محمدرضا جوادی یگانه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ققنوس (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
ققنوس (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۱: خط ۹۱:
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت:  
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت:  
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری کتاب ایران داشت، از آمار نگران‌کنندهٔ کتاب‌خوانی گفت و همچنین به خاطر تأثیر و همه‌گیرشدن رسانه‌ها در جهان می‌گوید:
:«به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}</ref>
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»<ref name = "نازایی مولف">{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}</ref>
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»<ref name = "نازایی مولف">{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}</ref>
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ابتکار می‌گوید:
:«اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.»<ref name = "نازایی مولف"/>
====کمیک ها به ایران بیایند====
====کمیک ها به ایران بیایند====
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}</ref>
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}</ref>
===زمینهٔ فعالیت===
===زمینهٔ فعالیت===
====داوری جایزه‌ی جلال====
اگر به کارنامه‌ٔ فعالیت‌های ادبی این نویسنده و پژوهشگر اجتماعی رجوع کنیم، داوری در هفتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در سال 1393 درخور توجه است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&ID=615&Language=1&title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد}}</ref>
===یادمان و بزرگداشت‌ها===
===یادمان و بزرگداشت‌ها===
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===
خط ۱۲۰: خط ۱۱۶:
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،
استعفا می‌دهد.   
استعفا می‌دهد.   
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====
«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}</ref>
===همراهی‌های سیاسی===
===همراهی‌های سیاسی===
===مخالفت‌های سیاسی===
===مخالفت‌های سیاسی===
خط ۱۳۳: خط ۱۳۲:
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  2500 نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&ID=202&Language=1&title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}</ref>
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===
===بنیان‌گذاری===
===بنیان‌گذاری===
خط ۱۴۷: خط ۱۴۹:
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===
 
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}}
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}</ref>
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}</ref>
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.<ref name = "نازایی مولف"/>
==آثار و کتاب‌شناسی==
==آثار و کتاب‌شناسی==
# '''''«پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا»'''''. جوادی یگانه، محمدرضا، صحفی، سیدمحمدعلی. تهران: نشر علم،1394.
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====
خط ۱۵۷: خط ۱۶۷:
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند.  
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند.  
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.<ref>{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}</ref>   
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.<ref>{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}</ref>   
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====
'''«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا 1357»''' عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از 500 سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}
<font color = DarkCyan >مقدمه</font>{{سخ}}
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)</font>{{سخ}}
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)</font>{{سخ}}
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی</font>{{سخ}}
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف</font>{{سخ}}
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: نیک خواهی</font>
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}
<font color = DarkCyan>خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری</font>
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}
خوانندگان این‌دست از کتاب ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ 1350 این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال 1360 این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در 1387 به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&ID=7757&language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}</ref>
===کارنامه و فهرست آثار===
===کارنامه و فهرست آثار===
===جوایز و افتخارات===
===جوایز و افتخارات===
خط ۱۷۶: خط ۲۰۵:


== منابع ==
== منابع ==
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}
==پیوند به بیرون==
==پیوند به بیرون==
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
خط ۱۸۲: خط ۲۱۲:
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&ID=202&Language=1&title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&ID=615&Language=1&title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&ID=7757&language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}

نسخهٔ ‏۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۵

محمدرضا جوادی یگانه

محمدرضا جوادی یگانه

* * * * *

داستانک

داستانک‌های انتشار

داستانک عشق

داستانک استاد

داستانک شاگرد

داستانک مردم

ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود

داستانک‌های دشمنی

داستانک‌های دوستی

داستانک‌های قهر

داستانک‌های آشتی‌ها

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است

داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا

داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن

داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن

داستانک‌های دارایی

داستانک‌های زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)

داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده

داستانک‌های مشهور ممیزی

داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری

داستان‌های دیگر

زندگی و تراث

سال‌شمار زندگی

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

شخصیت و اندیشه

ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا

در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید:

«یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز کیومرث صابری یا طنزهای نجف دریابندی است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درك تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.» [۱]

مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود

کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسندهٔ کتاب و مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان) از سفرش به شهرهایی از ایران که جلال آل‌احمد به آنجاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:

«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد؛ بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.

او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت:

«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»

مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ

«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.

ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»[۲]

کمیک ها به ایران بیایند

او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»[۳]

زمینهٔ فعالیت

داوری جایزه‌ی جلال

اگر به کارنامه‌ٔ فعالیت‌های ادبی این نویسنده و پژوهشگر اجتماعی رجوع کنیم، داوری در هفتمین دورهٔ جایزه ادبی جلال آل‌احمد در سال 1393 درخور توجه است.[۴]

یادمان و بزرگداشت‌ها

از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)

نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش

تفسیر خود از آثارش

موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران

چه چیزی جلال را جلال کرده است؟


سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.

آن چیزی که جلال را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.
جلال روح اعتراض و نفی مداوم است
کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسئلهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.
جلال خودش را انکار نمی‌کند.
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول فروغ من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است. چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.
جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.
آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده را رصد می‌کند همچنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، سرگذشت کندوها نوشتهٔ جلال آل‌احمد را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست. این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی (انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.
شخصیت اصلی داستان مدیر مدرسه نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع، استعفا می‌دهد.

تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم

«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.[۵]

همراهی‌های سیاسی

مخالفت‌های سیاسی

نامه‌های سرگشاده

نام‌های دسته‌جمعی

بیانیه‌ها

جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش

جمله‌ای از ایشان

نحوهٔ پوشش

تکیه‌کلام‌ها

خلقیات

منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)

گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)

برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است

نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند

در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم. وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از 2500 نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.[۶]

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

بنیان‌گذاری

تأثیرپذیری‌ها

استادان و شاگردان

علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند

رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند. اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «من قاتل پسرتان هستم» نوشتهٔ احمد دهقان ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.[۷]

تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد

به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.[۸]

ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!

اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.[۲]

آثار و کتاب‌شناسی

  1. «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا». جوادی یگانه، محمدرضا، صحفی، سیدمحمدعلی. تهران: نشر علم،1394.

سبک و لحن و ویژگی آثار

دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه

زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب دا آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.[۹]

چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟

«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا 1357» عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه، بیش از 500 سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:
مقدمه
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.
خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.
خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.
خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.
خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.
خلقیات منفی: نیک خواهی کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند)
خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.
خوانندگان این‌دست از کتاب ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ 1350 این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال 1360 این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است. لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در 1387 به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.[۱۰][۱۱]

کارنامه و فهرست آثار

جوایز و افتخارات

منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)

بررسی چند اثر

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها

منبع‌شناسی

منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا». 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ «نازایی مولف». 
  3. «روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد». 
  4. «داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد». 
  5. جوادی یگانه. «تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک». مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش. ۳۶ (پاییز ۱۳۹۳): ۹۵ تا ۱۲۸. 
  6. «رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران». 
  7. «جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند». 
  8. «جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی». 
  9. جوادی یگانه، پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا.
  10. «اعتبار و صدق در سفرنامه ها». 
  11. «ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه». 

منابع

  • جوادی یگانه، محمدرضا (۱۳۹۴). پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا. تهران: نشر علم. کاراکتر soft hyphen character در |عنوان= در موقعیت 77 (کمک)
  • جوادی یگانه، محمدرضا، فردوس آقاگل‌زاده، محمدعلی خلیلی، حسینعلی قبادی و دیگران. «تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک». مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش. ۳۶ (پاییز ۱۳۹۳): ۹۵ تا ۱۲۸. 

پیوند به بیرون