اکبر صحرایی: تفاوت میان نسخهها
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) |
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) |
||
خط ۴۴۱: | خط ۴۴۱: | ||
این کتاب که از سوی نشر سوره مهر منتشر شده است مشتمل بر ۴۴ داستان کوتاه است که هریک از داستانهای آن مستقل هستند و به خودی خود داستان کوتاه محسوب میشوند، اما در مجموع یک داستان بلند را تشکیل میدهند. | این کتاب که از سوی نشر سوره مهر منتشر شده است مشتمل بر ۴۴ داستان کوتاه است که هریک از داستانهای آن مستقل هستند و به خودی خود داستان کوتاه محسوب میشوند، اما در مجموع یک داستان بلند را تشکیل میدهند. | ||
داستانهای کتاب «آنا هنوز هم میخندد» نگاهی نو و متفاوت به جنگ و مضمونهای آن به همراه خود دارند. داستانهای در نظر گرفته شده در این کتاب به صورت برشی و مقطعی بوده و همین ویژگی داستانها، سبب غافلگیری مخاطبان را فراهم میکند. | داستانهای کتاب «آنا هنوز هم میخندد» نگاهی نو و متفاوت به جنگ و مضمونهای آن به همراه خود دارند. داستانهای در نظر گرفته شده در این کتاب به صورت برشی و مقطعی بوده و همین ویژگی داستانها، سبب غافلگیری مخاطبان را فراهم میکند. | ||
در بعد شخصیت داستان نیز عمدتا شخصیتها خاکستری هستند و موقعیت طنز را میتوان در جایجای این داستانها مشاهده کرد، به صورتی که خواننده در این داستانها با شخصیتها و موقعیتهای خاصی روبرو میشود.<ref name="آنا">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.ir/news/13910325000145/-%D8%A2%D9%86%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF|عنوان=«آنا هنوز هم میخندد» با ویرایش و طرح جلد جدید به چاپ پنجم رسید | خبرگزاری فارس}}</ref> | در بعد شخصیت داستان نیز عمدتا شخصیتها خاکستری هستند و موقعیت طنز را میتوان در جایجای این داستانها مشاهده کرد، به صورتی که خواننده در این داستانها با شخصیتها و موقعیتهای خاصی روبرو میشود.<ref name="آنا">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.ir/news/13910325000145/-%D8%A2%D9%86%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF|عنوان=«آنا هنوز هم میخندد» با ویرایش و طرح جلد جدید به چاپ پنجم رسید | خبرگزاری فارس|}}</ref> | ||
{{بلی}}'''در بخشی از این رمان میخوانیم'''{{سخ}} | {{بلی}}'''در بخشی از این رمان میخوانیم'''{{سخ}} | ||
خط ۴۴۷: | خط ۴۴۷: | ||
:<span style="color:darkcyan"> '''''میبخشى اگه بهم ریخته س. راستى حال خودت چطوره مادر؟ سردردت بهتر شد؟ ترکش هنوز تو سرته؟ نمىخواى درش بیارى؟ با اجازتون باید بشینم رو صندلى. بدون عصا دو قدمم هم نمىتونم راه برم مادر. تو 55 سالگى شدم مثل پیرزناى 80 ساله... اگه عالیه خانم! همسایه دیوار به دیوارم نبود، نمىدونم چى سرم مىاومد... تنهایى مادر بد دردیه! بشینید رو مبل. بگو بچهها میوه بخورن. نمک نداره... عکس رو خیلى دوست دارم؛ اون عکس سیاه سفید بالاى بخارى رو مىگم. خیلى قدیمیه. محمد، حمید و رضام دارن مىخندن تو عکس! بچههاى دوقلوم، انگار به هم چسبیده بودن. دوست داشتن خنده منو ببنین. خیالتون راحت، آنا هنوز هم مىخنده...آنا؟ آنا به ترکى همون مادر مىشه....»''' </span><noinclude> | :<span style="color:darkcyan"> '''''میبخشى اگه بهم ریخته س. راستى حال خودت چطوره مادر؟ سردردت بهتر شد؟ ترکش هنوز تو سرته؟ نمىخواى درش بیارى؟ با اجازتون باید بشینم رو صندلى. بدون عصا دو قدمم هم نمىتونم راه برم مادر. تو 55 سالگى شدم مثل پیرزناى 80 ساله... اگه عالیه خانم! همسایه دیوار به دیوارم نبود، نمىدونم چى سرم مىاومد... تنهایى مادر بد دردیه! بشینید رو مبل. بگو بچهها میوه بخورن. نمک نداره... عکس رو خیلى دوست دارم؛ اون عکس سیاه سفید بالاى بخارى رو مىگم. خیلى قدیمیه. محمد، حمید و رضام دارن مىخندن تو عکس! بچههاى دوقلوم، انگار به هم چسبیده بودن. دوست داشتن خنده منو ببنین. خیالتون راحت، آنا هنوز هم مىخنده...آنا؟ آنا به ترکى همون مادر مىشه....»''' </span><noinclude> | ||
==پانویس== | ==پانویس== |