یوسفعلی میرشکاک
| یوسفعلی میرشکاک |
|---|
آیینهای از یوسفعلی میرشکاک
زندگی و یادگار
دیدگاه و اندیشه
جایگاه آیدا در شکلگیری شخصیت احمد شاملو
معتقدم این آیدا بود که شاملو را شاملو کرد. شاملو از جمله شاعرانی بود که بدون یک تکیهگاه عاطفی قوی نمیتوانست خودش را جمع و جور کند و این تکیهگاه را به نظر من و چنان که شعر شاملو گواهی میدهد و آن دگرگونی که در زندگی برای شاملو اتفاق افتاد به لحاظ منش و بینش با آیدا بود و به نظر من آیدا یکی از اساطیر پنهان ادب معاصر ماست. هیچکس دیگری هم مثل شاملو در ادبیات ما از این شانسها نداشته است، نه از شعرای روزگار قبل از انقلاب و نه از شعرای بعد از انقلاب، من چنین شانسی را ندیدهام و تعبیری که شاملو درباره آیدا به کار میبرد «مسیح مادر» به نظر من کاملترین تعبیر درباره آیداست.[۲]
یوسفعلی میرشکاک از نگاه دیگران
اظهارنظر یوسفعلی میرشکاک درباره دیگران
احمد شاملو تاریخ مصرف ندارد
به هیچوجه دوره گذار از شاملو فرا نرسیده و شاملو به هیچ وجه شاعری نیست که تاریخ مصرف داشته باشد. وقتی شاعری به فرم میرسد، دیگر نمیتوان از او گذشت. میتوان از کنارش برای مثال عبور کرد و رفت به سمت آینده. از شاعری مثل «رودکی» نمیتوان گذشت. چطور میتوان از شاملو گذشت؟ شاعر وقتی وارد تاریخ یک قوم شد و قلمرویی از فرهنگ را به خودش اختصاص داد، دیگر حذفشدنی نیست و شاملو به اینجا رسیده است و آنهایی که میخواهند با هیاهو شاملو را کنار بگذارند، حالا چه دولتی باشند چه حاسدان شاملو، به نظر من هرگز موفق نخواهند شد. نه شاملو، نه اخوان و نه فروغ پدیدههایی نیستند که بتوان با آنها تخمینی رفتار کرد.
ما شاعر تخمینی داریم مثل «حمیدی شیرازی» یا «مهدی سهیلی» یا «کارو». شاعران تخمینی برای یک دوره هستند و بعد از یک زمانی تمام میشوند اما شاعرانی مثل شاملو و فروغ به یک پایگاهی رسیدهاند که نمیتوان از آنها عبور کرد و کسی هم ملزم نیست از آنها تقلید کند اما آنها هرگز پایان ندارند.[۲]
موضعگیریهای او درباره دیگران
از اصطحکاک هنری با شاملو تا تدریس هندسه کلام شعر شاملو
همان وقتها هم که با شاملوی عزیز درگیری قلمی داشتم، هندسه کلام شعرش را تدریس میکردم در کلاس هندسه کلمات. این دعوای من با شاملو هیچ ارتباطی با شأن او در شعر معاصر نداشت. شاملو، فردوسی را متهم کرد. لاجرم کسی باید پاسخش را میداد، هر چند جامعه روشنفکری ما سخت ناراحت شدند یا آنجا که شاملو گفته بود: «یک نفر میآید، یک دِلنگ و دولنگی میکند و یکی دیگر هم در کنارش عرعر میکند». خب این اهانت به تمام جامعه موسیقی بود اما حضرات روشنفکر این اهانت را برتافتند ولی نقد مرا نسبت به شاملو برنتافتند. به هر حال من احساس میکردم یک نفر باید روبهروی بزرگان ما بایستد و بگوید بزرگیتان سر جایش اما نباید هر چیزی که سر دلتان بود، بگویید. شاملو از جهت شعر مقامش از نظر من بسیار بالاتر از نیما یوشیج است و نوآوریهایش بسیار گستردهتر است. او یکی از مهندسان تاریخ جدید شعر ماست.[۲]