حق‌السکوت مجموعهٔ غزلی است سرودهٔ محمدمهدی سیار در سبک نئوکلاسیک و با موضوع عشق و عرفان که جایزهٔ «کتاب‌سال» ۱۳۸۹ را برده و تا بهار۱۳۹۸ به چاپ نهم و جمع تیراژ ۱۰هزار نسخه رسیده است.

حق‌السکوت
نویسندهمحمدمهدی سیار
ناشرفصل پنجم
محل نشرتهران
تاریخ نشر۱۳۸۹
تعداد صفحات۸۹
سبکنئوکلاسیک
بی‌خوابی عمیق
بی‌خوابی عمیق
بی‌خوابی عمیق
رودخوانی
رودخوانی
رودخوانی
* * * * *

حق‌السکوت دومین اثر از محمدمهدی سیار بعد از «بی‌خوابی عمیق» است که غزل‌هایی کوتاه درحد پنج یا شش بیت دارد. غزل‌ها دربرگیرندهٔ موضوع‌های اجتماعی، عاطفی، حدیث نفس و آئینی است که سیار ۱۰ سال سروده است. تعدادی از این غزل‌ها در اولین اثر او «بی‌خوابی عميق» نيز دیده می‌شود.[۱][۲]

شاعر حق‌السکوت

برای کسانی که کتاب را نخوانده‌اند

آغاز با یک داستانک جذّاب دربارهٔ کتاب

یک بند در معرفی خلاصهٔ کتاب (بدون رجوع به اطلاعات شناسنامه‌ای)

گزارشی از شعرهای مهم در کتاب شعر

شعر «سال‌های هجری» از مهم‌ترین شعرهای این مجموعه است که در پشت‌ جلد کتاب هم آمده است. و شعر «حیات خلوت» که نام کتاب نیز از آن گرفته شده است و همچنین شعر «بسمل...آه» از ديگر شعرهای مهم حق‌السکوت‌اند. غزل «سال‌های هجری»:

ٰ
هنوز مثل زمين در طواف خورشيدمولی زمين نشدم، گرد خود نچرخيدم
حكايت من و باران كه می‌گريست يكی استاز ‌آسمان به زمين كرده‌اند تبعيدم
بگو به باد كه من آفتابگردانمجز آفتاب به ساز کسی نرقصیدم
گل محمدی‌ام من، سلامم و صلواتولی سراپا تيغم اگر بچینیدم!

غزل«حیات خلوت»:

خیره است چشمِ خانه به چشمان مات منخالی است بی‌صدا و سکوتت حیات من
دل می‌کنم به خاطر تو از دیار خویشای خاطرت عزیزتر از خاطرات عزیزتر از خاطرات من
آیات سجده‌دار خدا چشم‌های توستای سوره‌ٔ مغازله، ای سور و سات من!
حق‌السکوت می‌طلبند از لبان توچشمان لاابالی و لب‌های لات من
شاعر شدن بهانه‌ی تلمیح کهنه‌ای‌ستتا حافظ تو باشم، شاخ نبات من!
شکر خدا که دفتر من بی‌غزل نماندشد عاشق نیز منکری از منکرات من

غزل«بسمل...آه»:

زخم‌هایی بر تن این چنگ باقی مانده استخاطراتی تار از آن آهنگ باقی مانده است
تکه‌ای از آسمان بوده است روزی این زمینرعد و برقی در دل هر سنگ باقی مانده است
همدم ای کاش‌هواییم و غبار آه‌مانروی کاشی‌های آبی رنگ باقی مانده است
کم نمی‌آید خدا را شکر، من پرسیده‌امغم برای یک جهان دلتنگ باقی مانده است
راه کوتاه است... یک آه است‌... تا فانی‌شدنگرچه زاهد گفت صد فرسنگ باقی مانده است
مرغ بسمل خواند: بسم الله الرحمن الرحیمدر گلویم صدهزار آهنگ باقی مانده است

همچنين غزل«عيد» با موضوع انتظار صاحب‌الزمان از غزل‌های برجستۀ حق‌السكوت است كه سيار آن را در محضر مقام رهبري قرائت كرده. غزل«عيد»:

زمين از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماهروايت كرده‌اند ارديبهشتی می‌رسد از راه
بهاری می‌رسد از راه و می‌گويد می‌رويدگل داوودی از هر سنگ، حسن يوسف از هر چاه
بگو چله‌نشينان زمستان را كه برخيزندبه استقبال می‌آييمت ای عيد از همين دی ماه
به استقبال می‌آييمت آری دشت پشت دشتچه باک از راه ناهموار و از ياران ناهمراه
به استهلال می‌آييمت ای عيد از محرم‌هابه روی بام‌ها هر شام با آيينه و با آه
سر بسمل‌شدن دارند اين مرغان سرگردانگلويی تر كنيد ای تيغ‌های تشنه، بسم‌الله![۳]

دلیل شهرت

تقدیم‌شده به

محمدمهدی سيار کتاب حق‌السکوت را در بیست‌و‌نهمین نمایشگاه بین‌المللی در نشست «در کوچه آفتاب» به «غلامرضا آغاسی» فرزند محمدرضا آغاسی تقدیم کرد.[۴]

چرا باید این کتاب را خواند

شعر «محمدمهدی سیار» پشتوانه عاطفی و فرهنگی دارد و زبانش یک‌دست است و شعر بافت احساسی عمیق دارد و ساختار تک‌بیتی در آن قوی است که بدین سبب شعرها قابلیت تبادل در دهان‌ها را دارند.[۵]

برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند

داستانک‌ها

جلسات نقد و بررسی

در تاریخ 1392/2/21، بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران جلسه نقد و برسی کتاب حق‌السکوت با حضور شاعر این دفتر شعر و منتقدان آقایان احمد نادی، حمیدرضا شکارسری و دکتر صابر امامی و خانم کامرانی برگزار شد.
احمد نادی: در شعر آقای سیار در حق‌السکوت به ندرت می‌توان با فردیت شاعر روبرو شد. در شعر او بیشتر منِ نوعی در شعرهای مذهبی و دینی، و منِ اجتماعی او در شعرهای معترض -که من به عنوان شعرهای اجتماعی یاد می‌کنم- بروز کرده است. در این کتاب علاوه بر منِ اجتماعی و جمعی شاعر به عنوان عضوی از جامعه که در کتاب قبلی او «بی‌خوابی عمیق» هم بروز کرده؛ در حق‌السکوت بیشتر منِ نوعی و منِ انسانی او به گونه‌ای فراز می‌آید. از آن جا که من او یک منِ نوعی یا جمعی است مفاهیم و مطالب هم به سمت نوعی از کلیت حرکت می‌کند به نوعی که از زمانبندی و مکانبندی خاص فاصله می‌گیرد؛ به عبارت دیگر اعتراض های ایشان، در جوامع مختلف و در زمان‌های مختلف، می تواند اطلاق گردد و به همین دلیل شعر او شباهت عجیبی با شعر سنتی دارد بنابراین باید آن را در یک رده‌بندی کلی جزء شعرهای نوقدمایی و نوکلاسیک محسوب کنیم.
زبان شعر او زبان فخیمی است و از نرمی و لطافت و صمیمیت زبان محاوره فاصله دارد.
شاعر مضمون‌ساز چیره‌دستی است و بیت به بیت هویت را عوض می‌کند و بیت مداری در آن دیده نمی‌شود؛ یعنی بیت‌ها برخلاف مصرع‌ها رابطۀ ساختاری با یکدیگر ندارند.
شعرهای او از نوع شعرهای «آپارتمانی»- به قول بنده- نیست. اعتراضات شاعر ریشه‌ای نیست و به سطح حمله می‌کند. به همین دلیل نه تنها مشکل دارد بلکه ترویج هم می‌شود. اعتراض‌های کتاب گاهی، از نوع اعتراضات هستی شناختی است.
شکارسری: اشعار این اثر دو درونمایه دارد: یکی اعتراض است و دیگری غم و اندوه.
در اعتراض، گاهی اوقات رنگ هستی‌شناختی و فلسفی می‌گیرد و در دیگر شعرها رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی دارد که این اعتراضات سیاسی و اجتماعی سطحی هستند.
در درونمایۀ غم گاهی یک غم هستی‌شناختی و فلسفی است (فرقت و جداافتادن نوع انسان از منشأ هستی) است و یا با خود غم روبروییم.
در کل، ما در این کتاب با یک غزل سنتی روبه‌رو هستیم که از نظر نوع نگاه به جهان دید تازه‌ای ندارد و معاصر نیست اما شاعر آن مضمون‌سازی چرب‌دستی است.
امامی: منِ فردی شاعر حضور ندارد؛ گرچه در یکی دو شعر خود را نمایان می‌سازد و خواننده را جذب می‌کند؛ چون این من حضور ندارد و می‌خواهد پشت یک نوع خود را نمایان سازد و به این دلیل که نمی‌تواند نگاه منسجم داشته باشد دچار تناقض و پریشان‌گویی می گردد. اشعار این کتاب در قالب سنتی است و اگر بخواهیم با معیارهای مدرن با آن روبه‌رو شویم دچار تناقض می‌گردیم. با این وصف، موفق است زیرا جواب ‍ژانر خودش را می‌دهد.
سیار: چه کسی قرار است مرز بین سنت و مدرنیته را در نقد ادبی روشن کند؟ بوطیقای امروز چیست؟ و آیا اصلا امروز بوطیقای واحدی وجود دارد؟ غزل امروز چیست؟ و بوطیقای غزل امروز را چه کسی مشخص می‌کند، غزل‌سرا یا حاکم شرع؟

بازتاب در توئیت‌ها و رسانه‌ها

سال‌شمار کتاب

سبک کتاب

 Yمحمدمهدی سیار شاعری است مضمون‌گرا. او به اشیاء و کلمات خیره می‌شود و روابطی تازه میانشان میابد و با خواندن اشعار او به کشف برمی‌خوریم.[۶]
 Yشاعر نوعی مضمون‌آفرینی و آشنایی‌زدایی محتوایی دارد که این هنرمندی‌ها نه در سطح زبان و تصویر؛ بلکه در درون‌مایۀ شعر رخ می‌نماید.
این آشنایی‌زدایی ریشه در طنز ملیح شاعر دارد و در باطن کلام رخ می‌دهد؛ نه در ظاهر آن. و ابزار کار اویند برای درونمایه‌های اجتماعی و انتقادی.[۷]
 Yاو ابزارهای بیانی را متناسب با محتوا شعرش انتخاب می‌کند و نوعی هماهنگی صورت و محتوا در کارش دیده می‌شود.[۸]
 Yمهارت‌های بیانی لازم را دارد و از ایهام‌های بی‌جا، کدر ساختن شعر به نیت عمیق‌تر نشان دادن آن، بازی با کلمات و پناه بردن به تصویرهای جدول ضربی در امان می‌ماند و به آنها نیازی ندارد.[۹]
 Yنوعی بهره‌گیری مثبت و سازنده از مفاهیم مذهبی در کار است، نه صرفاً ستایشی خنثی و بدون جوانب کاربردی؛ و وقایع و شخصیت‌ها را در بستر مفاهیم اجتماعی و سیاسی امروز مطرح می‌کند. [۱۰]

 Y سیار علاوه بر ساختار و معنای شعر، برای لفظ هم ارزش قائل است.[۱۱]
 Y آرایه‌هایی چون مراعات نظیر، واج‌آرایی، ایهام، تلمیح، جناس در اثرش حضور پررنگی دارد.[۱۲]
 Y غزلش خوش‌لفظ و روان و عاری از مصراع‌های سخت‌خوان است.[۱۳]
 Y غزل‌های سیار از وحدت موضوعی در محور عمودی برخوردار است؛ با وجود اینکه او گاهی شعرش را در سبک هندی سروده است و هر بیت آن به تنهایی استقلال معنایی دارد اما ارتباط طولی غزل‌ها هم رعایت شده است.[۱۴]
 Y سیار شاعری کم‌گوست و ابیات غزل‌های حق‌السکوت ۵ الی ۶ بیت بیشتر ندارد.[۱۵]
 Y سیار با اینکه شاعری کم‌گوست؛ اما در غزل‌هایش از حداقل واژگانش بهره برده است.[۱۶]

ویژگی‌های مهم کتاب

گزارشی از فروش کتاب

جریان‌سازی‌های کتاب

شعر محمدمهدی سیار و حق‌السکوت سه بعد دارد: بعد مذهبی، بعد عرفانی و بعد عاشقانه، باتوجه‌به اینکه گاه بعد عاشقانه و عارفانه نزدیک به‌هم می‌شوند و مخاطب او به سبب پس‌زمینه شناختی از شعر سیار ناخودآگاه برداشتی عرفانی، مذهبی از شعرش می‌کند؛ یعنی ابتدا در شعر او دنبال مضمون می‌گردد و بعد به دنبال محتوا.[۱۷]

نشست‌های خبرساز دربارهٔ کتاب

اظهارنظر اهالی ادبیات

محمدکاظم کاظمی، شاعر و نويسنده افغان

محمدمهدی سیار جوان‌ترین شاعری است که جايزهٔ كتاب‌سال را دريافت كرده و کسب چنین مقامی از سوی شاعری که هنوز سومین دهه از عمر و اولین دهه از شاعری‌اش را به‌پایان نرسانده است، شایسته تحسین است. و نمايانگر اين است كه سیار در دههٔ نود از شاعران پیشتاز و کم‌بدیل در عرصه شعر فارسی است..[۱۸]

محمدرضا وحیدزاده، منتقد ادبی

سیار از نظر ذوق هنری و هم از نظر اندیشه و نگاه و درک عمیقش به زندگی در سطح بالایی قرار دارد. به معنای دیگر؛ هم زیبایی شعرش قابل توجه است و هم جهت اندیشه شاعری او. سیار» با وجود سن کمش توانسته به جایگاه خوبی در شعر دست پیدا کند و با اینکه حق‌السکوت دفتر دومش است؛ در همین مسیر کوتاه توانسته گام‌های بلندی بردارد. مشخصاً راجع‌به حق‌السکوت باید بگویم هم کتابش را خوانده‌ام و هم شعرهایش را قبل از انتشار از آقای سیار شنیده بودم و بعد از انتشار چند روزی را با کتاب سرکردم و لحظات خوشی را برایم رقم زد. هم زیبایی شعر سیار مرا مجذوب خودش کرده بود و هم نگاه عمیقش و تأملی که در این شعرها دیده می‌شود بسیار برایم قیمتی و کم‌نظیر بود.[۱۹]

محمد مرادی، شاعر مجموعهٔ «شعر امروز»

باوجوداينكه بیشتر کارهای بی‌خوابی عمیق سیار در حق‌السکوت آمده؛ حق‌السکوت موفق‌تر است و تعدادی از اشعار بی‌خوابی عمي كه غالباً اشعار آزاداند و به‌زعم بنده ضعيف‌ترند در حق‌السكوت حذف شده‌اند. درواقع طی این دو سالی که در چاپ این دو کتاب فاصله است چهار تا پنج شعر جدید بیشتر از سوی شاعر اضافه نشده است. من فکر می‌کنم محمدمهدی سیار کم‌گوست و این را در تعداد ابیات شعرها كه اغلب پنج شش بيت است؛ هرچندکه یکی از شیوه‌های غزل‌سرایی جوان دههٔ هشتاد همین است.[۲۰]

محمدحسین نعمتی، شاعر

نکتۀ قابل توجه در برگزیده‌شدن حق‌السکوت به عنوان کتاب شعر سال؛ این است که شعر «سیار» به‌رغم جوانی او بسیار مترقّی است.
وقتی به اشعار او توجه می‌کنیم به‌رغم سهل و روان‌‌بودن، انتخاب واژه‌ها بسیار دقیق است و پیوستگی بسیار عمیق و دقیقی میان واژه‌ها دیده می‌شود و این ویژگی شعر سیار هم در میان هم‌نسل‌هایش و هم در شعر معاصر شاخص است.[۲۱]

حسین بیاتانی، شاعر آئینی

شعر سیار برای من متمایز است که این تمایز دلایلی دارد:
 Y زبان شعری او استوار و بی‌تکلف و شاعرانه است.[۲۲]
 Y در آثارش لایه‌های عمیق وجود دارد که شاید از تحصیلات فلسفی او سرچشمه گرفته‌ است.[۲۳]
 Y سیار باوجود داشتن تحصیلات فلسفی گرفتار قلمبه‌گویی نشده است. و زبان شعری او روان و صمیمی است.[۲۴]
 Y در شعر او مرزهای شعر اجتماعی، مذهبی، اجتماعی و حتی شعر عاشقانه درهم آمیخته‌اند؛ در «حق‌السکوت» کم نیستند ابیاتی که درعین اجتماعی‌بودن، شخصی‌اند یا درعین مذهبی‌بودن، اجتماعی‌ یا درعین اعتراضی‌بودن، مذهبی‌اند؛ که شاید دلیل این درآمیختگی شخصیت ویژه "من" سیاراست.[۲۵]
 Y "من"ِ اشعار او یک "منِ" اجتماعی و مذهبی و متعهد و دردمند است نه یک منِ شخصی با دغدغه های محدود فردی؛ این "من" اگر حرف‌های شخصی‌اش را هم در شعرش به میان بیاورد؛ مثل این است که حرف یک جامعه را زده باشد و اگر از دردهای فردی‌اش بگوید انگار دست روی دردهای جامعه گذاشته است.[۲۶]
 Y احساس و اندیشه به ویژه در شعرهای مذهبی او درهم‌ گره می‌خوردند؛ که همین گره خوردگی احساس و اندیشه است که می تواند مصرف شعر مذهبی را از کارکردهای مناسبتی و زودگذر فراتر ببرد و شعر مذهبی را به متن جامعه بکشاند.[۲۷]
 Y شعر مذهبی سیار نمونۀ قابل تأملی است برای شاعرانی است که خیال می‌کنند برای تحریک احساس مخاطب باید از قصابی و صریح‌گویی‌های خارج از چارچوب و غیرشاعرانه کمک بگیرند.[۲۸]
 Y حق السکوت، نمونۀ خوبی از شعر اعتراضی است که شاعرانگی را فدای اعتراض نکرده است.[۲۹]

نظر خود شاعر دربارهٔ کتاب

غزل‌های این مجموعه، غزل‌های نئوکلاسیک‌اند و جهان‌بینی واحد و متناسب به شخصیت خودم و فرهنگ و سنت ایران در این شعرها نمايانگر است. به‌رغم اينكه غزل‌ها موضوعات متنوعی دارند، همواره نگاه ثابتی در این شعرها جاری است كه اين نگاه ثابت از مبانی فرهنگ ایرانی‌اسلامی سرچشمه می‌گیرد.[۳۰] MohammadMahdi Sayyar3.jpg

تأثیرپذیرفته از

تأثیرگذاشته بر

گزارشی از اقتباس‌های هنری انجام‌گرفته در کتاب

جوایز کتاب

حق‌السكوت ۱۳۸۹ جايزهٔ كتاب‌سال را بُرد؛ همچنين جايزه بيست‌ونهمين دوره كتاب‌سال انتشارات فصل پنجم را نيز ازآنِ‌خود كرد.[۳۱]

مشخصات کتاب‌شناختی

دی‌ماه۱۳۸۹ انتشارات «فصل پنجم» اولین بار کتاب حق‌السکوت را به‌طبع رساند. این مجموعۀشعر در ۸۸ صفحه و با قیمت ۱۷۰۰۰ريال وارد بازار کتاب شد و تا بهار۱۳۹۸ در انتشارات فصل پنجم به چاپ نهم و جمع تیراژ ۱۰هزار نسخه رسید.[۳۲]

طراحی جلد و تصویرسازی

تغییرات طرح جلد در چاپ‌های مختلف

منبع‌شناسی (پایان‌نامه و مقاله نوشته شده دربارهٔ کتاب)

نوا، نما و نگاه

تصویر از صفحات کتاب

صدای نویسنده

تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)

طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «معرفی در وبگاه شاعر!». 
  2. «حق‌السکوت سال‌كتاب شد!». 
  3. «حق‌السکوت بعد از یک بی‌خوابی عمیق». 
  4. «ظرافت شعر سیار». 
  5. «مهم‌ترین ویژگی سیار استقبال خاص و عام». 
  6. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  7. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  8. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  9. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  10. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  11. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  12. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  13. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  14. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  15. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  16. «محمدمهدی سیار شاعری که شاعر است!». 
  17. «مهم‌ترین ویژگی سیار استقبال خاص و عام». 
  18. «بغض دارد لباب سخن است!». 
  19. «به‌بهانه برگزیده‌شدن حق‌السکوت». 
  20. «مهم‌ترین ویژگی سیار استقبال خاص و عام». 
  21. «به‌بهانه برگزیده‌شدن حق‌السکوت». 
  22. «نگاهی به شعر سیار». 
  23. «نگاهی به شعر سیار». 
  24. «نگاهی به شعر سیار». 
  25. «نگاهی به شعر سیار». 
  26. «نگاهی به شعر سیار». 
  27. «نگاهی به شعر سیار». 
  28. «نگاهی به شعر سیار». 
  29. «نگاهی به شعر سیار». 
  30. ««به بهانه برگزيده‌شدن «حق‌السكوت» جايزهٔ كتاب سال برای «سيار» جوان»». 
  31. «حق‌السکوت کتاب سال شد!». 
  32. ««حق‌السكوت»، خانه کتاب». 

منابع

  1. حق‌السکوت. تهران: فصل پنجم. ۱۳۸۹. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۵۰۴-۷۴-۳.

پیوند به بیرون