<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7</id>
	<title>ویکی‌ادبیات - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7"/>
	<updated>2026-06-09T23:29:27Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.42.1</generator>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29995</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29995"/>
		<updated>2019-06-21T10:25:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهرم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی برعهده داشه است که برخی از آن‌ها از این قرار است.&lt;br /&gt;
*مدیریت برنامه‌ٔ کودک سیما&lt;br /&gt;
*سردبیرى مجلاتى‌ چون پویه، رشد دانش‌آموز، سروش کودکان، شهرزاد قصه‌گو؛&lt;br /&gt;
*راﻩ‌اﻧﺪازﯼ سایت دوستانه، ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﺎﯾﺖ اﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ وﯾﮋه‌ٔ ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان؛&lt;br /&gt;
*دبیرى چندین جشنواره و همایش و سمینار از جمله ﺟﺸﻨﻮارﻩ‌ٔ ﺑﻴﻦ‌اﻟﻤﻠﻠﯽ تئاﺗﺮ ﮐﻮدﮐﺎن؛&lt;br /&gt;
*داورى در جشنواره‌هاى‌ گوناگون کتاب و مطبوعات و فیلم؛&lt;br /&gt;
*تدریس در دانشگاه و کلاس‌هاى آزاد؛&lt;br /&gt;
*راه‌اندازى‌ بخش دیجیتال کتاب‌خانه‌ٔ کودکان کتاب‌خانه‌ى ملى. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت انجمن&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://nevisak.ir/%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C/ |عنوان= صفحهٔ مصطفی رحماندوست در سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان |ناشر= سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خاله خودپسند (مجموعه شعر)، یاسر ۱۳۵۶&lt;br /&gt;
#ماهى‌ها با هم (قصه‌ى‌ منظوم)، شباهنگ ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
#اسم من على‌اصغر است (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#بازگشت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#درسى براى‌ گنجشک (قصه‌ى‌ منظوم)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#نگهبان چشمه (قصه‌، ترجمه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#چشمه‌ى نور (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
#ریشه‌ها در خاک، شاخه‌ها در باد (قصه)، نى ۱۳۶۶&lt;br /&gt;
#باغ مهربانى‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#قصه‌گویى‌ و راه و رسم آن (آموزشى)، رشد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#پشت این پنجره‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#صد دانه یاقوت (مجموعه شعر)، محراب قلم ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#دوستى شیرین است (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
#موش و گربه (قصه، بازنویسى)، پیدایش ۱۳۷۵&lt;br /&gt;
#خره شیر شکار مى‌کرد (قصه)، افق ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
#بابا آمد، نان آورد (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
#عمو نوروز، خاله روزگار (قصه)، شباویز ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
#پاییزى‌ها (مجموعه شعر)، شباویز ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
#شازده کوچولو (قصه، ترجمه)، قدیانى ۱۳۸۱&lt;br /&gt;
#دویدم و دویدم (قصه‌ی منظوم)، پنجره ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
#مثل‌ها و قصه‌هایشان (۱۲ جلد، قصه)، محراب قلم ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
#پنج انگشت بودند که… (مجموعه شعر)، پیدایش ۱۳۸۵&lt;br /&gt;
#راز آن درخت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
#خانواده‌ى پاگنده‌ها (۹ جلد، قصه‌،‌ ترجمه)، پنجره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29994</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29994"/>
		<updated>2019-06-21T10:24:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی برعهده داشه است که برخی از آن‌ها از این قرار است.&lt;br /&gt;
*مدیریت برنامه‌ٔ کودک سیما&lt;br /&gt;
*سردبیرى مجلاتى‌ چون پویه، رشد دانش‌آموز، سروش کودکان، شهرزاد قصه‌گو؛&lt;br /&gt;
*راﻩ‌اﻧﺪازﯼ سایت دوستانه، ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﺎﯾﺖ اﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ وﯾﮋه‌ٔ ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان؛&lt;br /&gt;
*دبیرى چندین جشنواره و همایش و سمینار از جمله ﺟﺸﻨﻮارﻩ‌ٔ ﺑﻴﻦ‌اﻟﻤﻠﻠﯽ تئاﺗﺮ ﮐﻮدﮐﺎن؛&lt;br /&gt;
*داورى در جشنواره‌هاى‌ گوناگون کتاب و مطبوعات و فیلم؛&lt;br /&gt;
*تدریس در دانشگاه و کلاس‌هاى آزاد؛&lt;br /&gt;
*راه‌اندازى‌ بخش دیجیتال کتاب‌خانه‌ٔ کودکان کتاب‌خانه‌ى ملى. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت انجمن&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://nevisak.ir/%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C/ |عنوان= صفحهٔ مصطفی رحماندوست در سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان |ناشر= سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خاله خودپسند (مجموعه شعر)، یاسر ۱۳۵۶&lt;br /&gt;
#ماهى‌ها با هم (قصه‌ى‌ منظوم)، شباهنگ ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
#اسم من على‌اصغر است (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#بازگشت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#درسى براى‌ گنجشک (قصه‌ى‌ منظوم)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#نگهبان چشمه (قصه‌، ترجمه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#چشمه‌ى نور (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
#ریشه‌ها در خاک، شاخه‌ها در باد (قصه)، نى ۱۳۶۶&lt;br /&gt;
#باغ مهربانى‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#قصه‌گویى‌ و راه و رسم آن (آموزشى)، رشد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#پشت این پنجره‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#صد دانه یاقوت (مجموعه شعر)، محراب قلم ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#دوستى شیرین است (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
#موش و گربه (قصه، بازنویسى)، پیدایش ۱۳۷۵&lt;br /&gt;
#خره شیر شکار مى‌کرد (قصه)، افق ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
#بابا آمد، نان آورد (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
#عمو نوروز، خاله روزگار (قصه)، شباویز ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
#پاییزى‌ها (مجموعه شعر)، شباویز ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
#شازده کوچولو (قصه، ترجمه)، قدیانى ۱۳۸۱&lt;br /&gt;
#دویدم و دویدم (قصه‌ی منظوم)، پنجره ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
#مثل‌ها و قصه‌هایشان (۱۲ جلد، قصه)، محراب قلم ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
#پنج انگشت بودند که… (مجموعه شعر)، پیدایش ۱۳۸۵&lt;br /&gt;
#راز آن درخت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
#خانواده‌ى پاگنده‌ها (۹ جلد، قصه‌،‌ ترجمه)، پنجره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29974</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29974"/>
		<updated>2019-06-20T19:14:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* مشاغل و سمت‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی برعهده داشه است که برخی از آن‌ها از این قرار است.&lt;br /&gt;
*مدیریت برنامه‌ٔ کودک سیما&lt;br /&gt;
*سردبیرى مجلاتى‌ چون پویه، رشد دانش‌آموز، سروش کودکان، شهرزاد قصه‌گو؛&lt;br /&gt;
*راﻩ‌اﻧﺪازﯼ سایت دوستانه، ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﺎﯾﺖ اﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ وﯾﮋه‌ٔ ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان؛&lt;br /&gt;
*دبیرى چندین جشنواره و همایش و سمینار از جمله ﺟﺸﻨﻮارﻩ‌ٔ ﺑﻴﻦ‌اﻟﻤﻠﻠﯽ تئاﺗﺮ ﮐﻮدﮐﺎن؛&lt;br /&gt;
*داورى در جشنواره‌هاى‌ گوناگون کتاب و مطبوعات و فیلم؛&lt;br /&gt;
*تدریس در دانشگاه و کلاس‌هاى آزاد؛&lt;br /&gt;
*راه‌اندازى‌ بخش دیجیتال کتاب‌خانه‌ٔ کودکان کتاب‌خانه‌ى ملى. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت انجمن&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://nevisak.ir/%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C/ |عنوان= صفحهٔ مصطفی رحماندوست در سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان |ناشر= سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خاله خودپسند (مجموعه شعر)، یاسر ۱۳۵۶&lt;br /&gt;
#ماهى‌ها با هم (قصه‌ى‌ منظوم)، شباهنگ ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
#اسم من على‌اصغر است (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#بازگشت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#درسى براى‌ گنجشک (قصه‌ى‌ منظوم)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#نگهبان چشمه (قصه‌، ترجمه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#چشمه‌ى نور (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
#ریشه‌ها در خاک، شاخه‌ها در باد (قصه)، نى ۱۳۶۶&lt;br /&gt;
#باغ مهربانى‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#قصه‌گویى‌ و راه و رسم آن (آموزشى)، رشد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#پشت این پنجره‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#صد دانه یاقوت (مجموعه شعر)، محراب قلم ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#دوستى شیرین است (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
#موش و گربه (قصه، بازنویسى)، پیدایش ۱۳۷۵&lt;br /&gt;
#خره شیر شکار مى‌کرد (قصه)، افق ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
#بابا آمد، نان آورد (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
#عمو نوروز، خاله روزگار (قصه)، شباویز ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
#پاییزى‌ها (مجموعه شعر)، شباویز ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
#شازده کوچولو (قصه، ترجمه)، قدیانى ۱۳۸۱&lt;br /&gt;
#دویدم و دویدم (قصه‌ی منظوم)، پنجره ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
#مثل‌ها و قصه‌هایشان (۱۲ جلد، قصه)، محراب قلم ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
#پنج انگشت بودند که… (مجموعه شعر)، پیدایش ۱۳۸۵&lt;br /&gt;
#راز آن درخت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
#خانواده‌ى پاگنده‌ها (۹ جلد، قصه‌،‌ ترجمه)، پنجره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29973</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29973"/>
		<updated>2019-06-20T19:07:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* مشاغل و سمت‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی برعهده داشه است که برخی از آن‌ها از این قرار است.&lt;br /&gt;
*مدیریت برنامه‌ٔ کودک سیما&lt;br /&gt;
*سردبیرى مجلاتى‌ چون پویه، رشد دانش‌آموز، سروش کودکان، شهرزاد قصه‌گو؛&lt;br /&gt;
*راﻩ‌اﻧﺪازﯼ سایت دوستانه، ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﺎﯾﺖ اﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ وﯾﮋه‌ٔ ﮐﻮدﮐﺎن و ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان؛&lt;br /&gt;
*دبیرى چندین جشنواره و همایش و سمینار از جمله ﺟﺸﻨﻮارﻩ‌ٔ ﺑﻴﻦ‌اﻟﻤﻠﻠﯽ تئاﺗﺮ ﮐﻮدﮐﺎن؛&lt;br /&gt;
*داورى در جشنواره‌هاى‌ گوناگون کتاب و مطبوعات و فیلم؛&lt;br /&gt;
*تدریس در دانشگاه و کلاس‌هاى آزاد؛&lt;br /&gt;
*راه‌اندازى‌ بخش دیجیتال کتاب‌خانه‌ٔ کودکان کتاب‌خانه‌ى ملى.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت انجمن&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= hhttp://nevisak.ir/%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C/ |عنوان= صفحهٔ مصطفی رحماندوست در سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان |ناشر= سایت انجمن نویسندگان کودک و نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خاله خودپسند (مجموعه شعر)، یاسر ۱۳۵۶&lt;br /&gt;
#ماهى‌ها با هم (قصه‌ى‌ منظوم)، شباهنگ ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
#اسم من على‌اصغر است (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#بازگشت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#درسى براى‌ گنجشک (قصه‌ى‌ منظوم)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#نگهبان چشمه (قصه‌، ترجمه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#چشمه‌ى نور (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
#ریشه‌ها در خاک، شاخه‌ها در باد (قصه)، نى ۱۳۶۶&lt;br /&gt;
#باغ مهربانى‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#قصه‌گویى‌ و راه و رسم آن (آموزشى)، رشد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#پشت این پنجره‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#صد دانه یاقوت (مجموعه شعر)، محراب قلم ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#دوستى شیرین است (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
#موش و گربه (قصه، بازنویسى)، پیدایش ۱۳۷۵&lt;br /&gt;
#خره شیر شکار مى‌کرد (قصه)، افق ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
#بابا آمد، نان آورد (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
#عمو نوروز، خاله روزگار (قصه)، شباویز ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
#پاییزى‌ها (مجموعه شعر)، شباویز ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
#شازده کوچولو (قصه، ترجمه)، قدیانى ۱۳۸۱&lt;br /&gt;
#دویدم و دویدم (قصه‌ی منظوم)، پنجره ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
#مثل‌ها و قصه‌هایشان (۱۲ جلد، قصه)، محراب قلم ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
#پنج انگشت بودند که… (مجموعه شعر)، پیدایش ۱۳۸۵&lt;br /&gt;
#راز آن درخت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
#خانواده‌ى پاگنده‌ها (۹ جلد، قصه‌،‌ ترجمه)، پنجره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29971</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29971"/>
		<updated>2019-06-20T19:02:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* کارنامه و فهرست آثار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خاله خودپسند (مجموعه شعر)، یاسر ۱۳۵۶&lt;br /&gt;
#ماهى‌ها با هم (قصه‌ى‌ منظوم)، شباهنگ ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
#اسم من على‌اصغر است (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#بازگشت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
#درسى براى‌ گنجشک (قصه‌ى‌ منظوم)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#نگهبان چشمه (قصه‌، ترجمه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۱&lt;br /&gt;
#چشمه‌ى نور (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
#ریشه‌ها در خاک، شاخه‌ها در باد (قصه)، نى ۱۳۶۶&lt;br /&gt;
#باغ مهربانى‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#قصه‌گویى‌ و راه و رسم آن (آموزشى)، رشد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
#پشت این پنجره‌ها (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#صد دانه یاقوت (مجموعه شعر)، محراب قلم ۱۳۶۸&lt;br /&gt;
#دوستى شیرین است (مجموعه شعر)، مدرسه ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
#موش و گربه (قصه، بازنویسى)، پیدایش ۱۳۷۵&lt;br /&gt;
#خره شیر شکار مى‌کرد (قصه)، افق ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
#بابا آمد، نان آورد (مجموعه شعر)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
#عمو نوروز، خاله روزگار (قصه)، شباویز ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
#پاییزى‌ها (مجموعه شعر)، شباویز ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
#شازده کوچولو (قصه، ترجمه)، قدیانى ۱۳۸۱&lt;br /&gt;
#دویدم و دویدم (قصه‌ی منظوم)، پنجره ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
#مثل‌ها و قصه‌هایشان (۱۲ جلد، قصه)، محراب قلم ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
#پنج انگشت بودند که… (مجموعه شعر)، پیدایش ۱۳۸۵&lt;br /&gt;
#راز آن درخت (قصه)، کانون پرورش فکرى‌ کودکان و نوجوانان ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
#خانواده‌ى پاگنده‌ها (۹ جلد، قصه‌،‌ ترجمه)، پنجره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29968</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29968"/>
		<updated>2019-06-20T19:00:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    =  &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند و به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} پس از سال ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس تا به امروز در سمت مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسئول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیرسروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) فعالیت کرده است. &lt;br /&gt;
{{سخ}} از او بیش از ۱۱۶ اثر به صورت مجموعه داستان و مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. رحماندوست به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. وی علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29966</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29966"/>
		<updated>2019-06-20T18:51:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامه كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته است.  &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29964</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29964"/>
		<updated>2019-06-20T18:50:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} استعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامه كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته است.  &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29963</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29963"/>
		<updated>2019-06-20T18:50:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سخ}} ستعداد رحماندوست در حوزهٔ شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار شد. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می‌ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائی و متوسطه، تحصيلات عالی خود را در رشتهٔ زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال ۱۳۴۹ تحقيق و نوشتن در حوزهٔ ادبيات كودكان را شروع کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامه كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته است.  &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. &amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمزمه‌های مادر===&lt;br /&gt;
مادر گاه‌‌و‌بی‌گاه‌ قصه‌های مثنوی را زیر لب زمزمه‌ می‌كرد. مصطفی عاشق ‌زمزمه‌های ‌گرم‌ مادر بود. وقتی مادر ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بود و مثنوی هم‌ مي‌خواند، سكوت‌ می‌كرد و سراپا گوش‌ می‌شد كه‌ جام‌ وجودش را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايی كه‌ مادر می‌خواند لبريز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پدری چون کوه===&lt;br /&gt;
پدر مصطفی  قوی بنیه بود، اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش درمی‌آمد. برای او که او پدر را چون کوهی قوی و زورمند می‌دید، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. دلش می‌خواست بداند آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمند او را به گریه می‌ اندازند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای همین شروع کرد به خواندن و یادگیری شعرهای این دو دیوان. آن‌قدر خواند و شعر حفظ کرد که شد یکی از پایه‌های اصلی مشاعره.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29961</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29961"/>
		<updated>2019-06-20T18:39:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* داستانک‌های انتشار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===فهمیدم می‌توانم شعر بگویم===&lt;br /&gt;
مصطفی کلاس پنجم دبستان بود که فهمید می‌توان شعر بگوید. آن‌وقت‌ها حمام عمومی روزها زنانه بود و شب‌ها مردانه. بچه‌ها را هفته‌ای یکبار به حمام می‌بردند. یک شب، بوق‌ حمام‌ را كه‌ زدند از خواب‌ بيدارش کردند و با چشم‌های خواب‌آلوده‌ كوچه‌های تاريک را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر گذاشتند و به حمام رسیدند. در حمام‌ كار بچه‌ها كمک كردن‌ به‌ بزرگترها بود؛ سرِ يكی آب‌ می‌ريختند، پشت‌ آن‌ يكی را كيسه‌ میكشيدند. آن‌ شب‌ هم‌ مشغول‌ كمک كردن‌ به‌ مردی بود كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخوانی بود و ستون‌ فقراتش‌ را می‌شد شمرد. تعجب‌ كرد. مرد از روزگار ناليد و گفت:&lt;br /&gt;
:: مدت طولانی است بیمارم و اینجا مسافرم. بايد به‌ شهررم برگردم&lt;br /&gt;
به‌ خانه‌ كه‌ برگشت خواب به چشممش نیامد.نشست و شرح رنج آن مسافر را اینگونه نوشت:&lt;br /&gt;
:::بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
:::توشه‌ كم‌، راه‌ فزون‌، بی‌پناه‌&lt;br /&gt;
روز بعد، شعرش را سر كلاس‌ خواند و معلم‌ گفت‌:&lt;br /&gt;
:: تو شاعری و اين‌‌كه‌ نوشته‌‌ای شعر است. ”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29959</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29959"/>
		<updated>2019-06-20T18:29:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* شخصیت و اندیشه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهرهٔ نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه‌نویسی کودک در ایران است و در این زمینه تلاش‌های زیادی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان داشته است. او نویسنده‌ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده‌اند و آن‌ها را بارها زیر لب زمزمه کرده‌اند و در کلاس‌های درس از آن صحبت به میان آورده‌اند. &lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می‌شود که ضمن سرودن اشعار یا پرداختن به قصه‌های کودک و نوجوان، اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعهٔ فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار یا خیال‌انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی‌اندیشد. بلکه  در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز، در دل اشعارش، به فرهنگ‌سازی نیز توجه می‌کند و آن را به مستقیم‌ترین شکل ممکن و در قالب‌های ادبی به کودکان ارائه می‌کند. او دربارهٔ فضیلت‌های کتابخوانی، طبیعت، مهربانی، مراقبت از پدر و مادر و … شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه‌ای جریان ساز در زمینهٔ ادبیات کودک و نوجوان بوده است. رحماندوست، سال‌ها تلاش کرد تا کودکان، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و ازاین‌رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت، بهترین برنامه‌ها، کتاب‌ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی، مسئولیت‌های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت‌هایش نیز کارنامهٔ درخشانی داشته است؛ اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده، نگارش دانشنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می‌رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته‌ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29955</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29955"/>
		<updated>2019-06-20T18:22:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوستدر سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به‌عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورندهٔ سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بود که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} مصطفی رحماندوست، علاوه‌براین، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. او پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست====&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوختهٔ بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصهٔ کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان بااستعداد دایر کرده و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را بر پا کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} رحماندوست کتابخانه‌ٔ الکترونیکی کودکانه‌ای را به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرد تا گزیده آثار تألیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمای بین‌المللی وارد کند تا همهٔ بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه، به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشاغل و سمت‌ها===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست تابه‌حال مسئوليت‌های مختلفی را در برنامهٔ كودک صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان و نشريه پويه به‌عهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول نشريات رشد (آموزش و پرورش) است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
#آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
#بازی شیرین است&lt;br /&gt;
#درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
#توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
#بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
#مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
#پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
#صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
#خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
#زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
#فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
#فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
#ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
#مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
#صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفی رحماندوست به‌عنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شعرهای مشهور مصطفی رحماندوست شعر انار است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انار&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29832</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29832"/>
		<updated>2019-06-20T07:20:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left|مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29831</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29831"/>
		<updated>2019-06-20T07:19:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost.jpg|200px|thumb|left مصطفی رحماندوست در کودکی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rahmandost2.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mosiiiii.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mosiiiii.jpg&amp;diff=29830</id>
		<title>پرونده:Mosiiiii.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mosiiiii.jpg&amp;diff=29830"/>
		<updated>2019-06-20T07:19:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Rahmandost2.jpg&amp;diff=29829</id>
		<title>پرونده:Rahmandost2.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Rahmandost2.jpg&amp;diff=29829"/>
		<updated>2019-06-20T07:18:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Rahmandost.jpg&amp;diff=29828</id>
		<title>پرونده:Rahmandost.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Rahmandost.jpg&amp;diff=29828"/>
		<updated>2019-06-20T07:16:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29827</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29827"/>
		<updated>2019-06-20T07:15:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mostafa.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mostafa.jpg&amp;diff=29826</id>
		<title>پرونده:Mostafa.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mostafa.jpg&amp;diff=29826"/>
		<updated>2019-06-20T07:14:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29825</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29825"/>
		<updated>2019-06-20T07:10:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =   &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  آذر رضایی؛ معلم، نویسنده و مترجم&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = مونس، متین، مرضیه&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29824</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29824"/>
		<updated>2019-06-20T07:05:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =   &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = &lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29823</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29823"/>
		<updated>2019-06-20T07:05:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =   &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = &lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
 زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود. رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است.ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : مصطفي رحماندوست پس از پايان تحصيل دوران ابتدائي و متوسطه، تحصيلات عالي خود را در رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به پايان رساند، و از سال 1349 تحقيق و نوشتن در مورد ادبيات كودكان را شروع نمود&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت راسخون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://rasekhoon.net/mashahir/show/598117/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA |عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت راسخون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
كلاس‌ پنجم‌ دبستان‌ بودم‌ كه‌ فهميدم‌ مي‌توانم‌ شعر بگويم. بعد از نيمه‌ شبي‌ از خواب‌ بيدارم‌ كردند كه‌ به‌ حمام‌ برويم. هفته‌اي‌ يك‌ بار شبها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم، چون‌ حمام‌ محلّه‌ ما روزها زنانه‌ بود. بوق‌ حمام‌ را كه‌ مي‌زدند از خواب‌ بيدارمان‌ مي‌كردند و با چشمهاي‌ خواب‌آلوده‌ كوچه‌هاي‌ تاريك‌ را بقچه‌ به‌ بغل‌ پشت‌ سر مي‌گذاشتيم‌ تا به‌ حمام‌ برسيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. علت‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اين‌ كه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:&lt;br /&gt;
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌&lt;br /&gt;
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌&lt;br /&gt;
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ شعر است.” . استعداد رحماندوست در حوزه ی شاعری از همان دوران کودکی و نوجوانی آشکار گشت. او از دوران کودکی به یادگیری شعرهای بزرگان ادبیات پارسی می پرداخته است و آن ها را از بر می کرده است و با آن ها دنیای خودش را می ساخته است : ” خستين ‌شعرهايي‌كه‌ حفظ كردم، شعرهاي ‌مثنوي‌ مولوي‌ بود. مرحوم‌ مادرم‌ گاه‌ و بي‌گاه‌ قصه‌هاي‌ مثنوي‌ را زمزمه‌ مي‌كردند. نيم‌ دانگ‌ صدايي‌ داشتند و براي‌ دل‌ خودشان‌ مثنوي‌ را كه‌ در مدرسه‌ كودكي‌ و در خانهِ ‌پدر آموخته ‌بودند، از حفظ ‌مي‌خواندند. من ‌عاشق ‌زمزمه‌هاي ‌گرم‌ مادر بودم. وقتي ‌به‌ كارِ خانه‌ مشغول‌ بودند و مثنوي‌ هم‌ مي‌خواندند، سكوت‌ مي‌كردم‌ و سراپا گوش‌ مي‌شدم‌ كه‌ جام‌ وجودم‌ را از شراب‌ پرعاطفه‌ و گرم‌ شعرهايي‌ كه‌ مي‌خواندند لبريز كنم.”&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت تیموری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/rahmandoost/ |عنوان= مصطفی رحماندوست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید |ناشر= سایت تیموری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot; سایت ستاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://setare.com/fa/news/11783/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA|عنوان= بیوگرافی مصطفی رحماندوست، شاعر صد دانه یاقوت  |ناشر= سایت ستاره}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت ستاره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مصطفي رحماندوست تابحال مسئوليتهاي مختلفي را در برنامه كودك صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نشريه پويه بعهده داشته و هم اكنون نيز مدير مسئول مشريات رشد (آموزش و پرورش) است. جوائز و نشانها : ترجمه كتاب &amp;quot;نگهبان چشمه &amp;quot; مصطفي رحماندوست بعنوان كتاب سال در دوره اول انتخاب شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست چهره ی نام آشنای ادبیات کودک و نوجوان و پدر شعر کودک ایران است. رحماندوست یکی از بنیان گذاران قصه نویسی کودک در ایران است و در این باب تلاش های فراوانی برای رشد ادبیات کودک و نوجوان در ایران داشته است.رحماندوست ، نویسنده ای است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان این سرزمین با شعرهایش زندگی کرده اند و آن ها را بارها زیر لب زمزمه کرده اند ودر کلاس های درس از آن صحبت به میان آورده اند. رحماندوست از آن جهت یکی از بزرگان ادبیات کودک و نوجوان محسوب می شود که او ضمن سرودن اشعار و یا پرداختن به قصه های کودک و نوجوان اهداف دیگری را نیز دنبال می کند که هر کدام گامی بزرگ در جهت توسعه ی فرهنگی ایران است.او در اشعارش تنها به بعد کودکانه بودن اشعار و یا خیال انگیز بودن آن برای مخاطبین خود یعنی کودکان و نوجوانان نمی اندیشد. بلکه او فردی است که در هر زمان و بسته به شرایط و مقتضیات روز ، در دل اشعار زیبای خود ، مقوله ی فرهنگ سازی را نیز گنجانده و آن را به مستقیم ترین شکل ممکن و در زیباترین قالب های ادبی به کودکان هدیه می کند. او در باب فضیلت های کتابخوانی ، طبیعت ، مهربانی ، مراقبت از پدر و مادر و …. شعرهای بسیاری گفته است و هر کدام از شعرهایش به گونه ای جریان ساز در زمینه ی ادبیات کودک و نوجوان بوده است.رحماندوست ، سالها تلاش کرد تا که کودکان این سرزمین ، بهترین بستر رشد مطالعاتی را در اختیار داشته باشند و از این رو سعی کرد در تمامی اوقاتی که مسئولیتی بر دوش داشت ، بهترین برنامه ها ، کتاب ها و منابع آموزشی و پژوهشی را برای کودکان و نوجوانان فراهم کند. او علاوه بر نویسندگی ، مسئولیت های فرهنگی بسیاری داشته است و در هر کدام از مسئولیت هایش نیز کارنامه ی درخشانی داشته است.اما بزرگترین خدمتی که او به کودکان و نوجوانان کرده است ، نگارش دانشنامه هایی برای کودکان و نوجوانان و همچنین نگارش و سردبیری مجلات رشد بوده است که به طور مرتب به دست نوجوانان و کودکان می رسیده است و به لحاظ محتوا یکی از برجسته ترین مجلات کودکان و نوجوانان در ایران بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار : 1 اسم من علي اصغر است ويژگي اثر : قصه براي نوجوانان 2 انتظار را د ركوه، درخت و چشمه مي بينم گرد آوري سرودهاي بچه ها در بار? امام زمان عليه السلام مي بينيم 3 بازگشت قصه تاريخي براي كودكان 4 بسوي خانه 5 بلبل خوش آواز 6 جوانه هاي اميد گرد آوري سرودها دربار? انقلاب و جنگ 7 چشمه نور مجموعه شعرهاي سال 55 تا 61 براي كودكان 8 خاله خودپسند دو قصه براي كودكان 9 درسي براي گنجشك ويژگي اثر : قصه منظومه براي كودكان 10 سربداران نمايشنامه 11 علي كوتوله بالاي كمد ويژگي اثر : قصه منظومه براي خردسالان 12 نگهبان چشمه ويژگي اثر : ترجمه يك قصه فلسطيني-برگزيده كتاب سال-اين كتاب قصه اي فلسطيني است. داستان كتاب، فداكاري دختري است بنام سماء كه پاهايش قدرت حركت نداشته و براي خدمت به مردم نگهباني چشمه اي را كه آب ده را تأمين مي كند بعهده مي گيرد و سرانجام براي آگاه ساختن مردم به از حمله دزدان (بوسيله بصدا در آوردن زنگي كه نزديك چشمه آويخته شده)، جان خود را از دست مي دهد و مردم نيز پاس اين فداكاري پرچمي چهار رنگ (پرچم فلسطيني) به ياد او تهيه مي نمايند كه بر بالاي خانه ها نصب مي شود و نشاني از مبارزه با بيگانگان است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت راسخون&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
۲ پر ۲ پر ۴ پر&lt;br /&gt;
آسمان هم خندید&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش&lt;br /&gt;
بازی شیرین است&lt;br /&gt;
درسی برای گنجشک&lt;br /&gt;
توپ در تاریکی&lt;br /&gt;
بچه‌ها را دوست دارم&lt;br /&gt;
مرغ قشنگ تپلی&lt;br /&gt;
پرنده گفت: به!به!&lt;br /&gt;
صدای ساز می‌آید&lt;br /&gt;
خروس غصه خورد&lt;br /&gt;
زیبا تر از بهار&lt;br /&gt;
فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی&lt;br /&gt;
ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت.&lt;br /&gt;
مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلورایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده‌است.&lt;br /&gt;
صدای جیک جیک آمد&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه شعری از شعرهای مشهور او را با هم مطالعه می کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
“انار”&lt;br /&gt;
::صد دانه یاقوت دسته به دسته&lt;br /&gt;
::با نظم و ترتیب یک جا نشسته&lt;br /&gt;
::هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان&lt;br /&gt;
::قلب سفیدی در سینه آن&lt;br /&gt;
::یاقوتها را پیچیده با هم&lt;br /&gt;
::در پوششی نرم پروردگارم&lt;br /&gt;
::هم ترش و شیرین هم آب دار است&lt;br /&gt;
::سرخ است و زیبا نامش انار است&amp;lt;ref name=&amp;quot;سایت تیموری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29819</id>
		<title>مصطفی رحمان‌دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=29819"/>
		<updated>2019-06-20T06:37:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | نام                    =  مصطفی رحماندوست | تصویر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
| تصویر                  =   &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  &lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  شاعر، قصه‌نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱تیر۱۳۲۹&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  همدان&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               =  &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = &lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =  کارشناسی زبان و ادبیات فارسی &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = شاعر کودکان&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان به تشویق پدرش، مدتی دروس حوزوی را خواند. در این دوره سه معلم داشت و بهترین آن‌ها طلبه‌ای افغانی بود که سطح را نزد آن‌ها به پایان رساند در سال‌های آخر دبیرستان به موسیقی و نقاشی روی آورد اگرچه وی در نقاشی پیشرفتی نداشت اما در موسیقی تا جایی پیش رفت که در مراسم مدرسه، سنتور می‌زد.&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد. پس از آن، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. او همچنین به مدت سه سال مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است که بنابر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است. وی تحصیلات خود را تا پایان مقطع دکتری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران بین‌المللی جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. او عضو هیئت‌های داوری کتاب سال، جشنواره‌های کتاب و مطبوعات کودکان و عضو شورای موسیقی کودکان و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ارزشمند مصطفی رحماندوست&lt;br /&gt;
رحماندوست تلاش زیادی کرده است تا راه برای آن‌هایی که واقعا دل سوخته بچه‌ها هستند و کمر بسته‌اند تا به شعر و قصه کودکان و نوجوانان بپردازند، هموار شود. به همین منظور جلسات زیادی برای آموزش شعر و قصه به جوانان با استعداد دایر و جلسات نقد قصه و شعر بسیاری را به پا کرده است. وی هم‌اکنون فقط می‌نویسد و می‌سراید و در حال تهیه یک بسته آموزشی بزرگ برای کودکان شش ساله است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کتابخانه‌ الکترونیکی کودکانه‌ای را چهار سال پیش به نام «دوستانه» راه‌اندازی کرده است که قصد دارد گزیده آثار تالیفی کودکان و نوجوانان را در این تارنمایه بین‌المللی وارد کند تا همه بچه‌ها بتوانند از طریق رایانه به کتاب خودشان دسترسی پیدا کنند.&lt;br /&gt;
او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمومصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتاب‌هایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
===داستانک‌های انتشار===&lt;br /&gt;
وی شاعر، قصه نویس و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان است. او زمانی که کلاس پنجم را می‌گذراند فهمید که می‌تواند شعر بگوید. نخستین شعرهایی که حفظ کرده بود، شعرهای مثنوی مولوی بود که مادرش گاهی زمزمه می‌کرد.&lt;br /&gt;
===داستانک عشق===&lt;br /&gt;
===داستانک استاد===&lt;br /&gt;
مصطفی رحماندوست درباره پدرش می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌های سیاهی که بر کاغذ دیوان صامت و قمری نقش بسته چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دلیلی بود برای این که او به محض فراگیری خواندن و نوشتن، سعی کند شعرهای این دو دیوان را بخواند. در مدرسه یکی از پایه‌های اصلی مشاعره بود، حافظ را می‌خواند و سعی می کرد اشعار آن را حفظ کند. مصطفی، بعد از گذراندن شش سال ابتدایی، وارد دوره متوسطه شد. سه سال نخست را در دبیرستان ابن سینا گذراند.&lt;br /&gt;
===داستانک شاگرد===&lt;br /&gt;
===داستانک مردم===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دشمنی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دوستی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های قهر===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های آشتی‌ها===&lt;br /&gt;
===داستانک نگرفتن جوایز===&lt;br /&gt;
===داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===&lt;br /&gt;
===داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های دارایی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های زندگی شخصی===&lt;br /&gt;
===داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)===&lt;br /&gt;
===داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مشهور ممیزی===&lt;br /&gt;
===داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری===&lt;br /&gt;
===عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===&lt;br /&gt;
===داستان‌های دیگر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===مخالفت‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
===نامه‌های سرگشاده===&lt;br /&gt;
===نام‌های دسته‌جمعی===&lt;br /&gt;
===بیانیه‌ها===&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
===نحوهٔ پوشش===&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)===&lt;br /&gt;
===گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)===&lt;br /&gt;
===برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
===تأثیرپذیری‌ها===&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته شده براساس===&lt;br /&gt;
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===&lt;br /&gt;
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=29650</id>
		<title>جمال میرصادقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=29650"/>
		<updated>2019-06-17T19:32:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    = جمال میرصادقی&lt;br /&gt;
|تصویر                  = جمال میرصادقی.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               = سیدحسین میرصادقی&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           = داستان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             = ۱۹اردیبهشت ۱۳۱۲&amp;lt;ref name=&#039;&#039;عناصر داستان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|میرصادقی|۱۳۶۷|ک=عناصر داستان|ص=۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
|محل تولد               = تهران&lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              = تهران&lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =از ۱۳۴۱ تاکنون &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =[[عناصر داستان]]، [[ادبیات داستانی‌]] و... &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            =[[چه کسی دنبال آقای هنرور می‌رود]](۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   =[[میمنت میرصادقی]] (ذوالقدر) شاعر و پژوهشگر&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =دستاران | نام =ساره| عنوان =دربارۀ جمال میرصادقی | ژورنال = روزنامۀ ایران| مکان = | دوره = شنبه ۱۶خرداد| شماره =۲۸۱۳ | سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                = نازنین (مترجم) و مانی (مستندساز) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی زبان و ادبیات فارسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه                = دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               = داستان‌نویس، پژوهشگر ادبی، مدرس داستان‌نویسی&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        = [[صادق چوبک]]، [[بزرگ علوی]]&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;&amp;gt;{{پک|میرصادقی|۱۳۹۴|ک= گفت‌وگوها|ص=۱۰۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; نویسنده، مدرس و پژوهشگر نامی است با بیش از هفتادجلد کتاب رمان، داستان بلند، نقد ادبی و کتاب‌های پوهشی در زمینهٔ ادبیات داستانی.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
میرصادقی اولین داستانش را در سخن منتشر کرد. نخستین داستان او «برف‌ها، سگ‌ها، کلاغ‌ها»، در مسابقۀ داستان‌نویسی [[مجله سخن|مجلۀ سخن]]، مقام اول را گرفت.&lt;br /&gt;
{{سخ}}کتاب «شاهزاده‌خانم سبزچشم» که مجموعه چند داستان کوتاه بود، در سال ۱۳۴۱ منتشر شد. نام این کتاب در چاپ دوم به «مسافرهای شب» تغییر یافت.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}داستان‌های جمال میرصادقی تاکنون به‌ بیش از ده زبان ترجمه و در تیراژهای متعدد منتشر شده است. میرصادقی علاوه‌بر داستان‌نویسی، در زمینۀ تئوری داستان نیز آثار ارزنده‌ای منتشر کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}به‌گفتهٔ خودش، قهرمان‌ داستان‌هایش اغلب از کوچه انتخاب‌ شده‌اند و ضربان سالم و دقیق زبان جاافتادۀ آدم‌های کوچه است که به داستان‌هایش زندگی زنده و سالمی می‌بخشد. هم‌پیوندی او با مردمان کوچه بدین‌سان شکل می‌گیرد، درحقیقت او از کوچه برخاسته و خود را از آن‌ها جدا نمی‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= خوشه‌گیر |نام= فاطمه |نام خانوادگی۲=  |نام۲=  |عنوان= |ژورنال= روزنامه کیهان|مکان= تهران|دوره= |شماره= |سال=۱۳۵۵|تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}میرصادقی از همهٔ نویسنده‌های بزرگ و نام‌آور دنیا بهره برده است. بعضی از آن‌ها در دوره‌ای خاص از زندگی او به‌شدت، توجه‌اش را جلب کرده‌اند. مثل ویلیان فاکنر که در آغاز نویسندگی از او بسیار خوشش می‌آمد و سپس آثار چخوف و گورکی و تولستوی که او را جذب کرد و بارهاوبارها خواند و شاید غیرمستقیم تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفته باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
در میان نویسندگان وطنی نیز [[بزرگ علوی]] و [[صادق چوبک]] از نویسندگان تأثیرگذار بر اندیشه و قلم میرصادقی هستند.&lt;br /&gt;
{{سخ}}از کارگری، معلمی و کتابداری دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم) تا کارشناس آزمون‌سازی در سازمان امور اداری و استخدامی کشور و مسؤل اسناد قدیمی در سازمان اسناد ملی ایران، همگی در شمار شغل‌هایی است که هریک در مقطعی میرصادقی را به خود مشغول کرده است و نویسندگی، برای او یک شیوهٔ زندیگ شده است. هرگز از آن دست نکشیده و درخلال تلاش‌های مجدانه و پیوسته، موفق شده تا داستان‌های کوتاه و بلند بسیار و چندین رمان خلق کند. برخی از آثار میرصادقی به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، روسی، اردو، ارمنی، رمانیایی، عبری، عربی، مجاری، ایتالیایی و چینی ترجمه شده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;عناصر داستان&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آغاز فعالیت ادبی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{{سخ}}در دانشگاه خود را به [[پرویز ناتل خانلری]] که سردبیر مجلۀ سخن و استاد دانشگاهش بود، معرفی می‌کند. خانلری از او دعوت می‌کند عضو هیأت تحریریۀ سخن شود و این‌گونه با [[رضا سیدحسینی]]، [[محمدجعفر محجوب]]، [[سیروس پرهام]]، [[ناصر پاکدامن]]، [[احمد تفضلی]] و [[هوشنگ طاهری]] همکار می‌شود و با دیگرانی چون [[بهرام صادقی]] که شروع کارش با این مجله بوده است، ارتباط برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمال میرصادقی از ابتدا به‌همان اندازه که در زمینۀ نوشتن داستان فعال بود، به آموزش داستان‌نویسی و تألیف کتاب‌هایی در این زمینه نیز توجه نشان داده است.{{سخ}} [[محمدرضا شفیعی کدکنی|شفیعی کدکنی]] تأثیر بسزایی بر پیشبرد کارهای او داشته است. جمال میرصادقی ، کتاب [[واژنامه هنر داستان‌نویسی|واژه‌نامۀ هنر داستان‌نویسی]] را با [[میمنت میرصادقی|همسرش]] به تشویق شفیعی کدکنی تألیف کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آغازگر آموزش داستان‌نویسی&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
{{سخ}}در دانشگاه تهران تدریس را به پیشنهاد شفیعی کدکنی آغاز می‌کند. پس از انقلاب فرهنگی درس تعطیل می‌شود و جزوه‌ای که برای تدریس آماده کرده بود، به کتابی دویست صفحه‌ای با نام «قصه، داستان کوتاه، رمان» تبدیل می‌شود. همان سال‌ها در فرهنگسرای نیاوران این کتاب را تدریس می‌کند؛ اما با بیشتر شدن اطلاعات و گسترش کارش، کتاب هم قطورتر می‌شود که حالا با نام [[ادبیات داستانی]] به چاپ هشتم رسیده است. بعد از تعطیلی فرهنگسرا چندسالی هم در دانشگاه آزاد اسلامی و دانشکدۀ صدا و سیما تدریس می‌کند. فشار کاری قلبش را ناراحت می‌کند و ترجیح می‌دهد به کارهای نیمه‌تمامش بپردازد. حالا هم چندسالی است که روزهای چهارشنبه در منزلش کلاس داستان‌نویسی برپاست. اکنون نیز شاگردانش نام و آوازه‌ای دارند درخور استاد. کسانی همچون [[منیرو روانی‌پور]]، [[هوشنگ عاشورزاده]]، [[منوچهر کریم‌زاده]]، [[حسن اصغری]]، [[فریبا وفی]]. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==   &lt;br /&gt;
===گذر از دروازۀ خیال===&lt;br /&gt;
ظهر تابستان بود و حوصله‌اش سررفته بود، نه توی کوچه می‌توانست برود نه توی خانه با کسی باز کند. همین‌طور دور خودش می‌چرخید تااینکه توی زیرزمین خانه لای اسباب‌واثاثیه‌های قدیمی، کتاب &#039;&#039;امیرارسالان نامدار&#039;&#039; را پیدا کرد. تا چشم باز کرد دید شب شده و او هنوز دارد می‌خواند. مادربزرگ که در جست‌وجوی او به زیرزمین آمده بود با دیدن کتاب، گفت:&lt;br /&gt;
:«ذلیل‌مرده هرکی امیرارسلان خونده، آواره کوه و بیابون شده. می‌خوای بدبخت بشی؟»&lt;br /&gt;
{{سخ}} و او آواره داستان و داستان‌نویسی شده بود. پس از آن عشق به نوشتن و خواندن آرامش را از او ربود.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین داستان، اولین نگاه‌ها===&lt;br /&gt;
آمد توی خیابان. احساس می‌کرد همه دنیا او را نگاه می‌کنند. زن‌‌ها، مردها، حتا درخت‌‌ها، خیابان‌‌ها و ماشین‌ها به او خیره شده بودند. توی پوستش نمی‌گنجید. می‌خواست از خوش‌حالی پرواز کند. دخترک بازهم مثل هر روز به او سلام کرد. توی دلش خندید و با خودش گفت: &lt;br /&gt;
:«حتماً من رو شناخته. فهمیده من نویسنده شدم. فهمیده داستانم تازه توی مجله چاپ شده.» {سخ}} قند توی دلش آب شده بود و داشت کیف می‌کرد که شنید مادر نیشگونی از دخترکش گرفت و گفت:&lt;br /&gt;
:«مگه بهت نگفتم با غریبه‌ها حرف نزن؟ چرا بهش سلام دادی؟» {{سخ}} دخترک گریان گفت: &lt;br /&gt;
:«آخه بدبخته، بیچاره است... گناه داره.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درس استاد===&lt;br /&gt;
[[شفیعی کدکنی]] دوست، استاد، مشوق و همراه سال‌های دور اوست. پیشنهاد تدریس را اول‌بار او به جمال میرصادقی می‌دهد. میرصادقی ابتدا نمی‌پذیرد. نگران است که از پس این دشوار برنیاید. اما شفیعی کدکنی کوتاه بیا نیست. آدمی است که دوستانش را هم با خودش بالا می‌کشد آن‌قدر بالا که تشویق می‌شود حتا پس از تعطیلی دانشگاه‌ها در انقلاب فرهنگی، در خانۀ شخصی خودش تدریس داستان‌نویسی را ادامه دهد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شیوۀ شاگردپروری===&lt;br /&gt;
تدریسش سینه به سینه است. شاگردان نه الزاماَ دوزانو، ولی روبه‌روی استاد می‌نشیند و از روی دست او مشق می‌کند. آن‌قدر سیاهه می‌نویسند و دور می‌ریزند تا می‌رسند به فوت کوزه‌گری. استاد فوت آخر را هم می‌گوید و راه را نشان می‌دهد. شاگردان هیچ هم لازم نیست برای جلوس در مسند شاگردی‌اش استعداد فرازمینی داشته باشند. همین‌که بخواهند و بخوانند و بنویسند کافی‌است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;نیلوفر رستمی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =رستمی| نام = نیلوفر| عنوان =مثل یک تب | ژورنال = روزنامۀ شرق| مکان = تهران| دوره = | شماره =۲۲۰| سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوستیِ میان «میم» و «جیم»===&lt;br /&gt;
دوست‌ها در داستا‌ن‌های او می‌شوند شخصیت قهرمان و دشمن‌‌ها هم همانجا سرزنش می‌شوند. داستان «قهوه‌خانهٔ هشتم» را با یاد دوستش [[مهرداد بهار]] نوشته است. &lt;br /&gt;
:در قهوه‌خانۀ هشتم، بالای کوه سیاه، چاهی بود که از توی آن صدای ناله‌ها و گریه‌ها می‌آمد. میم گفته بود:&lt;br /&gt;
::«یک روز از کوه سیاه بالا می‌روم و به چاه می‌رسم.»&lt;br /&gt;
:جیم به  اون نگاه  کرده بود. &lt;br /&gt;
::«نه، تنها نمی‌روی، با هم می‌رویم.» &lt;br /&gt;
:برف دوباره بنا کرده بود به باریدن و جای پاهای میم را می‌پوشاند. به کوه سیاه نگاه کرد. &lt;br /&gt;
::«منتظر نشد که باهم برویم، من هم دنبالش می‌روم.»&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دار و ندار یک نویسندۀ تمام وقت===&lt;br /&gt;
وقتی همهٔ عمر زحمت می‌کشی، کارگری می‌کنی، آموزگار می‌شوی، کارمند و کتابدار و آخرش هم مدرس دانشگاه می‌شوی ولی دست آخر می‌بینی چیزی دستت را نمی‌گیرد. نه مالی نه روحی؛ آن‌وقت دست به دامان داستان می‌شوی. این بار هم سه سال روی یک داستان وقت می‌گذاری و باز هم این‌همه زحمت هزینهٔ دو سه ماه زندگی تو را تأمین نمی‌کند. اینطوری که باشی تازه می‌فهمی نویسنده تمام وقت بودن چه حالی دارد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
در کودکی با خواندن کتاب &#039;&#039;امیر ارسالان نامدار&#039;&#039; به کتاب و قصه‌خوانی علاقه‌مند می‌شود. پول‌هایش را جمع می‌کند و با یک‌ قران و دو زار کتاب کرایه می‌کند. &#039;&#039;تارزان&#039;&#039; چنان در او تأثیر می‌گذارد که با دوستش تصمیم می‌گیرند طناب و کارد بخرند و راهی جنگل‌های مازندارن شوند. به رمان‌های پرحادثۀ فرانسوی می‌رسد: &#039;&#039;کنت مونت کریستو&#039;&#039;، &#039;&#039;سه تفنگدار&#039;&#039; و بعد رمان‌های پلیسی.&lt;br /&gt;
{{سخ}}کم‌کم به‌نظرش می‌رسد خودش هم می‌تواند بنویسد. در دبیرستان انشاهای خوبی می‌نویسد. با دوستش [[بیژن مفید]] قرار می‌گذارند که ماهیانه مطالبی بنویسند و نوشته‌های یکدیگر را نقد کنند. &lt;br /&gt;
در سال‌های دانشگاه، داستان &#039;&#039;برف‌ها، سگ‌ها و کلاغ‌ها&#039;&#039; را برای مسابقۀ داستان [[مجله سخن|مجلۀ سخن]] می‌فرستد.  سال ۱۳۳۷ داستانش چاپ می‌شود و برندۀ جایزۀ اول. تمام سیصد تومان جایزۀ خود را خرج می‌کند: ساعت و کفش و لباس می‌خرد و بقیه را به رفقایش سور می‌دهد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
میرصادقی بر این اعتقاد است که گیرایی و سرگرم‌کنندگی شاهکارهای ادبی ترفندی ادبی و سطحی نیست؛ بلکه عنصری است جدایی ناپذیر از فضای اثر و با ذات اثر پیوسته و درامیخته است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
جمال میرصادقی تقریباً هم‌زمان با [[هوشنگ گلشیری]] آموزش داستان‌نویسی را در ایران بنا نهادند، هرچند زاویه دیدشان چندان به هم نزدیک نبود؛ [[هوشنگ گلشیری|گلشیری]] بر فردیت تأکید داشت و میرصادقی همچنان فرد را جزیی از اجتماع می‌داند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:جمال و شفیعی.jpg|200px|thumb|left|جمال میرصادقی در کنار محمدرضا شفیعی کدکنی نوروز ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====[[شب بخارا]]ی جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:میرصادقی۲-.jpg|200px|thumb|left|طرحی از چهرهٔ جمال میرصادقی]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۹۲، صد و پنجاه و یکمین برنامه شب بخارا ویژهٔ جمال میرصادقی برگزار شد. در این بزرگذاشت [[علی دهباشی]]، [[ علی‌اشرف درویشیان]] و [[تورج رهنما]] صحبت کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:بخارا جمال.jpg|200px|thumb|left|پرونده جمال میرصادقی در مجلهٔ بخارا اردیبهشت ۱۳۹۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدار با جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
کتاب‌فروشی آینده با همکاری مجلهٔ بخارا در بیست و هفتمین نشست خود میزبان جمال میرصادقی، بود. [[علی دهباشی]] از سخنرانان این جلسه بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;آینده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/94053117442/|عنوان =تجربه‌های جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن|ناشر = خبرگزاری دانشجویان ایران|تاریخ بازدید = ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ = ۳۱ مرداد ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:میرصادقی۳.jpg|200px|thumb|left|بزرگداشت جمال میرصادقی درخانهٔ کتاب. ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====علی دهباشی در شب جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
استاد میرصادقی نه تنها نویسندهٔ زبان فارسی است که علاوه بر استادی در رمان و داستان کوتاه متجاوز از پانزده جلد کتاب در زمینه هنر داستان‌نویسی در ابعاد کلی و جزیی آن ترجمه یا تألیف نموده‌اند، چه در حوزهٔ معرفی نوینسدگان برجسته و مهم ادبیات جهان و چه در معرفی ونقد و بررسی آثار داستانی نوینسدگان زبان فارسی. {{سخ}}امروز، کمتر نویسنده‌ای را می‌توان یافت که بی‌نیاز باشد از مراجعه به این بخش از تألیفات و ترجمه استاد میرصادقی.{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= دهباشی|نام= علی|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= متن سخنرانی در شب جمال میر‌صادقی|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۱۶|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ذکر شاگردی علی‌اشرف درویشیان====&lt;br /&gt;
استادم که خیلی چیزها از او یاد گرفتم، در کلاس‌هایش شرکت می‌کردم و با داستان‌هایش در مجله [[سخن]] که به کرمانشاه می‌آمد آشنا شدم. و وقتی به تهران آمدم و  دانشگاه، بیشتر به خدمتشان رسیدم، به خانه‌اش می‌رفتم. باید خدممتان عرض کنم که واژهٔ [[ادبیات داستانی]] از اختراعات جمال میرصادقی وارد ادبیات شد. {{سخ}} [[اصغر الهی]] به من گفت: ««ببین، کارهای میرصادقی را خوب بخوان. در این کارها تفکر است، تفکر. تفکری که ما آن عادت نکرده‌ایم، یعنی نگذاشته‌اند که فکر بکنیم. فکر کردن قدغن بوده است. این تفکر را یاد بیگر. در کارهایت به کار ببر.» {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= درویشیان|نام= علی اشرف|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= تفکر در آثار جمال میرصادقی|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۱۸|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;داستان‌های من در کوچه شکل می‌گیرد.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{{سخ}}این جمله نشان از فهمی است که گویی نگارنده، پس از سال‌ها تحلیل و بررسی آثارش، بدان رسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;سبک خودم را ایجاد کردم&#039;&#039;&lt;br /&gt;
جان آپدایک می‌گوید که هر نویسنده در ابتدا تحت تأثیر یک نویسنده دیگر است، من هم در ابتدا سخت تحت تأثیر ویلیام فاکنر بودم ولی کم‌کم سعی کردم این تأثیر را نادیده بگیرم و به سبک خودم بنویسم. &amp;lt;ref name= &amp;quot;آینده&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; خودش را نویسنده‌ای آرمان‌گرا می‌داند. او معتقد است نویسنده‌هایی مثل [[گلشیری]] و [[ابراهیم گلستان]] به همان راهی رفتند که سیاست را از هنر جدا می‌داند. البته [[گلشیری]] جرف‌های سیاسی‌اش را هم می‌زد. اهل مبارزه هم بود، ولی در آثار خودش جامعه را کنار می‌گذاشت و از سیاست فاصله می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ =  | عنوان = ما نسلی آرمانگرا بودیم | ژورنال = روزنامه رودکی| مکان = | دوره = فرودین| شماره =۲ | سال =۱۳۸۵ | تاریخ بازبینی = ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
*برای من هرگز روشن نیست که چطور و چگونه نویسنده شدم. وقتی به گذشته برمی‌گردم، می‌بینم هرگز به آن فکر نکرده بودم؛ اگرچه شاید آرزویش را داشتم، اما آن را پایگاه باشکوهی می‌دیدم که دست‌نیافتنی و رؤیایی می‌نمود و رسیدن به آن ناممکن و دور بود. نویسندگی مثل چراغی بود که از پشت مهی انبوه، کم‌کم و به تدریج به من نزدیک شد و همۀ ذهن و فکر و جان مرا در خود گرفت.  {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= میرصادقی|نام= جمال|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= چگونه نویسنده شدم|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۴۲|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*داستان می‌تواند ناجی شما باشد، داستان نجات‌دهنده است، سخت به دست می‌آید، اما وقتی به دست آمد در زندگی کمکتان می‌کند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;آینده&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*انسان امروز با خواندن رمان می‌تواند به تعالی برسد. &amp;lt;ref name= &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
*داستان هوو برنمی‌دارد.&lt;br /&gt;
*نوشتن برای من مثل هواست، هوایی که اگر استنشاق نکنم، می‌میرم.&lt;br /&gt;
*داستان مثل محبوب است. اگر به او بی‌توجهی کنی از تو قهر می‌کند. &amp;lt;ref name= &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
میرصادقی چند وجه دارد. همچون آثارش که وجوه گوناگونی دارند. میرصادقیِ نویسنده آدم مظلومی است و گرچه از میرصادقیِ مدرس و میرصادقیِ پژوهشگر کسوت بیشتری دارد، از بد حادثه بیشتر اوقات زیر سایهٔ آن قرار گرفته است. {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= فولادی نسب|نام= کاوه|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= درس‌هایی که از جمال میرصادقی گرفتم|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۲۶ - ۲۳۱|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند===&lt;br /&gt;
«سربالایی خیابان دربند می‌رساندت به خانه‌ای قدیمی با حیاطی کوچک و گلدان‌های بنفشه روی میز کوتاه کنار اتاق. سکوت خانه را زنگ تلفنی درهم می‌شکند: علاقه‌مندی به داستان‌نویسی می‌خواهد با مرد نویسنده مشورت کند و او چون همیشه چندان اعتقادی به فطری‌بودن نویسندگی ندارد، می‌گوید داستان‌نویسی همانند هر کار دیگری به آموزش نیاز دارد و یادگرفتنی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2018-05-09 23-54-17.jpg|200px|thumb|left|جشن تولد ۸۵ سالگی جمال میرصادقی با حضور شاگردان، درمنزل ایشان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
نشر قطره، سخن، آگاه، اشاره، فرهنگ معاصر، صدای معاصر، نیلوفر، نگاه و مروارید  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در داستان‌نویسی خودآموزی کرده است و هیچ‌یک از اهالی قلم و نویسندگان معاصر ایرانی او را در این راه یاری نداده‌اند. دوست‌های معدودی که او را در نوشتن تشویق می‌کردند، خودشان نویسنده بودند. دوست‌های مهربانی بودند که داستان‌هایش را از سر لطف می‌خواندند و ایرادهایش را به او می‌گفتند. به‌گفتۀ خودش، درس‌های نویسندگی را اول از زندگی آموخت و بعد از آن، دوستانش.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}از نوشته‌های [[صادق چوبک]] و [[بزرگ علوی]]&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; تأثیر می‌گیرد و مشوق او [[مهرداد بهار]]، [[محمدرضا شفیعی کدکنی]] و [[پرویز ناتل خانلری]]&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:جمال و محمود.jpg|200px|thumb|left|جمال میرصادقی در کنار محمود دولت آبادی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس او===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مستند پرتره جمال میرصادقی (چراغ ها). کارگردان: علی زارع قنات نوی مدیر تصویربرداری: محمدهادی سبحانیان صدابردار: سینا خیاطان صداگذار: عرفان یزدی گوینده متن: انسیه ملکان مدیرتولید: محمد حسن پور دستیار کارگردان: فرزاد قبادی نژاد تدوینگر: مسیح مسیح زاده. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;چراغ‌ها&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =  https://www.aparat.com/v/4RHDQ/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C_%28%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA_%D9%87%D8%A7%29-_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1|عنوان = مستند چراغ‌ها|ناشر = |تاریخ بازدید = ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ =}} &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
بیشتر داستان‌های مجموعۀ نخست میرصادقی، وصف زندگی مردم کوچه و بازار و آداب و رسوم آن‌هاست. توصیف محلهٔ قدیمی تهران، مجالس عروسی، عزاداری، روضه‌خوانی و مانند آن‌ها. گذشته از این، میرصادقی در پاره‌ای از این داستان‌ۀا به توصیف خاطرات کودکی، به ویژه دوران بلوع و عوالم شورانگیز آن می‌پردازد. {{سخ}} در مجموعه دوم [[چشم‌های من خسته]] موضوع اصلی داستان‌ۀا فقر است. از مجموعۀ [[این سوی تَل‌های روشن]] به بعد، موضوع داستان‌های میرصادقی تغییر می‌کند. توجه نویسنده به طبقات دیگری از اجتماع، به ویژه کارمندان دولت و روشنفکران معطوف می‌شود و به تشریح مسائل آنان می‌پردازد. {{سخ}} روی آوردن به طبیعت نیز موضوع پاره‌ای از داستان‌های میرصادقی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=مبین|نام=محمد|نام خانوادگی۲=میرشاه‌ولد|نام۲=محمدرضا|عنوان=خاطرات تلخ و شیرین یک حادثه‌نویس|ژورنال=روزنامه ایران|مکان= |دوره= |شماره=۴۹۶۹|سال=۱۳۹۰|تاریخ بازبینی=۹بهمن۱۳۹۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
* بازنویسی جزء اصول داستان‌نویسی&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; است. آن‌قدر می‌نویسد که نوشته، راضی‌اش کند. گاه داستان چند صفحه‌ای را بیست‌بار بازنویسی می‌کند. حتی داستان‌هایی که چاپ شده، در چاپ مجدد دست‌کاری و تغییراتی در آن‌ها ایجاد می‌‌کند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آرمان‌گرایی از ویژگی‌های سبکی او در آثارش است. گاهی این آرمان‌گرایی به شکل پنهان بروز می کند. گاهی هم خیلی روشن و آشکار است. بعد از انقلاب اسلامی در رمان [[بادها خبر از تغیییر فصل می‌دهند]] نوعی آرمان‌گرایی دیده می‌شود. [[آتش از آتش]] هم یک نوع داستان سیاسی است.. [[اضطراب ابراهیم ]] که خودش عین آرمان‌گرایی است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نثر &#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; بسیار ساده و روان است. در عبارت او پیچیدگی تصنعی دیده نمی‌شود و اغلب نثر گفتاری را به کار می‌برد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; از سال ۱۳۴۱ اولین اثر خود را به چاپ رساند و از آن سال تاکنون همواره در حوزه‌های گوناگون مشغول به فعالیت بوده است. &lt;br /&gt;
علاوه بر مجموعهٔ داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه، آثار پژوهشی بسیاری در حوزهٔ ادبیات داستانی منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بخارا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | عنوان =کتابشناسی جمال میرصادقی | ژورنال = مجلهٔ بخارا| مکان = | دوره = سال پانزدهم | شماره =۹۹| سال =۱۳۹۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مجموعهٔ داستان کوتاه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:۲۳ داستان جمال.jpg|200px|thumb|left|مجموعه داستان کوتاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# مسافرهای شب (چاپ اول شاهزاده‌خانم سبزچشم)،(۱۳۴۱)&lt;br /&gt;
# چشم‌های من خسته (۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
# شب‌های تماشا و گل زرد (۱۳۴۷)&lt;br /&gt;
# این شکسته‌ها (۱۳۵۰)، (داستان‌های به‌هم‌پیوسته)&lt;br /&gt;
# این‌سوی تل‌های شن (۱۳۵۲)&lt;br /&gt;
# نه آدمی نه صدایی (۱۳۵۴)&lt;br /&gt;
# دوالپا (۱۳۵۷)&lt;br /&gt;
# هراس (۱۳۵۷)&lt;br /&gt;
# پشه‌ها (۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
# روشنان (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# بیست و بیست‌وسه داستان (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# نام تو آبی است (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# پرنده از سر درخت پرید (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# گل های سرخ بر آب، مجموعۀ داستان با تفسیر (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# فرهنگ داستان، پنجاه‌ویک داستان با تفسیر (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# عاشقانه‌ها و سراب‌ها، مجموعۀ پنجاه‌ویک داستان کوتاه (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رمان====&lt;br /&gt;
# درازنای شب (۱۳۴۹)&lt;br /&gt;
# شب‌چراغ (۱۳۵۵)&lt;br /&gt;
# بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
# آتش از آتش (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
# کلاغ‌ها و آدم‌ها (۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
# اضطراب ابراهیم (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# زندگی را به آواز بخوان (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# دختری با ریسمان نقره‌ای (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# دندان گرگ (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# رهایی (۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# دو چراغ آبی روشن (۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# دنیای همه رنگ (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
# مادر، عشق و دیگر هیچ (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zanan-Dastan-Nevis-01.jpg|200px|thumb|left|کتاب زنان داستان‌نویس چاپ اول ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
# ادبیات داستانی (چ.اول ۱۳۵۹)، (قصه، داستان کوتاه، رمان، پژوهشی در انواع داستان)&lt;br /&gt;
# عناصر داستان (۱۳۶۴)، (پژوهشی در اجزای داستان)&lt;br /&gt;
# داستان و ادبیات (۱۳۷۰)، (جستارهایی درزمینه ادبیات تخیلی)&lt;br /&gt;
# جهان داستانِ غرب (۱۳۷۲)، (ترجمه داستان‌هایی از نویسنده‌های غربی با تفسیر)&lt;br /&gt;
# واژه‌نامه هنر داستان‌نویسی (۱۳۷۷)، با همکاری میمنت میرصادقی (ذوالقدر)&lt;br /&gt;
# پیش‌کسوت‌های داستان کوتاه جهان (۱۳۷۸)، (با تجدیدنظر در انتشارات نیلوفر ۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران جلد یک (۱۳۸۲)، (داستان‌هایی از هشت نویسنده نسل اول [[محمدعلی جمال‌زاده]]، [[صادق هدایت]]، [[بزرگ علوی]]، [[صادق چوبک]]، [[محمود اعتمادزاده|به‌آذین]]، [[جلال آل‌احمد]]، [[ابراهیم گلستان]] و [[سیمین دانشور]] با تفسیر)&lt;br /&gt;
# داستان‌نویس‌های نام‌آور معاصر ایران (۱۳۸۲)، (بررسی آثار سی‌ویک نویسنده نسل اول و دوم ایران از آغاز تا انقلاب)&lt;br /&gt;
# شناخت داستان (۱۳۸۴)، (جستارهایی درباره داستان و داستان‌نویسی)&lt;br /&gt;
# گفت‌وگوها (۱۳۸۵)، (مجموعه مصاحبه‌های نویسنده)&lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران جلد دو (۱۳۸۶) داستان‌هایی از بیست دو نویسنده نسل دوم با تفسیر&lt;br /&gt;
# بیست‌وسه داستان از داستان‌نویس‌های امروز ایران با تفسیر (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# عرق‌ریزان روح (۱۳۸۸)، (توصیه‌هایی به نویسنده‌های جوان جستارهایی درزمینۀ داستان)&lt;br /&gt;
# راهنمای رمان‌نویسی (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# عناصر داستان (۱۳۹۰) با تجدیدنظر و افزوده‌ها&lt;br /&gt;
# راهنمای داستان‌نویسی (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# زاویه دید در داستان (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌های خیالی علمی خیالی خیال و وهم (فانتزی) (۱۳۹۲) ، (پژوهشی در انواع داستان)&lt;br /&gt;
# شناخت داستان (۱۳۹۲) (مجموعه دو کتاب داستان و ادبیات و شناخت داستان با تجدیدنظر و افزوده‌ها)&lt;br /&gt;
# داستان و داستان‌نویس همراه‌با بیست‌ویک داستان کوتاه (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
# داستان‌های پلیسی (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# چگونه می‌توان داستان‌نویس شد؟ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# گفت‌وگوها (جلد اول و دوم) (۱۳۹۴)؛ همراه‌با پانزده داستان کوتاه&lt;br /&gt;
# جهان داستان غرب (۱۳۹۵)؛ تجدیدنظر و چاپ مجدد&lt;br /&gt;
# زنان داستان‌نویس نسل سوم (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# زاویه‌دید در قصه‌ها و رمانس‌ها و انواع قصه‌های فارسی (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عناصر داستان.jpg|200px|thumb|left| پژوهش در عناصر داستانی]]&lt;br /&gt;
====دیگر آثار====&lt;br /&gt;
# چه دنیای قشنگی، داستان کودکان (۱۳۶۳)&lt;br /&gt;
# چه کسی دنبال آقای هنرور می‌رود (۱۳۹۳) نمایشنامه در یک پرده و هفت صحنه&lt;br /&gt;
#جاناتان، مرغ نوروزی (۱۳۹۷) ترجمه&lt;br /&gt;
# آن سوی پرچین، ترجمه جمال میرصادقی با محمود کیانوش     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====منتشر می‌شود====&lt;br /&gt;
# چراغ‌ها، مجموعهٔ بیست و پنج داستان کوتاه (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# پیش از آن که خبر شوی، عاشق شده‌ای،  رمان (در انتظار مجوز، منتشر شده درامریکا)&lt;br /&gt;
# هورسان‌ها، رمان ( منتشر شده در امریکا)&lt;br /&gt;
# شب زمستان، مجموعهٔ داستان&lt;br /&gt;
# بوی خوش یاس‌های امین‌الدوله، مجموعهٔ داستان &lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران، دوجلد در یک جلد، با تجدید نظر (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# نویسنده‌های نام‌آور معاصر ، با تجدید نظر (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# سرزمین رؤیاها، رمان (در دست انتشار)&lt;br /&gt;
# فرهنگ داستان‌نویسان، شیوه‌های روایت تشریحی در داستان نویسی (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# یک شاخه گل سرخ، رمان (منتشر شده در امریکا)&lt;br /&gt;
#اینگرید،  مریم ایرانی، رمان &lt;br /&gt;
# گیسوانت طلا و چشم‌هایت زمرد، رمان &lt;br /&gt;
# شهر فرنگ، مجموعهٔ داستان  با تفسیر و یک طرح&lt;br /&gt;
# شناسنامۀ داستان و داستان‌نویسی (مجموعهٔ جستارها، با شاهدهای داستانی)&lt;br /&gt;
# داستان‌های نوین (مجموعۀ جستارها با شاهدهای داستانی )&lt;br /&gt;
# شالوده‌های داستان‌نویسی (مجموعهٔ جستارها با نمونۀ شاهدهای داستانی) &lt;br /&gt;
# خفاش سیاه، رمان&lt;br /&gt;
# گلدشت داستانی، جلد دوم  « فرهنگ داستان »&lt;br /&gt;
# بچه‌های آفتاب،  بیش از هفتاد داستان کوتاه کوتاه&lt;br /&gt;
# روایت های نگارشی  در داستان&lt;br /&gt;
# عروسی گنجشک‌ها، رمان داستان کوتاه&lt;br /&gt;
# زندگی دیگر، رمان&lt;br /&gt;
# داستان‌های منتخب جمال میرصادقی&lt;br /&gt;
# برگزیدهٔ داستان‌ها &lt;br /&gt;
# این سی تا، داستان‌های انتشار یافته و نیافته، مجموعهٔ داستان، منتشر شده در امریکا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار جمال میرصادقی نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
[[نشریه بخار|نشریۀ بخارا]] در اردیبهشت ۱۳۹۳ به‌ویژه‌نامه‌ جمال میرصادقی را به چاپ رسانده است. در این شماره با عنوان «جشن‌نامۀ جمال میرصادقی» مطالبی چاپ شده است. گزارشی از بزرگداشت جمال میرصادقی و جشن روز جهانی داستان توسط شهاب دهباشی ارائه شده است. کتاب‌شانسی جمال میرصادقی نیز به پیوست ارائه شده است. سخنان کسانی چون: [[علی دهباشی]]، [[علی‌اشرف درویشیان]]، [[تورج رهنما]] و... دربارۀ او به‌چاپ رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نگاهی به رمان درازنای شب==&lt;br /&gt;
[[پرونده:درازنای شب.jpeg|200px|thumb|left|اولین رمان جمال میرصادقی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رمان درازنای شب، از جمله رمان‌های واقع‌گرای دهه چهل محسوب می‌شود که جمال میر صادقی آن را به نگارش درآورده است. اين رمان به بازتاب يکی از چالش‌های مهم جامعه يعنی «انقطاع و شکاف نسلی» اختصاص يافته است. اين مضمون اگرچه يکی از کهنه مضمون‌های ادبيات فارسی به شمار می‌رود، ازآنجاکه همواره در تمام اعصار و در ميان اکثر ملل، جريان دارد توجه بسياري را به خود معطوف کرده است. انعکاس اين موضوع مهم اجتماعی در رمان، می‌تواند در آگاهی بخشيدن به بسياری از خانواده‌های ايرانی که هنوز با اين چالش مواجه نشده‌اند، کمک شايانی کند. نويسنده در درازنای شب، اين معضل اجتماعي را در يکي از خانواده‌های سنتی رمانش که نماينده بسياری از خانواده‌های ايرانی است، به نمايش گذاشته و عواملی را که به‌تدریج در محيط خانواده، سبب ظهور و بروز اين شکاف می‌شود، با دقت و مهارت خود به تصوير کشيده است. او در اين رمان، نسل جديد و جوان را در برابر نسل بالغ و سنتی قرار داده و انقطاع نسلي را که همان نبود اشتراک ميان تفکرات پدران و مادران با فرزندان است، ترسيم کرده و نشان داده است که چگونه «انقطاع نسلی» می‌تواند نسل جديد را در برابر نسل قبلی (نسل بالغ) به شورش وادارد و انقطاع کامل و شکاف نسلی را سبب گردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;درازنای شب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= فروزنده|نام۱= مسعود|نام خانوادگی۲= صادقی|نام۲= اسماعیل|تاریخ= پاییز ۱۳۹۱|عنوان= بررسی «شکاف نسلی» به عنوان اصلی واقع گرايانه در رمان درازنای شب اثر جمال ميرصادقی |پیوند= |ژورنال= شعر پژوهی (بوستان ادب - علوم اجتماعی و انسانی )|دوره= ۴ |شماره= ۳|صفحات= از صفحه ۱۱۵تا صفحه ۱۳۲|doi= |تاریخ بازبینی= ۱۴ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;میرصادقی&#039;&#039;&#039; در اولین رمان خود، درازنای شب، منظومه مفصلی را، از معیارها و مفاهیم اخلاقی خانواده‌های سنتی و معتقد به آداب و رسوم مذهبی، توصیف کرده است و در کنار آن به رشد هنجارهای جدید و ادغام آن‌ها با بینش و دیدگاه نسل جوانی که عموماً متعلق به طبقات مرفه و سنتی جامعه بودند و از سختگیری‌ها و تعصب‌های شایع در فرهنگ آن‌ها، در تنگنا، محدودیت و فشار بودند، اشاره کرده است و هنجارها و اصول جدید را که محصول تلاقی افکار و فرهنگ ایرانی با دیگر فرهنگها بود، عاملی در جهت کم‌رنگ شدن برخی سنتها و آیینهای گذشته به شمار آورده و خصوصیت بارز این اوضاع را در فرصت بخشیدن به نسل جوان در بازنگری به دانسته‌ها، شناخته‌ها و به طور کلی جهان‌بینی آن‌ها معرفی کرده است و آن را راوی روشنی از درونی نشدن ارزش‌ها و ضعف الگوهای صحیح تربیتی قلمداد کرده است.&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;میرصادقی&#039;&#039;&#039; در اولین رمان بلند خود، درازنای شب (۱۳۴۹)، ضمن توصیف دقیقی از قواعد سنتی حاکم بر خانواده‌ها، آداب و رسومی نظیر «عزاداری‌ها و مجالس روضه‌خوانی» و ترسیم نوع ارتباط فرزندان با والدین، به انتظارات و خواسته‌های آن‌ها از یکدیگر و تحول نقش‌ها در سایهٔ دگرگونی‌های اجتماعی اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
شخصیت داستان، جوانی به نام کمال است که در خانواده‌ای مذهبی و سنتی رشد کرده و جهان‌بینی و بینش او، متأثر از معیارهای تربیتی پدر، با باورهای دینی آمیخته است؛ به گونه‌ای که خواننده با تعقیب نگاه و روند زندگی اوست که با آیین‌ها و مراسم دینی آشنا می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1212476490_jamal_mirsadeghi_p1.php/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C گسست نسل‌ها, در آثار داستانی جمال میرصادقی]، زهره زین‌الدینی میمند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =میرصادقی|نام=جمال |پیوند نویسنده= |عنوان= گفت‌وگوها|ترجمه= |جلد= |چاپ= اول| سال= ۱۳۹۴|ناشر= |مکان= تهران| شابک= |پیوند= |تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =دستاران | نام =ساره| عنوان =دربارۀ جمال میرصادقی | ژورنال = روزنامۀ ایران| مکان = | دوره = شنبه ۱۶خرداد| شماره =۲۸۱۳ | سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= خوشه‌گیر |نام= فاطمه |نام خانوادگی۲=  |نام۲=  |عنوان= |ژورنال= روزنامه کیهان|مکان= تهران|دوره= |شماره= |سال=۱۳۵۵|تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =میرصادقی|نام=جمال |پیوند نویسنده= |عنوان= عناصر داستان|ترجمه= |جلد= |چاپ= اول| سال= ۱۳۶۴|ناشر= |مکان= تهران| شابک= |پیوند= |تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =رستمی| نام = نیلوفر| عنوان =مثل یک تب | ژورنال = روزنامۀ شرق| مکان = تهران| دوره = | شماره =۲۲۰| سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= |نام= |نام خانوادگی= |نام= |تاریخ= ۲۶دی۱۳۹۴|عنوان= به کی سلام کنم|پیوند= |ژورنال= کتاب هفته|دوره= سال چهارم|شماره= ۸۹|صفحات= |doi= |تاریخ بازبینی= }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | عنوان =کتابشناسی جمال میرصادقی | ژورنال = مجلهٔ بخارا| مکان = | دوره = سال پانزدهم | شماره =۹۹| سال =۱۳۹۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= فروزنده|نام۱= مسعود|نام خانوادگی۲= صادقی|نام۲= اسماعیل|تاریخ= پاییز ۱۳۹۱|عنوان= بررسی «شکاف نسلی» به عنوان اصلی واقع گرايانه در رمان درازنای شب اثر جمال ميرصادقی |پیوند= |ژورنال= شعر پژوهی (بوستان ادب - علوم اجتماعی و انسانی )|دوره= ۴ |شماره= ۳|صفحات= از صفحه ۱۱۵تا صفحه ۱۳۲| تاریخ بازبینی= ۱۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان= توصیه‌های جمال میرصادقی در بزرگداشتش|نشانی= https://www.isna.ir/news/97052915401/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B4-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85|بازبینی= ۲۳فروردین۱۳۹۸|اثر= |تاریخ= دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ |ناشر= |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان= }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/94053117442/|عنوان =تجربه‌های جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن|ناشر = خبرگزاری دانشجویان ایران|تاریخ بازدید = ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ = ۳۱ مرداد ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نام خانوادگی= زین‌الدینی میمند|نام= زهره |عنوان= گسست نسل‌ها, در آثار داستانی جمال میرصادقی|نشانی= https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1212476490_jamal_mirsadeghi_p1.php/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C|بازبینی=  ۱۴ خرداد ۱۳۹۸|اثر= |تاریخ= ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ |ناشر= سورهٔ مهر  |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان= }}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=29649</id>
		<title>جمال میرصادقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=29649"/>
		<updated>2019-06-17T19:29:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    = جمال میرصادقی&lt;br /&gt;
|تصویر                  = جمال میرصادقی.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               = سیدحسین میرصادقی&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           = داستان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             = ۱۹اردیبهشت ۱۳۱۲&amp;lt;ref name=&#039;&#039;عناصر داستان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|میرصادقی|۱۳۶۷|ک=عناصر داستان|ص=۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
|محل تولد               = تهران&lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              = تهران&lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =از ۱۳۴۱ تاکنون &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =[[عناصر داستان]]، [[ادبیات داستانی‌]] و... &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            =[[چه کسی دنبال آقای هنرور می‌رود]](۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   =[[میمنت میرصادقی]] (ذوالقدر) شاعر و پژوهشگر&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =دستاران | نام =ساره| عنوان =دربارۀ جمال میرصادقی | ژورنال = روزنامۀ ایران| مکان = | دوره = شنبه ۱۶خرداد| شماره =۲۸۱۳ | سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                = نازنین (مترجم) و مانی (مستندساز) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی زبان و ادبیات فارسی&lt;br /&gt;
|دانشگاه                = دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               = داستان‌نویس، پژوهشگر ادبی، مدرس داستان‌نویسی&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        = [[صادق چوبک]]، [[بزرگ علوی]]&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;&amp;gt;{{پک|میرصادقی|۱۳۹۴|ک= گفت‌وگوها|ص=۱۰۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; نویسنده، مدرس و پژوهشگر نامی است با بیش از هفتادجلد کتاب رمان، داستان بلند، نقد ادبی و کتاب‌های پوهشی در زمینهٔ ادبیات داستانی.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
میرصادقی اولین داستانش را در سخن منتشر کرد. نخستین داستان او «برف‌ها، سگ‌ها، کلاغ‌ها»، در مسابقۀ داستان‌نویسی [[مجله سخن|مجلۀ سخن]]، مقام اول را گرفت.&lt;br /&gt;
{{سخ}}کتاب «شاهزاده‌خانم سبزچشم» که مجموعه چند داستان کوتاه بود، در سال ۱۳۴۱ منتشر شد. نام این کتاب در چاپ دوم به «مسافرهای شب» تغییر یافت.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}داستان‌های جمال میرصادقی تاکنون به‌ بیش از ده زبان ترجمه و در تیراژهای متعدد منتشر شده است. میرصادقی علاوه‌بر داستان‌نویسی، در زمینۀ تئوری داستان نیز آثار ارزنده‌ای منتشر کرده است.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}به‌گفتهٔ خودش، قهرمان‌ داستان‌هایش اغلب از کوچه انتخاب‌ شده‌اند و ضربان سالم و دقیق زبان جاافتادۀ آدم‌های کوچه است که به داستان‌هایش زندگی زنده و سالمی می‌بخشد. هم‌پیوندی او با مردمان کوچه بدین‌سان شکل می‌گیرد، درحقیقت او از کوچه برخاسته و خود را از آن‌ها جدا نمی‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= خوشه‌گیر |نام= فاطمه |نام خانوادگی۲=  |نام۲=  |عنوان= |ژورنال= روزنامه کیهان|مکان= تهران|دوره= |شماره= |سال=۱۳۵۵|تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}میرصادقی از همهٔ نویسنده‌های بزرگ و نام‌آور دنیا بهره برده است. بعضی از آن‌ها در دوره‌ای خاص از زندگی او به‌شدت، توجه‌اش را جلب کرده‌اند. مثل ویلیان فاکنر که در آغاز نویسندگی از او بسیار خوشش می‌آمد و سپس آثار چخوف و گورکی و تولستوی که او را جذب کرد و بارهاوبارها خواند و شاید غیرمستقیم تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفته باشد.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
در میان نویسندگان وطنی نیز [[بزرگ علوی]] و [[صادق چوبک]] از نویسندگان تأثیرگذار بر اندیشه و قلم میرصادقی هستند.&lt;br /&gt;
{{سخ}}از کارگری، معلمی و کتابداری دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم) تا کارشناس آزمون‌سازی در سازمان امور اداری و استخدامی کشور و مسؤل اسناد قدیمی در سازمان اسناد ملی ایران، همگی در شمار شغل‌هایی است که هریک در مقطعی میرصادقی را به خود مشغول کرده است و نویسندگی، برای او یک شیوهٔ زندیگ شده است. هرگز از آن دست نکشیده و درخلال تلاش‌های مجدانه و پیوسته، موفق شده تا داستان‌های کوتاه و بلند بسیار و چندین رمان خلق کند. برخی از آثار میرصادقی به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، روسی، اردو، ارمنی، رمانیایی، عبری، عربی، مجاری، ایتالیایی و چینی ترجمه شده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;عناصر داستان&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آغاز فعالیت ادبی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{{سخ}}در دانشگاه خود را به [[پرویز ناتل خانلری]] که سردبیر مجلۀ سخن و استاد دانشگاهش بود، معرفی می‌کند. خانلری از او دعوت می‌کند عضو هیأت تحریریۀ سخن شود و این‌گونه با [[رضا سیدحسینی]]، [[محمدجعفر محجوب]]، [[سیروس پرهام]]، [[ناصر پاکدامن]]، [[احمد تفضلی]] و[[هوشنگ طاهری]] همکار می‌شود و با دیگرانی چون [[بهرام صادقی]] که شروع کارش با این مجله بوده است، ارتباط برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمال میرصادقی از ابتدا به‌همان اندازه که در زمینۀ نوشتن داستان فعال بود، به آموزش داستان‌نویسی و تألیف کتاب‌هایی در این زمینه نیز توجه نشان داده است.{{سخ}} [[محمدرضا شفیعی کدکنی|شفیعی کدکنی]] تأثیر بسزایی بر پیشبرد کارهای او داشته است. جمال میرصادقی ، کتاب [[واژنامه هنر داستان‌نویسی|واژه‌نامۀ هنر داستان‌نویسی]] را با [[میمنت میرصادقی|همسرش]] به تشویق شفیعی کدکنی تألیف کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آغازگر آموزش داستان‌نویسی&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
{{سخ}}در دانشگاه تهران تدریس را به پیشنهاد شفیعی کدکنی آغاز می‌کند. پس از انقلاب فرهنگی درس تعطیل می‌شود و جزوه‌ای که برای تدریس آماده کرده بود، به کتابی دویست صفحه‌ای با نام «قصه، داستان کوتاه، رمان» تبدیل می‌شود. همان سال‌ها در فرهنگسرای نیاوران این کتاب را تدریس می‌کند؛ اما با بیشتر شدن اطلاعات و گسترش کارش، کتاب هم قطورتر می‌شود که حالا با نام [[ادبیات داستانی]] به چاپ هشتم رسیده است. بعد از تعطیلی فرهنگسرا چندسالی هم در دانشگاه آزاد اسلامی و دانشکدۀ صدا و سیما تدریس می‌کند. فشار کاری قلبش را ناراحت می‌کند و ترجیح می‌دهد به کارهای نیمه‌تمامش بپردازد. حالا هم چندسالی است که روزهای چهارشنبه در منزلش کلاس داستان‌نویسی برپاست. اکنون نیز شاگردانش نام و آوازه‌ای دارند درخور استاد. کسانی همچون [[منیرو روانی‌پور]]، [[هوشنگ عاشورزاده]]، [[منوچهر کریم‌زاده]]، [[حسن اصغری]]، [[فریبا وفی]]. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==داستانک==   &lt;br /&gt;
===گذر از دروازۀ خیال===&lt;br /&gt;
ظهر تابستان بود و حوصله‌اش سررفته بود، نه توی کوچه می‌توانست برود نه توی خانه با کسی باز کند. همین‌طور دور خودش می‌چرخید تااینکه توی زیرزمین خانه لای اسباب‌واثاثیه‌های قدیمی، کتاب &#039;&#039;امیرارسالان نامدار&#039;&#039; را پیدا کرد. تا چشم باز کرد دید شب شده و او هنوز دارد می‌خواند. مادربزرگ که در جست‌وجوی او به زیرزمین آمده بود با دیدن کتاب، گفت:&lt;br /&gt;
:«ذلیل‌مرده هرکی امیرارسلان خونده، آواره کوه و بیابون شده. می‌خوای بدبخت بشی؟»&lt;br /&gt;
{{سخ}} و او آواره داستان و داستان‌نویسی شده بود. پس از آن عشق به نوشتن و خواندن آرامش را از او ربود.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اولین داستان، اولین نگاه‌ها===&lt;br /&gt;
آمد توی خیابان. احساس می‌کرد همه دنیا او را نگاه می‌کنند. زن‌‌ها، مردها، حتا درخت‌‌ها، خیابان‌‌ها و ماشین‌ها به او خیره شده بودند. توی پوستش نمی‌گنجید. می‌خواست از خوش‌حالی پرواز کند. دخترک بازهم مثل هر روز به او سلام کرد. توی دلش خندید و با خودش گفت: &lt;br /&gt;
:«حتماً من رو شناخته. فهمیده من نویسنده شدم. فهمیده داستانم تازه توی مجله چاپ شده.» {سخ}} قند توی دلش آب شده بود و داشت کیف می‌کرد که شنید مادر نیشگونی از دخترکش گرفت و گفت:&lt;br /&gt;
:«مگه بهت نگفتم با غریبه‌ها حرف نزن؟ چرا بهش سلام دادی؟» {{سخ}} دخترک گریان گفت: &lt;br /&gt;
:«آخه بدبخته، بیچاره است... گناه داره.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===درس استاد===&lt;br /&gt;
[[شفیعی کدکنی]] دوست، استاد، مشوق و همراه سال‌های دور اوست. پیشنهاد تدریس را اول‌بار او به جمال میرصادقی می‌دهد. میرصادقی ابتدا نمی‌پذیرد. نگران است که از پس این دشوار برنیاید. اما شفیعی کدکنی کوتاه بیا نیست. آدمی است که دوستانش را هم با خودش بالا می‌کشد آن‌قدر بالا که تشویق می‌شود حتا پس از تعطیلی دانشگاه‌ها در انقلاب فرهنگی، در خانۀ شخصی خودش تدریس داستان‌نویسی را ادامه دهد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شیوۀ شاگردپروری===&lt;br /&gt;
تدریسش سینه به سینه است. شاگردان نه الزاماَ دوزانو، ولی روبه‌روی استاد می‌نشیند و از روی دست او مشق می‌کند. آن‌قدر سیاهه می‌نویسند و دور می‌ریزند تا می‌رسند به فوت کوزه‌گری. استاد فوت آخر را هم می‌گوید و راه را نشان می‌دهد. شاگردان هیچ هم لازم نیست برای جلوس در مسند شاگردی‌اش استعداد فرازمینی داشته باشند. همین‌که بخواهند و بخوانند و بنویسند کافی‌است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;نیلوفر رستمی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =رستمی| نام = نیلوفر| عنوان =مثل یک تب | ژورنال = روزنامۀ شرق| مکان = تهران| دوره = | شماره =۲۲۰| سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوستیِ میان «میم» و «جیم»===&lt;br /&gt;
دوست‌ها در داستا‌ن‌های او می‌شوند شخصیت قهرمان و دشمن‌‌ها هم همانجا سرزنش می‌شوند. داستان «قهوه‌خانهٔ هشتم» را با یاد دوستش [[مهرداد بهار]] نوشته است. &lt;br /&gt;
:در قهوه‌خانۀ هشتم، بالای کوه سیاه، چاهی بود که از توی آن صدای ناله‌ها و گریه‌ها می‌آمد. میم گفته بود:&lt;br /&gt;
::«یک روز از کوه سیاه بالا می‌روم و به چاه می‌رسم.»&lt;br /&gt;
:جیم به  اون نگاه  کرده بود. &lt;br /&gt;
::«نه، تنها نمی‌روی، با هم می‌رویم.» &lt;br /&gt;
:برف دوباره بنا کرده بود به باریدن و جای پاهای میم را می‌پوشاند. به کوه سیاه نگاه کرد. &lt;br /&gt;
::«منتظر نشد که باهم برویم، من هم دنبالش می‌روم.»&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دار و ندار یک نویسندۀ تمام وقت===&lt;br /&gt;
وقتی همهٔ عمر زحمت می‌کشی، کارگری می‌کنی، آموزگار می‌شوی، کارمند و کتابدار و آخرش هم مدرس دانشگاه می‌شوی ولی دست آخر می‌بینی چیزی دستت را نمی‌گیرد. نه مالی نه روحی؛ آن‌وقت دست به دامان داستان می‌شوی. این بار هم سه سال روی یک داستان وقت می‌گذاری و باز هم این‌همه زحمت هزینهٔ دو سه ماه زندگی تو را تأمین نمی‌کند. اینطوری که باشی تازه می‌فهمی نویسنده تمام وقت بودن چه حالی دارد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
در کودکی با خواندن کتاب &#039;&#039;امیر ارسالان نامدار&#039;&#039; به کتاب و قصه‌خوانی علاقه‌مند می‌شود. پول‌هایش را جمع می‌کند و با یک‌ قران و دو زار کتاب کرایه می‌کند. &#039;&#039;تارزان&#039;&#039; چنان در او تأثیر می‌گذارد که با دوستش تصمیم می‌گیرند طناب و کارد بخرند و راهی جنگل‌های مازندارن شوند. به رمان‌های پرحادثۀ فرانسوی می‌رسد: &#039;&#039;کنت مونت کریستو&#039;&#039;، &#039;&#039;سه تفنگدار&#039;&#039; و بعد رمان‌های پلیسی.&lt;br /&gt;
{{سخ}}کم‌کم به‌نظرش می‌رسد خودش هم می‌تواند بنویسد. در دبیرستان انشاهای خوبی می‌نویسد. با دوستش [[بیژن مفید]] قرار می‌گذارند که ماهیانه مطالبی بنویسند و نوشته‌های یکدیگر را نقد کنند. &lt;br /&gt;
در سال‌های دانشگاه، داستان &#039;&#039;برف‌ها، سگ‌ها و کلاغ‌ها&#039;&#039; را برای مسابقۀ داستان [[مجله سخن|مجلۀ سخن]] می‌فرستد.  سال ۱۳۳۷ داستانش چاپ می‌شود و برندۀ جایزۀ اول. تمام سیصد تومان جایزۀ خود را خرج می‌کند: ساعت و کفش و لباس می‌خرد و بقیه را به رفقایش سور می‌دهد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
میرصادقی بر این اعتقاد است که گیرایی و سرگرم‌کنندگی شاهکارهای ادبی ترفندی ادبی و سطحی نیست؛ بلکه عنصری است جدایی ناپذیر از فضای اثر و با ذات اثر پیوسته و درامیخته است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
جمال میرصادقی تقریباً هم‌زمان با [[هوشنگ گلشیری]] آموزش داستان‌نویسی را در ایران بنا نهادند، هرچند زاویه دیدشان چندان به هم نزدیک نبود؛ [[هوشنگ گلشیری|گلشیری]] بر فردیت تأکید داشت و میرصادقی همچنان فرد را جزیی از اجتماع می‌داند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:جمال و شفیعی.jpg|200px|thumb|left|جمال میرصادقی در کنار محمدرضا شفیعی کدکنی نوروز ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====[[شب بخارا]]ی جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:میرصادقی۲-.jpg|200px|thumb|left|طرحی از چهرهٔ جمال میرصادقی]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۹۲، صد و پنجاه و یکمین برنامه شب بخارا ویژهٔ جمال میرصادقی برگزار شد. در این بزرگذاشت [[علی دهباشی]]، [[ علی‌اشرف درویشیان]] و [[تورج رهنما]] صحبت کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:بخارا جمال.jpg|200px|thumb|left|پرونده جمال میرصادقی در مجلهٔ بخارا اردیبهشت ۱۳۹۳]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدار با جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
کتاب‌فروشی آینده با همکاری مجلهٔ بخارا در بیست و هفتمین نشست خود میزبان جمال میرصادقی، بود. [[علی دهباشی]] از سخنرانان این جلسه بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;آینده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/94053117442/|عنوان =تجربه‌های جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن|ناشر = خبرگزاری دانشجویان ایران|تاریخ بازدید = ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ = ۳۱ مرداد ۱۳۹۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:میرصادقی۳.jpg|200px|thumb|left|بزرگداشت جمال میرصادقی درخانهٔ کتاب. ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====علی دهباشی در شب جمال میرصادقی====&lt;br /&gt;
استاد میرصادقی نه تنها نویسندهٔ زبان فارسی است که علاوه بر استادی در رمان و داستان کوتاه متجاوز از پانزده جلد کتاب در زمینه هنر داستان‌نویسی در ابعاد کلی و جزیی آن ترجمه یا تألیف نموده‌اند، چه در حوزهٔ معرفی نوینسدگان برجسته و مهم ادبیات جهان و چه در معرفی ونقد و بررسی آثار داستانی نوینسدگان زبان فارسی. {{سخ}}امروز، کمتر نویسنده‌ای را می‌توان یافت که بی‌نیاز باشد از مراجعه به این بخش از تألیفات و ترجمه استاد میرصادقی.{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= دهباشی|نام= علی|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= متن سخنرانی در شب جمال میر‌صادقی|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۱۶|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ذکر شاگردی علی‌اشرف درویشیان====&lt;br /&gt;
استادم که خیلی چیزها از او یاد گرفتم، در کلاس‌هایش شرکت می‌کردم و با داستان‌هایش در مجله [[سخن]] که به کرمانشاه می‌آمد آشنا شدم. و وقتی به تهران آمدم و  دانشگاه، بیشتر به خدمتشان رسیدم، به خانه‌اش می‌رفتم. باید خدممتان عرض کنم که واژهٔ [[ادبیات داستانی]] از اختراعات جمال میرصادقی وارد ادبیات شد. {{سخ}} [[اصغر الهی]] به من گفت: ««ببین، کارهای میرصادقی را خوب بخوان. در این کارها تفکر است، تفکر. تفکری که ما آن عادت نکرده‌ایم، یعنی نگذاشته‌اند که فکر بکنیم. فکر کردن قدغن بوده است. این تفکر را یاد بیگر. در کارهایت به کار ببر.» {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= درویشیان|نام= علی اشرف|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= تفکر در آثار جمال میرصادقی|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۱۸|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;داستان‌های من در کوچه شکل می‌گیرد.&#039;&#039;&lt;br /&gt;
{{سخ}}این جمله نشان از فهمی است که گویی نگارنده، پس از سال‌ها تحلیل و بررسی آثارش، بدان رسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;سبک خودم را ایجاد کردم&#039;&#039;&lt;br /&gt;
جان آپدایک می‌گوید که هر نویسنده در ابتدا تحت تأثیر یک نویسنده دیگر است، من هم در ابتدا سخت تحت تأثیر ویلیام فاکنر بودم ولی کم‌کم سعی کردم این تأثیر را نادیده بگیرم و به سبک خودم بنویسم. &amp;lt;ref name= &amp;quot;آینده&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; خودش را نویسنده‌ای آرمان‌گرا می‌داند. او معتقد است نویسنده‌هایی مثل [[گلشیری]] و [[ابراهیم گلستان]] به همان راهی رفتند که سیاست را از هنر جدا می‌داند. البته [[گلشیری]] جرف‌های سیاسی‌اش را هم می‌زد. اهل مبارزه هم بود، ولی در آثار خودش جامعه را کنار می‌گذاشت و از سیاست فاصله می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ =  | عنوان = ما نسلی آرمانگرا بودیم | ژورنال = روزنامه رودکی| مکان = | دوره = فرودین| شماره =۲ | سال =۱۳۸۵ | تاریخ بازبینی = ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
===همراهی‌های سیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
*برای من هرگز روشن نیست که چطور و چگونه نویسنده شدم. وقتی به گذشته برمی‌گردم، می‌بینم هرگز به آن فکر نکرده بودم؛ اگرچه شاید آرزویش را داشتم، اما آن را پایگاه باشکوهی می‌دیدم که دست‌نیافتنی و رؤیایی می‌نمود و رسیدن به آن ناممکن و دور بود. نویسندگی مثل چراغی بود که از پشت مهی انبوه، کم‌کم و به تدریج به من نزدیک شد و همۀ ذهن و فکر و جان مرا در خود گرفت.  {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= میرصادقی|نام= جمال|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= چگونه نویسنده شدم|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۴۲|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*داستان می‌تواند ناجی شما باشد، داستان نجات‌دهنده است، سخت به دست می‌آید، اما وقتی به دست آمد در زندگی کمکتان می‌کند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;آینده&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*انسان امروز با خواندن رمان می‌تواند به تعالی برسد. &amp;lt;ref name= &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تکیه‌کلام‌ها===&lt;br /&gt;
*داستان هوو برنمی‌دارد.&lt;br /&gt;
*نوشتن برای من مثل هواست، هوایی که اگر استنشاق نکنم، می‌میرم.&lt;br /&gt;
*داستان مثل محبوب است. اگر به او بی‌توجهی کنی از تو قهر می‌کند. &amp;lt;ref name= &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
میرصادقی چند وجه دارد. همچون آثارش که وجوه گوناگونی دارند. میرصادقیِ نویسنده آدم مظلومی است و گرچه از میرصادقیِ مدرس و میرصادقیِ پژوهشگر کسوت بیشتری دارد، از بد حادثه بیشتر اوقات زیر سایهٔ آن قرار گرفته است. {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= فولادی نسب|نام= کاوه|تاریخ=۱۳۹۳ |عنوان= درس‌هایی که از جمال میرصادقی گرفتم|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره=فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ |شماره= ۹۹|صفحات= ۲۲۶ - ۲۳۱|doi= |تاریخ بازبینی= اردیبهت ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند===&lt;br /&gt;
«سربالایی خیابان دربند می‌رساندت به خانه‌ای قدیمی با حیاطی کوچک و گلدان‌های بنفشه روی میز کوتاه کنار اتاق. سکوت خانه را زنگ تلفنی درهم می‌شکند: علاقه‌مندی به داستان‌نویسی می‌خواهد با مرد نویسنده مشورت کند و او چون همیشه چندان اعتقادی به فطری‌بودن نویسندگی ندارد، می‌گوید داستان‌نویسی همانند هر کار دیگری به آموزش نیاز دارد و یادگرفتنی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2018-05-09 23-54-17.jpg|200px|thumb|left|جشن تولد ۸۵ سالگی جمال میرصادقی با حضور شاگردان، درمنزل ایشان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
نشر قطره، سخن، آگاه، اشاره، فرهنگ معاصر، صدای معاصر، نیلوفر، نگاه و مروارید  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در داستان‌نویسی خودآموزی کرده است و هیچ‌یک از اهالی قلم و نویسندگان معاصر ایرانی او را در این راه یاری نداده‌اند. دوست‌های معدودی که او را در نوشتن تشویق می‌کردند، خودشان نویسنده بودند. دوست‌های مهربانی بودند که داستان‌هایش را از سر لطف می‌خواندند و ایرادهایش را به او می‌گفتند. به‌گفتۀ خودش، درس‌های نویسندگی را اول از زندگی آموخت و بعد از آن، دوستانش.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}از نوشته‌های [[صادق چوبک]] و [[بزرگ علوی]]&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt; تأثیر می‌گیرد و مشوق او [[مهرداد بهار]]، [[محمدرضا شفیعی کدکنی]] و [[پرویز ناتل خانلری]]&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ساره دستاران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:جمال و محمود.jpg|200px|thumb|left|جمال میرصادقی در کنار محمود دولت آبادی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس او===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مستند پرتره جمال میرصادقی (چراغ ها). کارگردان: علی زارع قنات نوی مدیر تصویربرداری: محمدهادی سبحانیان صدابردار: سینا خیاطان صداگذار: عرفان یزدی گوینده متن: انسیه ملکان مدیرتولید: محمد حسن پور دستیار کارگردان: فرزاد قبادی نژاد تدوینگر: مسیح مسیح زاده. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;چراغ‌ها&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =  https://www.aparat.com/v/4RHDQ/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C_%28%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA_%D9%87%D8%A7%29-_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1|عنوان = مستند چراغ‌ها|ناشر = |تاریخ بازدید = ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ =}} &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
بیشتر داستان‌های مجموعۀ نخست میرصادقی، وصف زندگی مردم کوچه و بازار و آداب و رسوم آن‌هاست. توصیف محلهٔ قدیمی تهران، مجالس عروسی، عزاداری، روضه‌خوانی و مانند آن‌ها. گذشته از این، میرصادقی در پاره‌ای از این داستان‌ۀا به توصیف خاطرات کودکی، به ویژه دوران بلوع و عوالم شورانگیز آن می‌پردازد. {{سخ}} در مجموعه دوم [[چشم‌های من خسته]] موضوع اصلی داستان‌ۀا فقر است. از مجموعۀ [[این سوی تَل‌های روشن]] به بعد، موضوع داستان‌های میرصادقی تغییر می‌کند. توجه نویسنده به طبقات دیگری از اجتماع، به ویژه کارمندان دولت و روشنفکران معطوف می‌شود و به تشریح مسائل آنان می‌پردازد. {{سخ}} روی آوردن به طبیعت نیز موضوع پاره‌ای از داستان‌های میرصادقی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=مبین|نام=محمد|نام خانوادگی۲=میرشاه‌ولد|نام۲=محمدرضا|عنوان=خاطرات تلخ و شیرین یک حادثه‌نویس|ژورنال=روزنامه ایران|مکان= |دوره= |شماره=۴۹۶۹|سال=۱۳۹۰|تاریخ بازبینی=۹بهمن۱۳۹۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
* بازنویسی جزء اصول داستان‌نویسی&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; است. آن‌قدر می‌نویسد که نوشته، راضی‌اش کند. گاه داستان چند صفحه‌ای را بیست‌بار بازنویسی می‌کند. حتی داستان‌هایی که چاپ شده، در چاپ مجدد دست‌کاری و تغییراتی در آن‌ها ایجاد می‌‌کند.&amp;lt;ref name = &amp;quot;گفت‌وگو&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آرمان‌گرایی از ویژگی‌های سبکی او در آثارش است. گاهی این آرمان‌گرایی به شکل پنهان بروز می کند. گاهی هم خیلی روشن و آشکار است. بعد از انقلاب اسلامی در رمان [[بادها خبر از تغیییر فصل می‌دهند]] نوعی آرمان‌گرایی دیده می‌شود. [[آتش از آتش]] هم یک نوع داستان سیاسی است.. [[اضطراب ابراهیم ]] که خودش عین آرمان‌گرایی است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نثر &#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; بسیار ساده و روان است. در عبارت او پیچیدگی تصنعی دیده نمی‌شود و اغلب نثر گفتاری را به کار می‌برد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رودکی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;جمال میرصادقی&#039;&#039;&#039; از سال ۱۳۴۱ اولین اثر خود را به چاپ رساند و از آن سال تاکنون همواره در حوزه‌های گوناگون مشغول به فعالیت بوده است. &lt;br /&gt;
علاوه بر مجموعهٔ داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه، آثار پژوهشی بسیاری در حوزهٔ ادبیات داستانی منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بخارا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | عنوان =کتابشناسی جمال میرصادقی | ژورنال = مجلهٔ بخارا| مکان = | دوره = سال پانزدهم | شماره =۹۹| سال =۱۳۹۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مجموعهٔ داستان کوتاه====&lt;br /&gt;
[[پرونده:۲۳ داستان جمال.jpg|200px|thumb|left|مجموعه داستان کوتاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# مسافرهای شب (چاپ اول شاهزاده‌خانم سبزچشم)،(۱۳۴۱)&lt;br /&gt;
# چشم‌های من خسته (۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
# شب‌های تماشا و گل زرد (۱۳۴۷)&lt;br /&gt;
# این شکسته‌ها (۱۳۵۰)، (داستان‌های به‌هم‌پیوسته)&lt;br /&gt;
# این‌سوی تل‌های شن (۱۳۵۲)&lt;br /&gt;
# نه آدمی نه صدایی (۱۳۵۴)&lt;br /&gt;
# دوالپا (۱۳۵۷)&lt;br /&gt;
# هراس (۱۳۵۷)&lt;br /&gt;
# پشه‌ها (۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
# روشنان (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# بیست و بیست‌وسه داستان (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# نام تو آبی است (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# پرنده از سر درخت پرید (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# گل های سرخ بر آب، مجموعۀ داستان با تفسیر (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# فرهنگ داستان، پنجاه‌ویک داستان با تفسیر (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# عاشقانه‌ها و سراب‌ها، مجموعۀ پنجاه‌ویک داستان کوتاه (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رمان====&lt;br /&gt;
# درازنای شب (۱۳۴۹)&lt;br /&gt;
# شب‌چراغ (۱۳۵۵)&lt;br /&gt;
# بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
# آتش از آتش (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
# کلاغ‌ها و آدم‌ها (۱۳۶۸)&lt;br /&gt;
# اضطراب ابراهیم (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# زندگی را به آواز بخوان (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# دختری با ریسمان نقره‌ای (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# دندان گرگ (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# رهایی (۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# دو چراغ آبی روشن (۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
# دنیای همه رنگ (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
# مادر، عشق و دیگر هیچ (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی====&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zanan-Dastan-Nevis-01.jpg|200px|thumb|left|کتاب زنان داستان‌نویس چاپ اول ۱۳۹۷]]&lt;br /&gt;
# ادبیات داستانی (چ.اول ۱۳۵۹)، (قصه، داستان کوتاه، رمان، پژوهشی در انواع داستان)&lt;br /&gt;
# عناصر داستان (۱۳۶۴)، (پژوهشی در اجزای داستان)&lt;br /&gt;
# داستان و ادبیات (۱۳۷۰)، (جستارهایی درزمینه ادبیات تخیلی)&lt;br /&gt;
# جهان داستانِ غرب (۱۳۷۲)، (ترجمه داستان‌هایی از نویسنده‌های غربی با تفسیر)&lt;br /&gt;
# واژه‌نامه هنر داستان‌نویسی (۱۳۷۷)، با همکاری میمنت میرصادقی (ذوالقدر)&lt;br /&gt;
# پیش‌کسوت‌های داستان کوتاه جهان (۱۳۷۸)، (با تجدیدنظر در انتشارات نیلوفر ۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران جلد یک (۱۳۸۲)، (داستان‌هایی از هشت نویسنده نسل اول [[محمدعلی جمال‌زاده]]، [[صادق هدایت]]، [[بزرگ علوی]]، [[صادق چوبک]]، [[محمود اعتمادزاده|به‌آذین]]، [[جلال آل‌احمد]]، [[ابراهیم گلستان]] و [[سیمین دانشور]] با تفسیر)&lt;br /&gt;
# داستان‌نویس‌های نام‌آور معاصر ایران (۱۳۸۲)، (بررسی آثار سی‌ویک نویسنده نسل اول و دوم ایران از آغاز تا انقلاب)&lt;br /&gt;
# شناخت داستان (۱۳۸۴)، (جستارهایی درباره داستان و داستان‌نویسی)&lt;br /&gt;
# گفت‌وگوها (۱۳۸۵)، (مجموعه مصاحبه‌های نویسنده)&lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران جلد دو (۱۳۸۶) داستان‌هایی از بیست دو نویسنده نسل دوم با تفسیر&lt;br /&gt;
# بیست‌وسه داستان از داستان‌نویس‌های امروز ایران با تفسیر (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# عرق‌ریزان روح (۱۳۸۸)، (توصیه‌هایی به نویسنده‌های جوان جستارهایی درزمینۀ داستان)&lt;br /&gt;
# راهنمای رمان‌نویسی (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# عناصر داستان (۱۳۹۰) با تجدیدنظر و افزوده‌ها&lt;br /&gt;
# راهنمای داستان‌نویسی (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# زاویه دید در داستان (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌های خیالی علمی خیالی خیال و وهم (فانتزی) (۱۳۹۲) ، (پژوهشی در انواع داستان)&lt;br /&gt;
# شناخت داستان (۱۳۹۲) (مجموعه دو کتاب داستان و ادبیات و شناخت داستان با تجدیدنظر و افزوده‌ها)&lt;br /&gt;
# داستان و داستان‌نویس همراه‌با بیست‌ویک داستان کوتاه (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
# داستان‌های پلیسی (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# چگونه می‌توان داستان‌نویس شد؟ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# گفت‌وگوها (جلد اول و دوم) (۱۳۹۴)؛ همراه‌با پانزده داستان کوتاه&lt;br /&gt;
# جهان داستان غرب (۱۳۹۵)؛ تجدیدنظر و چاپ مجدد&lt;br /&gt;
# زنان داستان‌نویس نسل سوم (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# زاویه‌دید در قصه‌ها و رمانس‌ها و انواع قصه‌های فارسی (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:عناصر داستان.jpg|200px|thumb|left| پژوهش در عناصر داستانی]]&lt;br /&gt;
====دیگر آثار====&lt;br /&gt;
# چه دنیای قشنگی، داستان کودکان (۱۳۶۳)&lt;br /&gt;
# چه کسی دنبال آقای هنرور می‌رود (۱۳۹۳) نمایشنامه در یک پرده و هفت صحنه&lt;br /&gt;
#جاناتان، مرغ نوروزی (۱۳۹۷) ترجمه&lt;br /&gt;
# آن سوی پرچین، ترجمه جمال میرصادقی با محمود کیانوش     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====منتشر می‌شود====&lt;br /&gt;
# چراغ‌ها، مجموعهٔ بیست و پنج داستان کوتاه (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# پیش از آن که خبر شوی، عاشق شده‌ای،  رمان (در انتظار مجوز، منتشر شده درامریکا)&lt;br /&gt;
# هورسان‌ها، رمان ( منتشر شده در امریکا)&lt;br /&gt;
# شب زمستان، مجموعهٔ داستان&lt;br /&gt;
# بوی خوش یاس‌های امین‌الدوله، مجموعهٔ داستان &lt;br /&gt;
# جهان داستان ایران، دوجلد در یک جلد، با تجدید نظر (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# نویسنده‌های نام‌آور معاصر ، با تجدید نظر (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# سرزمین رؤیاها، رمان (در دست انتشار)&lt;br /&gt;
# فرهنگ داستان‌نویسان، شیوه‌های روایت تشریحی در داستان نویسی (در انتظار مجوز)&lt;br /&gt;
# یک شاخه گل سرخ، رمان (منتشر شده در امریکا)&lt;br /&gt;
#اینگرید،  مریم ایرانی، رمان &lt;br /&gt;
# گیسوانت طلا و چشم‌هایت زمرد، رمان &lt;br /&gt;
# شهر فرنگ، مجموعهٔ داستان  با تفسیر و یک طرح&lt;br /&gt;
# شناسنامۀ داستان و داستان‌نویسی (مجموعهٔ جستارها، با شاهدهای داستانی)&lt;br /&gt;
# داستان‌های نوین (مجموعۀ جستارها با شاهدهای داستانی )&lt;br /&gt;
# شالوده‌های داستان‌نویسی (مجموعهٔ جستارها با نمونۀ شاهدهای داستانی) &lt;br /&gt;
# خفاش سیاه، رمان&lt;br /&gt;
# گلدشت داستانی، جلد دوم  « فرهنگ داستان »&lt;br /&gt;
# بچه‌های آفتاب،  بیش از هفتاد داستان کوتاه کوتاه&lt;br /&gt;
# روایت های نگارشی  در داستان&lt;br /&gt;
# عروسی گنجشک‌ها، رمان داستان کوتاه&lt;br /&gt;
# زندگی دیگر، رمان&lt;br /&gt;
# داستان‌های منتخب جمال میرصادقی&lt;br /&gt;
# برگزیدهٔ داستان‌ها &lt;br /&gt;
# این سی تا، داستان‌های انتشار یافته و نیافته، مجموعهٔ داستان، منتشر شده در امریکا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار جمال میرصادقی نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
[[نشریه بخار|نشریۀ بخارا]] در اردیبهشت ۱۳۹۳ به‌ویژه‌نامه‌ جمال میرصادقی را به چاپ رسانده است. در این شماره با عنوان «جشن‌نامۀ جمال میرصادقی» مطالبی چاپ شده است. گزارشی از بزرگداشت جمال میرصادقی و جشن روز جهانی داستان توسط شهاب دهباشی ارائه شده است. کتاب‌شانسی جمال میرصادقی نیز به پیوست ارائه شده است. سخنان کسانی چون: [[علی دهباشی]]، [[علی‌اشرف درویشیان]]، [[تورج رهنما]] و... دربارۀ او به‌چاپ رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نگاهی به رمان درازنای شب==&lt;br /&gt;
[[پرونده:درازنای شب.jpeg|200px|thumb|left|اولین رمان جمال میرصادقی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رمان درازنای شب، از جمله رمان‌های واقع‌گرای دهه چهل محسوب می‌شود که جمال میر صادقی آن را به نگارش درآورده است. اين رمان به بازتاب يکی از چالش‌های مهم جامعه يعنی «انقطاع و شکاف نسلی» اختصاص يافته است. اين مضمون اگرچه يکی از کهنه مضمون‌های ادبيات فارسی به شمار می‌رود، ازآنجاکه همواره در تمام اعصار و در ميان اکثر ملل، جريان دارد توجه بسياري را به خود معطوف کرده است. انعکاس اين موضوع مهم اجتماعی در رمان، می‌تواند در آگاهی بخشيدن به بسياری از خانواده‌های ايرانی که هنوز با اين چالش مواجه نشده‌اند، کمک شايانی کند. نويسنده در درازنای شب، اين معضل اجتماعي را در يکي از خانواده‌های سنتی رمانش که نماينده بسياری از خانواده‌های ايرانی است، به نمايش گذاشته و عواملی را که به‌تدریج در محيط خانواده، سبب ظهور و بروز اين شکاف می‌شود، با دقت و مهارت خود به تصوير کشيده است. او در اين رمان، نسل جديد و جوان را در برابر نسل بالغ و سنتی قرار داده و انقطاع نسلي را که همان نبود اشتراک ميان تفکرات پدران و مادران با فرزندان است، ترسيم کرده و نشان داده است که چگونه «انقطاع نسلی» می‌تواند نسل جديد را در برابر نسل قبلی (نسل بالغ) به شورش وادارد و انقطاع کامل و شکاف نسلی را سبب گردد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;درازنای شب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= فروزنده|نام۱= مسعود|نام خانوادگی۲= صادقی|نام۲= اسماعیل|تاریخ= پاییز ۱۳۹۱|عنوان= بررسی «شکاف نسلی» به عنوان اصلی واقع گرايانه در رمان درازنای شب اثر جمال ميرصادقی |پیوند= |ژورنال= شعر پژوهی (بوستان ادب - علوم اجتماعی و انسانی )|دوره= ۴ |شماره= ۳|صفحات= از صفحه ۱۱۵تا صفحه ۱۳۲|doi= |تاریخ بازبینی= ۱۴ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;میرصادقی&#039;&#039;&#039; در اولین رمان خود، درازنای شب، منظومه مفصلی را، از معیارها و مفاهیم اخلاقی خانواده‌های سنتی و معتقد به آداب و رسوم مذهبی، توصیف کرده است و در کنار آن به رشد هنجارهای جدید و ادغام آن‌ها با بینش و دیدگاه نسل جوانی که عموماً متعلق به طبقات مرفه و سنتی جامعه بودند و از سختگیری‌ها و تعصب‌های شایع در فرهنگ آن‌ها، در تنگنا، محدودیت و فشار بودند، اشاره کرده است و هنجارها و اصول جدید را که محصول تلاقی افکار و فرهنگ ایرانی با دیگر فرهنگها بود، عاملی در جهت کم‌رنگ شدن برخی سنتها و آیینهای گذشته به شمار آورده و خصوصیت بارز این اوضاع را در فرصت بخشیدن به نسل جوان در بازنگری به دانسته‌ها، شناخته‌ها و به طور کلی جهان‌بینی آن‌ها معرفی کرده است و آن را راوی روشنی از درونی نشدن ارزش‌ها و ضعف الگوهای صحیح تربیتی قلمداد کرده است.&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;میرصادقی&#039;&#039;&#039; در اولین رمان بلند خود، درازنای شب (۱۳۴۹)، ضمن توصیف دقیقی از قواعد سنتی حاکم بر خانواده‌ها، آداب و رسومی نظیر «عزاداری‌ها و مجالس روضه‌خوانی» و ترسیم نوع ارتباط فرزندان با والدین، به انتظارات و خواسته‌های آن‌ها از یکدیگر و تحول نقش‌ها در سایهٔ دگرگونی‌های اجتماعی اشاره کرده است.&lt;br /&gt;
شخصیت داستان، جوانی به نام کمال است که در خانواده‌ای مذهبی و سنتی رشد کرده و جهان‌بینی و بینش او، متأثر از معیارهای تربیتی پدر، با باورهای دینی آمیخته است؛ به گونه‌ای که خواننده با تعقیب نگاه و روند زندگی اوست که با آیین‌ها و مراسم دینی آشنا می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1212476490_jamal_mirsadeghi_p1.php/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C گسست نسل‌ها, در آثار داستانی جمال میرصادقی]، زهره زین‌الدینی میمند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =میرصادقی|نام=جمال |پیوند نویسنده= |عنوان= گفت‌وگوها|ترجمه= |جلد= |چاپ= اول| سال= ۱۳۹۴|ناشر= |مکان= تهران| شابک= |پیوند= |تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =دستاران | نام =ساره| عنوان =دربارۀ جمال میرصادقی | ژورنال = روزنامۀ ایران| مکان = | دوره = شنبه ۱۶خرداد| شماره =۲۸۱۳ | سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= خوشه‌گیر |نام= فاطمه |نام خانوادگی۲=  |نام۲=  |عنوان= |ژورنال= روزنامه کیهان|مکان= تهران|دوره= |شماره= |سال=۱۳۵۵|تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =میرصادقی|نام=جمال |پیوند نویسنده= |عنوان= عناصر داستان|ترجمه= |جلد= |چاپ= اول| سال= ۱۳۶۴|ناشر= |مکان= تهران| شابک= |پیوند= |تاریخ بازبینی = }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =رستمی| نام = نیلوفر| عنوان =مثل یک تب | ژورنال = روزنامۀ شرق| مکان = تهران| دوره = | شماره =۲۲۰| سال =۱۳۸۳| تاریخ بازبینی = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= |نام= |نام خانوادگی= |نام= |تاریخ= ۲۶دی۱۳۹۴|عنوان= به کی سلام کنم|پیوند= |ژورنال= کتاب هفته|دوره= سال چهارم|شماره= ۸۹|صفحات= |doi= |تاریخ بازبینی= }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال | عنوان =کتابشناسی جمال میرصادقی | ژورنال = مجلهٔ بخارا| مکان = | دوره = سال پانزدهم | شماره =۹۹| سال =۱۳۹۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= فروزنده|نام۱= مسعود|نام خانوادگی۲= صادقی|نام۲= اسماعیل|تاریخ= پاییز ۱۳۹۱|عنوان= بررسی «شکاف نسلی» به عنوان اصلی واقع گرايانه در رمان درازنای شب اثر جمال ميرصادقی |پیوند= |ژورنال= شعر پژوهی (بوستان ادب - علوم اجتماعی و انسانی )|دوره= ۴ |شماره= ۳|صفحات= از صفحه ۱۱۵تا صفحه ۱۳۲| تاریخ بازبینی= ۱۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب |نام خانوادگی= |نام= |عنوان= توصیه‌های جمال میرصادقی در بزرگداشتش|نشانی= https://www.isna.ir/news/97052915401/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B4-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85|بازبینی= ۲۳فروردین۱۳۹۸|اثر= |تاریخ= دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ |ناشر= |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان= }}&lt;br /&gt;
* {{یادکرد وب|نشانی =http://bukharamag.com/1392.11.4753.html ‏|عنوان = شب جمال میرصادقی|ناشر = بخارا|تاریخ =۲۵بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۳فروردین۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/94053117442/|عنوان =تجربه‌های جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن|ناشر = خبرگزاری دانشجویان ایران|تاریخ بازدید = ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸|تاریخ = ۳۱ مرداد ۱۳۹۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نام خانوادگی= زین‌الدینی میمند|نام= زهره |عنوان= گسست نسل‌ها, در آثار داستانی جمال میرصادقی|نشانی= https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1212476490_jamal_mirsadeghi_p1.php/%DA%AF%D8%B3%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C|بازبینی=  ۱۴ خرداد ۱۳۹۸|اثر= |تاریخ= ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ |ناشر= سورهٔ مهر  |نشانی بایگانی= |تاریخ بایگانی= |کد زبان= }}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29648</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29648"/>
		<updated>2019-06-17T19:13:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران دربارهٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی‌اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی ديگری از نوشته‌های اوست. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های راضيه تجار، با زنانی روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه &#039;&#039;&#039;زن شیشه‌ای&#039;&#039;&#039; در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، &#039;&#039;&#039;ريزش زردها - رويش سبزها&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;بیست‌وچهار ساعت&#039;&#039;&#039; می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند، اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها برای فرار از اوضاع موجود به رؤيابافی و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیاگونه مواجه هستيم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ که نشان می‌دهند نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= تجار|نام= راضیه|پیوند نویسنده= راضیه تجار|عنوان= زن شیشه‌ای |سال=۱۳۹۳|ناشر= سورهٔ مهر |مکان=تهران|شابک=  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29647</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29647"/>
		<updated>2019-06-17T19:12:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران دربارهٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی‌اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی ديگری از نوشته‌های اوست. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های راضيه تجار، با زنانی روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه &#039;&#039;&#039;زن شیشه‌ای&#039;&#039;&#039; در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، &#039;&#039;&#039;ريزش زردها - رويش سبزها&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;بیست‌وچهار ساعت&#039;&#039;&#039; می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند، اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها برای فرار از اوضاع موجود به رؤيابافی و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیاگونه مواجه هستيم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ که نشان می‌دهند نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= تجار|نام= راضیه|پیوند نویسنده= راضیه تجار|عنوان= زن شیشه‌ای |سال=۱۳۹۳|ناشر= سورهٔ مهر |مکان=تهران|شابک=  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29646</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29646"/>
		<updated>2019-06-17T19:10:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* زن در آثار راضیه تجار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران دربارهٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی‌اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی ديگری از نوشته‌های اوست. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های راضيه تجار، با زنانی روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه &#039;&#039;&#039;زن شیشه‌ای&#039;&#039;&#039; در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، &#039;&#039;&#039;ريزش زردها - رويش سبزها&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;بیست‌وچهار ساعت&#039;&#039;&#039; می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند، اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها برای فرار از اوضاع موجود به رؤيابافی و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیاگونه مواجه هستيم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ که نشان می‌دهند نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29645</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29645"/>
		<updated>2019-06-17T19:10:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* زن در آثار راضیه تجار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران دربارهٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی‌اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی ديگری از نوشته‌های اوست. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های راضيه تجار، با زنانی روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه &#039;&#039;&#039;زن شیشه‌ای&#039;&#039;&#039; در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;شیشه&#039;&#039;&amp;gt;{{پک| تجار |۱۳۹۳|ک= زن شیشه‌ای }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، &#039;&#039;&#039;ريزش زردها - رويش سبزها&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;بیست‌وچهار ساعت&#039;&#039;&#039; می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند، اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها برای فرار از اوضاع موجود به رؤيابافی و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیاگونه مواجه هستيم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ که نشان می‌دهند نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29644</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29644"/>
		<updated>2019-06-17T19:01:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران دربارهٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29643</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29643"/>
		<updated>2019-06-17T19:00:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29642</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29642"/>
		<updated>2019-06-17T18:54:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29641</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29641"/>
		<updated>2019-06-17T18:52:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* فعالیت‌ در مجلات تخصصی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29640</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29640"/>
		<updated>2019-06-17T18:51:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌امیری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌ امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039; را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29639</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29639"/>
		<updated>2019-06-17T18:50:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039;را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29638</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29638"/>
		<updated>2019-06-17T18:50:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسی برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039;را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانیاند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگی.( ديگری از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتی نزدیک و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتی كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يکی دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روی خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفی از اتاق جلوی كاميون به شيشه مربعی شكلی كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابی ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستی زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدی، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتی زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماری رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتی بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردی آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يک لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يک شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايی گفت زد.دقايقی بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضای درونی و در منزل اتفاق می‌افتد. كار خانگی مشخصه اصلی آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلی هر دو داستان، مردها و تنهایی و ناخشنودی است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضی از داستان‌های تجار زن هيچ نقشی ستاره » يا اصلاً زن حضوری ندارد مثل داستان از، « تصويرهای شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفی كه هيچ توان و اراده‌ای برای تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی كه گرفتار مشكلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادي هستند؛ فشارهايی كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زنانی كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگی به رنگ خاكستری و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگری از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلی» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامی و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهی دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالای جنسی تن به ازدواجی ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفی با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضای خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زمانی هم تفاوتی بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يک سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگی آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29637</id>
		<title>راضیه تجار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=29637"/>
		<updated>2019-06-17T18:43:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام                    =  &lt;br /&gt;
|تصویر                  = راضیه تجار.jpg  &lt;br /&gt;
|توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
|نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت           =  داستان‌نویسی و رمان‌نویسی&lt;br /&gt;
|ملیت                   = &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد             =  ۵ آذر ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
|محل تولد               =  تهران &lt;br /&gt;
|والدین                 = &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
|محل مرگ                = &lt;br /&gt;
|علت مرگ                = &lt;br /&gt;
|محل زندگی              =  &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
|محل خاکسپاری           = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم            = &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر            = &lt;br /&gt;
|لقب                    = &lt;br /&gt;
|بنیانگذار              = &lt;br /&gt;
|پیشه                   = &lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =  &lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری            = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                 =  [[نرگس‌ها]] ، [[سنگ صبور]]‌،&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها            = &lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها             = &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار            =&lt;br /&gt;
|تخلص                   = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                   = منوچهر حقانی‌پرست (کارگردان سینمای دینی)&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسهٔ خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
|شریک زندگی             =&lt;br /&gt;
|فرزندان                =  &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = کارشناسی روانشناسی؛ مدرک درجه یک هنری معادل دکترا در رشته ادبیات داستانی&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
|دانشگاه                =  &lt;br /&gt;
|حوزه                   = &lt;br /&gt;
|شاگرد                  =&lt;br /&gt;
|استاد                  = &lt;br /&gt;
|علت شهرت               =  نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر         = &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از        =   &lt;br /&gt;
|وب‌گاه                  =&lt;br /&gt;
|imdb_id                =&lt;br /&gt;
|soure_id               =&lt;br /&gt;
|جوایز                  = &lt;br /&gt;
|گفتاورد                =&lt;br /&gt;
|امضا                   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Raziehtojjarb.jpg|200px|thumb|left|]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:راضیه تجار۲.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:File.png|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;راضیه تُجار&#039;&#039;&#039; از فعالان عرصه نويسندگی است. او همچنين تاكنون مسئولت‌های ادبی هنری زيادی بر عهده داشته‌است.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
در خانواده‌ای سنتی و مذهبی در یکی از محلات قدیمی تهران به دنیا آمد. علاقه زیاد به نوشتن داشت و منشأ این علاقه، به سال‌های دور زندگی او، یعنی سنین نوجوانی، باز می گردد. در آن زمان بزرگترین لذت او خواندن بود و نوشتن.  بیشتر با داستان‌های کوتاهش نزد منتقدان و اهل قلم شناخته شده است، اما همواره در دو بخش [[رمان]] و [[داستان کوتاه]] فعالیت می‌کند و بیش از ۲۲ اثر را در کارنامهٔ ادبی خود به ثبت رسانده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام =محمدرضا | نام خانوادگی۲ =  | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن }}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
{{سخ}} تجار از جمله نویسندگان زن معاصر است که در زمینه ادبیات دفاع مقدس آثاری فرمال و ماندگار نوشته است.&lt;br /&gt;
او در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان= راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آموختن با خواندن===&lt;br /&gt;
دخترکی حساس را تصور کنید که دائم توی لاک خودش است و احساس می‌کند تیله‌ای است روی سطح صیقلی آینه. نه جرأت می‌کند و نه دلش می‌خواهد از لاکش بیرون بیاید و به دیدار کسانی برود که تشنگی روحش را سیراب می‌کنند. [[جلال آل‌احمد]]، [[فروغ فرخ‌زاد]]، [[احمد شاملو]]، [[ مهدی اخوان ثالث]]، [[هوشنگ ابتهاج]] و بسیاری از نویسندگان و شعرا که با آن‌ها از طریق مجلات و کتاب‌هایشان ارتباط روحی برقرار می کرد. می‌خواندشان و  در خود غرق می‌شد. از این دریای مواج تنها دوچیز  نجاتش می‌داد؛ اول، عشقی بود که به خدا داشت و دوم، عشق به کلمه. کلماتی که در کنار هم می‌نشست و داستان می‌شد یا شعر. چه آنچه از دیگران می‌خواند، چه آنچه، خودش خلق می‌کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آتشی که از قصه‌های مادربزرگ شعله‌ گرفت ===&lt;br /&gt;
قصه‌گویی مادربزرگ‌هایش را دوست داشت، مخصوصاَ مادربزرگ مادری که برایش قصه می‌گفت، او را تا دوردستِ سرزمین رؤیا می‌برد. همین‌ قصه‌‌ها دریچه‌ای شد تا با کاغذ و قلم آمیخته شود و قصه‌هایی را توی ذهنش بسازد و روی کاغذ بریزد. بعد هم آن‌ها را برای دوستانش بخواند. همان سال‌ها و همان قصه‌ها، شعلهٔ نوشتن را در جانش انداخت و  روز به روز مسیر رفتنش را روشن‌تر کرد تا اینکه سال ۱۳۶۴ این شعله به گرمایی مطبوع و دل پذیر تبدیل شد واو را راه‌نشین داستان کرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
از کودکی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و زيباترين لحظات برای او زمانی بود كه قصه‌ای می‌خواند. اين حس در او بود تا اينكه قبل از انقلاب چند داستانش در مطبوعات چاپ شد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}پدرش صاحب رستوران بود. پدر و مادرش ذوق شاعری  و هنری داشتند. نوع نگاه شاعرانه و با احساس لطيف  هر دو به او نیز سرایت کرد. &lt;br /&gt;
به طوری‌که در مدرسه همیشه از معلم‌های انشا بالاترين نمره‌ را می‌گرفت. تااینکه به صورت جدی از سال ۱۳۶۴ به حوزهٔ هنری رفت و كارش را شروع كرد. در آنجا كسانی را مانند خودش مشتاق به ادبیات يافت و از این فرصت برای رشد استفاده کرد.&lt;br /&gt;
{{سخ}} ۲۸ سال در آموزش و پرورش خدمت كرد و هم‌اکنون نیز بخشی از وقتش صرف خواندن كارهای نوقلم‌ها می‌شود و در دفتر کار خود و همسرش، هر سه‌شنبه كلاس داستان‌نويسي برگذر می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ رسالت| مکان = تهران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
منوچهر حقاني‌پرست، از نخستين كارگردانان سينمای ايران پس از انقلاب و همسر راضيه تجار در سن ۵۹ سالگی به دلیل عارضه قلبی درگذشت. او سنگ‌بنای فیلم دینی را با تولید فیلم &#039;&#039;&#039;توجیه&#039;&#039;&#039; در ایران گذاشت و بسیاری از افرادی که اکنون در سینمای ایران فعالیت دارند، شاگرد او بوده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;همسر &#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZITOJ.png|200px|thumb|left|گفت‌وگو با روزنامهٔ رسالت، اردیبهشت ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به گفتهٔ خودش آدمی صادق، جسور، متنفر از دروغ، متعهد و لجباز است.  &amp;lt;ref name=&#039;&#039;رسالت&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
شخصیت توانمند، سخت کوش و روحیه شاگردپروری از ویژگی‌های راضیه تجار است. برخی ویژگی‌های مثبت او توجه و احترام به استعدادهای نوپا است. &lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های خاص تجار سخت کوشی اوست که در جشنواره‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها حضور و مسئولیت‌های اجرایی داشتند که شاخص شخصیت او است. برخی‌ها وقتی در مسئولیتی قرار می‌گیرند شخصیتشان فرق می‌کنند اما تجار چنین نبود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===امضاء بیانیه در حمایت از صالحی‌امیری===&lt;br /&gt;
راضیه تجار به همراه جمعی از اعضای موسسهٔ هنرمندان پیشکسوت، طی امضاء بیانیه‌ای  &#039;&#039;&#039;سید رضا صالحی امیری&#039;&#039;&#039;را شخصیتی تحلیل گر، اهل دانش و آشنا به حوزه فرهنگ و هنر معرفی کردند و از او برای انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت کردند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بیانیه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:DIDARRAZI.jpg|200px|thumb|left|دیدار هیئت مدیرهٔ انجمن قلم با استاد سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
ازجمله سوابق کاری راضیه تجار به موارد زیر می‌توان اشاره کرد: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*از مؤسسین انجمن قلم و دبیر انجمن آن؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای هنر؛&lt;br /&gt;
*مسئول جلسات نقد و بررسی داستان حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی [[جشنواره پروین اعتصامی]] و [[جایزهٔ جلال آل احمد]]؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و نشر دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*دبیر جشنواره قلم زرین دو دوره؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت علمی بنیاد پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*کارشناس داستان وزارت ارشاد اسلامی، کارشناس داستان جشنواره‌های آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌ در مجلات تخصصی====&lt;br /&gt;
*سردبير فصلنامهٔ ادبيات داستانی؛&lt;br /&gt;
*سردبیر و فصلنامه اصحاب قلم؛&lt;br /&gt;
*مسئول صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همکاری با این روزنامه از سال..&lt;br /&gt;
*عضو شورای کارگاه و قصه و رمان حوزه هنری&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی؛ &lt;br /&gt;
*مدرس و داور داستان‌نویسی در آموزش‌وپرورش؛&lt;br /&gt;
*عضو هیئت‌علمی بنیاد پروین اعتصامی؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلم‌نامه‌نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*دبیر تحریریه فصلنامه قصه؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد دفاع مقدس؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد شهید؛ &lt;br /&gt;
*عضو شورای داستان‌نویسی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس داستان‌های رئالیستی برای مجله زن روز به مدت نه سال؛ &lt;br /&gt;
*داستان‌نویس روزنامه حوادث با نام مریم مهاجر.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عضو شورای سردبیری فصلنامه ادبیات داستانی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فصلنامه قصه&lt;br /&gt;
*همکاری با نشریاتی چون جام جم، کیهان فرهنگی، سروش، زن روز؛&lt;br /&gt;
*همکاری با پیک قصه‌نویسی حوزه هنری؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای فیلمنامه نویسی و ادبیات در بنیاد فارابی؛&lt;br /&gt;
*عضو شورای ادبی بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی.&lt;br /&gt;
[[پرونده:RAZIYETOJJAR3|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داوری در جشنواره‌های ادبی====&lt;br /&gt;
*کتاب سال؛&lt;br /&gt;
*کتاب فصل؛&lt;br /&gt;
*گام اول؛&lt;br /&gt;
*قلم زرین؛&lt;br /&gt;
*پروین اعتصامی؛&lt;br /&gt;
*نقد سال؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی یوسف؛&lt;br /&gt;
*کتاب سال شهید غنی پور؛&lt;br /&gt;
*ادبیات داستانی انقلاب چند دوره؛&lt;br /&gt;
*جشنواره ادبی بنیاد شهید؛&lt;br /&gt;
*جشنواره بسیج طی چند دوره؛&lt;br /&gt;
*قصه‌های قرآنی چند دوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
*فرهنگی بازنشسته (معلم، دبیر، معاون، مدیر)؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان نویسی از سال ۶۷ تا به امروز؛&lt;br /&gt;
*مدرس داستان در فرهنگسراهای تهران (انقلاب، بهمن، آیه)؛&lt;br /&gt;
*تدریس اصول و عناصر داستان‌نویسی در دانشکدهٔ صدا و سیما؛&lt;br /&gt;
*مدرس و داور جشنواره‌های داستان آموزش و پرورش.&lt;br /&gt;
[[پرونده:TOJJAR4.jpg|200px|thumb|left|آیین تجلیل از همسران جانبازان با حضور راضیه تجار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
====نکوداشت &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; در جایزهٔ قلم زرین====&lt;br /&gt;
در مراسم پایانی شانزدهمین دورهٔ جایزهٔ قلم زرین، روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۹۷ همزمان با [[روز قلم]] در محل [[انجمن قلم]] از راضیه تجار تجلیل شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه دیگران درباهرٔ راضیه تجار===&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[عبدالعلی دستغیب]]====&lt;br /&gt;
ازنظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه گلریزان بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[غلامعلی حداد عادل]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار هم خود داستان‌ساز در انقلاب بود و هم داستان‌نویس و از سوی دیگر داستان‌نویس آفرین هم بود یعنی تلاش می‌کرد داستا‌ن‌نویسان عرصه انقلاب را در حوزه زنان پرورش دهد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;افکار نیوز&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دیدگاه [[محمد میرکیانی]]====&lt;br /&gt;
راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال و پرتلاش است. در دوره‌ای که نویسندگان به شدت دلبستهٔ نثر بودند و موجی از آثار داستانی نثر منتشر می‌شد، داستان کوتاه &#039;&#039;هفت‌بند&#039;&#039; از تجار منتشر شد که سرآغاز موج جدیدی از داستان‌نویسی بود. بازی با کلمات در این کتاب وجود نداشت و فضاسازی و شخصیت‌پردازی از ویژگی‌های آن بود.&lt;br /&gt;
{{سخ}} یکی از ویژگی‌های تجار شاگردپروری اوست. او به کسانی که می‌خواهند وارد عرصه ادبیات شوند، تعهد دارد. معمولاَ کسانی که در هر عرصه‌ای به تازگی وارد می‌شوند، هراس دارند. راضیه تجار معمولا به این افراد توجه می‌کند و به آن‌ها آرامش می‌دهد که این یکی از ویژگی‌های شاخص اوست. دیگر ویژگی‌ای که درباره راضیه تجار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، سخت‌کوشی این نویسنده است. او از سفر، تفریح و با خانواده بودن گذشت تا به ادبیات و فرهنگ کشور خدمت کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;ایسنا&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زن در آثار راضیه تجار===&lt;br /&gt;
زنان در آثار تجار جایگاه سنتی دارند؛ در رنج و ناراحتی هستند و حالتی از نارضایتی مداوم را نشان می‌دهند، در سكون و وابستگی به سر می‌برند، در مقابلِ مردان و  سرنوشت تسلیم محض هستند و از خود قدرت، اراده و اختیاری ندارند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| ۳۹۴ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}بیشتر شخصیت‌های اصلي داستان‌های تجار زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهاي زنان آگاه است؛ زناني كه گرفتار مشكلات خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتاراني‌اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستري و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ويژگي.( ديگري از نوشته‌های اوست (&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| ۱۳۸۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} در داستان‌های خانم راضيه تجار، با زناني روبر و می‌شویم كه بيشتر به خصوصيات سنتي نزديك و اكثر آنان تسليم و وابسته مردان و شرايط هستند. آن‌ها توان تغيير اوضاع را ندارند و هر آنچه پيش می‌آید پذيرا در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان « گلريزان » می‌شوند. به‌عنوان نمونه زنان در داستان كاملاٌ تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واکنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آه و ناله است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::سوار شويد. آن‌ها حركتي كردند. اول عزيز خانم و بعد مرجان، ميان اثاث‌ها خود را جابه‌جا كردند. كاميون كه به راه افتاد، يكي دو پنجره بسته نیمه‌باز شد و آن‌ها روي خود را محکم‌تر گرفتند. از خم كوچه كه گذشتند، آقا مصطفي از اتاق جلوي كاميون به شيشه مربعي شكلي كه صورت آن‌ها ر ا در خود قاب كرده بود كوبيد و از آن‌ها پرسيد راحتيد هیچ‌کدام جوابي ندادند.  &lt;br /&gt;
زن بدون مرد تنها و ناتمام است و تمام هستي زن در اين داستان با مرد واقعيت پيدا می‌کند و فقدان مرد، بيم و نااميدي، رنج و شكست را به همراه دارد. نيز می‌بینیم كه حيات و سلامتي زن، وابسته به مرد و توجه «زن شیشه‌ای » در داستان او است. زن با فكر اينكه شوهرش او را باوجود بيماري رها كرده است، حالش وخیم‌تر شده و درنهایت می‌میرد. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
::حتي دكتر باور كرده بود كه رويش مرگ در او متوقف شده است و اين وقتي بود كه مرد كلامش گرم بود و نفسش هم؛ اما بعد پنجره باز شد و سوز سردي آمد.  زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
::نگاهش به سقف دوخت. يك لبخند گيج، مثل پروانه‌ای، بال زد و از گوشه لبش و يك شاخه با لبه‌ای تيز، پوستش را شكافت و بيرون « ترق »: گريخت. صدايي گفت زد.دقايقي بعد، سر زن به یک‌سو افتاد و نگاهش خيره به شاخ‌های كه مدام می‌بالید و همه سالن را پر می‌کرد.و بر آن فراز، قلبش آرام‌آرام، ياد مرد را گريه می‌کرد. همان: 93 زن شیشه ای ۱۳۹۳ چاپ دوم سوره مهر&lt;br /&gt;
زنان آثار تجار محصور در خانه هستند و اكثر داستان‌ها در فضاي دروني و در منزل اتفاق ميافتد. كار خانگي مشخصه اصلي آن‌ها است. تنها در دو مورد زن در بيرون از خانه كار زنان در، « ريزش زردها - رويش سبزها » و « بیست‌وچهار ساعت » می‌کند، در داستان‌های بيرون از خانه شاغل هستند اما مسئله اصلي هر دو داستان، مردها و تنهايي و ناخشنودي است. آن‌ها براي فرار از اوضاع موجود به رؤيابافي و خیال‌پردازی پناه می‌برند و از اين لحاظ بيشتر با توصیفاتی رؤیا گونه مواجه هستيم. در بعضي از داستان‌های تجار زن هيچ نقشي ستاره » يا اصلاً زن حضوري ندارد مثل داستان از، « تصويرهاي شكسته » ندارد مثل داستان زنان در داستان‌های موردبررسی از تجار، افرادي ناراحت، ناراضي، افسرده،.« تا ستارگان مضطرب، نااميد و ناتوان هستند، موجودات ضعيفي كه هيچ توان و اراده‌ای براي تغيير وضع موجود ندارند. آن‌ها مغلوب، اسير و تسليم شرايط هستند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}} بيشتر شخصیت‌های اصلي داستان‌های او زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند كه نويسنده از دردهاي زنان آگاه است؛ زناني كه گرفتار مشكلات خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي هستند؛ فشارهايي كه جامعه بر آن‌ها تحميل می‌کند. زنان داستان‌های او براي بيرون آمدن از شرايط خود تلاش خاصي نمی‌کنند. زناني كه نه راه بيرون آمدن را می‌دانند و نه توان ق دم گذاشتن به اين راه را دارند. آنان گرفتاراني اند پيچيده در شرايط و آنچه تقدير و زمانه و ديگران برايشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند.  اين نويسنده، زندگي به رنگ خاكستري و پر از مشكل را كه می‌بیند، همان را به تصوير می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. اين ویژگی ديگري از نوشته‌های اوست . &amp;lt;ref name=&#039;&#039;مرادی&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; از آثارش===&lt;br /&gt;
حتی اگر شخصیت داستان‌هایم مذکر باشند، باز به موضوع‌هایی می‌پردازم که در بین زن و مرد به طور یکسان اتفاق می‌افتد، همچون عشق یا رنج‌های بشری. در هر حال، آنچه را که حس و دریافت کرده‌ام، به آن رویکرد دارم و قائل به تفاوت بین دیدگاه و برخوردهای عقلانی یا احساسی زن و مرد، هستم. من یک زن هستم و زن آماجگاه رنج و احساس. به همین جهت آبشخور فکرم جایی است که تجلی‌گاه زن است و معتقدم با وجودی که این همه گفته‌ام، باز ناگفته ها بیشتر است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پیام زن&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
من نخست برای خودم می‌نويسم. يعنی همهٔ كتاب‌های «دلي» مثل «نرگس‌ها»، «زن شيشه‌ای»، «شعله و شب»، «آرام شب به خير»، «كوچه اقاقيا» و... كار «دلی» هستند؛ اما برخی كارها را هم با جنبهٔ ژورناليستی نوشته‌ام. مثل «فانوسی بيفروز» كه برای مخاطبان خانم نوشته‌ام. برای تيپی كه ساده‌تر و عام‌تر هستند. سعی كردم در اين كار درد اين تيپ اجتماعی را منعكس كنم؛ اما وقتی كه می‌خواهم يک كار خلاقانه انجام دهم، به اين فكر نمی‌كنم كه مخاطب از چه متنی خوشش می‌آيد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;امید&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی برای نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادان و شاگردان===&lt;br /&gt;
در دهه ۶۰، یک آگهی از کلاس داستان‌نویسی در حوزه هنری، باعث ورود او به وادی داستان‌نویسی شد که توانست از همان‌سال‌ها یاد بگیرد، بنویسد و آموزش دهد.  &lt;br /&gt;
{{سخ}}او روحیهٔ شاگردپروری دارد. معمولاَ افراد و عناصر نوپا به شدت حساس و نگران و دغدغه‌مند هستند که مورد توجه قرار گیرند و اینجاست که نقش اساتید به میان می‌آید. خانم تجار تحریک چنین ویژگی‌هایی را داشتند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
راضیه تجار از نویسندگان صاحب سبک و شناخته شدهٔ کشورمان است که اهالی ادبیات او را هم به خاطر نوشته‌هایش و هم به خاطر حضور فعالش در جشنواره‌های ادبی به خوبی می‌شناسند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دفاع۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
بیشتر شخصیت‌های اصلی داستان‌های &#039;&#039;&#039;راضیه تجار&#039;&#039;&#039; را زنان‌اند؛ و نشان می‌دهند که نویسنده از دردهای زنان آگاه است؛ زنانی که گرفتار مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فشارهایی که جامعه بر آن‌ها تحمیل می‌کند. زنان داستان‌های او برای بیرون آمدن از شرایط خود تلاش خاصی نمی‌کنند. زنانی که نه راه بیرون آمدن را می‌دانند و نه توان قدم گذاشتن به این راه را دارند. آنان گرفتارانی اند پیچیده در شرایط، و آنچه تقدیر و زمانه و دیگران برایشان رقم‌زده‌اند و می‌زنند. این نویسنده، زندگی به رنگ خاکستری و پر از مشکل را که می‌بیند، همان را به تصویر می‌کشد و داستان را در همان فضا تمام می‌کند. این، ویژگی دیگری از نوشته‌های اوست.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
====نخستین داستان==== &lt;br /&gt;
او در نخستین داستانش با نام هفت‌بند که در سال ۱۳۶۴ نوشته‌شده، به مسائل جنگ و تبعات آن پرداخته است. مردی به خاطر این‌که شغلش ایجاب می‌کند- یا رزمنده است- مرتب در سفر باشد، همیشه از همسرش دور است. این امر همسر او را آزار می‌دهد. هر دو منتظر زمانی هستند که با خیالی آسوده بهارها و بقیه فصل‌ها را برکنار هم بگذرانند، اما هنوز این فرصت به وجود نیامده است. مرد برای هر سفری که می‌رود روی چوب‌دستی‌اش که چون نی است و آن را در همه سفرها همراه داشته است، خطی می‌کشد. این بار هفتم است که او به سفر می‌رود و خط هفتم را می‌کشد، ولی آن را با خود نمی‌برد. زن در هفت فصل از داستان از شرایط احساسات و درونیات خود خبر می‌دهد در آخرین فصل از داستان خبر شهادت همسرش را می‌آورند. این همان چیزی است که زن آن را حس کرده بود.در بخشی از داستان در آن هنگامه آتش و خون آمده است: &lt;br /&gt;
::وقتی‌که خانه را ترک می‌کردی، چکمه‌هایت را جفت کرد. چفیه را به گردنت انداخت، قرآن و آب و آینه را طاق نصرت راهت ساخت. چون نگاهش کردی، اشک‌هایش را با پس‌دست پاک کرد اما نگفت نرو. و تو ماندی، ماندی تا آخرین گلوله‌ات را به‌سوی دشمن انداخته باشی. ماندی با سرفه‌های پی‌درپی و پایی که دیگر نبود. چشمی که برق نمی‌زد یا آستینی خالی در باد. اما نشکستی. محکم و استوار ماندی.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
ازجمله آثار تجار عبارت‌اند از: &amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#نرگس‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زن شیشه‌ای (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#هفت بند بندهای روشنایی هفت بند بندهای روشنایی &lt;br /&gt;
#سفر به ریشه‌ها (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#شعله و شب (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#سنگ صبور: رمان(۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#از خاک تا افلاک: زندگی نامه داستانی محمدفرید الدین عطار (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز۳ (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#فانوسی بیفروز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید شیرودی (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#زندگینامه داستانی شهید بابایی &lt;br /&gt;
#جای خالی آفتابگردان ها (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#هم سیب، هم ستاره: مجموعه داستان (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#کوچهٔ اقاقیا (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آرام شب‌به‌خیر؛ مجموعه داستان (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پاورچین تا عشق (و چند داستان دیگر) (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#ستاره من: خاطرات سردار شهید حمید عربنژاد (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#بانوی رنگین‌کمان: زندگی نامه داستانی اشرف قندهاری(۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#محبوبه صبح: زندگی نامه داستانی محبوبه دانش(۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#سهیلیان به روایت همسر شهید (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#این چراغ نباید خاموش شود (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#بندهای روشنایی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#بانوی آبی ها: زندگی نامه داستانی خلبان شهلا ده بزرگی اولین زن خلبان ایران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز ۲ (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
#آواز پرواز (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#جایی که آسمانش آینه‌کاریست گمان مبر که شعله بمیرد، براساس زندگینامه شهید محمد سلیمانی(۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#سه‌شنبه‌های عزیز: داستان‌های کوتاه کوتاه (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
#خورشید باران (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
#هفت‌بند (۱۳۶۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
*«جای خالی آفتابگردان‌ها» مجموعه داستان‌های كوتاه جنگ، سال ۱۳۸۴ كتاب برگزيده بنياد حفظ آثار و ارزش‌ها دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*«آرام، شب بخير»، جايزه اول از سوی دفتر زنان وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان = نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند|ژورنال=روزنامهٔ ایران }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده زن برگزیده ادبیات هشت سال دفاع مقدس&lt;br /&gt;
*کوچه اقاقیا رمان برگزیده یک دهه از سوی آموزش و پرورش&lt;br /&gt;
*هفت بند برنده جایزه سطرهای سرخ از بنیاد شهید&lt;br /&gt;
*تقدیر شده به عنوان سی سال فعالیت ادبی جشنوارهٔ پروین اعتصامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
*تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار ( پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . ۱۳۹۵، مقطع کارشناسی ارشد){{سخ}}دانشجو: لیلا رنجبر سرایدشتی {{سخ}}در این پایان‌نامه به بررسی عناصرداستانی در پنج مجموعه داستانی راضیه تجار پرداخته شده است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۲&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*بررسی جلوه‌های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار {{سخ}}دانشجو: فاطمه غلامی {{سخ}}پایان‌نامه. دولتی - دانشگاه پیام نور (وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری) - دانشگاه پیام نور استان گیلان - مرکز پیام نور رشت . 1395 . کارشناسی ارشد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۳&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد {{سخ}} دانشجو:  ساره دانشفر {{سخ}}وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - ۱۳۸۹- (کارشناسی ارشد) &amp;lt;ref name=&#039;&#039;پایان‌نامه۱&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر از راضیه تجار===&lt;br /&gt;
در این بخش چند اثر از راضیه تجار بررسی می‌شود. آثاری که بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند و دربارهٔ آن‌ها سخن گفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[پرنده پريدنی است]]====&lt;br /&gt;
راضيه تجار در زمينه زندگينامه داستانی تبحر خاصي دارد و با قلمی شاعرانه رمان &#039;&#039;پرنده پريدنی است&#039;&#039; را برای نوجوانان براساس زندگی شهيد شيرودی و «آواز پرواز» را براساس زندگی شهيد بابايی تأليف كرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی مجموعه‌ داستان‌ [[هفت بند]]====&lt;br /&gt;
&#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; مجموعه‌ای از داستان‌های راضیه تجار است که براساس زندگی زنان و خانواده‌های رزمندگانی نوشته شده كه در انتظار بازگشت عزيزان خود نشسته‌اند. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;روزنامهٔ ایران&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}راضیه تجار، در دو دههٔ اخیر، از نویسندگان برجسته ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در میان داستان‌های کوتاه وی، داستان &#039;&#039;هفت بند&#039;&#039; از مجموعه داستانی با همبن نام، در زمرهٔ بهترین آثار اوست. تحلیل این اثر نشان می‌دهد که &#039;&#039;تجار&#039;&#039;، با مبانی و اصول فنی داستان‌نویسی کوتاه به‌خوبی آشنا بوده و توانسته است با آغاز و پایان‌بندی مناسب، طرح و پیرنگ منسجم و استوار، شخصیت‌پردازی مناسب، فضاسازی و صحنه‌پردازی‌های تاثیرگذار و به کارگیری سبک بیانی خاص و نثری ویژه، اثر داستانی برجسته‌ای را به عرصه ادبیات داستانی دفاع مقدس عرضه کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بجنورد&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی رمان [[کوچهٔ اقاقیا]]====&lt;br /&gt;
رمان &#039;&#039;کوچه اقاقیا&#039;&#039; از زبان راوی سوم شخص روایت می‌شود، نویسنده به نابسامانی‌ای خانوادگی و اجتماعی زندگی زنان ایرانی در سال‌های دههٔ ۲۰ و ۳۰پرداخته است. این رمان درباره اقشار مختلفی از زنان جامعه‌ای است که به مظلومیت خو گرفته‌اند و در ناکامی‌ها و ناملایمات زندگی تسلیم می‌مانند. تجار همچنین فیلم‌نامه‌ای را بر اساس این رمان برای مرکز سیما فیلم به نگارش درآورده است. در مجموعه داستان آرام شب‌به‌خیر نیز دغدغه تجار، پرداختن به مسائل زنان در اجتماع و خانواده و مشکلات آنان در جامعه امروزی است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تجار۱&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}مؤلّفه‌­های زنانه‌­نگاری در سبک نگارش رمان کوچۀ اقاقیا مؤثّر بوده‌اند این مؤلّفه­‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
*زبان زنانه؛&lt;br /&gt;
*عواطف زنانه؛&lt;br /&gt;
*مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان.&lt;br /&gt;
زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حس عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می‌پرهیزند و در گفتار اغلب آن‌ها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژهٔ رنگی و تعدّد به‌­کارگیری رنگ‌­های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان، بدان صبغه­‌ای زنانه بخشیده­ است؛ علاوه ­براین، عاطفهٔ مادری یکی از قوی­ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه‌ها نیز بر سبک زنانهٔ آن تأکید دارد. همچنین در این رمان بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیت‌های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه‌­ای روی آورده­‌اند. در این رمان مصادیق متعددی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می­‌کند و نشان می‌دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زن و فرهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=عرب یوسف‌آبادی|نام=فائزه|عنوان= بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا |ژورنال=زن و فرهنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی داستان [[گلريزان]]====&lt;br /&gt;
داستان گلريزان، قصه درد، رنج، ناكامي و ناديده انگاشتن زنان است، زناني كه از سه نسل متفاوت، سرنوشت مشابهي دارند. بی‌بی از غصه دق می‌کند، مرجان و مادرش همانند يك كالاي جن سي تن به ازدواجي ناخواسته و دردناك  می‌دهند كه درواقع طي معامله‌ٔ آقا مصطفي با اوس رجب، مصادره می‌شوند. زنان اين داستان در مقابل سرنوشت، سنت‌ها و مردان کاملاً تسليم و وابسته هستند و هيچ اختيار و اراده‌ای از خود ندارند، تنها واكنش آن‌ها به حوادث يا نفرين و آ ه و ناله است، يا گريه. در طول داستان، زنان در فضاي خانه محصور بوده، وابسته مردان، سنت و سرنوشت هستند. ازلحاظ زماني هم تفاوتي بين سه نسل از زنان وجود ندارد و هم بی‌بی و عزيز خانم و هم مرجان محکوم‌به يك سرنوشت تلخ و مشابه هستند و شيوه زندگي آن‌ها کاملاً شبيه هم است. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;سنندج&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
بیشتر آثارش در انتشارات حوزهٔ هنری (سوره مهر) به چاپ رسیده است. همچنین با ناشرانی چون نشر شاهد نیز کار کرده است.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
در طول ۳۰ سال فعالیت ادبی، بیش از ۴۰ عنوان کتاب به چاپ رسانده است که بسیاری از آن‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;انجمن قلم&#039;&#039;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =| نام =| نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = گفت‌وگو با راضیه تجّار | ژورنال = پیام زن| مکان = | دوره = | شماره =۱۲۱ | سال =۱۳۸۱  | تاریخ بازبینی = ۲۴ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =محمدی | نام =سایر | عنوان= نگذاريم سوژه‌های جنگ فراموش شوند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره =۳۶۷۱ | سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =گل‌پرور | نام =یوسف | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = بررسی شکل و ساختار داستان کوتاه هفت بند (از مجموعه آثار داستانی ادبیات مقاومت) | ژورنال = نخستین همایش ادبیات مقاومت با محوریت شهدای دانشجو استان خراسان شمالی| مکان = بجنورد | دوره = | شماره =| سال = ۱۳۹۶  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = عرب یوسف آبادی | نام =فائزه | نام خانوادگی۲ = کلبعلی | نام۲ =شهلا  | عنوان = بررسی سبک زنانه در رمان کوچهٔ اقاقیا | ژورنال = زن و فرهنگ| مکان = تهران | دوره = ۱۰| شماره =۳۵ | سال = بهار ۱۳۹۷  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جمالی | نام =شهروز | نام خانوادگی۲ = سجادی| نام۲ =سیده رؤیا | عنوان = بررسی جایگاه زن در آثار سیمین دانشور، فرشته مولوی و راضیه تجار  | ژورنال = فصلنامهٔ تخصصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد سنندج| مکان = سنندج | سال =هفتم | شماره = ۲۴ | سال = پاییز ۱۳۹۴ | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =ولی مرادی | نام =فرشته | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او | ژورنال = مجلهٔ ادبیات داستانی| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۸۸| سال = اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴  | تاریخ بازبینی = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ۱۳۸۴}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =بی‌نیاز | نام =امید | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان = دست‌هايی براي نوشتن بالا می‌روند | ژورنال = روزنامهٔ ایران| مکان = تهران | دوره = | شماره = ۳۶۳۰| سال = ۱۳۸۶  | تاریخ بازبینی = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://bookroom.ir/people/1712/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان =  راضیه تجار |ناشر= سایت پاتوق کتاب فردا  |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =۲۳ آذر ۱۳۹۳}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/759430-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1 |عنوان = صحبت‌های حداد عادل دربارهٔ راضیه تجار|ناشر= سایت افکار نیوز |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://www.isna.ir/news/97041408197/ |عنوان = نکوداشت راضیه تجار در جایزه قلم زرین|ناشر= سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی =https://anjomanghalam.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1/ |عنوان = صفحهٔ راضیه تجار |ناشر=  انجمن قلم ایران |تاریخ بازدید = ۲۶ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۴ اسفند ۱۳۹۵  }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= https://www.farsnews.com/news/13950428001065/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF|عنوان= خانم‌های نویسنده با من در تماس باشند|ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۲۹ تیر ۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی= http://defapress.ir/298431 |عنوان= جبههٔ فرهنگی انقلاب اسلامی قدردان راضیه تجار خواهد بود |ناشر= سایت خبرگزاری دفاع مقدس|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ = ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/929362 |عنوان =تحلیل عناصر داستانی داستانهای کوتاه راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/955745 |عنوان =بررسی جلوه های پایداری در آثار داستانی راضیه تجار |ناشر= سایت گنج|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ=}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب |نشانی=https://elmnet.ir/article/10524867-72178/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF |عنوان = مقایسه تحلیلی شخصیت زن در آثار راضیه تجار و زویا پیرزاد|ناشر= سایت علم‌نت|تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ= ۱۴ تیر ۱۳۹۷}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/83515/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D9%8A%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA |عنوان = موسسه خانه کتاب درگذشت همسر راضيه تجار را تسليت گفت|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران  |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۴ مهر ۱۳۸۹ }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/405487/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-140-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C|عنوان = بیانیه بیش از 140 هنرمند پیشکسوت در حمایت از صالحی‌امیری  |ناشر= پایگاه خبری آفتاب |تاریخ بازدید = ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ |تاریخ =  ۱۰ آبان ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:TOJJAR4.jpg&amp;diff=29636</id>
		<title>پرونده:TOJJAR4.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:TOJJAR4.jpg&amp;diff=29636"/>
		<updated>2019-06-17T18:43:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:RAZIYETOJJAR3.jpg&amp;diff=29635</id>
		<title>پرونده:RAZIYETOJJAR3.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:RAZIYETOJJAR3.jpg&amp;diff=29635"/>
		<updated>2019-06-17T18:40:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:DIDARRAZI.jpg&amp;diff=29634</id>
		<title>پرونده:DIDARRAZI.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:DIDARRAZI.jpg&amp;diff=29634"/>
		<updated>2019-06-17T18:39:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:RAZITOJ.png&amp;diff=29633</id>
		<title>پرونده:RAZITOJ.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:RAZITOJ.png&amp;diff=29633"/>
		<updated>2019-06-17T18:35:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29632</id>
		<title>فرزانه طاهری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29632"/>
		<updated>2019-06-17T14:21:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* کارنامه و فهرست آثار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  فرزانه طاهری&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  FARZANE.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  فرزانه طاهری، مترجم&lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  مترجم&lt;br /&gt;
| ملیت                   = ایرانی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱۶ آبان ۱۳۳۷&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  تهران&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              = تهران &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = جایزهٔ گلشیری &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  [[هوشنگ گلشیری]] &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://dariche93.ir/story?id_mel=7&amp;amp;id_https://www.citytomb.com/biographies/Houshang_Golshiri/fa |عنوان=  هوشنگ گلشیری|ناشر=سایت سیتی تومپ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = غزل و باربد &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =   &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  &lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                =&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده: Farzane3.jpg|200px|thumb|left|فرزانه طاهری، در نشست ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۷ در شهر کتاب اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: KETABEHAFTE80.jpg|200px|thumb|left|هشتادمین شماره کتاب هفته، ویژه‌نامهٔ فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: DIDAR.jpg|200px|thumb|left|دیدار و گفت‌وگو با فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; مترجم ادبی و مدیر [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] است که پس از درگذشت او [[جایزهٔ گلشیری]] را نیز به عهده گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; در تهران زاده شد. پدرش پرویز طاهری افسر شهربانی و مادرش اقدس خیرالدین زنی اهل كتاب و ادبیات بود. فرزانه پس از پایان مدرسه، رشته ادبیات را در دانشگاه تهران ادامه داد. سپس با [[هوشنگ گلشیری]]، نویسنده سرشناس ایرانی ازدواج كرد و یک پسر و یک دختر به دنیا آورد. {{سخ}} طاهری از زمان تحصیل به كار ترجمه می‌پرداخت. پس از آن نیز مدتی در حوزهٔ علوم مركز نشر دانشگاهی به ویراستاری مشغول شد و مدتی نیز در مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازی - معماری ایران به كارهای ترجمه و ویراستاری پرداخت. اما بعد از آن حرفهٔ ترجمه را به‌طور جدی و تخصصی در پیش گرفت و به زودی در محافل فرهنگی به عنوان یک مترجم دقیق و آگاه شناخته شد. او در زمینه‌های ادبیات داستانی، روان‌شناسی، شهرسازی و معماری، علوم سیاسی ترجمه می‌كند. پس از درگذشت هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۷۹، فرزانه طاهری مدیریت [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] را برعهده گرفت.&amp;lt;ref name=گیلان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} پسرش &#039;&#039;&#039;باربد&#039;&#039;&#039; در ایران است و در زمینه هنرهای تجسمی، پرفورمنس، اینستالیشن و... فعالیت می‌کند.  دخترش &#039;&#039;&#039;غزل&#039;&#039;&#039; هم در مقطع دکترای شیمی تحصیل کرده است و در فرانسه روزنامه‌نگار است. &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کتاب‌ تنها پناهت باشد===&lt;br /&gt;
فرزانه چهارساله بود که مادرش فوت کرد. این غم برای دخترکی دور مانده از مادر و خانوادهٔ مادری سخت بود. تابستان‌ها که به شمال می‌رفت و به خانوادهٔ مادری سر می‌زد، از کتاب‌های آن‌ها می‌خواند و خودش را تسکین می‌داد . جایی که همه کتاب‌خوان بودند و او کافی بود دست دراز کند و از قفسه کتابی بردارد و بخواند. تا هم غمش سبک شود هم ذهنش پربار . تا اینکه به دبیرستان رفت و حالا خودش می‌توانست برای خودش کتاب انتخاب کند.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فرزانهٔ مترجم چطور زاده شد؟===&lt;br /&gt;
با پولتوجیبی‌هایش کتاب می‌خرید و می‌خواند، دلش قرص بود که کتابخانه‌ای دارد و می‌خواند و می‌خواند. وقتی زندگی مشترک را با [[هوشنگ گلشیری]] شروع کرد و کتاب‌هایش را به خانهٔ مشترک‌شان برد، کتاب‌هایش مانند قطره‌ای در برابر دریا و اقیانوس بود. این‌بار مثل تشنه‌ای که به دریا برسد،‌ بی‌محابا شروع به خواندن کرد. فضای خانه و آدم‌هایی که می‌دید،‌ تبادل خوانده‌ها و همهٔ این‌ها برای ساختنِ فرزانهٔ مترجم بسیار مهم بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===از ترجمهٔ کتاب آشپزی تا ترجمه آثار ادبی===&lt;br /&gt;
در طول سال‌ها آثار زیادی هم به ضرورت نان ترجمه کرده‌است. آن‌هاکارهای ارزشمندی بودند اما ربطی به او و علایقش نداشتند. برای اینکه پیامی به وزرات ارشالد بفرستد دست به ترجمه برد و کتاب آشپزی ترجمه کرد. می‌خواست به آن‌ها بگوید حرفشان را می‌فهمد و می‌داند که شاید به نظرشان بهتر است امثال فرزانه‌ها کنج مطبخ بنشینند! اما او نه‌تنها کنج مطبخ ننشست که ترجمهٔ حرفه‌ای و تخصصی را با همهٔ سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها ادامه داد.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق در جوانی===&lt;br /&gt;
سال سوم دانشگاه بود که با او آشنا شد. آشنایی‌ای که سال‌های پس از آن را به یغما برد. توی خانهٔ استادش شگفت‌اگیزترین ملاقاتش را تجربه کرد و عشق رخ داد. عشقی که به  ازدواج در ۲۱ سالگی با معشوقی ۴۲ ساله انجامید. دختری عاشق خواندن جرقهٔ عشقی عظیم را در نویسنده‌ای دیده بود که در سی سالگی شاهکارش را خلق کرده است. خودش هنوز هم بی‌محابا می‌گوید: &lt;br /&gt;
::«تأثیری که من از همسرم گرفتم، به دلیل اختلاف سنی نبود، بلکه به دلیل دانش و پویایی‌اش بود. او جاهایی خیلی جوان‌تر از من بود؛ به این معنی که مدام جست‌وجو می‌کرد،‌ در حوزه‌های مختلف می‌خواند و روحیه جوانی داشت. او از من جوان‌تر و مثبت‌اندیش‌تر بود.»&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادی که چشم او را به ادبیات جدی گشود===&lt;br /&gt;
عشق به ادبیات به طور جدی از دوران دانشجویی در او شکل گرفت. دانشجو بودن تنها دلیل توجه به ترجمه نبود بلکه استادی از دانشگاه تهران،اسن عشق را شعله‌ور کرد. &#039;&#039;&#039;داوران&#039;&#039;&#039; استاد دانشگاه تهران، چشم او را به ادبیات جدی گشود. او باعث شد &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; به جای خواندن زبان انگلیسی به سمت خواندن ادبیات انگلیسی برود، واین آغاز راه او بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کلاس‌های بنیاد تعطیل می‌شود===&lt;br /&gt;
تابستان ۱۳۹۳ بود که كارگاه داستان و كلاس‌هاي ادبي بنياد گلشيري به خاطر نداشتن محل برگزاري كلاس‌ها ادامه پيدا نكرد. فرزانه طاهری این کلاس ها را از تابستان سال پیش آغاز کرده بود. کلاس‌هایی مثل كارگاه داستان ، ويرايش و نگارش، مكتب‌ها و سبك‌هاي ادبي ؛ کسانی مثل [[احمد سميعي]] ، ‌[[حسين سناپور]] و [[فرهاد فيروزي]]  مدرسان این دوره‌ها بودند که بعد از  دو دوره، دیگر  برگزار نشد. فرزانه اما دست از کار نکشید و به دنبال برگزاری کلاس‌ها در فرهنگسراهای دیگر بود.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گویا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://news.gooya.com/culture/archives/014891.php  |عنوان = بنياد گلشيري براي برگزاري برنامه‌هايش در فرهنگسراهاي زير نظر سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران با مشكل روبه‌روست |ناشر= سایت گویا |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۲۸ مرداد ۱۳۸۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===همهٔ دارایی او===&lt;br /&gt;
اوضاع هیچ‌چیز خوب نبود، دهه‌ ۶۰ بود. دخترش سال ۱۳۶۰ به دنیا آمد و پسرش سال ۱۳۶۱. مستاجر بودند و هر دوشان بی‌کار. همهٔ حسرتش این بود که نمی‌توانست برای بچه‌هایش وقت بگذارد. با ۳۴۰۰ تومان حقوق در سال ۱۳۶۲ کارش را شروع کرد، ۳۳۵۰ تومانش را باید اجاره می‌داد تا اینکه سال ۱۳۷۰ حقوقش هفت هزار تومان شد که توانستند خانه‌شان را بخرند. حالا با همین مبلغ حتا نمی‌شود یکی از کتاب‌های خودش راهم خرید.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زندگی زیر سایهٔ آفتاب===&lt;br /&gt;
۲۱ سال زندگی مشترک داشتن  با[[هوشنگ گلشیری| گلشیری]] نه ساده است نه بی‌حاصل. آدم خودش هرقدر هم که بزرگ باشد ممکن است برود توی حاشیه و دیگر در کنار آفتاب درخشانی مثل گلشیری دیده نشود؛ اما &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; باید باشی تا هیچ‌گاه در سایه نمانی؛ بلکه همه وقت در زیر آفتاب او بدرخشی. {{سخ}} &lt;br /&gt;
::«او بر زندگی من تابید و من در آفتاب حضور او چون گیاهی بالیدم.»&lt;br /&gt;
هر دو با هم کتاب خواندند، با هم متون کهن ادبی را دوره کردند و با هم داستان‌های گلشیری را می‌خواندندو هیچ‌کدام بر دیگری سایه نینداخت. .&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:137-45-th3.jpg|200px|thumb|left|در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راستی آخرین بار کی مجوز گرفتی؟===&lt;br /&gt;
«راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» سال ۱۳۸۰ درآمده بود و چاپ دوم آن سال‌ها در انتظار مجوز دوباره، مانده بود در ارشاد تا اینکه سال ۱۳۸۵ با ویرایش جدید و تغییراتی اساسی مجوز گرفت. این موضوع برای مترجمی که &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; است بیشتر از این جهت مسئله است که معتقد است وقتی در هر حوزه‌ای از فرهنگ مجوزی می‌دهند؛ پشتش بایستند. برای همین است که دلش می‌خواهد مسئولیت ممیزی به اهل قلم سپرده شود تا نه ناشر درگیر باشد و نه ارشاد؛ و اهل قلم با تشخیص خودشان کارهایشان را منتشر کنند.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;ادبیات جدی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فرزانه۵.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
اهالی خانهٔ پدری فرزانه بیشتر اهل اهل تحصیلات بودند تا کتاب. در بچگی کتاب‌هایی مثل «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و کتاب‌های طلایی و بعد بالزاک را می‌خواند و چندان شرایط استثنایی یا خاصی از نظر کتاب و کتاب‌خوانی نداشت. تا این‌که به سنی رسید که خودش به دنبال کتاب رفت. خانواده مادری‌اش خیلی اهل کتاب بودند و این موضوع در کتاب‌خوان شدن او نقش بسیاری داشت. هر چند که در چهارسالگی مادرش را از دست داد. ولی به مطالعه و آموزش ادامه داد تااینکه در دانشگاه تهران در رشتهٔ ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد. &lt;br /&gt;
{{سخ}} به واسطهٔ یکی از استادانش با [[هوشنگ گلشیری]] آشنا شد و بعد از دو سال آشنایی، با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دوفرزند بود به نام‌های ««باربد» و «غزل» &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری کتاب‌هایش را با وسواس انتخاب می‌کند و برای زود رسیدن به بازار عجله‌ای به خرج نمی‌دهد. به گفته‌ٔ خودش از اولین سال‌های دانشگاه، شوقِ این را داشته تا آثاری که خودش به زبانی دیگر می‌خواند را دیگران نیز بتوانند بخوانند و همین شوق بود که او را به سمت کارِ ترجمه سوق داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}او در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
در بخشی از یادداشت [[ابوتراب خسروی]] آمده است: &lt;br /&gt;
::«حکایت فرزانه طاهری روایت زن بردبار و فداکار روزگار ماست؛ زنی از جنس فرهیختگی و شرافت که مدیریت زندگی مشترک خود و بزرگواری چون هوشنگ گلشیری را بر عهده داشت و شانه به شانه او با شکل زندگی و تلاشش اصرار بر توسعه فرهنگی جامعه ما داشت و حتما دارد. موضوع بر سر شناخت آن سوی سکه هویت گلشیری است، که بی‌شک فرزانه طاهری بود که با زندگی پربار و زحماتش آن روی هویت گلشیری را بازتاب می‌داد؛ پشتوانه‌ای که به مدد او گلشیری نقش خود را در ادبیات و فرهنگ ما ایفا کرد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
«نمی‌توانم ادعا کنم که برنامه مدونی برای ترجمه‌هایم دارم یا داشته‌ام. هرگز. بعضی وقت‌ها یک تصادف بوده است. منتها اینکه تصمیم بگیرم که کاری را ترجمه کنم، شاید مواردی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تاثیر داشته است.»&amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
هیچ‌گاه در ترجمه به دنبال جست‌وجوی کتابی که نویسنده آن فرد شاخصی باشد نبوده‌ام، بلکه شاخص‌های من برای انتخاب کتاب بیشتر شرایط زمانی و کشش موضوع آن کتاب برای خواننده است و صادقانه بگویم تا کتابی را خودم دوست نداشته باشم ترجمه نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
{{سخ}}درواقع اگر نتوانم با کتاب مورد نظرم برای ترجمه ارتباط برقرار کنم آن کتاب را ترجمه نمی‌کنم و بدون اغراق بگویم که عاشقانه کتاب‌هایم را ترجمه کرده‌ام. مترجم نباید به بهانه نیافتن واژه فارسی معادل با واژه‌ای از زبان دیگر طفره برود و باید دامنه لغات خود را گسترش دهد&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}من بیشتر به سمت ترجمهٔ نظریه و نقد رفته‌ام. به خاطر اینکه خیالم راحت است که کار منتشر می‌شود بی‌آنکه بخواهد تکه‌پاره شود. &amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
من کتاب خودم هم چاپ می‌شود، معمولاَ نمی‌خوانم، چون کتاب را که باز می‌کنم، می‌گویم این‌جا باید این را می‌گذاشتم، آن‌جا باید این کار را می‌کردم. با این‌که معمولا اشتباه مهلکی نداشته‌ام. اشتباه لپی ممکن است بوده باشد. سال‌های اخیر که دیگر گمان نکنم اشتباهی مهلک داشته‌ام، ولی همیشه می‌شود کار را بهتر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایران آرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranart.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-5/34121-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85|عنوان= سلبریتی نیستم و کشته مرده ندارم|ناشر=سایت ایران آرت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند ===&lt;br /&gt;
طاهری اکنون در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری  پس از درگذشت [[هوشنگ گلشیری]] ، سرپرستی [[بنیاد گلشیری]] را عهده‌دار شد و جایزه‌ای به نام او پایه‌گذاری کرد تا به این ترتیب به یکی از آخرین خواسته‌های عمرِ پرثمر و سرشار از خلق و تلاش و تکاپوی گلشیری برای اعتلای ادبیات داستانی ایران را جامه‌ی عمل بپوشاند.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:گروتسک۳.jpg|200px|thumb|left|گروتسک]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:مسخ طاهری.jpg|200px|thumb|left|مسخ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:12255 fukzlec4c0f.jpg|200px|thumb|left|مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مسخ فرانتس کافکا، درباره مسخ ولادیمیر ناباکوف (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران  (۱۳۹۷) &lt;br /&gt;
#سیلویا بیچ و نسل سرگشته؛  تاریخچه‌ای از حیات ادبی پاریس در ده های ۲۰ و ۳۰ میلادی(۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#سرود کریسمس (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#داستان کوتاه، مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری  (۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
#مرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد (۱۳۹۵)رمان&lt;br /&gt;
#خانم دلوی، نوشته ویرجینیا وولف (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#هنر و جهانی شدن،دورنمایه‌های هنر معاصر/۷ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#استعاره، مجموعه مکتب‌ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات روس - نابوکف (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات اروپا - ناباکوف (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#عناصر داستان (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#داستان های شکسپیر (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#كلیسای جامع، نوشته ریموند كارور (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#نظریه‌های ادبی (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#مردی برای تمام فصول [نمایشنامه خارجی/۴۱] (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#مبانی نقد ادبی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#طراحی شهرها (تحول شکل شهر از آتن باستانی تا برازیلیای مدرن) (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#اکسپرسیونیسم؛مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#گروتسک (از مجموعه مکتبها، سبکها و اصطلاحات ادبی و هنری)(۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#ژانر (نوع ادبی) (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#مسخ - کافکا؛ نسخه انتقادی نورتن - پیشینه و زمینه نقد (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پیکارسک؛ مجموعه مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری(۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#سن ژون پرس؛ نویسندگان قرن بیستم فرانسه/۳۱ (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#در دل گردباد (۱۳۸۵) &lt;br /&gt;
#راستی آخرین بار پدرت را كی دیدی؟، نوشته بلیك ماریسن  (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#کلود سیمون [نویسندگان قرن بیستم فرانسه/29] (۱۳۸۴) &lt;br /&gt;
#زنان، جنون و پزشکی (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#ایوان تورگنیف، نوشته ولادیمیر ناباكوف (۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
#مردی دیگر؛ مصاحبه با گراهام گرین، نوشته ماری فرانسواز آلن (۱۳۶۹)&lt;br /&gt;
#عطش آمریكایی، نوشته ریچارد رایت (۱۳۶۴) &amp;lt;ref name=روزاهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
  |عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}  &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
|عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:12255_fukzlec4c0f.jpg&amp;diff=29631</id>
		<title>پرونده:12255 fukzlec4c0f.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:12255_fukzlec4c0f.jpg&amp;diff=29631"/>
		<updated>2019-06-17T14:21:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B3%D8%AE_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=29630</id>
		<title>پرونده:مسخ طاهری.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B3%D8%AE_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=29630"/>
		<updated>2019-06-17T14:20:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%B3.jpg&amp;diff=29629</id>
		<title>پرونده:گروتسک۳.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%B3.jpg&amp;diff=29629"/>
		<updated>2019-06-17T14:19:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29628</id>
		<title>فرزانه طاهری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29628"/>
		<updated>2019-06-17T14:18:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* زندگی زیر سایهٔ آفتاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  فرزانه طاهری&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  FARZANE.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  فرزانه طاهری، مترجم&lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  مترجم&lt;br /&gt;
| ملیت                   = ایرانی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱۶ آبان ۱۳۳۷&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  تهران&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              = تهران &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = جایزهٔ گلشیری &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  [[هوشنگ گلشیری]] &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://dariche93.ir/story?id_mel=7&amp;amp;id_https://www.citytomb.com/biographies/Houshang_Golshiri/fa |عنوان=  هوشنگ گلشیری|ناشر=سایت سیتی تومپ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = غزل و باربد &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =   &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  &lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                =&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده: Farzane3.jpg|200px|thumb|left|فرزانه طاهری، در نشست ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۷ در شهر کتاب اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: KETABEHAFTE80.jpg|200px|thumb|left|هشتادمین شماره کتاب هفته، ویژه‌نامهٔ فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: DIDAR.jpg|200px|thumb|left|دیدار و گفت‌وگو با فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; مترجم ادبی و مدیر [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] است که پس از درگذشت او [[جایزهٔ گلشیری]] را نیز به عهده گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; در تهران زاده شد. پدرش پرویز طاهری افسر شهربانی و مادرش اقدس خیرالدین زنی اهل كتاب و ادبیات بود. فرزانه پس از پایان مدرسه، رشته ادبیات را در دانشگاه تهران ادامه داد. سپس با [[هوشنگ گلشیری]]، نویسنده سرشناس ایرانی ازدواج كرد و یک پسر و یک دختر به دنیا آورد. {{سخ}} طاهری از زمان تحصیل به كار ترجمه می‌پرداخت. پس از آن نیز مدتی در حوزهٔ علوم مركز نشر دانشگاهی به ویراستاری مشغول شد و مدتی نیز در مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازی - معماری ایران به كارهای ترجمه و ویراستاری پرداخت. اما بعد از آن حرفهٔ ترجمه را به‌طور جدی و تخصصی در پیش گرفت و به زودی در محافل فرهنگی به عنوان یک مترجم دقیق و آگاه شناخته شد. او در زمینه‌های ادبیات داستانی، روان‌شناسی، شهرسازی و معماری، علوم سیاسی ترجمه می‌كند. پس از درگذشت هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۷۹، فرزانه طاهری مدیریت [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] را برعهده گرفت.&amp;lt;ref name=گیلان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} پسرش &#039;&#039;&#039;باربد&#039;&#039;&#039; در ایران است و در زمینه هنرهای تجسمی، پرفورمنس، اینستالیشن و... فعالیت می‌کند.  دخترش &#039;&#039;&#039;غزل&#039;&#039;&#039; هم در مقطع دکترای شیمی تحصیل کرده است و در فرانسه روزنامه‌نگار است. &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کتاب‌ تنها پناهت باشد===&lt;br /&gt;
فرزانه چهارساله بود که مادرش فوت کرد. این غم برای دخترکی دور مانده از مادر و خانوادهٔ مادری سخت بود. تابستان‌ها که به شمال می‌رفت و به خانوادهٔ مادری سر می‌زد، از کتاب‌های آن‌ها می‌خواند و خودش را تسکین می‌داد . جایی که همه کتاب‌خوان بودند و او کافی بود دست دراز کند و از قفسه کتابی بردارد و بخواند. تا هم غمش سبک شود هم ذهنش پربار . تا اینکه به دبیرستان رفت و حالا خودش می‌توانست برای خودش کتاب انتخاب کند.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فرزانهٔ مترجم چطور زاده شد؟===&lt;br /&gt;
با پولتوجیبی‌هایش کتاب می‌خرید و می‌خواند، دلش قرص بود که کتابخانه‌ای دارد و می‌خواند و می‌خواند. وقتی زندگی مشترک را با [[هوشنگ گلشیری]] شروع کرد و کتاب‌هایش را به خانهٔ مشترک‌شان برد، کتاب‌هایش مانند قطره‌ای در برابر دریا و اقیانوس بود. این‌بار مثل تشنه‌ای که به دریا برسد،‌ بی‌محابا شروع به خواندن کرد. فضای خانه و آدم‌هایی که می‌دید،‌ تبادل خوانده‌ها و همهٔ این‌ها برای ساختنِ فرزانهٔ مترجم بسیار مهم بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===از ترجمهٔ کتاب آشپزی تا ترجمه آثار ادبی===&lt;br /&gt;
در طول سال‌ها آثار زیادی هم به ضرورت نان ترجمه کرده‌است. آن‌هاکارهای ارزشمندی بودند اما ربطی به او و علایقش نداشتند. برای اینکه پیامی به وزرات ارشالد بفرستد دست به ترجمه برد و کتاب آشپزی ترجمه کرد. می‌خواست به آن‌ها بگوید حرفشان را می‌فهمد و می‌داند که شاید به نظرشان بهتر است امثال فرزانه‌ها کنج مطبخ بنشینند! اما او نه‌تنها کنج مطبخ ننشست که ترجمهٔ حرفه‌ای و تخصصی را با همهٔ سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها ادامه داد.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق در جوانی===&lt;br /&gt;
سال سوم دانشگاه بود که با او آشنا شد. آشنایی‌ای که سال‌های پس از آن را به یغما برد. توی خانهٔ استادش شگفت‌اگیزترین ملاقاتش را تجربه کرد و عشق رخ داد. عشقی که به  ازدواج در ۲۱ سالگی با معشوقی ۴۲ ساله انجامید. دختری عاشق خواندن جرقهٔ عشقی عظیم را در نویسنده‌ای دیده بود که در سی سالگی شاهکارش را خلق کرده است. خودش هنوز هم بی‌محابا می‌گوید: &lt;br /&gt;
::«تأثیری که من از همسرم گرفتم، به دلیل اختلاف سنی نبود، بلکه به دلیل دانش و پویایی‌اش بود. او جاهایی خیلی جوان‌تر از من بود؛ به این معنی که مدام جست‌وجو می‌کرد،‌ در حوزه‌های مختلف می‌خواند و روحیه جوانی داشت. او از من جوان‌تر و مثبت‌اندیش‌تر بود.»&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادی که چشم او را به ادبیات جدی گشود===&lt;br /&gt;
عشق به ادبیات به طور جدی از دوران دانشجویی در او شکل گرفت. دانشجو بودن تنها دلیل توجه به ترجمه نبود بلکه استادی از دانشگاه تهران،اسن عشق را شعله‌ور کرد. &#039;&#039;&#039;داوران&#039;&#039;&#039; استاد دانشگاه تهران، چشم او را به ادبیات جدی گشود. او باعث شد &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; به جای خواندن زبان انگلیسی به سمت خواندن ادبیات انگلیسی برود، واین آغاز راه او بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کلاس‌های بنیاد تعطیل می‌شود===&lt;br /&gt;
تابستان ۱۳۹۳ بود که كارگاه داستان و كلاس‌هاي ادبي بنياد گلشيري به خاطر نداشتن محل برگزاري كلاس‌ها ادامه پيدا نكرد. فرزانه طاهری این کلاس ها را از تابستان سال پیش آغاز کرده بود. کلاس‌هایی مثل كارگاه داستان ، ويرايش و نگارش، مكتب‌ها و سبك‌هاي ادبي ؛ کسانی مثل [[احمد سميعي]] ، ‌[[حسين سناپور]] و [[فرهاد فيروزي]]  مدرسان این دوره‌ها بودند که بعد از  دو دوره، دیگر  برگزار نشد. فرزانه اما دست از کار نکشید و به دنبال برگزاری کلاس‌ها در فرهنگسراهای دیگر بود.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گویا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://news.gooya.com/culture/archives/014891.php  |عنوان = بنياد گلشيري براي برگزاري برنامه‌هايش در فرهنگسراهاي زير نظر سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران با مشكل روبه‌روست |ناشر= سایت گویا |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۲۸ مرداد ۱۳۸۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===همهٔ دارایی او===&lt;br /&gt;
اوضاع هیچ‌چیز خوب نبود، دهه‌ ۶۰ بود. دخترش سال ۱۳۶۰ به دنیا آمد و پسرش سال ۱۳۶۱. مستاجر بودند و هر دوشان بی‌کار. همهٔ حسرتش این بود که نمی‌توانست برای بچه‌هایش وقت بگذارد. با ۳۴۰۰ تومان حقوق در سال ۱۳۶۲ کارش را شروع کرد، ۳۳۵۰ تومانش را باید اجاره می‌داد تا اینکه سال ۱۳۷۰ حقوقش هفت هزار تومان شد که توانستند خانه‌شان را بخرند. حالا با همین مبلغ حتا نمی‌شود یکی از کتاب‌های خودش راهم خرید.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زندگی زیر سایهٔ آفتاب===&lt;br /&gt;
۲۱ سال زندگی مشترک داشتن  با[[هوشنگ گلشیری| گلشیری]] نه ساده است نه بی‌حاصل. آدم خودش هرقدر هم که بزرگ باشد ممکن است برود توی حاشیه و دیگر در کنار آفتاب درخشانی مثل گلشیری دیده نشود؛ اما &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; باید باشی تا هیچ‌گاه در سایه نمانی؛ بلکه همه وقت در زیر آفتاب او بدرخشی. {{سخ}} &lt;br /&gt;
::«او بر زندگی من تابید و من در آفتاب حضور او چون گیاهی بالیدم.»&lt;br /&gt;
هر دو با هم کتاب خواندند، با هم متون کهن ادبی را دوره کردند و با هم داستان‌های گلشیری را می‌خواندندو هیچ‌کدام بر دیگری سایه نینداخت. .&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:137-45-th3.jpg|200px|thumb|left|در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راستی آخرین بار کی مجوز گرفتی؟===&lt;br /&gt;
«راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» سال ۱۳۸۰ درآمده بود و چاپ دوم آن سال‌ها در انتظار مجوز دوباره، مانده بود در ارشاد تا اینکه سال ۱۳۸۵ با ویرایش جدید و تغییراتی اساسی مجوز گرفت. این موضوع برای مترجمی که &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; است بیشتر از این جهت مسئله است که معتقد است وقتی در هر حوزه‌ای از فرهنگ مجوزی می‌دهند؛ پشتش بایستند. برای همین است که دلش می‌خواهد مسئولیت ممیزی به اهل قلم سپرده شود تا نه ناشر درگیر باشد و نه ارشاد؛ و اهل قلم با تشخیص خودشان کارهایشان را منتشر کنند.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;ادبیات جدی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فرزانه۵.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
اهالی خانهٔ پدری فرزانه بیشتر اهل اهل تحصیلات بودند تا کتاب. در بچگی کتاب‌هایی مثل «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و کتاب‌های طلایی و بعد بالزاک را می‌خواند و چندان شرایط استثنایی یا خاصی از نظر کتاب و کتاب‌خوانی نداشت. تا این‌که به سنی رسید که خودش به دنبال کتاب رفت. خانواده مادری‌اش خیلی اهل کتاب بودند و این موضوع در کتاب‌خوان شدن او نقش بسیاری داشت. هر چند که در چهارسالگی مادرش را از دست داد. ولی به مطالعه و آموزش ادامه داد تااینکه در دانشگاه تهران در رشتهٔ ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد. &lt;br /&gt;
{{سخ}} به واسطهٔ یکی از استادانش با [[هوشنگ گلشیری]] آشنا شد و بعد از دو سال آشنایی، با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دوفرزند بود به نام‌های ««باربد» و «غزل» &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری کتاب‌هایش را با وسواس انتخاب می‌کند و برای زود رسیدن به بازار عجله‌ای به خرج نمی‌دهد. به گفته‌ٔ خودش از اولین سال‌های دانشگاه، شوقِ این را داشته تا آثاری که خودش به زبانی دیگر می‌خواند را دیگران نیز بتوانند بخوانند و همین شوق بود که او را به سمت کارِ ترجمه سوق داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}او در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
در بخشی از یادداشت [[ابوتراب خسروی]] آمده است: &lt;br /&gt;
::«حکایت فرزانه طاهری روایت زن بردبار و فداکار روزگار ماست؛ زنی از جنس فرهیختگی و شرافت که مدیریت زندگی مشترک خود و بزرگواری چون هوشنگ گلشیری را بر عهده داشت و شانه به شانه او با شکل زندگی و تلاشش اصرار بر توسعه فرهنگی جامعه ما داشت و حتما دارد. موضوع بر سر شناخت آن سوی سکه هویت گلشیری است، که بی‌شک فرزانه طاهری بود که با زندگی پربار و زحماتش آن روی هویت گلشیری را بازتاب می‌داد؛ پشتوانه‌ای که به مدد او گلشیری نقش خود را در ادبیات و فرهنگ ما ایفا کرد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
«نمی‌توانم ادعا کنم که برنامه مدونی برای ترجمه‌هایم دارم یا داشته‌ام. هرگز. بعضی وقت‌ها یک تصادف بوده است. منتها اینکه تصمیم بگیرم که کاری را ترجمه کنم، شاید مواردی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تاثیر داشته است.»&amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
هیچ‌گاه در ترجمه به دنبال جست‌وجوی کتابی که نویسنده آن فرد شاخصی باشد نبوده‌ام، بلکه شاخص‌های من برای انتخاب کتاب بیشتر شرایط زمانی و کشش موضوع آن کتاب برای خواننده است و صادقانه بگویم تا کتابی را خودم دوست نداشته باشم ترجمه نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
{{سخ}}درواقع اگر نتوانم با کتاب مورد نظرم برای ترجمه ارتباط برقرار کنم آن کتاب را ترجمه نمی‌کنم و بدون اغراق بگویم که عاشقانه کتاب‌هایم را ترجمه کرده‌ام. مترجم نباید به بهانه نیافتن واژه فارسی معادل با واژه‌ای از زبان دیگر طفره برود و باید دامنه لغات خود را گسترش دهد&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}من بیشتر به سمت ترجمهٔ نظریه و نقد رفته‌ام. به خاطر اینکه خیالم راحت است که کار منتشر می‌شود بی‌آنکه بخواهد تکه‌پاره شود. &amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
من کتاب خودم هم چاپ می‌شود، معمولاَ نمی‌خوانم، چون کتاب را که باز می‌کنم، می‌گویم این‌جا باید این را می‌گذاشتم، آن‌جا باید این کار را می‌کردم. با این‌که معمولا اشتباه مهلکی نداشته‌ام. اشتباه لپی ممکن است بوده باشد. سال‌های اخیر که دیگر گمان نکنم اشتباهی مهلک داشته‌ام، ولی همیشه می‌شود کار را بهتر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایران آرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranart.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-5/34121-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85|عنوان= سلبریتی نیستم و کشته مرده ندارم|ناشر=سایت ایران آرت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند ===&lt;br /&gt;
طاهری اکنون در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری  پس از درگذشت [[هوشنگ گلشیری]] ، سرپرستی [[بنیاد گلشیری]] را عهده‌دار شد و جایزه‌ای به نام او پایه‌گذاری کرد تا به این ترتیب به یکی از آخرین خواسته‌های عمرِ پرثمر و سرشار از خلق و تلاش و تکاپوی گلشیری برای اعتلای ادبیات داستانی ایران را جامه‌ی عمل بپوشاند.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
#مسخ فرانتس کافکا، درباره مسخ ولادیمیر ناباکوف (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران  (۱۳۹۷) &lt;br /&gt;
#سیلویا بیچ و نسل سرگشته؛  تاریخچه‌ای از حیات ادبی پاریس در ده های ۲۰ و ۳۰ میلادی(۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#سرود کریسمس (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#داستان کوتاه، مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری  (۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
#مرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد (۱۳۹۵)رمان&lt;br /&gt;
#خانم دلوی، نوشته ویرجینیا وولف (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#هنر و جهانی شدن،دورنمایه‌های هنر معاصر/۷ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#استعاره، مجموعه مکتب‌ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات روس - نابوکف (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات اروپا - ناباکوف (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#عناصر داستان (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#داستان های شکسپیر (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#كلیسای جامع، نوشته ریموند كارور (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#نظریه‌های ادبی (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#مردی برای تمام فصول [نمایشنامه خارجی/۴۱] (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#مبانی نقد ادبی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#طراحی شهرها (تحول شکل شهر از آتن باستانی تا برازیلیای مدرن) (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#اکسپرسیونیسم؛مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#گروتسک (از مجموعه مکتبها، سبکها و اصطلاحات ادبی و هنری)(۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#ژانر (نوع ادبی) (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#مسخ - کافکا؛ نسخه انتقادی نورتن - پیشینه و زمینه نقد (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پیکارسک؛ مجموعه مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری(۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#سن ژون پرس؛ نویسندگان قرن بیستم فرانسه/۳۱ (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#در دل گردباد (۱۳۸۵) &lt;br /&gt;
#راستی آخرین بار پدرت را كی دیدی؟، نوشته بلیك ماریسن  (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#کلود سیمون [نویسندگان قرن بیستم فرانسه/29] (۱۳۸۴) &lt;br /&gt;
#زنان، جنون و پزشکی (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#ایوان تورگنیف، نوشته ولادیمیر ناباكوف (۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
#مردی دیگر؛ مصاحبه با گراهام گرین، نوشته ماری فرانسواز آلن (۱۳۶۹)&lt;br /&gt;
#عطش آمریكایی، نوشته ریچارد رایت (۱۳۶۴) &amp;lt;ref name=روزاهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
  |عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}  &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
|عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:137-45-th3.jpg&amp;diff=29627</id>
		<title>پرونده:137-45-th3.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:137-45-th3.jpg&amp;diff=29627"/>
		<updated>2019-06-17T14:17:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29626</id>
		<title>فرزانه طاهری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29626"/>
		<updated>2019-06-17T14:13:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  فرزانه طاهری&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  FARZANE.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  فرزانه طاهری، مترجم&lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  مترجم&lt;br /&gt;
| ملیت                   = ایرانی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱۶ آبان ۱۳۳۷&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  تهران&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              = تهران &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = جایزهٔ گلشیری &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  [[هوشنگ گلشیری]] &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://dariche93.ir/story?id_mel=7&amp;amp;id_https://www.citytomb.com/biographies/Houshang_Golshiri/fa |عنوان=  هوشنگ گلشیری|ناشر=سایت سیتی تومپ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = غزل و باربد &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =   &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  &lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                =&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده: Farzane3.jpg|200px|thumb|left|فرزانه طاهری، در نشست ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۷ در شهر کتاب اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: KETABEHAFTE80.jpg|200px|thumb|left|هشتادمین شماره کتاب هفته، ویژه‌نامهٔ فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: DIDAR.jpg|200px|thumb|left|دیدار و گفت‌وگو با فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; مترجم ادبی و مدیر [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] است که پس از درگذشت او [[جایزهٔ گلشیری]] را نیز به عهده گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; در تهران زاده شد. پدرش پرویز طاهری افسر شهربانی و مادرش اقدس خیرالدین زنی اهل كتاب و ادبیات بود. فرزانه پس از پایان مدرسه، رشته ادبیات را در دانشگاه تهران ادامه داد. سپس با [[هوشنگ گلشیری]]، نویسنده سرشناس ایرانی ازدواج كرد و یک پسر و یک دختر به دنیا آورد. {{سخ}} طاهری از زمان تحصیل به كار ترجمه می‌پرداخت. پس از آن نیز مدتی در حوزهٔ علوم مركز نشر دانشگاهی به ویراستاری مشغول شد و مدتی نیز در مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازی - معماری ایران به كارهای ترجمه و ویراستاری پرداخت. اما بعد از آن حرفهٔ ترجمه را به‌طور جدی و تخصصی در پیش گرفت و به زودی در محافل فرهنگی به عنوان یک مترجم دقیق و آگاه شناخته شد. او در زمینه‌های ادبیات داستانی، روان‌شناسی، شهرسازی و معماری، علوم سیاسی ترجمه می‌كند. پس از درگذشت هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۷۹، فرزانه طاهری مدیریت [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] را برعهده گرفت.&amp;lt;ref name=گیلان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} پسرش &#039;&#039;&#039;باربد&#039;&#039;&#039; در ایران است و در زمینه هنرهای تجسمی، پرفورمنس، اینستالیشن و... فعالیت می‌کند.  دخترش &#039;&#039;&#039;غزل&#039;&#039;&#039; هم در مقطع دکترای شیمی تحصیل کرده است و در فرانسه روزنامه‌نگار است. &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کتاب‌ تنها پناهت باشد===&lt;br /&gt;
فرزانه چهارساله بود که مادرش فوت کرد. این غم برای دخترکی دور مانده از مادر و خانوادهٔ مادری سخت بود. تابستان‌ها که به شمال می‌رفت و به خانوادهٔ مادری سر می‌زد، از کتاب‌های آن‌ها می‌خواند و خودش را تسکین می‌داد . جایی که همه کتاب‌خوان بودند و او کافی بود دست دراز کند و از قفسه کتابی بردارد و بخواند. تا هم غمش سبک شود هم ذهنش پربار . تا اینکه به دبیرستان رفت و حالا خودش می‌توانست برای خودش کتاب انتخاب کند.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فرزانهٔ مترجم چطور زاده شد؟===&lt;br /&gt;
با پولتوجیبی‌هایش کتاب می‌خرید و می‌خواند، دلش قرص بود که کتابخانه‌ای دارد و می‌خواند و می‌خواند. وقتی زندگی مشترک را با [[هوشنگ گلشیری]] شروع کرد و کتاب‌هایش را به خانهٔ مشترک‌شان برد، کتاب‌هایش مانند قطره‌ای در برابر دریا و اقیانوس بود. این‌بار مثل تشنه‌ای که به دریا برسد،‌ بی‌محابا شروع به خواندن کرد. فضای خانه و آدم‌هایی که می‌دید،‌ تبادل خوانده‌ها و همهٔ این‌ها برای ساختنِ فرزانهٔ مترجم بسیار مهم بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===از ترجمهٔ کتاب آشپزی تا ترجمه آثار ادبی===&lt;br /&gt;
در طول سال‌ها آثار زیادی هم به ضرورت نان ترجمه کرده‌است. آن‌هاکارهای ارزشمندی بودند اما ربطی به او و علایقش نداشتند. برای اینکه پیامی به وزرات ارشالد بفرستد دست به ترجمه برد و کتاب آشپزی ترجمه کرد. می‌خواست به آن‌ها بگوید حرفشان را می‌فهمد و می‌داند که شاید به نظرشان بهتر است امثال فرزانه‌ها کنج مطبخ بنشینند! اما او نه‌تنها کنج مطبخ ننشست که ترجمهٔ حرفه‌ای و تخصصی را با همهٔ سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها ادامه داد.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق در جوانی===&lt;br /&gt;
سال سوم دانشگاه بود که با او آشنا شد. آشنایی‌ای که سال‌های پس از آن را به یغما برد. توی خانهٔ استادش شگفت‌اگیزترین ملاقاتش را تجربه کرد و عشق رخ داد. عشقی که به  ازدواج در ۲۱ سالگی با معشوقی ۴۲ ساله انجامید. دختری عاشق خواندن جرقهٔ عشقی عظیم را در نویسنده‌ای دیده بود که در سی سالگی شاهکارش را خلق کرده است. خودش هنوز هم بی‌محابا می‌گوید: &lt;br /&gt;
::«تأثیری که من از همسرم گرفتم، به دلیل اختلاف سنی نبود، بلکه به دلیل دانش و پویایی‌اش بود. او جاهایی خیلی جوان‌تر از من بود؛ به این معنی که مدام جست‌وجو می‌کرد،‌ در حوزه‌های مختلف می‌خواند و روحیه جوانی داشت. او از من جوان‌تر و مثبت‌اندیش‌تر بود.»&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادی که چشم او را به ادبیات جدی گشود===&lt;br /&gt;
عشق به ادبیات به طور جدی از دوران دانشجویی در او شکل گرفت. دانشجو بودن تنها دلیل توجه به ترجمه نبود بلکه استادی از دانشگاه تهران،اسن عشق را شعله‌ور کرد. &#039;&#039;&#039;داوران&#039;&#039;&#039; استاد دانشگاه تهران، چشم او را به ادبیات جدی گشود. او باعث شد &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; به جای خواندن زبان انگلیسی به سمت خواندن ادبیات انگلیسی برود، واین آغاز راه او بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کلاس‌های بنیاد تعطیل می‌شود===&lt;br /&gt;
تابستان ۱۳۹۳ بود که كارگاه داستان و كلاس‌هاي ادبي بنياد گلشيري به خاطر نداشتن محل برگزاري كلاس‌ها ادامه پيدا نكرد. فرزانه طاهری این کلاس ها را از تابستان سال پیش آغاز کرده بود. کلاس‌هایی مثل كارگاه داستان ، ويرايش و نگارش، مكتب‌ها و سبك‌هاي ادبي ؛ کسانی مثل [[احمد سميعي]] ، ‌[[حسين سناپور]] و [[فرهاد فيروزي]]  مدرسان این دوره‌ها بودند که بعد از  دو دوره، دیگر  برگزار نشد. فرزانه اما دست از کار نکشید و به دنبال برگزاری کلاس‌ها در فرهنگسراهای دیگر بود.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گویا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://news.gooya.com/culture/archives/014891.php  |عنوان = بنياد گلشيري براي برگزاري برنامه‌هايش در فرهنگسراهاي زير نظر سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران با مشكل روبه‌روست |ناشر= سایت گویا |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۲۸ مرداد ۱۳۸۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===همهٔ دارایی او===&lt;br /&gt;
اوضاع هیچ‌چیز خوب نبود، دهه‌ ۶۰ بود. دخترش سال ۱۳۶۰ به دنیا آمد و پسرش سال ۱۳۶۱. مستاجر بودند و هر دوشان بی‌کار. همهٔ حسرتش این بود که نمی‌توانست برای بچه‌هایش وقت بگذارد. با ۳۴۰۰ تومان حقوق در سال ۱۳۶۲ کارش را شروع کرد، ۳۳۵۰ تومانش را باید اجاره می‌داد تا اینکه سال ۱۳۷۰ حقوقش هفت هزار تومان شد که توانستند خانه‌شان را بخرند. حالا با همین مبلغ حتا نمی‌شود یکی از کتاب‌های خودش راهم خرید.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زندگی زیر سایهٔ آفتاب===&lt;br /&gt;
۲۱ سال زندگی مشترک داشتن  با[[هوشنگ گلشیری| گلشیری]] نه ساده است نه بی‌حاصل. آدم خودش هرقدر هم که بزرگ باشد ممکن است برود توی حاشیه و دیگر در کنار آفتاب درخشانی مثل گلشیری دیده نشود؛ اما &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; باید باشی تا هیچ‌گاه در سایه نمانی؛ بلکه همه وقت در زیر آفتاب او بدرخشی. {{سخ}} &lt;br /&gt;
::«او بر زندگی من تابید و من در آفتاب حضور او چون گیاهی بالیدم.»&lt;br /&gt;
هر دو با هم کتاب خواندند، با هم متون کهن ادبی را دوره کردند و با هم داستان‌های گلشیری را می‌خواندندو هیچ‌کدام بر دیگری سایه نینداخت. .&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راستی آخرین بار کی مجوز گرفتی؟===&lt;br /&gt;
«راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» سال ۱۳۸۰ درآمده بود و چاپ دوم آن سال‌ها در انتظار مجوز دوباره، مانده بود در ارشاد تا اینکه سال ۱۳۸۵ با ویرایش جدید و تغییراتی اساسی مجوز گرفت. این موضوع برای مترجمی که &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; است بیشتر از این جهت مسئله است که معتقد است وقتی در هر حوزه‌ای از فرهنگ مجوزی می‌دهند؛ پشتش بایستند. برای همین است که دلش می‌خواهد مسئولیت ممیزی به اهل قلم سپرده شود تا نه ناشر درگیر باشد و نه ارشاد؛ و اهل قلم با تشخیص خودشان کارهایشان را منتشر کنند.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;ادبیات جدی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:فرزانه۵.jpg|200px|thumb|left|alt text]]&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
اهالی خانهٔ پدری فرزانه بیشتر اهل اهل تحصیلات بودند تا کتاب. در بچگی کتاب‌هایی مثل «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و کتاب‌های طلایی و بعد بالزاک را می‌خواند و چندان شرایط استثنایی یا خاصی از نظر کتاب و کتاب‌خوانی نداشت. تا این‌که به سنی رسید که خودش به دنبال کتاب رفت. خانواده مادری‌اش خیلی اهل کتاب بودند و این موضوع در کتاب‌خوان شدن او نقش بسیاری داشت. هر چند که در چهارسالگی مادرش را از دست داد. ولی به مطالعه و آموزش ادامه داد تااینکه در دانشگاه تهران در رشتهٔ ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد. &lt;br /&gt;
{{سخ}} به واسطهٔ یکی از استادانش با [[هوشنگ گلشیری]] آشنا شد و بعد از دو سال آشنایی، با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دوفرزند بود به نام‌های ««باربد» و «غزل» &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری کتاب‌هایش را با وسواس انتخاب می‌کند و برای زود رسیدن به بازار عجله‌ای به خرج نمی‌دهد. به گفته‌ٔ خودش از اولین سال‌های دانشگاه، شوقِ این را داشته تا آثاری که خودش به زبانی دیگر می‌خواند را دیگران نیز بتوانند بخوانند و همین شوق بود که او را به سمت کارِ ترجمه سوق داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}او در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
در بخشی از یادداشت [[ابوتراب خسروی]] آمده است: &lt;br /&gt;
::«حکایت فرزانه طاهری روایت زن بردبار و فداکار روزگار ماست؛ زنی از جنس فرهیختگی و شرافت که مدیریت زندگی مشترک خود و بزرگواری چون هوشنگ گلشیری را بر عهده داشت و شانه به شانه او با شکل زندگی و تلاشش اصرار بر توسعه فرهنگی جامعه ما داشت و حتما دارد. موضوع بر سر شناخت آن سوی سکه هویت گلشیری است، که بی‌شک فرزانه طاهری بود که با زندگی پربار و زحماتش آن روی هویت گلشیری را بازتاب می‌داد؛ پشتوانه‌ای که به مدد او گلشیری نقش خود را در ادبیات و فرهنگ ما ایفا کرد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
«نمی‌توانم ادعا کنم که برنامه مدونی برای ترجمه‌هایم دارم یا داشته‌ام. هرگز. بعضی وقت‌ها یک تصادف بوده است. منتها اینکه تصمیم بگیرم که کاری را ترجمه کنم، شاید مواردی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تاثیر داشته است.»&amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
هیچ‌گاه در ترجمه به دنبال جست‌وجوی کتابی که نویسنده آن فرد شاخصی باشد نبوده‌ام، بلکه شاخص‌های من برای انتخاب کتاب بیشتر شرایط زمانی و کشش موضوع آن کتاب برای خواننده است و صادقانه بگویم تا کتابی را خودم دوست نداشته باشم ترجمه نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
{{سخ}}درواقع اگر نتوانم با کتاب مورد نظرم برای ترجمه ارتباط برقرار کنم آن کتاب را ترجمه نمی‌کنم و بدون اغراق بگویم که عاشقانه کتاب‌هایم را ترجمه کرده‌ام. مترجم نباید به بهانه نیافتن واژه فارسی معادل با واژه‌ای از زبان دیگر طفره برود و باید دامنه لغات خود را گسترش دهد&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}من بیشتر به سمت ترجمهٔ نظریه و نقد رفته‌ام. به خاطر اینکه خیالم راحت است که کار منتشر می‌شود بی‌آنکه بخواهد تکه‌پاره شود. &amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
من کتاب خودم هم چاپ می‌شود، معمولاَ نمی‌خوانم، چون کتاب را که باز می‌کنم، می‌گویم این‌جا باید این را می‌گذاشتم، آن‌جا باید این کار را می‌کردم. با این‌که معمولا اشتباه مهلکی نداشته‌ام. اشتباه لپی ممکن است بوده باشد. سال‌های اخیر که دیگر گمان نکنم اشتباهی مهلک داشته‌ام، ولی همیشه می‌شود کار را بهتر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایران آرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranart.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-5/34121-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85|عنوان= سلبریتی نیستم و کشته مرده ندارم|ناشر=سایت ایران آرت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند ===&lt;br /&gt;
طاهری اکنون در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری  پس از درگذشت [[هوشنگ گلشیری]] ، سرپرستی [[بنیاد گلشیری]] را عهده‌دار شد و جایزه‌ای به نام او پایه‌گذاری کرد تا به این ترتیب به یکی از آخرین خواسته‌های عمرِ پرثمر و سرشار از خلق و تلاش و تکاپوی گلشیری برای اعتلای ادبیات داستانی ایران را جامه‌ی عمل بپوشاند.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
#مسخ فرانتس کافکا، درباره مسخ ولادیمیر ناباکوف (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران  (۱۳۹۷) &lt;br /&gt;
#سیلویا بیچ و نسل سرگشته؛  تاریخچه‌ای از حیات ادبی پاریس در ده های ۲۰ و ۳۰ میلادی(۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#سرود کریسمس (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#داستان کوتاه، مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری  (۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
#مرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد (۱۳۹۵)رمان&lt;br /&gt;
#خانم دلوی، نوشته ویرجینیا وولف (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#هنر و جهانی شدن،دورنمایه‌های هنر معاصر/۷ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#استعاره، مجموعه مکتب‌ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات روس - نابوکف (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات اروپا - ناباکوف (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#عناصر داستان (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#داستان های شکسپیر (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#كلیسای جامع، نوشته ریموند كارور (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#نظریه‌های ادبی (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#مردی برای تمام فصول [نمایشنامه خارجی/۴۱] (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#مبانی نقد ادبی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#طراحی شهرها (تحول شکل شهر از آتن باستانی تا برازیلیای مدرن) (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#اکسپرسیونیسم؛مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#گروتسک (از مجموعه مکتبها، سبکها و اصطلاحات ادبی و هنری)(۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#ژانر (نوع ادبی) (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#مسخ - کافکا؛ نسخه انتقادی نورتن - پیشینه و زمینه نقد (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پیکارسک؛ مجموعه مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری(۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#سن ژون پرس؛ نویسندگان قرن بیستم فرانسه/۳۱ (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#در دل گردباد (۱۳۸۵) &lt;br /&gt;
#راستی آخرین بار پدرت را كی دیدی؟، نوشته بلیك ماریسن  (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#کلود سیمون [نویسندگان قرن بیستم فرانسه/29] (۱۳۸۴) &lt;br /&gt;
#زنان، جنون و پزشکی (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#ایوان تورگنیف، نوشته ولادیمیر ناباكوف (۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
#مردی دیگر؛ مصاحبه با گراهام گرین، نوشته ماری فرانسواز آلن (۱۳۶۹)&lt;br /&gt;
#عطش آمریكایی، نوشته ریچارد رایت (۱۳۶۴) &amp;lt;ref name=روزاهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
  |عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}  &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
|عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87%DB%B5.jpg&amp;diff=29625</id>
		<title>پرونده:فرزانه۵.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87%DB%B5.jpg&amp;diff=29625"/>
		<updated>2019-06-17T14:13:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29624</id>
		<title>فرزانه طاهری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29624"/>
		<updated>2019-06-17T14:12:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ثریا: /* بررسی چند اثر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  فرزانه طاهری&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  FARZANE.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            =  فرزانه طاهری، مترجم&lt;br /&gt;
| نام اصلی               =  &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           =  مترجم&lt;br /&gt;
| ملیت                   = ایرانی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             =  ۱۶ آبان ۱۳۳۷&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  تهران&lt;br /&gt;
| والدین                 =  &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =  &lt;br /&gt;
| محل مرگ                =  &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =  &lt;br /&gt;
| محل زندگی              = تهران &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =  &lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =  &lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =     &lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = جایزهٔ گلشیری &lt;br /&gt;
|پیشه                    =&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             =  &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =  &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  [[هوشنگ گلشیری]] &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://dariche93.ir/story?id_mel=7&amp;amp;id_https://www.citytomb.com/biographies/Houshang_Golshiri/fa |عنوان=  هوشنگ گلشیری|ناشر=سایت سیتی تومپ }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = غزل و باربد &amp;lt;ref name=سیتی تومپ&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  =   &lt;br /&gt;
|دانشگاه                 =  &lt;br /&gt;
|حوزه                    =  &lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   = &lt;br /&gt;
|علت شهرت                =&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                    &lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده: Farzane3.jpg|200px|thumb|left|فرزانه طاهری، در نشست ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۷ در شهر کتاب اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: KETABEHAFTE80.jpg|200px|thumb|left|هشتادمین شماره کتاب هفته، ویژه‌نامهٔ فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: DIDAR.jpg|200px|thumb|left|دیدار و گفت‌وگو با فرزانه طاهری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; مترجم ادبی و مدیر [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] است که پس از درگذشت او [[جایزهٔ گلشیری]] را نیز به عهده گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرزانه طاهری&#039;&#039;&#039; در تهران زاده شد. پدرش پرویز طاهری افسر شهربانی و مادرش اقدس خیرالدین زنی اهل كتاب و ادبیات بود. فرزانه پس از پایان مدرسه، رشته ادبیات را در دانشگاه تهران ادامه داد. سپس با [[هوشنگ گلشیری]]، نویسنده سرشناس ایرانی ازدواج كرد و یک پسر و یک دختر به دنیا آورد. {{سخ}} طاهری از زمان تحصیل به كار ترجمه می‌پرداخت. پس از آن نیز مدتی در حوزهٔ علوم مركز نشر دانشگاهی به ویراستاری مشغول شد و مدتی نیز در مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازی - معماری ایران به كارهای ترجمه و ویراستاری پرداخت. اما بعد از آن حرفهٔ ترجمه را به‌طور جدی و تخصصی در پیش گرفت و به زودی در محافل فرهنگی به عنوان یک مترجم دقیق و آگاه شناخته شد. او در زمینه‌های ادبیات داستانی، روان‌شناسی، شهرسازی و معماری، علوم سیاسی ترجمه می‌كند. پس از درگذشت هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۷۹، فرزانه طاهری مدیریت [[بنیاد هوشنگ گلشیری]] را برعهده گرفت.&amp;lt;ref name=گیلان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان }}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
{{سخ}} پسرش &#039;&#039;&#039;باربد&#039;&#039;&#039; در ایران است و در زمینه هنرهای تجسمی، پرفورمنس، اینستالیشن و... فعالیت می‌کند.  دخترش &#039;&#039;&#039;غزل&#039;&#039;&#039; هم در مقطع دکترای شیمی تحصیل کرده است و در فرانسه روزنامه‌نگار است. &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==داستانک==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کتاب‌ تنها پناهت باشد===&lt;br /&gt;
فرزانه چهارساله بود که مادرش فوت کرد. این غم برای دخترکی دور مانده از مادر و خانوادهٔ مادری سخت بود. تابستان‌ها که به شمال می‌رفت و به خانوادهٔ مادری سر می‌زد، از کتاب‌های آن‌ها می‌خواند و خودش را تسکین می‌داد . جایی که همه کتاب‌خوان بودند و او کافی بود دست دراز کند و از قفسه کتابی بردارد و بخواند. تا هم غمش سبک شود هم ذهنش پربار . تا اینکه به دبیرستان رفت و حالا خودش می‌توانست برای خودش کتاب انتخاب کند.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فرزانهٔ مترجم چطور زاده شد؟===&lt;br /&gt;
با پولتوجیبی‌هایش کتاب می‌خرید و می‌خواند، دلش قرص بود که کتابخانه‌ای دارد و می‌خواند و می‌خواند. وقتی زندگی مشترک را با [[هوشنگ گلشیری]] شروع کرد و کتاب‌هایش را به خانهٔ مشترک‌شان برد، کتاب‌هایش مانند قطره‌ای در برابر دریا و اقیانوس بود. این‌بار مثل تشنه‌ای که به دریا برسد،‌ بی‌محابا شروع به خواندن کرد. فضای خانه و آدم‌هایی که می‌دید،‌ تبادل خوانده‌ها و همهٔ این‌ها برای ساختنِ فرزانهٔ مترجم بسیار مهم بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
===از ترجمهٔ کتاب آشپزی تا ترجمه آثار ادبی===&lt;br /&gt;
در طول سال‌ها آثار زیادی هم به ضرورت نان ترجمه کرده‌است. آن‌هاکارهای ارزشمندی بودند اما ربطی به او و علایقش نداشتند. برای اینکه پیامی به وزرات ارشالد بفرستد دست به ترجمه برد و کتاب آشپزی ترجمه کرد. می‌خواست به آن‌ها بگوید حرفشان را می‌فهمد و می‌داند که شاید به نظرشان بهتر است امثال فرزانه‌ها کنج مطبخ بنشینند! اما او نه‌تنها کنج مطبخ ننشست که ترجمهٔ حرفه‌ای و تخصصی را با همهٔ سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها ادامه داد.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق در جوانی===&lt;br /&gt;
سال سوم دانشگاه بود که با او آشنا شد. آشنایی‌ای که سال‌های پس از آن را به یغما برد. توی خانهٔ استادش شگفت‌اگیزترین ملاقاتش را تجربه کرد و عشق رخ داد. عشقی که به  ازدواج در ۲۱ سالگی با معشوقی ۴۲ ساله انجامید. دختری عاشق خواندن جرقهٔ عشقی عظیم را در نویسنده‌ای دیده بود که در سی سالگی شاهکارش را خلق کرده است. خودش هنوز هم بی‌محابا می‌گوید: &lt;br /&gt;
::«تأثیری که من از همسرم گرفتم، به دلیل اختلاف سنی نبود، بلکه به دلیل دانش و پویایی‌اش بود. او جاهایی خیلی جوان‌تر از من بود؛ به این معنی که مدام جست‌وجو می‌کرد،‌ در حوزه‌های مختلف می‌خواند و روحیه جوانی داشت. او از من جوان‌تر و مثبت‌اندیش‌تر بود.»&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===استادی که چشم او را به ادبیات جدی گشود===&lt;br /&gt;
عشق به ادبیات به طور جدی از دوران دانشجویی در او شکل گرفت. دانشجو بودن تنها دلیل توجه به ترجمه نبود بلکه استادی از دانشگاه تهران،اسن عشق را شعله‌ور کرد. &#039;&#039;&#039;داوران&#039;&#039;&#039; استاد دانشگاه تهران، چشم او را به ادبیات جدی گشود. او باعث شد &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; به جای خواندن زبان انگلیسی به سمت خواندن ادبیات انگلیسی برود، واین آغاز راه او بود.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===وقتی کلاس‌های بنیاد تعطیل می‌شود===&lt;br /&gt;
تابستان ۱۳۹۳ بود که كارگاه داستان و كلاس‌هاي ادبي بنياد گلشيري به خاطر نداشتن محل برگزاري كلاس‌ها ادامه پيدا نكرد. فرزانه طاهری این کلاس ها را از تابستان سال پیش آغاز کرده بود. کلاس‌هایی مثل كارگاه داستان ، ويرايش و نگارش، مكتب‌ها و سبك‌هاي ادبي ؛ کسانی مثل [[احمد سميعي]] ، ‌[[حسين سناپور]] و [[فرهاد فيروزي]]  مدرسان این دوره‌ها بودند که بعد از  دو دوره، دیگر  برگزار نشد. فرزانه اما دست از کار نکشید و به دنبال برگزاری کلاس‌ها در فرهنگسراهای دیگر بود.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گویا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = http://news.gooya.com/culture/archives/014891.php  |عنوان = بنياد گلشيري براي برگزاري برنامه‌هايش در فرهنگسراهاي زير نظر سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران با مشكل روبه‌روست |ناشر= سایت گویا |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۲۸ مرداد ۱۳۸۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===همهٔ دارایی او===&lt;br /&gt;
اوضاع هیچ‌چیز خوب نبود، دهه‌ ۶۰ بود. دخترش سال ۱۳۶۰ به دنیا آمد و پسرش سال ۱۳۶۱. مستاجر بودند و هر دوشان بی‌کار. همهٔ حسرتش این بود که نمی‌توانست برای بچه‌هایش وقت بگذارد. با ۳۴۰۰ تومان حقوق در سال ۱۳۶۲ کارش را شروع کرد، ۳۳۵۰ تومانش را باید اجاره می‌داد تا اینکه سال ۱۳۷۰ حقوقش هفت هزار تومان شد که توانستند خانه‌شان را بخرند. حالا با همین مبلغ حتا نمی‌شود یکی از کتاب‌های خودش راهم خرید.&amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زندگی زیر سایهٔ آفتاب===&lt;br /&gt;
۲۱ سال زندگی مشترک داشتن  با[[هوشنگ گلشیری| گلشیری]] نه ساده است نه بی‌حاصل. آدم خودش هرقدر هم که بزرگ باشد ممکن است برود توی حاشیه و دیگر در کنار آفتاب درخشانی مثل گلشیری دیده نشود؛ اما &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; باید باشی تا هیچ‌گاه در سایه نمانی؛ بلکه همه وقت در زیر آفتاب او بدرخشی. {{سخ}} &lt;br /&gt;
::«او بر زندگی من تابید و من در آفتاب حضور او چون گیاهی بالیدم.»&lt;br /&gt;
هر دو با هم کتاب خواندند، با هم متون کهن ادبی را دوره کردند و با هم داستان‌های گلشیری را می‌خواندندو هیچ‌کدام بر دیگری سایه نینداخت. .&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راستی آخرین بار کی مجوز گرفتی؟===&lt;br /&gt;
«راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» سال ۱۳۸۰ درآمده بود و چاپ دوم آن سال‌ها در انتظار مجوز دوباره، مانده بود در ارشاد تا اینکه سال ۱۳۸۵ با ویرایش جدید و تغییراتی اساسی مجوز گرفت. این موضوع برای مترجمی که &#039;&#039;&#039;فرزانه&#039;&#039;&#039; است بیشتر از این جهت مسئله است که معتقد است وقتی در هر حوزه‌ای از فرهنگ مجوزی می‌دهند؛ پشتش بایستند. برای همین است که دلش می‌خواهد مسئولیت ممیزی به اهل قلم سپرده شود تا نه ناشر درگیر باشد و نه ارشاد؛ و اهل قلم با تشخیص خودشان کارهایشان را منتشر کنند.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;ادبیات جدی&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
اهالی خانهٔ پدری فرزانه بیشتر اهل اهل تحصیلات بودند تا کتاب. در بچگی کتاب‌هایی مثل «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» و کتاب‌های طلایی و بعد بالزاک را می‌خواند و چندان شرایط استثنایی یا خاصی از نظر کتاب و کتاب‌خوانی نداشت. تا این‌که به سنی رسید که خودش به دنبال کتاب رفت. خانواده مادری‌اش خیلی اهل کتاب بودند و این موضوع در کتاب‌خوان شدن او نقش بسیاری داشت. هر چند که در چهارسالگی مادرش را از دست داد. ولی به مطالعه و آموزش ادامه داد تااینکه در دانشگاه تهران در رشتهٔ ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد. &lt;br /&gt;
{{سخ}} به واسطهٔ یکی از استادانش با [[هوشنگ گلشیری]] آشنا شد و بعد از دو سال آشنایی، با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دوفرزند بود به نام‌های ««باربد» و «غزل» &amp;lt;ref name=ایسنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری کتاب‌هایش را با وسواس انتخاب می‌کند و برای زود رسیدن به بازار عجله‌ای به خرج نمی‌دهد. به گفته‌ٔ خودش از اولین سال‌های دانشگاه، شوقِ این را داشته تا آثاری که خودش به زبانی دیگر می‌خواند را دیگران نیز بتوانند بخوانند و همین شوق بود که او را به سمت کارِ ترجمه سوق داد.&lt;br /&gt;
{{سخ}}او در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
در بخشی از یادداشت [[ابوتراب خسروی]] آمده است: &lt;br /&gt;
::«حکایت فرزانه طاهری روایت زن بردبار و فداکار روزگار ماست؛ زنی از جنس فرهیختگی و شرافت که مدیریت زندگی مشترک خود و بزرگواری چون هوشنگ گلشیری را بر عهده داشت و شانه به شانه او با شکل زندگی و تلاشش اصرار بر توسعه فرهنگی جامعه ما داشت و حتما دارد. موضوع بر سر شناخت آن سوی سکه هویت گلشیری است، که بی‌شک فرزانه طاهری بود که با زندگی پربار و زحماتش آن روی هویت گلشیری را بازتاب می‌داد؛ پشتوانه‌ای که به مدد او گلشیری نقش خود را در ادبیات و فرهنگ ما ایفا کرد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
«نمی‌توانم ادعا کنم که برنامه مدونی برای ترجمه‌هایم دارم یا داشته‌ام. هرگز. بعضی وقت‌ها یک تصادف بوده است. منتها اینکه تصمیم بگیرم که کاری را ترجمه کنم، شاید مواردی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تاثیر داشته است.»&amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
هیچ‌گاه در ترجمه به دنبال جست‌وجوی کتابی که نویسنده آن فرد شاخصی باشد نبوده‌ام، بلکه شاخص‌های من برای انتخاب کتاب بیشتر شرایط زمانی و کشش موضوع آن کتاب برای خواننده است و صادقانه بگویم تا کتابی را خودم دوست نداشته باشم ترجمه نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
{{سخ}}درواقع اگر نتوانم با کتاب مورد نظرم برای ترجمه ارتباط برقرار کنم آن کتاب را ترجمه نمی‌کنم و بدون اغراق بگویم که عاشقانه کتاب‌هایم را ترجمه کرده‌ام. مترجم نباید به بهانه نیافتن واژه فارسی معادل با واژه‌ای از زبان دیگر طفره برود و باید دامنه لغات خود را گسترش دهد&amp;lt;ref name=همشهری&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}من بیشتر به سمت ترجمهٔ نظریه و نقد رفته‌ام. به خاطر اینکه خیالم راحت است که کار منتشر می‌شود بی‌آنکه بخواهد تکه‌پاره شود. &amp;lt;ref name=آفتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمله‌ای از ایشان===&lt;br /&gt;
من کتاب خودم هم چاپ می‌شود، معمولاَ نمی‌خوانم، چون کتاب را که باز می‌کنم، می‌گویم این‌جا باید این را می‌گذاشتم، آن‌جا باید این کار را می‌کردم. با این‌که معمولا اشتباه مهلکی نداشته‌ام. اشتباه لپی ممکن است بوده باشد. سال‌های اخیر که دیگر گمان نکنم اشتباهی مهلک داشته‌ام، ولی همیشه می‌شود کار را بهتر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایران آرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranart.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-5/34121-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85|عنوان= سلبریتی نیستم و کشته مرده ندارم|ناشر=سایت ایران آرت}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منزلی که در آن زندگی می‌کند ===&lt;br /&gt;
طاهری اکنون در خانه‌اش واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همان خانه‌ای که سال‌ها با هوشنگ گلشیری در آن زندگی کرده و خاطرات زیادی را از او می‌توان بر در و دیوار خانه یافت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;کتاب هفته&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
فرزانه طاهری  پس از درگذشت [[هوشنگ گلشیری]] ، سرپرستی [[بنیاد گلشیری]] را عهده‌دار شد و جایزه‌ای به نام او پایه‌گذاری کرد تا به این ترتیب به یکی از آخرین خواسته‌های عمرِ پرثمر و سرشار از خلق و تلاش و تکاپوی گلشیری برای اعتلای ادبیات داستانی ایران را جامه‌ی عمل بپوشاند.&amp;lt;ref name=ایلنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
#مسخ فرانتس کافکا، درباره مسخ ولادیمیر ناباکوف (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران  (۱۳۹۷) &lt;br /&gt;
#سیلویا بیچ و نسل سرگشته؛  تاریخچه‌ای از حیات ادبی پاریس در ده های ۲۰ و ۳۰ میلادی(۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
#سرود کریسمس (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#داستان کوتاه، مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری  (۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
#مرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد (۱۳۹۵)رمان&lt;br /&gt;
#خانم دلوی، نوشته ویرجینیا وولف (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
#هنر و جهانی شدن،دورنمایه‌های هنر معاصر/۷ (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#استعاره، مجموعه مکتب‌ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات روس - نابوکف (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#درسگفتارهای ادبیات اروپا - ناباکوف (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#عناصر داستان (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#داستان های شکسپیر (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
#كلیسای جامع، نوشته ریموند كارور (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#نظریه‌های ادبی (۱۳۹۳) &lt;br /&gt;
#مردی برای تمام فصول [نمایشنامه خارجی/۴۱] (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات (۱۳۹۳)&lt;br /&gt;
#مبانی نقد ادبی (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#طراحی شهرها (تحول شکل شهر از آتن باستانی تا برازیلیای مدرن) (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
#اکسپرسیونیسم؛مجموعه مکتب ها، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری (۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#گروتسک (از مجموعه مکتبها، سبکها و اصطلاحات ادبی و هنری)(۱۳۹۰) &lt;br /&gt;
#ژانر (نوع ادبی) (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#مسخ - کافکا؛ نسخه انتقادی نورتن - پیشینه و زمینه نقد (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#پیکارسک؛ مجموعه مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری(۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
#سن ژون پرس؛ نویسندگان قرن بیستم فرانسه/۳۱ (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#در دل گردباد (۱۳۸۵) &lt;br /&gt;
#راستی آخرین بار پدرت را كی دیدی؟، نوشته بلیك ماریسن  (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
#کلود سیمون [نویسندگان قرن بیستم فرانسه/29] (۱۳۸۴) &lt;br /&gt;
#زنان، جنون و پزشکی (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#ایوان تورگنیف، نوشته ولادیمیر ناباكوف (۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
#مردی دیگر؛ مصاحبه با گراهام گرین، نوشته ماری فرانسواز آلن (۱۳۶۹)&lt;br /&gt;
#عطش آمریكایی، نوشته ریچارد رایت (۱۳۶۴) &amp;lt;ref name=روزاهنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
  |عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= ولی‌زاده|نام= محمد |عنوان=  پروندهٔ فرزانه طاهری در کتاب هفته |ژورنال=هفته‌نامهٔ کتاب هفته}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hamshahrionline.ir/news/422662/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان= در زندگی با گلشیری هیچگاه در سایه نبودم|ناشر=سایت همشهری آنلاین }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83071054/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA  |عنوان=فرزانه طاهری:ترجمه در ایران آشفته بازار غریبی است |ناشر=سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، استان گیلان}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= گلشیری از من جوان‌تر بود |ناشر=سایت خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا}}  &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92081610251/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF |عنوان= جهان برای نویسندگان ما واقعا کوچک شده است|ناشر=سایت آفتاب}} &lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/314034-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3   |عنوان=ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری |ناشر=سایت خبرگزاری کار، ایلنا }}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= https://roozahang.com/Author/167/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
|عنوان=کتابشناسی آثار فرزانه طاهری |ناشر=سایت روزاهنگ| تاریخ بازدید = ۲۰ خرداد ۱۳۹۷|تاریخ =}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی = https://www.cgie.org.ir/fa/news/129454  |عنوان = اینجا ادبیات جدی گرفته نمی‌شود |ناشر= سایت مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی |تاریخ بازدید = ۲۵ خرداد ۱۳۹۸|تاریخ =  ۱۴ تیر ۱۳۹۵}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>ثریا</name></author>
	</entry>
</feed>