مجموعهٔ کامل اشعار نیما یوشیج: تفاوت میان نسخه‌ها

طراوت بارانی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
ماخولا (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۳: خط ۷۳:
:گشت پیدا صداهای دیگر...
:گشت پیدا صداهای دیگر...
:شکل مخروطی خانه‌ای فرد...
:شکل مخروطی خانه‌ای فرد...
:گله‌ای چند بز در چراگاه...<ref>{{پک|زمانی نیا|۱۳۷۶|ک=نیما چشم جلال بود|ص=۱۵}}</ref>
:گله‌ای چند بز در چراگاه...<ref>{{پک|زمانی نیا|۱۳۷۶|ک=نیما چشم جلال بود|ص=۱۵}}</ref>{{سخ}}<center>'''''ققنوس'''''<center>{{سخ}}شعر ققنوس اولین شعر آزاد نیمایی است که در سال ۱۳۱۶ سروده شده است. نیما پس از حدود سه سال خاموشی یعنی بعد از تمام کردن مثنوی قلعه سقریم در آذر ماه ۱۳۱۳، در سال ۱۳۱۶ تنها دو شعر سروده است: یکی مرثیهً کوتاه و سنتی در رثاء [[اعتصام‌الملک]] و دیگری اولین شعر آزاد خود '''''ققنوس'''''. کنار هم قرار گرفتن این دو شعر چنان می‌نماید که سال ۱۳۱۶ پایان شعر کلاسیک و آغاز شعر نوین است. یوسف اعتصام‌الملک با آن متانت‌ها که بودش در قلم به سوی بالا می‌رود و ققنوس تن به آتش می‌سپارد و از خاکستر او ققنوس‌های دیگر سر برمی‌آورد.<ref>{{پک|پورنامداریان|۱۳۸۹|ک=خانه‌ام ابری است|ص=۱۳۵}}</ref>
ققنوس وصف سمبولیکی از خود نیماست و موقع و مقام او به عنوان شاعر سنت‌شکن و نیز نسبت او با شاعران دیگر و پیش‌بینی سرنوشتی که در انتظار اوست. حکایت ققنوس در ''منطق‌الطیر'' عطار الهام‌بخش اوست.<ref>{{پک|پورنامداریان|۱۳۸۹|ک=خانه‌ام ابری است|ص=۱۳۱}}</ref>{{سخ}}<center>'''''دینگ دانگ...'''''<center>{{سخ}}سال‌های پس از ۱۳۲۰ ظاهراً مهم‌ترین دوران خلاقیت نیماست. در این سال‌ها احساسات و حتی ساختمان شعرهای او دگرگون می‌شود. این سال‌ها دوران شور و شوق و هیجان در زندگی شاعر است و شاعر روشنایی دنیای پر امید آینده را به چشم می‌بیند.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۸۲|ک=از صبا تا نیما|ص=۵۹۸}}</ref>در سال ۱۳۲۳ بانگ دلاویز ناقوس  می‌رود تا خفتگان را بیدار کند و صبح تازه را خبر آورد و دورنمای جهانی دیگر را تصویر کند. صدای دینگ دانگ ناقوس در بخش‌های شعر چون ترجیع تکرار می‌شود و چون ضربه فرود می‌آید، ضربه‌ای بیدار کننده.
 


===محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)===
===محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)===