قربان ولیئی

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
قربان ولیئی
زادروز مهرماه۱۳۴۹خورشیدی
شهر صحنه از توابع کرمانشاه
پدر و مادر گل‏علی ولیئی
کتاب‌ها «گزیده ادبیات معاصر شماره ٨٣»، «گفتم به لحظه نام تو را، جاودانه شد»، «ترنم داوودی سکوت»، «باید نوشت نام تو را با پرنده‌‏ها»، «با دو چشم دچار یکتایی»، «جوان شدن جاودانگی»، «ضربات ذات»
مدرک تحصیلی کارشناس و کارشناس ارشد و دکترای زبان و ادبیات فارسی
دانشگاه تربیت مدرس

قربان ولیئی شاعر معاصر ایرانی است.[۱]

* * * * *

[۲] در مهر ماه ١٣٤٩ هجری خورشیدی در شهر صحنه از توابع کرمانشاه به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا دیپلم تجربی در زادگاهش گذراند. آنگاه در رشته برق فوق دیپلم گرفت اما کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته زبان و ادبیات فارسی پی گرفت و سپس تحصیلات خود را در همان رشته تا سطح دکترا در دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد و درحال‌حاضر مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان را برعهده دارد. ایشان علاوه بر تدریس در دانشگاه در فرهنگسراهای مختلف تهران به تدریس غزلیات حافظ و شرح مثنوی مولوی پرداخته است. از او که سابقه دریافت جایزه کتاب سال و کتاب فصل را نیز در کارنامه خود دارد آثاری، چون «موسیقی نواحی جان»، «ترنم داوودی سکوت»، «با دو چشم دچار یکتایی»، «زیارت‌نامه روح» و «جوان شدن جاودانگی» منتشر شده است. جهان‌بینی عاشقانه و عارفانه ولیئی حس و حالی بدیع به اشعارش بخشیده است. دو کتاب «ترنم داوودی سکوت» و «باید نوشت نام تو را با پرنده‌‏ها»، به ترتیب جایزه کتاب سال قلم زرین و کتاب فصل در سال ١٣٨٨ ه. ش شدند.[۳][۱]

تویی که می‌دمی از عرش هر پگاه، علیمنوّرند به نور تو مهر و ماه، علی
زمان بدون تو مثل کلافِ سردرگمزمین بدون تو یک تودۀ سیاه، علی
چه حاجت است به برهان؟ حقیقت تابان!که خود تویی به کمالات خود گواه، علی
یکی شبیه تو کو در عوالم امکان؟چگونه عقل نیفتد به اشتباه، علی؟
کجا کسی به حریم تو راه خواهد یافت؟هنوز محرم تو نیست غیر چاه، علی..
بدون جنگ، جهان را به صلح خواهی بردکه عشق، فتح قلوب است بی‌سپاه، علی
مگر اشارۀ تو صبح را بتابانددعای نیمه‌شب و ورد صبحگاه، علی..
چقدر این در و آن در زدن، کریم توییمرا گدای در این و آن مخواه، علی
به جدّ و جهد میسّر نمی‌شود دیدارمگر مرا برسانی به یک نگاه، علی
از آستان تو سائل نمی‌رود محرومفقیرم و به تو آورده‌ام پناه، علی
به دل‌شکسته نظر می‌کنند اهل وصالشکسته‌ایم و گواه است اشک و آه، علی
جواب پرسش دشوار «ماالحقیقه» توییدرآمدی و رسیدم به صبحگاه، علی

آیینه‌ای از قربان ولیئی

زندگی و یادگار

فعالیت‌ها

  • دبیرعلمی شانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر[۳]
چشمه چشمه تشنگی، زائران! بیاورید نام آب آب را بر زبان بیاورید
مهر و سبحه خاکی است، ای مجاوران غم! تشنگی از آن حرم ارمغان بیاورید
تشنگی بیاورید، زندگی بیاورید زائران کعبه‌اید، جانِ جان بیاورید
زیر گنبد کبود، قصه‌ای چنین نبود کربلا زمین نبود، آسمان بیاورید
سبز سبز سبز سبز، سرخ سرخ سرخ سرخ سرو را نهفته در ارغوان بیاورید
طبعتان اگر شکفت، آشکار و در نهفت شاعران از او سخن در میان بیاورید
اذن پرکشیدن است، حا و سین و یا و نون چار رکن عشق را در اذان بیاورید

آثار و کتابشناسی

  • «گزیده ادبیات معاصر شماره ٨٣»
  • «گفتم به لحظه نام تو را، جاودانه شد»
  • «ترنم داوودی سکوت»
  • «باید نوشت نام تو را با پرنده‌‏ها»
  • «با دو چشم دچار یکتایی»
  • «جوان شدن جاودانگی»
  • «ضربات ذات»[۱]

منبع‌شناسی

پانویس