آتون نامه
آتون نامه | |
---|---|
![]() | |
نویسنده | محمد اسماعیل حاجی علیان |
ناشر | سوره مهر |
محل نشر | تهران |
تاریخ نشر | ۱۳۹۸ |
نخستین چاپ | ۱۳۹۸ |
شابک | ۹۷۸۶۰۰۰۳۳۲۵۱۸ |
تعداد صفحات | ۱۳۲ |
موضوع | داستان فارسی-داستان تاریخی |
زبان | فارسی |
قطع | رقعی |
نوع جلد | شومیز |
«آتون نامه» رمانی است به قلم محمداسماعیل حاجی علیان که در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب برگزیده نخستین جشنواره داستان حماسی در سال ۱۳۹۸ و هجدهمین دوره جایزه ادبی قلم زرین در سال ۱۳۹۹ شدهاست.

خلاصه اثر
رمان «آتون نامه» داستان زندگی «اسماعیل خان سنگسری» معروف به اسماعیل طلا که سقاخانه صحن انقلاب حرم مطهر امام رضا (ع) و صحن عتیق به نامایشان معروف است. وی که از معاصران فتحعلی شاه بود، برای گذراندن خدمت سربازیاش عازم جبهههای نبرد ایران و روسیه در تبریز میشود و از طریق نامه با خواهرش زبیده خاتون و مادرش در ارتباط است و در میان همین نامهها داستان برای ما بازگو و عیان میشود. محمد اسماعیل حاجی علیان دست به نوشتن رمانی درباره این شخصیت دوستداشتنی در تاریخ مشهد و حرم امام رضا(ع) زده است. زندگی این سردار و اوضاع ایران در آن دوران پرآشوب، محور این رمان حماسی است.[۱]
درباره نویسنده
محمداسماعیل حاجیعلیان متولد ۱۳۵۹ نویسنده معاصر ایرانی و فارغ التحصیل ارشد مرمت اشیا تاریخی و فرهنگی است که در دانشگاه هنر سمنان، مرمت و صنایع دستی تدریس میکند. او نویسندگی را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۸۴ با داستان کوتاه شروع کرده است و بعد به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و رمان پرداخته است؛ داوری جشنواره های ادبی مختلف از جمله داستان حماسی، داستان رضوی، جمالزاده و... مشاور و بررسی در نشر سوره مهر از سوابق کاری اوست. ساعت دنگی، مینار، نیست در جهان، اپرای مردان سبیل استالینی، بیداری، ایوار، درست یک پا روی زمین، فرود، چهار زن، سمفونی بابونه های سرخ، قربونی، دختری با روسری سرخ در پنجره روبرو، سی و یک روز پنج انگشت، آدمک چوبی، سوت بلبلی، مقام گورخانه، آب مسموم است، پاپیلو، اگه زنش بشم می تونم شمرو بغل کنم؟، آسید محمد و ایرانشاه از دیگر آثار چاپ شدهی این نویسنده پر کار است. جایزه جلال و کتاب سال برای ساعت دنگی، جایزه قلم زرین و داستان حماسی برای آتون نامه؛ جایزه رمان انقلاب برای بیداری و ایوار و بی داد؛ جایزه رمان ماندگار، رای چهار زن و سی و پنج جایزه ملی برای تک داستانها در کارنامه کاری او میباشد.[۲]
داستان نگارش اثر
در دوران بچگی که با مرحوم پدرم به مشهد میرفتیم همیشه میگفتیم اگر همدیگر را گم کردیم وعده گاهمان سقاخانه اسماعیل طلایی باشد. پدرم میگفت: اسماعیل طلا همشهری ما و حواسش به ما است؛ این در ذهنم مانده بود که این همشهریمان را پیدا کنم. خیلی دنبالش گشتم متأسفانه ما مستندنگاری خوبی نداریم و به سختی میشود در تاریخ رد کسی را پیدا کرد، سال دوم تحقیقاتم فهمیدم ۲ اسم در تاریخ وجود دارد: اسماعیلخان دامغانی و اسماعیلخان سنگسری. شک کردم نکند این دونفر یکی هستند؛ بعداً فهمیدم چون تولیت مولودخانه قاجار در دامغان بر عهده پدرشان طالب خان بوده، به این واسطه برخیایشان را دامغانی هم مینامند. ۶ ماه طول کشید تا اطلاعاتم را درباره اعضای خانوادهاش کامل کنم. در محلهای به نام طالب آباد که خانواده طالبخان آباد کردهاند پرس و جو کردم. خیلی شباهت بین من و اسماعیل طلایی وجود داشت، یک جور سیرزندگی او با من یکی بود؛ خیلی با هم یکی شدیم و این شباهتها برای درک بهتر خیلی کمک کرد. تحقیاتم همزمان با رویداد داستان حماسی شد؛ به پیشنهاد زنده یاد سعید تشکری تصمیم گرفتم یک کار حماسی مجزا انجام دهم؛ طرح را فرستادم و پذیرفته شد. نسخه اولیه در شش ماه نوشته شد و خوشبختانه توانست نظر داوران را جلب کند.[۳]
انتخاب نام اثر
کلمه «آتون» را در رستمالتواریخ پیدا کردم آتون به زنی می گویند که به دختران بافتنی سوزندوزی و تزئینات زندگی زنانه را آموزش میدادهاست. خواهر اسماعیل، زبیده خاتون آتون بوده است. نامهها و مراسلاتی که بین اسماعیل و خواهرش رد و بدل شده یعنی «آتون نامه» را به عنوان نام رمان انتخاب کردم.[۳]
نظر نویسنده درباره اثر
فرم نامه نگاری

در این اثر از فرم نامهنگاری استفاده شده که نمونه نامههای عاشقانه در تاریخ ادبیات زیاد داریم؛ از این فرم برای بهتر نشان دادن فرآیند و همچنین برای نشان دادن علاقه و ارتباط مناسب بین خواهر و برادر و مفهوم خانواده در رمان استفاده شده است، ۱۰ نامه بین اسمال طلایی و خواهرش زبیده در طول جنگ ایران و روس، دوره فتحعلی شاه ردوبدل میشود.
صیانت از خانواده و سرزمین؛ دو مفهوم محوری اثر
صیانت از سرزمین اولین آیتمی است که در «آتون نامه» به آن پرداخته میشود؛ ضمن اینکه همزمان با صیانت از سرزمین، صیانت از خانواده را هم پیش میبریم که افراد برای زنده نگه داشتن نام و آبرو و شرف خانواده چه تلاشها و چه فداکاریهایی را باید انجام دهند که این دو محور اصلی داستان است.
بیشتر کتابهای راجع به این دوره را خواندم
«آتون نامه» شرایط شکلگیری شخصیت در اوضاع بحرانی جنگ و ارتقای شخصیت و تحول شخصیت را طی میکند؛ همزمان شرایط اجتماعی را که محمل بروز این شخصیتها میشود را بررسی میکند و از این منظر اتفاقات ویژهای را رقم میزند. ضمن اینکه با فرهنگ یک قوم به اسم «تنگهسر» بیشتر آشنا شده و مردمش را بیشتر میشناسیم؛ من خیلی از کتابهایی را که راجع به این دوره و جنگ ایران و روس نوشته شده بودند، مطالعه کردم. حتی برای مشی نگارش نامهها، از کتابهایی مثل «منشآت قائم مقام» خیلی استفاده کردم و این کار علاوه بر آنکه عنصر خیال در آن حرف اول را میزند، اما از مستندات تاریخی بسیاری برخوردار است.[۴]
هدف احیای زبان بود
برای اینکه به این نثر برسم کمی مشاقی کردم. اوایل نوشتن جدیام تاریخ بیهقی را یکبار رونویسی کردم. برای مشی نگارش نامهها، از کتابهایی مثل «منشآت قائم مقام» بهره بردم.. برای اینکه یاد بگیرم چطور میشود این نثر را ادامه داد. اما از لحاظ فنی اسماعیل چون درباری نیست از آن نثر زیبا و فخیم قائم مقام فاصله گرفتم. سال سوم تحقیقات فهمیدم منشأت قائم مقام هدف من است و باید از این زبان استفاده کنم. من همیشه سختترین راهها را انتخاب میکنم واز روز اول هم یکی از دلایل نوشتنم احیای زبان بوده است. یک باری را روی خودم احساس میکردم که باید این کار را انجام دهم. برای همین تأکید داشتم روی اینکه زبان مروزی نباشد و زبان واسط باشد و به گذشته ارجاع داشته باشد. لااقل من هم چند کلمه به زبان فارسی اضافه کنم و اگر نمیتوانم چند کلمه خلق کنم چند کلمه را زنده کنم.[۳]

جوایز و افتخارات
- اثر برگزیده هجدهمین دوره جایزه ادبی قلم زرین در بخش بزرگسالان؛ سال ۱۳۹۹
- اثر برگزیده نخستین جشنواره داستان حماسی؛ سال ۱۳۹۸
نشستهای مهم درباره اثر
نشست نقد و بررسی رمان «آتون نامه» با حضور نویسنده اثر و حمید بابایی، کارشناس مجری در حوزه هنری ۱۸ دی ۱۴۰۲.[۵]
برشی از متن

«این جنگ لعنتی اگر امروز تمام بشود، فردا شبش عروسی میگیرم، چه عروسیای اسماعیل!... از همین الان دعوتی!... اگر ساقدوشم نباشی، پیش آدمهای زنم با چی پُز بدهم؟... ساقدوشم میشوی؟!»
نمیخواستم زبانم تلخ و گزنده باشد، هیچ معنا و مقصودی نداشتم، وقتی این حرف از دهانم بیرون پرید: «بُزک نمیر بهار میاد... کُمبزه و خیار میاد!»
مرادعلی فتیله را روشن کرد و گفت: «برو آن طرفتر اسماعیل!... نمیخواهم ساقدوش کج وکول داشته باشم» من که عقب میرفتم، انگار کسی از پشت، پُر زور، هُلم داد یا پشت اسب ایستاده باشم و اسب با دو سُمش آنچنان جفتکی حوالهام کرده باشد تا نفسم ببُرد، پرت شدم با صورت روی زمین. گمان بُرده بودم کار مرادعلی است و طعنه کلامم را پاسخ داده، عصبـی جوشی، بلند شدم و خودم را تکانده نتکانده، گفتم: «توی عزاتم حلوا خیرات نمیکنم، چه رسد به...» برگشتم. زبانم بند آمد. مرادعلی نبود که من شماتتش کنم.
مشخصات کتابشناختی
«آتون نامه» اثر محمداسماعیل حاجی علیان با قطع رقعی و با جلد شومیز در قالب ۱۳۲ صفحه و با تیراژ ۱۲۵۰ نسخه در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. تصویر گری و طراحی جلد این اثر مهرداد موسوی است.
نوا، نما، نگاه
- معرفی رمان آتون نامه درباره اسماعیل طلایی. چراغ مطالعه. ۱۱ فروردین ۱۴۰۱. دریافت ۱۷ آذر ۱۴۰۳
- اختتامیه چهارمین جایزه ملی داستان حماسی/ محمد اسماعیل حاجی علیان. حوزه هنری انقلاب اسلامی. ۲۲ مهر ۱۴۰۳. دریافت ۱۷ آذر ۱۴۰۳
پانوشت
- ↑ «آتون نامه». سوره مهر. دریافت شده در ۱۷آذر۱۴۰۳
- ↑ «محمداسماعیل حاجی علیان». پایگاه نقد ادبی. دریافت شده در ۱۷آذر۱۴۰۳
- ↑ پرش به بالا به: ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «آتون نامه را برای احیای زبان نوشتم». حوزه هنری. ۱۹بهمن ۱۴۰۲. دریافت شده در ۱۷آذر۱۴۰۳
- ↑ «آتون نامه؛ داستانی در مورد شکل گیری سقاخانه اسمال طلایی». میزان. ۲۶ شهريور ۱۳۹۹. دریافت شده در ۱۷آذر۱۴۰۳
- ↑ «آتون نامه، نقد و بررسی میشود». حوزه هنری. ۱۸دی۱۴۰۲. دریافت شده در ۱۷آذر۱۴۰۳