سه دختر گل‌فروش

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سه دختر گل‌فروش
نویسندهمجید قیصری
ناشرسوره مهر
محل نشرتهران
تاریخ نشر۱۳۸۳
تعداد چاپچاپ هفتم در ۱۳۹۶
شابک۹۷۸۹۶۴۴۷۱۹۹۷۴
تعداد صفحات۲۶۶
موضوعداستان‌های کوتاه فارسی، دفاع مقدس
زبانفارسی
قطعرقعی
نوع جلدشومیز

مجموعه داستانی «سه دختر گل ‌فروش» اثر مجید قیصری اولین‌­بار در سال ۱۳۸۳ توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این کتاب شامل داستان­‌های کوتاه و بلند در مورد دفاع مقدس می­‌باشد. این اثر نامزد جایزه شهید غنی‌پور، جایزه ادبی مهرگان بوده و جایزه چهارمین دوره قلم زرین را نیز از آن خود کرده‌ است.

*****

«سه دختر گل فروش» اثری در حوزه ادبیات مقاومت و یا به بیان دقیق‌‎تر، ادبیات دفاع مقدس است. آن چه این کتاب را به اثری متمایز و ویژه تبدیل می‎کند، انتخاب برهه زمانی ده الی دوازده سال پس از جنگ است.

این برهه زمانی، بستر مناسبی را فراهم می‎کند تا به بررسی آدم‎ها و اتفاقات پس از جنگ پرداخته شده و با دور شدن از فضای اصلی خود جبهه، با نگاهی متفاوت بتواند ‎به اثراتی که این تجربه نظری بی‌افکند.

مجموعه داستان «سه دختر گل فروش» در برگیرنده بیست‌و‌شش داستان کوتاه و یک داستان بلند است که پانزده داستان آن قبلاً در چهار کتاب :

  • «صلح» (در سال ۱۳۷۴توسط حوزه هنری)؛
  • «طعم باروت» (در سال ۱۳۷۷توسط نشر صریر)؛
  • نفر سوم از سمت چپ» (در سال ۱۳۷۹ توسط نشر کمان)؛
  • و «جنگی بود جنگی نبود» (در سال ۱۳۷۵توسط نشر صریر) انتشار یافته است.[۱]

مجید قیصری را می‌توان از نویسندگان حوزه دفاع مقدس دانست. او نگاهی انتقادی به مسئله جنگ دارد و تلاش می‌کند و همواره تصویری گویای وجه مخرب و سیاه جنگ است ارائه دهد.

او را گاهی، نه نویسنده دفاع مقدس که نویسنده ضدجنگ می‌نامد. کتاب «سه دختر گل فرو»ش نیز از این قاعده مستثنی نیست. تمامی داستان‌های این مجموعه همگی به تبعات جنگ هشت ساله ایران و عراق بر زندگی، ذهن و روان رزمندگان و خانواده‌های آنان پرداخته است.

کتاب با نگاهی که عمدتاً بر دوران جنگ و تبعات آن در ذهن و ضمیر نا‌خودآگاه رزمندگان در جبهه‌ها و نیز نسل‌های نوآمده پس از آن متمرکز شده است.

خلاصه اثر

نویسنده«سه دختر گل فروش»، احوالات انسان‌‎هایی را که هر یک به نوعی متاثر از جنگ‌‎اند را به ما نشان می‌‎دهد؛ از نوجوانی که ترس از قبرستان و گورهای دسته جمعی آن همواره با اوست تا رزمنده‎ای که خود واقعی‎اش را در عکس های به یادگار مانده از جنگ می‌جوید. نویسنده داستان­‌ها را با دقت نظر هنرمندانه‎ و عمق آن تاثیرات ابدی بیان می‌‎کند.

گرچه که در برخی از داستان‎ها نیز، نویسنده مخاطب را در مواجهه مستقیم با روزهای جنگ قرار می‌دهد و داستان را از دریچه  دوربین یک دیده بان برایش روایت می‌کند.[۲]

این مجموعه شامل بیست‌و‌هفت داستان کوتاه و بلند با نام­‌های:

پوستر بررسی کتاب
  • «بار»:
    داستان کوتاه «بار» ، روایت مجروحی است که بر بالای کوه مانده است و با کمک یک امدادگر، اسیر مجروح عراقی را به آمبولانس می‌رساند.
  • «بوم غلتون»:
    در داستان «بوم غلتون» بوم غلتانی، در هنگام مرمت جاده در زمین فرو می‌رود و گور دسته‌جمعی شهیدان با پیکرهایی غیرقابل شناسایی نمایان می‌شود و مادر راوی داستان همچنان به دنبال جنازه دختر ربوده شده خود می‌گردد.
  • «صلح»:
    «صلح» داستان پناه دادن نگهبان ساحلی، در هنگام صلح، به یک سرباز عراقی مجروح و سرانجام بازگرداندن وی به عراق است.
  • «دیدگاه»:
    در داستان کوتاه «دیدگاه» روایت عزیمت غواص‌ها برای شناسایی منطقه هور و بازنگشتن آنهاست.
  • «نفر سوم از سمت چپ»:
    «نفر سوم از سمت چپ» داستان فردی است که در یک عکس یادگاری از جبهه، سومین نفر از سمت چپ است و پس از گذشت سال‌ها، عکاس عکس، او را با مادری بیمار، در فقر می‌یابد.
  • ماندگاری»:
    «ماندگاری» روایت رزمنده‌ای است که خبر شهادت فردی را در منطقه کرخه که طبق وصیتش در همان‌جا دفن شده همراه دارد.
  • «آداب سفر»:
    در «آداب سفر» ترکشی در بدن رزمنده‌ای مانده است، ولی خانواده او (حتی همسرش) تا هنگام بستری شدنش در بیمارستان، از این موضوع بی‌اطلاع هستند.
  • «عطر عربی فردوس»:
    در «عطر عربی فردوس» فردی مرزنشین، پس از تجاوز عراق و ویرانی خانه‌های شهر، تنها است. او حال به یاد خاطرات و آبادی شهرش است.
  • «گیرنده شناخته نشد»:
    در داستان «گیرنده شناخته نشد» نامه‌رسانی در جبهه با شهادت گیرندگان، نامه‌های آنها را برگشت می‌دهد.
  • «نیستان»:
    داستان کوتاه «نیستان» روایتی است از گروه تفحص شهدا در سه‌راه نیستان.
  • «پدر ساکت ما»:
    «پدر ساکت ما» شرح زندگی جانبازی است که ترکشی در بدن دارد و در پایان، به شهادت می‌رسد.
  • «ماهی آزاد»:
    «ماهی آزاد» روایت رزمنده‌ای است که در جبهه فرمانده بوده و پس از جنگ، او را بازخریدکرده اند، یا محترمانه از اداره بیرون کرده‌اند ولی او به عقاید خود پای‌بند مانده است.
  • «کرک جوانی»:
    «کُرک جوانی» هجوم دشمن به پایگاه است و حضور بی‌موقع یک جوان در میدان صبحگاه که نقشه دشمن را خنثی می‌کند.
  • «لک‌لک‌ها»:
    «لک‌لک‌ها» ماجرای یک جنگ‌زده است.
  • «یک اسم عربی»:
    «یک اسم عربی» داستان یک رزمنده است و یافتن کوله‌پشتی امدادش در انبار خانه و کنجکاوی همسرش که بارها از او درباره خاطراتش سؤال کرده است.
  • «بنویس تا دیر نشده»:
    در داستان «بنویس تا دیر نشده» جوانی در رمادیه اسیر می‌شود و هنگامی که به او می‌گویند که می‌تواند برای خانواده‌اش نامه‌ای بنویسد هرچه سعی می‌کند چیزی بنویسد نمی‌تواند.
  • «نقش نعش»:
    در داستان «نقش نعش» رزمنده‌ای در روزهای تعطیل برای دختر چهار ساله‌اش به جای بازی قایم‌باشک با پتوی بازمانده از زمان جنگ نقش یک نعش را بازی می‌کند.
  • «برف»:
    در «برف» روایت مهندس و همراهان وی است که در سرمای شدید و زمین پوشیده شده از برف تصمیم می‌گیرند برای شناسایی منطقه به آن‌ور رود بروند.
  • «مواظب باش»:
    در داستان‌ «مواظب باش» راوی داستان شنا کردن بچه‌های رزمنده توی رود گل‌آلود و ماهی گرفتن آنها را توسط نارنجک در حالی که مردی دوربین به دست آنها را می‌پاید روایت می‌کند.
  • «سیب کال»:
    در داستان «سیب کال» مردی برای گرفتن بقایای دو نفر دو گونی آرد می‌دهد و دو گونی را تحویل می‌گیرد که داخل آن کلاه مچاله شده، استخوان و کارت شناسایی است.
  • «چاپ فوری»:
    در «چاپ فوری» مردی برای چاپ اعلامیه شهید از پدر پیرش عکسی تکی می‌خواهد. ولی آن شهید عکس تکی ندارد و مرد عکس برادرش را به جای او می‌زند.
  • «یونس بر لب آب»:
    «یونس بر لب آب» داستان پسری است که لب رود کارون ماهی می‌فروشد. یونس از پسرکی می‌خواهد که او را در کباب کردن ماهی کمک کند. اما پسرک می‌گوید که او این کار را نمی‌کند؛ زیرا که مادرش گفته است درون شکم هر ماهی چند تا پلاک از همونا که گردن پدرش بوده است، هست.
  • «جنگل بلوط»:
    «جنگل بلوط» اینگونه شروع می‌شود که قاطرها را آورده بودیم که کمک حالمان بشوند، اما شب‌ها باعث آزار و اذیت می‌شدند و حمله می‌کردند.
  • «چیزی که بوده و دیگر نیست»:
    در داستان «چیزی که بوده و دیگر نیست» مردی که پای چپش را در جبهه جیفر از دست داده در فکر این است که پایش چه شده است.
  • «سه دخترگل فروش»:
    داستان «سه دختر گل فروش» که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده است داستان گرفتن شهر محمره و افسر تجسس سروان ثامر شرهان را که شاهد همدستی سه دختر ایرانی با سرگرد یاسین برای کشتن سرهنگ خمیس طالع بوده است را روایت می‌کند.
  • «جنگ بس است» :
    در «جنگ بس است» نویسنده‌ای که می‌خواهد از عید و عید دیدنی خلاص شود به سراغ دوستش می‌رود که او نیست و سرایدار آنها سیدصالح که از اهالی جنوب است او را به اتاقش دعوت می‌کند و برایش از پسرش در جنگ و خرمشهر می‌گوید.
  • و «جنگی بود جنگی نبود» است.در آخر این مجموعه داستان بلند «جنگی بود جنگی نبود» در هشتاد و شش صفحه آمده است که حسب حال فردی است گریزان از خانواده. به جبهه می‌رود و صرفاً به روایت محیط پیرامون خود مشغول می‌شود. روابط زیبای موجود بین رزمندگان دلبستگی آن­ها به یکدیگر و نماز و راز و نیاز و شوخی‌های آن­ها را به تصویر می‌کشد.[۳]

درباره نویسنده

مجید قیصری؛ نویسنده کتاب

مجید قیصری متولد سال ١٣٤٥ در تهران  با اصالتی اصفهانی است. او فارغ‌التحصیل رشته روان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی می‌­باشد و از سال  ۱۳۷۲ داستان‌نویسی را شروع کرده‌است. این نویسنده ایرانی پس از سال‌ها نوشتن در حوزه دفاع مقدس، به سراغ موضوعات روز اجتماعی و دینی رفته است. قیصری همواره تلاش کرده تا رویکردی ویژه و متفاوت نسبت به موضوع جنگ داشته باشد. او باوجود منتقدان فراوان بر عقاید خود پافشاری کرد.

آثار

  • گور سفید؛
  • جشن همگانی؛
  • نگهبان تاریکی  (تقدیر شده در هشتین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد
  • شماس شامی؛
  • سه کاهن (برنده جایزه رمان برتر روسیه سال۲۰۱۸ )؛
  • باغ تلو ( برگزیده جایزه مهرگان ادب سال ۱۳۸۶)؛
  • ضیافت به صرف گلوله؛
  • جنگی بود جنگی نبود؛
  • طعم باروت؛
  • نفر سوم از سمت چپ؛
  • گوساله سرگردان (برگزیده جایزه ادبی اصفهان سال ۱۳۸۰)؛
  • ماه زرد؛
  • مردی فرشته پیکر؛
  • زیرخاکی؛
  • دیگر اسما راعوض نکن؛
  •  طناب کشی.[۴]
مجید قیصری؛ نویسنده اثر

جوایز و افتخارات  نویسنده

    نامزد جایزه پکا (مهرگان ادب) در سال ۱۳۸۰ برای «جنگی بود جنگی نبود»، «ضیافت به‌صرف گلوله»؛

    برگزیده جایزه مهرگان ادب برای «باغ تلو» سال ۱۳۸۶؛

    برگزیده ششمین دوره جایزه ادبی اصفهان؛

    برگزیده کتاب سال هشتمین دوره شهید حبیب غنی‌پور؛

     برنده لوح تقدیر از جایزه ادبی روزی روزگاری؛

     برنده جایزه قلم زرین؛

     برنده جایزه نهمین دوره نویسندگان و منتقدان مطبوعات برای «گوساله سرگردان»؛

     برنده جایزه رمان برتر اوراسیای روسیه در سال ٢٠١٨ برای «سه کاهن»؛

     نامزد دهمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای «دیگر اسمت را عوض نکن»؛

    برنده جایزه شهید حبیب غنی‌پور و نامزد جایزه کتاب سال ١٣٨٨ که البته قیصری از مسابقه انصراف داد، برای «شماس شامی»؛

تقدیری در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد برای «نگهبان تاریکی».[۵]

نظر نویسنده درباره اثر

داستان کوتاه را بیشتر دوست دارم

موجز گفتن و موجز نوشتن از ویژگی اصلی داستان‌های من است و نوشتن داستان کوتاه را خیلی بیشتر از داستان بلند یا رمان می‌پسندم. این کتاب هم مجموعه­ای از داستان­‌های کوتاه و بلند من است. [۶]

عنوان کتاب

وجه اشتراک همه داستان‌ها داشتن درون‌مایه‌ای از جنگ است. با این وجود عنوان این کتاب برگرفته از تک داستانی از کتاب است. در این داستان که در خرمشهر می‌گذرد قصه یک سرباز عراقی بیان شده که به دنبال یک افسر عراقی می‌گردد تا خبری را به او برساند. وی افسر را بی‌هوش و در گل فروشی می‌یابد.[۷]

تغییرات چاپ دوم

تغییراتی در چاپ دوم اعمال شده که این تغییرات صرفاً در طرح جلد و ویرایش املایی کتاب بوده است.[۸]

نقد و بررسی اثر

مستندسازی

مصاحبه با مجید قیصری. موسسه شهرستان ادب. تهران. ۱۳۹۸

در مجموعه داستان «سه دختر گل فروش» قیصری تلاش فراوان داشته است تا اسکلت‌بندی داستان‌ها را بر پایه مستندسازی استوار سازد، برای همین هم پس زمینه‌های اجتماعی جنگ، در بستر داستانی در این مجموعه به خوبی طرح شده است. قیصری در این مجموعه داستان توانسته است مبنای کار خود را بر پایه ارزش‌ها، عقاید و باورهای مردمی بنا سازد که به نوعی جنگ را تجربه کرده‌اند. به طور مثال در داستان «دیدگاه» قیصری بیشتر به روایت مشاهداتش می‌پردازد و خواننده را از بعضی مسائل که اتفاق افتاده،‌ آگاه می‌سازد. مشکل اصلی  قیصری در این داستان و بعضی دیگر از داستان‌های این مجموعه در توصیف صحنه‌هاست که به عمد و یا غیرعمد، گاه به مبهم‌نویسی روی آورده است. این  موضوع به داستان‌های کوتاهش لطمه می‌زند و به قولی از هول هلیم توی دیگ افتادن است.

تاکید روی شخصیت‌­های داستان

از لحاظ شخصیت‌پردازی در این مجموعه قیصری می‌داند تا کجا باید روی هرشخصیت داستانی‌اش تاکید کند. وی جدای از مطرح کردن پس‌زمینه‌های اجتماعی جنگ تحمیلی، می‌خواسته تا افراد خاصی چون دیده‌بان، رزمنده‌ای که خبر شهادت رزمندگان را به خانواده‌هایشان می‌دهد، همسر یک رزمنده،‌ مأمور تجسس شهدا، پستچی جنگ را در داستان حاضر نماید و مقوله عظیم جنگ را از منظر آنها بررسی و ارزیابی کند.

قیصری دلش نمی‌خواهد تا با ایجاد جاذبه‌های داستانی خواننده را پای داستان‌هایش بنشاند. بلکه قصد دارد نقطه نظرات خود را درباره جنگ تحمیلی به خواننده عرضه نماید. به همین دلیل است که شخصیت‌های داستانی او در این مجموعه داستان تحت تأثیر رویدادهای جنگ به دنبال هم پیش می‌روند. همین مسأله باعث شده است که آدم‌های داستان او در این کتاب در ذهن خوانندگان باقی بمانند.

در داستان بلند «جنگی بود جنگی نبود» قیصری به توصیف شخصیت اصلی داستان و تجربه‌های به دست‌آمده‌اش می‌پردازد. چیزی که در سایر داستان‌های این مجموعه نیز این‌گونه است. هرآدم مجموعه داستانی سه دختر گل فروش که در داستان‌ها شخصیت اصلی می‌شوند، به توصیف برشی از زندگی در جنگ و یا پس از جنگ می‌پردازند. در واقع عنوان «جنگی بود جنگی نبود»  به کل داستان‌های کوتاه این مجموعه مربوط است؛ ‌که جنگی بود، رزمندگانی به دور از هرگونه چشم‌داشتی جان برکف، با دشمن بعثی در ستیز بودند و مردم در کمال آرامش زندگی می‌کردند. این همان آرزویی بود که رزمندگان داشتند و حالا جنگی نیست و روایت بعضی از رزمندگان خاطره‌هایشان، حتی با یک پتو برای دختر چهار ساله‌شان، حتی درد نهفته در وجودشان برای ترکش و پنهان کردن آن از همسرشان.[۹]

زبان

زبان منحصر به فرد، یکی از خصوصیات ویژه این اثر است. در عین حال که داستان، با یک خط روایی ساده و ملایم پیش می‌‎رود، نویسنده گاه به گاه در میانه داستان با تردستی ویژه خود، چنان که به فضا و لحن آسیب نزند، توصیفات بکر و خلاقانه را وارد می‌‎کند و مخاطب را به تامل وامی دارد. جملات منقطع که گاه با برهم ریختگی دستوری عرضه می‌‎شوند، حاوی نوآوری هایی هستند که به مخاطب اجازه چشم پوشی نمی‌‎دهند و با زبانی استوار و قاطع، وی را در میان می‌‎گیرند. این زبان منحصر به فرد که بیشتر در توصیفات خود را نشان می‌‎دهد، یکی از آن نقاط قوتی است که در آغاز هر داستان، خواننده را به دنبال خود می‌‎کشاند و او را مشتاق دانستن ادامه ماجرا می‌‎کند. علاوه بر این، توصیفات به دور از تکرارزدگی و کلی نگری عرضه می‌‎شوند و مخاطب را به همذات پنداری با شخصیت‌ها وامی دارند. چرا که احساسات شخصیت ها در این توصیفات خلاقانه است که برای مخاطب ملموس و قابل فهم می‌‎شود:

«سرش را در دستم گرفتم؛ می‌‎خواستم معنی مردن را بیشتر حس کنم»( داستان بار)، « من هر وقت می‌‎رفتم طرف قبرستان،  صدای استخوانن های خرد شده مرده ها را می‌‎شنیدم»( داستان بوم غلتون)، « پسرک از خوشحالی روی گونی‌ها آب می‌‎پاشید. انگار ماهی تازه از آب گرفته باشد، می‌‎خواست نمیرد. هول شده بود» (داستان صلح).[۱۰]

پی‌رنگ

غالب داستان‌های این مجموعه،  به سبک و سیاق داستان‌های کوتاه دهه نود، حال و هوایی روایی دارند و به اصطلاح «پی‌رنگ محور» نیستند. نقطه قوت آن‎ها نه در پی‌رنگ و چند و چون و چرایی اتفاقات، که در نحوه بیان آن­هاست و این امر را می‌‎توان نه به عنوان یک کاستی، که یک تفاوت نگریست. در بسیاری از مواقع این موضوع به کمک نویسنده آمده است تا به جای آن که ذهنش را بیشتر روی چینش اتفاقات و فراز و فرود گره افکنی‌ها و گره گشایی‌ها معطوف کند، از نقطه منظر صادقانه‌‎ای به روایت آن‎ها بپردازد و به جزییات کوچک اما اثرگذار اشاره کند.

چه آن که همین صداقت است که اعتماد مخاطب را جلب می‌‎کند و او را مطمئن می‌‎سازد  که با فضاسازی‌های اغراق شده، توصیفات سرهم بندی شده و شخصیت‌های به هم بافته شده‎ای مواجه نیست. چنان که در همان اولین داستان که دروازه ورود به کتاب است، می‌‎خوانیم:« مجروح آن قدر سنگین بود که چند بار سعی کردم تا به طریقی از دستش خلاص شوم»(داستان بار). این توصیفات صادقانه است که به مخاطب این باور را می‌‎بخشد که می‌‎تواند شبیه آدم­‌ها خوب آن روزگار باشد و آن شخصیت را برایش قابل دسترس کند.[۱۰]

تعلیق

در عین حال، در کنار روایی بودن، بعضی داستان‌ها نیز کشش بالایی برای رسیدن به پایان ماجرا در مخاطب ایجاد می‌کنند و حتی در مواقعی، توصیفات نفس گیر می‌‎شوند. مانند آنچه در داستان« دیدگاه» و یا « صلح» می‌‎بینیم و در می‌یابیم که ساختار روایی استوار اثر، ولع خواندن را در مخاطب بر می‌انگیزد و او را مشتاق گره‌گشایی می‌‎کند و باز در همین سربزنگاه است که نویسنده با هنر خود، نقطه نظر و ایدئولوژی اش را به آرامی در لفافه داستان عرضه می‌‎کند:

« پسرک با قایقش راه افتاده بود در شط و می‌‎رفت وتورش روی آب، میان ما و سربازانی که آن طرف پایکوبی می‌‎کردند، خط می‌‎کشید...»( داستان صلح).[۱۰]

زاویه دید

غالباً زاویه دید هر داستان، با توجه به محتوای آن انتخاب شده و کارکردهای ویژه هر زاویه دید، به درستی به خدمت داستان درآمده اند (البته با چند استثنای ناخوشایند مانند داستان بار). مثلاً در داستان «سه دختر گل فروش»، زاویه اول شخص مفرد، آن سرباز عراقی است که در توهمات حقیقت‌وار افسرش گرفتار شده و یا در داستان « بوم غلتون»، این اول شخص به نوجوانی تبدیل شده که با زبان نه چندان بالغ خود، این گونه با ما حرف می‌‎زند:

«برادرش، عبدالله، سنگ ریزه‌های کنار جاده را جمع می‌‎کرد و جلوی چرخ‌های بوم غلتون می‌‎ریخت. طوری این کار را می‌‎کرد که انگار به مرغ و خروس­‌هاشان دانه می‌‎دهد».

جایی، در داستان« نفر سوم سمت چپ» با تغییر لحظ‌ه‎ای در زوایه دید مواجه هستیم که اگرچه به جا اتفاق افتاده و ما را به سمت افکار و احوالات درونی شخصیت هدایت می‌‎کند، در عین حال می‌‎توان به عنوان ضعفی تعمدی به آن نگریست؛ « برگشت نگاهی به ردیف پنجره‌ ها کرد. کسی آن پشت نبود. کجا بود؟ کجام من؟» و « راستی چند سال گذشته. ده سال؟ دوازده سال؟ یا بیشتر! چقدر بچه بودم».[۱۰]

جوایز و افتخارات

مصاحبه با مجید قیصری. موسسه شهرستان ادب. تهران. ۱۳۹۸

نشست‌های مهم درباره اثر

این ششمین دوره جایزه ادبی قلم زرین. تهران. سال ۱۳۸۵
  • نشست نقد و بررسی در فرهنگ‌سرای پایداری با حضور نویسنده. ۲۲ مرداد ۱۳۸۷[۱۲]
  • نشست نقد و بررسی در سیزدهمین نشست «عصر تجربه» در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان با حضور نویسنده[۱۳]
  • نشست نقد و بررسی پنجاه و نهمین کتاب دفاع مقدس در دفتر آفرينش‌های ادبی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی با حضور محمدرضا بایرامی. آبان ۱۳۸۴[۱۴]
  • نشست نقد و بررسی در کتابخانه عمومی شماره یک اراک، به مناسبت بیست‌ودومین دوره بزرگداشت هفته کتاب؛ با حضور نویسنده کتاب، آقای جزینی استاد داستان نویسی، معاون مدیر کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، اعضای کانون‌های ادبی کتابخانه‌های عمومی شهرستان اراک و جمعی از علاقمندان. [۱۵]

اظهارنظرها درباره اثر

پدرام اصفهانی؛ منتقد ادبی

تا زمانی که می‌شود واژه‌ها را خواند، داستان‌ها زنده‌اند و زندگی می‌کنند

زوایای دید خاص


پرستو علی‌عسگرنژاد؛ منتقد ادبی، مترجم و عضو هیئت تحریریه سایت مؤسسه شهرستان ادب

ردپای ذهنی نویسنده  با تجربه در اثر


فاطمه سادات شه‌روش؛ خبرنگار

تکنیکی به نام خوشه‌بندی


مریم برادران؛ داستان‌نویس، پژوهشگر و داور جشنواره‌های ادبی

دلتنگی، حس مشترک آدم‌ها

جنگ منطقه ممنوعه برای زنان

زن‌ها محور نیستند

پختگی اثر حاصل تجربه شخصی نویسنده است

جهانی بیندیش، محلی عمل کن

ارتباطات نباشد، حتی کلمه بی‌معناست

برشی از کتاب

غریق را که از آب گرفتیم، زنده بود. ولی‌ ای کاش مرده بود. انگار آمده بود تنی به آب بزند، ولی آب امانش نداده و لخت اسیر ما شده بود. بیست و چند سالی داشت. به نظر از آن سربازانی بود که یکی‌شان را هم ما داشتیم؛ سالک، کله‌شق و احساساتی و بی‌نهایت عاشق آب و آب‌تنی و هرچه ما صحبت از شرایط و موقعیت منطقه می‌کردیم، به گوشش نمی‌رفت.

منطقه حالا آرام بود ولی روزگاری در اینجا آتش به پا بوده و آن‌ها که آن طرف شط، پشت خاک‌ریزها و نخل‌ها ایستاده‌اند، روزگاری دشمن.

الان روزگار صلح است و هیچ تیری درنمی‌رود. پس حضور ما نشانه  چیست؟ این نیست که اگر می‌خواستند دوباره سر بجنبانند... برای چه کسی این حرف‌ها را می‌زدیم؟ سالک بود و آب‌تنی هر روزش. از بس در شط شنا کرده بود، مثل عراقی‌ها سیاه شده بود. درست رنگ پوست غریق را پیدا کرده بود. بهش می‌گفتیم ماهی‌دودی. می‌گفتیم: «یه روز از آب می‌گیرنت!»

سالک می‌گفت: «من یه کوسه‌ام.»

و دندان‌هایش را نشان ما می‌داد و می‌گفت: «من توی تور جا نمی‌شم. اگر هم گیر بیفتم، تور تحمل من رو نداره.»

□□□

کوچه خلوت بود. زنی با زنبیل قرمز از قاب کوچه بن بست می‌گذشت. نگاه به چنار کرد. برگی رها، پیچ و تاب خورد و افتاد آن ور دیوار. تجسم کرد آن ور را؛ هزار رنگ، کلید انداخت به در، تردی برگ‌ها را زیر پا حس کرد. تکیه داد به دیوار و چادر از سرش سرید و افتاد بر شانه‌ها، باد افتاده بود میان حیاط وبرگ‌ها به رقص بودند برگ بود که می‌ریخت درون حیاط وبر دیوار و حتما درکوچه.

مشخصات کتاب‌شناختی

مجموعه داستان «سه دختر گل فروش» نوشته  مجید قیصری در قطع  رقعی و با جلد شومیز در سال ۱۳۸۳ و با ۲۶۶ صفحه توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر تا سال ۱۳۹۶ بیش از هفت بار تجدید چاپ شده است.

نسخه الکترونیکی سه دختر گل فروش در سایت فرا کتاب و کتابراه در دسترس است.

منبع شناسی

نوا، نما و نگاه

پانوشت

  1. « نقد کشوری کتاب «سه دختر گل فروش» نوشته مجید قیصری برگزار شد». بوک نیم. ۱۸ آذر ۱۳۹۳. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  2. «نگاهی به مجموعه داستان «سه دختر گل فروش»| یادداشتی از پرستو علی عسگرنژاد». شهرستان ادب. ۱۰ دی ۱۳۹۳
  3. «« سه دختر گل فروش»| مجید قیصری ». کتاب نیوز. ۱خرداد ۱۳۸۵
  4. « معرفی و دانلود کتاب صوتی «سه دختر گلفروش»». کتابراه. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  5.   «مجید قصیری». ویکی ادبیات. بی­تا. دریافت شده ۱۰ اسفند ۱۴۰۳
  6. «چاپ دوم «سه دختر گلفروش» از راه رسید». مهر. ۲ بهمن ۱۳۸۶. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  7. پرش به بالا به: ۷٫۰ ۷٫۱ ««سه دختر گل‌فروش» پس از ۵ سال با ۵ چاپ». کتاب نیوز .۲۳ خرداد ۱۳۸۸. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  8. «چاپ دوم «سه دختر گلفروش» از راه رسید». مهر. ۲ بهمن ۱۳۸۶. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  9. « سه دختر گل فروش| مجید قیصری ». کتاب نیوز. ۱ خرداد ۱۳۸۵. دریافت ۱۳ آذر ۱۴۰۳
  10. پرش به بالا به: ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ «نگاهی به مجموعه داستان «سه دختر گل فروش»| یادداشتی از پرستو علی عسگرنژاد». شهرستان ادب. ۱۰ دی ۱۳۹۳
  11. پرش به بالا به: ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «کتاب پیشنهادی برای مطالعه در پایان هفته «سه دختر گلفروش»». همشهری. ۶ آذر ۱۳۹۹
  12. «كتاب «سه دختر گل‌فروش» بررسی مي‌شود». ایبنا. ۲۰مرداد ۱۳۸۷
  13. « تجربه نویسنده سه دختر گل فروش». تبیان. ۹ مهر ۱۳۹۲
  14. ««سه دختر گل‌فروش» در پنجاه‌ونهمين جلسه نقد «كتاب دفاع مقدس»». ایسنا.۴ آبان ۱۳۸۴
  15. « نقد کشوری کتاب «سه دختر گل فروش» نوشته مجید قیصری برگزار شد». بوک نیم. ۱۸ آذر ۱۳۹۳
  16. پرش به بالا به: ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ «از جنگ خسته اید؟| مروری بر مهم‌ترین آثار مجید قیصری». موسسه شهرستان ادب. ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
  17. «نگاهی به مجموعه داستان «سه دختر گل فروش»| یادداشتی از پرستو علی عسگرنژاد». شهرستان ادب. ۱۰ دی ۱۳۹۳
  18. ««سه دختر گل‌فروش» در ساحل دودآلود تهران». سایت ایران. ۶ مهر ۱۴۰۲
  19. پرش به بالا به: ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ « قیصری انسان را فراتر از آدمیزاده ترسیم نمی‌کند». ایبنا. ۱۰ دی ۱۳۹۷
  20. « قیصری انسان را فراتر از آدمیزاده ترسیم نمی‌کند». ایبنا. ۱۰ دی ۱۳۹۷. دریافت شده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۳