<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3</id>
	<title>ویکی‌ادبیات - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3"/>
	<updated>2026-06-09T00:05:59Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.42.1</generator>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B7%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C&amp;diff=39557</id>
		<title>مستطاب آشپزی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B7%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%DB%8C&amp;diff=39557"/>
		<updated>2019-12-21T21:11:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: ایجاد صفحه خالی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38893</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38893"/>
		<updated>2019-11-28T14:03:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		    = ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= دین و رسانه، ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی، اصلاحات سه‌ ساله و...&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                = میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران، تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران و...&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس، پژوهشگر و استاد دانشگاهی است که فعالیت‌های پژوهشی و اجرایی متعدد او در زمینه‌های جامعه‌شناسی ادبیات، بازاریابی اجتماعی و تاریخ اجتماعی است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه تحصیلات خود را در رشتهٔ جامعه‌شناسی به پایان رسانده است. او پژوهشگری است که از دریچهٔ جامعه‌شناسی به جنبه‌های بسیاری از زیست اجتماعی انسان نگریسته است؛ از موضوعاتی کلان چون «تأثیر حزب توده بر ادبیات داستانی» تا جزئیاتی چون «میزان مطالعه کتاب دا در تهران». او علاوه‌بر نگاهی که به گذشته، به‌ویژه دورهٔ قاجار دارد به واکاوی وضعیت کنونی و چاره‌جویی مشکلات جامعهٔ معاصر مثل «مسألهٔ دختران فراری»،‌ حادثه پلاسکو و... می‌پردازد. وی در حوزهٔ اجرایی نیز دارای تجربیات قابل‌ توجهی اعم از «معاونت فرهنگی شهرداری تهران»، «رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» و... است که به او در پیاده‌سازی و به‌عمل‌درآوردن نظریاتش کمک کرده است.&lt;br /&gt;
==در میان یادها==&lt;br /&gt;
===نجات‌دهنده در گور خفته است===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pelasko yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; فروریختن پلاسکو، فروریختن نظام سنت، مدیریت شهری و مدیریت بحران است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رامبد جوان به دوربین سلام می‌کند و بعد به تماشاچیانی که نیستند اشاره می‌کند. رو می‌کند به جوادی یگانه، با تأسف می‌‌پرسد مقصر کیست آقای جوادی یگانه؟ او شروع می‌کند به حرف‌زدن از سازمان مدیریت بحران، از نگرانی‌اش نسبت به ساختمان‌های دیگر در سطح شهر و کشور. بعد نقدی می‌کند که جان می‌سوزاند. می‌گوید، حقیقتاً مردم کنجکاو بودند و واقعا می‌خواستند بدانند چه خبر است. در لحظه‌ای برای تمام انسان‌های حاضر، ارضای کنجکاویشان بر حفظ جان دیگران اولویت و برتری داشت؛ سِلفی و ثبت خاطره‌اشان هم. سری تکان می‌دهد و می‌گوید کسانی زیر آوار مانده بودند. کسانی که می‌شد به آن‌ها کمک کرد. فاجعهٔ پلاسکو فراموش نمی‌شود. ما مردم تا همیشه به آن پنجشنبه تعلق داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸ در تهران است. او دیپلم‌ ریاضی و فیزیكش را در دبیرستان‌ مفید منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونیک دانشگاه‌ صنعتی شریف می‌شود؛ اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال‌های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده است تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی از دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس‌، در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد؛ اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در فرصتی مطالعاتی و آموزشی در دانشگاه اوكلند نیوزیلند در مرداد و شهریور ۱۳۹۰ پذیرفته می‌شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تأکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغییرات‌ اجتماعی برنامه‌ریزی شده»، «دین و رسانه»، «بازاریابی تغییرات اجتماعی»، «اصلاحات سه‌ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zendeginame-gol-agha-biogeraphie-gol-agha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; کیومرث صابری&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندری]] است که علاوه‌بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های این مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ایران را نقد كند؛ اما نتوانسته در جایگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگیرد. به‌‌ همین‌‌ دلیل هم هست كه بسیاری، اساساً ادبیات ایران را ادبیات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبیات باید انكشاف ایجاد كند و باعث درک تازه‌تری در مردم شود؛ اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سیستم ندیدم. البته كه قرار نیست طنزپرداز، راه‌‌حل ارائه كند؛ ولی انتظار می‌رفت كه تلنگر و نیشی در نقد سیستم داشته باشد و این مسئله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آینده نه این‌ مجموعه را به‌یاد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ja paye jalal.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تعبیری که جلال ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را نشان داده است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسنده و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که [[جلال آل‌احمد]] به آن‌جاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، نبود شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد. بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به‌تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 3.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه، فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کم‌تر امتحان کردیم و به تعبیری به تجربه‌های نوظهور برسیم؛ مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم؛ اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ درحالی‌که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتاً یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعاً این که تجربهٔ جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک‌ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران می‌داند زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می‌توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====چرا رمان می‌خوانم؟====&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می‌خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به‌نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست؛ یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسألهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشن‌فکری‌اش می‌گذرد. به‌تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به‌قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می‌گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می‌خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشن‌فکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده رصد می‌کند. همچنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه‌حل نهایی (انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند؛ ولی آن‌چه درنهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع، استعفا می‌دهد.&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کمترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملاً سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ= پاییز۱۳۹۳|عنوان= تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال= مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵تا۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= جوادگی یگانه|تاریخ= ۱۳۹۲|عنوان= تأثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره= پنجم|شماره= ۱|صفحات= ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نشست‌های ادبی===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به‌جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  ۲۵۰۰ نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Naqd yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوادی یگانه و زادقناد در بوتهٔ نقد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹اردیبهشت۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های جوادی یگانه===&lt;br /&gt;
====رمان‌هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ahmad dehghan 2.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;احمد دهقان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم درواقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به‌صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 2.jpeg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبه‌رو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = &amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گزیده‌ای از مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تحليل‌ محتواي‌ ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ القاء‌شده‌ توسط‌ مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ پژوهش‌، ۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تناقض‌ ايدئولوژيك‌ در دو برنامه‌ٔ اول‌ و دوم‌ توسعه‌&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي، ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کاربرد نظريهٔ بازي در تحليل رفتار روزمره: با تحليل جامعه‌شناختي اتلاف بنزين&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي‌، ۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي تاثير دين‌داري‌ بر رفتارهاي‌ جمع‌گرايانه‌ از منظر انتخاب عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تعارض‌ نفع‌ فردي‌ و نفع‌ جمعي‌ (دوراهي‌ اجتماعي‌) و عوامل‌ موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فوتبال و هويت ملي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (فصلنامهٔ مطالعات ملي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي اثر موقعيت بازي در فضاي كنش بر رفتار در دوراهي اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه اجتماعي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات ساختاري در  آثار ادبی عاشورا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ صادق، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نگاهي جديد به مناقشهٔ فردگرايي و جمع‌گرايي در جامعه‌شناسي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رويكرد جامعه‌شناسانه نظريه‌ٔ انتخاب‌ عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پوشش زنان در سينماي پس از انقلاب اسلامي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;غیبت مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسهٔ آن با سينماي آمريکا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه شناسي هنر و ادبيات، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دختران جوان و خوانش رمان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش زنان، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شبيه‌‌سازي، روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجله‌ٔ مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي كشف حجاب در ايران؛ شعر مخالفان و موافقان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه شناسي ايران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تجربهٔ خواندن رمان های عاشقانه در فضای زندگی روزمره‌ٔ خوانندگان زن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زشت و زيباي خلقيات ايرانيان از نگاه درويش دروغين، آرمينوس وامبري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهشنامه، ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی شاخص تنبلی در ایران و کشورهای جهان و برخی راه‌حل‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۹-۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تنبلی اجتماعي و عوامل موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه‌شناسي ايران، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مرام و مسلک لوطیان در دورهٔ قاجار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعهٔ پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنجش نگرش دانشجویان نسبت به خواندن رمان جدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کيفيت خوانش رمان‌هاي عاشقانهٔ عامه‌پسند توسط زنان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (زن در فرهنگ و هنر، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نقشِ زنان حرم‌سرا در اصلاحات دورهٔ ناصری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش‌نامه زنان، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;علل کمبود تبادل خاطرات جنگ ايران و عراق در محافل غیررسمی در شهر تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;برزخ یهودی-مسیحی‌شده در سینمای ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (دين و ارتباطات، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نحوهٔ خوانش رمان‌های جنگ تحمیلی در میان دانشجویان و طلاب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات جامعه‌شناختی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;استدلال‌های مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جستارهای تاریخی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Da yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. یگانه می‌گوید: به‌طورکلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Iranian yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; ایرانی‌ها ذاتاً افرادی متواضع و فروتن هستند و نسبت به دیگران بی‌اعتنایی نشان نمی‌دهند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا ۱۳۵۷»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از ۵۰۰ سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zadqanad.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سعیده زادقناد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب‌ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ ۱۳۵۰این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در ۱۳۸۷ به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دانشنامه جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javanmardi.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فتوت و عرفان، به‌مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنیشان راهنمای طریقت بود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raftar paydar.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; بازاریابی اجتماعی استفاده از مفاهیم و روش های اثبات شده ای است که از بخش تجاری گرفته شده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; پوستر هشتمین دورهٔ جایزهٔ جلال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
* تشویق‌شده برای ارتقای علمی و عملی جایگاه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
* داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|عنوان = بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38143</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38143"/>
		<updated>2019-11-10T22:59:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= دین و رسانه، ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی، اصلاحات سه‌ ساله و ...&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                = میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران، تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران و ...&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دکتر محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس و نویسنده‌ای است که فعالیت‌های پژوهشی و اجرایی او از بطن جامعه آغاز می‌شود و در دل ادبیات فرو می‌رود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه تحصیلات خود را در رشتهٔ جامعه‌شناسی به پایان رسانده است. او نویسنده و پژوهشگری است که از دریچهٔ جامعه‌شناسی به جنبه‌های بسیاری از زیست اجتماعی انسان نگریسته است؛ از موضوعاتی کلان چون «تأثیر حزب توده بر ادبیات داستانی» تا جزئیاتی چون «میزان مطالعه کتاب دا در تهران». او علاوه بر نگاهی که به گذشته - به‌ویژه دوره قاجار - دارد به واکاوی وضعیت کنونی و چاره‌جویی مشکلات جامعهٔ معاصر مثل «مسألهٔ دختران فراری»،‌ حادثه پلاسکو و ... می‌پردازد. وی که با تدریس دانشگاهی و انتشار کتب و مقالات متعدد جایگاهی مستحکم در فضای آکادمیک به دست آورده است، در حوزهٔ اجرایی نیز دارای تجربیات قابل‌ توجهی اعم از «معاونت فرهنگی شهردار تهران»، «رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» و ... است که به او در پیاده‌سازی و به‌عمل‌درآوردن نظریاتش کمک کرده است.&lt;br /&gt;
==نجات‌دهنده در گور خفته است==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pelasko yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; فروریختن پلاسکو، فروریختن نظام سنت، مدیریت شهری و مدیریت بحران است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
تلویزیون را که روشن می‌کنی، می‌خواهی با بغض، خندوانه را ببینی. رامبد جوان به دوربین سلام می‌کند و بعد به تماشاچیانی که نیستند اشاره می‌کند. رو می‌کند به جوادی یگانه، با تأسف می‌گوید مقصر کیست آقای جوادی یگانه؟ او شروع می‌کند به حرف‌زدن از سازمان مدیریت بحران، از نگرانی‌اش نسبت به ساختمان‌های دیگر در سطح شهر و کشور. بعد نقدی می‌کند که جان می‌سوزاند. می‌گوید، حقیقتاً مردم کنجکاو بودند و واقعا می‌خواستند بدانند چه خبر است. در لحظه‌ای برای تمام انسان‌های حاضر، ارضای کنجکاویشان بر حفظ جان دیگران اولویت و برتری داشت؛ سلفی و ثبت خاطره‌اشان هم. سری تکان می‌دهد و می‌گوید کسانی زیر آوار مانده بودند. کسانی که می‌شد به آن‌ها کمک کرد. فاجعهٔ پلاسکو فراموش نمی‌شود. ما مردم تا همیشه به آن پنج‌شنبه تعلق داریم.{{سخ}}{{سخ}}{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸ در تهران است. او ديپلم‌ رياضي‌‌ و فيزيكش را در دبيرستان‌ مفيد منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونيك‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف می‌شود؛ اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد، اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در یک فرصت مطالعاتي و آموزشي در دانشگاه اوكلند نيوزیلند در مرداد و شهريور ۱۳۹۰ پذیرفته می شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تأکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده»، «دين و رسانه»، «بازاريابي تغييرات اجتماعي»، «اصلاحات سه ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zendeginame-gol-agha-biogeraphie-gol-agha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; کیومرث صابری&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درک تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه‌‌حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ja paye jalal.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تعبیری که جلال ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را نشان داده است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسنده و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که [[جلال آل‌احمد]] به آن‌جاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد. بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 3.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه، فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کم‌تر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتاً یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعاً این که تجربهٔ جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک‌ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====چرا رمان می خوانم؟====&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسألهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده رصد می‌کند. هم‌چنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===نشست‌های ادبی===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  ۲۵۰۰ نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Naqd yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوادی یگانه و زادقناد در بوتهٔ نقد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های جوادی یگانه===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ahmad dehghan 2.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;احمد دهقان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 2.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = &amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گزیده‌ای از مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تحليل‌ محتواي‌ ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ القاء‌شده‌ توسط‌ مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ پژوهش‌، ۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تناقض‌ ايدئولوژيك‌ در دو برنامه‌ٔ اول‌ و دوم‌ توسعه‌&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي، ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کاربرد نظريهٔ بازي در تحليل رفتار روزمره: با تحليل جامعه‌شناختي اتلاف بنزين&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي‌، ۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي تاثير دين‌داري‌ بر رفتارهاي‌ جمع‌گرايانه‌ از منظر انتخاب عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تعارض‌ نفع‌ فردي‌ و نفع‌ جمعي‌ (دوراهي‌ اجتماعي‌) و عوامل‌ موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فوتبال و هويت ملي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (فصلنامهٔ مطالعات ملي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي اثر موقعيت بازي در فضاي كنش بر رفتار در دوراهي اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه اجتماعي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات ساختاري در  آثار ادبی عاشورا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ صادق، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نگاهي جديد به مناقشهٔ فردگرايي و جمع‌گرايي در جامعه‌شناسي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رويكرد جامعه‌شناسانه نظريه‌ٔ انتخاب‌ عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پوشش زنان در سينماي پس از انقلاب اسلامي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;غیبت مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسهٔ آن با سينماي آمريکا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه شناسي هنر و ادبيات، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دختران جوان و خوانش رمان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش زنان، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شبيه‌‌سازي، روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجله‌ٔ مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي كشف حجاب در ايران؛ شعر مخالفان و موافقان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه شناسي ايران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تجربهٔ خواندن رمان های عاشقانه در فضای زندگی روزمره‌ٔ خوانندگان زن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زشت و زيباي خلقيات ايرانيان از نگاه درويش دروغين، آرمينوس وامبري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهشنامه، ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی شاخص تنبلی در ایران و کشورهای جهان و برخی راه‌حل‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۹-۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تنبلی اجتماعي و عوامل موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه‌شناسي ايران، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مرام و مسلک لوطیان در دورهٔ قاجار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعهٔ پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنجش نگرش دانشجویان نسبت به خواندن رمان جدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کيفيت خوانش رمان‌هاي عاشقانهٔ عامه‌پسند توسط زنان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (زن در فرهنگ و هنر، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نقشِ زنان حرم‌سرا در اصلاحات دورهٔ ناصری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش‌نامه زنان، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;علل کمبود تبادل خاطرات جنگ ايران و عراق در محافل غیررسمی در شهر تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;برزخ یهودی-مسیحی‌شده در سینمای ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (دين و ارتباطات، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نحوهٔ خوانش رمان‌های جنگ تحمیلی در میان دانشجویان و طلاب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات جامعه‌شناختی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;استدلال‌های مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جستارهای تاریخی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Da yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Iranian yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; ایرانی‌ها ذاتاً افرادی متواضع و فروتن هستند و نسبت به دیگران بی‌اعتنایی نشان نمی‌دهند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا ۱۳۵۷»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از ۵۰۰ سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zadqanad.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سعیده زادقناد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب‌ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ ۱۳۵۰این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در ۱۳۸۷ به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====دانشنامه جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javanmardi.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فتوت و عرفان، به‌مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنیشان راهنمای طریقت بود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raftar paydar.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; بازاریابی اجتماعی استفاده از مفاهیم و روش های اثبات شده ای است که از بخش تجاری گرفته شده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; پوستر هشتمین دورهٔ جایزهٔ جلال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
* تشویق‌شده برای ارتقای علمی و عملی جایگاه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
* داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|عنوان = بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38142</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38142"/>
		<updated>2019-11-10T22:51:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= دین و رسانه، ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی، اصلاحات سه‌ ساله و ...&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                = میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران، تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران و ...&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دکتر محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس و نویسنده‌ای است که فعالیت‌های پژوهشی و اجرایی او از بطن جامعه آغاز می‌شود و در دل ادبیات فرو می‌رود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه که تحصیلات خود را در رشتهٔ جامعه‌شناسی به پایان رسانده است، نویسنده و پژوهشگری است که از دریچهٔ جامعه‌شناسی به جنبه‌های بسیاری از زیست اجتماعی انسان نگریسته است؛ از موضوعاتی کلان چون «تأثیر حزب توده بر ادبیات داستانی» تا جزئیاتی چون «میزان مطالعه کتاب دا در تهران». او علاوه بر نگاهی که به گذشته - به‌ویژه دوره قاجار - دارد به واکاوی وضعیت کنونی و چاره‌جویی مشکلات جامعهٔ معاصر مثل «مسألهٔ دختران فراری»،‌ حادثه پلاسکو و ... می‌پردازد. وی که با تدریس دانشگاهی و انتشار کتب و مقالات متعدد جایگاهی مستحکم در فضای آکادمیک به دست آورده است، در حوزهٔ اجرایی نیز دارای تجربیات قابل‌ توجهی اعم از «معاونت فرهنگی شهردار تهران»، «رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» و ... است که به او در پیاده‌سازی و به‌عمل‌درآوردن نظریاتش کمک کرده است.&lt;br /&gt;
==نجات‌دهنده در گور خفته است==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pelasko yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; فروریختن پلاسکو، فروریختن نظام سنت، مدیریت شهری و مدیریت بحران است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
تلویزیون را که روشن می‌کنی، می‌خواهی با بغض، خندوانه را ببینی. رامبد جوان به دوربین سلام می‌کند و بعد به تماشاچیانی که نیستند اشاره می‌کند. رو می‌کند به جوادی یگانه، با تأسف می‌گوید مقصر کیست آقای جوادی یگانه؟ او شروع می‌کند به حرف‌زدن از سازمان مدیریت بحران، از نگرانی‌اش نسبت به ساختمان‌های دیگر در سطح شهر و کشور. بعد نقدی می‌کند که جان می‌سوزاند. می‌گوید، حقیقتاً مردم کنجکاو بودند و واقعا می‌خواستند بدانند چه خبر است. در لحظه‌ای برای تمام انسان‌های حاضر، ارضای کنجکاویشان بر حفظ جان دیگران اولویت و برتری داشت؛ سلفی و ثبت خاطره‌اشان هم. سری تکان می‌دهد و می‌گوید کسانی زیر آوار مانده بودند. کسانی که می‌شد به آن‌ها کمک کرد. فاجعهٔ پلاسکو فراموش نمی‌شود. ما مردم تا همیشه به آن پنج‌شنبه تعلق داریم.{{سخ}}{{سخ}}{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸ در تهران است. او ديپلم‌ رياضي‌‌ و فيزيكش را در دبيرستان‌ مفيد منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونيك‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف می‌شود؛ اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد، اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در یک فرصت مطالعاتي و آموزشي در دانشگاه اوكلند نيوزیلند در مرداد و شهريور ۱۳۹۰ پذیرفته می شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تأکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده»، «دين و رسانه»، «بازاريابي تغييرات اجتماعي»، «اصلاحات سه ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zendeginame-gol-agha-biogeraphie-gol-agha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; کیومرث صابری&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درک تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه‌‌حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ja paye jalal.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تعبیری که جلال ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را نشان داده است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسنده و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که [[جلال آل‌احمد]] به آن‌جاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد. بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 3.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه، فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کم‌تر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتاً یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعاً این که تجربهٔ جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک‌ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====چرا رمان می خوانم؟====&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسألهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده رصد می‌کند. هم‌چنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===نشست‌های ادبی===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  ۲۵۰۰ نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Naqd yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوادی یگانه و زادقناد در بوتهٔ نقد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های جوادی یگانه===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ahmad dehghan 2.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;احمد دهقان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 2.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = &amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گزیده‌ای از مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تحليل‌ محتواي‌ ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ القاء‌شده‌ توسط‌ مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ پژوهش‌، ۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تناقض‌ ايدئولوژيك‌ در دو برنامه‌ٔ اول‌ و دوم‌ توسعه‌&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي، ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کاربرد نظريهٔ بازي در تحليل رفتار روزمره: با تحليل جامعه‌شناختي اتلاف بنزين&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي‌، ۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي تاثير دين‌داري‌ بر رفتارهاي‌ جمع‌گرايانه‌ از منظر انتخاب عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تعارض‌ نفع‌ فردي‌ و نفع‌ جمعي‌ (دوراهي‌ اجتماعي‌) و عوامل‌ موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فوتبال و هويت ملي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (فصلنامهٔ مطالعات ملي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي اثر موقعيت بازي در فضاي كنش بر رفتار در دوراهي اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه اجتماعي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات ساختاري در  آثار ادبی عاشورا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ صادق، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نگاهي جديد به مناقشهٔ فردگرايي و جمع‌گرايي در جامعه‌شناسي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رويكرد جامعه‌شناسانه نظريه‌ٔ انتخاب‌ عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پوشش زنان در سينماي پس از انقلاب اسلامي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;غیبت مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسهٔ آن با سينماي آمريکا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه شناسي هنر و ادبيات، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دختران جوان و خوانش رمان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش زنان، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شبيه‌‌سازي، روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجله‌ٔ مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي كشف حجاب در ايران؛ شعر مخالفان و موافقان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه شناسي ايران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تجربهٔ خواندن رمان های عاشقانه در فضای زندگی روزمره‌ٔ خوانندگان زن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زشت و زيباي خلقيات ايرانيان از نگاه درويش دروغين، آرمينوس وامبري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهشنامه، ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی شاخص تنبلی در ایران و کشورهای جهان و برخی راه‌حل‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۹-۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تنبلی اجتماعي و عوامل موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه‌شناسي ايران، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مرام و مسلک لوطیان در دورهٔ قاجار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعهٔ پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنجش نگرش دانشجویان نسبت به خواندن رمان جدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کيفيت خوانش رمان‌هاي عاشقانهٔ عامه‌پسند توسط زنان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (زن در فرهنگ و هنر، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نقشِ زنان حرم‌سرا در اصلاحات دورهٔ ناصری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش‌نامه زنان، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;علل کمبود تبادل خاطرات جنگ ايران و عراق در محافل غیررسمی در شهر تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;برزخ یهودی-مسیحی‌شده در سینمای ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (دين و ارتباطات، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نحوهٔ خوانش رمان‌های جنگ تحمیلی در میان دانشجویان و طلاب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات جامعه‌شناختی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;استدلال‌های مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جستارهای تاریخی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Da yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Iranian yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; ایرانی‌ها ذاتاً افرادی متواضع و فروتن هستند و نسبت به دیگران بی‌اعتنایی نشان نمی‌دهند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا ۱۳۵۷»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از ۵۰۰ سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zadqanad.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سعیده زادقناد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب‌ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ ۱۳۵۰این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در ۱۳۸۷ به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====دانشنامه جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javanmardi.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فتوت و عرفان، به‌مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنیشان راهنمای طریقت بود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raftar paydar.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; بازاریابی اجتماعی استفاده از مفاهیم و روش های اثبات شده ای است که از بخش تجاری گرفته شده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; پوستر هشتمین دورهٔ جایزهٔ جلال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
* تشویق‌شده برای ارتقای علمی و عملی جایگاه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
* داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|عنوان = بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ja_paye_jalal.jpeg&amp;diff=38141</id>
		<title>پرونده:Ja paye jalal.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ja_paye_jalal.jpeg&amp;diff=38141"/>
		<updated>2019-11-10T22:30:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38115</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38115"/>
		<updated>2019-11-09T23:18:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= دین و رسانه، ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی، اصلاحات سه‌ ساله و ...&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                = میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران، تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران و ...&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دکتر محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس و نویسنده‌ای است که فعالیت‌های پژوهشی و اجرایی او از بطن جامعه آغاز می‌شود و در دل ادبیات فرو می‌رود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه که تحصیلات خود را در رشتهٔ جامعه‌شناسی به پایان رسانده است، نویسنده و پژوهشگری است که از دریچهٔ جامعه‌شناسی به جنبه‌های بسیاری از زیست اجتماعی انسان نگریسته است؛ از موضوعاتی کلان چون «تأثیر حزب توده بر ادبیات داستانی» تا جزئیاتی چون «میزان مطالعه کتاب دا در تهران». او علاوه بر نگاهی که به گذشته - به‌ویژه دوره قاجار - دارد به واکاوی وضعیت کنونی و چاره‌جویی مشکلات جامعهٔ معاصر مثل «مسألهٔ دختران فراری»،‌ حادثه پلاسکو و ... می‌پردازد. وی که با تدریس دانشگاهی و انتشار کتب و مقالات متعدد جایگاهی مستحکم در فضای آکادمیک به دست آورده است، در حوزهٔ اجرایی نیز دارای تجربیات قابل‌ توجهی اعم از «معاونت فرهنگی شهردار تهران»، «رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» و ... است که به او در پیاده‌سازی و به‌عمل‌درآوردن نظریاتش کمک کرده است.&lt;br /&gt;
==مقصر کیست؟==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pelasko yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; فروریختن پلاسکو، فروریختن نظام سنت، مدیریت شهری و مدیریت بحران است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
تلویزیون را که روشن می‌کنی، می‌خواهی با بغض، خندوانه را ببینی. رامبد جوان به دوربین سلام می‌کند و بعد به تماشاچیانی که نیستند اشاره می‌کند. رو می‌کند به جوادی یگانه، با تأسف می‌گوید مقصر کیست آقای جوادی یگانه؟ او شروع می‌کند به حرف‌زدن از سازمان مدیریت بحران، از نگرانی‌اش نسبت به ساختمان‌های دیگر در سطح شهر و کشور. بعد نقدی می‌کند که جان می‌سوزاند. می‌گوید، حقیقتاً مردم کنجکاو بودند و واقعا می‌خواستند بدانند چه خبر است. در لحظه‌ای برای تمام انسان‌های حاضر، ارضای کنجکاویشان بر حفظ جان دیگران اولویت و برتری داشت؛ سلفی و ثبت خاطره‌اشان هم. سری تکان می‌دهد و می‌گوید کسانی زیر آوار مانده بودند. کسانی که می‌شد به آن‌ها کمک کرد. فاجعهٔ پلاسکو فراموش نمی‌شود. ما مردم تا همیشه به آن پنج‌شنبه تعلق داریم.&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 2.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸ در تهران است. او ديپلم‌ رياضي‌‌ و فيزيكش را در دبيرستان‌ مفيد منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونيك‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف می‌شود؛ اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد، اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در یک فرصت مطالعاتي و آموزشي در دانشگاه اوكلند نيوزیلند در مرداد و شهريور ۱۳۹۰ پذیرفته می شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تأکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده»، «دين و رسانه»، «بازاريابي تغييرات اجتماعي»، «اصلاحات سه ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Najaf Daryabandari.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نجف دریابندری&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درک تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه‌‌حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسنده و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که [[جلال آل‌احمد]] به آن‌جاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد. بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 3.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه، فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کم‌تر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتاً یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعاً این که تجربهٔ جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک‌ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====چرا رمان می خوانم؟====&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسألهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده رصد می‌کند. هم‌چنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===نشست‌های ادبی===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  ۲۵۰۰ نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Naqd yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوادی یگانه و زادقناد در بوتهٔ نقد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های جوادی یگانه===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ahmad dehghan 2.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;احمد دهقان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = &amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گزیده‌ای از مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تحليل‌ محتواي‌ ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ القاء‌شده‌ توسط‌ مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ پژوهش‌، ۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تناقض‌ ايدئولوژيك‌ در دو برنامه‌ٔ اول‌ و دوم‌ توسعه‌&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي، ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کاربرد نظريهٔ بازي در تحليل رفتار روزمره: با تحليل جامعه‌شناختي اتلاف بنزين&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي‌، ۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي تاثير دين‌داري‌ بر رفتارهاي‌ جمع‌گرايانه‌ از منظر انتخاب عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تعارض‌ نفع‌ فردي‌ و نفع‌ جمعي‌ (دوراهي‌ اجتماعي‌) و عوامل‌ موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فوتبال و هويت ملي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (فصلنامهٔ مطالعات ملي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي اثر موقعيت بازي در فضاي كنش بر رفتار در دوراهي اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه اجتماعي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات ساختاري در  آثار ادبی عاشورا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ صادق، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نگاهي جديد به مناقشهٔ فردگرايي و جمع‌گرايي در جامعه‌شناسي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رويكرد جامعه‌شناسانه نظريه‌ٔ انتخاب‌ عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پوشش زنان در سينماي پس از انقلاب اسلامي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;غیبت مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسهٔ آن با سينماي آمريکا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه شناسي هنر و ادبيات، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دختران جوان و خوانش رمان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش زنان، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شبيه‌‌سازي، روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجله‌ٔ مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي كشف حجاب در ايران؛ شعر مخالفان و موافقان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه شناسي ايران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تجربهٔ خواندن رمان های عاشقانه در فضای زندگی روزمره‌ٔ خوانندگان زن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زشت و زيباي خلقيات ايرانيان از نگاه درويش دروغين، آرمينوس وامبري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهشنامه، ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی شاخص تنبلی در ایران و کشورهای جهان و برخی راه‌حل‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۹-۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تنبلی اجتماعي و عوامل موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه‌شناسي ايران، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مرام و مسلک لوطیان در دورهٔ قاجار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعهٔ پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنجش نگرش دانشجویان نسبت به خواندن رمان جدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کيفيت خوانش رمان‌هاي عاشقانهٔ عامه‌پسند توسط زنان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (زن در فرهنگ و هنر، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نقشِ زنان حرم‌سرا در اصلاحات دورهٔ ناصری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش‌نامه زنان، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;علل کمبود تبادل خاطرات جنگ ايران و عراق در محافل غیررسمی در شهر تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;برزخ یهودی-مسیحی‌شده در سینمای ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (دين و ارتباطات، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نحوهٔ خوانش رمان‌های جنگ تحمیلی در میان دانشجویان و طلاب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات جامعه‌شناختی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;استدلال‌های مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جستارهای تاریخی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Da yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Iranian yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; ایرانی‌ها ذاتاً افرادی متواضع و فروتن هستند و نسبت به دیگران بی‌اعتنایی نشان نمی‌دهند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا ۱۳۵۷»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از ۵۰۰ سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zadqanad.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سعیده زادقناد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب‌ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ ۱۳۵۰این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در ۱۳۸۷ به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====دانشنامه جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javanmardi.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فتوت و عرفان، به‌مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنیشان راهنمای طریقت بود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raftar paydar.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; بازاریابی اجتماعی استفاده از مفاهیم و روش های اثبات شده ای است که از بخش تجاری گرفته شده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; پوستر هشتمین دورهٔ جایزهٔ جلال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
* تشویق‌شده برای ارتقای علمی و عملی جایگاه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
* داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|عنوان = بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38109</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=38109"/>
		<updated>2019-11-09T16:58:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= دین و رسانه، ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی، اصلاحات سه‌ ساله و ...&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                = میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران، تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران و ...&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دکتر محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس و نویسنده‌ای است که فعالیت‌های پژوهشی و اجرایی او از بطن جامعه آغاز می‌شود و در دل ادبیات فرو می‌رود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 2.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸ در تهران است. او ديپلم‌ رياضي‌‌ و فيزيكش را در دبيرستان‌ مفيد منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونيك‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف می‌شود؛ اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد، اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در یک فرصت مطالعاتي و آموزشي در دانشگاه اوكلند نيوزیلند در مرداد و شهريور ۱۳۹۰ پذیرفته می شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تأکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده»، «دين و رسانه»، «بازاريابي تغييرات اجتماعي»، «اصلاحات سه ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Najaf Daryabandari.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نجف دریابندری&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درک تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه‌‌حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسنده و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که [[جلال آل‌احمد]] به آن‌جاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد. بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javadi yegane 3.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه، فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کم‌تر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتاً یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعاً این که تجربهٔ جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک‌ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====چرا رمان می خوانم؟====&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسألهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده رصد می‌کند. هم‌چنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===نشست‌های ادبی===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  ۲۵۰۰ نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Naqd yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوادی یگانه و زادقناد در بوتهٔ نقد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های جوادی یگانه===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ahmad dehghan 2.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;احمد دهقان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = &amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گزیده‌ای از مقالات فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تحليل‌ محتواي‌ ارزش‌هاي‌ مذهبي‌ القاء‌شده‌ توسط‌ مطبوعات&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ پژوهش‌، ۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تناقض‌ ايدئولوژيك‌ در دو برنامه‌ٔ اول‌ و دوم‌ توسعه‌&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي، ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کاربرد نظريهٔ بازي در تحليل رفتار روزمره: با تحليل جامعه‌شناختي اتلاف بنزين&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه‌ اجتماعي‌، ۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي تاثير دين‌داري‌ بر رفتارهاي‌ جمع‌گرايانه‌ از منظر انتخاب عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تعارض‌ نفع‌ فردي‌ و نفع‌ جمعي‌ (دوراهي‌ اجتماعي‌) و عوامل‌ موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;فوتبال و هويت ملي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (فصلنامهٔ مطالعات ملي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسي اثر موقعيت بازي در فضاي كنش بر رفتار در دوراهي اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (رفاه اجتماعي، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات ساختاري در  آثار ادبی عاشورا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامهٔ صادق، ۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نگاهي جديد به مناقشهٔ فردگرايي و جمع‌گرايي در جامعه‌شناسي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نامه‌ٔ علوم‌ اجتماعي، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;رويكرد جامعه‌شناسانه نظريه‌ٔ انتخاب‌ عقلاني&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پوشش زنان در سينماي پس از انقلاب اسلامي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;غیبت مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسهٔ آن با سينماي آمريکا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه شناسي هنر و ادبيات، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دختران جوان و خوانش رمان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش زنان، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;شبيه‌‌سازي، روشی برای بررسی رفتارهای اجتماعي&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجله‌ٔ مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي كشف حجاب در ايران؛ شعر مخالفان و موافقان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه شناسي ايران، ۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تجربهٔ خواندن رمان های عاشقانه در فضای زندگی روزمره‌ٔ خوانندگان زن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;زشت و زيباي خلقيات ايرانيان از نگاه درويش دروغين، آرمينوس وامبري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهشنامه، ۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی شاخص تنبلی در ایران و کشورهای جهان و برخی راه‌حل‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (راهبرد فرهنگ، ۱۳۸۹-۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تنبلی اجتماعي و عوامل موثر بر آن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مجلهٔ جامعه‌شناسي ايران، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مرام و مسلک لوطیان در دورهٔ قاجار&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعهٔ پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سنجش نگرش دانشجویان نسبت به خواندن رمان جدی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;کيفيت خوانش رمان‌هاي عاشقانهٔ عامه‌پسند توسط زنان&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (زن در فرهنگ و هنر، ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نقشِ زنان حرم‌سرا در اصلاحات دورهٔ ناصری&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (پژوهش‌نامه زنان، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;علل کمبود تبادل خاطرات جنگ ايران و عراق در محافل غیررسمی در شهر تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌پژوهی فرهنگی، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;برزخ یهودی-مسیحی‌شده در سینمای ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (دين و ارتباطات، ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;نحوهٔ خوانش رمان‌های جنگ تحمیلی در میان دانشجویان و طلاب&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (مطالعات جامعه‌شناختی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;روایت زنانه از جنگ: تحلیل انتقادی کتاب خاطرات دا&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (نقد ادبی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جامعه‌شناسی هنر و ادبیات، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;استدلال‌های مخالفان اصلاحات امیرکبیر از منظر انتخاب عقلانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (جستارهای تاریخی، ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;میزان مطالعهٔ کتاب دا در تهران&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; (ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Da yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Iranian yegane.jpeg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; ایرانی‌ها ذاتاً افرادی متواضع و فروتن هستند و نسبت به دیگران بی‌اعتنایی نشان نمی‌دهند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا ۱۳۵۷»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از ۵۰۰ سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zadqanad.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سعیده زادقناد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب‌ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ ۱۳۵۰این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در ۱۳۸۷ به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====دانشنامه جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Javanmardi.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فتوت و عرفان، به‌مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنیشان راهنمای طریقت بود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raftar paydar.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; بازاریابی اجتماعی استفاده از مفاهیم و روش های اثبات شده ای است که از بخش تجاری گرفته شده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pelasko yegane.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; فروریختن پلاسکو، فروریختن نظام سنت، مدیریت شهری و مدیریت بحران است&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; پوستر هشتمین دورهٔ جایزهٔ جلال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
* تشویق‌شده برای ارتقای علمی و عملی جایگاه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
* داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|عنوان = بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javadi_yegane_3.jpeg&amp;diff=38108</id>
		<title>پرونده:Javadi yegane 3.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javadi_yegane_3.jpeg&amp;diff=38108"/>
		<updated>2019-11-09T16:40:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javadi_yegane_2.jpeg&amp;diff=38107</id>
		<title>پرونده:Javadi yegane 2.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javadi_yegane_2.jpeg&amp;diff=38107"/>
		<updated>2019-11-09T16:30:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Naqd_yegane.jpg&amp;diff=38106</id>
		<title>پرونده:Naqd yegane.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Naqd_yegane.jpg&amp;diff=38106"/>
		<updated>2019-11-09T16:19:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: ققنوس نسخهٔ تازه‌ای از پرونده:Naqd yegane.jpg را بارگذاری کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Naqd_yegane.jpg&amp;diff=38105</id>
		<title>پرونده:Naqd yegane.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Naqd_yegane.jpg&amp;diff=38105"/>
		<updated>2019-11-09T16:15:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Da_yegane.jpeg&amp;diff=38104</id>
		<title>پرونده:Da yegane.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Da_yegane.jpeg&amp;diff=38104"/>
		<updated>2019-11-09T16:07:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javanmardi.jpg&amp;diff=38103</id>
		<title>پرونده:Javanmardi.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Javanmardi.jpg&amp;diff=38103"/>
		<updated>2019-11-09T16:03:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Zadqanad.jpg&amp;diff=38102</id>
		<title>پرونده:Zadqanad.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Zadqanad.jpg&amp;diff=38102"/>
		<updated>2019-11-09T15:53:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Iranian_yegane.jpeg&amp;diff=38101</id>
		<title>پرونده:Iranian yegane.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Iranian_yegane.jpeg&amp;diff=38101"/>
		<updated>2019-11-09T15:35:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Raftar_paydar.jpg&amp;diff=38100</id>
		<title>پرونده:Raftar paydar.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Raftar_paydar.jpg&amp;diff=38100"/>
		<updated>2019-11-09T15:19:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Din_va_resane.jpg&amp;diff=38099</id>
		<title>پرونده:Din va resane.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Din_va_resane.jpg&amp;diff=38099"/>
		<updated>2019-11-09T15:15:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pelasko_yegane.jpg&amp;diff=38098</id>
		<title>پرونده:Pelasko yegane.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pelasko_yegane.jpg&amp;diff=38098"/>
		<updated>2019-11-09T14:46:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37780</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37780"/>
		<updated>2019-11-06T13:51:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= JavadiyeganeProfile.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایران&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
|محل تولد		= تهران&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= دکتری جامعه‌شناسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه	        = تربیت مدرس&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دکتر محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039; جامعه‌شناس و نویسنده‌ای است با فعالیت‌هایی پژوهشی و اجرایی که از بطن جامعه آغاز شده و در دل ادبیات فرو می‌رود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===چرا رمان می خوانم؟===&lt;br /&gt;
در زمانی که رمان می خوانم، به‌واقع احساس نمی‌کنم که دارم کتاب می‌خوانم، بلکه همهٔ احساسم این است که دارم زندگی می‌کنم. رمان، کتاب نیست؛ زیستنی متأملانه و ساعاتی با خویش به‌سربردن است. رمان، پنجره‌ای به سوی عمیق‌ترین لایه‌های وجودی انسان، هستی و زندگی می‌گشاید. دعوتی است برای دیدن از نزدیک و نه خواندن از دور. بزرگ‌ترین مزیت رمان در این است که آدمی را مستقیم، بی‌واسطه و حتی بی‌حضورِ استدلال‌های منطقی و محاسبات عقلانی با کانونی‌ترین لایه‌های وجودی مواجه می‌کند. اگرچه نه همیشه، بلکه عموماً چنین است که متعلق اصلی رمان، انسان و زندگی اوست. ترس‌ها، اضطراب‌ها، امیدها، نگرانی‌ها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، عشق‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها، دغدغه‌ها، تردیدها، تنهایی‌ها، نفرت‌ها، آرزوها و سایر امور وجودشناسانهٔ آدمی به زبانی آشنا روایت می‌شود. رمان، پنهان‌ترین زوایای روح آدمی را به نحوی دردناک برملا و آشوب‌ها و سرگشتگی‌های رنج‌آور را که امکان ظهور نمی‌یابند، آشکار می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===سال‌شمار زندگی===&lt;br /&gt;
===گذری بر کوچه‌باغ‌های عمر=== &lt;br /&gt;
محمدرضا جوادی یگانه متولد ۱۳۴۸در تهران است. او ديپلم‌ رياضي‌‌ و فيزيكش را در دبيرستان‌ مفيد منطقه‌ٔ ۲ شهر زادگاهش دریافت می‌کند و سپس موفق به قبولی در رشتهٔ  الكترونيك‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف می‌شود، اما بعد از دو سال، تحصیلاتش را ناتمام می‌گذارد. شاید برههٔ زمانی سال های ۶۶ تا ۶۸ برای او مجالی بوده تا راه واقعی خودش را بیابد. او سرانجام پس از تغییر مسیر، از رشتهٔ پژوهشگری اجتماعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل می شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارنامهٔ تحصیلاتی وی با كارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی و دكتری جامعه‌‌شناسی دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ در سال ۱۳۸۳ به اتمام می‌رسد، اما او خود را از فضای آکادمیک جدا نمی‌کند و در یک فرصت مطالعاتي و آموزشي نیز در دانشگاه اوكلند نيوزیلند در مرداد و شهريور ۱۳۹۰ پذیرفته می شود. از علایق پژوهشی او می‌توان به جامعه‌شناسی تاریخی، به‌ویژه دورهٔ قاجار و رضاشاه در ایران؛ هویت، شخصیت و خلقیات ایرانی؛ جامعه‌شناسی ادبیات، با تاکید بر خواندن و خوانندگان و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
از کتاب‌های او می‌توان به «تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده»، «دين و رسانه»، «بازاريابي تغييرات اجتماعي»، «اصلاحات سه ساله»، «پرورش رفتار پایدار»، «دانشنامهٔ پنج جلدی جوانمردی و فتوت» و «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درك تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسندهٔ کتاب و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که جلال آل‌احمد به آنجاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد؛ بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
====داوری جایزه‌ی جلال==== &lt;br /&gt;
اگر به کارنامه‌ٔ فعالیت‌های ادبی این نویسنده و پژوهشگر اجتماعی رجوع کنیم، داوری در هفتمین و هشتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در سال 1393 درخور توجه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسئلهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده را رصد می‌کند همچنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Targsir.png|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====عزاداران بیل====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Saediprofile.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[غلام‌حسین ساعدی|ساعدی]] در این کتاب به جای ذکر گفت‌وگوهایی خاص، بر درونمایهٔ داستان‌ها تأکید کرده است؛ یعنی تقابل فقر و غنا، تقابل با مذهب و تضاد طبقاتی. این کتاب داستان دهی را روایت می‌کند به نام بیل که مردمش لهجه یا زبان محل خاصی از ایران را ندارند و بر همین مبنا شاید بتوان آن را نماد ایران و یا دست کم جامعهٔ روستایی ایران دانست که در آن روزگار هنوز اکثریت کشور را تشکیل می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====سال‌های ابری====&lt;br /&gt;
[[پرونده:ADarvishian.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]][[سال‌های ابری]] را می‌توان شرح زندگی [[علی‌اشرف درویشیان|درویشیان]] از سال‌های آغازین کودکی تا انقلاب اسلامی دانست. به جز موضوع خود داستان که بیانگر دغدغهٔ نویسنده راجع به زندگی اقشار محروم است، نشانه‌های بسیاری از تسلط تفکر سوسیالیستی در این اثر می‌توان یافت؛ تا آن‌جا که بسیاری اوقات دیالوگ‌هایی که نویسنده در دهان شخصی می‌گذارد به اعلامیه‌هایی سیاسی شبیه شده و همین نکته از قوت اثر کاسته است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادگی یگانه|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  2500 نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نقدی بر ایرانیان در زمان پادشاهی====&lt;br /&gt;
نشست نقد و بررسی کتاب «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» با سخنرانی شهرام یوسفی‌فر، ابراهیم توفیق، محمدرضا جوادی یگانه و سعیده زادقناد در تاریخ چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ در سالن سرای اهل قلم موسسهٔ خانه کتاب برگزار شده است. در این جلسه علاوه بر آن‌ که به مشکلات سفرنامه‌ها اشاره شد، این کتاب را درخور معرفی دانستند و در ادامه شهرام یوسفی‌فر ضمن آن‌که مقوله‌بندی موضوعات کتاب را کار دشواری عنوان کرد، گفت: «به نظر می‌رسد این کتاب توانسته با ملاحضاتی که انجام داده الگویی برای کتاب‌ها و نویسندگان دیگر باشد. الگویی اندکی مطالعات سفرنامه‌ای ما را سامان می دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تالیف و ویراستاری کتاب&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#جوادی یگانه، محمدرضا و سعیده زادقناد (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ایرانیان در زمانه پادشاهی: خلقیات منفی ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‎ها تا ۱۳۵۷&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: شورای اجتماعی کشور و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.  &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و سیدمحمدعلی صحفی (۱۳۹۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه‌شناختی خوانش دا.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: علم. &lt;br /&gt;
# ولایتی، علی اکبر، با همکاری محمدرضا جوادی یگانه و محمدرضا جعفر آقایی و رضا مختاری اصفهانی (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دانشنامهٔ جوانمردی (فتوت)&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;.  تهران: امیرکبیر.&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۳) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;گزارش وضعیت اجتماعی کشور: کتاب چکیده ها.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: شورای اجتماعی کشور. &lt;br /&gt;
# جوادی یگانه، محمدرضا و ریحانه جوادی (۱۳۹۲) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (صفحه کتاب در سایت پژوهشگاه) (18 صفحه اول کتاب)&lt;br /&gt;
# غفاری، غلامرضا و محمدرضا جوادی یگانه (۱۳۹۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;طرح اولیهٔ پایان نامه‌های اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آینده (برای معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان (گردآورندگان) (۱۳۸۶) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;دين و رسانه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دفتر پژوهش هاي راديو). &lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و اکبر فروع الدين عدل (۱۳۸۴) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;مسألهٔ دختران فراري&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: طرح آينده (براي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه تهران).&lt;br /&gt;
# جوادي يگانه، محمدرضا و مهدي عباسي لاخاني (۱۳۸۰) .&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تغييرات‌ اجتماعي‌ برنامه‌ريزي‌ شده&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. تهران: دفتر تحقيق‌ و توسعه‌ راديو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا 1357»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از 500 سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ 1350 این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال 1360 این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در 1387 به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====دانشنامهٔ جوان‌مردی====&lt;br /&gt;
کتابی به قلم علی‌اکبر ولایتی با همکاری محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی و رضا مختاری اصفهانی در پنج جلد توسط نشر امیرکبیر منتشر شده است. این مجلدات با تدوین مقالات تحقیقی دربارة ابعاد مختلف فتوت و زیرشاخه‎های آن همچون عیاران، شاطران و لوطیان سیر تحول لغوی، مفهومی، سازمانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دینی و... آن را ردیابی می‎کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====اصلاحات سه‌ساله====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی مشترک با ریحانه جوادی است که توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است. این کتاب با اتخاذ رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، به دنبال بررسی دلایل شکست اصلاحات در ایران عصر ناصری و ناکام ماندن فرآیندهای اصلاحی در آن دوران است. تکیه‌ٔ اصلی ‌بر اسناد درجه‌‌اول، یعنی نوشته‌های شاهدان عینی رویدادها، به‌ویژه نامه‌نگاری‌های باقی مانده از عصر ناصری بوده است که مهم‌ترین اسناد به‌جامانده از آن دوره به حساب می‌آیند. هرچند در کنار این نامه‌ها، خاطرات روزانه و رساله‌ها و کتاب‌های نوشته شده توسط کنشگرانِ (مخالفان و موافقان) درگیر در فرآیند اصلاحی نیز بررسی شده است. با این‌حال باید توجه داشت که به دلیل ضعف شدید منابع و کمبود داده‌های تاریخی، در برخی موارد به‌ناچار اسناد درجه‌‌دو، نظیر تاریخ‌نویسی‌های رسمی و بعضا در موارد معدودی غیررسمی آن مقطع و یا مقاطع زمانی دیگر در همان عصر ناصری را نیز ارزیابی شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه، جوادی|۱۳۹۲|ک = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ص = ۷ و ۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرورش رفتار پايدار====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; کتابی نوشتهٔ مکنزی مور و اسمیت که با همکاری جوادی یگانه و علیرضا صادقی ترجمه شده است و توسط نشر علم به چاپ رسیده است. این کتاب رفتار را بر اساس آموزه‌های جدید بازاریابی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====بازاريابي تغييرات اجتماعي====&lt;br /&gt;
نوشتهٔ آلن آندريسن با ترجمهٔ ناصر بليغ، محمدرضا جوادی يگانه و مهدی عباسي لاخاني است که توسط انتشارات دفتر پژوهش‌های راديو در آذر ۱۳۸۴ روانهٔ بازار کتاب شده. این کتاب دربارهٔ بازاريابی اجتماعی (Social Marketing) و كاربرد فناوري‌یهای بازاريابی تجاری برای تحليل، طراحي، اجرا و ارزيابی برنامه‌های طراحی‌شده به منظور تاثيرگذاری بر رفتار اختياری مخاطبان هدف به جهت ارتقای سطح رفاه فردی آنها و جامعه‌اشان از طريق رسانه است.&lt;br /&gt;
====دین و رسانه====&lt;br /&gt;
این کتاب توسط ادارهٔ کل پژوهش‌های رادیو منتشر شده است. به زعم دکترجوادی یگانه ، بررسي رابطهٔ دين و رسانه، جدا از بعد آكادميك آن كه يكي از دغدغه‌های علوم اجتماعي است، برای رسانه نيز حائز اهميت است. صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، تلاش دارد تا يك رسانهٔ ديني - در معناي عام آن - باشد؛ پس نيازمند كالبدشكافی و آسيب‌شناسی در اين رابطه است. اين موضوع برای راديو كه صاحب دو شبكهٔ دينی خاص، يعنی راديو معارف و راديو قرآن است، ضرورت بيشتری دارد. از طرف ديگر تجربيات ارزشمند رسانه‌ها در موضوع رسانهٔ دينی و به‌ويژه تجربهٔ صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، می‌تواند برای مخاطبان دانشگاهی جذاب و آموزنده باشد و بايد فرصتی فراهم می‌آمد تا دست‌اندركاران رسانهٔ دينی بتوانند اين تجربيات را در اختيارات صاحب‌نظران قرار دهند. اين ضرورت‌ها، زمينه‌ساز برپايی همايش بين المللی «دين و رسانه» شد. اين همايش كه اولين همايش با اين موضوع در ايران بود، با همكاری معاونت صدا و دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار گرديد. كتاب حاضر شامل 24 مقاله از برجسته‌ترين اساتيد و صاحب‌نظران موضوع دين و رسانه در سطح جهان و ايران است كه در اين همايش ارائه گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====جستارهایی در پلاسکو====&lt;br /&gt;
کتابی مشترک با جبار رحمانی، سعیده زادقناد و عبدالله بیچرانلو است که دربرگیری ٥٨ جستار علمی دربارهٔ حادثهٔ پلاسکو و مقدمهٔ صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به رشتهٔ تحریر درآمده و تلاش داشته است تا نخستین دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم اجتماعی و رسانه‌های ایرانی را در واکنش به این حادثه،‌ نشان دهد. اظهارنظر درخصوص حادثهٔ آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو پس از رخ دادن این واقعه، گستره‌ای وسیع داشت؛ اما نگاه علمی و تخصصی به آن در قالب اثری مدون و روش‌مند، امری بود که کتاب «جستارهایی در پلاسکو»، از پس تحقق آن بر آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
* رتبه‌ٔ سوم‌ كتاب‌ سال‌ دانشجويي (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
* پژوهشگر برگزيده‌ٔ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ (۱۳۸۳)؛&lt;br /&gt;
* تشويق‌شده در پژوهش فرهنگي سال (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ۱۳۸۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = جوادی|نام۲ = ریحانه|عنوان = اصلاحات سه ساله: بررسی جامعه‌شناختی شکست روندهای اصلاحی در عصر ناصری|ناشر = پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادگی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = تفنگ‌سازی|نام۲ = بشیر|تاریخ = ۱۳۹۲|عنوان = تاثیر حزب توده در ادبیات داستانی ایران (۱۳۳۲-۱۳۵۷)|ژورنال = جامعه شناسی هنر و ادبیات|دوره = پنجم|شماره = ۱|صفحات = ۱ تا ۲۰|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=7714&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-(%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AA)|عنوان = دانشنامه جوانمردی (فتوت)|تاریخ انتشار = ۲۹ آبان ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=555&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1:-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%A8%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1|عنوان = پرورش رفتار پايدار: درآمدي بر بازاريابي اجتماعي اجتماع-محور|تاریخ انتشار = ۵ مهر ۱۳۹۲}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=124&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%AF%D9%8A%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-(%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8)|بازاريابي تغييرات اجتماعي (متن كتاب)|تاریخ انتشار = ۱۴ آذر ۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farhang.gov.ir/fa/news/267464/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = با مقدمه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،کتاب جستارهایی در پلاسکو (+ متن جستارها) منتشر شد|ناشر = وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار = ۱۷ بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/report/236653/%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D9%88%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان = توفیق: مولفان، منطقه ورود سیاحان به ایران را نادیده گرفتند/ جوادی‌یگانه: ریشه‌یابی مسائل اجتماعی در سفرنامه‌ها ضروری است|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=609&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%9F|عنوان = چرا رمان می‌خوانم؟|تاریخ انتشار = ۳ تیر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:JavadiyeganeProfile.jpg&amp;diff=37774</id>
		<title>پرونده:JavadiyeganeProfile.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:JavadiyeganeProfile.jpg&amp;diff=37774"/>
		<updated>2019-11-06T13:13:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37751</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37751"/>
		<updated>2019-11-06T10:25:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= &lt;br /&gt;
|محل تولد		= &lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= &lt;br /&gt;
|دانشگاه	        =&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===سال‌شمار زندگی===&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درك تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسندهٔ کتاب و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که جلال آل‌احمد به آنجاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد؛ بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کمیک ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
====داوری جایزه‌ی جلال==== &lt;br /&gt;
اگر به کارنامه‌ٔ فعالیت‌های ادبی این نویسنده و پژوهشگر اجتماعی رجوع کنیم، داوری در هفتمین دورهٔ [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در سال 1393 درخور توجه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسئلهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده را رصد می‌کند همچنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
====تنگسیرِ چوبک، مبارزه‌ای به گفتمان حاکم====&lt;br /&gt;
«تحلیل گفتمان سیاسی رمان تنگسیر صادق چوبک»، عنوان یکی از صدها مقاله‌ایست که جوادی یگانه منتشر کرده است. او با پرسشی کلیدی این رمان را بررسی می‌کند: چگونه می‌توان تنگسیر را در نظم گفتمان سیاسی، به مثابهٔ گفتمان تلقی نمود و محتوای این گفتمان چگونه است؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
پاسخ وی حاکی از آن است که بر اساس افق اجتماعی سال‌های نخستین دههٔ چهل، مبارزه به گفتمان حاکم در دستور کار صادق چوبک قرار داشته است. این اثر ادبی، نه‌تنها در تقابل گفت‌و‌گویی با گفتمان حاکم، بلکه در گفت‌و‌گو با سایر گفتمان‌های موجود آن زمانه، شکل گرفته است. جهان ایدئولوژیکی حاکم بر آن دوران و منافع گروه‌ها و گفتمان‌های رقیب، به محتوای تنگسیر جهت‌گیری خاصی داده است و به همین دلیل، کم‌ترین اثر را از سرمایهٔ فرهنگی چوبک پذیرفته است، و برخلاف اغلب آثار وی، اثری متعهدانه و کاملا سیاسی، قلمداد می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی = جوادی یگانه|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
====نشستی خارج از مرز برای رمان عامه پسند====&lt;br /&gt;
در سمیناری با عنوان فرهنگ عامه‌پسند و سیاست‌های جهانی که در دانشگاه بریستول انگلستان برگزار شد، جوادی یگانه ضمن تعریف واژهٔ عامه‌پسند، رمان‌های عامه‌پسند را به جای تعریف‌کردن، ویژگی‌های آن‌ها را برشمرد. او گفت باید بتوانیم تفاوت‌های میان رمان‌های عامه‌پسند، جدی و تخصصی را روشن کنیم.&lt;br /&gt;
وی در این سمینار با بیان ویژگی‌های رمان‌های عامه‌پسند که شامل جهان‌بینی ساده، محوریت فردی در رمان به جای جمعی، وقوع حوادث پی‌در‌پی بر اساس اتفاق یا شانس، استفاده از کلیشه‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ساده است از تیراژ بیش از  2500 نسخهٔ این‌ دست رمان‌ها در ایران خبر داد و در آخر به تبیین علل رشد رمان‌های عامه‌پسند پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
====رمان هایی از که رحمِ مادری به اسم جنگ زاییده می‌شوند====&lt;br /&gt;
رمان روایتی از حماسه است اما حماسه‌ای که دیگر، خدایان در آن وجود ندارند و فقط انسان‌های معمولی در آن ایفای نقش می‌کنند و به خلق حماسه دست می‌زنند. به تعبير ديگر،از افراد فراانساني به افراد عادي رسيده‌ایم كه اين افراد در سير روايي اسمی خاص پيدا مي‌كنند و همين مردم كوچه‌وبازار با دغدغه‌هاي روزمره هویدا می‌شوند و روایت‌گر حماسه می‌شوند. بنابراين، آن تعاريف ارسطویي و سه‌ وحدت او ديگر صادق نيست.{{سخ}} &lt;br /&gt;
وقتی از رمان جنگ سخن می‌گوییم در واقع توقع داریم شخصیت‌های کوچه‌بازار تبدیل به شخصیت‌های قهرمان رمان‌های دفاع مقدس شوند و حماسه بیافرینند.&lt;br /&gt;
اگر با نگاه جوادی یگانه به موضوع بپردازیم، این توقع نشدنی‌ است زیرا ما جنگ را به عنوان پديده‌ای تحريم‌شده در نظر مي‌گيريم ولي در ادبيات جنگ آن را مي‌خواهيم مدام ترويج و معرفي كنيم (آن را مدام می‌زاییم).اما رمان جنگ رماني است عمدتا ضدجنگ و ما انتظار داريم كه آن را ترويج كنيم و به همين علت با اين پارادوكس‌ها به طور جدي مواجه مي‌شويم؛ در نهایت یک فضاي برخوردي با كتاب‌هايي مثل «عقرب» نوشته آبكنار و «[[من قاتل پسرتان هستم]]» نوشتهٔ [[احمد دهقان]] ايجاد مي‌شود.اين‌كه ما مقدس‌سازي غيرعادي درباره جنگ مي‌كنيم در حقيقت سبب مي شود ادبيات جنگ استريليزه شود. از يك طرف چهره‌هاي شوخ را در شخصيت‌هاي جنگ قرار مي‌دهند و از سوي ديگر بسيجيان عارف‌مسلك را كه هر دو افراطي است و تناقض به وجود مي‌آورد چون حد وسط ندارد. پس تکلیف حماسه‌سازی همان افراد معمولی در قالب رمان چه می‌شود؟ برای مخاطبان ادبیات پایداری این سوال مطرح می‌شود كه چرا تاكنون رمان جنگ طرح نشده؟ آیا به اين دليل است كه رمان جنگ در خدمت جنگ نيست؟ اگر فقط از اين منظر نگاه كنيم كه رمان جنگ قرار است روح حماسه و پايداري را در مردم بيدار كند از نظر من رمان جنگ نمي‌تواند اين كار را بكند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;«پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا»&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;. جوادی یگانه، محمدرضا، صحفی، سیدمحمدعلی. تهران: نشر علم،1394.&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
====چه هستیم و چه دیده شده‌ایم؟====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی: خلقیات ایرانیان در نگاه بیگانگان به جامعه ایران از اولین نوشته‌ها تا 1357»&#039;&#039;&#039; عنوان کتابی‌ است که به همت دکتر محمدرضا جوادی یگانه و خانم سعیده زادقناد توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. این کتاب یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ اجتماعی و فرهنگی در حوزهٔ ‌سفرنامه است. در این اثر ده‌گانه،  بیش از 500 سفرنامه، گزارش سفر، سند سیاسی و هرگونه اظهار نظری که در خصوص خلقیات ایرانیان از سوی ناظران فرهنگ ما - از ایران باستان تا ایران پیش از انقلاب اسلامی - ترجمه شده، بررسی شده است. مروری بر محتویات این ده مجلد:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan &amp;gt;مقدمه&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب اول از مجموعهٔ «ایرانیان در زمانهٔ پادشاهی» به بحث دربارهٔ اهمیت حضور پژوهش در باب خلقیات ایرانی پرداخته و به مهم‌ترین پژوهش‌های انجام‌شده در حوزهٔ منش و اخلاق ایرانیان نظر دارد و به طور اجمالی، به معرفی این ادبیات در حوزهٔ جامعه‌شناسی دست زده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توان به  وجه انتقادی و کاربردی اثر توجه کرد زیرا اگرچه به‌ظاهر این اثر یک پژوهش دانشگاهی است؛ اما در عمل دغدغه‌های فرهنگی و توسعهٔ فرهنگی مولفان نقش مهمی در انجام این کار داشته است. به عبارت دیگر از دل این پژوهش نوعی آسیب‌شناسی خلقیات ایرانیان و میل به تصحیح آن وجود دارد؛ زیرا این نگاه بیرونی و نقدهای آن به جامعهٔ ایرانی می‌تواند راه‌گشای مسیر تعالی باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گزیدهٔ خلقیات مثبت (منش و خلقیات پسندیدهٔ ایرانی‌ها را در خود جای داده و نگاهی نیز به آن‌ها داشته است. گزاره‌های این کتاب بر اساس ارزش‌هایی نظیر وسعت نظر؛ برابری؛ عدالت اجتماعی؛ سپردن خویش به دست خدا (دین‌داری)؛ میانه‌روی؛ احترام به سنت؛ ادب و انضباط درونی تنظیم شده و بر مبنای همین ارزش‌ها، خلقیاتی همچون تسامح با اقلیت‌های دینی؛ عدالت‌طلبی؛ رشادت و بی‌باکی؛ شادزیستی و زنده‌دلی؛ پاس‌داشت مناسک ملی و مذهبی؛ مهربانی و خون‌گرمی؛ میهمان‌نوازی؛ عفت و پاک‌دامنی؛ خیرخواهی و انسان‌دوستی؛ صداقت و درست‌کاری؛ گذشت و رأفت؛ آزادی عمل و بیان؛ جوان‌مردی و حفظ اصالت طبقه‌بندی شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: عام‌گرایی (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
به‌طور خاص بر خلقیات منفی ایرانیان تمرکز دارد و با روش تحلیل محتوا و بهره‌گیری از الگوی ارزش‌های اساسی شوارتز، شکل گرفته است. در کتاب سوم این مجموعه، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی مطرح می‌شود که بر مبنای ارزش اساسی عام‌گرایی، تنظیم شده‌اند. این ارزش بر فهم، درك، اهمیت مدارا و حمایت از رفاه همهٔ انسان‌‌ها و طبیعت ناظر است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: امنیت (در دو جلد)&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش اساسی امنیت به معنی ایمنی، هماهنگی و ثبات جامعه، امنیت در روابط اجتماعی و فردی و به عبارتی دیگر، زندگی در محیط امن و اجتناب از هر چیزی كه ممكن است امنیت فرد را به‌خطر بیندازد، ارزشی است که بستر طبقه‌بندی مجموعه‌ای دیگر از گزاره‌ها را فراهم کرده است. به این‌ ترتیب و بر اساس ارزش اساسی مذکور، خرده‌ارزش‌هایی نظیر تميزی، امنيت ملي و نظم اجتماعي در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و مبنای تعریف ضد‌ارزش‌هایی نظیر رعایت‌نکردن بهداشت؛ فقدان وطن‌پرستی و مقاومت در برابر دشمن؛ فساد اقتصادی کارگزاران؛ الواطی‌گری؛ بی‌نظمی و بی‌قانونی و دزدی تعریف شده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: انگیزش؛ سنت طلبی&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ارزش‌های اساسی انگیزش، سنت و لذت‌طلبی مبنای تنظیم گزاره‌های استخراج شده از سفرنامه‌ها بودند که به جلد هفتم این مجموعه شکل داده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: همنوایی؛ دستیابی به اهداف&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب هشتم این مجموعه، بر مبنای ارزش‌های اساسی هم‌نوایی و دست‌یابی به اهداف قالب پذیرفته است. منظور از هم‌نوایی در این کتاب، خودداری از اَعمال، تمایلات و انگیزش‌‌هایی است كه احتمالاً دیگران را ناراحت می‌‌كند یا به آن‌‌ها صدمه می‌‌زند و به امتناع از نقض هنجارها و انتظارات اجتماعی اشاره دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: نیک خواهی&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
کتاب نهم این مجموعهٔ، روایت ناظران فرهنگ ایرانی از آن دسته خلقیاتی است که بر مبنای ارزش اساسی نیک‌خواهی تنظیم شده‌اند؛ ارزشی که ناظر به محافظت و افرایش رفاه مردمی‌ است ‌كه فرد با آن‌‌ها مكرراً در ارتباط و رودررو است و موظف است برای بهبود زندگی آنها تلاش کند){{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color = DarkCyan&amp;gt;خلقیات منفی: قدرت؛ خودهدایت‌گری&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این کتاب از قدرت به عنوان پایگاه اجتماعی، كنترل یا تسلط بر مردم و منابع یاد‌ شده و خودهدایت‌گری نیز ناظر به توان انتخاب، كاوش و ایجاد است و به عبارتی بر آزادبودن و عدم وابستگی به دیگران، در تصمیم‌گیری‌ها دلالت دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فارغ از بحث محتوا، از نظر ظاهر نگارشی و ترتیب چینش مطالب نیز، در هر بخش، پس از ذکر نام سفرنامه‌نویس، سمت یا شغلی که حضور او در ایران را ایجاب می‌کرده و نیز سال اقامتش در کشور؛ روایت او از ویژگی‌های منفی خلقیات ایرانی، با ارجاع به گزارش او ذکر شده است. همچنین ترتیب روایات بر اساس سال حضور سفرنامه‌نویس در ایران از ایران باستان تا سال 1357 (با ذکر تاریخ میلادی) صورت پذیرفته است. لذا خواننده، ضمن آن‌که به نظارهٔ خط سیر هر ضدارزش اخلاقی در طول تاریخ ایران از نگاه دیگران می‌نشیند،‌ با اثری در مقابل خود مواجه می‌شود که با ماهیت دایره‌المعارفی‌اش، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های گسترده و متنوع در حوزهٔ تاریخ اجتماعی ایرانی و خلقیات و منش ایرانیان در طول زمان فراهم کرده است؛‌ پژوهش‌هایی که شاید بتوانند نشان دهند که کدام ویژگی اخلاقی ما ریشه‌دار در تاریخ ماست و نیاز به درمان دارد و یا در نقطه مقابل کدام صفت ماست که زاییدهٔ توهم دیگران و تصور نادرست آن‌ها بوده و نگاه به ایرانیان را در چرخه‌‌ای از بازتولیدهای دائمی اسیر کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خوانندگان این‌دست از کتاب ها باید توجه داشته باشند که همیشه ترجمه و روایت‌های بیرونی از جامعهٔ ایرانی، یک امر سیاسی بوده که ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه هم به‌ صورت صریح و هم به‌ صورت ضمنی این مسأله را تحت تاثیر قرار داده است. مثال بسیار خوبی را جوادی یگانه و زادقناد برای این مسأله در بررسی کتاب سفرنامهٔ کمپفر نقل کرده‌اند. جهانداری در مقدمهٔ چاپ 1350 این کتاب دلیل اعمال سانسور و حذف را بر این کتاب این‌گونه نوشته: «مترجم فارسی در قسمت دوم از فصل یازدهم کتاب که وقوف است به بحث دربارهٔ آداب و رسوم درباریان، در حدود یک صفحه از متن را حذف کرد و آن هم بدان دلیل که نویسنده با توقف نسبتاً کوتاهش در کشور ما به خود اجازه داده بود که به صورتی کلی و قطعی دربارهٔ همهٔ ملت ایران قضاوتی نادرست کند و طرز رفتار و اعمال تنی چند از معاشران خود و صاحب‌منصبان دیوانی را که معلوم نیست مردانی از چه قماش بوده اند،‌ مبنای اظهار نظر دربارهٔ همهٔ مردم مملکت ما قرار داده» البته جوادی یگانه در این مقدمه برآنست که دلیل اصلی این سانسور مطالب کمپفر در باب خلقیات منفی درباریان،‌ این است که احتمال داشت این همه خصایص منفی که کمپفر به بزرگان و اعیان ایران نسبت می‌دهد،‌ مسأله‌ساز باشد و خاطر دربار را مکدر سازد.» البته توضیح می‌دهد در انتشار همین کتاب بعد از انقلاب در سال 1360 این بخش حذف‌شده بدان اضافه می‌شود. جوادی یگانه با این نمونه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نشر و ترجمه و پژوهش در باب سفرنامه‌ها امری سیاسی و فرهنگی است.  لذا در جای دیگری در باب سانسور سفرنامه گاسپار دروویل در 1387 به این اشاره می کند که این کار بخشی از همان خلقیات منفی است که همواره همه‌ چیز را بر حقیقت ترجیح داده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا|نام خانوادگی۲ = آقاگل‌زاده|نام۲ = فردوس|نام خانوادگی۳ = خلیلی|نام۳ = محمدعلی|نام خانوادگی۴ = قبادی|نام۴ = حسینعلی|نام خانوادگی۵ = احمدی|نام۵ = اصغر|تاریخ = پاییز ۱۳۹۳|عنوان = تحلیل گفتمان سیاسی رمان «تنگسیر» صادق چوبک|ژورنال = مجلهٔ مطالعات فرهنگی و ارتباطات|شماره = ۳۶|صفحات = ۹۵ تا ۱۲۸|تاریخ بازبینی = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=202&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = رمان هاي عامه پسند و سياست هاي فرهنگي در ايران|تاریخ انتشار = ۲۶ شهریور ۱۳۸۷|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=news&amp;amp;ID=615&amp;amp;Language=1&amp;amp;title=%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF|عنوان = داوری بخش رمان جایزه ادبی جلال آل احمد|تاریخ انتشار = ۱۱ اسفند ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.farsnews.com/news/8703010612/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C%D9%8A%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%86%D8%AF|عنوان = جوادي‌يگانه: رمان جنگ نمي‌تواند روح پايداري مردم را بيدار كند}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://anthropology.ir/article/31217|عنوان = اعتبار و صدق در سفرنامه‌ها|ناشر = انسان‌شناسی و فرهنگ|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://mrjavadi.com/Default.aspx?PageName=News&amp;amp;ID=7757&amp;amp;language=1|عنوان = ایرانیان در زمانه پادشاهی: توضیح اجمالی مجلدات ده گانه|تاریخ انتشار = ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۵ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37484</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37484"/>
		<updated>2019-11-01T16:35:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= &lt;br /&gt;
|محل تولد		= &lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= &lt;br /&gt;
|دانشگاه	        =&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===سال‌شمار زندگی===&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درك تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسندهٔ کتاب و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که جلال آل‌احمد به آنجاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد؛ بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری کتاب ایران داشت، از آمار نگران‌کنندهٔ کتاب‌خوانی گفت و همچنین به خاطر تأثیر و همه‌گیرشدن رسانه‌ها در جهان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ابتکار می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====کمیک ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
====چه چیزی جلال را جلال کرده است؟====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Taleghan-Jalal.jpg|50px|بی‌قاب|راست|هیچ]]{{سخ}}&amp;lt;font color = DarkBlue&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سبک زندگی و ادبیتی به نام جلال، رها شده است.&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
آن چیزی که [[جلال آل‌احمد|جلال]] را در این فضا جلال کرد، چیزی متفاوت از اتمسفر اجتماعی آن سال‏‌هاست. الآن بعد از چهل‌و‌اندی سال بعد از مرگ جلال، با مراجعه به رمان‌‏هایش می‏‌بینیم که او رمان‌نویس برجسته‌‏ای نیست؛ یعنی کدام‌یک از رمان‏‌هایش دوباره خوانده می‏‌شود؟ چه چیزی جلال را جلال کرده است؟ رمان و نثر و داستان کوتاه و حتی مقالاتش هم او را جلال نکرده است. یک‌سری ویژگی‌ها مربوط به شخصیت جلال است که او را اسطوره کرده.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt; جلال روح اعتراض و نفی مداوم است&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}کار او، مدام از خود گذرکردن است، یعنی به نقطه‌‏ای دست پیدا می‏‌کند و از آن می‌‏گذرد و به نقطهٔ بعدی می‌‏رسد و در نهایت از خودش می‏‌گذرد تا خودش را انکار کند. به قول اقبال، تراشیدم پرستیدم شکستم. بنابراین تکلیفش با خودش روشن است و اهل مجامله نیست، یعنی اصرار ندارد خودنمایی کند؛ کمااین‌که وقتی به سفر حج می‏‌رود می‌‏گوید لذت نماز صبح خواندن این است که جهان را پیش از طلوع آفتاب درک می‌‏کنی و نه این‌که برخی تصور کردند مسئلهٔ نماز صبح مورد نظر او بوده است. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;برجستگی جلال این است که می‏‌تواند از خودش بگذرد&amp;lt;/span&amp;gt; و البته اصول اخلاقی برجسته دارد و در نامه‌هایش می‌‏گوید که افتخارم این است که در یک خانوادهٔ روحانی متولد شده‌‏ام.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال خودش را انکار نمی‌کند.&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال مذهبی‌بودنش را انکار نمی‌کند و از پز روشنفکری‌اش می‌گذرد. به تعبیر من لااحب‌الافلین‌ گویان، از هیچ تجربه‌ای ابا نداشت. به قول [[فروغ فرخزاد|فروغ]] من تا سرم به سنگ نخورد، سنگ را باور نمی‌کنم. ادبیات جلال و داستان کوتاه و رمان او اصلاً اهمیتی ندارد. حتی به نظر من بسیاری از آن‌چه جلال در مقالاتش می گوید امروزه به کار نمی‌آید. ما چرا باید جلال بخوانیم؟ چه کسی نفرین زمین را می خواند؟! جلال یک ایده و مفهوم است و بهتر از آن،&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال یک سبک زندگی است و این سبک است که نیاز ادبیات امروز ما است.&amp;lt;/span&amp;gt; چنین شخصیت‏‌هایی ما در ادبیات امروزمان نداریم. ما هم‌چنان در دوران گذار هستیم و تکلیف‏مان با خودمان روشن نیست. جلال روشنفکر بوده است ولی همین آدم خدمت و خیانت روشنفکران را می‌نویسد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;جلال بی‌رحمانه و با صراحت دوستانش را نقد می‏‏‌کند&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
صراحتی که جلال در «سنگی در گوری» از زندگی خصوصی خودش دارد من در هیچ نویسنده و روشنفکری ندیدم. &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;جلال با این ویژگی‌‏های شخصیتی، رهبر ادبی ایران شد.&amp;lt;/span&amp;gt; {{سخ}}&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkBlue{{{1|}}};background:lime&amp;gt;آزادگی و صراحت همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جلال هم‌زمان حواسش به همهٔ بخش‌های هنر و ادبیات هست. تئاتر اکبر رادی را هم‌زمان با معماری مسجد اعظم قم، توسط حسین لرزاده را رصد می‌کند همچنین زیر پر و بال صمد بهرنگی را هم می‌گیرد. یعنی آزادگی و صراحت، همراه با حمایت از روشنفکران و نویسندگان. جلال آل‌احمد سابقهٔ نزدیکی و عضویت در حزب توده را نیز داشته است. سهم حزب توده در جذب روشنفکران ایرانی نیز قابل توجه بوده. نمونهٔ تأثیرات تفکرات حزب توده را بر جلال می‌توان در برخی آثارش دید. با کمی تغییر و تعدیل، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:Black{{{1|}}};background:Gold&amp;gt;[[سرگذشت کندوها]] نوشتهٔ [[جلال آل‌احمد]] را شاید بتوان داستان ملت ایران دانست.&amp;lt;/span&amp;gt; این داستان، داستان ملتی است که آل‌احمد، به انتقاد از توسری‌خوربودن و مظلوم‌بودنشان پرداخته و زبان به تحقیرشان گشوده و راه حل نهایی&lt;br /&gt;
(انقلاب) را پیش پایشان گذاشته است. نکتهٔ اصلی داستان این کتاب، یعنی بازگشت به روزگار طلایی پیشین را می‌توان نمادی آشکار از تسلط دیدگاه مارکسیستی بر اندیشهٔ جلال دانست، روزگار طلایی‌ای که توصیف‌های نویسنده، بیش از حد، به دوران کمون اولیه شبیهش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی داستان [[مدیر مدرسه]] نیز درواقع نماد روشن‌فکری ایران آن سالها است. مدیر که سعی دارد تا مدرسه را به مکانی مقبول برای آموزش بدل کند، ولی آن‌چه در نهایت مدیر را می‌شوراند و به استعفا وامی‌دارد، داستان تجاوز جنسی یکی از دانش‌آموزها به دیگری است و مهم این‌که در همین ماجرا هم انگار حرفی مهم برای گفتن هست. پسر متجاوز یا به قول راوی فاعل، پسری خوش‌بنیه از خانواده‌ای ثروتمند است و پسر مورد تجاوز یا به قول راوی مفعول، پسری لاغر و نزار از خانواده‌ای فقیر. این تجاوز را می‌توان نماد اغراق شدهٔ تجاوز طبقهٔ مسلط به زندگی طبقهٔ تحت سلطه دانست و جالب این‌که مدیر در این جریان هم پخمگی خود را ثابت می‌کند و پسر متجاوز را به قصد کشت می‌زند، حال آن‌که در چند روز پس از آن هیچ خبری از خانوادهٔ هیچ‌کدام از بچه‌ها نمی‌شود؛ چرا که جامعه، به‌ویژه طبقهٔ تحت سلطه، این قدرت مسلط را پذیرفته است. پس مدیر، ناامید از این اوضاع،&lt;br /&gt;
استعفا می‌دهد.   &lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37238</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=37238"/>
		<updated>2019-10-28T15:18:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= محمدرضا جوادی یگانه&lt;br /&gt;
|تصویر			= &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= &lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد		= &lt;br /&gt;
|محل تولد		= &lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن	                = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات    		= &lt;br /&gt;
|دانشگاه	        =&lt;br /&gt;
|حوزه			= &lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		=&lt;br /&gt;
|soure_id	       =&lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	=&lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران =&lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		=&lt;br /&gt;
|جوایز			= &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        =&lt;br /&gt;
|امضا    	        =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدرضا جوادی یگانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===سال‌شمار زندگی===&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
====ترازوی آگاهی‌بخشی ادبی در دستان گل‌آقا====&lt;br /&gt;
در نشست نقد و بررسی ده کتاب طنز از مجموعهٔ «قاف» نشر لبخند، جوادی یگانه می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«یکی از بهترین نمونه‌های طنز، طنز [[گل‌آقا|کیومرث صابری]] یا طنزهای [[نجف دریابندی]] است که علاوه بر طنز به‌نوعی نقد به جامعه است، به‌ صورتی که نویسنده یا شاعر چیزی را به کنایه یا تلویح بیان می‌کند. كتاب‌های اين مجموعه به‌خوبی توانسته است جامعهٔ ايران را نقد كند اما نتوانسته در جايگاه آگاهی‌بخشی ادبی قرار بگيرد. به همين‌ دليل هم هست كه بسياری، اساساً ادبيات ايران را ادبيات فراغت می‌دانند چون در فراغت نوشته شده و در فراغت هم خوانده می‌شود؛ در حالی كه بنا بر اعتقاد مكتب فرانكفورت، ادبيات بايد انكشاف ايجاد كند و باعث درك تازه‌تری در مردم شود، اما من در مجموعه‌كتاب‌های نشر قاف، نقدی از سيستم نديدم. البته كه قرار نيست طنزپرداز، راه حل ارائه كند ولي انتظار می‌رفت كه تلنگر و نيشی در نقد سيستم داشته باشد و اين مسأله، به نظرم نقطه‌ضعف كتاب‌هاست و كسی در آينده نه اين‌ مجموعه را به ياد خواهد داشت و نه دوباره آن‌ها را می‌خواند.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مسأله جلال سفرنامه‌نویسی نبود، ایران بود====&lt;br /&gt;
کتاب «جای پای جلال»، حاصل تک‌نگاری‌های مهدی قزلی است (نویسندهٔ کتاب و مدیرعامل [[بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان]]) از سفرش به شهرهایی از ایران که جلال آل‌احمد به آنجاها سفر کرده است. محمدرضا جوادی‌ یگانه (رییس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات) در نشت نقد همین کتاب گفت:&lt;br /&gt;
:«قاعدتاً کسی که نویسندهٔ مملکت خود است باید درکی از آن‌ جامعه داشته باشد. متأسفانه یکی از مشکلات اصلی، که نویسندگان و روشنفکران جامعهٔ ایران با آن مواجه بودند، عدم شناخت و درک درست از ایران بود؛ ولی جلال از این ویژگی مثبت برخوردار بود و خود تجربه می‌کرد و روبه‌جلو گام بر می‌داشت. درواقع تعبیر جلال این است که با قدم‌زدنی کوتاه در یک شهر می‌توان کلیت آن را مشاهده و درکی از آن پیدا کرد؛ بسیاری از نویسندگان ما که راجع‌ به ایران نظر می‌دهند درکشان از ایران محدود به دنیای کوچکی است که در اطرافشان می‌بینند. درواقع ضرورت سفرنامه در کار جلال به ضرورت شناخت ایران باز می‌گردد. تجربهٔ سیاست و شناخت جامعهٔ ایران بخشی از کار این نویسندهٔ فقید بود، تعبیری که جلال آل احمد ابتدای آن را درک کرده، قزلی انتهای آن را در جای پای جلال نشان داده است.&lt;br /&gt;
او در ادامه با ارائهٔ پیشنهادی مبنی بر ضمیمه‌شدن سفرنامهٔ جلال در چاپ‌های بعدی این کتاب، گفت: &lt;br /&gt;
:«سفرنامه‌نویسی پژوهش نیست بلکه یک ژانر نیمه‌ادبی، نیمه‌پژوهشی است و می‌توان گفت از پژوهش بسیار درونی‌تر است و نوشتن آن بسیار شجاعت می‌خواهد که کار قزلی از این نظر بسیار شایسته و قابل تقدیر است. قزلی در این اثر سعی کرده است مکان‌هایی که جلال ندیده و همچنین تغییرات صورت گرفته را به تصویر بکشد که بسیار ارزشمند است.»&lt;br /&gt;
====تلویزیون تصویرسازی را از مخاطب می گیرد====&lt;br /&gt;
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری کتاب ایران داشت، از آمار نگران‌کنندهٔ کتاب‌خوانی گفت و همچنین به خاطر تأثیر و همه‌گیرشدن رسانه‌ها در جهان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«به طور کل آمار کتاب‌خوانی در سطح جهان کاهش پیدا کرده است و در ایران این آمار چشمگیرتر است. رسانه (مثل تلویزیون، سینما و شبکه‌های اجتماعی) یکی از موانع اصلی رشد فرهنگ کتاب‌خوانی بوده است. هنگام مطالعهٔ کتاب، فرد دست به تصویرسازی می‌زد در حالی که تلویزیون، تصویر را برای فرد می‌سازد؛ مثلا شما هنگام مطالعه کتاب، در برخورد با عبارت «خانه مجلل»، آن را مطابق با رویای خودتان می‌سازید اما تلویزیون این تخیل را از شما می‌گیرد و آن را به صورت آماده در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین چون تلویزیون اصولاً از مقولهٔ جزئیات است و در مقابل مقولات کلی قرار دارد؛ هرگز نمی‌تواند جای کتاب را بگیرد و شاید بتوان گفت که رادیو از حیث بارورکردن تخیل مخاطب، به کتاب نزدیک‌تر است. از همین رو می‌توان گفت که ضرورتی ندارد که افراد همهٔ اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند و متاسفانه ما در ایران شاهد رویه‌ای هستیم که در آن تلویزیون رسانهٔ غالب است.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مخاطبان داستان در دل جنگ و مرگ====&lt;br /&gt;
:«یکی از اصلی‌ترین کارکردهای ادبیات، رمان و قصهٔ کوتاه فرایند هم‌ذات‌پنداری است تا ما را در موقعیت‌ها و تجربه‌هایی قرار دهد که کمتر امتحان کردیم و به تعبیری تجربه‌های نوظهور برسیم، مثلا تجربهٔ اعدام یا جنگ.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ما جنگی هشت‌ساله داشتیم اما چقدر از مردم جامعهٔ ما تجربه داشتند که کنارشان گلولهٔ تانک منفجر شود یا مانند داستایوفسکی ببرندش به تیرک اعدام ببندند و بگویند می‌خواهیم اعدامت کنیم؟ چقدر افراد با چنین تجربه‌هایی مواجه می‌شوند؟ در حالی که کاری که ادبیات می‌کند این است که تجربه‌های متفاوت در اختیار ما بگذارد؛ اگر ادبیات و نویسنده نتواند تجربهٔ تازه‌ای به ما ارائه کند، طبیعتا یکی از دلایل اقبال به ادبیات را از دست می‌دهد. مخاطب به دنبال تجربه‌ای تازه است. وقتی نویسندگان ما از تجربهٔ متفاوت نمی‌نویسند،‌ چرا خواننده باید اثر را بخواند؟ بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی،‌ تجربه‌هایی دم‌دستی را بیان می‌کنند. ممکن است بازی زبانی در آثار وجود داشته باشد یا با پیچیده‌نویسی یا ساده‌نویسی، اثر متفاوتی را خلق کنیم اما واقعا این که تجربه جدیدی در آثار بیان شود کمتر به چشم می‌خورد. ماجراجوبودن، خطرپذیربودن و به سراغ افراد تازه‌ رفتن شاید بتواند راهی برای برون‌رفت از این بحران باشد.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ممیزی ادبیات داستانی را می‌خراشد اما عامل بحران نیست!====&lt;br /&gt;
جوادی یگانه در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ابتکار می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«اگر ممیزی علت مرگ خلاقیت نویسندگان باشد نویسندگان ایرانی که خارج از ایران هستند، شاهکار خلق می‌کردند که نکردند؛ اما همین که نویسنده احساس می‌کند مانعی جلویش است انگیزه‌اش کم می‌شود و روشن‌شدن فرایند ممیزی به این مسأله کمک می‌کند. وقتی یک اثر را ترجمه می‌کنید، اثر تمام شده است و می‌توان کم‌تر یا بیش‌تر ترجمه کرد اما زمانی که یک اثر را خلق می‌کنید اگر بخواهید حذف کنید طبیعتاً آن‌چه با زحمت نوشته‌اید به ویژه اگر دلیل قانع‌کننده‌ای نباشد نویسنده از آن خیلی استقبال نمی‌کند و به مشکل تبدیل خواهد شد و انگیزهٔ نویسنده کم‌تر می‌شود. وزن ممیزی پایین است اما می‌خراشد و آزار می‌دهد. همواره نویسندگان ما ناراضی بودند. برای جلوگیری از آنارشی در ادبیات باید قواعدی را بپذیریم اما در هر حال باید این قواعد روشن‌تر باشد. زمانی که نویسنده‌ای زحمت کشیده و به او بگویند این‌قدر از متن را حذف کن اذیت می‌شود. آثار ادبی ایران با یک بحران روبرو است. ادبیات در ایران در ابتدا باید بپذیرد که با بحران مواجه است و در وهلهٔ دوم باید بپذیرد که این بحران درونی است و عوامل بیرونی مانند ممیزی به آن اندازه اهمیت ندارد که مرگ خلاقیت به نویسندگی حوزه ادبیات در ایران لطمه وارد کرده است. عامل اصلی که ما در حوزهٔ ادب با آن روبرو هستیم خود نویسندگان هستند.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;نازایی مولف&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====کمیک ها به ایران بیایند====&lt;br /&gt;
او ژانر ادبی کمیک را راهکاری برای افزایش مطالعه و علاقه‌مندی نوجوانان به کتاب در ایران دانست زیرا کمیک، تصویر و غنای متن را بیش‌تر می‌کند و ما با تصویر می‌توانیم سطوح و ابعاد متفاوت ایجاد کنیم که طبیعتاً در پی آن تفسیرهای گوناگون برای ما درست می‌شود. تصویر قادر است درک متن پیچیده را آسان نماید و اینگونه گزندگی متن گرفته می‌شود؛ یعنی یک چیزهایی را می‌توان در متن گذاشت که فقط افرادی که نگاه جدی‌تری به متن دارند قواعد پنهان آن را دریابند، زیرا کمیک ساده‌تر از کتاب است و با سرمایه‌گذاری در حوزهٔ کمیک می‌توان قصه‌های ایرانی را به‌‌صورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
====دا از چشمِ مخاطبان، به تحریر جوادی یگانه====&lt;br /&gt;
زنده‌بودن فردوسی و هومر تأییدی بر آن است که ادبیات بستری است برای جهانی‌شدن و ماندگاری حماسه‌ها. در جایی از دنیا جنگی تحمیل می‌شود و ادبیات با پا‌گذاشتن بر جبهه‌ها، به مخاطب نارنجک می دهد، به مخاطب تفنگ می‌دهد حتی مخاطب کودکی می‌شود که در کوچه‌پس‌کوچه‌ها از ترس می‌دود. شاید مخاطب مادری شود که برای پسر شهیدش اشک می‌ریزد و این‌چنین ادبیات حماسی در جان مخاطب ریشه می‌زند و به واسطهٔ آن، خواننده به تجربه‌هایی دست می‌یابد که شاید هیچ‌گاه آن را تجربه نکند؛ مثل مرگ، ترس و انتظار.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در ادبیات ایران پس از جنگ تحمیلی نیز افرادی برخاسته از متن جنگ، به عرصه‌ٔ ادبیات پا گذاشته و برای تداوم و بقای فرهنگ جنگ تلاش کردند. بعضی از این افراد، هم‌چون احمد دهقان، از خاطرات جنگ با رویکردی کاملا واقع‌گرایانه آغاز به کار نمودند و پس از چندی به رمان و داستان کوتاه روی آوردند. شاید بتوان دو علت عمدهٔ تغییر شیوه‌ٔ نگارش را در این افراد، جذابیت و آزادی بیان به دور از ترس تحریف واقعیت در رمان دانست. واقعیتی که در خاطره از سویی خواننده را درگیر متن می‌سازد و از سوی دیگر نویسنده را متعهد به بیان حقیقت می‌نماید.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما در سال‌های اخیر شاهد استقبال فزاینده‌ای از ادبیات جنگ بوده‌ایم که علت اصلی آن قدم‌گذاشتن در مسیری متفاوت از پیش بوده است. خاطراتی که با جمع‌آوری مجموعه‌مصاحبه‌هایی از یکی از شاهدان جنگ انجام گرفته و به واسطه‌ٔ نویسنده‌ٔ دیگری به رشته‌ٔ تحریر در آمده است. این موج با حضور کتاب [[دا]] آغاز شد و «خاطرات بابانظر»، «من زنده‌ام» و کتبی از این‌‌دست ادامه‌دهنده‌ٔ آن بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در کتابی که محمدرضا جوادی یگانه با عنوان «پیدایش مخاطب تازه و سبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه شناختی خوانش دا » منتشر کرده است، به وسیله تهیه پرسشنامه و... به تحلیل کتاب از منظر مخاطبان می‌پردازد. کتابی که با حجمی نسبتاً سنگین و متنی عاطفی آغازگر این مسیر بود و به کتابی پرتیراژ تبدیل شد. به اعتقاد جوادی یگانه کتاب دا علاوه بر اینکه  توانسته با جزییات زیاد اکثر مخاطبان را به خود جذب کند، اما برخی این حجم جزییات در مصاحبه‌ها را که پس از سال‌ها گردآوری شده است شک‌برانگیز می‌دانند و به نظر می‌رسد این دست آثار ادبی با تلفیق واقعیت و تخیل توانسته‌اند جذابیت‌های زیادی را به متن دهند؛ هرچند مخاطره‌آمیز.{{سخ}} &lt;br /&gt;
از سوی دیگر، سیاست‌گذاری پخش این کتاب باعث شده تا برخی از مخاطبانش آن را به عنوان کتابی دولتی تصور کرده و نتوانند با نویسنده هم‌سو شوند. &lt;br /&gt;
یگانه می‌گوید: به طور کلی، اتفاقی که در مورد این‌گونه ادبیات در جریان است، از سویی این متون را از آثار ادبی فاخر جدا می‌سازد و از سوی دیگر با درهم‌آمیختگی واقعیت و تخیل آن را از متون واقعی جنگ دور می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|جوادی یگانه|۱۳۹۴|ک = پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = جوادی یگانه|نام۱ = محمدرضا| عنوان= پیدایش مخاطب تازه وسبک نو در ادبیات داستانی ایران و مخاطرات آن: بررسی جامعه ­شناختی خوانش دا|ناشر = نشر علم|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.mehrnews.com/news/2931164/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7|عنوان= ادبیاتمان ادبیات فراغت است/مقایسه خنده‌دار ما و یوسا|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار = ۱۲ مهر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/233625/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان = جوادی‌یگانه: لذت خرید کتاب برای مخاطب ایرانی درک نشده است/ نقش کاهنده تلویزیون و شبکه­‌های اجتماعی در میزان کتابخوانی|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۷ اسفند ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://ebtekarnews.com/news.php?id=51660|عنوان = نازایی مولف|ناشر = روزنامه ابتکار|تاریخ انتشار = ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.khabareiran.ir/Print/19054|عنوان = روایت تصویری را باید جدی بگیریم / با سرمایه گذاری در حوزه کمیک می توان قصه های ایرانی را بصورت انیمیشن و سینمایی تولید کرد|ناشر = خبر ایران|تاریخ انتشار =۳۰ آذر ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۶ آبان ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=36798</id>
		<title>محمدرضا جوادی یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87&amp;diff=36798"/>
		<updated>2019-10-23T08:22:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: ایجاد صفحه خالی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36677</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36677"/>
		<updated>2019-10-21T17:17:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی به قلم [[حمیدرضا صدر]] است. کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. در کارنامهٔ کتاب، تقدیر در هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در خور توجه است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!».{{سخ}}&lt;br /&gt;
جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسان، حتی در پناه قدرت، چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات [[جایزهٔ جلال آل‌احمد|جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] تأییدی بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم‌شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Teror shah.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه، پس از ترور نافرجام&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
داستان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزئیات.&amp;lt;/font&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;الگوی روایت دوم‌شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب همواره به صورتی سیال در ذهن آخرین پادشاه ایران، لحظه‌ به‌ لحظه با او همراه می‌شود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&amp;lt;/font&amp;gt; &lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی - خصوصا تاریخ معاصر ایران - مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal_2.JPG |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید:&lt;br /&gt;
«عنوان نخست این رمان «&amp;lt;font color=&amp;quot;Aqua&amp;quot;&amp;gt;تهران ۴۴&amp;lt;/font&amp;gt;» بود و پس از مدتی نام «&amp;lt;font color=&amp;quot;Blue&amp;quot;&amp;gt;یک سال با شاهنشاه&amp;lt;/font&amp;gt;» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام &amp;lt;font color=&amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;«تو در قاهره خواهی مرد»&amp;lt;/font&amp;gt; را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jasad shah.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه، در نقطهٔ پایان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضا شاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: &lt;br /&gt;
:«محمدرضا شاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگی‌نامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایهٔ نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «[[سیصد و پنج روز]]»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. وی در مصاحبه‌ای، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، گفت: &lt;br /&gt;
:«&amp;lt;font color=&amp;quot;MediumBlue &amp;quot;&amp;gt;كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند. &amp;lt;/font&amp;gt;»&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی از پیش از بهار ۱۳۴۴ تا پس از ز زمستان ۱۳۴۴ تنظیم شده است. هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضا شاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم‌شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔ دید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داد و نشر چشمه نیز این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
[[مجتبی هوشیار محبوب]] در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{جعبه گفتاورد |نقل‌قول=&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:purple&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;بُرشی از رمان: {{سخ}} تو کمی بیشتر از یک دهه بعد دوباره به مصر باز خواهی گشت. به آن جا. به قاهره. به کاخ عابدین. به خیابان قصر نیل. اما نه در کسوت سلطنت. نه ولیعهد. نه در لوای شاهنشاهی. نه در جامهٔ شاهوار. نه با تاج و نه بر تخت. آن زمان نه شاه هستی و نه تاجی داری، نه تختی. آن زمان تبعیدی هستی و کسی برایت سلام نخواهد فرستاد.&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک= تو در قاهره خواهی مرد|ص=۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;|تراز=چپ|عرض=۲۲%|رنگ پس‌زمینه=#d5fdf4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهی مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» در واقع پاسخی به پرسش‌هايی است كه در دوران كودكی‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولی‌های خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهی مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالی زمانی كه من در آن زندگي كردم و تصويری از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلی راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
:بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابی دربارهٔ يكی از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثی كه بسيار تاريخی است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌ای است كه در آن زندگی كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضی مسائل سياسی علاقه داشتم و مسائلی را نيز در اطرافم می‌ديدم و می‌شنيدم كه به كنجكاوی‌ام منجر می‌شد تا در فرصتی بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &amp;lt;font color=&amp;quot;MediumBlue &amp;quot;&amp;gt; یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله… &lt;br /&gt;
:آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &amp;lt;font color = &amp;quot;DarkViolet&amp;quot;&amp;gt;به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
*&amp;lt;font color=&amp;quot;Green&amp;quot;&amp;gt; تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد،‌ شایستهٔ‌ تقدیر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال ۱۳۹۴، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایستهٔ تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«مرگ» نقش‌بسته بر جلد کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36508</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36508"/>
		<updated>2019-10-19T19:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی به قلم [[حمیدرضا صدر]] است. کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. در کارنامهٔ کتاب، تقدیر در هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در خور توجه است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!». جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسان، حتی در پناه قدرت، چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد تأییدی بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم‌شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
داستان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jasad shah.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزئیات.&amp;lt;/font&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;الگوی روایت دوم‌شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب همواره به صورتی سیال در ذهن آخرین پادشاه ایران، لحظه‌ به‌ لحظه با او همراه می‌شود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&amp;lt;/font&amp;gt; &lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی - خصوصا تاریخ معاصر ایران - مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal_2.JPG |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید:&lt;br /&gt;
«عنوان نخست این رمان «&amp;lt;font color=&amp;quot;Aqua&amp;quot;&amp;gt;تهران ۴۴&amp;lt;/font&amp;gt;» بود و پس از مدتی نام «&amp;lt;font color=&amp;quot;Blue&amp;quot;&amp;gt;یک سال با شاهنشاه&amp;lt;/font&amp;gt;» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام &amp;lt;font color=&amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;«تو در قاهره خواهی مرد»&amp;lt;/font&amp;gt; را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Teror shah.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه، پس از ترور نافرجام&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضا شاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضا شاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگی‌نامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایهٔ نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «[[سیصد و پنج روز]]»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا &amp;lt;font color=&amp;quot;DarkMagenta&amp;quot;&amp;gt;به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند. &amp;lt;/font&amp;gt; »&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد،‌ شایستهٔ‌ تقدیر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
* پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پس از زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضا شاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم‌شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔ دید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داد و نشر چشمه نیز این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
[[مجتبی هوشیار محبوب]] در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهی مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» در واقع پاسخی به پرسش‌هايی است كه در دوران كودكی‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولی‌های خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهی مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالی زمانی كه من در آن زندگي كردم و تصويری از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلی راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابی دربارهٔ يكی از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثی كه بسيار تاريخی است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌ای است كه در آن زندگی كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضی مسائل سياسی علاقه داشتم و مسائلی را نيز در اطرافم می‌ديدم و می‌شنيدم كه به كنجكاوی‌ام منجر می‌شد تا در فرصتی بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پوستر هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
* &amp;lt;font color=&amp;quot;DeepSkyBlue&amp;quot;&amp;gt; یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله… &lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &amp;lt;font color = &amp;quot;DarkViolet&amp;quot;&amp;gt;به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
*&amp;lt;font color=&amp;quot;Green&amp;quot;&amp;gt; تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال ۱۳۹۴، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایستهٔ تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36507</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36507"/>
		<updated>2019-10-19T19:12:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی به قلم [[حمیدرضا صدر]] است. کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. در کارنامهٔ کتاب، تقدیر در هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] در خور توجه است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!». جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسان، حتی در پناه قدرت، چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد تأییدی بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم‌شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
داستان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jasad shah.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزئیات.&amp;lt;/font&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;الگوی روایت دوم‌شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب همواره به صورتی سیال در ذهن آخرین پادشاه ایران، لحظه‌ به‌ لحظه با او همراه می‌شود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}  &amp;lt;font color = &amp;quot;purple&amp;quot;&amp;gt;مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&amp;lt;/font&amp;gt; &lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی - خصوصا تاریخ معاصر ایران - مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal_2.JPG |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید:&lt;br /&gt;
«عنوان نخست این رمان «&amp;lt;font color=&amp;quot;Aqua&amp;quot;&amp;gt;تهران ۴۴&amp;lt;/font&amp;gt;» بود و پس از مدتی نام «&amp;lt;font color=&amp;quot;Blue&amp;quot;&amp;gt;یک سال با شاهنشاه&amp;lt;/font&amp;gt;» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام &amp;lt;font color=&amp;quot;DarkBlue&amp;quot;&amp;gt;«تو در قاهره خواهی مرد»&amp;lt;/font&amp;gt; را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Teror shah.jpg |220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمدرضا شاه، پس از ترور نافرجام&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضا شاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضا شاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگی‌نامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایهٔ نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «[[سیصد و پنج روز]]»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا &amp;lt;font color=&amp;quot;DarkMagenta&amp;quot;&amp;gt;به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند. &amp;lt;/font&amp;gt; »&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sadr_va_jalal.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد،‌ شایستهٔ‌ تقدیر در هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
* پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پس از زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضا شاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم‌شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔ دید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داد و نشر چشمه نیز این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
[[مجتبی هوشیار محبوب]] در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهی مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» در واقع پاسخی به پرسش‌هايی است كه در دوران كودكی‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذی را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، آرشيو ملی و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولی‌های خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهی مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالی زمانی كه من در آن زندگي كردم و تصويری از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلی راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابی دربارهٔ يكی از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثی كه بسيار تاريخی است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌ای است كه در آن زندگی كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضی مسائل سياسی علاقه داشتم و مسائلی را نيز در اطرافم می‌ديدم و می‌شنيدم كه به كنجكاوی‌ام منجر می‌شد تا در فرصتی بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:IMG16433466.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پوستر هشتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=&amp;quot;DeepSkyBlue&amp;quot;&amp;gt;* یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
* تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال ۱۳۹۴، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایستهٔ تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Teror_shah.jpg&amp;diff=36506</id>
		<title>پرونده:Teror shah.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Teror_shah.jpg&amp;diff=36506"/>
		<updated>2019-10-19T19:07:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jasad_shah.jpg&amp;diff=36505</id>
		<title>پرونده:Jasad shah.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jasad_shah.jpg&amp;diff=36505"/>
		<updated>2019-10-19T19:01:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sadr_va_jalal_2.JPG&amp;diff=36504</id>
		<title>پرونده:Sadr va jalal 2.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sadr_va_jalal_2.JPG&amp;diff=36504"/>
		<updated>2019-10-19T18:53:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sadr_va_jalal.jpg&amp;diff=36503</id>
		<title>پرونده:Sadr va jalal.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sadr_va_jalal.jpg&amp;diff=36503"/>
		<updated>2019-10-19T18:48:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36496</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36496"/>
		<updated>2019-10-18T23:09:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از &#039;&#039;&#039;[[حمیدرضا صدر]]&#039;&#039;&#039; است. کتابی که الگوی روایت متفاوتش آن را به یک کتاب خوش‌خوان تاریخی  تبدیل کرده است. صدای درونی شخصیت تاریخی کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. روایتی جدید از تاریخ پهلوی به قلم خوش‌خوان صدر که سرانجام در لیست تقدیرشدگان بخش مستندنگاری هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!».  جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسانِ حتی در پناه قدرت چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد گواه بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
داستان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران ۴۴» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
* پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پس از زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
مجتبی هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
* یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
* تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36495</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36495"/>
		<updated>2019-10-18T23:08:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از &#039;&#039;&#039;[[حمیدرضا صدر]]&#039;&#039;&#039; است. کتابی که الگوی روایت متفاوتش آن را به یک کتاب خوش‌خوان تاریخی  تبدیل کرده است. صدای درونی شخصیت تاریخی کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. روایتی جدید از تاریخ پهلوی به قلم خوش‌خوان صدر که سرانجام در لیست تقدیرشدگان بخش مستندنگاری هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!».  جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسانِ حتی در پناه قدرت چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد گواه بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
استان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران ۴۴» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
* پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پس از زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
مجتبی هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
* یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
* تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36492</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36492"/>
		<updated>2019-10-18T22:45:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از &#039;&#039;&#039;[[حمیدرضا صدر]]&#039;&#039;&#039; است. کتابی که الگوی روایت متفاوتش آن را به یک کتاب خوش‌خوان تاریخی  تبدیل کرده است. صدای درونی شخصیت تاریخی کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. روایتی جدید از تاریخ پهلوی به قلم خوش‌خوان صدر که سرانجام در لیست تقدیرشدگان بخش مستندنگاری هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!».  جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسانِ حتی در پناه قدرت چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد گواه بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
استان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===اگر اینگونه‌ای، این کتاب را بخوان===&lt;br /&gt;
به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضا پهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آنان که تا قاهره یک بار آمده‌اند== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نام‌گذاری آخرین تاج‌دار ایران===&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران ۴۴» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====[[پرونده:To_dar_ghahere.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
* پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
* پس از زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Alvand.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی===&lt;br /&gt;
مجتبی هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===دههٔ چهل دورهٔ من است===&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چند جمله از زبان کتاب===&lt;br /&gt;
* یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
* تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===تقدیر از کتاب===&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
===سفیران قاهره===&lt;br /&gt;
کتاب تو در قاهره خواهی مرد را ابتدا نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳ و سپس نشر چشمه این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کردند.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Alvand.jpg&amp;diff=36490</id>
		<title>پرونده:Alvand.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Alvand.jpg&amp;diff=36490"/>
		<updated>2019-10-18T22:36:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:To_dar_ghahere.jpg&amp;diff=36489</id>
		<title>پرونده:To dar ghahere.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:To_dar_ghahere.jpg&amp;diff=36489"/>
		<updated>2019-10-18T22:35:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36476</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36476"/>
		<updated>2019-10-18T21:48:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= [[پرونده:You_Will_Die_In_Cairo.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= &lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از &#039;&#039;&#039;[[حمیدرضا صدر]]&#039;&#039;&#039; است. کتابی که الگوی روایت متفاوتش آن را به یک کتاب خوش‌خوان تاریخی  تبدیل کرده است. صدای درونی شخصیت تاریخی کتاب در بهار ۱۳۹۳ توسط نشر زاوش منتشر می‌شود تا آنچنان بر مخاطب تاثیر بگذارد که تنها پس از سه هفته به چاپ دوم برسد. روایتی جدید از تاریخ پهلوی به قلم خوش‌خوان صدر که سرانجام در لیست تقدیرشدگان بخش مستندنگاری هشتمین [[جایزه ادبی جلال آل‌احمد]] می‌درخشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی جدید از زندگی آخرین پادشاه ایران است. کتاب سفرش را از مرگ ملک فاروق پادشاه مصر آغاز می‌کند، از پیچ و ‌خم‌های تاریخی سرگذشت پهلوی دوم عبور می‌کند و سرانجام محمدرضا شاه را با ترس، راز اصلی داستان، به مقصد پایانی‌اش یعنی قاهره می‌رساند. آنجاست که صدر می‌گوید: «تو در قاهره خواهی مرد!».  جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده. خواننده با ورق زدن کتاب و پیش رفتن با اتفاقات داستان، به خصوصی‌ترین لحظات روزگار پهلوی دوم سرک می‌کشد و می بیند چگونه یک انسانِ حتی در پناه قدرت چون انسان‌های دیگر ترسی جانکاه در وجودش است. خواننده می‌بیند که ویژگی‌های انسانی چگونه بر رفتار پادشاه با اطرافیانش تاثیر می‌گذارد. نویسنده برای کشف راز پادشاه، آن هم از زبان خودش، خواننده را به اعماق قلبش می‌کشاند تا مسافر این داستان، نه تنها شاهد یک خودافشایی تاریخی باشد، بلکه ناخواسته اطلاعاتی دقیق و مستند از آن روزگار را در بطن متن دریابد. اطلاعاتی که صدر، آن‌ها را هم با تجربهٔ‌ زندگی در آن روزگار به دست آورده است و هم با سال‌ها تحقیق و پژوهش در این باره در کتابخانهٔ مجلس و کتابخانهٔ ملی. تقدیر شدن این کتاب در بخش مستندات جایزه جلال آل احمد گواه بر این ویژگی منحصر به‌ فرد است. نقطه‌ٔ مثبت و عطف کار، انتخاب یک الگوی روایتی جدید یعنی روایت دوم شخص است. جرئت نویسنده ما را مشتاقانه به این دعوت می‌کند که در لحظاتی که پادشاه، سطر به سطر، خودش را افشا می‌کند؛ گوشی شنوا برای او باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آنان که می‌خواهند با او به قاهره بروند==&lt;br /&gt;
===تقدیم به یک مهندس ارتشی زمان شاه===&lt;br /&gt;
صدر کسی است که تکبرِ از بالا به پایین را همیشه لمس کرده است و با جرئت تمام نوشته‌اش را به کسی تقدیم می‌کند که اگر این کتاب را می‌خواند، او را مواخذه می‌کرد. به مهندس ارتش زمان شاه، پدرش. صدر می‌گوید این کتاب را در نقد قدرت نوشتم، در حالی که حال و هوایش را در خانواده و فامیل زندگی کرده‌ام؛ نمونه‌اش عموی پدرم، صدرالاشراف، نخست وزیر وقت سال ۱۳۲۵.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
استان از نوروز ۱۳۴۴ و لحظه‌ای که محمدرضا در کاخ مرمر مورد سوءقصد قرار می گیرد آغاز می‌شود. سوژهٔ اصلی داستان همین ترسی است که گریبان پادشاهی را گرفته است که در دید مردم، نماد قدرت است. همگام شدن این ترس با مرگ ملک فاروق برای مخاطب، آن را پررنگ‌تر می‌کند. با فلش‌بک‌ها و فلش‌فوروارد‌های داستان، مخاطب هم کودکی و تاج‌گذاری شاه را می‌بیند و هم تنهایی و سقوط او را و در نهایت آخرین پادشاه ایران، همراه با ترس همیشگی خود، یعنی تنهایی و مرگ در قاهره خواهد مرد. این داستان چون یک فیلم سینمایی تاریخی به جلو و عقب می‌رود و در دویست صفحه سرگذشت شاه را روایت می کند.&lt;br /&gt;
===تاریخ این‌بار راست می‌گوید، دلیل شهرت کتاب===&lt;br /&gt;
دلیل شهرت این کتاب، اطلاعات تاریخی مناسبی است که از دورهٔ پهلوی دوم ارائه می‌دهد و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای نوشتن این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا با این کتاب هم‌مسیر شوم؟===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===آیا من مخاطب این کتاب هستم؟===&lt;br /&gt;
همان‌طور که مجتبی هوشیار محبوب برای هنر آنلاین می نویسد، به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضاپهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آن‌ها که کتاب را خوانده‌اند== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===انتخاب نامی مناسب برای زندگی آخرین شاه ایران===&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران ۴۴» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
*پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*پس از زمستان ۱۳۴۴ هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اظهارنظرها===&lt;br /&gt;
====اظهارنظر دیگر شخصیت‌ها====&lt;br /&gt;
=====خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب=====&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی=====&lt;br /&gt;
مجتبا هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب====&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جمله‌های ماندگار کتاب====&lt;br /&gt;
قسمت های ماندگار کتاب &lt;br /&gt;
*یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
*تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشخصات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
این کتاب را نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳به چاپ رسانده است که تنها در سه هفته پس از عرضه به چاپ دوم رسید.&amp;lt;Ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نشر چشمه نیز این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کرده است.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
==نوا، نما و نگاه==&lt;br /&gt;
===تصویر از صفحات کتاب===&lt;br /&gt;
===صدای نویسنده===&lt;br /&gt;
===تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)===&lt;br /&gt;
===طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36439</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36439"/>
		<updated>2019-10-18T15:43:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= You_Will_Die_In_Cairo.jpg &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= 978-600-7283-24-0&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;او در خلوتش از خیلی چیزها می‌ترسد. از خیلی چیزها و بیش از هر چیز از مرگ. از نیستی، از فراموشی. هراسی جانکاه که با هر حادثه، ترور، سوءقصد و هر واقعهٔ پیش‌بینی‌نشده، جانی تازه می‌گیرد و او را بیش از پیش، به تنهایی خلوت خویش فرو می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}(از کتاب تو در قاهره خواهی مرد)&amp;lt;/center&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از [[حمیدرضا صدر]] است. کتابی که با مرگ ملک فاروق، پادشاه مصر آغاز می شود و با الگوی روایت دوم‌شخص، تولد تا مرگ پادشاهی از ایران را روایت می‌کند که در نهایت در قاهره خواهد مرد!&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی از زندگی محمدرضاشاه پهلوی از ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ (زمان مرگ ملک فاروق پادشاه مصر) تا ۱ فروردین ۱۳۴۵ است .&lt;br /&gt;
کتاب با مرگ ملک فاروق آغاز می شود و بعد به ازدواج محمدرضاشاه با فوزیه و زندگی آن‌ها می‌پردازد. داستان فصل‌به‌فصل جلو می‌رود و وقایع زندگی محمدرضا را در فلش‌بک‌هایی با اشاره به نقاط عطف تاریخ حکومتش بیان می‌کند. کتاب، شاهی را ترسیم کرده است که تمام زندگی‌اش با ترس از ترور آمیخته؛ ترسی که تا خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش رخنه کرده و حتی بر روابط او با نزدیکانش سایه افکنده است. جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای کسانی که تازه با کتاب آشنا شده‌اند==&lt;br /&gt;
===صدای ترس در دل یک پادشاه===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_1.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
در جایی از کتاب می‌خوانیم «او در خلوتش از خیلی چیزها می‌ترسد. از خیلی چیزها و بیش از هر چیز از مرگ، از نیستی، از فراموشی. هراسی جانکاه که با هر حادثه، ترور، سوءقصد و هر واقعهٔ پیش‌بینی‌نشده، جانی تازه می‌گیرد و او را بیش از پیش، به تنهایی و خلوت خویش فرو می‌برد.» در این کتاب ما همراه با محمدرضا پهلوی، هم به جبروت شاهی و مناسبات خانوادگی و انتظارات درباریان می‌رسیم و هم روزگار دوگانه‌ای را تجربه می‌کنیم؛ روزگارانی پراز ترس و تنهایی. &lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
===وجه تمایز رمان، دلیل شهرت===&lt;br /&gt;
این کتاب شامل اطلاعات تاریخی مناسبی از دورهٔ پهلوی دوم است و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته را مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد===&lt;br /&gt;
حمیدرضا صدر این کتاب را به پدرش تقدیم کرده است. وی در این باره می‌گوید: «اگر کتاب را ببینید به پدرم تقدیم شده؛ نوشته ام «به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد». پدر من مهندس ارتشی زمانی شاه بود. هم سید بود و هم شازده قاجاری. عموی پدرم سال ۱۳۲۵ نخست وزیر بود محسن صدر یا همان صدرالاشراف بود. من در این محیط ها بزرگ شده و تکبر از بالا به پایین را همیشه در خانواده پدرم می دیدم و به همین دلیل هم همیشه با پدرم مشکل داشتم.» اتفاقا «تو در قاهره خواهی مرد»، نقد قدرت و نظامی و نظامی گری است. درباره چیزی نوشته ام که حال و هوایش را زندگی کرده ام.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را بخوانم===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===آیا من مخاطب این کتاب هستم؟===&lt;br /&gt;
همان‌طور که مجتبی هوشیار محبوب برای هنر آنلاین می نویسد، به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضاپهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آن‌ها که کتاب را خوانده‌اند== &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===انتخاب نامی مناسب برای زندگی آخرین شاه ایران===&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران ۴۴» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
*پیش از بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*بهار ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*تابستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*پاییز ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*زمستان ۱۳۴۴&lt;br /&gt;
*پس از زمستان ۱۳۴۴ هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اظهارنظرها===&lt;br /&gt;
====اظهارنظر دیگر شخصیت‌ها====&lt;br /&gt;
=====خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب=====&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی=====&lt;br /&gt;
مجتبا هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند ۱۳۴۳ تا اول فروردین ۱۳۴۵را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب====&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جمله‌های ماندگار کتاب====&lt;br /&gt;
قسمت های ماندگار کتاب &lt;br /&gt;
*یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
*تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشخصات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
این کتاب را نشر زاوش در ۲۶۷ صفحه در بهار ۱۳۹۳به چاپ رسانده است که تنها در سه هفته پس از عرضه به چاپ دوم رسید.&amp;lt;Ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نشر چشمه نیز این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کرده است.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
==نوا، نما و نگاه==&lt;br /&gt;
===تصویر از صفحات کتاب===&lt;br /&gt;
===صدای نویسنده===&lt;br /&gt;
===تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)===&lt;br /&gt;
===طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی۱ = صدر|نام۱ = حمیدرضا|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد|ناشر = نشر چشمه|شهر = تهران| سال = ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36422</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36422"/>
		<updated>2019-10-18T15:16:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر       	= You_Will_Die_In_Cairo.jpg &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        = &lt;br /&gt;
|موضوع 	        = رمان تاریخی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= زاوش&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = بهار ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک 		= 978-600-7283-24-0&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;او در خلوتش از خیلی چیزها می‌ترسد. از خیلی چیزها و بیش از هر چیز از مرگ. از نیستی، از فراموشی. هراسی جانکاه که با هر حادثه، ترور، سوءقصد و هر واقعهٔ پیش‌بینی‌نشده، جانی تازه می‌گیرد و او را بیش از پیش، به تنهایی خلوت خویش فرو می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
(بخشی از کتاب تو در قاهره خواهی مرد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039; رمانی تاریخی از [[حمیدرضا صدر]] است. کتابی که با مرگ ملک فاروق، پادشاه مصر آغاز می شود و با الگوی روایت دوم‌شخص، تولد تا مرگ پادشاهی از ایران را روایت می‌کند که در نهایت در قاهره خواهد مرد!&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی از زندگی محمدرضاشاه پهلوی از ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ (زمان مرگ ملک فاروق پادشاه مصر) تا ۱ فروردین ۱۳۴۵ است .&lt;br /&gt;
کتاب با مرگ ملک فاروق آغاز می شود و بعد به ازدواج محمدرضاشاه با فوزیه و زندگی آن‌ها می‌پردازد. داستان فصل‌به‌فصل جلو می‌رود و وقایع زندگی محمدرضا را در فلش‌بک‌هایی با اشاره به نقاط عطف تاریخ حکومتش بیان می‌کند. کتاب، شاهی را ترسیم کرده است که تمام زندگی‌اش با ترس از ترور آمیخته؛ ترسی که تا خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش رخنه کرده و حتی بر روابط او با نزدیکانش سایه افکنده است. جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای کسانی که تازه با کتاب آشنا شده‌اند==&lt;br /&gt;
===صدای ترس در دل یک پادشاه===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_1.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
در جایی از کتاب می‌خوانیم «او در خلوتش از خیلی چیزها می‌ترسد. از خیلی چیزها و بیش از هر چیز از مرگ، از نیستی، از فراموشی. هراسی جانکاه که با هر حادثه، ترور، سوءقصد و هر واقعهٔ پیش‌بینی‌نشده، جانی تازه می‌گیرد و او را بیش از پیش، به تنهایی و خلوت خویش فرو می‌برد.» در این کتاب ما همراه با محمدرضا پهلوی، هم به جبروت شاهی و مناسبات خانوادگی و انتظارات درباریان می‌رسیم و هم روزگار دوگانه‌ای را تجربه می‌کنیم؛ روزگارانی پراز ترس و تنهایی. &lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
===وجه تمایز رمان، دلیل شهرت===&lt;br /&gt;
این کتاب شامل اطلاعات تاریخی مناسبی از دورهٔ پهلوی دوم است و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته را مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد===&lt;br /&gt;
حمیدرضا صدر این کتاب را به پدرش تقدیم کرده است. وی در این باره می‌گوید: «اگر کتاب را ببینید به پدرم تقدیم شده؛ نوشته ام «به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد». پدر من مهندس ارتشی زمانی شاه بود. هم سید بود و هم شازده قاجاری. عموی پدرم سال 1325 نخست وزیر بود محسن صدر یا همان صدرالاشراف بود. من در این محیط ها بزرگ شده و تکبر از بالا به پایین را همیشه در خانواده پدرم می دیدم و به همین دلیل هم همیشه با پدرم مشکل داشتم.» اتفاقا «تو در قاهره خواهی مرد»، نقد قدرت و نظامی و نظامی گری است. درباره چیزی نوشته ام که حال و هوایش را زندگی کرده ام.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را بخوانم===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===آیا من مخاطب این کتاب هستم؟===&lt;br /&gt;
همان‌طور که مجتبی هوشیار محبوب برای هنر آنلاین می نویسد، به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضاپهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای آن‌ها که کتاب را خوانده‌اند== &lt;br /&gt;
===داستانک‌ها===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_2.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حمیدرضا صدر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====انتخاب نامی مناسب برای زندگی آخرین شاه ایران====&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران 44» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====شخصیت‌پردازی====&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. صدر در این باره می‌گوید: «محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
از نظر او، آخرین شاه ایران بیش از هر چهرهٔ تاریخی دیگری قابلیت دستمایه‌شدن برای روایت در رمان‌های تاریخی دارد. بی‌گمان تناقضی که از این چهرهٔ تاریخی برمی‌خیزد برای هر مخاطبی جذاب است. ثروت و قدرتی در دست، ترس و هراسی همیشگی در قلب.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|صدر|۱۳۹۳|ک = تو در قاهره خواهی مرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====پرهیز عامدانه از ترسیم زنان====&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند====&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: پیش از بهار 1344، بهار 1344، تابستان 1344، پاییز 1344، زمستان 1344 و پس از زمستان 1344. هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hamidreza_sadr_3.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مردی از جنس فوتبال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اظهارنظرها===&lt;br /&gt;
====اظهارنظر دیگر شخصیت‌ها====&lt;br /&gt;
=====خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب=====&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی=====&lt;br /&gt;
مجتبا هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند 1343 تا اول فروردین 1345 را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب====&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جمله‌های ماندگار کتاب====&lt;br /&gt;
قسمت های ماندگار کتاب &lt;br /&gt;
*یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
*تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشخصات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
این کتاب را نشر زاوش در 267 صفحه در بهار 1393 به چاپ رسانده است که تنها در سه هفته پس از عرضه به چاپ دوم رسید.&amp;lt;Ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نشر چشمه نیز این کتاب را در همان سال در ۲۵۲ صفحه منتشر کرده است.&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
==نوا، نما و نگاه==&lt;br /&gt;
===تصویر از صفحات کتاب===&lt;br /&gt;
===صدای نویسنده===&lt;br /&gt;
===تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)===&lt;br /&gt;
===طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_3.jpg&amp;diff=36421</id>
		<title>پرونده:Hamidreza sadr 3.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_3.jpg&amp;diff=36421"/>
		<updated>2019-10-18T15:14:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_2.jpg&amp;diff=36420</id>
		<title>پرونده:Hamidreza sadr 2.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_2.jpg&amp;diff=36420"/>
		<updated>2019-10-18T15:11:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_1.jpg&amp;diff=36419</id>
		<title>پرونده:Hamidreza sadr 1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hamidreza_sadr_1.jpg&amp;diff=36419"/>
		<updated>2019-10-18T15:07:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:You_Will_Die_In_Cairo.jpg&amp;diff=36418</id>
		<title>پرونده:You Will Die In Cairo.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:You_Will_Die_In_Cairo.jpg&amp;diff=36418"/>
		<updated>2019-10-18T14:45:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36415</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36415"/>
		<updated>2019-10-18T13:51:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= تو در قاهره خواهی مرد&lt;br /&gt;
|تصویر		= &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[حمیدرضا صدر]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = &lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= &lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه		= &lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تو در قاهره خواهی مرد&#039;&#039;&#039;، رمانی تاریخی از [[حمیدرضا صدر]] است. کتابی که با مرگ ملک فاروق، پادشاه مصر آغاز می شود و با الگوی روایت دوم‌شخص، تولد تا مرگ پادشاهی از ایران را روایت می‌کند که در نهایت در قاهره خواهد مرد!&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
تو در قاهره خواهی مرد، روایتی از زندگی محمدرضاشاه پهلوی از ۲۷ اسفند ۱۳۴۳ (زمان مرگ ملک فاروق پادشاه مصر) تا ۱ فروردین ۱۳۴۵ است .&lt;br /&gt;
کتاب با مرگ ملک فاروق آغاز می شود و بعد به ازدواج محمدرضاشاه با فوزیه و زندگی آن‌ها می‌پردازد. داستان فصل‌به‌فصل جلو می‌رود و وقایع زندگی محمدرضا را در فلش‌بک‌هایی با اشاره به نقاط عطف تاریخ حکومتش بیان می‌کند. کتاب، شاهی را ترسیم کرده است که تمام زندگی‌اش با ترس از ترور آمیخته؛ ترسی که تا خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش رخنه کرده و حتی بر روابط او با نزدیکانش سایه افکنده است. جنبهٔ تاریخی و مستند این اثر پررنگ‌تر از جنبهٔ داستانی آن است و اِشراف نویسنده به تاریخ‌ها و وقایع، اصالتی تاریخی به آن بخشیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==برای کسانی که تازه با کتاب آشنا شده‌اند==&lt;br /&gt;
===داستان آخرین پادشاه ایران از چه قرار است؟===&lt;br /&gt;
===وجه تمایز رمان، دلیل شهرت===&lt;br /&gt;
این کتاب شامل اطلاعات تاریخی مناسبی از دورهٔ پهلوی دوم است و به نظر می‌رسد حمیدرضا صدر پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای برای این کتاب کرده باشد. به گفتهٔ خود نویسنده، او به مدت سه سال منابع و مآخذي كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشته را مطالعه کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تقدیم‌شده به مهندس ارتشی زمان شاه، پدرش===&lt;br /&gt;
حمیدرضا صدر این کتاب را به پدرش تقدیم کرده است. وی در این باره می‌گوید: «اگر کتاب را ببینید به پدرم تقدیم شده؛ نوشته ام «به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد». پدر من مهندس ارتشی زمانی شاه بود. هم سید بود و هم شازده قاجاری. عموی پدرم سال 1325 نخست وزیر بود محسن صدر یا همان صدرالاشراف بود. من در این محیط ها بزرگ شده و تکبر از بالا به پایین را همیشه در خانواده پدرم می دیدم و به همین دلیل هم همیشه با پدرم مشکل داشتم.» اتفاقا «تو در قاهره خواهی مرد»، نقد قدرت و نظامی و نظامی گری است. درباره چیزی نوشته ام که حال و هوایش را زندگی کرده ام.» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
*اطلاعات تاریخی دقیق در دل یک داستان و توجه به جزییات.&lt;br /&gt;
* الگوی روایت دوم شخص، نه‌ تنها کیفیتی متفاوت را به ارمغان آورده است بلکه برای رمان‌های تاریخی، زوایهٔ دید کم‌تر استفاده‌شده‌ای است.&lt;br /&gt;
*مخاطب همگام و همراه به صورتی سیال، در ذهن آخرین پادشاه ایران است.&lt;br /&gt;
*مخاطب به دریافتی روان‌شناختی از محمدرضا پهلوی می‌رسد.&lt;br /&gt;
===آیا من مخاطب این کتاب هستم؟===&lt;br /&gt;
همان‌طور که مجتبی هوشیار محبوب برای هنر آنلاین می نویسد، به نظر می‌آید علاقه‌مندان کتاب‌های تاریخی -خصوصا تاریخ معاصر ایران- مخاطبان اصلی این کتاب باشند که احتمالاً بعد از خواندن این اثر تجربهٔ خوشایندی را نیز پشت سر خواهند گذاشت، چرا که همان‌طور که گفته شد، این اثر روایتی پرجزئیات (به لحاظ تاریخی) از زندگی محمدرضاپهلوی در اختیار خواننده می‌گذارد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند== &lt;br /&gt;
===داستانک‌ها===&lt;br /&gt;
====انتخاب نامی مناسب برای زندگی آخرین شاه ایران====&lt;br /&gt;
صدر دربارهٔ نام این کتاب می‌گوید عنوان نخست این رمان «تهران 44» بود و پس از مدتی نام «یک سال با شاهنشاه» را برای آن برگزیدم و البته پس از مدتی و با مشورتی که از دوستانم گرفتم، نام «تو در قاهره خواهی مرد» را برایش انتخاب کردم. گمان می‌کنم این نام بار داستانی بیشتری به کتابم می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جلسات نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
تا به حال جلسات نقد و بررسی‌ بسیاری برای «تو در قاهره خواهی مرد» برگزار شده است؛ نظیر جلسهٔ نقدی در برنامهٔ گالری «آس» تهران از سلسله ‌نشست‌های حوزهٔ نقد و نظر به مدیریت دکتر «کامران هروی»، به تاریخ شانزده مرداد هزار و سیصد و نود شش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
این رمان برهم‌زننده‌ٔ شیوه‌های کلاسیک روایت است چرا که همواره مخاطب عادت دارد تا با حوادث بیرونی فارغ از نگاه شخصیت‌ها و صدای درون آنان، داستان را بخواند. اما در این کتاب اگرچه حجم اتفاقات به عنوان حوادث بیرونی زیاد است اما نوع ارتباطشان با هستهٔ مرکزی رمان و نوع روایت آن باعث جذب خواننده و پرررنگ‌شدن خط داستانی می‌شود .&lt;br /&gt;
در واقع رمان ماهیتی پازل‌وار دارد. قطعات این پازل که در قالب انعکاسات ذهنی شخصیت اصلی نمود پیدا می‌کند، در نهایت هریک در جای خود نشسته و تصویر مورد نظر نویسنده را تشکیل می‌دهند. تصویری که از آن می‌توان به دریافتی روانشناختی از شخصیت شاه رسید. البته حمیدرضا صدر که همواره در تحلیل‌هایش جنبه‌های جامعه‌شناختی را نیز از نظر دور نمی‌دارد، در این رمان نیز کوشیده نحوهٔ پرداختنش به پاره‌ای از وقایع و رخدادهای دورهٔ مورد نظرش با چنین رویکردی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===شخصیت‌پردازی===&lt;br /&gt;
شخصیت اصلی این داستان محمدرضاشاه پهلوی است. هستهٔ مرکزی آن، ویژگی‌های شخصیت متزلزل و دوگانهٔ آخرین شاه ایران است.این کتاب از شاهی می‌گوید که همیشه در حال ترسیدن از ترور است. ترسی که ازخصوصی‌ترین لایه‌های زندگی‌اش تا روابطش با درباریان و اطرافیان رخنه کرده است. از نگاه این نویسنده، محمدرضاشاه شخصی ترسو بود که توهم قدرت داشت و اطرافیانش هم به این موضوع معترف بودند. مطمئنم انتشار این کتاب به مذاق سلطنت‌طلبان خوش نمی‌آید و «تو در قاهره خواهی مرد» به یقین با واکنش آن‌ها روبه‌رو خواهد شد. من زندگینامه‌های زیادی خوانده‌ام و از آنجایی که فروپاشی پهلوی می‌توانست دستمایه نگارش یک رمان جذاب قرار بگیرد، این کتاب را نوشته‌ام.»&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===الهام از یونایتد نفرین‌شده===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، این نویسنده مدت‌ها در فکر نوشتن رمانی بر اساس واقعیت‌های تاریخی و وقایع بوده و پس از ترجمهٔ کتاب یونایتد نفرین شده، نوشتهٔ دیوید پیس که درباره‌ٔ زندگی «برایان کلاف» مربی جنجالی فوتبال انگلیس بود، به فکر نوشتن رمانی تاریخی افتاده است. رمانی با زبان گزارشگری در نقد قدرت!&amp;lt;ref name = &amp;quot;خبر آنلاین ۹۳&lt;br /&gt;
&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پرهیز عامدانه از ترسیم زنان===&lt;br /&gt;
اگر کتاب‌های حمیدرضا صدر را بررسی کنیم، چه در همین کتاب «تو در قاهره خواهی مرد» و چه در کتاب «سیصد و پنج روز»، می‌بینیم صدر در ترسیم نقش زنان نکوشیده است و مخاطب هیچ دیدی از ذهنیت این نویسنده از زنان ندارد. در مصاحبه‌ای که با این نویسنده صورت گرفت، در جواب به سوالِ پس زنان کجای روایت‌های تو هستند، صدر گفت: «كلا در ترسيم زنان در تاريخ عامدانه پرهيز مي‌كنم و در كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز اين رويكرد وجود دارد. زيرا به نظرم پرداختن به زنان، خواننده را درگير حوزهٔ مسائل اخلاقي مي‌كند.» &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===حمیدرضا صدر می‌خواهد زمان را به کاغذ منتقل کند===&lt;br /&gt;
این کتاب با جملات کوتاه و اطلاعات تاریخی فراوانی که در اختیار خواننده قرار می‌دهد، در چند فصل کلی تنظیم شده است که عبارتند از: پیش از بهار 1344، بهار 1344، تابستان 1344، پاییز 1344، زمستان 1344 و پس از زمستان 1344. هر فصل روزشماری است که اتفاقات آن روز را با نگاه کسانی که در اطراف محمدرضاشاه هستند و دلواپسی‌ها و هراس‌های شخصی او به پیش می‌برد. در مصاحبه‌ای که با نویسندهٔ این کتاب شده است، گفته است ارقام و اعداد برایش بسیار مهم هستند. رشته‌اش ریاضی بوده است و اقتصاد خوانده و گویی به خواننده کد می دهد. اگرچه برخی به این شیوه معترض شده‌اند، اما این شیوه و روشی است که صدر دوست می‌دارد. برای حمیدرضا صدر، تاریخ و اعداد و ارقام جزئی از دل‌مشغولی‌های او است. صدر می‌گوید به نظر من، بدون رجوع به تاریخ، در قبال امروز و اکنون، یک ناظر صرف خواهیم بود نه چیزی بیش از این. شاید یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی فراموشکاریم و از تاریخ درس نمی‌گیریم. &amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان گزارشگری فوتبالی صدر، عامل جذاب روایت رمان تاریخی===&lt;br /&gt;
الگوی روایتی در این رمان زاویهٔ دید دوم شخص مفرد است و زبان گزارشگری، آن هم به صورت سیال، ابزاری شده است تا با آن بتوان به ذهن محمدرضا سرک کشید و به صدای وجدان فردی شخصیت اصلی داستان پرداخت. داستان‌گویی از زبان یک شخصیت تاریخی سهل و ممتنع است. سهل از این نظر که گره‌های داستانی، فرازها و فرودها و حتی شخصیت‌پردازی برای مخاطب و حتی نویسنده تا حد زیادی آشنا و فاش است؛ اما ممتنع است چرا که ساختن بستری جدید از روایت و خلاقیت و زاویهٔدید جدید، کار را سخت می‌کند. بنا بر گفتهٔ حمیدرضا صدر، کتاب‌های فوتبالی‌اش نیز با تاریخ فوتبال مرتبطند. حرف‌هایش در تلویزیون هم همیشه با چند مثال تاریخی همراه است؛ یعنی زمینه و پایهٔ آن بحث‌ها نیز تاریخ است. تاریخ دغدغه‌اش است. به‌ویژه زندگی شخصیت‌های بزرگ جوامع بشری که توام با اتفاقات عجیب و غریب بوده و خود آن‌ها قدرت زیادی داشته‌اند، همیشه برای او جالب بوده است. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کتابی که پس از سه هفته به چاپ دوم رسید===&lt;br /&gt;
به گفتهٔ حمیدرضا صدر، انتشارات زاوش پس از سه هفته توزیع اولیه، خبر از فروش کامل چاپ اول این کتاب داده است و به زودی چاپ دوم آن روانهٔ بازار کتاب می‌شود. همچنین نشر چشمه این کتاب را یکی از شش کتابی معرفی کرد که در ابتدای سال با استقبال خوبی روبرو شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اظهارنظرها===&lt;br /&gt;
====اظهارنظر دیگر شخصیت‌ها====&lt;br /&gt;
=====خشایار الوند و پیشنهادی برای مطالعهٔ آخر هفتهٔ مخاطبان کتاب=====&lt;br /&gt;
خشایار الوند در حالی این کتاب را برای مخاطبان کتاب معرفی می‌کند که اذعان دارد با مطالعهٔ این کتاب جا خورده است؛ چرا که مطمعناً خودش و افراد دیگر هم حمیدرضا صدر را به عنوان منتقد سینما و فوتبال می‌شناسند. اما خواندن کتابی به قلم او، آن هم رمانی تاریخی همه را شگفت‌زده کرده است. الوند می‌گوید روایت کتاب از شاهی است که می‌ترسد و نویسنده مدام به گوشه‌های تاریک ذهنش سرک می‌کشد تا تصوری که از اطرافیان و سوءقصدکنندگانش دارد نمایان شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====مجتبی هوشیار محبوب و بمباران اطلاعاتی=====&lt;br /&gt;
مجتبا هوشیار محبوب در گفت‌ و گویی با هنر آنلاین می‌گوید: «صدر وقتی از یک واقعهٔ خاص یا حتی یک رویداد معمولی در این کتاب می‌نویسد، حتی‌الامکان تمامی جزئیات را نیز بازگو می‌کند. این توصیفات موبه‌مو خصوصاً شامل داده‌های تاریخی می‌شود؛ داده‌های تاریخی مفصلی که بازهٔ زمانی اسفند 1343 تا اول فروردین 1345 را در بر می‌گیرد. &amp;lt;ref name = &amp;quot;بمباران&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
====نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب====&lt;br /&gt;
در مصاحبه‌ای که ماهرخ ابراهیم‌پور با نویسندهٔ‌ این کتاب در روزنامهٔ اعتماد داشت، حمیدرضا صدر می‌گوید:&lt;br /&gt;
«ابتدا بايد بگويم جان‌مايهٔ «تو در قاهره خواهي مرد» در نقد قدرت است. براي من تأليف كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» در واقع پاسخي به پرسش‌هايي است كه در دوران كودكي‌ام اتفاق افتاده است. به همين بهانه، به مدت سه سال منابع و مآخذي را كه دربارهٔ اين موضوع در كتابخانهٔ مجلس شوراي اسلامي، آرشيو ملي و آرشيو قوهٔ قضاييه وجود داشت، با دل‌مشغولي‌هاي خودم ورق زدم و كتاب «تو در قاهره خواهي مرد» نيز در سال ٤٢ اتفاق افتاد و تقريباً در همين حوالي زماني كه من در آن زندگي كردم و تصويري از آن دارم كه وقتي دربارهٔ آن مي‌خوانم خيلي راحت مي‌توانم به آن رجوع كنم.&lt;br /&gt;
بنابراين، تحقيق در اين زمينه براي من بسيار آسان‌تر است تا اينكه بخواهم كتابي دربارهٔ يكي از پادشاهان قاجار بنويسم. بحثي كه بسيار تاريخي است و در حيطهٔ من نيست. اما دهه ٤٠ دوره‌اي است كه در آن زندگي كردم و دورهٔ من است و با اين‌كه كم‌سن‌ و ‌سال بودم اما به بعضي مسائل سياسي علاقه داشتم و مسائلي را نيز در اطرافم مي‌ديدم و مي‌شنيدم كه به كنجكاوي‌ام منجر مي‌شد تا در فرصتي بتوانم دربارهٔ آن‌ها تحقيق كنم.&amp;lt;ref name = &amp;quot;سرپوش ۹۶&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جمله‌های ماندگار کتاب====&lt;br /&gt;
قسمت های ماندگار کتاب &lt;br /&gt;
*یکی از سربازان قصر تو. یکی از ملازمان کاخ تو. رضا شمس‌آبادی که انتظارت را کشیده. منتظرت بوده. در کمینت نشسته. برای صید کردنت. برای کشتنت. کشتن تو. کشتن شاه. شاهنشاه ایران. فرمانروای ایران زمین. با گلوله. گلوله…&lt;br /&gt;
آن سرباز اسلحه‌به‌دست اینجا است. در بیست و دوم فروردین ۱۳۴۴. در اولین روز هفته. حوالی ساعت نه صبح از کنار باغچه‌های کاخ رد شده. از کنار حوض بزرگ و فواره‌هایش خیلی سریع عبور کرده. با مسلسل مدل ام‌ث هفت در آغوشش. مسلسل را در دستان نیرومندش گرفته. انگشتانش را برای چکاندن ماشه آماده کرده. عزمی جزم برای نشانه رفتن تو. برای کشتن تو...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*به خود می‌گویی مگر تاریخ همیشه همین نبوده؟ مگر کاری‌ترین ضربه‌ها را خودی‌ها نزده‌اند؟&lt;br /&gt;
*تو اواخر دههٔ بعد به مصر بازخواهی گشت. به قاهره... تو زمانی بازخواهی‌ گشت که مرگ چشم در چشمت دوخته. که رخت برخواهی بست. که خواهی مُرد...&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
در بخش مستند‌نگاری هشتمین جشنواره جایزهٔ جلال آل احمد سال 1394، کتاب تو در قاهره خواهی مرد نوشتهٔ حمیدرضا صدر شایسته ی تقدیر اعلام شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مشخصات کتاب‌شناختی==&lt;br /&gt;
این کتاب را نشر زاوش در 267 صفحه در بهار 1393 به چاپ رسانده است که تنها در سه هفته پس از عرضه به چاپ دوم رسید.&amp;lt;Ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جلد کتاب، جلب مخاطب===&lt;br /&gt;
در انتخاب کتاب توسط مخاطب، پیش از هر چیز جلد پرمعنای آن نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ جلد این کتاب نقشه‌ای قدیمی است از قاره آفریقا که یادآور مصر است. مصر نمادی برای افزایش ترس در مخاطب بود. ترسی که در جان شاه ایران از ابتدای کتاب با مرگ ملک فاروق و ترور شاه همسو شد و در نهایت، آخرین شاه ایران در قاهره مرد. گربه‌ای سیاه و سفید روی این نقشه واژگون شده، گربه‌ای که نماد نقشهٔ ایران است و یا حتی شاه ایران. گربه‌ای که در نهایت قدرت و سیاهی در خلوتش چون تمام انسان‌ها می‌ترسید، ترسی سفید، ترس از مرگ، کفن و فراموشی. &lt;br /&gt;
==نوا، نما و نگاه==&lt;br /&gt;
===تصویر از صفحات کتاب===&lt;br /&gt;
===صدای نویسنده===&lt;br /&gt;
===تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)===&lt;br /&gt;
===طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/376002/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84|عنوان = حمیدرضا صدر، اشراف‌زاده‌ای از جنس فوتبال|ناشر = راه برترین‌ها|تاریخ انتشار = ۰۶ شهریور ۱۳۹۵| تاریخ بازدید = ۲۵ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.sarpoosh.com/politics/domestic-policy/domestic-policy960403345.html|عنوان = مشروطه نتوانست در ایران رشد پیدا کند|ناشر = سرپوش|تاریخ انتشار = ۱۳ تیر ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-8/57562-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد و بمباران اطلاعاتی / نگاهی به اولین رمان حمیدرضا صدر|ناشر = هنر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ مرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = https://www.khabaronline.ir/news/349930/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%85%D|عنوان = تو در قاهره خواهی مرد / حمیدرضا صدر به سراغ محمدرضا شاه رفت|ناشر = خبر آنلاین|تاریخ انتشار = ۲۸ فروردین ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shabakehiranian.ir/news/details/27828/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%C2%AB%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%C2%AB%D8%A2%D8%B3%C2%BB-%D8%AA%D9%87|عنوان = آثار دکتر «حمید رضا صدر» در گالری «آس» تهران نقد و بررسی می‌شود|ناشر = شبکهٔ خبری ایرانیان|تاریخ انتشار = ۱۶ مرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://old.alef.ir/vdccp4qi42bqix8.ala2.html?228058|عنوان = پا به پای محمدرضا شاه|ناشر = جامعهٔ خبری تحلیلی الف|تاریخ انتشار = ۰۵ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {یادکرد وب|نشانی = https://www.aftabir.com/news/article/view/2014/04/23/240605|عنوان = شخصیت اصلی، محمدرضا شاه است / حرفهای حمیدرضا صدر درباره جهش از فوتبال به سیاست|ناشر = آفتاب|تاریخ انتشار = ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/200672/%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عمر کوتاه «تو در قاهره خواهی مرد» در بازار کتاب|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۱۲ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/232356/preview/|عنوان = الوند: از خواندن «تو در قاهره خواهی مرد» جا خوردم!|ناشر = ایبنا|تاریخ انتشار = ۰۱ بهمن ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب| نشانی = http://www.shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/49695/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%|عنوان = هشتمین جایزه ادبی جلال برگزیدگانش را شناخت|ناشر = شهروند|تاریخ انتشار = ۰۱ آذر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی = http://tarikhirani.ir/fa/news/4395/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D|عنوان = رمانی درباره زندگی شاه؛ تو در قاهره خواهی مُرد|ناشر = تاریخ ایرانی|تاریخ انتشار = ۲۱ خرداد ۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی = http://22bahman.ir/show.php?page=post&amp;amp;id=12239|عنوان = «تو در قاهره خواهی مرد»، رمانی دربارهٔ پهلوی دوم|ناشر = پایگاه اطلاع رسانی انقلاب اسلامی|تاریخ انتشار = ۲۵ دی ۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۷ مهر ۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36302</id>
		<title>تو در قاهره خواهی مرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AA%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF&amp;diff=36302"/>
		<updated>2019-10-16T12:05:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ققنوس: ایجاد صفحه خالی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ققنوس</name></author>
	</entry>
</feed>