اسماعیل امینی
| اسماعیل امینی | |
|---|---|
![]() شاعران از رودکی تا عنصری بیگمان دارند هریک دکتری | |
| نام اصلی | اسماعیل امینی |
| زمینهٔ کاری | شعر، نویسندگی، تدریس، پژوهش و داوری |
| زادروز | ۱۸دی ۱۳۴۲[۱] تهران |
| پدر و مادر | محمد، جواهر ابراهیمپور |
| پیشه | طنزپرداز، نویسنده، مدرس، پژوهشگر و داور جشنوارههای ادبی |
| سبک نوشتاری | طنز |
| کتابها | «دکتر بازی»، «خندمین تر افسانه» و... |
| فرزندان | بهنام |
| مدرک تحصیلی | دکتری زبانوادبیات فارسی |
| دانشگاه | تهران ، قم |
| استاد | قیصر امینپور، محمدرضا شفیعی کدکنی، سید حسن حسینی و... |
| دلیل سرشناسی | طنزپردازی |
| اثرپذیرفته از | سید حسن حسینی |
اسماعیل امینی شخصیت کاری و حرفهای مختلفی دارد. او شاعر، منتقد، نویسنده، طنزپرداز، مدرس، پژوهشگر و داور جشنوارههای ادبی است.
اسماعیل امین طنزپردازی است که به جد طنز مینویسد و میگوید طنز صرفا برای سرگرمی نیست.[۲]او اصالتا اهل خلخال است و قلم طنزش هم به اصالتش باز میگردد زیرا مردم خلخال اغلب شوخطبع هستند و حتی بداهه شعر طنز هم میگویند. در ساختن چهارشنبههای گلآقایی با کیومرث صابری همکاری میکرد. وی عضو تحریریه هفتهنامه، ماهنامه و سالنامهٔ گلآقا بوده.[۳]امینی سرایش شعر را از نوجوانی آغاز کرد و به دو زبان فارسی و ترکی شعر میسراید. وی دارای مدرک درجه یک هنری در رشته شعر از شورای عالی ارزشیابی هنرمندان است. پژوهشِ او در حوزهی طنز با سالنامه گلآقا آغاز شد و به گفتهی او: «سالنامه گلآقا زمینه خوبی بود تا کسانی که کار طنز می کنند در آنجا مقالات پژوهشی خود را منتشر کنند.»
پژوهشهای ارزشمندی در زمینهٔ طنز انجام داده مانند پایان نامهاش در دورهٔ کارشناسی ارشد؛ موضوع آن «طنز در مثنوی» است که بعدها آن را به صورت کتابی با نام خندمین تر افسانه (جلوههای طنز در مثنوی معنوی) منتشر کرد.[۲] لبخند سعدی دیگر کتابی در این زمینه است. در حوزهی طنز منبع کم است و امینی برای چنین پژوهشهایی زمان صرف میکند و آثاری که در این زمنینه دارد بسیار ارزنده هستند.[۴]
وی صاحب رتبههای نخست در جشنوارههای مهم ادبی است. مانند کسب رتبه نخست در بخش پژوهش جشنواره بین المللی طنز، کسب عنوان برتر در بخش فعالیتهای ادبی جشنواره فجر. همچنین دبیریِ علمی دو دوره از جشنواره شعر فجر (جشنواره نهم و دهم) بر عهدهیوی بوده.
اسماعیل امینی تجربهٔ داوری و کارشناسی در جشنوارههای ادبی و فرهنگی را دارد. از جمله: جشنوارۀ شعر فجر، جشنوارۀ تولیدات صداو سیما، کنگرۀ دفاع مقدس ، جشنوارۀ بین المللی طنز، جشنوارۀ شعر گل سوری در افغانستان، جشنوارۀ سراسری کانون های دانشجویی، جشنوارۀ کانون های مساجد کشور، جایزۀ ادبی پروین اعتصامی، جایزۀ کتاب اول، جشنوارۀ شعر رضوی، جایزه کتاب سال.
داستانک
همه را منتشر نمیکند
امینی به سرودن شعر طنز مشهور است. با این وجود اشعار غیرطنز هم دارد که آنها را در مطبوعات و رسانهها منتشر کرده و مجموعه اشعار غیرطنزش هم به چاپ رسیده. او در انتشار شعر وسواس دارد و معتقد است که شاعر نباید هر چه مینویسد منتشر کند.[۵]
داستانک عشق
داستانک استاد
سالهاست تو را میشناسم!
اواخر دهه هفتاد در دانشگاه تهران دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات بودم. دکتر شفیعی کدکنی مثنوی معنوی تدریس میکرد. جلسات در کتابخانه مدرس رضوی تشکیل میشد. اولین روز کلاس بعد از پایان درس، استاد از من پرسید: تو چند وقت است که دانشجوی من هستی؟ گفتم: سی سال است که دانشجوی غیر حضوریتان هستم و از امروز حضوری تلمذ میکنم. استاد گفت: به نظرم رسید سالهاست تو را میشناسم.[۵]
دستخط دکتری
ٰقیصر امین پور، هم استاد و معلم من بود و هم دوست و برادرم. در دفتر شعر جوان، برای نقد اشعار اعضا، برایشان نامه مینوشتیم. قیصر تاکید داشت که نامهها دست نویس باشد، چون نامۀ تایپی، صمیمت دست نوشته را ندارد. قیصر خیلی خوش خط بود و من بد خط مینوشتم. یک بار قیصر دست خط مرا که دید گفت: با این دست خط تو استعداد دکتر شدن داری![۵]
داستانک شاگرد
داستانک مردم
ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود
داستانکهای دشمنی
داستانکهای دوستی
داستانکهای قهر
داستانکهای آشتیها
داستانک نگرفتن جوایز
داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است
از ارتباط با خدا میگوید
- مولانا جلالالدین میفرماید:
| خندمینتر از تو هیچ افسانه نیست | بر لب گور خراب خویش ایست |
طنز به من آموخته است که انسان، در تکاپوی خویش میان بیکرانگی اراده و آمال موعود و محدودیت واقعیتهای موجود، درمانده و سرگردان است. پس مجالی برای خود بینی و پررویی و سرکشی نیست. در این درماندگی و سرگردانی، مگر خدا به داد آدمیزاد برسد. باز به تعبیر مولانا جلالالدین:
| بی عنایات حق و خاصان حق | گر مَلَک باشد سیاهستش ورق |
داستانکهای عصبانیت، ترک مجلس، مهمانیها، برنامهها، استعفا و مشابه آن
در روز هجدهم دی ماهِ سالِ ۱۳۹۷ خبرگزاری مهر گزارش داد: اسماعیل امینی که سرگروه بخش شعر در اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود از این سمت انصراف داد. وی دربارهی انصراف خود توضیحاتی هم داد. او معتقد است که در کار فرهنگی نباید پنهانکاری، سیاسیبازی و کار امنیتی باشد! بهتر است تنها به صاحب فرهنگ و ادب توجه شود. چرا در چنین ادارهای سیاست بالاتر از دین، اخلاق و زبانفارسی است؟ در صورتی که این سه مهم در اولویت قرار دارند نه سیاستمدار.
«وقتی میبینم نگاه حاکم با نگاه من تفاوت دارد از ادامه کار منصرف میشوم که شدم.»[۶]
داستانکهای دارایی
داستانکهای زندگی شخصی
داستانک برخی خالهزنکیهای شیرین (اشکها و لبخندها)
داستانک شکایتهایی از دیگران کرده به محاکم و شکایتهایی که از او شده
داستانکهای مشهور ممیزی
داستانکهای مربوط به مصاحبهها، سخنرانیها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونههایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری
فدای یک تار مویش!
در طی مصاحبهای با خبرگزاری مهر، اسماعیل امینی و دوستش صابر قدیمی از تعطیلی جلسههای ادبی و فرهنگی فرهنگسراها گلایه کردند و بعد از گذشت چند ماه نام قدیمی در لیست سیاه دیده شد. همین اتفاق موجب شد تا روز ۱۸خرداد ۱۳۹۸اسماعیل امینی پستی در صفحهٔ اینستاگرامش منتشر کند و بنویسد:
- من از طرف خودم و از طرف صابر قدیمی و حتی از طرف تمامی شاعران و هنرمندان و مردمی که به جلسات فرهنگسراها میآمدند، اعلام میکنم که ما اشتباه کردیم و پشیمانیم و حق با مدیران قدرتمند و قاطع سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است و هر چه جلسه ادبی و شاعر و هنرمند و دوستدار شعر است فدای یک تار موی مدیران و قربانی یک پینه پیشانی ایشان. مرگ بر شعر و هنر و درود بر مدیران قاطع و مقتدر.[۷]
داستانهای دیگر
زندگی و تراث
سالشمار زندگی
- ۱۳۴۲: ۱۸دی تولد در تهران
- ۱۳۴۴: تغییر محل زندگی از خیابان سلسبیل (رودکی فعلی) به نازیآباد
- تدریس در دانشگاه آزاد واحد مرکز، دانشگاه علوم اقتصادی تهران، دانشگاه علمی کاربردی به مدت ۱۲سال
- عضویت در شورای عالی شعر و عضو شورای عالی موسیقی صداو سیمای جمهوری اسلامی
- دبیر علمی جشنواره شعر فجر (جشنواره نهم و دهم)
- همکاری با دفتر اعزام اساتید نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
- فعالیت مطبوعاتی در حوزۀ نقد ادبی ، طنزو شعر به مدت ۲۵سال
- همکاری با سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به عنوان مشاور ادبی به مدت پنج سال
- همکاری با حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان کارشناس ادبی به مدت ۱۵سال
- همکاری با پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی به عنوان عضو گروه ادبیات
- عضو هیئت امنا و عضو هیئت مدیره بنیاد شعر و ادبیات داستانی
- عضو شورای علمی بنیاد دعبل
- عضو کمیتۀ علمی ارزیابی هنرمندان ( جهت دریافت درجه هنری ) در وزارت ارشاد
کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری
اسماعیل امینی روز هجدهم دی ماه ۱۳۴۲ در خیابان سلسبیل(رودکی فعلی) دیده به دنیا گشود. دو سال داشت که به همراه خانواده به نازیآباد نقل مکان کردند. در خانه به زبان ترکی سخن میگفتند و او زبان فارسی را در مدسه آموخت. در دوران کودکی ماه محرم به همراه پدر و برادر به هیئتها میرفت ضرب و آهنگ نوحه برایش بسیار جذاب بود و بدون اینکه معنی بداند نوحه حفظ میکرد. جذابیتی که کلام آهنگین برایش داشت باعث شد تا شعرها و ترانههایی که از رادیو میشنود را هم حفظ کند. آشنایی او با دنیای طنز به سبب مطالعهٔ کتاب و نشریات بود و طنزنویسی را با کوچکترین نشریه آغاز کرد؛ در اواسط دههٔ پنجاه که ده دوازده ساله بود نشریهای دستنویس برای بچههای فامیل تهیه میکرد که بیشتر مطالب طنز در آن گنجانده میشد.[۸] سرایش شعر را از روزگار نوجوانی آغاز کرد. سرودههایش را نزد دانشآموزان سال بالایی و معلم ادبیات میبرد و میگفت این شعر را دوستم نوشته و از من نظر خواسته اما من سر در نمیآورم، و اینگونه از نظر دیگران نسبت به شعرش مطلع میشد. گر چه آنها خیلی وقتها میگفتند به درد نمیخورد! در دبیرستان علیرغم میل باطنی، و به اصرار برادر بزرگتر رشته برق را انتخاب کرد. اما همچنان به ادبیات عشق میورزید. او زمانی که دبیرستانی بود برای نشریات طنز، مطلب و شعر طنز میفرستاد. پس از گرفتن دیپلم با چند سال فاصله به دانشگاه رفت. طنزنویسی مستمر و حرفهای خود را از دهه شصت آغاز کرد که تا امروز هم اداممه دارد. سال ۱۳۷۵ در دانشگاه آزاد مرکز تهران مشغول به تحصیلِ کارشناسیِ رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی شد.[۹] در سال ۱۳۸۲ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران به پایان رساند. او فارغالتحصیل دکتری ادبیات از دانشگاه قم است.
شخصیت و اندیشه
امینیِ معلم شخصیتی آرام و لحنی روان دارد. و سخنش آهنگی از کلمات و جملات است که صبر را نمایان میکند. او خیلی عادت به معرفی کردن خود ندارد.به گفتهٔ خودش هیچگاه هیجانزده نمیشود. خوشحالی و ناراحتیاش هم شدت ندارد.[۱۰]
زمینهٔ فعالیت
دکتر ادبیات، سالهاست که برای مطبوعات مینویسد. شعرهای طنز و غیرطنز میسراید و نقد میکند. در انشگاه به تدریس مشغول است. همچنین سابقه داوری و کارشناسی در جشنوارههای مختلف ادبی و فرهنگی را دارد. در این میان کارهای فرهنگی ارزشمندی نیز انجام میدهد؛ رئیس کمیته ادبی انجمن اهدای عضو ایرانیان است. و بسیاری را نیز در این حرکت زیبای فرهنگی با خود همراه کرده.
یادمان و بزرگداشتها
چند منظر
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
محمود عبدالحسینی: منش فردی و اجتماعی امینی نشأت گرفته از پیامبر اسلام است.[۱۱]
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
حسین اسرافیلی: از هم صحبتی با اسماعیل امینی همیشه درس گرفتهام واز ابعاد مختلف میتوان به امینی پرداخت.[۱۱]
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
شهرام شکیبا: امینی به خوبی نگاه طنز و آکادمیک را با هم جمع کرده است. نگاه آکادمیک از ویژگیهای امینی است طنز امینی معقول است و هیجانزده نوشته نمیشود.[۱۱]
محمود دستپیش
- تواضع و انسانیت امینی بسیار بالاست وی جای کوچکترین فرزند من است ولی بسیار صاحب احترام است. او از نظر قدرت و آشنایی به زبان آذری در سطح بالایی قرار دارد.[۱۱]
محمدرضا سهرابی نژاد
| « | پیش از انقلاب مطالبی میخواندم که میگفت اسامی دارای بار هستند و مصداق این حرف اسماعیل امینی است که نامش دارای بار است. در حوزههای شعری مختلف دارای سابقهای طولانی است و به اندازه خودم از او درس گرفتم و خود را شاگرد وی میدانم. امینی امین است. بخیل نیست و چیزهایی که یاد گرفته را در اختیار دیگران قرار می دهد و منشی آزاد دارد وی حق طلب است و هر روز رنگ عوض نمیکند و مانند بسیاری برای لقمهای نان خود را نمیفروشد.[۱۱] | » |
علی محمد مؤدب
| « | امینی برادرانه و مهربانانه با دانشآموزان برخورد میکند، مقابله با مشهورات ادبی یکی از ویژگیهای فعالیت امینی در عرصه ادبیات است، امینی برای من به عنوان شاعر یکی از معدود آدمهای روزگار است که به مقابله با مشهورات مشغول است، تعهد راستین به انقلاب و اسلام با حوصلهای مثالزدنی دیگر ویژگی وی است.[۱۱] | » |
طنز و جِدّ
| ” | هیچ، هیچ، هیچ
بدون تواضع و ملاحظات و به صراحت مینویسم که ارزیابی من از آثارم این است: هیچ، هیچ، هیچ به تعبیر سطری از یک شعر دکتر شفیعی کدکنی: کشتی او کاغذی میانه رگبار [۱۲] |
“ |
آدم جدی و کار طنز، چطور و چگونه
طنز، از هر نظر جدی است. هم از نظر اهداف و هم از نظر روشها و شگردهای طنز نویسی. شاهدش این که اهل قدرت که شوخی سرشان نمیشود، طنز را جدی میگیرند و غالباً خیلی زود به طنز واکنش نشان میدهند و گوش طنزنویس را میپیچانند و حق طنزنویس را کف دستش میگذارند.[۵]
موضعگیریهای او دربارهٔ دیگران
امینی از صابری میگوید
- صابری به دیگر طنزنویسان یاد داد که میتوان طنز نوشت اما شلخته و ترسو نبود. انتقاد کردن خارج از طیف ارزشهای انقلاب و زیر سوال بردن مسئولان نیست. میتوان صاحب تفکر و اندیشه بود اما بله قربان گو و منفعل نبود.[۱۳]
نگاهش به سید حسن حسینی
| « | سیدحسن برای من هم معلم بود هم الگو، هم دوست. ویژگی اصلی که سید داشت این بود که خیلی جنب و جوش داشت و به لحاظ خلاقیت و هنری هم همین طور بود. چیزی را میآفرید و به سراغ رشته دیگری میرفت؛ یعنی خلاق بود و چیزی را کشف میکرد و دیگر تکرار نمیکرد. اگر سید یکی از رشتههایی را که کشف کرده بود مثلا طنز و شعر سپید مذهبی را اگر ادامه میداد، شاید خیلیها کمرنگ میشدند ولی او راه را باز میکرد و رها میکرد تا دیگران بتوانند از آن راه بروند و میرفت یک راه اصولگرا را باز میکرد تا دیگران بتوانند از آن راه بروند. عادت داشت به حرکت کردن در جادههای سنگین. | » |
از هراتی میگوید
سلمان هم خیلی ساده و خوب تجربه میکرد و شعرش بدون نقاب بود. مثل خودش تجربه میکرد و صادقانه مینوشت. خیلی منتظر ارزیابی شرایط و اینها نبود.[۹]
قیصر برادر و معلم بود
| « | قیصر که من خیلی به او نزدیک بودم مانند برادر بزرگتر و معلم من بود. من از او همه چیز را یاد گرفتم. قیصر این قدر عادی و معمولی به نظر میرسید که بزرگیاش به چشم نمیآمد و دیگران در برخورد با او فکر میکردند یک انسان معمولی است. او انصافا بزرگ بود و پنهان میکرد و دوست نداشت دیده شود. شعر قیصر خیلی باید خوانده شود. زبانش خیلی ساده است اما زیاد باید خوانده شود.[۹] | » |
امینی از رابطه ادبیات و سیاست میگوید
- ادبیات از زندگی و انسان سخن میگوید. سیاست نیز بخشی از زندگی انسان است، بنابراین در آثار ادبی نیز اندیشهها و رخدادهای سیاسی بازتاب دارد.
- «اهل سیاست میکوشند که ادبیات را خادم سیاست کنند و اهل ادبیات میکوشند که سیاست را خادم انسان کنند.»
مخالفتهای سیاسی
بدرقه نشد!
در پی استعفا و کنارهگیری اسماعیل امینی از اداره کتاب، میثم امیری که فعال فرهنگی و از مسئولان بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان است با نامهای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، به این موضوع واکنش نشان داد. نامهی مذکور بدین شرح است:
- مقام عالی وزارتِ ما
جناب دکتر صالحی عزیز این وزارتِ فخیمه -که این «کیبورد» هم یکی از هموندانش است- کارگزارانی دارد از جنس دکتر اسماعیل امینی که مینشیند، لبخند میزند، مخالفت میکند، موافقت میکند؛ نه میخواهد دنیایش را زور کند، نه میخواهد دنیایی زور شود؛ اهل گفتوگو، حتّی اگر مسئول میزِ شعر اداره ممیزی باشد، برخلافِ تمام اسلاف و اخلاف و با این شیوه حتّی برخلاف آیندگانی که پنهان را بر آشکار ترجیح میدهند. او بر آیینی میزید که فرهنگ ملّی ایرانیان، بخشنامه شمارهشدهای نیست که بخواهد به آن بیاعتقاد باشد. او چنین است چنان که جنمِ شما رئیس فرهنگخانه خیابان کمالالملکمان چنین است. چنین خادمانِ فرهنگی همانند نقشه شهری منطقه شش هستند در پیرامون خیابانهای کریمخان، قرنی، ایرانشهر، طالقانی. همه به هم راه دارند و هیچ معبری بنبست نیست و هیچ گذرگاهی بسته. دینش طالقانی است، قلبش ایرانشهری، ایثارش قرنی و وکالتش زندی. پارک هنرمندان دارد، خطِ دوچرخهسواری دارد. کافههای شلوغ دارد و کتابفروشیهای معمور. با شما سخن گفتم چون شما را گوشی شنواست برای شنیدن و از خُلقِ صوفیانه شریفانی از جنس امینی سخن گفتن. آن دیگران هنوز دلتنگِ اهل فرهنگ نمیشوند. مقام عالی وزارت ما اداره ممیزی ما اعتبار از امثال دکتر امینی میگرفت که میشد با سخنش موافقت یا مخالفت کرد؛ رودخانه پرخروش ادب را مأوا گرفته است که غریقش هم محترم بود چه رسد به نجات غریقی چون اسماعیل امینی. رفتن حضرتش حرفی و دربست قبول، بدرقه امّا انتظار زیادی نیست؛ تماس با جنابش و تبریک روز تولدش به ۱۸ دی که امروز باشد نور علی نور است؛ شما چنین هستید؛ ما هم از شما چنین میآموختیم که یادآوری کردیم. روزهای سربلندی پایدار.[۶]
نامهای دستهجمعی
بیانیهها
بیت محبوبش
بیت مورد علاقهٔ سرایندهٔ دکتربازی آخرین بیتِ شعر «در حقیقت شاعر» از کتاب «دلقک و شاعر دربار» است؛
- دلقک و شاعر دربار یکیست
- پیش سلطان اسباب طرب است
جملهای از ایشان
نام مستعار
از آنجایی که اسماعیل امینی از نویسندگان گلآقا بوده در مجله بچهها گلآقا ستون شعر طنز هم داشته. و این شعرها را بچه محصل، ادیب المهالک، جوجه کلاغ و جوجه پلنگ مینوشتند![۵]
منزلی که در آن زندگی میکرد (باغ و ویلا)
گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکانهایی که به آن مسافرت کرده است)
کارشناسی و داوری
فعالیت ادبی اسماعیل امینی از مرزها عبور کرده چنان که وی در جشنوارههایی چون؛ جشنوارهٔ بینالمللی طنز و جشنوارهٔ شعر گل سوری در افغانستان داوری و کارشناسی کرده است.
بنیانگذاری
تأثیرپذیریها
در جلسه نقد کتاب «دلقک و شاعر دربار» ساعد باقری اقرار کرد که کتاب بیش از انتظار او بوده اما این بدین معنی نیست که از قلم امینیِ استاد انتظار این شعرهای ناب را نداشته. او خاطر نشان کرد؛ شاعریِ اسماعیل امینی تحت تأثیر شاعری سید حسن حسینی است. ویژگیهایی که هم در شعر امینی و هم در شعر حسینی نمایان است؛ روح جستوجوگری ، این که اساسا چه حرفی قابل گفتن است و جدی گرفتن این دنیا و عالمش. باقری افزود؛ همهی شعرهای این کتاب درخشان نیست. اما آنچنان که در آثار سید حسن حسینی حرف لغو به چشم نمیخورد در کار امینی هم لغو وجود ندارد.
هیچکس شاگرد من نیست!
| « | من سالهای زیادی تدریس کردهام و معلم بودهام اماهیچکس را شاگرد خودم نمیدانم. به ویژه در شعر که چندان آموختنی نیست. در اواخر دههٔ هفتاد ستونی داشتم در روزنامه که شاعران جوان را معرفی میکردم. اغلب آن شاعران جوان اکنون چهرههای صاحب نام شعر کشورند.[۵] | » |
علت شهرت
فیلم ساخته شده براساس
حضور در فیلمهای مستند دربارهٔ خود
اتفاقات بعد از انتشار آثار
نام جاهایی که به اسم این فرد است
کاریکاتورهایی که دربارهاش کشیدهاند
مجسمه و نگارههایی که از او کشیدهاند
ده تا بیست مطلب نقلشده از نمونههای فوق از مجلات آن دوره
برگههایی از مصاحبههای فرد
آثار و کتابشناسی
سبک و لحن و ویژگی آثار
اسماعیل امینی شاعری دلتنگ و دردمند است و شعر شاعرانی چون او در این روزگار غنیمت است. نگاه شعرهای او اجتماعی است. آثار وی در نظم معتدل میباشد و جریان و بازیِ خاصی در آن وجود ندارد.[۱۴]
کارنامهٔ امینی تا به امروز
تألیفات
ණ
خندمین تر افسانه (طنز در مثنوی معنوی)
ණ
تبسم دوست (لطایف و مطایبات در کلام [امام] خمینی)
ණ
لبخند سعدی (طنز در غزلهای سعدی)
ණ
لبخند غیرمجاز (مجموعه نثرهای طنز)
ණ
جلسۀ شعر (مباحث آموزشی و نقد شعر)
ණ
نشر اکاذیب (مجموعه شعر طنز)
ණ
دکتر بازی (مجموعه شعر طنز)
ණ
دلقک و شاعر دربار (مجموعه شعر)
ණ
عمو زورگیر (مجموعه شعر طنز)
ණ
لبخند بر لب شعر (گزیده شعر طنز برای نوجوانان)
ණ
بوستان بیدرخت (مجموعه شعر طنز)
ණ
ببر در کوزه (مجموعه شعر طنز)
ණ
خنده باکلاس
ණ
جلسه طنز (مباحث آموزشی طنز و نقد و تحلیل متون طنز)
ණ
چگونه نویسنده شویم
ණ
چگونه مدیر فرهنگی شویم
ණ
بوستان بیدرخت(مجموعه شعر طنز)
مقالات
ණ
طنز در شعر عاشورایی
ණ
جرعه: شعر کوتاه مخاطب کمحوصله
ණ
جرعه (شعر درون گرای دیروز)
ණ
ترانه و بیم ابتذال
ණ
بر لب گور خراب خویش (کاربرد تربیتی طنز)
ණ
آدم چطوری شاعر می شود؟
ණ
گرگ بیمار غزل
ණ
سحر غزل و اعجاز بیان سعدی: نگاهی به کتاب تکوین غزل و نقش سعدی نوشته دکتر محمود عبادیان
ණ
آدم چطوری ترانه سرا می شود؟!
ණ
برخی شعرها فقط خارند(شیفتگی و خودشیفتگی شاعرانه)
ණ
گفتن و نگفتن (نگاهی به طنزآوری دکتر سید حسن حسینی در «نوشداروی طرح ژنریک»)
ණ
لطفاً کاری به کار شعر نداشته باشید
ණ
شیفتگی عاطفی با داوری علمی؟
ණ
رزق در مثنوی معنوی
ණ
جد تکوین ما به طنز بخوان (تأملی در طنزآوری های علی معلم دامغانی)
ණ
شعر انقلاب، زیستن با مردم
ණ
سواد شفاهی و شعر یکبار مصرف
ණ
کارنامه دانشوران ایران و اسلام[۱۵]
جوایز و افتخارات
منبعشناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)
بررسی چند اثر
لبخند بر لب شعر
«لبخند بر لب شعر» گزیدهای است از شعر طنز برای نوجوانان. شعر شاعرانی که به طنزپردازی مشهور نبودند. در این اثر، اشعاری از هزار سال شعر فارسی میخوانیم که توسط نویسنده انتخاب شده است. اشعاری از رودکی تا شاعران معاصر؛ خواجوی کرمانی، مولانا، سعدی، محمد فرغانی، عطار، فردوسی، باباطاهر، شهید بلخی، فروغ فرخزاد، وحشی بافقی، عمران صلاحی، ایرج میرزا، سیدحسن حسینی، پروین اعتصامی و... کتاب مذکور از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد و برای اولینبار، همزمان با سی و دومین دورهٔ نمایشگاه کتاب تهران توزیع شد. ابتدا نویسنده در بخشی با عنوان «شعر طنز با شناسیم» این گونهٔ ادبی را به نوجوانان معرفی میکند. همچنین نگاهی هم به پیشنیهٔ این گونهٔ ادبی دارد. و انواع را از جمله هجو، هزل، همانگونی، فکاهی و... به مخاطب معرفی میکند.
نگارنده اثر در ادامه به طرح چند پرسش مطرح درباره شعر طنز و پاسخ به این سوالها پرداخته است. از جمله آنها؛
آیا طنز راهی است برای فرار از دست سانسور؟
آیا شعری که تلخ و غمانگیز حرف میزند، طنز نیست؟ و ...
بخش دیگر کتاب به ارائه نمونههایی از شعر طنز فارسی اختصاص دارد.[۱۶][۱۷]
دکتر بازی
مدرکگرایی در ایران و به یک باره دکتر شدن مدیران و مسئولان، از سوژههای جالب دکتر بازی است. مجموعه شعری که تمثیلهای درست و ظریفی در آن به کار برده شده و با صراحت به نقد بعضی ضعفهای اخلاقی انسان و معظلات اجتماعی پرداخته است و این نقد شامل حال مدیران و مسئولان نیز میشود.
| ملک ایران سرزمین دکتران | اینقدر دکتر نباشد در جهان | |
| هم وزیران هم مدیران دکترند | بیشتر از نصف ایران دکترند |
موضوع مجموعهٔ طنز تنها مدرکگرایی نیست و شاعر به مسائلی چون: شهرنشینی، رعایت حقوق همسایگان، تحولات سیاسی و وقایع روز پرداخته است.[۱۸]

کار با نشریات
امینی در تألیف دهها مقالهٔ پژوهشی و ادبی با نشریات تخصصی چون؛ کتاب ماه ادبیات، فصلنامۀ شعر ، فصلنامۀ فرهنگستان هنر، ماهنامۀ سوره و ماهنامۀ الفبا همکاری کرده است.
تعداد چاپها و تجدیدچاپهای کتابها
منبعشناسی
منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایاننامه)
گالری
خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونههای شنیداری و تصویری انتخاب شود)
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ «آقای وزیر بدرقه امینی انتظار زیادی نیست».
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ «پژوهش در عرصه طنز و مشکلات آن از زبان دکتر اسماعیل امینی».
- ↑ «خلاصه ای از فعالیت های ادبی اسماعیل امینی».
- ↑ «استاد اسماعیل امینی گنجینهای از معلومات ادبی هستند».
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ «اهل ادبیات سیاست را خادم انسان میکنند». هفتهنامه رفاقت، ش. ۱۰۷ (۱۳۹۸): ۳.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ «استعفای اسماعیل امینی از اداره کتاب/عمرم را خرج سیاست نمیکنم».
- ↑ «ممنوعالکاری یک شاعر به خاطر یک مصاحبه».
- ↑ اهل ادبیات سیاست را خادم انسان میکنند. ۱۳۹۸. ۳.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ «وقتی میگوییم شعر و ادبیات انقلاب دقیقا از چه حرف میزنیم».
- ↑ «مصاحبه با مجله پنجره».
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ ۱۱٫۴ ۱۱٫۵ ۱۱٫۶ «هفدهمین شب شاعر پاسداشت اسماعیل امینی».
- ↑ «اهل ادبیات سیاست را خادم انسان میکنند». هفتهنامه رفاقت، ش. ۱۰۹ (۱۳۹۸): ۳.
- ↑ «اسماعیل امینی: نشریات طنز ابتدای انقلاب متولی نداشت».
- ↑ «شعرهای اسماعیل امینی نقد شد».
- ↑ «اسماعیل امینی».
- ↑ «شعر طنز برای نوجوانان از رودکی تا دوران معاصر با «اسماعیل امینی»».
- ↑ ««لبخند بر لب شعر» فارسی/ نگاهی به حیات هزار ساله طنز در ادبیات ایران».
- ↑ «وقتی دکتر بازی تبدیل به تفریح بزرگترها میشود!/طنزی که با سوژههای خود تعارف ندارد».







