بدرالزمان قریب: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۸۵: | خط ۱۸۵: | ||
۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۶ سیصد و هشتمین شب از مجموعه شبهای مجله بخارا با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به شب بدرالزمان قریب اختصاص یافت. در این مراسم که به مناسبت هشتاد و هشتمین سالروز تولد دکتر بدرالزمان قریب برگزار شد، ژاله آموزگار، دکتر زهره زرشناس، مسعود احمدی آشتیانی، یاسمن رحمتی، دکتر مهدخت معین، دکتر حسن انوری، دکتر یدالله ثمره، دکتر کتایون مزداپور حضور داشتند.<ref>http://bukharamag.com/1396.07.20858.html </ref> | ۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۶ سیصد و هشتمین شب از مجموعه شبهای مجله بخارا با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به شب بدرالزمان قریب اختصاص یافت. در این مراسم که به مناسبت هشتاد و هشتمین سالروز تولد دکتر بدرالزمان قریب برگزار شد، ژاله آموزگار، دکتر زهره زرشناس، مسعود احمدی آشتیانی، یاسمن رحمتی، دکتر مهدخت معین، دکتر حسن انوری، دکتر یدالله ثمره، دکتر کتایون مزداپور حضور داشتند.<ref>http://bukharamag.com/1396.07.20858.html </ref> | ||
===حوزه فعالیت=== | |||
حوزه فعالیت و پژوهش و تحقیقات دکتر قریب زبانهای باستانی به ویژه زبان و فرهنگ سغدی است. فرهنگ سغدی مهمترین اثر ایشان، خدمت بزرگی به بررسی و تحقیق زبانهای کهن ایرانی کرده که میتوان آن را یکی از مهمترین رویدادهای علمی در این زمینه در ایرانِ سدهِ گذشته نام برد که برای نخستین بار در دنیا انجام شده، انعکاس جهانی داشته و قابل استفاده برای اهل این فن است. | حوزه فعالیت و پژوهش و تحقیقات دکتر قریب زبانهای باستانی به ویژه زبان و فرهنگ سغدی است. فرهنگ سغدی مهمترین اثر ایشان، خدمت بزرگی به بررسی و تحقیق زبانهای کهن ایرانی کرده که میتوان آن را یکی از مهمترین رویدادهای علمی در این زمینه در ایرانِ سدهِ گذشته نام برد که برای نخستین بار در دنیا انجام شده، انعکاس جهانی داشته و قابل استفاده برای اهل این فن است. | ||
نسخهٔ ۲۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۴
| بدرالزمان قریب | |
|---|---|
| نام اصلی | بدرالزمان قریب |
| زادروز | ۱۳۰۸ ھ.ش تهران |
| پدر و مادر | ضیاءالدین قریب و معصومه |
| پیشه | زبانشناس، عضو فرهنگستان و شاعر |
| کتابها | فرهنگ سُغدی، تحلیل ساختار فعل در زبان سُغدی و… |
بدرالزمان قریب نویسنده، ایرانشناس، سُغدیپژوه، زبانشناس، پژوهشگر، ادیب، شاعر، مترجم و مدرس دانشگاه است. کتاب «فرهنگ سغدی» [۱] به سه زبان (سغدی – فارسی- انگلسی) شاخصترین اثر وی بهشمار میرود. قریب از اعضای پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
بزرگان ادب و فرهنگ ایرانی، دکتر قریب را پژوهشگری نمونه و تلاشگر در حوزه زبانهای باستانی و میانه ایران به ویژه زبان سغدی میدانند. تالیف کتاب «فرهنگ سغدی» که قریب حدود ۲۰ سال از عمرش را به پای آن گذاشت، سیلی از ستایش و تحسین اهل علم و فرهنگ را سوی این محقق روانه کرد. خدمات و زحمات علمی وی در حوزه زبانشناسی گِره از کار پژوهشگران و محققان این حوزه در واژهگزینی و واژهیابی گشوده و همگی در تصحیح و قرائت متون کهن و آثار ادبی، فرهنگی و تاریخی ایرانزمین مؤثرند.
بدرالزمان قریب از خاندان نامدار قریب است. در خانوادهای فرهنگی و ادبی بالید. پدر و مادر اهل تهران و اجدادش برآمده از منطقهای به نام گَرَکان- روستایی نزدیک اراک- بودند.
بدرالزمان پس از گرفتن دیپلم رشته طبیعی، به دلیل ناراحتی چشم، چند سال به ناچار از ادامه تحصیل بازماند. در این دوران هرگاه چشم یاری میکرد، شاهنامه، مثنوی، حافظ و نظامی میخواند. این وقفه، او را بار دیگر به علاقه دوران کودکیاش یعنی شعر و ادبیات بازگرداند. او از همان دوران کودکی گاهی هم شعر میسرود. در این ایام دلبستگی او به ادبیات بیش از پیش قوت گرفت تا اینکه در سال 1333 در کنکور ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. دوران دانشجویی او مصادف بود با دوران بسيار آشفته تاريخ ايران، دوران بعد از كودتا و محاكمه دكتر مصدق. [۲]
بدرالزمان در لیسانس شاگرد اول شد و به مقطع دکتری رشته ادبیات دانشگاه تهران راه یافت. کلاسهایی که با اساتید بنامی چون محمد معین، احسان یارشاطر، پرویز ناتل خانلری، ابراهیم پورداود داشت، دریچه جدیدی از ادبیات و تاریخ ایران را به روی او گشود. بدرالزمان به زبانهای باستانی و میانه ایران علاقمند شد. پس از یک سال، بنا به علاقهاش به زبانهای پهلوی و اوستایی و برای شناخت ریشه فرهنگهای ایرانی با گرفتن بورس از دانشگاه پنسیلوانیا راهی آمریکا شد و در آنجا بود که به پیشنهاد مارک دِرسدِن استاد ایرانشناسیاش که خود «خُتَنیشناس» بود، وارد دنیای پر رمز و راز زبان سُغدی (هر دو از زبانهای ایرانی میانه شرقی) شد. [۳]
دلش میخواست دانش جدیدی را تجربه کند که در کشورش کمترشناختهشده بود تا بتواند از این رهگذر خدمتی کند. به همین دلیل هفت سال دوری و رنج غربت را بر خود هموار کرد تا با توشهای غنی از یافتهها و آگاهیهای نو به وطن بازگردد و کارگشا و اثربخش باشد. قریب پس از گرفتن مدرک دکتری از آمریکا، در سال ۱۳۴۴ راهی وطن شد. به ایران که بازگشت در دانشگاه پهلوی شیراز مشغول تدریس شد تا اینکه برای یک فرصت مطالعاتی مجدد به آمریکا رفت. سال 1350 که به ایران آمد، گروه زبانشناسی همگامی و فرهنگ و زبانهای باستانی در دانشگاه تهران تأسیس شده بود. فرصت مغتنمی بود که بدرالزمان قریب به تهران منتقل شود.
وی نزدیک سی سال تدریس کرد و یافتههایش را در اختیار شاگردانی قرار داد که بسیاری از آنها از جمله زهره زرشناس اکنون در زمره اساتید کارآمد در حوزه زبانشناسی بهشمار میروند.
بدرالزمان قریب در سال ۱۳۷۷ به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و در سال ۱۳۷۸ سرپرست گروه گویششناسی انتخاب شد و در سال ۱۳۸۳ نیز مدیریت گروه زبانهای ایرانی را به عهده گرفت. [۴]
قریب آثار و تألیفاتی دارد که «فرهنگ سغدی» در دو جلد مشهورترین آنهاست. این کتاب تا کنون دو بار تجدید چاپ شده است. اثر یاد شده حاوی واژگان و لغات و ترکیبات سغدی است. واژگان متعدد سغدی از متون بودایی، مانوی و مسیحی استخراج و در این فرهنگ گردآوری شده است. بسیاری از متون کهن ایرانی با بهرهگیری از این فرهنگ تصحیح و خوانده شدهاند. کتاب «زبانهای خاموش» اثر یوهانس فریدریش که قریب با همکاری یدالله ثمره آن را ترجمه کرده است، از دیگر آثار مهم وی بهشمار میرود.
قریب در ۱۳۷۷ از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و در ۱۳۸۱ از طرف سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار برگزیده شد.
«فرهنگ سغدی» برجستهترین اثر دکتر قریب، در ۱۳۷۴ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و کتاب «زبانهای خاموش» حاصل ترجمه وی با یدالله ثمره، در ۱۳۸۶ به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
وی به پاس خدمات ارزنده علمیاش در دی ماه ۱۳۸۷ نیز، هفدهمین قالیچه ابریشمی جایزه ادبی تاریخی بنیاد موقوفات محمود افشار را دریافت کرد.
داستانکها
برادر حامی خواهر
قریب پس از گرفتن مدرک فوقلیسانس از دانشگاه پنسلوانیای آمریکا، به دلیل رنج دوری از خانواده و غربت تصمیم میگیرد راهی وطن شود تا دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران را که روزی رها کرده بود، ادامه دهد. برادر از او میخواهد بماند و تحصیلاتش را ادامه دهد. دلگرمیها و حمایتهای شمسالدین قریب، او را تشویق به ماندن و تحمل مشقتهای راه میکند. برادر ترتیبی میدهد که مادر و خواهر بدرالزمان به ژنو سوئیس بروند و آنجا دیدار تازه کنند. اگر تشویق و ترغیبهای شمسالدین نبود چه بسا سرنوشت دیگری برای بدرالزمان رقم میخورد و عرصه کمترشناختهشده زبانهای ایرانی میانه شرقی همچنان ناشناخته میماند و از وجود خدمات دامنهدار این استاد گرانقدر محروم میشد. [۵]
سیگار را ترک کردم
بدرالزمان میگوید: (استادم) «هنینگ (شرقشناس و ایرانشناس آلمانی و متخصص زبانهای باستانی ایرانی و پیشگام در پژوهشهای آیین مانی)از دقیقهای که میآمد تا زمانی که کلاس طول میکشید، سیگار میکشید و من در ساعت دوم سرم گیج میرفت و نمیفهمیدم و او هم عصبی میشد. بعد من مشکلم را به چند نفر از دوستانم گفتم و آنها گفتند که چارهای نداری جز اینکه خودت هم سیگار بکشی. من هم سیگار کشیدم اما بعد از اینکه به ایران برگشتم و مادرم سیگار را دستم دید گفت: بدری، سیگار میکشی؟! دیگر نکشیدم.» [۶]
کتیبهی کشفشده در شیراز
دکتر قریب پس از بازگشت به وطن، علاقمند بود از دانشگاه شیراز به دانشگاه تهران منتقل شود و در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی آن که تازه تاسیس شده بود، تدریس کند. خود میگوید تنها کاری که در شیراز کردم این بود که یک کتیبه پیدا شد و من آن را خواندم.
کشاورزی در شیراز کتیبهای بین تخت جمشید و نقش رستم پیدا میکند و این مطلب را به موزه تخت جمشید اطلاع میدهد. از موزه به دکتر قریب اطلاع میدهند و از وی میخواهند آن را بخواند. قریب پس از بررسی و مطالعه این لوحه که به خط میخی نوشته بود، به این نتیجه میرسد که قطعه یافت شده شبیه کتیبه نقش رستم در آرامگاه داریوش و متعلق به خشایارشاه است. وی میگوید: «من وجوه اختلافشان را پیدا کردم و آن قسمتی که افتاده بود، با کمک کتیبه داریوش خواندم. آن قسمتهایی که کتیبه داریوش دو یا سه سطر نداشت، آن را هم با این لوحه جدید پیدا کردم. چند تا واژه جدید هم در آنها بود و (پروفسور) کِنت و دیگران پیدا نکرده بودند، ریشهشان را پیدا کردم... این مقاله به صورت سخنرانی در نشریه «فرهنگ ایران باستان» در سال ۱۳۴۶ و بعد در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷ و بعد به انگلیسی در ایرانیکا انتیکوا در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسید.» [۷]
زندگی و تراث
سالشمار حیات علمی
در این قسمت سالشمار حیات علمی قریب از نظر گذرانده میشود که مبتنی است بر کتاب «زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي بانوی دانشمند دکتر بدرالزمان قریب»، چاپ شده توسط انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
۱۳۰۸: تولد در تهران. دبستان و بخشی از دبیرستان در مدرسه منوچهری.
۱۳۳۳: ورود به دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات، رشته ادبیات فارسی.
۱۳۳۶: اخذ لیسانس ادبیات فارسی با رتبه اول و آغاز دوره دکتری.
۱۳۳۸: بعد از یک سال تحصیل در دوره دکتری، استفاده از محضر استادان و اخذ چند شهادتنامه، موفق به گرفتن بورس از دانشگاه پنسیلوانیا آمریکا.
۱۳۳۹- ۱۳۳۸ (۱۹۵۸): آغاز تحصیل و پژوهش در رشته زبانهای شرقی دانشگاه پنسیلوانیا، دانشکده کارشناسی ارشد علوم انسانی، با توجه ویژه به زبانهای باستانی ایرانی و سنسکریت (استادان: مارک دِرسدِن و نرمان بروان) و دروس آغازی زبانشناسی.
۱۳۴۰ (۱۹۶۰): اخذ مدرک کارشناسیارشد از دانشگاه پنسیلوانیا (تمام شدن دوره بورس).
۱۳۴۰ (۶۱ – ۱۹۶۰): انتقال به دانشگاه میشیگان (آن اربور)، مسئول کار ترجمه برای پرداخت شهریه دانشگاه و استفاده از دروس زبانشناسی و زبانشناسی تطبیقی.
۴۳ – ۱۳۴۱ (۶۳ – ۱۹۶۱): انتقال به دانشگاه برکلی کالیفرنیا برای استفاده از محضر استاد هِنینگ که همان سال از لندن به آنجا منتقل شده بود. دو سال پژوهش فشرده زبانهای ایرانی باستان، میانه، سنسکریت (ودا) و زبانشناسی هندواروپایی.
۴۳- ۱۳۴۲( ۶۵– ۱۹۶۳): بازگشت به دانشگاه پنسیلوانیا برای تکمیل پایاننامه دکتری «ساختار نظام فعل در زبان سغدی» به راهنمایی دکتر مارک درسدن.
۱۳۴۶ (۱۹۶۵): اخذ مدرک دکتری از دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا.
۱۳۵۰– ۱۳۴۴: استخدام با عنوان استادیار در دانشکده ادبیات دانشگاه پهلوی شیراز، اخذ رتبه دانشیاری.
۱۳۴۸: اخذ رتبه دانشیاری.
۴۹- ۱۳۴۸( ۷۰– ۱۹۶۹): استاد مدعو در دانشگاه یوتا و محقق در دانشگاه هاروارد آمریکا و استفاده از سمینار دکتر ریچارد فرای.
۱۳۵۰:بازگشت به دانشگاه پهلوی و انتقال به دانشگاه تهران، گروه زبانشناسی همگانی و زبانهای باستانی دانشکده ادبیات.
۱۳۸۲- ۱۳۵۰: تدریس زبانهای ایرانی باستان و میانه مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران.
۱۳۷۴: اخذ رتبه استادی از دانشگاه تهران.
۱۳۷۷: عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
۱۳۷۸: مدیر گروه گویششناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
۱۳۸۱: بازنشستگی از دانشگاه تهران.
۱۳۸۳: مدیر گروه زبانهای ایرانی و سرپرست طرح فرهنگ واژگان فارسی باستان.
۱۳۸۵: عضو شورای عالی علمی مرکز دایرةالمعارف اسلام.
۱۳۸۶: عضو افتخاری انجمن ایرانشناسی اروپا.
رویدادهای زندگی
بدالزمان قریب زاده ۱۳۰۸ در تهران است. پدربزرگ وی محمدحسین شمسالعلما قریب ادیبی دانشمند و شاعر بود و کتابهایی در حوزه معانی دارد از جمله «ابدع البدایع». مادر بدرالزمان معصومه (ضیاءالملوک) نام داشت و ضیاءالدین قریب پدرش، شخصیتی فرهنگی- سیاسی داشت که با وجود علاقمندی به ادبیات به ویژه شاهنامه، همه عمر را در وزارت خارجه صرف کرد. پدر همواره فرزندانش را به خواندن شاهنامه و مثنوی تشویق میکرد.
عبدالعظیم قریب گرکانی ادیب معاصر ایرانی و بنیانگذار دستور زبان فارسی نوین، عبدالکریم قریب پدر علم زمینشناسی ایران و دکتر محمد قریب بنیانگذار علم نوین پزشکی کودکان در ایران از خویشاوندان بدرالزمان بودند و تقریبا با هم ارتباط نوه عمویی داشتند. [۸]
دوران دبستان و دبیرستان را در مدرسه منوچهری (ژاندارک قدیم) سپری کرد. در آنجا با زبان فرانسه هم آشنا شد. پس از آن به مدرسه نوربخش رفت و دیپلم طبیعی خود را در آنجا گرفت. بنا داشت در دانشگاه رشته پزشکی بخواند اما علاقه به ادبیات، راهی دیگر پیش رویش گذاشت؛ «باید بگویم همیشه به دو چیز علاقه داشتم: ادبیات و شعر و طبیعت». [۹]
علاقه به فرهنگ و زبان ایران باستان او را راهی آمریکا کرد. خود میگوید: «من با پروفسور درسدن شروع کردم به آموختن زبان سغدی و همچنین دیگر زبانهای ایرانی باستان و میانه که در ایران مقدمات آن را آموخته بودم». [۱۰]
علاوه بر آموختن دیگر زبانهای ایرانی باستان و میانه، آواشناسی، سنسکریت و زبانشناسی هند و اروپایی هم میخواند. در سال ۱۳۳۹ (۱۹۶۰) فوقلیسانس میگیرد. یکسالی به دانشگاه میشیگان میرود و ضمن کار پژوهشی، در کلاسهای مختلف زبانشناسی و ساخت واژه شرکت می کند. از این رهگذر با استادان بزرگی مانند جرج کامرون عیلامشناس که تاریخ عیلام را نوشته، آشنا میشود. «یک شانس بزرگ زندگی من این بود که جرج کامرون هنوز زنده بود و من در آنجا با وی آشنا شدم، جرج کامرون درس اکدی و عیلامی میداد.. میگفت هر وقت خواستی به دفتر من بیا تا درباره فارسی باستان با هم حرف بزنیم. من میرفتم به دفترش و او لیتکسهایی (نوعی گردهبردای) که از بیستون آورده بود و در گوشهای از دفترش قرار داشت باز میکرد و میگفت میتوانی اینها را بخوانی و وقتی من میخواندم خیلی خوشش میآمد و از خودش و کارهایش در گرفتن این عکسها صحبت میکرد. این هم سعادتی بود که من توانستم با جرج کامرون آشنا شوم و درباره خط میخی و فارسی باستان با او بحث داشته باشم». [۱۱]
دکتر قریب دو سالی هم با استفاده از بورس شاگرد اولی دوره لیسانس دانشگاه تهران، در دانشگاه برکلی آمریکا مشغول تحصیل میشود و تجربههای زیادی نزد والتر هنینگ یکی از نوابغ ایرانشناسی کسب میکند. به اصرار استاد، ودا را نزد پروفسور رامِنو میخواند و از کلاسهای درس زبانشناسی هند و اروپایی پروفسور بیلز هم استفاده میکند؛اما برای دکتری به دانشگاه پنسیلوانیا برمی گردد و رسالهاش با نام «تحلیل ساختاری نظام فعل در زبان سغدی» را زیر نظر درسدن، بهپایان میرساند. [۱۲]
در سال 1344 به ایران بازگشت و با رتبه استادیاری در دانشگاه شیراز مشغول تدریس شد. مدتی بعد برای یک فرصت مطالعاتی به آمریکا رفت و ضمن پژوهش در دانشگاه هاروارد، به عنوان استاد مدعو در دانشگاه یوتا، زبان فارسی درس داد. قریب به ایران برگشت و پس از تاسیس گروه زبانشناسى همگانى و فرهنگ و زبانهای باستانى در دانشگاه تهران، نزدیک به سی سال از عمر خود را صرف تدریس و پرورش نسل جدید علاقمندان به زبانشناسی کرد.
از نگاه دیگران
ژاله آموزگار
آموزگار، قریب را «بانوی دانشمند» میداند و درباره او میگوید: «دکتر قریب با پشتوانه غنی علمی راهی غرب شد، در آنجا هم فرصتها را از دست نداد و در عین حال فراموش نکرد که فرزند این سرزمین است .وقتی فرهنگ سغدی بدرالزمان قریب بهعنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد، تمام بزرگان فرهنگ و ادب ایران به خود بالیدند و امروز هم میتوانم بگویم که خوشحالم او با راهنمایی خرد و فرزانگیاش علم و دانش را سرلوحه زندگی قرار داد تا به جایگاه امروز برسد؛از او سپاسگذاریم.» [۱۳]
کتایون مزداپور
مزداپور با انتشار فرهنگ سغدی در توصیف آن گفت: «این فرهنگ، رستمی است که به دنیا آمده است و من همیشه میگویم، همانطور که رستم به مدد پر سیمرغ و از پهلوی رودابه و به سختی به دنیا آمد، فقط به یاری بیش از بیست سال تلاش شبانهروزی بانویی مثل خانم دکتر قریب است که تولد این رستم پهلوان در عالم زبانشناسی تاریخی و ادبیات میانه ایران ممکن شده است.» [۱۴]
زهره زرشناس
«بانویی فرزانه که جایگاهی ویژه و بسیار تأثیرگذار در حوزۀ مطالعات ایران باستان دارند. استاد به نیروی دانش نشان دادند که جنس برتر و فروتر وجود ندارد؛ زن و مرد هر دو انسانند و انسان دانا و خردمند، قابل احترام است... واژه نامه ای که در جهان زبان شناسی تاریخی کاری منحصر به فرد است؛ گنجینۀ عظیمی از واژه ها و ترکیبات زبان سغدی را در اختیار پژوهشگران این زبان و دیگر زبان های کهن ایرانی و رشته های وابسته می گذارد و می توان آن را به مثابه ابزار اصلی برای مطالعۀ زبان های ایرانی به کار برد.» [۱۵] اینها صحبتهای زرشناس درباره قریب است.
یدالله ثمره
ثمره -عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی- بدالزمان قریب را فردی «مهربان» و در عین حال «دقیق» و «موشکاف» میداند.«ایراندوستی فوقالعاده» او را تحسین میکند و میگوید: «شاید ایشان یکی از نادر کسانی باشند که تا این حد به فرهنگ و زبانهای باستانی ایران علاقه دارند و نیز در این زمینه تا این حد مطالعه کرده باشند. تخصص ایشان در زبان سُغدی است و زبان سغدی هم یکی از زبانهای بسیار قدیمی و باستانی ایران است که رابطة مستقیمی با فرهنگ ایران دارد.» [۱۶]
محمد شکری فومنی
«خانم پروفسور بدرالزمان قریب، یگانه دانشمند سغدیشناسی هستند که کرسی این زبان را در دانشگاه تهران گذاشتند؛ و تا آخرین روزهایی که در این دانشگاه تدریس میکردند، مبحث درس سغدی در اختیارشان بود. تمام اشخاص این رشته یا شاگردان بلافصل ایشان بودند یا شاگرد شاگردانشان. ارزش آثار خانم قریب در سطح جهانی است.» این گفتههای فومنی درباره استادش است. [۱۷]
محمدرضا نصیری
نصیری فروتنی، گشادهرویی، دقت، جدیت و مهربانی را از جمله ویژگیهای شاخص بدرالزمان قریب برمیشمارد و معتقد است: «در جهانبینی این بانوی آزاده، پیر و بُرنا یکسان است، همه عزیزند، همه را دوست دارد. کینهای به دل راه نمیدهد. سادهزیستی از صفات بارز اوستٰ. از تنگنظریها، حسادتها و کینهتوزیها که رسم روزگار ماست به دور است.» [۱۸]
مهدی محقق: «قریب بانویی از خاندان علم است»
محقق -رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی- قریب را بانویی از «خاندان علم» توصیف کرده و میگوید: دکتر قریب در حوزه تخصص خود از سرآمدان هستند و علاوهبر تحصیل در نزد اساتید و بزرگان بنام ایران، فرصت تلمذ نزد اساتید بزرگ جهان را هم داشته است و به این جهت ایشان هم فضائل اکتسابی دارند و هم فضائل موروثی که از خاندان بزرگ شمسالعلما گرمانی به ارث بردهاند. [۱۹]
یادمانها و بزرگداشتها
بزرگداشت
بزرگداشت بدرالزمان قریب ۸ آذرماه ۱۳۹۳ در محل انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد. ژاله آموزگار، زهره زرشناس، مهدی محقق و سایر اساتید و پژوهشگران در این مراسم درباره خدمات علمی دکتر قریب صحبت کردند. [۲۰]
شب بدرالزمان قریب
۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۶ سیصد و هشتمین شب از مجموعه شبهای مجله بخارا با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به شب بدرالزمان قریب اختصاص یافت. در این مراسم که به مناسبت هشتاد و هشتمین سالروز تولد دکتر بدرالزمان قریب برگزار شد، ژاله آموزگار، دکتر زهره زرشناس، مسعود احمدی آشتیانی، یاسمن رحمتی، دکتر مهدخت معین، دکتر حسن انوری، دکتر یدالله ثمره، دکتر کتایون مزداپور حضور داشتند.[۲۱]
حوزه فعالیت
حوزه فعالیت و پژوهش و تحقیقات دکتر قریب زبانهای باستانی به ویژه زبان و فرهنگ سغدی است. فرهنگ سغدی مهمترین اثر ایشان، خدمت بزرگی به بررسی و تحقیق زبانهای کهن ایرانی کرده که میتوان آن را یکی از مهمترین رویدادهای علمی در این زمینه در ایرانِ سدهِ گذشته نام برد که برای نخستین بار در دنیا انجام شده، انعکاس جهانی داشته و قابل استفاده برای اهل این فن است.
این اثر محل رجوع بسیاری از اساتید و دانشمندان ایرانی و اروپایی است. به عنوان نمونه پروفسور وِرنِر زوندرمان [پژوهشگر برجسته زبانهای ایرانی میانه و مطالعات مانوی] در آخرین مقالات خود به این کتاب ارجاع داده است. حتی دانشمندانی که چندان با زبان سغدی آشنا نبودند، به وسیله این کتاب آشنا شدهاند. از جمله دوشن گیمن که میگفت من با این کتاب با یکی از شاگردانم سغدی میخوانم. [۲۲]
کتاب «فرهنگ سغدی» به سه زبان سغدی، فارسی و انگلیسی به عنوان کتاب برگزیده سال ۱۳۷۵ مورد توجه پژوهشگران و محققان داخلی و خارجی از جمله ریچارد فرای منتقد برجسته معاصر قرار گرفت.
قریحه شعرگویی
بدرالزمان ذوق و قریحه شاعری نیز دارد و از سنین کودکی شعرهایی نیز سروده است. پدرش چندان مایل نبود که وی سرودن شعر را ادامه دهد، اما عمویش که شاعر بود مشوق او بود.
ای روشنی دیده
بدرالزمان قريب در اوايل دانشجويى متأثر از كودتاى ۲۸ مرداد، با علاقه به دكتر مصدق به عنوان كسى كه از حقوق اين مملكت دفاع كرده، قصیدهای را براى او میگوید و توسط دكتر محمد قريب كه از فامیلهای نزديكش بوده و دوست مهندس بازرگان، آن را به دكتر مصدق میرساند: «اى روشنى ديده ايران چگونهای / تنها نشسته گوشه زندان چگونهای...» [۲۳]
قریب میگوید: اولین شعر جدی را حدود چهارده سالگی گفتم. آن زمان ما در خیابان کاخ ساکن بودیم و یک اتاق کوچکی به من داده بودند که کنار آن یک کوچه بود. شبی گدایی دم درآمد و غذایی خواست. من از مادرم غذا را گرفتم، اما وقتی رفتم دیدم گدا رفته و یک سگ آمده است. غذا را به سگ دادم. برای این مسئله یک شعر جدی گفتم که گدایی را یک کَس دیگر کرد و غذا به کس دیگری رسید:
که آن با زبان جور منت کشید به این بیزبان روزی و نان رسید
وی که پس از بازگشت به ایران نیز شعر میسرود، معتقد است که کار فرهنگ با شعر منافات دارد.
«واقعا روزی که روی یک واژه کار میکنم اگر تلفن هم زنگ بزند، من اذیت میشوم، یعنی باید محیط آرام باشد و تمرکز داشته باشم. حالا شاید موقعی که از خستگی بیتاب میشدم، به کوه و صحرا میزدم و شعر میگفتم.» [۲۴]
شعر «ماهی» قریب از اشعار مانای ادبیات فارسی به شمار میرود.
بر پهنۀ فیروزگون دریا
تور است گردن بند مروارید
بر ماهیان گسترده دامی ژرف
دریای آرام و دم خورشید
تور عروس زندگی زا نیست
این تور رقص و مرگ ماهی هاست
زیبا کشاکش با دم مرگ است
یا آخرین دیدار با دریاست
توری است جانش پود و تارش مرگ
بر گردن ماهی و ماهیگیر
این می کشد تا بگذارند عمر
آن می کشد تا بگسلد زنجیر
دریا به گوش باد می خواند
برگی دگرش از زندگینامه
شن های ساحل زار می گریند
بر ماهیان پولکین جامه
در صحنۀ مرگ و تلاش زیست
رقصد چه زیبا وقت جان دادن
یک حلقه از دور تسلسل هاست
با زندگانی مردن و زادن
سالهای تدریس
دکتر قریب با تسلط کامل بر شش زبان باستان فارسی باستان، اوستایی، فارسی میانه، پهلوی اشکانی، سغدی و سکایی و سانسکریت نزدیک به سی سال عهدهدار تدریس زبانهای ایران باستان و میانه در گروه فرهنگ و زبانهای باستان دانشگاه تهران، بوده است. ایشان در دوره دکترا، زبان و متون سغدی شامل متون بودایی، مانوی و مسیحی و در دوره فوق لیسانس، فارسی میانه، متون مانوی، ارسی باستان و سغدی تدریس کرده است. دکتر قریب زمانی که شروع به تدریس زبان سغدی کردند چون نه متن سغدی مشخصی برای تدریس در دسترس داشت نه گرامی در این زمینه، شروع به ترجمه متن «وسنتره جاتکه» که روایت سغدی داستان تولد بودا بود، کرد تا در تدریس از آن استفاده کند. این کتاب در سال 1371 چاپ شد. ایشان مدتی بعد به نوشتن صرف زبان سغدی همت گماشت و دو مقاله درباره صرف اسم در زبان سغدی و نظام فعل در این زبان نوشت که در مجله «زبانشناسی» به چاپ رسید. به عقیده زبانشاسان، یکی از سختیهای بررسی دستوری زبانهای ایرانی، فعل ماضی است که سیستمهای پیچیدهای در ادوار مختلف دارد. دکتر قریب در مقالهای درباره فعل ماضی، با ذکر مثال این سیستمها را تا فارسی نو تجزیه و تحلیل کرده و مقاله بسیار سودمندی در این زمینه نگاشته است.
نحوه آشنایی با بزرگان ایرانشناسی
دکتر قریب برای نخستین بار با زوندِرمان دانشمند برجسته آلمانی زبان های ایرانی و مانیشناس بزرگ در کنگره میتراشناسی (تهران ۱۹۷۵) آشنا شد. در این همایش که بسیاری از ایرانشناسان جهان شرکت داشتند، ریچارد فرای دو جوان را به دکتر قریب معرفی کرد که هر دو در زبان سغدی کار میکردند: یکی وِرنِر زوندِرمان و دیگری نیکلاس سیمزویلیامز بود که هر دو از بزرگترین محققان مطالعات ایرانی در جهان شدند. [۲۵]
اساتید در ایران و خارج از کشور
دکتر معین، ذبیح الله صفا،ناتل خانلری، حسین خطیبی، جلال همایی، مرحوم پورداود، صادق کیا، احسان یارشاطر، عبدالعظیمخان قریب و محمد مقدم از اساتید وی در ایران بودند.
مارک درسدن، هونیگزوالدز، نورمن براون، والتر هنینگ، هانیکس والد، پروفسور پنزل و پروفسور بیلز از جمله استاتید وی در دانشگاه های آمریکا بودند.
همشاگردیهای او
مهرداد بهار از همشاگردیهای دکتر قریب در دانشگاه تهران بود که از سال دوم لیسانس با هم در یک کلاس درس خواندند.
قریب معتقد است که بهار پایه اسطورهشناسی را در ایران گذاشت. [۲۶]
حامد محامدی که پس از لیسانس عازم هاروارد شد و پس از سالها تحصیل و تدریس در آمریکا، رئیس قسمت کتابهای شرقشناسی و ایرانشناسی دانشگاه برکلی شد، دیگر همدورهای دکتر قریب بود.
سفرهای قریب
قریب علاوه بر آمریکا که محل تحصیل و تدریس و پژوهش وی بود، سفرهایی نیز به انگلیس و کانادا و سوئیس داشت.
وی برای دیدن دوستش مهرداد بهار که در لندن اقامت داشت و نیز بازدید از دانشکده شرقشناسی لندن، موزه و کتابخانه بریتانیا به انگلیس نیز سفر کرد.
خلقیات
مستند پرتره قریب
فیلم مستند پرتره دکتر بدرالزمان قریب با عنوان «زبانهای خامومش» ۲۱ دی ماه ۱۳۹۴ در باغموزه نگارستان دانشگاه تهران رونمایی شد. ای فیلم درباره زندگی قریب توسط منوچهر مشیری ساخته و پرداخته شده است.
ناشران
مصاحبهها
1.تعامل جهانبینی و اسطوره در هنر ایران، مصاحبه شونده: بدرالزمان قریب.کتاب ماه هنر، ش ۲۵ – ۲۶، سال ۱۳۷۹.
2. جست و جو در سنت ادبی ایران باستان، مصاحبه شونده، بدرالزمان قریب. کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ش68، خرداد سال ۱۳۸۲.
آثار و منبعشناسی
تحقیقات و تالیفات و مقالات متعدد قریب به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسه در دایرةالمعارفهای بزرگ مشهور جهان و مجلات علمی و تخصصی دنیا به چاپ رسیده است.
از آنجا که قریب بخش اعظم حیات علمی خود را صرف نگارش مقالات تخصصی کرده است، «روایتی از تولد بودا» تنها کتاب دیگرش پس از فرهنگ سغدی بهشمار میرود که تا کنون به چاپ دوم رسیده است.
کتاب
- فرهنگ سغدی (سغدی- فارسی-انگلیسی)، (۱۳۷۴/۱۹۹۵) تهران، انتشارات فرهنگان، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۵.
- روایتی از تولد بودا، متن سغدی وسنتره جاتکه، تهران، نشر اسطوره، ۱۳۸۴.
- تحلیل ساختاری فعل در زبان سغدی، (به زبان انگلیسی)، ۱۹۶۵.
ترجمه
- «زبانهای خاموش»، یوهانس فریدریش، ترجمه دکتر بدرالزمان قریب - دکتر یدالله ثمره (۱۳۸۱)، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مقالات فارسی
فارسی باستان و میانه
- «کتیبه جدید خشایارشا»، نشریه انجمن فرهنگ ایرانباستان، س ۵، ش ۱، (۱۳۴۶)، ص۳۱- ۱۴.
- «کتیبه تازه یافته خط میخی منسوب به خشاریارشا»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س ۱۶، ش ۲-۱، (۱۳۴۷)، ص ۲۸-۱.
- «آپادانا: ایوان»، جشننامه استاد دکتر محمد خوانساری، به کوشش فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زیر نظر حسن حبیبی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نشر آثار، (۱۳۸۴)، ص ۴۴۷- ۴۳۷.
- «کتیبهای به خط پهلوی در چین»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س ۱۴، ش ۱، (۱۳۴۵-۴۶)، ص ۷۶-۷۰.
- «ماهیار نوابی و سنگ نبشه بغستان (بیستون)»، پژوهشهای ایرانی باستان و میانه، مجموعه مقالات به کوشش محمد شکری فومشی، (۱۳۸۶)، تهران، انتشارات طهروی.
دستور تاریخی و گویش
- «تحول وجه تمنایی به ماضی استمراری در زبانهای ایرانی»، یادنامه دکتر احمد تفضلی، به کوشش علی اشرف صادقی، تهران، (۱۳۷۹)، ص ۲۷۸-۲۴۵.
- «تاریخچه گویششناسی در ایران»، مجموعه مقالات نخستین هماندیشی گویششناسی ایران، به کوشش حسن رضایی باغ بیدی، تهران، (۱۳۸۱)، ص ۴۸۴- ۴۷۳.
- «تاثیر قانون بارتلمه بر ساختار فعلهای زبان فارسی»، زبانهای ایرانی (ضمیمه نامه فرهنگستان)، ج ۱، ش ۱، (۱۳۸۴)، ص ۲۵-۴.
- «گذشته نقلی و بعید متعدی در سغدی و شباهت آنها با برخی از گویشهای ایرانی نو»، گویششناسی (ضمیمه نامه فرهنگستان)، ج ۱، ش ۲، (۱۳۸۳)، ص ۶۵-
مانویت
- «سخنی درباره منوهمد روشن (بهمن روشن)»، نامه فرهنگستان، س ۲، ش ۴، شماره پیاپی ۸، (۱۳۷۵)، ص ۱۶-۶.
- «هفته در ایران قدیم. پژوهشی در هفت پیکر نظامی و نوشتههای مانوی»، نامه فرهنگستان، س ۳، ش ۴، شماره پیاپی ۱۲، (۱۳۷۶)، ص ۳۹-۱۱.
- «عدد پنج در اسطوره مانی»، سروش پیرمغان، یادنامه جمشید سروشیان، به کوشش کتایون مزداپور، تهران، (۱۳۸۱)، ص ۵-۱.
- «خدای دین مزدیسنان در یک متن مانوی»، نامه فرهنگستان، س ۴، ش ۲، شماره پیاپی ۱۴، (۱۳۷۷)، ص ۲۶- ۲۱.
- «عیسی از دیگاه مانی»، مجله چیستا، س ۷، ش ۸(ادریبهشت ۱۳۶۹)، ص ۱۰۳۳- ۱۰۰۲.
زبان و متون سغدی
- «طلسم باران از یک متن سغدی»، نشریه انجمن فرهنگ ایرانباستان، س ۷، ش ۱، (۱۳۴۸)، ص ۱۰۹-۹۷.
- «قانون هموزنی مصوتها در زبان سغدی»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س ۲۳، ش ۴، (۱۳۵۵)، ص ۱۳۰-۱۲۰.
- «رستم در روایات سغدی»، شاهنامهشناسی (۱)، تهران، (۱۳۵۷)، ص ۵۳-۴۴.
- «صرف اسم در زبان سغدی»، مجله زبانشناسی، س ۷، ش ۱، (۱۳۶۹)، ص ۱۰۴- ۸۹.
- «سغدیها: آسیای میانه و جاده ابریشم»، یادیار، ج ۱، به کوشش مسعود مهرابی، تهران، (۱۳۷۲)، ص ۲۱-
- «نظام فعل در زبان سغدی»، مجله زبانشناسی، س ۱۰، ش ۱، (۱۳۷۲)، ص ۵۴-۲.
- «بلبل سغدی»، چیستا، س ۱۲، ش ۱۵، (بهمن 1373)، ص ۳۳۹.
- «سغدیها و گسترش فرهنگ ایرانی»، سخنواره، به کوشش ایرج افشار؛ هانس روبرت رویمر، تهران، (۱۳۷۶)، ص ۶۳۱- ۶۱۷.
- «سغدیها و جاده ابرایشم»، ایران شناخت، س ۵، (۱۳۷۶)، ص ۲۸۱- ۲۴۶.
- «پژوهشی پیرامون روایت سغدی داستان رستم»، مهر و داد و بهار، به کوشش امیر کاووس بالازاده، تهران، (۱۳۷۷)، ص ۲۶۲- ۲۳۳.
- «روزه در متون سغدی»، مطالعات سغدی، مجموعه مقالات به کوشش محمدشکری فومشی، (۱۳۸۶)، تهران، انتشارات طهوری.
- «خفتگان افسوس (اصحاف کهف) به روایت سغدی»، محققنامه، ج ۲، به اهتمام بهاءالدین خرمشاهی؛ جویا جهانبخش، تهران، (۱۳۸۱)، ص ۱۰۱۹- ۱۰۱۵.
- «رفع ابهام از دو واژه بهشت روشنایی یا اقلیم روشنایی در نسخه سغدی»، زبانهای ایرانی (ضمیمه نامه فرهنگستان) ج ۱، ش ۱، ص ۱۰۹- ۹۷.
سایر مقالات
- «بهشت نور بر چرم سفید»، یاد بهار، ویراسته علی محمد حقشناس؛ کتایون مزداپور؛ مهشید میرفخرایی، تهران، (۱۳۷۶)، ص ۳۷۲- ۳۵۷.
- «واژه فارسی کشاوررز»، ترجمه دکتر زهره زرشناس، نامه فرهنگستان، س ۴، ش ۴، (۱۳۷۷)، ص ۱۶۶-۱۶۱.
- «نوروز، جشن بازگشت به زندگی، جشن آفرینش و جشن تجلی عناصر فرهنگ مدنی»، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، تهران، (۱۳۷۹)، ص ۵۹-۷۲.
- «سفر علمی سن پترزبورگ (۲۹ اردیبهشت – ۸ خرداد ۱۳۸۲/۱۹- ۲۹مه ۲۰۰۳)، نامه فرهنگستان، س ۶، ش ۲، شماره پیایی ۲۲، (۱۳۸۲)، ص ۲۳۷- ۲۲۷.
دو مجموعه مقالات از قریب تحت عناوین مطالعات سغدی و پژوهشهای ایرانی باستان و میانه در سال ۱۳۸۶ به کوشش محمد شکری فومشی توسط انتشارات طهوری بهچاپ رسیده است.
مقالات خارجی
1.”A Newly Found Old Persian Inscription”, Iranica Antiqua VIII, (1968), 54-69.
2.”Source Materials on Sogdiana”, Bulletin of the Iranian Culture Foundation 1/1, (1969), 65- 81.
3.”Old Iranian Roots gauz- and gaud- in Sogdian”, Acta Iranica 4, (1975), 297- 307.
4.” Persan kesavarz ‘agriculteur’ “ in Studia Iranica, (1994), tome 23, fascicule 1, 131- 135.
5.”The Importance of the Numbers in Manichaean Mythology(1)”, Name- ye Iran-e Bastan 1/2 (2001 -2002), 15 -23.
6.”Sogdian Negative and Privative Prefixes”, Iranica Select ed.a. v .Tongerloo, (2003), 73-77.
7.”An old Persian- Sogdian Isogloss”, Memorial Jean de Menasce, Ed. By ph. Gignoux and A. Tafazzoli, Louvain, (1974), 389- 398.
سبک و لحن و ویژگی آثار
منبعشناسی
کتاب=
زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي بانوی دانشمند دکتر بدرالزمان قریب، ویراستار: امید قنبری، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1393.
ویژهنامهها
جشن نامه دکتر بدالزمان قریب به کوشش دکتر زهره زرشناس و دکتر ویدا نداف،1387، چاپ اول، (زندگینامه و آثار دکتر بدالزمان قریب) ص9- 16.
پایاننامهها
فهرست سخنرانیهای قریب که بعد از 1990 ارائه شده است
1.سی و سومین کنگره بینالمللی مطالعات آسیایی و شمال آفریقا (ICANAS) ، تورنتو (کانادا)، 1990، با مقاله، «آیا واژه فارسی کشاورز دخیل از سغدی است؟» که به زبان فرانسه در مجله مطالعات ایرانیstudia Iranica (1994، جلد 23، 131- 133) و ترجمه فارسی آن به قلم دکتر زهره زرشناس در نامه فرهنگستان 16 (1377) منتشر شد.
2. سومین کنفرانس بینالمللی مطالعات ایرانی اروپا، کمبریج (انگلستان)، 1995، با مقاله «معرفی فرهنگ سغدی (سغدی- فارسی- انگلیسی)».
3. کنگره بینالمللی نقش فرهنگ ایرانی در جاده ابریشم، اصفهان (ایران)، 1996/ 1375، با مقاله «سغدیها، و جاده ابریشم»، منتشر شده در ایرانشناخت 5 (1376).
4. چهارمین کنگره بینالمللی مطالعات مانوی، برلین (آلمان)، 1977، با مقاله پرتوی نو بر دو واژه در نسخه سغدی «بهشت روشنایی یا اقلیم روشنایی»، ترجمه فارسی به قلم ابوالحسن تهامی در زبانهای ایرانی 1 (1384).
5. کنگره بینالمللی مطالعات آسیایی و شمال آفریقا، بوداپست (مجارستان)، 1997، با مقاله «پژوهشی درباره واژههای دخیل سغدی در زبان فارسی».
6. چهارمین کنفرانس بینالمللی انجمن ایرانشناسان اروپایی، پاریس (فرانسه)، 1999، با مقاله «هفته سیارهای در متون ایرانی».
7. سی و پنچمین کنگره بینالمللی مطالعات آسیایی و شمال آفریقا، مونترال (کانادا)، 2000، با مقاله «اهمیت اعداد در اسطوره مانوی»، به انگلیسی منتشر شده در نامه ایرانباستان 2/1 (1380).
8. کنفرانس بینالمللی «بازدید از تورفان»، برلین (آلمان)، 2002، با مقاله «خرد در دین زرتشتی و مانوی».
9. پنجمین کنفرانس بینالمللی انجمن ایرانشناسان اروپا، راونا (ایتالیا)، 2003، با مقاله «گذشته نقلی و بعید متعدی در سغدی و شباهت آنها با برخی از گویشهای ایرانی نو» ترجمه فارسی به قلم میترا فریدی در گویششناسی 2/1 (1383).
10. افزون بر این، شرکت در دو همایش بنیاد ایرانشناسی در 1381 و 1383 با ارائه د و سخنرانی «قرن بیستم: تولد دوباره زبانهای ایرانی میانه شرقی و تحول پژوهش در زبانهای ایرانی میانه غربی» (1381) و «مستندسازی از پیام داریوش در بیستون و بررسی متن فارسی باستان از روی آخرین تصویرهای فتوگرامتری تهیه شده توسط این دانشمند نقشهشناس- و یک سخنرانی در همایش «لوح تا لوح» با عنوان «تکوین خط میخی فارسی باستان» (1384) و در همایش فارسیشناسی شیراز با مقاله «پیام داریوش در کتیبه آرامگاه DNb» اردیبهشت 1384.
دکتر قریب عضو چند مجمع علمی داخلی و خارجی بوده است
1. انجمن آسیایی (Societe Asiatique) پاریس، از سال 1969 تا 1979.
2. انجمن بینالمللی دستنوشتهها و کتیبههای ایرانی (Corpus Inscriptionum Iranicarum) لندن، از سال 1996 تاکنون.
3. انجمن ایرانشناسی اروپا (Societas Iranologica Europeas) از سال 1996 تاکنون.
4. فرهنگستان زبان و ادب فارسی (عضویت پیوست)، تهران، از سال 1377 تاکنون.
5. شورای عالی علمی مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، از سال 1384 تاکنون.
سمت ها و عناوینی که بدرالزمان قریب طی سالهای متمادی به فرهنگ و ادب ایران باستان خدمت کرده است: 1.استادیار و دانشیار در دانشگاه پهلوی شیراز (1380- 1344)؛ و دانشیار و سپس آنگاه استاد در دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی (1382- 1350).
2.محقق در بنیاد فرهنگ ایران (1357- 1351).
3.پژوهشگر و استاد مدعو در دانشگاه یوتا و هاروارد آمریکا (70 – 1969/ 49 -1348).
4.مدیر گروه گویششناسی (از سال 1381- 1378) و مدیر گروه زبانهای ایرانی (از سال 1383 تاکنون) فرهنگستان ادب و زبان فارسی.
5.مدیر و سرپرست پروژه فرهنگ واژگان فارسی باستان، اجرا در فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
6.عضو افتخاری انجمن ایرانشناسان اروپا، سپتامبر 2007.
زبان سغدی
(جزء ویژگی آثار) دکتر قریب در مصاحبهای تحت عنوان تاثیر هنری و فرهنگی سغدیها بر ساکنان جاده ابریشم درباره ریشه زبان سغدی میگوید: زبان سغدی از شاخه زبانهای ایرانی میانه شرقی است که از قرن اول تا سیزدهم میلادی جزو زبانهای زنده بود و در محدوده جغرافیایی عظیمی از دریای سیاه تا چین و از شمال شبه قاره هند تا نواحی اورال، مردمان ایرانیتبار به زبانهای ایرانی میانه شرقی تکلم میکردند.
تا اوایل قرن بیستم، اطلاعات ما از زبان سغدی اندک بود، اگرچه منابع ایرانی (اوستایی، هخامنشی و ساسانی) و همچنین مآخذ یونانی و به ویژه چینی و اسلامی از سرزمین سغد سخن راندهاند ولی آگاهی ما از زبان سغدی به صورت آثار مکتوب و ادبیات ناچیز بود.
دکتر قریب درباره قوم سغد نیز میگوید: دادههای تاریخی نشان میدهد که قوم سغد حدود هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی سمرقند و درّه زرافشان ساکن بود و در هزاره اول پیش از میلاد به قسمت بزرگی از جلگههای میانِ دو رودِ جیحون و سیحون دست یافت و از قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد تابع امپراطوری هخامنشی بود. با فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی و هجوم لشکریان اسکندر و غارت شهر سمرقند، تعداد زیادی از افراد این قوم به سوی شرق و مرزهای چین مهاجرت کردند و در مسیر جاده ابریشم حوزههای «مهاجرنشین» را تشکیل دادند.
سغدیها که به سینکیان (شین جیان) چین رسیده بودند، کشاورزی که شغل اصلیشان بود و خدایان کشاورزی و باروری را میستودند (شاهد: دیوارنگاره پنجیکند)، به تجارت روی آوردند، و در این کار سرآمد دوران شدند. اهمیت سغدیان مهاجر، علاوه بر نقشی که در دادو ستد کالا در قدیمیترین و طویلترین جاده تاریخی جهان داشتند، گسترش فرهنگ دو جهان غرب و شرق آسیا و نزدیک کردن آنها به یکدیگر بود. [۲۷]
نخستین مدرکی که از زبان سغدی در دست است، اسناد نوشته بر کاغذ است که نامههای باستانی خوانده میشود. این نامهها در خرابه یکی از برجهای دیدهبانی، نزدیک انتهای غربی دیوار مرزی چین پیدا شده است. این نامهها که قدیمیترین متن تا به حال شناختهشده زبان سغدی است، در داخل کیف نامهرسان میان زبالهها همراه با چند اثر مکتوب به زبان چینی با تاریخ سده اول ق.م و سده اول و دوم میلادی پیدا شد. (سغدیها و جاده ابریشم، دکتر بدرالزمان قریب،259- 260).
دکتر قریب منطقه «تورفان» چین را در تجارت و فرهنگ جاده ابریشم منطقهای بس پر اهمیت میداند که اوایل قرن حاضر میلادی به دنبال کشف آثار باستانی توسط یک هیات آلمانی، ناحیهای صاحبنام در مطالعات ایرانشناسی شد.
تورفان از مراکز مهم تجاری و فرهنگی در مسیر جاده ابریشم بود و مدتی هم پایتخت جنوبی ترکان اویغوری و یکی از مراکز بزرگ فعالیت مانوی بود. مانوی ها زیباترین دیوارنگاره های خود را در شهر خوچو «کوچانک» چینی که در متون سغدی « چینانچ کنت» (شهر چینی) نامیده می شود، ترسیم کرده اند. در این شهر تا قرن دهم میلادی آثار بودایی، مانوی، زردشتی و مسیحی وجود داشته است. بیشتر متون مسیحی و مانوی و سغدی در ویرانه شهرهای اطراف تورفان کشف شد.
از جمله اقوامی که سغدیان توانستند بر دین، هنر و خط و فرهنگ آنها تأثیر بگذارند، ترکان آسیای مرکزی بودند که تحت تأثیر مبلغین سغدی، اول به دین بودایی و بعد مانوی درآمدند؛ تا جایی که دین مانی، دین رسمی ترکان اویغوری و خط سغدی خط رایج آنها شد.
دکتر قریب به تلاش سغدیان در مورد حفظ امنیت جاده ابریشم اشاره می کند و می گوید: در مراکز بزرگ تجاری دولتشهرهای سغدی، سیاست اعتدال و آزادی دینی چنان رعایت میشد که پیروان آئینهای بودایی، مسیحی، نسطوری، مانوی و زردشتی میتوانستند آزادانه تبلیغ کنند و پرستشگاههای خود را برپا سازند و با هم در صلح و صفا زندگی نمایند. شاید علاقه سغدیان به بازرگانی آزاد و تلاش آنها برای نگهداشتن ثبات و امنیت جاده ابریشم، دلبستگی آنها را به سازش و انعطاف دینی توجیه کند. باید یادآوری کنم که سغدیان مردمان عامی و ناآگاه از جریانهای علمی و ادبی زمان خود نبودند و یک جهانگرد مشهور چینی گفته است که عموم آنها با الفبایی که 22 حرف داشته آشنا بوده و آن را میخواندند. در متون چینی نام چند ستاره به زبان سغدی است، ضمنا داستانهای جالبی که در متون سغدی وجود دارد، نمودار تلاش آنها در آمیختن فرهنگ مردم آسیای میانه با فرهنگ ایرانی، یونانی، هندی و سریانی است. (تاثیر هنری و فرهنگی سغدیها بر ساکنان جاده ابریشم، میراث فرهنگی، 1373).
سغدیها که در گسترش دین بودا در میان اقوام آسیای مرکزی وچین نقش چشمگیری داشتند، پناهگاه مهاجرانِ ستمکشیده مانوی ومسیحی شدند. سغدی ها نه تنها در نجوم و اخترشناسی، بلکه در شناخت سنگهای قیمتی نیز در میان مردم چین شهرت داشتند. (سغدیها و جاده ابریشم، دکتر بدرالزمان قریب، 265).
منابع
1)جست و جو در سنت ادبی ایران باستان، گفت و گو با بدرالزمان قریب، کتاب ماه: ادبیات و فلسفه، س 5، ش 8 خرداد 1382، ص5-17.
2)جشن نامه دکتر بدالزمان قریب به کوشش دکتر زهره زرشناس و دکتر ویدا نداف،1387، چاپ اول، (زندگینامه و آثار دکتر بدالزمان قریب) ص9- 16.
3)تاثیر هنری و فرهنگی سغدیها بر ساکنان جاده ابرایشم، مصاحبه با بدرالزمان قریب، میراث فرهنگی، ش 12، تابستان و پاییز 1373.
4)سغدیها و جاده ابریشم، بدرالزمان قریب. ایران شناخت، ش 5، تابستان 1376.
5)ورنر زوندرمان، بدرالزمان قریب، تحقیقات ایران شناسی، نامه فرهنگستان، 13/1، ص 150.
- ↑ انتشارات فرهنگان، تهران (۱۳۷۴/۱۹۹۵).
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۶ .
- ↑ جشننامه دکتر بدرالزمان قریب، به کوشش زهره زرشناس و ویدا نداف، ۱۳۸۷، ص ۱۰.
- ↑ جشننامه دکتر بدرالزمان قریب، به کوشش زهره زرشناس و ویدا نداف، ۱۳۸۷، ص 11.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۸.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص ۱۰.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص ۱۰-۱۱.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۶.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۶.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص ۷.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص ۸.
- ↑ جشننامه دکتر بدرالزمان قریب، به کوشش زهره زرشناس و ویدا نداف، ۱۳۸۷، ص ۱۰.
- ↑ https://www.mehrnews.com/news/2432520/.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۱۶.
- ↑ http://bukharamag.com/1396.07.20858.html
- ↑ https://www.ettelaat.com/etiran/index.php/%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%90-%D8%B3%D9%8F%D8%BA%D8%AF%D9%8A%D8%A7%D9%86%D9%87/
- ↑ http://bukharamag.com/1396.07.20858.html
- ↑ زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي بانوی دانشمند دکتر بدرالزمان قریب، ویراستار: امید قنبری، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1393.
- ↑ https://www.anjom.ir/publication/bozorgdashtha/bozorgdasht-badrolzaman-gharib-takmili-t
- ↑ https://www.mehrnews.com/news/2432520/
- ↑ http://bukharamag.com/1396.07.20858.html
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص ۱۶.
- ↑ https://anthropologyandculture.com/fa/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C/3697-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%8A%D8%A8
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مصاحبه با بدرالزمان قریب، خرداد ۱۳۸۲، ص ۱۷
- ↑ ورنر زوندرمان، بدرالزمان قریب، تحقیقات ایران شناسی، نامه فرهنگستان، ۱۳/۱، ص ۱۵۰.
- ↑ کتاب ماه ادبیات و فلسفه/، مصاحبه با بدرالزمان قریب، ۱۳۸۲، ص۶.
- ↑ سغدیها و جاده ابریشم، دکتر بدرالزمان قریب، 258