اوراد نیمروز

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اوراد نیمروز
اوراد نیمروز یک رمان ملی است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
نویسندهمنصور علیمرادی
ناشرنیماژ
محل نشرتهران
تاریخ نشر١٣٩٨
شابک١-۵٠٠-٣۶٧-۶٠٠-٩٧٨
تعداد صفحات٢٢۴ صفحه
موضوعرمان فارسی
سبکرئالیسم‌جادویی
طراح جلداحسان کار
نوع رسانهکتاب
منصور عیلمرادی: «اوراد را بیشتر
از همهٔ کارهایم دوست دارم.»[۱]
سفری جادویی به اعماق کویر لوت
نقد و بررسی در کافه کتاب نیماژ
آیین رونمایی از اوراد نیمروز
اوراد نیمروز با امضای نویسنده
منصور علیمرادی و منیرالدین بیرونی در جلسهٔ نقد اوراد نیمروز
مصاحبه با روزنامهٔ آرمان ملیخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
مصاحبه با روزنامهٔ هفتواد
نقد و بررسی اوراد نیمروز
در آکادمی هنرهای نمایشی کرمانخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
لوت، نیاز به پشتوانۀ مردم دارد.[۲]

«ارواد نیمروز» رمانی است به قلم منصور علیمرادی که در سیزدهمین دورهٔ جایزه ادبی جلال آل‌احمد[۳] شایسته تقدیر شد و در فهرست نامزدان نخستین دورهٔ «جایزهٔ ادبی مشهد»[۴] قرار گرفت.

* * * * *

«اوراد نیمروز» مبتنی بر دو بخش می‌باشد. در بخش نخست که شخصیت اصلی در کویر است، رمان سرشار از مباحث گره‌خورده در فلسفه و تاریخ است. گویی تلاش دارد تا از مرگ حافظهٔ تاریخی بشر جلوگیری کند. در بخش دوم، داستان هم‌راستا با «شکل‌گیری بار اسطوره‌ای» پیش می‌رود به‌گونه‌ای که تاریخ به افسانه بدل می‌شود. د‌‌‌ر بخش اول که وجه ذهنی و فلسفی رمان به‌واسطهٔ آغاز حرکت انسان معاصر و مد‌‌‌رن به د‌‌‌نبال کشف بخشی از تاریخ نمود‌‌‌ می‌یابد‌‌‌، شخصیت مرکزی د‌‌‌استان، د‌‌‌ر وجهی، خود‌‌‌ را با انسان اولیه یا نئاند‌‌‌رتال که به‌نوعی تاریخ را از سر نگذراند‌‌‌ه روبه‌رو می‌گرد‌‌‌د‌‌‌ و د‌‌‌ر وجه د‌‌‌یگر، با انسان گم‌شد‌‌‌ه د‌‌‌ر بستر تاریخ مواجه می‌شود. کارکرد‌‌‌های نشانه‌ای این بخش‌ها د‌‌‌ر بسط مفاهیم فلسفی حائز اهمیت است؛ چرا که این شخصیت زند‌‌‌گی خود‌‌‌ را به خطر می‌اند‌‌‌ازد‌‌‌ و به‌تنهایی به د‌‌‌ل کویر سوزناک و هولناک می‌زند‌‌‌ تا هر طور شد‌‌‌ه از مرگ حافظهٔ تاریخی بشر جلوگیری کند‌‌‌ به همین د‌‌‌لیل است د‌‌‌ر اولین پی‌رفت‌های مواجهه خود‌‌‌ با کویر، انسان نئاند‌‌‌رتال را می‌بیند‌‌‌ تا نمایه‌وار این را نشان د‌‌‌هد‌‌‌ که انسانی که حافظه تاریخی ند‌‌‌ارد‌‌‌، نئاند‌‌‌رتال است. و از د‌‌‌یگر سو، به مفهوم فلسفی و د‌‌‌غد‌‌‌غه هماره ذهن بشر یعنی مرگ بپرد‌‌‌ازد‌‌‌ و تلاش بشر برای نبرد‌‌‌ با فراموش‌شد‌‌‌ن که مرگ قطعی انسان است را برجسته سازد. د‌‌‌ر بخش د‌‌‌وم، وجه افسانه‌ای و اسطوره‌ای اثر نمود‌‌‌ بیشتری د‌‌‌ارد‌‌‌. د‌‌‌ر این بخش، مؤلفهٔ «اینهمانی» اهمیت ویژه‌ای د‌‌‌ارد‌‌‌؛ چراکه از ساختار کل رمان تا بسیاری از شخصیت‌های فرعی، د‌‌‌رنهایت با یکد‌‌‌یگر اینهمان می‌گرد‌‌‌د‌‌‌. رمان د‌‌‌ر بحث‌هایی مانند تقابل سنت و مد‌‌‌رنیته، زاویه د‌‌‌ید‌‌‌، زبان، شخصیت‌پرد‌‌‌ازی و مکان، زمان، کارکرد‌‌‌های اسطوره‌ای د‌‌‌ر ریزبافت متن و حتی آیین‌سازی و فرهنگ‌سازی، د‌‌‌رخور توجه است.[۵]

برای کسانی که کتاب را نخوانده‌اند

«ارواد نیمروز» دو روایت درهم‌تنیده از سفر شخصیت اصلی‌ به اعماق کویر لوت و زندگی عاشقانه‌اش با یک هنرمند تئاتر در تهران است. سفر او به کویر لوت، سفری جادویی است.[۶]

اوراد نیمروز نفسم را گرفت

منصور علیمرادی از چگونگی خلق رمان این چنین می‌گوید: «نزدیک به سه سال برای این رمان وقت گذاشتم؛ دلم می‌خواست یک رمان ایرانی بنویسم. داستان نگارش این اثر به این شکل بود که من در ابتدا آمدم تا یک داستان کوتاه جاده‌ای بنویسم؛ چراکه زمانی نوشتن این اثر را شروع کردم که خیلی در سفر بودم. کم‌کم وقتی شروع به نوشتن کردم متوجه شدم که ظرفیت این سوژه بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کردم، از این رو به سراغ نوشتن داستان بلند رفتم. پیش خودم گفتم می‌توانم در صد صفحه یک داستان جاده‌ای بلند بنویسم. بعد رفته‌رفته متوجه شدم که بار ظرفیت این موضوع بیش از این‌هاست و این طور کار به سمت نگارش یک رمان پیش رفت. من در ادامه روی چفت‌وبست‌های فرمی و روایی و زبانی کار کردم که کار خیلی سنگینی بود. واقعیت این است که بین هفده هجده کتابی که از من در حوزه‌های مختلفی مثل فرهنگ‌ شفاهی، تاریخ، ادبیات داستانی بزرگسال و نوجوان منتشر شده است، این اثر نفسم را گرفت.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

برای اوراد نیمروز سفر بسیار رفتم

بنا به گفتهٔ نویسنده این رمان بر پایه سفر شکل گرفت: «من پیش از شروع کتاب، سفرهای متعددی به کویر داشتم؛ اما با شروع نگارش سفرهایم دوباره آغاز شد. برای مثال سفری از خراسان آغاز کردم و به سمت بیرجند و زابل رفتم و آنجا به بلوچستان و بعد از آن به بم. البته این پایان ماجرا نبود و سفرهای من به کویر ادامه داشت و هر روز سر از منطقه‌ای کویری درمی‌آوردم. من شهر به شهر و ده به ده از کویر مرکزی گذشتم؛ البته همه این سفرها برای رمان نبود و شاید بیشتر برای اشتیاقی بود که به دیدن این بخش از ایران داشتم. همهٔ این تجارب و آن علاقهٔ تاریخی و آن فهم تاریخی که از ایران و رویداد‌هایی که در آن اتفاق افتاده بود، روی هم جمع شد و در نهایت «اوراد نیمروز» را به وجود آورد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد


پیشانی‌نوشت

در پیشانی‌نوشت این رمان جمله‌ای از آلفونس گابریل آمده است که: «کسی که گرفتار افسون کویر شد تا پایان عمر رهایش نخواهد کرد.[۷]»

چرا باید این کتاب را خواند

بخش زیادی از کشور ایران بیابانی است ولی تاکنون هیچ داستان منسجمی دربارهٔ کویر و به ویژه کویر لوت نوشته نشده است. «اوراد نیمروز» تقریباً اولین داستان منسجم مرتبط با کویر لوت است.[۸]

برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند

سال‌شمار کتاب

١٣٩٨: نخستین بار توسط نشر نیماژ منتشر و روانهٔ بازار کتاب شد.
١٣٩٩: شایسته تقدیر در سیزدهمین دورهٔ جایزهٔ ادبی جلال آل‌احمدخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد؛ نامزد نخستین دوره جایزه ادبی مشهدخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

خلاصهٔ مفصل‌تر کتاب در حد دو بند

رمان «اوراد نیمروز» روایت گر داستان در هم تنیدهٔ سفر مردی‌ست به نام «بهمن محسنی» که دانشجوی دکتری تاریخ است و می‌خواهد رسالهٔ‌ خود را دربارهٔ صفاریان بنویسد. او که قصد جدایی از همسرش را دارد به یکباره همه چیز را رها می‌کند و به دل کویر می‌زند و به دنبال روستایی به نام «ملک‌محمد» می‌گردد؛ اما از هرکسی که سؤال می‌کند می‌گویند چنین روستایی وجود ندارد. بهمن بعد از تلاش‌های بسیار به این روستا می‌رسد؛ روستایی که در آن سه خانوار زندگی می‌کنند و از هزار سال پیش تا به امروز هیچ ارتباطی با جهان ندارند و ارتباط‌شان کاملاً قطع است. ملک‌محمد یک وادی اسطوره‌ای است و رویدادهایی که در آن روستا اتفاق می‌افتد کاملاً اسطوره‌ای است. ماجرا بی تکلف روایت می شود و داستان با رفت و برگشت‌هایی به موقعیت بهمن در کویر و زندگی زناشویی‌‎اش با همسرش پریسا که بازیگر تئاتر است شکل می‌گیرد.[۹]

فصل‌بندی اوراد نیمروز

رمان فصل دارد بیست‌وسه فصل کوتاه دارد به نام‌های:
وادی بهت، دانندهٔ اسرار صحاب صعب، ریسه‌های درخشان، گندم بریان، باد و برکه، شب زادروز، رؤیا، به یاد بیاور برف را باران را، جنازهٔ میریعقوب را کی به زابل می‌آورند، شابان، بانگ خروس، چراغ، کاریز و دختر جوان، کوه خواجه ‌ملکمحمد، مار و دوتار، زاری بر مزار آن شهریار جوان، برکهٔ شعله‌ور، گورستان، شب سوگ‌زاد، عروس، ستون‌های نمک بر این سرزمین سترون بنگر، سایه‌سار چنارهای درکه، پشت دروازه‌های بغداد

جلسات نقد و بررسی

YesY آیین رونمایی و جشن امضای رمان با حضور محمد جعفری‌؛ نویسنده و پژوهشگر ارشد حوزهٔ‌ فرهنگ و ادبیات عامه و علی عبداللهی؛ شاعر و مترجم ادبیات آلمانی در ٣١خرداد١٣٩٨ در کافه ‌کتاب نیماژ برگزار شد.[۱۰]
YesY جلسهٔ نقد و بررسی با حضور نویسنده و منتقدان و علاقمندان به ادبیات در ١٢مهر١٣٩٨ در آکادمی هنرهای نمایشی کرمان برگزار شد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
YesY نقد و بررسی رمان با جمعی از منتقدان و نویسنده در ١٩آذر١٣٩٨ در دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد.[۱۱]
YesY مراسم رونمایی از کتاب در مؤسسه فرهنگی هنری پیرسوک در شیراز برگزار شد.

اوراد نیمروز از منظر جامعه‌شناختی

آبادی سه خانوارهٔ ملک محمد در قلب کویر لوت که هزارسال است با جهان در قطع ارتباط است، تا حدی نمایندهٔ کیفیت فرهنگی ایران کهن است. مناسک، مناسبات، آیین‌ها، جهان‌بینی و ویژگی‌های آن جامعهٔ غریب قابل‌توجه است. جامعه کاملاً اسطوره‌ای است. یک‌جا بهمن به طنز می‌گوید: «در شهر ما مردم سگ خونگی دارن، اونوقت شما اینجا اژدهای خونگی دارین؟» اژدرمار به‌نوعی وجه اهریمنی آن کیفیت فرهنگی است که به مدد موسیقی یا به تعیبری به مدد هنر رام می‌شود. این که مار در قنات می‌رود و چنبره می‌زند و راه آب را می‌بندد، ریشه در اسطوره‌های بین‌النهرینی دارد. این مورد در افسانه‌های ایرانی به‌وفور هست. ماری که راه آب را می‌بندد و قهرمان قصه است که او را از پا در می‌آورد. به تعبیر جلال ستاری مار رمز جاودانگی است چون پوست می‌اندازد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

اوراد نیمروز اثری چندآوایی

باختین ویژگی‌ رمان را نسبت به نمایشنامه در چندصدایی آن می‌داند و می‌گوید در رمان امکان و قابلیت چندصدایی وجود دارد بدین‌معنی که ما دیگر یک صدای غالب نداریم که همه چیز را به خواننده دیکته کند. وجه چند زبانی مشخص می‌کند که شخصیت‌ها با زبان‌های مختلف وجود دارد و صدای راوی صدای غالب نیست. از نظر باختین، این دیدگاه بیش از آنکه به حوزۀ زبان‌شناسی مربوط باشد، یک مقولۀ ایدئولوژیک است. و این‌جا است که وجه دموکراتیکی رمان بسیار غالب می‌شود. ما متنی را می‌بینیم که خاصیت دموکراتیکِ آن در وجه ایدئولوژیک آن بروز یافته است. گفتمان‌محوری هم طبق نظر باختین در این «اوراد نیمروز» وجود دارد و بین شخصیت‌های مختلف گفت‌وگوست و هیچ مونولوگی وجود ندارد. اگر شخصیتی هم یک مونولوگ داشته باشد شخصیت دیگری می‌آید و صداهای مختلف با هم از درِ تعامل درمی‌آیند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

ویژگی‌های مهم کتاب

در «اوراد نیمروز» تقابل‌های ساختارشکنانه وجود دارد و از ویژگی‌های مهم این رمان ارائهٔ تصویر غیر کلیشه‌ای از طبیعت، وجود فضای سوررئال و موجودات افسانه‌ای و اسطوره‌ای در داستان، خودداری از ایجاد تقابل‌های دوتایی، استفاده از اسامی نمادین مانند میرجان و بهمن، ساختارشکنی، صحبت با زبان متون کهن، زبان متفاوت و ویژهٔ شخصیت‌هاست. به علاوه گفتمان‌محوری رمان است به گونه‌ای که صدای نویسنده صدای غالب متن نیست و عدم‌قطعیت که وجود دارد امکان قضاوت را از خواننده می‌گیرد. از دیگر ویژگی‌های مهم کتاب تفاوت در ضرباهنگ رمان و این‌همانی شخصیت اصلی داستان است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

اینهمانی

اینهمانی بهمن محسنی با خواجه ملک‌محمد‌‌‌، با شاهزاد‌‌‌ه د‌‌‌ر جنگل تاریک، با انسان نئاند‌‌‌رتال، با گیلگمش و انکید‌‌‌و؛ اینهمانی پریسا (همسر بهمن محسنی) با د‌‌‌ختر خواهرزن شابان، با پیرزن، با کاهنه؛ اینهمانی د‌‌‌ختر خواهرزن شابان با آناهیتا و ایشتار و... تا اینهمانی بزرگ‌تر و اصلی‌تر رمان، که اینهمانی تاریخ و اسطوره است. اینجاست که فلسفهٔ تاریخ به‌عنوان وجه غالبی از این اثر د‌‌‌ید‌‌‌ه می‌شود‌‌‌. رمان این را نشان می‌د‌‌‌هد‌‌‌ که د‌‌‌رواقع کسی که به د‌‌‌نبال تاریخ رفته، اسیر ریشه‌های محکم افسانه می‌گرد‌‌‌د‌‌‌، اینجاست که مرز تاریخ و افسانه د‌‌‌رهم تنید‌‌‌ه می‌شود‌‌‌ و مفهوم تاریخ به‌مثابه امری مستند‌‌‌ و عینی به زیر سؤال می‌رود‌‌‌. این که اگر پسر عمرلیث زند‌‌‌ه ماند‌‌‌ه بود‌‌‌، شاید‌‌‌ تاریخ به‌گونه د‌‌‌یگری رقم می‌خورد‌‌‌، بر وجه فلسفی تاریخ آنقد‌‌‌ر نزد‌‌‌یک نیست، که اگر تاریخ افسانه‌ای بیش نباشد‌‌‌ چه خواهد‌‌‌ شد‌‌‌؟ و اینکه اگر بپذیریم که تاریخ جز روایت مورخان نیست و هرچند‌‌‌ مستند‌‌‌ سخن گفته شود‌‌‌، باز وقایع از زاویه د‌‌‌ید‌‌‌ مورخ و فیلتر د‌‌‌رونی او رد‌‌‌ شد‌‌‌ه و روایت شد‌‌‌ه است و با صلاح‌د‌‌‌ید‌‌‌ مورخ است که تاریخ با حذف و اضافاتی به د‌‌‌ست آیند‌‌‌گان می‌رسد‌‌‌، پس ممکن است تاریخ هم د‌‌‌ر آیند‌‌‌ه‌ای د‌‌‌ور به افسانه بد‌‌‌ل گرد‌‌‌د‌‌‌؛ چراکه افسانه نیز زمانی برای مرد‌‌‌م واقعیت د‌‌‌اشته و به مرور زمان و د‌‌‌خالت جمعی مرد‌‌‌م د‌‌‌ر روایتگری، به افسانه تبد‌‌‌یل شد‌‌‌ه است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

نثر

در این رمان پنج زبان آمده است؛ از آرگو و آرکائیک تا لحن متن‌های بین‌النهرینی و این جدا از لحن‌های شخصیت‌هاست که هر کدام لحن خاصی برای خود دارند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد همچنین زبان در سه لایه تاریخی، اسطوره‌ای و رازآمیز نوشته شده است و هم‌خوان می‌شود.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد در حقیقت مخاطب با تنوع و منشور زبانی و لحن روبه‌رو می‌شود. از آرکائیک تا آرگو. از زبان ادبی خراسان قدیم مثل تاریخ بیهقی یا تاریخ سیستان گرفته تا بافت و ساخت زبان متن‌های بین‌النهرینی مثل گیلگمش. همین‌طور تا آرگوی تهرانی و حتی زبان اشاره در جایی که بهمن با مرد بدوی در کویر حرف می‌زند یا زبان شابان و خانواده‌اش در واحه ملک محمد. زبانی که به گفتهٔ میرخلیل سیصد چهارصد کلمه بیشتر ندارد و در قیاس با زبان امروزین بهمن فقیر و عقیم است. در جاهایی که به بهمن از آن دمنوش کیف‌آور می‌دهند، همه این زبان‌ها به نوعی باهم همبافت می‌شوند.[۱۲]

شخصیت‌پردازی

به عقیدهٔ منتقدان از ویژگی‌های مهم شخصیت‌پردازی در «اوراد نیمروز» این‌همانی شخصیت‌ اصلی داستان است.[۱۳]

شخصیت‌های اصلی

شخصیت «بهمن» در روند داستان با ملک‌محمد این‌همانی دارد و مانند او در کویر می‌ماند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد خواننده با شخصیتی روبه‌رو می‌شود که تمدن را رها کرده و به سمت طبیعت آمده است. «بهمن» نوعی صلابت و ایستادگی را نمایندگی می‌کند، در تقابل با میرجان که از اسم نمادین او می‌توان میرایی را در ذات او دید. بهمن سیگار بهمن می‌کشد و سیگار مثل زندگی انسان که دود می‌شود و به هوا می‌رود هم، نامیرایی بهمن را می‌رساند.[۱۴]

شخصیت‌های فرعی

شخصیت پریسا (همسر بهمن محسنی) با د‌‌‌ختر خواهرزن شابان، با پیرزن، با کاهنه اینهمانی دارد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

پیرنگ

پیرنگ داستان در خدمت بسط مفهوم اینهمانی است و خرده‌روایت‌ها نیز مفهوم اینهمانی را تقویت می‌کند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

اوراد نیمروز از نگاه دیگران

بلقیس سلیمانی

علیرضا دوراندیش

ناهید فخرشفائی

حسن زعفرانی

مصطفی بیان

نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب

جوایز

اوراد نیمروز در سیزدهمین دورهٔ جایزهٔ ادبی جلال آل‌احمد شایسته تقدیر شد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

چند سطر از اوراد نیمروز

«کتیبه به خط کوفی بود، سخت‌خوان، و البته که در گذر روزگار بسیاری از حروف برجستگی خود را از دست داده بودند. بعضی از کلمات به‌کلی از بین رفته بودند. به‌غیر از نام متوفی در شروع نوشته، که هنوز به‌طور کامل خوانا بود، مابقی متن را باید یک کارشناس خبره خط می‌خواند. صد حیف که باطری گوشی شارژ نداشت. می‌دانست که دیگر هیچ‌گاه به آن اقلیم پا نخواهد گذاشت. عین هیرمند زندگی‌اش داشت مسیر عوض می‌کرد. دل می‌کند از بسیار چیزها که در گذشته بر آن‌ها سخت عاشق بود. می‌خواست به خانه‌اش برگردد، به دامان خانواده‌اش، به زادگاهش و پشت به تاریخ مسیر زندگی را ادامه دهد. دیگر هیچ‌گاه، هرگز هیچ‌گاه، به آن حدود برنمی‌گشت. به این سرزمین صعب، به این سدوم سوخته لم‌یزرع که سال‌های‌سال ذهنش را درگیر کرده بود و در نهایت این شیدایی او را تا مرز مرگ پیش برده بود. در سایه این دیواره تراش‌خورده جنازه آن مَلِک نگون‌بخت برای ابد خفته بود. کسی که روزگاری سی‌هزار سوار سیستانی ملازم رکابش بودند و مثل هیرمند که به دور کوه خواجه حلقه می‌شد، طوافش می‌کردند، امروز تنها و بی‌کس در سینه کوهی کبود در پرت‌ترین جای جهان زیر خروارها خاک از یاد رفته بود.[۱۷]»

مشخصات کتاب‌شناختی

به استناد آمار خانهٔ کتاب «اوراد نیمروز» نخستین بار توسط انتشارات «نیماژ» در سال ١٣٩٨ و با طراحی جلد «احسان کار» در دو نوبت به‌چاپ ‌رسید که در هر نوبت در ١١٠٠ نسخه و در مجموع تیراژ آن نزدیک به ٢٢٠٠ جلد رسیده است.

نوا، نما و نگاه

تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب

کات آرت در ویدیویی به معرفی کتاب اوراد نیمروز پرداخته است.[۱۸]

جستارهای وابسته

سفری به دل تاریکی و بلاتکلیفی؛ یادداشتی بر کتاب اوراد نیمروز؛ سعیده امین‌زاده

پانویس

منابع

  • علیمرادی، منصور (۱۳۹٨). اوراد نیمروز. تهران: نیماژ. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۵۰۰-۱.

پیوند به بیرون