تاریخ تحلیلی شعر نو
وی در خانوادهای مذهبی بزرگ شد. پدرش آیتالله جعفر شمس لنگرودی از روحانیان مشهور و امامجمعۀ لنگرود بود. این شاعر پرکار، سرودن شعر را از دهۀ ۵۰ آغاز و نخستیندفتر شعرش را در سال ۱۳۵۵ با نام رفتار تشنگی منتشر کرد. وی پس از انتشار مجموعههای خاکستر و بانو و جشن ناپیدا در اواسط دهۀ ۱۳۶۰ به شهرت رسید.
او پس از حدود 10 سال سکوت، در سال ۱۳۷۹، با چاپ دفتر نتهایی برای بلبل چوبی، دیگرباره فعال شد و در دهۀ ۱۳۸۰ هشت مجموعهشعر منتشر کرد که برخی از آنها عبارتند از: پنجاهوسه ترانۀ عاشقانه، رسمکردن دستهای تو و شبونقاب عمومی است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
برای کسانی که کتاب را نخواندهاند
| تاریخ تحلیل شعر نو | |
|---|---|
| نویسنده | شمس لنگرودی |
| ناشر | مرکز |
| محل نشر | تهران |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۷۴-۱ |
| تعداد صفحات | ۲۸۰۳ |
| موضوع | شعر آزاد ـ تاریخ نقد/ شعر فارسی قرن ۱۴ |
| زبان | فارسی |
| طراح جلد | ابراهیم حقیقی |
کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو، اثر شمس لنگرودی، شاعر، نویسنده و محقق معاصر، تاریخ جامعهشناختی یک دوره از شعر نوین ایران است که کتابها و نشریات حاوی شعر نو هفتاد و اندی سال را مورد بررسی قرار داده است.[۱]
کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو، تاریخ جامعهشناختی یک دوره از شعر نوین ایران (۱۲۸۴-۱۳۵۷) است که با استناد به قریب به تمام کتابها و نشریات حاوی شعر نو هفتاد و اندی سال مورد بررسی گرفته است. تقسیمبندی کتاب در چهار جلد، تقسیمی است تاریخی، مبتنی بر سه مقطع از تاریخ شعر نو ایران، که در این سه دوره، تحولی رخ داده است. تدوین کتاب بر اساس سال است، و در بررسی وضع شعر نو هر سال، نخست فهرستی از کتابهای منتشره و نشریات شعر نو آن سال داده شده است؛ سپس مهمترین کتابها، همراه با نقدهای مطرح، ذیل «نقد و نظر» آن کتاب آورده شده است. بدین ترتیب، مجموعۀ حاضر اگرچه تاریخ تحلیلی شعر نو در ایران است، ولی سه مجموعه دیگر، یعنی کتابشناسیِ شعر نو، نشریات هفتاد سال شعر نو، و فهرست هفتاد سال نقد بر شعر نو فارسی را شامل میشود که جای نسبتا خالی آنها نیز احساس میشد.
کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو، نخستین تاریخ شعر نو در زبان فارسی است. فهرست: جلد اول ۱۲۸۴ تا ۱۳۳۲، جلد دوم ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱، جلد سوم ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ و جلد چهارم ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷.[۱]
مؤلف کتاب
محمدتقی جواهری گیلانی؛ مشهور به شمس لنگرودی، شاعر و پژوهشگر، در سال ۱۳۲۹ در محلۀ آقاسیدعبداللۀ لنگرود بهدنیا آمد.
داستانک
معلم جوان خوشسیمای نوپرداز
حبیب ساهر، شاعر معاصر آذربایجان، در مقدمۀ «کتاب شعر ماهر» نوشته:
معلم جوان خوشسیمای ما به زبانهای فارسی، فرانسه و ترکی شعر میگفت و ما اشعارش را در مجلۀ ادب و روزنامۀ تجدد میخواندیم. از میان شاعران مدرسۀ مبارکۀ تبریز، احمد خرم، تقی برزگر و آرینپور که از چهرههای شعر نو آنزمان شدند، از پیروان او بودند.
مدیر مدرسه، امیر خیزی، بچهها را به سرودن اشعار کلاسیک تشویق میکرد و به اشعار جدید به چشم حقارت مینگریست. اما آوازۀ نوپردازی معلم جدید ما دیگر از مرزهای مدرسه و شهر تبریز گذشته، غوغایی در تهران و شیراز و جاهای دیگر برانگیخته بود. نام معلم جدید ما میرزاتقیخان رفعت بود؛ بنیانگذار «مکتب رفعت»؛ نخستینشاعر نوپردازی که سنگ بنای شعر نو را بنا گذاشت.[۲]
تصویری از یک شعرخوانی رسمی
زینالعابدین مراغهای در تصویر از یک شعرخوانی رسمی مینویسد:
یکی از حضار، به آواز بلند یکی از مهمانان را صدا زد و گفت: «جناب شمسالشعرا! به تازگی چیزی انشاء فرمودهاید؟» گفت: «بلی، و کاغذی درآورد و بنا کرد به خواندن و در اتمام هر بیتی از آن.... گفتم: «بنده از اینها چیزی نمیفهمم!» گفت: «چطور نمیفهمی؟ کلامی است که سراپا روح است.» گفتم: «هیچ روحی ندارد، این شیوه کهن شده... به بهای این سخنان دروغ در هیچ جای دنیا دیناری نمیدهند. مگر در این ملک که سبب آن بهجز بیکاری و بیماری و بیعملی و غفلت و دنائت نفس نیست، که ظالمی را دانسته و فهمیده به عدالت و جاهلی را به فضیلت و لئیمی را به سخاوت ستایش کنی... امروز موی میان در میان نیست؛ کمان ابرو شکسته؛ چشم آهو از بیم آن رسته است؛ بهجای خال لب، از زغال معدنی باید سخن گفت... از دامن سیمبران دست بکش و بر سینۀ معادن نقره و آهن بیاویز. بساط عیش را برچین و دار قالی را پهن کن. امروز استماع سمع راهآهن در کار است، نه نوای عندلیب گلزار. حکایت شمع و پروانه کهنه شده، از ایجاد کارخانۀ شمع سخن ساز کن...» [۲]
توفانی در تهِ دواتِ نوجوانان تهران
حادثۀ اصلی در بیرونِ شعر رسمی داشت اتفاق میافتاد. عدهای از روشنفکران آشنا به زبان فرانسه، کل شعر فارسی را از بیرون زیر بمباران گرفته بودند. رهبر انقلابیون، اندیشمند بزرگ، تقی رفعت بود... جنگ بزرگ و علنی بین او (در رهبری نوپردازان) و محمدتقی بهار (در رهبری محافظهکاران) در زمستان 1294 هجری شمی بهوقوع پیوست. مطلب از این قرار بود که بهار در دیماه 1294 هجری شمسی انجمن ادبی کوچکی (که بعدها مجلۀ دانشکده را منتشر میکرد) تاسیس کرد و در مرامنامهاش اعلام داشت که قصد و مشی انجمن در ترویج معانی جدید در لباس شعر و نثر قدیمی و ضرورت اقتباس محاسن نثر اروپایی است.» بعد هم یکی از اعضای انجمن دانشکده ظاهرا محض نمونه بر اساس اصول پذیرفتهشدۀ انجمن، غزلی به اقتباس سعدی در روزنامهای بهنام زبان آزاد نشر کرد. تقی رفعت که در این موقع سردبیر نشریهی نوگرای تجدد چاپ تبریز بود در جوابشان به طنز و کنایه در شمارۀ 66 نشریهاش نوشت:
«عزیز من! کلاه سرخ ویکتور هوگو را در سرِ قاموسِ دانشکده مجوی، توفانی در تهِ دواتِ نوجوانان تهران هنوز برنخاسته است.» [۳]
خلاصهٔ کتاب
هدف کتاب حاضر، تاریخ جامعهشناختیِ شعر نو در ایران، از آغاز تا سال 1357 است. و شعر نو اصطلاحا به اشعاری گفته میشود که آزاد از تعهدات سنتی باشد؛ شعر نویی که بهانهاش شکستن اوزان عروضی نیست که در تاریخ شعر فارسی نمونههایی از آن موجود است؛ بلکه پدیدهای است که آغازش با رشد و تحول و پیشروندگی همراه است؛ پدیدهای که تسری مییابد و به عرصهها و پدیدههای دیگر نفوذ میکند و عوامل اجتماعی دیگر را تحت تاثیر و تغییر قرار میدهد.
در کتاب حاضر، در پارهای از موارد، از شاعرانی نام برده شده و یا مجموعههایی مورد بررسی قرار گرفته است که شاید امروز از کوچکترین ارزشی برخوردار نیستند، ولی خارج از علایق ما، آنها جزیی از تاریخاند که از شعر امروز ایران در آن تاریخ محافظت کردهاند، و توجه به این امر، بهویژه تا سالهای 28 ـ 1329 بسیار درخور اهمیت است. از این سالها به بعد، بر تعداد نشریات افزوده میشود؛ کیفیت کار بالا میرود، و شعر نو بر سر پا میایستد، که با این وصف، دیگر بررسی همۀ مجموعهها و نشریات و استخراج تمام اشعار نو، کاری غیرضروری و بیهوده است؛ چرا که اکنون دیگر همه نیستند که پرچمدار و پیشبرندۀ شعر نویناند. از این سالها، شعر نو در دست معدودی مجله و روزنامه و شاعر پیگیر و آگاهتر متمرکز میشود. اینها هستند که نمایندگان شعر نویناند و در تحلیل و تطور تاریخ شعر نو، فقط آثار اینان است که میبایست مورد بررسی قرار گیرد. و چنین است که کتاب حاضر از صورت تذکره و تاریخ مطبوعات و کتابشناسی صرف خارج میشود.[۴]
چهار فصل کتاب
گزارشی از شخصیت حاضر در کتاب داستان- گزارشی از شعرهای مهم در کتاب شعر- گزارشی از فصلهای کتاب پژوهش
دلیل شهرت
چرا باید این کتاب را خواند
برای کسانی که کتاب را خواندهاند
آغاز با یک داستانک جذّاب دربارهٔ کتاب
سالشمار کتاب
خلاصهٔ مفصلتر کتاب در حد دو بند
محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)
داستان انتشار کتاب (اوّلین بار در کجا و چگونه بوده است؟!)
سبک کتاب
پیشینهٔ کتاب
پیرنگ
شخصیتپردازی
ویژگیهای مهم کتاب
گزارشی از فروش کتاب
گزارشی از ترجمه به زبانهای دیگر
اتفاقات سیاسی یا اجتماعی مرتبط با کتاب و جریانسازیهای کتاب
نشستهای خبرساز دربارهٔ کتاب
اظهارنظرها
نقدهای مثبت
نقدهای منفی
اظهارنظر اهالی ادبیات و روشنفکران
نظرات داوری در مراسمهای گوناگون
اظهارنظر دیگر شخصیتها
نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب
تأثیرپذیرفته از
تأثیرگذاشته بر
گزارشی از اقتباسهای هنری انجامگرفته از کتاب
فهرست امکان نامگذاریشده از روی نام کتاب
جملههای ماندگار کتاب
جوایز کتاب
مشخصات کتابشناختی
تعداد صفحات، دفعات چاپ، جمع کل تیراز و ناشرانی که اثر را چاپ کردهاند
طراحی جلد و تصویرسازی
منبعشناسی (پایاننامه و مقاله نوشته شده دربارهٔ کتاب)
نوا، نما و نگاه
تصویر از صفحات کتاب
صدای نویسنده
تصویرهای ساختهشده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)
طرحی از یکی از صحنههای کتاب
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو(چهار جلدی). ۱. تهران: مرکز. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۷۴-۱.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو(چهار جلدی). ۱. تهران: مرکز. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۷۴-۱.
- ↑ {لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو(چهار جلدی). ۱. تهران: مرکز. ص. ۴۵. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۷۴-۱.
- ↑ {لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو(چهار جلدی). ۱. تهران: مرکز. ص. ۱و۳. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۷۴-۱.