را دارد. اینکه هر داستان ۳ اپیزود باشد و هر اپیزود مستقلاً خودش یک داستان باشد و هر سه باهم بشوند یک داستان مجزا. یعنی بتوان از سه منظر به یک داستان نگاه کرد و هر منظر هم به صورت مجزا و مستقل یک داستان باشد.
در این مدت ۶ سال، یک بار رفتم مشهد حرم امام رضا (ع) در موزه حرم یک ساعت دنگی بود. ساعتی که با تولید صدا زمان را اعلام می‌کرد. این ساعت دنگی در ذهنم بود تا اینکه خود داستان «ساعت دنگی» هم در ذهن من شکل گرفت و این حالت دنگی و لحظه‌ای بودن و از چیزی به چیزی پریدن که در خود داستان «ساعت دنگی» نشان می‌داد سبب نوشتن آن داستان شد. داستانی که خانم‌های دنگی آن هر لحظه در یک فازی هستند. همچنین دنگی بودن به نوعی به سه فاز بودن داستان‌های مجموعه هم ارتباط دارد.[۱]

عنوان کتاب

عنوان کتاب اشاره‌ای است به تغییرات مداومی که در زندگی انسان‌ها اتفاق می‌افتد. دَنگی بودن به تعبیر نویسنده به معنی دم‌دمی بودن، لحظه‌ای‌ بودن و تغییرپذیر‌ بودن، اشاره‌ای به تغییرات زیرپوستی و مداوم انسان‌ها در زندگی دارد. اینکه تغییر در زندگی‌ها به سرعت اتفاق می‌افتد و زمان این تغییرات را به ما نشان می‌دهد و گاهی اوقات از آن غافلیم.[۲]

عناوین فصل‌ها

  • بی‌غیرت شل نکن فشار بده ؛
  • اوستاراکا ؛
  • بی‌بی برگ‌بید ؛
  • تیامات ؛
  • ساعت دنگی ؛
  • نوش‌دارو ؛
  • منو تیغی کنید ؛
  • مزمبل ؛
  • ورود ممنوع .

به ترتیب عناوین داستان‌های کوتاه این مجموعه می‌باشند. [۲]

محل نوشتن کتاب

من شب‌ها می‌نویسم و من عادت عجیبی دارم که در خانه و جایی که به آدم‌های آن تعلق خاطر دارم نمی‌توانم بنویسم. ۲۰ سال است که در پارک‌های شهرهای مختلف که در آنها زندگی کردم قلم می‌زنم و چون تعلق‌خاطری به آدم‌های بیرون از خانواده ندارم ذهنم روی کارم متمرکز است. این را هم بگویم که من ستنی‌نویس هستم و با خودکار و کاغذ می‌نویسم. بعد از اتمام نگارش، اثر را یک بار می‌خوانم و ایراداتش را برطرف می‌کنم و می‌دهم به تایپیستم. بعد تایپ، اثر را چند بار بازنویسی می‌کنم و چندبار پرینت می‌گیرم و بعد اصلاحات نهایی کار را تحویل ناشر می‌دهم.[۱]

درباره نویسنده

 
محمد اسماعیل حاجی علیان ؛ نویسنده اثر

محمداسماعیل حاجی‌علیان، نویسنده و استاد دانشگاه، متولد ۱۳۵۹ سنگسر است. وی فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد  است و در دانشگاه هنر سمنان مرمت و صنایع دستی تدریس می‌کند. او نویسندگی را به‌صورت حرفه‌ای از سال ۱۳۸۴ شروع کرده و با داستان کوتاه بعد به نوشتن نمایشنامه و فیلم‌نامه و رمان پرداخت. بالغ بر صد داستان کوتاه نوشته که برخی از آنها در جشنواره‌های ادبی حائز رتبه و مقام شده‌اند.[۳]

مخاطبان اثر

مخاطب من زنان سرزمینم هستند. من برای زنان سرزمینم می‌نویسم و اعتقاد دارم که اگر قرار است اتفاق هدفمندی در سطح جامعه رخ کرد و بهبودی حاصل شده و چراغی روشن شود همگی حاصل تربیت زنان خانواده است و زن است که مردهای جامعه را تربیت کرده و می‌سازد و اگر امید به این داریم که اتفاقات خوبی در جامعه رخ دهد قطعاً از جانب زنان ما خواهند بود چراکه آنها نسل‌های آینده را پرورش می‌دهند. نگاه اصلاح‌گرایانه ذهن من مخاطب اصلی اثرم را زنان سرزمینم می‌داند.[۱]

طرح جلد اثر

 
طرح پشت جلد

طرح جلد از داستان اول این مجموعه گرفته شده است. یک رومیزی سنتی که آن حس زنانه را القا کرده است. طراح جلد آقای امیر نجفی بودند؛ مخاطب فعال داستان‌های من، که قبلاً چند کتاب من را در سوره مهر طراحی کردند. ایشان کارها را می‌خوانند و بعد طرح می‌زنند. از آنجا که در این مجموعه داستان، زن و زنانگی محور اصلی روایت‌ها است آقای نجفی آمده برای روایت حمام و غسالخانه از طرح یک دست‌بافته زنانه به نام «سر حمامی» استفاده کرده است. بعد یک زیور بدلی در کنارش گذاشته تا شکل ظاهری تندیس زنانه را هم برایش در نظر بگیرد.[۱]

نظر نویسنده درباره کتاب

 
نویسنده در غرفه سوره مهر؛ نمایشگاه کتاب

زن در میانه چالش سنت و مدرنیته

در این مجموعه دو داستان برای من خیلی تأثیرگذارتر از بقیه داستان‌ها بودند. اولی داستن «بی‌غیرت فشار بده، شل نکن!» چون یک اتفاق عجب و غریب در جغرافیای زندگی خودم بود و در فضای مربوط به گذشتگان من بود. اتفاقی که پیش از تولد من در فامیل رخ داده بود و من از وقتی که در بچگی متوجه این قصه شدم خیلی ذهنم درگیر این اتفاق شد به همین خاطر داستان این اتفاق تلخ را در این مجموعه نوشتم. البته باز هم قانع نشدم به همین خاطر در سال ۸۷ برای این اتفاق یک رمان به نام «چهار زن» نوشتم که گسترده شده این قصه تهمت و خواهرکشی است. من هر بار که سنگستر می‌روم، سر خاک این خانم می‌روم.[۱]

چالش مرد بودن و نوشتن درباره زنان

می‌پرسند که چرا به حوزه زنان پرداختم؛ مرد باشی و در مورد زن بنویسی چالشی است که من وارد آن شدم. واقعیت این است که من با کل‌کل زندگی می‌کنم و خیلی از داستان‌هایم را با کل‌کل‌هایی که با خودم دارم پیش می‌برم یعنی شرایط را برای خودم سخت می‌کنم تا با چالش بزرگی روبه‌رو بشوم و از بس آن چالش بر بیایم.

توجه به اقلیت های مذهبی

فاز دیگر ذهن من پرداختن به اقلیت‌های مذهبی است. من چند کتاب در مورد اقلیت‌های کشورمان نوشتم. یک خورده این چالش نقطه درگیری ذهنی و فکری من است و با آن دست و پنجه نرم می‌کنم تا ببینم چه اتفاقی می‌افتد.

زنان خودساخته؛ زنان خودباخته

در ذهن ادبی من دنیا زیر سیطره زنان است. در این اثر تلاش کردم که علاوه بر نشان دادن زن‌های خوب و خودساخته سرزمینم زن‌های خودباخته و زن‌هایی که به راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرند را نشان دهم. حتی اثری دارم که هنوز چاپ نشده؛ یک هارپارگون زن و ضحاک مار دوش زن. در واقع من همه دنیا را این‌گونه می‌بینم که زن تأثیرگذار در جامعه چه اتفاقاتی را می‌تواند رقم بزند.[۱]

تجریه‌های هنری و زیسته‌ای که به کمکم آمد

یک‌سری از تصاویر و فضاها برگرفته از خصلت‌های شخصی خودم است و یک‌سری هم حاصل تجربه زیسته. من هنر خوانده‌ام و در طی این سال‌ها انواع رشته های هنری را تجربه کرده‌ام؛ از نمایش‌نامه‌نویسی، بازیگری، کارگردانی، طراحی صحنه تا فیلم‌سازی، عکاسی، نقاشی، خوشنویسی همگی را آموخته و تجربه کرده‌ام و از هرکدام از اینها در نوشتن داستان استفاده می‌کنم.
بخش دیگری از تجربیات حاصل سفرهای من است. من از کودکی اهل سفر کردن به جاهای مختلف کشور بودم به همین سبب فضاهای مختلفی را دیده و حس کرده‌ام. مثلا از ۳ تا ۵ سالگی دامغان زندگی کردم. ۱۰ تا ۱۱ سالگی سنگسر بودم و ۳ سال به دور از خانواده در مدرسه شبانه سمنان زندگی کردم.
دبیرستان را در فضای دیگر تجربه کردم. خدمت سربازی را در دو شهر یزد و تهران بودم. ۴ سال کاشان درس خواندم. دو سال و نیم دانشگاه هنر تهران درس خواندم. مادرم اهل ساری بودند و من نصف تابستان‌ها را ساری بودم. دیدن و حس کردن این فضاهای مختلف و مستقل بودن و تجربه‌های فضاهای مختلف سبب شده انبانی از تصاویر و فضاها را داشته باشم و از آنها در داستان‌هایم استفاده کنم.[۱]

بازروایی زبان اقلیمی و اصطلاحات محلی

ما چند روش داریم برای اینکه زبان فارسی را زنده نگه داریم. یک روش این است که کلمه‌سازی کنیم. یا کلمات قدیمی را احیا و بازروایی کنیم و یا کلمات و ترکیبات جدیدی بسازیم. از آنجایی که بخش‌هایی که زیبایی زبان‌شناختی دارد اغلب در ادبیات اقلیم‌های مختلف است، من سعی کردم با استفاده از این انبان کلمات غنی و زیبا دایره واژگان خودم و مردم را بیشتر کنم تا بتوانم از این طریق زبان فارسی را پویاتر کنم.[۱]

کتابی که دیده نشد

یکی از مشکلات ما در خصوص «ساعت دنگی» این بود که متأسفانه چاپ و رونمایی اثر همزمان شد با دوران کرونا و تعطلیلی فروشگاه‌های کتاب و این اثر آن طور که باید دیده نشد. هرچند که کتابفروش‌های مجازی در طی این سال‌ها شکل گرفت اما از آنجایی که جامعه کتابخوان ما کمتر ریسک می‌کنند و کتب دهه ۵۰ و ۶۰ را بیشتر می‌خرند تا کتب دهه اخیر کتاب من فروش چندانی نداشته و ندارد. البته متأسفانه از طرف ناشر هم فعالیتی در جهت دیده شدن و نقد و بررسی کتاب صورت نگرفته شد.[۱]

اقتباس از کتاب

«ساعت دنگی» در لیست کتاب‌های دو اردوی فیلم‌سازی «از کتاب تا فیلم» و اردوی تخصصی «از کتاب تا فیلم اقتباسی»قرار گرفت.

جوایز و افتخارات

 
پوستر جایزه جلال آل‌احمد

اظهارنظرها درباره اثر

لیلا مهدوی

زنان حاضر در قصه روح دارند

نویسنده در معرکه قصه‌ها ایستاده

چرخش داستان بر شخصیت و زاویه نگاه زنان

مبادله امید

برشی از کتاب

من لیلی‌اش بودم و مهمل، برایم پشته‌یِ کاه بود. از دار دنیا جز همان پشته کاه و جانستانم، چیز دیگری از خدا نمی‌خواستم. روزگار تنگم گرفت، وقتی او با پدرش راز عاشقی را گفت.

□□□

«امروز بیست‌ساله شدم. به قول مادربزرگ، دیگر باید مرا در خمره‌ای ترشی بیندازند. خمره در تاریخ ما خیلی کاربرد داشته و دارد، چه برای من چه برای سابو، دزد بغداد، که قصه‌اش را مادربزرگ همیشه توی بچگی‌مان می‌گفت. در قصه‌های هزار‌ و یک شب هم خمره‌های زیادی بودند که یا در آن آدم می‌گذاشتند یا آدم‌ها در آن خودشان را گم می‌کردند. من امروز وقت توی خمره رفتن را ندارم.

□□□

ماه‌نسا دختر پسرعموی شوهرم بود و هم‌بازی دخترهای من. صبح آمده بود خانه ما. به دخترها، که پشت دار قالی نشسته بودند و نمی‌خواستند با او حرف بزنند، گفته بود:

«من پاکِ پاکم ... چرا باهام حرف نمی‌زنین؟ ... به خدا دستم هم به اون مرتیکه هرزه نخورده ... ببینین!»

دخترها حرف‌هایش را باور نکرده بودند. به او گفته بودند که اگر من برگردم خانه و او آن‌جا باشد، آن‌ها را، لابد مثل همیشه، زیر نیشگون و گاز سیاه می‌کنم. دخترها خیلی دلشان می‌خواست با ماه‌نسا حرف بزنند. اما می‌ترسیدند. ماه‌نسا دو سال پیش عروسی کرده بود. دختر که بود، خیلی شاد بود.

مشخصات کتاب‌شناختی

«ساعت دنگی» نوشته محمداسماعیل حاجی‌علیان در ۲۳۵ صفحه، در قطع رقعی با جلد شومیز، در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات سوره مهر چاپ شده است و تا کنون به چاپ دوم نرسیده است.

نوا، نما و نگاه

داستان «نوشداروی» مجموعه «ساعت دنگی» تبدیل به یک سریال نمایشی شد که در هفته دفاع مقدس در شهریور و مهر سال ۹۹ در رادیو سمنان پخش شد.[۱]

پانوشت

  1. پرش به بالا به: ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ «مدرنیته را با سرسختی نمی‌پذیریم اما راحت از آن استفاده می‌کنیم». خبرگزاری مهر. ۷ شهریور ۱۴۰۳. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  2. پرش به بالا به: ۲٫۰ ۲٫۱ ««ساعت دنگی» و «قدیس دیوانه»؛ دو شایسته تقدیر جایزه جلال با تنوع فضاهای داستانی». خبرگزاری ایبنا. بهمن ۱۴۰۰. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  3. «محمداسماعیل حاجی‌علیان». سایت سوره مهر. بی‌تا، دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  4. «برگزیدگان چهاردهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد معرفی شدند». خبرگزاری مهر. ۱۲ بهمن ۱۴۰۰. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  5. «برگزیدگان جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شدند». خبرگزاری مهر ۲۴ اسفند ۱۴۰۰. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  6. ««ساز کوک قصه‌ها» مجله واو». ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  7. ««ساز کوک قصه‌ها» مجله واو». ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
  8. ««ساز کوک قصه‌ها» مجله واو». ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱. دریافت شده ۱۰ شهریور ۱۴۰۳