خون دلی که لعل شد
«خون دلی که لعل شد» خاطرات حضرت آیتاللّه العظمی سیدعلی خامنهای از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب است. این اثر ترجمه کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» میباشد که محمدرضا آذرشب آن را به زبان عربی گردآوری و «محمدحسین باتمان غلیچ» به فارسی ترجمه کرده است. این زندگینامه رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شد و در سال ۱۴۰۰ به چاپ بیستودوم رسید.
کتاب خون دلی که لعل شد ترجمه اثری است که در آن حضرت آیتاللّه خامنهای به زبان عربی از خاطرات مبارزات انقلاب اسلامی و زندگینامه خود سخن گفتهاند. کتاب مذکور ابتدا به زبان عربی گردآوری و سپس به فارسی بازگردانی شده است. نقل خاطرات از قلم شخص مقام معظم رهبری، سبب شده تا این کتاب، از دیگر کتب خاطراتی مرتبط با مبارزات قبل از انقلاب متمایز شود.
از ویژگیهای اثر، نگارشی به دور از اطناب است؛ ایشان از آوردن مطالب غیرمفید خودداری کردهاند. خواننده هرآنچه میخواند، مطالبی است که به نحوی نکتهای را آشکار میسازد و باقی سرگذشتنامه را پیش میبرد. توصیفات در این اثر، بادقت و ظرافتی مثالزدنی به رشته تحریر درآمده است و تصویر جامعی از فضایی که رهبر معظم انقلاب و دیگر همرزمان پاکبازشان در آن به مبارزه مشغول بودند را به مخاطب نشان میدهد. با وجود این که اثر مذکور، عمدتاً به دوران تبعید و اسارتهای رهبر فرزانه انقلاب پرداخته، اما جزئیات دلپذیر و روشنگری از افکار و سیره ایشان در امور زندگانی را نیز به همراه دارد.
خلاصه اثر
نگارش کتاب به زبان عربی در نتیجه گفتوگوهایی است که خودجوش در جلساتی که رهبر انقلاب اسلامی در بیست سال گذشته به صورت هفتگی برگزار میکردند ضبط شده است. در این جلسات، رهبر انقلاب به زبان عربی، به موضوعات مختلف میپرداختند که برخی از آن سخنان، به کتاب تبدیل شد. از دوره جوانی، خاطراتی از زندان و تبعید در این کتاب به گرد هم آمده است. دکتر محمدعلی آذرشب متون را اصلاح و تنظیم کرد تا همزمان با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی رونمایی شود.
رهبر انقلاب در مقدمه کتاب، به زبان عربی و فارسی، کتاب را به جوانان ایرانی و عرب تقدیم کرده است.[۱] ترجمه فارسی کتاب در ۴۲۴ صفحه منتشر شده است. بنابر اعلام ناشر، کتاب حاضر شامل بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که به فراخور بحثها بیان شده و هر کدام از آنها میتواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بهویژه جوانان، با فجایع رژیم منحوس پهلوی، و همچنین سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل، پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد.[۲] تمرکز عمده خاطرات نقل شده در این کتاب، بر دوران مبارزات ایشان در سالهای پیش از انقلاب، دستگیری و زندانی شدنشان در زندانهای شاه است؛ هرچند خاطراتی از دوران کودکی ایشان نیز نقل شده است.
نسخه عربی کتاب همزمان با چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در کشور لبنان رونمایی و توزیع شد. ذکر خاطرات از زبان ایشان بر اهمیت کتاب افزوده و سبب استقبال گسترده در کشور لبنان شده است؛ به طوری که طی سه روز پس از رونمایی، چاپ نخست این اثر که در پنج هزار نسخه منتشر شده بود، به اتمام رسید. همچنین گروههای مردمی در کشورهای مختلف عربی نیز از انتشار آن استقبال کردهاند.[۳]
این کتاب در پانزده فصل، خاطراتی بدیع و ناگفته از مبارزات رهبر معظم انقلاب با سلطنت پهلویها را مطرح کرده که تعداد ۶۳ تصویر و ۱۶ سند تاریخی و مذهبی همراه با توضیحات بهصورت زیرنویس نیز به آن ضمیمه شده است. از ویژگیهای کتاب در نسخه فارسی این است که برخى پىنوشتها براى آشنایى مخاطبان عربزبان با شخصیتها، حوادث و مکانها تهیه و در نسخه عربى منتشر شده، به دلیل معلوم بودن براى فارسىزبانان حذف شده است.
فصلهای کتاب به شرح زیر است:
- آن روزها
- در محضر اساتید
- ساحل دجله
- شراره نخستین
- آتشفشان انقلاب
- سایه خورشید
- حماسه اشک
- قلعه سرخ
- کاخ سفید
- فرش پوسیده
- دادگاه نظامى
- سلول شماره ۱۴
- کد رمز
- سیل در تبعید
- پیروزى بعد از سختى[۴]
علاوهبر این در کتاب دو نوع تصویر به ترتیب زیر آورده شده است:
- تصاویر منتشر نشده از رهبر انقلاب، مرحوم پدر بزرگوارشان و فرزندانشان
- عکس نقاشیهایی مرتبط با موضوع روایتهای کتاب
آیتاللّه خامنهای ابتدا دوره کودکی خود و شروع علمآموزی را مورد توجه قرار دادهاند و خاطرات خود را از شروع تحصیل در مکتبخانه و مدارس دینی بیان میکنند. ایشان از اساتیدشان در تمام دوران تحصیلی خود یاد کرده و نقش پدرشان، آیتاللّه سیدجواد خامنهای، را نیز به نیکی توضیح دادهاند.
رهبر انقلاب در بخش بعدی این کتاب، چگونگی فراگیری زبان عربی را مطرح میکنند و از تأثیر تسلط مادر به عربی و انس با آثار شاعران و نویسندگان بزرگ جهان عرب در فراگیری این زبان میگویند.
بخش بعدی کتاب، به آشنایی رهبر انقلاب با نواب صفوی میپردازد که در واقع شرارههای نخستین انقلابیگری و شهادت را در رهبر انقلاب زنده کرده است.
شرح ماجرای آشنایی با امام خمینی(ره)، آغاز نهضت انقلاب، برنامهریزی برای اقدامات انقلابی و روشنگری در سطح جامعه تا ماجرای پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ و دستگیری امام خمینی(ره) موضوعاتی است که در فصل پنجم بیان شده است.
در ادامه نیز خاطراتی از افشاگریهای انقلابیون به همراه فعالیتهای انقلابی و روشنگریهای آیتاللّه خامنهای از بهار ۱۳۴۲ تا پیروزی انقلاب اسلامی آمده است.
یکی از ویژگیهای این کتاب شرح جزئیات زندانهای رژیم پهلوی است. با توجه به بازداشتهای مکرر و حضور رهبر انقلاب در زندانهای مختلف، کتاب بهخوبی توانسته جزئیات زندانها را تشریح کند.
از باب حقگزاری، مطالبی از نقش همسر رهبر انقلاب در زندگی مشترکشان بیان شده است. کتاب ضمن تقدیر از آرامش و روحیه قوی همسر رهبر انقلاب، از ساده زیستی ایشان روایتهایی را ارائه میدهد.
یکی از مهمترین بخشهای کتاب، ماجرای تبعید رهبر به ایرانشهر است. ابتدا توضیحاتی درباره چرا و چگونگی تبعید ایشان به این شهر بیان شده و سپس وضعیت شهر در زمان ورود به آنجا تشریح میشود. رهبر انقلاب با احیاء مسجد «آل الرّسول» و برگزاری مراسم مشترک با برادران اهل سنت در ایام میلاد رسول خدا صلیاللّهعلیهوآله به نمادی از وحدت بین مذاهب اسلامی تبدیل شدند و اثرات این وحدت در سیل ویرانگر ایرانشهر نشان داده شد. حضرت آیتاللّه خامنهای در ماجرای سیل ایرانشهر با بیان خاطراتی، از همکاری خود با آقایان راشد یزدی و رحیمی، که آنها هم به این شهر تبعید شده بودند، توضیحاتی ارائه میدهند. در آن سیل، مسجد به مرکزی برای رسیدگی به امور مردم شهر تبدیل شده که با کمک گرفتن از علما و بزرگان دیگر شهرها همچون آیتاللّه صدوقی و آیتاللّه کفعمی، بسیاری از مشکلاتشان رفع گردیده است.[۵]
حضرت آیتاللّه العظمی خامنهای در کتاب «خون دلی که لعل شد» بیان میکنند که سرآغاز خبرهای انقلاب، در ایرانشهر به اطلاع ایشان رسید و حادثه ۱۹ دیماه ۱۳۵۶ و سپس حوادث دیگر همچون قیام مردم تبریز و یزد نشان از رخ دادن حادثه بزرگی بود که در حال وقوع بود.[۶]
درباره نویسنده

محمدعلی آذرشب در سال ۱۳۲۶، در شهر کربلا متولد شد. پدر و مادر او اصالتاً اهل لار بودند. آذرشب پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در رشته عمران در دانشکده بغداد پذیرفته شد. اما در سال دوم تحصیلش به خاطر شرایط سیاسی کشور عراق و فعالیتهای اجتماعیاش از تحصیل محروم شد. سپس به دعوت «سیدمرتضی عسکری»، به دانشکده اصول دین بغداد رفت و در کنار تدریس در مدرسه، تحصیلش را تا أخذ مدرک لیسانس، در این دانشکده ادامه داد. پس از مدتی به علت شرایط ناامن بغداد مجبور شد ابتدا به سوریه و پس از مدت کوتاهی به ایران مهاجرت کند. او سرانجام ساکن ایران گردید و در آموزش و پرورش منطقه ۱۲ تهران استخدام و به تدریس مشغول شد. در سال ۱۳۵۳ پس از گذراندن سالها تدریس و گرفتن مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات عرب در دانشگاه تهران، برای تدریس به دانشگاه تهران رفت. وی در سال ۱۳۶۲ دکترای علوم قرآن و حدیث را بهدست آورد. بعد از آن، استاد دانشگاه تهران گردید. او فعالیتهای اجرایی متعددی را عهدهدار بوده است؛ ازجمله: معاون آموزشی پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، رایزن فرهنگی ایران در سودان و سوریه و معاون بینالملل مجمع تقریب مذاهب اسلامی. او همچنین سردبیر و مسئول نشریههای «رسالةالتقریب»، «ثقافتنا» و «ثقافةالتقریب» بوده است.[۷]

در سال ۱۳۹۲ مراسم نکوداشتی برای آقای آذرشب در سازمان ارتباطات اسلامی برگزار شد که در این مراسم وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی، او را چهرهای علمی، فرهنگی و بینالمللی دانست.[۸] همچنین در سال ۱۴۰۲ به مناسبت هفته پژوهش در دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی مراسم دیگری برگزار و از فعالیتهای علمی فرهنگی وی تجلیل و قدردانی شد.[۹] مستندی نیز به نام «سفیر گفتوگو» به کارگردانی حسن علیزاده فرد، ساخته شده که در آن به زندگی، شخصیت، اندیشه و فعالیتهای علمی آذرشب پرداخته شدهاست.[۱۰]
نظر نویسنده درباره اثر
تسلط به زبان عربی
۲۰ سال پیش مقام معظم رهبری جلساتی داشتند که در آن درباره مسائل جهان عرب و نیز برخی مسائل سیاسی، فکری، علمی و ادبی به زبان عربی برای حاضران صحبت میکردند و بنده هم در آن جلسات حضور داشتم. علت بیان این سخنرانیها به زبان عربی این بود که این زبان از منظر ایشان زبان تمدن اسلامی است و چیزی جدای از زبان فارسی نیز به شمار نمیرود. تمامی کسانی که در زبان فارسی افرادی مقتدر به شمار میروند، به زبان عربی نیز مسلط هستند و در کنار آن باید بسیاری از فقهای جهان اسلام از جمله فقهای کرد و ترک و ایرانی را نیز در نظر گرفت. رهبر انقلاب نیز به دلیل نگاه فقاهتی، ذوق ادبی و نیز آرمانی که به تمدن اسلامی دارند، به این زبان علاقه زیادی داشته و این سخنرانیها را نیز با همین محور انجام میدادند.[۱۱]
شروع کار
در یک جلسه که قرار بود آقا به زبان عربی درباره مسائل مختلف جهان اسلام، ادبیات عرب و موضوعات فرهنگی سخنرانی کنند، پیشنهاد شد ایشان درباره زندگی خودشان بهویژه بُعد مبارزاتی آن، حتماً به زبان عربی صحبت کنند تا به دست مخاطبان جهان عرب برسد. آقا از تاریخ سیاسی و تاریخچه خدمت خودشان به قرآن، شروع کردند صحبت کردن تا به فرازوفرودهای زندگی مبارزاتی خودشان رسیدند و درباره آن حرف زدنند. من در همان جلسات مسئولیت نگارش صحبتهای عربی ایشان به صورت کتاب را برعهده گرفتم و بعد هم کتاب در کشورهای عربی چاپ و منتشر شد که سیدحسن نصراللّه هم در یکی از سخنرانیهای خود آن را معرفی کرد.[۱۲]
صبر و پیروزی
انتشار این اثر به زبان عربی و در این زمان، پیامهای متعددی دارد. پیامها نیز از جانب شخصی است که هم در زمینه فکری و فرهنگی و هم در زمینه مبارزاتی و سیاسی کارکرده و این خاطرات، برخواسته از تجربیات صاحب خاطرات است. رهبر انقلاب استثنائاً شخصی هستند که هم در مبارزات سیاسی حضور داشتند و هم در مبارزات علمی و فکری. در ایران برخی از افراد به دنبال مبارزات فکری و فرهنگی بودند، اما به مسائل سیاسی وارد نبودند و بالعکسِ آن نیز وجود داشت؛ عدهای در عرصه سیاست حاضر بودند، اما در زمینه فکری و فرهنگی وارد نمیشدند. ازسوی دیگر، آیتاللّه خامنهای از همان اوایل ورود به صحنه سیاسی و فرهنگی، با دید باز جلو آمدند و نگاهشان، نگاه منطقهای و محلی نبود، بلکه دیدگاه جهانی داشتند. همچنین تمامی موضعگیریهایشان هدفمند بود. در زندان، در تبعید، در برخورد با مخالفان فکری و عقیدتی هدف داشتند. در تمام این خاطرات، اندیشههایی است که نتیجه تجربیات بسیار خوبی است برای تمام کسانی که علاقهمند ورود به عرصه سیاست یا فرهنگ هستند. یکی از مهمترین پیامهای این خاطرات که عنوانش هم «انّ مع الصبر نصراً» است، این هست که انسانها نباید در راه خدا و تکامل انسانی خسته شوند. باید اصیل و بهروز باشند. این اصالت و معاصرت، یعنی ریشهدار بودن افکار و اندیشهها در زمینه اسلامی، بهروز بودن و براساس شرایط روز حرکت کردن، بزرگترین پیام برای جوانان جهان عرب است.[۱۳]
ویرایش خاطرات
در این جلسات ایشان در خلال صحبتهایشان گاه به خاطراتی از خودشان اشاره میکردند و به همین خاطر از ایشان در نهایت تقاضا شد که این خاطرات را به صورت منظم بیان کنند که مورد پذیرش ایشان قرار گرفت و آن را ایراد کردند. این سخنان ضبط و توسط من تنظیم شد. سپس تقدیمشان گردید و پس از ویرایش و تصحیح نکاتی که مدنظرشان بود در قالب عربی و با نام «انّ مع الصبر نصراً» انتشار یافت. این کتاب قرار بود مدتها قبل منتشر شود که به هر تقدیر به تأخیر افتاد و البته باید توجه کنیم که این روایتها داستانی صرف نیست و حضرت آقا در خلال آنها همواره در نظر داشتند که با نقل خاطراتشان پیامی نیز به مخاطبین بدهند.[۲]
برای مخاطب جهانی اسلام
این کتاب حاوی درسهای عمیق و مفیدی است از انسانی که هم در حوزه سیاست و هم در حوزه فقه و علم و فرهنگ حاضر است. مجموعهای است که میتواند توشه مناسبی برای رشد هر انسان باشد. کتاب حاصل تجربیات شخصی است که سالها هم در عرصه سیاست و مبارزه حضور دارد و هم در عرصه فکر و فرهنگ. پیام این کتاب بیشتر برای جهان اسلام است. البته قرار است به فارسی هم ترجمه شود، اما در حال حاضر به زبان عربی گفته و نوشته شده و پیام اولش خطاب به جهان عرب است. البته بگذارید درباره «جهان عرب» توضیح دهم؛ در این رابطه منظور تنها کشورهای عربزبان نیستند، بلکه مقصود تمام کسانی هستند که به زبان عربی صحبت میکنند. از شرق جهان اسلام تا غرب جهان اسلام، کم و بیش به زبان عربی آشنا هستند؛ حتی مسلمانانی که در اروپا و آمریکا زندگی میکنند نیز با این زبان بیگانه نیستند. بنابراین خطاب این کتاب به تمام کسانی است که با این زبان آشنا هستند و البته در رأس آنها جوانان جهان اسلام قرار میگیرند.[۱۳]
زبان آهنگین اثر و استقبال عربها
رهبر انقلاب اسلامی در بیان شفاهی خاطراتشان در این کتاب از زبانی آهنگین بهره بردهاند. وقتی قرار شد این کتاب بهصورت مکتوب مورد استفاده قرار بگیرد، ایشان به من اجازه دادند که جملات کتاب را برای تبدیل صحبتهایشان از شفاهی به مکتوب، تغییر دهم و ویرایش کنم. چاپ این کتاب در عراق به نوبت دوم و در لبنان به نظرم به نوبت چهارم رسیده است. با این همه متن کتاب در فضای مجازی در دسترس عموم قرار گرفته و من تماسهای زیادی از کشورهای عربی بهویژه عراق داشتهام که خواستار بازنشر این کتاب بودند که گویا از سوی دفتر رهبر انقلاب اجازه آن داده شده است.[۲]
خاطرات شخصی
ایشان خاطرات شخصیشان را گفتهاند، نه خاطرات انقلاب را. برخی از افراد بهگونهای درباره انقلاب صحبت میکنند که انگار انقلاب برای آنهاست. اصلاً شخصیت ایشان در این خاطرات از روند انقلاب جداست. ایشان به عنوان شخصی که آرمان داشتند و براساس آن حرکت کردند و این آرمان منجر به پیروزی شد، خاطراتشان را نقل کردهاند. شخصیت ایشان از شخصیت انقلاب جداست و صرفاً بهعنوان فردی که مبارزه کرد، تبعید، زندانی و شکنجه شد، درس داد، کار فرهنگی و علمی کرد و با بردباری به پیروزی رسید، این خاطرات را روایت کردهاند.[۱۳]
فعالیت فرهنگی
جالبترین نکته این کتاب مسائل فرهنگی است؛ کل کارهای سیاسی و مبارزاتی آقا براساس یک پایه فرهنگی استوار است. ایشان سیاست را برای مبارزه نمیخواهند، بلکه مبارزه و فعالیت سیاسی را برای یک هدف بزرگتر که ایجاد فضای فرهنگی، انسانی و اسلامی است و میتواند جامعه را به سمت پیشرفت و وحدت حوزه تمدنی ایران سوق بدهد، طلب میکنند.[۱۲]
درباره مترجم

«محمدحسین باتمان غلیچ» متولد سال ۱۳۳۰ است. او دانش آموخته حقوق اسلامی است. در رزومه شغلی او کارمند وزارت امورخارجه و رئیس پیشین اداره ترجمه وزارت امور خارجه، مترجم رسمی قوه قضائیه، مترجم و نویسنده آمده است. ایشان در سال ۱۳۵۱ پا به عرصه خدمت در وزارت امور خارجه نهاد. پس از بازنشستگی، به جرگههای صمیمانه و پربار دانش و فرهنگ و اندیشه راه پیدا کرد. در خلال این نشستها بود که به درک محضر اساتید از نزدیک نائل شد و از تراوش اندیشه و دانش و تجربه آنان بهره برد. سرآغاز حضور ایشان در نشستهای یادشده به برکت وجود دوستش «اسفندیار معتمدی» بود. این حضور موجب شد درک محضر استادانی همچون «دکتر باستانی پاریزی»، «دکتر سلیم نیساری» و بسیاری دیگر از چهرههای علمی و فرهنگی معاصر را بیابد.[۱۴]
مقدمه مقام معظم رهبری به زبان فارسی و عربی بر کتاب
” | بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدللهّ ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و بعد، صحیحٌ أنّ هذه المذکّرات إنّما ألقیتُها باللّغة العربیّة -و هی اللّغة الّتی أحبّها من صمیم قلبی- إلّا أنّ لهجتی الّتی أملیتُ بها هذه القصّة الطّویلة لم تکن لهجة العربی الّذی تکلّم بها منذ نعومة أظفاره، بل کانت لهجة الأعجمی الّذی لا یحسن التّکلّم بالعربیّة، فهو حینما یتکلّم یکون دائماً علی وشک الغلط فی البیان، أو الرّکاکة فی التّعبیر، أو الضّعف فی التّألیف، أو استعمال کلمة دارسة لا یستعملها النّاطقون باللّغة فی هذا العصر، أو عدم تذکّر الکلمة المحتاج إلیها فی بیان المراد، أو حتّی عدم العلم بها. فهو یتکلّم بالتّلکّؤ و علی حذَرٍ من الانزلاق، کمن یمشی علی طریق صعب غیر معتاد علیه. و معلومٌ أنّ الحوار علی مثل ذلک النّمط یختلف کثیراً عمّا یجده القارئ فی هذا الکتاب من الفصاحة فی التّعبیر، و العذوبة فی البیان، و الاتّزان فی تنسیق العبارات، و استخدام کلماتٍ یستسیغها -عادةً- کلّ من یقرأ هذه الصّفحات. فلا بدّ أن یکون القارئ الکریم علی علمٍ بأنّ کلّ هذا الجمال و الکمال إنّما هو من فضل تصرّف الأخ الأدیب الفاضل الدکتور آذرشب فی التّرتیب و التّنسیق و تحسین اللّفظ و تزیین العبارات -طبعاً بغیر أدنی تصرّف فی المطلب و المعنی المراد- فلهُ الشّکر، و لله الحمد أوّلاً و آخراً. ثمّ إنّی أحبّ أن أُهدی الکتاب إلی شباب العرب الّذین یعیشون فی نفس سنّ صاحب المذکّرات حینما کانت تمرّ علیه تلک الأحداث. وفّق الله الجمیع لما یحبّ و یرضی السیّد علی الخامنئی[۱۵] |
“ |

” | بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین درست است که این خاطرات را به زبان عربی، که زبانی است که آن را از صمیم قلبم دوست میدارم، بیان کردهام، امّا گویش من در بیان این داستان طولانی، مانند گفتار شخص عربزبانی که از ابتدای کودکی به این زبان سخن میگوید نبود؛ بلکه به شیوه شخص غیرعربی بود که بهخوبی به عربی صحبت نمیکند. چنین کسی وقتی سخن میگوید، همواره در معرض اشتباه در گفتار، یا سستی در بیان، یا ضعف در نگارش، یا به کار بردن کلمه دیرینهای است که اهل زبان در این زمان آن را به کار نمیبرند؛ و یا کلمهای که برای رساندن مقصود و منظور به آن نیاز دارد را به یاد نمیآورد و یا حتی آن را نمیداند. او همچون کسی که در راهی سخت و ناآشنا قدم برمیدارد، به کُندی و با احتیاط سخن میگوید که مبادا بلغزد و لیز بخورد. مشخّص است که گفتوگویی به این شیوه، با ویژگیهایی که خواننده در این کتاب مییابد بسیار متفاوت است؛ ویژگیهایی همچون شیوایی بیان و شیرینی گفتار و توازن در همآهنگی عبارات و کاربست کلماتی که غالباً هرکس این صفحات را میخواند، آن را میپسندد. بنابراین، خواننده محترم باید بداند که همه این زیبایی و رسایی، از لطف ویرایش برادر ادیب و فاضل جناب آقای دکتر آذرشب در ساماندهی و همآهنگسازی و بهسازی الفاظ و زیباسازی عبارات البتّه بدون کوچکترین دخل و تصرّفی در معنای مدنظر است. از ایشان سپاسگزارم، و حمد و ستایش همواره از آنِ خداست. سپس اینکه من دوست دارم این کتاب را به جوانان عربی اهدا کنم که در همان سنّ و سالِ صاحب این خاطرات، در زمانی که آن حوادث بر او میگذشت، بهسر میبرند. خداوند متعال همگان را بر آنچه دوست میدارد و میپسندد موفّق بدارد. سیّدعلی خامنهای [۱۵] |
“ |
دلیل شهرت اثر

ترجمه به زبانهای مختلف
خاطرات عربی رهبر انقلاب علاوهبر ترجمه به زبان فارسی، به زبانهای ترکی استانبولی، یونانی[۱۶]، بنگالی، اسپانیولی، ایتالیایی[۱۷]، چینی[۱۸] و کردی[۱۹] نیز منتشر شده است. همچنین در کشورهای هند، کلمبیا، ونزوئلا، بنگلادش، اسپانیا، لبنان و عراق به فروش رسیده است.[۲۰]

ایتالیایی
این کتاب در ایتالیا با عنوان «سلول ۱۴» توسط «ماریو تیلگر» ترجمه و در آبان ۱۴۰۳منتشر شد.[۱۷]

ترکی استانبولی
کتاب «خون دلی که لعل شد» از سوی انتشارات «فتا» ترکیه با ترجمه «آیکوت پازارباشی» در ۲۳۲ صفحه و در شمارگان یک هزار به زیور طبع آراسته و روانه بازار کتاب ترکیه شد.[۲۱]

اسپانیولی
نسخه اسپانیولی «خون دلی که لعل شد» در ونزوئلا به چاپ رسید و همزمان با رونمایی از این اثر با عنوان «سلول ۱۴» از تقریظ مقام معظم رهبری بر آن نیز در نمایشگاه کتاب ایران در کاراکاس رونمایی شد.[۲۲]
متن تقریظ رهبر بر نسخه اسپانیولی
- بسم الله الرّحمن الرّحیم
اگر توانسته باشم بهوسیله این کتاب با شما اسپانیولیزبانان ارتباط بگیرم، بسیار خرسند خواهم بود. این بخش کوتاهی از سرگذشت من است. چه نیکو است که ما و شما و همه ملتهای عدالتخواه با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و بیشتر همافزایی کنیم. نیکروزی شما را از خدا میخواهم. سیّدعلی خامنهای.[۲۳]

بنگالی
کتاب «خون دلی که لعل شد» در قالب طرح تاپ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با همکاری و رایزنی فرهنگی و انجمن مطالعات اسلامی در تایلند منتشر شد.[۲۴] این کتاب که در ۱۵ فصل گردآوری شده است، توسط «محمد مجاهد الاسلام»، از مترجمان بنگلادش، به زبان بنگالی ترجمه و با ویراستاری «عبدالقدوس بادشاه» به مناسبت چهلودومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.[۲۵]

اردو
ترجمه اردوی این اثر در نمایشگاه کتاب دهلی رونمایی شد.[۲۶]

یونانی
ترجمه این کتاب به زبان یونانی روز میلاد با سعادت حضرت فاطمه الزهرا (سلاماللّهعلیه) به صورت رسمی در شبکه توزیع و نشر یونان قرار گرفت و هماکنون علاوهبر سایتهای فروش کتاب، در کتابفروشیهای مطرح یونان از جمله پاتاکیس، ایانوس، پولیتیا، پابلیک، بوکس پلاس، اناتیناس، کیوتوس تخنیس و پاریمین در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. کتاب مذکور در پانزده فصل و ۴۰۴ صفحه توسط «سیدعلی کرجی» ترجمه و به همت انتشارات تاکسیدفتیس منتشر شده است.[۱۶]

چینی
ترجمه چینی این کتاب توسط «چی ون دنگ» انجام شده است. این اثر متعلق به پروژه ترجمه متقابل یکصد کتاب ایران و چین است. پروژه مذکور با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دبیرخانه طرح ترجمه آثار کلاسیک در دانشگاه فرهنگ و زبان چین، با همکاری متقابل و اقدام رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در چین، چاپ و منتشر شده است.[۱۸]

کردی
ترجمه کردی کتاب «خون دلی که لعل شد» با عنوان «جاریکی تریوسف» در چهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب سلیمانیه رونمایی شد.[۱۹]
بازتاب یک خبر

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ تصویری از «مهدی کروبی» منتشر شد که بازتاب بسیاری در فضای مجازی کشور داشت و سوژه شبکههای اجتماعی شد. یک فریم عکس از لحظه رأی دادن مهدی کروبی منتشر شد که یک جلد کتاب روی میز در کنار دستش قرار دارد؛ کتاب خاطرات رهبر معظم انقلاب از روزهای مبارزات سیاسی و زندانهای ساواک با عنوان «خون دلی که لعل شد» مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم شورای اسلامی، در جریان اعتراض برخی سیاسیون به انتخابات سال ۱۳۸۸ به همراه «میرحسین موسوی» و «زهرا رهنورد» در حصر خانگی قرار گرفت و از وی بهعنوان یکی از رهبران جنبش سبز یاد میشود.[۱۲]
مسابقه و پویش
- آستان مقدس حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ (ع) به همت گروه آمرین خواهر، مرکز خدام افتخاری و فعالیتهای جهادی آستان، مسابقه کتابخوانی اینترنتی «خون دلی که لعل شد» را در اردیبهشت ۱۴۰۳ برگزار کرد.[۲۷]
- دفتر امور اجتماعی و سیاسی حوزههای علمیه مسابقه کتابخوانی مجازی از کتاب «خون دلی که لعل شد» ویژه حوزویان برادر سراسر کشور در مرداد ۱۴۰۲ برگزار کرد.[۲۸]
- معاونت تهذیب حوزه علمیه قم با همکاری دفتر رهبر معظم انقلاب برای توسعه تمدن توحیدی، پویش مطالعه آثار رهبر معظم انقلاب را ویژه واحدهای علمی و تربیتی حوزه علمیه قم با اهدای جوایز به نفرات برگزیده استان و نفرات برگزیده مدارس، مراکز و مؤسسات برگزار کرد.[۲۹]
- مسابقه كتابخوانی برنامه «یار مهربان» رادیو معارف از ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ با معرفی كتاب «خون دلی كه لعل شد» آغاز شد. این مسابقه به همت گروه فقه و اندیشه، به تهیهكنندگی «روح اللّه شجاعی» و اجرای «ملایی»، «نایینیزاده» و «دارابی» هر روز ساعت ۱۹:۳۰ از رادیو معارف به روی آنتن میرفت.[۳۰]
- مسابقه کتابخوانی «کتاب ماه» با محوریت دو کتاب «خون دلی که لعل شد» و «۴۰ سال با انقلاب»، با همکاری ستاد کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور در سال ۱۴۰۰ برگزار شد. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مسابقه کتابخوانی «کتاب ماه» را با همکاری و مشارکت معاونت پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، انتشارات اندیشه زرین، شبکه توزیع من و کتاب و ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور ( فهما ) به مناسبت دهه مبارک فجر برگزار کرد.[۳۱]
- پویش «من به توان کتاب» به همت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب، ویژه نوجوانان مشهدی، از اول فروردین الی ۵ اردیبهشت اجرا شد. نوجوانان مشهدی در این پویش کتابخوانی که از اول فروردین الی ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ادامه داشت، با مطالعه حداقل یکی از کتابهای «خون دلی که لعل شد»، «آن مرد با باران میآید»، «خاطرات سفیر»، «آن ۲۳ نفر»، «دختر شینا» و «تن تن و سندباد» در هشت قالب مختلف به رقابت پرداختند. قالبهای مسابقه به صورت نامهنویسی، معرفی کتاب، تولید پادکست، نقاشی و طراحی، نمایشنامهنویسی و خلاقیتهای تولیدی بود.[۳۲]
جوایز و افتخارات
برگزیده نخستین جشنواره کتاب تاریخ انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۹[۳۳]
نشستهای برگزار شده درباره اثر
- نشست نقد و بررسی کتاب «خون دلی که لعل شد» در فارس در ۱۳۹۸؛ این کتاب در نخستین نشست از سلسله نشستهای سیر مطالعاتی «صراط» مورد بررسی قرار گرفت. «حسین کاظمزاده»، «سیدجمال عسگری»، «علی خانی»، «عبداللّه عصاره»، «مهدی شبان»، «محمدرضا روشنایی»، «محمد ندیری»، «مهدی عباسی»، «سجاد نوروزنژاد» و «علی مهدیان» در این نشست به بیان دیدگاههای خود پیرامون کتاب «خون دلی که لعل شد» پرداختند.[۳۴]
- وبینار بازخوانی کتاب «خون دلی که لعل شد» به همت مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی در ۲۸ بهمن ۱۳۹۹؛ این جلسه به مناسبت انتشار این کتاب به زبانهای بنگالی، ترکی استانبولی، آذری و اسپانیولی با حضور صاحبنظران، مترجمان و ناشران کتاب برگزار شد.[۳۵]
- سلسله جلسات معرفی «کتاب خون دلی که لعل شد»، به همت سیمای هنر و اندیشه در ۱۳۹۹؛ این سلسه نشستها به همت سها (سیمای هنر و اندیشه) با حضور علاقهمندان برگزار شد.[۳۶]
نشست معرفی کتاب در حوزه علمیه حضرت زهرا (س). اراک. ۱۴۰۲ - نشست تخصصی کتاب «خون دلی که لعل شد» در قم در ۱۳۹۹؛ اداره کل کتابخانههای قم با همکاری مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی دفتر قم باهدف تبیین آثار مقام معظم رهبری، نشست تخصصی را به صورت مجازی برگزار کرد. در این نشست «حجتالاسلام موسوی» استاد حوزه و دانشگاه به تبیین و معرفی پرداخت. [۳۷]
- جلسه متنخوانی و گفتوگو درباره کتاب «خون دلی که لعل شد» در اصفهان در ۱۴۰۱؛ از سوی گروه فرهنگی هنری پُرسا سلسله جلسات متنخوانی و گفتوگو در خصوص کتاب «خون دلی که لعل شد» ویژه ماه مبارک رمضان با حضور علاقهمندان برگزار شد.[۳۸]
نقد اثر
رومن رولان نویسنده و نمایشنامهنویس فرانسوی است که از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۲۶ به نگارش شرح حال بتهوون، میکل آنژ، تولستوی، مهاتما گاندی و گوته پرداخت. شاید بتوان اثر ماندگار او را کتابی دانست که به شرح حال گاندی اختصاص دارد. این اثر در سال ۱۳۴۲ شمسی ترجمه میشود و بهشدت نظر آیتاللّه خامنهای را جذب میکند. ایشان همیشه آرزو میکردند که نویسندهای با تواناییهای رولان، زندگینامه ائمه (علیهمالسّلام) را بنگارد. ایشان در مناسبتهای مختلف نام این نویسنده را آوردند و تمایل داشتند که کسی مانند او، زندگی امام خمینی (ره) را نگارش کند. در سال ۱۳۷۶ نیز که میبینند درخواستشان اجابت نشده است، مجدداً این امر را متذکر میشوند. همچنین در سال ۱۳۷۹ در دیدار خصوصی با همسر حضرت امام (قدّسسرّه) بر آن تأکید میکنند. در دیدار خانواده شهید مطهری نیز توصیه میکنند که کاری شبیه کتاب رولان برای زندگی شهید مطهری نوشته شود. افسوس که هنوز هیچکدام از آرزوهای ایشان در این زمینه محقق نشده است.
برای من (سعید صلحمیرزایی) از همان زمان این دغدغه بود که چرا چنین کاری برای خود معظّمٌله نشده است. اگرچه کتابهای متعدّدی در شرححال ایشان نوشته شده بود، اما هیچکدام این هدف را تأمین نمیکرد؛ تا اینکه با کتاب «خون دلی که لعل شد» آشنا شدم. این کتاب میتواند بهگونهای این دغدغه را پاسخ دهد. برخی از مزیتهای این کتاب را میتوان در فهرست زیر مشاهده کرد:
۱. اتقان و سندیت کتاب، از همه کتابهای مشابه برتر است، زیراکه راوی داستان شخص رهبر انقلاب است.
۲. از آنجا که آیتاللّه خامنهای آشنایی بسیار خوبی با ادبیات داستانی دارند، با استفاده از توانمندی خود، همچون نویسنده متبحر به شرح داستان پرداختهاند. با شخصیتپردازی بسیار خوب، افراد حاضر در داستان را به مخاطب میشناسانند. توصیف مکان داستان بهخوبی انجام میشود و احساسات افراد و راوی به طور جالب و واضحی به مخاطب منتقل میگردد. جزئیّات داستان آنجا که برای مخاطب لازم است بیان میشود و هیچ قسمت روایت، رها نمیگردد. از طرفی ارتباط داستانها با یکدیگر حفظ میشود و در برخی موارد با استفاده از تعلیق، مخاطب را علاقهمند به پیگیری داستان میکند.
۳. باآنکه اصل خاطرات به زبان عربی گفته شده است، اما با ترجمه بسیار نزدیک به کلمات و گنجینه واژگانی حضرت آیتاللّه خامنهای، مخاطب احساس میکند که داستان را از زبان ایشان دارد میشنود.
۴. مخاطب بر زورق خیال مینشیند و با راوی هنرمند، همراه میشود؛ با شادیها و غمهای او، با اضطرابها و هیجانها، با دردها و بیماریها و خلاصه با همه حالات او همذاتپنداری میکند. گاهی میخندد و گاهی میگرید و گاهی با ترس و هیجان منتظر خواندن بقیه داستان است.
۵. با توجه به اینکه راوی محترم در متن اتفاقات مهم سیاسی و اجتماعی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ بودهاند، خواننده کتاب در قالب یک روایت مستند با بخش مهمی از تاریخ معاصر و فجایع رژیم منحوس پهلوی آشنا میگردد و همچنین از سختیها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل از پایمردیها، مقاومتها، خلوص و ایمان ایشان مطلع میشود.
۶. کتاب اگر چه شبیه کتاب خاطرات و داستان است، اما سرشار از حکمتها، درسها و عبرتهاست؛ به تناسب هر واقعه و حادثه، درسها و عبرتهای مرتبط برای مخاطب شرح داده میشود و ازاینرو میتوان کتاب را حکمتنامهای دانست که درس زندگی به جوانان میدهد؛ درس توکل و توسل، دینداری، صبر، مقاومت و ایستادگی، شجاعت، زهد و دنیاگریزی، پرهیز از تجمل، همسرداری و عشق به خانواده، دلسوزی برای مردم، هوشمندی در برخورد با سختیها، مدیریت بحران، کار تشکیلاتی، مطالعه و علمدوستی.
سخن اصلی کتاب، همان است که در نام این کتاب متبلور شده است. مخاطب با خواندن کتاب پی خواهد برد که با صبر و استقامت، همه اهداف مهم و بلند، دستیافتنی خواهد بود.
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند | بر اثر صبر، نوبت ظفر آید |
۷. این درس همان است که در بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب با عنوان «نظریه مقاومت» مطرح شده است و همین میتواند یکی از دلایل انتشار این خاطرات در این زمان باشد؛ زمانهای که ملت شریف ایران تا نزدیکیهای ستیغ کوه پیشرفت بالا رفته است و اندکی صبر و مقاومت و پایمردی لازم دارد که به قله پیشرفت مادی و معنوی برسد و الگویی برای جهانیان گردد. مخاطب با افراد متعددی از قهرمانان و افراد مؤثر در تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی آشنا میگردد.
۸. در این کتاب، معلوم میشود که چگونه خداوند مهربان با دست هدایت خود، یکی از رهبران بزرگ تاریخ اسلام و ایران را از دل حوادث و اتفاقات گذر میدهد و با امتحانهای متعدد او را برای بر عهده گرفتن مسئولیت سنگین راهبری انقلاب جهانی اسلامی، آماده میکند.
اینها ویژگیهایی است که به ذهن نگارنده رسیده است و خواننده محترم نیز میتواند بر این موارد بیفزاید و از اینروست که همه باید این کتاب را بخوانند؛ چه جوانان عزیزی که از گذشته اطلاع کافی ندارند و نیازمند کسب اطلاع و تجربه هستند و چه بزرگترهایی که آن دوران از خاطرشان رفته است و نیاز به بازیابی خاطرات دارند.[۳۹]
اظهارنظرها درباره اثر
شهید سیدحسن نصراللّه؛ دبیرکل سابق حزباللّه لبنان
کتابی مبارک
« | این کتاب مشتمل بر تجربهها و خاطرات شخصی امام خامنهای از فداکاریهای بزرگ، مظلومیتها و درد و رنجهای فراوانی است که ایشان و بسیاری از یاران امام خمینی (ره) در جریان فعالیتهای انقلابی متحمل شدند، لذا این کتاب، کتابی مهم و مبارک است.[۴۰] | » |
میرسلام؛ از شیوخ باکو
خاطراتی ناب
« | ویژگیهای منحصربهفرد کتاب، مستند و خاطرات ناب آن از دوران مبارزه و تبعید و زندگینامه فردی ایشان است. به همین خاطر مورد استقبال عموم جوانان آذربایجانی قرار گرفته و ما این کتاب را ترجمه کردیم.[۲۰] | » |
سید کمیل باقرزاده؛ رایزن فرهنگی ایران در لبنان
توصیه سید حسن
« | این افتخار را داشتیم که دو ماه بعد از رونمایی کتاب در بیروت، محضر سیدحسن نصراللّه رسیدیم. ایشان گفتند نسخه اولیه قبل از نهایی شدن کتاب را که ده شب پیش به دستم رسید، بلافاصله شروع به مطالعه کردم و همزمان با اذان صبح، آن را به پایان بردم و یکشبه آن را خواندم.
این کتاب را نه بهعنوان قصه و خاطرات، بلکه بهعنوان یک منبع آموزشی برای آشنا شدن با شخصیت مقام معظم رهبری در جهان عرب استفاده میکنیم. همیشه به دوستان میگویم این کتاب را بهگونهای بخوانید که گویا از هر خاطرهاش یک الگوی مثالزدنی میتوانید یادبگیرید.[۲۰] |
» |
طراد حماده؛ شاعر و نویسنده لبنانی
اشاعه امید
« | خاطرات رهبر انقلاب نشان میدهد که خون بر شمشیر پیروز است و همانطور که حضرت زینب(س) با صبر بر دستگاه طاغوت یزید پیروز شدند، میتوان امروز نیز با صبر بر استکبار و طاغوت به پیروزی رسید. این فرهنگ به کرات در خاطرات رهبر معظم انقلاب دیده میشود که البته برگرفته از اندیشههای ایشان است. کتاب، سالهایی را به تصویر میکشد که همانند اوضاع برخی از کشورهای اسلامی امروز است. امروز جهان عرب مرحله سختی را پشت سر میگذارد؛ ازاینرو بر جوانان عرب واجب است که همدل و همراه باشند و با راهنمایی عقل راه خود را بپیمایند. امید جامعه اسلامی به جوانان است. جوانان میتوانند با استفاده از تزکیه و اندیشه، کارهای محال را انجام دهند. در این مسیر به اشتراکگذاری تجربیات میتواند کمک مؤثری کند. انتشار کتاب ان مع الصبر نصرا میتواند از این جهت مفید باشد.[۴۱] | » |
اوندر؛ مدیر انتشارات کتاب در ترکیه
هیجانی در بین مقاومت
« | انتشاراتی هستیم که درمورد ادبیات مقاومت و رهبران مقاومت، کتبی چاپ میکنیم و در این راستا برای معرفی رهبر انقلاب، کتابها و افکار و بیانات ایشان را هم به چاپ میرسانیم. این کتاب که خاطرات رهبری انقلاب است، در بین دوستان مقاومت ترکیه هیجان و استقبال بالایی ایجاد کرده است. در این کشور، هم اهل سنت و هم شیعه به رهبر انقلاب علاقهمندند و حرفهای ایشان را دنبال میکنند. ما کتابهایی درمورد مقاومت لبنان و سوریه و عراق داریم و میخواهیم این کتابها را بیشتر کنیم.[۲۰] | » |
آیکوت تازارباشی؛ مترجم کتاب به زبان ترکی استانبولی
الگویی برای شیعیان ترکیه
« | تدوین این کتاب برای جوانان و مخصوصاً شیعیان ترکیه بسیار مفید است و ما منتظر چنین کتابهایی هستیم تا ترجمه و چاپ کنیم. آن چیزی که از رهبر انقلاب اسلامی دیدم ایستادگی و مقاومت است و این برای شیعیان ترکیه و دنیا نمونه و الگو هست.[۲۰] | » |

دکتر صحت؛ رایزن فرهنگی ایران در بنگلادش
تشابه فرهنگی
« | تلاش کردیم در استان همجوار کشور بنگلادش، یعنی استان کلکته هند، این کتاب در دسترس مخاطبان باشد. حدود ۷ ماه پیش پروژه ترجمه این کتاب در دستور کار قرارگرفت، و چند بار با دقت ویراستاری شد. انتشارات «رودلا» که بهصورت تخصصی دستنوشتههای رهبران دنیا را منتشر میکند، این کتاب را چاپ کرد و رونمایی و توزیع آن در ایام دهه فجر برگزار شد. برای مردم بنگلادش تشابهات بین دستنوشتههای «شیخ مجیبالرحمان» رهبر استقلال بنگلادش با این کتاب جالب توجه است.[۲۰] | » |


عبدالقدوس بادشاه؛ ویراستار نسخه بنگلادشی
سوالات جوانان بنگلادشی
« | این کتاب بیشتر از نظر گزارشی و وجه خبرنگاری قوی بوده و مترجم بنگلادشی آن خبرنگار بوده است. این اثر در بنگلادش نیز نثری قوی دارد و توانسته مطالب کتاب را زنده و روان بیان کند. کتاب در مدت کوتاهی ترجمه شد و من شبانهروز تلاش کردم که ویراستاری کتاب را تمام کنم و ایرادی در آن نباشد. در بنگلادش چون اغلب مسلمان هستند، جوانانی که روحیه انقلابی دارند از سال پیروزی انقلاب درمورد این انقلاب سؤالاتی دارند؛ و هنوز انقلاب اسلامی ایران در بنگلادش روشن نیست و این کتاب به این سؤالات پاسخ میدهد.[۲۰] | » |

محمد امین ناجی؛ مدیر مؤسسه نسیم رحمت و فعال دینی در اسپانیا
جایگاه در آمریکای لاتین
« | ترجمه اسپانیایی را از نسخه فارسی اثر به زبان اسپانیایی آماده کردیم که با نام «سلول شماره ۱۴» چاپ خواهد شد؛ چون عنوان «خون دلی که لعل شد» قابل برگرداندن به زبان اسپانیایی نیست، فلذا با مشورتهایی با بومیان و بزرگان منطقه این اسم انتخاب شد. منتظر یک موقعیت بسیار مناسب برای رونمایی در کلمبیا یا ونزوئلا و منطقه آمریکای لاتین هستیم و این کتاب در انتشارات «فانوس دریایی» در کلمبیا به چاپ میرسد. این کتاب در حال ترجمه به دو زبان پرتغالی و فرانسوی است و امیدواریم که در نیمه اول سال ۱۴۰۰، هم ترجمه پرتغالی این کتاب را در برزیل رونمایی کرده و هم ترجمه فرانسوی آن را برای فرانسوی زبانهای دنیا ترجمه کنیم. خاطرات رهبر مخصوصاً برای منطقه آمریکای لاتین که خاستگاهی انقلابی و مبارزاتی دارد، ارزشمند است.[۲۰] | » |
عطیه ضرابی؛ شاعر و منتقد ادبی
روایتهای کوتاه، مخاطب را همراه میکند
« | این کتاب در دسته تاریخ انقلاب و زندگینامه قرار میگیرد و جزو آن کتابهایی است که ممکن است تعداد صفحاتش گولتان بزند! «خون دلی که لعل شد» روایات کوتاه کوتاهی را از مجاهدتهای آیتاللّه سیدعلی خامنهای در خود جای داده است که داستان به داستان، مخاطب را با خود همراه میکند. کوتاه بودن هر تجربه از لحاظ تعداد کلمات، دل خواننده را گرم کرده و پس از پایان هر روایت، نکتهای را به او یادآوری میکند. هر تجربه، تیتر مشخصی برای خودش دارد و بعضاً خلاقیت این عناوین، مخاطب را به فکر فرومیبرد. تیترهایی مثل سفینه غزل، فرشی ارزانتر از گلیم، ماقوت علاوهبر کلمات، با تصاویر مرتبط به داستانها تزئین شده است و جزئیات داخل عکسها، سیر داستانی روایتها را در ذهن تثبیت میکند.[۴۲] | » |

آنتولو ساکتی؛ روزنامهنگار ایتالیایی، نویسنده و مدیر سایت خبری «دیروز»
نیاز اروپا به این کتاب
« | نیاز به معرفی چنین کتابی در ایتالیا قابل احساس بود، بالاخص در شرایط امروز که برخی رسانههای غربی از هیچ تلاشی برای جلوه دادن تصویری مخدوش از جمهوری اسلامی ایران دریغ نمیکنند.[۱۷] | » |
ماریو تیلگر؛ مترجم کتاب به زبان ایتالیایی
کتاب مقدس
« | این کتاب فراتر از یک زندگینامه ساده است و بایستی آن را با کتابهای مقدسین مقایسه کرد؛ زیرا در آن هر جمله معانی عمیقی دارد. همچنین روایت این کتاب با زندگینامه «سَنت ایگناتیوس لویولا» و «اعترافات سَنت آگوستین» قابل مقایسه است. رهبر انقلاب اسلامی یک شخصیت معنوی هستند که معنویتش در تکتک کلمات کتاب نمایان است. نماز در این کتاب محور اصلی است و به منزله دروازهای است که همه چیز از آن میگذرد. آیتاللّه اهل عمل و عارفی بزرگ است که در سلول و خانه با اشتیاق کتاب میخواند.[۱۷] | » |
پاپادوپولوس؛ مدیر انتشارات تاکسیدفتیس یونان
آرزویم این است که رهبر انقلاب کتابم را در دست بگیرد
« | من در این سه سالی که با رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در آتن همکاری داشتهام، سه اثر ارزشمند که کمبود آنها در جامعه ما احساس میشد را منتشر کردم و در دسترس علاقهمندان قرار دادم. اکنون سومین کار مشترک ما با مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. همکاری در این پروژه افتخار بزرگی برای من بود. این کتاب به نظرم یکی از آثار فاخر انتشاراتی ما است که موضوعی سیاسی و تاریخی دارد. آرزوی من این است که خود آیتاللّه خامنهای این کتاب را در دست بگیرند و ببینند و اگر خواستند، در حد چند جملهای خطاب به ملت یونان پیامی را به مناسبت چاپ این کتاب بفرستند. این برای من و همکارانم در انتشارات تاکسیدفتیس ارزشمندترین هدیه است.[۱۶] | » |

خانم رومینا پرز؛ سفیر بولیوی در ایران
پلی بین انسانها
« | رهبر ایران ابتدای این کتاب مینویسند میخواهند پلی میان مردم جهان باشد. متن رهبر در مورد ترجمه اسپانیایی هم همین را میگوید. من میخواهم بگویم قطعاً این پل ایجاد شده است و بسیار موفق عمل شده است. در آخر از همه اسپانیاییزبانها، کسانی که در اینجا حاضر هستند و همچنین غایبین دعوت میکنم که این کتاب را بخوانند. این کتاب خاطرات مبارزهای هست که نمونه آن را در منطقه خودمان در آمریکای لاتین هم شاهد بودهایم.[۴۳] | » |
مارتا گلزار؛ مترجم این کتاب به زبان اسپانیایی
افتخاری بزرگ
« | برای من یک افتخار بزرگ بود که این کتاب را ترجمه کردم. برای بچههایمان و برای نسلهای آینده و برای هر که بخواهد در ذهن و قلبش حکاکی میشود.[۴۳] | » |

چی ون دنگ؛ استاد دانشگاه مطالعات بینالمللی پکن و مترجم چینی کتاب
روایت کتاب روی من تأثیر گذاشت
« | ترجمه این کتاب را به پیشنهاد رایزن فرهنگی ایران در پکن انجام دادم. وقتی مطالعه ابتدایی کتاب را انجام دادم، روایت زندگی ساده رهبر انقلاب اسلامی ایران حضرت آیتاللّه العظمی خامنهای روی من تأثیر گذاشت و ضمن آن متوجه شدم که ایشان چه افکار بلندمرتبهای در زمینه وحدت اسلامی داشته و برای عملی کردن وحدت میان شیعه و سنی چه تلاشهای طاقتفرسایی انجام دادهاند. این موارد برای من جذاب بود تا دست به ترجمه این کتاب بزنم. فراموش نکنیم که ترجمه امر ساده و آسانی نیست و مطالعات بسیار میخواهد. به دلیل همین سختی باید کتاب برای ترجمه را مناسب انتخاب کرد.[۴۴] | » |

سهیل اسعد؛ مدیر مرکز همکاریهای آمریکای لاتین
تاریخ مشترک ایران و آمریکای جنوبی
« | اهمیت این کتاب به دلیل چند نکته است، نکته اول اینکه الگوی انسانهای آزاده در این روزگار کم است. از آنجایی که تاریخ آمریکای لاتین با ایران تاریخ استعماری مشترک دارد، تاریخ مبارزه هم مشترک است. کسی که کمی آشنایی با آمریکای لاتین داشته باشد متوجه میشود که ترجمه این کتاب خیلی خوب بوده است. در اوج مبارزات انقلابیون ایران، حرکتهای جوهری اتفاق افتاده است که منجر به پیروزی انقلاب شد. این نتیجه برای آمریکای لاتین مهم است که حاصل مبارزه و پیروزی است.[۴۳] | » |
محمد سرشار؛ نویسنده و منتقد ادبی
یک شگفتی
« | چهاردهمین کتابی که در چالش کتابخوانی، هر روز سی صفحه از آن را خواندم، یک شگفتی بود! برای من که همیشه پیگیر سخنرانیها و بیانات رهبری هستم، بسیار مهم بود که بدانم چه تجربیات و مطالعاتی در طول زندگی دستبهدست هم دادند تا چنین فرزانگی و نگاه راهبردی به جهان امروز را شکل بدهند. برای تشنه دانستنی مثل من، کتاب «خون دلی که لعل شد»، یک لیوان لیمو نعناع عربی یخ در دل تابستان بود! اگر دیدن دیدارهای رمضانی حضرت آقا با شاعران و دانشجویان برایتان جذاب است، عاشق این کتاب خواهید شد. انگار خود سیدعلی خامنهای پیش رویتان نشستهاند و از فقر دوران کودکی تا سادهزیستی دوران بزرگیشان میگویند، صادقانه به سیگار کشیدنشان در ساحل دجله اشاره میکنند و غمها و شادیها و ترسها و امیدهای دوران مبارزهشان را صمیمانه تعریف میکنند.[۴۵] | » |
داوود حسنپور؛ وابسته فرهنگی کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در سلیمانیه
بدون مطالب اضافی
« | رهبر انقلاب از آوردن مطالب غیرمفید خودداری کردهاند. خواننده هر آنچه میخواند، مطالبی است که به نحوی نکتهای را آشکار میسازد و باقی سرگذشتنامه را پیش میبرد. توصیفات در این اثر، با دقت و ظرافتی مثالزدنی به رشته تحریر درآمدهاند و تصویر جامعی از فضایی که رهبر معظم انقلاب و دیگر همرزمان ایشان در آن به مبارزه مشغول بودند را به مخاطب نشان میدهد. کتاب جزئیات دلپذیر و روشنگری افکار و سیره ایشان در زندگی را به همراه دارد.[۴۶] | » |
برشی از متن کتاب
جاذبه نواب
در واقع، از وقتی چشمم به این مرد افتاد، دیدم با تمام احساسم مجذوب اویم و از ژرفنای قلبم دوستش دارم.
در این سفر، گروهی از فداییان اسلام نواب را همراهی میکردند که بیشترشان جوان بودند.
عقاب… عقاب… گرفتیمش!
هنگام خداحافظی به فرزندان گفته شد: پدرتان عازم سفر است. من گفتم لازم نیست دروغ گفته شود و واقعیت قضیه را به بچهها گفتم. وقتی از خانه بیرون آمدم، دیدم خانه در محاصره عده دیگری از افراد است. اتومبیلی را به داخل کوچه باریکی که خانه در آن واقع بود، آوردند. این اتومبیل یک جیپ معمولی بود.
بدون آنکه چشمم را ببندند، من را در اتومبیل نشاندند. یکی از آنها پشت بیسیم تکرار میکرد: عقاب… عقاب… عقاب... گرفتیمش... گرفتیمش!
مادری مثل شیر
در یکی از روزهای این ماه، منزل پدرم ناهار دعوت بودم. عدهای از علما هم آنجا مهمان بودند. من با مصطفی که در آن زمان چهار پنج ساله بود رفتم. مصطفی را نزد مادرم گذاشتم و خودم به بیرونی منزل نزد پدرم رفتم. معمولاً خانه علما کوچک هم که باشد دو قسمت دارد: یکی بیرونی که مخصوص مهمانها است و دیگری اندرونی که مخصوص خانواده است. هریک از این دو قسمت هم درِ جداگانه دارد. مشغول صرف ناهار با مهمانها بودیم که یکی از برادرانم آمد و گفت: ساواکیها وارد خانه شدهاند! من بهطرف آنها رفتم تا وارد قسمت مهمانها نشوند. دیدم مادرم در حیاط، مقابل دو مأمور ساواک ایستاده و با آنها جروبحث میکند. او پوشیده در حجاب و روبسته، مانند شیر در برابر آن دو نفر ایستاده بود. آن کسی که بهخصوص با مادرم بحثوجدل میکرد، یکی از بازجوهای معروف ساواک بود که پس از انقلاب کشته شد.
اولین تجربه با ساواک
کوشیدند از طریق توهین و تمسخر، با من جنگ روانی کنند، ولی بحمداللّه من تسلیم نشدم، در برابر آنها سست نشدم و شکست نخوردم، اما در عین حال زجر و آزار بسیاری کشیدم. ساعتی بعد من را بیرون بردند و سوار ماشین کردند و به خارج از شهر بردند. هوا تاریک و بسیار سرد بود. آن سال از سالهایی بود که در منطقه، سرمای سختی شد؛ بهطوری که در زاهدان که معمولاً سابقه برف ندارد آن سال برف بارید. فهمیدم جایی که من را بردهاند، پادگان نظامی است.
آقای مصباح یزدی صورتجلسات را در یک دفتر به زبان رمزی، که خود آن را اختراع کرده بود و به خطوط علوم غریبه شباهت داشت، مینوشت و برای اینکه بیشتر رد گم کند، در آغاز دفتر نوشته بود: کتابی در زمینه علوم غریبه یافتم و آن را رونویسی کردم.
من و برخی دوستان در امور تشکیلاتی، که در قم کاری جالب و ابتکاری بود، سرآمد بودیم. در خلال نهضت از زمان آغاز آن تا خروج من از قم (حدود یک سال و نیم) چند تشکیلات ایجاد کردیم که برخی همزمان با هم بود و برخی هم در توالی یکدیگر؛ گروه علمای قم که شمار بسیاری از علما را در بر داشت، از همین تشکیلات بود که بعدها نام «جامعه مدرسین» به خود گرفت. بسیاری از اعضای این جامعه از نقش من در تأسیس این تشکیلات بیخبر بودند و هنگامی که آقای امینی این موضوع را به آنها گفت برخی شگفتزده شدند. تشکیلات دیگر گروه یازده نفره بود. این یازده نفر عبارت بودنداز: من، آقای هاشمی رفسنجانی، برادرم آسید محمد، آقای مصباح یزدی که کاتب این جلسات بود، آقای امینی، آقای مشکینی، آقای منتظری، آقای قدوسی، آقای آذری قمی، آقای حائری تهران و آقای ربانی شیرازی.
در کودکی وقتی کلاس دوم ابتدایی بودم، عمامه گذاشتم. علت این عمامهگذاری زودهنگام آن بود که در آن دوران، مردم عادت به پوشاندن سر داشتند. طبیعتاً پدر ما حاضر نبود ما کلاه پهلوی به سر بگذاریم؛ بنابراین چارهای جز عمامه نبود.
به یاد دارم طلاب را وعظ میکرد و از آنها میخواست به ورع و تقوا پایبند باشند. هنوز این صدایش در گوشم طنینانداز است که میخواند: یابن آدم! وَفّر الزاد فَإنّ الطریق بعید بعید... و جدّد السفینة فَإنّ البحر عمیق عمیق...
من درباره زهد و پارسایی این بانوی صالحه تصویرهای بسیاری در ذهن خود دارم که بیان برخی از آنها خوب نیست. از جمله مواردی که میتوانم بگویم این است که هرگز از من درخواست خرید لباس نکرده است بلکه نیاز خیلی ضروری خانواده به لباس را به من یادآور میشد و خود میرفت و میخرید. هیچ وقت برای خود زیورآلات نخرید. مقداری زیورآلات داشت که از خانه پدری آورده بود و یا هدیه برخی بستگان بود. همه آنها را فروخت و پولش را در راه خدا صرف کرد. او اینک حتی یک قطعه زروزیور و حتی یک انگشتر معمولی هم ندارد.
لهجه نجفی
زادگاه مادرم نجف است. ایشان لهجه عربی داشت. در کودکی، با لهجه عربی نجفی حرف میزده است. با قرآن آشنا بود. قرآن را خوب و با صدایی جالب تلاوت میکرد. در اواخر عمر، صدایش گرفته بود و من صدای خوش او را به یادش میآوردم. بر قرائت کلاماللّه مجید با قرآن اهدایی پدرش مداومت روزانه داشت. شیوه قرائت ایشان، ما را در آن کمسنوسالی به خود جذب میکرد. پیرامونش گرد میآمدیم و به تلاوتش گوش میکردیم. ایشان هم از فرصت استفاده میکرد، معانی برخی آیات را برای ما به فارسی برمیگرداند و داستانهای پیامبران را برایمان بازگو میکرد. شیفتگی وافرش به زندگی حضرت موسی(ع) موجب میشد تا داستان زندگی این پیامبر بزرگ را با همه جزئیات برای ما شرح دهد. آنچنان با علاقهمندی درباره حضرت موسی سخن میگفت که شوق شنیدن ماجراهای او را در ما برمیانگیخت.
با دیوان حافظ مأنوس بود و برخی اشعار او را از حفظ داشت و با آن فال میگرفت. کمااینکه با حدیث نیز آشنا بود. حدیثی میگفت و پدر به ایشان اعتراض میکرد که به این حدیث تاکنون برنخورده است، اما ایشان منبع حدیث را برای پدر ذکر میکرد. همچون پدر مناعت طبع داشت. از ناداری خود هرگز با کسی سخنی نمیگفت. همیشه رنج خود را به شیوههای گوناگون پوشیده میداشت.
نکات اولیه قرائت قرآن و قواعد زبان عربی را از مادر آموختم؛ کمااینکه روح دلیری و نستوهی را نیز او در من دمید. مادر به خاطر بازداشتهای پیاپی من و حملات ساواک به منزل، رنج بسیار کشید؛ اما در برابر دژخیمان مهاجم، با پایداری و صلابت میایستاد، جوابشان را میداد و با آنها مجادله میکرد. او حتی مشوق من در ادامه این راه پردردسر نیز بود.
شما دیگر چرا سید؟
تمسخر عمامه و علمای دین در ایران به شیوههای مختلف رایج بود و بهصورت یک روحیه عمومی جمعی در آمده بود و همه بخشهای جامعه را در برمیگرفت و حتی من هم از این روحیه در سلامت نماندم.
در محله ما شخص معممی به نام شیخ فائقی بود. او مردی فاضل بود که در مجالس، روضه میخواند. عمامه بزرگی بر سر میگذاشت، محاسنی کمپشت بر چهره داشت و الاغی کوچک و تند و تیز سوار میشد. خانهاش در کوچه مجاور کوچه ما بود. او هرروزه سوار بر الاغش از جلوی خانه ما میگذشت و در کوچهها با سرعت حرکت میکرد.
یک روز با دوستانم مشغول بازی والیبال بودم. من به این ورزش بیش از سایر ورزشها پرداختهام. هنگام بازی، عمامه را برمیداشتم و به پوشیدن همان قبا، که آن هم جزو لباسهای طلاب و روحانیون است، اکتفا میکردم. در حین بازی متوجه شدیم که آقای فائقی سوار بر الاغ از دور با سرعت میآید. بچهها با هم قرار گذاشتند او را مسخره کنند. وقتی نزدیک شد، همگی، از جمله خود من! فریاد زدند: آشیخ... آشیخ! این کلمه به تنهایی حرف زشتی نیست، چون مخفف آقا شیخ است؛ اما وقتی دستهجمعی با خنده فریاد میشد، نشان از تمسخر داشت.
وقتی به ما نزدیک شد، سر الاغ را به سمت ما برگرداند و با عصبانیت به سمت ما آمد. بچهها گریختند و من بر جا ایستادم. از خر پیاده شد و نزدیک من آمد. هم من را و هم پدرم را میشناخت و هم میدانست که من معمم هستم. لذا با لبخندی آمیخته به تعجب و گلایه و با نرمی و مهربانی گفت: شما دیگر چرا سید عزیز؟!
علاقهمندیهای من
از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی. شاید من همه داستانهای میشل زواگو را که ده تاست، خواندهام. داستانهای الکساندر دومای پدر و پسر را هم خواندهام.
همچنین تمامی یا بیشتر داستانهای ایرانی را نیز خواندهام. خواندن این داستانها و رمانها، تأثیر محسوسی در ذهن و شیوه نگارش انسان دارد. سال ۱۳۳۶ چند ماه به عراق سفر کردم؛ برخی کتابهایی را هم که به آنها علاقه داشتم، به همراه خود بردم. بعد به کتابخانه شوشتریه نجف اشرف رفتم که اتفاقاً بسیاری از کتابهای عمویم، سیدمحمد، در این کتابخانه هست و موقوفه آنجاست. در آنجا کتابهایی را استنساخ کردم. سپس به همراه خانواده از طریق بصره به ایران بازگشتیم و از خرمشهر با قطار به تهران آمدیم. در تهران کتابها را به همراه چند شناسنامه گم کردم. همه جا را زیرورو کردم و هر جایی را گشتم. به انبارهای راهآهن رفتم و مدتها در آنجا جستوجو کردم، اما نتیجهای نداشت. پریشان و اندوهگین و افسوسمند به مشهد بازگشتم. دو سال بعد نامهای از یک راننده تاکسی به دستم رسید که نوشته بود: من بستهای را که در اتومبیلم جا مانده بود، پیدا کردم؛ آن را باز کردم، اما هیچ نشانی از صاحبش در آن نیافتم؛ فقط چند کتاب و شناسنامه در آن بود. دیدم صاحب شناسنامه، معمم است؛ لذا از فردی معمم در تهران پرسوجو کردم و او نشانی مسجد مشهد را به من داد. به این ترتیب کتابها به من بازگشت.
جواهری شاعر
ادبیات معاصر عرب در مجموع نتوانسته علاقهام را جلب کند؛ چون در قسمتهایی از آن چیزهایی یافتهام که منافی ذائقه عربی و زبان عربی است. بهویژه باید از سبک متأثر از سبک و محتوای ادبیات اروپایی یاد کنم که نه ادبیات عربی است و نه ادبیات اروپایی، بلکه چهره مسخشدهای است که هر طبع سالم و ذوق سلیمی آن را پس میزند. لذا در جستوجوی ادبیاتی برآمدم که با زبان عربی لذتبخشی که با آن خو گرفتهام، سازگار بوده و زبان و سبک آن، از اصالت برخوردار باشد.
من آثار نویسندگان و شعرای بزرگ معاصر مصری، شامی و عراقی را خواندهام؛ اما گمشده خود را، از جمله، در سرودههای محمدمهدی جواهری، شاعر عراقی، یافتم. جواهری به دلیل پرورش ادبی و دینی اصیل خود در خانواده معروف جواهری و محیط دینی و ادبی نجف، زبان و بیان عربی اصیلی دارد؛ کمااینکه توجه به رنجها و آرزوهای مردم و تأثیرپذیری از آن، از ویژگیهای برجسته شعر اوست. ویژگی دیگرش، مواضع شجاعانه او در مقابله با حاکمان ستمگر است که به خاطر آن، بارها بازداشت و زندانی شد.
وقتی دوست لبنانی ادیب و فاضلم، مرحوم سیدمحمدجواد فضلاللّه از انقلابیگری و مواضع با صلابت جواهری برایم گفت، به این شاعر بیشتر علاقهمند شدم. او همچنین از قصیدهای که جواهری در برابر مرحوم محمدحسین کاشفالغطاء انشاء کرده بود، برایم گفت و تعریف کرد که این قصیده، کاشفالغطاء را عمیقاً تکان داد و از بس از آن خوشش آمد، زمام اختیار از کف داد و فریاد کشید: شیخنا! متنبی شاعر سیفالدوله بود و من شاعر سیفالاسلامم! که مقصودش از سیفالاسلام (شمشیر اسلام) همان خود کاشفالغطاء بود.
از شما چه پنهان، من هنگامی که برخی از قصاید جواهری را خواندم، گریستم. قصیده «لالایی گرسنگان» (تنویمة الجیاع) از آن جمله است:
نامی جیاعالشعب نامی
حرستک آلهةالطعام
نامی، فإن لم تشبعی
من یقظة فمن المنام...
مشخصات کتابشناختی
«خون دلی که لعل شد» ترجمه فارسی از کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» به زبان عربی است. ترجمه فارسی کتاب توسط «محمدحسین باتمان غلیچ» در ۴۲۴ صفحه، در قطع رقعی با جلد شومیز و گالینگور، برای اولینبار در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات انقلاب چاپ شده است. چاپ چهلوهشتم این اثر در سال ۱۴۰۲ روانه بازار چاپ شد.
نسخه الکترونیکی «خون دلی که لعل شد» در سایت طاقچه قابل خرید و مطالعه است.
نوا، نما، نگاه
- کتاب صوتی خون دلی که لعل شد. انتشارات انقلاب اسلامی. ۱۴۰۲
- تیزر مسابقه کتابخوانی کتاب «خون دلی که لعل شد». سازمان عقیدتی ناجا. مرداد ۱۳۹۸
- گفتوگو با نویسنده کتاب خون دلی که لعل شد؛ روایتی خواندنی از خاطرات تبعید و زندان رهبر انقلاب. شبکه افق. ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
- معرفی کتاب خون دلی که لعل شد توسط میثم مطیعی. شبکه سه سیما. ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
- موشنگرافی معرفی کتاب خون دلی که لعل شد. دفتر حفظ و نشر آثار آیتاللّه خامنهای. آبان ۱۴۰۱
- خون دلی که لعل شد | روایت زندگی مبارز جوانی که سالها بعد رهبر انقلاب شد. خبر ۲۲ شبکه سه. ۱۳۹۷
- معرفی کتاب خون دلی که لعل شد. روزنه معرفت. ۱۳۹۹
- معرفی کتاب خون دلی که لعل شد توسط سرکار خانم فضه سادات حسینی. دفتر حفظ و نشر آثار آیتاللّه خامنهای. ۱۳۹۸
- اهدای نسخه اسپانیولی کتاب خون دلی که لعل شد به مادورو توسط شهید رئیسی. سفارت جمهوری اسلامی ایران در مادرید. ۱۴۰۱
- خون دلی که لعل شد؛ جلسه دوم. سها. ۱۳۹۹
- مراسم بازخوانی کتاب خون دلی که لعل شد در لبنان. ۳۰ مهر ۱۴۰۱
- رونمایی از کتاب ان مع الصبر نصرا نسخه اسپانیولی – از بیروت تا کاراکاس. خبرگزاری صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران. ۲۰ اسفند ۱۴۰۱
- کتاب خوب؛ خون دلی که لعل شد. کتاب و کتابخوانی سیما. ۱۴۰۱
- ببینید | رونمایی از کتاب خاطرات رهبر معظم انقلاب اسلامی از دوران تبعید در ونزوئلا. خبرگزاری صدا و سیما. ۱۴۰۱
پانوشت
- ↑ «به راستی که با صبر پیروزی میشود». وبسایت انتشارات جمکران. بیتا. ۲۲ آذر ۱۴۰۳
- ↑ پرش به بالا به: ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «کتاب خاطرات رهبر انقلاب چگونه تدوین شد؟». مشرق. ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
- ↑ «چاپ اول خاطرات رهبر انقلاب ۳ روزه تمام شد». مشرق. ۵ اسفند ۱۳۹۷
- ↑ «خون دلی که لعل شد». کتابخانه نور. بیتا. دریافت شده ۲۶ دی ۱۴۰۳
- ↑ «برشی از کتاب «خونی که لعل شد»». پایگاه اطلاعرسانی حوزه. ۳۱ فروردین ۱۳۹۹
- ↑ «کتاب خون دلی که لعل شد». خبرگزاری رسا. ۱۱ دی ۱۴۰۱
- ↑ «محمد علی آذرشب». وبسایت دبیرخانه دائمی نمایشگاههای قرآنی. بیتا. دریافت شده ۲۲ آذر ۱۴۰۳
- ↑ «وزیر ارشاد، محمدعلی آذرشب را چهرهای علمی، فرهنگی و بینالمللی عنوان کرد». پایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۱۵ اَمرداد ۱۳۹۲
- ↑ «مراسم نکوداشت محمدعلی آذرشب برگزار میشود». خبرگزاری مهر. ۱۹ آذر ۱۴۰۲
- ↑ «مستند «سفیر گفتوگو؛ دکتر محمدعلی آذرشب» در قاب شبکه چهار سیما». خبرگزاری ایرنا. ۱۱ بهمن ۱۴۰۲
- ↑ «کتاب خاطرات رهبر انقلاب چگونه تدوین شد؟». مشرق. ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
- ↑ پرش به بالا به: ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ «با دیدن کتاب خاطرات رهبری، کنار دست کروبی متعجب شدم». تابناک. ۹ تير ۱۴۰۳
- ↑ پرش به بالا به: ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ «بازتاب گسترده انتشار خاطرات رهبر انقلاب در جهان عرب/ شیرینترین خاطرات «انّ مع الصبر نصراً»». مشرق. ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
- ↑ «سفیر فرهنگ و دوستی؛ مجموعه مقالات تقدیمی به ارجنامه دکتر علی اشرف مجتهد شبستری». انتشارات خردگان. ۱۴۰۱. شابک : ۹۷۸۶۲۲۵۷۷۲۱۳۷
- ↑ پرش به بالا به: ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ «مقدمه رهبر انقلاب بر کتاب «انّ مع الصبر نصرا»». دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای. ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
- ↑ پرش به بالا به: ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ «کتاب خون دلی که لعل شد به زبان یونانی ترجمه شد». رسا. ۳۰ دی ۱۴۰۱
- ↑ پرش به بالا به: ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ «سلول شماره ۱۴ در ایتالیا رونمایی شد/باید از ایران سپاسگزار بود». قم پرس. ۲۷ آبان ۱۴۰۳
- ↑ پرش به بالا به: ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ «رونمایی از ترجمه چینی کتاب خون دلی که لعل شد». وزارت فرهنگ و ارتباطات اسلامی. ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
- ↑ پرش به بالا به: ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ «ترجمه کردی کتاب «خون دلی که لعل شد» رونمایی شد». وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ۴ آذر ۱۴۰۱
- ↑ پرش به بالا به: ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ ۲۰٫۴ ۲۰٫۵ ۲۰٫۶ ۲۰٫۷ «بازتابهای بینالمللی کتاب انّ مع الصبر نصراً». شبکه العالم. ۲۸ بهمن ۱۳۹۹
- ↑ « ترجمه و انتشار کتاب «خون دلی که لعل شد» به زبان ترکی استانبولی». ایبنا. ۲۶ دی ۱۳۹۹
- ↑ «چاپ نسخه اسپانیولی «خون دلی که لعل شد»». فارس. ۱۶ اسفند ۱۴۰۱
- ↑ «پیام رهبر انقلاب خطاب به ملتهای اسپانیولی زبان منتشر شد». ایرنا. ۲۰ اسفند ۱۴۰۱
- ↑ «کتاب «خون دلی که لعل شد» در تایلند منتشر شد». سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی. ۵ شهریور ۱۴۰۳
- ↑ ««خون دلی که لعل شد» به بنگال رسید». ایرنا. ۱۹ بهمن ۱۳۹۹
- ↑ «رونمایی از نسخه اردو و بنگالی «خون دلی که لعل شد»/ترجمه هندی در راه است». ایرنا. ۲۲ بهمن ۱۴۰۲
- ↑ «حرم شاهچراغ(ع) مسابقه کتابخوانی اینترنتی ویژه بانوان برگزار میکند». ایکنا. ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۳
- ↑ «مسابقه کتابخوانی از کتاب «خون دلی که لعل شد»». مرکز حوزههای علمیه. ۱۵ تیر ۱۴۰۲
- ↑ «پویش مطالعه آثار رهبر انقلاب ویژه طلاب قم». مهر. ۲۰ آذر ۱۴۰۳
- ↑ «خاطرات مقام معظّم رهبری از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی در رادیو معارف». صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. ۱۰ بهمن ۱۳۹۸
- ↑ «برگزاری مسابقه کتابخوانی «کتاب ماه» به مناسبت ایام الله دهه مبارک فجر». بچههای مسجد. ۱۶ بهمن ۱۴۰۰
- ↑ «تشکیل پویش «من به توان کتاب» ویژه نوجوانان مشهدی». ایبنا. ۲۸ اسفند ۱۳۹۸
- ↑ «خون دلی که لعل شد؛ خاطرات رهبر انقلاب در نخستین جشنواره «کتاب تاریخ انقلاب اسلامی» برگزیده شد». انتشارات انقلاب اسلامی. ۲۵ اسفند ۱۳۹۹
- ↑ «نقد و بررسی کتاب «خون دلی که لعل شد»». خبرگزاری بسیج. ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
- ↑ «بازتابهای بینالمللی کتاب ان مع الصبر نصرا». شبکه العالم. ۲۸ بهمن ۱۳۹۹
- ↑ «معرفی کتاب خون دلی که لعل شد». سها. بهمن ۱۳۹۹
- ↑ «نشست تخصصی بررسی کتاب «خون دلی که لعل شد» برگزار میشود». قم نیوز. ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
- ↑ «اصفهان: متنخوانی و گفتگو درباره کتاب «خون دلی که لعل شد»». حلقه وصل. ۲۲ اسفند ۱۴۰۱
- ↑ «ویژگیهای کتاب خون دلی که لعل شد». پایگاه حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
- ↑ «توزیع خاطرات رهبر انقلاب در نمایشگاه کتاب تهران». مشرق. ۱۱ اسفند ۱۳۹۷
- ↑ «نظر شاعر لبنانی درباره خاطرات رهبر انقلاب». جامعه خبری تحلیلی الف. ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
- ↑ «مروری بر کتاب خون دلی که لعل شد». چیکتاب. ۱۳ بهمن ۱۴۰۱
- ↑ پرش به بالا به: ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ «رونمایی کتاب «سلول شماره ۱۴» شامل خاطرات رهبر انقلاب/ سفیر بولیوی: سلول شماره ۱۴ ارائه زندگی یک مبارز حقیقی است». مشرق. ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
- ↑ «چینیها با خاطرات رهبری از دوران مبارزات انقلاب اسلامی آشنا شدند». ایبنا. ۳۱ خرداد ۱۴۰۳
- ↑ «اگر دیدار آقا با شاعران برایتان جذاب است؛ عاشق این کتاب خواهید شد». مشرق. ۶ خرداد ۱۳۹۸
- ↑ «ترجمه کردی کتاب «خون دلی که لعل شد» رونمایی شد». تسنیم. ۰۴ آذر ۱۴۰۱