داریوش شایگان

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو

داریوش شایگان متفکر، فرهنگ‌پژوه، فیلسوف، نویسنده،ادیب، شاعر، هندشناس، پژوهشگر ادبی، مترجم و مدرس دانشگاه بود.

داستانک‌ها

ظرف چینی طلائی

آیدین آغداشلو از خاطراتش با شایگان و نزدیکی خود به او می‌گوید: همیشه شاد بودم که گاهی به حضورش می‌رسم. در آن خانه زیبا که حیاطش به باغچه زیبا باز می‌شد با اشیائی که با دقت انتخاب شده بودند، ظرف چینی بسیار ظریفی داشت به رنگ طلائی. یک‌بار به شوخی گفتم: خب اینو بدید به من. به ترکی گفت مگه من خودم چِمه؟! با هم به‌ترکی صبحت می‌کردیم. من فکر کردم جز من او لایق‌ترین آدم برای نگه‌داری آن ظرف چینی است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام‌های نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه

داریوش نه شرقی بود نه غربی

اگر صاحب‌نظری و صاحب‌دلی دو خصلت مهم انسان باشد، مرحوم شایگان دارای این دو خصلت در حد اعلی بود. من که با او هم‌سن و سالم، ۶۰ سال است که این مرد بزرگ را می‌شناسم که کم نیست. نخستین آشنایی من با این مرد بزرگ در جلسات شبانه مرحوم علامه طباطبایی استاد بزرگ من و ایشان و هانری کربن فرانسوی بود. من همراه علامه طباطبایی از قم سوار اتوبوس می‌شدیم و سه ساعت طول می‌کشید به میدان شوش برسیم. به‌مجرد اینکه وارد مجلس می‌شدم می‌دیم که آقای شایگان نشسته است. تقریبا یک جلسه نبود که بیایم و شایگان را حاضر نبینم. ایام تابستان که هوا گرم بود علامه طباطبایی یک ماه به درکه می‌آمدند. من هم طلبه بودم. روزها خدمت علامه می‌رفتم. روزی نبود که من به درکه بروم و داریوش شایگان را آنجا نبینم. این علاقه چه بود؟ داریوش شایگان بزرگ‌شده غرب بود، از سیزده‌سالگی در غرب زندگی کرده بود. رفقای فراوان در فرانسه داشت. خانه هم در پاریس داشت. اما آنجا را رها می‌کرد و به ولنجک می‌آمد. این شدت علاقه این مرد بزرگ به ایران بود، غرب را مانند کف دست می‌شناخت. سال‌ها در هند زندگی کرد. شرقی‌ترین قسمت شرق را مثل کف دست می‌شناخت؛ اما عاشق ایران بود. هم شرقی بود و هم غربی و برای همین نه شرقی بود و نه غربی. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام‌های نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه


زندگی و تراث

عشق به پدر

علاقه شایگان به پدر به اندازه‌ای بود که می‌گفت «در زندگی هیچ‌کس را به اندازه او دوست نداشتم». پدرش هنرمند بود. خوش‌نویسی می‌دانست و گاهی به داریوش درس می‌داد. خط خوشی داشت که از پدر خوش‌نویسش به ارث برده بود. شایگان پدر را نمونه کامل پدرسالاری با صلابت اما بدون استبداد توصیف می‌کند. به پسر آزادی کامل داده بوده و دخالت مستقمی در تصمیم‌گیری‌های زندگی او نداشت. آرزویش این بود که داریوش روزی مدیریت کسب و کار پدر را که در یک شرکت پیمان‌کاری مشغول بود، به‌عهده بگیرد.«آخرین سخنانش برای همیشه در اندیشه‌ام حک شده است

شایگان از دید دیگران

سوراب کومار

کومار سفیر هند در ایران درباره شایگان می‌گوید: «استاد شایگان محقق، عالم، نویسنده، فیلسوف و نظریه‌پرداز بزرگی بود و از دوستان و حامیان بزرگ هند به‌شمار می‌آمد. از ایشان به خاطر کمک‌هایی که به فرهنگ هند کردند، قدرانی می‌کنیم. وی سال‌های سال از عمر کاری خود را مصروف معرفی فلسفه، ادبیات و فرهنگ هند به جامعه ایران و بنا کردن پل‌های تفاهم میان دو کشور کرده است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام‌های نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه

ژاله آموزگار

اگر اغراق نکنم، شایگان مرا یاد بودا می‌اندازد و تندیس‌های او با چهره‌های مختلف. بودای خندان، بودای متفکر و بودای نگران. پس ما چند نوع داریوش داریم. نخست از داریوش دانشمند سخن بگویم. شایگان متفکر هندشناس،‌ پروست‌شناس،‌ بودلرشناس بود... خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام‌های نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه