شعر حجم
بنیانگذار شعر حجم، یدالله رویایی میگوید: حجمگرایی متعلق به هیچ مکتب نیست، و مکتب نیست؛ نه مربوط به زمان خاصی است و نه مربوط به سرزمینی خاص. حجمگرایی مربوط به فرهنگ بشریت است. کلیدی است برای روایتهای بیمرز و دریچهای برای طرز تفکرهای خاص. ممکن است توقف احجام را در مولوی و خطی از حجم را در هولدرلین و پرشی از حجم را در شاعری از اعصار رفته و آینده بتوان دید.[۱][۲] یدالله رویایی میگوید:من بانی حجمگرایی نیستم، بلکه حجمگرایی است که گروهِ ما را ساخت تا این نوع شعر را از تمایلاتِ شعریِ معاصر ایران مشخص و جدا کند. بیانیهٔ حجمگرایی آن را در «پریدنهای از سهبُعد» خلاصه کرده است.[۳]
بخش عمدهٔ بیانیهٔ شعر حجم یا حجمگرایی (Espacementalisme) در تشریح و تبیین و تعریف از شعر حجم تنظیم شده است:
حجمگرایی آنهایی را گروه میکند که در ماوراءِ واقعیتها، بهجستجوی دریافتهای مطلق و فوری و بیتسکیناند. و عطشِ این دریافتها هر جستجوی دیگر را در آنها باطل کرده است.
مطلق است برای آن که از حکمت وجودی واقعیت و از علت غایی آن برخاسته است و، در تظاهر خود، خویش را با واقعیتِ مادر آشنا نمیکند.
فوری است برای آنکه شاعر در رسیدن به دریافت، از حجمی که بینِ آن دریافت و واقعیتِ مادر بوده است ـ نه از طول ـ به سرعت پریده است، بیآن که جای پایی و علامتی بهجا بگذارد.
بیتسکین است برای آنکه، بهجستجوی کشف حجمی برای پریدن، جذبهٔ حجمهای دیگری است که عطشِ کشف و جهیدن میدهد.
تاملی بر سر این حرف میکنیم:
از واقعیت تا مظاهرِ واقعیت، از شیء تا آثارِ شیء، فاصلهای است، فاصلههایی است؛ فاصلههایی از واقعیت تا ماوراء آن. از هزار نقطهٔ یک چیز، هزار شعاع برمیخیزد؛ هر شعاع به مظهری در ماوراءِ آن چیز میرسد، و واقعیت با مظاهر هزارگانهاش، با هزار بُعد وصل میشود. شاعر حجمگرا، این فاصله را با یک جست طی میکند، تند و فوری. و بدینگونه، از واقعیت، به سود مظهر آن، میگریزد. هر مظهری را که انتخاب کند، از بُعدی که بین واقعیت و آن مظهر منتخب است، با یک جست میپرد؛ و از هر بُعد که میپرد، از عرض، از طول و از عمق میپرد.
پس از حجم میپرد، پس حجمگرا است. و چون پریدن میخواهد، بهجستجوی حجم است.
اسپاسمانتالیسم، سوررئالیسم نیست. فرقش این است که از سهبُعد به ماوراء میرسد. و در این رسیدن فقط در یکجا با هم ملاقات میکنند: در جهیدن از طول. گرچه در اینجا هم جَست فوریتر است. حجمگرا در این جَست، خطِ سیر از خود بهجا نمیگذارد. در پشت سر تصویر او سهبُعد طی شده است، و این سهبُعدِ طیشده، اسکله میسازد تا خوانندهٔ شعر حجم را به جایی برساند که شاعر رسیده است. خوانندهٔ مشتاق، عبور از اسکله را به تانی یاد میگیرد و خوانندهٔ معتاد میشود؛ معتاد قصار؛ معتاد رسیدن به ماوراء با عبور از حجم؛ به همان جایی که شاعرِ حجم رسیده است. در آنجا شاعر برای گفتن، حرفی ندارد، شرحی ندارد، و ناگاه چیزی را به زبان میآورد که حیرت و راز است، همان چیزی را که ساحران، پیغمبران، و داخوانان، برهمنان، پیامآوران کفر، پیامآوران ایمان به لب آوردهاند؛یعنی شعر؛ خودِ شعر.
حجمگرایی نه خود کاری است، نه اختیاری؛ جذبههایی ارادی است یا ارادهای مجذوب است. جذبهاش از زیبایی است؛ از زیباشناسی است؛ ارادهاش از شور و از شعور است؛ از توقع فرم و از دلبستن به سرنوشت شعر.
نه هوس است، نه تفنن؛ تپشی است خشن و عصبی؛ تپش آگاه برای هنر شاعری در انسانی دیوانهٔ شعر، که خطر میکند، که از قربانیشدن نمیترسد.
شعر حجم، شعر حرفهای قشنگ نیست، شعر کمال است، در کمالش وحشی است و در کشفِ زیبایی خشونت میکند.
عتیقه نیست، ولی از بوی باستان بیدار میشود.
تغییر جادادن واقعیت هم نیست. در زندگیِ روز و در زبانِ کوچه توقف نمیکند. شاعر حجمگرا همیشه بر سر آن است که واقعیتی خلق کند نابتر و شدیدتر از واقعیت روزانه و معمول:
ما تصویری از اشیا نمیدهیم، منظری از علت غایی آنها میسازیم و عواملی را که بدینگونه وام میگیریم، در جایی دوردست، با فاصلهای از واقعیت مینشانیم.
کار شعر، گفتن نیست. خلق یک قطعه است؛ یعنی شعر باید خودش موضوعِ خودش باشد.
فصاحت و جستجوهای زبانی رویای ما نیست؛ ولی جادویِ عجیب واژهها را در کارمان فراموش نمیکنیم.
شعر حجم از دروغِ ایدئولوژی و از حجرهٔ تعهد میگریزد و اگر مسئول است، مسئولِ کارِ خویش و درونِ خویش است، که انقلابی است و بیدار است. و اگر از تعهد میگوید، از تعهدی نیست که بر دوش میگیرد، بل از تعهدی است که بر دوش میگذارد. چرا که شعر حجمگرا به دنبال مسئولیتها و تعهدهای جهتدادهشده نمیرود؛ به درون نبوت میدهد تا از نداهای او جهت بگیرد و جهت بدهد. پس، این شعر، پیش از آنکه متعهد بشود، متعهد میکند.
حجمگرایی سبکِ دیگرِ شعرِ ایران است. صفت عصر است و خطابی جهانی دارد. و چون صفت عصر است، نقاشی، تئاتر، قصه، سینما، و موسیقی را به خود میگیرد. و این بیانیه دعوتی است برای عزیمت. همراه با نقاشان، نمایشنویسان، سینماگران و نویسندگانی که کار خویش را در سمت این خطاب میبینند و میبینیم.
حجمگرایی شاعرانی را گروه میکند که به تجربهٔ کارهای خویش رسیدهاند؛ به لذتِ پریدنهای از سهبُعد. پس اینک بیانیهٔ ما که میوهای رسیده را میچیند!
نه پیشواییم و نه بت. مبارزه میکنیم؛ مبارزه علیه آنهایی که به این کشف خیانت میکنند تا به نخوت فردی یا اجتماعی خود رضایت دهند، از ملا، دانشمند؛ یا هنرمند. زمستان سال ۱۳۸۴ ـ تهران[۴]
یدالله رویایی در نوشتاری با عنوان «بیانیهٔ شعر حجم» مینویسد:
سوررئالیستها با تصرف در شکل شیء و گاه در حالت شیء به سوررئال میرسند؛ به ماوراءِ واقعیت؛ بهطوری که خواننده میتواند از آن ماوراء با عبور از یک خط به واقعیت مادر برسد. اما حجمگرا به تصرفی اینگونه در شیء بس نمیکند، بلکه بهجستجوی علت غایی است. او بدوا از واقعیت یک عبور ذهنی (Mental ) دارد؛ بهطوری که وقتی از آنسوی واقعیت بیرون میآید، با یک تجربه و با یک واحد حرف بیرون میآید. و همان واحد حرف را حجمی برای رفتن به ماوراء واقعیت میکند. و همان واحد حرف، یک پلکان، یک اسکله، یک فاصلهٔ فضایی ـ (Espacement) برای شاعر میسازد تا به ماوراءِ واقعیتِ عبورشده بجهد. او در این عبور ذهنی که از واقعیت میکند، در تلاشِ شناختن وجودِ آن و بهجستجوی همان علت غایی است که گفتیم. و در هر واقعیت، چه عینی چه مجرد، علت و علتهای غایی نهفته است، که هر شاعر حجمگرا آن را بهنوعی کشف میکند. برحسب تربیت و شیوهٔ عبور ذهنی او.[۵]
در کتاب از سکوی سرخ نیز رویایی حرفهای بسیاری دربارهٔ حجم بازگو کرده که بخشی از آن چنین است:
در نوعی از مکانیسم خیال که ما آن را حجمگرایی مینامیم، شاعر در عین حال که از منحنی یا زاویه عبور میکند، از عمق (و یا از ارتفاع) هم عبوری دارد؛ یعنی ماوراءها را جز با این مکانیسم ذهنی نمیبیند. او در این سهبُعد، ناگزیر از یک حجم گذر دارد، و چون از طرز عبور خود غالبا جای پایی و نشانی باقی نمیگذارد، خواندن ریتم انتخاب از (عرض ـ طول ـ ارتفاع) گذر کرده ا ست. خواننده ممکن است برای ساختن آن حجم فضایی که شناخته است، از (طول ـ ارتفاع ـ عرض) بگذرد و به ماوراء برسد و به جایی در کنار شاعر، آنجا بنشیند.[۶]
داستانک
آخریننشست و اولینبیانیه
به نقل از یدالله رویایی: بحثها و گفتگوهای ما سهماهی طول کشید، تا آخرین و طولانیترین جلسه که در منزل پرویز اسلامپوربود، بیانیهٔ شعر حجم تنظیم و تایید و آمادهٔ خواندن و امضاکردن شد. محل نشستهای ما کافه نکیسا، خانهٔ من، خانهٔ بهرام اردبیلی، خانهٔ نصیب نصیبی و خانهٔ اسلامپور بود. در جلسات ما، به غیر از اردبیلی و نصیبی و اسلامپور، محمود شجاعی، فیروز ناجی، هوشنگ آزادیور، فریدون رهنما، پرویز زاهدی، محمدرضا اصلانی، و علیمراد فدایینیا هم حضور داشتند. در جمع ما، نویسنده، قصهنویس، سینماگر، نمایشنامهنویس همهرقم هنرمند بودند؛ بعضی نیز علاوه بر شاعری، هنر دیگری هم داشتند.[۷]
هدایت موج نو به سمت حجم
نقد طاهر نوکنده، بر دفتر شعر دریاییهای یدالله رویایی، آمده:
انتشارات ـ گالری «روزن»، زیر نظر ابراهیم گلستان و یدالله رویایی اداره میشد. آنان دفترهای روزن را از زمستان ۱۳۴۶ منتشر کردند. رویایی تلاش میکرد هواداران موج نو را در این موسسه ساماندهی کند و با تئوریزهکردنِ شعر موج نو تحتِ نام فرمالیسم، و بعد از آن حجمگرایی، آن را بهسمت زیباییشناسی و زبان خود پیش بَرَد. چون در توان و خواستهٔ احمدرضا احمدی، بانی موج نو، نبود که هوادرانش را در نشریهای گرد آورده، سامان داده و هدایت کند..[۸]
آغاز شعر حجم ۱
یدالله رویایی در مقالهٔ «عبور از شعر حجم» نوشته:
از سالهای ۴۶ و ۴۷ بود که شعر حجم زندگیاش را آغاز کرد، اما به صورت پراکنده؛ در دلتنگیها و شعرهای من، در کتابی از پرویز اسلامپور، در «دفترهای روزن» شمارهٔ ۱ و ۳ که من درآوردم، در شعرهایی از محمود شجاعی، پرویز اسلامپور، بیژن الهی، بهرام اردبیلی. حرکت ما تازه و متحد بود. هنوز اسمی از حجمگرایی نبود. اولینبار در شمارهٔ دوم شعر دیگر عنوان شعر حجم شنیده شد، اما دریغ از حرفی! عکسالعملها چیزی شبیه سکوت و یا تحسینی در گریبان بود. هرچند منتقد هنری آیندگان به زحمت حسن نیتی نشان داد؛ اما تحلیل نسبتا کافی جواد مجابی در اطلاعات، این حرکت نو را گروهی یکپارچه اعلام کرد.[۹]
آغاز شعر حجم ۲
بهنقل از یدالله رویایی در مقالهٔ «عبور از شعر حجم»:
تجربهٔ کارهای شاعران در دفتر دوم شعر دیگر نشان میداد که آنان خود را به تکنیک معماری حجم رسانده یا طبیعتِ کارشان چنان بوده که میتوانستند به آن برسند. چرا که دیرزمانی میشد که چالنگی، شجاعی، اردبیلی، اسلامپور، الهی و ناجی به من نزدیک شده بودند و ما در پی تپشهای مشترکی در شعرهای هم بودیم و در جستجوی کشف اصالتها، بهدنبال دریافت تئوریک در طرز کارهامان. زمستان سال ۱۳۴۸ را به طرح و تشریح این دریافت گذراندم؛ به اینکه یک حجم چگونه ساخته میشود، و در ساختمان یک قطعه چگونه معماری میشود، چه نمایی دارد؟ و... تا اینکه مانیفیست حجمگرایی منتشر شد.[۹]
تعجبِ بهنود از کوبیدنِ رویایی، موج نوییها را!
سال ۱۳۴۷ در مجلهٔ فردوسی، مسعود بهنود در مصاحبهای با رویایی، از او با تعجب میپرسد: چرا موج نوییها را میکوبی؟ آنان که از بین چهرههای ۱۰ سال اخیر، تنها تو را به رسمیت شناختهاند. در ضمن، از حرفهایت هم اینگونه استنباط میکنم که انگار از این دوره هیچ چهرهای بیرون نخواهد آمد؟ رویایی در جواب میگوید: جوانهای موج نو برخلاف نسل ما که از سر شیفتگی شعر میگفت، پراکندگی و شیفتهنشدن را چنان بروز میدهند که معلوم نیست کدام یک از شعرای معاصر را قبول دارند. ما شیفتهٔ شعر و شاعران پیش از خود بودیم. در شعر اینان رگهای از شعر نیما و شاملو و فروغ نیست. این اصالت نیست که از همهٔ اصالتها به دور باشیم. هرچه هم میگویند مطبوعات چاپشان میکند. در هیچ دوره اینقدر آشفتگی نبود... البته احمدی، الهی، اردبیلی، اسلامپور و شجاعی از چهرههای درخشان موج نو و شاعران خوب شعر دیگر هستند؛ اما ما باید مانیفستی را تنظیم کنیم که در آن به ساختمان، ریتم، ریتم علتها و جهتها، ریتم داخلی و خیلی چیزهای دیگر آن فکر شده باشد.[۱۰]
بهنود از رویایی دربارهٔ تعهد میپرسد
سال ۱۳۴۷ در مجلهٔ فردوسی، مسعود بهنود در مصاحبهای از رویایی میپرسد: گویا تعهد در شعر را هنوز کاملا قبول نکردهای؟ رویایی میگوید: بعضی قوّت و قوامی که در فرم و تکنیک شعر من میبینند، میگویند رویایی فورمالیست است؛ در صورتی که آنان کوتههای اجتماعی را در شعر من درک نکردهاند. من نسبت به سرنوشت انسان بیتفاوت نیستم. شعری که در اوج فرم است، نمیتواند از سایههای اجتماعی بیبهره باشد. خیلیها ناتوانیهاشان را پشت مسایل اجتماعی پنهان میکنند. برای انجام تعهد باید از خیلی چیزها کمک بگیریم. اگر فقط برای ویتنام شعر بگوییم، این دروغ است. شعر باید اول شعر باشد..[۱۱]
نادرپور شعر حجم را مریدبازی میداند
گفتم: آقای رویایی! لابد خواندهاید که آقای نادرپور چه عقیدهای دربارهٔ شعر حجم و شما ابراز داشته؟! رویایی گفت: مگر چه گفته؟! گفتم: میگوید گرایش رویایی به مکتبسازی و تئوریپردازی در نهایت به مریدبازی میانجاند. رویایی گفت: حرف دیگری هم زد. گفتم: آره، گفت: من در کار شعر همانقدر که به سبک شخصی معتقدم، به مکتب و تئوری عقیده ندارم. رویایی گفت: مطمئنم که نادرپور نه بیانیهٔ ما را خوانده و نه هیچ یک از حرفهای ما را، یا اگر خوانده، دقت نکرده؛ چون ما در بیانیه گفتیم که حجمگرایی مکتب نیست و خطوط حجم را در اشعار شاعران گذشته و آینده میتوان دید، یا وقتی نوشتیم حجمگرایی کشف است، یعنی قرار نیست بر اساس متُدی شعر بگوییم، یا وقتی میگوییم بیانیه ما میوهٔ رسیده را میچیند، یعنی شاعران امضاکننده از مرحلهٔ تجربه گذشتهاند..[۱۲]
بیانیهٔ رویایی فقط لفاظی است!
از محمدرضا اصلانی که یکی از چهرههای مطرح موج نو در شعر و سینما است میپرسم، در دورهٔ بعدی و در زمان جاهطلبیهای یدالله رویایی و شعر حجم، شما باز هم حضور دارید. مگر شما واقعا به اسپاسمان اعتقاد داشتید؟ میگوید: من امضا نکردم. چند جلسه در خانهٔ رهنما و اسلامپور گذاشتند. آن زمان رویایی رییس حسابداری تلویزیون بود و مهربانانه به خیلیها کمک کرد؛ از بچه ها دستگیری میکرد. دست خیلیها را گرفت؛ بهخصوص بچههای جنوب را؛ دست علیمراد فدایینیا را که تازه از مسجد سلیمان آمده بود. در کل من آن بیانیهٔ حجم را قبول نداشتم. در بیانیهای که رویایی در جلسلت میخواند، راه هیچچیز مشخص نبود. مشخص نیست که چه میگوید؛ ادبینویسی و لفاظیکردن که کار بیانیه نیست. در واقع، حجم یک چیزی بود در ازای ایماژ![۱۳]
جوان ۱۸ سالهٔ شارح حجم
سال ۱۳۵۱ مجلهٔ فردوسی نقدی بر شعر حجم چاپ کرد باعنوان «من یهودا» که گویا اولیننقد بر شعر حجم بود؛ نقدی که از نظر صاحبامتیاز مجله و رویایی یک نقد جانانه و فوقالعاده در دفاع از شعر حجم بود. نقد را یک جوان ۱۸ سالهٔ لاهیجانی نوشته بود. الان بیش از سهدهه از آن زمان گذشته؛ که باز از راحا محمد سینا میپرسند که این دفاع بر اساس کدام ضرورتها بود و آیا هنوز شعر حجم را رستگارکردن شعر میدانی؟! که او میگوید: پیش از این نیز در مجلهٔ زمان و مجلهٔ تماشا هم بر شعرهای صارزاده و فرخ تمیمی و دیگران نقد نوشتم که سردبیر در مواجه با نقد صفارزاده در یادداشتی خبر از یک پدیده، شاعر و نویسندهای یکتا داده بود. رویایی هم در مواجه با نقد شعر حجم، حیرت خود را از شاعر و تئوریپردازی که از نزدیک ندیده بودش، در مصاحبه با مجلهای تکرار کرده بود، که مجله آن تکه را سانسور کرده بود، از بس جهان کوچکی داشتند![۱۴]
از امضاکردن بیانیه بدم میآید!
احمدرضا احمدی در گفتگویی با مجلهٔ هفت که از او میپرسد: شما مانیفست شعر حجم را امضا کرده بودید؟ میگوید: من از امضاکردن بیانیه بدم میآید؛ حالا چه سیاسی باشه چه هنری! آخرین قراردادی هم که امضا کردم، عقدنامهٔ ازدواج با همسرم است. چون اصولا فکر جمع و جمعیت اشتباه میکند. هرکس مسئول کار خودش است.[۱۵]
مکتبسازی کار مورخ ادبی است!
ضمیمهٔ ادبی هنگام در گفتگو با احمدرضا احمدی او را بانی شعر موج نو مینامد؛ اما دو قسمتشدنِ زودهنگامِ موج نو را به گردنِ رویایی میاندازند و تاثیر ترجمهٔ مقالاتی میدانند که رویایی به اسم خودش چاپ میکرد (البته از نظر اینان)... و احمدرضا احمدی در جواب میگوید:
راستش من این تقسیمبندیها و جریانات را دنبال نکردم. من همیشه سرم به کار خودم بوده. اتفاقاتی که در جریانهای ادبی میافتد به من مربوط نیست؛ مثل همین کسانی که الان دارند بهقول خودشان مکتب میسازند. این تقسیمبندیها کار مورخ ادبی است![۱۵]
رویایی میخواست دام حجم را پهن کند!
رویایی میخواست با شعر حجم خودش را با ما که جریان شعر دیگر بودیم، قاطی کند یا بالعکس! همدورهایهای رویایی تمام شده بودند و خودش هم مثل چشمه خشک شده بود. او زرنگی داشت که نفسش را با نفسِ جوانِ ما یکی کرد. ما چند نفر با هم شعر میگفتم اما شبیه هم نبودیم. رویایی وقتی میخواست دام حجم را پهن کند، بیژن الهی لندن بود. امضای بیژن از همه مهمتر بود. ما نظرمان این بود که تا بیژن امضا نکند، ما هم امضا نمیکنیم. بیژن در جواب نامهام نوشت، بهرام اردبیلی! گدای بکن اما شعر دیگر را ادامه بده و مانیفست و اینجور چیزها را هم امضا نکن. راستش من هنوز هم نمیدانم حجم چیست، مرا یاد حجامت میاندازد![۱۶]
هر کسی نمیتوانست کافه کازبا قهوه بخورد!
سرانجام آنانی که فقیر بودند، برای اینکه باز بتوانند بروند خانهٔ رویایی شام بخورند، بیانیهٔ شعر حجم را امضا کردند؛ اما رویایی سنگتمام گذاشت و برای همهٔ ما کار هم پیدا کرد. او از همهٔ ما زرنگتر بود؛ هم دعوتمان میکرد و هم پول میز کافه را یکجا میداد. هرکسی نمیتوانست مثل رویایی برود کافه کازبا قهوه بخورد. رویایی رییس حسابداری تلویزیون بود. بعد از عروسی با همسر سویسیاش، پنجشنبهها تا جمعه مهمانش بودیم و او از همانجا کمکم پای حرف شعر حجم را وسط کشید.[۱۶]
برداشتهای متفاوت از شعر حجم
سیمین بهبهانی نقل میکند: برداشتهایم را از شعر رویایی که در کتاب سخن چاپ کرده بودم، برایش بازگو کردم. تصدیق کرد؛ در همان حال، برداشت دیگرم را نیز. تفسیر خودش هم ـ که به اصرار ما بازگو کرده بود، با برداشت ما مطابقت نداشت. او معتقد بود به همین دلیل شعرش شعر حجم است. و این یعنی شعر حجم شعری است با ابعاد مختلف که از هر بُعد به آن نگاه کنی، شکل خاصی میگیرد.
- ↑ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی). ۳. تهران: مرکز. ص. ۷۴۵. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۵۸.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۲۰ و ۵۵.
- ↑ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی). ۳. تهران: مرکز. ص. ۷۴۰-۷۴۲. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی)٬ (برگرفته از بررسی کتاب ، «بیانیهٔ شعر حجم»، ، شمارهٔ ۴، شهریور ۱۳۵۰). ۳. تهران: مرکز. ص. ۷۴۴. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۱۵۷.
- ↑ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی). ۳. تهران: مرکز. ص. ۷۳۹. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی)٬ (برگرفته از آیندگان، نقدی بر مجموعهشعر «دریاییها» ۲۲ دی ۱۳۴۸). ۳. تهران: مرکز. ص. ۷۳۱. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ لنگرودی، شمس (۱۳۷۷). کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» (۴ جلدی)٬ (برگرفته از بررسی کتاب، مقالهٔ «عبور از شعر حجم» شمارهٔ ۱ فروردین۱۳۵۰). ۳. تهران: مرکز. ص. ۱۴۸. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۱-۱.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر)٬ (برگرفته از مجلهٔ فردوسی شمارههای ۸۹۵ تا ۸۹۸ بهمن ۱۳۴۷). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۷۶-۷۹.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر)٬ (برگرفته از مجلهٔ فردوسی شمارههای ۸۹۵ تا ۸۹۸ بهمن ۱۳۴۷). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۷۴.
- ↑ رویایی، یدالله (۱۳۵۷). «از سکوی سرخ» (مسائل شعر). تهران: انتشارات مروارید. ص. ۴۷-۴۹.
- ↑ «هنگام، ضمیمهٔ ادبی فرهنگی روزنامهٔ عصر مردم». روزنامهٔ عصر مردم، ش. ۴۰ (۱۸ دی ۱۳۸۲).
- ↑ «هنگام، ضمیمهٔ ادبی فرهنگی روزنامهٔ عصر مردم». روزنامهٔ عصر مردم، ش. ۹۸ (اول اردیبهشت ۱۳۸۴).
- ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ رخشا، رسول (۱۳۹۱). کتاب «یک ضیافت خصوصی»، گفتگوهای احمدرضا احمدی، گزیده رسول رخشا٬ (برگرفته از مجلهٔ هفت، مصاحبه احمد طالبینژاد در مرداد ۱۳۸۴). تهران: نشر قطره. ص. ۱۳۲و۱۵۲و۱۵۳. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۱۹-۵۶۲-۴.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ «هنگام، ضمیمهٔ ادبی فرهنگی روزنامهٔ عصر مردم». روزنامهٔ عصر مردم، ش. ۱۰۰ (۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۴).