کتایون مزداپور: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
شش ماه از تولد نخستین فرزند خانواده نگذشته بود که تصمیم به مهاجرت از زادبوم خود گرفتند و ابتدا به اصفهان و پس از چهار سال و نیم به تهران نقل مکان کردند. اینگونه تمام مقاطع تحصیلی کتایون مزداپور، از کودکستان تا دکتری، در مدارس و دانشگاههای پایتخت سپری شد. او بعد از گذراندن دورههای تحصیلی در مدارس زرتشتی تهران٬ رشته علوم اجتماعی را به عنوان رشته دانشگاهی خود برگزید و در مقطع ارشد با اینکه ابتدا در رشته روانشناسی قبول شد٬ اما ادامه نداد و «زبانشناسی همگانی و فرهنگ و زبانهای باستانی» انتخاب او برای آموختن در مقطع فوق لیسانس و دکتری بود.{{سخ}} | شش ماه از تولد نخستین فرزند خانواده نگذشته بود که تصمیم به مهاجرت از زادبوم خود گرفتند و ابتدا به اصفهان و پس از چهار سال و نیم به تهران نقل مکان کردند. اینگونه تمام مقاطع تحصیلی کتایون مزداپور، از کودکستان تا دکتری، در مدارس و دانشگاههای پایتخت سپری شد. او بعد از گذراندن دورههای تحصیلی در مدارس زرتشتی تهران٬ رشته علوم اجتماعی را به عنوان رشته دانشگاهی خود برگزید و در مقطع ارشد با اینکه ابتدا در رشته روانشناسی قبول شد٬ اما ادامه نداد و «زبانشناسی همگانی و فرهنگ و زبانهای باستانی» انتخاب او برای آموختن در مقطع فوق لیسانس و دکتری بود.{{سخ}} | ||
مزداپور در این سالها از همنشینی استادان نامداری چون [[ابوالحسن صدیقی]]، [[احمد افشار شیرازی]]، [[مهرداد بهار]]، [[احمد تفضلی]]، [[محسن ابوالقاسمی]] و [[ژاله آموزگار]] بهره برده است و از دیرزمان تاکنون به پژوهش و تدریس اشتغال داشته و هماینک عضو بازنشسته هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. | مزداپور در این سالها از همنشینی استادان نامداری چون [[ابوالحسن صدیقی]]، [[احمد افشار شیرازی]]، [[مهرداد بهار]]، [[احمد تفضلی]]، [[محسن ابوالقاسمی]] و [[ژاله آموزگار]] بهره برده است و از دیرزمان تاکنون به پژوهش و تدریس اشتغال داشته و هماینک عضو بازنشسته هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. | ||
==داستانک== | ==داستانک== | ||
| خط ۱۱۱: | خط ۱۱۰: | ||
==زندگی و تراث== | ==زندگی و تراث== | ||
===سالشمار زندگی علمی=== | |||
۱۳۲۲ تولد در یزد، دوره ابتدایی و متوسطه را در مدارس «گیو» و «انوشیروان دادگر» و دیپلم خود را در رشتهٔ ادبیات از دبیرستان «همایون» تهران گرفت.{{سخ}} | |||
۱۳۳۹ ورود به دانشگاه تهران، رشته علوم اجتماعی{{سخ}} | |||
۱۳۴۴ اخذ مدرک لیسانس رشته علوم اجتماعی (موضوع پایاننامه: «لغتهای اجتماعی سیاستنامه»){{سخ}} | |||
۱۳۴۴ کار در وزارت کار {{سخ}} | |||
۱۳۴۹ فوق لیسانس رشته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی از دانشگاه تهران{{سخ}} | |||
۱۳۵۱ انتقال از وزارت کار به فرهنگستان زبان (بخش گویش)، توسط دکتر مهرداد بهار (یک سال پس از تأسیس فرهنگستان){{سخ}} | |||
۱۳۵۳ استخدام در فرهنگستان ادب و هنر که بعدا نام مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و حالا نام پژوهشگاه را دارد.{{سخ}} | |||
۱۳۵۹ اخذ مدرک دکتری رشته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی، از دانشگاه تهران{{سخ}} | |||
۱۳۷۰-۱۳۶۹ ورود به عرصه تدریس در پژوهشگاه، به رغم میل باطنی. (پیش از این، سابقه تدریس در پژوهشکده فرهنگ ایران را نیز داشتهاند).{{سخ}} | |||
و... | |||
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری=== | ===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری=== | ||
| خط ۱۱۹: | خط ۱۳۰: | ||
===یادمان و بزرگداشتها=== | ===یادمان و بزرگداشتها=== | ||
===از نگاه دیگران | ===از نگاه دیگران=== | ||
[[علی معلم دامغانی]]، شاعر و رئیس سابق فرهنگستان هنر، تاریخچه آشنایی خود با دکتر مزداپور را به مکتب بهار می¬رساند و کار او در حوزه زبانشناسی را بااهمیت و دشوار قلمداد میکند: «یافتن نقطهٔ آغازین برای بررسی دوران زندیک و پازند کار دشواری است و دکتر مزداپور شاید تنها کسی باشد که جرأت یافته است تا نقطه آغازینی برای بررسیهای زبانشناسی بیابد.»{{سخ}} | |||
دکتر عبدالمجید ارفعی، ایلامشناس و زبانشناس برجسته، در توصیف دکتر مزداپور میگوید: «آشنایی ما به زمانی بازمیگردد که دکتر خانلری مرا به عنوان همکار به دکتر مزداپور معرفی کرد. بارها شده است که برای کاری پیش ایشان میرفتم و تا ساعاتی با یکدیگر در مورد بسیاری واژهها صحبت میکردیم.»{{سخ}} | |||
[[پارسا دانشمند]]، پژوهشگر متون و زبانهای باستانی بینالنهرین و ایرانی میانه، دکتر کتایون مزداپور را فردی اخلاقمدار میداند، که در کنار سختگیریهای علمی، به دانشجویانش محبت مادرانه دارد.{{سخ}} | |||
[[ویدا نداف]]، دکتری فرهنگ و زبانهای باستانی ایران و استاد دانشگاه همدان، در توصیف استاد خود میگوید: «ما همانگونه که درس زبان پهلوی را از وی یاد گرفتیم، درس انسان بودن را نیز فرامیگرفتیم. گاه و بیگاه مزاحم ایشان میشدم ولی ایشان همواره با روی باز دانشجویانش را میپذیرفت.»{{سخ}} | |||
[[فرزانه گشتاسب]]، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته فرهنگ و زبانهای ایران باستان، از دکتر مزداپور با تعبیر فردی که دارای خیرخواهی علمی است، نام میبرد و تیزبینی در مسائل علمی را از خصوصیات ایشان برمیشمارد.{{سخ}} | |||
[[محمد بهشتی]]، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در مراسم تجلیل از کتایون مزداپور و زهره زرشناس، با تقدیر از زحمات این دو تن، اسطورهشناسان را از مهمترین افرادی دانست که جامعه را متوجه نسیان فرهنگی میکنند: «اسطورهها سرگذشت ما نیستند بلکه سرنوشت ما هستند. یعنی آنچه بر ما نوشته شده است... اینکه بتوانیم اسطورهها را ثبت و ضبط کنیم بهگونهای که برای دیگران قابل دسترسی نیز باشد، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. جنبه دیگر این بحث رمزگشایی از اسطورههاست. اشارات و دلالتها و رمزها را باید در اسطوره یافت و تا این کار صورت نگیرد، تجربه تاریخی در ناخودآگاهمان ثبت میشود و به خودآگاه نمیآید. افرادی که در این زمینه تلاش میکنند بارزترین شخصیتهایی محسوب میشوند که به یاد جامعه میآورند که هستند. در حدود سه قرن است که جامعه ما فراموش کرده چه کسی است و این نسیان فرهنگی بزرگترین درد جامعه ما است. اسطورهشناسان مهمترین افرادی هستند که میتوانند این نسیان را به جامعه تذکر دهند و از این جهت تلاشهای آنها قابل تقدیر است.»{{سخ}} | |||
[[محمد میرشکرایی]]، مردمشناس و سردبیر نشریه «هفتگنبد»، مزداپور و زرشناس را در زمره پژوهشگران برجستهای به حساب میآورد که در مطالعات و تحقیقات خود همواره از دستاوردهای پژوهشی آنها بهطور مستقیم و غیرمستقیم بهره برده است.{{سخ}} | |||
[[علیرضا حسنزاده]]، رئیس پژوهشکده مردمشناسی، از بوجود آمدن گفتمان علمی در اساطیر، در دو دهه اخیر، توسط پژوهشگرانی چون مزداپور سخن میگوید. او تعهد به انتشار علم در جامعه را از ویژگیهای بارز کتایون مزداپور میداند و در توصیف پژوهشگرانی چون او میگوید: «این پژوهشگران دانش علمی خود را به زبان مردم نزدیک و قابل فهم کردند و این کار بزرگی است. اگر شمار اندیشمندانی چون مزداپور که آگاهی ما را به میراث روایی تعمق میدهند، افزایش می¬یافت، آگاهی ما از تمدن ایران بیشتر بود.» | |||
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش=== | ===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش=== | ||
نسخهٔ ۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳
| کتایون مزداپور | |
|---|---|
| زمینهٔ کاری | نویسندگی، پژوهشگری زبانهای ایران باستان٬ اسطورشناسی و تدریس |
| زادروز | ۲فروردین۱۳۲۲ یزد |
| پدر و مادر | دینیار و شیرین |
| بنیانگذار | بنیاد دستنوشتههای کهن (از اعضای هیئت مؤسس) |
| پیشه | زبانشناس، اسطورهشناس، استاد پژوهشگاه علومانسانی و... |
| کتابها | واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی
زرتشتیان پهلوی آسان چند سخن و... |
| مدرک تحصیلی | علوم اجتماعی (کارشناسی)
فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی (کارشناسیارشد و دکتری) |
کتایون مزداپور پژوهشگر ادبی، اسطورهشناس، زبانشناس، مترجم متون ایران باستان و استاد پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی و نیز دانشگاههای سراسر کشور نظیر دانشگاه تهران و بنیاد ایرانشناسی دانشگاه شهیدبهشتی.
این پژوهشگر زردتشتی از اعضای هیئت مؤسس بنیاد دستنوشتههای کهن است که در شمار بانوان محقق و احیاءکنندهٔ نسخ خطی متون پهلوی و اوستایی است. مزداپور با آنکه همواره دغدغهٔ حقوق زنان را دارد و در مقالههایش بارها به این مطلب پرداخته؛ اما همیشه درمقابل برجسب فمنیستی، پاسخهای دندانشکنی داده است.
بزرگان علم و ادب و اسطوره، مزداپور را یکی از نخستین و تأثیرگذارترین زنان زبانشناس و اسطورهشناس ایران میدانند و در کنار نام او از واژگانی چون «جسارت» و «پشتکار» سخن میگویند.
شش ماه از تولد نخستین فرزند خانواده نگذشته بود که تصمیم به مهاجرت از زادبوم خود گرفتند و ابتدا به اصفهان و پس از چهار سال و نیم به تهران نقل مکان کردند. اینگونه تمام مقاطع تحصیلی کتایون مزداپور، از کودکستان تا دکتری، در مدارس و دانشگاههای پایتخت سپری شد. او بعد از گذراندن دورههای تحصیلی در مدارس زرتشتی تهران٬ رشته علوم اجتماعی را به عنوان رشته دانشگاهی خود برگزید و در مقطع ارشد با اینکه ابتدا در رشته روانشناسی قبول شد٬ اما ادامه نداد و «زبانشناسی همگانی و فرهنگ و زبانهای باستانی» انتخاب او برای آموختن در مقطع فوق لیسانس و دکتری بود.
مزداپور در این سالها از همنشینی استادان نامداری چون ابوالحسن صدیقی، احمد افشار شیرازی، مهرداد بهار، احمد تفضلی، محسن ابوالقاسمی و ژاله آموزگار بهره برده است و از دیرزمان تاکنون به پژوهش و تدریس اشتغال داشته و هماینک عضو بازنشسته هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.
داستانک
دلنگران نسخههای خطی
شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخههای کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقفاند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه میشود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخهٔ پهلوی که در ساختمانی نیمهمخروبه در بمبئی نگهداری میشود و کافی است لولهکشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبرانناپذیر ببیند. [۱]
داستانک عشق
داستانک استاد
داستانک شاگرد
داستانک مردم
ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود
داستانکهای دشمنی
داستانکهای دوستی
داستانکهای قهر
داستانکهای آشتیها
داستانک نگرفتن جوایز
داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است
داستانکهای مذهب و ارتباط با خدا
داستانکهای عصبانیت، ترک مجلس، مهمانیها، برنامهها، استعفا و مشابه آن
داستانکهای زندگی شخصی
داستانک برخی خالهزنکیهای شیرین (اشکها و لبخندها)
جامعهٔ بیهوش و حواس
مزداپور در شب «عبدالمجید ارفعی»، صدوسیوششمین شب از شبهای مجلهٔ بخارا، در دفاع از حقوق پایمال شدهٔ دوست و همکار دانشمندش، بزرگان و جامعه ایران مورد خطاب و سرزنش قرار میدهد: «من به اینجا نیامدهام تا از این خانداداش عزیزم تمجید کنم، برای اینکه او خودش «عبدالمجید» است و و نیازی هم به تمجید و تعریف ندارد، بخصوص از سوی من که همه میدانند «قند مکرر» است. من آمدهام برای یادآوری یک نکته و تقاضای یک چیز مهم؛ آنچه میخواهم یادآوری کنم بیحواسی یا اگر بگوییم غفلت یا تغافل جامعهٔ سرافراز و نازنین و به یک تعبیر، «تنبل» و جسارت نشود، «بیهوش و حواس» خودمان، یعنی ما ایرانیان عزیز است...». [۲]
داستانکهای مشهور ممیزی
داستانکهای مربوط به مصاحبهها، سخنرانیها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونههایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری
عکس سنگقبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن
داستانهای دیگر
زندگی و تراث
سالشمار زندگی علمی
۱۳۲۲ تولد در یزد، دوره ابتدایی و متوسطه را در مدارس «گیو» و «انوشیروان دادگر» و دیپلم خود را در رشتهٔ ادبیات از دبیرستان «همایون» تهران گرفت.
۱۳۳۹ ورود به دانشگاه تهران، رشته علوم اجتماعی
۱۳۴۴ اخذ مدرک لیسانس رشته علوم اجتماعی (موضوع پایاننامه: «لغتهای اجتماعی سیاستنامه»)
۱۳۴۴ کار در وزارت کار
۱۳۴۹ فوق لیسانس رشته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی از دانشگاه تهران
۱۳۵۱ انتقال از وزارت کار به فرهنگستان زبان (بخش گویش)، توسط دکتر مهرداد بهار (یک سال پس از تأسیس فرهنگستان)
۱۳۵۳ استخدام در فرهنگستان ادب و هنر که بعدا نام مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و حالا نام پژوهشگاه را دارد.
۱۳۵۹ اخذ مدرک دکتری رشته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی، از دانشگاه تهران
۱۳۷۰-۱۳۶۹ ورود به عرصه تدریس در پژوهشگاه، به رغم میل باطنی. (پیش از این، سابقه تدریس در پژوهشکده فرهنگ ایران را نیز داشتهاند).
و...
کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری
شخصیت و اندیشه
زمینهٔ فعالیت
یادمان و بزرگداشتها
از نگاه دیگران
علی معلم دامغانی، شاعر و رئیس سابق فرهنگستان هنر، تاریخچه آشنایی خود با دکتر مزداپور را به مکتب بهار می¬رساند و کار او در حوزه زبانشناسی را بااهمیت و دشوار قلمداد میکند: «یافتن نقطهٔ آغازین برای بررسی دوران زندیک و پازند کار دشواری است و دکتر مزداپور شاید تنها کسی باشد که جرأت یافته است تا نقطه آغازینی برای بررسیهای زبانشناسی بیابد.»
دکتر عبدالمجید ارفعی، ایلامشناس و زبانشناس برجسته، در توصیف دکتر مزداپور میگوید: «آشنایی ما به زمانی بازمیگردد که دکتر خانلری مرا به عنوان همکار به دکتر مزداپور معرفی کرد. بارها شده است که برای کاری پیش ایشان میرفتم و تا ساعاتی با یکدیگر در مورد بسیاری واژهها صحبت میکردیم.»
پارسا دانشمند، پژوهشگر متون و زبانهای باستانی بینالنهرین و ایرانی میانه، دکتر کتایون مزداپور را فردی اخلاقمدار میداند، که در کنار سختگیریهای علمی، به دانشجویانش محبت مادرانه دارد.
ویدا نداف، دکتری فرهنگ و زبانهای باستانی ایران و استاد دانشگاه همدان، در توصیف استاد خود میگوید: «ما همانگونه که درس زبان پهلوی را از وی یاد گرفتیم، درس انسان بودن را نیز فرامیگرفتیم. گاه و بیگاه مزاحم ایشان میشدم ولی ایشان همواره با روی باز دانشجویانش را میپذیرفت.»
فرزانه گشتاسب، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته فرهنگ و زبانهای ایران باستان، از دکتر مزداپور با تعبیر فردی که دارای خیرخواهی علمی است، نام میبرد و تیزبینی در مسائل علمی را از خصوصیات ایشان برمیشمارد.
محمد بهشتی، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در مراسم تجلیل از کتایون مزداپور و زهره زرشناس، با تقدیر از زحمات این دو تن، اسطورهشناسان را از مهمترین افرادی دانست که جامعه را متوجه نسیان فرهنگی میکنند: «اسطورهها سرگذشت ما نیستند بلکه سرنوشت ما هستند. یعنی آنچه بر ما نوشته شده است... اینکه بتوانیم اسطورهها را ثبت و ضبط کنیم بهگونهای که برای دیگران قابل دسترسی نیز باشد، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. جنبه دیگر این بحث رمزگشایی از اسطورههاست. اشارات و دلالتها و رمزها را باید در اسطوره یافت و تا این کار صورت نگیرد، تجربه تاریخی در ناخودآگاهمان ثبت میشود و به خودآگاه نمیآید. افرادی که در این زمینه تلاش میکنند بارزترین شخصیتهایی محسوب میشوند که به یاد جامعه میآورند که هستند. در حدود سه قرن است که جامعه ما فراموش کرده چه کسی است و این نسیان فرهنگی بزرگترین درد جامعه ما است. اسطورهشناسان مهمترین افرادی هستند که میتوانند این نسیان را به جامعه تذکر دهند و از این جهت تلاشهای آنها قابل تقدیر است.»
محمد میرشکرایی، مردمشناس و سردبیر نشریه «هفتگنبد»، مزداپور و زرشناس را در زمره پژوهشگران برجستهای به حساب میآورد که در مطالعات و تحقیقات خود همواره از دستاوردهای پژوهشی آنها بهطور مستقیم و غیرمستقیم بهره برده است.
علیرضا حسنزاده، رئیس پژوهشکده مردمشناسی، از بوجود آمدن گفتمان علمی در اساطیر، در دو دهه اخیر، توسط پژوهشگرانی چون مزداپور سخن میگوید. او تعهد به انتشار علم در جامعه را از ویژگیهای بارز کتایون مزداپور میداند و در توصیف پژوهشگرانی چون او میگوید: «این پژوهشگران دانش علمی خود را به زبان مردم نزدیک و قابل فهم کردند و این کار بزرگی است. اگر شمار اندیشمندانی چون مزداپور که آگاهی ما را به میراث روایی تعمق میدهند، افزایش می¬یافت، آگاهی ما از تمدن ایران بیشتر بود.»