مهدی محبتی: تفاوت میان نسخهها
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده |نام = مهدی محبتی |تصویر = |تو...» ایجاد کرد |
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
<center>* * * * *</center> | <center>* * * * *</center> | ||
<ref name="">{{یادکرد وب|نشانی= |عنوان=}}</ref> | <ref name="">{{یادکرد وب|نشانی= |عنوان=}}</ref> | ||
==زندگی و یادگار== | |||
===دیدگاه و اندیشه=== | |||
====شروح مثنوی==== | |||
ما دو نوع شرح مثنوی داریم و در حیطه شرح نازل مثنوی، میتوان از الیف شافاک یا [[سعیده قدس]] نام برد که از نظر یک محقق و کسی که با منابع تراز اول آشناست، آثارشان یک مشت نوشتههای عوامفریبانه است و متوسطان آن را دنبال کردهاند. در این زمینه دو نگرش میتوانیم داشته باشیم، به یک معنا نیازی به نوشتن شرح جدید نیست، زیرا هر کسی بخواهد اثری را خوب و درست و عمیق بفهمد باید به خود متن اصلی مراجعه کند و هرگونه ترجمه و معناکردن و هر شکل دیگری که از آن اثر ارائه دهیم شکست آن اثر است و ما از طریق خود شعر و روابط جمله میتوانیم به اوج آن اثر پی ببریم. اما از یک نگاه هم میشود گفت که بله نیاز به شرح جدید داریم زیرا همه نمیتوانند اصل معنی موجود در هر کتابی را بفهمند و ما با تنزل متن آن کتاب میتوانیم به کسانی که خیلی با متن همراه نیستند کمک کنیم.<ref name="الیف"/> | |||
====اشباع شروح آثار مولوی==== | |||
آنقدر کلاسهای مثنوی و شرحهای مثنوی زیاد شده است، هرکسی به خودش اجازه میدهد و احساس صلاحیت میکند که شرحی بر مثنوی بنویسد. از آنجایی که ما نیز مرکزی نداریم که صلاحیت علمی این افراد آزمون و خطا شود که بفهمیم چه کسی میتواند یا چه کسی نمیتواند و این متون در واقع یک جورایی بیسرپرست هستند، هرکسی چیزی میگوید. ولی از آنجایی که طیف مخاطبان هم متنوع هستند و کسانی هستند که جز با شرح فروزانفر و شرح حاج ملا هادی سبزواری و یا خوارزمی پایینتر نمیآیند و به کمتر از این شرحها راضی نمیشوند و کسانی هم هستند که از شرحهایی که در حال حاضر هم در بازار وجود دارند و برای متوسطین تنظیم شده است استقبال میکنند. نگارش این شروح متوسط زیاد هم شده است و بسیاری از افراد به آنها مراجعه میکنند اما هنوز جای کار زیادی دارد و به نظر من هنوز شرح جدیای که تمام مثنوی را کار کرده باشد پیدا نشده است.<ref name="الیف"/> | |||
====تاریخِ قویتر از فرهنگ==== | |||
ما جزء معدود کشورهایی هستیم که تاریخ فرهنگمان خیلی قویتر از فرهنگ روزگارمان است و هدف این است که نسل جدید، افراد جدید، به ویژه جوانانها با اندیشهها و افکار و ذوق زیباییشناسی و زبانورزی و تخیل عمیق بزرگان گذشته آشنا شوند و زندگیشان را از لطایفی که در این آثار وجود دارد پر کنند و زمانه را دست خالی به آخر نیاورند.<ref name="الیف"/> | |||
====تفاوت کتب مثنویپژوهان اخیر و شارحان مثنوی در گذشته==== | |||
یک تفاوت بین آثار گذشته و امروز این است که در گذشته کسی جرات نمیکرد به سراغ مثنوی برود مگر اینکه صلاحیت و لیاقتش را استاد یا مجتهدی تایید کرده باشد یا در عرف خودش را نشان داده باشد. الان با توجه به فرهنگسراها و خانههای فرهنگ و خصوصیخانهها و کلاسهای عام، کسانی هستند که از روی مثنوی نمیتوانند بخوانند، ولی شارح مثنوی یا گوینده مثنوی شدهاند. البته نباید مردم را از هیچ اثری محروم کرد و هر کسی به اندازه وسعش از این خوان گسترده الهی بهره میبرد، ولی یک تفاوت عمده بین آثار قدیم و جدید این است که در گذشته چون فرهنگ در این حد گسترش پیدا نکرده بود، شارحان خاص بودند و خوانندههای مثنوی هم خاص بودند. ولی اکنون هم شارحان عام شدهاند و هم خوانندگان عام شدهاند. اکنون به عنوان بهترین اثر در این حیطه شرح مثنوی، میتوان از الیف شافاک یا سعیده قدس نام برد که از نظر یک محقق و کسی که با منابع تراز اول آشناست اینها یک مشت نوشتههای عوامفریبانه است و متوسطان آن را دنبال کردهاند. | |||
اما بخش روایی ملت عشق کار خوبی است و میتوان داستانسرایی اش را تشویق کرد، اما برای کسی که با مقالات شمس و با مثنوی آشناست جای تامل و تمسخر است که آثاری مثل «کیمیا خاتون» سعیده قدس تبدیل به اثر برتر مولانا پژوهی در فرهنگ ما میشود. شرح مثنوی نیز به همین ترتیب است. شرحهایی که اکنون در بازار موجود است بهجز چندتایی که بین اهالی تحقیق مد نظر است، بیشتر برای طبقه متوسط ادبیات و حتی پایینتر از متوسط اشباع کننده است.<ref name="الیف"/> | |||
====مثنوی و مولانا==== | |||
در کل مثنوی و مولانا اگر جزو خورشیدهای فرهنگ ما نباشند، ستارهای درخشان در شب تار فرهنگ ما بوده و هستند. ما نباید با نفی آثار ضعیف و انکارشان، خوانندگان و علاقهمندان را به کلی از فرهنگ کلاسیک خودمان محروم بکنیم. یادمان باشد اگر کودکی را از شعر مولانا محروم کردیم قطعاً و حتماً به سراغ آنچه که ما میخواهیم نمیآید و ممکن است کل اثر را نفی کند. اگر نمیخواهیم بهسراغ عرفان و عارفان دورتر برود همین واسطه که مولانا و مثنوی اوست را نگه داریم که خیلی به سنت و دین و فرهنگ ما نزدیکتر است تا فرهنگهایی که در غرب دور و شرق دور ارائه میدهند. | |||
ما نمیتوانیم کودکانمان را از خواندن آن آثار محروم کنیم و از آنها بخواهیم فقط آثاری که خودمان در اختیارشان قرار میدهیم مطالعه کنند. به هر حال مثنوی و مولانا خیلی نزدیکتر از دون خوان، کریشتو مورتی یا اوشو به ما است.<ref name="الیف">{{یادکرد وب|نشانی= http://farhangemrooz.com/news/62738/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%B4%D8%A7%D9%81%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D9%87|عنوان= مهدی محبتی: وضعیت دوگانه شروح مثنوی/متوسطان الیف شافاک و سعیده قدس را دنبال کردهاند}}</ref> | |||
==پانویس== | |||
نسخهٔ ۷ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۱
| مهدی محبتی |
|---|
زندگی و یادگار
دیدگاه و اندیشه
شروح مثنوی
ما دو نوع شرح مثنوی داریم و در حیطه شرح نازل مثنوی، میتوان از الیف شافاک یا سعیده قدس نام برد که از نظر یک محقق و کسی که با منابع تراز اول آشناست، آثارشان یک مشت نوشتههای عوامفریبانه است و متوسطان آن را دنبال کردهاند. در این زمینه دو نگرش میتوانیم داشته باشیم، به یک معنا نیازی به نوشتن شرح جدید نیست، زیرا هر کسی بخواهد اثری را خوب و درست و عمیق بفهمد باید به خود متن اصلی مراجعه کند و هرگونه ترجمه و معناکردن و هر شکل دیگری که از آن اثر ارائه دهیم شکست آن اثر است و ما از طریق خود شعر و روابط جمله میتوانیم به اوج آن اثر پی ببریم. اما از یک نگاه هم میشود گفت که بله نیاز به شرح جدید داریم زیرا همه نمیتوانند اصل معنی موجود در هر کتابی را بفهمند و ما با تنزل متن آن کتاب میتوانیم به کسانی که خیلی با متن همراه نیستند کمک کنیم.[۲]
اشباع شروح آثار مولوی
آنقدر کلاسهای مثنوی و شرحهای مثنوی زیاد شده است، هرکسی به خودش اجازه میدهد و احساس صلاحیت میکند که شرحی بر مثنوی بنویسد. از آنجایی که ما نیز مرکزی نداریم که صلاحیت علمی این افراد آزمون و خطا شود که بفهمیم چه کسی میتواند یا چه کسی نمیتواند و این متون در واقع یک جورایی بیسرپرست هستند، هرکسی چیزی میگوید. ولی از آنجایی که طیف مخاطبان هم متنوع هستند و کسانی هستند که جز با شرح فروزانفر و شرح حاج ملا هادی سبزواری و یا خوارزمی پایینتر نمیآیند و به کمتر از این شرحها راضی نمیشوند و کسانی هم هستند که از شرحهایی که در حال حاضر هم در بازار وجود دارند و برای متوسطین تنظیم شده است استقبال میکنند. نگارش این شروح متوسط زیاد هم شده است و بسیاری از افراد به آنها مراجعه میکنند اما هنوز جای کار زیادی دارد و به نظر من هنوز شرح جدیای که تمام مثنوی را کار کرده باشد پیدا نشده است.[۲]
تاریخِ قویتر از فرهنگ
ما جزء معدود کشورهایی هستیم که تاریخ فرهنگمان خیلی قویتر از فرهنگ روزگارمان است و هدف این است که نسل جدید، افراد جدید، به ویژه جوانانها با اندیشهها و افکار و ذوق زیباییشناسی و زبانورزی و تخیل عمیق بزرگان گذشته آشنا شوند و زندگیشان را از لطایفی که در این آثار وجود دارد پر کنند و زمانه را دست خالی به آخر نیاورند.[۲]
تفاوت کتب مثنویپژوهان اخیر و شارحان مثنوی در گذشته
یک تفاوت بین آثار گذشته و امروز این است که در گذشته کسی جرات نمیکرد به سراغ مثنوی برود مگر اینکه صلاحیت و لیاقتش را استاد یا مجتهدی تایید کرده باشد یا در عرف خودش را نشان داده باشد. الان با توجه به فرهنگسراها و خانههای فرهنگ و خصوصیخانهها و کلاسهای عام، کسانی هستند که از روی مثنوی نمیتوانند بخوانند، ولی شارح مثنوی یا گوینده مثنوی شدهاند. البته نباید مردم را از هیچ اثری محروم کرد و هر کسی به اندازه وسعش از این خوان گسترده الهی بهره میبرد، ولی یک تفاوت عمده بین آثار قدیم و جدید این است که در گذشته چون فرهنگ در این حد گسترش پیدا نکرده بود، شارحان خاص بودند و خوانندههای مثنوی هم خاص بودند. ولی اکنون هم شارحان عام شدهاند و هم خوانندگان عام شدهاند. اکنون به عنوان بهترین اثر در این حیطه شرح مثنوی، میتوان از الیف شافاک یا سعیده قدس نام برد که از نظر یک محقق و کسی که با منابع تراز اول آشناست اینها یک مشت نوشتههای عوامفریبانه است و متوسطان آن را دنبال کردهاند. اما بخش روایی ملت عشق کار خوبی است و میتوان داستانسرایی اش را تشویق کرد، اما برای کسی که با مقالات شمس و با مثنوی آشناست جای تامل و تمسخر است که آثاری مثل «کیمیا خاتون» سعیده قدس تبدیل به اثر برتر مولانا پژوهی در فرهنگ ما میشود. شرح مثنوی نیز به همین ترتیب است. شرحهایی که اکنون در بازار موجود است بهجز چندتایی که بین اهالی تحقیق مد نظر است، بیشتر برای طبقه متوسط ادبیات و حتی پایینتر از متوسط اشباع کننده است.[۲]
مثنوی و مولانا
در کل مثنوی و مولانا اگر جزو خورشیدهای فرهنگ ما نباشند، ستارهای درخشان در شب تار فرهنگ ما بوده و هستند. ما نباید با نفی آثار ضعیف و انکارشان، خوانندگان و علاقهمندان را به کلی از فرهنگ کلاسیک خودمان محروم بکنیم. یادمان باشد اگر کودکی را از شعر مولانا محروم کردیم قطعاً و حتماً به سراغ آنچه که ما میخواهیم نمیآید و ممکن است کل اثر را نفی کند. اگر نمیخواهیم بهسراغ عرفان و عارفان دورتر برود همین واسطه که مولانا و مثنوی اوست را نگه داریم که خیلی به سنت و دین و فرهنگ ما نزدیکتر است تا فرهنگهایی که در غرب دور و شرق دور ارائه میدهند. ما نمیتوانیم کودکانمان را از خواندن آن آثار محروم کنیم و از آنها بخواهیم فقط آثاری که خودمان در اختیارشان قرار میدهیم مطالعه کنند. به هر حال مثنوی و مولانا خیلی نزدیکتر از دون خوان، کریشتو مورتی یا اوشو به ما است.[۲]