ریشه در اعماق
ریشه در اعماق | |
---|---|
![]() | |
نویسنده | ابراهیم حسنبیگی |
ناشر | نشر برگ |
تاریخ نشر | ۱۳۷۳ |
شابک | ۹۷۸۶۰۰۱۰۳۷۲۴۵ |
تعداد صفحات | ۱۴۸ |
موضوع | ادبیات دفاع مقدس، داستانهای فارسی- قرن۱۴ |
قطع | رقعی |
نوع جلد | نرم |
رمان «ریشه در اعماق» نوشته ابراهیم حسنبیگی در زمینه دفاع مقدس است و رنجهای جوان بلوچی را روایت میکند که علیرغم مخالفتهای والدینش راهی جبهه شده و دچار مجروحیت میشود. این اثر در سال ۱۳۷۳ توسط نشر برگ به چاپ رسیده است و توانسته جوایز متعدد از جمله جایزه بيست سال ادبيات داستانی دفاع مقدس را کسب کند. این رمان در سال ۱۳۷۳ توسط نشر برگ به چاپ رسید و پس از آن بارها توسط ناشران مختلف از جمله محراب قلم چاپ شده است.
این اثر یک رمان اقلیمی است و شخصیت اصلی آن، شفیعمحمد، همانند هزاران جوان و نوجوانی است که در سالهای دفاع مقدس با وجود مخالفتهای خانواده راهی جبهه شدند. شفیعمحمد ۲۴ ساله اهل یک خانواده فقیر و کپرنشین در بمپور سیستان و بلوچستان است که وقتی با مخالفت خانواده برای رفتن به جبهه مواجه میشود، به ایرانشهر نقل مکان میکند. در آنجا تشکیل خانواده داده و با حاج کاتب آشنا میشود. همین آشنایی سبب میشود شفیعمحمد پایش به جبهه باز شود و بارها و بارها راهی جبهه شده و هر بار مجروح برگردد. در خلال اعزامهای پیاپی شفیعمحمد به جبهه اتفاقاتی رخ میدهد که به خواننده کمک میکند دید روشنی به فضا و شرایط شخصیت اصلی داشته باشد. همچنین اثر علاوه بر توصیف جنگ و شرایط آن روزها، نقدهای دلسوزانهای را در خلال داستان بیان میکند. ابراهیم حسنبیگی این داستان را در فضایی احساسی در ۲۲ فصل با بیان دوگانه سوم شخص و تکگویی روایت میکند.
خلاصه اثر
این کتاب داستان شفیعمحمد جوان بلوچی را روایت میکند که درمیان خرده فرهنگها و آداب و رسوم و آیینهای خاص بومی با آمد و شد به مسجد محله و آشنا شدن با پاسداران، اشتیاق رفتن به جبهه پیدا میکند. شفیعمحمد در فصلهای مختلف داستان با نامهایی چون یاسر و شاپوک معرفی میشود. فیضمحمد، پدر شفیع چوپان است و مادرش زن زحمتکش و رنجکشیدهای است. عایشه خواهر شفیعمحمد از هر دوپا فلج است و خانواده شفیعمحمد شرایط سختی را تجربه میکنند. خانواده و خاندان شفیعمحمد بهواسطهٔ دور بودن از منطقه جنگی و عدم اطلاعات کافی با رفتن شفیعمحمد مخالفت میکنند. یکی از مخالفان سرسخت رفتن شفیع به جبهه، عموی او خانمحمد که یک قاچاقچی در منطقه بلوچستان است، میباشد. همین باعث میشود شفیعمحمد پنهانی و بدون اجازه خانواده، بارها به جبهه برود. اما خانواده و طایفه او بعد از اطلاع از این موضوع او را ترد میکنند. شفیعمحمد به ناچار به ایرانشهر میرود و آنجا با بِماه که خود فرزند شهید است ازدواج میکند. آنها زندگی خوبی دارند اما جنگ ادامه دارد، ناچار شفیعمحمد همسر بیمار و باردارش را تنها گذاشته و راهی جبهه میشود[۱] بماه بعد از به دنيا آوردن خيروك حالش وخيم شده و درمشهد، غريبانه جان میسپارد. شفیعمحمد فرزندش را به عمو و زنعموی همسرش میسپارد و باز عازم جبهه میشود و به شدت مجروح میشود. بعد از مداواهای اوليه با وضعيت وخيم به جبهه باز میگردد و اين بار، هنگام خنثی كردن مين، دست هايش را از دست میدهد. دورهی عزلت گزينی او در اين زمان آغاز میشود. او در گوشۀ دلگير كپر، در کنار خواهر فلجش عایشه گوشهنشین میشود[۲].
ابراهیم حسنبیگی ایده اصلی نگارش این رمان را در یکی از سفرهایش به منطقه بلوچستان میداند. در آنجا با شهیدی آشنا شده که بسیار تحت تاثیر قرار گرفته است و مدتها در خلوت خود با یاد آن شهید زندگی میکرده است. بعد از آن که حسنبیگی با شفیعمحمد شهید آشنا میشود؛ دغدغههای شهید، دغدغههای او میشود به همین دلیل تصمیم میگیرد رمان ریشه در اعماق را در باره شفیعمحمد، روستای بمپور، قلعهی دوست محمدخان و دنیای خاص کپرنشینان بلوچ بنویسد[۳].
ابراهیم حسنبیگی این کتاب را در ۲۲ فصل نگاشتهاست که یک فصل در میان زاویه دید تغییر میکند. زاویه دید فصلهای فرد، دانای کل و زاویه دید فصلهای زوج، اول شخص است[۴].
حسنبیگی برای نگارش اثرش بیشتر از واژههای عینی و حسی استفاده کرده است که موجب حسی شدن سبک و شفافیت و تأثیر هنری آن شدهاست[۵]. باتوجه به آنکه این رمان رویکرد اقلیمی دارد؛ توقع میرود که خواننده بار عظیمی از واژگان بومی و آداب و رسوم محلی را در کتاب شاهد باشد. اما رمان از لحاظ زبانی دارای نحو معیار است و گویش شخصیتهای فارسی معیار است. البته در فصلهای اول گاه واژهای مرتبط با فرهنگ بومی استفاده شده که در فصلهای آخر هم این واژگان کمتر و کمرنگتر میشوند[۵]. بهگونهای که به نظر میرسد زبان به كار گرفته شده در رمان زبانی عاریهای است. یكی از ایرادات بزرگ او نثر احساساتی و غيبت عنصر بومی در کلام است. عنصر بومی در کلام شخصيتها غایب است به عبارتی زبان سهمی در ساختن هویت خاص شخصيتهای رمان ندارد و شاید بتوان گفت كه بين ذهن و زبان شخصیتها فاصلهای عميق وجود دارد[۶]. همچنین حسنبیگی با به کار بردن عناصر کنایه، تشبیه، حسآمیزی و استعاره در شاعرانه کردن و هنری کردن سبک اثرگزارتر بوده است[۷]. البته گاه همین موضوع باعث میشود خواننده احساس کند که نویسنده بهجای استفاده از عناصر داستانی در احساسی کردن داستان از کلام شاعرانه استفاده کرده است[۶].
درباره نویسنده

ابراهیم حسنبیگی در سال ۱۳۳۶ در یکی از روستاهای شهرستان گرگان متولد شد. او کلاس اول تا سوم را در دبستان همان روستا و از چهارم ابتدایی تا دیپلم را در بندر ترکمن و گرگان به پایان رسانده است. در سال ۱۳۵۹ در آموزش و پرورش استخدام میشود و پس از دو سال مدیر امور برنامههای رادیو گرگان میشود. در سال ۱۳۶۴ به کردستان میرود و همین سفر سرآغاز حرکت نوین داستاننویسی وی میشود. سفرهای پیدرپی، از کودکی تا به حال برای این نویسنده حاصل خوبی داشته است، که بسیاری از آثار او را میتوان حاصل سفرها و آشناییاش با مردم نقاط مختلف ایران دانست.
حسنبیگی تاکنون در مسابقههای زیادی شرکت کرده و موفق به دریافت جوایز متعددی شده است. وی دارای ۴۰ اثر برگزیده در جشنوارههای مختلف در ایران از جمله «جشنواره کتاب سال»، «کتاب فصل»، «کتاب سال دفاع مقدس»، «جشنواره شهید غنیپور»، «جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، «کتاب جهانی سال جمهوری اسلامی»، «کتاب سال تقریب مذاهب»، «جایزه هنری غدیر» با کتابهای «محمد»، «اشکانه»، «قدیس»، «صوفی و چراغ جادو»، «امیرحسین و چراغ جادو» شده است. همچنین کتاب «غنچه بر قالی» او کتاب برگزیده سال ۲۰۰۰ از سوی کتابخانه ملی مونیخ آلمان است[۸].
نظر نویسنده درباره اثر
روح پاک درون شفیعمحمد
در یکی از سفرهایم به منطقهی بلوچستان، با سرگذشت شهیدی آشنا شدم که مرا به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و من تا مدتها در خلوت خودم با یاد و خاطره آن شهید زندگی کردم. او را در خیال خود تصور میکردم در حالی که در زیر سقف کپر فقیرانه پدرش زندگی میکرد. حرفهایی میشنید که بوی آشتی با انقلاب نداشت، اما روح پاک شده، دورن او را آرام آرام، پر از صداهای تازهای میکرد که کیلومترها آن طرفتر پشت خاکریزهای جنگ شنیده میشد. من در آن لحظه، میدانستم که این شفیعمحمدِ شهیدِ پابرهنه فقیر، اما برومند روستای بمپور بلوچستان را نمیتوانم فراموش کنم. داستان او باید نوشته میشد زیرا دغدغههای روزها و شبهای من شده بود. این بود که شفیعمحمد بلوچ، قلعه دوست محمد خان و دنیای خاص کَپَرنشینان بلوچ، موضوع رمان ریشه در اعماق قرار گرفت[۳].
دلیل شهرت اثر
این کتاب از زمان نشر تاکنون توانسته نظرات متعددی را به خود جلب کند. یکی از علتهای شهرت اثر، روایت بومی و مردمی آن است. روایتی که خواننده را به عمق فرهنگ و آدابورسوم منطقه برده و خرده آیینهای خاص بومی منطقه را روایت میکند[۹]. از طرف دیگر، دارای عناصر حماسی است و توانسته است چهره ملی جنگ تحمیلی را شاهکارانه به تصویر بکشد و در خلال آن عناصر حماسی دیگر چون مرگ و شهادت، ترسیم صحنههای نبرد و دفاع از تمامیت ارضی را بهکار ببرد[۱۰].
جوایز و افتخارات
- کتاب برگزیده دفاع مقدس از سوی بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس در سال ١٣٧۵
- تقدیر و سپاس از سوی بنیاد جانبازان در سال ١٣٧۵
- کتاب برگزیده بیست سال داستان نویسی انقلاب اسلامی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالهای ۱۳۷۵، ١٣٧٧، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۱[۱۱]
نشستهای برگزار شده درباره اثر

- نشست نقد رمان «ريشه در اعماق» نوشته ابراهيم حسنبيگی در فرهنگسرای پايداری در سال ۱۳۸۹: در این نشست محمدجواد جزينی در بيست و يكمين جلسه از سلسله نشستهای «در جستوجوی خاطره آفتاب» در فرهنگسرای پايداری به نقد و بررسی این رمان پرداخت[۱۲].
- نشست بررسی کتاب «ريشه در اعماق» در زنجان در سال ۱۳۹۴: سومین نشست استانی و صد و دومین نشست کشوری کتابخوان، به میزبانی استان زنجان در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی سهروردی زنجان برگزار شد. در این نشست ۱۲ عنوان کتاب در موضوعات مختلف از جمله «ریشه در اعماق» توسط نویسندگان و شخصیتهای علمی و فرهنگی استان، فعالان رسانهای، کتابداران کتابخانههای عمومی، معرفی و ارائه شد[۱۳].
اظهارنظرها درباره اثر
محمد جواد جزینی؛ نویسنده، مدرس داستاننویسی و مدیر نخستین هنرستان داستاننویسی در ایران
تكنيكیترين كتاب ابراهيم حسنبيگی
« | اين اثر، تكنيكیترين كتاب در كارنامه حسنبيگی است. در واقع پسزمينه تمام آثار اين نويسنده و مسئله اصلی وی جنگ است. حسنبیگی با رمان ريشه در اعماق اولين گام را به سمت گونه انتقادی، تحليلی برداشته و به مسائل پشت جبهه نيز پرداخته است. نويسنده، در اين اثر علاوه بر توصيف جنگ، انتقادات دلسوازنهای دارد. رمان مذکور به شیوه سيال ذهن نوشته و با ساختار اقليمی به معنا نزديك شده است. | » |
پرویز شیشهگران؛ نویسنده و دبیر اجرایی جشنواره خاتم
دوگانگی ذهنیت و شخصیت
« | دوگانگی ذهنی شفیعمحمد با شیوه زیستش یکی از مشکلات شخصیتپردازی اوست. او بلوچی فقر کشیده، سنی مذهبی دگرگون شده و مردی زن مرده و جانبازی نومید شده است. زندگی سویههای سخت و دردناکش را به او نشان داده است. او سرگشته و مأیوس تلاش میکند تا با یادآوری گذشته، راهی به سوی آینده بجوید و در این زیست ذهنی، گاه اسیر کابوسهایی میشود که متعلق به او نیستند؛ بلکه نویسنده آنها را بر او تحمیل کرده است. کابوسها مانند کارتونهای تلویزیون هستند. موجوداتی خیالی که متعلق به خیال ازهمگسیخته بشر جدیدند نه یک جوان بلوچ. این دوگانگی ذهنیت و شخصیت بومی را حتی در واگویههای شفیعمحمد نیز میتوان دید. او هنگامی که بر وضعیت موجود خود، آگاه میشود، به شیوه روشنفکران سرخورده با خود سخن میگوید. شفیعمحمد در بسیاری از حالات و رفتارش، جوانی بلوچ و پرورده آداب و سنن خاص نیست. او آدمی است که میتواند متعلق به هر جایی باشد. و اگرچه حسنبیگی او را اسیر برخی رفتارهای بومی کرده، اما این رفتارها برخاسته از هویت واقعی او نیستند. رمان ریشه در اعماق حدیث مکرر یأس و گریز، دلتنگی و حیات، و سکون و حرکت است . | » |
سمیرا اصلانپور؛ نویسنده، روزنامهنگار و عضو هیئت منصفه مطبوعات
زیر پا گذاشتن برخی اصول و قواعد داستاننویسی
« | در داستان «ریشه در اعماق» نویسنده چنان خود را مقید به تغییر یک فصل در میان زاویه دید کرده که ناچار شده برخی اصول و قواعد داستاننویسی را زیر پا بگذارد. یکی از اصول، توانایی جلب توجه نویسنده به خود داستان است. اما این تغییر متناوب زاویه دید ذهن خواننده را از داستان منحرف و متوجه تکنیک به کار رفته در خود داستان میکند. در این حال خواننده حق دارد که بپرسد: چرا زاویه دید مرتب تغییر میکند؟ و در پی یافتن موجبات آن باشد. اگر این تغییر بهصورت نامنظم و به ضرورت روی میداد، نه تنها ذهن را بیش از حد از ماجرا منحرف نمیکرد، بلکه حتی ممکن بود باعث بهتر انتقال مفاهیم آن نیز شود. حال آنکه در این داستان، این تغییر زاویه دید هیچ کمکی به درک بیشتر مقصود نویسنده نمیکند. | » |
برشی از متن
یك عمر كاری نكردم كه مردم بگویند: فيض محمد چنين و چنان است. اما تو كارهایی میکنی كه بعضی به من میگویند پسرت به سوی ما نرفته. با گچرها سر یك سفره مینشيند و لباس پاسداری میپوشد. تو هنوز بچهای. عقلت به این حرفها قد نمیدهد. فكر نكنی مثل بعضیها طرفدار شاه و دارودستهاش هستم یا از حكومت تازه بدم میآید من هم مثل تو «خمينی» را دوست دارم و میدانم كه جنگی شده است و باید جلوی دشمن ایستاد اما تو نمیفهمی كه وقتی جلو آدم را میگيرند و میگویند: جلو پسرت را بگير یعنی چه؟ من نمیتوانم جواب حرفهای مردم را بدهم.
شیخ با خیزران چند ضربه به سینه خود زد. چندبار دور شفیع چرخید. با ضربات دهل گام برمیداشت و آهسته پا بر زمین میکوبید. کمکم ضربات پاهایش سنگین شد. با خیزان چند ضربه به پشت و کتف شفیع زد... شیخ شروع به خواندن کرد. وردی را بلند خواند، دیگران نیز دم میگرفتند. از آثار چهره او پی برد که زار را به چنگ خواهد آورد. صدایش اوج گرفت، صدای دهلها گویی دو چندان شده بود...
مشخصات کتابشناختی
«ریشه در اعماق» نوشته ابراهیم حسنبیگی در ۱۴۸صفحه، در قطع رقعی با جلد شومیز، اولین بار در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات برگ منتشر شد.[۱۷] کتاب پس از نشر برگ، توسط ناشران متعدد از جمله انتشارات محراب قلم به چاپ رسید. همچنین این اثر تا سال ۱۳۹۸ به چاپ چهارم رسید.[۱۳]
نوا، نما، نگاه
«کتاب باز ابراهیم حسنبیگی». صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران. ۱۳۸۶
منبع و مأخذ
دستغیب، سید عبدالعلی. خرداد و تیر ۱۳۷۴. «ریشه در اعماق و داستانهای دیگر». کیهان فرهنگی
فرخنیا، مهیندخت. رمضانی سربندی، نسیمه. بهار ۱۳۹۸. «سبکشناسی ریشه در اعماق». پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی
شیرشاهی، افسانه. «تحلیل عناصر حماسی در رمان«ریشه در اعماق» ابراهیم حسن بیگی»
پانوشت
- ↑ «معرفی کتاب ریشه در اعماق». کتابستان. ۲۹ تیر ۱۳۹۵
- ↑ «معرفی توصیفی داستان ریشه در اعماق/ یک رمان و تنهایی شخصیت اول». نوید شاهد. ۲۸ بهمن ۱۳۸۸
- ↑ پرش به بالا به: ۳٫۰ ۳٫۱ «کتاب ریشه در اعماق». فروشگاه کتاب هانا. بیتا. ۱۷ دی ۱۴۰۳
- ↑ «نقد داستان بلند ریشه در اعماق». سمیرا اصلانپور. ادبیات داستانی فروردین ۱۳۷۴ شمارگان ۳۰
- ↑ پرش به بالا به: ۵٫۰ ۵٫۱ «سبک شناسی رمان ریشه در اعماق». مهیندخت فرخنیا و نسیمه رمضانی سربندی. پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی. ۱ خرداد ۱۳۹۸
- ↑ پرش به بالا به: ۶٫۰ ۶٫۱ «معرفی توصیفی داستان ریشه در اعماق/ یک رمان و تنهایی شخصیت اول». نوید شاهد. ۲۸ بهمن ۱۳۸۸
- ↑ «سبک شناسی رمان ریشه در اعماق». مهیندخت فرخنیا و نسیمه رمضانی سربندی. پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی. ۱ خرداد ۱۳۹۸
- ↑ «ابراهیم حسنبیگی». ایران کتاب. بیتا. ۱۷ دی ۱۴۰۳
- ↑ «معرفی کتاب/ ریشه در اعماق». کتابستان. ۲۹ تیر ۱۳۹۵
- ↑ «تحلیل عناصر حماسی در رمان ریشه در اعماق ابراهیم حسنبیگی». دانستنی آنلاین. کد خبر 28953 . ۹ تیر ۱۳۹۷
- ↑ «ریشه دراعماق». محراب قلم. بیتا. دریافت شده ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
- ↑ «رمان ريشه در اعماق حسنبيگی نقد میشود». ایبنا. ۹ تیر ۱۳۸۹
- ↑ پرش به بالا به: ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ «معرفی ۱۲ کتاب در نشست کشوری کتابخوان». خبرگزاری شبستان. ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
- ↑ «ریشه در اعماق از گونهی انتقادی-تحلیلی ادبیات جنگ است». ایبنا. ۱۴ تیر ۱۳۸۹
- ↑ «نظری بر ریشه در اعماق». کتابنیوز. ۱۱ تیر ۱۳۸۶
- ↑ «نقد داستان بلند ریشه در اعماق». سمیرا اصلانپور. ادبیات داستانی فروردین ۱۳۷۴ شمارگان ۳۰
- ↑ «ریشه در اعماق حسنبیگی بازچاپ شد». خبرگزاری بینالمللی قرآن. ۱۵ دی ۱۳۸۹