<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1</id>
	<title>ویکی‌ادبیات - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1"/>
	<updated>2026-06-09T01:20:08Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.42.1</generator>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82&amp;diff=47836</id>
		<title>مهدی محقق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82&amp;diff=47836"/>
		<updated>2022-08-21T16:31:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مهدی محقق&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  Mahdi-Mohaghegh.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
| نام اصلی               = &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           = &lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             = ۱۰ بهمن ۱۳۰۸&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  مشهد&lt;br /&gt;
| والدین                 = شیخ عباسعلی محقق خراسانی &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
| محل مرگ                = &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =&lt;br /&gt;
| محل زندگی              = &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =&lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =&lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =&lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = &lt;br /&gt;
|پیشه                    = استاد دانشگاه، پژوهشگر ادبی، فلسفی، فقهی و پژوهشگر تاریخ پزشکی اسلامی &lt;br /&gt;
| سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  نوش‌آفرین انصاری&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = عباس، هستی، محمود، نرگس&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  = درجه اجتهاد، دکتری الهیات و معارف اسلامی و دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|دانشگاه                 = &lt;br /&gt;
|حوزه                    =&lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   =  استاد دانشگاه تهران و مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = تاسیس شعبه مطالعات اسلامی مک‌گیل در تهران،‌ بنیان‌گذار دائرةالمعارف تشیع&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                   = اعطای نشان درجهٔ دو دولتی دانش و نشان درجهٔ یک ادب فارسی&lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی محقق نویسنده، علامه، ادیب، مجتهد، نسخه‌پژوه، پژوهشگر تاریخ پزشکی اسلامی، مصحح و شارح کتب ادبی و فلسفی و فقهی است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
از جمله استادان مبزر و معززی است که در زمینه های مختلف حکمت و ادب و عرفان صاحب اثر و تحقیقات است. پدیدآورنده بیش از هشتاد عنوان کتاب تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعه مقالات و یکصد و پنجاه مقاله فارسى و عربى و سى و پنج مقاله انگلیسى است که این مقالات در مجلّات دانشگاه‌هاى ایران و نشریّات علمى کشور و همچنین در مجلّات علمى کشورهاى انگلستان و فرانسه و ... منتشر شده است. او شاگردانی را نیز تربیت نمود که امروزه خود از استادان و فرهیختگان جامعه محسوب می شوند. &lt;br /&gt;
[[پرونده:Mohaghagh.jpeg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:محقق و دوستانش.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:محقق،_ایرج_افشار،_زریاب_خویی_و_....jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:نوش‌آفرین_انصاری_و_دکتر_محقق.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:سالروز_تولد_مهدی_محقق_مراسمی_به_همت_رادیو_فرهنگ.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; سالروز تولد محقق در مراسمی به همت رادیو فرهنگ&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعطای_نشان_تماشای_خورشید.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; اعطای نشان تماشای خورشید&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:پورتره_دکر_محقق.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:اهداء_نشان_یونسکو_۱۳۹۹.|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; اعطای نشان یونسکو سال ۱۳۹۹&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:تمبر_دکتر_محقق.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; تمبر دکتر محقق&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Slide-gozaresh-bozorgdasht-dr-mohaghegh.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
====سرود ملی====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|علی‌رغم آنکه در مدارس جدید سرود رسمی دولتی «شاهنشه ما زنده بادا» در هر بامداد در صف با صدای جمعی خوانده می‌شد، در مدرسه معرفت، همه شاگردان رو به آستان مقدس حضرت ثامن‌الأئمه (ع) می‌ایستادند و زیارت آن حضرت را قرائت می‌کردند و از آن آستان خواستار توفیق در درس می‌شدند؛ و این روحانیت خاصی در دانش‌آموزان به وجود می‌آورد که هنوز هم لطافت و معنویت آن منظره در نظرم مجسم است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شهرآرا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.tabnak.ir/fa/news/869075/https://shahraranews.ir/fa/news/59253|عنوان= گفت‌وگو با مهدی محقق ادیب، پژوهشگر و رئیس سابق انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|ناشر= شهرآرا نیوز|تاریخ انتشار= ۳ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
===گوهرشاد===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|این را البته بارها گفته‌ام که واقعه خونین مسجد گوهرشاد مشهد تلخ‌ترین خاطره دوران کودکی‌ام است. هنوز صدای گلوله‌های شلیک شده آن شب در گوشم طنین‌انداز است همزمان با این حادثه پدرم مخفی شد، به این علت که در شب واقعه منبر رفته بود و از انگلیس بد گفته بود. البته پس از مدتی به زندان قصر رفت و سه سال و ده روز زندان قصر قجر به سر برد. پس از آزادی او ممنوع المنبر شد. در سال ۱۳۱۷ ما به تهران مهاجرت کردیم و اوضاع اقتصادی‌مان بسیار بد بود، پدرم و دو برادر بزرگترم به حجره‌ای در مدرسه سپهسالار رفتند و خانواده‌ام در اتاق کوچکی در بازار نائب السلطنه ساکن شدند، همین‌ها باعث تعویق افتادن تحصیلاتم شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فارس&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.ir/news/13930404000408| عنوان= ۵ سال معمم بودم/ واقعه مسجد گوهرشاد تلخ‌ترین خاطره کودکی‌ام است/ من و همسرم، استاد و شاگرد بودیم|ناشر= فارس|تاریخ انتشار= ۱۵ شهریور ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|مرحوم آیت الله کاشانی معتقد بود که در من فصاحتی وجود دارد که در معلمی باید از آن استفاده کنم و وقتی تعلل مرا در امر تدریس دید گفت: شما بیسوادا خودتونو کنار می‌کشین که همه جاها را کافرا گرفتن؛ کلمهٔ بیسواد تکیه کلام آن مرحوم بود لذا نامه‌ای در صلاحیت من به وزار فرهنگ نوشت و من به تشویق آن مرحوم از آن سال کار تدریس در دبیرستان را شروع کردم. از همان سال اول تدریس با دو دوست صمیمی آقایان دکتر [[سیدجعفر شهیدی]] و دکتر [[سیدعلی موسوی بهبهانی]] آشنا شدم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;کیهان&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====آشنایی با شهید مطهری====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|مرحوم شهید مطهری را تحقیقاً باید بگویم که هفتاد سال است می‌شناسم. تقریبا از سال ۱۳۲۴، اولین بار زمانی بود که مرحوم آیت‌ﷲ بروجردی از پدرم تقاضا کرد به قم مشرف شوند و در منزل یکی از بازرگانان، یک دهه منبر بروند. من هم به پدرم ملحق شدم و به قم رفتم. طلاب مشهدی که در مدرسه فیضیه و دارالشفاء ساکن بودند پای منبر پدرم می‌آمدند. من این طلبه‌ها را می‌دیدم که بیشتر دور یک طلبه مسن‌تر از خودشان هستند. آن طلبه به نام مطهری خوانده می‌شد و آن طلاب جوان که پانزده شانزده نفر بودند در تمام مشکلات خود به آن طلبه مراجعه می‌کردند و دربارهٔ مسائل علمی، مادی و حتی خانوادگی مشاوره و راهنمایی می‌گرفتند و شهید مطهری راهنمای آنها بود. این اولین آشنایی من با شهید مطهری بود&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mobahesat.ir/2999|عنوان= خاطرات منتشر نشده دکتر مهدی محقق از استاد شهید مرتضی مطهری|ناشر= مباحثات|تاریخ انتشار= ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
===حقوق مساوی===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در یکی از روزهای پاییزی مرحوم پدرم حاج شیخ عباسعلی محقق خراسانی همراه با مرحوم برادرم حاج شیخ عباسعلی محقق و آقای دکتر [[احمد مهدوی دامغانی]] که نسبت شان به جدّ اعلای من می‌پیوندد، و تنی چند از خانواده رسماً به منزل مرحوم مسعود انصاری رفتیم و در این جلسه به هیچ وجه مسائل مادیات در میان نیامد و بنا به قول معروف که «با کریمان کارها دشوار نیست» با سهولت، عقد رسمی ما در هشتم آذرماه ۱۳۴۲ صورت گرفت و در دفتر رسمی ثبت ازدواج ثبت گردید. ما با هم توافق کردیم که هر دو به صورت تساوی از حق طلاق برخوردار باشیم. خانوادۀ ما یک خانوادۀ گرم و پر ثمر و پرنشاط است. و این از تفضلات خداوند متعال بوده است که زندگی ما را یک زندگی خوبی ساخته است که علم و عشق توأم با هم بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ana.press/news/184240|عنوان= شب نوش آفرین انصاری برگزار شد/ سخنان مهدی محقق درباره همسرش|ناشر= آنا|تاریخ انتشار= ۱۱ خرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====هیس پروفسور محقق اسلیپ====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|یک شب خانم آنت همسر پروفسرور هرمان لندلت با خانه ما تماس و گفت، پرستار بچه‌هایمان نیامده است در حالی که ما می‌خواهیم به مهمانی برویم. آنت از استاد محقق خواست که برای چند ساعت به منزل آن‌ها برود و کتابش را همانجا بخواند، بچه‌ها سر ساعت هشت به رختخواب می‌روند و مزاحمتی ندارند. استاد محقق هم برای آن که کمکی کرده باشد به منزل پروفسور هرمان رفت. وقتی که هرمان و آنت از مهمانی برمی‌گردند بچه‌ها را می‌بینند که پیژامه پوشیده روی پله‌ها نشسته‌اند و هنگامی که صدای درمی‌آید بچه‌ها می‌گویند: «هیس پروفسور محقق اسلیپ»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/218082|عنوان= خاطره نوش‌آفرین انصاری و مهدی محقق از توشیهیکو ایزوتسو|ناشر= آنا|تاریخ انتشار= ۲۴ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  }}&lt;br /&gt;
====مک‌گیل====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در سال ۱۳۴۴ از طرف وزیر فرهنگ وقت که به نظرم مهرداد پهلبد بود، با من تماس گرفته شد. گفتند که به نام دانشگاه مک‌گیل در کانادا، یک استاد رشته زبان و ادبیات فارسی می‌خواهد ولی پولش کم است. ما پیشنهاد کردیم و دکتر [[سیدحسین نصر]] و دکتر فرمانفرماییان قبول نکردند. قبول کردم ولی گفتند هزینه سفر خودت را می‌دهیم ولی زن و بچه ات را خودت باید متحمل شوی. من چون همیشه در زندگی‌ام وقتی در دو راهی قرار می‌گیرم که یکی راه معنویات و راه دیگر مادیات است من راه معنویات را ترجیح می‌دهم، هرچند آن راه چه بسا به مادیات بسیاری هم برای من منتج شد. بنابراین تصمیم گرفتم که با این حقوقی که دریافت می‌کنم چه بسا فرصت این را دارم که انگلیسی‌ام را تقویت کنم حتی مونترال که شهر دو زبانه‌ای هست می‌توانم فرانسه هم بخوانم. همچنین در آن دانشگاه می‌توانم لاتین و یونانی هم یادبگیرم. همسرم هم فرصت می‌کند که درسش را ادامه دهد پس قبول کردم و به کانادا رفتم&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://iranianstudies.org/fa/1390/05/17/7|عنوان= گفتگو با دکتر مهدی محقق: پیام علوم اسلامی به غرب|ناشر= آکادمی مطالعات ایرانی لندن |تاریخ انتشار=۸ آگوست ۲۰۱۱|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  }}&lt;br /&gt;
====درس اساسی==== &lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|زمانی که به کانادا رفتم دو استاد مشغول تدریس بودند؛ یکی پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو که فلسفه از جمله &#039;&#039;الاقتصاد فی الاعتقاد&#039;&#039; ابوحامد غزالی و کتاب &#039;&#039;النجاة&#039;&#039; ابن‎سینا را درس می‌داد و یکی هم پروفسور هرمان لندلت که عرفان و تصوف درس می‌داد. اینها خواستند که در درس من شرکت کنند و من &#039;&#039;جامع الحکمتین&#039;&#039; ناصرخسرو و «اسرارنامه» عطار را درس می‌دادم. روزی به مناسبتی، شعری از حاج ملا هادی سبزواری خواندم و بر تخته هم نوشتم که دانشجویان بنویسند و آن شعر این بود: «معرّف الوجود شرح الاسم/ و لیس بالحد و لا بالرّسم» وقتی بیرون آمدیم، ایزوتسو خیلی از این شعر خوشش آمد و گفت این باعث تأسف است که شما چنین حکمایی دارید. من تا به حال نام سبزواری را نشنیده بودم و شعری هم که خواندید چقدر منسجم بود که حق مطلب را در یک خط ادا می‌کند چون تمام تعاریفی که برای وجود می‌آورند فقط لفظش را شرح می‌دهند و تعریف حقیقی اعم از حد و رسم نمی‌توان برای وجود ارائه داد و مرحوم سبزواری این مطلب را در یک بیت سروده بود. سپس او روزی نزد رئیس دانشکده رفت و گفت که این شرم آور نیست که شما استادی دارید که مسلط به علوم اسلامی است و باید زبان فارسی درس بدهد. یک درس اساسی برایش بگذارید. در نتیجه تصمیم گرفتند برای من درسی بگذارند. من گفتم که &#039;&#039;عقاید شیعه&#039;&#039; براساس &#039;&#039;شرح باب حادی عشر علامه حلی&#039;&#039; بگذارید. اتفاقاً خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت و خود ایزوتسو و لندلت هم سر کلاس می‌آمدند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مک‌گیل&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.tabnak.ir/fa/news/869075//|عنوان= نیم قرن از مونترال تا تهران|ناشر= تابناک|تاریخ انتشار= ۲۲ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====همسر دوم====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|چون همسرم در دانشگاه تدریس داشت، هنگام مسافرت نمی‌توانست با من به مسافرت بیاید و من را همراهی کند. به‌خصوص وقتی که به مالزی رفتم چون هوا خیلی گرم بود، نمی‌توانستم تنهایی غذا بپزم و دیگر امور را مرتب کنم و به درس و مشق برسم. حدود بیست‌وپنج سال پیش، با رضایت همسرم ازدواج مجدد کردم. در حال حاضر هم در دو خانه روبروی هم ساکن و در کنار هم هستیم. از خانم انصاری یک پسر و یک دختر دارم، دخترم اکنون در کانادا است. از خانم دوم یک پسر دارم به اسم محمود که جوان عربی‌دان و فاضلی است و یک دختر که دانشجوی دانشگاه تهران در رشته روان‌شناسی است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://farhangemrooz.comnews/61615|عنوان= مهدی محقق : علم در ایران رو به سراشیبی است|ناشر= فرهنگ امروز|تاریخ انتشار= ۲۷ بهمن ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====تصحیح متون====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|از همان زمانی که درسهای طلبگی می‌خواندم علاقه‌مند به تصحیح متون فارسی شدم، یادم هست که به کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی می‌آمدم در هر بار – ولو به قصد دیگری آمده بودم – دو – سه تا از کتابهای صحیح شده می‌گرفتم؛‌ بخصوص کتابهایی که می‌گفتند مصححش از استادهای دانشگاه است. از همان زمان علاقه‌ای به ادبیات داشتم و یکی از آرزوهایم این بود که بعد از دانشکدهٔ الهیات وارد رشتهٔ ادبیات بشوم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;میراث&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====دومتر کرباس====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|یکی از استادان ما مرحوم شیخ محمدتقی آملی که استاد آقایان جوادی آملی و حسن‌زاده آملی هم بود، وقتی که من عمامه‌ام را برداشتم و لباس روحانیت را ترک کردم، گریه کرد و گفت خاک بر سر ما که نمی‌توانیم شماها را نگه داریم. من به ایشان گفتم: استاد شما با همین دومتر کرباسی که روی سر من بود می‌خواستید من را نگه‌دارید؟ شما آن اثری که در مغز من گذاشته‌اید، مرا تا آخر عمر نگه خواهد داشت. بعدها که من &#039;&#039;ترجمهٔ تعلیقات ملاهادی سبزواری&#039;&#039; را به انگلیسی ترجمه کردم و در نیویورک چاپ شد به ایشان نشان دادم به من گفت من در مورد شما اشتباه می‌کردم&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1293037-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF |عنوان= نکوداشت علامه مهدی محقق در آیین «فرزانگان فرهنگ » برگزار شد|ناشر= برنا|تاریخ انتشار= ۱۲ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====من هم نمی‌فهمم====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[احمد فرديد]] در مقطع دكتری استاد ما بود. فلسفه درس می‌داد. استاد پرمطالعه‌ای بود اما در درس دادن زياد از اين شاخه به آن شاخه می‌پريد. منظم درس نمی‌داد. مدام از واژگان خودساخته و مغلق استفاده می‌كرد، مثل: بنيادانگاری و اشياء‌انگاری و ترس آگاهی و... . به زحمت كسی درسش را می‌فهميد. يک‌بار در حضور دانشجويان گفت: درس مرا شماها نمی‌فهميد فقط محقق می‌فهمد چون زبان خارجی می‌داند. من هم بلافاصله گفتم: نه، من هم نمی‌فهمم! تيترهای سخنراني‌های او گاه چند خط بود. جالب اين‌كه يک سخنرانی دارد كه فقط تيترش دو صفحه است كه در مطبوعات اعلان عمومی شده است!» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.alef.ir/news/4000511019.html |عنوان= حدیث نعمت خدا|ناشر= الف|تاریخ انتشار= ۱۱ مرداد ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====ادیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|علامه ابوالحسن شعرانی روحیه من را به خوبی می‌شناختند و همیشه و هرجا که بنده را می‌دید در رابطه با این که توانسته بودم در لندن در کرسی استاد بنیشینم تشویقم می‌کردند. یادم می‌آید که چند سال بعد مقاله‌ای نوشتم در &#039;&#039;رد ابن میمون بر جالینوس و دفاع از موسی بن عمران&#039;&#039; که مربوط به فلسفه یهودی بود. وقتی این مقاله به دست ایشان رسیده بود، فرموده بودند که ای کاش همه شاگردان و طلبه‌های ما نیز به ادیان دیگر توجه داشته و نسبت به این موارد نیز آگاه بودند. این تشویق و تکریم ایشان برای من بسیار اهمیت داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.khabaronline.ir/news/432267|عنوان= روایت مهدی محقق از زمانی که در تهران ۱۵ استاد درجه یک فلسفه وجود داشت|ناشر= خبرآنلاین|تاریخ انتشار= ۱۱ تیر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====پزشکی جدید====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در وزار بهداری در جلسه‌ای حاضر شدم دیدم فردی سخنرانی می‌کند و می‌گوید: اگر ما پزشکی را از اخبار و روایات استخراج می کردیم، به علم پزشکی غرب نیازمند نمی‌شدیم، من در آن‌جا صحب کردم و گفتم: علوم یونانی، پزشکی و ... در زمان ائمه (ع) به ویژه امام رضا (ع) ترجمه گردید اگر بی‌فایده بود امام در جایی اشاره می‌کرد آنچه اجداد ما برای شما گفته‌اند کافی است، حال آنکه خود امام فرمودند:‌ما و احدادمان برای تهذیب اخلاق آمدیم و وظیفه ما تعلیم مکانیکی، نجاری و ... نیست. پس گفتم هر مسئله جایی دارد و نیابد با هم مخلوط شود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;راهکار&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
* مهدی محقق در سال ۱۳۰۸ در خانواده‌ای روحانی و اصالتی دامغانی مقیم مشهد به ‌دنیا آمد. چون تولدش مصادف با نیمه شعبان بود نامش را مهدی گذاشتند. پدرش حاج شیخ عباسعلی محقق خراسانی و پدربزرگش ملا بمانعلی محقق دامغانی بودند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;کیهان&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = محقق| نام = مهدی؛ موسوی بهبهانی، مهدی؛ شهیدی، سیدجعفر | عنوان = استاد دکتر مهدی محقق:‌ پیشرفت علمی در گرو احترام به علم و معلم است| ژورنال = نشریه کیهان فرهنگی | مکان = | دوره = | شماره = ۳۹ | سال = خرداد ۱۳۶۶ | صفحه = ۳ - ۱۳| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
* تا سن نه‌سالگی در مشهد بود و سپس در سال ۱۳۱۷ به قصد ادامه تحصیل وارد تهران شد. در [[دبستان فرهنگ]] تحصیل کرد. از سال ۱۳۲۱ به دبیرستان رفت. آشفتگی وضع معیشت خانواده، آرامش خاطری برای او باقی نگذاشت، لذا با یک تصمیم ناگهانی، در نیمهٔ بهمن همان سال درس را رها کرد و به بازار روی آورد و مدت ۳ سال به شاگردی مغازه و تحصیلداری تجارتخانه مشغول شد. تا اینکه دو برخورد اتفاقی او را از این کار منصرف ساخت، از این رو &#039;&#039;جامع المقدمات&#039;&#039; را برداشت و به مدرسهٔ خان مروی آمد و مرحوم پدرش او را به استاد سالخورده‌ای به نام حاج سید هادی ورامینی سپرد. در مدت ۴ماه &#039;&#039;صرف میر&#039;&#039; و &#039;&#039;عوامل ملاحسن&#039;&#039; و &#039;&#039;انموذج&#039;&#039; و &#039;&#039;صمدیه&#039;&#039; را با کوشش هرچه تمامتر برای او درس گفت. &lt;br /&gt;
* از سال ۱۳۲۳ تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد و برای استفاده از محضر استادان بزرگ در سال‌های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ به مشهد آمد و در [[مدرسهٔ نواب]] اقامت گزید و علوم حوزوی را در حوزه‌های علمیهٔ مشهد و تهران تا مرحلهٔ اجتهاد فرا گرفت. در مشهد روزی ۶ ساعت نزد ادیب نیشابوری &#039;&#039;مطول&#039;&#039; و &#039;&#039;ادبیات عرب&#039;&#039; را می‌خواند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.bookcity.org/print/24941/root/speak|عنوان= ماجرای فلسفه‌خوانی شبانه در مشهد|ناشر= پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب|تاریخ انتشار= ۱۵ تیر ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. در آخر موفق به اخذ درجه اجتهاد در محضر آیت‌الله کاشف الغطاء و آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری شد؛ که موجب معافیت از خدمت نظام وظیفه شد و توانست بدون وقفه به تحصیل و تحقیق ادامه دهد. &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۲۷ وارد [[دانشگاه تهران]] شد و دورهٔ‌ دکتری الهیات را در سال ۱۳۳۷ به‌پایان رساند. سال ۱۳۳۸ از رسالهٔ دکتریش تحت عنوان &#039;&#039;تحقیق در دیوان ناصرخسرو&#039;&#039; به راهنمایی دکتر [[محمد معین]] در حضور ایشان و دکتر [[ذبیح‌ا... صفا]] و [[سعید نفیسی]] دفاع کرد. در اسفند این سال بود که پدرش با عارضهٔ سکته دارفانی را وداع گفت و خلق انبوهی از مدینین بازار و روحانیون او را تشییع و در قم به خاک سپردند.  &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۳۹ پس از شرکت در آزمون دانشیاری به عضویت هیئت آموزشی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درآمد و پیش از آن به ‌مدت نه سال در دبیرستان‌های تهران تدریس کرده بود که مدت سه سال از آن مدیر بخش کتب خطی [[کتابخانهٔ ملی فرهنگ]] هم بود.&lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۴۰ از طرف [[دانشگاه لندن]] برای تدریس در [[دانشکدهٔ مطالعات مشرق‌زمین و آفریقا]] دعوت شد و به مدت دو سال در آن دیار به سر برد.&lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۴۵ به مقام استادی دانشگاه نائل آمد و تا سال ۱۳۶۱ که بازنشسته گردید با همان سمت در گروه‌های زبان و ادبیات فارسی و عربی و فلسفه و علوم اجتماعی دانشگاه اجتماعی دانشگاه تهران به تدریس درس‌های مختلف پرداخت.&lt;br /&gt;
* طی سال‌های ۱۳۴۷ – ۱۳۴۴ و ۱۳۵۷ – ۱۳۵۵ و ۱۳۶۱ – ۱۳۶۰ در [[دانشگاه مک‌گیل]] کانادا به تدریس فلسفه و کلام و عرفان اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۴۷ شعبهٔ [[مؤسسهٔ مطالعات اسلامی]] آن دانشگاه را در تهران تأسیس کرد و نتیجهٔ آن نشر بیش از شصت اثر نفیس در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی است که با همکاری متجاوز از سی تن از استادان داخل و سی تن از استادان خارجی در دو مجموعهٔ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سلسلهٔ دانش ایرانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ علوم در اسلام&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; فراهم آورد و به جامعهٔ علمی تقدیم داشت.  &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۵۰ به‌عنوان رئیس انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد و با استفاده از امکانات مؤسسهٔ مطالعات اسلامی ده اثر به استادان آن رشته تقدیم داشت و نیز در همین سال به‌عنوان عضو هیئت امناء با انجمن فلسفه همکاری کرد و در نشر آثار علمی دانشمندان شیعی ایرانی به وسیلهٔ آن انجمن در این توفیق علمی سهیم گردید. پس از بازنشستگی، سالی سه‌ماه در کانادا به مدت پنج‌سال تدریس کرد و پس از آن پنج‌سال در مؤسسهٔ بین‌المللی اندیشه و تمدن اسلامی به‌عنوان «استاد ممتاز فلسفهٔ اسلامی» به‌ تدریس و تحقیق اشتغال ورزید و نشر مجموعه‌ای از متون و تحقیقات در زمینهٔ علوم اسلامی را بنیان نهاد که تاکنون دوازده مجلد از آن به ‌وسیلهٔ آن مؤسسه در تهران و کوالالامپور در مجموعهٔ «اندیشهٔ اسلامی» منتشر شده‌است. همچنین به‌دعوت [[دانشگاه آکسفورد]] یک‌ماه در سال در آنجا به‌تحقیق و مطالعه دربارهٔ تاریخ پزشکی اشتغال داشته و برخی از استادان را در راهنمایی رساله‌های دکتری در زمینهٔ علوم اسلامی یاری کرده‌است. &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۶۱ سازمان دائرة‌المعارف تشیع را پایه‌ریزی کرد و همچنین پس از انتصاب به عضوی هیأت امنای بنیاد درآمد و به عنوان مدیر عامل به مدت دو سال آن را اداره کرد.  &lt;br /&gt;
* اداره کارگزینی دانشگاه وی را طبق نامه شماره ۶۰۶۷۵/۳ مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۶۱ با رتبهٔ استادیاری باز نشسته کرد و این در حالی بود که شورای مرکزی دانشگاه‌ها از تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۴۵ استادی تمام وقت مرا براساس سوابق تدریس و تالیف کتب و مقالات و شرکت در مجامع علمی داخلی و خارجی طی نامه شماره ۴۸۳/۶۸ مورخ ۸ آبان ۱۳۴۵ تصویب و تنفیذ کرده بود و در سال ۱۳۵۴ به رتبه ۱۰ که آخرین رتبه استادی در ایران بود ارتقا یافت. البته بعدها او را به دانشگاه برگرداندند.&lt;br /&gt;
* پس از انقلاب اسلامی به ریاست [[دانشکدهٔ دماوند]] منصوب شد و پس از آن در سال ۱۳۶۱ سازمان &#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف تشیع&#039;&#039;&#039; را پایه‌ریزی کرد و همچنین پس از انتصاب به عضویت هیئت امنای بنیاد دائرةالمعارف اسلامی در سال ۱۳۶۲ مدت دو سال به‌عنوان مدیرعامل آن نهاد را سازمان داد و اداره کرد. بعد از بازنشستگی در دوره‌های فوق‌لیسانس و دکتری دانشگاه‌های مشهد و اصفهان و امام صادق (ع) و الزهراء و تربیت مدرس و تربیت معلم و دانشگاه آزاد اسلامی کرج تدریس و دانشجویان را در تحریر رساله‌های کارشناسی ارشد و دکتری راهنمایی کرد.&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/30797/ |عنوان= زندگینامه: مهدی محقق|ناشر= همشهری آنلاین|تاریخ انتشار= ۱۸ شهریور ۱۳۸۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;، &amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://iistmu.ut.ac.ir/fa/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87|عنوان= تاریخچه|ناشر= موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران – دانشگاه مک‌گیل|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[پرونده:اشترنامه.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:فیلسوف_ری.jpeg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:درآمدی_بر_دانشنامه_تاریخ_پزشکی.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:اصطلاحات_پزشکی.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:منظومه_مباحث_الفاظ.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:مفتاح_الطب_و_منهاج_الطلاب.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
علاقه به موسیقی سنتی ایرانی دارد ولی چندان اهل فیلم و سریال نیست»&amp;lt;ref name=&#039;&#039;اندیشه مهر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = فرجی| نام = سارا | عنوان = از پوشیدن لباس روحانیت ا آوردن ایزتسو به ایران| ژورنال = مجله اندیشه مهر | مکان = | دوره = | شماره = ۲۶ | سال = ۱۳۹۷ | صفحه = ۴۷| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
هیچ جایی را بیشتر از ایران دوست ندارد. علاوه بر این همسرش با وجود اینکه به سه زبان زنده مسلط است و زاده ایران هم نیست و همه تحصیلاتش هم خارج از ایران بوده، هیچگاه حاضر نبود در جایی غیر از ایران زندگی کند و اعتقاد دارد که این میزان محبتی که در ایران دریافت می‌کند را هیچ‌جا نمی‌توان یافت. حتی در زمان مجردی هم دوست نداشت در خارج از ایران زندگی کند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;اندیشه مهر&#039;&#039;/&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
==== عضویت در مجامع و گروه‌های علمی در ایران====&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس بخش نسخه‌‌های خطی کتابخانه ملی ايران از ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۹ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} استاد دانشگاه تهران از ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۱{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مدیر مؤسسهٔ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک‌گیل از ۱۳۴۷ تا کنون {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مدير گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس دانشکده دماوند ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در هیئت امنای و مدیر عامل بنیاد دائرة‌المعارف اسلامی در سال ۱۳۶۲ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در فرهنگستان علوم اسلامی‌ در سال ۱۳۶۷ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادبيات فارسی از ۱۳۶۹ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} ریاست انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی  {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سرپرست گروه فلسفه و کلام بنیاد پژوهش‌های اسلامی {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو هیئت امنای انجمن فلسفهٔ ایران {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سرپرست گروه پژوهش‌های طب اسلامی، وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۵ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو شورای عالی علمی دائرة المعارف بزرگ اسلامی از ۱۳۷۶ تاکنون {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} ریاست هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگى از ۱۳۷۸ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ايران از ۱۳۷۸- ۱۳۸۸ و از ۱۳۹۲ - ۱۳۹۶ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو وابستهٔ فرهنگستان علوم پزشکی (گروه طب اسلامی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو شورای عالی پژوهشکدهٔ تاریخ علم {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====عضویت در مجامع علمی بین‌المللی====&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی تاریخ پزشکی لندن {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی فلسفه در قرون وسطی مادرید {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مشاور علمی‌ بین‌المللی بیت الحکمه پاکستان در سال ۱۳۷۴ {{سخ}} &lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان زبان عرب مصر (مجمع‌اللغه العربیه) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان علوم اسلامی هند (المجمع‌العلمی الهندی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان زبان عرب دمشق (مجمع‌اللغه العربیه بدمشق) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان مباحث علوم و تمدن اسلامی اردن (المجمع‌الملکی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی تاریخ علم و فلسفهٔ عربی و اسلامی، پاریس {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} هیئت تحریریه مجموعه متون و تحقیقات مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سایر فعالیتها و برنامه‌ها====&lt;br /&gt;
{{بلی}} شرکت در چندین کنگره بین‌المللی و ملی ایراد خطابه در آنها، از جمله: کنگرهٔ مؤتمر اسلامی (قاهره ۱۳۳۴)  {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} انجمن شعر لندن (۱۳۴۰) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سمینار مقایسه گرامر زبان‌های سامی (دانشگاه لندن - ۱۳۴۱) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سمینار میراث مشترک فرهنگی ایران و پاکستان و ترکیه ( تهران - ۱۳۴۳) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} انجمن آمریکایی خاورشناسی (فیلادلفیا - ۱۳۴۵، نیوهاون - ۱۳۴۶ و دانشگاه برکلی کالیفرنیا - ۱۳۴۷) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} کنگره بین‌المللی مستشرقین (میشیگان - ۱۳۴۶) و هفته فرهنگی ایران (دانشگاه مک‌گیل مونترال - ۱۳۴۶) {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افخارات===&lt;br /&gt;
مهدی محقق تاكنون به پاس خدمات فرهنگی، سوابق آموزشی و تألیفات خود از سال ۱۳۴۹، موفق به كسب ۱۴ نشان، مدال و تقدیرنامه شده است: &lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر بهترین کتاب برای تألیف کتاب &#039;&#039;فیلسوف ری، محمد بن زکریای رازی&#039;&#039;، کتاب سال ۱۳۴۹&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر و جایزهٔ بهترین کتاب سال برای تصحیح کتاب &#039;&#039;مفتاح‌الطب&#039;&#039; و ترجمهٔ آن به فارسی و انگلیسی در سال ۱۳۶۹&lt;br /&gt;
* لوح تقدیر و استادی ممتاز در سال ۷۲ از دانشگاه بین‌المللی مالزی&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر و جایزهٔ بهترین کتاب دوازدهمین جشنواره خوارزمی برای تألیف کتاب &#039;&#039;تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039; در سال ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
* دریافت نشان درجهٔ دو دانش، ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
* چهره ماندگار سال ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
* کسب درجهٔ «استاد ممتاز فلسفهٔ اسلامی» از سوی مؤسسهٔ بین‌المللی اندیشه و تمدن اسلامی کوالالامپور مالزی، ۱۹۹۳&lt;br /&gt;
* دریافت نشان درجهٔ یک ادب فارسی، ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر ویژهٔ هشمین دورهٔ جایزهٔ انجمن ترویج علم ایران ۱۳۸۴&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیرو جایزهٔ دومین جشنوارهٔ فارابی به عنوان «مفاخر پژوه برجسته» ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
* برگزیده جایزه علمی علامه طباطبایی بنیاد ملی نخبگان، ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
* دریافت جایزه بنیاد البرز به‌عنوان دانشمند برتر، ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
* برگزاری مراسم تکریم توسط بنیاد نخبگان استان تهران با حضور چهره‌های علمی و فرهنگی کشور، شاگردان ایشان و استعدادهای برتر، ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
* اهدای نشان یونسکو۱۳۹۹ و رونمایی از تمبر یادمان نکوداشت هفت ‌دهه خدمات فرهنگی و ادبی او و اعطای نشان «تماشای خورشید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
[[بهاء‌الدین خرمشاهی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد مهدی محقق یکی از بزرگ‌ترین دانشمندانی است که تاریخ ما به خود دیده است. ایشان غیر از اینکه در دو زبان فارسی و عربی استاد تراز اول هستند‌، به زبان انگلیسی نیز می‌نویسند و سخنرانی می‌کنند. استاد در ایران در ۴۰ سازمان علمی‌، ادبی‌ و زبانی فعالیت می‌کند. ما به‌جز ایشان استاد دیگری نداشته‌ایم که هم استاد ادبیات باشد و هم استاد تاریخ طب اسلامی. چند سال پیش تصمیم گرفتیم جشن‌نامه‌ای دربارهٔ ایشان تهیه کنیم، فقط نامه نوشتیم، اما ۸۰ مقاله تراز اول به چهار زبان عربی‌، فارسی‌، انگلیسی و فرانسه در موضوعات بکر و بدیع دریافت کردیم که در دو جلد تهیه شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/11615-mehdi-mohaghegh.html | عنوان= نام‌آوران ایرانی/ درباره زندگی و آثار مهدی محقق - جامع‌العلوم|ناشر= ایران بوم|تاریخ انتشار= ۱۶ بهمن ۱۳۹۲|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[کامران فانی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
دکتر محقق از برجسته‌ترین چهره‌های علمی‌، ادبی‌ و فرهنگی هستند. ایشان یک معلم تمام عیار هستند، با شور و شوق درس می‌دهند. شیوه بدیعی در تدریس دارند و زبان عربی را از طریق ادبیات و شعر به ما آموختند. ‌او اولین کسی بود که &#039;&#039;فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی&#039;&#039; را تهیه کرد که بعدها به همت استاد انوار در ۱۰ جلد به چاپ رسید&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[نوش‌آفرین انصاری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
نزدیک به نیم‌قرن پیش با دکتر محقق ازدواج کردم. آنچه در خانه ما باعث شادی می‌شد صحبت کردن و سفره همیشه پهن گفت‌وگو بود. چند مورد همیشه در زندگی ما تکرار شده‌ و می‌شد؛ این موارد ذکر خیر، کوشش‌، ابتکار، معنویت، اندیشه، ‌شادمانی و سخاوت‌مندی هستند. این زندگى توام با کار و صمیمیت و احترام بود؛ در خانه‌اى که بزرگان علم و ادب و فرهنگ به آن رفت و آمد داشتند و از این رفت و آمدها بهره‌ها حاصل مى‌شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدعبدالله انوار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
آشنایی من و استاد محقق به ۶۳ سال پیش بازمی‌گردد‌؛ که هر دو پای در دشت جنون گذاشته بودیم؛ مراد از دشت جنون همان حیرت است. در تمام منازل سلوک ایشان هرگز از یار دیرینه خود، یعنی کتاب جدا نشدند. امید آنکه دوران بگذرد و ایشان با جوانی همواره‌، ساقیِ فرهنگ و کتاب باشند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدحسین نصر]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
آقاى دکتر دوست دیرین و همکار قدیمى بنده، یقیناً یکى از برجسته‌ترین و پرکارترین دانشمندان ایران در نیم قرن اخیر در زمینه فرهنگ و معارف اسلامى و زبان و ادب فارسى هستند. تقریباً یک زمان قریب ۵۵ سال پیش با هم وارد دانشکده ادبیات شدیم و از همان سال‌هاى اول خدمت‌مان در دانشکده، دوستى و مودت بین ما ایجاد شد که تا به امروز باقى است. ایشان معلمى نمونه بود، سخت علاقه‌مند به دانشجو و انتقال دانش به او و دانشمندى توانا که علاوه‌ بر تحصیلات دانشگاهى، این سعادت را داشت که سال‌ها طلبگى کند و علوم نقلى و عقلى اسلامى را فراگیرد و همین مایه بود که به ایشان بین استادان معاصر و همسن و سال خود شخصیت قابل‌توجهى بخشید&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = نصر| نام = سید حسین| عنوان = پنجاه و پنج سال دوستی / متن پیام برای شب مهدی محقق| ژورنال = بخارا| مکان = | دوره = | شماره = ۹۴ | سال = مرداد و شهریور ۱۳۹۲| صفحه = ۳۶۴ - ۳۶۵ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدمهدی جعفری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های محقق این است که از ادبیات شروع می‌کند و به فلسفه و کلام اسلامی می‌رسد. در حقیقت مجمع‌الجزایری از علوم در ایشان وجود دارد. اما تاکید من روی انتقال این متون به غرب و تدریس در دانشکده زبان‌های شرقی دانشگاه لندن یا دانشگاه مک‌گیل کاناداست. به نظر می‌رسد وی نقش پلی مابین علم شرقی و معرفی آن به علم غربی را نیز بازی کرده‌ است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[حسن بلخاری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
من بنا بر پنج سال زندگی نزدیک با حضرت استاد، شهادت می‌دهم که ایشان از مقام محقِقی به مقام محقَقی رسیده اند و حکمت و علم و عرفان در حیات ایشان تحقق یافته است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://anjom.ir/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82/|عنوان= دکتر مهدی محقق از مقام محقِق به مقام محقَق رسیده‌اند|ناشر= انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|تاریخ انتشار= ۱۱ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. افروختگی دکتر محقق فروزندگی علم و دانش را در ایران در پی داشته است. من از سال ۹۶ در کنار او بودم هرگز در جای او نبودم و شاگردی او را می‌کنم ممنونم از استاد که دست پاک کمک خود را از سر ما برنداشتند. از ته جانم می‌گویم مایه دلگرمی ما بودند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مهر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ghatreh.com/news/nn55941694/ //|عنوان= روزگار ما زمان تخصصی‌شدن علم و جزئی‌نگری علما است|ناشر= مهر|تاریخ انتشار= ۲۶ آبان ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[حسن حبیبی]]  {{سخ}}&lt;br /&gt;
دکتر محقق از صاحب‌نظران و دانشمندانی است که در اصطلاح شر‌ح‌حال‌نویسان و علم رجال به آن‌ها «دانشمند مؤسس» گفته می‌شود. مراکز و انجمن‌های علمی و تحقیقی که ایشان تأسیس کرده‌اند متعدد است. از جمله این مؤسسات که با حضور ایشان به فعالیت‌های نوینی پرداخت [[انجمن آثار و مفاخر فرهنگی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = دکتر محقق از دانشمندانی است که در اصطلاح علم رجال به آن ها دانشمند موسس گفته می شود؛ بزرگداشت دکتر مهدی محقق| ژورنال = گزارش فرهنگستان زبان و ادب فارسی| مکان = | دوره = | شماره = ۴ | سال = زمستان ۱۳۸۵| صفحه = ۳۰ -۳۲| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
‌[[علی‌اصغر میرباقری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
او یک الگوست و می‌شود از او کمک گرفت برای بازسازی ساختار آموزشی. چه خوب است به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم تا از این الگوهای مجسم استفاده‌های عمیقی ببریم و بدانیم شیوه تربیت آنها چگونه است. استاد ویژگی‌ای که دارد در استادان و هم‌نسلان او کمتر دیده شد. در حوزه‌های مختلف احاطه او را می‌بینیم که کم نظیر است او تنها در تحقیقات معاصر صاحب نظر نیست بلکه دامنه فعالیت‌های او بسیار گسترده است. در کنار احاطه‌ علمی کار خاصی که او انجام داد این بود که کوشید ساختارهایی پدید بیاورند که برنامه حاکم باشد و کار گروهی انجام شود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مهر&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدمحمدمهدی جعفری]]  {{سخ}}&lt;br /&gt;
از نظر علوم اسلامی دکتر محقق بسیار دقیق درس‌خوانده بود و بعدها که به دانشگاه تهران آمد و مدرک دکترای ادبیات فارسی را گرفت، باز هم بسیار دانشمند فرزانه‌ای بود و صرفا مدرک نداشت بلکه ایشان واقعا در ادبیات فارسی، ادبیات عربی، علوم اسلامی و به‌خصوص زبان‌های خارجی بسیار استاد است و از این جهت با متون مختلف آشنا بود. تصحیح‌ها و تالیفات‌شان نیز نتیجه اشراف و تبحری است که در زمینه علوم اسلامی و ادبیات فارسی و عربی داشت&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/140811/85|عنوان= درباره زندگی و آثار مهدی محقق - جامع‌العلوم|ناشر= مرکز دائرة‌ المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مرتضی امیری اسفندقه]] {{سخ}} &lt;br /&gt;
هدیه اسفندقه در میلاد ۹۳ سالگی استاد محقق این رباعی بود که ؛ دل مرده تر از آینه دق دل من / دیدار تو را نبود لایق دل من/ با دست تهی به محضرت آمده ام/ شرمنده مهدی محقق دل من&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1293037-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان= نکوداشت علامه مهدی محقق در آیین «فرزانگان فرهنگ » برگزار شد|ناشر= برنا|تاریخ انتشار= ۱۱ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدحسین ساک]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد دکتر محقق که از پروردگان حوزه و دانشگاه بود، ادب نفس را با ادب درس یک‌جا داشت. ایشان با برخورداری از بخت‌آوری‌های بی‌شمار، از همسر مهربان و دانشمند و برخاسته از خانواده اصیل، خانم انصاری، گرفته تا همکاران و همگنان برجسته و مشوق، به پیروزی‌ها و کامیابی‌های فراوان دست یافتند. اکنون هم با ۹۲ سال سن و داشتن حافظه‌ای قوی و بهره‌وری از احترام فراوان، در گوشه‌ای نشسته است که گفته‌اند: «هر آنکس ز دانش برد توشه‌ای/ جهانی است بنشسته در گوشه‌ای»&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahraranews.ir/fa/news/59214 |عنوان= گفتگو با دکتر محمدحسین ساکت درباره شخصیت و اندیشه دکتر مهدی محقق|ناشر= شهرآرا نیوز|تاریخ انتشار= ۲ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه===&lt;br /&gt;
من از گذشته‌ام راضی هستم و همین مسیر را انتخاب می‌کردم برای من گذشته‌ام باعث خیر و برکت بوده هم به لحاظ مادی و هم علمی وگرنه ۵۰ سال پیش من استاد دانشگاه لندن بودم و هفت ـ هشت سال هم استاد دانشگاه کانادا، آکسفورد و مالزی می‌توانستم همانجا بمانم ولی اینکار را نکردم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فارس&#039;&#039;/&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اندیشه‌های فرهنگی=== &lt;br /&gt;
====تنزل نقد====&lt;br /&gt;
اگر بخواهیم علم و فرهنگ در مملکت ترقی کند، باید به نویسندگان با احترام برخورد شود. فرهنگ نقد در جامعه باید همراه با احترام به نویسندگان ترویج یابد. مؤلفی که کتابی به طور مثال با دوهزار صفحه به رشته تحریر درمی‌آورد، نباید مقامش به دلیل یک اشتباه در کتاب، پایین بیاید. متأسفانه نقد به‌تدریج از جایگاه اصلی‌اش که احترام به اثر و خالق اثر است در حال فاصله گرفتن است. این تنزل به دلیل تنزل اخلاق در جامعه است. نقد در جامعه ما باید با نقد اسلامی همخوانی داشته باشد. به طور مثال محمد‌ بن زکریای رازی در کتاب &#039;&#039;الشکوک علی جالینوس&#039;&#039; به نقد کتاب‌های جالینوس پرداخته است؛ وی در ابتدای این اثر به جالینوس با لحنی احترام‌آمیز چنین نوشته است «حقی که جالینوس بر گردن من دارد از حق یک ارباب بر گردن برده‌اش بیشتر است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ibna.ir/vdcbfab59rhbg0p.uiur.html|عنوان= مهدی محقق: تنزل جایگاه نقد به دلیل تنزل اخلاق در جامعه است|ناشر= ایبنا|تاریخ انتشار= ۱ شهریور ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====توصیه به جوانان====&lt;br /&gt;
دانشجویان وقتی می‌بینند که این همه دستاوردهای علمی از غرب به ما می رسد باید بدانند که این نتیجه کوشش است با تنبلی و تن پروری و بی حالی به این درجات آدم نمی‌رسد ، این را باید خوب درک کنند نسل جوان ما باید کوشش کنند. یک زمانی بود تاریخ ادبیات ما را فرنگی‌ها می‌نوشتند این شرم‌آور بود که یک ملت کهن سالی مثل ما شرح‌حال شعرا و دانشمندهایش را [[ادوارد براون]] نویسد ، به هر حال دانشمندانی مثل دکتر صفا ، دکتر معین ، دکتر خانلری پیدا شدند و به روزی رسید که امروز ما خودمان تاریخ ادبیات را می‌نویسیم.ما چشم مان به غرب باشد که دکتری افتخار می‌دهند به خانم انوری شینه یک دانشمند خانم آلمانی، این خانم در دانشگاه الزهرا درس می‌خواند. من به مدیر دانشگاه الزهرا گفتم شما باید به دخترهای جوان ۲۰ الی ۲۲ ساله از این جور آدمها ، انسان غنی‌ای بسازید آیا خانم انوری شینه لیاقت داره بفهمد مولانا کیست؟؟؟. جوان‌های ایرانی باید تاریخ ادبیات ایران را از بر باشند مخصوصا با این فرهنگ غنی و با شعرای توانمند. دانشجویان امروزی فوق العاده دنبال مدرک هستند و این من را ناراحت می کند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://titre1.ir/fa/news/48396|عنوان= گفتگو با دکتر مهدی محقق، مسن ترین استاد دانشگاه البرز/ توصیه استاد به دانشجویان ایرانی|ناشر= تیتر ۱|تاریخ انتشار= ۱۹ مهر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====بنیاد نخبگان====&lt;br /&gt;
در حال حاضر كشورمان برای پرورش جسم یا همان بدن حیوانی دارای استادیوم های صدهزار نفری است. این درحالی است كه انجمن آثار مفاخر بایستی در جای محدودی آئین خود را برگزار كند كه به طور حتم این فضا برای آشنایی جوانان كشورمان با حوزه علم و ادب بسیار ناكافی است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/82784137|عنوان= آئین تجلیل و نكوداشت مقام شامخ استاد «مهدی محقق» برگزار شد|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= ۱۳ دی ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====نظام غیرپویا====&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;{{گفتاورد تزیینی|نظام علمی ما نظام غیرپویا است. به علت اینکه از فرنگی‌ها یاد گرفتیم درس‌ها را واحدی کنیم. درحالی‌که در مدارس قدیم هر درسی اعم از فقه، اصول و بلاغت را هر روز معلم درس می‌‌داد و الآن هم در حوزه‌های علمیه به همین کیفیت است و آن روش قدیم خیلی بارورتر بود تا روش‌ جدیدی که ما از اروپایی‌ها گرفتیم. چندین سال در مدرسه علمیه نواب معمم بودم و هر روز چشممان به استادهایمان می‌‌افتاد و ارتباط ما، ارتباط پدر و فرزند بود ولی در نظام جدید می‌‌بینیم شاگرد می‌‌خواهد یک سؤال از استاد بکند، استاد می‌‌گوید من وقت ندارم و رها می‌‌کند! علم در همچین محیطی زایندگی پیدا نمی‌کند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://tv4.ir/Content/34721 |عنوان= نظام علمی ما غیرپویا است/ باید به میراث اصیل گذشته رجوع کنیم/ جهل اسلحه عوام است/ انتقاد از بازنشستگی اجباری اساتید دانشگاه |ناشر= شبکه چهار «برنامه شوکران»|تاریخ انتشار= ۶ شهریور ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مفاخر ایران====&lt;br /&gt;
جای بسی تأسف است که که نظام علمی ما نمی‌تواند نمونه‌های علمی نسل گذشته را در برابر نسل جوان امروز قرار دهد تا از نَفَس گرم آنان شوق و ذهنی در طبقهٔ طلبه و دانشجو به وجود آید تا دیگر ما فریاد وا اسفاها بلند نکنیم که هر دانشمندی که از میان می‌رود بگوییم: او دیگر جانشینی ندارد&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = محقق| نام = مهدی| عنوان = مفاخرنامه (مجموعه پیش‌گفتارهای دکتر مهدی محقق بر بزرگداشت‌نامه‌های انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (۱۳۷۷–۱۳۸۸)| ژورنال = تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران - دانشگاه مک‌گیل| مکان = | دوره = | شماره = ۹۴ | سال = ۱۳۹۱| صفحه = ۶۸| تاریخ بازبینی =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. باعث تاسف است كه وقتی فردی مثل اين فروزانفر فوت می‌كند، هيچ جانشينی برای وی نيست در حالی كه در سنت اسلام براين موضوع تاكيد شده كه استادی كه ۳۰ سال تلاش كرده و به درجه‌ای از علم و معرفت رسيده بايد آموخته‌های خود را در مدت ۲۰ سال به شاگردان خود منتقل كند تا اين فاصله ۱۰ ساله صرف ارتقای دانش شاگردان به نسبت استادشان شود&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/80934558/ |عنوان= مهدي محقق :استاد فروزانفر ادبيات فارسی را به شيوهٔ علمی عرضه كرد|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= ۱۲ آذر ۱۳۹۲|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====الگو سازی====&lt;br /&gt;
اگر مفاخر و اندیشمندان کشور به درستی به جوانان معرفی نشوند، آنان افراد خارج از کشور را به عنوان الگو برمی‌گزینند که با فرهنگ ما همخوانی ندارند. زمانیکه در مصر بودم عرب‌ها می گفتند هر عربی که بخواهد قرآن را بفهمد باید در کنار خود &#039;&#039;قاموس فیروزآبادی&#039;&#039; را داشته باشد که این مایه فخر و مباهات است. اگر به نسل جوان بگوییم حرفه یا علمی را فرا بگیرید، بلافاصله می‌گویند که با آموختن آن چقدر می‌توانیم درآمد کسب کنیم. هر فرد می‌تواند با علم یا حرفه‌ای که به درستی فرا می‌گیرد، از طریق آن نیز درآمد کسب کند. قدر جوانی خود را بدانید و از فرصت‌های مطالعاتی به نحو احسن بهره ببرید تا به موفقیت دست یابید&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://ujsas.ac.ir/content/498/|عنوان= استاد دکتر مهدی محقق رئیس انجمن علمی آثار و مفاخر ایران در جمع دانشجویان دانشگاه علوم قضایی|ناشر= دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری|تاریخ انتشار= ۲۷ بهمن ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====حکمت در فلسفه====&lt;br /&gt;
امروز باید کوشش کنیم تا فیلسوفان ناشناخته را معرفی کنیم، ما مملکتی هستیم که از سایر کشورهای اسلامی ممتازتر به دانش بودیم، فلسفه در حکمت ما زنده نگه داشته شده و این افتخاری برای کشور ماست. باید کوشش کنیم که تهران را مرکز فلسفه اسلامی کنیم تا توجه جهانیان به اندیشه فلسفی دانشمندان ما معطوف شود&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.mehrnews.com/news/4762808/|عنوان= برخی فلسفه را فَلّ سَفَه می‌خواندند/ جریان زنده فلسفی در ایران|ناشر= مهر|تاریخ انتشار= ۱۳ آبان ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{جعبه گفتاورد |نقل‌قول=&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:purple&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«فرهنگ و تمدن اسلامی»{{سخ}} &lt;br /&gt;
ممیزه و مشخصهٔ فرهنگ اسلامی این است که هیچ‌وقت دروازه‌های فرهنگ اسلامی بسته نبوده و همیشه از خاصیت تسامح برای پذیرفتن فکر تازه و جدید برخوردار بوده است. این امر، بخصوص در زمانی که دوران درخشان و شکوفایی فرهنگ اسلامی بوده و مسلمین خودشان را آماده کرده بودند تا از فرهنگ‌های مختلف دیگر استفاده کنند، نگاه اجمالی به &#039;&#039;فهرست ابن ندیم&#039;&#039;، &#039;&#039;مفاتیح العلوم خوارزمی&#039;&#039;، &#039;&#039;جامع العلوم فخر رازی&#039;&#039; و ...تصدیق این موضوع است. مسلمان‌ها آنقدر به علم توجه داشتند که از حرّانی‌های ستاره‌پرست، که صائبین خوانده می‌شدند، کسب علم می‌کردند این از ممیزات و مشخصه فرهنگ اسلامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = اعوانی | نام = غلامرضا؛ حداد عادل، غلامعلی؛‌ مجتبایی، فتح‌الله؛ مجتبوی، جلال‌الدین؛ محقق، مهدی| عنوان = فرهنگ و تمدن اسلامی| ژورنال = نامهٔ فرهنگ| مکان = | دوره = | شماره = ۱۲ | سال =زمستان ۱۳۷۲| صفحه =  ۱۱ - ۳۴  | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. |تراز=چپ|عرض=25%|رنگ پس‌زمینه=#d5fdf4}}&lt;br /&gt;
===خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است===&lt;br /&gt;
دانشجویان و دانش‌پژوهان امروز باید بدانند که خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است و همواره اساتید بزرگ و علمای صاحب‌نامی از آن پا به عرصه گیتی نهاده‌اند و تاریخ را متوجه خود ساخته‌اند. عده‌ای پیدا شدند که فردوسی را به ترویج گبرکی که مذهب ایرانیان باستان متهم کردند و او را کافر خواندند در حالی که طبق مطالعات، به ما ثابت می‌شود که ایرانیان باستان موحد و یکتاپرست بوده‌اند. دشمنان فردوسی به دلیل عشق و علاقه او به امیرالمومنین (ع)  و خاندان رسالت به او تهمت معتزلی بودن و رافضی بودن زدند و کاری کردند که  تا صدها سال پس از مرگ فردوسی مظلومیت این شاعر بلند آوازه ادامه داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= | https://khrz.farhang.gov.ir/fa/news/118226/ عنوان= دکتر مهدی محقق: خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است| ناشر= وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===کنگرهٔ ابوریحان و عبدالرحمن بدوی===&lt;br /&gt;
عبدالرحمن بدوی برای کنگرهٔ ابوریحان به ایران آمدهبود، برای تصحیح کتابی که در کتابخانهٔ مجلس بود، می‌خواست ایران بماند، به من گفت: پول ندارم، اگر وسیله‌اش را فراهم کنی تا یک سال در این‌جا بمانم بسیار ممنون خواهم شد، گفتم: ما پولی نداریم، ولی اگر کتابی بدهی که مؤسسه ما چاپ کند، می‌توانیم مقداری از آن را نقد، و مقدارش را کتاب بدهیم. گفت: کتاب &#039;&#039;افلاطون عند العرب&#039;&#039; را با خود آورد‌ه‌ام- وی قبلا &#039;&#039;ارسطو عند العرب&#039;&#039; و &#039;&#039;افلاطونیة المحدثة عند العرب&#039;&#039; را چاپ کرده بود - به او گفتم: من قید «عند العرب» را نمی‌پذیرم، چه بسیار دانشمندانی از نیشابور، سیستان و ... دربارهٔ افلاطون تحقیق کرده‌اند و ملیت عربی نداشته‌اند، گفت:‌سری کتابهایم با همین شیوه چاپ شده‌اند، گفتم: نادرست این کار انجام گرفته است. سرانجام پذیرفت که اسم کتاب &#039;&#039;افلاطون فی الاسلام&#039;&#039; گذاشته شود. من پنداشتم که وی به خاطر پول تغییر موضع داده است و این عنوان را پذیرفته، تا این‌که چاپ دوم کتاب در کویت انجام گرفت، و در آن‌جا نیز با همین عنوان چاپ شد. دربارهٔ این پسوندها بارها درگیری داشته‌ام. این به‌جاست که اعتراض خود را انحام دهیم البته تعصب روی قومیت را اسلام نفی کرده است اما وقتی دیگران تعصب می‌ورزند ببنا چار باید در برابر آنها ایستادگی کرد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;راهکار&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان =راهکارهای مناظره و گفت‌وگو| ژورنال = نگاه| مکان = | دوره = | شماره = | سال = خرداد و تیر ۱۳۷۸| صفحه = ۱۱۲ - ۱۲۱  | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
[[توشی هیکو ایزوتسو]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
ایشان در برابر سخنان و نظریات درست کاملاً متواضع بودند و هیچ‌گاه اهل جبهه‌گیری نبودند. معتقد بود آنچه که درست است باید گفته شود، چه مورد قبول واقع شود و چه رد شود. بنابراین، همیشه تسلیم حرف درست می‌شدند و تعصبی نیز در این خصوص نداشتند و در عین حال برای افکار دیگران نیز احترام قائل بودند. وی همیشه می‌کوشید نوعی تلفیق بین ادیان برقرار سازد. ایشان بدون هرگونه موضع‌گیری، اشتیاق فراوانی به مباحث مختلف علمی داشتند و در این زمینه تنوع‌گرا بودند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = گفتگو با مهدی محقق استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: ایزوتسو شیفته فرهنگ ایرانی| ژورنال = چشم انداز ارتباطات فرهنگی| مکان = | دوره = | شماره = ۱۹ | سال = آذر و دی ۱۳۸۴| صفحه = ۳ – ۸ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جلال‌الدین همایی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد همایی انسانی بسیار بزرگوار و از طلاب فاضل اصفهان بود، بعد وارد فرهنگ و دانشگاه شد. به یاد دارم یک بار ایشان را از دانشگاه به سمت منزلشان- که به طرف پامنار، خیابان ری بود- همراهی می‌کردم، به ایشان گفتم مریض هستم، تب دارم و... گفت جوشانده‌ای می‌دهم بخوری خوب می‌شوی، بعد هم از ته دل گفت: «تو یکی نمیر». از استاد همایی خاطرات بسیار خوبی دارم. ایشان هم از مقررات خشک دانشگاه ناراحت بود و گله داشت&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. علاقه زیادی به من داشت و حتی من را به انجمن آثار ملی، معرفی کرد؛ مقداری از متون ادبیات عرب را خصوصی خدمت ایشان قرائت کردم که از آن جمله &#039;&#039;قصیدهٔ سینیهٔ بختری&#039;&#039; بود. می‌رفتم خدمت ایشان، می‌خواندم و ایشان اگر نکته‌ای مهم بود بحث می‌کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;میراث&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جهانبخش| نام = جویا| عنوان = مصاحبه: از مقلد تا محقق فرق هاست| ژورنال = آینهٔ میراث | مکان = | دوره = | شماره = ۵ و ۶ | سال = تابستان و پاییز ۱۳۷۸| صفحه = | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[بدیع‌الزمان فروزانفر]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
انسان طنزگویی بود و همیشه مطالب طنزآمیز سر کلاس بیان می‌کرد و باعث طراوت کلاس می‌شد. یک روز سر کلاس داشت در مورد وحدت و شهود صحبت می‌کرد، ناگهان همکار ما آقای دکتر شیخ‌الاسلامی –که معمم بود- وارد شد، استاد فروزانفر گفت: «بس است بیگانه وارد شد» این روحانی است و تحمل این وحدت و شهود را ندارد. همه از خنده روده بر شدیم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس زریاب خویی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از استادن بسیار مبرز بود، عربی را خیلی خوب می‌دانست و مسلط بود. ایشان طلبه و از شاگردان مرحوم امام بود. اما هیچ وقت ملبس نشد. در امریکا استاد بود بنابراین اغلب استادان تاریخ در آمریکا و اروپا، شاگرد ایشان بودند. پروفسور روزنتال، در کنگره‌ای مربوط به تاریخ شرکت کرده بود، چون با من دوست بود و مکاتبه داشت، نامه‌ای به من نوشت که در این کنگره چنین اتفاق افتاد که با یک مورخ ایرانی آشنا شدم که ایشان خیلی قوی بود، با کمتر ایرانی می‌شود برخورد کرد که این همه معلومات داشته باشد. منظور ایشان استاد زریاب خویی بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عبدالحسین زیرن کوب]] {{سخ}} &lt;br /&gt;
در گروه ادبیات فارسی با هم بودیم، بسیار فاضل بود و زبان خارجه را خیلی خوب می‌دانست و بسیار قوی بود. در تصوف و به‌خصوص در کتاب &#039;&#039;پله پله تا ملاقات خدا&#039;&#039; خیلی عالی کار کرده است و کلا آثار قوی دارد. ایشان در ردیف زریاب خویی بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مجتبی مینویی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۴۸ با مینویی به تصحیح انتقادی دیوان ناصرخسرو پرداختم و با صرف هفته‌ای دو جلسه ۳ ساعته در سال ۱۳۵۳ این امر به پایان رسید. آن زمان در جلسه‌های ما، جوان فاضلی به نام دکتر [[علی رواقی]] شرکت می‌کرد و ما از تفرسات بدیع ایشان بهره می‌بردیم. مینویی دو جنبه داشت. یک جنبه‌ای از شخصیت ایشان –همان‌طور که اتفاقاً عکس او را روی جلد مجله‌ای زده و نوشته بودند- پژوهشگر ستیهنده، یعنی پژوهشگری که با همه دعوا دارد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مرتضی مطهری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
خیلی انسان فاضلی بود. بسیار متدین بود و منظم کار می‌کرد، فکر بسیار گسترده و بلندی داشت، ایشان و مرحوم شهید بهشتی از آن دسته از روحانیون بسیار منظم بودند. وقتی شهید مطهری تازه ازدواج کرده بود و مشکل مسکن داشت، پدر من صاحب خانه‌ای در سه راه سیروس بود که در حقیقت خانه درهم ‌شکسته‌ای بود اما اتاق‌های زیادی داشت. دو تا از اتاق‌های آن خالی بود. من به مرحوم شهید مطهری پیشنهاد کردم که در آن‌جا ساکن شود. یک سال و نیم تا دو سال در منزل ما در همان دو اتاق درهم شکسته زندگی می‌کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[هانری کربن]] {سخ}}&lt;br /&gt;
خاطره‌ای که از کربن دارم، این است که به من گفت که این اشترنامه عطار را چرا ناقص گذاشته‌ای؟ بعد گفت جلد اول را چاپ کرده‌ای، ما منتظر چاپ جلد دوم هستیم. در جواب گفتم، متوجه شدم این اثر از عطار نیست. چرا که اشعار آن سست است. کسی بوده است که فکر می‌کرد روح عطار در او حلول کرده است، چنان‌که گفته: «از وجود خویش فانی آمدم/ زین سبب عطار ثانی آمدم» کربن در جواب من گفت، درست است که اشعار سستی دارد، ولی همین کتابی که منسوب به عطار است، در تمام خانقاه‌های خراسان می‌خواندند و دست به دست می‌گشت. یعنی اثر ارزش و اصالت خود را دارد. البته کربن راست می‌گفت و حق با او بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[احمد آرام]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
احمد آرام با من خیلی همکاری داشت، از جمله این‌که چندین کتاب برای ترجمه به ایشان دادم. ایشان مترجم بسیار توانایی بود، کتاب‌های &#039;&#039;اندیشه‌های کلامی شیخ مفید&#039;&#039;، &#039;&#039;اسلام و دنیوی‌گری&#039;&#039;، &#039;&#039;خدا و انسان در قرآن&#039;&#039; از پروفسور ایزوتسو را ترجمه کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس ماهیار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
بسیار شاگرد باهوش و انسان فاضلی بود، من استاد راهنمای ایشان در دورهٔ دکتری بودم و بعدها در دانشگاه آزاد کرج با ما همکار شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدرضا شفیعی کدکنی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
ایشان تحصیلات طلبگی دارد و شاگرد ادیب نیشابوری بود و بسیار استادی فاضل و فارسی و عربی‌دان است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مظاهر مصفا]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
بسیار آدم فاضلی بود. ما در گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران همکار بودیم. همان زمانی که در دانشکده ادبیات مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی بودم، به همکاران گفتم ما این‌جا نشسته‎ایم که شرح حال شعرا را بازگو کنیم و شعر آن‌ها را معرفی کنیم. ما در میان خودمان دکتر مصفا را داریم که از این‌ها بالاتر است. ما این‌جا نبش قبر می‎کنیم، باید قدر این مرد فاضل را بدانیم و از محضر ایشان استفاده کنیم. متاسفانه اغلب هر وقت که خدمت دکتر مصفا می‎رسیدم، می‎دیدم که از همکاران و از فضای محیط خودشان گله دارند. از کسانی که حسد می‎بردند بر این قریحه سرشاری که دکتر مصفا داشت. ایشان در قصیده سرایی مهارت داشت و به یاد دارم در مرثیه مرحوم دهخدا حاضر بودم که آن قصیده با ردیف می‎گریزی &#039;&#039;سوی حیدر و مصطفی می‎گریزی&#039;&#039; را خواندند و همان وقت ما محظوظ شدیم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدجعفر شهیدی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
به طور کلی علم‌دوست و باهوش بود؛ دیدگاه تاریخی خیلی قوی‌ای داشت و مجموعاً از آنجا که ادبیات فارسی هم کار کرد، فرد جامعی شده بود. معمولاً کسانی که تحصیلات حوزوی دارند زیاد ادبیات فارسی را عِلم نمی‌‌دانند؛ ولی دکتر شهیدی یا خود من متوجه شدیم که ادبیات فارسی هم برای خودش یک جهان است و بدین معنا نیست که هر کسی عربی بلد باشد، ادبیات فارسی و شعر فارسی هم می‌‌‌‌فهمد. دکتر با وجود اینکه پدر شهید بود؛ اما هیچ‌وقت ادعا نکرد من پدر شهیدم و این موضوع را هیچ جا نمی‌‌گفت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://tarikhirani.ir/fa/news/1732/|عنوان= جلسات مدرسه سپهسالار به روایت مهدی محقق: امامی کاشانی پیام داد مگر ما اهل علم نیستیم؟|ناشر= تاریخ ایران|تاریخ انتشار= ۵ بهمن ۱۳۹۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مهدی گلشنی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
او از نوادر علمی ایران است. در حالی بر معقولات تسلط دارد که رشته تخصصی وی فیزیک است. علاوه بر این اخلاق کریمه گلشنی موجب شده تا به‌عنوان معلمی واقعی شناخته شود. همچنین اطلاعات ذیقیمتی دربارهٔ فلسفه اسلامی دارد. باید امثال گلشنی را برای نسل جوان الگو قرار دهیم تا جویای تحقیق و از تعصب و تنگ‌نظری دور باشند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/127892//|عنوان= مدر منقبت دکتر سلیم نیساری / دکترمهدی محقق|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۵ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سلیم نیساری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
در سال‌های آغازین دهة ۱۳۳۰ که من دانشجوی دورهٔ لیسانس دانشکدة زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بودم با برخی از دانشجویان دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی که از تبریز بودند از جمله دکتر [[منوچهر مرتضوی]] و دکتر نیساری آشنا شدم. دکتر نیساری در آن وقت‌ها مدیر کل وزارت فرهنگ هم بود که معمولاً در کتابخانه طهوری همدیگر را می‌دیدیم. بعدها ارتباط ما بیشتر شد و همواره ایشان در برخوردها از سکون و آرامش و ادب ویژه‌ای برخوردار بود. پس از انقلاب، ارتباط ما زیاد شد؛ چه آنکه هر دو هفته یکبار او را در فرهنگستان زبان و ادب فارسی ملاقات می‌کردم و از ملاحظات خاصی که دربارهٔ حافظ داشت، برخوردار می‌شدم. او با فروتنی ویژهٔ خود عبارت عربی دیوان حافظ را نزد من می‌آورد و با کمک یکدیگر به برخی از مشکلات می‌پرداختیم. نکتهٔ جایی که از کوشش‌های سالیان دراز از زندگی علمی دکتر نیساری برمی‌آید اینکه این استاد هر چند در محیط غیر زبان فارسی زاده و پرورش یافته چگونه همّت خود را در هشت دهه از زندگی پربار خود به ترویج و نشر زبان و ادبیات و خط فارسی پرداخته و ملت ایران را از علم سرشار خود بهره‌مند ساخته است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/218096//|عنوان= محقق: گلشنی از نوادر علمی ایران است/ گلشنی: مشکلات ترویجی و علمی در حوزه علم وجود دارد|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سید محمود دعایی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
روزنامه‌ای که زیر نظر این سید جلیل‌القدر اداره می‌شد نمونه آشکاری بود که صفت اعتدال و میانه‌روی مدیر آن را به خواننده نشان می‌داد. دعایی همچون برادر و دوست در میان کارمندان و کارکنانش دیده می‌شد. او همیشه حامی و ناشر حق بود چنان‌که وقتی مرحوم حسینعلی راشد، خطیب برجسته کشور مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته بود، دعایی سیرت محموده پدر او را تحت نام &#039;&#039;فضیلت‌های فراموش‌شده&#039;&#039; منتشر ساخت و سخنرانی‌های او را که شب‌های جمعه در رادیو ایراد کرده بود در مجلدات متعدد به خوانندگان عرضه داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/39187|عنوان= مرد عدل و اعتدال / مهدی محقق|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدعبدالله انوار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد انوار علاقه بسیاری به تدریس دارند و اکنون نیز جوانان بسیاری نزد ایشان &#039;&#039;تعلیقات ابن‌سینا&#039;&#039;، &#039;&#039;اساس‌الاقتباس&#039;&#039; یا &#039;&#039;نفایس‌الفنون&#039;&#039; آملی را می‌خوانند. یادم هست همان‌وقت‌ها تیمسار فربد که اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی بود، پیش ایشان کتاب &#039;&#039;دانشنامه علایی&#039;&#039; از ابوعلی سینا را می‌خواند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/177159|عنوان= جامعیت علمی انوار|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۹ خرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[قیصر امین‌پور]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
دانشجویان دانشگاه تهران به صورت فوق برنامه و مستمع آزاد به خانه من می‌آمدند و در کلاس های غیررسمی شرکت می‌کردند. در این کلاس‌ها بود که برای اولین بار نام استادی را شنیدم که بزرگوار بود و فاضل و دانشجویان از شوکت این عالم دانشمند برایم حرف می‌زدند. با جمع بندی چیزهایی که از قیصر شنیدم فهمیدم که او شخصیتی چند بعدی است؛ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران استاد است؛ معلمی به معنای واقعی که نه تنها علم را به دانشجویان منتقل می‌کرد، بلکه شیوه و سیرت عملی او نیز برای دانشجویانش درس بود. نخستین ارتباط من با قیصر مربوط به حضور او در فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. و البته چیزی که بیش از همه از آن دوران در ذهن من باقی مانده، تواضع و بزرگواری و منش مودبانه اوست و افسوس که آن سرو به ناگاه خمید&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/17202/|عنوان= مهدی محقق: «قیصر» شعر فروش نبود/ صاحبان فضل در وطن خود هم غریبند|ناشر= همشهری|تاریخ انتشار= ۱۸ آبان ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس حری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
نظم و ترتیب و انضباط و رعایت اصول و ضوابط از ویژگی‌های عباس حری است که آن را هم در کارهای اداری و اجرایی و هم در معلمی و  استادی خود رعایت می‌کند. او نمونه‌ای کامل و تمام عیار از یک معلم توانا و پژوهشگر چیره دست است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.ibna.ir/vdcgnz9xtak9qu4.rpra.html|عنوان= دیدگاه دکتر مهدی محقق دربارهٔ دکتر عباس حری|ناشر= همشهری|تاریخ انتشار= ۱۴ اسفند ۱۳۸۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عبدالجواد فلاطوری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
به قرآن، تفسیر، فلسفه و کلام احاطه داشت و با کوششی طاقت فرسا به تحصیل زبان و فلسفه آلمانی پرداخت. در مدت ۴۰سال کوشید با اساتید شرق‌شناسی ارتباط برقرار کند و اسلام حقیقی را به دانشمندان غربی معرفی کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = پیشاهنگ گفت و گوی ادیان (بزرگداشت عبدالجواد فلاطوری)| ژورنال = اطلاعات حکمت و معرفت | مکان = | دوره = | شماره = ۵ | سال = سال دوم - مرداد ۱۳۸۶| صفحه = ۱۰۹ - ۱۱۰| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
====وجه تسمیه مشاء====&lt;br /&gt;
ارسطو به نوعی پیشوا «مشی» بوده است، زمانی که در حال راه رفتن بود تدریس می‌کرد که البته به اعتقاد بنده چنین نظری درست نیست. درست این است که آن‌ها مشی علمی داشتند؛ به این معنا که از «علت به معلول» گذر می‌کردند و در حقیقت مراد، راه رفتن ظاهری نبود، بلکه راه رفتن فکری بود که معمولاً علت را می‌آوردند و از علت به معلول پی می‌بردند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ghatreh.com/news/nn61571027|عنوان= فارابی؛ فیلسوفی که به‌ دنبال آرمان‌شهر بود| ناشر= قطره|تاریخ انتشار= ۳۰ آبان ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاسیس شعبه مطالعات اسلامی===&lt;br /&gt;
مدت خدمت من در کانادا به اتمام رسید ولی کاری که با پروفسور ایزوتسو در سال ۱۳۴۵ ترجمه و تطبیق شرح منظومه شروع کرده بودیم ناتمام مانده بود، ایزوتسو دو سال از دانشگاه مرخصی گرفت و چون تعدادی از دانشجویان علاقه‌مند بودند که به تهران بیایند به پروفسور چارلز آدامز پیشنهاد کردم که شعبه‌ای از مؤسسه در تهران تأسیس کند. آدامز با کوششی خستگی‌ناپذیر مقدمات این امر را فراهم کرد و اجازهٔ تأسیس شعبهٔ تهران را از هیأت امنای دانشگاه مک‌گیل گرفت. من هم در ایران اجازه‌های لازم را از وزارت علوم و وزارت امور خارجه گرفتم و مؤسسهٔ کوچک ما در روز ۱۴ دیماه ۱۳۴۷ در تالار فردوسی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران افتتاح شد و دفتر آن در ساختمان شمارهٔ ۷۵ خیابان خارک در یکی از خانه‌های کهن استیجاری معین گردید. در طی یک سال نه تنها کار ترجمه و تطبیق انگلیسی شرح منظومه بلکه متن عربی آن نیز با حواشی سبزواری و هیدجی و آملی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی و معادل‌های خارجی آنها همراه با مقدمهٔ فارسی از من و انگلیسی از ایزوتسو منتشر شد&amp;lt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = ایزوتسو هم رفت| ژورنال = تحقیقات اسلامی| مکان = | دوره = | شماره = ۱ | سال = ۱۳۷۱| صفحه = ۱۵۵ - ۱۶۴ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
[[پرونده:شیعه_در_حدیث_دیگران.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:حدیث_نعمت_خدا.jpeg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt; &amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
کتابهای او اعم از تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعهٔ مقالات به شصت، مقالات فارسی و عربی به یکصدوپنجاه، مقالات انگلیسی به متجاوز از سی‌وپنج بالغ می شود. این مقالات در مجلات داشگاه‌های ایران و نشریات علمی کشور و همچنین در مجلات علمی کشورهای انگلستان، فرانسه، امریکا، ژاپن، ایتالیا، هلند، ترکیه، مصر، اردن، لبنان، سوریه، مراکش، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و تایلند چاپ و منتشر گردیده است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
از آثار او کتاب &#039;&#039;فیلسوف ری محمدبن زکریای رازی&#039;&#039; تألیف درجه اول و برنده جایزه در سال ۱۳۴۹، کتاب &#039;&#039;مفتاح الطب&#039;&#039; با خلاصه ترجمه انگلیسی و فارسی، برنده جایزه بهترین کتاب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹ و کتاب &#039;&#039;مجموعه متون و مقالات در تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039; برنده جایزه دوازدهمین جشنواره خوارزمی در سال ۱۳۷۷ شده است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب ترجمه انگلیسی &#039;&#039;شرح غررالفرائد&#039;&#039; یا &#039;&#039;شرح منظومه حکمت حاج ملاهادی سبزواری&#039;&#039; دکتر محقق با همکاری پروفسور توشی هیکو ایزوتسو انجام داد در سال ۱۳۵۶ ( ۱۹۷۷میلادی) در نیویورک چاپ و به وسیله مرکز نشر دانشگاهی و دانشگاه تهران در تهران تجدید چاپ شد. این کتاب پس از &#039;&#039;تفسیر مابعدالطبیعه ابن رشد&#039;&#039;، نخستین نظام منسجم فلسفی است که پس از هشتصد سال از جهان اسلام وارد غرب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
الف) کتاب:&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;اشترنامه&#039;&#039;&#039;، انتشارات زوار، ۱۳۳۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شکوک رازی بر جالينوس و مسأله قدم عالم&#039;&#039;&#039;، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶.&lt;br /&gt;
* مصحح همکار &#039;&#039;&#039;شرح منظومه ملاهادی سبزواری&#039;&#039;&#039;، بخش امور عامه و جوهر و عرض، با همکاری ايزوتسو، تهران، ۱۳۴۸.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فيلسوف ری&#039;&#039;&#039;، محمد بن زکريا رازی، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;القبسات ميرداماد&#039;&#039;&#039;، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶.&lt;br /&gt;
* گردآورندهٔ &#039;&#039;&#039;آرام نامه&#039;&#039;&#039;: مجموعه مقالات علمی و ادبی تقديم شده به استاد احمد آرام، انجمن استادان زبان و ادبيات فارسی، ۱۳۶۱.&lt;br /&gt;
* طرح تدوين &#039;&#039;&#039;دائـرةالمعارف تشيع و فهرسـت عنوانهـای مقالات&#039;&#039;&#039;، بنياد اسلامی طاهر، ۱۳۶۲.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;بستان الاطباء و روضةالالباء&#039;&#039;&#039;، بنياد دايرةالمعارف اسلامی، مرکز انتشار نسخ خطی، ۱۳۶۸.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;منطق و مباحث الفاظ&#039;&#039;&#039;، (مجموعه متون و مقالات تحقيقی)، دانشگاه تهران، ۱۳۷۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تصحيح اوايل‌المقالات في‌المذاهب والمختارات&#039;&#039;&#039;، شيخ مفيد، موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۷۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;طب روحانی رازی&#039;&#039;&#039;، تهران، معاونت امور فرهنگی، حقوقی و مجلس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دبيرخانه کنگره بين‌المللی اخلاق پزشکی، ۱۳۷۲.&lt;br /&gt;
* مترجم همکار &#039;&#039;&#039;جراحی و ابزارهای آن&#039;&#039;&#039; مترجم احمد آرام، دانشگاه تهران، ۱۳۷۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجموعهٔ متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ايران&#039;&#039;&#039;، انتشارات سروش، ۱۳۷۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ابن هندو پزشک و فيلسوف طبرستانی و کتاب مفتاح الطب او&#039;&#039;&#039;، با مقدمه‌ای درباره علم پزشکی در اسلام و ايران، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۷.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فرهنگ لغات و ترکيبات و تعبيرات ديوان ناصر خسرو&#039;&#039;&#039;، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۷.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;الشکوک علی جالينوس&#039;&#039;&#039;، محمد بن زکريا رازی، مالزی، المعهدالعالی العالمی للفکر والحضارة الاسلاميه، ۱۴۱۳ق.&lt;br /&gt;
ب) مقاله:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ترجمۀ منثور و منظوم قصيدۀ لامية العجم طغرايی اصفهانی&#039;&#039;، دانشکدۀ ادبيات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، بهار و تابستان ۱۳۷۹، ‌شماره‌های ۲۰ و ۲۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;مروری در تاريخ رياضيات در زمان ابوالوفای بوزجانی&#039;&#039;، نامه انجمن، بهار ۱۳۸۰، شماره ۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;رمز شکوفايی علم در ايران اسلامی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، تير ۱۳۸۲ شماره ۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تأثير حکمت ايرانی بر متفکران آسيای جنوب شرقی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، دی ۱۳۸۳، شماره ۱۳.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ايزوتسو شيفتۀ فرهنگ ايرانی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، آذر و دی ۱۳۸۴، شماره ۱۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;منزلت دانش در جهان اسلام و انعکاس آن در ادب فارسی&#039;&#039;، پژوهش زبان و ادبيات فارسی، بهار و تابستان ۱۳۸۴، شماره ۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ميرداماد و فلسفۀ مشاء&#039;&#039;، اطلاعات حکمت و فلسفه، سال اول، شهريور ۱۳۸۵، شماره ۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;مقام علمی بيرونی و عنايت او به هند&#039;&#039;، اطلاعات حکمت و معرفت، دی ۱۳۸۶، شماره ۲۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;پنجاه ضرب المثل مشترک در زبان ‌های عربی و فارسی و انگليسی&#039;&#039;، مطالعات ادبيات تطبيقی، تابستان ۱۳۸۶، شماره ۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;علل پيشرفت علوم در جهان اسلام&#039;&#039;، بازتاب انديشه، آبان ۱۳۸۸، شماره ۱۱۵.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;برخی از اصطلاحات فلسفی در شعر ناصر خسرو&#039;&#039;، پژوهشنامه ادبيات تطبيقی، بهار ۱۳۹۰، شماره ۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تجربه در علم پزشکی و داروسازی&#039;&#039;، پيام بهارستان، بهار ۱۳۹۱، دوره دوم، سال چهارم، ضميمۀ شماره ۱۵.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;قطب الدين شيرازی و شرح حال خودنگاشت او&#039;&#039;، حکمت اسراء، بهار ۱۳۹۲، سال پنجم، شماره ۱۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;فیلسوف ری&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب در سال ۱۳۴۹ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد. علاوه بر شرح زندگانی محمد بن زکریای رازی ـ فیلسوف و پزشک نامی قرن سوم ـ آثار او بررسی و ارزیابی شده که بر جذابیت کتاب افزوده است. در این کتاب شاگردان رازی معرفی می‌شوند. کتاب دارای مقدمه‌ مفصلی درباره تالیفات رازی است.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شرح منظومهٔ حکمت&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب اثر ملاهادی سبزواری است که در ابواب مختلف حکمت به رشته‌ٔ نظم درآمده است. مؤلف این کتاب را به هفت مقصد تدوین کرده که به ترتیب عبارتند از: قسمت امور عامه، جوهر و عرض، الهیات به معنی اخص، طبیعیات، نبوات و منامات، معاد، و شطری از علم اخلاق. بخش امور عامه و جوهر و عرض، با مقدمه فارسی و انگلیسی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی باهمکاری توشی هیکو ایزوتسو، زبان‌شناس، قرآن‌پژوه، اسلام‌شناس و فیلسوف ژاپنی به چاپ رسیده که در این اثر ملاهادی سبزواری با فیلسوفانی همچون برتراند راسل انگلیسی، ژان پل سارتر فرانسوی و مارتین هایدگر آلمانی مقایسه شده است. این کتاب منبع بسیاری  خوبی برای دانشجویان فلسفه اسلامی در خارج از ایران است.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;مدخل و منابع پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب دربردارندهٔ بیش از بیست‌هزار مدخل گوناگون پزشکی است که در دایرهٔ واژگان مربوط به تندرستی و بیماری قرار دارد و به لحاظ موضوعی به حوزه‌های علم طب، ارکان، کالبد، غذاها، بیماری‌ها (اسباب و نشانه‌های آن‌ها)، درمان بیماری‌ها، داروها (کانی و گیاهی و حیوانی)، ابزارهای پزشکی و بهداشتی، اشخاص (طبیبان مشهور و مؤلفان و مترجمان کتب و مقالات طبی)، کتاب‌ها و مقالات، بیمارستان‌ها و موسسات طبی قابل تقسیم است.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
شیوه تدوین این کتاب به این شکل است که ابتدا نام مدخل آمده است. مداخل به ترتیب حروف الفبا نظم یافته و هر حرفی در یک صفحه مستقل آغاز می شود. سپس درتوضیحی هر مدخل، واژه یا عبارتی همچون: «ابراز، ارکان، اصطلاح، اوزان، بیمارستان، بیماری، حیوان، خانواده‌ای از پزشکان ایرانی، دارو، داروی حیوانی، داروی کانی، داروی گیاهی، درمان....» آمده که بیانگر ماهیت و یا کاربرد آن مدخل در علم پزشکی است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
این کتاب می‌تواند برای جستجوی اصطلاحات مورد استفاده پژوهشگران طب سنتی و تاریخ طب در ایران و اسلام قرار گیرد. اگر چه نمی‌توان کتاب را جامع تمامی مداخل پزشکی و یا حاوی تمام منابع دانست و در آن، گاه اغلاط حروف نگاری و گاه عدم یک دستی در توصیف مداخل دیده می شود، اما تمام این موارد با در نظر گرفتن گستردگی و حجم کار، طول مدت انجام آن و عدم متمرکز بودن در یک موسسه خاص که گاه به چند دست شدن کار می‌انجامد، قابل چشم پوشی است؛ به ویژه آن که غیر از اغلاط حروف نگاری، باقی موارد به درستی کار خدشه ای وارد نمی‌کند.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شیعه در حدیث دیگران&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
كارى است از دفتر دائرةالمعارف تشيع (بنياد اسلامى طاهر)، زير نظر دكتر مهدى محقق. در حقيقت اين كتاب، ترجمه بخشى از مقالات دايرةالمعارف شيعى است كه به زبان فارسى و در سال ۱۳۶۲، عرضه گرديده است. مقدمه دكتر مهدى محقق آغاز و مطالب دربردارنده شش مقاله مى‌باشد. در انتخاب اين مقالات، ترتيب خاصى چه در مورد اهميت و چه از جهت نظم تاريخى و منطقى، در نظر گرفته نشده و فقط كوشش شده است كه موضوعات آن‌ها متنوع باشد تا خواننده را دچار ملال نسازد. {{سخ}}&lt;br /&gt;
هدف از نگارش اين كتاب، عرضهٔ ميراث ناشناخته و معرفى‌نشده شيعه، به‌صورتى عالمانه و خالى از تعصب، به دنياست تا بدين وسيله، فرهنگ غنى شيعه به دنيا معرفى شده و در نتيجه، افتراق‌هايى كه در طى تاريخ به وجود آمده، تدريجا مرتفع گردد&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|محقق|۱۳۶۲|ک= شیعه در حدیث دیگران|ص= مقدمهٔ کتاب، صفحهٔ ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شرح سی قصیده حکیم ناصرخسرو قبادیانی&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
نویسنده در این کتاب، سی قصیده از ناصر خسرو را بر اساس دیوانی که به کوشش ایشان و استاد زنده‌یاد مجتبی مینوی تصحیح و چاپ شده، انتخاب کرده و با شرح و توضیحات برای تدریس در دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی آماده کرده است. کتاب شامل پیش‌گفتار، مقدمه‌ای کوتاه در احوال ناصر خسرو، متن سی قصیده به ترتیب حروف آخر قافیه یا ردیف و توضیحات است. متن قصیده‌ها بی آنکه بیتی حذف شود، کامل نقل شده و در پایان متن، شرح قصاید به ترتیب ابیات هر قصیده آمده است. مؤلف «سی قصیده» اشعار را از زیباترین و بهترین قصاید ناصر خسرو انتخاب کرده است. تا کنون این کتاب ۲۴بار تجدید چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
طبق مصوبه شورای اسلامی شهر تهران، کوچه هجدهم در محدوده یوسف‌آباد به‌نام استاد دکتر مهدی محقق، مجتهد و ادیب و رئیس هیات امنای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نام‌گداری شده است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ibna.ir/fa/tolidi/304029|عنوان= نام‌گذاری یک خیابان به‌نام مهدی محقق| ناشر= ایبنا|تاریخ انتشار= ۲۰ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
مستند زندگینامه دکتر مهدی محقق - فیلسوف و ادیب و استاد دانشگاه مک گیل و تهران&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/YT6NB|عنوان= مستند زندگینامه دکتر مهدی محقق| ناشر= انجمن ترنم صلح|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =محقق| نام = مهدی| پیوند نویسنده= | عنوان= شیعه در حدیث دیگران| سال = ۱۳۶۲| ناشر = بنیاد اسلامی طاهر، شرکت سهامی انتشار، دایره‌المعارف تشیع|مکان =تهران| شابک = }}  &lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = ـــــــــــــ| نام = | پیوند نویسنده= | عنوان= حدیث نعمت خدا| سال = ۱۳۸۰| ناشر = سینانگار|مکان =تهران| شابک = ۹۷۸-۹۶۴-۹۱۰-۵۱۸-۵}}  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Slide-gozaresh-bozorgdasht-dr-mohaghegh.jpg&amp;diff=47835</id>
		<title>پرونده:Slide-gozaresh-bozorgdasht-dr-mohaghegh.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Slide-gozaresh-bozorgdasht-dr-mohaghegh.jpg&amp;diff=47835"/>
		<updated>2022-08-21T16:30:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA_%D8%AE%D8%AF%D8%A7.jpeg&amp;diff=47834</id>
		<title>پرونده:حدیث نعمت خدا.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA_%D8%AE%D8%AF%D8%A7.jpeg&amp;diff=47834"/>
		<updated>2022-08-21T16:30:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=47833</id>
		<title>پرونده:شیعه در حدیث دیگران.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=47833"/>
		<updated>2022-08-21T16:29:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D8%B7%D8%A8_%D9%88_%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8.jpg&amp;diff=47832</id>
		<title>پرونده:مفتاح الطب و منهاج الطلاب.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D8%B7%D8%A8_%D9%88_%D9%85%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8.jpg&amp;diff=47832"/>
		<updated>2022-08-21T16:28:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B8.jpg&amp;diff=47831</id>
		<title>پرونده:منظومه مباحث الفاظ.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B8.jpg&amp;diff=47831"/>
		<updated>2022-08-21T16:28:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=47830</id>
		<title>پرونده:اصطلاحات پزشکی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=47830"/>
		<updated>2022-08-21T16:27:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=47829</id>
		<title>پرونده:درآمدی بر دانشنامه تاریخ پزشکی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=47829"/>
		<updated>2022-08-21T16:27:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81_%D8%B1%DB%8C.jpeg&amp;diff=47828</id>
		<title>پرونده:فیلسوف ری.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81_%D8%B1%DB%8C.jpeg&amp;diff=47828"/>
		<updated>2022-08-21T16:26:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87.jpg&amp;diff=47827</id>
		<title>پرونده:اشترنامه.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87.jpg&amp;diff=47827"/>
		<updated>2022-08-21T16:24:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47826</id>
		<title>پرونده:تمبر دکتر محقق.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47826"/>
		<updated>2022-08-21T16:18:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%A1_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88_%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B9.jpg&amp;diff=47825</id>
		<title>پرونده:اهداء نشان یونسکو ۱۳۹۹.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%A1_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88_%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B9.jpg&amp;diff=47825"/>
		<updated>2022-08-21T16:16:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AF%DA%A9%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47824</id>
		<title>پرونده:پورتره دکر محقق.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%AF%DA%A9%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47824"/>
		<updated>2022-08-21T16:16:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF.jpg&amp;diff=47823</id>
		<title>پرونده:اعطای نشان تماشای خورشید.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF.jpg&amp;diff=47823"/>
		<updated>2022-08-21T16:15:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF.jpg&amp;diff=47822</id>
		<title>پرونده:سالروز تولد مهدی محقق مراسمی به همت رادیو فرهنگ.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF.jpg&amp;diff=47822"/>
		<updated>2022-08-21T16:14:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47821</id>
		<title>پرونده:نوش‌آفرین انصاری و دکتر محقق.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%88_%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82.jpg&amp;diff=47821"/>
		<updated>2022-08-21T16:13:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%8C_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D9%88_....jpg&amp;diff=47820</id>
		<title>پرونده:محقق، ایرج افشار، زریاب خویی و ....jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%8C_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D9%88_....jpg&amp;diff=47820"/>
		<updated>2022-08-21T16:12:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg&amp;diff=47819</id>
		<title>پرونده:محقق و دوستانش.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg&amp;diff=47819"/>
		<updated>2022-08-21T16:11:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mohaghagh.jpeg&amp;diff=47818</id>
		<title>پرونده:Mohaghagh.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mohaghagh.jpeg&amp;diff=47818"/>
		<updated>2022-08-21T16:08:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mahdi-Mohaghegh.jpg&amp;diff=47817</id>
		<title>پرونده:Mahdi-Mohaghegh.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mahdi-Mohaghegh.jpg&amp;diff=47817"/>
		<updated>2022-08-21T16:08:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82&amp;diff=47816</id>
		<title>مهدی محقق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82&amp;diff=47816"/>
		<updated>2022-08-21T16:01:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | نام                    =  مهدی محقق | تصویر                  =   |...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    =  مهدی محقق&lt;br /&gt;
| تصویر                  =  &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            = &lt;br /&gt;
| نام اصلی               = &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           = &lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             = ۱۰ بهمن ۱۳۰۸&lt;br /&gt;
| محل تولد               =  مشهد&lt;br /&gt;
| والدین                 = شیخ عباسعلی محقق خراسانی &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              = &lt;br /&gt;
| محل مرگ                = &lt;br /&gt;
| علت مرگ                =&lt;br /&gt;
| محل زندگی              = &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی        =&lt;br /&gt;
|مدفن                    =&lt;br /&gt;
|در زمان حکومت           =&lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم             =&lt;br /&gt;
|نام دیگر                =&lt;br /&gt;
|لقب                     =&lt;br /&gt;
|بنیانگذار               = &lt;br /&gt;
|پیشه                    = استاد دانشگاه، پژوهشگر ادبی، فلسفی، فقهی و پژوهشگر تاریخ پزشکی اسلامی &lt;br /&gt;
| سال‌های نویسندگی        =&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری             = &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها                  =&lt;br /&gt;
|مقاله‌ها                 =&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها             =&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها              =&lt;br /&gt;
|دیوان اشعار             =&lt;br /&gt;
|تخلص                    = &lt;br /&gt;
|فیلم(های) ساخته براساس اثر(ها) = &lt;br /&gt;
|همسر                    =  نوش‌آفرین انصاری&lt;br /&gt;
|شریک زندگی              =&lt;br /&gt;
|فرزندان                 = عباس، هستی، محمود، نرگس&lt;br /&gt;
|تحصیلات                  = درجه اجتهاد، دکتری الهیات و معارف اسلامی و دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
|دانشگاه                 = &lt;br /&gt;
|حوزه                    =&lt;br /&gt;
|شاگرد                   =&lt;br /&gt;
|استاد                   =  استاد دانشگاه تهران و مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری &lt;br /&gt;
|علت شهرت                = تاسیس شعبه مطالعات اسلامی مک‌گیل در تهران،‌ بنیان‌گذار دائرةالمعارف تشیع&lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر          =&lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
|وب‌گاه                   = &lt;br /&gt;
|imdb_id                 =&lt;br /&gt;
|soure_id                =&lt;br /&gt;
|جوایز                   = اعطای نشان درجهٔ دو دولتی دانش و نشان درجهٔ یک ادب فارسی&lt;br /&gt;
|گفتاورد                 = &lt;br /&gt;
|امضا                    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی محقق نویسنده، علامه، ادیب، مجتهد، نسخه‌پژوه، پژوهشگر تاریخ پزشکی اسلامی، مصحح و شارح کتب ادبی و فلسفی و فقهی است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
از جمله استادان مبزر و معززی است که در زمینه های مختلف حکمت و ادب و عرفان صاحب اثر و تحقیقات است. پدیدآورنده بیش از هشتاد عنوان کتاب تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعه مقالات و یکصد و پنجاه مقاله فارسى و عربى و سى و پنج مقاله انگلیسى است که این مقالات در مجلّات دانشگاه‌هاى ایران و نشریّات علمى کشور و همچنین در مجلّات علمى کشورهاى انگلستان و فرانسه و ... منتشر شده است. او شاگردانی را نیز تربیت نمود که امروزه خود از استادان و فرهیختگان جامعه محسوب می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
====سرود ملی====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|علی‌رغم آنکه در مدارس جدید سرود رسمی دولتی «شاهنشه ما زنده بادا» در هر بامداد در صف با صدای جمعی خوانده می‌شد، در مدرسه معرفت، همه شاگردان رو به آستان مقدس حضرت ثامن‌الأئمه (ع) می‌ایستادند و زیارت آن حضرت را قرائت می‌کردند و از آن آستان خواستار توفیق در درس می‌شدند؛ و این روحانیت خاصی در دانش‌آموزان به وجود می‌آورد که هنوز هم لطافت و معنویت آن منظره در نظرم مجسم است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;شهرآرا&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.tabnak.ir/fa/news/869075/https://shahraranews.ir/fa/news/59253|عنوان= گفت‌وگو با مهدی محقق ادیب، پژوهشگر و رئیس سابق انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|ناشر= شهرآرا نیوز|تاریخ انتشار= ۳ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
===گوهرشاد===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|این را البته بارها گفته‌ام که واقعه خونین مسجد گوهرشاد مشهد تلخ‌ترین خاطره دوران کودکی‌ام است. هنوز صدای گلوله‌های شلیک شده آن شب در گوشم طنین‌انداز است همزمان با این حادثه پدرم مخفی شد، به این علت که در شب واقعه منبر رفته بود و از انگلیس بد گفته بود. البته پس از مدتی به زندان قصر رفت و سه سال و ده روز زندان قصر قجر به سر برد. پس از آزادی او ممنوع المنبر شد. در سال ۱۳۱۷ ما به تهران مهاجرت کردیم و اوضاع اقتصادی‌مان بسیار بد بود، پدرم و دو برادر بزرگترم به حجره‌ای در مدرسه سپهسالار رفتند و خانواده‌ام در اتاق کوچکی در بازار نائب السلطنه ساکن شدند، همین‌ها باعث تعویق افتادن تحصیلاتم شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فارس&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.ir/news/13930404000408| عنوان= ۵ سال معمم بودم/ واقعه مسجد گوهرشاد تلخ‌ترین خاطره کودکی‌ام است/ من و همسرم، استاد و شاگرد بودیم|ناشر= فارس|تاریخ انتشار= ۱۵ شهریور ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====تدریس====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|مرحوم آیت الله کاشانی معتقد بود که در من فصاحتی وجود دارد که در معلمی باید از آن استفاده کنم و وقتی تعلل مرا در امر تدریس دید گفت: شما بیسوادا خودتونو کنار می‌کشین که همه جاها را کافرا گرفتن؛ کلمهٔ بیسواد تکیه کلام آن مرحوم بود لذا نامه‌ای در صلاحیت من به وزار فرهنگ نوشت و من به تشویق آن مرحوم از آن سال کار تدریس در دبیرستان را شروع کردم. از همان سال اول تدریس با دو دوست صمیمی آقایان دکتر [[سیدجعفر شهیدی]] و دکتر [[سیدعلی موسوی بهبهانی]] آشنا شدم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;کیهان&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====آشنایی با شهید مطهری====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|مرحوم شهید مطهری را تحقیقاً باید بگویم که هفتاد سال است می‌شناسم. تقریبا از سال ۱۳۲۴، اولین بار زمانی بود که مرحوم آیت‌ﷲ بروجردی از پدرم تقاضا کرد به قم مشرف شوند و در منزل یکی از بازرگانان، یک دهه منبر بروند. من هم به پدرم ملحق شدم و به قم رفتم. طلاب مشهدی که در مدرسه فیضیه و دارالشفاء ساکن بودند پای منبر پدرم می‌آمدند. من این طلبه‌ها را می‌دیدم که بیشتر دور یک طلبه مسن‌تر از خودشان هستند. آن طلبه به نام مطهری خوانده می‌شد و آن طلاب جوان که پانزده شانزده نفر بودند در تمام مشکلات خود به آن طلبه مراجعه می‌کردند و دربارهٔ مسائل علمی، مادی و حتی خانوادگی مشاوره و راهنمایی می‌گرفتند و شهید مطهری راهنمای آنها بود. این اولین آشنایی من با شهید مطهری بود&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mobahesat.ir/2999|عنوان= خاطرات منتشر نشده دکتر مهدی محقق از استاد شهید مرتضی مطهری|ناشر= مباحثات|تاریخ انتشار= ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
===حقوق مساوی===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در یکی از روزهای پاییزی مرحوم پدرم حاج شیخ عباسعلی محقق خراسانی همراه با مرحوم برادرم حاج شیخ عباسعلی محقق و آقای دکتر [[احمد مهدوی دامغانی]] که نسبت شان به جدّ اعلای من می‌پیوندد، و تنی چند از خانواده رسماً به منزل مرحوم مسعود انصاری رفتیم و در این جلسه به هیچ وجه مسائل مادیات در میان نیامد و بنا به قول معروف که «با کریمان کارها دشوار نیست» با سهولت، عقد رسمی ما در هشتم آذرماه ۱۳۴۲ صورت گرفت و در دفتر رسمی ثبت ازدواج ثبت گردید. ما با هم توافق کردیم که هر دو به صورت تساوی از حق طلاق برخوردار باشیم. خانوادۀ ما یک خانوادۀ گرم و پر ثمر و پرنشاط است. و این از تفضلات خداوند متعال بوده است که زندگی ما را یک زندگی خوبی ساخته است که علم و عشق توأم با هم بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ana.press/news/184240|عنوان= شب نوش آفرین انصاری برگزار شد/ سخنان مهدی محقق درباره همسرش|ناشر= آنا|تاریخ انتشار= ۱۱ خرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====هیس پروفسور محقق اسلیپ====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|یک شب خانم آنت همسر پروفسرور هرمان لندلت با خانه ما تماس و گفت، پرستار بچه‌هایمان نیامده است در حالی که ما می‌خواهیم به مهمانی برویم. آنت از استاد محقق خواست که برای چند ساعت به منزل آن‌ها برود و کتابش را همانجا بخواند، بچه‌ها سر ساعت هشت به رختخواب می‌روند و مزاحمتی ندارند. استاد محقق هم برای آن که کمکی کرده باشد به منزل پروفسور هرمان رفت. وقتی که هرمان و آنت از مهمانی برمی‌گردند بچه‌ها را می‌بینند که پیژامه پوشیده روی پله‌ها نشسته‌اند و هنگامی که صدای درمی‌آید بچه‌ها می‌گویند: «هیس پروفسور محقق اسلیپ»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/218082|عنوان= خاطره نوش‌آفرین انصاری و مهدی محقق از توشیهیکو ایزوتسو|ناشر= آنا|تاریخ انتشار= ۲۴ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  }}&lt;br /&gt;
====مک‌گیل====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در سال ۱۳۴۴ از طرف وزیر فرهنگ وقت که به نظرم مهرداد پهلبد بود، با من تماس گرفته شد. گفتند که به نام دانشگاه مک‌گیل در کانادا، یک استاد رشته زبان و ادبیات فارسی می‌خواهد ولی پولش کم است. ما پیشنهاد کردیم و دکتر [[سیدحسین نصر]] و دکتر فرمانفرماییان قبول نکردند. قبول کردم ولی گفتند هزینه سفر خودت را می‌دهیم ولی زن و بچه ات را خودت باید متحمل شوی. من چون همیشه در زندگی‌ام وقتی در دو راهی قرار می‌گیرم که یکی راه معنویات و راه دیگر مادیات است من راه معنویات را ترجیح می‌دهم، هرچند آن راه چه بسا به مادیات بسیاری هم برای من منتج شد. بنابراین تصمیم گرفتم که با این حقوقی که دریافت می‌کنم چه بسا فرصت این را دارم که انگلیسی‌ام را تقویت کنم حتی مونترال که شهر دو زبانه‌ای هست می‌توانم فرانسه هم بخوانم. همچنین در آن دانشگاه می‌توانم لاتین و یونانی هم یادبگیرم. همسرم هم فرصت می‌کند که درسش را ادامه دهد پس قبول کردم و به کانادا رفتم&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://iranianstudies.org/fa/1390/05/17/7|عنوان= گفتگو با دکتر مهدی محقق: پیام علوم اسلامی به غرب|ناشر= آکادمی مطالعات ایرانی لندن |تاریخ انتشار=۸ آگوست ۲۰۱۱|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  }}&lt;br /&gt;
====درس اساسی==== &lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|زمانی که به کانادا رفتم دو استاد مشغول تدریس بودند؛ یکی پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو که فلسفه از جمله &#039;&#039;الاقتصاد فی الاعتقاد&#039;&#039; ابوحامد غزالی و کتاب &#039;&#039;النجاة&#039;&#039; ابن‎سینا را درس می‌داد و یکی هم پروفسور هرمان لندلت که عرفان و تصوف درس می‌داد. اینها خواستند که در درس من شرکت کنند و من &#039;&#039;جامع الحکمتین&#039;&#039; ناصرخسرو و «اسرارنامه» عطار را درس می‌دادم. روزی به مناسبتی، شعری از حاج ملا هادی سبزواری خواندم و بر تخته هم نوشتم که دانشجویان بنویسند و آن شعر این بود: «معرّف الوجود شرح الاسم/ و لیس بالحد و لا بالرّسم» وقتی بیرون آمدیم، ایزوتسو خیلی از این شعر خوشش آمد و گفت این باعث تأسف است که شما چنین حکمایی دارید. من تا به حال نام سبزواری را نشنیده بودم و شعری هم که خواندید چقدر منسجم بود که حق مطلب را در یک خط ادا می‌کند چون تمام تعاریفی که برای وجود می‌آورند فقط لفظش را شرح می‌دهند و تعریف حقیقی اعم از حد و رسم نمی‌توان برای وجود ارائه داد و مرحوم سبزواری این مطلب را در یک بیت سروده بود. سپس او روزی نزد رئیس دانشکده رفت و گفت که این شرم آور نیست که شما استادی دارید که مسلط به علوم اسلامی است و باید زبان فارسی درس بدهد. یک درس اساسی برایش بگذارید. در نتیجه تصمیم گرفتند برای من درسی بگذارند. من گفتم که &#039;&#039;عقاید شیعه&#039;&#039; براساس &#039;&#039;شرح باب حادی عشر علامه حلی&#039;&#039; بگذارید. اتفاقاً خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت و خود ایزوتسو و لندلت هم سر کلاس می‌آمدند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مک‌گیل&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.tabnak.ir/fa/news/869075//|عنوان= نیم قرن از مونترال تا تهران|ناشر= تابناک|تاریخ انتشار= ۲۲ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====همسر دوم====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|چون همسرم در دانشگاه تدریس داشت، هنگام مسافرت نمی‌توانست با من به مسافرت بیاید و من را همراهی کند. به‌خصوص وقتی که به مالزی رفتم چون هوا خیلی گرم بود، نمی‌توانستم تنهایی غذا بپزم و دیگر امور را مرتب کنم و به درس و مشق برسم. حدود بیست‌وپنج سال پیش، با رضایت همسرم ازدواج مجدد کردم. در حال حاضر هم در دو خانه روبروی هم ساکن و در کنار هم هستیم. از خانم انصاری یک پسر و یک دختر دارم، دخترم اکنون در کانادا است. از خانم دوم یک پسر دارم به اسم محمود که جوان عربی‌دان و فاضلی است و یک دختر که دانشجوی دانشگاه تهران در رشته روان‌شناسی است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://farhangemrooz.comnews/61615|عنوان= مهدی محقق : علم در ایران رو به سراشیبی است|ناشر= فرهنگ امروز|تاریخ انتشار= ۲۷ بهمن ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====تصحیح متون====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|از همان زمانی که درسهای طلبگی می‌خواندم علاقه‌مند به تصحیح متون فارسی شدم، یادم هست که به کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی می‌آمدم در هر بار – ولو به قصد دیگری آمده بودم – دو – سه تا از کتابهای صحیح شده می‌گرفتم؛‌ بخصوص کتابهایی که می‌گفتند مصححش از استادهای دانشگاه است. از همان زمان علاقه‌ای به ادبیات داشتم و یکی از آرزوهایم این بود که بعد از دانشکدهٔ الهیات وارد رشتهٔ ادبیات بشوم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;میراث&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====دومتر کرباس====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|یکی از استادان ما مرحوم شیخ محمدتقی آملی که استاد آقایان جوادی آملی و حسن‌زاده آملی هم بود، وقتی که من عمامه‌ام را برداشتم و لباس روحانیت را ترک کردم، گریه کرد و گفت خاک بر سر ما که نمی‌توانیم شماها را نگه داریم. من به ایشان گفتم: استاد شما با همین دومتر کرباسی که روی سر من بود می‌خواستید من را نگه‌دارید؟ شما آن اثری که در مغز من گذاشته‌اید، مرا تا آخر عمر نگه خواهد داشت. بعدها که من &#039;&#039;ترجمهٔ تعلیقات ملاهادی سبزواری&#039;&#039; را به انگلیسی ترجمه کردم و در نیویورک چاپ شد به ایشان نشان دادم به من گفت من در مورد شما اشتباه می‌کردم&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1293037-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF |عنوان= نکوداشت علامه مهدی محقق در آیین «فرزانگان فرهنگ » برگزار شد|ناشر= برنا|تاریخ انتشار= ۱۲ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====من هم نمی‌فهمم====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[احمد فرديد]] در مقطع دكتری استاد ما بود. فلسفه درس می‌داد. استاد پرمطالعه‌ای بود اما در درس دادن زياد از اين شاخه به آن شاخه می‌پريد. منظم درس نمی‌داد. مدام از واژگان خودساخته و مغلق استفاده می‌كرد، مثل: بنيادانگاری و اشياء‌انگاری و ترس آگاهی و... . به زحمت كسی درسش را می‌فهميد. يک‌بار در حضور دانشجويان گفت: درس مرا شماها نمی‌فهميد فقط محقق می‌فهمد چون زبان خارجی می‌داند. من هم بلافاصله گفتم: نه، من هم نمی‌فهمم! تيترهای سخنراني‌های او گاه چند خط بود. جالب اين‌كه يک سخنرانی دارد كه فقط تيترش دو صفحه است كه در مطبوعات اعلان عمومی شده است!» &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.alef.ir/news/4000511019.html |عنوان= حدیث نعمت خدا|ناشر= الف|تاریخ انتشار= ۱۱ مرداد ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====ادیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|علامه ابوالحسن شعرانی روحیه من را به خوبی می‌شناختند و همیشه و هرجا که بنده را می‌دید در رابطه با این که توانسته بودم در لندن در کرسی استاد بنیشینم تشویقم می‌کردند. یادم می‌آید که چند سال بعد مقاله‌ای نوشتم در &#039;&#039;رد ابن میمون بر جالینوس و دفاع از موسی بن عمران&#039;&#039; که مربوط به فلسفه یهودی بود. وقتی این مقاله به دست ایشان رسیده بود، فرموده بودند که ای کاش همه شاگردان و طلبه‌های ما نیز به ادیان دیگر توجه داشته و نسبت به این موارد نیز آگاه بودند. این تشویق و تکریم ایشان برای من بسیار اهمیت داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.khabaronline.ir/news/432267|عنوان= روایت مهدی محقق از زمانی که در تهران ۱۵ استاد درجه یک فلسفه وجود داشت|ناشر= خبرآنلاین|تاریخ انتشار= ۱۱ تیر ۱۳۹۴|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
====پزشکی جدید====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|در وزار بهداری در جلسه‌ای حاضر شدم دیدم فردی سخنرانی می‌کند و می‌گوید: اگر ما پزشکی را از اخبار و روایات استخراج می کردیم، به علم پزشکی غرب نیازمند نمی‌شدیم، من در آن‌جا صحب کردم و گفتم: علوم یونانی، پزشکی و ... در زمان ائمه (ع) به ویژه امام رضا (ع) ترجمه گردید اگر بی‌فایده بود امام در جایی اشاره می‌کرد آنچه اجداد ما برای شما گفته‌اند کافی است، حال آنکه خود امام فرمودند:‌ما و احدادمان برای تهذیب اخلاق آمدیم و وظیفه ما تعلیم مکانیکی، نجاری و ... نیست. پس گفتم هر مسئله جایی دارد و نیابد با هم مخلوط شود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;راهکار&#039;&#039;/&amp;gt;. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
* مهدی محقق در سال ۱۳۰۸ در خانواده‌ای روحانی و اصالتی دامغانی مقیم مشهد به ‌دنیا آمد. چون تولدش مصادف با نیمه شعبان بود نامش را مهدی گذاشتند. پدرش حاج شیخ عباسعلی محقق خراسانی و پدربزرگش ملا بمانعلی محقق دامغانی بودند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;کیهان&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = محقق| نام = مهدی؛ موسوی بهبهانی، مهدی؛ شهیدی، سیدجعفر | عنوان = استاد دکتر مهدی محقق:‌ پیشرفت علمی در گرو احترام به علم و معلم است| ژورنال = نشریه کیهان فرهنگی | مکان = | دوره = | شماره = ۳۹ | سال = خرداد ۱۳۶۶ | صفحه = ۳ - ۱۳| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
* تا سن نه‌سالگی در مشهد بود و سپس در سال ۱۳۱۷ به قصد ادامه تحصیل وارد تهران شد. در [[دبستان فرهنگ]] تحصیل کرد. از سال ۱۳۲۱ به دبیرستان رفت. آشفتگی وضع معیشت خانواده، آرامش خاطری برای او باقی نگذاشت، لذا با یک تصمیم ناگهانی، در نیمهٔ بهمن همان سال درس را رها کرد و به بازار روی آورد و مدت ۳ سال به شاگردی مغازه و تحصیلداری تجارتخانه مشغول شد. تا اینکه دو برخورد اتفاقی او را از این کار منصرف ساخت، از این رو &#039;&#039;جامع المقدمات&#039;&#039; را برداشت و به مدرسهٔ خان مروی آمد و مرحوم پدرش او را به استاد سالخورده‌ای به نام حاج سید هادی ورامینی سپرد. در مدت ۴ماه &#039;&#039;صرف میر&#039;&#039; و &#039;&#039;عوامل ملاحسن&#039;&#039; و &#039;&#039;انموذج&#039;&#039; و &#039;&#039;صمدیه&#039;&#039; را با کوشش هرچه تمامتر برای او درس گفت. &lt;br /&gt;
* از سال ۱۳۲۳ تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد و برای استفاده از محضر استادان بزرگ در سال‌های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ به مشهد آمد و در [[مدرسهٔ نواب]] اقامت گزید و علوم حوزوی را در حوزه‌های علمیهٔ مشهد و تهران تا مرحلهٔ اجتهاد فرا گرفت. در مشهد روزی ۶ ساعت نزد ادیب نیشابوری &#039;&#039;مطول&#039;&#039; و &#039;&#039;ادبیات عرب&#039;&#039; را می‌خواند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.bookcity.org/print/24941/root/speak|عنوان= ماجرای فلسفه‌خوانی شبانه در مشهد|ناشر= پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب|تاریخ انتشار= ۱۵ تیر ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. در آخر موفق به اخذ درجه اجتهاد در محضر آیت‌الله کاشف الغطاء و آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری شد؛ که موجب معافیت از خدمت نظام وظیفه شد و توانست بدون وقفه به تحصیل و تحقیق ادامه دهد. &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۲۷ وارد [[دانشگاه تهران]] شد و دورهٔ‌ دکتری الهیات را در سال ۱۳۳۷ به‌پایان رساند. سال ۱۳۳۸ از رسالهٔ دکتریش تحت عنوان &#039;&#039;تحقیق در دیوان ناصرخسرو&#039;&#039; به راهنمایی دکتر [[محمد معین]] در حضور ایشان و دکتر [[ذبیح‌ا... صفا]] و [[سعید نفیسی]] دفاع کرد. در اسفند این سال بود که پدرش با عارضهٔ سکته دارفانی را وداع گفت و خلق انبوهی از مدینین بازار و روحانیون او را تشییع و در قم به خاک سپردند.  &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۳۹ پس از شرکت در آزمون دانشیاری به عضویت هیئت آموزشی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درآمد و پیش از آن به ‌مدت نه سال در دبیرستان‌های تهران تدریس کرده بود که مدت سه سال از آن مدیر بخش کتب خطی [[کتابخانهٔ ملی فرهنگ]] هم بود.&lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۴۰ از طرف [[دانشگاه لندن]] برای تدریس در [[دانشکدهٔ مطالعات مشرق‌زمین و آفریقا]] دعوت شد و به مدت دو سال در آن دیار به سر برد.&lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۴۵ به مقام استادی دانشگاه نائل آمد و تا سال ۱۳۶۱ که بازنشسته گردید با همان سمت در گروه‌های زبان و ادبیات فارسی و عربی و فلسفه و علوم اجتماعی دانشگاه اجتماعی دانشگاه تهران به تدریس درس‌های مختلف پرداخت.&lt;br /&gt;
* طی سال‌های ۱۳۴۷ – ۱۳۴۴ و ۱۳۵۷ – ۱۳۵۵ و ۱۳۶۱ – ۱۳۶۰ در [[دانشگاه مک‌گیل]] کانادا به تدریس فلسفه و کلام و عرفان اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۴۷ شعبهٔ [[مؤسسهٔ مطالعات اسلامی]] آن دانشگاه را در تهران تأسیس کرد و نتیجهٔ آن نشر بیش از شصت اثر نفیس در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی است که با همکاری متجاوز از سی تن از استادان داخل و سی تن از استادان خارجی در دو مجموعهٔ &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;سلسلهٔ دانش ایرانی&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;&#039;&#039;تاریخ علوم در اسلام&#039;&#039;&#039;&#039;&#039; فراهم آورد و به جامعهٔ علمی تقدیم داشت.  &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۵۰ به‌عنوان رئیس انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد و با استفاده از امکانات مؤسسهٔ مطالعات اسلامی ده اثر به استادان آن رشته تقدیم داشت و نیز در همین سال به‌عنوان عضو هیئت امناء با انجمن فلسفه همکاری کرد و در نشر آثار علمی دانشمندان شیعی ایرانی به وسیلهٔ آن انجمن در این توفیق علمی سهیم گردید. پس از بازنشستگی، سالی سه‌ماه در کانادا به مدت پنج‌سال تدریس کرد و پس از آن پنج‌سال در مؤسسهٔ بین‌المللی اندیشه و تمدن اسلامی به‌عنوان «استاد ممتاز فلسفهٔ اسلامی» به‌ تدریس و تحقیق اشتغال ورزید و نشر مجموعه‌ای از متون و تحقیقات در زمینهٔ علوم اسلامی را بنیان نهاد که تاکنون دوازده مجلد از آن به ‌وسیلهٔ آن مؤسسه در تهران و کوالالامپور در مجموعهٔ «اندیشهٔ اسلامی» منتشر شده‌است. همچنین به‌دعوت [[دانشگاه آکسفورد]] یک‌ماه در سال در آنجا به‌تحقیق و مطالعه دربارهٔ تاریخ پزشکی اشتغال داشته و برخی از استادان را در راهنمایی رساله‌های دکتری در زمینهٔ علوم اسلامی یاری کرده‌است. &lt;br /&gt;
* در سال ۱۳۶۱ سازمان دائرة‌المعارف تشیع را پایه‌ریزی کرد و همچنین پس از انتصاب به عضوی هیأت امنای بنیاد درآمد و به عنوان مدیر عامل به مدت دو سال آن را اداره کرد.  &lt;br /&gt;
* اداره کارگزینی دانشگاه وی را طبق نامه شماره ۶۰۶۷۵/۳ مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۶۱ با رتبهٔ استادیاری باز نشسته کرد و این در حالی بود که شورای مرکزی دانشگاه‌ها از تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۴۵ استادی تمام وقت مرا براساس سوابق تدریس و تالیف کتب و مقالات و شرکت در مجامع علمی داخلی و خارجی طی نامه شماره ۴۸۳/۶۸ مورخ ۸ آبان ۱۳۴۵ تصویب و تنفیذ کرده بود و در سال ۱۳۵۴ به رتبه ۱۰ که آخرین رتبه استادی در ایران بود ارتقا یافت. البته بعدها او را به دانشگاه برگرداندند.&lt;br /&gt;
* پس از انقلاب اسلامی به ریاست [[دانشکدهٔ دماوند]] منصوب شد و پس از آن در سال ۱۳۶۱ سازمان &#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف تشیع&#039;&#039;&#039; را پایه‌ریزی کرد و همچنین پس از انتصاب به عضویت هیئت امنای بنیاد دائرةالمعارف اسلامی در سال ۱۳۶۲ مدت دو سال به‌عنوان مدیرعامل آن نهاد را سازمان داد و اداره کرد. بعد از بازنشستگی در دوره‌های فوق‌لیسانس و دکتری دانشگاه‌های مشهد و اصفهان و امام صادق (ع) و الزهراء و تربیت مدرس و تربیت معلم و دانشگاه آزاد اسلامی کرج تدریس و دانشجویان را در تحریر رساله‌های کارشناسی ارشد و دکتری راهنمایی کرد.&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/30797/ |عنوان= زندگینامه: مهدی محقق|ناشر= همشهری آنلاین|تاریخ انتشار= ۱۸ شهریور ۱۳۸۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;، &amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://iistmu.ut.ac.ir/fa/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87|عنوان= تاریخچه|ناشر= موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران – دانشگاه مک‌گیل|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
علاقه به موسیقی سنتی ایرانی دارد ولی چندان اهل فیلم و سریال نیست»&amp;lt;ref name=&#039;&#039;اندیشه مهر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = فرجی| نام = سارا | عنوان = از پوشیدن لباس روحانیت ا آوردن ایزتسو به ایران| ژورنال = مجله اندیشه مهر | مکان = | دوره = | شماره = ۲۶ | سال = ۱۳۹۷ | صفحه = ۴۷| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
هیچ جایی را بیشتر از ایران دوست ندارد. علاوه بر این همسرش با وجود اینکه به سه زبان زنده مسلط است و زاده ایران هم نیست و همه تحصیلاتش هم خارج از ایران بوده، هیچگاه حاضر نبود در جایی غیر از ایران زندگی کند و اعتقاد دارد که این میزان محبتی که در ایران دریافت می‌کند را هیچ‌جا نمی‌توان یافت. حتی در زمان مجردی هم دوست نداشت در خارج از ایران زندگی کند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;اندیشه مهر&#039;&#039;/&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
==== عضویت در مجامع و گروه‌های علمی در ایران====&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس بخش نسخه‌‌های خطی کتابخانه ملی ايران از ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۹ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} استاد دانشگاه تهران از ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۱{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مدیر مؤسسهٔ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک‌گیل از ۱۳۴۷ تا کنون {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مدير گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس دانشکده دماوند ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در هیئت امنای و مدیر عامل بنیاد دائرة‌المعارف اسلامی در سال ۱۳۶۲ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در فرهنگستان علوم اسلامی‌ در سال ۱۳۶۷ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادبيات فارسی از ۱۳۶۹ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} ریاست انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی  {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سرپرست گروه فلسفه و کلام بنیاد پژوهش‌های اسلامی {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو هیئت امنای انجمن فلسفهٔ ایران {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سرپرست گروه پژوهش‌های طب اسلامی، وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۵ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو شورای عالی علمی دائرة المعارف بزرگ اسلامی از ۱۳۷۶ تاکنون {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} ریاست هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگى از ۱۳۷۸ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ايران از ۱۳۷۸- ۱۳۸۸ و از ۱۳۹۲ - ۱۳۹۶ {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو وابستهٔ فرهنگستان علوم پزشکی (گروه طب اسلامی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} عضو شورای عالی پژوهشکدهٔ تاریخ علم {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====عضویت در مجامع علمی بین‌المللی====&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی تاریخ پزشکی لندن {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی فلسفه در قرون وسطی مادرید {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مشاور علمی‌ بین‌المللی بیت الحکمه پاکستان در سال ۱۳۷۴ {{سخ}} &lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان زبان عرب مصر (مجمع‌اللغه العربیه) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان علوم اسلامی هند (المجمع‌العلمی الهندی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان زبان عرب دمشق (مجمع‌اللغه العربیه بدمشق) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} فرهنگستان مباحث علوم و تمدن اسلامی اردن (المجمع‌الملکی) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} مجمع بین‌المللی تاریخ علم و فلسفهٔ عربی و اسلامی، پاریس {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} هیئت تحریریه مجموعه متون و تحقیقات مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سایر فعالیتها و برنامه‌ها====&lt;br /&gt;
{{بلی}} شرکت در چندین کنگره بین‌المللی و ملی ایراد خطابه در آنها، از جمله: کنگرهٔ مؤتمر اسلامی (قاهره ۱۳۳۴)  {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} انجمن شعر لندن (۱۳۴۰) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سمینار مقایسه گرامر زبان‌های سامی (دانشگاه لندن - ۱۳۴۱) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} سمینار میراث مشترک فرهنگی ایران و پاکستان و ترکیه ( تهران - ۱۳۴۳) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} انجمن آمریکایی خاورشناسی (فیلادلفیا - ۱۳۴۵، نیوهاون - ۱۳۴۶ و دانشگاه برکلی کالیفرنیا - ۱۳۴۷) {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} کنگره بین‌المللی مستشرقین (میشیگان - ۱۳۴۶) و هفته فرهنگی ایران (دانشگاه مک‌گیل مونترال - ۱۳۴۶) {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افخارات===&lt;br /&gt;
مهدی محقق تاكنون به پاس خدمات فرهنگی، سوابق آموزشی و تألیفات خود از سال ۱۳۴۹، موفق به كسب ۱۴ نشان، مدال و تقدیرنامه شده است: &lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر بهترین کتاب برای تألیف کتاب &#039;&#039;فیلسوف ری، محمد بن زکریای رازی&#039;&#039;، کتاب سال ۱۳۴۹&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر و جایزهٔ بهترین کتاب سال برای تصحیح کتاب &#039;&#039;مفتاح‌الطب&#039;&#039; و ترجمهٔ آن به فارسی و انگلیسی در سال ۱۳۶۹&lt;br /&gt;
* لوح تقدیر و استادی ممتاز در سال ۷۲ از دانشگاه بین‌المللی مالزی&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر و جایزهٔ بهترین کتاب دوازدهمین جشنواره خوارزمی برای تألیف کتاب &#039;&#039;تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039; در سال ۱۳۷۷&lt;br /&gt;
* دریافت نشان درجهٔ دو دانش، ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
* چهره ماندگار سال ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
* کسب درجهٔ «استاد ممتاز فلسفهٔ اسلامی» از سوی مؤسسهٔ بین‌المللی اندیشه و تمدن اسلامی کوالالامپور مالزی، ۱۹۹۳&lt;br /&gt;
* دریافت نشان درجهٔ یک ادب فارسی، ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیر ویژهٔ هشمین دورهٔ جایزهٔ انجمن ترویج علم ایران ۱۳۸۴&lt;br /&gt;
* دریافت لوح تقدیرو جایزهٔ دومین جشنوارهٔ فارابی به عنوان «مفاخر پژوه برجسته» ۱۳۸۷&lt;br /&gt;
* برگزیده جایزه علمی علامه طباطبایی بنیاد ملی نخبگان، ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
* دریافت جایزه بنیاد البرز به‌عنوان دانشمند برتر، ۱۳۹۳&lt;br /&gt;
* برگزاری مراسم تکریم توسط بنیاد نخبگان استان تهران با حضور چهره‌های علمی و فرهنگی کشور، شاگردان ایشان و استعدادهای برتر، ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
* اهدای نشان یونسکو۱۳۹۹ و رونمایی از تمبر یادمان نکوداشت هفت ‌دهه خدمات فرهنگی و ادبی او و اعطای نشان «تماشای خورشید»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
[[بهاء‌الدین خرمشاهی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد مهدی محقق یکی از بزرگ‌ترین دانشمندانی است که تاریخ ما به خود دیده است. ایشان غیر از اینکه در دو زبان فارسی و عربی استاد تراز اول هستند‌، به زبان انگلیسی نیز می‌نویسند و سخنرانی می‌کنند. استاد در ایران در ۴۰ سازمان علمی‌، ادبی‌ و زبانی فعالیت می‌کند. ما به‌جز ایشان استاد دیگری نداشته‌ایم که هم استاد ادبیات باشد و هم استاد تاریخ طب اسلامی. چند سال پیش تصمیم گرفتیم جشن‌نامه‌ای دربارهٔ ایشان تهیه کنیم، فقط نامه نوشتیم، اما ۸۰ مقاله تراز اول به چهار زبان عربی‌، فارسی‌، انگلیسی و فرانسه در موضوعات بکر و بدیع دریافت کردیم که در دو جلد تهیه شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/11615-mehdi-mohaghegh.html | عنوان= نام‌آوران ایرانی/ درباره زندگی و آثار مهدی محقق - جامع‌العلوم|ناشر= ایران بوم|تاریخ انتشار= ۱۶ بهمن ۱۳۹۲|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[کامران فانی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
دکتر محقق از برجسته‌ترین چهره‌های علمی‌، ادبی‌ و فرهنگی هستند. ایشان یک معلم تمام عیار هستند، با شور و شوق درس می‌دهند. شیوه بدیعی در تدریس دارند و زبان عربی را از طریق ادبیات و شعر به ما آموختند. ‌او اولین کسی بود که &#039;&#039;فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی&#039;&#039; را تهیه کرد که بعدها به همت استاد انوار در ۱۰ جلد به چاپ رسید&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[نوش‌آفرین انصاری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
نزدیک به نیم‌قرن پیش با دکتر محقق ازدواج کردم. آنچه در خانه ما باعث شادی می‌شد صحبت کردن و سفره همیشه پهن گفت‌وگو بود. چند مورد همیشه در زندگی ما تکرار شده‌ و می‌شد؛ این موارد ذکر خیر، کوشش‌، ابتکار، معنویت، اندیشه، ‌شادمانی و سخاوت‌مندی هستند. این زندگى توام با کار و صمیمیت و احترام بود؛ در خانه‌اى که بزرگان علم و ادب و فرهنگ به آن رفت و آمد داشتند و از این رفت و آمدها بهره‌ها حاصل مى‌شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدعبدالله انوار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
آشنایی من و استاد محقق به ۶۳ سال پیش بازمی‌گردد‌؛ که هر دو پای در دشت جنون گذاشته بودیم؛ مراد از دشت جنون همان حیرت است. در تمام منازل سلوک ایشان هرگز از یار دیرینه خود، یعنی کتاب جدا نشدند. امید آنکه دوران بگذرد و ایشان با جوانی همواره‌، ساقیِ فرهنگ و کتاب باشند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدحسین نصر]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
آقاى دکتر دوست دیرین و همکار قدیمى بنده، یقیناً یکى از برجسته‌ترین و پرکارترین دانشمندان ایران در نیم قرن اخیر در زمینه فرهنگ و معارف اسلامى و زبان و ادب فارسى هستند. تقریباً یک زمان قریب ۵۵ سال پیش با هم وارد دانشکده ادبیات شدیم و از همان سال‌هاى اول خدمت‌مان در دانشکده، دوستى و مودت بین ما ایجاد شد که تا به امروز باقى است. ایشان معلمى نمونه بود، سخت علاقه‌مند به دانشجو و انتقال دانش به او و دانشمندى توانا که علاوه‌ بر تحصیلات دانشگاهى، این سعادت را داشت که سال‌ها طلبگى کند و علوم نقلى و عقلى اسلامى را فراگیرد و همین مایه بود که به ایشان بین استادان معاصر و همسن و سال خود شخصیت قابل‌توجهى بخشید&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = نصر| نام = سید حسین| عنوان = پنجاه و پنج سال دوستی / متن پیام برای شب مهدی محقق| ژورنال = بخارا| مکان = | دوره = | شماره = ۹۴ | سال = مرداد و شهریور ۱۳۹۲| صفحه = ۳۶۴ - ۳۶۵ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدمهدی جعفری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های محقق این است که از ادبیات شروع می‌کند و به فلسفه و کلام اسلامی می‌رسد. در حقیقت مجمع‌الجزایری از علوم در ایشان وجود دارد. اما تاکید من روی انتقال این متون به غرب و تدریس در دانشکده زبان‌های شرقی دانشگاه لندن یا دانشگاه مک‌گیل کاناداست. به نظر می‌رسد وی نقش پلی مابین علم شرقی و معرفی آن به علم غربی را نیز بازی کرده‌ است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;بوم&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[حسن بلخاری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
من بنا بر پنج سال زندگی نزدیک با حضرت استاد، شهادت می‌دهم که ایشان از مقام محقِقی به مقام محقَقی رسیده اند و حکمت و علم و عرفان در حیات ایشان تحقق یافته است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://anjom.ir/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82/|عنوان= دکتر مهدی محقق از مقام محقِق به مقام محقَق رسیده‌اند|ناشر= انجمن آثار و مفاخر فرهنگی|تاریخ انتشار= ۱۱ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. افروختگی دکتر محقق فروزندگی علم و دانش را در ایران در پی داشته است. من از سال ۹۶ در کنار او بودم هرگز در جای او نبودم و شاگردی او را می‌کنم ممنونم از استاد که دست پاک کمک خود را از سر ما برنداشتند. از ته جانم می‌گویم مایه دلگرمی ما بودند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مهر&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ghatreh.com/news/nn55941694/ //|عنوان= روزگار ما زمان تخصصی‌شدن علم و جزئی‌نگری علما است|ناشر= مهر|تاریخ انتشار= ۲۶ آبان ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[حسن حبیبی]]  {{سخ}}&lt;br /&gt;
دکتر محقق از صاحب‌نظران و دانشمندانی است که در اصطلاح شر‌ح‌حال‌نویسان و علم رجال به آن‌ها «دانشمند مؤسس» گفته می‌شود. مراکز و انجمن‌های علمی و تحقیقی که ایشان تأسیس کرده‌اند متعدد است. از جمله این مؤسسات که با حضور ایشان به فعالیت‌های نوینی پرداخت [[انجمن آثار و مفاخر فرهنگی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = دکتر محقق از دانشمندانی است که در اصطلاح علم رجال به آن ها دانشمند موسس گفته می شود؛ بزرگداشت دکتر مهدی محقق| ژورنال = گزارش فرهنگستان زبان و ادب فارسی| مکان = | دوره = | شماره = ۴ | سال = زمستان ۱۳۸۵| صفحه = ۳۰ -۳۲| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
‌[[علی‌اصغر میرباقری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
او یک الگوست و می‌شود از او کمک گرفت برای بازسازی ساختار آموزشی. چه خوب است به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم تا از این الگوهای مجسم استفاده‌های عمیقی ببریم و بدانیم شیوه تربیت آنها چگونه است. استاد ویژگی‌ای که دارد در استادان و هم‌نسلان او کمتر دیده شد. در حوزه‌های مختلف احاطه او را می‌بینیم که کم نظیر است او تنها در تحقیقات معاصر صاحب نظر نیست بلکه دامنه فعالیت‌های او بسیار گسترده است. در کنار احاطه‌ علمی کار خاصی که او انجام داد این بود که کوشید ساختارهایی پدید بیاورند که برنامه حاکم باشد و کار گروهی انجام شود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;مهر&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدمحمدمهدی جعفری]]  {{سخ}}&lt;br /&gt;
از نظر علوم اسلامی دکتر محقق بسیار دقیق درس‌خوانده بود و بعدها که به دانشگاه تهران آمد و مدرک دکترای ادبیات فارسی را گرفت، باز هم بسیار دانشمند فرزانه‌ای بود و صرفا مدرک نداشت بلکه ایشان واقعا در ادبیات فارسی، ادبیات عربی، علوم اسلامی و به‌خصوص زبان‌های خارجی بسیار استاد است و از این جهت با متون مختلف آشنا بود. تصحیح‌ها و تالیفات‌شان نیز نتیجه اشراف و تبحری است که در زمینه علوم اسلامی و ادبیات فارسی و عربی داشت&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/140811/85|عنوان= درباره زندگی و آثار مهدی محقق - جامع‌العلوم|ناشر= مرکز دائرة‌ المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۴ مرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مرتضی امیری اسفندقه]] {{سخ}} &lt;br /&gt;
هدیه اسفندقه در میلاد ۹۳ سالگی استاد محقق این رباعی بود که ؛ دل مرده تر از آینه دق دل من / دیدار تو را نبود لایق دل من/ با دست تهی به محضرت آمده ام/ شرمنده مهدی محقق دل من&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1293037-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان= نکوداشت علامه مهدی محقق در آیین «فرزانگان فرهنگ » برگزار شد|ناشر= برنا|تاریخ انتشار= ۱۱ بهمن ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدحسین ساک]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد دکتر محقق که از پروردگان حوزه و دانشگاه بود، ادب نفس را با ادب درس یک‌جا داشت. ایشان با برخورداری از بخت‌آوری‌های بی‌شمار، از همسر مهربان و دانشمند و برخاسته از خانواده اصیل، خانم انصاری، گرفته تا همکاران و همگنان برجسته و مشوق، به پیروزی‌ها و کامیابی‌های فراوان دست یافتند. اکنون هم با ۹۲ سال سن و داشتن حافظه‌ای قوی و بهره‌وری از احترام فراوان، در گوشه‌ای نشسته است که گفته‌اند: «هر آنکس ز دانش برد توشه‌ای/ جهانی است بنشسته در گوشه‌ای»&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahraranews.ir/fa/news/59214 |عنوان= گفتگو با دکتر محمدحسین ساکت درباره شخصیت و اندیشه دکتر مهدی محقق|ناشر= شهرآرا نیوز|تاریخ انتشار= ۲ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدگاه===&lt;br /&gt;
من از گذشته‌ام راضی هستم و همین مسیر را انتخاب می‌کردم برای من گذشته‌ام باعث خیر و برکت بوده هم به لحاظ مادی و هم علمی وگرنه ۵۰ سال پیش من استاد دانشگاه لندن بودم و هفت ـ هشت سال هم استاد دانشگاه کانادا، آکسفورد و مالزی می‌توانستم همانجا بمانم ولی اینکار را نکردم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فارس&#039;&#039;/&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اندیشه‌های فرهنگی=== &lt;br /&gt;
====تنزل نقد====&lt;br /&gt;
اگر بخواهیم علم و فرهنگ در مملکت ترقی کند، باید به نویسندگان با احترام برخورد شود. فرهنگ نقد در جامعه باید همراه با احترام به نویسندگان ترویج یابد. مؤلفی که کتابی به طور مثال با دوهزار صفحه به رشته تحریر درمی‌آورد، نباید مقامش به دلیل یک اشتباه در کتاب، پایین بیاید. متأسفانه نقد به‌تدریج از جایگاه اصلی‌اش که احترام به اثر و خالق اثر است در حال فاصله گرفتن است. این تنزل به دلیل تنزل اخلاق در جامعه است. نقد در جامعه ما باید با نقد اسلامی همخوانی داشته باشد. به طور مثال محمد‌ بن زکریای رازی در کتاب &#039;&#039;الشکوک علی جالینوس&#039;&#039; به نقد کتاب‌های جالینوس پرداخته است؛ وی در ابتدای این اثر به جالینوس با لحنی احترام‌آمیز چنین نوشته است «حقی که جالینوس بر گردن من دارد از حق یک ارباب بر گردن برده‌اش بیشتر است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ibna.ir/vdcbfab59rhbg0p.uiur.html|عنوان= مهدی محقق: تنزل جایگاه نقد به دلیل تنزل اخلاق در جامعه است|ناشر= ایبنا|تاریخ انتشار= ۱ شهریور ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====توصیه به جوانان====&lt;br /&gt;
دانشجویان وقتی می‌بینند که این همه دستاوردهای علمی از غرب به ما می رسد باید بدانند که این نتیجه کوشش است با تنبلی و تن پروری و بی حالی به این درجات آدم نمی‌رسد ، این را باید خوب درک کنند نسل جوان ما باید کوشش کنند. یک زمانی بود تاریخ ادبیات ما را فرنگی‌ها می‌نوشتند این شرم‌آور بود که یک ملت کهن سالی مثل ما شرح‌حال شعرا و دانشمندهایش را [[ادوارد براون]] نویسد ، به هر حال دانشمندانی مثل دکتر صفا ، دکتر معین ، دکتر خانلری پیدا شدند و به روزی رسید که امروز ما خودمان تاریخ ادبیات را می‌نویسیم.ما چشم مان به غرب باشد که دکتری افتخار می‌دهند به خانم انوری شینه یک دانشمند خانم آلمانی، این خانم در دانشگاه الزهرا درس می‌خواند. من به مدیر دانشگاه الزهرا گفتم شما باید به دخترهای جوان ۲۰ الی ۲۲ ساله از این جور آدمها ، انسان غنی‌ای بسازید آیا خانم انوری شینه لیاقت داره بفهمد مولانا کیست؟؟؟. جوان‌های ایرانی باید تاریخ ادبیات ایران را از بر باشند مخصوصا با این فرهنگ غنی و با شعرای توانمند. دانشجویان امروزی فوق العاده دنبال مدرک هستند و این من را ناراحت می کند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://titre1.ir/fa/news/48396|عنوان= گفتگو با دکتر مهدی محقق، مسن ترین استاد دانشگاه البرز/ توصیه استاد به دانشجویان ایرانی|ناشر= تیتر ۱|تاریخ انتشار= ۱۹ مهر ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====بنیاد نخبگان====&lt;br /&gt;
در حال حاضر كشورمان برای پرورش جسم یا همان بدن حیوانی دارای استادیوم های صدهزار نفری است. این درحالی است كه انجمن آثار مفاخر بایستی در جای محدودی آئین خود را برگزار كند كه به طور حتم این فضا برای آشنایی جوانان كشورمان با حوزه علم و ادب بسیار ناكافی است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/82784137|عنوان= آئین تجلیل و نكوداشت مقام شامخ استاد «مهدی محقق» برگزار شد|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= ۱۳ دی ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====نظام غیرپویا====&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;{{گفتاورد تزیینی|نظام علمی ما نظام غیرپویا است. به علت اینکه از فرنگی‌ها یاد گرفتیم درس‌ها را واحدی کنیم. درحالی‌که در مدارس قدیم هر درسی اعم از فقه، اصول و بلاغت را هر روز معلم درس می‌‌داد و الآن هم در حوزه‌های علمیه به همین کیفیت است و آن روش قدیم خیلی بارورتر بود تا روش‌ جدیدی که ما از اروپایی‌ها گرفتیم. چندین سال در مدرسه علمیه نواب معمم بودم و هر روز چشممان به استادهایمان می‌‌افتاد و ارتباط ما، ارتباط پدر و فرزند بود ولی در نظام جدید می‌‌بینیم شاگرد می‌‌خواهد یک سؤال از استاد بکند، استاد می‌‌گوید من وقت ندارم و رها می‌‌کند! علم در همچین محیطی زایندگی پیدا نمی‌کند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://tv4.ir/Content/34721 |عنوان= نظام علمی ما غیرپویا است/ باید به میراث اصیل گذشته رجوع کنیم/ جهل اسلحه عوام است/ انتقاد از بازنشستگی اجباری اساتید دانشگاه |ناشر= شبکه چهار «برنامه شوکران»|تاریخ انتشار= ۶ شهریور ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. }}&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
====مفاخر ایران====&lt;br /&gt;
جای بسی تأسف است که که نظام علمی ما نمی‌تواند نمونه‌های علمی نسل گذشته را در برابر نسل جوان امروز قرار دهد تا از نَفَس گرم آنان شوق و ذهنی در طبقهٔ طلبه و دانشجو به وجود آید تا دیگر ما فریاد وا اسفاها بلند نکنیم که هر دانشمندی که از میان می‌رود بگوییم: او دیگر جانشینی ندارد&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = محقق| نام = مهدی| عنوان = مفاخرنامه (مجموعه پیش‌گفتارهای دکتر مهدی محقق بر بزرگداشت‌نامه‌های انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (۱۳۷۷–۱۳۸۸)| ژورنال = تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران - دانشگاه مک‌گیل| مکان = | دوره = | شماره = ۹۴ | سال = ۱۳۹۱| صفحه = ۶۸| تاریخ بازبینی =}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. باعث تاسف است كه وقتی فردی مثل اين فروزانفر فوت می‌كند، هيچ جانشينی برای وی نيست در حالی كه در سنت اسلام براين موضوع تاكيد شده كه استادی كه ۳۰ سال تلاش كرده و به درجه‌ای از علم و معرفت رسيده بايد آموخته‌های خود را در مدت ۲۰ سال به شاگردان خود منتقل كند تا اين فاصله ۱۰ ساله صرف ارتقای دانش شاگردان به نسبت استادشان شود&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/80934558/ |عنوان= مهدي محقق :استاد فروزانفر ادبيات فارسی را به شيوهٔ علمی عرضه كرد|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= ۱۲ آذر ۱۳۹۲|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====الگو سازی====&lt;br /&gt;
اگر مفاخر و اندیشمندان کشور به درستی به جوانان معرفی نشوند، آنان افراد خارج از کشور را به عنوان الگو برمی‌گزینند که با فرهنگ ما همخوانی ندارند. زمانیکه در مصر بودم عرب‌ها می گفتند هر عربی که بخواهد قرآن را بفهمد باید در کنار خود &#039;&#039;قاموس فیروزآبادی&#039;&#039; را داشته باشد که این مایه فخر و مباهات است. اگر به نسل جوان بگوییم حرفه یا علمی را فرا بگیرید، بلافاصله می‌گویند که با آموختن آن چقدر می‌توانیم درآمد کسب کنیم. هر فرد می‌تواند با علم یا حرفه‌ای که به درستی فرا می‌گیرد، از طریق آن نیز درآمد کسب کند. قدر جوانی خود را بدانید و از فرصت‌های مطالعاتی به نحو احسن بهره ببرید تا به موفقیت دست یابید&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://ujsas.ac.ir/content/498/|عنوان= استاد دکتر مهدی محقق رئیس انجمن علمی آثار و مفاخر ایران در جمع دانشجویان دانشگاه علوم قضایی|ناشر= دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری|تاریخ انتشار= ۲۷ بهمن ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====حکمت در فلسفه====&lt;br /&gt;
امروز باید کوشش کنیم تا فیلسوفان ناشناخته را معرفی کنیم، ما مملکتی هستیم که از سایر کشورهای اسلامی ممتازتر به دانش بودیم، فلسفه در حکمت ما زنده نگه داشته شده و این افتخاری برای کشور ماست. باید کوشش کنیم که تهران را مرکز فلسفه اسلامی کنیم تا توجه جهانیان به اندیشه فلسفی دانشمندان ما معطوف شود&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.mehrnews.com/news/4762808/|عنوان= برخی فلسفه را فَلّ سَفَه می‌خواندند/ جریان زنده فلسفی در ایران|ناشر= مهر|تاریخ انتشار= ۱۳ آبان ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{جعبه گفتاورد |نقل‌قول=&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:purple&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«فرهنگ و تمدن اسلامی»{{سخ}} &lt;br /&gt;
ممیزه و مشخصهٔ فرهنگ اسلامی این است که هیچ‌وقت دروازه‌های فرهنگ اسلامی بسته نبوده و همیشه از خاصیت تسامح برای پذیرفتن فکر تازه و جدید برخوردار بوده است. این امر، بخصوص در زمانی که دوران درخشان و شکوفایی فرهنگ اسلامی بوده و مسلمین خودشان را آماده کرده بودند تا از فرهنگ‌های مختلف دیگر استفاده کنند، نگاه اجمالی به &#039;&#039;فهرست ابن ندیم&#039;&#039;، &#039;&#039;مفاتیح العلوم خوارزمی&#039;&#039;، &#039;&#039;جامع العلوم فخر رازی&#039;&#039; و ...تصدیق این موضوع است. مسلمان‌ها آنقدر به علم توجه داشتند که از حرّانی‌های ستاره‌پرست، که صائبین خوانده می‌شدند، کسب علم می‌کردند این از ممیزات و مشخصه فرهنگ اسلامی بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = اعوانی | نام = غلامرضا؛ حداد عادل، غلامعلی؛‌ مجتبایی، فتح‌الله؛ مجتبوی، جلال‌الدین؛ محقق، مهدی| عنوان = فرهنگ و تمدن اسلامی| ژورنال = نامهٔ فرهنگ| مکان = | دوره = | شماره = ۱۲ | سال =زمستان ۱۳۷۲| صفحه =  ۱۱ - ۳۴  | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. |تراز=چپ|عرض=25%|رنگ پس‌زمینه=#d5fdf4}}&lt;br /&gt;
===خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است===&lt;br /&gt;
دانشجویان و دانش‌پژوهان امروز باید بدانند که خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است و همواره اساتید بزرگ و علمای صاحب‌نامی از آن پا به عرصه گیتی نهاده‌اند و تاریخ را متوجه خود ساخته‌اند. عده‌ای پیدا شدند که فردوسی را به ترویج گبرکی که مذهب ایرانیان باستان متهم کردند و او را کافر خواندند در حالی که طبق مطالعات، به ما ثابت می‌شود که ایرانیان باستان موحد و یکتاپرست بوده‌اند. دشمنان فردوسی به دلیل عشق و علاقه او به امیرالمومنین (ع)  و خاندان رسالت به او تهمت معتزلی بودن و رافضی بودن زدند و کاری کردند که  تا صدها سال پس از مرگ فردوسی مظلومیت این شاعر بلند آوازه ادامه داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= | https://khrz.farhang.gov.ir/fa/news/118226/ عنوان= دکتر مهدی محقق: خراسان سرزمین فکر و حکمت و فلسفه است| ناشر= وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===کنگرهٔ ابوریحان و عبدالرحمن بدوی===&lt;br /&gt;
عبدالرحمن بدوی برای کنگرهٔ ابوریحان به ایران آمدهبود، برای تصحیح کتابی که در کتابخانهٔ مجلس بود، می‌خواست ایران بماند، به من گفت: پول ندارم، اگر وسیله‌اش را فراهم کنی تا یک سال در این‌جا بمانم بسیار ممنون خواهم شد، گفتم: ما پولی نداریم، ولی اگر کتابی بدهی که مؤسسه ما چاپ کند، می‌توانیم مقداری از آن را نقد، و مقدارش را کتاب بدهیم. گفت: کتاب &#039;&#039;افلاطون عند العرب&#039;&#039; را با خود آورد‌ه‌ام- وی قبلا &#039;&#039;ارسطو عند العرب&#039;&#039; و &#039;&#039;افلاطونیة المحدثة عند العرب&#039;&#039; را چاپ کرده بود - به او گفتم: من قید «عند العرب» را نمی‌پذیرم، چه بسیار دانشمندانی از نیشابور، سیستان و ... دربارهٔ افلاطون تحقیق کرده‌اند و ملیت عربی نداشته‌اند، گفت:‌سری کتابهایم با همین شیوه چاپ شده‌اند، گفتم: نادرست این کار انجام گرفته است. سرانجام پذیرفت که اسم کتاب &#039;&#039;افلاطون فی الاسلام&#039;&#039; گذاشته شود. من پنداشتم که وی به خاطر پول تغییر موضع داده است و این عنوان را پذیرفته، تا این‌که چاپ دوم کتاب در کویت انجام گرفت، و در آن‌جا نیز با همین عنوان چاپ شد. دربارهٔ این پسوندها بارها درگیری داشته‌ام. این به‌جاست که اعتراض خود را انحام دهیم البته تعصب روی قومیت را اسلام نفی کرده است اما وقتی دیگران تعصب می‌ورزند ببنا چار باید در برابر آنها ایستادگی کرد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;راهکار&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان =راهکارهای مناظره و گفت‌وگو| ژورنال = نگاه| مکان = | دوره = | شماره = | سال = خرداد و تیر ۱۳۷۸| صفحه = ۱۱۲ - ۱۲۱  | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
[[توشی هیکو ایزوتسو]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
ایشان در برابر سخنان و نظریات درست کاملاً متواضع بودند و هیچ‌گاه اهل جبهه‌گیری نبودند. معتقد بود آنچه که درست است باید گفته شود، چه مورد قبول واقع شود و چه رد شود. بنابراین، همیشه تسلیم حرف درست می‌شدند و تعصبی نیز در این خصوص نداشتند و در عین حال برای افکار دیگران نیز احترام قائل بودند. وی همیشه می‌کوشید نوعی تلفیق بین ادیان برقرار سازد. ایشان بدون هرگونه موضع‌گیری، اشتیاق فراوانی به مباحث مختلف علمی داشتند و در این زمینه تنوع‌گرا بودند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = گفتگو با مهدی محقق استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی: ایزوتسو شیفته فرهنگ ایرانی| ژورنال = چشم انداز ارتباطات فرهنگی| مکان = | دوره = | شماره = ۱۹ | سال = آذر و دی ۱۳۸۴| صفحه = ۳ – ۸ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جلال‌الدین همایی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد همایی انسانی بسیار بزرگوار و از طلاب فاضل اصفهان بود، بعد وارد فرهنگ و دانشگاه شد. به یاد دارم یک بار ایشان را از دانشگاه به سمت منزلشان- که به طرف پامنار، خیابان ری بود- همراهی می‌کردم، به ایشان گفتم مریض هستم، تب دارم و... گفت جوشانده‌ای می‌دهم بخوری خوب می‌شوی، بعد هم از ته دل گفت: «تو یکی نمیر». از استاد همایی خاطرات بسیار خوبی دارم. ایشان هم از مقررات خشک دانشگاه ناراحت بود و گله داشت&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. علاقه زیادی به من داشت و حتی من را به انجمن آثار ملی، معرفی کرد؛ مقداری از متون ادبیات عرب را خصوصی خدمت ایشان قرائت کردم که از آن جمله &#039;&#039;قصیدهٔ سینیهٔ بختری&#039;&#039; بود. می‌رفتم خدمت ایشان، می‌خواندم و ایشان اگر نکته‌ای مهم بود بحث می‌کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;میراث&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = جهانبخش| نام = جویا| عنوان = مصاحبه: از مقلد تا محقق فرق هاست| ژورنال = آینهٔ میراث | مکان = | دوره = | شماره = ۵ و ۶ | سال = تابستان و پاییز ۱۳۷۸| صفحه = | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[بدیع‌الزمان فروزانفر]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
انسان طنزگویی بود و همیشه مطالب طنزآمیز سر کلاس بیان می‌کرد و باعث طراوت کلاس می‌شد. یک روز سر کلاس داشت در مورد وحدت و شهود صحبت می‌کرد، ناگهان همکار ما آقای دکتر شیخ‌الاسلامی –که معمم بود- وارد شد، استاد فروزانفر گفت: «بس است بیگانه وارد شد» این روحانی است و تحمل این وحدت و شهود را ندارد. همه از خنده روده بر شدیم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس زریاب خویی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از استادن بسیار مبرز بود، عربی را خیلی خوب می‌دانست و مسلط بود. ایشان طلبه و از شاگردان مرحوم امام بود. اما هیچ وقت ملبس نشد. در امریکا استاد بود بنابراین اغلب استادان تاریخ در آمریکا و اروپا، شاگرد ایشان بودند. پروفسور روزنتال، در کنگره‌ای مربوط به تاریخ شرکت کرده بود، چون با من دوست بود و مکاتبه داشت، نامه‌ای به من نوشت که در این کنگره چنین اتفاق افتاد که با یک مورخ ایرانی آشنا شدم که ایشان خیلی قوی بود، با کمتر ایرانی می‌شود برخورد کرد که این همه معلومات داشته باشد. منظور ایشان استاد زریاب خویی بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عبدالحسین زیرن کوب]] {{سخ}} &lt;br /&gt;
در گروه ادبیات فارسی با هم بودیم، بسیار فاضل بود و زبان خارجه را خیلی خوب می‌دانست و بسیار قوی بود. در تصوف و به‌خصوص در کتاب &#039;&#039;پله پله تا ملاقات خدا&#039;&#039; خیلی عالی کار کرده است و کلا آثار قوی دارد. ایشان در ردیف زریاب خویی بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مجتبی مینویی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۴۸ با مینویی به تصحیح انتقادی دیوان ناصرخسرو پرداختم و با صرف هفته‌ای دو جلسه ۳ ساعته در سال ۱۳۵۳ این امر به پایان رسید. آن زمان در جلسه‌های ما، جوان فاضلی به نام دکتر [[علی رواقی]] شرکت می‌کرد و ما از تفرسات بدیع ایشان بهره می‌بردیم. مینویی دو جنبه داشت. یک جنبه‌ای از شخصیت ایشان –همان‌طور که اتفاقاً عکس او را روی جلد مجله‌ای زده و نوشته بودند- پژوهشگر ستیهنده، یعنی پژوهشگری که با همه دعوا دارد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مرتضی مطهری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
خیلی انسان فاضلی بود. بسیار متدین بود و منظم کار می‌کرد، فکر بسیار گسترده و بلندی داشت، ایشان و مرحوم شهید بهشتی از آن دسته از روحانیون بسیار منظم بودند. وقتی شهید مطهری تازه ازدواج کرده بود و مشکل مسکن داشت، پدر من صاحب خانه‌ای در سه راه سیروس بود که در حقیقت خانه درهم ‌شکسته‌ای بود اما اتاق‌های زیادی داشت. دو تا از اتاق‌های آن خالی بود. من به مرحوم شهید مطهری پیشنهاد کردم که در آن‌جا ساکن شود. یک سال و نیم تا دو سال در منزل ما در همان دو اتاق درهم شکسته زندگی می‌کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[هانری کربن]] {سخ}}&lt;br /&gt;
خاطره‌ای که از کربن دارم، این است که به من گفت که این اشترنامه عطار را چرا ناقص گذاشته‌ای؟ بعد گفت جلد اول را چاپ کرده‌ای، ما منتظر چاپ جلد دوم هستیم. در جواب گفتم، متوجه شدم این اثر از عطار نیست. چرا که اشعار آن سست است. کسی بوده است که فکر می‌کرد روح عطار در او حلول کرده است، چنان‌که گفته: «از وجود خویش فانی آمدم/ زین سبب عطار ثانی آمدم» کربن در جواب من گفت، درست است که اشعار سستی دارد، ولی همین کتابی که منسوب به عطار است، در تمام خانقاه‌های خراسان می‌خواندند و دست به دست می‌گشت. یعنی اثر ارزش و اصالت خود را دارد. البته کربن راست می‌گفت و حق با او بود&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[احمد آرام]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
احمد آرام با من خیلی همکاری داشت، از جمله این‌که چندین کتاب برای ترجمه به ایشان دادم. ایشان مترجم بسیار توانایی بود، کتاب‌های &#039;&#039;اندیشه‌های کلامی شیخ مفید&#039;&#039;، &#039;&#039;اسلام و دنیوی‌گری&#039;&#039;، &#039;&#039;خدا و انسان در قرآن&#039;&#039; از پروفسور ایزوتسو را ترجمه کردند&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس ماهیار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
بسیار شاگرد باهوش و انسان فاضلی بود، من استاد راهنمای ایشان در دورهٔ دکتری بودم و بعدها در دانشگاه آزاد کرج با ما همکار شد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[محمدرضا شفیعی کدکنی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
ایشان تحصیلات طلبگی دارد و شاگرد ادیب نیشابوری بود و بسیار استادی فاضل و فارسی و عربی‌دان است&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مظاهر مصفا]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
بسیار آدم فاضلی بود. ما در گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران همکار بودیم. همان زمانی که در دانشکده ادبیات مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی بودم، به همکاران گفتم ما این‌جا نشسته‎ایم که شرح حال شعرا را بازگو کنیم و شعر آن‌ها را معرفی کنیم. ما در میان خودمان دکتر مصفا را داریم که از این‌ها بالاتر است. ما این‌جا نبش قبر می‎کنیم، باید قدر این مرد فاضل را بدانیم و از محضر ایشان استفاده کنیم. متاسفانه اغلب هر وقت که خدمت دکتر مصفا می‎رسیدم، می‎دیدم که از همکاران و از فضای محیط خودشان گله دارند. از کسانی که حسد می‎بردند بر این قریحه سرشاری که دکتر مصفا داشت. ایشان در قصیده سرایی مهارت داشت و به یاد دارم در مرثیه مرحوم دهخدا حاضر بودم که آن قصیده با ردیف می‎گریزی &#039;&#039;سوی حیدر و مصطفی می‎گریزی&#039;&#039; را خواندند و همان وقت ما محظوظ شدیم&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرهنگ&#039;&#039;/&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدجعفر شهیدی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
به طور کلی علم‌دوست و باهوش بود؛ دیدگاه تاریخی خیلی قوی‌ای داشت و مجموعاً از آنجا که ادبیات فارسی هم کار کرد، فرد جامعی شده بود. معمولاً کسانی که تحصیلات حوزوی دارند زیاد ادبیات فارسی را عِلم نمی‌‌دانند؛ ولی دکتر شهیدی یا خود من متوجه شدیم که ادبیات فارسی هم برای خودش یک جهان است و بدین معنا نیست که هر کسی عربی بلد باشد، ادبیات فارسی و شعر فارسی هم می‌‌‌‌فهمد. دکتر با وجود اینکه پدر شهید بود؛ اما هیچ‌وقت ادعا نکرد من پدر شهیدم و این موضوع را هیچ جا نمی‌‌گفت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://tarikhirani.ir/fa/news/1732/|عنوان= جلسات مدرسه سپهسالار به روایت مهدی محقق: امامی کاشانی پیام داد مگر ما اهل علم نیستیم؟|ناشر= تاریخ ایران|تاریخ انتشار= ۵ بهمن ۱۳۹۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[مهدی گلشنی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
او از نوادر علمی ایران است. در حالی بر معقولات تسلط دارد که رشته تخصصی وی فیزیک است. علاوه بر این اخلاق کریمه گلشنی موجب شده تا به‌عنوان معلمی واقعی شناخته شود. همچنین اطلاعات ذیقیمتی دربارهٔ فلسفه اسلامی دارد. باید امثال گلشنی را برای نسل جوان الگو قرار دهیم تا جویای تحقیق و از تعصب و تنگ‌نظری دور باشند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/127892//|عنوان= مدر منقبت دکتر سلیم نیساری / دکترمهدی محقق|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۵ دی ۱۳۹۷|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سلیم نیساری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
در سال‌های آغازین دهة ۱۳۳۰ که من دانشجوی دورهٔ لیسانس دانشکدة زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه بودم با برخی از دانشجویان دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی که از تبریز بودند از جمله دکتر [[منوچهر مرتضوی]] و دکتر نیساری آشنا شدم. دکتر نیساری در آن وقت‌ها مدیر کل وزارت فرهنگ هم بود که معمولاً در کتابخانه طهوری همدیگر را می‌دیدیم. بعدها ارتباط ما بیشتر شد و همواره ایشان در برخوردها از سکون و آرامش و ادب ویژه‌ای برخوردار بود. پس از انقلاب، ارتباط ما زیاد شد؛ چه آنکه هر دو هفته یکبار او را در فرهنگستان زبان و ادب فارسی ملاقات می‌کردم و از ملاحظات خاصی که دربارهٔ حافظ داشت، برخوردار می‌شدم. او با فروتنی ویژهٔ خود عبارت عربی دیوان حافظ را نزد من می‌آورد و با کمک یکدیگر به برخی از مشکلات می‌پرداختیم. نکتهٔ جایی که از کوشش‌های سالیان دراز از زندگی علمی دکتر نیساری برمی‌آید اینکه این استاد هر چند در محیط غیر زبان فارسی زاده و پرورش یافته چگونه همّت خود را در هشت دهه از زندگی پربار خود به ترویج و نشر زبان و ادبیات و خط فارسی پرداخته و ملت ایران را از علم سرشار خود بهره‌مند ساخته است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/218096//|عنوان= محقق: گلشنی از نوادر علمی ایران است/ گلشنی: مشکلات ترویجی و علمی در حوزه علم وجود دارد|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سید محمود دعایی]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
روزنامه‌ای که زیر نظر این سید جلیل‌القدر اداره می‌شد نمونه آشکاری بود که صفت اعتدال و میانه‌روی مدیر آن را به خواننده نشان می‌داد. دعایی همچون برادر و دوست در میان کارمندان و کارکنانش دیده می‌شد. او همیشه حامی و ناشر حق بود چنان‌که وقتی مرحوم حسینعلی راشد، خطیب برجسته کشور مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته بود، دعایی سیرت محموده پدر او را تحت نام &#039;&#039;فضیلت‌های فراموش‌شده&#039;&#039; منتشر ساخت و سخنرانی‌های او را که شب‌های جمعه در رادیو ایراد کرده بود در مجلدات متعدد به خوانندگان عرضه داشت&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/39187|عنوان= مرد عدل و اعتدال / مهدی محقق|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[سیدعبدالله انوار]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
استاد انوار علاقه بسیاری به تدریس دارند و اکنون نیز جوانان بسیاری نزد ایشان &#039;&#039;تعلیقات ابن‌سینا&#039;&#039;، &#039;&#039;اساس‌الاقتباس&#039;&#039; یا &#039;&#039;نفایس‌الفنون&#039;&#039; آملی را می‌خوانند. یادم هست همان‌وقت‌ها تیمسار فربد که اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی بود، پیش ایشان کتاب &#039;&#039;دانشنامه علایی&#039;&#039; از ابوعلی سینا را می‌خواند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.cgie.org.ir/fa/news/177159|عنوان= جامعیت علمی انوار|ناشر= مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی|تاریخ انتشار= ۹ خرداد ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[قیصر امین‌پور]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
دانشجویان دانشگاه تهران به صورت فوق برنامه و مستمع آزاد به خانه من می‌آمدند و در کلاس های غیررسمی شرکت می‌کردند. در این کلاس‌ها بود که برای اولین بار نام استادی را شنیدم که بزرگوار بود و فاضل و دانشجویان از شوکت این عالم دانشمند برایم حرف می‌زدند. با جمع بندی چیزهایی که از قیصر شنیدم فهمیدم که او شخصیتی چند بعدی است؛ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران استاد است؛ معلمی به معنای واقعی که نه تنها علم را به دانشجویان منتقل می‌کرد، بلکه شیوه و سیرت عملی او نیز برای دانشجویانش درس بود. نخستین ارتباط من با قیصر مربوط به حضور او در فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. و البته چیزی که بیش از همه از آن دوران در ذهن من باقی مانده، تواضع و بزرگواری و منش مودبانه اوست و افسوس که آن سرو به ناگاه خمید&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/17202/|عنوان= مهدی محقق: «قیصر» شعر فروش نبود/ صاحبان فضل در وطن خود هم غریبند|ناشر= همشهری|تاریخ انتشار= ۱۸ آبان ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عباس حری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
نظم و ترتیب و انضباط و رعایت اصول و ضوابط از ویژگی‌های عباس حری است که آن را هم در کارهای اداری و اجرایی و هم در معلمی و  استادی خود رعایت می‌کند. او نمونه‌ای کامل و تمام عیار از یک معلم توانا و پژوهشگر چیره دست است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=  https://www.ibna.ir/vdcgnz9xtak9qu4.rpra.html|عنوان= دیدگاه دکتر مهدی محقق دربارهٔ دکتر عباس حری|ناشر= همشهری|تاریخ انتشار= ۱۴ اسفند ۱۳۸۵|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{سخ}}&lt;br /&gt;
[[عبدالجواد فلاطوری]] {{سخ}}&lt;br /&gt;
به قرآن، تفسیر، فلسفه و کلام احاطه داشت و با کوششی طاقت فرسا به تحصیل زبان و فلسفه آلمانی پرداخت. در مدت ۴۰سال کوشید با اساتید شرق‌شناسی ارتباط برقرار کند و اسلام حقیقی را به دانشمندان غربی معرفی کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = پیشاهنگ گفت و گوی ادیان (بزرگداشت عبدالجواد فلاطوری)| ژورنال = اطلاعات حکمت و معرفت | مکان = | دوره = | شماره = ۵ | سال = سال دوم - مرداد ۱۳۸۶| صفحه = ۱۰۹ - ۱۱۰| تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش===&lt;br /&gt;
====وجه تسمیه مشاء====&lt;br /&gt;
ارسطو به نوعی پیشوا «مشی» بوده است، زمانی که در حال راه رفتن بود تدریس می‌کرد که البته به اعتقاد بنده چنین نظری درست نیست. درست این است که آن‌ها مشی علمی داشتند؛ به این معنا که از «علت به معلول» گذر می‌کردند و در حقیقت مراد، راه رفتن ظاهری نبود، بلکه راه رفتن فکری بود که معمولاً علت را می‌آوردند و از علت به معلول پی می‌بردند&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ghatreh.com/news/nn61571027|عنوان= فارابی؛ فیلسوفی که به‌ دنبال آرمان‌شهر بود| ناشر= قطره|تاریخ انتشار= ۳۰ آبان ۱۴۰۰|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاسیس شعبه مطالعات اسلامی===&lt;br /&gt;
مدت خدمت من در کانادا به اتمام رسید ولی کاری که با پروفسور ایزوتسو در سال ۱۳۴۵ ترجمه و تطبیق شرح منظومه شروع کرده بودیم ناتمام مانده بود، ایزوتسو دو سال از دانشگاه مرخصی گرفت و چون تعدادی از دانشجویان علاقه‌مند بودند که به تهران بیایند به پروفسور چارلز آدامز پیشنهاد کردم که شعبه‌ای از مؤسسه در تهران تأسیس کند. آدامز با کوششی خستگی‌ناپذیر مقدمات این امر را فراهم کرد و اجازهٔ تأسیس شعبهٔ تهران را از هیأت امنای دانشگاه مک‌گیل گرفت. من هم در ایران اجازه‌های لازم را از وزارت علوم و وزارت امور خارجه گرفتم و مؤسسهٔ کوچک ما در روز ۱۴ دیماه ۱۳۴۷ در تالار فردوسی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران افتتاح شد و دفتر آن در ساختمان شمارهٔ ۷۵ خیابان خارک در یکی از خانه‌های کهن استیجاری معین گردید. در طی یک سال نه تنها کار ترجمه و تطبیق انگلیسی شرح منظومه بلکه متن عربی آن نیز با حواشی سبزواری و هیدجی و آملی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی و معادل‌های خارجی آنها همراه با مقدمهٔ فارسی از من و انگلیسی از ایزوتسو منتشر شد&amp;lt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | عنوان = ایزوتسو هم رفت| ژورنال = تحقیقات اسلامی| مکان = | دوره = | شماره = ۱ | سال = ۱۳۷۱| صفحه = ۱۵۵ - ۱۶۴ | تاریخ بازبینی = }}&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
کتابهای او اعم از تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعهٔ مقالات به شصت، مقالات فارسی و عربی به یکصدوپنجاه، مقالات انگلیسی به متجاوز از سی‌وپنج بالغ می شود. این مقالات در مجلات داشگاه‌های ایران و نشریات علمی کشور و همچنین در مجلات علمی کشورهای انگلستان، فرانسه، امریکا، ژاپن، ایتالیا، هلند، ترکیه، مصر، اردن، لبنان، سوریه، مراکش، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان و تایلند چاپ و منتشر گردیده است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
از آثار او کتاب &#039;&#039;فیلسوف ری محمدبن زکریای رازی&#039;&#039; تألیف درجه اول و برنده جایزه در سال ۱۳۴۹، کتاب &#039;&#039;مفتاح الطب&#039;&#039; با خلاصه ترجمه انگلیسی و فارسی، برنده جایزه بهترین کتاب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹ و کتاب &#039;&#039;مجموعه متون و مقالات در تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039; برنده جایزه دوازدهمین جشنواره خوارزمی در سال ۱۳۷۷ شده است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
کتاب ترجمه انگلیسی &#039;&#039;شرح غررالفرائد&#039;&#039; یا &#039;&#039;شرح منظومه حکمت حاج ملاهادی سبزواری&#039;&#039; دکتر محقق با همکاری پروفسور توشی هیکو ایزوتسو انجام داد در سال ۱۳۵۶ ( ۱۹۷۷میلادی) در نیویورک چاپ و به وسیله مرکز نشر دانشگاهی و دانشگاه تهران در تهران تجدید چاپ شد. این کتاب پس از &#039;&#039;تفسیر مابعدالطبیعه ابن رشد&#039;&#039;، نخستین نظام منسجم فلسفی است که پس از هشتصد سال از جهان اسلام وارد غرب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و لحن و ویژگی آثار===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
الف) کتاب:&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;اشترنامه&#039;&#039;&#039;، انتشارات زوار، ۱۳۳۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;شکوک رازی بر جالينوس و مسأله قدم عالم&#039;&#039;&#039;، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶.&lt;br /&gt;
* مصحح همکار &#039;&#039;&#039;شرح منظومه ملاهادی سبزواری&#039;&#039;&#039;، بخش امور عامه و جوهر و عرض، با همکاری ايزوتسو، تهران، ۱۳۴۸.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فيلسوف ری&#039;&#039;&#039;، محمد بن زکريا رازی، انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;القبسات ميرداماد&#039;&#039;&#039;، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶.&lt;br /&gt;
* گردآورندهٔ &#039;&#039;&#039;آرام نامه&#039;&#039;&#039;: مجموعه مقالات علمی و ادبی تقديم شده به استاد احمد آرام، انجمن استادان زبان و ادبيات فارسی، ۱۳۶۱.&lt;br /&gt;
* طرح تدوين &#039;&#039;&#039;دائـرةالمعارف تشيع و فهرسـت عنوانهـای مقالات&#039;&#039;&#039;، بنياد اسلامی طاهر، ۱۳۶۲.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;بستان الاطباء و روضةالالباء&#039;&#039;&#039;، بنياد دايرةالمعارف اسلامی، مرکز انتشار نسخ خطی، ۱۳۶۸.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;منطق و مباحث الفاظ&#039;&#039;&#039;، (مجموعه متون و مقالات تحقيقی)، دانشگاه تهران، ۱۳۷۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تصحيح اوايل‌المقالات في‌المذاهب والمختارات&#039;&#039;&#039;، شيخ مفيد، موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۷۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;طب روحانی رازی&#039;&#039;&#039;، تهران، معاونت امور فرهنگی، حقوقی و مجلس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دبيرخانه کنگره بين‌المللی اخلاق پزشکی، ۱۳۷۲.&lt;br /&gt;
* مترجم همکار &#039;&#039;&#039;جراحی و ابزارهای آن&#039;&#039;&#039; مترجم احمد آرام، دانشگاه تهران، ۱۳۷۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;مجموعهٔ متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ايران&#039;&#039;&#039;، انتشارات سروش، ۱۳۷۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ابن هندو پزشک و فيلسوف طبرستانی و کتاب مفتاح الطب او&#039;&#039;&#039;، با مقدمه‌ای درباره علم پزشکی در اسلام و ايران، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۷.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;فرهنگ لغات و ترکيبات و تعبيرات ديوان ناصر خسرو&#039;&#039;&#039;، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۷.&lt;br /&gt;
* تصحيح &#039;&#039;&#039;الشکوک علی جالينوس&#039;&#039;&#039;، محمد بن زکريا رازی، مالزی، المعهدالعالی العالمی للفکر والحضارة الاسلاميه، ۱۴۱۳ق.&lt;br /&gt;
ب) مقاله:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ترجمۀ منثور و منظوم قصيدۀ لامية العجم طغرايی اصفهانی&#039;&#039;، دانشکدۀ ادبيات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، بهار و تابستان ۱۳۷۹، ‌شماره‌های ۲۰ و ۲۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;مروری در تاريخ رياضيات در زمان ابوالوفای بوزجانی&#039;&#039;، نامه انجمن، بهار ۱۳۸۰، شماره ۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;رمز شکوفايی علم در ايران اسلامی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، تير ۱۳۸۲ شماره ۱.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تأثير حکمت ايرانی بر متفکران آسيای جنوب شرقی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، دی ۱۳۸۳، شماره ۱۳.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ايزوتسو شيفتۀ فرهنگ ايرانی&#039;&#039;، چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، آذر و دی ۱۳۸۴، شماره ۱۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;منزلت دانش در جهان اسلام و انعکاس آن در ادب فارسی&#039;&#039;، پژوهش زبان و ادبيات فارسی، بهار و تابستان ۱۳۸۴، شماره ۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;ميرداماد و فلسفۀ مشاء&#039;&#039;، اطلاعات حکمت و فلسفه، سال اول، شهريور ۱۳۸۵، شماره ۴.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;مقام علمی بيرونی و عنايت او به هند&#039;&#039;، اطلاعات حکمت و معرفت، دی ۱۳۸۶، شماره ۲۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;پنجاه ضرب المثل مشترک در زبان ‌های عربی و فارسی و انگليسی&#039;&#039;، مطالعات ادبيات تطبيقی، تابستان ۱۳۸۶، شماره ۲.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;علل پيشرفت علوم در جهان اسلام&#039;&#039;، بازتاب انديشه، آبان ۱۳۸۸، شماره ۱۱۵.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;برخی از اصطلاحات فلسفی در شعر ناصر خسرو&#039;&#039;، پژوهشنامه ادبيات تطبيقی، بهار ۱۳۹۰، شماره ۹.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تجربه در علم پزشکی و داروسازی&#039;&#039;، پيام بهارستان، بهار ۱۳۹۱، دوره دوم، سال چهارم، ضميمۀ شماره ۱۵.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;قطب الدين شيرازی و شرح حال خودنگاشت او&#039;&#039;، حکمت اسراء، بهار ۱۳۹۲، سال پنجم، شماره ۱۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;فیلسوف ری&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب در سال ۱۳۴۹ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد. علاوه بر شرح زندگانی محمد بن زکریای رازی ـ فیلسوف و پزشک نامی قرن سوم ـ آثار او بررسی و ارزیابی شده که بر جذابیت کتاب افزوده است. در این کتاب شاگردان رازی معرفی می‌شوند. کتاب دارای مقدمه‌ مفصلی درباره تالیفات رازی است.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شرح منظومهٔ حکمت&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب اثر ملاهادی سبزواری است که در ابواب مختلف حکمت به رشته‌ٔ نظم درآمده است. مؤلف این کتاب را به هفت مقصد تدوین کرده که به ترتیب عبارتند از: قسمت امور عامه، جوهر و عرض، الهیات به معنی اخص، طبیعیات، نبوات و منامات، معاد، و شطری از علم اخلاق. بخش امور عامه و جوهر و عرض، با مقدمه فارسی و انگلیسی و فرهنگ اصطلاحات فلسفی باهمکاری توشی هیکو ایزوتسو، زبان‌شناس، قرآن‌پژوه، اسلام‌شناس و فیلسوف ژاپنی به چاپ رسیده که در این اثر ملاهادی سبزواری با فیلسوفانی همچون برتراند راسل انگلیسی، ژان پل سارتر فرانسوی و مارتین هایدگر آلمانی مقایسه شده است. این کتاب منبع بسیاری  خوبی برای دانشجویان فلسفه اسلامی در خارج از ایران است.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;مدخل و منابع پزشکی در اسلام و ایران&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
این کتاب دربردارندهٔ بیش از بیست‌هزار مدخل گوناگون پزشکی است که در دایرهٔ واژگان مربوط به تندرستی و بیماری قرار دارد و به لحاظ موضوعی به حوزه‌های علم طب، ارکان، کالبد، غذاها، بیماری‌ها (اسباب و نشانه‌های آن‌ها)، درمان بیماری‌ها، داروها (کانی و گیاهی و حیوانی)، ابزارهای پزشکی و بهداشتی، اشخاص (طبیبان مشهور و مؤلفان و مترجمان کتب و مقالات طبی)، کتاب‌ها و مقالات، بیمارستان‌ها و موسسات طبی قابل تقسیم است.  {{سخ}}&lt;br /&gt;
شیوه تدوین این کتاب به این شکل است که ابتدا نام مدخل آمده است. مداخل به ترتیب حروف الفبا نظم یافته و هر حرفی در یک صفحه مستقل آغاز می شود. سپس درتوضیحی هر مدخل، واژه یا عبارتی همچون: «ابراز، ارکان، اصطلاح، اوزان، بیمارستان، بیماری، حیوان، خانواده‌ای از پزشکان ایرانی، دارو، داروی حیوانی، داروی کانی، داروی گیاهی، درمان....» آمده که بیانگر ماهیت و یا کاربرد آن مدخل در علم پزشکی است. {{سخ}}&lt;br /&gt;
این کتاب می‌تواند برای جستجوی اصطلاحات مورد استفاده پژوهشگران طب سنتی و تاریخ طب در ایران و اسلام قرار گیرد. اگر چه نمی‌توان کتاب را جامع تمامی مداخل پزشکی و یا حاوی تمام منابع دانست و در آن، گاه اغلاط حروف نگاری و گاه عدم یک دستی در توصیف مداخل دیده می شود، اما تمام این موارد با در نظر گرفتن گستردگی و حجم کار، طول مدت انجام آن و عدم متمرکز بودن در یک موسسه خاص که گاه به چند دست شدن کار می‌انجامد، قابل چشم پوشی است؛ به ویژه آن که غیر از اغلاط حروف نگاری، باقی موارد به درستی کار خدشه ای وارد نمی‌کند.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شیعه در حدیث دیگران&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
كارى است از دفتر دائرةالمعارف تشيع (بنياد اسلامى طاهر)، زير نظر دكتر مهدى محقق. در حقيقت اين كتاب، ترجمه بخشى از مقالات دايرةالمعارف شيعى است كه به زبان فارسى و در سال ۱۳۶۲، عرضه گرديده است. مقدمه دكتر مهدى محقق آغاز و مطالب دربردارنده شش مقاله مى‌باشد. در انتخاب اين مقالات، ترتيب خاصى چه در مورد اهميت و چه از جهت نظم تاريخى و منطقى، در نظر گرفته نشده و فقط كوشش شده است كه موضوعات آن‌ها متنوع باشد تا خواننده را دچار ملال نسازد. {{سخ}}&lt;br /&gt;
هدف از نگارش اين كتاب، عرضهٔ ميراث ناشناخته و معرفى‌نشده شيعه، به‌صورتى عالمانه و خالى از تعصب، به دنياست تا بدين وسيله، فرهنگ غنى شيعه به دنيا معرفى شده و در نتيجه، افتراق‌هايى كه در طى تاريخ به وجود آمده، تدريجا مرتفع گردد&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|محقق|۱۳۶۲|ک= شیعه در حدیث دیگران|ص= مقدمهٔ کتاب، صفحهٔ ۵}}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
====&amp;lt;font color=green&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;شرح سی قصیده حکیم ناصرخسرو قبادیانی&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/font&amp;gt;====&lt;br /&gt;
نویسنده در این کتاب، سی قصیده از ناصر خسرو را بر اساس دیوانی که به کوشش ایشان و استاد زنده‌یاد مجتبی مینوی تصحیح و چاپ شده، انتخاب کرده و با شرح و توضیحات برای تدریس در دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی آماده کرده است. کتاب شامل پیش‌گفتار، مقدمه‌ای کوتاه در احوال ناصر خسرو، متن سی قصیده به ترتیب حروف آخر قافیه یا ردیف و توضیحات است. متن قصیده‌ها بی آنکه بیتی حذف شود، کامل نقل شده و در پایان متن، شرح قصاید به ترتیب ابیات هر قصیده آمده است. مؤلف «سی قصیده» اشعار را از زیباترین و بهترین قصاید ناصر خسرو انتخاب کرده است. تا کنون این کتاب ۲۴بار تجدید چاپ شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نوا، نما، نگاه==&lt;br /&gt;
طبق مصوبه شورای اسلامی شهر تهران، کوچه هجدهم در محدوده یوسف‌آباد به‌نام استاد دکتر مهدی محقق، مجتهد و ادیب و رئیس هیات امنای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نام‌گداری شده است&amp;lt;ref &amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ibna.ir/fa/tolidi/304029|عنوان= نام‌گذاری یک خیابان به‌نام مهدی محقق| ناشر= ایبنا|تاریخ انتشار= ۲۰ اسفند ۱۳۹۹|تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===&lt;br /&gt;
مستند زندگینامه دکتر مهدی محقق - فیلسوف و ادیب و استاد دانشگاه مک گیل و تهران&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/YT6NB|عنوان= مستند زندگینامه دکتر مهدی محقق| ناشر= انجمن ترنم صلح|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =محقق| نام = مهدی| پیوند نویسنده= | عنوان= شیعه در حدیث دیگران| سال = ۱۳۶۲| ناشر = بنیاد اسلامی طاهر، شرکت سهامی انتشار، دایره‌المعارف تشیع|مکان =تهران| شابک = }}  &lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = ـــــــــــــ| نام = | پیوند نویسنده= | عنوان= حدیث نعمت خدا| سال = ۱۳۸۰| ناشر = سینانگار|مکان =تهران| شابک = ۹۷۸-۹۶۴-۹۱۰-۵۱۸-۵}}  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47537</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47537"/>
		<updated>2022-07-04T19:45:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: ا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= عبدالحسین صنعتی‌زاده و بانو قمرالتاج دولت‌آبادی&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=شهین&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است که با راه‌اندازی مؤسسه فرانکلین، دائرة‌المعارف فارسی، چاپ‌خانه افست و کارخانه گلاب زهرا و غیره سهم بسزایی در سازندگی و احیای فرهنگ ایران داشت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
سیروس علی‌نژاد خبرنگار سرشناس و همراه دیرین همایون صنعتی‌زاده او را «اعجوبه‌»ای خوانده که عاشق فرهنگ و گذشته ایران بود و با کارهایی که در طول زندگی انجام داد نقش بسزایی در احیا و نوسازی ایران ایفا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک=از فرانکلین تا لاله‌زادر|ص=۱۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  از معروف‌ترین کارهای او تأسیس انتشارات فرانکلین است. راه‌اندازی دائرة‌المعارف فارسی، چاپ کتاب‌های جیبی که انقلابی در تیژاژ کتاب ایجاد کرد، مبارزه با بی‌سوادی که اول‌بار او آغاز کرد، تأسیس چاپ‌خانه افست، بنیان‌گذاری کاغذ‌سازی پارس،‌ آغاز کشت مروارید در کیش، اداره پرورشگاه صنعتی کرمان که از پدربزرگش به ارث برده بود، ساخت کارخانه گلاب زهرا در کرمان، ترجمه کتاب‌های متعدد و نوشتن مقالات از جمله کارهای‌ مؤثری بود که همایون در طول سال‌های حیاتش به انجام رساند. &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===دوستی با افشار===&lt;br /&gt;
همایون کلاس اول را در مدرسه زرتشتی‌ها در تهران خواند. تعریف می‌کند: روز اول که سر کلاس رفتم. دیدم بچه‌ای کنار دستم نشسته. گفتم تو که هستی؟ گفت ایرج افشار. حالا هفتادوهشت سال می‌شود که با او دوستم. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرانکلین&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== در زندان پول می‌گرفت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:صنعتی زاده و افشار.jpg|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;یاران قدیمی در جوار هم&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
ایرج افشار از یاران قدیمی همایون صنعتی‌زاده که به گفته خودش نزدیک هشتاد سال انس و الفتی بی‌شیله و پیله با وی داشت، درباره صنعتی‌زاده می‌گوید: همایون نیازى به گرفتن حق‌التألیف و اجر و مزد در قبال کارى که براى دیگرى می‌کرد نداشت ولى چون معتقد بود که هر کارى و زحمتى اجرتى دارد پس می‌گفت ناشر باید بداند که حق‌الزحمه مؤلف را به موقع تمام و کمال بپردازد. افشار می‌گوید که بارها از خود همایون شنیده و البته دیگران هم شنیده‌ بودند که می‌گفت «در زندان گاه شعر می‌گفتم و چون زمزمه می‌کردم و همبندها می‌شنیدند از من می‌خواستند به زبان دل آن‌ها شعرى بگویم که در نامه خود براى مادر یا محبوب خود بنویسند و من می‌گفتم براى هر بیتى باید سه یا چهار تومان بپردازید و از این درآمد خرج قهوه خود را تأمین می‌کردم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودش را فلک کرد===&lt;br /&gt;
حاج اکبر همایون را خیلی دوست داشت. همایون هم به شدت تحت‌تأثیر او بود. تعریف می‌کند: در کلاس دوم یا سوم یک همکلاسی داشتم که زرتشتی بود. عصری که به خانه برمی گشتیم گفت خانه ما جشن سده است برویم خانه ما. رفتیم. وقتی برگشتم دیر بود. ساعت حدود شش هفت غروب بود. در همین کوچه گلاب زهرا دیدم پدربزرگم نگران قدم می‌زند و انتظار می‌کشد. مرا که دید دستم را گرفت برد توی اتاق، هیچ هم نگفت. گفت بنشین. نشستم. از زیر تخت‌خوابش دو تا ترکه انار درآورد. گفتم می‌خواهد من را تنبیه کند. نشست روبروی من. پرسید کجا بودی؟ چه اتفاق افتاد؟ چرا خبر ندادی؟ بعد خیلی آرام جوراب‌هایش را کند. ترکه‌ها را دستش گرفت و خودش را فلک کرد و سخت خودش را زد. من خیلی داو را دوست داشتم. شروع کردم به گریه کردن که ول کن... دیگر یادم نیست چه شد. صبح که بیدار شدم دیدم توی رختخواب در بغلش هستم. با هم حرف می‌زدیم. بهش گفتم من دیر آمده بودم، تو چرا خودت را زدی؟ پیرمرد زد زیر گریه و بغلم کرد و ماچم کرد که ببخشید. من هاج‌وواج شده بودم. گفت فکر کردم اگر تو را بزنم پای تو می‌سوزد، و دل من! دل سوختن صدبار بدتر است. خودم را زدم که دل تو بسوزد. از آن وقت تا حالا هیچ وقت نشده یک بار دیر بیایم. من در یک همچین محیطی بزرگ شدم. حاج اکبر خیلی روی من کار کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیله کرد که باید برویم===&lt;br /&gt;
افشار در بخش دیگری از خاطراتش درباره صنعتی‌زاده او را مردی کنجکاو توصیف می‌کند و می‌گوید: کنجکاوى در هر مقوله‌اى، همایون را به راه‌هاى مختلف می‌کشانید و چون می‌خواست به کُنه هر قضیه برسد ناگزیر رنج می‌برد. در یکى از نوشته‌هاى سدیدالسلطنه کبابى خوانده بود در بیابان‌هاى دورناك&lt;br /&gt;
بلوچستان گُلى هست که به ساز موسیقى می‌شکفد. پس پیله کرد که باید برویم و بپرسیم تا بر صحت آن‌گفته مطمئن شد. سفرى از نوشهر که باغى در آن‌جا داشت دوتایى راه افتادیم. وانتى خریده بود. گفت تو باید برانى. راه افتادیم و خراسان و زابل را گذراندیم و به خاش و ایرانشهر رسیدیم. گفت برویم و کسى را بیابیم که بتواند پرسشمان را بفهمد. گفتم باید از خالقداد آریا در تهران بپرسم که سراغ چه کسى برویم. او بلوچ است و سال‌ها در این نواحى بخشدار و فرماندار بوده است. تلفن زدم و پرسیدم. برادر خود را معرفى کرد. رفتیم به سراغ او و او عطارى قدیمى را با همایون آشنا ساخت. همایون درباره گل موسیقى دوست پرسش‌ها از آن پیر می‌کرد و جواب‌هاى دوپهلو می‌شنید. ولى از مصاحبت عطار فایده برد و با او معامله گیاهانى را راه انداخت که می‌بایست از آن‌ها عرق دوائى بگیرد (براى کارخانه گلاب زهرا که تازه پاگرفته بود). اگر به آن گل دست نیافت که براى آن نى بزند و گل بشکفد ولى گل و گیاهان صحرایى را از آن پیرمرد می‌خرید و اطلاعات خوبى درباره داروهاى گیاهى به دست آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زیرنویس فیلم‌ها را می‌خواندم===&lt;br /&gt;
به گفته صنعتی‌زاده نخستین سینمای کرمان را پدربزرگش حاج اکبر کَر راه انداخته بود. شب‌ها فیلم نشان می‌دادند. سینمای صامت بود. گاهی زیرنویس داشت، اما مردم سواد نداشتند. مأمور شده بود که آن زیرنویس‌ها را با صدای بلند بخواند تا مردم متوجه قصه شوند.  می‌گوید پنج یا شش ساله بودم که انواع و اقسام فیلم‌های ریچارد تالماج را می‌دیدم و زیرنویس‌ها را برای مردم می‌خواندم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرانکلین&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
پدر صنعتی‌زاده رمان نویس بزرگ و مطرحی بود اما او بیش از آن‌که تحت‌تأثیر پدر باشد از تحت تأثیر و تربیت پدربزرگ بود. همایون در تهران متولد شد اما بعد از گذراندن سال اول ابتدایی، پدرش او را نزد پدربزرگش حاج اکبر در کرمان فرستاد. بنابرین دوران کودکی او در کرمان نزد پدربزرگ و مادربزرگ سپری شد. او درباره پدربزرگش می‌گوید که حاج‌ اکبر آدم مترقی و پیشروی بود. زیاد سفر کرده بود. از بندرعباس به هند و سپس اروپا. آدم آزاد‌ه‌ای بود. به کلی کَر بود و به حاج اکبر کرم معروف شده بود. پدربزرگ مرا معتاد به کتاب خواندن کرد. پول جیبی را وقتی می‌داد که کتاب می‌خواندم. باید کتاب را تعریف می‌کردم تا پول را بدهد. اول‌کتابی که خواندم &#039;&#039;چهل طوطی&#039;&#039; بود. بعد &#039;&#039;امیر ارسلان&#039;&#039; و &#039;&#039;حسین کرد&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۵۹-۶۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنعتی‌زاده  با وجود اصرار پدرش دانشگاه نرفت و معتقد بود که دانشگاه خنگش می‌کند. دبیرستان را در مدرسه متعلق به انگلیسی‌ها در اصفهان به پایان رساند. خودش می‌گوید: «پدرم پایش را  کرد توی یک کفش که باید به دانشگاه بروی. من گفتم نمی‌روم. چون فکر می‌کردم بروم دانشگاه خنگ می‌شوم. در مدرسه همیشه بیشتر از معلم‌ها می‌دانستم. چهارده پانزده ساله بودم که کتاب &#039;&#039;ایران باستان&#039;&#039; مشیرالدوله را حفظ کرده بودم. سر کلاس تاریخ با معلم دعوام می‌شد که این‌جوری که شما می‌گویید نیست. پدرم هم، چون خودش مدرسه نرفته بود و دانشگاه ندیده بود، اصرار داشت که من به دانشگاه بروم. کارمان به دعوا کشید. من قهر کردم از خانه بابا آمدم بیرون. دو سه روز طول کشید تا توی بازار در تجارتخانه‌ای کار پیدا کنم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنعتی‌زاده ترجیح داد به جای رفتن به دانشگاه وارد عرصه کسب‌وکار شود. مدتی با پدرش شریک شد. باز کردن تجارت‌خانه،  کار رپروداکشن (تکثیر) عکاسی، کتاب‌فروشی و برگزاری نمایشگاه‌های فرهنگی از جمله تجارب کاری او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فرانکلین شاهکار صنعتی‌زاده=== &lt;br /&gt;
داستان تأسیس مؤسسه فرانکلین از این‌جا شروع شد. عبدالحسین صنعتی‌زاده در چهارراه کالج یک موزه درست کرده بود. همایون هم طبقه بالای آن نمایشگاه برگزار می‌کرد و به قول خودش تمام آتاشه‌های [کارمند وابستۀ سفارتخانه که دارای مٲموریت مخصوص باشد] فرنگی را دعوت می‌کرد. یک شب آتاشه‌ فرهنگی سفارت آمریکا را دعوت کرد که با دو ناشر آمریکایی آمد. آن آتاشه به همایون گفت این دو نفر ناشر هستند و یک مؤسسه درست کرده‌اند و می‌خواهند کتاب‌های آمریکایی را در ایران چاپ کنند. من هم تو را که به کتاب علاقمندی برای این کار به آن‌ها معرفی کردم. صنعتی‌زاده گفت که چه چیزی از این کار نمی‌داند. اما آن‌ها در پاسخ گفتند اگر ما برویم کس دیگری را که مقداری از این کارها را به غلط یاد گرفته پیدا کنیم، باید مقداری زحمت بکشیم تا آموخته‌های غلط را از کله‌اش بیرون کنیم. شما این کار را لازم ندارید. بنابراین شما مناسب این کار هستید. صنعتی‌ ابتدا مخالفت می‌کند و می‌گوید من خودم ارباب خودم هستم حالا بیایم حقوق‌بگیر شما بشوم؟ گفتند: خوب پس یک کاری بکن. اجازه بده تا وقتی کسی را پیدا نکردیم کتاب‌ها را به آدرس شما بفرستیم. او هم قبول می‌کند. آمریکایی‌ها تعدادی کتاب برایش می‌فرستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همایون در ادامه می‌گوید: یک روز کِرمم گرفت که ببینم این کتاب‌ها چیست. نگاه کردم دیدم عجب کتاب‌های قشنگی است. از جمله یک سری چه می‌دانم کوچک ۳۶‌صفحه‌ای با قطع کوچک. من واقعاً خوشم آمد. اتم چیست؟ مولکول چیست؟ نور چیست؟ الکتریسیته چیست؟ دیدم عجب دنیایی است. عصری که می‌رفتم خانه، چند تا کتاب را زیر بغلم زدم، رفتم سر چهارراه مخبرالدوله. دوستی داشتم به اسم آقای رمضانی، انتشارات ابن‌سینا. درباره کتاب‌ها توضیح دادم و ازش پرسیدم راجع‌به این کتاب‌ها عقیده‌ات چیست. اگر ترجمه بشود چاپ می‌کنی؟ گفت بله. خواستم ببینم چقدر جدی می‌گوید. گفتم چِکش را می‌نویسی؟ او هم برداشت پانصد تومان چک نوشت، داد دست من. خیلی پول بود. صبح نامه نوشتم که چهار تا از کتاب‌های شما را فروختم. مدیرعامل فرانکلین آمد تهران. دیتوس اسمیت، که قبلا رئیس انتشارات دانشگاه پرینستون بود. به او گفتم خیلی خوب، من این کار را می‌کنم. با پدرم هم مشورت کرده بودم. گفته بود این کار صواب است، بکن. مردم باسواد می‌شوند. گفتم شرط این است که در انتخاب کتاب دخالت نکنید. کتاب‌ها را من انتخاب می‌کنم. حرف مرا خیلی جدی نگرفتند. گفتند باشد. توی خیابان نادری یک‌جایی داشتیم، کنار هتل نادری، مال بابام بود. ازش کرایه کردم. آن‌جا را کردیم دفتر فرانکلین.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۷-۶۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt; فرانکلین پا گرفت و سال‌ها گذشت تا به یک مؤسسه بزرگ تبدیل شد و کتاب‌های معروف و مهم انگلیسی را به فارسی ترجمه کرد. این موسسه در طول فعالیتش ۱۵۰۰ عنوان کتاب چاپ کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===راه‌اندازه دایرة‌المعارف فارسی===&lt;br /&gt;
یکی دیگر از خدمات صنعتی‌زاده در دوره پویایی فرانکلین راه‌اندازی دایره‌المعارف فارسی است. خود می‌گوید: من در انتشارات فرانکلین به این نتیجه رسیده بودم که جامعه فرهنگی ایران یک کتاب مرجع اطلاعات عمومی تا حد ممکن دقیق و قابل استناد لازم دارد. از همان اول پیدا بود که تهیه چنین کتابی خرجش زیاد است. کار یک روز و دو روز هم نیست. کار یک نفره و دو نفره هم بلکه کار یک هیئت است... در هر صورت مخارج آن را برآورد کردم دیدم یک چیزی حدود ۳۰۰هزار دلار خرج دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۷۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;بنیاد فورد که مرکز فعالیت‌هایش هم در بیروت بود پذیرفت ۱۵۰هزار دلار از آن را پرداخت کند. باقی‌مانده مبلغ را هم به گفته خودش، از جیبش پرداخت می‌کند و مدیریت نگارش دایره‌المعارف را به غلامحسین مصاحب می‌سپارد.&lt;br /&gt;
===تأسیس چاپخانه اُفست===&lt;br /&gt;
از دیگر کارهای صنعتی‌زاده در اوایل دهه چهل خورشیدی، تأسیس چاپخانه بود. چاپخانه‌ای مدرن در تهران که شاه هم از آن بازدید کرد. محمدرضا پهلوی پس از دیدن کارهای چاپی آن‌جا به صنعتی‌زاده گفت اگر شما کار چاپ را این‌قدر خوب انجام می‌دهید، چرا شاهنامه را به خارجی‌ها بدهیم. بگو بدهند به شما. همایون می‌گوید: من اصلاً روحم  از شاهنامه خبر نداشت. دو روز بعد وزیر دربار بنده را احضار کرد. رفتم دربار. از راه که رسیدم، شروع کرد به هتاکی که تو حد خودت را نمی‌دانی، تو را چه به این کارها و...  من مات‌ومبهوت مانده بودم. گفتم آقا اصلاً راجع‌به چه صحبت می‌کنی؟ گفت شما را چه به شاهنامه. گفتم من کاری به آن ندارم. پریروز شاه آمد چاپخانه و گفت شما که این وسایل را دارید چرا شاهنامه را شما چاپ نمی‌کنید و من هم در این‌باره به کسی چیزی نگفته‌ام. حالا مسئله چیست؟ گفتند ما این شاهنامه را دادیم به سویسی‌ها، و دادوفریاد کرد که شما نمی‌توانید این کار را انجام بدهید. این را که گفت، من عصبانی شدم و گفتم نمی‌توانید یعنی چه! بدهید به ما، نمونه می‌آوریم ببینید کار ما چطور است، با کار سویسی‌ها مقایسه کنید، اگر کار آن‌ها بهتر بود، خوب بدهید به آن‌ها. گفتم سویسی‌ها چه کار می‌کنند که ما نمی‌کنیم؟ گفت کتاب را بیمه می‌کنند. گفتم ما هم بیمه می‌کنیم. چهار میلیون تومان شاهنامه (بایسنقری) را بیمه کردیم و آوردیم به چاپخانه. خیلی با دلخوری هم شروع به کار کردیم. یک صفحه را که آماده کردیم فرستادیم به دربار. گفتند صنعتی این کار را برده لندن انجام داده و آمده می‌گوید کارِ ماست! کمیسیونی برای تحقیق در این زمینه تشکیل شد که ببینند کار را خودمان انجام داده‌ایم یا نه. این کمیسیون سوابق کار را که در چاپخانه بود دیدند و تأیید کردند که کار کارِ خود ماست. بنابراین قبول کردند که با ما قرارداد ببندند. اما از قرارداد خبری نبود. حالا شجاع‌الدین شفا شده بود معاون وزارت دربار. شنیدم او جلوی کار را گرفته است. یک روز رفتم پیشش، گفتم فلانی، چرا سربه‌سرم می‌گذاری؟ گفت من با سویسی‌ها قرار گذاشته‌ام که ده درصد قرارداد را به من بدهند. شما ده درصد را بده تا با شما قرارداد ببندم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۸۲}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= علی‌نژاد| نام= سیروس|پیوند نویسنده=|عنوان= از فرانکلین تا لاله‌زار|سال=|ناشر= ققنوس| شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۲۸۲-۳|صفحه=}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= دهباشی|نام=علی|عنوان= |ژورنال= بخارا|شماره=۷۲-۷۳| سال=۱۳۸۸|صص=}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1.jpg&amp;diff=47536</id>
		<title>پرونده:صنعتی زاده و افشار.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1.jpg&amp;diff=47536"/>
		<updated>2022-07-04T19:43:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47534</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47534"/>
		<updated>2022-07-02T18:28:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= عبدالحسین صنعتی‌زاده و بانو قمرالتاج دولت‌آبادی&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=شهین&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است که با راه‌اندازی مؤسسه فرانکلین، دائرة‌المعارف فارسی، چاپ‌خانه افست و کارخانه گلاب زهرا و غیره سهم بسزایی در سازندگی و احیای فرهنگ ایران داشت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
سیروس علی‌نژاد خبرنگار سرشناس و همراه دیرین همایون صنعتی‌زاده او را «اعجوبه‌»ای خوانده که عاشق فرهنگ و گذشته ایران بود و با کارهایی که در طول زندگی انجام داد نقش بسزایی در احیا و نوسازی ایران ایفا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک=از فرانکلین تا لاله‌زادر|ص=۱۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  از معروف‌ترین کارهای او تأسیس انتشارات فرانکلین است. راه‌اندازی دائرة‌المعارف فارسی، چاپ کتاب‌های جیبی که انقلابی در تیژاژ کتاب ایجاد کرد، مبارزه با بی‌سوادی که اول‌بار او آغاز کرد، تأسیس چاپ‌خانه افست، بنیان‌گذاری کاغذ‌سازی پارس،‌ آغاز کشت مروارید در کیش، اداره پرورشگاه صنعتی کرمان که از پدربزرگش به ارث برده بود، ساخت کارخانه گلاب زهرا در کرمان، ترجمه کتاب‌های متعدد و نوشتن مقالات از جمله کارهای‌ مؤثری بود که همایون در طول سال‌های حیاتش به انجام رساند. &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===دوستی با افشار===&lt;br /&gt;
همایون کلاس اول را در مدرسه زرتشتی‌ها در تهران خواند. تعریف می‌کند: روز اول که سر کلاس رفتم. دیدم بچه‌ای کنار دستم نشسته. گفتم تو که هستی؟ گفت ایرج افشار. حالا هفتادوهشت سال می‌شود که با او دوستم. &amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرانکلین&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== در زندان پول می‌گرفت===&lt;br /&gt;
ایرج افشار از یاران قدیمی همایون صنعتی‌زاده که به گفته خودش نزدیک هشتاد سال انس و الفتی بی‌شیله و پیله با وی داشت، درباره صنعتی‌زاده می‌گوید: همایون نیازى به گرفتن حق‌التألیف و اجر و مزد در قبال کارى که براى دیگرى می‌کرد نداشت ولى چون معتقد بود که هر کارى و زحمتى اجرتى دارد پس می‌گفت ناشر باید بداند که حق‌الزحمه مؤلف را به موقع تمام و کمال بپردازد. افشار می‌گوید که بارها از خود همایون شنیده و البته دیگران هم شنیده‌ بودند که می‌گفت «در زندان گاه شعر می‌گفتم و چون زمزمه می‌کردم و همبندها می‌شنیدند از من می‌خواستند به زبان دل آن‌ها شعرى بگویم که در نامه خود براى مادر یا محبوب خود بنویسند و من می‌گفتم براى هر بیتى باید سه یا چهار تومان بپردازید و از این درآمد خرج قهوه خود را تأمین می‌کردم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===خودش را فلک کرد===&lt;br /&gt;
حاج اکبر همایون را خیلی دوست داشت. همایون هم به شدت تحت‌تأثیر او بود. تعریف می‌کند: در کلاس دوم یا سوم یک همکلاسی داشتم که زرتشتی بود. عصری که به خانه برمی گشتیم گفت خانه ما جشن سده است برویم خانه ما. رفتیم. وقتی برگشتم دیر بود. ساعت حدود شش هفت غروب بود. در همین کوچه گلاب زهرا دیدم پدربزرگم نگران قدم می‌زند و انتظار می‌کشد. مرا که دید دستم را گرفت برد توی اتاق، هیچ هم نگفت. گفت بنشین. نشستم. از زیر تخت‌خوابش دو تا ترکه انار درآورد. گفتم می‌خواهد من را تنبیه کند. نشست روبروی من. پرسید کجا بودی؟ چه اتفاق افتاد؟ چرا خبر ندادی؟ بعد خیلی آرام جوراب‌هایش را کند. ترکه‌ها را دستش گرفت و خودش را فلک کرد و سخت خودش را زد. من خیلی داو را دوست داشتم. شروع کردم به گریه کردن که ول کن... دیگر یادم نیست چه شد. صبح که بیدار شدم دیدم توی رختخواب در بغلش هستم. با هم حرف می‌زدیم. بهش گفتم من دیر آمده بودم، تو چرا خودت را زدی؟ پیرمرد زد زیر گریه و بغلم کرد و ماچم کرد که ببخشید. من هاج‌وواج شده بودم. گفت فکر کردم اگر تو را بزنم پای تو می‌سوزد، و دل من! دل سوختن صدبار بدتر است. خودم را زدم که دل تو بسوزد. از آن وقت تا حالا هیچ وقت نشده یک بار دیر بیایم. من در یک همچین محیطی بزرگ شدم. حاج اکبر خیلی روی من کار کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیله کرد که باید برویم===&lt;br /&gt;
افشار در بخش دیگری از خاطراتش درباره صنعتی‌زاده او را مردی کنجکاو توصیف می‌کند و می‌گوید: کنجکاوى در هر مقوله‌اى، همایون را به راه‌هاى مختلف می‌کشانید و چون می‌خواست به کُنه هر قضیه برسد ناگزیر رنج می‌برد. در یکى از نوشته‌هاى سدیدالسلطنه کبابى خوانده بود در بیابان‌هاى دورناك&lt;br /&gt;
بلوچستان گُلى هست که به ساز موسیقى می‌شکفد. پس پیله کرد که باید برویم و بپرسیم تا بر صحت آن‌گفته مطمئن شد. سفرى از نوشهر که باغى در آن‌جا داشت دوتایى راه افتادیم. وانتى خریده بود. گفت تو باید برانى. راه افتادیم و خراسان و زابل را گذراندیم و به خاش و ایرانشهر رسیدیم. گفت برویم و کسى را بیابیم که بتواند پرسشمان را بفهمد. گفتم باید از خالقداد آریا در تهران بپرسم که سراغ چه کسى برویم. او بلوچ است و سال‌ها در این نواحى بخشدار و فرماندار بوده است. تلفن زدم و پرسیدم. برادر خود را معرفى کرد. رفتیم به سراغ او و او عطارى قدیمى را با همایون آشنا ساخت. همایون درباره گل موسیقى دوست پرسش‌ها از آن پیر می‌کرد و جواب‌هاى دوپهلو می‌شنید. ولى از مصاحبت عطار فایده برد و با او معامله گیاهانى را راه انداخت که می‌بایست از آن‌ها عرق دوائى بگیرد (براى کارخانه گلاب زهرا که تازه پاگرفته بود). اگر به آن گل دست نیافت که براى آن نى بزند و گل بشکفد ولى گل و گیاهان صحرایى را از آن پیرمرد می‌خرید و اطلاعات خوبى درباره داروهاى گیاهى به دست آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زیرنویس فیلم‌ها را می‌خواندم===&lt;br /&gt;
به گفته صنعتی‌زاده نخستین سینمای کرمان را پدربزرگش حاج اکبر کَر راه انداخته بود. شب‌ها فیلم نشان می‌دادند. سینمای صامت بود. گاهی زیرنویس داشت، اما مردم سواد نداشتند. مأمور شده بود که آن زیرنویس‌ها را با صدای بلند بخواند تا مردم متوجه قصه شوند.  می‌گوید پنج یا شش ساله بودم که انواع و اقسام فیلم‌های ریچارد تالماج را می‌دیدم و زیرنویس‌ها را برای مردم می‌خواندم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;فرانکلین&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
پدر صنعتی‌زاده رمان نویس بزرگ و مطرحی بود اما او بیش از آن‌که تحت‌تأثیر پدر باشد از تحت تأثیر و تربیت پدربزرگ بود. همایون در تهران متولد شد اما بعد از گذراندن سال اول ابتدایی، پدرش او را نزد پدربزرگش حاج اکبر در کرمان فرستاد. بنابرین دوران کودکی او در کرمان نزد پدربزرگ و مادربزرگ سپری شد. او درباره پدربزرگش می‌گوید که حاج‌ اکبر آدم مترقی و پیشروی بود. زیاد سفر کرده بود. از بندرعباس به هند و سپس اروپا. آدم آزاد‌ه‌ای بود. به کلی کَر بود و به حاج اکبر کرم معروف شده بود. پدربزرگ مرا معتاد به کتاب خواندن کرد. پول جیبی را وقتی می‌داد که کتاب می‌خواندم. باید کتاب را تعریف می‌کردم تا پول را بدهد. اول‌کتابی که خواندم &#039;&#039;چهل طوطی&#039;&#039; بود. بعد &#039;&#039;امیر ارسلان&#039;&#039; و &#039;&#039;حسین کرد&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۵۹-۶۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنعتی‌زاده  با وجود اصرار پدرش دانشگاه نرفت و معتقد بود که دانشگاه خنگش می‌کند. دبیرستان را در مدرسه متعلق به انگلیسی‌ها در اصفهان به پایان رساند. خودش می‌گوید: «پدرم پایش را  کرد توی یک کفش که باید به دانشگاه بروی. من گفتم نمی‌روم. چون فکر می‌کردم بروم دانشگاه خنگ می‌شوم. در مدرسه همیشه بیشتر از معلم‌ها می‌دانستم. چهارده پانزده ساله بودم که کتاب &#039;&#039;ایران باستان&#039;&#039; مشیرالدوله را حفظ کرده بودم. سر کلاس تاریخ با معلم دعوام می‌شد که این‌جوری که شما می‌گویید نیست. پدرم هم، چون خودش مدرسه نرفته بود و دانشگاه ندیده بود، اصرار داشت که من به دانشگاه بروم. کارمان به دعوا کشید. من قهر کردم از خانه بابا آمدم بیرون. دو سه روز طول کشید تا توی بازار در تجارتخانه‌ای کار پیدا کنم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک= از فرانکلین تا لاله‌زار|ص=۶۴}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= علی‌نژاد| نام= سیروس|پیوند نویسنده=|عنوان= از فرانکلین تا لاله‌زار|سال=|ناشر= ققنوس| شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۲۸۲-۳|صفحه=}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= دهباشی|نام=علی|عنوان= |ژورنال= بخارا|شماره=۷۲-۷۳| سال=۱۳۸۸|صص=}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47511</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47511"/>
		<updated>2022-06-27T19:48:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= عبدالحسین صنعتی‌زاده و بانو قمرالتاج دولت‌آبادی&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=شهین&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است که با تأسیس بسیاری از سازمان‌های تأثیرگذار چون مؤسسه فرانکلین، دائرة‌المعارف فارسی، چاپ‌خانه افست و غیره سهم بسزایی در سازندگی و احیای فرهنگ و ادب ایران داشت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
سیروس علی‌نژاد خبرنگار سرشناس و همراه دیرین همایون صنعتی‌زاده او را «اعجوبه‌» توصیف می‌کند که عاشق فرهنگ و گذشته ایران بود و با اقداماتی که در طول زندگی انجام داد نقش بسزایی در احیا و نوسازی ایران ایفا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|علی‌نژاد|۱۳۹۵|ک=از فرانکلین تا لاله‌زادر|ص=۱۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;  از معروف‌ترین کارهای او تأسیس انتشارات فرانکلین است. راه‌اندازی دائرة‌المعارف فارسی، چاپ کتاب‌های جیبی که انقلابی در تیژاژ کتاب ایجاد کرد، مبارزه با بی‌سوادی که اول‌بار او آغاز کرد، تأسیس چاپ‌خانه افست، بنیان‌گذاری کاغذ‌سازی پارس،‌ آغاز کشت مروارید در کیش، اداره پرورشگاه صنعتی کرمان که از پدربزرگش به ارث برده بود، ساخت کارخانه گلاب زهرا در کرمان، ترجمه کتاب‌های متعدد و نوشتن مقالات از جمله کارهای‌ مؤثری بود که همایون در طول سال‌های حیاتش به انجام رساند. &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
=== در زندان پول می‌گرفت===&lt;br /&gt;
ایرج افشار از یاران قدیمی همایون صنعتی‌زاده که به گفته خودش نزدیک هشتاد سال انس و الفتی بی‌شیله و پیله با وی داشت، درباره صنعتی‌زاده می‌گوید: همایون نیازى به گرفتن حق‌التألیف و اجر و مزد در قبال کارى که براى دیگرى می‌کرد نداشت ولى چون معتقد بود که هر کارى و زحمتى اجرتى دارد پس می‌گفت ناشر باید بداند که حق‌الزحمه مؤلف را به موقع تمام و کمال بپردازد. افشار می‌گوید که بارها از خود همایون شنیده و البته دیگران هم شنیده‌ بودند که می‌گفت «در زندان گاه شعر می‌گفتم و چون زمزمه می‌کردم و همبندها می‌شنیدند از من می‌خواستند به زبان دل آن‌ها شعرى بگویم که در نامه خود براى مادر یا محبوب خود بنویسند و من می‌گفتم براى هر بیتى باید سه یا چهار تومان بپردازید و از این درآمد خرج قهوه خود را تأمین می‌کردم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیله کرد که باید برویم===&lt;br /&gt;
افشار در بخش دیگری از خاطراتش درباره صنعتی‌زاده او را مردی کنجکاو توصیف می‌کند و می‌گوید: کنجکاوى در هر مقوله‌اى، همایون را به راه‌هاى مختلف می‌کشانید و چون می‌خواست به کُنه هر قضیه برسد ناگزیر رنج می‌برد. در یکى از نوشته‌هاى سدیدالسلطنه کبابى خوانده بود در بیابان‌هاى دورناك&lt;br /&gt;
بلوچستان گُلى هست که به ساز موسیقى می‌شکفد. پس پیله کرد که باید برویم و بپرسیم تا بر صحت آن‌گفته مطمئن شد. سفرى از نوشهر که باغى در آن‌جا داشت دوتایى راه افتادیم. وانتى خریده بود. گفت تو باید برانى. راه افتادیم و خراسان و زابل را گذراندیم و به خاش و ایرانشهر رسیدیم. گفت برویم و کسى را بیابیم که بتواند پرسشمان را بفهمد. گفتم باید از خالقداد آریا در تهران بپرسم که سراغ چه کسى برویم. او بلوچ است و سال‌ها در این نواحى بخشدار و فرماندار بوده است. تلفن زدم و پرسیدم. برادر خود را معرفى کرد. رفتیم به سراغ او و او عطارى قدیمى را با همایون آشنا ساخت. همایون درباره گل موسیقى دوست پرسش‌ها از آن پیر می‌کرد و جواب‌هاى دوپهلو می‌شنید. ولى از مصاحبت عطار فایده برد و با او معامله گیاهانى را راه انداخت که می‌بایست از آن‌ها عرق دوائى بگیرد (براى کارخانه گلاب زهرا که تازه پاگرفته بود). اگر به آن گل دست نیافت که براى آن نى بزند و گل بشکفد ولى گل و گیاهان صحرایى را از آن پیرمرد می‌خرید و اطلاعات خوبى درباره داروهاى گیاهى به دست آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سوانح عمر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= علی‌نژاد| نام= سیروس|پیوند نویسنده=|عنوان= از فرانکلین تا لاله‌زار|سال=|ناشر= ققنوس| شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۲۸۲-۳|صفحه=}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= دهباشی|نام=علی|عنوان= |ژورنال= بخارا|شماره=۷۲-۷۳| سال=۱۳۸۸|صص=}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47510</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47510"/>
		<updated>2022-06-27T19:21:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= عبدالحسین صنعتی‌زاده و بانو قمرالتاج دولت‌آبادی&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=شهین&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است که با تأسیس بسیاری از سازمان‌های تأثیرگذار چون مؤسسه فرانکلین، دائرة‌المعارف فارسی، چاپ‌خانه افست و غیره سهم بسزایی در سازندگی و احیای فرهنگ و ادب ایران داشت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
سیروس علی‌نژاد خبرنگار سرشناس و همراه دیرین همایون صنعتی‌زاده او را «اعجوبه‌» توصیف می‌کند که عاشق فرهنگ و گذشته ایران بود و با اقداماتی که در طول زندگی انجام داد نقش بسزایی در احیا و نوسازی ایران ایفا کرد. از معروف‌ترین کارهای او تأسیس انتشارات فرانکلین است. راه‌اندازی دائرة‌المعارف فارسی، چاپ کتاب‌های جیبی که انقلابی در تیژاژ کتاب ایجاد کرد، مبارزه با بی‌سوادی که اول‌بار او آغاز کرد، تأسیس چاپ‌خانه افست، بنیان‌گذاری کاغذ‌سازی پارس،‌ آغاز کشت مروارید در کیش، اداره پرورشگاه صنعتی کرمان که از پدربزرگش به ارث برده بود، ساخت کارخانه گلاب زهرا در کرمان، ترجمه کتاب‌های متعدد و نوشتن مقالات از جمله کارهای‌ مؤثری بود که همایون در طول سال‌های حیاتش به انجام رساند. &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
=== در زندان پول می‌گرفت===&lt;br /&gt;
ایرج افشار از یاران قدیمی همایون صنعتی‌زاده که به گفته خودش نزدیک هشتاد سال انس و الفتی بی‌شیله و پیله با همایون داشت، درباره او می‌گوید که همایون نیازى به گرفتن حق‌التألیف و اجر و مزد در قبال کارى که براى دیگرى می‌کرد نداشت ولى چون معتقد بود که هر کارى و زحمتى اجرتى دارد پس می‌گفت ناشر باید بداند که حق‌الزحمه مؤلف را به موقع تمام و کمال بپردازد. افشار می‌گوید که بارها از خود همایون شنیده و البته دیگران هم شنیده‌ بودند که می‌گفت «در زندان گاه شعر می‌گفتم و چون زمزمه می‌کردم و همبندها می‌شنیدند از من می‌خواستند به زبان دل آن‌ها شعرى بگویم که در نامه خود براى مادر یا محبوب خود بنویسند و من می‌گفتم براى هر بیتى باید سه یا چهار تومان بپردازید و از این درآمد خرج قهوه خود را تأمین می‌کردم.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۱۰}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیله کرد که باید برویم===&lt;br /&gt;
افشار در بخش دیگری از خاطراتش درباره صنعتی‌زاده او را مردی کنجکاو توصیف می‌کند و می‌گوید: کنجکاوى در هر مقوله‌اى، همایون را به راه‌هاى مختلف می‌کشانید و چون می‌خواست به کُنه هر قضیه برسد ناگزیر رنج می‌برد. در یکى از نوشته‌هاى سدیدالسلطنه کبابى خوانده بود در بیابان‌هاى دورناك&lt;br /&gt;
بلوچستان گُلى هست که به ساز موسیقى می‌شکفد. پس پیله کرد که باید برویم و بپرسیم تا بر صحت آن‌گفته مطمئن شد. سفرى از نوشهر که باغى در آن‌جا داشت دوتایى راه افتادیم. وانتى خریده بود. گفت تو باید برانى. راه افتادیم و خراسان و زابل را گذراندیم و به خاش و ایرانشهر رسیدیم. گفت برویم و کسى را بیابیم که بتواند پرسشمان را بفهمد. گفتم باید از خالقداد آریا در تهران بپرسم که سراغ چه کسى برویم. او بلوچ است و سال‌ها در این نواحى بخشدار و فرماندار بوده است. تلفن زدم و پرسیدم. برادر خود را معرفى کرد. رفتیم به سراغ او و او عطارى قدیمى را با همایون آشنا ساخت. همایون درباره گل موسیقى دوست پرسش‌ها از آن پیر می‌کرد و جواب‌هاى دوپهلو می‌شنید. ولى از مصاحبت عطار فایده برد و با او معامله گیاهانى را راه انداخت که می‌بایست از آن‌ها عرق دوائى بگیرد (براى کارخانه گلاب زهرا که تازه پاگرفته بود). اگر به آن گل دست نیافت که براى آن نى بزند و گل بشکفد ولى گل و گیاهان صحرایى را از آن پیرمرد می‌خرید و اطلاعات خوبى درباره داروهاى گیاهى به دست آورد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{پک|دهباشی|۱۳۸۸|ک= بخارا|ص=۹}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سوانح عمر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= علی‌نژاد| نام= سیروس|پیوند نویسنده=|عنوان= از فرانکلین تا لاله‌زار|سال=|ناشر= ققنوس| شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۲۸۲-۳|صفحه=}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= دهباشی|نام=علی|عنوان= |ژورنال= بخارا|شماره=۷۲-۷۳| سال=۱۳۸۸|صص=}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47498</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47498"/>
		<updated>2022-06-24T16:37:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= عبدالحسین صنعتی‌زاده و بانو قمرالتاج دولت‌آبادی&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=شهین&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تراث==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سوانح عمر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شخصیت و اندیشه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمینهٔ فعالیت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یادمان و بزرگداشت‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر خود از آثارش===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خلقیات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بنیان‌گذاری===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علت شهرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نام جاهایی که به اسم این فرد است===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= دهباشی|نام=علی|عنوان= |ژورنال= بخارا|شماره=۷۲-۷۳| سال=۱۳۸۸|صص=}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47497</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47497"/>
		<updated>2022-06-24T09:40:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهشگر، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47496</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47496"/>
		<updated>2022-06-24T09:39:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= همایون صنعتی‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر		  = همایون صنعتی زاده.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= &lt;br /&gt;
|نام اصلی		= &lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= نویسندگی، پژوهش، کارآفرین و مدیر فرهنگی&lt;br /&gt;
|ملیت			= &lt;br /&gt;
|تاریخ تولد	           = ۱۳۰۴&lt;br /&gt;
|محل تولد		= کرمان&lt;br /&gt;
|والدین			= &lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ		= &lt;br /&gt;
|محل مرگ		= &lt;br /&gt;
|علت مرگ		= &lt;br /&gt;
|آخرین محل زندگی	= &lt;br /&gt;
|مختصات محل زندگی	=&lt;br /&gt;
|مدفن		        = &lt;br /&gt;
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی = &lt;br /&gt;
|اتفاقات مهم 		= &lt;br /&gt;
|نام‌های دیگر		= &lt;br /&gt;
|لقب			= &lt;br /&gt;
|بنیانگذار		= &lt;br /&gt;
|پیشه			= پژوهشگر و نویسنده&lt;br /&gt;
|سال‌های نویسندگی	=&lt;br /&gt;
|سبک نوشتاری		= &lt;br /&gt;
|کتاب‌ها			= &lt;br /&gt;
|مقاله‌ها		=&lt;br /&gt;
|نمایشنامه‌ها		=&lt;br /&gt;
|فیلم‌نامه‌ها		= &lt;br /&gt;
|دیوان اشعار		=&lt;br /&gt;
|تخلص			= &lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = &lt;br /&gt;
|همسر			=&lt;br /&gt;
|شریک زندگی		=&lt;br /&gt;
|فرزندان		= &lt;br /&gt;
|تحصیلات                 = &lt;br /&gt;
|دانشگاه		= &lt;br /&gt;
|حوزه			=&lt;br /&gt;
|شاگرد			=&lt;br /&gt;
|استاد			= &lt;br /&gt;
|علت شهرت		= &lt;br /&gt;
|تأثیرگذاشته بر		= &lt;br /&gt;
|تأثیرپذیرفته از	= &lt;br /&gt;
|وب‌گاه			= &lt;br /&gt;
|imdb_id		= &lt;br /&gt;
|soure_id	       = &lt;br /&gt;
|جوایز سیمرغ بلورین 	= &lt;br /&gt;
|جوایز جشن سینمای ایران = &lt;br /&gt;
|جوایز حافظ		= &lt;br /&gt;
|جوایز	             = &lt;br /&gt;
|گفتاورد	        = &lt;br /&gt;
|امضا	                = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg&amp;diff=47495</id>
		<title>پرونده:همایون صنعتی زاده.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg&amp;diff=47495"/>
		<updated>2022-06-24T09:36:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47494</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47494"/>
		<updated>2022-06-24T09:00:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039; نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47493</id>
		<title>همایون صنعتی‌زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=47493"/>
		<updated>2022-06-24T09:00:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;همایون صنعتی‌زاده&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;همایون صنعتی‌زاده&#039;&#039;&#039;نویسندهٰ، پژوهشگر، شاعرٰ، ناشر و کارآفرین اهل کرمان است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47492</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47492"/>
		<updated>2022-06-24T08:52:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی فرهنگ و تمدنی ایرانی و اسلامی دکن هند در دوره سلسله بهمنیان&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تغلقیان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۲-۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره فصول==&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد. سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل‌گیری و گسترش سبک معماری این دوره در این فصل بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دکن&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومی. دکن.jpg|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محسن معصومی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی- دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد. این استاد دانشگاه در سال۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است که از جمله می‌توان به پژوهش‌های وی در حوزه فرهنگ ایرانی-اسلامی دکن اشاره کرد:&lt;br /&gt;
*بازتاب زندگی روزانه در تواریخ فارسی دوره سلاطین دکن و آصف جاهیان. &lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*نخستین نشانه های ظهور تشیع در دکن&lt;br /&gt;
*عناصر قومی جامعه دکن در دوره بهمنیان و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر مقالات این استاد دانشگاه:&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&amp;lt;ref name= &#039;&#039;جنبش&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://profile.ut.ac.ir/~mmassumi/thesis|عنوان= درباره محسن معصومی|ناشر= پایگاه اساتید دانشگاه تهران|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= ۱تیر۱۴۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi |عنوان=درباره معصومی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47491</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47491"/>
		<updated>2022-06-24T08:51:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تغلقیان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۲-۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره فصول==&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد. سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل‌گیری و گسترش سبک معماری این دوره در این فصل بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دکن&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومی. دکن.jpg|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محسن معصومی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی- دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد. این استاد دانشگاه در سال۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است که از جمله می‌توان به پژوهش‌های وی در حوزه فرهنگ ایرانی-اسلامی دکن اشاره کرد:&lt;br /&gt;
*بازتاب زندگی روزانه در تواریخ فارسی دوره سلاطین دکن و آصف جاهیان. &lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*نخستین نشانه های ظهور تشیع در دکن&lt;br /&gt;
*عناصر قومی جامعه دکن در دوره بهمنیان و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر مقالات این استاد دانشگاه:&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&amp;lt;ref name= &#039;&#039;جنبش&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://profile.ut.ac.ir/~mmassumi/thesis|عنوان= درباره محسن معصومی|ناشر= پایگاه اساتید دانشگاه تهران|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= ۱تیر۱۴۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi |عنوان=درباره معصومی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C._%D8%AF%DA%A9%D9%86.jpg&amp;diff=47490</id>
		<title>پرونده:معصومی. دکن.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C._%D8%AF%DA%A9%D9%86.jpg&amp;diff=47490"/>
		<updated>2022-06-24T08:50:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47489</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47489"/>
		<updated>2022-06-24T08:49:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تغلقیان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۲-۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره فصول==&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد. سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل‌گیری و گسترش سبک معماری این دوره در این فصل بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دکن&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی- دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد. این استاد دانشگاه در سال۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است که از جمله می‌توان به پژوهش‌های وی در حوزه فرهنگ ایرانی-اسلامی دکن اشاره کرد:&lt;br /&gt;
*بازتاب زندگی روزانه در تواریخ فارسی دوره سلاطین دکن و آصف جاهیان. &lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*نخستین نشانه های ظهور تشیع در دکن&lt;br /&gt;
*عناصر قومی جامعه دکن در دوره بهمنیان و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر مقالات این استاد دانشگاه:&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&amp;lt;ref name= &#039;&#039;جنبش&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://profile.ut.ac.ir/~mmassumi/thesis|عنوان= درباره محسن معصومی|ناشر= پایگاه اساتید دانشگاه تهران|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= ۱تیر۱۴۰۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi |عنوان=درباره معصومی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47488</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47488"/>
		<updated>2022-06-24T08:35:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;تغلقیان&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۲-۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره فصول==&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد. سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل‌گیری و گسترش سبک معماری این دوره در این فصل بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;دکن&#039;&#039;&amp;gt;{{پک|معصومی|۱۳۸۹|ک=فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی دکن در دوره بهمنیان|ص=۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد. این استاد دانشگاه در سال۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi |عنوان=درباره معصومی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47487</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47487"/>
		<updated>2022-06-24T08:27:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۱۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47486</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47486"/>
		<updated>2022-06-24T08:25:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = دکن.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = ۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = ۳۳۲&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن در دوره بهمنیان&#039;&#039;&#039; نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد. این کتاب در سال۱۳۹۰ برنده جایزه ادبی  جلال آل‌احمد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
*فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
*فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
*فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= معصومی|نام= محسن|عنوان= فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان |ناشر= شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|شهر= تهران|سال= ۱۳۸۹|شابک= ۹۷۸۶۰۰۲۱۱۳۱۷}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AF%DA%A9%D9%86.jpg&amp;diff=47485</id>
		<title>پرونده:دکن.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AF%DA%A9%D9%86.jpg&amp;diff=47485"/>
		<updated>2022-06-24T08:19:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47431</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47431"/>
		<updated>2022-06-22T09:56:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = 1389&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = 332&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن سلسله بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در کن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47430</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47430"/>
		<updated>2022-06-22T09:51:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = 1389&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = 332&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در کن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47429</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47429"/>
		<updated>2022-06-22T09:50:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = 1389&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = 332&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
*هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
*فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
*بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
*درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
*بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
*زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در کن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47428</id>
		<title>فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_-_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D9%86&amp;diff=47428"/>
		<updated>2022-06-22T09:12:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب |عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن |تصویر	   =  |اندازه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی دکن&lt;br /&gt;
|تصویر	   = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= محسن معصومی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= &lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        =  بررسی تاریخ ادبی ایران و تغییر و تحول ژانرهای آن تا میانه قرن پنجم&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	    = 1389&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= کتاب &lt;br /&gt;
|صفحه	   = 332&lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
|پس از		= &lt;br /&gt;
|پیش از	        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن در دوره بهمنیان نوشته محسن معصومی به بررسی فرهنگ و تمدن بهمنیان به عنوان اولین حکومت مستقل مسلمانان در جنوب هند که حامل فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی بودند، می پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب با ۳۳۲ صفحه در سال ۱۳۸۹ از سوی انتشارات علمی و فرهنگی وارد بازار کتاب شد.&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دکن دارای دیباچه مقدمه بررسی منابع، ۶ فصل اصلی و پیوست می باشد.&lt;br /&gt;
فصل اول: نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل دوم: تشکیلات و سازمان اداری نظامی و مالی&lt;br /&gt;
فصل سوم: آموزش و موسسات آموزشی&lt;br /&gt;
فصل چهارم: دین و مذهب در قلمرو بهمنیان&lt;br /&gt;
فصل پنجم: معماری و هنر&lt;br /&gt;
فصل ششم: اوضاع اجتماعی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مولف در مقدمه به طور مختصر به تاریخ حملات مسلمانان به شبه قاره هند اشاره و آن را به دو دوره تقسیم کرده است. طبق این نوشته در دوره غوریان و سرداران آن بود که حکومت اسلامی در شمال هند روی کار آمد. پس از آن ترکان خلجی توانستتد علاوه بر تثبیت قدرت خود در شمال هند قلمرو خود را تا به جنوب هند گسترش بدهند.&lt;br /&gt;
در ادامه مقدمه آمده که پس از خلجیان گروهی دیگر از ترکان یعنی تغلقیان حکومت را در دهلی در دست گرفتند. اولین سلسله مستقل مسلمانان که از حکومت تغلقیان در جنوب منشعب شد حکومت بهمنیان بود. این حکومت در سال ۷۴۸ قمری به دلیل شورش امیران صده (کسانی که ریاست بر امور سیاسی صد روستا را برعهده داشتند) علیه محمد بن تغلق شکل گرفت.۲_۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در فصل اول به تاریخ سیاسی دکن در دوره بهمنیان پرداخته و درباره حضور مسلمانان در هند و دلایل شورش امیران صده علیه محمد بن تغلق که باعث تاسیس حکومت بهمنیان شد، سخن گفته است. وی با تکیه بر اسناد و مدارک موجود و سکه های باقی مانده از دوره بهمنیان نشان داده که پادشاهان این سلسله اصل و نسب ایرانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فصل دوم سازمان اداری مالی و نظامی بهمنیار بررسی شده است. به نوشته معصومی، بهمنیان از حکومت تغلق ای آن منشعب شدند و نظام اداری آنها به شدت متاثر از سیستم اداری دهلی بود. در این فصل هم چنین زندگی و آثار و اقدامات وزیران مشهور ایرانی در دوره بهمنیان از جمله سیف الدین غوری، فضل الله انجوی شیرازی و محمود گاوان گیلانی بررسی شده است. سازمان نظامی بهمنیان، اوضاع کشاورزی و بازرگانی و مالیات های مختلفی که در این دوره گرفته می شد از دیگر موضوعات مورد بحث در این فصل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل سوم به موضوع آموزش و موسسات آموزشی در دوره بهمنیان اختصاص دارد حاکمان این سلسله به شدت از دانشمندان در رشته های مختلف حمایت می کردند. به همین دلیل انتصاب دانشمندانی چون گاو آن به وزارت باعث شد که دانشمندان سایر سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به دکان مهاجرت کنند. نویسنده در این فصل فهرستی از دانشمندان مشهور این دوره را آورده و در ادامه درباره موسسات آموزشی چون مکتب، مدرسه، خانقاه و تعلیم خانه سخن گفته است.&lt;br /&gt;
همچنین اهمیت زبان های رایج از جمله فارسی، عربی، دکنی (اردوی قدیم) و غیره در این فصل مورد بررسی قرار گرفته وبه سهم هر کدام از این زبان ها در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی درد کند پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل چهارم به اوضاع دینی و معنوی جامعه دکن در دوره بهمنی آن پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بررسی نفوذ و گسترش تشیع امامیه توسط ساداتی که از ایران و عراق به دکان مهاجرت کردند و حمایت گسترده حاکمان بهمنی از آنها از جمله موضوعات مورد بررسی در این فصل است.&lt;br /&gt;
معصومی همچنین مسئله تصوف در این دوره و نقشی که صوفیان جنیدیه و چشتیه و نعمت اللهیه در مسائل سیاسی اجتماعی و معنوی ایفا کردند و رابطه آنها با مردم و حکومت را توجه قرار داده و نگاهی به زندگی و آثار برخی از صوفیان معروف از جمله سراج الدین جنیدی و سید محمد گیسو دراز حسینی انداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معماری دکن در این دوره از جمله مواردی است که به خوبی نقش و تاثیر عمیق ایرانیان را مسائل مختلف زندگی اجتماعی دکنی ها نشان داده است. به همین دلیل فصل پنجم به مطالعه سبک و شیوه معماری دکن اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سهم هر یک از گروه های اجتماعی در شکل گیری و گسترش سبک معماری این دوره بررسی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته معصومی، بناهای باقی مانده از دوره بهمنیان به خوبی حضور معماران و خوشنویسان و صنعتگران ایرانی را در کنار هنرمندان هندو نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 نویسنده بعد از معرفی مهمترین بناهای موجود در گلبرگه و بیدر اشاره‌ای نیز به هنرهای رایج در آن دوره از قبیل نقاشی و خوشنویسی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به بررسی گروه های مختلف اختصاص یافته است. نویسنده در مقدمه خود آورده است: برای تعیین نقش و سهم ایرانیان در فرهنگ و تمدن این دوره لازم بود سایر نیروهای فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی و نظامی نیز مورد مطالعه قرار گیرند. هندوان دکنیان، فرنگیان، حبشیان، مغولان، ترکان و آفاقی ها گروه های عمده تاثیرگذار بر روند مسائل سیاسی و اجتماعی این دوره بودند.&lt;br /&gt;
مولف در پایان این فصل اوضاع اجتماعی دکن و موضوعاتی از قبیل برگزاری جشن‌ها، وضعیت معیشت مردم، سرگرمی های پادشاهان، پوشاک و خوراک طبقات مختلف و نیز موقعیت اجتماعی زنان را بررسی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی همانطور که در مقدمه آورده در این کتاب نشان داده که ایرانی ها سهم بسزایی در آشنا ساختن دکن با فرهنگ و تمدن اسلامی داشتند. همچنین ایرانی ها در همه زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی نقش برجسته‌ای بر عهده داشتند. انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان اداری و نیز علمی دربار بهمنیان علاوه بر نفوذ و گسترش فراوان این زبان در جنوب هند، باعث رسوخ هرچه بیشتر تمدن و فرهنگ ایرانی در این منطقه از جهان اسلام شد. ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومی در بررسی های خود ضمن استفاده از کتب تاریخی از کتیبه‌ها و اسناد، سکه ها بهره جسته است. منابع معاصر بهمنیان، تاریخ‌های مربوط به همسایگان بهمنیان، تاریخ های دوره جانشینان بهمنیان، تاریخ های دوره مغولان هند و نیز آثار ادبی دیگر منابع مورد استفاده در این کتاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره نویسنده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 محسن معصومی متولد ۱۳۴۸ و در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را  به سال ۱۳۷۴ در رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه در سال ۱۳۸۳ نیز مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.&lt;br /&gt;
از این استاد دانشگاه مقالات متعددی در  نشریات داخلی به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آغاز حرفه وراقت در میان مسلمانان&lt;br /&gt;
هندوان و آیین‌های محرم در دکن&lt;br /&gt;
بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی و خلفای عباسی&lt;br /&gt;
 فیل در دوره سلاطین دهلی: اهمیت و کارکردها&lt;br /&gt;
بررسی مناسبات بین سلاطین دهلی با مشایخ چشتیه و سهرویه&lt;br /&gt;
درآمدی بر مواجهه مسیحیان ایران با فاتحان مسلمان در سده نخست هجری &lt;br /&gt;
بررسی جایگاه سلطان جهان بیگم در نوسازی آموزش زنان مسلمان هند ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۶&lt;br /&gt;
زرتشتیان و جنبش های ایرانی در سده های نخستین اسلامی&lt;br /&gt;
از جمله مقالات معصومی در حوزه تاریخ می باشد.&lt;br /&gt;
منابع:&lt;br /&gt;
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی در کن در دوره بهمنیان، محسن معصومی، تهران ۱۳۸۹، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی&lt;br /&gt;
https://rtis2.ut.ac.ir/cv/mmassumi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47182</id>
		<title>درباره مانایی و میرایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47182"/>
		<updated>2022-06-06T12:12:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= درباره مانایی و میرایی&lt;br /&gt;
|تصویر          = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 150px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= احمد شاکری&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		= &lt;br /&gt;
|موضوع		= نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= چاپ دوم۱۳۹۷&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	= تهران&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه           =۷۱۸&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;درباره مانایی و میرایی&#039;&#039;&#039; به قلم احمد شاکری مجموعه‌ایست درباره نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. این کتاب در دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش نقد ادبی مورد تقدیر قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شاکری در کتاب ۷۱۸ صفحه ای خود ‌به نقد و بررسی هفت داستان مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با رویکردهای مختلفی همچون رویکرد کاهشی (تقصیر)، رویکرد آفرینشی پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب دارای پیش گفتار، مقدمه و هفت فصل اصلی می باشد. فصول هفت‌گانه آن عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*جایگاه و کارکرد «ایده اولیه» در روایت داستان؛ با نگاهی به «ارمیا» نوشته رضا امیرخانی.&lt;br /&gt;
*مسئله‌پژوهی آموزش داستان و آموزش گونه‌محور داستان معاصر؛ با نگاهی به «داستان، گام به گام» نوشته حسین فتاحی.&lt;br /&gt;
*هستی و کرانه‌های «ادبیات داستانی زنانه دفاع مقدس» با بررسی   و تحلیل «هفت بند» نوشته راضیه تجار.&lt;br /&gt;
*شخصیت قدسی و واقع‌گرایی تاریخی؛ بررسی رمان «سه کاهن» نوشته مجید قیصری.&lt;br /&gt;
*دشمن‌شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس؛ با نگاهی به «فال خون» نوشته داوود غفارزادگان.&lt;br /&gt;
*روایت امر غیبی در داستان؛ با نگاهی به «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو.&lt;br /&gt;
*از حاشیه به متن؛ نقد و بررسی «نامیرا» نوشته صادق کرمیار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این اثر درباره ساختار و روش استدلالی مجموعه حاضر در مقدمه چنین می‌نویسد: نقدهای این مجموعه از دو بخش قابل تفکیک تشکیل می‌شوند.در بخش اول عموماً تلاش شده است دیدگاه نظریه این قلم در حوزه رویکرد انتخابی تبیین شود.در برخی بخش‌ها به معرفی ساحت‌های پرسشگری در رویکرد مورد نظر پرداخته شده است. سپس در بخش دوم تطبیق و نگاهی بر مصداق مورد نظر تبیین می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;میرایی&amp;quot;&amp;gt;{{پک| شاکری|۱۳۹۷|ک= درباره مانایی و میرایی|ص=۳۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در انتخاب این آثار که آن‌ها را جزو آثار شاخص حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می داند، رویکرد انتقادی را مدنظر داشته است. وی با توجه به رویکردهای انتخاب شده از سه گونه اثر استفاده کرده است: داستان بلند، داستان کوتاه و کتاب نظری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ارمیا»، «فال خون» ، «جمجمه را قرض بده برادر» و «سه کاهن» چهار اثر داستانی بلند دفاع مقدس هستند که گونه نخست را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
در بخش دوم، داستان کوتاه «هفت‌بند» از مجموعه داستان «هفت‌بند» نوشته راضیه تجار انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش سوم کتاب هم «داستان گام به گام» نوشته حسین فتاحی با موضوع آموزش عناصر داستان به عنوان یکی از منابع نظری تألیفی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری درباره انتخاب داستان‌های این مجموعه «ارمیا» را پایبندترین داستان رضا امیرخانی به قصه‌گویی می‌داند. به نوشته وی، «فال خون» برگزیده جشنواره ربع قرن ادبیات دفاع مقدس است و داستان بلند «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نیز  تجربه‌ای متفاوت در ادبیات داستانی دفاع مقدس به وجود آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد نویسنده انتخاب «سه کاهن» در این مجموعه این امکان را برای خواننده فراهم می‌آورد تا افق دید خود را درباره نگاه قیصری به مقوله جنگ کامل کند، زیرا رویکرد نویسنده در کتاب، تکمیل‌کننده ژرف‌ساخت نظری در آثار داستانی‌اش در موضوع جنگ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش ادبیات زنانه نیز داستان &amp;quot;هفت‌بند&amp;quot; از رازی را به عنوان باتجربه ترین نویسنده زن پس از انقلاب اسلامی انتخاب کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر شاکری کتاب &amp;quot;داستان، گام به گام&amp;quot; تنها کتابی است که رویکردی گونه‌محور به ادبیات داستانی دفاع مقدس در بخش کتب آموزشی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
احمد شاکری به‌سال۱۳۵۳ در تهران متولد شد. وی پس از  دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تبریز، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در رشته ادبیات‌تطبیقی؛ گرایش: بازنمایی متون کهن در قرن بیست‌ویک در دانشگاه لیموژ فرانسه به تحصیل پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در سال ۲۰۱۵ دکتری ادبیات تطبیقی خود را از دانشگاه لیموژ فرانسه، دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۹۱ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی موفق  به دریافت  رتبه درجه یک هنری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در حال حاضر استادیار گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی، ارتباطات و تحقیقات اسناد فرهنگی آسیا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالعات فرهنگی، مطالعات تطبیقی و بینارشته‌ای، ادبیات مدرن و بازنمایی متون‌کهن در متون مدرن‌، بازنمایی فضاهای انسانی و شهری در ادبیات و نقد جغرافیایی و نقد زیست‌محیطی از جمله حوزه‌های مطالعاتی شاکری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده یازده کتاب منتشر شده دارد که سه کتاب آن در حوزه نقد داستان، دو کتاب در حوزه رمان بزرگسال، چهار کتاب مجموعه داستان کوتاه و دو کتاب در حوزه مباحث نظری ادبیات داستانی دفاع مقدس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری نویسنده و منتقد ادبیات داستانی‌ای است که به نام ادبیات انقلابی منتشر می‌شود. شاکری علاوه بر سردبیری فصل‌نامه قلم، مدرس دوره‌های داستان‌نویسی نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده در چندین جشنوارهٔ مختلف، به عنوان داور حضور داشته‌است. دبیر و منتقد چندین نشست علمی بوده است.&lt;br /&gt;
شماری از مقالات علمی شاکری به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*«شهر به‌مثابه متن؛ خوانشی تلفیقی از داستان تهران به بهانه سوم شخص غائب»، مجموعه مقالات سمینار بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات، نشر شهر تهران، ص ۲۱۵-۲۳۴، مرداد ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
*«مطالعات فرهنگی در میدان‌های متعدد»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اردیبهشت ۱۴۰۰.&lt;br /&gt;
*«ارتقا فرهنگ کتابخوانی در ایران؛ مقایسه تطبیقی با دیگر کشورها»، بیست و هشتمین دوره هفته کتاب و با مشارکت دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، آبان ۱۳۹۹.&lt;br /&gt;
*«داستان به روایت نویسنده»، خانه فرهنگ ایران و رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در پاریس، مارس ۲۰۱۸.&lt;br /&gt;
*«بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها در ایران و فرانسه»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، دی ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«خانه ایرانی: گم‌شده بی‌جانشین»، ماهنامه آزما، شماره ۱۳۱، مرداد ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«ادبیات معاصر ایران در دهه اخیر»، نمایشگاه کتاب پاریس، مارس ۲۰۱۷.&lt;br /&gt;
*«مطالعات میان‌رشته‌ای در هنر»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، شهریور ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
*«هنرهای ایرانی‌‌ـ‌اسلامی»، نقدی بر کتاب آرایه‌ها در هنرهای اسلامی، دبیرخانه جشنواره فارابی، اردیبهشت ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عضویت در شورای سیاست‌گذاری و اجرایی نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب، تصدی مدیریت امور بین‌الملل سی‌و‌دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مشاور رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، عضویت در گروه کارشناسی و ارزیابی طرح حمایت از ترجمه و نشر کتاب ایرانی در بازار جهانی کتاب و تصدی مدیریت واحد کتاب و مشاور موسسه نشر شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از جمله فعالیت‌های اجرایی احمد شاکری طی سال‌های اخیر بوده ‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C|عنوان = احمد شاکری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= شاکری|نام= احمد|عنوان= درباره مانایی و میرایی|ناشر= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی |شهر= تهران|سال= ۱۳۹۷|شابک=}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C|عنوان = درباره احمد شاکری|ناشر=  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات|تاریخ انتشار =|تاریخ بازدید= ۸اردیبهشت۱۴۰۱}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47181</id>
		<title>درباره مانایی و میرایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47181"/>
		<updated>2022-06-06T12:10:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= درباره مانایی و میرایی&lt;br /&gt;
|تصویر          = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 150px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= احمد شاکری&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		= &lt;br /&gt;
|موضوع		= نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= چاپ دوم۱۳۹۷&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	= تهران&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه           =۷۱۸&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;درباره مانایی و میرایی&#039;&#039;&#039; به قلم احمد شاکری مجموعه‌ایست درباره نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. این کتاب در دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش نقد ادبی مورد تقدیر قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شاکری در کتاب ۷۱۸ صفحه ای خود ‌به نقد و بررسی هفت داستان مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با رویکردهای مختلفی همچون رویکرد کاهشی (تقصیر)، رویکرد آفرینشی پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب دارای پیش گفتار، مقدمه و هفت فصل اصلی می باشد. فصول هفت‌گانه آن عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*جایگاه و کارکرد «ایده اولیه» در روایت داستان؛ با نگاهی به «ارمیا» نوشته رضا امیرخانی.&lt;br /&gt;
*مسئله‌پژوهی آموزش داستان و آموزش گونه‌محور داستان معاصر؛ با نگاهی به «داستان، گام به گام» نوشته حسین فتاحی.&lt;br /&gt;
*هستی و کرانه‌های «ادبیات داستانی زنانه دفاع مقدس» با بررسی   و تحلیل «هفت بند» نوشته راضیه تجار.&lt;br /&gt;
*شخصیت قدسی و واقع‌گرایی تاریخی؛ بررسی رمان «سه کاهن» نوشته مجید قیصری.&lt;br /&gt;
*دشمن‌شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس؛ با نگاهی به «فال خون» نوشته داوود غفارزادگان.&lt;br /&gt;
*روایت امر غیبی در داستان؛ با نگاهی به «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو.&lt;br /&gt;
*از حاشیه به متن؛ نقد و بررسی «نامیرا» نوشته صادق کرمیار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این اثر درباره ساختار و روش استدلالی مجموعه حاضر در مقدمه چنین می‌نویسد: نقدهای این مجموعه از دو بخش قابل تفکیک تشکیل می‌شوند.در بخش اول عموماً تلاش شده است دیدگاه نظریه این قلم در حوزه رویکرد انتخابی تبیین شود.در برخی بخش‌ها به معرفی ساحت‌های پرسشگری در رویکرد مورد نظر پرداخته شده است. سپس در بخش دوم تطبیق و نگاهی بر مصداق مورد نظر تبیین می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;میرایی&amp;quot;&amp;gt;{{پک| شاکری|۱۳۹۷|ک= درباره مانایی و میرایی|ص=۳۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در انتخاب این آثار که آن‌ها را جزو آثار شاخص حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می داند، رویکرد انتقادی را مدنظر داشته است. وی با توجه به رویکردهای انتخاب شده از سه گونه اثر استفاده کرده است: داستان بلند، داستان کوتاه و کتاب نظری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ارمیا»، «فال خون» ، «جمجمه را قرض بده برادر» و «سه کاهن» چهار اثر داستانی بلند دفاع مقدس هستند که گونه نخست را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
در بخش دوم، داستان کوتاه «هفت‌بند» از مجموعه داستان «هفت‌بند» نوشته راضیه تجار انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش سوم کتاب هم «داستان گام به گام» نوشته حسین فتاحی با موضوع آموزش عناصر داستان به عنوان یکی از منابع نظری تألیفی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری درباره انتخاب داستان‌های این مجموعه «ارمیا» را پایبندترین داستان رضا امیرخانی به قصه‌گویی می‌داند. به نوشته وی، «فال خون» برگزیده جشنواره ربع قرن ادبیات دفاع مقدس است و داستان بلند «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نیز  تجربه‌ای متفاوت در ادبیات داستانی دفاع مقدس به وجود آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد نویسنده انتخاب «سه کاهن» در این مجموعه این امکان را برای خواننده فراهم می‌آورد تا افق دید خود را درباره نگاه قیصری به مقوله جنگ کامل کند، زیرا رویکرد نویسنده در کتاب، تکمیل‌کننده ژرف‌ساخت نظری در آثار داستانی‌اش در موضوع جنگ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش ادبیات زنانه نیز داستان &amp;quot;هفت‌بند&amp;quot; از رازی را به عنوان باتجربه ترین نویسنده زن پس از انقلاب اسلامی انتخاب کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر شاکری کتاب &amp;quot;داستان، گام به گام&amp;quot; تنها کتابی است که رویکردی گونه‌محور به ادبیات داستانی دفاع مقدس در بخش کتب آموزشی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
احمد شاکری به‌سال۱۳۵۳ در تهران متولد شد. وی پس از  دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تبریز، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در رشته ادبیات‌تطبیقی؛ گرایش: بازنمایی متون کهن در قرن بیست‌ویک در دانشگاه لیموژ فرانسه به تحصیل پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در سال ۲۰۱۵ دکتری ادبیات تطبیقی خود را از دانشگاه لیموژ فرانسه، دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۹۱ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی موفق  به دریافت  رتبه درجه یک هنری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در حال حاضر استادیار گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی، ارتباطات و تحقیقات اسناد فرهنگی آسیا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالعات فرهنگی، مطالعات تطبیقی و بینارشته‌ای، ادبیات مدرن و بازنمایی متون‌کهن در متون مدرن‌، بازنمایی فضاهای انسانی و شهری در ادبیات و نقد جغرافیایی و نقد زیست‌محیطی از جمله حوزه‌های مطالعاتی شاکری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده یازده کتاب منتشر شده دارد که سه کتاب آن در حوزه نقد داستان، دو کتاب در حوزه رمان بزرگسال، چهار کتاب مجموعه داستان کوتاه و دو کتاب در حوزه مباحث نظری ادبیات داستانی دفاع مقدس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری نویسنده و منتقد ادبیات داستانی‌ای است که به نام ادبیات انقلابی منتشر می‌شود. شاکری علاوه بر سردبیری فصل‌نامه قلم، مدرس دوره‌های داستان‌نویسی نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده در چندین جشنوارهٔ مختلف، به عنوان داور حضور داشته‌است. دبیر و منتقد چندین نشست علمی بوده است.&lt;br /&gt;
شماری از مقالات علمی شاکری به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*«شهر به‌مثابه متن؛ خوانشی تلفیقی از داستان تهران به بهانه سوم شخص غائب»، مجموعه مقالات سمینار بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات، نشر شهر تهران، ص ۲۱۵-۲۳۴، مرداد ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
*«مطالعات فرهنگی در میدان‌های متعدد»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اردیبهشت ۱۴۰۰.&lt;br /&gt;
*«ارتقا فرهنگ کتابخوانی در ایران؛ مقایسه تطبیقی با دیگر کشورها»، بیست و هشتمین دوره هفته کتاب و با مشارکت دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، آبان ۱۳۹۹.&lt;br /&gt;
*«داستان به روایت نویسنده»، خانه فرهنگ ایران و رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در پاریس، مارس ۲۰۱۸.&lt;br /&gt;
*«بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها در ایران و فرانسه»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، دی ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«خانه ایرانی: گم‌شده بی‌جانشین»، ماهنامه آزما، شماره ۱۳۱، مرداد ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«ادبیات معاصر ایران در دهه اخیر»، نمایشگاه کتاب پاریس، مارس ۲۰۱۷.&lt;br /&gt;
*«مطالعات میان‌رشته‌ای در هنر»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، شهریور ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
*«هنرهای ایرانی‌‌ـ‌اسلامی»، نقدی بر کتاب آرایه‌ها در هنرهای اسلامی، دبیرخانه جشنواره فارابی، اردیبهشت ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عضویت در شورای سیاست‌گذاری و اجرایی نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب، تصدی مدیریت امور بین‌الملل سی‌و‌دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مشاور رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، عضویت در گروه کارشناسی و ارزیابی طرح حمایت از ترجمه و نشر کتاب ایرانی در بازار جهانی کتاب و تصدی مدیریت واحد کتاب و مشاور موسسه نشر شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از جمله فعالیت‌های اجرایی احمد شاکری طی سال‌های اخیر بوده ‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب نشانی=https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C|عنوان = درباره احمد شاکری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= شاکری|نام= احمد|عنوان= درباره مانایی و میرایی|ناشر= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی |شهر= تهران|سال= ۱۳۹۷|شابک=}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C|عنوان = درباره احمد شاکری|ناشر=  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات|تاریخ انتشار =|تاریخ بازدید= ۸اردیبهشت۱۴۰۱}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47180</id>
		<title>درباره مانایی و میرایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=47180"/>
		<updated>2022-06-06T12:06:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب |عنوان		= درباره مانایی و میرایی |تصویر          =  |اندازه تصوی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= درباره مانایی و میرایی&lt;br /&gt;
|تصویر          = &lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 150px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= احمد شاکری&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		= &lt;br /&gt;
|موضوع		= نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= چاپ دوم۱۳۹۷&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	= تهران&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه           =۷۱۸&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;درباره مانایی و میرایی&#039;&#039;&#039; به قلم احمد شاکری مجموعه‌ایست درباره نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. این کتاب در دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش نقد ادبی مورد تقدیر قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شاکری در کتاب ۷۱۸ صفحه ای خود ‌به نقد و بررسی هفت داستان مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با رویکردهای مختلفی همچون رویکرد کاهشی (تقصیر)، رویکرد آفرینشی پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب دارای پیش گفتار، مقدمه و هفت فصل اصلی می باشد. فصول هفت‌گانه آن عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*جایگاه و کارکرد «ایده اولیه» در روایت داستان؛ با نگاهی به «ارمیا» نوشته رضا امیرخانی.&lt;br /&gt;
*مسئله‌پژوهی آموزش داستان و آموزش گونه‌محور داستان معاصر؛ با نگاهی به «داستان، گام به گام» نوشته حسین فتاحی.&lt;br /&gt;
*هستی و کرانه‌های «ادبیات داستانی زنانه دفاع مقدس» با بررسی   و تحلیل «هفت بند» نوشته راضیه تجار.&lt;br /&gt;
*شخصیت قدسی و واقع‌گرایی تاریخی؛ بررسی رمان «سه کاهن» نوشته مجید قیصری.&lt;br /&gt;
*دشمن‌شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس؛ با نگاهی به «فال خون» نوشته داوود غفارزادگان.&lt;br /&gt;
*روایت امر غیبی در داستان؛ با نگاهی به «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو.&lt;br /&gt;
*از حاشیه به متن؛ نقد و بررسی «نامیرا» نوشته صادق کرمیار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده این اثر درباره ساختار و روش استدلالی مجموعه حاضر در مقدمه چنین می‌نویسد: نقدهای این مجموعه از دو بخش قابل تفکیک تشکیل می‌شوند.در بخش اول عموماً تلاش شده است دیدگاه نظریه این قلم در حوزه رویکرد انتخابی تبیین شود.در برخی بخش‌ها به معرفی ساحت‌های پرسشگری در رویکرد مورد نظر پرداخته شده است. سپس در بخش دوم تطبیق و نگاهی بر مصداق مورد نظر تبیین می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;میرایی&amp;quot;&amp;gt;{{پک| شاکری|۱۳۹۷|ک= درباره مانایی و میرایی|ص=۳۳}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در انتخاب این آثار که آن‌ها را جزو آثار شاخص حوزه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می داند، رویکرد انتقادی را مدنظر داشته است. وی با توجه به رویکردهای انتخاب شده از سه گونه اثر استفاده کرده است: داستان بلند، داستان کوتاه و کتاب نظری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ارمیا»، «فال خون» ، «جمجمه را قرض بده برادر» و «سه کاهن» چهار اثر داستانی بلند دفاع مقدس هستند که گونه نخست را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
در بخش دوم، داستان کوتاه «هفت‌بند» از مجموعه داستان «هفت‌بند» نوشته راضیه تجار انتخاب شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش سوم کتاب هم «داستان گام به گام» نوشته حسین فتاحی با موضوع آموزش عناصر داستان به عنوان یکی از منابع نظری تألیفی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری درباره انتخاب داستان‌های این مجموعه «ارمیا» را پایبندترین داستان رضا امیرخانی به قصه‌گویی می‌داند. به نوشته وی، «فال خون» برگزیده جشنواره ربع قرن ادبیات دفاع مقدس است و داستان بلند «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نیز  تجربه‌ای متفاوت در ادبیات داستانی دفاع مقدس به وجود آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به اعتقاد نویسنده انتخاب «سه کاهن» در این مجموعه این امکان را برای خواننده فراهم می‌آورد تا افق دید خود را درباره نگاه قیصری به مقوله جنگ کامل کند، زیرا رویکرد نویسنده در کتاب، تکمیل‌کننده ژرف‌ساخت نظری در آثار داستانی‌اش در موضوع جنگ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش ادبیات زنانه نیز داستان &amp;quot;هفت‌بند&amp;quot; از رازی را به عنوان باتجربه ترین نویسنده زن پس از انقلاب اسلامی انتخاب کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر شاکری کتاب &amp;quot;داستان، گام به گام&amp;quot; تنها کتابی است که رویکردی گونه‌محور به ادبیات داستانی دفاع مقدس در بخش کتب آموزشی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
احمد شاکری به‌سال۱۳۵۳ در تهران متولد شد. وی پس از  دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تبریز، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در رشته ادبیات‌تطبیقی؛ گرایش: بازنمایی متون کهن در قرن بیست‌ویک در دانشگاه لیموژ فرانسه به تحصیل پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در سال ۲۰۱۵ دکتری ادبیات تطبیقی خود را از دانشگاه لیموژ فرانسه، دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۹۱ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی موفق  به دریافت  رتبه درجه یک هنری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری در حال حاضر استادیار گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی، ارتباطات و تحقیقات اسناد فرهنگی آسیا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالعات فرهنگی، مطالعات تطبیقی و بینارشته‌ای، ادبیات مدرن و بازنمایی متون‌کهن در متون مدرن‌، بازنمایی فضاهای انسانی و شهری در ادبیات و نقد جغرافیایی و نقد زیست‌محیطی از جمله حوزه‌های مطالعاتی شاکری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده یازده کتاب منتشر شده دارد که سه کتاب آن در حوزه نقد داستان، دو کتاب در حوزه رمان بزرگسال، چهار کتاب مجموعه داستان کوتاه و دو کتاب در حوزه مباحث نظری ادبیات داستانی دفاع مقدس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاکری نویسنده و منتقد ادبیات داستانی‌ای است که به نام ادبیات انقلابی منتشر می‌شود. شاکری علاوه بر سردبیری فصل‌نامه قلم، مدرس دوره‌های داستان‌نویسی نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نویسنده در چندین جشنوارهٔ مختلف، به عنوان داور حضور داشته‌است. دبیر و منتقد چندین نشست علمی بوده است.&lt;br /&gt;
شماری از مقالات علمی شاکری به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*«شهر به‌مثابه متن؛ خوانشی تلفیقی از داستان تهران به بهانه سوم شخص غائب»، مجموعه مقالات سمینار بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات، نشر شهر تهران، ص ۲۱۵-۲۳۴، مرداد ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
*«مطالعات فرهنگی در میدان‌های متعدد»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اردیبهشت ۱۴۰۰.&lt;br /&gt;
*«ارتقا فرهنگ کتابخوانی در ایران؛ مقایسه تطبیقی با دیگر کشورها»، بیست و هشتمین دوره هفته کتاب و با مشارکت دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، آبان ۱۳۹۹.&lt;br /&gt;
*«داستان به روایت نویسنده»، خانه فرهنگ ایران و رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران در پاریس، مارس ۲۰۱۸.&lt;br /&gt;
*«بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها در ایران و فرانسه»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، دی ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«خانه ایرانی: گم‌شده بی‌جانشین»، ماهنامه آزما، شماره ۱۳۱، مرداد ۱۳۹۷.&lt;br /&gt;
*«ادبیات معاصر ایران در دهه اخیر»، نمایشگاه کتاب پاریس، مارس ۲۰۱۷.&lt;br /&gt;
*«مطالعات میان‌رشته‌ای در هنر»، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، شهریور ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
*«هنرهای ایرانی‌‌ـ‌اسلامی»، نقدی بر کتاب آرایه‌ها در هنرهای اسلامی، دبیرخانه جشنواره فارابی، اردیبهشت ۱۳۹۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عضویت در شورای سیاست‌گذاری و اجرایی نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب، تصدی مدیریت امور بین‌الملل سی‌و‌دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مشاور رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، عضویت در گروه کارشناسی و ارزیابی طرح حمایت از ترجمه و نشر کتاب ایرانی در بازار جهانی کتاب و تصدی مدیریت واحد کتاب و مشاور موسسه نشر شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از جمله فعالیت‌های اجرایی احمد شاکری طی سال‌های اخیر بوده ‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C|عنوان = درباره احمد شاکری}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= شاکری|نام= احمد|عنوان= درباره مانایی و میرایی|ناشر= سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی |شهر= تهران|سال= ۱۳۹۷|شابک=}}&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/page/2933/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&lt;br /&gt;
‏|عنوان =درباره احمد شاکری|ناشر= پژوهشکده مطالعات فرهنگی و ارتباطات|تاریخ انتشار =|تاریخ بازدید= ۴اردیبهشت۱۴۰۱}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=47179</id>
		<title>اجتماعیون عامیون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=47179"/>
		<updated>2022-06-06T11:51:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
|تصویر          = اجتماعیون عامیون.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 150px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= سهراب یزدانی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		= &lt;br /&gt;
|موضوع		= بررسی ریشه‌های تاریخی و اندیشه‌های نخستین تشکیلات حزبی در ایران&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		=نی &lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= ۱۳۹۲&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	= تهران&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه           =۳۱۲&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اجتماعیون عامیون&#039;&#039;&#039; به قلم سهراب یزدانی به بررسی ریشه‌های تاریخی و چگونگی شکل گیری، ساختار، اندیشه‌ها و اقدامات نخستین تشکیلات حزبی در ایران می‌پردازد. این کتاب در سومین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد به سال۱۳۹۲ در بخش تاریخ‌نگاری شایسته قدردانی شناخته شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در پیشگفتار این کتاب اطلاعاتی را درباره حزب اجتماعیون عامیون در تاریخ وجود دارد و درست به نظر می‌رسد، ارائه می‌کند. سپس با اشاره به سال‌ها آشنایی‌‌اش با این گروه و تدریس درباره آن،  به نخستین تردیدهایش در اعتبار روایت‌های تاریخی درباره این حزب اشاره می‌کند و می‌نویسد بازخوانی منابع مربوط به اجتماعیون قانعم کرد که داوری‌های سرسری، جعل و تحریف‌ها و غفلت‌های عمدی یا زودباورانه بر تاریخ این فرقه سایه انداخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اجتماعیون&amp;quot;&amp;gt;{{پک| یزدانی|۱۳۹۲|ک= اجتماعیون عامیون|ص=۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;از این رو در این کتاب کوشیده با بررسی اسناد و مدارک موجود و تازه نشان دهد فرقه اجتماعیون آنگونه که در روایت‌های تاریخی آمده است توسط سازمان همت به وجود نیامده، سازمانی که حزب سوسیال دموکرات روسیه آن را به منظور انجام کار سیاسی در میان ایرانیان مقیم قفقاز ایجاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب از یک پیشگفتار، نه فصل، گزیده منابع و نمایه تشکیل شده است. فصول کتاب به ترتیب زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فصل یکم: تاریخ‌پردازی فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل دوم: سازمان‌های انقلابی روسیه&lt;br /&gt;
*فصل سوم: صحنه قفقاز&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: پایه‌گذاری فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: گستره ایران&lt;br /&gt;
*فصل ششم: برنامه و ساختار فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل هفتم : بنیاد‌های اندیشه&lt;br /&gt;
*فصل هشتم: پیکار سیاسی&lt;br /&gt;
*فصل نهم: سرنوشت اجتماعیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی فصل‌ها==&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل اول آثار تاریخ‌نویسانی را بررسی کرده که روایت‌هایی از شکل‌گیری فرقه اجتماعیون ارائه دادند و با بیان دلایلی نشان می‌دهد روایت موجود از این فرقه را کدام ملاحظات سیاسی ساخته و پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم به موضوع احزاب سیاسی روسیه می‌پردازد و دو گرایش پوپولیستی و مارکسیستی را بررسی می‌کند. هدف مؤلف در این فصل نشان دادن تفاوت‌های میان فرقه اجتماعیون با جنبش سوسیالیستی روسیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل سوم از قفقاز به عنوان «چشم و چراغ صنعتی منطقه» سخن می‌گوید. تحولات اقتصادی و اجتماعی آن را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه جنبش‌های اجتماعی و حرکت‌های اعصابی در این منطقه شکل گرفت. در ادامه از شکل‌گیری سازمان همت و میزان پیوندش با حزب سوسیال دموکرات روسیه سخن می‌گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم به چگونگی شکل‌گیری فرقه اجتماعیون عامیون می‌پردازد. اینکه این فرقه در میان ایرانیان مهاجر مقیم قفقاز شکل گرفت. شرایط زندگی و وضعیت اقتصادی مهاجران ایرانی در قفقاز بررسی و علل تشکیل این فرقه بیان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل پنجم به گسترش فرقه اجتماعیون در ایران و ایجاد شعبه‌های آن در تهران، آذربایجان و گیلان می‌پردازد. وی در این فصل با ارائه اسناد و مدارک می‌کوشد وابستگی اجتماعیون عامیون به حزب سوسیال دموکرات روسیه را زیر سوال ببرد. به این ترتیب نشان می‌دهد کدام شعبه‌های درون کشور به حزب مستقر در قفقاز وابسته بودند و کدامیک به طور مستقل عمل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به برنامه و ساختار اجتماعیون اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به بررسی اهداف و شکل سازمانی حزب طبق اسناد برجای‌مانده می ‌پردازد و در صدد آن است که نشان دهد اسناد فرقه تحت تاثیر کدام جریان حزبی و فکری تنظیم شده و احزاب سیاسی روسیه و قفقاز چه تاثیری بر ساختار و برنامه اجتماعیون داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل هفتم به دنبال بررسی اندیشه‌ها و بنیان‌های فکری اجتماعیون است و با استناد به سخنان چند واعظ و چند روزنامه متعلق به اجتماعیون کوشیده ریشه اندیشه‌های آنان را بررسی کند و میزان ارتباط و پیوند آن را با جریان‌های سوسیالیستی نشان دهد.&lt;br /&gt;
فصل هشتم به بررسی اقدامات و عملکرد فرقه اجتماعیون پرداخته است. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای مبارزه داشتند از پنهان‌کاری و دست زدن و اقدامات تروریستی گرفته تا فعالیت‌های قانونی. یزدانی در پایان فصل نشان داده که نباید سرنوشت مشروطیت و انحلال مجلس را به اقدامات خشونت‌بار  اجتماعیون گره زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرنوشت اجتماعیون موضوع بحث فصل نهم است. با برقراری استبداد صغیر چند شعبه از اجتماعیون از بین رفت، چند شعبه دیگر از هم جدا شدند، شعبه های هم خود را با موقعیت جدید سازگار کردند. در نهایت با تشکیل دوره مجلس دوم، کار فرقه اجتماعیون به پایان می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در انتهای این فصل نتیجه می‌گیرد که اجتماعیون سیاسیون تنها سازمانی بود که در روزگار پر افت‌وخیز مجلس اول در جامعه‌ای بدون تجربه سیاسی به فعالیت پرداخت. به طور کلی خواهان پیشرفت کشور، برقراری عدالت اجتماعی و بهبود زندگی قشرهای تنگ‌دست بودند. فرقه اجتماعیون نتوانست به صورت حزبی یکپارچه درآید اما مکتبی بود که راه و شیوه مبارزه سیاسی را به گروهی از ایرانیان آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
سهراب یزدانی متولد ۱۳۲۸ در بندر انزلی است. وی دانشیار گروه آموزشی تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی است.&lt;br /&gt;
یزدانی کار  خود را با تحصیل در رشته علوم سیاسی  آغاز  کرد و در سال ۱۳۵۰ مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه بهشتی گرفت. پس از آن به انگلستان رفت و در رشته تاریخ اروپا در دانشگاه کیل انگلیس مشغول تحصیل  شد. یزدانی در سال ۱۳۶۱ مدرک دکتری رشته جامعه‌شناسی سیاسی خود را از دانشگاه کیل دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی علاوه بر ویراستاری علمی و ارائه مقاله در همایش‌های داخلی و خارجی، چندین کتاب و مقاله نیز منتشر کرده است که به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;تاریخ معاصر ایران به روایت ژنرال سایکس &amp;quot; ، نشر دانش ( شهریور ۱۳۶۶ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مسئله ارضی و دهقانی در انقلاب مشروطیت ایران&amp;quot; ، نگاه نو ، ش ۸ ( خرداد- تیر ۱۳۷۱) . &lt;br /&gt;
*&amp;quot;زندگی سیاسی بنیانگذاران کمیته مجازات در کشاکش مشروطیت&amp;quot; ، نگاه نو ، ش ۱۷( آذر- دی ۱۳۷۲ ) .&lt;br /&gt;
*&amp;quot;انجمن های ملی در مشروطیت ایران &amp;quot; ، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی ( دانشگاه تربیت معلم) ، دوره جدید، سال چهارم و پنجم ( بهار ۱۳۷۵- زمستان ۱۳۷۶). &lt;br /&gt;
*&amp;quot;اندیشهُ پیشرفت در رسالهُ اقتصادی صوراسرافیل&amp;quot; ، فصلنامهُ فرهنگ اندیشه ، س اول ، ش اول ( بهار ۱۳۸۰).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سیاست در چرند پرند دهخدا &amp;quot; ، تاریخ – مجلهُ تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران ، س چهارم، ش ۴ ( ۱۳۸۲ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مجاهدان و مقاومت تبریز&amp;quot; ، فصلنامهُ تاریخ – فصلنامهُ تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی محلات ، س یکم ، ش یکم ( تابستان ۱۳۸۵).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;درباره فرقه اجتماعیون عامیون &amp;quot; ، فصلنامه تاریخ ، س یکم ، ش سوم ( زمستان ۱۳۸۵ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مجاهدان تبریز، ستارخان و مجاهدان&amp;quot; ، مجموعه مقالات همایش مجاهدان تبریز ، ۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;تأثیر تحولات برون مرزی بر جنبش جنگل&amp;quot;، مجموعه مقالات همایش بازشناسی نهضت جنگل، ۱۳۹۴&lt;br /&gt;
*&amp;quot;شیوه مبارزه دهقانی در مشروطیت ایران&amp;quot; ، فصلنامه مردم نامه ، ش یکم ( پاییز ۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌های منتشره یزدانی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*کسروی و تاریخ مشروطهُ ایران ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۷۶&lt;br /&gt;
*صوراسرافیل : نامهُ آزادی ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۸۶.&lt;br /&gt;
*مجاهدان مشروطه ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۸۸.&lt;br /&gt;
*اجتماعیون عامیون ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۹۱.   &lt;br /&gt;
*کودتاهای ایران ، تهران ، نشر ماهی ، ۱۳۹۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= یزدانی|نام= سهراب|عنوان= اجتماعیون عامیون|ناشر= نی|شهر= تهران|سال= ۱۳۹۲|شابک= ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۲۰۴۹}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=47178</id>
		<title>اجتماعیون عامیون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=47178"/>
		<updated>2022-06-06T11:49:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
|تصویر          = اجتماعیون عامیون.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 150px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= &lt;br /&gt;
|نویسنده	= سهراب یزدانی&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		= &lt;br /&gt;
|موضوع		= بررسی ریشه‌های تاریخی و اندیشه‌های نخستین تشکیلات حزبی در ایران&lt;br /&gt;
|سبک		= &lt;br /&gt;
|ناشر		=نی &lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	= ۱۳۹۲&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	= تهران&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه           =۳۱۲&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اجتماعیون عامیون&#039;&#039;&#039; به قلم سهراب یزدانی به بررسی ریشه‌های تاریخی و چگونگی شکل گیری، ساختار، اندیشه‌ها و اقدامات نخستین تشکیلات حزبی در ایران می‌پردازد. این کتاب در سومین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد به سال۱۳۹۲ در بخش تاریخ‌نگاری شایسته قدردانی شناخته شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در پیشگفتار این کتاب اطلاعاتی را درباره حزب اجتماعیون عامیون در تاریخ وجود دارد و درست به نظر می‌رسد، ارائه می‌کند. سپس با اشاره به سال‌ها آشنایی‌‌اش با این گروه و تدریس درباره آن،  به نخستین تردیدهایش در اعتبار روایت‌های تاریخی درباره این حزب اشاره می‌کند و می‌نویسد بازخوانی منابع مربوط به اجتماعیون قانعم کرد که داوری‌های سرسری، جعل و تحریف‌ها و غفلت‌های عمدی یا زودباورانه بر تاریخ این فرقه سایه انداخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اجتماعیون&amp;quot;&amp;gt;{{پک| یزدانی|۱۳۹۲|ک= اجتماعیون عامیون|ص=۸}}&amp;lt;/ref&amp;gt;از این رو در این کتاب کوشیده با بررسی اسناد و مدارک موجود و تازه نشان دهد فرقه اجتماعیون آنگونه که در روایت‌های تاریخی آمده است توسط سازمان همت به وجود نیامده، سازمانی که حزب سوسیال دموکرات روسیه آن را به منظور انجام کار سیاسی در میان ایرانیان مقیم قفقاز ایجاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب از یک پیشگفتار، نه فصل، گزیده منابع و نمایه تشکیل شده است. فصول کتاب به ترتیب زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فصل یکم: تاریخ‌پردازی فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل دوم: سازمان‌های انقلابی روسیه&lt;br /&gt;
*فصل سوم: صحنه قفقاز&lt;br /&gt;
*فصل چهارم: پایه‌گذاری فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل پنجم: گستره ایران&lt;br /&gt;
*فصل ششم: برنامه و ساختار فرقه اجتماعیون عامیون&lt;br /&gt;
*فصل هفتم : بنیاد‌های اندیشه&lt;br /&gt;
*فصل هشتم: پیکار سیاسی&lt;br /&gt;
*فصل نهم: سرنوشت اجتماعیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی فصل‌ها==&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل اول آثار تاریخ‌نویسانی را بررسی کرده که روایت‌هایی از شکل‌گیری فرقه اجتماعیون ارائه دادند و با بیان دلایلی نشان می‌دهد روایت موجود از این فرقه را کدام ملاحظات سیاسی ساخته و پرداخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل دوم به موضوع احزاب سیاسی روسیه می‌پردازد و دو گرایش پوپولیستی و مارکسیستی را بررسی می‌کند. هدف مؤلف در این فصل نشان دادن تفاوت‌های میان فرقه اجتماعیون با جنبش سوسیالیستی روسیه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل سوم از قفقاز به عنوان «چشم و چراغ صنعتی منطقه» سخن می‌گوید. تحولات اقتصادی و اجتماعی آن را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه جنبش‌های اجتماعی و حرکت‌های اعصابی در این منطقه شکل گرفت. در ادامه از شکل‌گیری سازمان همت و میزان پیوندش با حزب سوسیال دموکرات روسیه سخن می‌گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل چهارم به چگونگی شکل‌گیری فرقه اجتماعیون عامیون می‌پردازد. اینکه این فرقه در میان ایرانیان مهاجر مقیم قفقاز شکل گرفت. شرایط زندگی و وضعیت اقتصادی مهاجران ایرانی در قفقاز بررسی و علل تشکیل این فرقه بیان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده در فصل پنجم به گسترش فرقه اجتماعیون در ایران و ایجاد شعبه‌های آن در تهران، آذربایجان و گیلان می‌پردازد. وی در این فصل با ارائه اسناد و مدارک می‌کوشد وابستگی اجتماعیون عامیون به حزب سوسیال دموکرات روسیه را زیر سوال ببرد. به این ترتیب نشان می‌دهد کدام شعبه‌های درون کشور به حزب مستقر در قفقاز وابسته بودند و کدامیک به طور مستقل عمل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فصل ششم به برنامه و ساختار اجتماعیون اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به بررسی اهداف و شکل سازمانی حزب طبق اسناد برجای‌مانده می ‌پردازد و در صدد آن است که نشان دهد اسناد فرقه تحت تاثیر کدام جریان حزبی و فکری تنظیم شده و احزاب سیاسی روسیه و قفقاز چه تاثیری بر ساختار و برنامه اجتماعیون داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در فصل هفتم به دنبال بررسی اندیشه‌ها و بنیان‌های فکری اجتماعیون است و با استناد به سخنان چند واعظ و چند روزنامه متعلق به اجتماعیون کوشیده ریشه اندیشه‌های آنان را بررسی کند و میزان ارتباط و پیوند آن را با جریان‌های سوسیالیستی نشان دهد.&lt;br /&gt;
فصل هشتم به بررسی اقدامات و عملکرد فرقه اجتماعیون پرداخته است. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای مبارزه داشتند از پنهان‌کاری و دست زدن و اقدامات تروریستی گرفته تا فعالیت‌های قانونی. یزدانی در پایان فصل نشان داده که نباید سرنوشت مشروطیت و انحلال مجلس را به اقدامات خشونت‌بار  اجتماعیون گره زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرنوشت اجتماعیون موضوع بحث فصل نهم است. با برقراری استبداد صغیر چند شعبه از اجتماعیون از بین رفت، چند شعبه دیگر از هم جدا شدند، شعبه های هم خود را با موقعیت جدید سازگار کردند. در نهایت با تشکیل دوره مجلس دوم، کار فرقه اجتماعیون به پایان می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی در انتهای این فصل نتیجه می‌گیرد که اجتماعیون سیاسیون تنها سازمانی بود که در روزگار پر افت‌وخیز مجلس اول در جامعه‌ای بدون تجربه سیاسی به فعالیت پرداخت. به طور کلی خواهان پیشرفت کشور، برقراری عدالت اجتماعی و بهبود زندگی قشرهای تنگ‌دست بودند. فرقه اجتماعیون نتوانست به صورت حزبی یکپارچه درآید اما مکتبی بود که راه و شیوه مبارزه سیاسی را به گروهی از ایرانیان آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درباره نویسنده==&lt;br /&gt;
سهراب یزدانی متولد ۱۳۲۸ در بندر انزلی است. وی دانشیار گروه آموزشی تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی است.&lt;br /&gt;
یزدانی کار  خود را با تحصیل در رشته علوم سیاسی  آغاز  کرد و در سال ۱۳۵۰ مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه بهشتی گرفت. پس از آن به انگلستان رفت و در رشته تاریخ اروپا در دانشگاه کیل انگلیس مشغول تحصیل  شد. یزدانی در سال ۱۳۶۱ مدرک دکتری رشته جامعه‌شناسی سیاسی خود را از دانشگاه کیل دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدانی علاوه بر ویراستاری علمی و ارائه مقاله در همایش‌های داخلی و خارجی، چندین کتاب و مقاله نیز منتشر کرده است که به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;تاریخ معاصر ایران به روایت ژنرال سایکس &amp;quot; ، نشر دانش ( شهریور ۱۳۶۶ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مسئله ارضی و دهقانی در انقلاب مشروطیت ایران&amp;quot; ، نگاه نو ، ش ۸ ( خرداد- تیر ۱۳۷۱) . &lt;br /&gt;
*&amp;quot;زندگی سیاسی بنیانگذاران کمیته مجازات در کشاکش مشروطیت&amp;quot; ، نگاه نو ، ش ۱۷( آذر- دی ۱۳۷۲ ) .&lt;br /&gt;
*&amp;quot;انجمن های ملی در مشروطیت ایران &amp;quot; ، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی ( دانشگاه تربیت معلم) ، دوره جدید، سال چهارم و پنجم ( بهار ۱۳۷۵- زمستان ۱۳۷۶). &lt;br /&gt;
*&amp;quot;اندیشهُ پیشرفت در رسالهُ اقتصادی صوراسرافیل&amp;quot; ، فصلنامهُ فرهنگ اندیشه ، س اول ، ش اول ( بهار ۱۳۸۰).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سیاست در چرند پرند دهخدا &amp;quot; ، تاریخ – مجلهُ تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران ، س چهارم، ش ۴ ( ۱۳۸۲ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مجاهدان و مقاومت تبریز&amp;quot; ، فصلنامهُ تاریخ – فصلنامهُ تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی محلات ، س یکم ، ش یکم ( تابستان ۱۳۸۵).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;درباره فرقه اجتماعیون عامیون &amp;quot; ، فصلنامه تاریخ ، س یکم ، ش سوم ( زمستان ۱۳۸۵ ).&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مجاهدان تبریز، ستارخان و مجاهدان&amp;quot; ، مجموعه مقالات همایش مجاهدان تبریز ، ۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;تأثیر تحولات برون مرزی بر جنبش جنگل&amp;quot;، مجموعه مقالات همایش بازشناسی نهضت جنگل، ۱۳۹۴&lt;br /&gt;
*&amp;quot;شیوه مبارزه دهقانی در مشروطیت ایران&amp;quot; ، فصلنامه مردم نامه ، ش یکم ( پاییز ۱۳۹۵) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌های منتشره یزدانی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*کسروی و تاریخ مشروطهُ ایران ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۷۶&lt;br /&gt;
*صوراسرافیل : نامهُ آزادی ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۸۶.&lt;br /&gt;
*مجاهدان مشروطه ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۸۸.&lt;br /&gt;
*اجتماعیون عامیون ، تهران ، نشر نی ، ۱۳۹۱.   &lt;br /&gt;
*کودتاهای ایران ، تهران ، نشر ماهی ، ۱۳۹۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86.jpg&amp;diff=47177</id>
		<title>پرونده:اجتماعیون عامیون.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86.jpg&amp;diff=47177"/>
		<updated>2022-06-06T11:48:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بهار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بهار</name></author>
	</entry>
</feed>