مجموعهٔ کامل اشعار نیما یوشیج: تفاوت میان نسخه‌ها

ماخولا (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
ماخولا (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۲: خط ۴۲:
===مقدمه‌نویس یا یادداشت‌نویس===
===مقدمه‌نویس یا یادداشت‌نویس===
===چرا باید خواند===
===چرا باید خواند===
تأمل در شعر [[نیما یوشیج|نیما]] برای کسی مطرح است که با فکری به‌دور از تعصب، آمادهء پذیرش تحول مطلوب در شعر و ادب باشد. خاصه‌آنکه زندگانی پرتلاطم و تحول امروز، ناگزیر برخی دگرگونی‌ها را در همهٔ زمینه‌ها پدید می‌آورد...، شاعر امروز اگر بخواهد آثارش نمودار احوال انسان عصر او باشد نمی‌تواند به این عوالم بی‌اعتنا بماند.<ref>{{پک|یوسفی|۱۳۹۸|ک=چشمه روشن|ص=۴۷۸}}</ref>{{سخ}}'''اهمیت اشعار نیما را باید در گفته‌های خود او یافت'''{{سخ}} نیما مایهٔ اصلی اشعارش را رنج معرفی می‌کند و می‌گوید به عقیدهٔ من گوینده واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود و دیگران شعر می‌گویم و کلمات و وزن و قافیه در همه وقت برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور به عوض کردن آن‌ها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۷۴|ک=از صبا تا نیما|ص=۵۸۲}}</ref>{{سخ}}تنوع در آثار نیما چه از نظر شکل و چه از نظر مضمون به قدری است که در نظر اول خواننده را گمراه می‌کند؛ از شعر موزون و مقفی تا شعر سفید، از رئالیسم تا سمبولیسم، از بدبینی تا امید.به گفته خودش:<font color=green><center>''من به رودخانه‌ای شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد بدون سر و صدا می‌توان آب برداشت.''</center></font>{{پک|‍‍پندری|۱۳۸۴|ک=گزینهٔ اشعار نیما یوشیج|ص=۷۴}}</ref>{{سخ}}شعر نیما مثل پروانه‌ای است که از همان پیله‌ها و کارگاه‌های ابریشمین، مستحکم، لطیف و سودمند قدیم برآمده است و همه چیزش خلقاً و خلقاً با گذشته متفاوت است.<ref>{{پک|اخوان ثالث|۱۳۶۹|ک=بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج|ص=۳۸}}</ref>{{سخ}}به گفتهٔ [[سعید نفیسی]] جنبهٔ مهم شعر او پیوستگی و تسلسل و انسجام و صراحت بیان اوست. در توصیف محیط فکر خود بسیار تواناست. اشعار وی آهنگ موزون طبیعی دارد و از آغاز تا پایان هر منظومه‌ای آن آهنگ را با قدرت خاصی نگاه می‌دارد. موسیقی مخصوصی در شعر او هست که با مضامین وی تناسب کامل دارد.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۷۴|ک=از صبا تا نیما|ص=601}}</ref>
تأمل در شعر [[نیما یوشیج|نیما]] برای کسی مطرح است که با فکری به‌دور از تعصب، آمادهء پذیرش تحول مطلوب در شعر و ادب باشد. خاصه‌آنکه زندگانی پرتلاطم و تحول امروز، ناگزیر برخی دگرگونی‌ها را در همهٔ زمینه‌ها پدید می‌آورد...، شاعر امروز اگر بخواهد آثارش نمودار احوال انسان عصر او باشد نمی‌تواند به این عوالم بی‌اعتنا بماند.<ref>{{پک|یوسفی|۱۳۹۸|ک=چشمه روشن|ص=۴۷۸}}</ref>{{سخ}}'''اهمیت اشعار نیما را باید در گفته‌های خود او یافت'''{{سخ}} نیما مایهٔ اصلی اشعارش را رنج معرفی می‌کند و می‌گوید به عقیدهٔ من گوینده واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود و دیگران شعر می‌گویم و کلمات و وزن و قافیه در همه وقت برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور به عوض کردن آن‌ها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۷۴|ک=از صبا تا نیما|ص=۵۸۲}}</ref>{{سخ}}تنوع در آثار نیما چه از نظر شکل و چه از نظر مضمون به قدری است که در نظر اول خواننده را گمراه می‌کند؛ از شعر موزون و مقفی تا شعر سفید، از رئالیسم تا سمبولیسم، از بدبینی تا امید.به گفته خودش: من به رودخانه‌ای شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد بدون سر و صدا می‌توان آب برداشت.<ref>{{پک|‍‍پندری|۱۳۸۴|ک=گزینهٔ اشعار نیما یوشیج|ص=۷۴}}</ref>{{سخ}}شعر نیما مثل پروانه‌ای است که از همان پیله‌ها و کارگاه‌های ابریشمین، مستحکم، لطیف و سودمند قدیم برآمده است و همه چیزش خلقاً و خلقاً با گذشته متفاوت است.<ref>{{پک|اخوان ثالث|۱۳۶۹|ک=بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج|ص=۳۸}}</ref>{{سخ}}به گفتهٔ [[سعید نفیسی]] جنبهٔ مهم شعر او پیوستگی و تسلسل و انسجام و صراحت بیان اوست. در توصیف محیط فکر خود بسیار تواناست. اشعار وی آهنگ موزون طبیعی دارد و از آغاز تا پایان هر منظومه‌ای آن آهنگ را با قدرت خاصی نگاه می‌دارد. موسیقی مخصوصی در شعر او هست که با مضامین وی تناسب کامل دارد.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۷۴|ک=از صبا تا نیما|ص=601}}</ref>
==برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند==  
==برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند==  
===داستانک‌ها===نیما در سال ۱۳۲۵ جزو شرکت کنندگان نخستین کنگره نویسندگان ایران بود که از سوی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی برگزار شده بود. {{گفتاورد تزیینی|بار اول که پیرمرد را دیدم در کنگره نویسندگانی بود که خانه وکس در تهران علم کرده بود. تیر ماه ۱۳۲۵. زبر و زرنگ می‌آمد و می‌رفت. دیگر شعرا کاری به کار او نداشتند. شبی که نوبت شعر خواندن او شد یادم است. برق خاموش شد و بر روی میز خطابه شمعی نهادند و او در محیطی عهد بوقی '''آی آدم‌هایش ''' را خواند. سر بزرگ و تاسش برق می‌زد و گودی چشم‌ها و دهان عمیق شده بود و خودش ریزه‌تر می‌نموده و تعجب می‌کردی که این فریاد از کجای او در می آید؟...}}<ref>{{پک|جلال آل‌احمد|۱۳۴۴|ک=ارزیابی شتابزده|ص=۳۷}}</ref>
===داستانک‌ها===نیما در سال ۱۳۲۵ جزو شرکت کنندگان نخستین کنگره نویسندگان ایران بود که از سوی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی برگزار شده بود. {{گفتاورد تزیینی|بار اول که پیرمرد را دیدم در کنگره نویسندگانی بود که خانه وکس در تهران علم کرده بود. تیر ماه ۱۳۲۵. زبر و زرنگ می‌آمد و می‌رفت. دیگر شعرا کاری به کار او نداشتند. شبی که نوبت شعر خواندن او شد یادم است. برق خاموش شد و بر روی میز خطابه شمعی نهادند و او در محیطی عهد بوقی '''آی آدم‌هایش ''' را خواند. سر بزرگ و تاسش برق می‌زد و گودی چشم‌ها و دهان عمیق شده بود و خودش ریزه‌تر می‌نموده و تعجب می‌کردی که این فریاد از کجای او در می آید؟...}}<ref>{{پک|جلال آل‌احمد|۱۳۴۴|ک=ارزیابی شتابزده|ص=۳۷}}</ref>
خط ۵۸: خط ۵۸:
===سال‌شمار کتاب===
===سال‌شمار کتاب===
===خلاصهٔ مفصل‌تر کتاب در حد دو بند=== <font color=‌red><center>''برای دل های خونین''</center></font>
===خلاصهٔ مفصل‌تر کتاب در حد دو بند=== <font color=‌red><center>''برای دل های خونین''</center></font>
مثنوی قصهٔ رنگ پریده جزو استوارترین و زیباترین اشعار نیما به شیوه کلاسیک است این شعر را که می‌بایست برای نخستین بار او را به جامعه ادبی معرفی کند با تأمل بسیار سروده است و نشان می‌دهد که نیما اگر می‌خواست همین شیوه را ادامه دهد می‌توانست در کنار کهن سرایان دیگر چهرهٔ برجسته پیدا کند. (آرین پور، ۱۳۸۲: ۶۴) انتشار اولین شعر خود در قالب و سبک کلاسیک تمهید هوشمندانه‌ای است تا بعدها نوآوری‌هایش حمل بر ناتوانی او در سرودن شعر به شیوه کلاسیک نشود (آرین پور، ۱۳۸۲: ۶۵) در این مثنوی تأثیر زبان و وزن و تا حدودی معنی مثنوی مولوی آشکار است.( آرین پور، ۱۳۸۲: ۵۵)
مثنوی قصهٔ رنگ پریده جزو استوارترین و زیباترین اشعار نیما به شیوه کلاسیک است این شعر را که می‌بایست برای نخستین بار او را به جامعه ادبی معرفی کند با تأمل بسیار سروده است و نشان می‌دهد که نیما اگر می‌خواست همین شیوه را ادامه دهد می‌توانست در کنار کهن سرایان دیگر چهرهٔ برجسته پیدا کند. <ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۸۲|ک=از صبا تا نیما|ص=۶۴}}</ref> انتشار اولین شعر خود در قالب و سبک کلاسیک تمهید هوشمندانه‌ای است تا بعدها نوآوری‌هایش حمل بر ناتوانی او در سرودن شعر به شیوه کلاسیک نشود<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۸۲|ک=از صبا تا نیما|ص=۶۵}}</ref> در این مثنوی تأثیر زبان و وزن و تا حدودی معنی مثنوی مولوی آشکار است.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۸۲|ک=از صبا تا نیما|ص=۵۵}}</ref>
فضای معنوی شعر که به هر حال تازگی دارد چهرهٔ شاعر متعهدی را می‌نماید که عشق به حق و حقیقت و تحمل رنج‌ها و مصیبت‌های ناشی از آن را تقدیر جبری و ناخواسته خود می‌داند. (آرین پور، ۱۳۹۱: ۵۵)
فضای معنوی شعر که به هر حال تازگی دارد چهرهٔ شاعر متعهدی را می‌نماید که عشق به حق و حقیقت و تحمل رنج‌ها و مصیبت‌های ناشی از آن را تقدیر جبری و ناخواسته خود می‌داند.<ref>{{پک|آرین‌پور|۱۳۸۲|ک=از صبا تا نیما|ص=۵۵}}</ref>


===محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)===
===محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)===