همنوایی شبانه اركستر چوبها رمانی از رضا قاسمی بهسبک رئالیسم است. اولین بار در سال۱۹۹۶ در آمریکا و سپس در سال۱۳۸۰ در ایران چاپ شد. به عقیدهٔ برخی صاحبنظران این رمان از مهمترین رمانهای چاپشده در دهه هشتاد است.
همنوایی شبانه اركستر چوبها یکی از نمونههای درخور توجه رمان پسامدرنیستی ایرانی است. این رمان در پیچوتابهای روایی خود، جهانی را بهتصویر میکشد که مرزبندی خیال و واقعیت را بهچالش میکشد. (هوروش، مونا(۱۳۸۹)، سیارهای خارج از مدار: نگاهی به پسامدرنیسم در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوبها»، پژوهش ادبیات معاصر جهان، شماره ۵۸)
«همنوایی...» فضایی خوفآور و هولناک ۱۲ ترسیم میکند که بیش از هر چیز مدیون سبک و زبان خودویژهٔ آن است:
منظور از سبک، ریزهکاریهای زبانی و ۱۲ شگردهای بیانی است که نویسنده در توصیف آدمها، رویدادها و احساسات به کار میگیرد. (صافاریان، روبرت (۱۳۸۲) هراس، حسرت، طنز. بخش نگاه ماه، ماهنامه هفت)
قاسمی کوشیده ساختارهای محتوایی متن را به رویدادهای اجتماعی بکشاند و متن را طوری پرداخته که بین اندیشهٔ اکسپرسیونیستی راوی و واقعیت عینی جهان رابطه برقرار کند. (داوودی حموله، ثریا (۱۳۸۲) برنیامدن از پس غربت این جهان غربتی، نشریهٔ ادبی نافه)
نویسنده در یکی دو صفحهٔ نخست رمان به تعجیل و البته دقیق کاشتهایی در ذهن مخاطب ایجاد میکند که تا انتهای رمانش به کار میآید و البته بزرگترین ویژگی ذهن قاسمی در این رمان این است که کمپوزیسیون را به شدت میشناسد و بهخوبی هم رعایت میکند. (منصوری، مریم (۱۳۸۹) دایره جنون، نشریه آزما)