<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4</id>
	<title>ویکی‌ادبیات - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wikiadabiat.net/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4"/>
	<updated>2026-06-09T00:05:39Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.42.1</generator>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42403</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42403"/>
		<updated>2020-05-21T20:43:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* یک اثر، یک نویسنده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====یک اثر، یک نویسنده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center/&amp;gt;&#039;&#039;&#039;گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkviolet{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نقطۀ اتصال خانیان به اندیشه‌های مدرن در داستان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:هر داستان یک بعد شگفت‌انگیز دارد و آن «برساختگی» است. هر آنچه به این کیفیت نزدیک شود، حتی تاریخ، ابعاد واقعی خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، آنچه رئالیست‌ها به‌عنوان «ثبت واقعیت عینی» از آن سرسختانه دفاع می‌کردند، وهمی بیش نبوده است؛ چرا که  در داستان جایی برای «واقعیت عینی» و «به تمامی معنا واقعی» وجود ندارد. هرآنچه که هست محصول غیرمتعارف تخیل نگارندۀ آن است. پس، نقطه اتصال، « داستان» است. داستان، به‌مثابۀ یک امکان برای نوع دیگری از ساختن .&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب{نشانی=https://ketabak.org/content/13891-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA|عنوان=گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkgreen{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتخاب نامی پریانی برای داستان گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
: پر بی‌راه هم نبوده است که ذهن خواننده با اسم کتاب، به سمت فانتزی هدایت شده است و البته داستان از جنس پریانی که مثلا «اندرسن» دارد هم نیست؛ اما عناصری در آن وجود دارد که تداعی کننده نوعی از فانتزی است که سعی می‌کند واقعیت موجود را به نفع خودش نادیده بگیرد. به نظرم این عناصر در کنشگری مثل «رهی» بیشتر است، اما در «خانم پارسا» به دلیل وضعیتی که دارد، عمیق‌تر است. بنابراین، علی‌رغم اینکه فضا و مکان احاطه شده کاملا واقعی است و ابعاد واقعی دارد؛ اما این کیفیت فانتاستیک است که تعیین کنندۀه است. این کیفیت در گفت‌و‌گوی کنش‌گرهای اصلی داستان تبلور پیدا می‌کند و این‌طور به‌نظر می‌رسد که دیگر ما تنها با رهی و خانم پارسا مواجه نیستیم، بلکه با یک «جادوگر» و «ملکه» نیز روبه‌رو هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اگر قرار باشد به کارنامه‌تان نگاه کنید چه می‌گویید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:داستان «گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ ...» آخرین اثری است که از من چاپ شده است؛ اما اگر در حین نوشتنِ آن، این سوال را از من می‌پرسیدید، حتما پاسخ‌ام این بود: «این داستان مهم‌ترین و زیباترین اثری است که تابه‌حال نوشته‌ام. «اگر احساسی جز این می‌داشتم، امکان نداشت دست به قلم ببرم. همیشه اثری که در حال نوشتن اش هستم، شاهکار من است. این احساس تا زمانی با من است که آخرین و لذت بخش ترین قسمت نوشتن، یعنی بازنویسی‌های مکرر و ویرایش‌ها را انجام می‌دهم و درست زمانی که داستان برای چاپ می‌رود، انگار جای من به‌عنوان «نویسنده»، با جای من به عنوان «خواننده» تغییر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====یک جعبه پیتزا برای ذوزنقۀ کباب شده====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ خانواده‌ای سه نفره از طبقۀ میانه که پدر و مادر و دخترشان در شهری مانند تهران اجاره‎نشین هستند و البته شخصیت‌های فرعی که همسایگان و مدیر مجتمع‌اند، نیز کمک می‌کنند که این روایت پیش برود. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، به‌اجبار و از روی کم‌توانی مالی، یک خانۀ ذوزنقه‌ای شکل پیدا می‌کند و ذوق‌زده این خبر را به همسر و فرزندش می‌دهد و آن‌ها به این آپارتمان اسباب می‌کشند. اما تنها پنج روز دراین خانه دوام می‌آورند. در این پنج روز رخدادهایی برای آن‌ها پیش می‌آید که ترکیبی از زندگیِ روزمره و واقعیت جادویی است. و در این سطح هم نویسنده با گزینش این گونه و سبک نوشتن نشانه‌هایی از روایت مدرن را از ذهن خود بازتاب می‌دهد. خانه‌ای که به ظاهر استوار است با وزیدن یک باد که البته نمی‌تواند باد باشد و آنچنان مرموز است که نشان از جنبه‌های واقعیت جادویی داستان  دارد، درهم می‌ریزد. این درهم‌ریختگی برای این خانواده کوچک که یکی از شادی‌های روزمره‌شان می‌تواند خوردن پیتزا باشد، دلهره‌آور است. ریشه و علت درهم ریختگی را نمی‌دانند و کم‌کم با فرو رفتن در بخش‌های میانی داستان این دلهره از جنس دیگری می‌شود...&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=تحلیل و بررسی ‌‌‌داستانی با صدای مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی داستان=====&lt;br /&gt;
======ناپایداری زندگی مدرن در روایت خانیان======&lt;br /&gt;
داستانی که خانیان روایت کرده است، یک شاکلۀ اصلی دارد، و آن هم ناپایداری زندگی مدرن است. نویسنده از زبان راوی یعنی دختر خانواده، با کشیدن اشکال هندسی که بخشی از سازه‌های این روایت است، گذار دختر را از کودکی تا نوجوانی در خانه‌های گوناگون به‌نمایش می‌گذارد. حتی آدم‌ها را به سازه‌های هندسی تشبیه می‌کند و بدین ترتیب با این شکل‌های هندسی یکی از وجوه و ویژگی‌های نگاه مدرن و نوآور به داستان را ترسیم می‌کند. در حقیقت در داستان دو زبان، یکی زبان ادبی و دیگری زبان ریاضی با هم تنیده شده‌اند تا این داستان وجهی دیگر از دنیای مدرن را بازنمایی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} داستان، تصویرهایی ساده از نمادها و شکل‌های ریاضی و همچنین آدم‌ها و اشیاء پیرامون زندگی انسان‌ها دارد. تصویرها بخش روشنگر برای متن نیستند، بلکه بخشی از سازۀ داستان به‌شمار می‌روند. از جنبۀ احساسی نیز فضای داستان دلهره‌آور است؛ زیرا چیزی پنهان سبب این وضعیت شده است. این پنهان‌بودن، خود درجایی دیگر پنهان شده است. مدیر ساختمان چنین شخصیتی دارد. او می‌داند که این آپارتمان ذوزنقه‌ای شکل چرا وضعیت ناپدار دارد؛ اما به‌سبب منافعی که هرانسان طبقۀ میانه به آن آویزان می‌شود، رازها را همچون سرمایه برای خودش نگه می‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}  &lt;br /&gt;
همسایه‌ای بسیار مرموزتر که پیرمردی دیوار به دیوار آن‌ها است، بازتابی از تنهایی انسان مدرن است که فردیت یافته است و در ازای آن تنهایی را همزاد خود کرده‌ است، همزادی که تا انتهای دالان مرگ او را همراهی می‌کند. این شخصیت که حضورش در داستان با کلیدهای روایت پیوند خورده است، دلهره‌های وجودی را در این داستان به‌نمایش می‌گذارد و اما شخصیت محوری این داستان که همان روای داستان یا دختر خانواده به نام «آنا» در این جایگاه قرار گرفته تا انسان‌ها، مناسبات انسانی، رنج‌ها، و ناپایداری زندگی در جامعۀ مدرن را به قلم نویسنده به تصویر بکشد. آنا از همان دختران نوجوانی هستند که هر روزه چهره‌های آن‌ها را در شهرهای خود می‌بینیم. دخترانی که یا تک فرزند هستند یا نهایت یکی دو خواهر و برادر هم دارند. رفتارهای همانند هم، مانند عشق به فست فود، موسیقی، کتاب، دوستان دبیرستانی، که بازنمایی یک وجه ساده‌شده و سرگرم‌کنندۀ زندگی است، و مانند شکل‌های ریاضی به روشنی خود را بازتاب می‌دهند. اما آن سوی دیگر زندگی در این داستان، روایت بسیار پیچیده‌ای است که هر کنشی در آن می‌تواند آرامش خانه را به‌هم بریزد. با همه این ظرافت‌ها که در داستان وجود دارد، هنر خانیان این نیست که این رازها و فضای جادویی را به درون داستان کشانده است. هنر او به عنوان یک داستان‌نویس خوش تکنیک این است که روایت‌های خود را گزیده می‌نویسد. واژگان را می‌تراشد و صیقل می‌دهد و بعد در داستان خود به کار می‌گیرد تا داستانی سرشار از معنا و هنر آفریده شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42402</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42402"/>
		<updated>2020-05-21T20:40:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* یک اثر، یک نویسنده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====یک اثر، یک نویسنده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;/center/&amp;gt;&#039;&#039;&#039;:گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkviolet{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نقطه اتصال خانیان به اندیشه‌های مدرن در داستان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:هر داستان یک بعد شگفت‌انگیز دارد و آن «برساختگی» است. هر آنچه به این کیفیت نزدیک شود، حتی تاریخ، ابعاد واقعی خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، آنچه رئالیست‌ها به‌عنوان «ثبت واقعیت عینی» از آن سرسختانه دفاع می‌کردند، وهمی بیش نبوده است؛ چرا که  در داستان جایی برای «واقعیت عینی» و «به تمامی معنا واقعی» وجود ندارد. هرآنچه که هست محصول غیرمتعارف تخیل نگارندۀ آن است. پس، نقطه اتصال، « داستان» است. داستان، به‌مثابۀ یک امکان برای نوع دیگری از ساختن .&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب{نشانی=https://ketabak.org/content/13891-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA|عنوان=گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkgreen{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتخاب نامی پریانی برای داستان گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
: پر بی‌راه هم نبوده است که ذهن خواننده با اسم کتاب، به سمت فانتزی هدایت شده است و البته داستان از جنس پریانی که مثلا «اندرسن» دارد هم نیست؛ اما عناصری در آن وجود دارد که تداعی کننده نوعی از فانتزی است که سعی می‌کند واقعیت موجود را به نفع خودش نادیده بگیرد. به نظرم این عناصر در کنشگری مثل «رهی» بیشتر است، اما در «خانم پارسا» به دلیل وضعیتی که دارد، عمیق‌تر است. بنابراین، علی‌رغم اینکه فضا و مکان احاطه شده کاملا واقعی است و ابعاد واقعی دارد؛ اما این کیفیت فانتاستیک است که تعیین کنندۀه است. این کیفیت در گفت‌و‌گوی کنش‌گرهای اصلی داستان تبلور پیدا می‌کند و این‌طور به‌نظر می‌رسد که دیگر ما تنها با رهی و خانم پارسا مواجه نیستیم، بلکه با یک «جادوگر» و «ملکه» نیز روبه‌رو هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اگر قرار باشد به کارنامه‌تان نگاه کنید چه می‌گویید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:داستان «گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ ...» آخرین اثری است که از من چاپ شده است؛ اما اگر در حین نوشتنِ آن، این سوال را از من می‌پرسیدید، حتما پاسخ‌ام این بود: «این داستان مهم‌ترین و زیباترین اثری است که تابه‌حال نوشته‌ام. «اگر احساسی جز این می‌داشتم، امکان نداشت دست به قلم ببرم. همیشه اثری که در حال نوشتن اش هستم، شاهکار من است. این احساس تا زمانی با من است که آخرین و لذت بخش ترین قسمت نوشتن، یعنی بازنویسی‌های مکرر و ویرایش‌ها را انجام می‌دهم و درست زمانی که داستان برای چاپ می‌رود، انگار جای من به‌عنوان «نویسنده»، با جای من به عنوان «خواننده» تغییر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====یک جعبه پیتزا برای ذوزنقۀ کباب شده====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ خانواده‌ای سه نفره از طبقۀ میانه که پدر و مادر و دخترشان در شهری مانند تهران اجاره‎نشین هستند و البته شخصیت‌های فرعی که همسایگان و مدیر مجتمع‌اند، نیز کمک می‌کنند که این روایت پیش برود. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، به‌اجبار و از روی کم‌توانی مالی، یک خانۀ ذوزنقه‌ای شکل پیدا می‌کند و ذوق‌زده این خبر را به همسر و فرزندش می‌دهد و آن‌ها به این آپارتمان اسباب می‌کشند. اما تنها پنج روز دراین خانه دوام می‌آورند. در این پنج روز رخدادهایی برای آن‌ها پیش می‌آید که ترکیبی از زندگیِ روزمره و واقعیت جادویی است. و در این سطح هم نویسنده با گزینش این گونه و سبک نوشتن نشانه‌هایی از روایت مدرن را از ذهن خود بازتاب می‌دهد. خانه‌ای که به ظاهر استوار است با وزیدن یک باد که البته نمی‌تواند باد باشد و آنچنان مرموز است که نشان از جنبه‌های واقعیت جادویی داستان  دارد، درهم می‌ریزد. این درهم‌ریختگی برای این خانواده کوچک که یکی از شادی‌های روزمره‌شان می‌تواند خوردن پیتزا باشد، دلهره‌آور است. ریشه و علت درهم ریختگی را نمی‌دانند و کم‌کم با فرو رفتن در بخش‌های میانی داستان این دلهره از جنس دیگری می‌شود...&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=تحلیل و بررسی ‌‌‌داستانی با صدای مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی داستان=====&lt;br /&gt;
======ناپایداری زندگی مدرن در روایت خانیان======&lt;br /&gt;
داستانی که خانیان روایت کرده است، یک شاکلۀ اصلی دارد، و آن هم ناپایداری زندگی مدرن است. نویسنده از زبان راوی یعنی دختر خانواده، با کشیدن اشکال هندسی که بخشی از سازه‌های این روایت است، گذار دختر را از کودکی تا نوجوانی در خانه‌های گوناگون به‌نمایش می‌گذارد. حتی آدم‌ها را به سازه‌های هندسی تشبیه می‌کند و بدین ترتیب با این شکل‌های هندسی یکی از وجوه و ویژگی‌های نگاه مدرن و نوآور به داستان را ترسیم می‌کند. در حقیقت در داستان دو زبان، یکی زبان ادبی و دیگری زبان ریاضی با هم تنیده شده‌اند تا این داستان وجهی دیگر از دنیای مدرن را بازنمایی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} داستان، تصویرهایی ساده از نمادها و شکل‌های ریاضی و همچنین آدم‌ها و اشیاء پیرامون زندگی انسان‌ها دارد. تصویرها بخش روشنگر برای متن نیستند، بلکه بخشی از سازۀ داستان به‌شمار می‌روند. از جنبۀ احساسی نیز فضای داستان دلهره‌آور است؛ زیرا چیزی پنهان سبب این وضعیت شده است. این پنهان‌بودن، خود درجایی دیگر پنهان شده است. مدیر ساختمان چنین شخصیتی دارد. او می‌داند که این آپارتمان ذوزنقه‌ای شکل چرا وضعیت ناپدار دارد؛ اما به‌سبب منافعی که هرانسان طبقۀ میانه به آن آویزان می‌شود، رازها را همچون سرمایه برای خودش نگه می‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}  &lt;br /&gt;
همسایه‌ای بسیار مرموزتر که پیرمردی دیوار به دیوار آن‌ها است، بازتابی از تنهایی انسان مدرن است که فردیت یافته است و در ازای آن تنهایی را همزاد خود کرده‌ است، همزادی که تا انتهای دالان مرگ او را همراهی می‌کند. این شخصیت که حضورش در داستان با کلیدهای روایت پیوند خورده است، دلهره‌های وجودی را در این داستان به‌نمایش می‌گذارد و اما شخصیت محوری این داستان که همان روای داستان یا دختر خانواده به نام «آنا» در این جایگاه قرار گرفته تا انسان‌ها، مناسبات انسانی، رنج‌ها، و ناپایداری زندگی در جامعۀ مدرن را به قلم نویسنده به تصویر بکشد. آنا از همان دختران نوجوانی هستند که هر روزه چهره‌های آن‌ها را در شهرهای خود می‌بینیم. دخترانی که یا تک فرزند هستند یا نهایت یکی دو خواهر و برادر هم دارند. رفتارهای همانند هم، مانند عشق به فست فود، موسیقی، کتاب، دوستان دبیرستانی، که بازنمایی یک وجه ساده‌شده و سرگرم‌کنندۀ زندگی است، و مانند شکل‌های ریاضی به روشنی خود را بازتاب می‌دهند. اما آن سوی دیگر زندگی در این داستان، روایت بسیار پیچیده‌ای است که هر کنشی در آن می‌تواند آرامش خانه را به‌هم بریزد. با همه این ظرافت‌ها که در داستان وجود دارد، هنر خانیان این نیست که این رازها و فضای جادویی را به درون داستان کشانده است. هنر او به عنوان یک داستان‌نویس خوش تکنیک این است که روایت‌های خود را گزیده می‌نویسد. واژگان را می‌تراشد و صیقل می‌دهد و بعد در داستان خود به کار می‌گیرد تا داستانی سرشار از معنا و هنر آفریده شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42401</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42401"/>
		<updated>2020-05-21T20:37:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* یک اثر، یک نویسنده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====یک اثر، یک نویسنده====&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkblue{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;:گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkviolet{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نقطه اتصال خانیان به اندیشه‌های مدرن در داستان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:هر داستان یک بعد شگفت‌انگیز دارد و آن «برساختگی» است. هر آنچه به این کیفیت نزدیک شود، حتی تاریخ، ابعاد واقعی خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، آنچه رئالیست‌ها به‌عنوان «ثبت واقعیت عینی» از آن سرسختانه دفاع می‌کردند، وهمی بیش نبوده است؛ چرا که  در داستان جایی برای «واقعیت عینی» و «به تمامی معنا واقعی» وجود ندارد. هرآنچه که هست محصول غیرمتعارف تخیل نگارندۀ آن است. پس، نقطه اتصال، « داستان» است. داستان، به‌مثابۀ یک امکان برای نوع دیگری از ساختن .&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب{نشانی=https://ketabak.org/content/13891-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA|عنوان=گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:Darkgreen{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتخاب نامی پریانی برای داستان گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
: پر بی‌راه هم نبوده است که ذهن خواننده با اسم کتاب، به سمت فانتزی هدایت شده است و البته داستان از جنس پریانی که مثلا «اندرسن» دارد هم نیست؛ اما عناصری در آن وجود دارد که تداعی کننده نوعی از فانتزی است که سعی می‌کند واقعیت موجود را به نفع خودش نادیده بگیرد. به نظرم این عناصر در کنشگری مثل «رهی» بیشتر است، اما در «خانم پارسا» به دلیل وضعیتی که دارد، عمیق‌تر است. بنابراین، علی‌رغم اینکه فضا و مکان احاطه شده کاملا واقعی است و ابعاد واقعی دارد؛ اما این کیفیت فانتاستیک است که تعیین کنندۀه است. این کیفیت در گفت‌و‌گوی کنش‌گرهای اصلی داستان تبلور پیدا می‌کند و این‌طور به‌نظر می‌رسد که دیگر ما تنها با رهی و خانم پارسا مواجه نیستیم، بلکه با یک «جادوگر» و «ملکه» نیز روبه‌رو هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اگر قرار باشد به کارنامه‌تان نگاه کنید چه می‌گویید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:داستان «گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ ...» آخرین اثری است که از من چاپ شده است؛ اما اگر در حین نوشتنِ آن، این سوال را از من می‌پرسیدید، حتما پاسخ‌ام این بود: «این داستان مهم‌ترین و زیباترین اثری است که تابه‌حال نوشته‌ام. «اگر احساسی جز این می‌داشتم، امکان نداشت دست به قلم ببرم. همیشه اثری که در حال نوشتن اش هستم، شاهکار من است. این احساس تا زمانی با من است که آخرین و لذت بخش ترین قسمت نوشتن، یعنی بازنویسی‌های مکرر و ویرایش‌ها را انجام می‌دهم و درست زمانی که داستان برای چاپ می‌رود، انگار جای من به‌عنوان «نویسنده»، با جای من به عنوان «خواننده» تغییر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====یک جعبه پیتزا برای ذوزنقۀ کباب شده====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ خانواده‌ای سه نفره از طبقۀ میانه که پدر و مادر و دخترشان در شهری مانند تهران اجاره‎نشین هستند و البته شخصیت‌های فرعی که همسایگان و مدیر مجتمع‌اند، نیز کمک می‌کنند که این روایت پیش برود. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، به‌اجبار و از روی کم‌توانی مالی، یک خانۀ ذوزنقه‌ای شکل پیدا می‌کند و ذوق‌زده این خبر را به همسر و فرزندش می‌دهد و آن‌ها به این آپارتمان اسباب می‌کشند. اما تنها پنج روز دراین خانه دوام می‌آورند. در این پنج روز رخدادهایی برای آن‌ها پیش می‌آید که ترکیبی از زندگیِ روزمره و واقعیت جادویی است. و در این سطح هم نویسنده با گزینش این گونه و سبک نوشتن نشانه‌هایی از روایت مدرن را از ذهن خود بازتاب می‌دهد. خانه‌ای که به ظاهر استوار است با وزیدن یک باد که البته نمی‌تواند باد باشد و آنچنان مرموز است که نشان از جنبه‌های واقعیت جادویی داستان  دارد، درهم می‌ریزد. این درهم‌ریختگی برای این خانواده کوچک که یکی از شادی‌های روزمره‌شان می‌تواند خوردن پیتزا باشد، دلهره‌آور است. ریشه و علت درهم ریختگی را نمی‌دانند و کم‌کم با فرو رفتن در بخش‌های میانی داستان این دلهره از جنس دیگری می‌شود...&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=تحلیل و بررسی ‌‌‌داستانی با صدای مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی داستان=====&lt;br /&gt;
======ناپایداری زندگی مدرن در روایت خانیان======&lt;br /&gt;
داستانی که خانیان روایت کرده است، یک شاکلۀ اصلی دارد، و آن هم ناپایداری زندگی مدرن است. نویسنده از زبان راوی یعنی دختر خانواده، با کشیدن اشکال هندسی که بخشی از سازه‌های این روایت است، گذار دختر را از کودکی تا نوجوانی در خانه‌های گوناگون به‌نمایش می‌گذارد. حتی آدم‌ها را به سازه‌های هندسی تشبیه می‌کند و بدین ترتیب با این شکل‌های هندسی یکی از وجوه و ویژگی‌های نگاه مدرن و نوآور به داستان را ترسیم می‌کند. در حقیقت در داستان دو زبان، یکی زبان ادبی و دیگری زبان ریاضی با هم تنیده شده‌اند تا این داستان وجهی دیگر از دنیای مدرن را بازنمایی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} داستان، تصویرهایی ساده از نمادها و شکل‌های ریاضی و همچنین آدم‌ها و اشیاء پیرامون زندگی انسان‌ها دارد. تصویرها بخش روشنگر برای متن نیستند، بلکه بخشی از سازۀ داستان به‌شمار می‌روند. از جنبۀ احساسی نیز فضای داستان دلهره‌آور است؛ زیرا چیزی پنهان سبب این وضعیت شده است. این پنهان‌بودن، خود درجایی دیگر پنهان شده است. مدیر ساختمان چنین شخصیتی دارد. او می‌داند که این آپارتمان ذوزنقه‌ای شکل چرا وضعیت ناپدار دارد؛ اما به‌سبب منافعی که هرانسان طبقۀ میانه به آن آویزان می‌شود، رازها را همچون سرمایه برای خودش نگه می‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}  &lt;br /&gt;
همسایه‌ای بسیار مرموزتر که پیرمردی دیوار به دیوار آن‌ها است، بازتابی از تنهایی انسان مدرن است که فردیت یافته است و در ازای آن تنهایی را همزاد خود کرده‌ است، همزادی که تا انتهای دالان مرگ او را همراهی می‌کند. این شخصیت که حضورش در داستان با کلیدهای روایت پیوند خورده است، دلهره‌های وجودی را در این داستان به‌نمایش می‌گذارد و اما شخصیت محوری این داستان که همان روای داستان یا دختر خانواده به نام «آنا» در این جایگاه قرار گرفته تا انسان‌ها، مناسبات انسانی، رنج‌ها، و ناپایداری زندگی در جامعۀ مدرن را به قلم نویسنده به تصویر بکشد. آنا از همان دختران نوجوانی هستند که هر روزه چهره‌های آن‌ها را در شهرهای خود می‌بینیم. دخترانی که یا تک فرزند هستند یا نهایت یکی دو خواهر و برادر هم دارند. رفتارهای همانند هم، مانند عشق به فست فود، موسیقی، کتاب، دوستان دبیرستانی، که بازنمایی یک وجه ساده‌شده و سرگرم‌کنندۀ زندگی است، و مانند شکل‌های ریاضی به روشنی خود را بازتاب می‌دهند. اما آن سوی دیگر زندگی در این داستان، روایت بسیار پیچیده‌ای است که هر کنشی در آن می‌تواند آرامش خانه را به‌هم بریزد. با همه این ظرافت‌ها که در داستان وجود دارد، هنر خانیان این نیست که این رازها و فضای جادویی را به درون داستان کشانده است. هنر او به عنوان یک داستان‌نویس خوش تکنیک این است که روایت‌های خود را گزیده می‌نویسد. واژگان را می‌تراشد و صیقل می‌دهد و بعد در داستان خود به کار می‌گیرد تا داستانی سرشار از معنا و هنر آفریده شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42400</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42400"/>
		<updated>2020-05-21T20:34:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====یک اثر، یک نویسنده====&lt;br /&gt;
:گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان.&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نقطه اتصال خانیان به اندیشه‌های مدرن در داستان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:هر داستان یک بعد شگفت‌انگیز دارد و آن «برساختگی» است. هر آنچه به این کیفیت نزدیک شود، حتی تاریخ، ابعاد واقعی خودش را از دست می‌دهد. بنابراین، آنچه رئالیست‌ها به‌عنوان «ثبت واقعیت عینی» از آن سرسختانه دفاع می‌کردند، وهمی بیش نبوده است؛ چرا که  در داستان جایی برای «واقعیت عینی» و «به تمامی معنا واقعی» وجود ندارد. هرآنچه که هست محصول غیرمتعارف تخیل نگارندۀ آن است. پس، نقطه اتصال، « داستان» است. داستان، به‌مثابۀ یک امکان برای نوع دیگری از ساختن .&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب{نشانی=https://ketabak.org/content/13891-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA|عنوان=گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتخاب نامی پریانی برای داستان گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
: پر بی‌راه هم نبوده است که ذهن خواننده با اسم کتاب، به سمت فانتزی هدایت شده است و البته داستان از جنس پریانی که مثلا «اندرسن» دارد هم نیست؛ اما عناصری در آن وجود دارد که تداعی کننده نوعی از فانتزی است که سعی می‌کند واقعیت موجود را به نفع خودش نادیده بگیرد. به نظرم این عناصر در کنشگری مثل «رهی» بیشتر است، اما در «خانم پارسا» به دلیل وضعیتی که دارد، عمیق‌تر است. بنابراین، علی‌رغم اینکه فضا و مکان احاطه شده کاملا واقعی است و ابعاد واقعی دارد؛ اما این کیفیت فانتاستیک است که تعیین کنندۀه است. این کیفیت در گفت‌و‌گوی کنش‌گرهای اصلی داستان تبلور پیدا می‌کند و این‌طور به‌نظر می‌رسد که دیگر ما تنها با رهی و خانم پارسا مواجه نیستیم، بلکه با یک «جادوگر» و «ملکه» نیز روبه‌رو هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;اگر قرار باشد به کارنامه‌تان نگاه کنید چه می‌گویید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:داستان «گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ ...» آخرین اثری است که از من چاپ شده است؛ اما اگر در حین نوشتنِ آن، این سوال را از من می‌پرسیدید، حتما پاسخ‌ام این بود: «این داستان مهم‌ترین و زیباترین اثری است که تابه‌حال نوشته‌ام. «اگر احساسی جز این می‌داشتم، امکان نداشت دست به قلم ببرم. همیشه اثری که در حال نوشتن اش هستم، شاهکار من است. این احساس تا زمانی با من است که آخرین و لذت بخش ترین قسمت نوشتن، یعنی بازنویسی‌های مکرر و ویرایش‌ها را انجام می‌دهم و درست زمانی که داستان برای چاپ می‌رود، انگار جای من به‌عنوان «نویسنده»، با جای من به عنوان «خواننده» تغییر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;محمدهادی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====یک جعبه پیتزا برای ذوزنقۀ کباب شده====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ خانواده‌ای سه نفره از طبقۀ میانه که پدر و مادر و دخترشان در شهری مانند تهران اجاره‎نشین هستند و البته شخصیت‌های فرعی که همسایگان و مدیر مجتمع‌اند، نیز کمک می‌کنند که این روایت پیش برود. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، به‌اجبار و از روی کم‌توانی مالی، یک خانۀ ذوزنقه‌ای شکل پیدا می‌کند و ذوق‌زده این خبر را به همسر و فرزندش می‌دهد و آن‌ها به این آپارتمان اسباب می‌کشند. اما تنها پنج روز دراین خانه دوام می‌آورند. در این پنج روز رخدادهایی برای آن‌ها پیش می‌آید که ترکیبی از زندگیِ روزمره و واقعیت جادویی است. و در این سطح هم نویسنده با گزینش این گونه و سبک نوشتن نشانه‌هایی از روایت مدرن را از ذهن خود بازتاب می‌دهد. خانه‌ای که به ظاهر استوار است با وزیدن یک باد که البته نمی‌تواند باد باشد و آنچنان مرموز است که نشان از جنبه‌های واقعیت جادویی داستان  دارد، درهم می‌ریزد. این درهم‌ریختگی برای این خانواده کوچک که یکی از شادی‌های روزمره‌شان می‌تواند خوردن پیتزا باشد، دلهره‌آور است. ریشه و علت درهم ریختگی را نمی‌دانند و کم‌کم با فرو رفتن در بخش‌های میانی داستان این دلهره از جنس دیگری می‌شود...&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=تحلیل و بررسی ‌‌‌داستانی با صدای مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی داستان=====&lt;br /&gt;
======ناپایداری زندگی مدرن در روایت خانیان======&lt;br /&gt;
داستانی که خانیان روایت کرده است، یک شاکلۀ اصلی دارد، و آن هم ناپایداری زندگی مدرن است. نویسنده از زبان راوی یعنی دختر خانواده، با کشیدن اشکال هندسی که بخشی از سازه‌های این روایت است، گذار دختر را از کودکی تا نوجوانی در خانه‌های گوناگون به‌نمایش می‌گذارد. حتی آدم‌ها را به سازه‌های هندسی تشبیه می‌کند و بدین ترتیب با این شکل‌های هندسی یکی از وجوه و ویژگی‌های نگاه مدرن و نوآور به داستان را ترسیم می‌کند. در حقیقت در داستان دو زبان، یکی زبان ادبی و دیگری زبان ریاضی با هم تنیده شده‌اند تا این داستان وجهی دیگر از دنیای مدرن را بازنمایی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} داستان، تصویرهایی ساده از نمادها و شکل‌های ریاضی و همچنین آدم‌ها و اشیاء پیرامون زندگی انسان‌ها دارد. تصویرها بخش روشنگر برای متن نیستند، بلکه بخشی از سازۀ داستان به‌شمار می‌روند. از جنبۀ احساسی نیز فضای داستان دلهره‌آور است؛ زیرا چیزی پنهان سبب این وضعیت شده است. این پنهان‌بودن، خود درجایی دیگر پنهان شده است. مدیر ساختمان چنین شخصیتی دارد. او می‌داند که این آپارتمان ذوزنقه‌ای شکل چرا وضعیت ناپدار دارد؛ اما به‌سبب منافعی که هرانسان طبقۀ میانه به آن آویزان می‌شود، رازها را همچون سرمایه برای خودش نگه می‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}  &lt;br /&gt;
همسایه‌ای بسیار مرموزتر که پیرمردی دیوار به دیوار آن‌ها است، بازتابی از تنهایی انسان مدرن است که فردیت یافته است و در ازای آن تنهایی را همزاد خود کرده‌ است، همزادی که تا انتهای دالان مرگ او را همراهی می‌کند. این شخصیت که حضورش در داستان با کلیدهای روایت پیوند خورده است، دلهره‌های وجودی را در این داستان به‌نمایش می‌گذارد و اما شخصیت محوری این داستان که همان روای داستان یا دختر خانواده به نام «آنا» در این جایگاه قرار گرفته تا انسان‌ها، مناسبات انسانی، رنج‌ها، و ناپایداری زندگی در جامعۀ مدرن را به قلم نویسنده به تصویر بکشد. آنا از همان دختران نوجوانی هستند که هر روزه چهره‌های آن‌ها را در شهرهای خود می‌بینیم. دخترانی که یا تک فرزند هستند یا نهایت یکی دو خواهر و برادر هم دارند. رفتارهای همانند هم، مانند عشق به فست فود، موسیقی، کتاب، دوستان دبیرستانی، که بازنمایی یک وجه ساده‌شده و سرگرم‌کنندۀ زندگی است، و مانند شکل‌های ریاضی به روشنی خود را بازتاب می‌دهند. اما آن سوی دیگر زندگی در این داستان، روایت بسیار پیچیده‌ای است که هر کنشی در آن می‌تواند آرامش خانه را به‌هم بریزد. با همه این ظرافت‌ها که در داستان وجود دارد، هنر خانیان این نیست که این رازها و فضای جادویی را به درون داستان کشانده است. هنر او به عنوان یک داستان‌نویس خوش تکنیک این است که روایت‌های خود را گزیده می‌نویسد. واژگان را می‌تراشد و صیقل می‌دهد و بعد در داستان خود به کار می‌گیرد تا داستانی سرشار از معنا و هنر آفریده شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42399</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42399"/>
		<updated>2020-05-21T20:10:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* بررسی چند اثر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر===&lt;br /&gt;
====یک جعبه پیتزا برای ذوزنقۀ کباب شده====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ خانواده‌ای سه نفره از طبقۀ میانه که پدر و مادر و دخترشان در شهری مانند تهران اجاره‎نشین هستند و البته شخصیت‌های فرعی که همسایگان و مدیر مجتمع‌اند، نیز کمک می‌کنند که این روایت پیش برود. پدر خانواده که دبیر ریاضی است، به‌اجبار و از روی کم‌توانی مالی، یک خانۀ ذوزنقه‌ای شکل پیدا می‌کند و ذوق‌زده این خبر را به همسر و فرزندش می‌دهد و آن‌ها به این آپارتمان اسباب می‌کشند. اما تنها پنج روز دراین خانه دوام می‌آورند. در این پنج روز رخدادهایی برای آن‌ها پیش می‌آید که ترکیبی از زندگیِ روزمره و واقعیت جادویی است. و در این سطح هم نویسنده با گزینش این گونه و سبک نوشتن نشانه‌هایی از روایت مدرن را از ذهن خود بازتاب می‌دهد. خانه‌ای که به ظاهر استوار است با وزیدن یک باد که البته نمی‌تواند باد باشد و آنچنان مرموز است که نشان از جنبه‌های واقعیت جادویی داستان  دارد، درهم می‌ریزد. این درهم‌ریختگی برای این خانواده کوچک که یکی از شادی‌های روزمره‌شان می‌تواند خوردن پیتزا باشد، دلهره‌آور است. ریشه و علت درهم ریختگی را نمی‌دانند و کم‌کم با فرو رفتن در بخش‌های میانی داستان این دلهره از جنس دیگری می‌شود...&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=تحلیل و بررسی ‌‌‌داستانی با صدای مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی داستان=====&lt;br /&gt;
======ناپایداری زندگی مدرن در روایت خانیان======&lt;br /&gt;
داستانی که خانیان روایت کرده است، یک شاکلۀ اصلی دارد، و آن هم ناپایداری زندگی مدرن است. نویسنده از زبان راوی یعنی دختر خانواده، با کشیدن اشکال هندسی که بخشی از سازه‌های این روایت است، گذار دختر را از کودکی تا نوجوانی در خانه‌های گوناگون به‌نمایش می‌گذارد. حتی آدم‌ها را به سازه‌های هندسی تشبیه می‌کند و بدین ترتیب با این شکل‌های هندسی یکی از وجوه و ویژگی‌های نگاه مدرن و نوآور به داستان را ترسیم می‌کند. در حقیقت در داستان دو زبان، یکی زبان ادبی و دیگری زبان ریاضی با هم تنیده شده‌اند تا این داستان وجهی دیگر از دنیای مدرن را بازنمایی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} داستان، تصویرهایی ساده از نمادها و شکل‌های ریاضی و همچنین آدم‌ها و اشیاء پیرامون زندگی انسان‌ها دارد. تصویرها بخش روشنگر برای متن نیستند، بلکه بخشی از سازۀ داستان به‌شمار می‌روند. از جنبۀ احساسی نیز فضای داستان دلهره‌آور است؛ زیرا چیزی پنهان سبب این وضعیت شده است. این پنهان‌بودن، خود درجایی دیگر پنهان شده است. مدیر ساختمان چنین شخصیتی دارد. او می‌داند که این آپارتمان ذوزنقه‌ای شکل چرا وضعیت ناپدار دارد؛ اما به‌سبب منافعی که هرانسان طبقۀ میانه به آن آویزان می‌شود، رازها را همچون سرمایه برای خودش نگه می‌دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}  &lt;br /&gt;
همسایه‌ای بسیار مرموزتر که پیرمردی دیوار به دیوار آن‌ها است، بازتابی از تنهایی انسان مدرن است که فردیت یافته است و در ازای آن تنهایی را همزاد خود کرده‌ است، همزادی که تا انتهای دالان مرگ او را همراهی می‌کند. این شخصیت که حضورش در داستان با کلیدهای روایت پیوند خورده است، دلهره‌های وجودی را در این داستان به‌نمایش می‌گذارد و اما شخصیت محوری این داستان که همان روای داستان یا دختر خانواده به نام «آنا» در این جایگاه قرار گرفته تا انسان‌ها، مناسبات انسانی، رنج‌ها، و ناپایداری زندگی در جامعۀ مدرن را به قلم نویسنده به تصویر بکشد. آنا از همان دختران نوجوانی هستند که هر روزه چهره‌های آن‌ها را در شهرهای خود می‌بینیم. دخترانی که یا تک فرزند هستند یا نهایت یکی دو خواهر و برادر هم دارند. رفتارهای همانند هم، مانند عشق به فست فود، موسیقی، کتاب، دوستان دبیرستانی، که بازنمایی یک وجه ساده‌شده و سرگرم‌کنندۀ زندگی است، و مانند شکل‌های ریاضی به روشنی خود را بازتاب می‌دهند. اما آن سوی دیگر زندگی در این داستان، روایت بسیار پیچیده‌ای است که هر کنشی در آن می‌تواند آرامش خانه را به‌هم بریزد. با همه این ظرافت‌ها که در داستان وجود دارد، هنر خانیان این نیست که این رازها و فضای جادویی را به درون داستان کشانده است. هنر او به عنوان یک داستان‌نویس خوش تکنیک این است که روایت‌های خود را گزیده می‌نویسد. واژگان را می‌تراشد و صیقل می‌دهد و بعد در داستان خود به کار می‌گیرد تا داستانی سرشار از معنا و هنر آفریده شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;‌ذوزنقه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42390</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42390"/>
		<updated>2020-05-20T12:35:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* فیلم ساخته‌شده براساس آثار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها، پدر&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42309</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42309"/>
		<updated>2020-05-17T21:11:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* حسد برده‌ام به خانیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42308</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42308"/>
		<updated>2020-05-17T21:10:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* حسد برده‌ام به خانیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودی چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت. اینکه پیش‌از هرچیز به قصه‌نویس و درام‌نویسی چون او می‌رسم به زمانه‌ای برمی‌گردد که انسان نوشتن را آموخت. [[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42307</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42307"/>
		<updated>2020-05-17T21:09:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* از دریچۀ نگاه دیگران */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====حسد برده‌ام به خانیان====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|محمد چرمشیر:&lt;br /&gt;
:هر زمان که به وجودd چون خانیان فکر کرده‌ام، گریزی نداشتم مگر رسیدن به واژۀ شرافت. اینکه پیش‌از هرچیز به قصه‌نویس و درام‌نویسی چون او می‌رسم به زمانه‌ای برمی‌گردد که انسان نوشتن را آموخت. [[جمشید خانیان]] در سایۀ شرافت با حفظ آرمان، گوشه‌ای ایستاد و جهان خودش را ساخت. نوشت و بسیار هم نوشت. به نیت خلق جهانی تازه، به نیت ایجاد تکانی در پیرامونش.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ماندن او بر سر ارزش‌هایی که اگر نبود نه قلم، قلم بود و نه عملِ خلاقانه معنایی داشت. او قصه‌نویس و درام‌نویس بزرگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahrionline.ir/id/5407/%D8%AD%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86.html|عنوان=حسد برده‌ام به خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42306</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=42306"/>
		<updated>2020-05-17T20:54:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ «روزی از روزها، پدر» به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[مریم کهنسال]] از چهره‌های شناخته شده در جریان‌های ادبی است. این نویسنده و مترجم پرکار با مدرک دکترای ادبیات فارسی، استاد دانشگاهِ هنرِ شیراز است که مسئول مستقیم پروندۀ خانیان در دریافت جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===برخی از جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
##&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر روشنگران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=41457</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=41457"/>
		<updated>2020-03-30T08:33:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰، با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضایی سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالودگی و عرق‌ریزی روح با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان از فضایی آشنا با دنیای نویسنده  حکایت دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌وجدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و چون در نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در بیشتر آثارش متبلور شده‌اند و حضورِ موازی و توأمان خشونت و لطافت در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوه‌ای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداری در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند. روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئلۀ اصلی من شده است، گاهی به شکل عجیب‌وغریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهای اطرافم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی آن را برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ و رسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود که بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌ و داستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در &amp;lt;font color=violet&amp;gt;جشنوارۀ کلاغ سفید&amp;lt;/font&amp;gt; به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=violet&amp;gt;&#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/font&amp;gt;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند.او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هرچیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذتِ کشف‌ و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتاب‌خوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کُنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» [[دیوید آلموند]] می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هربار به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیراهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۲تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۹۵تا۱۳۹۸)&#039;&#039;&#039;. عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۶تا۱۳۸۸)&#039;&#039;&#039;. عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰تا۱۳۸۴)&#039;&#039;&#039;. تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;(۱۳۶۶)&#039;&#039;&#039;. همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيشروی مخاطب قرار می‌دهند. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور پیش‌از تولد او شروع می‌شود.داستان دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و ازهمین‌رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته‌ به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تااین‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین سان، سُرور و آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن داستان [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با به‌کارگیری عنصر خیال و توهم در داستان، وجه خیالی داستان را برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های يونس در شكم ماهی» روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دلِ خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطبِ نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکسی ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
روایتی از  تیمساری طاغوتی  که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود.&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود. سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و  محکمه‌ای انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکرشده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد؛ جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همین‌خاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می‌روند، چمل از خانه بیرون می‌آید و دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای و تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=41023</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=41023"/>
		<updated>2020-02-28T12:51:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* سایر داستان‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور قبل از تولد او شروع می‌شود و  دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و از همین‌ رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید حزبا راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه باز نمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تا این‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین ترتیب، آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح پرداخته شده است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن،  [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با واردکردن عنصر خیال و توهم به داستان، وجه خالی داستان را نیز برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهی»  روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دل خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
روایتی از  تیمساری طاغوتی  که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود.&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود. سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و  محکمه‌ای انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکرشده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد؛ جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همینخاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می روند، چمل از خانه بیرون می‌آید دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40954</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40954"/>
		<updated>2020-02-26T11:21:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور قبل از تولد او شروع می‌شود و  دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و از همین‌ رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید حزبا راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه باز نمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تا این‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین ترتیب، آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح پرداخته شده است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن،  [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با واردکردن عنصر خیال و توهم به داستان، وجه خالی داستان را نیز برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهی»  روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دل خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
روایتی از  تیمساری طاغوتی  که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود.&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود. سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و  محکمه‌ای انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکرشده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد؛ جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همینخاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می روند، چمل از خانه بیرون می‌آید دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش====&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40953</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40953"/>
		<updated>2020-02-26T11:20:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====[[قلب زیبای بابور]]====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
داستان بابور قبل از تولد او شروع می‌شود و  دربارۀ مردی سیاه‌پوست و فقیر است که عاشق دختر ثروتمند‌ترین مردِ بندر می‌شود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر به کهور علاقه‌مند است و از همین‌ رو شبانه از بندر می‌گریزد. پدرِ دختر وقتی از ماجرا آگاه می‌شود، اهالی بندر را که زندگی آن‌ها وابسته به اوست تحریم می‌کند و این تحریم درصورت آوردن مرواریدی به نام حزبا به پایان می‌رسد. کهور که اینک صاحب دختر و پسری است به قصد یافتن مروارید حزبا راهی دریا می‌شود؛ اما هیچ‌گاه باز نمی‌گردد. سال‌های سختی بر مردم ملو می‌گذرد، تا این‌که بابور پسر کهور به دریا رفته و مروارید را پیدا می‌کند و بدین ترتیب، آزادی را به بندر ملو باز می‌گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabfroosh.com/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1|عنوان=خلاصه‌ای از داستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://koodak24.ir/book/details/5184/%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b1|عنوان=داستان قلبی به زیبایی بابور و شجاعتی فراتر از تصور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
قلب زیبای بابور، نوشتۀ جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به‌کارگیری شیوه‌های تازه و گریز از شیوه‌های سنتی است. ماجرای آن، داستانی راز‌آمیز، با موضوع عشق و بن‌مایه‌هایی از محبت و صلح پرداخته شده است و حتی عنوان داستان نیز گویای همین عشق می‌باشد که با بیان آن،  [[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]] در ذهن مخاطبان پررنگ و عمیق خواهد شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی داستان مخاطبش را آماده می‌کند تا منتظر یک داستان واقعی نباشد؛ بلکه با واردکردن عنصر خیال و توهم به داستان، وجه خالی داستان را نیز برای مخاطب نمایان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
تقدیم‌نامۀ کتاب در حقیقت معرفی کنندۀ راوی داستان است و به این شکل راوی داستان را برای مخاطبان باورپذیرتر می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان بابور، فراداستانی برای نوجوانان است که اصلی‌ترین شگرد آن استفاده از روابط بینامتنی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20150613131557-9609-57.pdf|عنوان=بینتامتنی در فراداستان قلب زیبای بابور}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
====عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهی»  روايت‌كنندۀ ماجرای دختر نوجوانی به نام سارا است كه استعداد عجيبی در نواختن پيانو دارد و رمان، مثل يک موسيقی ملايم و عاشقانه‌ای آرام و دوست‌داشتنی پیش می‌رود و ماجرای آن در زمان آغاز جنگ ايران و عراق اتفاق می‌افتد. خانوادۀ سارا درحال فرار از شهری هستند كه چند روزی است که زير آتش خمپاره‌های عراقی‌هاست و در اين مسير با پسری به نام يونس و مادربزگش، بی‌بی آشنا مي‌شوند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
يونس، پسر عجيب و غريب و باهوشی است كه خيلی زود جايش را در دل خانوادۀ سارا و همراهان‌شان باز می‌كند. اما سارا دل خوشی از يونس ندارد؛ چون او باعث شده است كه از كوكوی دوست داشتنی‌اش جدا شود؛ اما ماجراهایی در اين داستان اتفاق می‌افتد كه همه‌چيز را تغيير می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/109248/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3-%D8%B4%D9%83%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C|عنوان=عاشقانه‌ای پاک از جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص، تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب‌شده در کنار هم جای گرفته‌اند و با بیان انواع عشق و تولدِ آن در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی، و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند. شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
روایتی از  تیمساری طاغوتی  که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود.&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود. سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و  محکمه‌ای انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکرشده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد؛ جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
=====خلاصۀ داستان=====&lt;br /&gt;
کودکی‌های زمین روایتگر روزهای آغازین اشغال خاک ایران توسط نیروهای بعثی است. داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که خواهرش مریمی قرار است به‌زودی به خانۀ بخت برود. چمل، مریمی را بسیار دوست‌دارد و به‌همینخاطر، دوری از او برایش سخت است. وقتی مریمی به‌همراه شوهرش کُنار و ننه برای خرید عروسی به بازار می روند، چمل از خانه بیرون می‌آید دود عجیب و غریبی را می‌بیند. دود در ذهن چمل غولی می‌شود و با او به گفت‌وگو می‌نشیند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/w/a/16/68rpb|عنوان=خلاصه‌ای از داستان کودکی‌های زمین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====تحلیل و بررسی=====&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام چمل است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد؛ ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها طبیعی آفریده است که خواننده در چند مرحله احساس می‌کند که به‌راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به‌عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثۀ تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====غوص عمیق====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====طبقۀ هفتم غربی====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ‌یک از آثار خانیان وجود ندارد؛ اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ادسون آرانتس و خرگوش هیمالیایی‌اش===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک‌ونوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه  به «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد. از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان؛ اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد، تلاش می‌کند تا آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند. او حتی با خودش قرار گذاشته است که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب، آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند و نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تا سال۱۳۹۸ به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40947</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40947"/>
		<updated>2020-02-26T08:12:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* فیلم ساخته‌شده براساس آثار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس داستان بلند &#039;&#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌ با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40946</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40946"/>
		<updated>2020-02-26T08:12:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس خانیان داستان بلند &#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌ با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40945</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40945"/>
		<updated>2020-02-26T08:11:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس خانیان داستان بلند &#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌ با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40944</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40944"/>
		<updated>2020-02-26T08:09:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران‌ونویسندگانِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگانِ میان‌سالِ(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگانِ ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=[[جمشید خانیان]] در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار [[جمشید خانیان]]}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثارِ خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویرِ ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک‌ و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانيان به‌واسطۀ نوشتن بسياری از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبری شده است و از آنجایی که در سن نوجوانی شاهد جنگ بوده است، اين واقعه در اكثر آثارش متبلور شده‌اند و از ديگر مضامينی كه خانيان در آثارش به آن توجه كرده است، حضور و نقش موازی و توأمان خشونت و لطافت است و در كنار موضوع خشنی مثل جنگ، اتفاقی عاشقانه را به‌تصوير می‌كشد تا وجه واقعی زندگی را ترسيم كند و اینگونه دو نوع پايداری را به شيوهای كاملاً رندانه و تمثيلی به‌تصوير می‌كشد؛ پايداري در برابر نفس و پايداری در برابر دشمن متجاوز.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد زیرا دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه‌می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌ بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم. امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است. از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیاتِ کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوعِ زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگانِ كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا، خواندم با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش [[قلب زیبای بابور]] را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره، آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشه و راه‌ورسم هر انسانی مبتنی بر طرز فکر و شیوۀ نگارش اوست و شخصیت هنری و ادبی هر نویسنده‌‌ای همراه با قلمی شناخته و تکمیل می‌شود که بر صفحۀ کاغذ نقش‌آفرینی می‌کند؛ ازاین‌روست که معماری شخصیت جمشید خانیان با تکیه بر آثارش  نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت ادبی و اندیشۀ خانیان در چهارخط و مبتنی‌بر آثار او تجزیه و تحلیل می‌شود که نخستین خط، جادوی رِئالیسمی در آثار اوست که این همان جادویی است که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود و بیشتر شخصیت خانیان بر این خط استوار است؛ اما آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند: &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[«قلب زیبای بابور»]]&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثاری که با [[سبک رئالیسم]] ساخته و پرداخته شده‌اند، دیدگاه نمایشی  خاصی دارد که مختص‌به خود اوست و شاید این سابقه و نوع نگاهِ اوست که  زیرساخت ذهنی او را در نمایشنامه‌هایش نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته شده‌اند می‌توان به: &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفرینند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است؛ زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ [[جمشید خانیان|خانیان]] در دنیای متن‌وداستان، حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخابش به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستانِ نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثارش نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ‌ فکر و اندیشه‌اند و گاه به‌نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به‌تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبیِ معاصرِ ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان است که عینیت پیدا نمی‌کند؛ اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت را ارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی‌به‌یکی‌‌دیگر و پایان آن هم که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌ با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به‌یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکلِ یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که [[حمیدرضا شاه‌آبادی|شاه‌آبادی]] با نوشتنِ این داستان انجام داده است. هم‌چنین استفاده از پلیفونیِ روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این‌طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحتِ‌عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌‌ونوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک‌ونوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هرازچندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایتش را نمی‌پسندم و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم است؛ اما این کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;روزی از روزها&#039;&#039;&#039;، به کارگردانی «اسدالله اسدی»&lt;br /&gt;
# فیلم‌نامۀ اقتباسی &#039;&#039;&#039;زیر آسمان شهر&#039;&#039;&#039; براساس خانیان داستان بلند &#039;&#039;سُبور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صداوسیمای ملیِ ایران، باعنوان &#039;&#039;&#039;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افقِ آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جست‌وجو در متن»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«از زمینه تا درونمایه»&#039;&#039;&#039;، نقدوبررسی ۷ داستان‌ِکوتاه ایرانی.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»&#039;&#039;&#039;، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران‌وجهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &#039;&#039;&#039;«شهر فرنگ ایرانی»&#039;&#039;&#039; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات [[دو رود]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، باعنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان‌وبزرگ‌سال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان می‌کند و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است. هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۳)  &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۲) &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;:برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتابِ سال «مهرِ طاها».&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;: برندهٔ نشانِ طلای لاک‌پشت پرنده.&lt;br /&gt;
# (۱۳۹۱) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۹)  &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتابِ برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتابِ سال جمهوری اسلامی).&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸)  &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۸) &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ نخست ربعِ قرنِ کتاب دفاع‌ مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخابِ کتابِ سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک.&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷)  &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ونوجوان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]].&lt;br /&gt;
# (۱۳۸۷) &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;: برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌ با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40934</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40934"/>
		<updated>2020-02-25T19:20:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* سه اثر راه یافته به فهرست افتخار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران و نویسندگان کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد؛ چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن دراین عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای  از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود. این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است. آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب او به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثرِ راه‌یافته به فهرستِ‌ افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌ دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن‌اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی جنگ)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# جست‌وجو در متن، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «از زمینه تا درونمایه»، نقدوبررسی ۷ داستان‌کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40929</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40929"/>
		<updated>2020-02-24T20:20:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ رفت و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد که بسیاری از آثار او نیز به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] که فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» با شروع نگارش برای بزرگ‌سالان آغاز کرد؛ ناگاه خودش را چنان در فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی‌های خلاقانه دید که شوقِ نوشتن برای نوجوانان در او به‌ وجود آمد تا پیشرو با فضای سرشار از بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح، همراه با آفرینشگری‌های ناب این عرصه، ماندن در دنیای کودک‌ونوجوان را ترجیح دهد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران و نویسندگان کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt; و با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیاتِ کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارند؛ زیرا خانیان با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند؛ اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثارش موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت: هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم. کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است. من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایندِ آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام، کهنه شده‌اند و روی میزم حق آب‌‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد؛ چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم‌بر نوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱و۵۲و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است. از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ونوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزیِ این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن دراین عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروهِ سنیِ نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظرِ من، نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار مشتاق و کنجکاو برای کشف جهان هستند. من هیچ‌گاه به‌ این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودکان‌ونوجوانان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیدا کردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ونوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰ روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰ روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود. تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته است. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیاتِ كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام. همین دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای است که مخاطب؛ نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴ فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای  از آن لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، با تعجب گفت: «خب، چی شد؟». این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره آن را نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود خب همین می‌شود. می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند: &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039; و نیز در &#039;&#039;&#039;«طبقۀ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; یافت می‌شود. این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است. آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این همان ویژگی‌ای است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است زیرا هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان‌اند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب او به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ونوجوان و دریافت جایزۀ جهانی &#039;&#039;&#039;آسترید لیندگرن&#039;&#039;&#039;، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌و‌نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ونوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ونوجوان‌وبزرگ‌سال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها نیز سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافل‌گیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|[[آتوسا صالحی]]، نویسنده و مترجم ادبیات کودک‌ونوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند. او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را هم غافل‌گیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این سخن شهرام اقبال‌زاده است که در آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] مطرح کرد: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ آسترید لیندگرن بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست گویی او از مرز یک‌نفربودن گذشته است. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش‌از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف‌وکاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار او همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این آثار شامل «عاشقانه های یونس در شکم ماهی» نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، «اختراع هوگو کابره» با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و «در خانۀ پسرک هفت صندلی بود» به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک‌ونوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخارِ دفترِ بین‌المللیِ کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌ دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن‌اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی جنگ)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# جست‌وجو در متن، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «از زمینه تا درونمایه»، نقدوبررسی ۷ داستان‌کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40890</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40890"/>
		<updated>2020-02-22T18:05:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= نویسنده‌ای از جنس کودکان‌‌ونوجوانان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]]، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر ادبی است که به‌ویژه در حوزۀ ادبیات کودک‌ونوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ کودک‌ونوجوان است که در سال۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ دعوت شد و در سال۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن معرفی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد؛ اما به‌گفتۀ خودش فضای سرشار از سخت‌کوشی، کنجکاوی و بازیگوشی خلاقانه به‌همراه بالوده‌گی و عرق‌ریزی روح که در ادبیاتِ کودک‌ونوجوان پراکنده است شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به‌ وجود آورد؛ اما این سختی همراه با آفرینشگری‌های ناب برای او لذت بخش است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;معرفی خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://gambegamtadanaee.blogfa.com/post/3|عنوان=معرفی شاعران و نویسندگان کودک‌ونوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است؛ اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان‌ونوجوانان است که دارای دو ویژگی بارزِ صدای مدرن و نوشتن در سبک‌ِ مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن در  آثار جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد؛ زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان= جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او ‌مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌ونوجوان نداشتیم و سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان| کانون آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان= حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌ و گل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد؛ چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های ۵۱ و ۵۲ و ۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چه تأثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ونوجوان مسئله اصلی من شده است گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم امیدوارم این فرصت را داشته باشم؛ زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;گپ‌وگفت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم شخصیت فانتزی این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم؛ اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ و نوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; تابه‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد.&amp;lt;/font&amp;gt; من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ونوجوان ایران نامزد شده‌ام؟ همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت: &amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. باهم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار  ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name= &amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند: &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌ و سارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی، نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====&#039;&#039;[[شهرام اقبال‌زاده|اقبال‌زاده]]&#039;&#039; داستان‌نویس، مترجم، ویراستار و منتقد====&lt;br /&gt;
{{گفتاورد تزیینی|خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد. این نظر شهرام اقبال‌زاده است که در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم؛ چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان= اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان= مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;/&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند؛ اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌ دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان= کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به‌انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر [[فرهاد حسن‌زاده]]، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه‌با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به‌شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود در ادامه باید به‌صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن‌اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«[[ترجمه‌های شازده کوچولو|شازده کوچولو]]»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سیدنوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آن‌قدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ [[فراواقع‌گرا|فراواقع]] می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقاً نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌و‌‌نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;/&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوءتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوءتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب کودک‌ونوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان= داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷، درحال چاپ)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب‌شده»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۵)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«[[قلب زیبای بابور]]»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‌ها=====&lt;br /&gt;
داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# داستان‌بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# پژوهش‌تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;(۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
=====رمان=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====سایر داستان‎‌ها=====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۸)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۵)&lt;br /&gt;
#  &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039; (۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۸)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۱)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«جنگ»(مجموعه آثار نمایشی جنگ)&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039; (۱۳۸۰)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039; (۱۳۷۹)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۶)&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039; (۱۳۶۵)&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
# جست‌وجو در متن، نقدوبررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «از زمینه تا درونمایه»، نقدوبررسی ۷ داستان‌کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
# «وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه‌شده====&lt;br /&gt;
# «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name= &amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
# در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و [[نادر ابراهیمی]]، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به‌روسی ترجمه شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان= آشنایی با نویسنده‌ای پراثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایشنامه‌نویسان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صداوسیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;/&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و...) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دربارهٔ جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش مشهود است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به‌قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است؛ اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name= &amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt; ولی این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
«کودکی‌های زمین» رمانِ موفق و خواندنی در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]] است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان= جمشید خانیان روایتگر  کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان= بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا درحالی‌که به‌نظر سالم و سرحال به‌نظر می‌رسید مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مُرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این، شروعی با موسیقی گوش‌نواز و آرام داستان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name= &amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه‌با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40792</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40792"/>
		<updated>2020-02-09T18:05:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس آثار  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]]، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و منتقد و پژوهشگر ادبی است که به ویژه در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان  فعال است. او اولین نویسندۀ ادبیات کودک و نوجوان است که در سال ۲۰۱۸ به فستیوال کلاغ سفید کتابخانۀ بین‌المللی مونیخ دعوت شد و در سال ۲۰۱۹ نیز نامزد جایزۀ جهانی آستریدلیندگرن گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم و جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «تیستوی سبز انگشتی» بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌ و گل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوانان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فانتزی این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوانان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوانان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ و نوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار  ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌ و سارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40774</id>
		<title>هستی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40774"/>
		<updated>2020-02-07T16:55:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= هستی&lt;br /&gt;
|تصویر		= Hasti.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= 180px    &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= هستی، دختری که دلش می‌خواهد فوتبالیست شود. &lt;br /&gt;
|نویسنده        = [[فرهاد حسن‌زاده]]&lt;br /&gt;
|طراح جلد	= عطیه بزرگ سهرابی &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		=رمانِ نوجوان‌ِامروز&lt;br /&gt;
|موضوع        	 = نوجوانی، بلوغ و عشق در بحبوحۀ جنگ&lt;br /&gt;
|ناشر		= [[کانون پروش فکری کودکان‌ونوجوانان]]&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ چاپ	    =۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|صفحه		= ۲۶۲     &lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هستی&#039;&#039;&#039; رمانی از [[فرهاد حسن‌زاده]] است که در محدودۀ سنی کودک و نوجوان و با محوریتی از ادبیات دفاع‌مقدس منتشر شده است. [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] از سال۸۹ تا ۹۸، ۳۸هزار نسخه از این رمان را در ۷نوبت &amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketab.ir/BookList.aspx|عنوان=هستی در چند نوبت و چند تیراژ منتشر شده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌چاپ رسانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=هستی رمان نوجوان امروز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/5331/6034/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=رمان هستی نوشتۀ فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * * &amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواندن داستان‌هایی که با ماهیت جنگ ساخته و پرداخته می‌شوند، بهتر از هر کتاب تاریخِ مستندی می‌توانند رویداد‌ها را هنرمندانه در ذهن مخاطب تصویر کنند و به خواننده ‌شناختی عمیق از فاجعه‌ای به نام جنگ بدهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هستی یک رمانِ رئالیستی از روزهای آغازینِ جنگِ ایران و عراق است، زیرا تنها داستانِ رئالیستی است که می‌تواند  به‌خوبی از عهدۀ بازنمایی واقعیت‌ها برآید. در این داستان علاوه‌بر جنگ ایران و عراق، معضل خانواده‌ها نیز کاویده می‌شود و شاید هیچ کتابِ مستندی دربارهٔ جنگ این چنین با ذکر جزییات بیان نشده باشد. از این نظر داستان حسن‌زاده هم به لحاظ فکری و هم‌ حسی تاثیرگذار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده در این رمان از آدم‌هایی می‌گوید که با وجود علایق به زندگیِ خود به جنگ می‌روند. تحولِ بزرگی مثل جنگ لازم است تا آدم‌های داستان هویتِ خود را در این جریان آشکار کنند. مانند پدر هستی که در آخر، علی‌رغم ترسش از جنگ به آبادان بازمی‌گردد تا دخترش را نجات بدهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی و خانواده‌اش، بخش‌های آشکار و پنهانِ ما و فرهنگمان را در خودشان حل کرده‌اند. جنگ را؛ فقر را؛ بغض و حسرت را. و نیز تجاربی که به واسطهٔ زیستن در شرایط جنگ برایمان به ارمغان آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
ویژگی‌های اثر مانند دارا بودن رگه‌هایی از طنزی که پابه‌پای کشمکش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی پیش می‌رود و طعمِ تلخِ بحرانِ خانمان‌سوزِ جنگ، در کنار تعددِ شخصیت‌های قابل تأمل که ورود و خروج‌های منطقی و معقولی نیز دارند داستانی جذاب و مؤثر را رقم زده است و علاوه‌بر مخاطب نوجوان می‌تواند بزرگسالان را نیز با اثری متفاوت و خواندنی روبه‌رو کند و ماندگاری خاص خودش را در ذهن خوانندۀ اثر باقی بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی هویت و محوری تاریخی دارد. آغاز آن جنگ ایران و عراق است و پایانش هم باز و رو به گسترش است. به‌علاوه هستی و خانواده‌اش در طول داستان، سنت‌های خانوادگی ارزشمندی را به خواننده نشان می‌دهند و مسائلِ واقعی را که در آن زمان جریان داشته‌است، بهتر به مخاطب می‌شناسانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جوایزی چون لاک‌‌‌‌پشت نقره‌ای، برگزیده‌شدن توسط مخاطبان نوجوان کانون و برنده‌شدن در بخش فیلم‌نامۀ اقتباسی این رمان را در صدر برترین‌های کانون قرار داده است و نیز ترجمۀ موفق رمان به زبان‌های گوناگون از قدرتِ ادبیِ نویسنده و تواناییِ خاص مترجم آن خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان انگلیسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/163410/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87|عنوان=انتشار رمان هستی به زبان انگلیسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان ترکی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/6380758/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان= رمان هستی به زبان ترکی استانبولی خواندنی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده بیشتر برای نوجوانان می‌نویسد اما به‌دلیل فضای نوستالژیک و لحن صمیمی در آثارش هر مخاطبی پای صحبت‌هایش می‌نشیند و با داستان‌های او همراه می‌شود.&lt;br /&gt;
==اگر هنوز دوست هستی نشده‌اید==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Farhadhasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده نویسندۀ متعهد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== پسر حسن‌زاده دختر شد===&lt;br /&gt;
به گفتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی از دلِ‌ یک ماجرای نیمه‌واقعی درآمد؛ داستانِ واقعی‌ از این قرار بود که: یک‌‌بار در بازی فوتبال دست پسرم شکست و او را به بیمارستان بردم و یک شب هم پیش پسرم خوابیدم تا روز بعد دست او را عمل کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان شب بود که جرقۀ نوشتن یک داستان زده شد و البته ماجرا را بردم به سال۵۹ و شروع جنگ با یک داستان کوتاه و اسمش شد روزی که ولوله شد..&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد فکر کردم این داستانِ‌ کوتاه ظرفیت این را دارد تا فصل اول یک رمان باشد و تصمیم گرفتم پسر داستان را تبدیل کنم به دختری که کارهای پسرانه می‌کند و &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;آنجا بود که هستی من متولد شد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== ته دلم هستی را دوست دارم===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالقِ رمانِ هستی]] دربارۀ نوشتن جلدِ دوم آن می‌گوید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;بستگی به بعضی چیزها دارد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می‌توانم روزهای بعدی زندگی‌اش را تصویر کنم و او را ببرم به وضعیت و زمانی دیگر. باید صبر کرد و دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
باید دید آیا هستی هم دوست‌دارد که این اتفاق بیافتد یا نه؟&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کمی دربارۀ نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در ۱۳سالگی در یکی از کتابخانه‌های کانون استعداد نویسندگی خود را شکوفا کرد. گاه شعر می‌گوید و گاه فیلم‌نامه می‌نویسد و جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است که مهم‌ترین آن‌ها &amp;lt;font color=orange&amp;gt;نشان ماه طلایی&amp;lt;/font&amp;gt; می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=مدال‌های طلایی‌رنگ  فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او تاکنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب برای کودکان‌ و نوجوانان نوشته است و بیش‌ از ۳۰ جایزه در ایران دریافت کرده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده نامزدِ ایرانی جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هانس‌ کریستین‌ اندرسن۲۰۱۸&amp;lt;/font&amp;gt; و نیز جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://koodak24.ir/directories/details/52/-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=نویسندۀایرانی و جوایز جهانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که بسیاری از کتاب‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=کمی دربارۀ حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق نوجوانی نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شخصیت‌های محبوبش می‌گوید:&lt;br /&gt;
از وقتی خودم را شناختم [[احمد محمود]] را هم شناختم و رمانِ همسایه‌های او را در نوجوانی خواندم و خیلی در من تاثیر گذاشت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به جز او [[محمود دولت‌آبادی]] را هم دوست‌دارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastiii.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی، دوست بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ماحصل داستان===&lt;br /&gt;
هستی‌خانم، دختر نوجوانِ آبادانی است که دلش نمی‌خواهد مثل بقیۀ دخترها باشد. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد؛ رانندۀ تریلی، خلبان یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما وقتی جنگ آغاز می‌شود و هستی را در مسیر جدیدی قرار می‌دهد نگاه او نسبت به اطرافیان و دنیای اطرافش تغییر می‌کند و..&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و جذابیت، باهم===&lt;br /&gt;
داستان هستی تنها به ردۀ سنی خاصی محدود نمی‌شود، بلکه داستانی‌ست که هر سن‌ و سالی را با خط‌ به‌ خط جملات خود همراه می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی تنها یک نام یا یک کتاب نیست، هستی سرنوشت یک ملت و نهایت پای‌بندی و تعهد [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] نسبت به باورهایی است که با وجود تمام‌شدن جنگ و سیاهی‌های آن، همچنان در اندیشۀ همگان نهفته است و چه زیباست که این مسئولیت در ادبیات با واژه‌هایی که لبریز از عشق و تعهد به مباحث ملی است بیان شده‌ است و این یعنی [[ادبیات داستانی معاصر]] هم‌چنان نفس می‌کشد و حسن‌زاده‌هایی را می‌خواهد که روحش را تازه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده در این رمان دغدغه‌ها و مشکلات را با احترام به همۀ اندیشه‌ها بیان کرده است که این خود داستان‌هایش را خواندنی‌تر می‌کند. قصد حسن‌زاده از گفتن این قصه تنها ادای  نویسندگی نیست، بلکه شور و اشتیاق او برای نوشتن این اثر است آن را این‌گونه پرمخاطب کرده است، همان شور و اشتیاقی که به گفتۀ خود او حاصل تمرکزی است که در نگارش هستی برای خود ساخته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C/|عنوان=نگاهی به رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== کارت تقدیمی برای جمشید‌خانیان===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی را به رفیق گمشدۀ کودکی‌هایش به &amp;lt;font color=darkorange&amp;gt;[[جمشید خانیان]]&amp;lt;/font&amp;gt; تقدیم کرده‌ است و در کارت تقدیمش که آن‌ را در صفحۀ۷ رمانش برای خانیان عزیزش فرستاده‌است این‌طور می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkviolet&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;center&amp;gt; برای رفیق کودکی‌های گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای کودکی‌های رفیق گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای رفیق گمشدۀ کودکی‌ها...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای جمشید خانیان...&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
‎‌&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadehasti.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قهرمانان هستی===&lt;br /&gt;
داستان هستی  قهرمان زیاد دارد. ابرقهرمان اصلی داستان کسی است که وقتی سوار موتور می‌شود حتی پایش به زمین نمی‌رسد اما از ماهشهر تا آبادان را تک‌تنه می‌آید و در شجاعت زبان‌زد می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسی که  قابل پیش‌بینی نیست و در دنیایی متفاوت و با افکاری متفاوت زندگی می‌کند. کسی که رفتارهای نوجوانانه‌اش از همان جسارت‌های معمول و تضادهای اندیشه‌‌اش جاری است، که شخصیتی به ظاهر ساده اما با باطنی پیچیده را برای او می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] طوری هستی را در داستانش معرفی کرده‌ است که ما هستی را از زبان خود او بشناسیم. از زبان دختر ۱۲ساله‌ای که عاشق موتورسواری و فوتبال‌بازی‌کردن است. همۀ این‌ها باعث شده است تا مخاطبان هم‌سن‌‌ و سالِ هستی خودشان را جای او بگذارند و همۀ اتفاقات پیشروی هستی را مثل خود او لمس و تجربه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دایی جمشید قهرمان بعدی داستان است. او شوخ و مهربان است و علاقه‌اش به هستی فراتر از حد تصور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت بعدی داستان ابی است. همان ابوالقاسم، «پدر هستی ». که همه ابی صدایش می‌زنند، او رازی دارد که در پایان داستان آن را برای هستی فاش می‌کند. حسن‌زاده، بیشتر طنز در رمانِ هستی را بر دوشِ ابی قرار داده است تا این‌گونه به گفتۀ خودش  بتواند از زشتی و سیاهی‌های جنگ کم‌کند .&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فریبای داستان مادر هستی است، زنی مهربان است که به‌خوبی وظیفه مادری را ایفا می‌کند و عشق به فرزند را به زیبایی در داستان به‌تصویر می‌کشد، هستی می‌گوید او فرشته‌ای است که خدا زمینی‌اش کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خاله سیمین بازیگر بعدی است، او همیشه کیفش پر از سوغاتی است و شخصیتی شوخ دارد که کلمات را به‌هم‌می‌ریزد و از آن کلمات جدید می‌سازد هستی می‌گوید او بهترین خالۀ دنیا است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاپور  شخصیتی دیگر در داستان هستی است، کسی که هستی او را دوست دارد چون قول داده تا برای هستی  گردن‌بندی چوبیِ زیبایی با هستۀ خرما بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hastikoodakankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در دست کودکان &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
شور و اشتیاقی که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] در نگارش هستی به‌کار برده است و  هم‌چنین طرح و پیرنگ در داستان که خلاصه می‌شود در جنگ و دفاع از سرزمین، بهترین دلیلی است که می‌توان حکم باید را بر خواندن این کتاب گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت هستی و همزادپنداری مخاطبان با او، باعث شده است تا کتابِ هستی تنها یک کتاب نباشد؛ بلکه مخاطبانِ آن، در لحظه به لحظۀ طرحِ داستان پیش روند و تمام اتفاقات را با خود او لمس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
موضوعات مطرح شده در رمان برای همۀ فارسی‌زبانان آشناست زیرا بر محوریت جنگ و آوارگی‌های پس از آن می‌پردازد و به‌نوعی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این رمان هویت همۀ ماست و هویت نیز اصلِ ذات آدمی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوباره بخوانیم و با هم بخوانیم==&lt;br /&gt;
=== من خواب هستی را دیدم!===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شرایط نوشتن رمان پرطرفدارش گفت:&lt;br /&gt;
:من برای اینکه بتوانم با تمرکز بیشتری این رمان را بنویسم از انبار یک انتشارات استفاده کردم و شش‌ماه را روزی چهارساعت در این انبار به نگارش مشغول بودم، جالب این است که وقتی این کار را می‌کردم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;گاهی خواب هستی را می‌دیدم که هنرمندانه برایم ایفای نقش می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== بقیۀ آدم‌ها چی؟===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] می‌گوید: &lt;br /&gt;
:من برای نوشتن هستی برای خودم شخصیت‌هایی ساخته‌ام که وجود خارجی ندارند اما می‌توانند داشته باشند. در واقع آن‌ها در ذهن مخاطب هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
می‌توان گفت ذهن هر نویسنده، مثل یک سی‌پی‌یوی کامپیوتر است، پردازشگر دارد و اطلاعات را پردازش می‌کند و خروجی‌اش می‌شود آن‌چه که شما می‌خوانید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من در طول زندگی آدم‌های متفاوتی دیدم و اطلاعاتشان را یادداشت کرده‌ام و از آن‌ها شخصیت ساخته‌ام، شاید اگر می‌خواستم می‌توانستم داستان را سرسری بنویسم و کار مشکلی هم نبود چون همیشه در اطراف من دخترِ نوجوان زیاد بوده است. خانواده‌‍‌ای پرجمعیت با بیش  از حدود ۳۰ خواهرزاده و برادرزاده. &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;سختی در نوشتنِ رمانِ هستی ریزشدن در لحظه‌های خاص زندگی‌اش بود.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دفترچۀ ایده‌های حسن‌زاده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالق رمان هستی]] دربارۀ ایدۀ رمانش می‌گوید: &lt;br /&gt;
:بسیاری از اتفاقاتِ فرعی رمانِ هستی را از لای برگ‌های دفتر ایده‌هایم بیرون کشیدم و بعضی حس‌هایی را که سراغم می‌آید و نمی‌دانم جایشان کجاست را در دفترچۀ ایده‌هایم می‌نویسم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastihasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی دوست همۀ بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===خلاصۀ داستان هستی===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» داستان دختر دوازده‌ساله‌ای است که ساکنِ آبادان است. روحیۀ عجیبی دارد و کارهایش  به‌هیچ‌وجه به دختران شبیه نیست. او دوست‌دارد با پسرها فوتبال بازی کند و به‌همراه دایی جمشید به موتور سواری برود و راندن موتور را از او یاد بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                               &lt;br /&gt;
دست او در بازی فوتبال شکسته است و پدر ناچار است به جای این که برای کار بر روی کشتی اروند راهی ژاپن شود همراه هستی به بیمارستان برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                                               &lt;br /&gt;
مادر هستی در آستانۀ به‌دنیاآوردن فرزندی است و پدر بیشتر اوقات با هستی رفتار ناخوشایندی دارد و او را به‌خاطر کارهایش سرزنش می‌کند و &amp;quot;ادبار&amp;quot; صدایش می‌زند، حتی وقتی متوجه می‌شود که کشتی اروند غرق شده است باز هم دست از رفتارهایش برنمی‌دارد و مدام هستی را سرزنش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی به‌قدری از این وضع ناراحت است که فکر می‌کند فرزند آنان نیست و در ذهن خود سناریوهای گوناگونی را راجع‌به این موضوع می‌سازد. زمزمه‌های شروع جنگ هم برخاسته و خانۀ آن‌ها بر اثر بمباران ویران شده‌ است و این اتفاقات، آن‌ها را ناگزیر به رفتن به خانۀ بی‌بی می‌کند. خانواده با شدت‌گرفتن جنگ و با موتور دایی جمشید روانۀ ماهشهر می‌شوند و خاله نسرین  نیز پس از چندی به آنان می‌پیوندد، ولی پس از مدتی با عجله می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی در ماهشهر با لیلا که او هم جنگ‌زده است دوست شده و از او جودو یاد می‌گیرد و هم‌چنین برادر لیلا، شاپور، هم به او قول می‌دهد تا از هستۀ خرما برای هستی گردن‌بند زیبایی بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی دور از چشم خانواده و به کمک برادر لیلا و دوست او موتورِ دایی را تعمیر می‌کند و سپس تنهایی راهی آبادان می‌شود و آنجا با دایی جمشید و خاله نسرین روبه‌رو می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر هم که نگران غیبت دخترش است، فردای آن روز راهی آبادان می‌شود، هستی با مشاهدۀ پدر پا به‌ فرار می‌گذارد که در همین‌زمان بمباران هم شروع می‌شود و هستی همراه پدر به گوشه‌ای پناه می‌برند و در چنین لحظه‌ای پدر راز مهمی را برای او فاش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگام مراجعت هستی و پدر به ماهشهر، دایی بسته‌ای را به هستی می‌رساند که رزمنده‌ای در حال مرگ  ازاو خواسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
درون بسته، هسته خرمایی است که با ظرافت برش داده‌شده و روی آن با خطی خوش، نام هستی حک شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=خلاصۀ داستان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
سبک رمان هستی با زاویۀ دید اول شخص‌مفرد روایت می‌شود تا خواننده احساس‌ کند که یکی از اشخاص داستان که در حال نقل داستان و گفت‌وگو می‌باشد برای اوست، تا خواننده وقایع و اتفاقات داستان را حتی اگر ناممکن  باشند باورپذیر بیانگارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت داستان به گذشته موجب شده است تا مخاطب ارتباط نزدیک‌‌تر و صمیمی‌تری را با متن برقرار کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیچ‌کس خانه نبود&#039;&#039;&#039;{{سخ}} &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یعنی من بودم و سهراب&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بابا سر کار بود و&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مامان هم بی‌بی را برده‌ بود درمانگاه&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با سهراب بازی می‌کردم&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خرگوشش را می‌انداختم بالا&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و می‌گرفتم..&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
معمولا روایت داستان در زمان گذشته فاصلۀ میان شخصیت‌ها و مخاطبان را از بین‌ می‌برد و پیوندِ دوستی غیرمستقیمی را بین شخصیت‌ها و مخاطبش برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت به گذشته، به نویسنده و راوی این امکان را می‌دهد تا در تمام ابعاد داستان سرک بکشند و به‌همراه مخاطب در سرتاسر دریای بی‌کران داستان پیش روند، آن‌گونه که حتی مخاطب خستگی پاروزدن را هم متوجه نشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان  به گونه‌ای است که مخاطب ابتدا تصور می‌کند که شخصیت و راوی داستان پسر است، اما در ادامۀ داستان متوجه خواهد‌ شد که شخصیت اصلی داستان دختری به نام هستی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در نگارش رمان پرطرفدارش  [[سبک رئالیسم]] را انتخاب کرده  است تا به‌راحتی بتواند با شگرد جادوگری این سبک  فضا و مکان و کشش‌های شخصیت‌هایش را نشان دهد و بعد  به خواننده منتقل کند. &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;بار اصلی رمانِ هستی جنگ تحمیلی است و ژانری اجتماعی و ماهیتی دفاع مقدسی دارد&amp;lt;/font&amp;gt;. جنگ در ذات خود بارِ معنایی سرد و خشن و منفی دارد و در ذهن مخاطبِ نوجوان اثری نامطلوب می‌گذارد مگر آنکه نویسندۀ توانمند با چاشنی‌هایی آن را جذاب و خواندنی‌ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیرنگ و طرح داستان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«در روزی که ولوله شد»&amp;lt;/font/&amp;gt; که شهر از شلوغی فریاد می‌کشید و جامه‌اش را در تن خود پاره‌پاره ‌می‌کرد  &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«دخترای ننه دریا»&amp;lt;/font/&amp;gt; در شهری که  از &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آوار به آوارگی » &amp;lt;/font/&amp;gt;رسیده‌ بود روی دیوار خاطره‌هایش نوشتند &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«هستی نام یک ماهی نیست&amp;lt;/font/&amp;gt;...»&lt;br /&gt;
این چهار عنوان چهار فصل کتابی است که [[فرهاد حسن‌زاده]] با شور و اشتیاق  آن را به نگارش درآورده است و با هوشمندی و زیرکی برای جذب مخاطبانش که تنها کودک‌ونوجوان نیستند، نام‌هایی را برای فصل‌هایش انتخاب کرده است تا مخاطب را به ادامۀ خوانش داستانش سوق دهد و اشتیاق مخاطب را در خواندن داستان چندین برابر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ  و طرح داستانِ هستی با رعایت توالی از چهار بخش تشکیل شده‌ است:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} معرفی هستی در آستانۀ جنگ ایران و عراق در آبادان {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} آوارگی و مهاجرت به شهری دیگر{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} زندگی در شرایط جنگ‌زدگی{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} بازگشت هستی به آبادان{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ داستان از رفتن و برگشتن حکایت دارد، رفتن و برگشتنی که نه تنها برای نیروهای عراقی است که بیشتر برای دخترِ نوجوانی است که شهر و خانه‌اش را به خاطر ترس از جنگ رها کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
با تصمیم برای رفتن به ماهشهر وارد «میانۀ داستان» می‌شویم، جایی که کشمکشی برای رفتن یا نرفتن بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. اوجِ داستان جایی است که پدر هستی برای نجات دخترش خطر می‌کند تا در شهری که حالا دیگر برایش غریبه است جان او را نجات دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرجام داستان  با کندشدن رویدادها آهنگ می‌گیرد و مخاطب می‌فهمد داستان به زودی پایان خواهد یافت تا هستی به آرامی دستش را باز کند و چیزی را ببیند که منتظرش است. یک ماهی تراشیده شده از هستۀ خرما، که روی آن با خط قشنگی نوشته شده‌ بود: هستی...&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot;&amp;gt;{{ یادکرد وب| نشانی=http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/348-2011-10-16-08-32-29.html|عنوان=همه چیز با جنگ شروع می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقاط قوت و ویژگی‌های هستی===&lt;br /&gt;
شخصیت‌پردازی قدرتمند در رمان هستی و همین‌طور زاویۀ دید اول‌‌شخص‌‌مفرد یکی از نقاط‌ رمان است. نثر، زبانِ داستان و استفادۀ نویسنده از ضرب‌المثل‌های جذاب جنوبی نیز به ماندگاری نثر افزوده است و یکی دیگر از ویژگی‌های مهم آن می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
از طرفی این کتاب از جمله کتاب‌هایی است که خواننده از خواندن آن پشیمان نمی‌شود و حتی حالت او، قبل و بعد از خواندن رمان متفاوت می‌شود زیرا این کتاب به نوعی اصالت زنان و دغدغه‌های آنان را بیان می‌کند که خود نقطۀ قوتی برای این مجموعه خواهد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/138146/شخصیت-پردازی-رمان-هستی-قدرتمند|عنوان=نقاط قوت هستی خانم}}&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===راوی داستان===&lt;br /&gt;
راوی داستان دانای کل است، که بر تمام سطرها و بخش‌های رمان تسلط دارد.او همان هستی است که حضورش در سرتاسر داستان پررنگ و جذاب است و از حق نگذشته، بار روایت را خوب به دوش گرفته و پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ اول شخص مفرد در داستان بیشترین هم‌حسی را در مخاطب ایجاد می‌کند تا افکار ابرقهرمان داستان برای بیان اتفاقات و حالاتش باز باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== لحن و زبان داستان===&lt;br /&gt;
رمان هستی با استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی و استفاده از زبان محلی در کنار واژه‌های امروزی و استفاده از ادبیات فولکوریک،  زبانِ اثر را در ذهن مخاطب ماندگار کرده است. چون شخصیت اصلی داستان هستی است و داستان از زبان او روایت می‌شود لحن و زبان او به عنوان شخصیتِ محوری بر فضای داستان سایه افکنده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمان روایت حال است، حالی که در گذشتۀ تقویمی اتفاق افتاده‌ است تا به نوعی کنجکاوی مخاطبان دنیای امروزی را برانگیزد و مخاطب، کشش دنبال‌کردن آن‌ را در خود حس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عنوان داستان ===&lt;br /&gt;
نویسنده، نام کتابش را از شخصیت اصلی داستانش وام گرفته  است و می‌توان گفت که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] راحت‌ترین و بی‌دردسر‌ترین اقدام را برای انتخاب عنوان انجام داده است زیرا زیاد ذهنش را درگیر نکرده است و احتمالاً، عنوان را از‌‌ همان ابتدای نوشتن رمان انتخاب کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تنها این سؤال در ذهن به وجود می‌آید که اگر حوادث رمان در دهۀ ۶۰ و زمان جنگ رخ داده است، آیا انتخاب این اسم منطقی بوده و تناسب دارد؟ بی‌شک پذیرش نام «هستی» برای دختران دهۀ شصت آن هم در شهر آبادان، کمی سخت است و می‌توان گفت: عنوانِ رمان، «تازه» و «کم تناسب» و«کم تجربه» از نظر تناسب زمانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی نام زیبایی است که می‌تواند به راحتی در ذهن مخاطب ثبت شود و ضمناً این عنوان، ایهام دارد و بر دو مبنا به کار می‌رود:&lt;br /&gt;
#نامی دخترانه{{سخ}}&lt;br /&gt;
#جهان و هستی و آفرینش.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===هویت نوجوانی در هستی===&lt;br /&gt;
رمان هستی هویتی را بیان می‌کند که شخصیت اصلی داستان آن را نمی‌پذیرد و به نوعی از آن فرار می‌کند. شخصیتی که دوست‌دارد پسر باشد و کارهای پسرانه انجام دهد. هستی نمی‌خواهد مثل دختر‌های هم‌سن‌‌وسالش  باشد و  آرزو دارد وقتی بزرگ شد دروازه‌بان شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هویت هستی، در گریز از خودش وتعریف می‌شود آن‌گونه که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] با طنزی تلخ این هویت‌گریزی را در داستان نشان داده است زیرا این بحران هویتی نکتۀ اساسی و مهمِ روانی‌ و اجتماعی در رفتار نوجوانان است و هستی می‌تواند نماد نوجوانانی باشد که از خودبودن خسته شده‌اند و می‌خواهند چیزی جز خودشان باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بحران هویتی که در هستی ایجادشده است ناشی از شرایط نامطلوب او می‌باشد که دوری پدر از او و رفتارهای ناخوشایندش این بحران هویتی را تشدید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===طنز در رمان هستی===&lt;br /&gt;
خالق رمان هستی می‌گوید: &lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;من بیشتر طنز در این رمان را بر دوش پدرِ هستی قراردادم.&amp;lt;/font&amp;gt; و در ادامه دربارۀ طنز در داستان هستی می‌گوید:&lt;br /&gt;
:رمانِ هستی اگر در فضای سال۵۹ نوشته شده‌ بود، یعنی سالی که جنگ شروع شد و هستی و خانواده‌اش را دربه‌در و مصیبت‌زده کرد، باید میزان اشک‌ و آه در داستان زیاد می‌شد. اما من نمی‌خواستم این‌طور شود و هستی شاهد این اتفاقات باشد. زیرا اشک و آه به میزان کافی در ادبیات و بقیۀ رسانه‌ها یافت می‌شود، پس طنز را وارد داستان کردم تا در کنار با هیجانات پسرانه‌ای که در شخصیت هستی وجود دارد از تلخی‌های داستان کم کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله نویسندگانی است که عنصر طنز، چاشنی همیشگی او در سراییدن داستان است. او در رمان هستی نیز لایه‌های عمیقی از طنز را به‌خوبی در متن داستان جاری کرده‌ است تا با آمیختن محتوای خشک و جدی ادبیات [[دفاع‌‌مقدس]] در کنار چاشنی طنز، ادبیات کودک‌ونوجوان شاهد اتفاقات خوبی در عرصۀ داستان‌نویسی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/145845/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=پسری که دختر شد-همشهری آنلاین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گفت‌وگوهای داستان===&lt;br /&gt;
استفاده از گفت‌وگوها بر‌ای توصیف داستان و شخصیت‌های آن از عناصر مهم داستان‌پردازی در رمان هستی است و می‌توان آن را یکی از شگردهای [[فرهاد حسن‌زاده]] در خلق آثارش معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفت‌وگوها در رمان هستی، دیالوگ‌های زنده، محکم و تاثیرگذارند و اتفاقات داستان به واسطۀ این دیالوگ‌های زنده به زیبایی به تصویر کشیده‌شده‌اند و شخصیت‌پردازی در داستان هم به کمک این گفت‌وگوها ایجاد شده است که از خلال آن دیالوگ‌ها حتی می‌توان به تضادهای بین شخصیت‌های داستان پی‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== تعهد نویسنده به نادر ابراهیمی===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] تعهدی خاص به نادر ابراهیمی دارد به‌طوری که اندیشۀ ابراهیمی تاثیر زیادی بر سبک نگارش او گذاشته است. در بیشتر آثار او این تجلی اندیشه نمایان است، اندیشه‌ای که به مدد شعرهای نادرابراهیمی در قلب و ذهن حسن‌زاده به‌وجود آمده‌ است .{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;ما برای خواندن این قصۀ عشقِ به خاک&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
اینکه توجه به رسالت قلم و پای‌بندی به اصولی که نویسنده به آن‌ها معتقد است و بر بودن و انتشار آن‌ها تأکید دارد، نکته مهمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده با پای‌بندی به سرزمین و عشق به آب و خاکِ اجدادی و نشان‌دادن صحنه‌هایی واقعی و ملموس از واقعۀ اجتماعی نه‌چندان خوشایند، جنگ و پایداری را در رمان هستی متجلی کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Neshasthasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; وقتی منتقدان کوچک هستی سخن می‌گویند &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadekodak.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده با کودکان سخن می‌گوید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر هم‌سن و سال‌های هستی===&lt;br /&gt;
بیشتر هم‌سن‌‌وسال‌های هستی، انتخاب نامِ هستی را برای کتاب مناسب می‌دانند و هستی را هستی‌بخش خانواده به‌شمارمی‌آورند، زیرا هستی «ادباری» که پدر او را با آن می‌خواند نبود، اما هرچند از نظر برخی دیگر انتخاب این عنوان برای رمان کنجکاوی خواننده را تحریک نمی‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طرح روی جلد هم از نظر بیشتر بچه‌ها با موضوع متناسب بود و همۀ سادگی‌های روی طرح جلد آن باعث شده بود تا حتی اشتیاق برای خواندن و شروع هرچه زودتر آن بیشتر گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوست‌های هم‌سن‌وسال هستی، بخش ابتدایی داستان را دوست داشتند و رأی مثبت به عالی‌بودن آن دادند، اما پایان داستان را به دلیل عدم‌هماهنگی با شروع جذاب آن جالب نمی‌دانستند و از نظر آن‌ها نویسنده فقط سعی کرده‌ بود خیلی زود داستانش را جمع‌وجور کند و به پایان برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برخی از لحن داستان و لهجۀ جنوبی آن راضی نبودند و آن را آزاردهنده می‌دانستند زیرا یک نوع دوگانگی زبان و لهجه را در داستان حس می‌کردند و اعراب‌گذاریی کمِ داستان را برای ادای بهتر آن لهجه‌های ناشناخته، امتیاز منفیِ هستی به‌حساب می‌آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید اول شخص در داستان و سبک رئالیستی از نظر بیشتر منتقدان کوچک سبب باورپذیرترشدن داستان بود که این  نکته مثبتی برای رمان به‌حساب می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
پسران هم‌سن هستی نیز بر این باور بودند که با وجود دختربودنِ هستی اما به‌دلیل حالات روحی، آرزوها و نیز رفتاری که از خود بروز می‌داد، او را به دنیای پسران نزدیک‌تر کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طولانی‌بودنِ بخشِ اولِ داستان و دیالوگ‌های بسیار در آن خسته‌کننده و ملال‌آور بود و مثال‌های زیادی که راوی در گفت‌وگو‌هایش می‌آورد جالب نبود. از نظر بیشتر بچه‌ها حجم مناسب داستان از عوامل مثبت کار بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ قوتی که بیشتر منتقدان کوچک هستی یک صدا با هم فریاد می‌زدنند، همان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;شخصیت‌پردازی قدرتمند کتاب بود&amp;lt;/font&amp;gt;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی رمان پرمخاطب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastitasvirgar.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوازده قاب برای هستی===&lt;br /&gt;
آثار کارگاه تصویرگری رمان «هستی» در قالب کتابی هم‌زمان با هفتۀ دفاع‌ِمقدس از سوی [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارگاه تصویرگری «هستی» برگرفته از اثر [[فرهاد حسن‌زاده]] در سال۱۳۹۱ برگزار شد و در این کارگاه ۱۲ تصویرگر با حضور نویسندۀ اثر برای آشنایی بیشتر با داستان کتاب «هستی» به خلق تصاویری پرداختند و این درحالی است که بستر داستان‌ رمان هستی واقعۀ بزرگ [[دفاع‌مقدس]] است و زندگی جسورانه و شیطنت‌های بچه‌گانۀ هستی، شخصیت اصلی این رمان، هم‌زمان با جنگ تحمیلی، مشقت‌هایی را برای او به وجود می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بر همین اساس ماحصل کارگاه تصویرگری رمان هستی در خرداد۹۲ و به مناسبت سال‌روز آزادسازی خرمشهر در قالب نمایشگاهی به مخاطبان معرفی شد و هم‌اینک نیز انتشارات کانون کتابی را برای معرفی این کارگاه و تصاویر خلق شده در آن منتشر کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
علاقه‌مندان علاوه بر مطالعۀ زندگی‌نامۀ فرهاد حسن‌زاده، با تصویرگران این کارگاه نیز آشنا می‌شوند، ضمن آنکه هر تصویر در کنار متن آن قرار گرفته تا این کتاب کاربردی جامع‌تر برای مخاطبان و علاقه‌مندان پیدا کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان اعلام کرده‌ است که با توجه به انتشار نسخۀ انگلیسی رمان «هستی» و انتخاب فرهاد حسن‌زاده به عنوان نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt;، انتشار اثری که بتواند از نگاهی دیگر به آثار این نویسندۀ نام‌آشنا بپردازد ضروری به نظر می‌رسد و آثار گروهی تصویرگران و ثبت نظرها و نگاه آنان به این اثر می‌تواند نگاهی دیگر به وجوه مختلف این اثر ممتاز ادبی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر هفت‌هزارتومان قیمت دارد و قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری در سراسر کشور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/دوازده-قاب-برای-هستی|عنوان=دوازده قاب برای هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Englishhasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان هستی به زبان انگلیسی خواندنی می‌شود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== رونمایی از ترجمۀ انگلیسی هستی در تبریز===&lt;br /&gt;
ترجمۀ رمان «هستی» از مجموعه «رمانِ نوجوانِ امروز» از [[کانون پرورش کودکان‌ونوجوانان]] با حضور بیش از ۶۰ تن از نویسندگانِ حوزۀ ادبیات، در تبریز رونمایی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مدیر عاملِ کانون با اشاره به افزایش علاقه‌مندیِ نوجوانان به مطالعۀ رمان‌های ایرانی تاکید کرد: زمانی خواندن رمان‌های خارجی در کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی‌‌وهنری‌ِ کانون به‌شدت رواج داشت، اما سرانجام نیم‌قرن تجربه و سابقۀ کانون به کمکِ ما آمد تا بتوانیم آثار ایرانی را به سراسر کشور و بیش از یک هزار کتابخانه و مرکز فرهنگی خود ببریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] نویسندۀ رمان «هستی» نیز در این جمع به سخنرانی پرداخت و گفت: خوشحالم که محور این جمع امروز، رمانِ من است و از آن خوشحال‌ترم به خاطر اینکه رمان‌ نوجوان‌ِ امروز در یک مسیر معمولی حرکت نکرده و درجا نزده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده کودکان‌ونوجوانان با بیان اینکه «زبان همیشه بین فرهنگ‌ها فاصله انداخته است» اظهار داشت: &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یکی از کارکردهای مناسب رمانِ نوجوان‌ِ امروز، تصویرگری خوب است.&amp;lt;/font&amp;gt; با تصویر، بهتر از متن می‌شود با مردمِ دنیا سخن گفت و حالا که آثار این مجموعه در دست ترجمه قرار گرفته است، می‌توانیم با مردم دنیا با زبان خودشان صحبت کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مترجم این کتاب نیز در سخنان کوتاهی با طرح موضوع «ترجمۀ معکوس» گفت: خوشحالم که کانون پرورش فکری این بستر را فراهم کرد که بشود با ترجمۀ معکوس، کتاب‌هایمان را به اقصی نقاط دنیا بفرستیم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ترجمۀ هستی در قالب دهمین سفر از سری سفرهای نقدوبررسی رمان‌های نوجوان‌ِ امروزِ کانون است و ترجمۀ موفق آن ناشی از شناخت مترجم از بازارهای جهانی است .&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده بیان کرد من و مترجمِ «هستی» بارها برای ترجمۀ دقیق و درست این رمان جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم زیرا رمان من پر است از واژه‌های بومی و محلی و تلاش زیادی می‌خواهد تا تمام حس‌های رمان را به زبان بیگانه منتقل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://freebsd2.ghanoondaily.ir:8080/News/Item/71736/98/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86--%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C--%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF.html|عنوان=رونمایی از ترجمۀ هستی در تبریز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastinaghd.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در نگاه منتقدان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی در بوتۀ نقد===&lt;br /&gt;
جلسۀ نقد رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، با حضور محمدرضا گودرزی، فرزانه رحمانی و نویسنده اثر در فرهنگ‌سرای انقلاب اسلامی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رحمانی در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهدۀ بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است و یک نکته خوب هم که در پرداخت شخصیت‌ها وجود داشت، توصیف‌های درونی‌شان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده است، پسندیدم؛ نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند برای رمان انتخاب کند ولی همین تضاد نشانه‌ای از  رنج‌کشیدن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گره‌گشایی هم در فصل‌ فرجامین کار اتفاق می‌افتد. در خصوص راوی هم باید بگویم که بهترین زاویۀ دیدی که نویسنده می‌توانست انتخاب کند، اول شخص بود. از آنجایی که هستی شاهد روزهای اولیۀ جنگ بوده است، انتخاب این نوع راوی به متن اصالت می‌دهد و واکنش‌های آن زمان را به صورت یک گزارش دسته اول، ارائه می‌دهد. راوی، بارعاطفی داستان را هم خیلی خوب پیش می‌برد، غیر از ایجازی هم که در کلامش وجود دارد، بیان واقعیات است که به قصه اهمیت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، نثر و زبان آن است که استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی هم زیرمجموعه این نکته مثبت قرار می‌گیرد. پس‌زمینۀ «هستی» هم علی‌رغم این که با زبان معیار فاصله دارد، ولی چون از زبان یک نوجوان بیان می‌شود، قابل پذیرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نکتۀدیگر این که اگر کسی این رمان را از دیدگاه اصالت زن بررسی کند، برایش جالب خواهد بود و در ذهنش ماندگار می‌شود و به نظرم، رسالت اصلی یک کتاب همین است؛ چون اگر خواننده آن را بخواند و به زودی از یادش برود، نمی‌توان آن را کتابی قدرتمند و تاثیرگذار دانست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF/|عنوان=هستی در بوتۀ نقد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:filmnamehasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی و پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقتی هستی فیلم می‌سازد===&lt;br /&gt;
هنرمندِ بوشهری، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; نوشاعبدالله‌زاده&amp;lt;/font/&amp;gt;، که از فعالان تئاترِ کودک‌ و نوجوان و در رشتۀ فیلم‌سازی است  توانسته است در جشنواره‌های مختلف مقام‌ برتر را کسب کند. در سی‌امین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کودک‌ونوجوانِ اصفهان با فیلم‌نامۀ «هستی» در بخش اقتباسی و اندیشه‌های نوِ این جشنواره توانست مقامِ نخست را به‌دست آورد و پروانۀ زرین بهترین فیلمنامه را کسب کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://pgnews.ir/module/news/156192/|عنوان=فیلم‌نامۀ اقتباسی هستی پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه را کسب کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رمان‌های کانون زیر نگاه دوربینِ مدار بسته===&lt;br /&gt;
«هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، «گردان قاطرچی‌ها» نوشتۀ داوود امیریان و «توران تور» نوشتۀ عباس جهانگیریان از سوی اعضای نوجوان مراکز [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان‌‌‌‌]] استان تهران به‌عنوان برترین رمان‌های نوجوانِ امروز برگزیده شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داوران نوجوان این طرح، کتاب‌های برتر خود را براساس  معیارهایی مانند: میزان لذت از متن، انتخاب مناسب موضوع داستان، ایجاد کشمکش و هیجان مناسب در قصه، کیفیت فضاسازی داستان، شخصیت‌‌پردازی مناسب، کیفیتِ پایان داستان، کیفیتِ آغاز داستان و کیفیتِ گفت‌وگوهای داستانی برگزیده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برهمین‌اساس، رمان هستی از ۱۰۰ امتیاز درنظر گرفته‌‌شده حائز ۸۴.۳۶ امتیاز شد و در صدر جدول انتخاب‌های این نوجوانان قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده که رمانِ هستی او نه‌تنها مورد استقبال واقع شده‌ بود بلکه با ۱۶هزار بارِ امانت توسط اعضای کانون سراسرِ کشور به‌عنوان پرمخاطب‌ترین رمانِ نوجوانِ امروز هم شناخته می‌شود در سخنانی، جایزۀ مخاطبان را بهترین و سالم‌ترین جایزه‌ای دانست که تاکنون به وی اهدا شده‌ است و افزود: من تاکنون ۲۵جایزه برای کتاب‌هایم دریافت کرده‌ام و معتقدم مخاطبان بهترین داور هستند و مانند برخی از داوری‌های بزرگسالان مسائلی را که به کتاب ارتباط ندارد لحاظ نمی‌کنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی از نوجوانان به ویژه دختران که کتاب هستی را موشکافانه مطالعه‌ و آن را انتخاب کرده‌اند تشکر کرد و ادامه داد: در بسیاری از مکان‌های عمومی با این جمله روبه‌رو می شویم که &#039;&#039;&#039;این مکان مجهز به دوربین مدار بسته می‌باشد.&#039;&#039;&#039; من فکر می‌کنم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این داوری همان دوربین مدار بسته‌ا‌ی است که ما و عملکرد ما را به دقت نگاه می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/213097/رمان-های-کانون-زیر-نگاه-دوربین-مدار-بسته-نوجوانان|عنوان=رمان‌های کانون زیر نگاه دوربین مداربسته}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:Romankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان‌های کانون و نگاه مخاطبان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فقط ۵ثانیه زمان دارید===&lt;br /&gt;
نویسنده‌ای که تمام زحماتش را با نام «هستی» در امور انتشارات کانون برای مخاطبان کودک‌ونوجوان و حتی بزرگسالان منتشر نموده‌ است، بی‌شک آنقدر هوشمندانه آغاز رمان ۲۶۲ صفحه‌ای‌اش را خوب، گیرا و اثرگذار شروع می‌کند که خواننده تا پایان، رمان را یک‌نفس بخواند و کتاب را زمین نگذارد همان‌طور که سندی داچل می‌گوید: فقط ۵ثانیه زمان دارید تا خوانندۀ داستانتان را جذب کنید و یا برای همیشه از دستش بدهید و این ۵ثانیه برای خواندن پاراگراف اول داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
دستم شکسته بود..{{سخ}}&lt;br /&gt;
دست شکسته‌ام توی گچ بود{{سخ}}&lt;br /&gt;
و از گردن آویزان{{سخ}}&lt;br /&gt;
تازه درد هم می‌کرد{{سخ}}&lt;br /&gt;
ولی جرئت جیک زدن نداشتم از ترس بابا..&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان در همان ابتدا موضوع محوریِ خود، یعنی دختری که دلش می‌خواهد پسر باشد برای خواننده بیان کرده است و به اصطلاح یقۀ او را می‌گیرد و تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان، آغاز راهی است که مخاطب را تا رسیدن به انتها، تشویق می‌کند و حرکت می‌دهد همان راهی که حسن‌زاده انتخاب کرده است تا از انرژی‌ها و انگیزه‌ها برای حرکت‌کردن و قدم‌زدن تا رسیدن به انتهای رمان لبریز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برترین رمان مخاطبان کانون===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] با کسب نظر اکثریت بیش از ۳هزار مخاطبِ کانون، برترین رمان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانا]] شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/1741165/هستی-برترین-رمان-مخاطبان-کانون-پرورش-فکری-شناخته-شد| عنوان= هستی برترین رمان از نگاه مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برای پنجمین بار منتشر شد===&lt;br /&gt;
[[کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان]] پس از استقبال بی‌نظیر مخاطبان از رمان هستی طی سال‌های اخیر، در سال۹۸، در شمارگان ۵۰۰۰ نسخه، رمان هستی را منتشر و راهی بازار کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است چاپ اول این رمان در اسفند۱۳۸۹ با شمارگان ۱۵۰۰۰ نسخه منتشر شده بود که تاسال۹۸ این آمار به ۳۸هزار نسخه رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/هستی-برای-پنجمین-بار-منتشر-شد/|عنوان=هستی برای پنجمین بار منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Astridlingern.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و آستریدلیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
هستی جوایز بی‌شماری را از آن خود کرده است جوایزی مانند:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ مخاطبان کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برندۀ نشان لاک‌پشت نقره‌ای جشنوارۀ کتاب لاک‌پشت پرنده(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیده‌شدن در شورای کتاب کودک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ بهترین فیلمنامۀ اقتباسی جشنوارۀ فیلم کودک‌ونوجوان اصفهان&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال شهید غنی‌پور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
درخشش [[فرهاد حسن‌زاده]]، در نامزدی در جایزۀ اندرسن و آسترید لیندگرن هم از جملۀ جوایز جهانی این نویسنده می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=جوایز رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Anderson.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و جایزۀ هانس‌کریستین‌اندرسن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شناسنامۀ هستی==&lt;br /&gt;
رمان هستی نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله رمان‌های نوجوانِ امروز توسط [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] در سال ۱۳۸۹ منتشر شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این رمان که از جمله رمان‌های پرمخاطب از نگاه مخاطبان کودک‌ و نوجوان است. جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است و حتی دو سال بعد از انتشار آن‌ توسط کانون پرورش فکری، به کسب جوایزی چون نشان‌ لاک‌پشت نقره‌ای در سال۱۳۹۱ و لوح ویژه از شورای کتاب و برگزیدۀ اول جایزه مخاطب نوجوان در همان سال شده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌دلیل پرمخاطب‌بودن کتاب، رمان هستی در سال۱۳۹۲ به زبان انگلیسی نیز چاپ گردید که این امر رمان پرطرفدار هستی را خواندنی‌تر کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی در سال۸۹ در تیراژ عالی پانزده‌هزار جلد ودر ۲۶۴ صفحه و به قیمت مناسب دوهزاروهشت‌صد تومان در مراکز فرهنگی هنری سراسر کشور قابل دسترسی بود و اینک  قیمت آن به یازده‌هزاروپانصدتومان افزایش یافته‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کم پیش می‌آید در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوانِ ما کتابی منتشر شود که بتواند با آثار ترجمه رقابت کند؛ چه از نظر انتخاب سوژه و پرداخت، چه در زمینۀ جذب مخاطب. و «رمان هستی»، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های رمانِ نوجوانِ تالیفی در سال‌های اخیر است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabrah.ir/author/5795-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=شناسنامه هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shahreketabonline.com/products/115/33050/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=گزارشی از مشخصات رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/ketabak.org/ketab/2526-%25D9%2587%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%3famp|عنوان= معرفی رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|حسن‌زاده|فرهاد|عنوان=رمان هستی|ناشر=کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان|سال=۱۳۸۹|مکان=|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴}}&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;سبک شناسی و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ  سمیه سادات آورند، مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز و مربی کانون پرورش فکری کودکان‌و‌نوجوانان فارس، سال انتشار:۱۳۹۷، محل انتشار: پژوهشنامۀ اورمزد، ص:۱۱، شمارۀ۴۴&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;بررسی شخصیت‌پردازی در رمان نوجوانِ دفاع‌مقدس در رمان‌ هستی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ صدیقه مزارعی‌زاده، پایان‌نامه، وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، دانشگاه هرمزگان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، سال۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برساخت سوژگی دختر و دخترانگی در رمان هستی&#039;&#039;&#039;، پدیدآور: سیران اصحابی، استاد راهنما: پارسا یعقوبی جنبه‌سرائی، دانشگاه کردستان، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایران، سال۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;کاربرد فرازبان در روایت پردازی کودکانه  در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده&#039;&#039;&#039;، نوع پژوهش: پایان نامه، پژوهشگران: شتاو زندکریمی (دانشجو)، پارسا یعقوبی جنبه سرائی(استاد راهنما)، صالح ادیبی(استاد مشاور)، چاپ شده در وب سایت رسمی دانشگاه کردستان، سال۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;تحلیل گفتمان انتقادی ده رمان نوجوان در حوزۀ دفاع‌مقدس (براساس نظریۀ نورمن فرکلاف)&#039;&#039;&#039;، پدیدآور: نوال رخنیه، استاد راهنما: محمدرضا صرفی، استاد مشاور: نجمه حسینی سروری، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشکدۀ ادبیات و علوم‌انسانی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایرانیان، سال۱۳۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86|عنوان=گفت‌وگو با نویسندۀ ایرانی راه‌یافته به فهرست پنج نویسندۀ برترِ معتبرترین جایزۀ ادبیات کودکان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/3297-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%84-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF|عنوان=کارمندان خاطی مدارس را برای تنبیه به کتابخانه‌ منتقل می‌کنند.|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86|عنوان=جایزۀ هانس کریستین اندرسن|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276880/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان=معرفی آثار فرهاد حسن‌زاده در مجلۀ ادبی سوری|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۵ خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280144/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86|عنوان=کاندیداهای داستانی نوجوان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270216/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1|عنوان=اعلام نامزدهای بخش کودک هجدهمین دوره جشنواره شهید غنی‌پور|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=معرفی رمان هستی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%C2%AB%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB|عنوان=فرهاد حسن‌زاده میهمان نشست «لذت داستان»|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10736-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86|عنوان=پیشنهاد کتاب فرهاد حسن‌ زاده برای مطالعه نوجوانان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۴تیر۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86|عنوان=فرهاد حسن‌زاده به فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن راه یافت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۰دی۱۳۹۶|تاریخ بازدید-۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده از آشنایی‌اش با کانون پرورش فکری می‌گوید|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱شهریور۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=اعلام نامزدهای اولیه جایزه‌ لاک‌پشت پرنده|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10068-%D8%AF%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=ديدار نوروزی نویسندگان ادبیات کودک و برگزاری روز جهانی کتاب|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱فروردین۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده|ناشر=کتابخانۀ عمومی امام‌خمینی قزوین|تاریخ نشر=۹دی۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/96100904496/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87|عنوان=انتشار رمان «هستی» فرهاد حسن‌زاده در ترکیه|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=۹دی۱۳۹۶|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.parsine.com/fa/news/109300/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان=«هستی» فرهاد حسن‌زاده به انگلیسی ترجمه شد|ناشر=پارسینه|تاریخ ناشر=۳۱شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=356042|عنوان=سبک شناسي و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن زاده|ناشر=پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی|تاریخ انتشار=پاییز۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان=عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.qudsonline.ir/news/645109/%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%B2%D8%AF|عنوان=تجلیل از &amp;quot;فرهاد حسن‌زاده&amp;quot; نویسنده نام‌آشنای کشور|ناشر=پایگاه خبری و تحلیلی قدس|تاریخ انتشار= ۳۰بهمن۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-69/868601-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=آغاز زنگ رمان نوجوان با «هستی» فرهاد حسن‌زاده|ناشر=خبرگزاری برنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=‍۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://jcls.shirazu.ac.ir/article_4838_0.html|عنوان=فرایند تحوّل شخصیت در داستان هستی|ناشر=مطالعات ادبیات کودک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40773</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40773"/>
		<updated>2020-02-07T16:50:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 140px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت و با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر با نام‌های «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتاقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه است جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و شخصیت‌های زن  به‌خوبی  در داستان‌ها نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار پیرزاد آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;  داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را تا ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست. رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید: فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند. من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند. ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند. بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من براساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=موضوع داستان «چند روز مانده به عید پاک» چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمامی داستان‌های این مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قهرمانان «طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته است و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌ که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند. زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند. سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی یک نسل از ارمنی‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است  تا امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برانگیزاند و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است، پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال‌زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بودن، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم. نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم.{{سخ}} &lt;br /&gt;
نخست:&#039;&#039;&#039;برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته‌شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;کوریه انترناسیونال فرانسه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;(با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40772</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40772"/>
		<updated>2020-02-07T15:25:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;گذر از سنت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;کوریه انترناسیونال فرانسه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;(با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40771</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40771"/>
		<updated>2020-02-07T15:17:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* جابه‌جایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل){{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;کوریه انترناسیونال فرانسه&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40770</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40770"/>
		<updated>2020-02-07T15:16:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* شخصیت بخشی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;کوریه انترناسیونال فرانسه&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40769</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40769"/>
		<updated>2020-02-07T15:13:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* جوایز و افتخارات{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pd...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;کوریه انترناسیونال فرانسه&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&#039;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40768</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40768"/>
		<updated>2020-02-07T15:11:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب» */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40767</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40767"/>
		<updated>2020-02-07T15:09:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب» */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40766</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40766"/>
		<updated>2020-02-07T15:07:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر در خصوص سه کتاب می‌گوید: در سه کتاب، شخصیت‌های زن  به‌خوبی نگاشته شده‌اند ولی نویسنده در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt; اما زویا پیرزاد به‌عنوان نویسندۀ کتاب  می‌گوید:  فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از اعتراضی مشترک اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهنده است، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی که در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن بر پایۀ احساسات شکل گرفته است و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی به همره دید انتقادی زویا پیرزاد نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و نویسنده عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که این فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده است تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه زن و مرد در داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه ایجاد کرده است و از  دیداری می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام، جریانی ایستا دارد و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود  تا سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
*آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده است می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان‌شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند و از ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یادآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم. آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند. نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین. تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش. شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد. بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه‌داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه‌داشتن چیزهای زیبا آسان نیست. مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تا سال۱۳۹۸ بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است. داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند. سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه و گرجی و «طعم گس خرمالو» نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد کتاب مثل همۀ عصرها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;صدای زنانه در ادبیات معاصر&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;سنت نوشتاری زنان&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039; (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» اثر زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
# {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40736</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40736"/>
		<updated>2020-02-04T17:39:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب» */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= مجموعه‌ داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه، زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot; /&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از يک اعتراض اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهندهاست، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن احساسات است و دید انتقادی زویا پیرزاد و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و در مقابل عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه رن و مرد داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه داستان ایجاد کرده است و از آشنایی می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام میان مجموعه‌های آن، جریانی ایستا است و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*در آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده، می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند واز ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یاددآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات، و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد، متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیرزاد، شخصیت مرد را نمی‌شناسد!===&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر:&lt;br /&gt;
:این بانوی نویسنده در سه کتاب، شخصیت‌های زن را به‌خوبی نگاشته؛ ولی در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم، آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کردم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم، و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند؛ نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین؛ تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش، شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه داشتن چیزهای زیبا آسان نیست، مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تاکنون بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده  است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است، داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند، سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه، گرجی و «طعم گس خرمالو»، نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# نقد کتاب مثل همه عصرها، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# صدای زنانه در ادبیات معاصر، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# سنت نوشتاری زنان، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40735</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40735"/>
		<updated>2020-02-04T17:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= مجموعه‌ داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه، زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
 به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به عنوان مثال:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
{{بلی}}:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است..&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم، به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگارشدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گودرزی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد.{{سخ}} &lt;br /&gt;
چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست:&#039;&#039;&#039; برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد.&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوم: &#039;&#039;&#039;در مدرنیته و همگام با دست‌آوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است.&#039;&#039;&#039; که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوم: &#039;&#039;&#039;مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرد از پیامدهای مدرنیته است.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارۀ نظام نشانه‌ها در سه کتاب گفتند:&lt;br /&gt;
داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته است زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده است زیرا هر داستانی با توجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود و داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده است: مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که  پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده است، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی هستند که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و کارهایی که قبل انجام می‌داد را ادامه می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای داستان باشد، آن‌ هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آنقدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان باز هم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد، بود که چون پسرها بازی‌اش  نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد.{{سخ}} &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; ص:۲۵.&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان آن‌ها را حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده است، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌ آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سر به‌ هوا هم دارد که خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود. طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شود و شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کیاعلایی و نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از يک اعتراض اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهندهاست، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن احساسات است و دید انتقادی زویا پیرزاد و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و در مقابل عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه رن و مرد داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه داستان ایجاد کرده است و از آشنایی می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام میان مجموعه‌های آن، جریانی ایستا است و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*در آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده، می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند واز ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یاددآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات، و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد، متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیرزاد، شخصیت مرد را نمی‌شناسد!===&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر:&lt;br /&gt;
:این بانوی نویسنده در سه کتاب، شخصیت‌های زن را به‌خوبی نگاشته؛ ولی در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم، آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کردم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم، و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند؛ نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین؛ تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش، شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه داشتن چیزهای زیبا آسان نیست، مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تاکنون بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده  است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است، داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند، سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه، گرجی و «طعم گس خرمالو»، نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# نقد کتاب مثل همه عصرها، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# صدای زنانه در ادبیات معاصر، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# سنت نوشتاری زنان، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40733</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40733"/>
		<updated>2020-02-04T17:11:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= مجموعه‌ داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه، زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ موجود در این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس  بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ ناصر نیکوبخت، سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست رمانی است با سه اپيزود كه هر یک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده با افكار انسان دوستانه به بيان حالات، روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید. از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=داستان طعم گس خرمالو چه می‌گوید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت‌های زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود. مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چندپاره در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌ جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌ دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قراردادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت‌گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌های این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کاری است که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و یاد پدر که از ذهنش بیرون نمی‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و صاحب دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است و معاون او دانیک نام دارد. او معاون لایقی است. در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده است و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، او آلنوش را مانند کفشدوزکی رها می‌کند تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزا برقرار کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد. این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیت‌ها را زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب‌آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره‌بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته است و امیدها را برای بهبود وضعیت زنان در جامعه برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام در مجموعه پربار سه کتاب به بيان زندگی يا انتقال احساساسات بپردازد تا بتواند اینگونه بذر امید را در دل‌های زنان به‌عنوان یکی از عناصر مهم خلقت بیا‌فشاند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته است در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده و همین باعث شده است تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است. پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص  که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هر اثر. اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
{{بلی}}نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای مجموعه داستانش برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد. از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهر می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت. زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هر از چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌».{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیر و رو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌ بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود خرازی بود. خدابیامرز بابام سی، چهل‌سال گردوندش. من راستش دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده است و ستمی نهفته را فریاد می‌زند برای مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، [[پیرزاد]] از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده است و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند به عنوان نمونه:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سَرَک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان، هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده، بارداربودن زن را نشان می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود با توجه‌ به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌ نمایش  بگذارد.{{سخ}} به عنوان مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌.(جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی، نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژۀ بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند. داستان‌های «درگاهی پنجره»، «لکه»، «مگس» و «مثل بهار» از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «طعم گس خرمالو» شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته سپری می‌شود و داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد. در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف و ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود. به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد که دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم،به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگار شدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد. چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست: برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد؛ دوم:در مدرنیته و همگام با دستاوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است؛ که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شودو سوم: مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرداز پیامدهای مدرنیته است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارل نظام نشانه‌ها در سه کتاب اینطور بیان کردند:&lt;br /&gt;
:داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته و آن را از داستان‌های دیگر متمایز کرده است؛ زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده زیرا هر داستانی باتوجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود، داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده، مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که می‌توان گفت، زویا پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی است که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و به کارهایی که قبل انجام می‌داد ادامه می‌دهد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای مجموعه‌داستان باشد، آن‌هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی، مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آن‌قدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند؛ بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود؛ اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد؛ اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان بازهم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد. در صفحه۲۵، &lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; نماد چه شخصیتی است؟&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سربه‌هوا هم دارد و خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود، طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شودو شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از يک اعتراض اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهندهاست، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن احساسات است و دید انتقادی زویا پیرزاد و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و در مقابل عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه رن و مرد داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه داستان ایجاد کرده است و از آشنایی می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام میان مجموعه‌های آن، جریانی ایستا است و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*در آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده، می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند واز ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یاددآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات، و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد، متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیرزاد، شخصیت مرد را نمی‌شناسد!===&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر:&lt;br /&gt;
:این بانوی نویسنده در سه کتاب، شخصیت‌های زن را به‌خوبی نگاشته؛ ولی در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم، آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کردم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم، و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند؛ نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین؛ تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش، شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه داشتن چیزهای زیبا آسان نیست، مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تاکنون بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده  است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است، داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند، سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه، گرجی و «طعم گس خرمالو»، نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# نقد کتاب مثل همه عصرها، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# صدای زنانه در ادبیات معاصر، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# سنت نوشتاری زنان، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40718</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40718"/>
		<updated>2020-02-03T18:57:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= مجموعه‌ داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌ داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریتی از زنان و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانری [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است که نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت چاپ  با بیش از ۸۲هزار نسخه، به چاپ رسانده است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
پیوند بین سه مجموعه داستان که پیش‌تر فارق از یکدیگر و با نام‌هایی چون «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، به سمع نظر خوانندگان و مشتقاقان رسیده بودند، در سال ۱۳۸۱ با گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب اهمیت  به موضوعی چون دغدغه‌های زنانه که محوریتی مشترک بر هر سه مجموعه بود جانی دوباره گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که در رویارویی با «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌هایی غرق در دنیای واقعی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; اسلوب نوشتاری پیرزاد در هر سه مجموعه، زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتار او آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام این داستان‌ها سعی کرده است تا وجوه بسیار دیده‌ شده اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده است و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه، نویسنده و فعال ادبی، با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخت&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس است که حتی قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
===برندۀ هفته‌نامۀ پرتیتراژ===&lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot;طعم گس خرمالو&amp;quot;، مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاهِ زويا پيرزاد به‌عنوان بهترين کتاب سال برگزیده شد و جایزۀ «کوریه انترناسیونال» را از آن خود کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزأ هفته‌نامۀ پرتیتراژ فرانسوی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان، از اتفاق‌های ساده زندگی می‌گوید.از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند. به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چندصدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادموند است در سه دوره از زندگی‌اش، با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌هایی معمولی است به‌همراه دغدغه‌هایی که از ظرافت زنانه خبر می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند. در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو. زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;  ماهیت اصلی  تمتم داستان‌های آن مجموعه است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری  ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند. مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، مارتا همسر ادموند است و  ماحصل ازدواج آن دو دختری به نام آلنوش است. دانیک شخصیت بعدی این مجموعه است، او معاون ادموند است و به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است و آنقدر مهربان است که گویی جز مهربانی نیاموخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی. داستان «پرلاشز»، عاشقانه‌ای از مراد و ترانه است و «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چند پاره در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
*فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌جایی می‌آیند که اکثریت هنرمندان در آن به‌دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند اما پیرزاد با دستمایه قرار دادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش  این اثر می‌گذارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌هایشان روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است، به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌هاید این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%ز A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد واینک جدایی و خرید آپارتمان با ارثیۀ پدری که هیچوقت نتوانست مانند سیمین تمیز و مرتب باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سیمین نیز درگیر عشقی است که بوی اجبار و کهنگی می‌دهد و پسرخاله‌ای به نام مجید که هیچ بویی از ذوق و ظرافت‌های زنانه ندارد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt; سیمین برای داشتن مجید در کلاس‌های لکه‌بری لیلا حاضر می‌شود و اینگونه سرنوشت انسان‌ها تلاقی می‌یابد تا هریک جداگانه به آینده‌ای تاریک بیاندیشند و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کار که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر مانند عطری فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و روزهایی که یادآور ایام خوش گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و ماحصل آن ازدواج، دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است، معاون او دانیک نام دارد، دانیک نیز به‌خاطر عشق به یک مسلمان از خانواده‌اش رانده شده و اکنون تنها زندگی می‌کند، او معاون لایقی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد؛ اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، اوآلنوش را مانند کفشدوزکی رها کرد تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخّص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزّا برقرار کرده‌اند،.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد.این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیّت‌هارا زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیّت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیّت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته و امیدها را برای بهبود وضعیّت زنان در جامعه را برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجّه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام به بيان زندگی يا انتقال احساس بپردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ناصر نیکوبخت، دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دربارۀ سبک سه كتاب می‌گوید: سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست؛ رمانی است با سه اپيزود كه هریک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده، با افكار انسان دوستانه، به بيان حالات و روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
*داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده، همین باعث شده تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
*زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است، پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هراثر، اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
*نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای «سه کتاب» برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه داستان از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد، از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهرمان می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت، زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هراز چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیرورو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود، خرازی بود، خدابیامرز بابام، سی، چهل‌سال گردوندش، من راستش، دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده و ستمی نهفته را فریاد می‌زند برای مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، پیرزاد از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند به عنوان تمثیل:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سرک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده بارداربودن زن را نشان می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود باتوجه‌به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌نمایش انظار بگذارد.{{سخ}} به عنوان مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌. (جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژه بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند، داستان‌های درگاهی پنجره، لکه، مگس و مثل بهار از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل: درگاهی پنجره پهن نبود؛ اما آن‌قدر بود که با بدن کوچک پنج‌ساله‌ام به‌راحتی روی آن جا شوم و درگاهی پنجره زیباترین جای دنیا بود، ساعت‌ها آنجا می‌نشستم و توت خشک می‌خوردم و به آدم‌ها نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم آدم‌ها چرا این همه راه می‌روند؛ کجا می‌روند؟ انگار خوشحال نیستند و شاید چون خسته‌اند، خسته از راه‌رفتن.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو» از مجموعه داستانی به‌همین نام، نمونه بارزی از حس دلتنگی به گذشته است، خانم، شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته است، زمانی که پدرش او را حمایت می‌کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و جهیزیهٔ او است و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد، در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل: تازه که ازدواج کرده بودم، عصری که به‌همراه مارتا و مادر در حیاط خانه، چای می‌خوردیم؛ به مادرم گفتم:جوهرم تمام شده، مارتا گفت: چرا به مادر زحمت می‌دهی؟ من می‌خرم‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف، ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود، به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد، دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم،به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگار شدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد. چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست: برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد؛ دوم:در مدرنیته و همگام با دستاوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است؛ که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شودو سوم: مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرداز پیامدهای مدرنیته است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارل نظام نشانه‌ها در سه کتاب اینطور بیان کردند:&lt;br /&gt;
:داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته و آن را از داستان‌های دیگر متمایز کرده است؛ زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده زیرا هر داستانی باتوجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود، داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده، مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که می‌توان گفت، زویا پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی است که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و به کارهایی که قبل انجام می‌داد ادامه می‌دهد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای مجموعه‌داستان باشد، آن‌هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی، مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آن‌قدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند؛ بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود؛ اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد؛ اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان بازهم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد. در صفحه۲۵، &lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; نماد چه شخصیتی است؟&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سربه‌هوا هم دارد و خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود، طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شودو شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از يک اعتراض اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهندهاست، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن احساسات است و دید انتقادی زویا پیرزاد و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و در مقابل عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه رن و مرد داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه داستان ایجاد کرده است و از آشنایی می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام میان مجموعه‌های آن، جریانی ایستا است و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*در آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده، می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند واز ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یاددآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات، و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد، متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیرزاد، شخصیت مرد را نمی‌شناسد!===&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر:&lt;br /&gt;
:این بانوی نویسنده در سه کتاب، شخصیت‌های زن را به‌خوبی نگاشته؛ ولی در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم، آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کردم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم، و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند؛ نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین؛ تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش، شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه داشتن چیزهای زیبا آسان نیست، مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تاکنون بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده  است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است، داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند، سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه، گرجی و «طعم گس خرمالو»، نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# نقد کتاب مثل همه عصرها، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# صدای زنانه در ادبیات معاصر، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# سنت نوشتاری زنان، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40703</id>
		<title>هستی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40703"/>
		<updated>2020-02-02T17:54:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= هستی&lt;br /&gt;
|تصویر		= Hasti.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= 180px    &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= هستی، دختری که دلش می‌خواهد فوتبالیست شود. &lt;br /&gt;
|نویسنده        = [[فرهاد حسن‌زاده]]&lt;br /&gt;
|طراح جلد	= عطیه بزرگ سهرابی &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		=رمانِ نوجوان‌ِامروز&lt;br /&gt;
|موضوع        	 = نوجوانی، بلوغ و عشق در بحبوحۀ جنگ&lt;br /&gt;
|ناشر		= [[کانون پروش فکری کودکان‌ونوجوانان]]&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ چاپ	    =۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|صفحه		= ۲۶۲     &lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هستی&#039;&#039;&#039; رمانی از [[فرهاد حسن‌زاده]] است که در محدودۀ سنی کودک و نوجوان و با محوریتی از ادبیات دفاع‌مقدس منتشر شده است. [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] از سال۸۹ تا ۹۸، ۳۸هزار نسخه از این رمان را در ۷نوبت &amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketab.ir/BookList.aspx|عنوان=هستی در چند نوبت و چند تیراژ منتشر شده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌چاپ رسانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=هستی رمان نوجوان امروز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/5331/6034/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=رمان هستی نوشتۀ فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * * &amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواندن داستان‌هایی که با ماهیت جنگ ساخته و پرداخته می‌شوند، بهتر از هر کتاب تاریخِ مستندی می‌توانند رویداد‌ها را هنرمندانه در ذهن مخاطب تصویر کنند و به خواننده ‌شناختی عمیق از فاجعه‌ای به نام جنگ بدهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هستی یک رمانِ رئالیستی از روزهای آغازینِ جنگِ ایران و عراق است، زیرا تنها داستانِ رئالیستی است که می‌تواند  به‌خوبی از عهدۀ بازنمایی واقعیت‌ها برآید. در این داستان علاوه‌بر جنگ ایران و عراق، معضل خانواده‌ها نیز کاویده می‌شود و شاید هیچ کتابِ مستندی دربارهٔ جنگ این چنین با ذکر جزییات بیان نشده باشد. از این نظر داستان حسن‌زاده هم به لحاظ فکری و هم‌ حسی تاثیرگذار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده در این رمان از آدم‌هایی می‌گوید که با وجود علایق به زندگیِ خود به جنگ می‌روند. تحولِ بزرگی مثل جنگ لازم است تا آدم‌های داستان هویتِ خود را در این جریان آشکار کنند. مانند پدر هستی که در آخر، علی‌رغم ترسش از جنگ به آبادان بازمی‌گردد تا دخترش را نجات بدهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی و خانواده‌اش، بخش‌های آشکار و پنهانِ ما و فرهنگمان را در خودشان حل کرده‌اند. جنگ را؛ فقر را؛ بغض و حسرت را. و نیز تجاربی که به واسطهٔ زیستن در شرایط جنگ برایمان به ارمغان آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
ویژگی‌های اثر مانند دارا بودن رگه‌هایی از طنزی که پابه‌پای کشمکش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی پیش می‌رود و طعمِ تلخِ بحرانِ خانمان‌سوزِ جنگ، در کنار تعددِ شخصیت‌های قابل تأمل که ورود و خروج‌های منطقی و معقولی نیز دارند داستانی جذاب و مؤثر را رقم زده است و علاوه‌بر مخاطب نوجوان می‌تواند بزرگسالان را نیز با اثری متفاوت و خواندنی روبه‌رو کند و ماندگاری خاص خودش را در ذهن خوانندۀ اثر باقی بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی هویت و محوری تاریخی دارد. آغاز آن جنگ ایران و عراق است و پایانش هم باز و رو به گسترش است. به‌علاوه هستی و خانواده‌اش در طول داستان، سنت‌های خانوادگی ارزشمندی را به خواننده نشان می‌دهند و مسائلِ واقعی را که در آن زمان جریان داشته‌است، بهتر به مخاطب می‌شناسانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جوایزی چون لاک‌‌‌‌پشت نقره‌ای، برگزیده‌شدن توسط مخاطبان نوجوان کانون و برنده‌شدن در بخش فیلم‌نامۀ اقتباسی این رمان را در صدر برترین‌های کانون قرار داده است و نیز ترجمۀ موفق رمان به زبان‌های گوناگون از قدرتِ ادبیِ نویسنده و تواناییِ خاص مترجم آن خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان انگلیسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/163410/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87|عنوان=انتشار رمان هستی به زبان انگلیسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان ترکی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/6380758/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان= رمان هستی به زبان ترکی استانبولی خواندنی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده بیشتر برای نوجوانان می‌نویسد اما به‌دلیل فضای نوستالژیک و لحن صمیمی در آثارش هر مخاطبی پای صحبت‌هایش می‌نشیند و با داستان‌های او همراه می‌شود.&lt;br /&gt;
==اگر هنوز دوست هستی نشده‌اید==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Farhadhasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده نویسندۀ متعهد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== پسر حسن‌زاده دختر شد===&lt;br /&gt;
به گفتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی از دلِ‌ یک ماجرای نیمه‌واقعی درآمد؛ داستانِ واقعی‌ از این قرار بود که: یک‌‌بار در بازی فوتبال دست پسرم شکست و او را به بیمارستان بردم و یک شب هم پیش پسرم خوابیدم تا روز بعد دست او را عمل کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان شب بود که جرقۀ نوشتن یک داستان زده شد و البته ماجرا را بردم به سال۵۹ و شروع جنگ با یک داستان کوتاه و اسمش شد روزی که ولوله شد..&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد فکر کردم این داستانِ‌ کوتاه ظرفیت این را دارد تا فصل اول یک رمان باشد و تصمیم گرفتم پسر داستان را تبدیل کنم به دختری که کارهای پسرانه می‌کند و &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;آنجا بود که هستی من متولد شد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== ته دلم هستی را دوست دارم===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالقِ رمانِ هستی]] دربارۀ نوشتن جلدِ دوم آن می‌گوید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;بستگی به بعضی چیزها دارد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می‌توانم روزهای بعدی زندگی‌اش را تصویر کنم و او را ببرم به وضعیت و زمانی دیگر. باید صبر کرد و دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
باید دید آیا هستی هم دوست‌دارد که این اتفاق بیافتد یا نه؟&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کمی دربارۀ نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در ۱۳سالگی در یکی از کتابخانه‌های کانون استعداد نویسندگی خود را شکوفا کرد. گاه شعر می‌گوید و گاه فیلم‌نامه می‌نویسد و جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است که مهم‌ترین آن‌ها &amp;lt;font color=orange&amp;gt;نشان ماه طلایی&amp;lt;/font&amp;gt; می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=مدال‌های طلایی‌رنگ  فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; او تاکنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب برای کودکان‌ و نوجوانان نوشته است و بیش‌ از ۳۰ جایزه در ایران دریافت کرده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده نامزدِ ایرانی جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هانس‌ کریستین‌ اندرسن۲۰۱۸&amp;lt;/font&amp;gt; و نیز جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://koodak24.ir/directories/details/52/-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=نویسندۀایرانی و جوایز جهانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که بسیاری از کتاب‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=کمی دربارۀ حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق نوجوانی نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شخصیت‌های محبوبش می‌گوید:&lt;br /&gt;
از وقتی خودم را شناختم [[احمد محمود]] را هم شناختم و رمانِ همسایه‌های او را در نوجوانی خواندم و خیلی در من تاثیر گذاشت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به جز او [[محمود دولت‌آبادی]] را هم دوست‌دارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastiii.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی، دوست بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ماحصل داستان===&lt;br /&gt;
هستی‌خانم، دختر نوجوانِ آبادانی است که دلش نمی‌خواهد مثل بقیۀ دخترها باشد. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد؛ رانندۀ تریلی، خلبان یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما وقتی جنگ آغاز می‌شود و هستی را در مسیر جدیدی قرار می‌دهد نگاه او نسبت به اطرافیان و دنیای اطرافش تغییر می‌کند و..&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و جذابیت، باهم===&lt;br /&gt;
داستان هستی تنها به ردۀ سنی خاصی محدود نمی‌شود، بلکه داستانی‌ست که هر سن‌ و سالی را با خط‌ به‌ خط جملات خود همراه می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی تنها یک نام یا یک کتاب نیست، هستی سرنوشت یک ملت و نهایت پای‌بندی و تعهد [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] نسبت به باورهایی است که با وجود تمام‌شدن جنگ و سیاهی‌های آن، همچنان در اندیشۀ همگان نهفته است و چه زیباست که این مسئولیت در ادبیات با واژه‌هایی که لبریز از عشق و تعهد به مباحث ملی است بیان شده‌ است و این یعنی [[ادبیات داستانی معاصر]] هم‌چنان نفس می‌کشد و حسن‌زاده‌هایی را می‌خواهد که روحش را تازه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده در این رمان دغدغه‌ها و مشکلات را با احترام به همۀ اندیشه‌ها بیان کرده است که این خود داستان‌هایش را خواندنی‌تر می‌کند. قصد حسن‌زاده از گفتن این قصه تنها ادای  نویسندگی نیست، بلکه شور و اشتیاق او برای نوشتن این اثر است آن را این‌گونه پرمخاطب کرده است، همان شور و اشتیاقی که به گفتۀ خود او حاصل تمرکزی است که در نگارش هستی برای خود ساخته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C/|عنوان=نگاهی به رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== کارت تقدیمی برای جمشید‌خانیان===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی را به رفیق گمشدۀ کودکی‌هایش به &amp;lt;font color=darkorange&amp;gt;[[جمشید خانیان]]&amp;lt;/font&amp;gt; تقدیم کرده‌ است و در کارت تقدیمش که آن‌ را در صفحۀ۷ رمانش برای خانیان عزیزش فرستاده‌است این‌طور می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkviolet&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;center&amp;gt; برای رفیق کودکی‌های گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای کودکی‌های رفیق گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای رفیق گمشدۀ کودکی‌ها...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای جمشید خانیان...&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
‎‌&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadehasti.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قهرمانان هستی===&lt;br /&gt;
داستان هستی  قهرمان زیاد دارد. ابرقهرمان اصلی داستان کسی است که وقتی سوار موتور می‌شود حتی پایش به زمین نمی‌رسد اما از ماهشهر تا آبادان را تک‌تنه می‌آید و در شجاعت زبان‌زد می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسی که  قابل پیش‌بینی نیست و در دنیایی متفاوت و با افکاری متفاوت زندگی می‌کند. کسی که رفتارهای نوجوانانه‌اش از همان جسارت‌های معمول و تضادهای اندیشه‌‌اش جاری است، که شخصیتی به ظاهر ساده اما با باطنی پیچیده را برای او می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] طوری هستی را در داستانش معرفی کرده‌ است که ما هستی را از زبان خود او بشناسیم. از زبان دختر ۱۲ساله‌ای که عاشق موتورسواری و فوتبال‌بازی‌کردن است. همۀ این‌ها باعث شده است تا مخاطبان هم‌سن‌‌ و سالِ هستی خودشان را جای او بگذارند و همۀ اتفاقات پیشروی هستی را مثل خود او لمس و تجربه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دایی جمشید قهرمان بعدی داستان است. او شوخ و مهربان است و علاقه‌اش به هستی فراتر از حد تصور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت بعدی داستان ابی است. همان ابوالقاسم، «پدر هستی ». که همه ابی صدایش می‌زنند، او رازی دارد که در پایان داستان آن را برای هستی فاش می‌کند. حسن‌زاده، بیشتر طنز در رمانِ هستی را بر دوشِ ابی قرار داده است تا این‌گونه به گفتۀ خودش  بتواند از زشتی و سیاهی‌های جنگ کم‌کند .&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فریبای داستان مادر هستی است، زنی مهربان است که به‌خوبی وظیفه مادری را ایفا می‌کند و عشق به فرزند را به زیبایی در داستان به‌تصویر می‌کشد، هستی می‌گوید او فرشته‌ای است که خدا زمینی‌اش کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خاله سیمین بازیگر بعدی است، او همیشه کیفش پر از سوغاتی است و شخصیتی شوخ دارد که کلمات را به‌هم‌می‌ریزد و از آن کلمات جدید می‌سازد هستی می‌گوید او بهترین خالۀ دنیا است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاپور  شخصیتی دیگر در داستان هستی است، کسی که هستی او را دوست دارد چون قول داده تا برای هستی  گردن‌بندی چوبیِ زیبایی با هستۀ خرما بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hastikoodakankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در دست کودکان &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
شور و اشتیاقی که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] در نگارش هستی به‌کار برده است و  هم‌چنین طرح و پیرنگ در داستان که خلاصه می‌شود در جنگ و دفاع از سرزمین، بهترین دلیلی است که می‌توان حکم باید را بر خواندن این کتاب گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت هستی و همزادپنداری مخاطبان با او، باعث شده است تا کتابِ هستی تنها یک کتاب نباشد؛ بلکه مخاطبانِ آن، در لحظه به لحظۀ طرحِ داستان پیش روند و تمام اتفاقات را با خود او لمس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
موضوعات مطرح شده در رمان برای همۀ فارسی‌زبانان آشناست زیرا بر محوریت جنگ و آوارگی‌های پس از آن می‌پردازد و به‌نوعی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این رمان هویت همۀ ماست و هویت نیز اصلِ ذات آدمی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوباره بخوانیم و با هم بخوانیم==&lt;br /&gt;
=== من خواب هستی را دیدم!===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شرایط نوشتن رمان پرطرفدارش گفت:&lt;br /&gt;
:من برای اینکه بتوانم با تمرکز بیشتری این رمان را بنویسم از انبار یک انتشارات استفاده کردم و شش‌ماه را روزی چهارساعت در این انبار به نگارش مشغول بودم، جالب این است که وقتی این کار را می‌کردم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;گاهی خواب هستی را می‌دیدم که هنرمندانه برایم ایفای نقش می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== بقیۀ آدم‌ها چی؟===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] می‌گوید: &lt;br /&gt;
:من برای نوشتن هستی برای خودم شخصیت‌هایی ساخته‌ام که وجود خارجی ندارند اما می‌توانند داشته باشند. در واقع آن‌ها در ذهن مخاطب هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
می‌توان گفت ذهن هر نویسنده، مثل یک سی‌پی‌یوی کامپیوتر است، پردازشگر دارد و اطلاعات را پردازش می‌کند و خروجی‌اش می‌شود آن‌چه که شما می‌خوانید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من در طول زندگی آدم‌های متفاوتی دیدم و اطلاعاتشان را یادداشت کرده‌ام و از آن‌ها شخصیت ساخته‌ام، شاید اگر می‌خواستم می‌توانستم داستان را سرسری بنویسم و کار مشکلی هم نبود چون همیشه در اطراف من دخترِ نوجوان زیاد بوده است. خانواده‌‍‌ای پرجمعیت با بیش  از حدود ۳۰ خواهرزاده و برادرزاده. &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;سختی در نوشتنِ رمانِ هستی ریزشدن در لحظه‌های خاص زندگی‌اش بود.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دفترچۀ ایده‌های حسن‌زاده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالق رمان هستی]] دربارۀ ایدۀ رمانش می‌گوید: &lt;br /&gt;
:بسیاری از اتفاقاتِ فرعی رمانِ هستی را از لای برگ‌های دفتر ایده‌هایم بیرون کشیدم و بعضی حس‌هایی را که سراغم می‌آید و نمی‌دانم جایشان کجاست را در دفترچۀ ایده‌هایم می‌نویسم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastihasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی دوست همۀ بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===خلاصۀ داستان هستی===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» داستان دختر دوازده‌ساله‌ای است که ساکنِ آبادان است. روحیۀ عجیبی دارد و کارهایش  به‌هیچ‌وجه به دختران شبیه نیست. او دوست‌دارد با پسرها فوتبال بازی کند و به‌همراه دایی جمشید به موتور سواری برود و راندن موتور را از او یاد بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                               &lt;br /&gt;
دست او در بازی فوتبال شکسته است و پدر ناچار است به جای این که برای کار بر روی کشتی اروند راهی ژاپن شود همراه هستی به بیمارستان برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                                               &lt;br /&gt;
مادر هستی در آستانۀ به‌دنیاآوردن فرزندی است و پدر بیشتر اوقات با هستی رفتار ناخوشایندی دارد و او را به‌خاطر کارهایش سرزنش می‌کند و &amp;quot;ادبار&amp;quot; صدایش می‌زند، حتی وقتی متوجه می‌شود که کشتی اروند غرق شده است باز هم دست از رفتارهایش برنمی‌دارد و مدام هستی را سرزنش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی به‌قدری از این وضع ناراحت است که فکر می‌کند فرزند آنان نیست و در ذهن خود سناریوهای گوناگونی را راجع‌به این موضوع می‌سازد. زمزمه‌های شروع جنگ هم برخاسته و خانۀ آن‌ها بر اثر بمباران ویران شده‌ است و این اتفاقات، آن‌ها را ناگزیر به رفتن به خانۀ بی‌بی می‌کند. خانواده با شدت‌گرفتن جنگ و با موتور دایی جمشید روانۀ ماهشهر می‌شوند و خاله نسرین  نیز پس از چندی به آنان می‌پیوندد، ولی پس از مدتی با عجله می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی در ماهشهر با لیلا که او هم جنگ‌زده است دوست شده و از او جودو یاد می‌گیرد و هم‌چنین برادر لیلا، شاپور، هم به او قول می‌دهد تا از هستۀ خرما برای هستی گردن‌بند زیبایی بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی دور از چشم خانواده و به کمک برادر لیلا و دوست او موتورِ دایی را تعمیر می‌کند و سپس تنهایی راهی آبادان می‌شود و آنجا با دایی جمشید و خاله نسرین روبه‌رو می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر هم که نگران غیبت دخترش است، فردای آن روز راهی آبادان می‌شود، هستی با مشاهدۀ پدر پا به‌ فرار می‌گذارد که در همین‌زمان بمباران هم شروع می‌شود و هستی همراه پدر به گوشه‌ای پناه می‌برند و در چنین لحظه‌ای پدر راز مهمی را برای او فاش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگام مراجعت هستی و پدر به ماهشهر، دایی بسته‌ای را به هستی می‌رساند که رزمنده‌ای در حال مرگ  ازاو خواسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
درون بسته، هسته خرمایی است که با ظرافت برش داده‌شده و روی آن با خطی خوش، نام هستی حک شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=خلاصۀ داستان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
سبک رمان هستی با زاویۀ دید اول شخص‌مفرد روایت می‌شود تا خواننده احساس‌ کند که یکی از اشخاص داستان که در حال نقل داستان و گفت‌وگو می‌باشد برای اوست، تا خواننده وقایع و اتفاقات داستان را حتی اگر ناممکن  باشند باورپذیر بیانگارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت داستان به گذشته موجب شده است تا مخاطب ارتباط نزدیک‌‌تر و صمیمی‌تری را با متن برقرار کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیچ‌کس خانه نبود&#039;&#039;&#039;{{سخ}} &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یعنی من بودم و سهراب&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بابا سر کار بود و&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مامان هم بی‌بی را برده‌ بود درمانگاه&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با سهراب بازی می‌کردم&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خرگوشش را می‌انداختم بالا&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و می‌گرفتم..&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
معمولا روایت داستان در زمان گذشته فاصلۀ میان شخصیت‌ها و مخاطبان را از بین‌ می‌برد و پیوندِ دوستی غیرمستقیمی را بین شخصیت‌ها و مخاطبش برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت به گذشته، به نویسنده و راوی این امکان را می‌دهد تا در تمام ابعاد داستان سرک بکشند و به‌همراه مخاطب در سرتاسر دریای بی‌کران داستان پیش روند، آن‌گونه که حتی مخاطب خستگی پاروزدن را هم متوجه نشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان  به گونه‌ای است که مخاطب ابتدا تصور می‌کند که شخصیت و راوی داستان پسر است، اما در ادامۀ داستان متوجه خواهد‌ شد که شخصیت اصلی داستان دختری به نام هستی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در نگارش رمان پرطرفدارش  [[سبک رئالیسم]] را انتخاب کرده  است تا به‌راحتی بتواند با شگرد جادوگری این سبک  فضا و مکان و کشش‌های شخصیت‌هایش را نشان دهد و بعد  به خواننده منتقل کند. &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;بار اصلی رمانِ هستی جنگ تحمیلی است و ژانری اجتماعی و ماهیتی دفاع مقدسی دارد&amp;lt;/font&amp;gt;. جنگ در ذات خود بارِ معنایی سرد و خشن و منفی دارد و در ذهن مخاطبِ نوجوان اثری نامطلوب می‌گذارد مگر آنکه نویسندۀ توانمند با چاشنی‌هایی آن را جذاب و خواندنی‌ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیرنگ و طرح داستان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«در روزی که ولوله شد»&amp;lt;/font/&amp;gt; که شهر از شلوغی فریاد می‌کشید و جامه‌اش را در تن خود پاره‌پاره ‌می‌کرد  &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«دخترای ننه دریا»&amp;lt;/font/&amp;gt; در شهری که  از &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آوار به آوارگی » &amp;lt;/font/&amp;gt;رسیده‌ بود روی دیوار خاطره‌هایش نوشتند &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«هستی نام یک ماهی نیست&amp;lt;/font/&amp;gt;...»&lt;br /&gt;
این چهار عنوان چهار فصل کتابی است که [[فرهاد حسن‌زاده]] با شور و اشتیاق  آن را به نگارش درآورده است و با هوشمندی و زیرکی برای جذب مخاطبانش که تنها کودک‌ونوجوان نیستند، نام‌هایی را برای فصل‌هایش انتخاب کرده است تا مخاطب را به ادامۀ خوانش داستانش سوق دهد و اشتیاق مخاطب را در خواندن داستان چندین برابر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ  و طرح داستانِ هستی با رعایت توالی از چهار بخش تشکیل شده‌ است:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} معرفی هستی در آستانۀ جنگ ایران و عراق در آبادان {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} آوارگی و مهاجرت به شهری دیگر{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} زندگی در شرایط جنگ‌زدگی{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} بازگشت هستی به آبادان{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ داستان از رفتن و برگشتن حکایت دارد، رفتن و برگشتنی که نه تنها برای نیروهای عراقی است که بیشتر برای دخترِ نوجوانی است که شهر و خانه‌اش را به خاطر ترس از جنگ رها کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
با تصمیم برای رفتن به ماهشهر وارد «میانۀ داستان» می‌شویم، جایی که کشمکشی برای رفتن یا نرفتن بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. اوجِ داستان جایی است که پدر هستی برای نجات دخترش خطر می‌کند تا در شهری که حالا دیگر برایش غریبه است جان او را نجات دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرجام داستان  با کندشدن رویدادها آهنگ می‌گیرد و مخاطب می‌فهمد داستان به زودی پایان خواهد یافت تا هستی به آرامی دستش را باز کند و چیزی را ببیند که منتظرش است. یک ماهی تراشیده شده از هستۀ خرما، که روی آن با خط قشنگی نوشته شده‌ بود: هستی...&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot;&amp;gt;{{ یادکرد وب| نشانی=http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/348-2011-10-16-08-32-29.html|عنوان=همه چیز با جنگ شروع می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقاط قوت و ویژگی‌های هستی===&lt;br /&gt;
شخصیت‌پردازی قدرتمند در رمان هستی و همین‌طور زاویۀ دید اول‌‌شخص‌‌مفرد یکی از نقاط‌ رمان است. نثر، زبانِ داستان و استفادۀ نویسنده از ضرب‌المثل‌های جذاب جنوبی نیز به ماندگاری نثر افزوده است و یکی دیگر از ویژگی‌های مهم آن می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
از طرفی این کتاب از جمله کتاب‌هایی است که خواننده از خواندن آن پشیمان نمی‌شود و حتی حالت او، قبل و بعد از خواندن رمان متفاوت می‌شود زیرا این کتاب به نوعی اصالت زنان و دغدغه‌های آنان را بیان می‌کند که خود نقطۀ قوتی برای این مجموعه خواهد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/138146/شخصیت-پردازی-رمان-هستی-قدرتمند|عنوان=نقاط قوت هستی خانم}}&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===راوی داستان===&lt;br /&gt;
راوی داستان دانای کل است، که بر تمام سطرها و بخش‌های رمان تسلط دارد.او همان هستی است که حضورش در سرتاسر داستان پررنگ و جذاب است و از حق نگذشته، بار روایت را خوب به دوش گرفته و پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ اول شخص مفرد در داستان بیشترین هم‌حسی را در مخاطب ایجاد می‌کند تا افکار ابرقهرمان داستان برای بیان اتفاقات و حالاتش باز باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== لحن و زبان داستان===&lt;br /&gt;
رمان هستی با استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی و استفاده از زبان محلی در کنار واژه‌های امروزی و استفاده از ادبیات فولکوریک،  زبانِ اثر را در ذهن مخاطب ماندگار کرده است. چون شخصیت اصلی داستان هستی است و داستان از زبان او روایت می‌شود لحن و زبان او به عنوان شخصیتِ محوری بر فضای داستان سایه افکنده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمان روایت حال است، حالی که در گذشتۀ تقویمی اتفاق افتاده‌ است تا به نوعی کنجکاوی مخاطبان دنیای امروزی را برانگیزد و مخاطب، کشش دنبال‌کردن آن‌ را در خود حس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عنوان داستان ===&lt;br /&gt;
نویسنده، نام کتابش را از شخصیت اصلی داستانش وام گرفته  است و می‌توان گفت که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] راحت‌ترین و بی‌دردسر‌ترین اقدام را برای انتخاب عنوان انجام داده است زیرا زیاد ذهنش را درگیر نکرده است و احتمالاً، عنوان را از‌‌ همان ابتدای نوشتن رمان انتخاب کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تنها این سؤال در ذهن به وجود می‌آید که اگر حوادث رمان در دهۀ ۶۰ و زمان جنگ رخ داده است، آیا انتخاب این اسم منطقی بوده و تناسب دارد؟ بی‌شک پذیرش نام «هستی» برای دختران دهۀ شصت آن هم در شهر آبادان، کمی سخت است و می‌توان گفت: عنوانِ رمان، «تازه» و «کم تناسب» و«کم تجربه» از نظر تناسب زمانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی نام زیبایی است که می‌تواند به راحتی در ذهن مخاطب ثبت شود و ضمناً این عنوان، ایهام دارد و بر دو مبنا به کار می‌رود:&lt;br /&gt;
#نامی دخترانه{{سخ}}&lt;br /&gt;
#جهان و هستی و آفرینش.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===هویت نوجوانی در هستی===&lt;br /&gt;
رمان هستی هویتی را بیان می‌کند که شخصیت اصلی داستان آن را نمی‌پذیرد و به نوعی از آن فرار می‌کند. شخصیتی که دوست‌دارد پسر باشد و کارهای پسرانه انجام دهد. هستی نمی‌خواهد مثل دختر‌های هم‌سن‌‌وسالش  باشد و  آرزو دارد وقتی بزرگ شد دروازه‌بان شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هویت هستی، در گریز از خودش وتعریف می‌شود آن‌گونه که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] با طنزی تلخ این هویت‌گریزی را در داستان نشان داده است زیرا این بحران هویتی نکتۀ اساسی و مهمِ روانی‌ و اجتماعی در رفتار نوجوانان است و هستی می‌تواند نماد نوجوانانی باشد که از خودبودن خسته شده‌اند و می‌خواهند چیزی جز خودشان باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بحران هویتی که در هستی ایجادشده است ناشی از شرایط نامطلوب او می‌باشد که دوری پدر از او و رفتارهای ناخوشایندش این بحران هویتی را تشدید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===طنز در رمان هستی===&lt;br /&gt;
خالق رمان هستی می‌گوید: &lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;من بیشتر طنز در این رمان را بر دوش پدرِ هستی قراردادم.&amp;lt;/font&amp;gt; و در ادامه دربارۀ طنز در داستان هستی می‌گوید:&lt;br /&gt;
:رمانِ هستی اگر در فضای سال۵۹ نوشته شده‌ بود، یعنی سالی که جنگ شروع شد و هستی و خانواده‌اش را دربه‌در و مصیبت‌زده کرد، باید میزان اشک‌ و آه در داستان زیاد می‌شد. اما من نمی‌خواستم این‌طور شود و هستی شاهد این اتفاقات باشد. زیرا اشک و آه به میزان کافی در ادبیات و بقیۀ رسانه‌ها یافت می‌شود، پس طنز را وارد داستان کردم تا در کنار با هیجانات پسرانه‌ای که در شخصیت هستی وجود دارد از تلخی‌های داستان کم کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله نویسندگانی است که عنصر طنز، چاشنی همیشگی او در سراییدن داستان است. او در رمان هستی نیز لایه‌های عمیقی از طنز را به‌خوبی در متن داستان جاری کرده‌ است تا با آمیختن محتوای خشک و جدی ادبیات [[دفاع‌‌مقدس]] در کنار چاشنی طنز، ادبیات کودک‌ونوجوان شاهد اتفاقات خوبی در عرصۀ داستان‌نویسی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/145845/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=پسری که دختر شد-همشهری آنلاین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گفت‌وگوهای داستان===&lt;br /&gt;
استفاده از گفت‌وگوها بر‌ای توصیف داستان و شخصیت‌های آن از عناصر مهم داستان‌پردازی در رمان هستی است و می‌توان آن را یکی از شگردهای [[فرهاد حسن‌زاده]] در خلق آثارش معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفت‌وگوها در رمان هستی، دیالوگ‌های زنده، محکم و تاثیرگذارند و اتفاقات داستان به واسطۀ این دیالوگ‌های زنده به زیبایی به تصویر کشیده‌شده‌اند و شخصیت‌پردازی در داستان هم به کمک این گفت‌وگوها ایجاد شده است که از خلال آن دیالوگ‌ها حتی می‌توان به تضادهای بین شخصیت‌های داستان پی‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== تعهد نویسنده به نادر ابراهیمی===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] تعهدی خاص به نادر ابراهیمی دارد به‌طوری که اندیشۀ ابراهیمی تاثیر زیادی بر سبک نگارش او گذاشته است. در بیشتر آثار او این تجلی اندیشه نمایان است، اندیشه‌ای که به مدد شعرهای نادرابراهیمی در قلب و ذهن حسن‌زاده به‌وجود آمده‌ است .{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;ما برای خواندن این قصۀ عشقِ به خاک&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
اینکه توجه به رسالت قلم و پای‌بندی به اصولی که نویسنده به آن‌ها معتقد است و بر بودن و انتشار آن‌ها تأکید دارد، نکته مهمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده با پای‌بندی به سرزمین و عشق به آب و خاکِ اجدادی و نشان‌دادن صحنه‌هایی واقعی و ملموس از واقعۀ اجتماعی نه‌چندان خوشایند، جنگ و پایداری را در رمان هستی متجلی کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Neshasthasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; وقتی منتقدان کوچک هستی سخن می‌گویند &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadekodak.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده با کودکان سخن می‌گوید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر هم‌سن و سال‌های هستی===&lt;br /&gt;
بیشتر هم‌سن‌‌وسال‌های هستی، انتخاب نامِ هستی را برای کتاب مناسب می‌دانند و هستی را هستی‌بخش خانواده به‌شمارمی‌آورند، زیرا هستی «ادباری» که پدر او را با آن می‌خواند نبود، اما هرچند از نظر برخی دیگر انتخاب این عنوان برای رمان کنجکاوی خواننده را تحریک نمی‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طرح روی جلد هم از نظر بیشتر بچه‌ها با موضوع متناسب بود و همۀ سادگی‌های روی طرح جلد آن باعث شده بود تا حتی اشتیاق برای خواندن و شروع هرچه زودتر آن بیشتر گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوست‌های هم‌سن‌وسال هستی، بخش ابتدایی داستان را دوست داشتند و رأی مثبت به عالی‌بودن آن دادند، اما پایان داستان را به دلیل عدم‌هماهنگی با شروع جذاب آن جالب نمی‌دانستند و از نظر آن‌ها نویسنده فقط سعی کرده‌ بود خیلی زود داستانش را جمع‌وجور کند و به پایان برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برخی از لحن داستان و لهجۀ جنوبی آن راضی نبودند و آن را آزاردهنده می‌دانستند زیرا یک نوع دوگانگی زبان و لهجه را در داستان حس می‌کردند و اعراب‌گذاریی کمِ داستان را برای ادای بهتر آن لهجه‌های ناشناخته، امتیاز منفیِ هستی به‌حساب می‌آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید اول شخص در داستان و سبک رئالیستی از نظر بیشتر منتقدان کوچک سبب باورپذیرترشدن داستان بود که این  نکته مثبتی برای رمان به‌حساب می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
پسران هم‌سن هستی نیز بر این باور بودند که با وجود دختربودنِ هستی اما به‌دلیل حالات روحی، آرزوها و نیز رفتاری که از خود بروز می‌داد، او را به دنیای پسران نزدیک‌تر کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طولانی‌بودنِ بخشِ اولِ داستان و دیالوگ‌های بسیار در آن خسته‌کننده و ملال‌آور بود و مثال‌های زیادی که راوی در گفت‌وگو‌هایش می‌آورد جالب نبود. از نظر بیشتر بچه‌ها حجم مناسب داستان از عوامل مثبت کار بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ قوتی که بیشتر منتقدان کوچک هستی یک صدا با هم فریاد می‌زدنند، همان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;شخصیت‌پردازی قدرتمند کتاب بود&amp;lt;/font&amp;gt;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی رمان پرمخاطب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastitasvirgar.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوازده قاب برای هستی===&lt;br /&gt;
آثار کارگاه تصویرگری رمان «هستی» در قالب کتابی هم‌زمان با هفتۀ دفاع‌ِمقدس از سوی [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارگاه تصویرگری «هستی» برگرفته از اثر [[فرهاد حسن‌زاده]] در سال۱۳۹۱ برگزار شد و در این کارگاه ۱۲ تصویرگر با حضور نویسندۀ اثر برای آشنایی بیشتر با داستان کتاب «هستی» به خلق تصاویری پرداختند و این درحالی است که بستر داستان‌ رمان هستی واقعۀ بزرگ [[دفاع‌مقدس]] است و زندگی جسورانه و شیطنت‌های بچه‌گانۀ هستی، شخصیت اصلی این رمان، هم‌زمان با جنگ تحمیلی، مشقت‌هایی را برای او به وجود می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بر همین اساس ماحصل کارگاه تصویرگری رمان هستی در خرداد۹۲ و به مناسبت سال‌روز آزادسازی خرمشهر در قالب نمایشگاهی به مخاطبان معرفی شد و هم‌اینک نیز انتشارات کانون کتابی را برای معرفی این کارگاه و تصاویر خلق شده در آن منتشر کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
علاقه‌مندان علاوه بر مطالعۀ زندگی‌نامۀ فرهاد حسن‌زاده، با تصویرگران این کارگاه نیز آشنا می‌شوند، ضمن آنکه هر تصویر در کنار متن آن قرار گرفته تا این کتاب کاربردی جامع‌تر برای مخاطبان و علاقه‌مندان پیدا کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان اعلام کرده‌ است که با توجه به انتشار نسخۀ انگلیسی رمان «هستی» و انتخاب فرهاد حسن‌زاده به عنوان نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt;، انتشار اثری که بتواند از نگاهی دیگر به آثار این نویسندۀ نام‌آشنا بپردازد ضروری به نظر می‌رسد و آثار گروهی تصویرگران و ثبت نظرها و نگاه آنان به این اثر می‌تواند نگاهی دیگر به وجوه مختلف این اثر ممتاز ادبی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر هفت‌هزارتومان قیمت دارد و قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری در سراسر کشور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/دوازده-قاب-برای-هستی|عنوان=دوازده قاب برای هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Englishhasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان هستی به زبان انگلیسی خواندنی می‌شود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== رونمایی از ترجمۀ انگلیسی هستی در تبریز===&lt;br /&gt;
ترجمۀ رمان «هستی» از مجموعه «رمانِ نوجوانِ امروز» از [[کانون پرورش کودکان‌ونوجوانان]] با حضور بیش از ۶۰ تن از نویسندگانِ حوزۀ ادبیات، در تبریز رونمایی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مدیر عاملِ کانون با اشاره به افزایش علاقه‌مندیِ نوجوانان به مطالعۀ رمان‌های ایرانی تاکید کرد: زمانی خواندن رمان‌های خارجی در کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی‌‌وهنری‌ِ کانون به‌شدت رواج داشت، اما سرانجام نیم‌قرن تجربه و سابقۀ کانون به کمکِ ما آمد تا بتوانیم آثار ایرانی را به سراسر کشور و بیش از یک هزار کتابخانه و مرکز فرهنگی خود ببریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] نویسندۀ رمان «هستی» نیز در این جمع به سخنرانی پرداخت و گفت: خوشحالم که محور این جمع امروز، رمانِ من است و از آن خوشحال‌ترم به خاطر اینکه رمان‌ نوجوان‌ِ امروز در یک مسیر معمولی حرکت نکرده و درجا نزده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده کودکان‌ونوجوانان با بیان اینکه «زبان همیشه بین فرهنگ‌ها فاصله انداخته است» اظهار داشت: &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یکی از کارکردهای مناسب رمانِ نوجوان‌ِ امروز، تصویرگری خوب است.&amp;lt;/font&amp;gt; با تصویر، بهتر از متن می‌شود با مردمِ دنیا سخن گفت و حالا که آثار این مجموعه در دست ترجمه قرار گرفته است، می‌توانیم با مردم دنیا با زبان خودشان صحبت کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مترجم این کتاب نیز در سخنان کوتاهی با طرح موضوع «ترجمۀ معکوس» گفت: خوشحالم که کانون پرورش فکری این بستر را فراهم کرد که بشود با ترجمۀ معکوس، کتاب‌هایمان را به اقصی نقاط دنیا بفرستیم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ترجمۀ هستی در قالب دهمین سفر از سری سفرهای نقدوبررسی رمان‌های نوجوان‌ِ امروزِ کانون است و ترجمۀ موفق آن ناشی از شناخت مترجم از بازارهای جهانی است .&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده بیان کرد من و مترجمِ «هستی» بارها برای ترجمۀ دقیق و درست این رمان جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم زیرا رمان من پر است از واژه‌های بومی و محلی و تلاش زیادی می‌خواهد تا تمام حس‌های رمان را به زبان بیگانه منتقل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://freebsd2.ghanoondaily.ir:8080/News/Item/71736/98/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86--%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C--%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF.html|عنوان=رونمایی از ترجمۀ هستی در تبریز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastinaghd.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در نگاه منتقدان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی در بوتۀ نقد===&lt;br /&gt;
جلسۀ نقد رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، با حضور محمدرضا گودرزی، فرزانه رحمانی و نویسنده اثر در فرهنگ‌سرای انقلاب اسلامی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رحمانی در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهدۀ بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است و یک نکته خوب هم که در پرداخت شخصیت‌ها وجود داشت، توصیف‌های درونی‌شان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده است، پسندیدم؛ نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند برای رمان انتخاب کند ولی همین تضاد نشانه‌ای از  رنج‌کشیدن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گره‌گشایی هم در فصل‌ فرجامین کار اتفاق می‌افتد. در خصوص راوی هم باید بگویم که بهترین زاویۀ دیدی که نویسنده می‌توانست انتخاب کند، اول شخص بود. از آنجایی که هستی شاهد روزهای اولیۀ جنگ بوده است، انتخاب این نوع راوی به متن اصالت می‌دهد و واکنش‌های آن زمان را به صورت یک گزارش دسته اول، ارائه می‌دهد. راوی، بارعاطفی داستان را هم خیلی خوب پیش می‌برد، غیر از ایجازی هم که در کلامش وجود دارد، بیان واقعیات است که به قصه اهمیت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، نثر و زبان آن است که استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی هم زیرمجموعه این نکته مثبت قرار می‌گیرد. پس‌زمینۀ «هستی» هم علی‌رغم این که با زبان معیار فاصله دارد، ولی چون از زبان یک نوجوان بیان می‌شود، قابل پذیرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نکتۀدیگر این که اگر کسی این رمان را از دیدگاه اصالت زن بررسی کند، برایش جالب خواهد بود و در ذهنش ماندگار می‌شود و به نظرم، رسالت اصلی یک کتاب همین است؛ چون اگر خواننده آن را بخواند و به زودی از یادش برود، نمی‌توان آن را کتابی قدرتمند و تاثیرگذار دانست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF/|عنوان=هستی در بوتۀ نقد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:filmnamehasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی و پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقتی هستی فیلم می‌سازد===&lt;br /&gt;
هنرمندِ بوشهری، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; نوشاعبدالله‌زاده&amp;lt;/font/&amp;gt;، که از فعالان تئاترِ کودک‌ و نوجوان و در رشتۀ فیلم‌سازی است  توانسته است در جشنواره‌های مختلف مقام‌ برتر را کسب کند. در سی‌امین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کودک‌ونوجوانِ اصفهان با فیلم‌نامۀ «هستی» در بخش اقتباسی و اندیشه‌های نوِ این جشنواره توانست مقامِ نخست را به‌دست آورد و پروانۀ زرین بهترین فیلمنامه را کسب کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://pgnews.ir/module/news/156192/|عنوان=فیلم‌نامۀ اقتباسی هستی پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه را کسب کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رمان‌های کانون زیر نگاه دوربینِ مدار بسته===&lt;br /&gt;
«هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، «گردان قاطرچی‌ها» نوشتۀ داوود امیریان و «توران تور» نوشتۀ عباس جهانگیریان از سوی اعضای نوجوان مراکز [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان‌‌‌‌]] استان تهران به‌عنوان برترین رمان‌های نوجوانِ امروز برگزیده شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داوران نوجوان این طرح، کتاب‌های برتر خود را براساس  معیارهایی مانند: میزان لذت از متن، انتخاب مناسب موضوع داستان، ایجاد کشمکش و هیجان مناسب در قصه، کیفیت فضاسازی داستان، شخصیت‌‌پردازی مناسب، کیفیتِ پایان داستان، کیفیتِ آغاز داستان و کیفیتِ گفت‌وگوهای داستانی برگزیده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برهمین‌اساس، رمان هستی از ۱۰۰ امتیاز درنظر گرفته‌‌شده حائز ۸۴.۳۶ امتیاز شد و در صدر جدول انتخاب‌های این نوجوانان قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده که رمانِ هستی او نه‌تنها مورد استقبال واقع شده‌ بود بلکه با ۱۶هزار بارِ امانت توسط اعضای کانون سراسرِ کشور به‌عنوان پرمخاطب‌ترین رمانِ نوجوانِ امروز هم شناخته می‌شود در سخنانی، جایزۀ مخاطبان را بهترین و سالم‌ترین جایزه‌ای دانست که تاکنون به وی اهدا شده‌ است و افزود: من تاکنون ۲۵جایزه برای کتاب‌هایم دریافت کرده‌ام و معتقدم مخاطبان بهترین داور هستند و مانند برخی از داوری‌های بزرگسالان مسائلی را که به کتاب ارتباط ندارد لحاظ نمی‌کنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی از نوجوانان به ویژه دختران که کتاب هستی را موشکافانه مطالعه‌ و آن را انتخاب کرده‌اند تشکر کرد و ادامه داد: در بسیاری از مکان‌های عمومی با این جمله روبه‌رو می شویم که &#039;&#039;&#039;این مکان مجهز به دوربین مدار بسته می‌باشد.&#039;&#039;&#039; من فکر می‌کنم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این داوری همان دوربین مدار بسته‌ا‌ی است که ما و عملکرد ما را به دقت نگاه می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/213097/رمان-های-کانون-زیر-نگاه-دوربین-مدار-بسته-نوجوانان|عنوان=رمان‌های کانون زیر نگاه دوربین مداربسته}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:Romankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان‌های کانون و نگاه مخاطبان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فقط ۵ثانیه زمان دارید===&lt;br /&gt;
نویسنده‌ای که تمام زحماتش را با نام «هستی» در امور انتشارات کانون برای مخاطبان کودک‌ونوجوان و حتی بزرگسالان منتشر نموده‌ است، بی‌شک آنقدر هوشمندانه آغاز رمان ۲۶۲ صفحه‌ای‌اش را خوب، گیرا و اثرگذار شروع می‌کند که خواننده تا پایان، رمان را یک‌نفس بخواند و کتاب را زمین نگذارد همان‌طور که سندی داچل می‌گوید: فقط ۵ثانیه زمان دارید تا خوانندۀ داستانتان را جذب کنید و یا برای همیشه از دستش بدهید و این ۵ثانیه برای خواندن پاراگراف اول داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
دستم شکسته بود..{{سخ}}&lt;br /&gt;
دست شکسته‌ام توی گچ بود{{سخ}}&lt;br /&gt;
و از گردن آویزان{{سخ}}&lt;br /&gt;
تازه درد هم می‌کرد{{سخ}}&lt;br /&gt;
ولی جرئت جیک زدن نداشتم از ترس بابا..&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان در همان ابتدا موضوع محوریِ خود، یعنی دختری که دلش می‌خواهد پسر باشد برای خواننده بیان کرده است و به اصطلاح یقۀ او را می‌گیرد و تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان، آغاز راهی است که مخاطب را تا رسیدن به انتها، تشویق می‌کند و حرکت می‌دهد همان راهی که حسن‌زاده انتخاب کرده است تا از انرژی‌ها و انگیزه‌ها برای حرکت‌کردن و قدم‌زدن تا رسیدن به انتهای رمان لبریز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برترین رمان مخاطبان کانون===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] با کسب نظر اکثریت بیش از ۳هزار مخاطبِ کانون، برترین رمان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانا]] شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/1741165/هستی-برترین-رمان-مخاطبان-کانون-پرورش-فکری-شناخته-شد| عنوان= هستی برترین رمان از نگاه مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برای پنجمین بار منتشر شد===&lt;br /&gt;
[[کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان]] پس از استقبال بی‌نظیر مخاطبان از رمان هستی طی سال‌های اخیر، در سال۹۸، در شمارگان ۵۰۰۰ نسخه، رمان هستی را منتشر و راهی بازار کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است چاپ اول این رمان در اسفند۱۳۸۹ با شمارگان ۱۵۰۰۰ نسخه منتشر شده بود که تاسال۹۸ این آمار به ۳۸هزار نسخه رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/هستی-برای-پنجمین-بار-منتشر-شد/|عنوان=هستی برای پنجمین بار منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Astridlingern.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و آستریدلیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
هستی جوایز بی‌شماری را از آن خود کرده است جوایزی مانند:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ مخاطبان کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برندۀ نشان لاک‌پشت نقره‌ای جشنوارۀ کتاب لاک‌پشت پرنده(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیده‌شدن در شورای کتاب کودک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ بهترین فیلمنامۀ اقتباسی جشنوارۀ فیلم کودک‌ونوجوان اصفهان&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال شهید غنی‌پور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
درخشش [[فرهاد حسن‌زاده]]، در نامزدی در جایزۀ اندرسن و آسترید لیندگرن هم از جملۀ جوایز جهانی این نویسنده می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=جوایز رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Anderson.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و جایزۀ هانس‌کریستین‌اندرسن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شناسنامۀ هستی==&lt;br /&gt;
رمان هستی نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله رمان‌های نوجوانِ امروز توسط [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] در سال ۱۳۸۹ منتشر شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این رمان که از جمله رمان‌های پرمخاطب از نگاه مخاطبان کودک‌ و نوجوان است. جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است و حتی دو سال بعد از انتشار آن‌ توسط کانون پرورش فکری، به کسب جوایزی چون نشان‌ لاک‌پشت نقره‌ای در سال۱۳۹۱ و لوح ویژه از شورای کتاب و برگزیدۀ اول جایزه مخاطب نوجوان در همان سال شده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌دلیل پرمخاطب‌بودن کتاب، رمان هستی در سال۱۳۹۲ به زبان انگلیسی نیز چاپ گردید که این امر رمان پرطرفدار هستی را خواندنی‌تر کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی در سال۸۹ در تیراژ عالی پانزده‌هزار جلد ودر ۲۶۴ صفحه و به قیمت مناسب دوهزاروهشت‌صد تومان در مراکز فرهنگی هنری سراسر کشور قابل دسترسی بود و اینک  قیمت آن به یازده‌هزاروپانصدتومان افزایش یافته‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کم پیش می‌آید در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوانِ ما کتابی منتشر شود که بتواند با آثار ترجمه رقابت کند؛ چه از نظر انتخاب سوژه و پرداخت، چه در زمینۀ جذب مخاطب. و «رمان هستی»، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های رمانِ نوجوانِ تالیفی در سال‌های اخیر است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabrah.ir/author/5795-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=شناسنامه هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shahreketabonline.com/products/115/33050/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=گزارشی از مشخصات رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/ketabak.org/ketab/2526-%25D9%2587%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%3famp|عنوان= معرفی رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|حسن‌زاده|فرهاد|عنوان=رمان هستی|ناشر=کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان|سال=۱۳۸۹|مکان=|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴}}&lt;br /&gt;
#سبک شناسی و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوشتۀ  سمیه سادات آورند، مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز و مربی کانون پرورش فکری کودکان‌و‌نوجوانان فارس، سال انتشار:۱۳۹۷، محل انتشار: پژوهشنامۀ اورمزد، ص:۱۱، شمارۀ۴۴&lt;br /&gt;
#بررسی شخصیت‌پردازی در رمان نوجوانِ دفاع‌مقدس در رمان‌ هستی، نوشتۀ صدیقه مزارعی‌زاده، پایان‌نامه، وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، دانشگاه هرمزگان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، سال۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
#برساخت سوژگی دختر و دخترانگی در رمان هستی، پدیدآور: سیران اصحابی، استاد راهنما: پارسا یعقوبی جنبه‌سرائی، دانشگاه کردستان، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایران، سال۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
#کاربرد فرازبان در روایت پردازی کودکانه  در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوع پژوهش: پایان نامه، پژوهشگران: شتاو زندکریمی (دانشجو)، پارسا یعقوبی جنبه سرائی(استاد راهنما)، صالح ادیبی(استاد مشاور)، چاپ شده در وب سایت رسمی دانشگاه کردستان، سال۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
#تحلیل گفتمان انتقادی ده رمان نوجوان در حوزۀ دفاع‌مقدس (براساس نظریۀ نورمن فرکلاف)، پدیدآور: نوال رخنیه، استاد راهنما: محمدرضا صرفی، استاد مشاور: نجمه حسینی سروری، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشکدۀ ادبیات و علوم‌انسانی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایرانیان، سال۱۳۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86|عنوان=گفت‌وگو با نویسندۀ ایرانی راه‌یافته به فهرست پنج نویسندۀ برترِ معتبرترین جایزۀ ادبیات کودکان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/3297-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%84-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF|عنوان=کارمندان خاطی مدارس را برای تنبیه به کتابخانه‌ منتقل می‌کنند.|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86|عنوان=جایزۀ هانس کریستین اندرسن|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276880/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان=معرفی آثار فرهاد حسن‌زاده در مجلۀ ادبی سوری|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۵ خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280144/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86|عنوان=کاندیداهای داستانی نوجوان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270216/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1|عنوان=اعلام نامزدهای بخش کودک هجدهمین دوره جشنواره شهید غنی‌پور|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=معرفی رمان هستی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%C2%AB%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB|عنوان=فرهاد حسن‌زاده میهمان نشست «لذت داستان»|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10736-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86|عنوان=پیشنهاد کتاب فرهاد حسن‌ زاده برای مطالعه نوجوانان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۴تیر۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86|عنوان=فرهاد حسن‌زاده به فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن راه یافت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۰دی۱۳۹۶|تاریخ بازدید-۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده از آشنایی‌اش با کانون پرورش فکری می‌گوید|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱شهریور۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=اعلام نامزدهای اولیه جایزه‌ لاک‌پشت پرنده|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10068-%D8%AF%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=ديدار نوروزی نویسندگان ادبیات کودک و برگزاری روز جهانی کتاب|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱فروردین۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده|ناشر=کتابخانۀ عمومی امام‌خمینی قزوین|تاریخ نشر=۹دی۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/96100904496/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87|عنوان=انتشار رمان «هستی» فرهاد حسن‌زاده در ترکیه|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=۹دی۱۳۹۶|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.parsine.com/fa/news/109300/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان=«هستی» فرهاد حسن‌زاده به انگلیسی ترجمه شد|ناشر=پارسینه|تاریخ ناشر=۳۱شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=356042|عنوان=سبک شناسي و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن زاده|ناشر=پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی|تاریخ انتشار=پاییز۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان=عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.qudsonline.ir/news/645109/%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%B2%D8%AF|عنوان=تجلیل از &amp;quot;فرهاد حسن‌زاده&amp;quot; نویسنده نام‌آشنای کشور|ناشر=پایگاه خبری و تحلیلی قدس|تاریخ انتشار= ۳۰بهمن۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-69/868601-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=آغاز زنگ رمان نوجوان با «هستی» فرهاد حسن‌زاده|ناشر=خبرگزاری برنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=‍۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://jcls.shirazu.ac.ir/article_4838_0.html|عنوان=فرایند تحوّل شخصیت در داستان هستی|ناشر=مطالعات ادبیات کودک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40702</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40702"/>
		<updated>2020-02-02T16:38:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان با آثاری ساخته شده بر محور جنگ و اتفاقات آن، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که افتخار نامزدشدن در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است  و با ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های ادبی دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان جنگ و پیامدهای دلخراش آن است و به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌ و گل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیرم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ و نوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار  ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌ و سارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هر دو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌ دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40701</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40701"/>
		<updated>2020-02-02T16:37:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان با آثاری ساخته شده بر محور جنگ و اتفاقات آن، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که افتخار نامزدشدن در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است  و با ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های ادبی دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان جنگ و پیامدهای دلخراش آن است و به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌ و گل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیرم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ و نوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار  ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌ و سارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هر دو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌ دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40700</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40700"/>
		<updated>2020-02-02T16:32:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان با آثاری ساخته شده بر محور جنگ و اتفاقات آن، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که افتخار نامزدشدن در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است  و با ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های ادبی دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان جنگ و پیامدهای دلخراش آن است و به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنر و ادبیات در سال۵۱ یا۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌ و گل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیرم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی در من داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید. ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم حتی از رنجی که می‌برم. همۀ رنج‌های من تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی در دنیای ادبیات===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ و نوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد. بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار  ادبی او نمایان می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با سبک رئالیسمی خصلتی مختص‌به‌ خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان و حضور او در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌ و سارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است. او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند.====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هر دو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌ دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیتۀ جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40698</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40698"/>
		<updated>2020-02-02T16:12:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان با آثاری ساخته شده بر محور جنگ و اتفاقات آن، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که افتخار نامزدشدن در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است  و با ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های ادبی دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان جنگ و پیامدهای دلخراش آن است و به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاه متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40697</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40697"/>
		<updated>2020-02-02T16:03:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ &amp;quot;روزی از روزها&amp;quot; به کارگردانی «اسدالله اسدی».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#فیلم‌نامهٔ سینمایی &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot;&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان با آثاری ساخته شده بر محور جنگ و اتفاقات آن، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که افتخار نامزدشدن در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» برای بزرگسالان آغاز کرد اما تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀاش ساخت، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است  و با ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های ادبی دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان جنگ و پیامدهای دلخراش آن است و به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان فضایی آشنا با دنیای نویسنده دارد زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; و با نگاه متفاوت به واژه‌های نوساخته از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}و همواره جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هر داستان برای او به مانند یک بازی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40685</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40685"/>
		<updated>2020-02-01T11:30:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که نامزد جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; نیز می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورده است و هویت آثار و شخصیت‌های داستانی‌اش، آثار او را همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» فعالیت ادبی‌اش را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt; او دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
او با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت آثارش نزد عموم می‌دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان مورد توجه هستند زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است. خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40684</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40684"/>
		<updated>2020-02-01T11:29:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که نامزد جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; نیز می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورده است و هویت شخصیت‌های داستانی‌اش، آثار او را همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» فعالیت ادبی‌اش را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt; او دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
او با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت آثارش نزد عموم می‌دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان مورد توجه هستند زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است. خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40683</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40683"/>
		<updated>2020-02-01T11:28:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر است که نامزد جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; نیز می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورده است و هویت شخصیت‌های داستانی‌اش، آثار او را همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی» فعالیت ادبی‌اش را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt; او دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
او با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت آثارش نزد عموم می‌دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر در آثار خانیان مورد توجه هستند زیرا او با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است. خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛ اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم زیرا این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ او به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت را می‌آفریند و این ویژگی است که آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست. شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمانِ شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تألیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمۀ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;در خانۀ پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی، امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پر از خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌ِ انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعدها &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ و نوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسئول شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌]] است. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم براین بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود ندارد اما در این رمان است که خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است. داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود می‌آورد تا علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند تا ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40611</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40611"/>
		<updated>2020-01-27T18:54:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[ادبیات دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر است که نامزد جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورده است و هویت شخصیت‌های داستانی‌اش، آثار او را همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی»، فعالیت ادبی‌اش را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt; او دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
او با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت آثارش نزد عموم می‌دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر و واژه‌ها در آثار خانیان مورد توجه هستند و با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است. خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال  است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم؛ بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه، نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم، این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای ادبیات کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ خانیان به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت می‌آفریند و این ویژگی آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست، شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمان شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تالیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمأ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد  «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی،امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌هاً برای کودکان‌ونوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی کاملا مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسؤل شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیا به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌ست]]. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی در آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم این بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود نداشته است  اما در این رمان، خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است، داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود آورده است و علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو شده است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40610</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40610"/>
		<updated>2020-01-27T18:53:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[ادبیات دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر است که نامزد جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی‌اش را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورده است و هویت شخصیت‌های داستانی‌اش، آثار او را همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی»، فعالیت ادبی‌اش را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt; او دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
او با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت آثارش نزد عموم می‌دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تصاویر و واژه‌ها در آثار خانیان مورد توجه هستند و با آنکه در اصفهان زندگی می‌کند اما همواره یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش، آبادان، است. خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال  است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود. از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم؛ بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه، نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم و یا اطرافیانم می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم، این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای ادبیات کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم. ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ خانیان به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت می‌آفریند و این ویژگی آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست، شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمان شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تالیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمأ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد  «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی،امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌هاً برای کودکان‌ونوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی کاملا مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسؤل شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیا به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌ست]]. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی در آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم این بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود نداشته است  اما در این رمان، خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است، داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود آورده است و علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو شده است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40071</id>
		<title>هستی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40071"/>
		<updated>2020-01-07T20:29:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* هستی برای پنجمین بار منتشر شد */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= هستی&lt;br /&gt;
|تصویر		= Hasti.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= 180px    &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= هستی، دختری که دلش می‌خواهد فوتبالیست شود. &lt;br /&gt;
|نویسنده        = [[فرهاد حسن‌زاده]]&lt;br /&gt;
|طراح جلد	= عطیه بزرگ سهرابی &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		=رمانِ نوجوان‌ِامروز&lt;br /&gt;
|موضوع        	 = نوجوانی، بلوغ و عشق در بحبوحۀ جنگ&lt;br /&gt;
|ناشر		= [[کانون پروش فکری کودکان‌ونوجوانان]]&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ چاپ	    =۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|صفحه		= ۲۶۲     &lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هستی&#039;&#039;&#039; رمانی از [[فرهاد حسن‌زاده]] است که در محدودۀ سنی کودک و نوجوان و با محوریتی از ادبیات دفاع‌مقدس در سال۸۹ منتشر شده است. [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] تا سال۹۸، ۳۸هزار نسخه از این رمان را در ۷نوبت &amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketab.ir/BookList.aspx|عنوان=هستی در چند نوبت و چند تیراژ منتشر شده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌چاپ رسانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=هستی رمان نوجوان امروز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/5331/6034/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=رمان هستی نوشتۀ فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * * &amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواندن داستان‌هایی که با ماهیت جنگ ساخته و پرداخته می‌شوند، بهتر از هر کتاب تاریخِ مستندی می‌توانند رویداد‌ها را هنرمندانه در ذهن مخاطب تصویر کنند و به خواننده ‌شناختی عمیق از فاجعه‌ای به نام جنگ بدهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هستی یک رمانِ رئالیستی از روزهای آغازینِ جنگِ ایران و عراق است، زیرا تنها داستانِ رئالیستی است که می‌تواند  به‌خوبی از عهدۀ بازنمایی واقعیت‌ها برآید. در این داستان علاوه‌بر جنگ ایران و عراق، معضل خانواده‌ها نیز کاویده می‌شود و شاید هیچ کتابِ مستندی دربارهٔ جنگ این چنین با ذکر جزییات بیان نشده باشد. از این نظر داستان حسن‌زاده هم به لحاظ فکری و هم‌ حسی تاثیرگذار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده در این رمان از آدم‌هایی می‌گوید که با وجود علایق به زندگیِ خود، به جنگ می‌روند. تحولِ بزرگی مثل جنگ لازم است تا آدم‌های داستان هویتِ خود را در این جریان آشکار کنند. مانند پدر هستی که در آخر، علی‌رغم ترسش از جنگ به آبادان بازمی‌گردد تا دخترش را نجات بدهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی و خانواده‌اش، بخش‌های آشکار و پنهانِ ما و فرهنگمان را در خودشان حل کرده‌اند. جنگ را؛ فقر را؛ بغض و حسرت را. و نیز تجاربی که به واسطهٔ زیستن در شرایط جنگ برایمان به ارمغان آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
ویژگی‌های اثر مانند دارا بودن رگه‌هایی از طنزی که پابه‌پای کشمکش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی پیش می‌رود و طعمِ تلخِ بحرانِ خانمان‌سوزِ جنگ، در کنار تعددِ شخصیت‌های قابل تأمل که ورود و خروج‌های منطقی و معقولی نیز دارند داستانی جذاب و مؤثر را رقم زده است و علاوه‌بر مخاطب نوجوان می‌تواند بزرگسالان را نیز با اثری متفاوت و خواندنی روبه‌رو کند و ماندگاری خاص خودش را در ذهن خوانندۀ اثر باقی بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی هویت و محوری تاریخی دارد. آغاز آن جنگ ایران و عراق است و پایانش هم باز و رو به گسترش است. به‌علاوه هستی و خانواده‌اش در طول داستان، سنت‌های خانوادگی ارزشمندی را به خواننده نشان می‌دهند و مسائلِ واقعی را که در آن زمان جریان داشته‌است، بهتر به مخاطب می‌شناسانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جوایزی چون لاک‌‌‌‌پشت نقره‌ای، برگزیده‌شدن توسط مخاطبان نوجوان کانون و برنده‌شدن در بخش فیلم‌نامۀ اقتباسی این رمان را در صدر برترین‌های کانون قرار داده است و نیز ترجمۀ موفق رمان به زبان‌های گوناگون از قدرتِ ادبیِ نویسنده و تواناییِ خاص مترجم آن خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان انگلیسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/163410/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87|عنوان=انتشار رمان هستی به زبان انگلیسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان ترکی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/6380758/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان= رمان هستی به زبان ترکی استانبولی خواندنی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اگر هنوز دوست هستی نشده‌اید==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Farhadhasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده نویسندۀ متعهد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== پسر حسن‌زاده دختر شد===&lt;br /&gt;
به گفتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی از دلِ‌ یک ماجرای نیمه‌واقعی درآمد؛ داستانِ واقعی‌ از این قرار بود که: یک‌‌بار در بازی فوتبال دست پسرم شکست و او را به بیمارستان بردم و یک شب هم پیش پسرم خوابیدم تا روز بعد دست او را عمل کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان شب بود که جرقۀ نوشتن یک داستان زده شد و البته ماجرا را بردم به سال۵۹ و شروع جنگ با یک داستان کوتاه. و اسمش شد روزی که ولوله شد...&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد فکر کردم این داستانِ‌ کوتاه ظرفیت این را دارد تا فصل اول یک رمان باشد؛ و تصمیم گرفتم پسر داستان را تبدیل کنم به دختری که کارهای پسرانه می‌کند و &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;آنجا بود که هستی من متولد شد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== ته دلم هستی را دوست دارم===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالقِ رمانِ هستی]] دربارۀ نوشتن جلدِ دوم آن می‌گوید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;بستگی به بعضی چیزها دارد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می‌توانم روزهای بعدی زندگی‌اش را تصویر کنم و او را ببرم به وضعیت و زمانی دیگر. باید صبر کرد و دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
باید دید آیا هستی هم دوست‌دارد که این اتفاق بیافتد یا نه؟&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کمی دربارۀ نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در ۱۳سالگی در یکی از کتابخانه‌های کانون استعداد نویسندگی خود را شکوفا کرد. گاه شعر می‌گوید و گاه فیلم‌نامه می‌نویسد و جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است که مهم‌ترین آن‌ها &amp;lt;font color=orange&amp;gt;نشان ماه طلایی&amp;lt;/font&amp;gt; می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=مدال‌های طلایی‌رنگ  فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و تاکنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب برای کودکان‌ونوجوانان نوشته و بیش‌ از ۳۰ جایزه در ایران دریافت کرده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده نامزدِ ایرانی جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هانس‌ کریستین‌ اندرسن۲۰۱۸&amp;lt;/font&amp;gt; و نیز جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://koodak24.ir/directories/details/52/-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=نویسندۀایرانی و جوایز جهانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که بسیاری از کتاب‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=کمی دربارۀ حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده بیشتر برای نوجوانان می‌نویسد اما به‌دلیل فضای نوستالژیک و لحن صمیمی در آثارش هر مخاطبی پای صحبت‌هایش می‌نشیند و با داستان‌های او همراه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق نوجوانی نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شخصیت‌های محبوبش می‌گوید:&lt;br /&gt;
از وقتی خودم را شناختم [[احمد محمود]] را هم شناختم و رمانِ همسایه‌های او را در نوجوانی خواندم و خیلی در من تاثیر گذاشت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به جز او [[محمود دولت‌آبادی]] را هم دوست‌دارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastiii.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی، دوست بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ماحصل داستان===&lt;br /&gt;
هستی‌خانم، دختر نوجوانِ آبادانی است که دلش نمی‌خواهد مثل بقیۀ دخترها باشد. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد؛ رانندۀ تریلی، خلبان یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما وقتی جنگ آغاز می‌شود و هستی را در مسیر جدیدی قرار می‌دهد نگاه او نسبت به اطرافیان و دنیای اطرافش تغییر می‌کند و...&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و جذابیت، باهم===&lt;br /&gt;
داستان هستی تنها به ردۀ سنی خاصی محدود نمی‌شود، بلکه داستانی‌ست که هر سن‌وسالی را با خط‌به‌خط جملات خود همراه می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی تنها یک نام یا یک کتاب نیست، هستی سرنوشت یک ملت و نهایت پای‌بندی و تعهد [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] نسبت به باورهایی است که با وجود تمام‌شدن جنگ و سیاهی‌های آن، همچنان در اندیشۀ همگان نهفته است و چه زیباست که این مسئولیت در ادبیات با واژه‌هایی که لبریز از عشق و تعهد به مباحث ملی است بیان شده‌ است و این یعنی [[ادبیات داستانی معاصر]] هم‌چنان نفس می‌کشد و حسن‌زاده‌هایی را می‌خواهد که روحش را تازه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده در این رمان دغدغه‌ها و مشکلات را با احترام به همۀ اندیشه‌ها بیان کرده است که این خود داستان‌هایش را خواندنی‌تر می‌کند. قصد حسن‌زاده از گفتن این قصه تنها ادای  نویسندگی نیست، بلکه شور و اشتیاق او برای نوشتن این اثر است آن را این‌گونه پرمخاطب کرده است، همان شور و اشتیاقی که به گفتۀ خود او حاصل تمرکزی است که در نگارش هستی برای خود ساخته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسب جوایز بسیارِ آفرینندۀ کتاب و نیز کتابِ آفریده‌شده هم دلایلی بر خواندنی‌ترشدن آن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C/|عنوان=نگاهی به رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== کارت تقدیمی برای جمشید‌خانیان===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی را به رفیق گمشدۀ کودکی‌هایش به &amp;lt;font color=darkorange&amp;gt;[[جمشید خانیان]]&amp;lt;/font&amp;gt; تقدیم کرده‌ است و در کارت تقدیمش که آن‌ را در صفحۀ۷ رمانش برای خانیان عزیزش فرستاده‌است این‌طور می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkviolet&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;center&amp;gt; برای رفیق کودکی‌های گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای کودکی‌های رفیق گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای رفیق گمشدۀ کودکی‌ها...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای جمشید خانیان...&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
‎‌&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadehasti.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قهرمانان هستی===&lt;br /&gt;
داستان هستی ابر قهرمان زیاد دارد. ابرقهرمانانی که برخی از آنان نامشان در لابلای داستان  گم شده است که شاید اگر عینک ذره‌بینی به چشم بزنیم یا با چشمِ دل کتاب  را بگشاییم و با هستی دست دوستی دهیم بتوانیم حضورشان را در داستان حس کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ابرقهرمان اصلی داستان کسی است که وقتی سوار موتور می‌شود حتی پایش به زمین نمی‌رسد اما از ماهشهر تا آبادان را تک‌تنه می‌آید و در شجاعت زبان‌زد می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسی که  قابل پیش‌بینی نیست و در دنیایی متفاوت و با افکاری متفاوت زندگی می‌کند. کسی که رفتارهای نوجوانانه‌اش از همان جسارت‌های معمول و تضادهای اندیشه‌‌اش جاری است، که شخصیتی به ظاهر ساده اما با باطنی پیچیده را برای او می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] طوری هستی را در داستانش معرفی کرده‌ است که ما هستی را از زبان خود او بشناسیم. از زبان دختر ۱۲ساله‌ای که عاشق موتورسواری و فوتبال‌بازی‌کردن است. همۀ این‌ها باعث شده است تا مخاطبان هم‌سن‌‌وسالِ هستی خودشان را جای او بگذارند و همۀ اتفاقات پیشروی هستی را مثل خود او لمس و تجربه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دایی جمشید قهرمان بعدی داستان است. او شوخ و مهربان است و علاقه‌اش به هستی فراتر از حد تصور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت بعدی داستان ابی است. همان ابوالقاسم، «پدر هستی ». که همه ابی صدایش می‌زنند، او رازی دارد که در پایان داستان آن را برای هستی فاش می‌کند. حسن‌زاده، بیشتر طنز در رمانِ هستی را بر دوشِ ابی قرار داده است تا این‌گونه به گفتۀ خودش  بتواند از زشتی و سیاهی‌های جنگ کم‌کند .&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فریبای داستان مادر هستی است، زنی مهربان است که به‌خوبی وظیفه مادری را ایفا می‌کند و عشق به فرزند را به زیبایی در داستان به‌تصویر می‌کشد، هستی می‌گوید او فرشته‌ای است که خدا زمینی‌اش کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خاله سیمین بازیگر بعدی است، او همیشه کیفش پر از سوغاتی است و شخصیتی شوخ دارد که کلمات را به‌هم‌می‌ریزد و از آن کلمات جدید می‌سازد هستی می‌گوید او بهترین خالۀ دنیا است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاپور  شخصیتی دیگر در داستان هستی است، کسی که هستی او را دوست دارد چون قول داده تا برای هستی  گردن‌بندی چوبیِ زیبایی با هستۀ خرما بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hastikoodakankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در دست کودکان &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
شور و اشتیاقی که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] در نگارش هستی به‌کار برده است و  هم‌چنین طرح و پیرنگ در داستان که خلاصه می‌شود در جنگ و دفاع از سرزمین، بهترین دلیلی است که می‌توان حکم باید را بر خواندن این کتاب گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت هستی و همزادپنداری مخاطبان با او، باعث شده است تا کتابِ هستی تنها یک کتاب نباشد؛ بلکه مخاطبانِ آن، در لحظه به لحظۀ طرحِ داستان پیش روند و تمام اتفاقات را با خود او لمس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
موضوعات مطرح شده در رمان برای همۀ فارسی‌زبانان آشناست زیرا بر محوریت جنگ و آوارگی‌های پس از آن می‌پردازد و به‌نوعی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این رمان هویت همۀ ماست و هویت نیز اصلِ ذات آدمی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوباره بخوانیم و با هم بخوانیم==&lt;br /&gt;
=== من خواب هستی را دیدم!===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شرایط نوشتن رمان پرطرفدارش گفت:&lt;br /&gt;
:من برای اینکه بتوانم با تمرکز بیشتری این رمان را بنویسم از انبار یک انتشارات استفاده کردم و شش‌ماه را روزی چهارساعت در این انبار به نگارش مشغول بودم، جالب این است که وقتی این کار را می‌کردم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;گاهی خواب هستی را می‌دیدم که هنرمندانه برایم ایفای نقش می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== بقیۀ آدم‌ها چی؟===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] می‌گوید: &lt;br /&gt;
:من برای نوشتن هستی برای خودم شخصیت‌هایی ساخته‌ام که وجود خارجی ندارند اما می‌توانند داشته باشند. در واقع آن‌ها در ذهن مخاطب هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
می‌توان گفت ذهن هر نویسنده، مثل یک سی‌پی‌یوی کامپیوتر است، پردازشگر دارد و اطلاعات را پردازش می‌کند و خروجی‌اش می‌شود آن‌چه که شما می‌خوانید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من در طول زندگی آدم‌های متفاوتی دیدم و اطلاعاتشان را یادداشت کرده‌ام و از آن‌ها شخصیت ساخته‌ام، شاید اگر می‌خواستم می‌توانستم داستان را سرسری بنویسم و کار مشکلی هم نبود چون همیشه در اطراف من دخترِ نوجوان زیاد بوده است. خانواده‌‍‌ای پرجمعیت با بیش  از حدود ۳۰ خواهرزاده و برادرزاده. &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;سختی در نوشتنِ رمانِ هستی ریزشدن در لحظه‌های خاص زندگی‌اش بود.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دفترچۀ ایده‌های حسن‌زاده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالق رمان هستی]] دربارۀ ایدۀ رمانش می‌گوید: &lt;br /&gt;
:بسیاری از اتفاقاتِ فرعی رمانِ هستی را از لای برگ‌های دفتر ایده‌هایم بیرون کشیدم و بعضی حس‌هایی را که سراغم می‌آید و نمی‌دانم جایشان کجاست را در دفترچۀ ایده‌هایم می‌نویسم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastihasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی دوست همۀ بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===خلاصۀ داستان هستی===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» داستان دختر دوازده‌ساله‌ای است که ساکنِ آبادان است. روحیۀ عجیبی دارد و کارهایش  به‌هیچ‌وجه به دختران شبیه نیست. او دوست‌دارد با پسرها فوتبال بازی کند و به‌همراه دایی جمشید به موتور سواری برود و راندن موتور را از او یاد بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                               &lt;br /&gt;
دست او در بازی فوتبال شکسته است و پدر ناچار است به جای این که برای کار بر روی کشتی اروند راهی ژاپن شود همراه هستی به بیمارستان برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                                               &lt;br /&gt;
مادر هستی در آستانۀ به‌دنیاآوردن فرزندی است و پدر بیشتر اوقات با هستی رفتار ناخوشایندی دارد و او را به‌خاطر کارهایش سرزنش می‌کند و &amp;quot;ادبار&amp;quot; صدایش می‌زند، حتی وقتی متوجه می‌شود که کشتی اروند غرق شده است باز هم دست از رفتارهایش برنمی‌دارد و مدام هستی را سرزنش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی به‌قدری از این وضع ناراحت است که فکر می‌کند فرزند آنان نیست و در ذهن خود سناریوهای گوناگونی را راجع‌به این موضوع می‌سازد. زمزمه‌های شروع جنگ هم برخاسته و خانۀ آن‌ها بر اثر بمباران ویران شده‌ است و این اتفاقات، آن‌ها را ناگزیر به رفتن به خانۀ بی‌بی می‌کند. خانواده با شدت‌گرفتن جنگ و با موتور دایی جمشید روانۀ ماهشهر می‌شوند و خاله نسرین  نیز پس از چندی به آنان می‌پیوندد، ولی پس از مدتی با عجله می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی در ماهشهر با لیلا که او هم جنگ‌زده است دوست شده و از او جودو یاد می‌گیرد و هم‌چنین برادر لیلا، شاپور، هم به او قول می‌دهد تا از هستۀ خرما برای هستی گردن‌بند زیبایی بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی دور از چشم خانواده و به کمک برادر لیلا و دوست او موتورِ دایی را تعمیر می‌کند و سپس تنهایی راهی آبادان می‌شود و آنجا با دایی جمشید و خاله نسرین روبه‌رو می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر هم که نگران غیبت دخترش است، فردای آن روز راهی آبادان می‌شود، هستی با مشاهدۀ پدر پا به‌ فرار می‌گذارد که در همین‌زمان بمباران هم شروع می‌شود و هستی همراه پدر به گوشه‌ای پناه می‌برند و در چنین لحظه‌ای پدر راز مهمی را برای او فاش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگام مراجعت هستی و پدر به ماهشهر، دایی بسته‌ای را به هستی می‌رساند که رزمنده‌ای در حال مرگ  ازاو خواسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
درون بسته، هسته خرمایی است که با ظرافت برش داده‌شده و روی آن با خطی خوش، نام هستی حک شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=خلاصۀ داستان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
سبک رمان هستی با زاویۀ دید اول شخص‌مفرد روایت می‌شود تا خواننده احساس‌ کند که یکی از اشخاص داستان که در حال نقل داستان و گفت‌وگو می‌باشد برای اوست، تا خواننده وقایع و اتفاقات داستان را حتی اگر ناممکن  باشند باورپذیر بیانگارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت داستان به گذشته موجب شده است تا مخاطب ارتباط نزدیک‌‌تر و صمیمی‌تری را با متن برقرار کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیچ‌کس خانه نبود&#039;&#039;&#039;{{سخ}} &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یعنی من بودم و سهراب&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بابا سر کار بود و&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مامان هم بی‌بی را برده‌ بود درمانگاه&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با سهراب بازی می‌کردم&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خرگوشش را می‌انداختم بالا&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و می‌گرفتم..&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
معمولا روایت داستان در زمان گذشته فاصلۀ میان شخصیت‌ها و مخاطبان را از بین‌ می‌برد و پیوندِ دوستی غیرمستقیمی را بین شخصیت‌ها و مخاطبش برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت به گذشته، به نویسنده و راوی این امکان را می‌دهد تا در تمام ابعاد داستان سرک بکشند و به‌همراه مخاطب در سرتاسر دریای بی‌کران داستان پیش روند، آن‌گونه که حتی مخاطب خستگی پاروزدن را هم متوجه نشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان  به گونه‌ای است که مخاطب ابتدا تصور می‌کند که شخصیت و راوی داستان پسر است، اما در ادامۀ داستان متوجه خواهد‌ شد که شخصیت اصلی داستان دختری به نام هستی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در نگارش رمان پرطرفدارش  [[سبک رئالیسم]] را انتخاب کرده  است تا به‌راحتی بتواند با شگرد جادوگری این سبک  فضا و مکان و کشش‌های شخصیت‌هایش را نشان دهد و بعد  به خواننده منتقل کند. &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;بار اصلی رمانِ هستی جنگ تحمیلی است و ژانری اجتماعی و ماهیتی دفاع مقدسی دارد&amp;lt;/font&amp;gt;. جنگ در ذات خود بارِ معنایی سرد و خشن و منفی دارد و در ذهن مخاطبِ نوجوان اثری نامطلوب می‌گذارد مگر آنکه نویسندۀ توانمند با چاشنی‌هایی آن را جذاب و خواندنی‌ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیرنگ و طرح داستان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«در روزی که ولوله شد»&amp;lt;/font/&amp;gt; که شهر از شلوغی فریاد می‌کشید و جامه‌اش را در تن خود پاره‌پاره ‌می‌کرد  &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«دخترای ننه دریا»&amp;lt;/font/&amp;gt; در شهری که  از &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آوار به آوارگی » &amp;lt;/font/&amp;gt;رسیده‌ بود روی دیوار خاطره‌هایش نوشتند &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«هستی نام یک ماهی نیست&amp;lt;/font/&amp;gt;...»&lt;br /&gt;
این چهار عنوان چهار فصل کتابی است که [[فرهاد حسن‌زاده]] با شور و اشتیاق  آن را به نگارش درآورده است و با هوشمندی و زیرکی برای جذب مخاطبانش که تنها کودک‌ونوجوان نیستند، نام‌هایی را برای فصل‌هایش انتخاب کرده است تا مخاطب را به ادامۀ خوانش داستانش سوق دهد و اشتیاق مخاطب را در خواندن داستان چندین برابر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ  و طرح داستانِ هستی با رعایت توالی از چهار بخش تشکیل شده‌ است:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} معرفی هستی در آستانۀ جنگ ایران و عراق در آبادان {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} آوارگی و مهاجرت به شهری دیگر{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} زندگی در شرایط جنگ‌زدگی{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} بازگشت هستی به آبادان{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ داستان از رفتن و برگشتن حکایت دارد، رفتن و برگشتنی که نه تنها برای نیروهای عراقی است که بیشتر برای دخترِ نوجوانی است که شهر و خانه‌اش را به خاطر ترس از جنگ رها کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
با تصمیم برای رفتن به ماهشهر وارد «میانۀ داستان» می‌شویم، جایی که کشمکشی برای رفتن یا نرفتن بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. اوجِ داستان جایی است که پدر هستی برای نجات دخترش خطر می‌کند تا در شهری که حالا دیگر برایش غریبه است جان او را نجات دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرجام داستان  با کندشدن رویدادها آهنگ می‌گیرد و مخاطب می‌فهمد داستان به زودی پایان خواهد یافت تا هستی به آرامی دستش را باز کند و چیزی را ببیند که منتظرش است. یک ماهی تراشیده شده از هستۀ خرما، که روی آن با خط قشنگی نوشته شده‌ بود: هستی...&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot;&amp;gt;{{ یادکرد وب| نشانی=http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/348-2011-10-16-08-32-29.html|عنوان=همه چیز با جنگ شروع می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقاط قوت و ویژگی‌های هستی===&lt;br /&gt;
شخصیت‌پردازی قدرتمند در رمان هستی و همین‌طور زاویۀ دید اول‌‌شخص‌‌مفرد یکی از نقاط‌ رمان است. نثر، زبانِ داستان و استفادۀ نویسنده از ضرب‌المثل‌های جذاب جنوبی نیز به ماندگاری نثر افزوده است و یکی دیگر از ویژگی‌های مهم آن می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
از طرفی این کتاب از جمله کتاب‌هایی است که خواننده از خواندن آن پشیمان نمی‌شود و حتی حالت او، قبل و بعد از خواندن رمان متفاوت می‌شود زیرا این کتاب به نوعی اصالت زنان و دغدغه‌های آنان را بیان می‌کند که خود نقطۀ قوتی برای این مجموعه خواهد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/138146/شخصیت-پردازی-رمان-هستی-قدرتمند|عنوان=نقاط قوت هستی خانم}}&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===راوی داستان===&lt;br /&gt;
راوی داستان دانای کل است، که بر تمام سطرها و بخش‌های رمان تسلط دارد.او همان هستی است که حضورش در سرتاسر داستان پررنگ و جذاب است و از حق نگذشته، بار روایت را خوب به دوش گرفته و پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ اول شخص مفرد در داستان بیشترین هم‌حسی را در مخاطب ایجاد می‌کند تا افکار ابرقهرمان داستان برای بیان اتفاقات و حالاتش باز باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== لحن و زبان داستان===&lt;br /&gt;
رمان هستی با استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی و استفاده از زبان محلی در کنار واژه‌های امروزی و استفاده از ادبیات فولکوریک،  زبانِ اثر را در ذهن مخاطب ماندگار کرده است. چون شخصیت اصلی داستان هستی است و داستان از زبان او روایت می‌شود لحن و زبان او به عنوان شخصیتِ محوری بر فضای داستان سایه افکنده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمان روایت حال است، حالی که در گذشتۀ تقویمی اتفاق افتاده‌ است تا به نوعی کنجکاوی مخاطبان دنیای امروزی را برانگیزد و مخاطب، کشش دنبال‌کردن آن‌ را در خود حس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عنوان داستان ===&lt;br /&gt;
نویسنده، نام کتابش را از شخصیت اصلی داستانش وام گرفته  است و می‌توان گفت که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] راحت‌ترین و بی‌دردسر‌ترین اقدام را برای انتخاب عنوان انجام داده است زیرا زیاد ذهنش را درگیر نکرده است و احتمالاً، عنوان را از‌‌ همان ابتدای نوشتن رمان انتخاب کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تنها این سؤال در ذهن به وجود می‌آید که اگر حوادث رمان در دهۀ ۶۰ و زمان جنگ رخ داده است، آیا انتخاب این اسم منطقی بوده و تناسب دارد؟ بی‌شک پذیرش نام «هستی» برای دختران دهۀ شصت آن هم در شهر آبادان، کمی سخت است و می‌توان گفت: عنوانِ رمان، «تازه» و «کم تناسب» و«کم تجربه» از نظر تناسب زمانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی نام زیبایی است که می‌تواند به راحتی در ذهن مخاطب ثبت شود و ضمناً این عنوان، ایهام دارد و بر دو مبنا به کار می‌رود:&lt;br /&gt;
#نامی دخترانه{{سخ}}&lt;br /&gt;
#جهان و هستی و آفرینش.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===هویت نوجوانی در هستی===&lt;br /&gt;
رمان هستی هویتی را بیان می‌کند که شخصیت اصلی داستان آن را نمی‌پذیرد و به نوعی از آن فرار می‌کند. شخصیتی که دوست‌دارد پسر باشد و کارهای پسرانه انجام دهد. هستی نمی‌خواهد مثل دختر‌های هم‌سن‌‌وسالش  باشد و  آرزو دارد وقتی بزرگ شد دروازه‌بان شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هویت هستی، در گریز از خودش وتعریف می‌شود آن‌گونه که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] با طنزی تلخ این هویت‌گریزی را در داستان نشان داده است زیرا این بحران هویتی نکتۀ اساسی و مهمِ روانی‌ و اجتماعی در رفتار نوجوانان است و هستی می‌تواند نماد نوجوانانی باشد که از خودبودن خسته شده‌اند و می‌خواهند چیزی جز خودشان باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بحران هویتی که در هستی ایجادشده است ناشی از شرایط نامطلوب او می‌باشد که دوری پدر از او و رفتارهای ناخوشایندش این بحران هویتی را تشدید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===طنز در رمان هستی===&lt;br /&gt;
خالق رمان هستی می‌گوید: &lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;من بیشتر طنز در این رمان را بر دوش پدرِ هستی قراردادم.&amp;lt;/font&amp;gt; و در ادامه دربارۀ طنز در داستان هستی می‌گوید:&lt;br /&gt;
:رمانِ هستی اگر در فضای سال۵۹ نوشته شده‌ بود، یعنی سالی که جنگ شروع شد و هستی و خانواده‌اش را دربه‌در و مصیبت‌زده کرد، باید میزان اشک‌ و آه در داستان زیاد می‌شد. اما من نمی‌خواستم این‌طور شود و هستی شاهد این اتفاقات باشد. زیرا اشک و آه به میزان کافی در ادبیات و بقیۀ رسانه‌ها یافت می‌شود، پس طنز را وارد داستان کردم تا در کنار با هیجانات پسرانه‌ای که در شخصیت هستی وجود دارد از تلخی‌های داستان کم کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله نویسندگانی است که عنصر طنز، چاشنی همیشگی او در سراییدن داستان است. او در رمان هستی نیز لایه‌های عمیقی از طنز را به‌خوبی در متن داستان جاری کرده‌ است تا با آمیختن محتوای خشک و جدی ادبیات [[دفاع‌‌مقدس]] در کنار چاشنی طنز، ادبیات کودک‌ونوجوان شاهد اتفاقات خوبی در عرصۀ داستان‌نویسی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/145845/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=پسری که دختر شد-همشهری آنلاین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گفت‌وگوهای داستان===&lt;br /&gt;
استفاده از گفت‌وگوها بر‌ای توصیف داستان و شخصیت‌های آن از عناصر مهم داستان‌پردازی در رمان هستی است و می‌توان آن را یکی از شگردهای [[فرهاد حسن‌زاده]] در خلق آثارش معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفت‌وگوها در رمان هستی، دیالوگ‌های زنده، محکم و تاثیرگذارند و اتفاقات داستان به واسطۀ این دیالوگ‌های زنده به زیبایی به تصویر کشیده‌شده‌اند و شخصیت‌پردازی در داستان هم به کمک این گفت‌وگوها ایجاد شده است که از خلال آن دیالوگ‌ها حتی می‌توان به تضادهای بین شخصیت‌های داستان پی‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== تعهد نویسنده به نادر ابراهیمی===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] تعهدی خاص به نادر ابراهیمی دارد به‌طوری که اندیشۀ ابراهیمی تاثیر زیادی بر سبک نگارش او گذاشته است. در بیشتر آثار او این تجلی اندیشه نمایان است، اندیشه‌ای که به مدد شعرهای نادرابراهیمی در قلب و ذهن حسن‌زاده به‌وجود آمده‌ است .{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;ما برای خواندن این قصۀ عشقِ به خاک&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
اینکه توجه به رسالت قلم و پای‌بندی به اصولی که نویسنده به آن‌ها معتقد است و بر بودن و انتشار آن‌ها تأکید دارد، نکته مهمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده با پای‌بندی به سرزمین و عشق به آب و خاکِ اجدادی و نشان‌دادن صحنه‌هایی واقعی و ملموس از واقعۀ اجتماعی نه‌چندان خوشایند، جنگ و پایداری را در رمان هستی متجلی کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Neshasthasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; وقتی منتقدان کوچک هستی سخن می‌گویند &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadekodak.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده با کودکان سخن می‌گوید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر هم‌سن و سال‌های هستی===&lt;br /&gt;
بیشتر هم‌سن‌‌وسال‌های هستی، انتخاب نامِ هستی را برای کتاب مناسب می‌دانند و هستی را هستی‌بخش خانواده به‌شمارمی‌آورند، زیرا هستی «ادباری» که پدر او را با آن می‌خواند نبود، اما هرچند از نظر برخی دیگر انتخاب این عنوان برای رمان کنجکاوی خواننده را تحریک نمی‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طرح روی جلد هم از نظر بیشتر بچه‌ها با موضوع متناسب بود و همۀ سادگی‌های روی طرح جلد آن باعث شده بود تا حتی اشتیاق برای خواندن و شروع هرچه زودتر آن بیشتر گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوست‌های هم‌سن‌وسال هستی، بخش ابتدایی داستان را دوست داشتند و رأی مثبت به عالی‌بودن آن دادند، اما پایان داستان را به دلیل عدم‌هماهنگی با شروع جذاب آن جالب نمی‌دانستند و از نظر آن‌ها نویسنده فقط سعی کرده‌ بود خیلی زود داستانش را جمع‌وجور کند و به پایان برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برخی از لحن داستان و لهجۀ جنوبی آن راضی نبودند و آن را آزاردهنده می‌دانستند زیرا یک نوع دوگانگی زبان و لهجه را در داستان حس می‌کردند و اعراب‌گذاریی کمِ داستان را برای ادای بهتر آن لهجه‌های ناشناخته، امتیاز منفیِ هستی به‌حساب می‌آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید اول شخص در داستان و سبک رئالیستی از نظر بیشتر منتقدان کوچک سبب باورپذیرترشدن داستان بود که این  نکته مثبتی برای رمان به‌حساب می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
پسران هم‌سن هستی نیز بر این باور بودند که با وجود دختربودنِ هستی اما به‌دلیل حالات روحی، آرزوها و نیز رفتاری که از خود بروز می‌داد، او را به دنیای پسران نزدیک‌تر کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طولانی‌بودنِ بخشِ اولِ داستان و دیالوگ‌های بسیار در آن خسته‌کننده و ملال‌آور بود و مثال‌های زیادی که راوی در گفت‌وگو‌هایش می‌آورد جالب نبود. از نظر بیشتر بچه‌ها حجم مناسب داستان از عوامل مثبت کار بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ قوتی که بیشتر منتقدان کوچک هستی یک صدا با هم فریاد می‌زدنند، همان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;شخصیت‌پردازی قدرتمند کتاب بود&amp;lt;/font&amp;gt;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی رمان پرمخاطب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastitasvirgar.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوازده قاب برای هستی===&lt;br /&gt;
آثار کارگاه تصویرگری رمان «هستی» در قالب کتابی هم‌زمان با هفتۀ دفاع‌ِمقدس از سوی [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارگاه تصویرگری «هستی» برگرفته از اثر [[فرهاد حسن‌زاده]] در سال۱۳۹۱ برگزار شد و در این کارگاه ۱۲ تصویرگر با حضور نویسندۀ اثر برای آشنایی بیشتر با داستان کتاب «هستی» به خلق تصاویری پرداختند و این درحالی است که بستر داستان‌ رمان هستی واقعۀ بزرگ [[دفاع‌مقدس]] است و زندگی جسورانه و شیطنت‌های بچه‌گانۀ هستی، شخصیت اصلی این رمان، هم‌زمان با جنگ تحمیلی، مشقت‌هایی را برای او به وجود می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بر همین اساس ماحصل کارگاه تصویرگری رمان هستی در خرداد۹۲ و به مناسبت سال‌روز آزادسازی خرمشهر در قالب نمایشگاهی به مخاطبان معرفی شد و هم‌اینک نیز انتشارات کانون کتابی را برای معرفی این کارگاه و تصاویر خلق شده در آن منتشر کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
علاقه‌مندان علاوه بر مطالعۀ زندگی‌نامۀ فرهاد حسن‌زاده، با تصویرگران این کارگاه نیز آشنا می‌شوند، ضمن آنکه هر تصویر در کنار متن آن قرار گرفته تا این کتاب کاربردی جامع‌تر برای مخاطبان و علاقه‌مندان پیدا کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان اعلام کرده‌ است که با توجه به انتشار نسخۀ انگلیسی رمان «هستی» و انتخاب فرهاد حسن‌زاده به عنوان نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt;، انتشار اثری که بتواند از نگاهی دیگر به آثار این نویسندۀ نام‌آشنا بپردازد ضروری به نظر می‌رسد و آثار گروهی تصویرگران و ثبت نظرها و نگاه آنان به این اثر می‌تواند نگاهی دیگر به وجوه مختلف این اثر ممتاز ادبی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر هفت‌هزارتومان قیمت دارد و قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری در سراسر کشور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/دوازده-قاب-برای-هستی|عنوان=دوازده قاب برای هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Englishhasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان هستی به زبان انگلیسی خواندنی می‌شود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== رونمایی از ترجمۀ انگلیسی هستی در تبریز===&lt;br /&gt;
ترجمۀ رمان «هستی» از مجموعه «رمانِ نوجوانِ امروز» از [[کانون پرورش کودکان‌ونوجوانان]] با حضور بیش از ۶۰ تن از نویسندگانِ حوزۀ ادبیات، در تبریز رونمایی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مدیر عاملِ کانون با اشاره به افزایش علاقه‌مندیِ نوجوانان به مطالعۀ رمان‌های ایرانی تاکید کرد: زمانی خواندن رمان‌های خارجی در کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی‌‌وهنری‌ِ کانون به‌شدت رواج داشت، اما سرانجام نیم‌قرن تجربه و سابقۀ کانون به کمکِ ما آمد تا بتوانیم آثار ایرانی را به سراسر کشور و بیش از یک هزار کتابخانه و مرکز فرهنگی خود ببریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] نویسندۀ رمان «هستی» نیز در این جمع به سخنرانی پرداخت و گفت: خوشحالم که محور این جمع امروز، رمانِ من است و از آن خوشحال‌ترم به خاطر اینکه رمان‌ نوجوان‌ِ امروز در یک مسیر معمولی حرکت نکرده و درجا نزده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده کودکان‌ونوجوانان با بیان اینکه «زبان همیشه بین فرهنگ‌ها فاصله انداخته است» اظهار داشت: &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یکی از کارکردهای مناسب رمانِ نوجوان‌ِ امروز، تصویرگری خوب است.&amp;lt;/font&amp;gt; با تصویر، بهتر از متن می‌شود با مردمِ دنیا سخن گفت و حالا که آثار این مجموعه در دست ترجمه قرار گرفته است، می‌توانیم با مردم دنیا با زبان خودشان صحبت کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مترجم این کتاب نیز در سخنان کوتاهی با طرح موضوع «ترجمۀ معکوس» گفت: خوشحالم که کانون پرورش فکری این بستر را فراهم کرد که بشود با ترجمۀ معکوس، کتاب‌هایمان را به اقصی نقاط دنیا بفرستیم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ترجمۀ هستی در قالب دهمین سفر از سری سفرهای نقدوبررسی رمان‌های نوجوان‌ِ امروزِ کانون است و ترجمۀ موفق آن ناشی از شناخت مترجم از بازارهای جهانی است .&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده بیان کرد من و مترجمِ «هستی» بارها برای ترجمۀ دقیق و درست این رمان جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم زیرا رمان من پر است از واژه‌های بومی و محلی و تلاش زیادی می‌خواهد تا تمام حس‌های رمان را به زبان بیگانه منتقل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://freebsd2.ghanoondaily.ir:8080/News/Item/71736/98/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86--%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C--%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF.html|عنوان=رونمایی از ترجمۀ هستی در تبریز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastinaghd.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در نگاه منتقدان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی در بوتۀ نقد===&lt;br /&gt;
جلسۀ نقد رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، با حضور محمدرضا گودرزی، فرزانه رحمانی و نویسنده اثر در فرهنگ‌سرای انقلاب اسلامی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رحمانی در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهدۀ بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است و یک نکته خوب هم که در پرداخت شخصیت‌ها وجود داشت، توصیف‌های درونی‌شان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده است، پسندیدم؛ نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند برای رمان انتخاب کند ولی همین تضاد نشانه‌ای از  رنج‌کشیدن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گره‌گشایی هم در فصل‌ فرجامین کار اتفاق می‌افتد. در خصوص راوی هم باید بگویم که بهترین زاویۀ دیدی که نویسنده می‌توانست انتخاب کند، اول شخص بود. از آنجایی که هستی شاهد روزهای اولیۀ جنگ بوده است، انتخاب این نوع راوی به متن اصالت می‌دهد و واکنش‌های آن زمان را به صورت یک گزارش دسته اول، ارائه می‌دهد. راوی، بارعاطفی داستان را هم خیلی خوب پیش می‌برد، غیر از ایجازی هم که در کلامش وجود دارد، بیان واقعیات است که به قصه اهمیت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، نثر و زبان آن است که استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی هم زیرمجموعه این نکته مثبت قرار می‌گیرد. پس‌زمینۀ «هستی» هم علی‌رغم این که با زبان معیار فاصله دارد، ولی چون از زبان یک نوجوان بیان می‌شود، قابل پذیرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نکتۀدیگر این که اگر کسی این رمان را از دیدگاه اصالت زن بررسی کند، برایش جالب خواهد بود و در ذهنش ماندگار می‌شود و به نظرم، رسالت اصلی یک کتاب همین است؛ چون اگر خواننده آن را بخواند و به زودی از یادش برود، نمی‌توان آن را کتابی قدرتمند و تاثیرگذار دانست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF/|عنوان=هستی در بوتۀ نقد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:filmnamehasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی و پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقتی هستی فیلم می‌سازد===&lt;br /&gt;
هنرمندِ بوشهری، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; نوشاعبدالله‌زاده&amp;lt;/font/&amp;gt;، که از فعالان تئاترِ کودک‌ و نوجوان و در رشتۀ فیلم‌سازی است  توانسته است در جشنواره‌های مختلف مقام‌ برتر را کسب کند. در سی‌امین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کودک‌ونوجوانِ اصفهان با فیلم‌نامۀ «هستی» در بخش اقتباسی و اندیشه‌های نوِ این جشنواره توانست مقامِ نخست را به‌دست آورد و پروانۀ زرین بهترین فیلمنامه را کسب کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://pgnews.ir/module/news/156192/|عنوان=فیلم‌نامۀ اقتباسی هستی پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه را کسب کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رمان‌های کانون زیر نگاه دوربینِ مدار بسته===&lt;br /&gt;
«هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، «گردان قاطرچی‌ها» نوشتۀ داوود امیریان و «توران تور» نوشتۀ عباس جهانگیریان از سوی اعضای نوجوان مراکز [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان‌‌‌‌]] استان تهران به‌عنوان برترین رمان‌های نوجوانِ امروز برگزیده شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داوران نوجوان این طرح، کتاب‌های برتر خود را براساس  معیارهایی مانند: میزان لذت از متن، انتخاب مناسب موضوع داستان، ایجاد کشمکش و هیجان مناسب در قصه، کیفیت فضاسازی داستان، شخصیت‌‌پردازی مناسب، کیفیتِ پایان داستان، کیفیتِ آغاز داستان و کیفیتِ گفت‌وگوهای داستانی برگزیده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برهمین‌اساس، رمان هستی از ۱۰۰ امتیاز درنظر گرفته‌‌شده حائز ۸۴.۳۶ امتیاز شد و در صدر جدول انتخاب‌های این نوجوانان قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده که رمانِ هستی او نه‌تنها مورد استقبال واقع شده‌ بود بلکه با ۱۶هزار بارِ امانت توسط اعضای کانون سراسرِ کشور به‌عنوان پرمخاطب‌ترین رمانِ نوجوانِ امروز هم شناخته می‌شود در سخنانی، جایزۀ مخاطبان را بهترین و سالم‌ترین جایزه‌ای دانست که تاکنون به وی اهدا شده‌ است و افزود: من تاکنون ۲۵جایزه برای کتاب‌هایم دریافت کرده‌ام و معتقدم مخاطبان بهترین داور هستند و مانند برخی از داوری‌های بزرگسالان مسائلی را که به کتاب ارتباط ندارد لحاظ نمی‌کنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی از نوجوانان به ویژه دختران که کتاب هستی را موشکافانه مطالعه‌ و آن را انتخاب کرده‌اند تشکر کرد و ادامه داد: در بسیاری از مکان‌های عمومی با این جمله روبه‌رو می شویم که &#039;&#039;&#039;این مکان مجهز به دوربین مدار بسته می‌باشد.&#039;&#039;&#039; من فکر می‌کنم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این داوری همان دوربین مدار بسته‌ا‌ی است که ما و عملکرد ما را به دقت نگاه می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/213097/رمان-های-کانون-زیر-نگاه-دوربین-مدار-بسته-نوجوانان|عنوان=رمان‌های کانون زیر نگاه دوربین مداربسته}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:Romankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان‌های کانون و نگاه مخاطبان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فقط ۵ثانیه زمان دارید===&lt;br /&gt;
نویسنده‌ای که تمام زحماتش را با نام «هستی» در امور انتشارات کانون برای مخاطبان کودک‌ونوجوان و حتی بزرگسالان منتشر نموده‌ است، بی‌شک آنقدر هوشمندانه آغاز رمان ۲۶۲ صفحه‌ای‌اش را خوب، گیرا و اثرگذار شروع می‌کند که خواننده تا پایان، رمان را یک‌نفس بخواند و کتاب را زمین نگذارد همان‌طور که سندی داچل می‌گوید: فقط ۵ثانیه زمان دارید تا خوانندۀ داستانتان را جذب کنید و یا برای همیشه از دستش بدهید و این ۵ثانیه برای خواندن پاراگراف اول داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
دستم شکسته بود..{{سخ}}&lt;br /&gt;
دست شکسته‌ام توی گچ بود{{سخ}}&lt;br /&gt;
و از گردن آویزان{{سخ}}&lt;br /&gt;
تازه درد هم می‌کرد{{سخ}}&lt;br /&gt;
ولی جرئت جیک زدن نداشتم از ترس بابا..&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان در همان ابتدا موضوع محوریِ خود، یعنی دختری که دلش می‌خواهد پسر باشد برای خواننده بیان کرده است و به اصطلاح یقۀ او را می‌گیرد و تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان، آغاز راهی است که مخاطب را تا رسیدن به انتها، تشویق می‌کند و حرکت می‌دهد همان راهی که حسن‌زاده انتخاب کرده است تا از انرژی‌ها و انگیزه‌ها برای حرکت‌کردن و قدم‌زدن تا رسیدن به انتهای رمان لبریز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برترین رمان مخاطبان کانون===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] با کسب نظر اکثریت بیش از ۳هزار مخاطبِ کانون، برترین رمان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانا]] شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/1741165/هستی-برترین-رمان-مخاطبان-کانون-پرورش-فکری-شناخته-شد| عنوان= هستی برترین رمان از نگاه مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برای پنجمین بار منتشر شد===&lt;br /&gt;
[[کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان]] پس از استقبال بی‌نظیر مخاطبان از رمان هستی طی سال‌های اخیر، در سال۹۸، در شمارگان ۵۰۰۰ نسخه، رمان هستی را منتشر و راهی بازار کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است چاپ اول این رمان در اسفند۱۳۸۹ با شمارگان ۱۵۰۰۰ نسخه منتشر شده بود که تاسال۹۸ این آمار به ۳۸هزار نسخه رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/هستی-برای-پنجمین-بار-منتشر-شد/|عنوان=هستی برای پنجمین بار منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Astridlingern.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و آستریدلیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
هستی جوایز بی‌شماری را از آن خود کرده است جوایزی مانند:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ مخاطبان کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برندۀ نشان لاک‌پشت نقره‌ای جشنوارۀ کتاب لاک‌پشت پرنده(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیده‌شدن در شورای کتاب کودک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ بهترین فیلمنامۀ اقتباسی جشنوارۀ فیلم کودک‌ونوجوان اصفهان&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال شهید غنی‌پور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
درخشش [[فرهاد حسن‌زاده]]، در نامزدی در جایزۀ اندرسن و آسترید لیندگرن هم از جملۀ جوایز جهانی این نویسنده می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=جوایز رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Anderson.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و جایزۀ هانس‌کریستین‌اندرسن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شناسنامۀ هستی==&lt;br /&gt;
رمان هستی نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله رمان‌های نوجوانِ امروز توسط [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] در سال ۱۳۸۹ منتشر شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این رمان که از جمله رمان‌های پرمخاطب از نگاه مخاطبان کودک‌ و نوجوان است. جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است و حتی دو سال بعد از انتشار آن‌ توسط کانون پرورش فکری، به کسب جوایزی چون نشان‌ لاک‌پشت نقره‌ای در سال۱۳۹۱ و لوح ویژه از شورای کتاب و برگزیدۀ اول جایزه مخاطب نوجوان در همان سال شده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌دلیل پرمخاطب‌بودن کتاب، رمان هستی در سال۱۳۹۲ به زبان انگلیسی نیز چاپ گردید که این امر رمان پرطرفدار هستی را خواندنی‌تر کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی در سال۸۹ در تیراژ عالی پانزده‌هزار جلد ودر ۲۶۴ صفحه و به قیمت مناسب دوهزاروهشت‌صد تومان در مراکز فرهنگی هنری سراسر کشور قابل دسترسی بود و اینک  قیمت آن به یازده‌هزاروپانصدتومان افزایش یافته‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کم پیش می‌آید در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوانِ ما کتابی منتشر شود که بتواند با آثار ترجمه رقابت کند؛ چه از نظر انتخاب سوژه و پرداخت، چه در زمینۀ جذب مخاطب. و «رمان هستی»، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های رمانِ نوجوانِ تالیفی در سال‌های اخیر است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabrah.ir/author/5795-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=شناسنامه هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shahreketabonline.com/products/115/33050/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=گزارشی از مشخصات رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/ketabak.org/ketab/2526-%25D9%2587%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%3famp|عنوان= معرفی رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|حسن‌زاده|فرهاد|عنوان=رمان هستی|ناشر=کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان|سال=۱۳۸۹|مکان=|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴}}&lt;br /&gt;
#سبک شناسی و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوشتۀ  سمیه سادات آورند، مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز و مربی کانون پرورش فکری کودکان‌و‌نوجوانان فارس، سال انتشار:۱۳۹۷، محل انتشار: پژوهشنامۀ اورمزد، ص:۱۱، شمارۀ۴۴&lt;br /&gt;
#بررسی شخصیت‌پردازی در رمان نوجوانِ دفاع‌مقدس در رمان‌ هستی، نوشتۀ صدیقه مزارعی‌زاده، پایان‌نامه، وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، دانشگاه هرمزگان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، سال۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
#برساخت سوژگی دختر و دخترانگی در رمان هستی، پدیدآور: سیران اصحابی، استاد راهنما: پارسا یعقوبی جنبه‌سرائی، دانشگاه کردستان، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایران، سال۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
#کاربرد فرازبان در روایت پردازی کودکانه  در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوع پژوهش: پایان نامه، پژوهشگران: شتاو زندکریمی (دانشجو)، پارسا یعقوبی جنبه سرائی(استاد راهنما)، صالح ادیبی(استاد مشاور)، چاپ شده در وب سایت رسمی دانشگاه کردستان، سال۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
#تحلیل گفتمان انتقادی ده رمان نوجوان در حوزۀ دفاع‌مقدس (براساس نظریۀ نورمن فرکلاف)، پدیدآور: نوال رخنیه، استاد راهنما: محمدرضا صرفی، استاد مشاور: نجمه حسینی سروری، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشکدۀ ادبیات و علوم‌انسانی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایرانیان، سال۱۳۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86|عنوان=گفت‌وگو با نویسندۀ ایرانی راه‌یافته به فهرست پنج نویسندۀ برترِ معتبرترین جایزۀ ادبیات کودکان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/3297-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%84-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF|عنوان=کارمندان خاطی مدارس را برای تنبیه به کتابخانه‌ منتقل می‌کنند.|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86|عنوان=جایزۀ هانس کریستین اندرسن|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276880/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان=معرفی آثار فرهاد حسن‌زاده در مجلۀ ادبی سوری|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۵ خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280144/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86|عنوان=کاندیداهای داستانی نوجوان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270216/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1|عنوان=اعلام نامزدهای بخش کودک هجدهمین دوره جشنواره شهید غنی‌پور|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=معرفی رمان هستی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%C2%AB%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB|عنوان=فرهاد حسن‌زاده میهمان نشست «لذت داستان»|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10736-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86|عنوان=پیشنهاد کتاب فرهاد حسن‌ زاده برای مطالعه نوجوانان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۴تیر۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86|عنوان=فرهاد حسن‌زاده به فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن راه یافت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۰دی۱۳۹۶|تاریخ بازدید-۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده از آشنایی‌اش با کانون پرورش فکری می‌گوید|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱شهریور۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=اعلام نامزدهای اولیه جایزه‌ لاک‌پشت پرنده|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10068-%D8%AF%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=ديدار نوروزی نویسندگان ادبیات کودک و برگزاری روز جهانی کتاب|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱فروردین۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده|ناشر=کتابخانۀ عمومی امام‌خمینی قزوین|تاریخ نشر=۹دی۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/96100904496/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87|عنوان=انتشار رمان «هستی» فرهاد حسن‌زاده در ترکیه|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=۹دی۱۳۹۶|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.parsine.com/fa/news/109300/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان=«هستی» فرهاد حسن‌زاده به انگلیسی ترجمه شد|ناشر=پارسینه|تاریخ ناشر=۳۱شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=356042|عنوان=سبک شناسي و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن زاده|ناشر=پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی|تاریخ انتشار=پاییز۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان=عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.qudsonline.ir/news/645109/%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%B2%D8%AF|عنوان=تجلیل از &amp;quot;فرهاد حسن‌زاده&amp;quot; نویسنده نام‌آشنای کشور|ناشر=پایگاه خبری و تحلیلی قدس|تاریخ انتشار= ۳۰بهمن۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-69/868601-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=آغاز زنگ رمان نوجوان با «هستی» فرهاد حسن‌زاده|ناشر=خبرگزاری برنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=‍۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://jcls.shirazu.ac.ir/article_4838_0.html|عنوان=فرایند تحوّل شخصیت در داستان هستی|ناشر=مطالعات ادبیات کودک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40070</id>
		<title>سه کتاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%B3%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&amp;diff=40070"/>
		<updated>2020-01-07T20:24:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: /* مقاله‌هایی با موضوع «سه کتاب» */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= سه کتاب&lt;br /&gt;
|تصویر	  = 3ketab.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر   = 180px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= مجموعه‌ داستانی از دغدغه‌های زندگی&lt;br /&gt;
|نویسنده	= [[زویا پیرزاد]]&lt;br /&gt;
|تصویرگر	= &lt;br /&gt;
|طراح جلد	= &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه	        =&lt;br /&gt;
|موضوع 	        = تلاقی سرنوشت‌هایی ناممکن و دغدغه‌هایی از جنس زنانگی &lt;br /&gt;
|ناشر		= نشر مرکز&lt;br /&gt;
|ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ نشر	     = ۱۳۸۱ &lt;br /&gt;
|تاریخ نشر فارسی=&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی =&lt;br /&gt;
|نوع رسانه	= &lt;br /&gt;
|صفحه	    = ۳۲۸ &lt;br /&gt;
|شابک		 = ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039;&#039; گردهمایی سه مجموعه‌داستان به‌روایت [[زویا پیرزاد]]، با محوریت زن و مقولهٔ عشق و ناکامی در ژانر [[واقع‌گرایی|واقع‌گرایانه]] است. نشر مرکز از سال۱۳۸۱ تاکنون، این اثر را در چهل‌وهشت نوبت و بیش از ۸۲هزار نسخه، چاپ کرده است. «سه کتاب» جوایز متعدد و ترجمه به‌زبان‌های گوناگون را نیز در کارنامهٔ خود دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
«سه کتاب» داستان‌هایی کوتاه است که پیش‌تر به‌صورت مجزا در سه‌مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک»، منتشر شده بود. گردآوری این سه مجموعه در یک کتاب، از توجه پیرزاد بر موضوع زنان خبر می‌دهد که در خط‌به‌خط جملات این اثر نهفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان= سه اثر در یک اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}نخستین تجربه‌ای که با خواندن «سه کتاب» به‌دست می‌آید، روایت زندگی انسان‌های واقعی است. سه کتاب دست بر باورها و عقاید مردم می‌گذارد. با احساسات آن‌ها هم‌نشین می‌شود تا خواننده خودش را همچون شخصیت‌های داستان ببیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://mohamadrezateimouri.com/zoya-pirzad/|عنوان= مروری بر آثار و اندیشه زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد مفتخر به دریافت جوایز بسیاری است که در این میان جایزۀ «کوریه انترناسیونال»، برای «طعم گس خرمالو» شهرت‌آفرینی بیشتری دارد. «طعم گس خرمالو» همچنین برندۀ بیست سال ادبیات داستانی است و از طرفی نشر زولما، «طعم گس خرمالو» را در فرانسه منتشر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
اسلوب نوشتاری پیرزاد، زنانه است و ویژگی‌های خاص مبتنی‌بر جنسیت در نوشتاراو آغازگر زنانه‌نویسی در ادبیات امروزه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt; داستان‌های «سه کتاب» در چهاردیواری خانه‌ها اتفاق می‌افتد و کمتر زنی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/281550?userAccept=False|عنوان= نقدی بر اولین مجموعه‌ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دغدغۀ این اثر، جریان جاری بر زندگی انسان‌های معمولی است و پیرزاد در تمام قصه‌ها سعی می‌کند که وجوه بسیار دیده‌شده؛ اما کم‌توجه زندگی انسان‌های اطرافش را به‌تصویر بکشد. به‌گفتهٔ پونه براتی، پیرزاد در این اثر چندان از پس بیان اشارات ضمنی و نمادها و سمبل‌ها برنیامده و شاید با علم به‌همین ضعف ترجیح می‌دهد، بدون درگیرشدن با این عناصر، مقصودش را بسیار صریح بیان کند تا ذهن خواننده را به ناکجاآباد نبرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; اسدالله شکرانه نویسنده و فعال ادبی هم با اشاره به تأثیر این اثر در آوردن ادبیات ارمنی به ایران، پیرزاد را اولین نویسنده‌ای می‌داند که این نوع ادبیات را وارد کشور کرده است  و بعد هم به‌صورت جدی به آن پرداخته است&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot; /&amp;gt; برهمین‌اساس، حتی شاید قصه‌های &#039;&#039;سه کتاب&#039;&#039; ظرفیت ایجاد علاقمندی به ادبیات داستانی را داشته&amp;lt;ref name=&amp;quot;اندیشه و آثار&amp;quot;/&amp;gt; که تاکنون قریب پنجاه نوبت و افزون‌بر ۸۰هزار نسخه به‌چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asrha.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از دغدغه‌های پنهان زنانه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
[[پرونده:Tamegas.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی از تلاقی سرنوشت انسان‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Eydpak.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زندگی به سبک ادموند&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==ورق‌زدن سه کتاب برای اولین بار==&lt;br /&gt;
===برندۀ هفته‌نامۀ پرتیتراژ===&lt;br /&gt;
سرانجام کتاب &amp;quot;طعم گس خرمالو&amp;quot;، مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه زويا پيرزاد به عنوان بهترين کتاب سال برگزیده شد و جایزۀ «کوریه انترناسیونال» را از آن خود کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزأ هفته‌نامۀ پرتیتراژ فرانسوی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ماجرا و سرنخ===&lt;br /&gt;
سه کتاب با سه مجموعه داستان،از اتفاق‌های ساده زندگی است.از شخصیت‌هایی که اسم ندارند و یا می‌توانند هر اسمی داشته باشند و به‌همراه اتفاق‌های پیچیده‌تری از زندگی آدم‌هایی که از طبقۀ اجتماعی متفاوتی هستند و در آخر، داستان سه قسمتی از زندگی سه نسل از یک خانوادۀ ارمنی با تفاوت‌‌های چند صدساله بین دو فرهنگ.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، خاطرات فردی ارمنی به نام ادمونداست. در سه دوره از زندگی‌اش، با تمام فراز و نشیب‌ها و داستان‌های سنت‌گریزی و جدال با عواطف انسانی...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«طعم گس خرمالو» پنج داستان با ساختاری متفاوت دارد که به روابط میان انسان‌ها، به‌خصوص رابطۀ میان زن‌ها و شوهرها پرداخته است و مشکلات در چنین روابطی را به‌تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو داستان چیست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، هجده داستان کوتاه دربارهٔ زندگی معمولی آدم‌ها به‌همراه دغدغه‌هایی است که ظرافت زنانه را می‌طلبند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Seketab.jpg|260px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمانی به زیبایی تاریخ &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آشنایی با شخصیت‌ها===&lt;br /&gt;
«سه کتاب»، متشکل از سه مجموعه داستان با محوریتی از زنانگی است که فریاد آن در تمامی مجموعه داستان‌ها به‌گوش می‌رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همۀ عصرها»، نخستین مجموعه داستان این نویسنده، شامل هجده داستان کوتاه است، داستان‌هایی که دو یا سه صفحه بیشتر نیستند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در بیشتر داستان‌های این مجموعه، ما با زنانی روبه‌رو می‌شویم که خصوصیت بارزشان منفعل بودنشان است، بی‌هیچ دغدغه و آرزو.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زنانی که تنها دیده‌بانشان پنجرۀ خانهٔ‌شان است و این داستان‌ها را می‌شود در چند جملهٔ کلی تعریف کرد: &amp;quot;قصهٔ زن بودن&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«یک روز مانده به عید پاک»، داستان پسری ساده و مهربان و ارمنی به نام ادموند است  که عاشق دختر مسلمان مدرسه‌شان، طاهره می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر و پدر ادموند همیشه با هم اختلاف دارند؛ مادری سودایی به همراه پدری با تکیه بر سنت‌هایی پوچ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا همسر ادموند در فصل دوم است که ماحصل ازدواج او با ادموند آلنوش نام دارد و دانیک شخصیت بعدی این مجموعه از داستان است، او معاون ادموند در مدرسه است، او نیز به خاطر عشق به یک مسلمان از محیط خانه رانده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«قهرمانان طعم گس خرمالو» بسیار هستند، از لکه‌هایی که درگیر روابط علی و لیلا است و لیلا که درگیر عشقی بی‌نهایت به علی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «آپارتمان»، داستانی مشترک از سیمین و مهناز است و روابطی با همسر که بیشتر بوی اجبار و کهنگی می‌دهد تا بوی عشق و تازگی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «پرلاشز»، داستانی زیبا از بیان عشق مراد و ترانه است و داستان «طعم گس خرمالو» در مجموعه‌ای به‌همین نام، داستان زنی اشرافی، غرق در گذشته‌ای است که روزهای خوش آن دوران از جلوی چشمانش کنار نمی‌روند و زمانی را به‌خاطر می‌آورد که پدرش چه عاشقانه دوستش داشته و خانه‌ای که تنها یادگار پدر مهربانش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ساختار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و چند پاره در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzadseketab.jpg|200px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زویا پیرزاد و هوش نویسندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===شهرت و همه‌گیر شدن===&lt;br /&gt;
*فضاهای داستانی در «سه کتاب»، درست از همان‌جایی می‌آید که اکثریت هنرمندان در آن به‌دنبال استثناها و اتفاقات غیرطبیعی می‌گردند؛ اما پیرزاد با دستمایه قرار دادن همین روال طبیعی و روزمرۀ زندگی به جایی می‌رسد که همان اکثریت سابق از رسیدن به آن عاجز هستند و با داستان‌هایی که حول محور شخصیت‌ زنان و مسائل آن‌ها در اجتماع می‌چرخد، احساسات و روحیات شخصیت‌های داستان را به‌نحو مطلوبی به خواننده منتقل می‌کند و توصیفات زمان و مکان داستان اغلب باعث ایجاد حس نوستالژیک در مخاطب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://vista.ir/m/a/brttg|عنوان=زویا پیرزاد و شهرتی همانند سیمین دانشور}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*درد مشترکی که در بطن داستان‌های این مجموعه می‌گنجد لذتی خاص را برای زنان را به ارمغان آورده است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;شهرت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*شخصیت‌های «سه کتاب»، واقعیت نسل‌های مختلف زنان ایرانی را به‌تصویر می‌کشند و این برای ایرانیان بسیار ملموس‌تر است و ساده‌گویی و ریزشدن بر مسائل مربوط به زنان، به شهرت و جذابیت آن کمک کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سه کتاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*علاوه بر همۀ این‌ها، جوایز سه کتاب، از جمله جایزۀ &amp;quot;کوریه انترناسیونال&amp;quot; برای «طعم گس خرمالو» و &amp;quot;تشویق شدن در هفدهمین دورۀ ادبیات&amp;quot;، برای «یک روز مانده به عید پاک» و نیز ترجمۀ کتاب‌ها به زبان‌های فرانسوی، اسلونیایی و گرجی ...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان= ترجمۀ داستان‌های سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گواه شهرت این اثر نزد مخاطبان علاقه‌مند را یادآور می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:pirzad Zoya.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پیرزاد و قلمی که مانند ندارد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
نگاه متفاوت که در داستان‌های «سه کتاب» به مسائل انسانی، به‌خصوص زنان، با غم‌ها و شادی‌هایشان، مشکلاتشان، تفکر و احساساتشات وجود دارد، خوب و بی‌نقص مطرح شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم}}&amp;lt;/ref&amp;gt; نثر ساده و روان در آفرینش این مجموعه و پیروی از هم‌عصران برای بیان نمودن عواطف و احساساتی که جایگاهشان قلب آدمی است، در نوشته‌هایی که از آرزوها و دغدغه‌های یک بانوی ایرانی می‌گوید حکم باید را بر خوانش این مجموعه داستان ازاین نویسندۀ می‌گذارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مسئلۀ تبعیض نژادی و سنت گریزی‌هایی که در داستان‌های «سه کتاب» ریشه دوانده است، از مواردی است که مخاطب می‌طلبد و صدای زنانی را به گوش می‌رساند که غرق در روزمرگی‌ها، روزبه‌روز غبار پیری بر چهره‌شان، نقش چرخۀ فریبندۀ فلک بوقلمونی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Majara.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; مجموعه‌ای با سه مجموعه داستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
==همراهی بیشتر با سه کتاب== &lt;br /&gt;
===مطالعهٔ عمیق‌تر===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mesl.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;مثل همۀ عصرها، داستانی کوتاه از زنانی پر از دغدغه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ اول====&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها»، داستان‌هایی از زنانی بی‌آرزو است، به‌همراهی غمی بزرگ‌ در سینه و با چهره‌ای بدون خطی اضافه‌. که نه قهقهه می‌زنند و نه جست‌وخیز می‌کنند و حتی دختر بچه‌ها با موهای بافته شده و روبان‌های رنگی فقط گوشه‌ای می‌ایستند و اشک می‌ریزند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع اصلی در همۀ روایت‌هاید این مجموعه، زنان و مسائل این جنس است و روزمرگی و وظایف تکراری در آن بیداد می‌کند، زنانی غرق در سیر روزمرگی‌ها که گاهی با مرور خاطرات یا دیدن شیئی، پا از دنیای فعلی خود فرا می‌گذارند و باز در حرکتی ذهنی به گذشته باز‌می‌گردند، سفری ذهنی که تنها اندوه و یاد روزهای رفته را بیدار می‌کند، روزهایی که برخلاف دو مجموعهٔ دیگر کوتاه روایت می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده: Khormalo.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستان‌هایی پر کشش از سرنوشت زوج‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ دوم====&lt;br /&gt;
پنج داستان زیبا و پرکشش از زندگی سنتی دیروز و مدرن امروز،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصه‌ای از مجموعه دوم سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;زنانی آویزان از سنت دیروز و چشم انتظار به زندگی مدرن امروز.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروعی زیبا با داستان لکه‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt; از زندگی علی و لیلا و عشق آتشین لیلا به او، در کنار حمید و رویا که امید به تغییر رفتارهای علی دارند و لکه‌هایی که از شروع داستان همراه لیلا بودند واو را متخصص لکه‌بری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان سرنوشت مهناز و فرامرز که در آسانسوری به‌هم گره می‌خورد و آپارتمانی کوچک که جای آپارتمان بزرگ مهناز را می‌گیرد واینک جدایی و خرید آپارتمان با ارثیۀ پدری که هیچوقت نتوانست مانند سیمین تمیز و مرتب باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سیمین نیز درگیر عشقی است که بوی اجبار و کهنگی می‌دهد و پسرخاله‌ای به نام مجید که هیچ بویی از ذوق و ظرافت‌های زنانه ندارد،&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt; سیمین برای داشتن مجید در کلاس‌های لکه‌بری لیلا حاضر می‌شود و اینگونه سرنوشت انسان‌ها تلاقی می‌یابد تا هریک جداگانه به آینده‌ای تاریک بیاندیشند و سرنوشت تلخی که در محل بیدی مجنون گره می‌خورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه دوم&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان «ساز دهنی»، شرح سفر حسن با راننده‌ای گمنام و داستان «پرلاشز»، داستان عشق سادۀ مراد و ترانه است، ترانه‌ای که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و مرادی فراموش‌کار که نویسنده است. داستان «طعم گس خرمالو»، داستان زنی اشرافی در خانه‌ای که بوی پدر مانند عطری فضای خانۀ پر از غم واندوهش را پر کرده است و روزهایی که یادآور ایام خوش گذشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان= نگاهی به آثار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:yekroz.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;داستانی با سه دوره از زندگی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مجموعۀ سوم====&lt;br /&gt;
داستان از آنجایی شروع می‌شود که ادموند به همراه پدر و مادرش در شهری ساحلی در شمال ایران در جوار کلیسایی که طبقۀ بالای آن مدرسۀ ارمنی‌هاست  زندگی می‌کند. مدرسه سرایداری دارد که به‌همراه دختر و همسرش در طبقۀ پایین مدرسه سکونت دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دختر مسلمان است، اما سکونتش در کلیسا او را ناگزیر به رفتن به مدرسۀ ارمنی‌ها کرده است. تنها دوست و همبازی او ادموند است و عشقی در قلب ادموند که جرئت بیانش را ندارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر ادموند مردی خشن و مغرور، غرق در تعصبات بیهوده از عواطف و تعلقات ذهنی است  که عشق ادموند و طاهره را سنت‌شکنی و گناه بزرگی به‌شمار می‌آورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر ادموند، از زیباترین چهره‌های زن در این داستان است، زن سنت‌گریزی که در چنگال مردی سطحی گرفتار است، مردی که حتی کوچک‌ترین استعدادی در درک زیبایی و ظرافت‌های زنانه ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
مارتا کسی است که ادموند در فصل دوم با او ازدواج می‌کند و ماحصل آن ازدواج، دختری زیبا به نام آلنوش می‌شود اما او نیز مانند پدر، سایهٔ این سنت‌شکنی بر سرش افکنده می‌شود و دل در گروی عشق یک مسلمان می‌بندد و دیری نمی‌پاید که این رسوایی مانند آتشی در جنگل زبانه می‌کشد و ادموند ناگزیر به انتخاب می‌شود تا بین خانوادۀ خود و توقعات دیگران یکی را برگزیند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در فصل دوم، ادموند مدیر مدرسه است، معاون او دانیک نام دارد، دانیک نیز به‌خاطر عشق به یک مسلمان از خانواده‌اش رانده شده و اکنون تنها زندگی می‌کند، او معاون لایقی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;در فصل سوم، مارتا فوت کرده است و ادموند تنهاست، آلنوش نیز با بهزاد ازدواج کرده و از خانواده طرد شده است، ادموند قبول ندارد که باید آلنوش را طرد کرد؛ اما سنت به او می‌گوید که این کار را بکند، اوآلنوش را مانند کفشدوزکی رها کرد تا به آرزویش برسد، آرزوی آلنوش، آرزوی خود ادموند بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مجموعه سوم&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
تیمور مالمیر می‌گوید:&lt;br /&gt;
:جهان داستان «سه کتاب» که حاوی سه لایۀ جهان گفتمان، جهان متن و جهان‌های زیرشمول است، با دو پی‌رفت جهان زنانۀ نویسنده و جهان خارج مشخّص شده است و این دو جهان مشترک، پیوندی پنهانی میان داستان‌های مجزّا برقرار کرده‌اند،.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی همچنین ادامه می‌دهد: یکی از مشخّصات بارز سبک «سه کتاب»، اعتراض خاموش فمینیستی است که با ژرف ساخت داستان‌ها پیوند قابل ملاحظه‌ای دارد. تکرار و تداوم کارهای روزانه، با شگرد عملی به‌ستوه‌آوردن خواننده، خستگی‌های روزمرۀ زنان را نشان می‌دهد.این فریاد زیر آب یا مبارزۀ منفی تا آنجا ادامه دارد که نویسنده تقریباً تمام شخصیّت‌هارا زن قرار داده و هر جا مرد هست یا روزنامه به دستش می‌دهد تا در حاشیه بماند و وارد داستان نشود یا او را دچار چرت و خواب آلودگی‌اش می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مالمیر می‌گوید:از دیگر ویژگی‌های سبک سه کتاب، بهره بردن از شبکۀ تداعی است؛ به‌طوری‌ که «سه کتاب» در اختیار کلمات شخصیّت‌ها قرار می‌گیرد و با استفاده از تداعی جمله‌های بعدی، شخصیّت مورد نظر نگاشته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بنابراین می‌توان گفت [[زویا پیرزاد]] در جای جای کتابش، در نوشتار و عمل، سبکی زنانه در پیش گرفته و امیدها را برای بهبود وضعیّت زنان در جامعه را برمی‌انگیزد و خواننده بدون اینکه متوجّه باشد به این احساس دست می‌یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و پیرزاد به‌خوبی توانسته است در كوتاه‌ترين كلام به بيان زندگی يا انتقال احساس بپردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ناصر نیکوبخت، دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دربارۀ سبک سه كتاب می‌گوید: سه کتاب تنها گردهمایی سه مجموعه داستان كوتاه نيست؛ رمانی است با سه اپيزود كه هریک از اين داستان‌ها فصلی از آن است و نويسنده، با افكار انسان دوستانه، به بيان حالات و روحيات و زندگی شخصیت‌هایش پرداخته است و با تحول نقش زن به عرصهٔ کنشگری و فعالیت اجتماعی، توصیفی دگرگون از هویت زنانه در نقش فاعلی ارائه شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ویژگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
*داستان‌های «سه کتاب»، معمولاً بی‌زمان و مکانند و نویسنده در آن‌ها درگیر گذشتۀ آدم‌هایش نیست، گاهی هم که به گذشته پرداخته در حد توصیف گل و بلبل و کوچه باغ‌ها مانده، همین باعث شده تا شخصیت‌های داستان‌های «سه کتاب»، به‌خصوص در مجموعۀ اولش، آدم‌هایی تخت، بدون شناسنامه و در حد تیپ بمانند و می‌توان گفت مهم‌ترین کلید موفقیت در سه کتاب، طرح داستان‌هایی در فضا و زمانی است که اکثر خوانندگان از آن دور بوده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
*زمان داستان‌ها معمولاً مربوط به گذشته است، پیش از انقلاب و مکان‌های خانه‌های اعیانی یا اماکنی مربوط به قشری خاص که در واقع اکثریت مردم نگاهی کنجکاو به آن‌ها دارند، این به‌خودی‌ِخود امتیازی محسوب می‌شود برای هراثر، اینکه بتواند فضاهایی جدید و ناشناخته ترسیم کند در ذهن خواننده!&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w|عنوان= ویژگی‌های اثر زویا پیرزاد»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برجستگی‌های اثر===&lt;br /&gt;
*نثر زویا پیرزاد در عین سادگی، فوق‌العاده تأثیرگذار است و قدرت مثال زدنی او را در کاوش و به‌تصویرکشیدن ذهن کاراکترهایش را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=ویژگی‌های اثر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*مضامین زنانۀ در سه کتاب و زبان گفتاری که [[زویا پیرزاد]] آن را برای «سه کتاب» برگزیده است و روایت غیرخطی داستان‌ها، موجب تمایز این مجموعه داستان از دیگر مجموعه‌ها شده است تا درعین سادگی و روان بون، عاری از دنیای آرایه‌ها نباشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان‌های سه کتاب، زنانی واقعی دارد، از جنس همین زنانی که هر روز در خیابان‌های شهرمان می‌بینیم؛ نه ضعیف و ناتوانند و نه سرخوش و مست از قدرت، زنانی که مدام در حال تلاشند تا زندگی‌شان را آنگونه که می‌خواهند بسازند و البته هراز چندگاهی نیز طعنه‌ای می‌زند به زنانی که نقش سنتی زن در جامعۀ ایرانی را پذیرفته‌اند و به آن دلخوش کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زبان و گفتار===&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «مثل همۀ عصرها»، زبان محاوره‌ای مودبانه‌ای بر فضای داستان حاکم است مانند داستان «لکه‌»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد...&amp;lt;/font/&amp;gt;.ص:۱۹{{سخ}}&lt;br /&gt;
و یا زبان محاوره با راوی اول شخص در داستان «قصۀ خرگوش و گوجه‌فرنگی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;عینک می‌زنم و خوب سبزی‌ها را زیرورو می‌کنم که گِل نداشته باشد.&amp;lt;/font/&amp;gt;ص:۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «طعم گس خرمالو» نیز این زبان، زبانی غالب در داستان است اما نزد چند شخصیت، این زبان جایش را به‌زبان کوچه‌بازاری می‌دهد، مانند رانندهٔ وانت در داستان «سازدهنی»{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;همین بود که برات گفتم، حالا شده ساندویچ فروشی، اون وقت‌ها که مال بابام بود، خرازی بود، خدابیامرز بابام، سی، چهل‌سال گردوندش، من راستش، دوسال هم دووم نیاوردم...&amp;lt;/font/&amp;gt; ص:۱۸۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعۀ «یک روز مانده به عید پاک» نیز زبان ساده و محاوره‌ای در داستان حکم فرماست و لحن محاوره‌ای نقل قول‌ها با بدنۀ روایت تفاوت چندانی ندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===آرایه‌های داستان===&lt;br /&gt;
====تکرار، در داستانی تکرار نشدنی====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با تکرار حروف و کلمات بر زبان خود تأکید کرده و ستمی نهفته را فریاد می‌زند برای مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یک بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، دو بار می‌شویم و آب را عوض می‌کنم، سه بار و چهار بار و گاهی هفت بار و هشت بار...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگاهم کرد، نگاهم کرد، نگاهم کرد...&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;انگار تمام سال‌هایش یک سال بود و تمام ماه‌های آن سال، یک ماه و تمام روزهای آن ماه، یک روز...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====شخصیت بخشی====&lt;br /&gt;
شخصیت‌بخشی در مجموعه داستان «سه کتاب» به‌چشم می‌خورد، پیرزاد از آرایۀ تشخیص برای صحبت دربارۀ زندگی و هر آنچه حیات دارد استفاده کرده و به‌جرئت می‌توان گفت در داستان‌های او همه‌‍چیز جاندار هستند، از درخت چنار «درگاهی پنجره» گرفته که توانایی حرف زدن دارد تا مورچه‌های داستان «ملخ‌ها» که اندازۀ آدم‌ها شدند و به مردم کمک می‌کنند به عنوان تمثیل:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;باد دور درخت می‌چرخید و شکوفه‌ها انگار توی اتاق سرک می‌کشیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;درخت چنار چشم به آسمان دوخته بود و حوصلۀ حرف زدن نداشت.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از ملخ‌ها خبری نبود، گلوی رادیو پاره شد و مشت مشت سیم زرد و آبی و قرمز ریخت بیرون.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;دو طرف کوچۀ باریک، دراز ردیف خانه‌ها انگار برای گرم شدن تنگ دل هم چسبیده بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشبیه====&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»، در داستان «هسته‌های آلبالو» تشبیهات فراوانی به‌کاررفته است؛ زیرا ادموند که کودکی دوازده‌ساله است به تقاضای سنش، برای توصیف هر آنچه که دیده آن را تشبیه می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برای نمونه:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;چه دلمه‌ای درست کرد! ریز و یکدست، مثل رج مروارید.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نگین گوشوارۀ آویزش، مثل دانۀ انار بود.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مادرم انگار سوسکی را از خود براند، دست پدرم را پس می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با زیرکی برای توصیف ظاهر و اعمال شخصیت‌هایش از آرایۀ تشبیه بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مجاز مرسل====&lt;br /&gt;
در داستان‌های [[زویا پیرزاد]]، نمونه‌های فراوانی از علاقۀ کلیت و جزئیت وجود دارد و در واقع پیرزاد با ذکر جزء، ارادۀ کل می‌کند، یعنی قسمتی از شیئی یا عضوی را به‌جای کل موضوع به‌کار می‌گیرد و با ترکیباتی مثل موهای نقره‌ای، رگ‌های کبود، پوست چروکیده، پیری و سالخوردگی شخصیت‌هایش را بیان می‌کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;از خانۀ روبه‌رو دو مرد جوان هیکل نحیف زنی را روی برانکارد بیرون می‌آورند و دانه‌های برفی که روی موهای نقره‌ای زن می‌ریزد.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل بهار» از مجموعۀ «مثل همۀ عصرها»، ترکیب رگ‌های کبود و موهای یک دست سفید، اشاره به سالخوردگی و شکم برآمده بارداربودن زن را نشان می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوع دیگری از مجاز در داستان‌های پیرزاد دیده می‌شود که آن علاقۀ حال و محل است. یعنی ذکر محل و ارادۀ حال است که در داستان «ملخ‌ها» به‌چشم می‌خورد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;کلاغ‌ها بالای سر شهر هراسان بال و پر زدند و مردم خوردند و چاق‌تر شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر علاقۀ عموم و خصوص (ذکر خاص و ارادۀ عام و یا برعکس) است که در داستان «گل‌های وسط آن روتختی» دیده می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;روشنک! میهمان داریم، چای بیار.&amp;lt;/font&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نمونۀ دیگر، علاقۀ مضاف و مضاف‌الیه است، بدان معنا که مضاف به‌جای کل مضاف و مضاف‌الیه به‌کار می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یاد روزی افتاد که خبر عزیز خاتون را آوردند.(منظور خبر فوت عزیز خاتون است)&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====جابه‌جایی====&lt;br /&gt;
زبان محاوره در مجموعه داستان «سه کتاب» که [[زویا پیرزاد]] آن را برای غالب زبان کتاب برگزیده و شگرد جابه‌جایی اسم، فعل و صفت که می‌تواند در خدمت این انتخاب هوشمندانه محسوب شود باتوجه‌به اینکه زبان محاوره چندان به ارکان جمله توجهی ندارد از زیرکی یک نویسنده در امر نویسندگی است، چرا که جابه‌جایی‌های درست و منطقی به زیبایی‌های اثر کمک می‌کند و آن را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرزاد از نمونه‌های جابه‌جایی بسیار در مجموعه داستان سه کتاب بهره برده است تا اینگونه هنر نویسندگی خود را به‌نمایش انظار بگذارد.{{سخ}} به عنوان مثال:&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;برچسب کوچکی&amp;lt;/font&amp;gt; روی هرکدام بود، با قیمت و سال ساختشان‌. (جابه‌جایی اسم)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;اول بار&amp;lt;/font&amp;gt; که حسن رفت، باور نکرد.(جابه‌جابی صفت)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نشست&amp;lt;/font&amp;gt; روی راحتی، رو به حیاط.(جابه‌جایی فعل)&lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آرزویی نداشتم&amp;lt;/font&amp;gt;، جز دیدن خود پینه‌دوز.(جابه‌جایی فعل)&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نوستالژی====&lt;br /&gt;
شهلا حائری و سمانه رودبار محمدی نوستالژی را یکی از وجوه زیباشناسی در سه کتاب دانستند و در این باره بیان کردند: نوستالژی واژه یونانی و ترکیبی از دو واژه بازگشت و رنج ناشی از آرزوی بازگشت است، معنا و مفهوم آن در زبان فارسی، غربت و حس دلتنگی نسبت به گذشته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] با بازگویی خاطرات شخصیت‌هایش، به گذشته‌شان نقب می‌زند ‌و احساسات‌شان را برملا می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در اکثر داستان‌های پیرزاد، شخصیت‌ها حسرت گذشته‌ای را می‌خورند که در آن احساس خوشبختی می‌کردند، داستان‌های درگاهی پنجره، لکه، مگس و مثل بهار از مجموعه داستان «مثل همهٔ عصرها»، نمونه‌ای از این حس دلتنگی برای گذشته و به‌خصوص دوران کودکی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل: درگاهی پنجره پهن نبود؛ اما آن‌قدر بود که با بدن کوچک پنج‌ساله‌ام به‌راحتی روی آن جا شوم و درگاهی پنجره زیباترین جای دنیا بود، ساعت‌ها آنجا می‌نشستم و توت خشک می‌خوردم و به آدم‌ها نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم آدم‌ها چرا این همه راه می‌روند؛ کجا می‌روند؟ انگار خوشحال نیستند و شاید چون خسته‌اند، خسته از راه‌رفتن.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو» از مجموعه داستانی به‌همین نام، نمونه بارزی از حس دلتنگی به گذشته است، خانم، شخصیت اصلی داستان زنی است که زندگی‌اش در زمان گذشته است، زمانی که پدرش او را حمایت می‌کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان پر است از خاطرات او و خانه‌ای که یادگار پدری مهربان و جهیزیهٔ او است و می‌توان گفت هویت خانم بر مکان‌هایی که خاطرات پدر را زنده نگاه می‌دارد، هک شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نوستالژی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» از سه کتاب، به اوج خود می‌رسد و ادموند در داستان «هسته‌های آلبالو»، دوران کودکی خود را به‌همراه همکلاسی مسلمانش، طاهره، به‌تصویر می‌کشد، در داستان «گوش ماهی‌ها» از ازدواج دخترش با یک پسر مسلمان می‌گوید و در داستان «بنفشه‌های سفید» از ازدواجش با مارتا.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل: تازه که ازدواج کرده بودم، عصری که به‌همراه مارتا و مادر در حیاط خانه، چای می‌خوردیم؛ به مادرم گفتم:جوهرم تمام شده، مارتا گفت: چرا به مادر زحمت می‌دهی؟ من می‌خرم‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
===کانون روایت===&lt;br /&gt;
انتخاب زاویهٔ دید در داستان «سه کتاب»  که شیوهٔ بینش و نگرش زنان را نشان می‌دهد با استفاده از زاویۀ دید اول شخص و راوی زن از صدادار شدن قشر بزرگی از جامعه خبر می‌دهد که تا پیش از این از رسانه‌ای برای صحبت از خواسته‌هایشان محروم بودند و اینک  پیرزاد با روایتی خطی و سرراست به آگاهی بخشی جامعه پرداخته است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
راوی همۀ داستان‌ها زنان هستند و بازگویی روایت از زبان زنان از تاریخ و سیاست خبر می‌دهد که تا پیش از این به شکل‌های مختلفی به حاشیه رانده می‌شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
در مجموعه‌داستان «مثل همهٔ عصرها»، به جز چهار داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(درگاهی پنجره، نیمکت روبه‌رو، زندگی دلخواه آقای ف، ملخ‌ها)&amp;lt;/font/&amp;gt;، شخصیت چهارده داستان دیگر آن زن است و اکثر داستان‌ها به سوم شخص روایت می‌شود و کانون روایی صفر دارد، در این حالت راوی نسبت به بقیهٔ شخصیت‌های داستان، به تمام امور آگاهی دارد. «سه کتاب» با استفاده از راوی دانای کل، به ذهن شخصیّت‌های داستانش وارد می‌شود و همین مسئله گویای ویژگی بارز حسّ کنجکاوی مفرط زنان در داستان است.{{سخ}}&amp;lt;ref name=&amp;quot;زیباشناسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این میان، تنها سه داستان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;(قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها و لنگه‌به‌لنگه‌ها)&amp;lt;/font&amp;gt;، به اول شخص روایت شده که درواقع کل روایت در ذهن یک زن و بر محوری خاص شکل می‌گیرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعهٔ داستان «طعم گس خرمالو» نیز، مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهر با کانون روایی صفر و با زاویهٔ دید دانای کل روایت می‌شود، به‌جز داستان «سازدهنی» که کانون مرکزیت روایت مرد است، در بقیهٔ داستان‌ها مرکزیت داستان را زن‌ها تشکیل می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فضای مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک» کمی متفاوت است، در این مجموعه داستان، راوی از گذشته‌اش می‌گوید و کانون روایی صفر در فضای روایت حکم فرماست، زمان اصلی روایت حال است و در یادآوری کودکی راوی می‌گذرد، بدین ترتیب راوی اول شخص و مرد است و کانون مرکزی روایت نیز خود اوست، اما باید بیان کرد، دیدگاه زنان در داستان نیز به اندازه نگاه خود او بیان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;سبک‌شناسی انتقادی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:mahfeldastan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ آخرین نشست محفل تابستانی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نشست تابستانی محفل داستان===&lt;br /&gt;
کارگاه خوانش سه داستان از [[زویا پیرزاد]] در مجموعه داستان «سه کتاب»، با حضور محمد رضا گودرزی و هنرجویان و با بررسی مسائل اجتماعی و مشکلات زندگی افراد در محیط‌هایی چون مترو یا خانواده پرداخته شد، سپس داستان «لنگه‌به‌لنگه‌ها» از این مجموعه، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
محمدرضا گودرزی تسلط پیرزاد در  فرآیند نویسندگی در میان دیگر زنان نویسنده را علتی بر شهرت او دانست و اضافه کرد: اگر چه بسیار دیر نوشته‌های پیرزاد شناخته شد اما در همین چند سال هم،به‌خوبی اعتبار لازم را برای ماندگار شدن در عالم ادبیات ایران کسب کرده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زبان ساده، نثر گویا و بدون زوائد و انتقال دقیق حس زنانگی باعث شد تا کمتر از یک سال پس از چاپ اولین رمانش با نام «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شود و در بازار نشر ایران کمتر کتابی یافت می‌شود که به این سرعت در میان خوانندگان گسترش یابد و در عین حال مورد تأیید و تشویق روشنفکران و نویسندگان نامی ایرانی واقع گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
گودرزی اضافه کرد نکتۀ مهم دیگری که در نوشته‌های پیرزاد وجود دارد این است که زنان داستان‌های زویا پیرزاد در مجموعه داستان «سه کتاب» واقعی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»===&lt;br /&gt;
احمد گلی، سمیرا نظری و فرهاد محمدی در نشریۀ بهارستان سخن بیان کردند:&lt;br /&gt;
:بیان مسئلۀ سنت و مدرنیته در قالب داستان، حاکی از اهمیت بنیادین موضوع است که جامعه و فرهنگ درگیر آن هستند.{{سخ}} &lt;br /&gt;
داستان «طعم گس خرمالو»، بازگو کنندۀ روایت گذر از سنت به مدرنیته است که در آن جریان برخورد «خانم»، شخصیت اصلی داستان، با دنیای جدید و چگونگی آشنایی او با پدیدۀ مدرنیته را نشان می‌دهد. چگونگی ورود او به دنیای مدرن نمایان‌گر درک کلی مردم جامعه از مدرنیته است؛ اینکه مردم جامعه مدرنیته را در چه سطحی درک کرده‌اند؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
اصلاً دریافت آن‌ها از مدرنیته چگونه است؟{{سخ}} &lt;br /&gt;
در داستان، با سه مرحلۀ مرتبط با موضوع سنت و مدرنیته روبه‌رو هستیم، نخست: برخورد سنت و مدرنیته که به سنت‌گریزی و تجددخواهی می‌انجامد؛ دوم:در مدرنیته و همگام با دستاوردها و یا مدهای مدرنیته به‌سربردن است؛ که در این مرحله است که فرد به بی‌هویتی و بحران شخصیتی دچار می‌شودو سوم: مرحلهٔ بازگشت به سنت و باورهای مذهبی است که به‌عنوان راه‌حل نجات فرداز پیامدهای مدرنیته است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته در «طعم گس خرمالو»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lakeha.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; لکه‌ها و نظام نمادها در سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نظام نشانه‌ها و نمادها===&lt;br /&gt;
سمیه رشیدی و الناز معتمدی از کارشناسان مطالعات فرهنگی، دربارل نظام نشانه‌ها در سه کتاب اینطور بیان کردند:&lt;br /&gt;
:داستان «لکه‌ها»، با دید زنانه‌ای که در داستان به آن پرداخته شده است، شکل داستانی پررنگ‌تری را به‌خود گرفته و آن را از داستان‌های دیگر متمایز کرده است؛ زیرا [[زویا پیرزاد]] با استفادۀ آگاهانه از نمادها و نشانه‌ها در داستان خود، نوآووری قابل توجهی را در داستان ایجاد کرده است و هدف نوشتن آن را تنها ارائۀ الگویی واحد برای همۀ داستان‌های آن قرار نداده زیرا هر داستانی باتوجه‌ به چگونگی درهم‌بافته‌شدن نشانه‌های آن، الگویی منحصربه‌خود دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نورمگز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
عنوان خاص داستان و ارتباط درونی‌اش با متن، نخستین مسئله‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود، داستان از شخصیت‌های متعدد و گوناگونی تشکیل شده، مادر لیلا، علی، لیلا و عمه که تازه از آمریکا برگشته و بعد هم رویا و حمید و همچنین فضاهای خارجی متعددی مثل رستوران، پارچه فروشی، خیابان که می‌توان گفت، زویا پیرزاد به‌خوبی از عهدۀ فضاسازی برای شخصیت‌هایش که همگی نام و گذشته‌ای مشخص دارند برآمده است‌.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گسترهٔ نشانه‌ها در این داستان بسیار وسیع است که این گستردگی نماد را در کم‌تر داستان کوتاه ایرانی می‌توان دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt; معتمدی بیان کرد: نماد اولی که در داستان وجود دارد لکه‌هاست، همان عنوان و مضمون اصلی داستان است که حکم مهم‌ترین نماد را به خود گرفته است و نماد بعدی که در ساختار و بطن داستان ریشه دوانده، درخت چناری است که حکم زندگی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
عنوان داستان و مضمون اصلی آن، نماد است و مواجهٔ خوانندهٔ کنجکاو با مضمونی نمادین که هر چه جلوتر می‌رود بیشتر و بیشتر با آن درگیر می‌شود و داستان در بستر لکه‌ها شرح داده می‌شود تا خواننده همپای قهرمانان داستان درگیر لکه‌هایی شود که ناشی از پستی و بلندی‌های زندگی است و شاید بتوان گفت قهرمان اصلی داستان همین لکه‌هایی است که داستان را می‌سازند و اوج می‌گیرند و فرود می‌آیند و ناگاه ناپدید می‌شوند و با پنهان و پیدا شدنشان طرح داستان را می‌سازند، لکه‌ها در این مجموعه داستان نمادی از مشکلات زندگی زوج‌هاست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
به گفتۀ معتمدی: شخصیت رازآلود بانو (ح.م) در این داستان نمادین است که ناگهانی وارد زندگی لیلا شده در حکم راهنمای لیلا در داستان حضوری فعال می‌گیرد و بدون اینکه مدام از او بخوانیم حضورش در داستان فراگیر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آنچه بیش از همه در این داستان اهمیت دارد شیوهٔ به‌کارگیری نمادهاست که باید در خدمت متن باشند و سه کتاب به موفقیت بسیاری در این زمینه رسیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نشانه و نماد&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Zan.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;زنان و زویا پیرزاد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===استقلال شخصیتی زنان در مجموعه داستان «سه کتاب»===&lt;br /&gt;
قاسم سالاری و فروزان نجفی در بررسی آثار پیرزاد بیان کردند: در داستان‌های سه کتاب دو گونه از زنان مستقل وجود دارند: نخست زنانی که در داستان، شخصیتی مستقل دارند و دوم، زنانی که استقلال خود را در سایۀ سرمایۀ اقتصادی می‌دانند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مجموعه داستان سه کتاب، مادربزرگ عالیه و مادر عالیه در داستان «مگس» از زنان مستقل هستند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
مادر عالیه بعد از خسته شدن از زندگی در آپارتمان، به شهری ساحلی می‌رود و می‌گوید: می‌خواهم آنجا زندگی کنم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «خانم ف زن خوشبختی است» استقلال شخصیتی و اقتصادی در دو شخصیت خانم ف و خانم تقی زادگان، رئیس بانک، دیده می‌شود که ضمن تاکید بر حمایت اعضای خانواده، کارهای داخل و بیرون خانه را نیز انجام می‌دهند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «زندگی دلخواه آقای ف»، خانم ف با فروش بافتنی‌ها و استخدام شدن دو دخترش، فرزانه و فتانه در یک اداره، به استقلال اقتصادی می‌رسند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «مثل همۀ عصرها» زنی پرستار، بدون آنکه حمایت مردی را در کنار خود داشته باشد، زندگی خود و دخترش را می‌گذراند، حتی ترانه در داستان «پرلاشز» زنی مستقل است که در آژانس هواپیمایی کار می‌کند و با خودباوری‌های تمام، آقای نقوی را به‌خاطر برخی رفتارهایش رها می‌کند و با بی‌توجهی به سنت‌ها، خود به خواستگاری مراد می‌رود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «لکه‌ها»، لیلا بعداز طلاق به یاری دوستش، رویا، آموزش فن لکه‌گیری راه می‌اندازد و با این کار به استقلال مالی می‌رسد و در داستان کوتاه «آپارتمان»، مهناز، از فرامرز که خواهان زنی سنتی است جدا می‌شود و به کارهایی که قبل انجام می‌داد ادامه می‌دهد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در داستان «یک روز مانده به عید پاک»، مادر ادموند زنی است که کارهای خانه را از روی تفنن و به‌اجبار انجام می‌دهد و در زیر زمین خانه، دور از چشم همه به کارهای شخصی‌اش می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;زنان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===در بوتۀ نقد و بررسی===&lt;br /&gt;
[[پرونده: Screenshot1.png|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نظر مطبوعات فرانسوی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند====&lt;br /&gt;
فیگارو:{{سخ}}&lt;br /&gt;
:فوق‌العاده{{سخ}}&lt;br /&gt;
:به لطافت شعر و رویا...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:از گذشتۀ زنان کشوری کهن ...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:وزندگی روزمرۀ آن‌ها...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:پیچیده در زر ورق زندگی...{{سخ}}&lt;br /&gt;
:ومی‌گوید از ابدیت در حال گذر...&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پونه براتی و نقد «مثل همۀ عصرها»====&lt;br /&gt;
* احتیاط‌های پیرزاد در قصه‌پردازی، خواننده را خسته و آزرده می‌کند. در مجموعهٔ «مثل همهٔ عصرها» با فضاسازی چندان قوی و واقعی مواجه نیستیم و خالق اثر چندان نگاه سمبلیک و استعاری به اشیا ندارد. از سوی دیگر زنان این مجموعه، به گربه‌هایی می‌مانند که خوابیدن جلوی گرمای شومینه را به ماجراجویی در خیابان‌های شلوغ ترجیح می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «خرگوش و گوجه‌فرنگی» کشش آن را دارد که آغاز خوبی برای مجموعه‌داستان باشد، آن‌هم مجموعه‌ای که در داستان‌های بعدی، مدام زنانی را مطرح می‌کند که ناظران خاموش دنیا شدند. اما این نشانه آن‌قدر در تمام داستان تکرار می‌شود که نه‌تنها ذهن خواننده را خسته می‌کند؛ بلکه مانع همدلی خواننده با زنان داستان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مثل همۀ عصرها&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «یک جفت جوراب» که با نماد مکرر پنجره آغاز می‌شود، زن قصه تصمیم می‌گیرد که از خانه بیرون رود؛ اما حادثه‌ای منجر به پناه‌دادن یک فراری به زیرزمین خانه‌اش می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt; این قصه با عاملی حادثه‌ساز، فضای داستان را به‌پیش می‌برد و لحظات اضطراب و نگرانی‌ها را خیلی خوب به‌تصویر می‌کشد؛ اما این هیجانات خیلی ناگهانی پیش می‌روند و زن داستان بازهم به‌جای همیشگی‌اش برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
* «لکه» همان قصۀ مکرر ظلم به زنان و زیاده‌گویی را پیش می‌برد با ترس از اینکه نکند خواننده شیرفهم نشود. نمونه‌ای از صفحه۱۹:{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; صدای گریه می‌آمد، معصومه، خواهر محمد بود که چون پسرها بازی‌اش نمی‌دادند یک نفس زار می‌زد.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «نیمکت روبه‌رو» باآنکه سوژه‌‌اش نسبتاً جدید است، در پرداخت شخصیت‌ها ضعف دارد. در صفحه۲۵، &lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«مادر عاشق کیسه‌های پلاستیکی بود...»&amp;lt;/font&amp;gt; نماد چه شخصیتی است؟&lt;br /&gt;
* از داستان «یک زندگی» به بعد، زن مقابل پنجره، به‌قدری تکراری می‌شود که حوصلۀ خواننده را سرمی‌برد، ماجرا‌هایی کسل‌کننده که راحت می‌توان حدس زد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «خانم ف زن خوشبختی است»، زندگیِ زنی است که هر بار برای خودش چیزی می‌خرد و از فروشنده می‌خواهد آن را در کادو بپیچد. این اشارهٔ ضمنی که خیلی زیبا در داستان جاافتاده، از صحنه‌های درخشان داستان است و بدون‌آنکه مستقیماً به‌سمتی نشانه رود، وجهی از شخصیت داستان را روشن می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «ملخ‌ها» زیباترین داستان این مجموعه، به‌زبان طنز نوشته است و در آن نه از نماد تکراری صندلی و پنجره خبری است، نه از مویه‌های زنانه. پیرزاد در این داستان نشان می‌دهد که چهره‌ای طناز و سربه‌هوا هم دارد و خوب از پس نوشتن برمی‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* «لنگه‌به‌لنگه‌ها» آخرین داستان این مجموعه، خیال خواننده را راحت می‌کند. زنان پیرزاد بالاخره تصمیم گرفتند کمی شیطنت کنند و دیگران را به بازی بگیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد اول&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
====کیارنگ علایی و نقد دو داستان====&lt;br /&gt;
:مطالعهٔ داستان‌های مينی‌مال از جمله «خرگوش و گوجه‌‌فرنگی» و «زندگی»، باورپذيری طرح یک اتفاق روزمره و پيش‌افتاده در داستان است و اين نوع نوشتن، حكايت از اسارت انسان‌ها در عصر حاضر در چنگال زندگی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان «خرگوش و گوجه‌فرنگی»، روايت زنی است كه دغدغه‌های روزمرهٔ زندگی مانع از پرداختن او به علايقش از جمله داستان‌نویسی می‌شود، طرح قصه بسيار آرام است و ديواری بين زن و مرد حايل نمی‌شودو شخصيت‌های مرد در داستان‌های پيرزاد با نجابت خاصی پرداخته می‌شوند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نشانه و معنا در داستان «درگاهی پنجره»، حضور پررنگی دارند و يكی از بارزترين رئوس اين قصه تشبيه كردن خود به اجسام است، زاويهٔ ديد در ابتدا الهی‌گونه است و راوی خودش را نسبت به اتفاقات مشرف می‌داند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
آستانهٔ داستان توصيف مکان‌هاست و در همين توصيفات بنای قصه نهاده می‌شود و نگاه طبيعت برای پيرزاد در اين داستان قابل ستايش است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jomleseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برشی از طعم گس خرمالو در سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سهیلا فرهنگی و نقد «طعم گس خرمالو»====&lt;br /&gt;
*داستان‌های مجموعۀ «طعم گس خرمالو»، روایت‌های گوناگونی از يک اعتراض اسـت؛ اعتراض به وضعيتی كه نه‌تنها بـرای نويسنده، بلكه بـرای مخاطـب نازک دل او نيـز آزاردهندهاست، اين مجموعه، زندگی زنانی را به‌تصوير می‌كشد كه از وضـعيت موجـود راضی نيستند و در عين حال تسليم نمی‌شوند و منفعل عمل نمی‌كنند و در مقايسه با نسل گذشتۀ خود، پوياتر و شجاعانه‌تر رفتار می‌كنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*داستان «لکه‌ها»  با انسجام چندانی در داستان‌های آن وجود دارد از یک زندگی ناموفق می‌گوید که اساس آن احساسات است و دید انتقادی زویا پیرزاد و روی کاغذآوردن تباهی و ناروایی‌های اجتماعی نشان از عدم وابستگی داستان به یک ایدولوژی خاص می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ اوج داستان در تصمیم جدایی از شریکی نالایق شکل می‌گیرد و در مقابل عشق و عاطفه را در مقام نقطۀ ضعفی برای داستان می‌داند. به گفتۀ اصلانی دیالوگ در داستان «لکه‎‌ها» در فضاسازی نقش موثری داشته است درحالی که فضاسازی نیز به مدد دیالوگ آمده تا گفت‌وگوهای داستان بیشترین تاثیر را روی خواننده بگذارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*داستان «آپارتمان»  با دو روند موازی و هم‌سو&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt; به پیش می‌رود تا تفاوت دیدگاه رن و مرد داستان رفته‌رفته روند ادامۀ زندگی را به چالش بکشد و درنهایت ساز جدایی نواخته شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*پررنگ شدن استقلال زنان در داستان «پرلاشز» از عواملی است که به گفتۀ اصلانی ساختاری یگانه را برای این مجموعه داستان ایجاد کرده است و از آشنایی می‌گوید که در جریان آن ترانه مشترکان فراوانی را با مراد می‌یابد و در مقابل خودش را با زندگی گذشته‌اش بیگانه می‌پندارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
* «ساز دهنی» با داستانی بدون انسجام میان مجموعه‌های آن، جریانی ایستا است و از تصمیمی می‌گوید که بوی اجبار می‌دهد تا برای خوشایندی همسر، شخصیت اصلی داستان مجبور شود سهمش را بفروشد و راهی آمریکا شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*در آخرین  داستان از این مجموعه حکایتی از یک زندگی است، كه هرچند در برهه‌هایی از زمان کال و گس مانده، می‌تواند به شيرينی بیانجامد و در نهايت همانی شود كه زن داستان می‌خواهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد گس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نقد مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»====&lt;br /&gt;
روبرت صفاریان:&lt;br /&gt;
:نگاه از درون در نوشتار پیرزاد جامعه‌ای را توصیف می‌کند که آشنا با آن است و از نمایان شدن موضوعی می‌گوید که با ایجاز و استادی پیرزاد محتوای داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع ستم بر زنان که نخستین بار در مناسبات پدر و مادر ادموند تجلی می‌یابد مهم‌ترین تمی است که نشان از موضوع اصلی داستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان شمایی کلی از زندگی ادموند است و بیشتر بیان احساسات مردی است که سه دوره از زندگی‌اش شکل داستانی به خود گرفته است. وجه مشترکی که در هر سه فصل داستان‌های این مجموعه برجسته شده است روزهایی است که یک روز مانده به عید پاک  نام دارند واز ورودی ناگهانی به کودکی ادموند آغاز می‌شود تا در پایان با تنهایی او پایان پذیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نقد سوم&amp;quot;/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
*کتاب «یک روز مانده به عید پاک» یاددآور داستانی تأثیرگذار دربارۀ اشتباهات، و شکوه انسان بودن است و رمان «شوهر آهو خانم» را به یاد مخاطبان علاقه‌مند می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:nevisandekhani.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;برنامۀ نویسنده‌خوانی با نقد سه کتاب &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لیلی سلطانی و سه کتاب===&lt;br /&gt;
لیلی سلطانی با بیان اینکه پیرزاد، متناسب با عصر زندگی و وضعیت جامعه، قلمی بسیار قوی داشته است، بیان کرد: این رمان‌نویس ارمنی با هنجارشکنی و نوشتن از دنیای زنان در آن دوران، توانست زنان را مطرح کند و همچنین توصیف‌هایی زیبا در فضا و مکان و شخصیت‌ها داشته باشد و به‌خوبی احساسات زنانه را نشان دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیرزاد، شخصیت مرد را نمی‌شناسد!===&lt;br /&gt;
«لیلی سلطانی» مدرس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علم و هنر:&lt;br /&gt;
:این بانوی نویسنده در سه کتاب، شخصیت‌های زن را به‌خوبی نگاشته؛ ولی در پردازش شخصیت مرد، تبحر زیادی نداشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده‌خوانی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اصلانی:طعم گس خرمالو نقل واقعه نیست!===&lt;br /&gt;
:«طعم گس خرمالو» سطحی مسطح دارد که در آن از فراز و نشيب‌های آن چنانی خبری نيست و لحظه‌های چندان با اهميتی وجود ندارد تا داستان‌نويس بر آن‌ها تأمل كند و گرهٔ داستان را ذره ذره بگشايد تا در پايان داستان حالتی بسامان گيرد و در وضعيتی نوين به تعادل برسد، هر چه در آن هست عادتی از لحظه‌های تکراری زندگی است زیرا این مجموعه نقل واقعه نيست تا پيشرفت كند و به‌اوج رسد و بعد سير نزولی خود را آغاز كند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پاره‌پاره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نظر نویسنده دربارۀ کتاب===&lt;br /&gt;
====هر نویسنده آن‌طور که هست می‌نویسد====&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد می‌گوید: من شخصیت چندان پیچیده‌ای ندارم و به‌همین دلیل است که ساده می‌نویسم، آنچه را که در ادبیات ایرانی نمی‌پسندم، این است که شخصیت‌ها به‌مانند زندگی روزمره‌شان حرف نمی‌زنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمانی که من نوشتن «سه کتاب» را آغاز کردم، کلمات به این شکل به ذهنم آمدند و من فهمیدم که به این شکل نوشتن نزدیک‌ترم و زبان من همین است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
من تلاشم این است نه به‌شیوهٔ مستقیم بنویسم و نه غیرمستقیم و تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم زبان نوشتاری را به‌ گفتاری نزدیک کنم، در «سه کتاب» هم همین کار را کردم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
فکر و خیال من این بود که زبان «سه کتاب» را ساده کنم، و ساده بگویم تا کلماتش به زمینه و به روند داستان‌ها مربوط باشند، من در «سه کتاب» به دنبال این بودم که کلمات به‌صورت ساده و درست آورده شوند، ساده نوشتن بسیار سخت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;انترناسیونال&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====از فیلم‌های کلاسیک تا خلق داستان====&lt;br /&gt;
[[زویا پیرزاد]] می‌گوید: داستان‌های «سه کتاب»، ایده‌های بسیاری از فیلم‌های کلاسیک گرفته‌اند و بسیار سینمایی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که حتی گاهی وجود کادر در آن داستان‌ها احساس می‌شود. من زمانی که داستان‌های «سه کتاب» را می‌نوشتم، روند صحنه را می‌دیدم و دلم می‌خواست که خواننده نیز آن را ببیند؛ بی‌شک این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که نوشته‌های من بر اساس مشاهداتم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomalatnabseketab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;پاراگراف‌های خواندنی &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:jomlenab.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لذت متن در آثاری ماندگار و فراموش نشدنی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جملاتی ماندگار===&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; آدم‌ها با دلایل خاص خودشان به زندگی ما وارد می‌شوند و با دلایل خاص خودشان از زندگی ما می‌روند؛ نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش و نه از رفتن‌ها زیاد غمگین؛ تا هستند دوستشان داشته باش، به هر دلیلی که آمدند و به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش، شادمانی‌های بی‌سبب همین دوست داشتن‌های بی‌چون‌وچراست.!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان= جملات ماندگار در سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجودت می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; هیچ چیز لذت بخش‌تراز آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی...&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;مارتا گفت: زیباترین گیاه دنیاست!{{سخ}}&lt;br /&gt;
چرا نگه داشتنش این قدر باید سخت باشد؟{{سخ}}&lt;br /&gt;
آلنوش گفت: نگه داشتن چیزهای زیبا آسان نیست، مثل نگه داشتن من!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;عید پاک&amp;quot;/&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده: Javayez.png|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;جوایز سه کتاب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات===&lt;br /&gt;
# بیست سال ادبیات داستانی در سال۱۳۷۶&lt;br /&gt;
# نشان شوالیهٔ ادب و هنر از دولت فرانسه در سال۲۰۱۴&lt;br /&gt;
# کوریه انترناسیونال فرانسه&lt;br /&gt;
# تشویق‌شده در هفدهمین دورهٔ ادبیات در سال۱۳۷۸&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر، تحول، تولد==&lt;br /&gt;
در سال‌های مختلف، مجموعه‌داستان‌هایی با عناوین «مثل همهٔ عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» از [[زویا پیرزاد]] منتشر شد که کتاب «سه کتاب» مجموعه‌ای از این داستان‌هاست که تاکنون بیش از چهل بار توسط نشر مرکز به چاپ رسیده  است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
زویا پیرزاد در سال۱۳۷۶ جایزهٔ بیست سال ادبیات داستانی را برای داستان «طعم گس خرمالو» دریافت کرد و همچنین برای داستان «یک روز مانده به عید پاک» در جایزهٔ کتاب سال۱۳۸۰ تشویق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
قصهٔ خرگوش و گوجه‌فرنگی، همسایه‌ها، درگاهی پنجره، لیوان دست‌دار، زمستان، لکه، نیمکت روبه‌رو، یک زندگی، مگس، مثل بهار، زندگی دلخواه آقای ف، گل‌های وسط آن روتختی، خانم ف زن خوشبختی است، راحله و اطلسی‌هایش، یک جفت جوراب، ملخ‌ها، مثل همهٔ عصرها و لنگه‌به‌لنگه‌ها، عناوین داستان‌های کتاب «مثل همهٔ عصرها» است که بیشتر این داستان‌ها دربارهٔ اتفاقات سادهٔ زندگی است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتابهای-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
لکه‌ها، آپارتمان، پرلاشز، سازدهنی و طعم گس خرمالو نیز عناوین داستان‌های کتاب «طعم گس خرمالو» است، داستان‌هایی دربارهٔ روابط زناشویی که بوی کهنگی می‌دهد و نیل به ویرانی دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
عناوین داستان‌های «یک روز مانده به عید پاک»: هسته‌های آلبالو، گوش ماهی‌ها و بنفشه‌های سفید که سه روز از زندگی راوی ارمنی را بازگو می‌کند، سه روز در سال‌های مختلف که همهٔ این روزها یک روز مانده به عید پاک است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان‌طورکه از این عناوین مشخص است این کتاب شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، روان، جذاب و خواندنی است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
«مثل همهٔ عصرها» به زبان‌های فرانسه، گرجی و ارمنی و «یک روز مانده به عید پاک» به زبان‌های فرانسه، گرجی و «طعم گس خرمالو»، نیز به زبان‌های فرانسوی، اسلوونیایی و گرجی ترجمه و منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
# نقد کتاب مثل همه عصرها، نوشتۀ گیتی شام بیاتی، چاپ شده در مجلۀ کلک، مهر۱۳۷۱، شماره۳۱، ۱۸۴تا۱۸۷&lt;br /&gt;
# صدای زنانه در ادبیات معاصر، نوشتۀ ابراهیم فیاض و زهره رهبری، چاپ شده در مجلۀ زن در توسعه و سیاست، زمستان ۱۳۸۵، شماره۱۶ علمی‌پژوهشی، ۲۳تا۵۰&lt;br /&gt;
# تحلیل انتقادی گفتمان‌های قدرت و جنسیت در آثار نویسندگان زن دهۀ هشتاد، نوشتۀ آزاده نجفیان، چاپ شده در مجلۀ زن و جامعه، سال دهم، شماره۲، تابستان۱۳۸۹، ۱۴۹تا۱۶۸&lt;br /&gt;
# زنان و سلطه و تسلیم درآثار زویا پیرزاد، نوشتۀ فاطمه حیدری و سهیلا بهرامیان، چاپ شده در مجلۀ اندیشه‌های ادبی،شماره۶، زمستان ۱۳۹۸، ۱۲۵تا۱۴۶&lt;br /&gt;
# روایت گذر از سنت به مدرنیته در طعم گس خرمالو، نوشتۀ احمد گلی و فرهاد محمدی، چاپ شده در مجلۀ ادبیات فارسی، شماره۱۶، پاییز و زمستان۱۳۸۹، ۱۱۵تا۱۲۸&lt;br /&gt;
# سنت نوشتاری زنان، نوشتۀ نسیم جانفدا و محبوبه پاک نیا، جاپ شده در مجلۀ زن در فرهنگ و هنر، شماره۱، رورۀ ششم، بهار۱۳۹۳، ۴۵تا۶۰&lt;br /&gt;
# روایت‌های بوم گرایانه از جهان بینی زنانه با تاکید بر آثار داستانی منیر روانی پور و زویا پیرزاد، نوشتۀ روزبه مرادی و بهمن زندی و مریم‌سادات غیاثیان، چاپ شده در مجلۀ پژوهش نامۀ زنان، سال نهم، شماره۲۶، زمستان۱۳۹۷، ۱۰۱تا۱۲۹&lt;br /&gt;
# نقد و بررسی نشانه‌ها در داستان لکه‌ها، نوشتۀ سمیه رشیدی و الناز معتمدی، چاپ شده در مجلۀ نقد ادبی و سبک‌شناسی، سال چهارم، شماره۱۴، زمستان۱۳۹۲، ۱۸۱تا۲۰۸&lt;br /&gt;
# خوانش رمزگان‌های اجتماعی در طعم گس خرمالو اثر زویا پیرزاد (با رویکرد نشانه‌شناسی)، نوشتۀ زهرا صدیقی چهارده و سهیلا فرهنگی، چاپ‌شده در مجلۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره۲۹، زمستان۱۳۹۲، ۳۳تا۵۶&lt;br /&gt;
# بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زمان روایی در داستان «فرار» آلیس مونرو و داستان «پرلاشز» زویا پیرزاد، نوشتۀ جلیل شاکری و سهیلا فغفوری و راحله بهادر، چاپ شده در مجلۀ ادبیات تطبیقی، پاییزوزمستان ۱۳۹۵، شماره ۱۵، ۲۰۵تا۲۲۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* {{یادکرد کتاب|پیرزاد|زویا|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نشر مرکز|سال=۱۳۸۱|مکان= تهران|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۵۵-۵}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/11594/12834/%D8%B3%D9%87%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=سه کتاب و توفیق چاپ|ناشر=کتاب خون|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/سه-كتاب-(مثل-همه-عصرها-طعم-گس-خرمالو-1-روز-مانده-به-عيد-پاك)_2935|عنوان=مجموعه داستان سه کتاب دربارهٔ چیست|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/39|عنوان=نگاهی به مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=شخصیت‌های داستان «مثل همۀ عصرها»|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1726-the-acrid-taste-of-persimmon|عنوان=طعم گس خرمالو، داستانی جذاب و خواندنی|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=همه چیز دربارهٔ «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=۸شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/cafecatharsis.ir/2073/%25D8%25AF%25D8%25B1%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580%258C%25DB%258C-%25D8%25B2%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25A7-%25D9%25BE%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF-%25D9%2588-%25D9%2586%25D8%25B4%25D8%25A7%25D9%2586-%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2587/amp/|عنوان=شهرت، جذابیت و موفقیت در سه کتاب|ناشر=کافه کاتاریس|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب| نشانی= &lt;br /&gt;
https://www.tabnak.ir/fa/news/462431/زویا-پیرزاد-هم-شوالیه-شد|عنوان= زویا پیرزاد هم شوالیه شد|ناشر=تابناک|تاریخ انتشار=۱۰دی۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.chetor.com/173771-زویا-پیرزاد/|عنوان=زویا پیرزاد و هنر و سبک نویسندگی|ناشر=چطور|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://www.hengamehnahid.com/%25D8%25B3%25D9%2587-%25DA%25A9%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25A8/&amp;amp;ved=2ahUKEwi94LSqwc_kAhXDaFAKHfBvD_cQFjARegQIAxAB&amp;amp;usg=AOvVaw3JfOdSJEw7Iwlb9AcH71gz|عنوان=چرا باید سه کتاب را بخوانیم|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=۱۹مرداد۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.kavirevahshat.blogfa.com/post/8|عنوان=زویا پیرزاد چهرۀ مرموز ادبیات|ناشر=بن بست|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://isoda.blogfa.com/post/190|عنوان=خلاصۀ داستان سه کتاب|ناشر=آیسودا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریو۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nakhnamaa.blogfa.com/post/17|عنوان=خلاصۀ مجموعه داستان یک روز مانده به عید پاک|ناشر=نخ نما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=گنج کهن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://ganj-old.irandoc.ac.ir/articles/609897|عنوان=تحلیل سبک سه کتاب اثر زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://nicetalk.blogfa.com/post/22|عنوان=مصاحبه با زویا پیرزاد|ناشر=گفت و نقد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=197386|عنوان=بررسی وجوه زیباشناسی در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=زن یا مرد بودن مهم نیست|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://download.hiapcongress.ir/download/803676/html|عنوان=گذر از سنت به مدرنیته  در طعم گس خرمالو|ناشر=بهارستان سخن|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;rct=j&amp;amp;url=http://journals.hsu.ac.ir/ltg/article-1-108-fa.pdf&amp;amp;ved=2ahUKEwj5tK_00tTkAhUQyqQKHQY0CxA4HhAWMAZ6BAgBEAE&amp;amp;usg=AOvVaw3rl6ZHdmXwUdQ5UEheJZ5w  |عنوان= ویژگی‌های اثر «زویا پیرزاد»|ناشر=حسن دلبری|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://lit.iaushk.ac.ir/article_518461_1aaeaaf71d48b89539466db0b0b010b3.pdf|عنوان=بررسی نمادها و نشانه‌ها در داستان لکه‌ها|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|تاریخ انتشار=زمستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/Book/79331/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2|عنوان=وقتی مطبوعات فرانسه می‌گویند|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/download/338562|عنوان=نقدی بر مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=انسانی.دانشگاه پیام نور|تاریخ انتشار=تابستان۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://robertsafarian.com/?p=225|عنوان=معضل رفتار تعصب آمیز نسبت به ازدواج مختلط|ناشر=روبرت سفارین|تاریخ انتشار=شهریور۱۳۹۰|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://aslani.gpersia.com/sakhtarhayemovazi|عنوان=ساختارهای موازی و پاره‌پاره در مجموعه داستان طعم گس خرمالو|ناشر=اصلانی|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۷۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/www.isna.ir/amp/8502-19923/|عنوان=از هیچ، داستان می‌توان نوشت!|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://rangirangi.com/farvardin-12-motaleeh/#|عنوان=پاراگراف‌های رنگارنگ از سه کتاب|ناشر=رنگی رنگی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=کافه کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hamrahanekhabar.com/news/95175/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=نقد و بررسی سه کتاب در برنامۀ نویسنده‌خوانی در یزد|ناشر=همراهان خبر.ایسنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://farhangsara.ir/tabid/4166/ArticleId/56621/--1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31-32-33-34-35-36-37-38-39-40-41-42-43-44-45-46-47-48.aspx|عنوان=زنان داستان‌های پیرزاد واقعی هستند|ناشر=فرهنگسرا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.academia.edu/28276086/بررسي_تطبيقي_دو_داستان_چيز_مهمي_نيست_نوشته_ويکتوريا_توکاروا_و_خانم_ف_زن_خوشبختي_است_نوشته_زويا_پيرزاد|عنوان=بررسی تطبیقی دو داستان «چیز مهمی نیست» اثر ویکتوریا توکاروا و داستان «خانم ف زن خوشبختی است» اثر زویا پیرزاد|ناشر=آکادمیا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;cad=rja&amp;amp;uact=8&amp;amp;ved=2ahUKEwjh-IuT07vkAhW0tHEKHeBrDZoQFjABegQIAhAC&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.anjomanfarsi.ir%2Fpdf%2Fpa7%2F3%2F1087.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw00fNcz3eMnEvICeWBjYrZc|عنوان=بررسی  مشکلات زنان در آثار رویا پیرزاد|ناشر=سالاری|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.hengamehnahid.com/سه-کتاب/|عنوان=جوایز سه کتاب|ناشر=هنگامه ناهید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://chaharfasl.net/معرفی-مجموعه-داستان-سه-کتاب-اثر-زویا-پیرزاد|عنوان=شناسنامهٔ سه کتاب|ناشر=چهار فصل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranbook-shop.com/book/کتاب‌های-عمومی/کتاب-سه-کتاب.html|عنوان= سه کتاب در یک کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.30book.com/book/21466/|عنوان=سه کتاب، اثری از زویا پیرزاد|ناشر=۳۰بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲۶شهریور۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://true-story.blogfa.com/post/200|عنوان=خلاصۀ داستان لنگه‌به‌لنگه‌ها|ناشر=ققنوس خاکستری|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://otobarnet.nafasblog.com/post114723.html|عنوان=زویا پیرزاد و استایل نوشته‌های او|ناشر=وبلاگ نفس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shahrestanadab.com/Content/ID/7773/%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=سه اثر در یک اثر|ناشر=شهرستان ادب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF/|عنوان=لغت نامۀ زویا پیرزاد|ناشر=دیکشنری آبادیس|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://shelffee.com/product/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85/|عنوان= مجموعه داستان سه کتاب از زویا پیرزاد|ناشر=شلفی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.newisandeganema.blogfa.com/category/20|عنوان=به رنگ ارغوان دربارۀ زویا پیرزاد|ناشر=نویسندگان ما|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://aftabnews.ir/fa/news/92933/%D8%B2%D9%88%D9%8A%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C|عنوان=جایزۀ هفته نامۀ پرتیتراژ فرانسوی|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;amp;g=172129|عنوان=چند روز مانده به عید پاک، داستان چیست|ناشر=ایران صدا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ashja.com/Fa/BooksInfo/?bid,8002/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=ماجرای سه کتاب چیست|ناشر=اشجع|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.civilica.com/Printable-IICMO03_512=%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.html|عنوان=شخصیت و شخصیت‌پردازی در «مثل همۀ عصرها»|ناشر=مرجع دانش|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1727-the-space-between-us|عنوان=معرفی کتاب یک روز مانده به عید پاک|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=50511|عنوان=نقد جامعه شناختی سه کتاب|ناشر=سید|تاریخ انتشار=۶شهریور۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://www.agahbookshop.com/%D8%B3%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D9%83)_2935|عنوان=ترجمۀ داستان‌های سه کتاب|ناشر=آگاه بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.bartarinha.ir/fa/news/303784/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7|عنوان=زویا پیرزاد و نویسندگان مشهور در دنیا|ناشر=برترین‌ها|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/literature_verse/c5c1193498518_zoya_pirzad_p1.php/%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1|عنوان=زویا پیرزاد، داستان نویس معاصر|ناشر=آفتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://neekshad.blog.ir/post/%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%C2%AD%DB%8C-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=لکه‌ها؛زویا پیرزاد|ناشر=نیک شاد|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=نگاهی به آثار زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/seminar/ViewPaper.aspx?ID=51899|عنوان=سبک‌شناسی انتقادی در مجموعه داستان «یک روز مانده به عید پاک»|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://research.uok.ac.ir/~tmalmir/ViewResearch.aspx?ResearcherID=49517|عنوان=تحلیل سبک نویسنده و اثر|ناشر=مالمیر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/url?sa=t&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=&amp;amp;esrc=s&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=21&amp;amp;ved=2ahUKEwi0r-bL6-3kAhWFblAKHQjlAV04FBAWMAB6BAgGEAE&amp;amp;url=http%3A%2F%2Flcq.modares.ac.ir%2Farticle-29-12094-fa.pdf&amp;amp;usg=AOvVaw3qkVZjmHARiKc2WdPs5zlD|عنوان= روند تکوین سبک زنانه درنوشتار زویا پیرزاد|ناشر=گوگل|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/file/download/article/20130623091739-9819-30.pdf|عنوان= سبک‌شناسی در سه کتاب|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ensani.ir/fa/article/314754/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=سبک‌شناسی فمنیستی|ناشر=انسانی|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=91704|عنوان=عنوان‌شناسی در طعم گس خرمالو|ناشر=سید|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1051227/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%84%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=نقد نشانه‌ها در لکه‌ها اثر زویا  پیرزاد|ناشر=نورمگز|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.goodreads.com/book/show/6643150|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=good reads|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://bayanstory.com/?p=325|عنوان=داستان لکه‌ها|ناشر=bayanstory|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://elmnet.ir/article/20680826-11942/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF|عنوان=کارکرد عنصر شخصیت در طعم گس خرمالو|ناشر=علم نت|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://ketabdarkhaneh2.blogfa.com/post/40|عنوان=بررسی داستان لکه‌ها از زویا پیرزاد|ناشر=کتاب در خانه|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://www.iranketab.ir/book/1725-mesle-hame-ye-asr-ha|عنوان=جملات ماندگار در سه کتاب|ناشر=ایران کتاب|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://premiertalent.ir/mesl-hame-asrha/|عنوان=دل نوشتۀ زیبا از مثل همۀ عصرها|ناشر=premiertalent|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://novler.com/_novel/n21748/3-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-(%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%88-1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9)|عنوان=لذت متن در مجموعه داستان سه کتاب|ناشر=نولر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=http://jwc.iauahvaz.ac.ir/article_523037_dfe93fbbc96a5af2bfa9dbf1f48b04dc.pdf|عنوان=جوایز زویا پیرزاد|ناشر=|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
# {{یادکرد وب|نشانی=https://mehreganbook.ir/cat/10713-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-12978-9789643058555.html|عنوان=سه کتاب|ناشر=مهرگان بوک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۵مهر۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;sup&amp;gt;متن بالانویس&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40069</id>
		<title>هستی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C&amp;diff=40069"/>
		<updated>2020-01-07T20:22:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
|عنوان		= هستی&lt;br /&gt;
|تصویر		= Hasti.jpg&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر	= 180px    &lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر	= هستی، دختری که دلش می‌خواهد فوتبالیست شود. &lt;br /&gt;
|نویسنده        = [[فرهاد حسن‌زاده]]&lt;br /&gt;
|طراح جلد	= عطیه بزرگ سهرابی &lt;br /&gt;
|زبان		= فارسی&lt;br /&gt;
|مجموعه		=رمانِ نوجوان‌ِامروز&lt;br /&gt;
|موضوع        	 = نوجوانی، بلوغ و عشق در بحبوحۀ جنگ&lt;br /&gt;
|ناشر		= [[کانون پروش فکری کودکان‌ونوجوانان]]&lt;br /&gt;
|محل انتشارات	= تهران&lt;br /&gt;
|تاریخ چاپ	    =۱۳۸۹&lt;br /&gt;
|محل ناشر فارسی	=&lt;br /&gt;
|صفحه		= ۲۶۲     &lt;br /&gt;
|شابک		=&lt;br /&gt;
۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هستی&#039;&#039;&#039; رمانی از [[فرهاد حسن‌زاده]] است که در محدودۀ سنی کودک و نوجوان و با محوریتی از ادبیات دفاع‌مقدس در سال۸۹ منتشر شده است. [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] تا سال۹۸، ۳۸هزار نسخه از این رمان را در ۷نوبت &amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketab.ir/BookList.aspx|عنوان=هستی در چند نوبت و چند تیراژ منتشر شده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌چاپ رسانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=هستی رمان نوجوان امروز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabkhon.ir/Book/5331/6034/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=رمان هستی نوشتۀ فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * * &amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
خواندن داستان‌هایی که با ماهیت جنگ ساخته و پرداخته می‌شوند، بهتر از هر کتاب تاریخِ مستندی می‌توانند رویداد‌ها را هنرمندانه در ذهن مخاطب تصویر کنند و به خواننده ‌شناختی عمیق از فاجعه‌ای به نام جنگ بدهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; هستی یک رمانِ رئالیستی از روزهای آغازینِ جنگِ ایران و عراق است، زیرا تنها داستانِ رئالیستی است که می‌تواند  به‌خوبی از عهدۀ بازنمایی واقعیت‌ها برآید. در این داستان علاوه‌بر جنگ ایران و عراق، معضل خانواده‌ها نیز کاویده می‌شود و شاید هیچ کتابِ مستندی دربارهٔ جنگ این چنین با ذکر جزییات بیان نشده باشد. از این نظر داستان حسن‌زاده هم به لحاظ فکری و هم‌ حسی تاثیرگذار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده در این رمان از آدم‌هایی می‌گوید که با وجود علایق به زندگیِ خود، به جنگ می‌روند. تحولِ بزرگی مثل جنگ لازم است تا آدم‌های داستان هویتِ خود را در این جریان آشکار کنند. مانند پدر هستی که در آخر، علی‌رغم ترسش از جنگ به آبادان بازمی‌گردد تا دخترش را نجات بدهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی و خانواده‌اش، بخش‌های آشکار و پنهانِ ما و فرهنگمان را در خودشان حل کرده‌اند. جنگ را؛ فقر را؛ بغض و حسرت را. و نیز تجاربی که به واسطهٔ زیستن در شرایط جنگ برایمان به ارمغان آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
ویژگی‌های اثر مانند دارا بودن رگه‌هایی از طنزی که پابه‌پای کشمکش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی پیش می‌رود و طعمِ تلخِ بحرانِ خانمان‌سوزِ جنگ، در کنار تعددِ شخصیت‌های قابل تأمل که ورود و خروج‌های منطقی و معقولی نیز دارند داستانی جذاب و مؤثر را رقم زده است و علاوه‌بر مخاطب نوجوان می‌تواند بزرگسالان را نیز با اثری متفاوت و خواندنی روبه‌رو کند و ماندگاری خاص خودش را در ذهن خوانندۀ اثر باقی بگذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی هویت و محوری تاریخی دارد. آغاز آن جنگ ایران و عراق است و پایانش هم باز و رو به گسترش است. به‌علاوه هستی و خانواده‌اش در طول داستان، سنت‌های خانوادگی ارزشمندی را به خواننده نشان می‌دهند و مسائلِ واقعی را که در آن زمان جریان داشته‌است، بهتر به مخاطب می‌شناسانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;امام&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جوایزی چون لاک‌‌‌‌پشت نقره‌ای، برگزیده‌شدن توسط مخاطبان نوجوان کانون و برنده‌شدن در بخش فیلم‌نامۀ اقتباسی این رمان را در صدر برترین‌های کانون قرار داده است و نیز ترجمۀ موفق رمان به زبان‌های گوناگون از قدرتِ ادبیِ نویسنده و تواناییِ خاص مترجم آن خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان انگلیسی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/163410/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87|عنوان=انتشار رمان هستی به زبان انگلیسی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی به زبان ترکی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/6380758/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان= رمان هستی به زبان ترکی استانبولی خواندنی می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اگر هنوز دوست هستی نشده‌اید==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Farhadhasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده نویسندۀ متعهد&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== پسر حسن‌زاده دختر شد===&lt;br /&gt;
به گفتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی از دلِ‌ یک ماجرای نیمه‌واقعی درآمد؛ داستانِ واقعی‌ از این قرار بود که: یک‌‌بار در بازی فوتبال دست پسرم شکست و او را به بیمارستان بردم و یک شب هم پیش پسرم خوابیدم تا روز بعد دست او را عمل کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
همان شب بود که جرقۀ نوشتن یک داستان زده شد و البته ماجرا را بردم به سال۵۹ و شروع جنگ با یک داستان کوتاه. و اسمش شد روزی که ولوله شد...&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد فکر کردم این داستانِ‌ کوتاه ظرفیت این را دارد تا فصل اول یک رمان باشد؛ و تصمیم گرفتم پسر داستان را تبدیل کنم به دختری که کارهای پسرانه می‌کند و &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;آنجا بود که هستی من متولد شد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== ته دلم هستی را دوست دارم===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالقِ رمانِ هستی]] دربارۀ نوشتن جلدِ دوم آن می‌گوید: &lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;بستگی به بعضی چیزها دارد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
می‌توانم روزهای بعدی زندگی‌اش را تصویر کنم و او را ببرم به وضعیت و زمانی دیگر. باید صبر کرد و دید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
باید دید آیا هستی هم دوست‌دارد که این اتفاق بیافتد یا نه؟&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===کمی دربارۀ نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در ۱۳سالگی در یکی از کتابخانه‌های کانون استعداد نویسندگی خود را شکوفا کرد. گاه شعر می‌گوید و گاه فیلم‌نامه می‌نویسد و جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است که مهم‌ترین آن‌ها &amp;lt;font color=orange&amp;gt;نشان ماه طلایی&amp;lt;/font&amp;gt; می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=مدال‌های طلایی‌رنگ  فرهاد حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt; و تاکنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب برای کودکان‌ونوجوانان نوشته و بیش‌ از ۳۰ جایزه در ایران دریافت کرده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده نامزدِ ایرانی جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;هانس‌ کریستین‌ اندرسن۲۰۱۸&amp;lt;/font&amp;gt; و نیز جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://koodak24.ir/directories/details/52/-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=نویسندۀایرانی و جوایز جهانی}}&amp;lt;/ref&amp;gt; که بسیاری از کتاب‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه شده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=کمی دربارۀ حسن‌زاده}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده بیشتر برای نوجوانان می‌نویسد اما به‌دلیل فضای نوستالژیک و لحن صمیمی در آثارش هر مخاطبی پای صحبت‌هایش می‌نشیند و با داستان‌های او همراه می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عشق نوجوانی نویسنده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شخصیت‌های محبوبش می‌گوید:&lt;br /&gt;
از وقتی خودم را شناختم [[احمد محمود]] را هم شناختم و رمانِ همسایه‌های او را در نوجوانی خواندم و خیلی در من تاثیر گذاشت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به جز او [[محمود دولت‌آبادی]] را هم دوست‌دارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastiii.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی، دوست بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ماحصل داستان===&lt;br /&gt;
هستی‌خانم، دختر نوجوانِ آبادانی است که دلش نمی‌خواهد مثل بقیۀ دخترها باشد. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد؛ رانندۀ تریلی، خلبان یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اما وقتی جنگ آغاز می‌شود و هستی را در مسیر جدیدی قرار می‌دهد نگاه او نسبت به اطرافیان و دنیای اطرافش تغییر می‌کند و...&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی-رمان نوجوان امروز&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و جذابیت، باهم===&lt;br /&gt;
داستان هستی تنها به ردۀ سنی خاصی محدود نمی‌شود، بلکه داستانی‌ست که هر سن‌وسالی را با خط‌به‌خط جملات خود همراه می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی تنها یک نام یا یک کتاب نیست، هستی سرنوشت یک ملت و نهایت پای‌بندی و تعهد [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] نسبت به باورهایی است که با وجود تمام‌شدن جنگ و سیاهی‌های آن، همچنان در اندیشۀ همگان نهفته است و چه زیباست که این مسئولیت در ادبیات با واژه‌هایی که لبریز از عشق و تعهد به مباحث ملی است بیان شده‌ است و این یعنی [[ادبیات داستانی معاصر]] هم‌چنان نفس می‌کشد و حسن‌زاده‌هایی را می‌خواهد که روحش را تازه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده در این رمان دغدغه‌ها و مشکلات را با احترام به همۀ اندیشه‌ها بیان کرده است که این خود داستان‌هایش را خواندنی‌تر می‌کند. قصد حسن‌زاده از گفتن این قصه تنها ادای  نویسندگی نیست، بلکه شور و اشتیاق او برای نوشتن این اثر است آن را این‌گونه پرمخاطب کرده است، همان شور و اشتیاقی که به گفتۀ خود او حاصل تمرکزی است که در نگارش هستی برای خود ساخته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسب جوایز بسیارِ آفرینندۀ کتاب و نیز کتابِ آفریده‌شده هم دلایلی بر خواندنی‌ترشدن آن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C/|عنوان=نگاهی به رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== کارت تقدیمی برای جمشید‌خانیان===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]]، هستی را به رفیق گمشدۀ کودکی‌هایش به &amp;lt;font color=darkorange&amp;gt;[[جمشید خانیان]]&amp;lt;/font&amp;gt; تقدیم کرده‌ است و در کارت تقدیمش که آن‌ را در صفحۀ۷ رمانش برای خانیان عزیزش فرستاده‌است این‌طور می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkviolet&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;center&amp;gt; برای رفیق کودکی‌های گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای کودکی‌های رفیق گمشده...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای رفیق گمشدۀ کودکی‌ها...&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;برای جمشید خانیان...&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۷}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
‎‌&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadehasti.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قهرمانان هستی===&lt;br /&gt;
داستان هستی ابر قهرمان زیاد دارد. ابرقهرمانانی که برخی از آنان نامشان در لابلای داستان  گم شده است که شاید اگر عینک ذره‌بینی به چشم بزنیم یا با چشمِ دل کتاب  را بگشاییم و با هستی دست دوستی دهیم بتوانیم حضورشان را در داستان حس کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
ابرقهرمان اصلی داستان کسی است که وقتی سوار موتور می‌شود حتی پایش به زمین نمی‌رسد اما از ماهشهر تا آبادان را تک‌تنه می‌آید و در شجاعت زبان‌زد می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
کسی که  قابل پیش‌بینی نیست و در دنیایی متفاوت و با افکاری متفاوت زندگی می‌کند. کسی که رفتارهای نوجوانانه‌اش از همان جسارت‌های معمول و تضادهای اندیشه‌‌اش جاری است، که شخصیتی به ظاهر ساده اما با باطنی پیچیده را برای او می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] طوری هستی را در داستانش معرفی کرده‌ است که ما هستی را از زبان خود او بشناسیم. از زبان دختر ۱۲ساله‌ای که عاشق موتورسواری و فوتبال‌بازی‌کردن است. همۀ این‌ها باعث شده است تا مخاطبان هم‌سن‌‌وسالِ هستی خودشان را جای او بگذارند و همۀ اتفاقات پیشروی هستی را مثل خود او لمس و تجربه کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دایی جمشید قهرمان بعدی داستان است. او شوخ و مهربان است و علاقه‌اش به هستی فراتر از حد تصور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت بعدی داستان ابی است. همان ابوالقاسم، «پدر هستی ». که همه ابی صدایش می‌زنند، او رازی دارد که در پایان داستان آن را برای هستی فاش می‌کند. حسن‌زاده، بیشتر طنز در رمانِ هستی را بر دوشِ ابی قرار داده است تا این‌گونه به گفتۀ خودش  بتواند از زشتی و سیاهی‌های جنگ کم‌کند .&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فریبای داستان مادر هستی است، زنی مهربان است که به‌خوبی وظیفه مادری را ایفا می‌کند و عشق به فرزند را به زیبایی در داستان به‌تصویر می‌کشد، هستی می‌گوید او فرشته‌ای است که خدا زمینی‌اش کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خاله سیمین بازیگر بعدی است، او همیشه کیفش پر از سوغاتی است و شخصیتی شوخ دارد که کلمات را به‌هم‌می‌ریزد و از آن کلمات جدید می‌سازد هستی می‌گوید او بهترین خالۀ دنیا است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
شاپور  شخصیتی دیگر در داستان هستی است، کسی که هستی او را دوست دارد چون قول داده تا برای هستی  گردن‌بندی چوبیِ زیبایی با هستۀ خرما بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hastikoodakankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در دست کودکان &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===چرا باید این کتاب را خواند===&lt;br /&gt;
شور و اشتیاقی که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] در نگارش هستی به‌کار برده است و  هم‌چنین طرح و پیرنگ در داستان که خلاصه می‌شود در جنگ و دفاع از سرزمین، بهترین دلیلی است که می‌توان حکم باید را بر خواندن این کتاب گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت هستی و همزادپنداری مخاطبان با او، باعث شده است تا کتابِ هستی تنها یک کتاب نباشد؛ بلکه مخاطبانِ آن، در لحظه به لحظۀ طرحِ داستان پیش روند و تمام اتفاقات را با خود او لمس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
موضوعات مطرح شده در رمان برای همۀ فارسی‌زبانان آشناست زیرا بر محوریت جنگ و آوارگی‌های پس از آن می‌پردازد و به‌نوعی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این رمان هویت همۀ ماست و هویت نیز اصلِ ذات آدمی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوباره بخوانیم و با هم بخوانیم==&lt;br /&gt;
=== من خواب هستی را دیدم!===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] دربارۀ شرایط نوشتن رمان پرطرفدارش گفت:&lt;br /&gt;
:من برای اینکه بتوانم با تمرکز بیشتری این رمان را بنویسم از انبار یک انتشارات استفاده کردم و شش‌ماه را روزی چهارساعت در این انبار به نگارش مشغول بودم، جالب این است که وقتی این کار را می‌کردم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;گاهی خواب هستی را می‌دیدم که هنرمندانه برایم ایفای نقش می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== بقیۀ آدم‌ها چی؟===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] می‌گوید: &lt;br /&gt;
:من برای نوشتن هستی برای خودم شخصیت‌هایی ساخته‌ام که وجود خارجی ندارند اما می‌توانند داشته باشند. در واقع آن‌ها در ذهن مخاطب هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
می‌توان گفت ذهن هر نویسنده، مثل یک سی‌پی‌یوی کامپیوتر است، پردازشگر دارد و اطلاعات را پردازش می‌کند و خروجی‌اش می‌شود آن‌چه که شما می‌خوانید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
من در طول زندگی آدم‌های متفاوتی دیدم و اطلاعاتشان را یادداشت کرده‌ام و از آن‌ها شخصیت ساخته‌ام، شاید اگر می‌خواستم می‌توانستم داستان را سرسری بنویسم و کار مشکلی هم نبود چون همیشه در اطراف من دخترِ نوجوان زیاد بوده است. خانواده‌‍‌ای پرجمعیت با بیش  از حدود ۳۰ خواهرزاده و برادرزاده. &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;سختی در نوشتنِ رمانِ هستی ریزشدن در لحظه‌های خاص زندگی‌اش بود.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دفترچۀ ایده‌های حسن‌زاده===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده|خالق رمان هستی]] دربارۀ ایدۀ رمانش می‌گوید: &lt;br /&gt;
:بسیاری از اتفاقاتِ فرعی رمانِ هستی را از لای برگ‌های دفتر ایده‌هایم بیرون کشیدم و بعضی حس‌هایی را که سراغم می‌آید و نمی‌دانم جایشان کجاست را در دفترچۀ ایده‌هایم می‌نویسم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastihasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی دوست همۀ بچه‌ها&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===خلاصۀ داستان هستی===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» داستان دختر دوازده‌ساله‌ای است که ساکنِ آبادان است. روحیۀ عجیبی دارد و کارهایش  به‌هیچ‌وجه به دختران شبیه نیست. او دوست‌دارد با پسرها فوتبال بازی کند و به‌همراه دایی جمشید به موتور سواری برود و راندن موتور را از او یاد بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                               &lt;br /&gt;
دست او در بازی فوتبال شکسته است و پدر ناچار است به جای این که برای کار بر روی کشتی اروند راهی ژاپن شود همراه هستی به بیمارستان برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}                                                               &lt;br /&gt;
مادر هستی در آستانۀ به‌دنیاآوردن فرزندی است و پدر بیشتر اوقات با هستی رفتار ناخوشایندی دارد و او را به‌خاطر کارهایش سرزنش می‌کند و &amp;quot;ادبار&amp;quot; صدایش می‌زند، حتی وقتی متوجه می‌شود که کشتی اروند غرق شده است باز هم دست از رفتارهایش برنمی‌دارد و مدام هستی را سرزنش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی به‌قدری از این وضع ناراحت است که فکر می‌کند فرزند آنان نیست و در ذهن خود سناریوهای گوناگونی را راجع‌به این موضوع می‌سازد. زمزمه‌های شروع جنگ هم برخاسته و خانۀ آن‌ها بر اثر بمباران ویران شده‌ است و این اتفاقات، آن‌ها را ناگزیر به رفتن به خانۀ بی‌بی می‌کند. خانواده با شدت‌گرفتن جنگ و با موتور دایی جمشید روانۀ ماهشهر می‌شوند و خاله نسرین  نیز پس از چندی به آنان می‌پیوندد، ولی پس از مدتی با عجله می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی در ماهشهر با لیلا که او هم جنگ‌زده است دوست شده و از او جودو یاد می‌گیرد و هم‌چنین برادر لیلا، شاپور، هم به او قول می‌دهد تا از هستۀ خرما برای هستی گردن‌بند زیبایی بسازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی دور از چشم خانواده و به کمک برادر لیلا و دوست او موتورِ دایی را تعمیر می‌کند و سپس تنهایی راهی آبادان می‌شود و آنجا با دایی جمشید و خاله نسرین روبه‌رو می‌شود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
پدر هم که نگران غیبت دخترش است، فردای آن روز راهی آبادان می‌شود، هستی با مشاهدۀ پدر پا به‌ فرار می‌گذارد که در همین‌زمان بمباران هم شروع می‌شود و هستی همراه پدر به گوشه‌ای پناه می‌برند و در چنین لحظه‌ای پدر راز مهمی را برای او فاش می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هنگام مراجعت هستی و پدر به ماهشهر، دایی بسته‌ای را به هستی می‌رساند که رزمنده‌ای در حال مرگ  ازاو خواسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
درون بسته، هسته خرمایی است که با ظرافت برش داده‌شده و روی آن با خطی خوش، نام هستی حک شده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خلاصۀ رمان هستی&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=خلاصۀ داستان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سبک کتاب===&lt;br /&gt;
سبک رمان هستی با زاویۀ دید اول شخص‌مفرد روایت می‌شود تا خواننده احساس‌ کند که یکی از اشخاص داستان که در حال نقل داستان و گفت‌وگو می‌باشد برای اوست، تا خواننده وقایع و اتفاقات داستان را حتی اگر ناممکن  باشند باورپذیر بیانگارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت داستان به گذشته موجب شده است تا مخاطب ارتباط نزدیک‌‌تر و صمیمی‌تری را با متن برقرار کند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هیچ‌کس خانه نبود&#039;&#039;&#039;{{سخ}} &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یعنی من بودم و سهراب&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بابا سر کار بود و&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مامان هم بی‌بی را برده‌ بود درمانگاه&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با سهراب بازی می‌کردم&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خرگوشش را می‌انداختم بالا&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و می‌گرفتم..&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
معمولا روایت داستان در زمان گذشته فاصلۀ میان شخصیت‌ها و مخاطبان را از بین‌ می‌برد و پیوندِ دوستی غیرمستقیمی را بین شخصیت‌ها و مخاطبش برقرار می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بردن فضای روایت به گذشته، به نویسنده و راوی این امکان را می‌دهد تا در تمام ابعاد داستان سرک بکشند و به‌همراه مخاطب در سرتاسر دریای بی‌کران داستان پیش روند، آن‌گونه که حتی مخاطب خستگی پاروزدن را هم متوجه نشود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان  به گونه‌ای است که مخاطب ابتدا تصور می‌کند که شخصیت و راوی داستان پسر است، اما در ادامۀ داستان متوجه خواهد‌ شد که شخصیت اصلی داستان دختری به نام هستی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] در نگارش رمان پرطرفدارش  [[سبک رئالیسم]] را انتخاب کرده  است تا به‌راحتی بتواند با شگرد جادوگری این سبک  فضا و مکان و کشش‌های شخصیت‌هایش را نشان دهد و بعد  به خواننده منتقل کند. &amp;lt;font color=darkgreen&amp;gt;بار اصلی رمانِ هستی جنگ تحمیلی است و ژانری اجتماعی و ماهیتی دفاع مقدسی دارد&amp;lt;/font&amp;gt;. جنگ در ذات خود بارِ معنایی سرد و خشن و منفی دارد و در ذهن مخاطبِ نوجوان اثری نامطلوب می‌گذارد مگر آنکه نویسندۀ توانمند با چاشنی‌هایی آن را جذاب و خواندنی‌ کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیرنگ و طرح داستان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«در روزی که ولوله شد»&amp;lt;/font/&amp;gt; که شهر از شلوغی فریاد می‌کشید و جامه‌اش را در تن خود پاره‌پاره ‌می‌کرد  &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«دخترای ننه دریا»&amp;lt;/font/&amp;gt; در شهری که  از &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آوار به آوارگی » &amp;lt;/font/&amp;gt;رسیده‌ بود روی دیوار خاطره‌هایش نوشتند &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«هستی نام یک ماهی نیست&amp;lt;/font/&amp;gt;...»&lt;br /&gt;
این چهار عنوان چهار فصل کتابی است که [[فرهاد حسن‌زاده]] با شور و اشتیاق  آن را به نگارش درآورده است و با هوشمندی و زیرکی برای جذب مخاطبانش که تنها کودک‌ونوجوان نیستند، نام‌هایی را برای فصل‌هایش انتخاب کرده است تا مخاطب را به ادامۀ خوانش داستانش سوق دهد و اشتیاق مخاطب را در خواندن داستان چندین برابر کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ  و طرح داستانِ هستی با رعایت توالی از چهار بخش تشکیل شده‌ است:{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} معرفی هستی در آستانۀ جنگ ایران و عراق در آبادان {{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} آوارگی و مهاجرت به شهری دیگر{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} زندگی در شرایط جنگ‌زدگی{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}} بازگشت هستی به آبادان{{سخ}}&lt;br /&gt;
پیرنگ داستان از رفتن و برگشتن حکایت دارد، رفتن و برگشتنی که نه تنها برای نیروهای عراقی است که بیشتر برای دخترِ نوجوانی است که شهر و خانه‌اش را به خاطر ترس از جنگ رها کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
با تصمیم برای رفتن به ماهشهر وارد «میانۀ داستان» می‌شویم، جایی که کشمکشی برای رفتن یا نرفتن بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. اوجِ داستان جایی است که پدر هستی برای نجات دخترش خطر می‌کند تا در شهری که حالا دیگر برایش غریبه است جان او را نجات دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرجام داستان  با کندشدن رویدادها آهنگ می‌گیرد و مخاطب می‌فهمد داستان به زودی پایان خواهد یافت تا هستی به آرامی دستش را باز کند و چیزی را ببیند که منتظرش است. یک ماهی تراشیده شده از هستۀ خرما، که روی آن با خط قشنگی نوشته شده‌ بود: هستی...&amp;lt;ref name=&amp;quot;همه چیز با جنگ شروع می‌شود&amp;quot;&amp;gt;{{ یادکرد وب| نشانی=http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/348-2011-10-16-08-32-29.html|عنوان=همه چیز با جنگ شروع می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نقاط قوت و ویژگی‌های هستی===&lt;br /&gt;
شخصیت‌پردازی قدرتمند در رمان هستی و همین‌طور زاویۀ دید اول‌‌شخص‌‌مفرد یکی از نقاط‌ رمان است. نثر، زبانِ داستان و استفادۀ نویسنده از ضرب‌المثل‌های جذاب جنوبی نیز به ماندگاری نثر افزوده است و یکی دیگر از ویژگی‌های مهم آن می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
از طرفی این کتاب از جمله کتاب‌هایی است که خواننده از خواندن آن پشیمان نمی‌شود و حتی حالت او، قبل و بعد از خواندن رمان متفاوت می‌شود زیرا این کتاب به نوعی اصالت زنان و دغدغه‌های آنان را بیان می‌کند که خود نقطۀ قوتی برای این مجموعه خواهد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/138146/شخصیت-پردازی-رمان-هستی-قدرتمند|عنوان=نقاط قوت هستی خانم}}&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===راوی داستان===&lt;br /&gt;
راوی داستان دانای کل است، که بر تمام سطرها و بخش‌های رمان تسلط دارد.او همان هستی است که حضورش در سرتاسر داستان پررنگ و جذاب است و از حق نگذشته، بار روایت را خوب به دوش گرفته و پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ اول شخص مفرد در داستان بیشترین هم‌حسی را در مخاطب ایجاد می‌کند تا افکار ابرقهرمان داستان برای بیان اتفاقات و حالاتش باز باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== لحن و زبان داستان===&lt;br /&gt;
رمان هستی با استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی و استفاده از زبان محلی در کنار واژه‌های امروزی و استفاده از ادبیات فولکوریک،  زبانِ اثر را در ذهن مخاطب ماندگار کرده است. چون شخصیت اصلی داستان هستی است و داستان از زبان او روایت می‌شود لحن و زبان او به عنوان شخصیتِ محوری بر فضای داستان سایه افکنده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
زمان روایت حال است، حالی که در گذشتۀ تقویمی اتفاق افتاده‌ است تا به نوعی کنجکاوی مخاطبان دنیای امروزی را برانگیزد و مخاطب، کشش دنبال‌کردن آن‌ را در خود حس کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===عنوان داستان ===&lt;br /&gt;
نویسنده، نام کتابش را از شخصیت اصلی داستانش وام گرفته  است و می‌توان گفت که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] راحت‌ترین و بی‌دردسر‌ترین اقدام را برای انتخاب عنوان انجام داده است زیرا زیاد ذهنش را درگیر نکرده است و احتمالاً، عنوان را از‌‌ همان ابتدای نوشتن رمان انتخاب کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تنها این سؤال در ذهن به وجود می‌آید که اگر حوادث رمان در دهۀ ۶۰ و زمان جنگ رخ داده است، آیا انتخاب این اسم منطقی بوده و تناسب دارد؟ بی‌شک پذیرش نام «هستی» برای دختران دهۀ شصت آن هم در شهر آبادان، کمی سخت است و می‌توان گفت: عنوانِ رمان، «تازه» و «کم تناسب» و«کم تجربه» از نظر تناسب زمانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هستی نام زیبایی است که می‌تواند به راحتی در ذهن مخاطب ثبت شود و ضمناً این عنوان، ایهام دارد و بر دو مبنا به کار می‌رود:&lt;br /&gt;
#نامی دخترانه{{سخ}}&lt;br /&gt;
#جهان و هستی و آفرینش.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===هویت نوجوانی در هستی===&lt;br /&gt;
رمان هستی هویتی را بیان می‌کند که شخصیت اصلی داستان آن را نمی‌پذیرد و به نوعی از آن فرار می‌کند. شخصیتی که دوست‌دارد پسر باشد و کارهای پسرانه انجام دهد. هستی نمی‌خواهد مثل دختر‌های هم‌سن‌‌وسالش  باشد و  آرزو دارد وقتی بزرگ شد دروازه‌بان شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
هویت هستی، در گریز از خودش وتعریف می‌شود آن‌گونه که [[فرهاد حسن‌زاده|حسن‌زاده]] با طنزی تلخ این هویت‌گریزی را در داستان نشان داده است زیرا این بحران هویتی نکتۀ اساسی و مهمِ روانی‌ و اجتماعی در رفتار نوجوانان است و هستی می‌تواند نماد نوجوانانی باشد که از خودبودن خسته شده‌اند و می‌خواهند چیزی جز خودشان باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بحران هویتی که در هستی ایجادشده است ناشی از شرایط نامطلوب او می‌باشد که دوری پدر از او و رفتارهای ناخوشایندش این بحران هویتی را تشدید می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===طنز در رمان هستی===&lt;br /&gt;
خالق رمان هستی می‌گوید: &lt;br /&gt;
:&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;من بیشتر طنز در این رمان را بر دوش پدرِ هستی قراردادم.&amp;lt;/font&amp;gt; و در ادامه دربارۀ طنز در داستان هستی می‌گوید:&lt;br /&gt;
:رمانِ هستی اگر در فضای سال۵۹ نوشته شده‌ بود، یعنی سالی که جنگ شروع شد و هستی و خانواده‌اش را دربه‌در و مصیبت‌زده کرد، باید میزان اشک‌ و آه در داستان زیاد می‌شد. اما من نمی‌خواستم این‌طور شود و هستی شاهد این اتفاقات باشد. زیرا اشک و آه به میزان کافی در ادبیات و بقیۀ رسانه‌ها یافت می‌شود، پس طنز را وارد داستان کردم تا در کنار با هیجانات پسرانه‌ای که در شخصیت هستی وجود دارد از تلخی‌های داستان کم کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله نویسندگانی است که عنصر طنز، چاشنی همیشگی او در سراییدن داستان است. او در رمان هستی نیز لایه‌های عمیقی از طنز را به‌خوبی در متن داستان جاری کرده‌ است تا با آمیختن محتوای خشک و جدی ادبیات [[دفاع‌‌مقدس]] در کنار چاشنی طنز، ادبیات کودک‌ونوجوان شاهد اتفاقات خوبی در عرصۀ داستان‌نویسی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;پسری که دختر شد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.hamshahrionline.ir/news/145845/%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=پسری که دختر شد-همشهری آنلاین}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گفت‌وگوهای داستان===&lt;br /&gt;
استفاده از گفت‌وگوها بر‌ای توصیف داستان و شخصیت‌های آن از عناصر مهم داستان‌پردازی در رمان هستی است و می‌توان آن را یکی از شگردهای [[فرهاد حسن‌زاده]] در خلق آثارش معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفت‌وگوها در رمان هستی، دیالوگ‌های زنده، محکم و تاثیرگذارند و اتفاقات داستان به واسطۀ این دیالوگ‌های زنده به زیبایی به تصویر کشیده‌شده‌اند و شخصیت‌پردازی در داستان هم به کمک این گفت‌وگوها ایجاد شده است که از خلال آن دیالوگ‌ها حتی می‌توان به تضادهای بین شخصیت‌های داستان پی‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== تعهد نویسنده به نادر ابراهیمی===&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] تعهدی خاص به نادر ابراهیمی دارد به‌طوری که اندیشۀ ابراهیمی تاثیر زیادی بر سبک نگارش او گذاشته است. در بیشتر آثار او این تجلی اندیشه نمایان است، اندیشه‌ای که به مدد شعرهای نادرابراهیمی در قلب و ذهن حسن‌زاده به‌وجود آمده‌ است .{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;ما برای خواندن این قصۀ عشقِ به خاک&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم&amp;lt;/font/&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
اینکه توجه به رسالت قلم و پای‌بندی به اصولی که نویسنده به آن‌ها معتقد است و بر بودن و انتشار آن‌ها تأکید دارد، نکته مهمی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
فرهاد حسن‌زاده با پای‌بندی به سرزمین و عشق به آب و خاکِ اجدادی و نشان‌دادن صحنه‌هایی واقعی و ملموس از واقعۀ اجتماعی نه‌چندان خوشایند، جنگ و پایداری را در رمان هستی متجلی کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Neshasthasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039; وقتی منتقدان کوچک هستی سخن می‌گویند &#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzadekodak.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده با کودکان سخن می‌گوید&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر هم‌سن و سال‌های هستی===&lt;br /&gt;
بیشتر هم‌سن‌‌وسال‌های هستی، انتخاب نامِ هستی را برای کتاب مناسب می‌دانند و هستی را هستی‌بخش خانواده به‌شمارمی‌آورند، زیرا هستی «ادباری» که پدر او را با آن می‌خواند نبود، اما هرچند از نظر برخی دیگر انتخاب این عنوان برای رمان کنجکاوی خواننده را تحریک نمی‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طرح روی جلد هم از نظر بیشتر بچه‌ها با موضوع متناسب بود و همۀ سادگی‌های روی طرح جلد آن باعث شده بود تا حتی اشتیاق برای خواندن و شروع هرچه زودتر آن بیشتر گردد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دوست‌های هم‌سن‌وسال هستی، بخش ابتدایی داستان را دوست داشتند و رأی مثبت به عالی‌بودن آن دادند، اما پایان داستان را به دلیل عدم‌هماهنگی با شروع جذاب آن جالب نمی‌دانستند و از نظر آن‌ها نویسنده فقط سعی کرده‌ بود خیلی زود داستانش را جمع‌وجور کند و به پایان برساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
برخی از لحن داستان و لهجۀ جنوبی آن راضی نبودند و آن را آزاردهنده می‌دانستند زیرا یک نوع دوگانگی زبان و لهجه را در داستان حس می‌کردند و اعراب‌گذاریی کمِ داستان را برای ادای بهتر آن لهجه‌های ناشناخته، امتیاز منفیِ هستی به‌حساب می‌آوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
زاویۀ دید اول شخص در داستان و سبک رئالیستی از نظر بیشتر منتقدان کوچک سبب باورپذیرترشدن داستان بود که این  نکته مثبتی برای رمان به‌حساب می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
پسران هم‌سن هستی نیز بر این باور بودند که با وجود دختربودنِ هستی اما به‌دلیل حالات روحی، آرزوها و نیز رفتاری که از خود بروز می‌داد، او را به دنیای پسران نزدیک‌تر کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
طولانی‌بودنِ بخشِ اولِ داستان و دیالوگ‌های بسیار در آن خسته‌کننده و ملال‌آور بود و مثال‌های زیادی که راوی در گفت‌وگو‌هایش می‌آورد جالب نبود. از نظر بیشتر بچه‌ها حجم مناسب داستان از عوامل مثبت کار بود.{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ قوتی که بیشتر منتقدان کوچک هستی یک صدا با هم فریاد می‌زدنند، همان &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;شخصیت‌پردازی قدرتمند کتاب بود&amp;lt;/font&amp;gt;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت پردازی در رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:hasanzade.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی رمان پرمخاطب&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastitasvirgar.jpg|220px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوازده قاب برای هستی===&lt;br /&gt;
آثار کارگاه تصویرگری رمان «هستی» در قالب کتابی هم‌زمان با هفتۀ دفاع‌ِمقدس از سوی [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کارگاه تصویرگری «هستی» برگرفته از اثر [[فرهاد حسن‌زاده]] در سال۱۳۹۱ برگزار شد و در این کارگاه ۱۲ تصویرگر با حضور نویسندۀ اثر برای آشنایی بیشتر با داستان کتاب «هستی» به خلق تصاویری پرداختند و این درحالی است که بستر داستان‌ رمان هستی واقعۀ بزرگ [[دفاع‌مقدس]] است و زندگی جسورانه و شیطنت‌های بچه‌گانۀ هستی، شخصیت اصلی این رمان، هم‌زمان با جنگ تحمیلی، مشقت‌هایی را برای او به وجود می‌آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بر همین اساس ماحصل کارگاه تصویرگری رمان هستی در خرداد۹۲ و به مناسبت سال‌روز آزادسازی خرمشهر در قالب نمایشگاهی به مخاطبان معرفی شد و هم‌اینک نیز انتشارات کانون کتابی را برای معرفی این کارگاه و تصاویر خلق شده در آن منتشر کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
علاقه‌مندان علاوه بر مطالعۀ زندگی‌نامۀ فرهاد حسن‌زاده، با تصویرگران این کارگاه نیز آشنا می‌شوند، ضمن آنکه هر تصویر در کنار متن آن قرار گرفته تا این کتاب کاربردی جامع‌تر برای مخاطبان و علاقه‌مندان پیدا کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان اعلام کرده‌ است که با توجه به انتشار نسخۀ انگلیسی رمان «هستی» و انتخاب فرهاد حسن‌زاده به عنوان نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt;، انتشار اثری که بتواند از نگاهی دیگر به آثار این نویسندۀ نام‌آشنا بپردازد ضروری به نظر می‌رسد و آثار گروهی تصویرگران و ثبت نظرها و نگاه آنان به این اثر می‌تواند نگاهی دیگر به وجوه مختلف این اثر ممتاز ادبی باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این اثر هفت‌هزارتومان قیمت دارد و قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری در سراسر کشور است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;قاب&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/دوازده-قاب-برای-هستی|عنوان=دوازده قاب برای هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Englishhasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان هستی به زبان انگلیسی خواندنی می‌شود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
=== رونمایی از ترجمۀ انگلیسی هستی در تبریز===&lt;br /&gt;
ترجمۀ رمان «هستی» از مجموعه «رمانِ نوجوانِ امروز» از [[کانون پرورش کودکان‌ونوجوانان]] با حضور بیش از ۶۰ تن از نویسندگانِ حوزۀ ادبیات، در تبریز رونمایی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مدیر عاملِ کانون با اشاره به افزایش علاقه‌مندیِ نوجوانان به مطالعۀ رمان‌های ایرانی تاکید کرد: زمانی خواندن رمان‌های خارجی در کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی‌‌وهنری‌ِ کانون به‌شدت رواج داشت، اما سرانجام نیم‌قرن تجربه و سابقۀ کانون به کمکِ ما آمد تا بتوانیم آثار ایرانی را به سراسر کشور و بیش از یک هزار کتابخانه و مرکز فرهنگی خود ببریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[فرهاد حسن‌زاده]] نویسندۀ رمان «هستی» نیز در این جمع به سخنرانی پرداخت و گفت: خوشحالم که محور این جمع امروز، رمانِ من است و از آن خوشحال‌ترم به خاطر اینکه رمان‌ نوجوان‌ِ امروز در یک مسیر معمولی حرکت نکرده و درجا نزده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده کودکان‌ونوجوانان با بیان اینکه «زبان همیشه بین فرهنگ‌ها فاصله انداخته است» اظهار داشت: &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;یکی از کارکردهای مناسب رمانِ نوجوان‌ِ امروز، تصویرگری خوب است.&amp;lt;/font&amp;gt; با تصویر، بهتر از متن می‌شود با مردمِ دنیا سخن گفت و حالا که آثار این مجموعه در دست ترجمه قرار گرفته است، می‌توانیم با مردم دنیا با زبان خودشان صحبت کنیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
مترجم این کتاب نیز در سخنان کوتاهی با طرح موضوع «ترجمۀ معکوس» گفت: خوشحالم که کانون پرورش فکری این بستر را فراهم کرد که بشود با ترجمۀ معکوس، کتاب‌هایمان را به اقصی نقاط دنیا بفرستیم.{{سخ}}&lt;br /&gt;
ترجمۀ هستی در قالب دهمین سفر از سری سفرهای نقدوبررسی رمان‌های نوجوان‌ِ امروزِ کانون است و ترجمۀ موفق آن ناشی از شناخت مترجم از بازارهای جهانی است .&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده بیان کرد من و مترجمِ «هستی» بارها برای ترجمۀ دقیق و درست این رمان جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم زیرا رمان من پر است از واژه‌های بومی و محلی و تلاش زیادی می‌خواهد تا تمام حس‌های رمان را به زبان بیگانه منتقل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ترجمه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://freebsd2.ghanoondaily.ir:8080/News/Item/71736/98/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86--%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C--%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF.html|عنوان=رونمایی از ترجمۀ هستی در تبریز}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:hastinaghd.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی در نگاه منتقدان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی در بوتۀ نقد===&lt;br /&gt;
جلسۀ نقد رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، با حضور محمدرضا گودرزی، فرزانه رحمانی و نویسنده اثر در فرهنگ‌سرای انقلاب اسلامی برگزار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
رحمانی در ابتدای این برنامه گفت: «هستی» یک رمان رئالیستی است و از عهدۀ بازنمایی واقعیات برمی‌آید. شخصیت‌‌پردازی در این اثر بسیار مهم است و به نظرم نوعی تاریخ‌نگاری و جهان شخصیت‌هایش است و یک نکته خوب هم که در پرداخت شخصیت‌ها وجود داشت، توصیف‌های درونی‌شان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
من عنوان هستی را که برای این رمان انتخاب شده است، پسندیدم؛ نویسنده می‌توانست همان نامی را که پدر هستی او را با آن صدا می‌زند برای رمان انتخاب کند ولی همین تضاد نشانه‌ای از  رنج‌کشیدن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گره‌گشایی هم در فصل‌ فرجامین کار اتفاق می‌افتد. در خصوص راوی هم باید بگویم که بهترین زاویۀ دیدی که نویسنده می‌توانست انتخاب کند، اول شخص بود. از آنجایی که هستی شاهد روزهای اولیۀ جنگ بوده است، انتخاب این نوع راوی به متن اصالت می‌دهد و واکنش‌های آن زمان را به صورت یک گزارش دسته اول، ارائه می‌دهد. راوی، بارعاطفی داستان را هم خیلی خوب پیش می‌برد، غیر از ایجازی هم که در کلامش وجود دارد، بیان واقعیات است که به قصه اهمیت می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های مهم این رمان، نثر و زبان آن است که استفاده از ضرب‌المثل‌های جنوبی هم زیرمجموعه این نکته مثبت قرار می‌گیرد. پس‌زمینۀ «هستی» هم علی‌رغم این که با زبان معیار فاصله دارد، ولی چون از زبان یک نوجوان بیان می‌شود، قابل پذیرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نکتۀدیگر این که اگر کسی این رمان را از دیدگاه اصالت زن بررسی کند، برایش جالب خواهد بود و در ذهنش ماندگار می‌شود و به نظرم، رسالت اصلی یک کتاب همین است؛ چون اگر خواننده آن را بخواند و به زودی از یادش برود، نمی‌توان آن را کتابی قدرتمند و تاثیرگذار دانست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هستی نقد&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF/|عنوان=هستی در بوتۀ نقد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:filmnamehasti.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هستی و پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقتی هستی فیلم می‌سازد===&lt;br /&gt;
هنرمندِ بوشهری، &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt; نوشاعبدالله‌زاده&amp;lt;/font/&amp;gt;، که از فعالان تئاترِ کودک‌ و نوجوان و در رشتۀ فیلم‌سازی است  توانسته است در جشنواره‌های مختلف مقام‌ برتر را کسب کند. در سی‌امین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کودک‌ونوجوانِ اصفهان با فیلم‌نامۀ «هستی» در بخش اقتباسی و اندیشه‌های نوِ این جشنواره توانست مقامِ نخست را به‌دست آورد و پروانۀ زرین بهترین فیلمنامه را کسب کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://pgnews.ir/module/news/156192/|عنوان=فیلم‌نامۀ اقتباسی هستی پروانۀ زرین بهترین فیلم‌نامه را کسب کرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رمان‌های کانون زیر نگاه دوربینِ مدار بسته===&lt;br /&gt;
«هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]]، «گردان قاطرچی‌ها» نوشتۀ داوود امیریان و «توران تور» نوشتۀ عباس جهانگیریان از سوی اعضای نوجوان مراکز [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان‌‌‌‌]] استان تهران به‌عنوان برترین رمان‌های نوجوانِ امروز برگزیده شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
داوران نوجوان این طرح، کتاب‌های برتر خود را براساس  معیارهایی مانند: میزان لذت از متن، انتخاب مناسب موضوع داستان، ایجاد کشمکش و هیجان مناسب در قصه، کیفیت فضاسازی داستان، شخصیت‌‌پردازی مناسب، کیفیتِ پایان داستان، کیفیتِ آغاز داستان و کیفیتِ گفت‌وگوهای داستانی برگزیده‌اند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
برهمین‌اساس، رمان هستی از ۱۰۰ امتیاز درنظر گرفته‌‌شده حائز ۸۴.۳۶ امتیاز شد و در صدر جدول انتخاب‌های این نوجوانان قرار گرفت.{{سخ}}&lt;br /&gt;
حسن‌زاده که رمانِ هستی او نه‌تنها مورد استقبال واقع شده‌ بود بلکه با ۱۶هزار بارِ امانت توسط اعضای کانون سراسرِ کشور به‌عنوان پرمخاطب‌ترین رمانِ نوجوانِ امروز هم شناخته می‌شود در سخنانی، جایزۀ مخاطبان را بهترین و سالم‌ترین جایزه‌ای دانست که تاکنون به وی اهدا شده‌ است و افزود: من تاکنون ۲۵جایزه برای کتاب‌هایم دریافت کرده‌ام و معتقدم مخاطبان بهترین داور هستند و مانند برخی از داوری‌های بزرگسالان مسائلی را که به کتاب ارتباط ندارد لحاظ نمی‌کنند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
وی از نوجوانان به ویژه دختران که کتاب هستی را موشکافانه مطالعه‌ و آن را انتخاب کرده‌اند تشکر کرد و ادامه داد: در بسیاری از مکان‌های عمومی با این جمله روبه‌رو می شویم که &#039;&#039;&#039;این مکان مجهز به دوربین مدار بسته می‌باشد.&#039;&#039;&#039; من فکر می‌کنم &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;این داوری همان دوربین مدار بسته‌ا‌ی است که ما و عملکرد ما را به دقت نگاه می‌کند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/213097/رمان-های-کانون-زیر-نگاه-دوربین-مدار-بسته-نوجوانان|عنوان=رمان‌های کانون زیر نگاه دوربین مداربسته}}&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:Romankanoon.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;رمان‌های کانون و نگاه مخاطبان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فقط ۵ثانیه زمان دارید===&lt;br /&gt;
نویسنده‌ای که تمام زحماتش را با نام «هستی» در امور انتشارات کانون برای مخاطبان کودک‌ونوجوان و حتی بزرگسالان منتشر نموده‌ است، بی‌شک آنقدر هوشمندانه آغاز رمان ۲۶۲ صفحه‌ای‌اش را خوب، گیرا و اثرگذار شروع می‌کند که خواننده تا پایان، رمان را یک‌نفس بخواند و کتاب را زمین نگذارد همان‌طور که سندی داچل می‌گوید: فقط ۵ثانیه زمان دارید تا خوانندۀ داستانتان را جذب کنید و یا برای همیشه از دستش بدهید و این ۵ثانیه برای خواندن پاراگراف اول داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
دستم شکسته بود..{{سخ}}&lt;br /&gt;
دست شکسته‌ام توی گچ بود{{سخ}}&lt;br /&gt;
و از گردن آویزان{{سخ}}&lt;br /&gt;
تازه درد هم می‌کرد{{سخ}}&lt;br /&gt;
ولی جرئت جیک زدن نداشتم از ترس بابا..&amp;lt;ref&amp;gt;{{ پک|فرهاد حسن‌زاده|۱۳۴۱|ک=هستی|ص=۱۱}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان در همان ابتدا موضوع محوریِ خود، یعنی دختری که دلش می‌خواهد پسر باشد برای خواننده بیان کرده است و به اصطلاح یقۀ او را می‌گیرد و تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان، آغاز راهی است که مخاطب را تا رسیدن به انتها، تشویق می‌کند و حرکت می‌دهد همان راهی که حسن‌زاده انتخاب کرده است تا از انرژی‌ها و انگیزه‌ها برای حرکت‌کردن و قدم‌زدن تا رسیدن به انتهای رمان لبریز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برترین رمان مخاطبان کانون===&lt;br /&gt;
رمان «هستی» نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] با کسب نظر اکثریت بیش از ۳هزار مخاطبِ کانون، برترین رمان [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانا]] شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/1741165/هستی-برترین-رمان-مخاطبان-کانون-پرورش-فکری-شناخته-شد| عنوان= هستی برترین رمان از نگاه مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هستی برای پنجمین بار منتشر شد===&lt;br /&gt;
[[کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان]] پس از استقبال بی‌نظیر مخاطبان از رمان هستی طی سال‌هایاخیر، امسال در شمارگان ۵۰۰۰ نسخه، رمان هستی را منتشر و راهی بازار کتاب کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است چاپ اول این کتاب در اسفند۱۳۸۹ با شمارگان ۱۵۰۰۰ نسخه منتشر شد و تاکنون ۳۵۰۰۰ نسخه از رمان هستی به‌چاپ رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/هستی-برای-پنجمین-بار-منتشر-شد/|عنوان=هستی برای پنجمین بار منتشر شد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Astridlingern.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و آستریدلیندگرن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جوایز کتاب====&lt;br /&gt;
هستی جوایز بی‌شماری را از آن خود کرده است جوایزی مانند:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ مخاطبان کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برندۀ نشان لاک‌پشت نقره‌ای جشنوارۀ کتاب لاک‌پشت پرنده(۱۳۹۱)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیده‌شدن در شورای کتاب کودک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;برگزیدۀ بهترین فیلمنامۀ اقتباسی جشنوارۀ فیلم کودک‌ونوجوان اصفهان&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال شهید غنی‌پور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;نامزد کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
درخشش [[فرهاد حسن‌زاده]]، در نامزدی در جایزۀ اندرسن و آسترید لیندگرن هم از جملۀ جوایز جهانی این نویسنده می‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://farhadhasanzadeh.com/20306-2/|عنوان=جوایز رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Anderson.jpg|220px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسن‌زاده و جایزۀ هانس‌کریستین‌اندرسن&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شناسنامۀ هستی==&lt;br /&gt;
رمان هستی نوشتۀ [[فرهاد حسن‌زاده]] از جمله رمان‌های نوجوانِ امروز توسط [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] در سال ۱۳۸۹ منتشر شد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این رمان که از جمله رمان‌های پرمخاطب از نگاه مخاطبان کودک‌ و نوجوان است. جوایز بی‌شماری را هم از آن خود کرده‌ است و حتی دو سال بعد از انتشار آن‌ توسط کانون پرورش فکری، به کسب جوایزی چون نشان‌ لاک‌پشت نقره‌ای در سال۱۳۹۱ و لوح ویژه از شورای کتاب و برگزیدۀ اول جایزه مخاطب نوجوان در همان سال شده‌ است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌دلیل پرمخاطب‌بودن کتاب، رمان هستی در سال۱۳۹۲ به زبان انگلیسی نیز چاپ گردید که این امر رمان پرطرفدار هستی را خواندنی‌تر کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
رمان هستی در سال۸۹ در تیراژ عالی پانزده‌هزار جلد ودر ۲۶۴ صفحه و به قیمت مناسب دوهزاروهشت‌صد تومان در مراکز فرهنگی هنری سراسر کشور قابل دسترسی بود و اینک  قیمت آن به یازده‌هزاروپانصدتومان افزایش یافته‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
کم پیش می‌آید در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوانِ ما کتابی منتشر شود که بتواند با آثار ترجمه رقابت کند؛ چه از نظر انتخاب سوژه و پرداخت، چه در زمینۀ جذب مخاطب. و «رمان هستی»، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های رمانِ نوجوانِ تالیفی در سال‌های اخیر است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ketabrah.ir/author/5795-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=شناسنامه هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://shahreketabonline.com/products/115/33050/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=گزارشی از مشخصات رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.google.com/amp/s/ketabak.org/ketab/2526-%25D9%2587%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%3famp|عنوان= معرفی رمان هستی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نگاهی به رمان هستی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد کتاب|حسن‌زاده|فرهاد|عنوان=رمان هستی|ناشر=کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان|سال=۱۳۸۹|مکان=|جلد=|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۳۹۱-۶۲۴-۴}}&lt;br /&gt;
#سبک شناسی و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوشتۀ  سمیه سادات آورند، مدرس گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شیراز و مربی کانون پرورش فکری کودکان‌و‌نوجوانان فارس، سال انتشار:۱۳۹۷، محل انتشار: پژوهشنامۀ اورمزد، ص:۱۱، شمارۀ۴۴&lt;br /&gt;
#بررسی شخصیت‌پردازی در رمان نوجوانِ دفاع‌مقدس در رمان‌ هستی، نوشتۀ صدیقه مزارعی‌زاده، پایان‌نامه، وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، دانشگاه هرمزگان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، سال۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
#برساخت سوژگی دختر و دخترانگی در رمان هستی، پدیدآور: سیران اصحابی، استاد راهنما: پارسا یعقوبی جنبه‌سرائی، دانشگاه کردستان، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایران، سال۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
#کاربرد فرازبان در روایت پردازی کودکانه  در رمان هستی از فرهاد حسن‌زاده، نوع پژوهش: پایان نامه، پژوهشگران: شتاو زندکریمی (دانشجو)، پارسا یعقوبی جنبه سرائی(استاد راهنما)، صالح ادیبی(استاد مشاور)، چاپ شده در وب سایت رسمی دانشگاه کردستان، سال۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
#تحلیل گفتمان انتقادی ده رمان نوجوان در حوزۀ دفاع‌مقدس (براساس نظریۀ نورمن فرکلاف)، پدیدآور: نوال رخنیه، استاد راهنما: محمدرضا صرفی، استاد مشاور: نجمه حسینی سروری، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشکدۀ ادبیات و علوم‌انسانی، چاپ شده در پایگاه اطلاعات علمی ایرانیان، سال۱۳۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86|عنوان=گفت‌وگو با نویسندۀ ایرانی راه‌یافته به فهرست پنج نویسندۀ برترِ معتبرترین جایزۀ ادبیات کودکان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/3297-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%84-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF|عنوان=کارمندان خاطی مدارس را برای تنبیه به کتابخانه‌ منتقل می‌کنند.|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86|عنوان=جایزۀ هانس کریستین اندرسن|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276880/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C|عنوان=معرفی آثار فرهاد حسن‌زاده در مجلۀ ادبی سوری|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۵ خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/280144/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86|عنوان=کاندیداهای داستانی نوجوان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270216/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1|عنوان=اعلام نامزدهای بخش کودک هجدهمین دوره جشنواره شهید غنی‌پور|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/2526-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C|عنوان=معرفی رمان هستی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%C2%AB%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB|عنوان=فرهاد حسن‌زاده میهمان نشست «لذت داستان»|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10736-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86|عنوان=پیشنهاد کتاب فرهاد حسن‌ زاده برای مطالعه نوجوانان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۴تیر۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86|عنوان=فرهاد حسن‌زاده به فهرست نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن راه یافت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۰دی۱۳۹۶|تاریخ بازدید-۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده از آشنایی‌اش با کانون پرورش فکری می‌گوید|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱شهریور۱۳۹۵}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=اعلام نامزدهای اولیه جایزه‌ لاک‌پشت پرنده|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/10068-%D8%AF%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=ديدار نوروزی نویسندگان ادبیات کودک و برگزاری روز جهانی کتاب|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱فروردین۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۱۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://emamlibrary.blogfa.com/post/16/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=معرفی و نقد کتاب &amp;quot;هستی&amp;quot; نوشته فرهاد حسن زاده|ناشر=کتابخانۀ عمومی امام‌خمینی قزوین|تاریخ نشر=۹دی۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/96100904496/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87|عنوان=انتشار رمان «هستی» فرهاد حسن‌زاده در ترکیه|ناشر=ایسنا|تاریخ انتشار=۹دی۱۳۹۶|تاریخ انتشار=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.parsine.com/fa/news/109300/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان=«هستی» فرهاد حسن‌زاده به انگلیسی ترجمه شد|ناشر=پارسینه|تاریخ ناشر=۳۱شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=356042|عنوان=سبک شناسي و شگردهای طنز در رمان هستی از فرهاد حسن زاده|ناشر=پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی|تاریخ انتشار=پاییز۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85|عنوان=عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۱بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://www.qudsonline.ir/news/645109/%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%B2%D8%AF|عنوان=تجلیل از &amp;quot;فرهاد حسن‌زاده&amp;quot; نویسنده نام‌آشنای کشور|ناشر=پایگاه خبری و تحلیلی قدس|تاریخ انتشار= ۳۰بهمن۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}} &lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-69/868601-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87|عنوان=آغاز زنگ رمان نوجوان با «هستی» فرهاد حسن‌زاده|ناشر=خبرگزاری برنا|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=‍۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
#{{یادکرد وب|نشانی=http://jcls.shirazu.ac.ir/article_4838_0.html|عنوان=فرایند تحوّل شخصیت در داستان هستی|ناشر=مطالعات ادبیات کودک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۱۶دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40041</id>
		<title>جمشید خانیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wikiadabiat.net/index.php?title=%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=40041"/>
		<updated>2020-01-06T23:33:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;آرامش: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
|نام			= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|تصویر	           =jamshid.khanian.jpg&lt;br /&gt;
|توضیح تصویر		= خانیان، نویسندۀ کودک‌ و نوجوان&lt;br /&gt;
|نام اصلی		= جمشید خانیان&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت		= داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر &lt;br /&gt;
|ملیت			= ایرانی&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد 	    = ۱۷شهریور۱۳۴۰&lt;br /&gt;
|محل تولد		= آبادان&lt;br /&gt;
|کتاب‌ها		                 =[[قلب زیبای بابور]]، [[عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی]]، [[کودکی‌های زمین]] و ...&lt;br /&gt;
|فیلم ساخته براساس اثر  = #فیلم‌نامهٔ روزی از روزها،از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#[[جمشید خانیان|خانیان]] براساس داستان بلند &amp;quot;سُبور&amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot;سیما فیلم&amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot;شرجی&amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot;ضرب‌المثل‌ها برای کودکان‌ونوجوانان&amp;quot;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
|امضا                   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] داستان‌نویس کودک و نوجوان در زمینۀ [[ادبیات دفاع‌مقدس]]، نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر و استاد دانشگاه است که نامزدی در جایزۀ جهانی &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; را در کارنامۀ خود دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/1324084?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان و ورود به دنیای نوشتن}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;* * * * *&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] فعالیتِ ادبی خود را از دهۀ۶۰ و با نوشتن برای بزرگسالان آغاز کرد. تخیلِ غیرقابل مهاری که ادبیاتِ نوجوان در ذهن و اندیشۀ او ایجاد کرده است، شوقِ نوشتن برای نوجوانان را در او به وجود آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
خانیان متولد هفدهم شهریور۱۳۴۰ و بزرگ‌شدۀ آبادان است. اگرچه در اصفهان زندگی می‌کند، اما هنوز یکی از تصاویر ثابت کتاب‌هایش، فضاهای بومی زادگاهش است. بازی‌های فرمی و زبانی، نگاه تازه‌ای است که کتاب‌های او را از دیگر آثار متمایز می‌کند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=جمشید خانیان در همۀ لحظه‌هایش نویسنده است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانیان با نگارش دو نمایشنامۀ «یک نیمروز در اتاقِ بازجویی» و «روی نی‌بندی»، فعالیت ادبی خود را آغاز کرد و بعدها مدرس، کارشناس و داوری در بسیاری از جشنواره‌های ادبی و هنری را در کارنامۀ خود به ثبت رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
این استاد دانشگاه دارای ۲۰ عنوان کتاب پژوهشی در زمینۀ وضعیت‌های نمایشی جنگ است که بارها جایزۀ اول در جشنواره‌های دفاع‌مقدس  را به‌خود اختصاص داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/downloadpdf/359080?userAccept=False|عنوان=جمشید خانیان در صحنۀ ایثار}}&amp;lt;/ref&amp;gt;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
جمشید خانیان معتقد است که مفهوم [[تئاتر مقاومت]] در مفهوم تئوریک آن وجود دارد و این همان تئاتری است که باید مورد حمایتِ انقلاب و دفاع‌مقدس قرار گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نمایشی جنگ&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار خانیان آنقدر هویت و تشخص دارند که همواره مورد توجه کارشناسان و منتقدان بسیاری قرارگرفته است و با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های ادبی و هنری و کسب جوایز متعددی نظیر جایزۀ ربع‌قرن ادبیات داستانی [[دفاع‌مقدس]] و بیست‌سال ادبیات داستانی نشان از اهمیت این ادبیات نزد عموم دهد  تا در سی‌وششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاترفجر از خالق این گونه آثار به‌عنوان نمایشنامه‌نویسی منتخب و برای یک عمر تلاش در نوشتن و آموزش قدردانی شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دفاع‌مقدس موضوع و محوریت اصلی و غالب بر داستان‌های خانیان است زیرا به گفتۀ عباس جهانگیریان: خانیان اگر زخم جنگ را بر تن نداشته باشد بر روح دارد. او تنها گزارشگر و روایتگر واقعیت‌های هشت‌سالۀ جنگ نیست و جنگ با تمام زشتی‌اش از او نویسنده‌ای ژرف‌نگر ساخته است تا بتواند آنچنان بگوید بی‌آنکه سخنش بر کام جنگ طلبان خوش آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در انتخاب واژه‌ها کوششی وسواس‌آمیز دارد، این سخن مریم کهنسال  است. هر داستان برای خانیان مانند یک بازی است و جنسی از طراوت و تازگی در معماری آثار او موج می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در آثارش نگاهی متفاوت به واژه‌های نوساخته دارد و از فضای خشک و جدی واقعیت‌ اثری رشک‌برانگیز می‌سازد.&lt;br /&gt;
جمشید خانیان با اینکه از نسل نویسندگان میان‌سال(۱۳۴۰) است، اما بی‌گمان یکی از پیشروترین نویسندگان ایرانی در حوزۀ ادبیات کودکان و نوجوانان است که دارای دو ویژگی بارز صدای مدرن و نوشتن در سبک‌های مدرن است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/12452-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان=صداهای مدرن برآمده از ادبیات در آثار خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از میان یادها==&lt;br /&gt;
===آغاز نوجوانی و شروع کار جدی===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:از یازده‌سالگی که وارد کانون شدم و کارم را از آنجا شروع کردم، جذب قصه‌خوانی شدم و کتاب‌های قصه زیاد خواندم. البته قصهٔ عامیانهٔ مکتوب نخوانده‌ام؛اما قصه‌های فولکلوریک را شنیده‌ام.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= http://www.hodhod.ir/?p=1174|عنوان= حرف‌ونقل پدیدآور &#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیدار با هنر و ادبیات===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:اولین دیدارِ جدیِ من با هنروادبیات در سال۵۱ یا ۵۲ و در [[کانون پرورش فکری آبادان]] و به‌طور اتفاقی با کتاب «ماجراهای نارنیا » بود، از آن‌ زمان تا امروز، فراز‌ و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. همیشه فکر می‌کنم که آن برخوردِ اتفاقیِ کوچک، سرنوشتم را جور دیگری رقم زده است، من هنر را زندگی کردم و ذره‌ذره آن را آموختم؛ بدون آنکه بدانم چه وقت فرایند آموختن را طی کرده‌ام.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://newspaper.hamshahri.org/id/5406/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%D9%85.html|عنوان=حقیقت زندگی را در نمایشنامه‌هایم می‌کاوم}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===میزکار و چیدمان آن===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:منابعِ هریک از کارهایم را روی میزم قرار می‌دهم. البته هم روی میز و هم روی زمین.{{سخ}}&lt;br /&gt;
دو جلد فرهنگِ لغتِ عمید که از بس زیاد استفاده کرده‌ام کهنه شده‌اند؛ روی میزم حق آب‌وگل دارند. خودکارِ قرمز که حتماً باید باشد، چون دور مطالب را با خودکارِ قرمز خط می‌کشم و خودکار مشکی هم هرگز از من دور نیست. پوشه‌ای پر از کاغذها و نوشته‌های نصفه، نگه می‌دارم که نسخهٔ اول نوشته‌‌هایم را پشتشان می‌نویسم. از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم هیچ‌چیز برایم جای خودکار قرمز و مشکی را نمی‌گیرد.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===داستان‌هایم را بلند بلند می‌خوانم===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:آهنگ کلمه برایم خیلی مهم است. این حساسیت از من قصه‌گوی خوبی ساخته است و در بیشتر مواقع داستانم را بلندبلند برای خودم یا اطرافیان می‌خوانم تا آنچه در پس‌ِ ذهنم نهفته بود و نمی‌دیدمش، سرانجام درمی‌آید.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===زندگی با شخصیت‌های داستان===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:هنگام نوشتنِ طرحی که گاه شاید یک‌سالی با آن درگیر هستم، این اتفاق برایم می‌افتد که با آدم‌های قصه‌ام زندگی می‌کنم، بیشتر به‌‌این‌ دلیل که تصوری کلی از اثر دارم و دقیقاً نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. در واقع طرح کاملی از آن آدم‌ها در ذهنم نیست. مرتب با شخصیت‌هایم زیست می‌کنم تا به‌حقیقت زاده می‌شوند.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تصویر حاکم برنوجوانی===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:در نوجوانی وارد گروه نمایشی کانون شدم. در سال‌های۵۱و۵۲ و۵۳، دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران، طرحی را برای دانشجوهای خود گذاشته بود که در شهرهای خودشان مربی تئاتر شوند. یکی از این دانشجوها با ما شروع به کار کرد. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که چه تاثیر مثبتی داشت و همیشه مدیونش هستم. شکل‌گیری شخصیت هنری‌ام‌ وامدار اوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جنونِ نوشتن===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:در سال‌های اخیر که نوشتن برای کودک‌ و نوجوان مسئله اصلی من شده است، گاهی به شکل غریب، جنونِ نوشتن به سراغم می‌آید، ذهنم و بعد کاغذهایم پر از طرح‌های داستانی‌ می‌شود که باید آن‌ها را تبدیل به رمان و نمایشنامه کنم، امیدوارم این فرصت را داشته باشم، این مهم‌ترین آرزوی من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===رنج‌هایی که تجربه می‌شوند===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:در مسیر دردآورِ «نوشتن» همه‌‌ چیز لذت‌بخش است،از هیچ‌چیز پشیمان نیستم؛ حتی از رنجی که می‌برم، همۀ رنج‌های من، تجربه‌های من هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;گفت و گو&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===بازی با خودکارهای رنگی===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:ادبیات برای من نوعی بازی‌کردن است، از فرایند نوشتن این بازی آغاز می‌شود تا به خلق اثر منتهی می‌شود. بازی با خودکارهای رنگی را دوست‌دارم و فرآیند نوشتن برایم بسیار مهم‌تر از خود اثر است و آن را دنیای کودکان‌ و نوجوانان  برایم فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/263507/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85|عنوان=گفت‌وگو با جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تکرار نوشتن برای نوجوان===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:در سال۱۳۷۶ وقتی می‌خواستم کتاب «کودکی‌های زمین» را بنویسم، شخصیت فولکوریک این داستان آن‌چنان من را به خود واداشت که نتوانستم از آن جدا شوم و همین موضوع عاملی شد برای تکرارِ نوشتن برای نوجوان و ماندن در این عرصه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایسنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/91061709977/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%83%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سالروز تولد جمشيد خانيان كه از ادبيات بزرگ‌سال به ادبيات نوجوان رسيد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===متعلق به دنیای نوجوان هستم===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:می‌دانم که برای گروه سنی نوجوان می‌نویسم، اما به این فکر نمی‌کنم که سنِ نوجوانی، سنِ ساده‌اندیشی است. به‌ نظر من نوجوانانِ ما بسیار باسواد، باشعور و فهیم هستند و نوع زندگی و آموزش‌هایی که می‌بینند، نشان داده است که این گروهِ سنی، بسیار کنجکاو و مشتاق برای کشف جهان هستند. هیچ‌گاه به‌این فکر نمی‌کنم که برای نوجوانانی می‌نویسم که کمتر از من می‌دانند و باید جایی برای کشف‌کردن و فکر‌کردن برای آن‌ها بگذارم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt; من خودم را متعلق به دنیای ادبیات کودک‌ونوجوان می‌دانم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نام‌هایی از دلِ داستان===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:پیداکردن عنوان برای داستان‌ها اهمیت زیادی دارد و برای من آخرین مرحله‌ای‌ست که اتفاق می‌افتد، بیشتر سعی می‌کنم از دلِ خودِ داستانی که نوشته‌ام و کاراکترهای داستانی‌ام کمک بگیرم و اسمی را بیرون بکشم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;مصاحبه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستان انصراف====&lt;br /&gt;
جمشید خانیان، نویسندۀ ادبیات و نامزد جایزۀ &amp;lt;font color=green&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; می‌گوید: &lt;br /&gt;
:وقتی شنیدم انجمن نویسندگان كودک‌ و نوجوان، من را به‌عنوان نامزد این جایزه انتخاب كرده است، خارج از كشور بودم، ۱۰روز بعد بازگشتم و فقط ۴۰روز برای آماده‌كردن پرونده‌ام وقت داشتم و از سویی هیچ‌چیز برایم از نوشتن مهم‌تر نبود.&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;تا به‌حال هیچ جایزه‌ای در پروسۀ نوشتن من اثر نداشته و ندارد&amp;lt;/font&amp;gt;. من نمی‌دانستم برای كدام بخش از ادبیات كودک‌ و نوجوان ایران نامزد شده‌ام؟. همین دلایل باعث شد تصمیم بگیرم از نامزدی جایزه انصراف بدهم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/83224277/%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF|عنوان=خانیان نویسنده‌ای که مخاطب نوجوان را دستکم نمی‌گیرد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرحی که آناهیتا به‌هم زد===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان می‌گوید:&lt;br /&gt;
:داستان «قلب زیبای بابور» که من آن را طی چهارماه نوشتم، ۲۴فصل داشت. البته در هیچ مرحله‌ای لذت  نمی‌بردم و منتظر بودم تا شاید فصل بعدی جذاب شود؛ اما فصل پایانی هم هیچ تحولی را در من ایجاد نکرد.&amp;lt;ref name= &#039;&#039;مواجهه&#039;&#039;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8309-09073/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%AC%D8%AF%D9%8A|عنوان= تقابل افسانه و قصه‌های مدرن}}&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی برای دخترم، آناهیتا خواندم، باتعجب گفت:&amp;lt;font color= darkviolet&amp;gt;«خب، چی شد؟»&amp;lt;/font&amp;gt; این حرف باعث شد تا کل اثر را پاره کنم و با هم‌فکری با خودش «قلب زیبای بابور» را بنویسم. با هم نوشتیم و اغلب نظراتش را در داستان اِعمال کردم. زبان و راویِ قصه از او گرفته شده است. هر فصل را برایش می‌خواندم و بعد با تأیید دونفره نهایی می‌کردیم.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
===اقتباس یا سرقت===&lt;br /&gt;
در پی نمایش تله‌فیلمی به نام «اولین باران پاییزی» با نویسندگی و کارگردانی افسانه منادی، جمشید خانیان این فیلم را اقتباسی از رمانِ «طبقۀ هفتم غربی» خود دانست و نسبت به استفادۀ بدون اجازه از آن اعتراض کرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این نویسنده با ارسال متن نامۀ گله‌آمیز خود با اشاره به ناامنی و بی‌اهمیت‌شمردن نویسندگان، نوشت: «وقتی واژه‌ای درست تعریف نشود، خب همین می‌شود، می‌آیند اقتباس کنند، سرقت می‌کنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/92101709773/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86|عنوان=نامۀ اعتراض جمشید خانیان به تلویزیون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و یادگار==&lt;br /&gt;
===شخصیت‌ و اندیشۀ ادبی===&lt;br /&gt;
اندیشۀ هر نویسنده‌ای با مجموعه آثارش  شناخته و تکمیل می‌شود و هر یک از آثار او به تنهایی قسمتی از شخصیت هنری او را می‌سازد. معماری شخصیت خانیان در چهارخط تجزیه و تحلیل می‌شود که این چهارخط با تکیه بر آثار او نمایان می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=ٰhttp://ensani.ir/file/download/article/20120413153525-3089-229.pdf|عنوان=شخصیت داستانی جمشید خانیان و آثار ادبی او}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خطِ‌اول جادوی رئالیسمی آثار اوست. همان جادویی که در آثاری مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«لاک‌پشت فیلی»، «شبی که جرواسک نخواند» و نیز در «طبقۀ هفتم غربی»&amp;lt;/font&amp;gt; یافت می‌شود؛ این همان خطی است که بیشتر شخصیت هنری خانیان بر آن استوار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
آثار غیررئالیسمی نیز در کارنامۀ خانیان به‌چشم می‌خورد مانند &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«ناهی» و «قلب زیبای بابور».&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
دیدگاه نمایشی خانیان در آثاری با نگاه و سبکی رئالیسمی خصلتی مختص به‌خود خانیان است و سابقۀ این نوع نگاه در نمایشنامه‌نویسی زیرساخت ذهنی او را در این دیدگاهش به داستان نشان می‌دهد. از آثاری که با این نوع نگاه ساخته و پرداخته شده‌اند می‌توان به &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«شب گربه‌های چشم سفید»&amp;lt;/font&amp;gt; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
جزئی‌نگری و ریزبافی آثاری متفاوت می‌آفریند و این ویژگی آثار خانیان  را متفاوت کرده است و هنگامی که جزیی‌نگری و ریزبافی با هم ترکیب شده و بافتی یکدست و هماهنگ بگیرند سازندۀ بهترین لحظات در داستان بشوند و خانیان از این ویژگی شخصیتی به‌خوبی در آثارش بهره برده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شهرت و جایگاه ادبی===&lt;br /&gt;
حدود چهل‌سال زندگیِ خانیان در دنیای متن و داستان، آثارِ او را نزدِ مخاطبان پررنگ‌تر از آثار دیگر کرده است و حضور ایشان در عرصه‌های جهانی و انتخاب‌شدن به‌عنوان نخستین نویسندۀ ایرانی در حوزۀ داستان نوجوان در جشنوارۀ کلاغ سفید به‌دعوت کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌ و نوجوان و نیز دریافت جایزۀ جهانی آسترید لیندگرن، از جایگاه آثار ایشان نزد منتقدان و پژوهشگران خبر می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
===جشن‌های تجلیل و بزرگداشت===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download23.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیلی برای نامزدِ برترین جایزه&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مهرآیینی برای خانیان====&lt;br /&gt;
در سومین مهرآیین نکوداشت نامزدهای جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;«آسترید لیندگرن»&amp;lt;/font&amp;gt;، [[جمشید خانیان]]، در حوزۀ ادبیات کودک‌‌ و‌ نوجوان موفق به دریافت این جایزه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/38894-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است این جایزه یکی از معتبرترین جوایز بین‌المللی در حوزۀ ادبیات کودک‌ و نوجوان است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/768727|عنوان=خانیان تجلیل می‌شود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====خانیان روی کاناپۀ سفید مونیخ نشست====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان|خانیان]] با رمانِ &amp;lt;font color=green&amp;gt;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&amp;lt;/font&amp;gt; میهمان کتابخانۀ بین‌المللی کودک‌‌ و نوجوان مونیخ شد. این داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس به‌عنوان اولین نویسندۀ ایرانی در جشنوارۀ «کلاغ‌ سفید» به سخنرانی پرداخت. در این مراسم بخش‌هایی از رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» تولید [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به زبان آلمانی خوانده شد و در ادامه، حاضران در جلسه دربارۀ یونس‌وسارا شخصیت‌های داستانی این رمان سوال‌هایی را با خالق اثر مطرح کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.pana.ir/news/838922|عنوان= جمشید خانیان روی کاناپه سفید کتابخانۀ مونیخ نشست}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===از دریچۀ نگاه دیگران===&lt;br /&gt;
====گذر پیروزمندانه از آزمون‌های خلاقیت====&lt;br /&gt;
عباس جهانگیریان:&lt;br /&gt;
:جمشید خانیان یكی از بی‌حاشیه‌های امروز ایران است، او خلاقیتش را مدام در گردش سنی کودک‌‌ و نوجوان و بزرگسال می‌آزماید و از تمام این آزمون‌ها هم سربلند بیرون می‌آید. من اگر تاكنون به خانیان رشكی برده باشم، به خلوت‌نشینی حافظ‌‌گونه اوست. به اینكه بتوانی دور از هیاهوی سپهر شهر تهران، در خلوت و سكوتی كه آرزوی هر نویسنده‌ای است، بنشینی و بی‌وقفه بخوانی و بنویسی و هر روز رنگ و جانی تازه به ذهن و زبانت ببخشی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
====داستانی که نویسنده‌اش را غافلگیر می‌کند====&lt;br /&gt;
آتوسا صالحی،  نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان:&lt;br /&gt;
:[[جمشید خانیان]] از معدود نویسندگانی است که در داستان‌هایش تنها داستان‌پردازی نمی‌کند، او شخصیت‌هایی واقعی خلق می‌کند که مثل خودشان حرف می‌زنند و تنها طوطی مقلدی نیستند که حرف‌های نویسنده را تکرار کنند؛ شخصیت‌هایی که خاص و متفاوت و صاحبِ فکر و اندیشه‌اند و گاه به نظر می‌رسد حتی نویسنده را غافلگیر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/273392/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF|عنوان=آتوسا صالحی و گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه‌ جزیره‌ رنگ‌ها}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:eghbal.jpg|180px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
====اقبال‌زاده====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد&amp;lt;/font/&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم، در این آیین نکوداشت [[جمشید خانیان]] گفت: &lt;br /&gt;
:خانیان با دیالوگ، روایت می‌کند، مضمون می‌سازد و تخیل می‌پروراند. من امیدوارم در این دوره از جایزۀ &amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;آسترید لیندگرن&amp;lt;/font&amp;gt; بتوانیم برنده داشته باشیم چون نویسندگان قَدَری را معرفی کرده‌ایم.&amp;lt;ref&amp;gt;{{ یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272478/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%AF-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B6%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87|عنوان=اقبال‌زاده: خانیان با دیالوگ، تفکر برمی‌انگیزد و مضمون می‌سازد}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:abas.jahan.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عباس جهانگیریان و نقد آثار خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/286358/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86|عنوان=مهرآیینی برای نکوداشت جمشید خانیان در کانون}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عباس جهانگیریان====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;برخی آثار خانیان با مخاطب معمولی ارتباط برقرار نمی‌کند!&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:دوزیستی جهان آفرینش خانیان، زبان و تجربه‌های او را دوپاره کرده است و گاه شنیده می‌شود که  برخی از آثار او ارتباط چندانی با مخاطب معمولی ندارند. این عیب خانیان نیست، محصول شرایطی است که در غیبت زیبایی شناختیِ جمعیِ ما ایرانیان شکل گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image11.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تجلیل از خانیان و همراهی مریم کهنسال&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;تجلیل کانون&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====مریم کهنسال====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkblue&amp;gt;خانیان از مرز یک نفربودن گذشته است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:شناخت خانیان تنها شناخت یک نویسنده وآثارش نیست، شناخت او به‌مانند شناختِ جریان‌های ادبیات داستانی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt; خانیان در آثارش نشان داده است که واقع‌گرایی ادبی برآیندی از فرم و تکنیک است و به‌همین دلیل است که همۀ جنبه‌های ساختار روایت در آثار او قرار می‌گیرند و بیش از هر چیزی بر ساختمان شکلی داستان تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان برجستگی اثر ادبی را با جنسی از قرابت و هزارتویی معمارگونه همراه کرده است و لذت کشف و کاویدن را به مخاطبان هدیه می‌کند. در آثار ایشان همواره هر اثر با چرخشی دیگر مخاطب را غافل‌گیر می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot; /&amp;gt; فصل‌بندی داستان‌های او نیز گفتمان را ایجاد می‎‌کند و سرفصل‌های آن به تنهایی می‌توانند راوی روایت‌ها باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;معرف&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://khabari.org/article/942324/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C|عنوان=خانیان معرف جریان‌های داستانی معاصر است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:farhad.jpg|180px|thumb|چپ|]]&lt;br /&gt;
====فرهاد حسن‌زاده====&lt;br /&gt;
=====شیوۀ آشنایی=====&lt;br /&gt;
:آشنایی من با کانون کمی خاص بود، با یکی از دوستانم در مدرسه کار تئاتر می‌کردیم. یک روز دوستم دربارۀ پسرخاله‌اش صحبت کرد که او هم اهلِ نوشتن بود. او کسی نبود جز &#039;&#039;&#039;جمشید خانیان&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.kanoonnews.ir/news/258937/%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF|عنوان=فرهاد حسن‌زاده؛ دوست و رفیق کودکی جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=====رقابت یا رفاقت؟=====&lt;br /&gt;
:من و جمشید هردو عضوهایی بودیم که در کنار هم کار می‌کردیم. جمشید یکی‌دوسال هم در مدرسۀ ما درس خواند. ما با هم دوست بودیم نه رقیب.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
=====در جنگ همدیگر را گم کردیم=====&lt;br /&gt;
در زمانِ جنگ از جمشید تا سال‌ها بی‌خبر بودم. حدود سال۶۸، برحسب اتفاق او را در شیراز دیدم که یک مجموعۀ بزرگسال را زیر چاپ داشت و من هم در حال سامان‌دادن به اولین کتابم بودم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;حسن‌زاده&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادیبان، پژوهشگران و نظراتشان===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:darkgreen&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هرگز مخاطب نوجوان را دست‌کم نمی‌گیرد!&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;noinclude&amp;gt;&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
به‌گفتهٔ اهالی قلم، [[جمشید خانیان]] معرف جریان‌های ادبی معاصر ایران و از آن گروه نویسندگانی است که مخاطب نوجوانِ کتابخوان را دست‌کم نمی‌گیرد. &amp;lt;font color=violet&amp;gt;استراتژی او ارتقای سطح ذائقه و نگاه زیباشناختی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ایرنا&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:entekhab.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;خاطره‌انگیز به انتخاب خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===سه اثر راه یافته به فهرست افتخار===&lt;br /&gt;
کمیته جوایز شورای کتاب کودک ۳ اثر را برای فهرست افتخار۲۰۱۴ به دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان معرفی کرد. این آثار شامل &amp;lt;font color=violet&amp;gt;عاشقانه های یونس در شکم ماهی&amp;lt;/font&amp;gt; نوشتۀ [[جمشید خانیان]] در بخش تالیف، &#039;&#039;اختراع هوگو کابره&#039;&#039; با ترجمأ «رضی هیرمندی» در بخش ترجمه و &#039;&#039;دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود&#039;&#039; به تصویرگری «راشین خیریه» در بخش تصویر هستند. لوح‌های افتخار این پدیدآورندگان در سی‌وچهارمین کنگرۀ بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان در مکزیک اهدا خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7699-%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86|عنوان=سه اثر راه یافته به فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===به انتخاب خانیان===&lt;br /&gt;
[[پرونده:divha.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«میهمانی دیوها»====&lt;br /&gt;
:برای من خاطره‌انگیز است. لحن آن به‌عنوان عنصری از زبان که عینیت پیدا نمی‌کند، اما احساس می‌شود در این کتاب یک امتیاز بسیار مهم است که سطح کیفی روایت راارتقا می‌بخشد. با اینکه داستان از ساختار افسانه‌ها پیروی می‌کند، اما خیلی هم به آن پایبند نیست. آغازِ داستان یعنی واگذارشدن داستان از یکی به یکی‌دیگر و پایان آن که مربوط می‌شود به سرنوشتی نامعلوم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://old.alefyaa.ir/?p=10047|عنوان=کتاب‌ خاطره‌انگیز برای کودک‌ونوجوان به انتخاب جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:aghrab.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«عقرب‌های کشتی بمبک»====&lt;br /&gt;
:هنوز فکر می‌کنم مهم‌ترین اثر حسن‌زاده، همین کتاب است. تکنیک مثبتِ زبان، همراه با طنزی درست، برآیندی جز کتابی به‌یادماندنی نخواهد بود. ورودی این کتاب و شکل رفتاری کنشگرهای این داستان، آدم را به یاد  «تابستان زاغچه» دیوید آلموند می‌اندازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:lalai.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«لالایی برای دختر مرده»====&lt;br /&gt;
:این درست است که آنچه به شکل یک پژوهش و تحقیقِ واقعی و تاریخی شروع می‌شود، در ادامه باید به صورت قصه دربیاید. این کاری است که &#039;&#039;شاه‌آبادی&#039;&#039; با نوشتنِ این داستان انجام داده است. ضمن اینکه استفاده از پلیفونی روایت به‌عنوان یک تکنیک روایی،امتیاز ویژه‌ای برای این اثر محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:shazde.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«شازده کوچولو»====&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=violet&amp;gt;این کتاب یک شاهکار واقعی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
:مدت‌ها بود که دلم می‌خواست این کتاب را از زاویۀ روایت و روایتگری نقد کنم. همیشه این طور به نظرم می‌رسید که داستان این کتاب، یک راوی مقتدر دارد و بالاخره این فرصت را دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شیراز با برگزاری جشنواره و همایش بازنگاری، تحت عنوان چندصدایی و گفت‌وگومندی در ادبیات کودک‌ و نوجوان برایم فراهم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kabos.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«کابوس»====&lt;br /&gt;
:به نظرم سید نوید پراز خلاقیت است. او بی‌مهابا با هر کتاب پیشنهاد تازه‌ای به ادبیاتِ کودک و نوجوان ارائه می‌دهد. گاهی ادبیات آن را برمی‌تابد و گاهی خیر. کابوس کتاب فوق‌العاده‌ای است. روایت و راوی در حوزۀ زبان و چرخش‌های داستانی خوب کار می‌کنند و در ایجاد فضا و شخصیت‌های تازه موفق است. او آنقدر در روایتگری خلاق است که به‌راحتی توانسته است از درونمایۀ دستمالی‌شده ولی بی‌پایانِ «فقر» یک اثرِ تازه بیافریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:dastanbepayan.jpg|80px|thumb|راست]]&lt;br /&gt;
====«داستان بی‌پایان»====&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;این کتاب برای من تمام‌نشدنی است.&#039;&#039; هر از چندباری به آن برمی‌گردم تا از غنای فانتزی آن سیراب بشوم و ببینم چطور تخیل، گسترۀ لایتناهی خود را از جهانِ واقع به جهانِ فراواقع می‌کشاند و از آن داستان بی‌پایان می‌سازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kafka.jpg|80px|thumb|بندانگشتی|راست]]&lt;br /&gt;
====«کافکا و عروسک مسافر»====&lt;br /&gt;
این کتاب براساس یک مقاله نوشته شده است که در آن به ارتباط عجیب کافکا با دختر بچه‌ای که عروسک‌اش را گم کرده است، می‌پردازد. خیلی نوعِ نگاهِ نویسندۀ کتاب و ساختار دستوری روایت‌اش را نمی‌پسندم. و دقیقا نمی‌دانم اشکال از نویسندۀ آن است  و یا از مترجم. اما کتاب یک آن‌انگیزشی دارد که برای تولیدکنندگان ادبیات شاید جالب باشد، و آن این است که تخیل کتاب، انگیزۀ نگارش داستانِ کافکا را برای هر نویسنده‌ای فراهم می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فیلم ساخته‌شده براساس آثار&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
{{بلی}}فیلم‌نامهٔ روزی از روزها، از جمشید خانیان که به کارگردانی «اسدالله اسدی» ساخته شده‌است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}خانیان براساس داستان بلند &amp;quot; سُبور &amp;quot; که نوشتهٔ خود اوست، فیلم‌نامهٔ سینمایی با عنوان &amp;quot;زیر آسمان شهر&amp;quot; می‌نویسد که بعد &amp;quot; سیما فیلم &amp;quot;، فیلمی با نام &amp;quot; شرجی &amp;quot; را براساس آن می‌سازد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
{{بلی}}نگارش فیلم‌نامهٔ یک مجموعهٔ ۱۳ قسمتی عروسکی، برای صدا و سیمای ملی ایران، با عنوان: &amp;quot; ضرب‌المثل‌هاً برای کودکان‌ونوجوانان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:tekrar.jpg|120px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تکرار به صحنه می‌رود&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===نمایشنامۀ تکرار===&lt;br /&gt;
نمایش &amp;quot;تکرار&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان، به کارگردانی هومن بنایی در کارگاه نمایش باران به صحنه می‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4652542/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF|عنوان=تکرار، نوشتۀ جمشید خانیان در کارگاه باران به صحنه می‌رود}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. هدفِ انتخاب اين اثر از دید بنایی، نگاهِ متفاوت آن به جنگ و صرف‌نظركردن از موضوعات و بسترهای كليشه‌ای به همراه رويدادی مستند و تثبيت شده‌ برای روايت با حوادث و ماجراهایی از جنگ كه ريشه در واقعيت دارند و شكل‌ و فرمِ متفاوت در اين اثر، از عوامل انتخاب آن برای بنایی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;تکرار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.irna.ir/news/80877023/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-171-%D8%AA%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B1-187-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=نمایش تکرار به قلم خانیان و فیلمی از هومن بنایی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:amobozorg.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;تئاتری متفاوت با حضور خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====عموی بزرگِ کوچکِ من====&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] نویسندۀ رمان و نمایشنامه‌های کودک‌‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند. به‌گزارش روابط عمومی نمایش کودک‌‌ و‌ نوجوان &amp;lt;font color=violet&amp;gt;«عموی عجیب بزرگ کوچک من»&amp;lt;/font&amp;gt; در هجدهمین شب پویش، میزبان جمشید خانیان می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tiwall.com/kidstheater/news/j-khanianamobozorgkuchik|عنوان=جمشید خانیان نویسنده رمان و نمایش‌نامه‌های کودک‌ونوجوان یکشنبه ۳۰ تیر به تماشا می‌نشیند}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====وقتی [[خانیان]] می‌گوید====&lt;br /&gt;
:ادبیات کودک‌‌ و‌‌ نوجوان نیازمند فرم و نگاهِ زیبایی‌شناختی کاملا مشخصی است. کتاب‌های ایرانی انتخاب شده، نمونه‌ای از این افق آرمانی را نشان می‌دهند و کتاب‌های ترجمه‌ای انتخاب شده هم خاطره‌انگیزند و هم یادآور می‌شوند که ما چقدر «نویسنده» و چقدر «خواننده‌ای خوب» هستیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;خاطره&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:image99.jpg|180px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
===جمشید خانیان و چند درجه سوتفاهم===&lt;br /&gt;
&amp;lt;center&amp;gt;&amp;lt;font color=darkviolet&amp;gt;نیاز تئاتر امروز ما چنین نمایشی است.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/center/&amp;gt;&lt;br /&gt;
جمشید خانیان بعد از دیدن نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتللو» گفت: &lt;br /&gt;
:بینامتنیتی که در نمایشنامه وجود دارد به‌خوبی در اجرا منتقل شده است و وجودشناختی در شخصیت اتللو، ذهنیت او را برای بیننده ترسیم می‌کند. در این نمایش هم بازیگر این نقش اتللوی مربوط به خود را ترسیم می‌کند و اجرا و بازیِ فوق‌العاده و ویژگی‌های شگفت‌انگیز در متن، اثری رشک برانگیز به‌وجودآورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نیاز&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=نیاز ما و نیاز تئاترامروزما چنین نمایشی است}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===با ادبیاتی که ۲۰ساله نشده===&lt;br /&gt;
جمشید خانیان براین باور است که:&lt;br /&gt;
عمرِ ادبیات کودک در ایران بسیار کوتاه است. ما تا دههٔ۸۰ ادبیات کودک‌‌ و نوجوان نداشتیم. سابقهٔ ادبیات کودک، به کمتر از ۲۰ سال می‌رسد و وقتی می‌گویند: به پاس سال‌ها تلاش فلان نویسنده، منظور همین چند سال اخیر است که ۲۰ سال هم نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&#039;&#039;گفت‌وگو&#039;&#039;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:khanian1.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;سبک و ویژگی‌های نوشتاری خانیان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و کتاب‌شناسی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabaghehaftom.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Asheghanehayeyones.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghalbbabour.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shabikejervasaknakhand.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Goftogoyejadogarbamalake.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jabehpitza.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image555.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image115.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image20.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download77.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Image22.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download25.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download66.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download88.jpg|122px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download99.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Download10.jpg|120px|thumb|چپ]]&lt;br /&gt;
===کارنامه و فهرست آثار===&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب نوجوان&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://jamshidkhanian.epage.ir/en/product/category/14/my-stories-for-teenagers|عنوان=داستان‌های خانیان برای مخاطب نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«کودکی‌های زمین»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«خشایارشاه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«کوسه ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#پژوهش تاریخی &#039;&#039;&#039;«آریایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«قلب زیبای بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«شبی که جَرواسَک نخوانَد»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«لاک‌پشت فیلی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ناهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«امپراتور کوتولهٔ سرزمین لی‌لی‌پوت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکهٔ جزیرهٔ رنگ‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۷، در حال چاپ)&lt;br /&gt;
====داستان‌ها برای مخاطب بزرگسال&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«همیشه، همین‌ وقت، همین بازی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«بازی روی خط ممنوع»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«سُبور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«خداحافظ همفری بوگارت»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«او»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«ننه دلاور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«یک نقش برای کاوه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«گزیدهٔ ادبیات معاصر»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#داستان بلند &#039;&#039;&#039;«فاصله‌های غریب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعه داستان &#039;&#039;&#039;«حافظه‌ای برای ناقهٔ گوش شکافته»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#رمان &#039;&#039;&#039;«پَرقیچی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
====نمایشنامه‌ها&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«یک نیمروز در اتاق بازجویی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۵){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«بازی نامهٔ بابور»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۶۶){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«عشق، سال ریکُن»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پرگار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۷۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#مجموعهٔ آثار نمایشی &#039;&#039;&#039;«جنگ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرد کوچولویی پیدایش شد که می‌خندید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«غول زنگی قلعهٔ سنگباران»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مثل کوچِ کاکایی‌ها»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۱){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«آه از دست این ویکتورهوگو»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«حرف‌های عاشقانه»&#039;&#039;.(۱۳۸۲){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«قتل آقای کاف»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روزی که زمین نان می‌شود»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تردید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۷){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«تکرار»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«درون پیرهن یحیی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«روی نی‌بندی»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«دهانی پر از کلاغ»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«چهارمین نامه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«اسماعیل اسماعیل»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۸){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«پنج‌شنبه»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«راکب»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۸۹){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«مرگ ناصری»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمایشنامهٔ &#039;&#039;&#039;«نقطه‌های کوچک در فاصله‌ای بسیار دور از خورشید»&#039;&#039;&#039;.(۱۳۹۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====آثار پژوهشی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#جست‌وجو در متن، نقد و بررسی ۱۰ رمان ایرانی.(۱۳۸۰){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«از زمینه تا درونمایه»، نقد و بررسی ۷ داستان کوتاه ایرانی.(۱۳۸۳){{سخ}}&lt;br /&gt;
#«وضعیت‌های نمایشی دفاع مقدس»، پژوهشی پیرامون تئاتر جنگ در ایران و جهان.(۱۳۸۳)&lt;br /&gt;
====آثار ترجمه شده====&lt;br /&gt;
# بخشی از آثار داستانی جمشید خانیان، از جمله: «همیشه، همین وقت، همین بازی»، در کتابی به نام «شام سرو و آتش»، توسط «ایونا نوویسکا»، در &#039;&#039;آژانس انتشارات ملی کراکو KAW&#039;&#039;، به زبان لهستانی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news/8806-05315/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%82%D9%8A%DA%86%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D8%B3-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D9%85%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D8%AF|عنوان=خانیان با پرقیچی و قوس عمیق می‌آید}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
#در کتابی به نام &amp;quot;شهر فرنگ ایرانی&amp;quot; داستان‌هایی از جمشید خانیان و نادر ابراهیمی، توسط &#039;&#039;انتشارات سوتوچ svetoch&#039;&#039; به زبان روسی ترجمه شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://ketabestan.ir/news/1392/09/14/index.html:id=1632|عنوان=خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====فعالیت‌های ادبی&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;====&lt;br /&gt;
#(ازسال۱۳۸۲تا۱۳۹۸). مدیرداخلی و مسؤل شورای بررسی کتاب انتشارات «دو رود».{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(از سال۱۳۹۵تا۱۳۹۸). عضو دفتر تخصصی سینما.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۶تا۱۳۸۸). عضو شورای تخصصی کانون نمایش‌نامه‌نویسان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۸۰تا۱۳۸۴). تدریس در دانشگاه سورۀ تهران و اصفهان.{{سخ}}&lt;br /&gt;
#(۱۳۶۶). همکاری با صدا و سیما در رابطه با آموزش تئاتر و نگارش ۱۳ قسمت نمایش عروسکی برای نوجوانان، با عنوان «ضرب‌المثل‌ها»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سبک و ویژگی‌های آثار ===&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آن خود می‌كند و این همان چيزی است كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار او می‌كند. مخاطبان ایشان خوب می‌دانند که برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم‌به‌قدم با طرح‌واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هرسطر و هرصفحه‌ برای رويارویی با شگفتی‌های معماروار داستان‌ها آماده باشند.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیا به ادبیاتِ بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است و ارتباط زندگی شهری و همه‌گیرشدن آن بین نسل‌ها در آثار او به‌گونه‌ای است که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
موضوع دیگر، توجه خانیان به ادبیات دراماتیک است که این توجه تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزۀ ادبیات نمایشی است، هريک از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار می‌دهند، &amp;lt;font color=violet&amp;gt;هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===جوایز و افتخارات&amp;lt;ref name=&amp;quot;آثار&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;خانیان&amp;quot; /&amp;gt;===&lt;br /&gt;
(۱۳۹۳)اثر برگزیدهٔ ibby، مکزیک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۲).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهٔ کباب شده»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ شورای کتاب کودک، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برگزیدهٔ نخست جایزهٔ کتاب سال مهر طاها، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).برندهٔ نشان طلای لاک پشت پرنده، برای رمان &#039;&#039;&#039;«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۹۱).اثر برگزیدهٔ ibby (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، لندن)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۹).برگزیدهٔ کتابِ سال شهید غنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«غوص عمیق»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ کتابِ سال شهیدغنی پور، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ چهارمین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب برتر (به مناسبت هفدهمین دورهٔ هفتهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی)، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).رتبهٔ نخست در هفتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی اصفهان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;.{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ ادبیات نمایشی، برای کتاب نمایشنامهٔ «چهارمین نامه».{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ پژوهش هنری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«وضعیت‌های نمایشی دفاع‌مقدس»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۸).برگزیدهٔ نخست ربع قرن کتاب دفاع‌مقدس در حوزهٔ رمان نوجوان، برای رمان &#039;&#039;&#039;«شبی که جرواسک نخواند»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ ششمین دورهٔ انتخاب کتاب سال ماهنامهٔ سلام بچه‌ها و پوپک، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ جشنوارهٔ کتاب سال کودک‌ و نوجوان کانون پرورش فکری، برای کتاب &#039;&#039;&#039;«شب گربه‌های چشم سفید»&#039;&#039;&#039;{{سخ}}&lt;br /&gt;
(۱۳۸۷).برگزیدهٔ سال از نظر نویسندگان و منتقدان، رمان &#039;&#039;&#039;«طبقهٔ هفتم غربی»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بررسی چند اثر=== &lt;br /&gt;
====آیت دولتشاه و نقد فاصله‌های غریب====&lt;br /&gt;
:داستان روایتی از  تیمساری طاغوتی است که در دورۀ انقلاب به‌دست نیروهای انقلابی اسیر شده است و به‌دلیل جرم و جنایت‌هایش محکوم به تیرباران می‌شود. شروع داستان از لحظۀ نقش‌آفرینی دونفر نیروی انقلابی با کمترین خصلت  قهرمانی در داستان آغاز می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.adabefarsi.ir/showpost.aspx?id=765 |عنوان=&lt;br /&gt;
نگاهی به کتاب &amp;quot;فاصله‌های غریب&amp;quot; نوشتۀ جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
سوژۀ مورد پرداخت در این داستان، آن را داستانی ایدئولوژیک به‌حساب آورده است؛ هر چند نویسنده با بر‌شمردن دلایل شخصی‌تر (مثل کشتار مردم و غارت اموال عمومی و ..) که نمود عینی‌تری دارند، تا حدممکن فضایی منصفانه‌تر و انسانی‌تر را در داستان بنا می‌گذارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}} &lt;br /&gt;
زاویۀ دید این داستان دانای کل محدود به ذهن است که در حواشی شخصیت تیمسار به‌عنوان شخصیت‌اصلی محدود می‌شود. پایان‌بندی داستان فکر شده‌ترین و بهترین قسمت داستان است که نشان از اشراف نویسنده از ابتدا تا انتها بر روند داستان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نقطۀ ضعف داستان، به بخش میانی آن و صحنۀ فرار تیمسار از زندان برمی‌گردد و هنگامی که هیچ نشانه‌ای دال بر ذهنی‌بودن و خیالی‌بودن این اتفاقات وجود ندارد، مخاطب انتظار داستانی با رویدادی حقیقی را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در مورد جغرافیای روایت هم این ایراد کم‌وبیش قابل مشاهده است. برای مثال زندانی که روایت می‌شود به قدری غیرواقعی است که به‌راحتی می‌شود از آن فرار کرد و به جنگل پناه برد. جنگلی که در غرب کشور و مناطق لرنشین واقع شده است، اما بیشتر خصوصیت جنگل‌های انبوه شمال را دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt; اما این داستان پرداخت خوبی از لحاظ زبانی دارد و دایرۀ واژگانی داستان، نشان از نویسنده‌ای می‌دهد که تسلط خوبی روی مقولۀ زبان و روایت دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;فاصله&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:kodakihayezamin.jpg|140px|thumb|بندانگشتی|چپ|&amp;lt;center&amp;gt;&#039;&#039;&#039;روایتی متفاوت از شرایط جنگ در روزهای آغازین&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/center&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
====کودکی‌های زمین====&lt;br /&gt;
یکی از آثار قابل تأمل جمشید خانیان در حوزۀ [[ادبیات داستانیِ دفاع مقدس]]، رمانِ موفق و خواندنی «کودکی‌های زمین» است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;روایت‌گر&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.farsnews.com/news/13900706000789/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF|عنوان=جمشید خانیان روایتگر شرایط کودک‌و‌نوجوان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
داستان دربارۀ نوجوانی به نام &amp;quot;چمل&amp;quot; است که با غولی خیالی به نام «کل‌کل‌اشتر» به گفت‌وگو می‌پردازد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ketabnews.ir/fa/news/306/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=بررسی رمان کودکی‌های زمین روایتگر روزهای جنگ}}&amp;lt;/ref&amp;gt; ورودِ ناگهانیِ این عنصرِ افسانه‌ای، بافت یکدست و مستندگونۀ اثر را درهم می‌ریزد و اثر به‌قالب افسانه‌ای تخیلی نزدیک می‌شود.این درحالی است که تلاش نویسنده برای بازتاب‌دادن وقایع عینی بیشتر قابل لمس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
حضور این غول در کنار راوی داستان، به داستان شکلی چندبعدی می‌دهد. نویسنده آن‌ چنان این غول را در وادی واقعیت‌ها، طبیعی آفریده است که خواننده درچند مرحله احساس می‌کند که به راستی راوی در واقعیت بیرونی او را می‌بیند. ذهن پرتلاطم راوی، باعث شده است تا او در دنیای تخیل سیر کند و از موجودی تخیلی اما با قدرتی محدود، کمک بگیرد. در بسیاری از مواقع که چمل احتیاج به یک مونس و همدم دارد، کل‌کل‌اشتر در مقابلش ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که چمل با برادر بزرگ‌ترش، &amp;quot;بتیل&amp;quot;، برای خرید نان از خانه بیرون می‌روند، ناگهان صدای وحشتناکی می‌آید و چمل در میان شلوغی، بتیل را گم می‌کند و وقتی از یافتن برادرش عاجز می‌شود به سمت خانه بازمی‌گردد. در آنجاست که از یکی از همسایه‌ها می‌شنود که خانۀ آن‌ها در بمباران ویران شده و همۀ خانواده‌اش شهید شده‌اند و او تنها مانده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده از این منظر، سعی در نشان‌دادن عمق فاجعۀ جنگ دارد و از این طریق توانسته است که از شخصیت چمل به عنوان ابزاری بینا برای ثبت حوادثِ جنگ بهره گیرد. چمل در نیمۀ اول داستان تا حدودی شخصیت فردی خود را دارد؛ با تمام احساسات و معنویات درونی‌اش. و در نیمۀ دوم، یعنی بعد از ناپدیدشدن برادرش، عملاً فردیت خود را از دست می‌دهد و به‌عنوان ابزارِ دستِ نویسنده و در خدمت پیشبردِ اهداف وی قرار می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
[[جمشید خانیان]] در این داستان نگاه تازه‌ای به بچه‌ها در جنگ دارد. او حوادث را از دید نوجوانِ داستان، با عنصر باورهای افسانه‌ای و بومی پیوند می‌زند. ارتباط میان چمل و آن موجود خیالی حادثه‌ی تازه‌ای در [[ادبیات پایداری‌ست]]. خیال‌انگیزی، کشش و رمزوارگی داستان از نقاطِ برجسته و بدیع آن است. داستان در آبادان که زادگاه نویسنده است، اتفاق می‌افتد و نویسنده شخصیت‌های داستانش را در بافتِ اقلیمی آبادان به‌خوبی پیاده می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
گفتنی است که این اثر برندۀ جایزۀ کتاب سال۱۳۸۰ شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;کودکی‌های زمین&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====داستانی از باورها و اعتقادها====&lt;br /&gt;
«غوص عمیق» یکی از آثار برگزیدۀ [[جمشید خانیان]] است که اساس آن برپایۀ باور و اعتقاد مردم جنوب شکل گرفته است و موضوع اصلی در آن، گم‌شدن انگشتری حضرت سليمان است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
به‌اعتقاد جنوبی‌ها، انگشتری حضرت سليمان زمانی که به‌دست شيطان به دريا انداخته می‌شود، به دريای عمان می‌‏رسد و از آنجا به چشمه‏‌هایی سرازير می‌شود که در آن ماهی‌ای به نام «چيزکو» وجود دارد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
خالق «غوص عمیق» می‌گوید: استفاده از شخصيت‌‏ها و فضاهای فانتزی در این اثر مشهود است و تمام تلاشم این بوده است تا داستانم در فضايی ميان واقعيت و خيال شکل گيرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
اين رمان نوجوان را [[کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]] به نمايشگاه کتاب تهران آورده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;غوص&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://snn.ir/fa/news/69102/%D8%BA%D9%88%D8%B5-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان=رمان غوص عمیق و ماجرایی از باور مردم جنوب}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
====ماجرایی از طنز در دلِ ترس====&lt;br /&gt;
طنز عنصر تازه‌ای است که حضور کمرنگ خود را در «طبقۀ هفتم غربی» نشان می‌دهد همان طنزی که از دل فرهیختگی، جدیت و روشنفکرانه‌بودن شخصیت داستانی نویسنده می‌آید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
تفاوتِ مهم و قابل توجه در رمان «طبقۀ هفتم غربی»، ساختن موقعیت طنز از دل ترس است. همان چیزی که در هیچ  یک از آثار خانیان وجود نداشته است  اما در این رمان، خانیان گوشه‌چشمی به طنز انداخته است. ساختن موقعیت طنز در رویایی امیرعلی با آسانسور و با نشان‌دادن رگه‌هایی از طنز که از دل ترس بیرون می‌زند و ناشناخته‌بودن این موجود ماشینی برای امیرعلی و حالت‌های او در مقابل آن، در رفت و بازگشت به طبقات مختلف شکل می‌گیرد. موقعیت طنز در لحظه‌هایی از ارتباط پیرمرد و امیرعلی و اشتیاق آن دو به شیطنت و بازیگوشی حضوری فعال دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;شخصیت&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===شروع با موسیقی گوش‌نواز و آرام===&lt;br /&gt;
درست یک روز بعد از آمدن بابا{{سخ}}&lt;br /&gt;
درحالی‌که به نظر سالم و سرحال به نظر می‌رسید{{سخ}}&lt;br /&gt;
مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب بگیرد و با برگ‌هایش هوا را جذب کند خیلی آرام و غیرمنتظره مرد.{{سخ}}&lt;br /&gt;
این جملۀ آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» است که با اقبال مخاطبان بسیاری روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی‌های متعددی قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شروع داستان نمایشی است نفس‌گیر که خواننده را کنجکاو می‌کند تا خوانش داستان را ادامه دهد و همراه با اشتیاقی که در سطربه‌سطر آن دنبال می‌شود و در پاراگراف‌های بعدی اوج می‌گیرد، سوالات زیادی را در دربارۀ شخصیت‌هایش در ذهن مخاطب می‌آفریند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;نویسنده در لحظه&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
«عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی»، داستان آدم‌های خاص و تراش‌خورده و استثنایی است و حتی خود داستان نیز خاص است، داستانی که عناصر مختلف آن حساب شده در کنار هم جای گرفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این رمان انواع عشق را بیان می‌کند و داستان با تولدِ عشقی در زمینۀ جنگ ساخته و پرداخته می‌شود. عاشقانه‌های یونس، نه یک داستان جنگی تمام‌عیار است و نه یک داستان سراسر عشقی و آمیخته‌شدن جاذبه‌های عشق و جنگ در کنار هم روایت داستان را به ‌پیش می‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
در این داستانِ سراسر تمثیل، یونس از عشق دنیوی خود به عشقی واقعی می‌رسد و عاشقانه در آن ذوب می‌شود. واژه‌ها در این داستان، ایستا و منجمد نیستند بلکه با پویایی خبر از جریان یافتن زندگی می‌دهند. آنچه در این رمان پررنگ است نگاه [[جمشید خانیان|خانیان]] به واژه‌های نوساخته است تا نوعی تمثیلِ عاشقانه را در داستان ایجاد کند. یونس در این رمان شخصیتی است که داستان حول او می‌چرخد و برعکس به‌کاربردن واژه‌ها و جملات توسط او چالش ذهنی را برای مخاطب نوجوان به‌وجود آورده است و علاوه‌بر جذابیت، رمزآلودگی داستان را نیز افزایش می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بهره‌مندی از شخصیت یونس آغازی برای تمثیلی کلان در ذهن خانیان است و تبلور واژگانی که از اصطلاحات موسیقی می‌گویند از مانندکردن زندگی به سونات‌های موسیقی خبر می‌دهد که برای هرکس ریتم و آهنگی خاص دارد؛ گاه تند است و گاه کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
شخصیت‌های داستان خوب و بی‌نقص پرداخته شده‌اند و البته تا حدودی باورناپذیراند و پختگی و تجربۀ شخصیت‌ها با وجود کوچکی از نکات قابل توجه در این اثر می‌باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;یونس&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.iaujournals.ir/article_544938_923baa0c6eef28eba7ab51f669c93f6a.pdf|عنوان=بررسی مولفه‌های تمثیلی عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===روایتی هولناک از یک واقعه===&lt;br /&gt;
«ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان منتشر شده است.{{سخ}}&lt;br /&gt;
در آغاز با مطالعۀ نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم با داستانی شبیه &#039;&#039;«شازده کوچولو»&#039;&#039; روبه‌رو هستیم اما به‌تدریج با خواندن ادامۀ داستان، تصویر متفاوتی را در آن می‌بینیم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282131/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86|عنوان=روایتی هولناک از یک واقعه به روایت‌گری جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری کرده است؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام بخشد. جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد. او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی‌اش با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوختۀ مو فرفری که لهجۀ جنوبی دارد به نام «ادسون آرانتس» پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و اینگونه خیال و واقعیت را درهم می‌آمیزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
نویسنده که قصد نوشتن یک داستان فانتزی را ندارد تلاش می‌کند ادسون آرانتس را از ذهنش دور کند اما پسرک معتقد است که شخصیت اصلی داستان است و اصرار دارد که بماند. نویسنده می‌داند چه داستانی می‌خواهد بنویسد؛ ماجرایی که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. زمانی که او به‌همراه خواهرش لیالی و دوست‌هایش در یک شب گرم نزدیک یک درخت بی‌عار پشت یک کلیسا در آبادان نشسته‌اند و فانتا می‌نوشند؛ او حتی با خودش قرار گذاشته که قصه‌اش را با آواز عبدالحکیم حافظ، یک خوانندۀ عرب آغاز کند اما در واقعیت، سینمایی به آتش کشیده شده و صدها نفر بی‌گناه در آن جان داده‌اند اما نویسنده با قهرمانی روبه‌رو شده است که خواستار تغییر سرانجام ماجراست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
داستان اینگونه آغاز می‌شود: «داشتم به صداها فکر می‌کردم. به صدای غرش کامیون‌های ارتشی که سربازهای خسته و خواب‌آلود را جابه‌جا می‌کردند. به صدای قورقور قورباغۀ سبزرنگ عصبانی. و به صدای عبدالحکیم حافظ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt; {{سخ}}&lt;br /&gt;
خوب یادم می‌آید؛ به خودم گفتم: بهتر است داستانم را با صدای آواز عبدالحکیم حافظ شروع کنم که از رادیوی دو زندگی ماکسی‌مد شنیده می‌شود که ناگهان چیزی پرید بیرون و ناپدید شد. درحالی‌که هنوز نوک خودکار آبی‌رنگم روی کاغذ بود، سرم را در مسیر عبور آن چیز که نتوانستم درست ببینمش بلند کردم. چند لحظه بی‌حرکت نشستم و پلک نزدم..»&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;{{سخ}}&lt;br /&gt;
بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، کتاب «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» را در ۹۱صفحه با شمارگان دوهزار نسخه و قیمت ۱۹۰ هزارریال منتشر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;هولناک&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;نشر افق&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات کانون پرورش فکری کودک‌ونوجوان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&amp;lt;span style=&amp;quot;color:DarkRed{{{1|}}};background:Coral{{{2|}}}&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;انتشارات سوره مهر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تجدید چاپ‌ها===&lt;br /&gt;
در فهرست منتشر شده از سوی [[انتشارات کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان]]، «قلب زیبای بابور» که پیش‌تر در چندین چاپ در ۱۷ هزار نسخه منتشر شده بود در لیست تجدید چاپ قرار گرفت که این آمار تنها در سال۹۵ به ۲۰ هزار نسخه رسید تا شمارگان این اثر تاکنون به ۳۷ هزار برسد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/4003532/%DB%B1%DB%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B5%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=تجدید چاپ کتاب‌های جمشید خانیان}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع‌شناسی==&lt;br /&gt;
===مقالاتی دربارۀ خانیان و آثارش===&lt;br /&gt;
#نقد وبررسی رمانِ &#039;&#039;&#039;طبقۀ هفتم غربی&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ فروغ علی‌شاهرودی، کتاب ماه کودک و نوجوان.نورمگز، اردیبهشت۱۳۸۹، شمارۀ۱۵۱، ۳۷تا۴۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#نمای نزدیک؛ نقد و بررسی آثار [[جمشید خانیان]]، پژوهشنامۀ ادبیات کودک و نوجوان.نورمگز، زمستان۱۳۹۰، شمارۀ۵۲، ۸۱تا۸۳{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بینامتنیت در فراداستان &#039;&#039;&#039;قلب زیبای بابور&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس باقری، مطالعات ادبیات کودک، پاییز و زمستان۱۳۹۳، شمارۀ۲، ۱تا۲۴{{سخ}}&lt;br /&gt;
#رشد اخلاقی کودک در ادبیات داستانی و بررسی آثار داستانی خانیان از منظر رشد اخلاقی، نوشتۀ حسین شیخ رضایی، تفکر کودک، بهار و زمستان۱۳۸۹، شمارۀ۱، ۳۸تا۶۲{{سخ}}&lt;br /&gt;
#بررسی مولفه‌های تمثیلی رمان &#039;&#039;&#039;عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی&#039;&#039;&#039; از جمشید خانیان، نوشتۀ سیداحمد حسینی‌کازرونی، سمیه آورند، محمدرضا شهبازی و سیدجعفر حمیدی، چاپ شده در مجلۀ تحقیقات  تمثیلی در زبان و ادب فارسی، پاییز۱۳۹۷، شمارۀ ۳۷، ۱۱۱تا۱۲۷{{سخ}}&lt;br /&gt;
#برادرکشی در نمایشنامۀ &#039;&#039;&#039;دهانی پر از کلاغ&#039;&#039;&#039;، نوشتۀ نرگس آل‌مومن دهکردی و جهانگیر صفری، چاپ‌شده در مرجع دانش(civilica)، هفتمین همایش ملی متن پژوهی ادبی با عنوان نگاهی تازه به ادبیات کودک و نوجوان، تهران، هستۀ مطالعات ادبی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
#واکاوی عنصر زبان در رمان &#039;&#039;&#039;شبی که جرواسک نخواند&#039;&#039;&#039;،  سمانه اسدی، کاووس حسن‌لی، مطالعات ادبیات کودک، سال نهم، پاییز و زمستان۱۳۹۷، شماره۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277036/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86|عنوان=جشن امضای کتاب‌های جمشید خانیان در اصفهان|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۸خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/8164-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9|عنوان=گزارش کنگرۀ جهانی ادبیات کودکان در مکزیک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۱آبان۱۳۹۳|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/11885-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%AA|عنوان=آشنایی با کتاب «امپراطور کوتولۀ سرزمین لی‌لی پوت|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/ketab/674-%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D9%8A%D9%84%DB%8C|عنوان=آشنایی با کتاب لاک‌پشت فیلی|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/5957-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=فهرست کتاب‌های برگزیده شورای کتاب کودک منتشر شد|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۱۱اسفند۱۳۸۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF|عنوان=ثار برگزیده ایرانی فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان۲۰۱۶ اعلام شد|تاریخ انتشار=۳آبان۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=دومین آیین اهدای نشان‌ لاک‌پشت پرنده برگزار می شود|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۲۶بهمن۱۳۹۲|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/7297-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9|عنوان=باز‌شدن پنجره‌ای دیگر به سوی گفت‌وگو در حوزه ادبیات کودک|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۳۱تیر۱۳۹۱|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://ketabak.org/content/11602-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان=لوح‌تقدیری برای کمیتۀ جوایز داستان به جمشید خانیان|ناشر=کتابک|تاریخ انتشار=۹اسفند۱۳۹۵|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/284814/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87|عنوان=قصه‌خوانی برای کودکان در رونمایی از فهرست‌های لاک‌پشت پرنده|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۵آذر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281912/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=نوجوان‌ها «گفت‌وگوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها» را بررسی کردند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281880/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF|عنوان=​جمشید خانیان به مهمانی «کتابخورها» می‌رود|تاریخ انتشار=۱۷مهر۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=|http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280559/%D9%87%D8%AF%D9%87%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AFعنوان=هدهد چهارم به دست نوجوانان رسید|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۷شهریور۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/270307/%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF|عنوان=داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۱۸دی۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۲دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263410/%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE|عنوان=«جمشید خانیان» مهمان کتابخانه بین‌المللی کودک و نوجوان مونیخ شد|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران.ایبنا|تاریخ انتشار=۲۹تیر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2567673/%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF|عنوان=سه پایان‌نامه برتر ادبیات کودک و نوجوان در شیراز تقدیر می‌شود|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۱۴اردیبهشت۱۳۹۴|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://vinesh.ir/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1/|عنوان=جایزه «آسترید لیندگرن» به «بارت بویارت» |ناشر=وینشر|تاریخ انتشار=|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://kishtour.blogpo.ir/post/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-2266|عنوان=انتقاد داور از مدعیان نمایشنامه‌نویسی، صدقه‌ای نگاه نکردیم|تاریخ انتشار=۵خرداد۱۳۹۸|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=https://iqna.ir/fa/news/1642229/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-|عنوان=چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت اول و دوم خرداد برگزار می‌شود|ناشر=خبرگزاری بین‌المللی قرآن|تاریخ انتشار=۲۴فروردین۱۳۸۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264311/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%86|عنوان=سیدآبادی و خانیان، نمایندگان انجمن نویسندگان کودک در جایزه آسترید لیندگرن|ناشر=خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار=۲۳مرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
{{یادکرد وب|نشانی=https://theater.ir/fa/99074|عنوان=یادداشت جمشید خانیان درباره نمایش «چند درجه سوتفاهم در مقیاس اتتلو»|ناشر=ایران تئاتر|تاریخ انتشار=۲۲ شهریور۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;br /&gt;
*{{یادکرد وب|نشانی=http://www.honarnameh.com/news/anews/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%AC|عنوان=ماجراجویی یک نوجوان در جزیره گنج|ناشر=خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار=۲۰آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید=۴دی۱۳۹۸}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>آرامش</name></author>
	</entry>
</feed>