کتایون مزداپور: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جانِ پریش (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
جانِ پریش (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۶: خط ۶۶:
شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخه‌های کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقف‌اند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه می‌شود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخه‌ٔ پهلوی که در ساختمانی نیمه‌مخروبه در بمبئی نگهداری می‌شود و کافی است لوله‌کشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبران‌ناپذیر ببیند. <ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.ganjei.com/1387/12/27/handwritten-avesta-2/|عنوان = علی گنجه‌ای}}</ref>
شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخه‌های کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقف‌اند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه می‌شود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخه‌ٔ پهلوی که در ساختمانی نیمه‌مخروبه در بمبئی نگهداری می‌شود و کافی است لوله‌کشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبران‌ناپذیر ببیند. <ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.ganjei.com/1387/12/27/handwritten-avesta-2/|عنوان = علی گنجه‌ای}}</ref>


===داستانک عشق===


===داستانک استاد===
 
===استاد، شاگرد، دوست، همکار===
نام مهرداد بهار و مزداپور همواره در کنار هم شنیده می‌شود و آشنایان هر یک٬ بی‌گمان آن دیگری را نیز می‌شناسند. آشنایی بهار و مزداپور از رابطه استاد-شاگردی آغاز و به دوستی و همکاری علمی دیرینه ختم شد. مزداپور شیوه کار بهار را خلاق و پرالهام می‌داند و در وصف او می‌گوید: «کارکردن با او زندگی کردن بود.»


===داستانک شاگرد===
===داستانک شاگرد===
خط ۷۵: خط ۷۶:


===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===
===داستانک‌های دشمنی===


===داستانک‌های دوستی===
===داستانک‌های دوستی===
===داستانک‌های قهر===
===داستانک‌های آشتی‌ها===


===داستانک نگرفتن جوایز===
===داستانک نگرفتن جوایز===
خط ۱۰۳: خط ۹۸:


===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===
 
====یک عمر با پژوهشگاه====
===عکس سنگ‌قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===
کتایون مزداپور، در سخنرانی که به مناسبت پنجاهمین سالگشت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه داد، پژوهشگاه و همکارانش را همانند خانه و خانواده خود توصیف می‌کند و از خانه شبانه‌روزی خود و همکارانش در سال‌های اولیه تأسیس آن و خاطرات بسیاری از ماه‌های آخر سال ٬۱۳۶۶از خریدن لباس و ماهی گرفته٬ تا چادر زدن در زیرزمین این ساختمان که به ساختمان قنات مشهور بود، یاد می‌کند: «گذراندن یک عمر با اساتید و همکاران در پژوهشگاه، در پیوند و ارتباطی بیشتر یا کمتر، اغلب آن احساس دلبستگی و وابستگی خاصی را ایجاد می‌کند که جز در میان اعضای خانواده نمی‌شود نظیری برای آن باز یافت. با این توضیح که شاید خواهر و برادر را هرروزه نبینی اما روبرو شدن با همکاران اداری، کاری هرروزه و همه روزه است.»


===داستان‌های دیگر===
===داستان‌های دیگر===
خط ۱۷۲: خط ۱۶۷:
===یادمان و بزرگداشت ===
===یادمان و بزرگداشت ===


♦  آئین تجلیل از کتایون مزداپور، اسطوره‌شناس زرتشتی و زهره زرشناس، خاتون سغد، ۶اسفندماه۱۳۹۳ در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری.  
♦  آئین تجلیل از کتایون مزداپور، اسطوره‌شناس زرتشتی و زهره زرشناس، خاتون سغد، ۶اسفندماه۱۳۹۳ در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری.{{سخ}}
♦  تقدیر از مقام علمی دکتر کتایون مزداپور، آبان ۱۳۹۱
♦  تقدیر از مقام علمی دکتر کتایون مزداپور، آبان ۱۳۹۱


===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===


===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===
===سخنرانی‌ در سمینارها و همایش‌های خارج از کشور===
♦  سخنرانی در سمینار بین‌المللی آیین‌های کیش زرتشتی در هایدلبرگ آلمان (آوریل 2002/ فروردین 1381)، با مقاله «تداوم آداب کهن در رسم¬های معاصر زرتشتیان در ایران»، که متن آن به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شد و درشماره 50-49 مجله فرهنگ (1383)، به فارسی منتشر شد.{{سخ}}
♦  سخنرانی در شهر دوشنبه تاجیکستان و شهرهای دیگر این کشور، (به دعوت خانم دکتر نوشین یاوری)، در زمینه مسائل زنان، که به سازمان ملل («یونیفم» صندوق زنان)، مربوط می‌شده است. که در نهایت سخنرانی‌ها و نوشته‌های ارائه شده در این کشور، به خط فارسی در قالب کتاب «گناه ویس» منتشر شد.
 


===ناشران کتاب‌های دکتر مزداپور===
===ناشران کتاب‌های دکتر مزداپور===
خط ۲۱۵: خط ۲۱۳:


===جوایز و افتخارات===
===جوایز و افتخارات===
♦  سی‌امین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای تألیف کتاب «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی»، در بخش زبان و شاخه زبان‌های باستانی (1390).
♦  سی‌امین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای تألیف کتاب «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی»، در بخش زبان و شاخه زبان‌های باستانی (1390).{{سخ}}
♦  شایسته تقدیر؛ کتاب «ادیان و مذاهب در ایران باستان» به نویسندگی دکتر کتایون مزداپور و همکاران در مراسم اختتامیه دومین دوره همایش «نشان دهخدا» شایسته تقدیر شناخته شد (1395)
♦  شایسته تقدیر؛ کتاب «ادیان و مذاهب در ایران باستان» به نویسندگی دکتر کتایون مزداپور و همکاران در مراسم اختتامیه دومین دوره همایش «نشان دهخدا» شایسته تقدیر شناخته شد (1395)



نسخهٔ ‏۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۵

کتایون مزداپور
زمینهٔ کاری نویسندگی، پژوهشگری زبان‌های ایران باستان٬ اسطورشناسی و تدریس
زادروز ۲فروردین۱۳۲۲
یزد
پدر و مادر دینیار و شیرین
بنیانگذار بنیاد دست‌نوشته‌های کهن (از اعضای هیئت مؤسس)
پیشه زبان‌شناس، اسطوره‌شناس، استاد پژوهشگاه علوم‌انسانی و...
کتاب‌ها واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی

زرتشتیان پهلوی آسان چند سخن و...

مدرک تحصیلی علوم اجتماعی (کارشناسی)

فرهنگ و زبان‌های باستانی و زبانشناسی همگانی (کارشناسی‌ارشد و دکتری)

کتایون مزداپور پژوهشگر ادبی، اسطوره‌شناس، زبان‌شناس، مترجم متون ایران باستان و استاد پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی و نیز دانشگاه‌های سراسر کشور نظیر دانشگاه تهران و بنیاد ایران‌شناسی دانشگاه شهیدبهشتی.

* * * * *

این پژوهشگر زردتشتی از اعضای هیئت مؤسس بنیاد دست‌نوشته‌های کهن است که در شمار بانوان محقق و احیاءکنندهٔ نسخ خطی متون پهلوی و اوستایی است. مزداپور با آنکه همواره دغدغهٔ حقوق زنان را دارد و در مقاله‌هایش بارها به این مطلب پرداخته؛ اما همیشه درمقابل برجسب فمنیستی، پاسخ‌های دندان‌شکنی داده است.
بزرگان علم و ادب و اسطوره، مزداپور را یکی از نخستین و تأثیرگذارترین زنان زبان‌شناس و اسطوره‌شناس ایران می‌دانند و در کنار نام او از واژگانی چون «جسارت» و «پشتکار» سخن می‌گویند.
شش ماه از تولد نخستین فرزند خانواده نگذشته بود که تصمیم به مهاجرت از زادبوم خود گرفتند و ابتدا به اصفهان و پس از چهار سال و نیم به تهران نقل مکان کردند. اینگونه تمام مقاطع تحصیلی کتایون مزداپور، از کودکستان تا دکتری، در مدارس و دانشگاه‌های پایتخت سپری شد. او بعد از گذراندن دوره‌های تحصیلی در مدارس زرتشتی تهران٬ رشته علوم اجتماعی را به عنوان رشته دانشگاهی خود برگزید و در مقطع ارشد با اینکه ابتدا در رشته روانشناسی قبول شد٬ اما ادامه نداد و «زبان‌شناسی همگانی و فرهنگ و زبان‌های باستانی» انتخاب او برای آموختن در مقطع فوق لیسانس و دکتری بود.
مزداپور در این سال‌ها از همنشینی استادان نامداری چون ابوالحسن صدیقی، احمد افشار شیرازی، مهرداد بهار، احمد تفضلی، محسن ابوالقاسمی و ژاله آموزگار بهره برده است و از دیرزمان تاکنون به پژوهش و تدریس اشتغال داشته و هم‌اینک عضو بازنشسته هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.

داستانک

دل‌نگران نسخه‌های خطی

شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخه‌های کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقف‌اند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه می‌شود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخه‌ٔ پهلوی که در ساختمانی نیمه‌مخروبه در بمبئی نگهداری می‌شود و کافی است لوله‌کشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبران‌ناپذیر ببیند. [۱]


استاد، شاگرد، دوست، همکار

نام مهرداد بهار و مزداپور همواره در کنار هم شنیده می‌شود و آشنایان هر یک٬ بی‌گمان آن دیگری را نیز می‌شناسند. آشنایی بهار و مزداپور از رابطه استاد-شاگردی آغاز و به دوستی و همکاری علمی دیرینه ختم شد. مزداپور شیوه کار بهار را خلاق و پرالهام می‌داند و در وصف او می‌گوید: «کارکردن با او زندگی کردن بود.»

داستانک شاگرد

داستانک مردم

ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود

داستانک‌های دوستی

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است

داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا

داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن

داستانک‌های زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)

جامعهٔ بی‌هوش و حواس

مزداپور در شب «عبدالمجید ارفعی»، صدوسی‌وششمین شب از شب‌های مجلهٔ بخارا، در دفاع از حقوق پایمال شدهٔ دوست و همکار دانشمندش، بزرگان و جامعه ایران مورد خطاب و سرزنش قرار می‌دهد: «من به اینجا نیامده‎ام تا از این خان‌داداش عزیزم تمجید کنم، برای این‌که او خودش «عبدالمجید» است و و نیازی هم به تمجید و تعریف ندارد، بخصوص از سوی من که همه می‎دانند «قند مکرر» است. من آمده‎ام برای یادآوری یک نکته و تقاضای یک چیز مهم؛ آنچه می‎خواهم یادآوری کنم بی‎حواسی یا اگر بگوییم غفلت یا تغافل جامعه‌ٔ سرافراز و نازنین و به یک تعبیر، «تنبل» و جسارت نشود، «بی‌هوش و حواس» خودمان، یعنی ما ایرانیان عزیز است...». [۲]


داستانک‌های مشهور ممیزی

داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری

یک عمر با پژوهشگاه

کتایون مزداپور، در سخنرانی که به مناسبت پنجاهمین سالگشت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه داد، پژوهشگاه و همکارانش را همانند خانه و خانواده خود توصیف می‌کند و از خانه شبانه‌روزی خود و همکارانش در سال‌های اولیه تأسیس آن و خاطرات بسیاری از ماه‌های آخر سال ٬۱۳۶۶از خریدن لباس و ماهی گرفته٬ تا چادر زدن در زیرزمین این ساختمان که به ساختمان قنات مشهور بود، یاد می‌کند: «گذراندن یک عمر با اساتید و همکاران در پژوهشگاه، در پیوند و ارتباطی بیشتر یا کمتر، اغلب آن احساس دلبستگی و وابستگی خاصی را ایجاد می‌کند که جز در میان اعضای خانواده نمی‌شود نظیری برای آن باز یافت. با این توضیح که شاید خواهر و برادر را هرروزه نبینی اما روبرو شدن با همکاران اداری، کاری هرروزه و همه روزه است.»

داستان‌های دیگر

زندگی و تراث

سال‌شمار زندگی علمی

۱۳۲۲ تولد در یزد، دوره ابتدایی و متوسطه را در مدارس «گیو» و «انوشیروان دادگر» و دیپلم خود را در رشتهٔ ادبیات از دبیرستان «همایون» تهران گرفت.
۱۳۳۹ ورود به دانشگاه تهران، رشته علوم اجتماعی
۱۳۴۴ اخذ مدرک لیسانس رشته علوم اجتماعی (موضوع پایان‌نامه: «لغت‌های اجتماعی سیاست‌نامه»)
۱۳۴۴ کار در وزارت کار
۱۳۴۹ فوق لیسانس رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی و زبانشناسی همگانی از دانشگاه تهران
۱۳۵۱ انتقال از وزارت کار به فرهنگستان زبان (بخش گویش)، توسط دکتر مهرداد بهار (یک سال پس از تأسیس فرهنگستان)
۱۳۵۳ استخدام در فرهنگستان ادب و هنر که بعدا نام مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و حالا نام پژوهشگاه را دارد.
۱۳۵۹ اخذ مدرک دکتری رشته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی، از دانشگاه تهران
۱۳۷۰-۱۳۶۹ ورود به عرصه تدریس در پژوهشگاه، به رغم میل باطنی. (پیش از این، سابقه تدریس در پژوهشکده فرهنگ ایران را نیز داشته‌اند).
و...

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

شخصیت و اندیشه

زمینهٔ فعالیت

یادمان و بزرگداشت‌ها

از نگاه دیگران

علی معلم دامغانی، شاعر و رئیس سابق فرهنگستان هنر، تاریخچه آشنایی خود با دکتر مزداپور را به مکتب بهار می‌رساند و کار او در حوزه زبانشناسی را بااهمیت و دشوار قلمداد می‌کند: «یافتن نقطهٔ آغازین برای بررسی دوران زندیک و پازند کار دشواری است و دکتر مزداپور شاید تنها کسی باشد که جرأت یافته است تا نقطه آغازینی برای بررسی‌های زبانشناسی بیابد.»
دکتر عبدالمجید ارفعی، ایلام‌شناس و زبانشناس برجسته، در توصیف دکتر مزداپور می‌گوید: «آشنایی ما به زمانی بازمی‌گردد که دکتر خانلری مرا به عنوان همکار به دکتر مزداپور معرفی کرد. بارها شده است که برای کاری پیش ایشان می‌رفتم و تا ساعاتی با یکدیگر در مورد بسیاری واژه‌ها صحبت می‌کردیم.»

پارسا دانشمند، پژوهشگر متون و زبان‌های باستانی بین‌النهرین و ایرانی میانه، دکتر کتایون مزداپور را فردی اخلاق‌مدار می‌داند، که در کنار سخت‌گیری‌های علمی، به دانشجویانش محبت مادرانه دارد.
ویدا نداف، دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران و استاد دانشگاه همدان، در توصیف استاد خود می‌گوید: «ما همانگونه که درس زبان پهلوی را از وی یاد گرفتیم، درس انسان بودن را نیز فرامی‌گرفتیم. گاه و بی‌گاه مزاحم ایشان می‌شدم ولی ایشان همواره با روی باز دانشجویانش را می‌پذیرفت.»
فرزانه گشتاسب، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته فرهنگ و زبان‌های ایران باستان، از دکتر مزداپور با تعبیر فردی که دارای خیرخواهی علمی است، نام می‌برد و تیزبینی در مسائل علمی را از خصوصیات ایشان برمی‌شمارد.
محمد بهشتی، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در مراسم تجلیل از کتایون مزداپور و زهره زرشناس، با تقدیر از زحمات این دو تن، اسطوره‌شناسان را از مهمترین افرادی دانست که جامعه را متوجه نسیان فرهنگی می‌کنند: «اسطوره‌ها سرگذشت ما نیستند بلکه سرنوشت ما هستند. یعنی آنچه بر ما نوشته شده است... اینکه بتوانیم اسطوره‌ها را ثبت و ضبط کنیم به‌گونه‌ای که برای دیگران قابل دسترسی نیز باشد، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. جنبه دیگر این بحث رمزگشایی از اسطوره‌هاست. اشارات و دلالت‌ها و رمزها را باید در اسطوره یافت و تا این کار صورت نگیرد، تجربه تاریخی در ناخودآگاهمان ثبت می‌شود و به خودآگاه نمی‌آید. افرادی که در این زمینه تلاش می‌کنند بارزترین شخصیت‌هایی محسوب می‌شوند که به یاد جامعه می‌آورند که هستند. در حدود سه قرن است که جامعه ما فراموش کرده چه کسی است و این نسیان فرهنگی بزرگترین درد جامعه ما است. اسطوره‌شناسان مهمترین افرادی هستند که می‌توانند این نسیان را به جامعه تذکر دهند و از این جهت تلاش‌های آنها قابل تقدیر است.»

محمد میرشکرایی، مردم‌شناس و سردبیر نشریه «هفت‌گنبد»، مزداپور و زرشناس را در زمره پژوهشگران برجسته‌ای به حساب می‌آورد که در مطالعات و تحقیقات خود همواره از دستاوردهای پژوهشی آنها به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بهره برده‌ است.
علیرضا حسن‌زاده، رئیس پژوهشکده مردم‌شناسی، از بوجود آمدن گفتمان علمی در اساطیر، در دو دهه اخیر، توسط پژوهشگرانی چون مزداپور سخن می‌گوید. او تعهد به انتشار علم در جامعه را از ویژگی‌های بارز کتایون مزداپور می‌داند و در توصیف پژوهشگرانی چون او می‌گوید: «این پژوهشگران دانش علمی خود را به زبان مردم نزدیک و قابل فهم کردند و این کار بزرگی است. اگر شمار اندیشمندانی چون مزداپور که آگاهی ما را به میراث روایی تعمق می‌دهند، افزایش می‌یافت، آگاهی ما از تمدن ایران بیشتر بود.»


نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش

تفسیر خود از آثارش

موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران

همراهی‌های سیاسی

مخالفت‌های سیاسی

نامه‌های سرگشاده

نام‌های دسته‌جمعی

بیانیه‌ها

جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش

جمله‌ای از ایشان

نحوهٔ پوشش

تکیه‌کلام‌ها

خلق و خوی

در توصیف مزداپور اولین کلماتی که شنیده می‌شود از «مهربانی مادرانه»ای حکایت دارد که او در کنار «انتقال بی‌دریغ و دلسوزانه دانش» در اختیار دانشجویان و پژوهشگران قرار می‌دهد. این دلسوزی و مهربانی را در اولین برخورد با او می‌توان حس کرد. همچنین دغدغه انتقال دانش و نگرانی همیشگیش برای کشف و حفاظت از اسناد و نوشته‌های قدیمی و نیز تلاش برای یاری و راهنمایی به دوستداران دانش از خصوصیات دیگری است که برای این استاد برمی‌شمارند.

یادمان و بزرگداشت

♦ آئین تجلیل از کتایون مزداپور، اسطوره‌شناس زرتشتی و زهره زرشناس، خاتون سغد، ۶اسفندماه۱۳۹۳ در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری.
♦ تقدیر از مقام علمی دکتر کتایون مزداپور، آبان ۱۳۹۱

گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)

سخنرانی‌ در سمینارها و همایش‌های خارج از کشور

♦ سخنرانی در سمینار بین‌المللی آیین‌های کیش زرتشتی در هایدلبرگ آلمان (آوریل 2002/ فروردین 1381)، با مقاله «تداوم آداب کهن در رسم¬های معاصر زرتشتیان در ایران»، که متن آن به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شد و درشماره 50-49 مجله فرهنگ (1383)، به فارسی منتشر شد.
♦ سخنرانی در شهر دوشنبه تاجیکستان و شهرهای دیگر این کشور، (به دعوت خانم دکتر نوشین یاوری)، در زمینه مسائل زنان، که به سازمان ملل («یونیفم» صندوق زنان)، مربوط می‌شده است. که در نهایت سخنرانی‌ها و نوشته‌های ارائه شده در این کشور، به خط فارسی در قالب کتاب «گناه ویس» منتشر شد.


ناشران کتاب‌های دکتر مزداپور

انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اساطیر، آگاه، آگه، چشمه، انتشارات دفتر پژوهش‌های فرهنگی، توس، روشنگران، کتاب روشن، سمت، فرهنگستان هنر

بنیان‌گذاری

تأثیرپذیری‌ها

اساتید

مزداپور در باب اساتید خود چنین می‌نویسد: «در دوره لیسانس افتخار شاگردی شادروان دکتر ابوالحسن صدیقی و جناب دکتر علی محمد کاردان و شادروان دکتر محمود صناعی و استادان مبرز دیگری داشتم و درس¬هایی زنده و جاندار. بعدا بیشتر شاگرد شادروان دکتر بهار بودم و دکتر ابوالقاسمی. با شادروان دکتر جمال رضایی و روانشاد دکتر ماهیار نوابی، شادروان دکتر تفضلی و سرکار خانم دکتر آموزگار هم کار کرده‌ام.»


علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

آثار و منبع‌شناسی

سبک و لحن و ویژگی آثار

کارنامه و فهرست آثار

جوایز و افتخارات

♦ سی‌امین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای تألیف کتاب «واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی»، در بخش زبان و شاخه زبان‌های باستانی (1390).
♦ شایسته تقدیر؛ کتاب «ادیان و مذاهب در ایران باستان» به نویسندگی دکتر کتایون مزداپور و همکاران در مراسم اختتامیه دومین دوره همایش «نشان دهخدا» شایسته تقدیر شناخته شد (1395)


منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)

بررسی چند اثر

ناشرینی که با او کار کرده‌اند

تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

پانویس

منابع

پیوند به بیرون