شمس لنگرودی: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به: ناوبری، جست‌وجو
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۴: سطر ۴:
 
|توضیح تصویر            = '''شاعری شبیه شعرش'''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.irna.ir/gilan/fa/News/83103211‏|عنوان= شاعری شبیه شعرش}}</ref>
 
|توضیح تصویر            = '''شاعری شبیه شعرش'''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.irna.ir/gilan/fa/News/83103211‏|عنوان= شاعری شبیه شعرش}}</ref>
 
|نام اصلی              =  
 
|نام اصلی              =  
|زمینه فعالیت          = سرایش، نویسندگی، پژوهش،{{سخ}}بازیگری، تاریخ‌نگاری تدریس
+
|زمینه فعالیت          = سرایش، نویسندگی، پژوهش،{{سخ}}بازیگری، تاریخ‌نگاری، تدریس
 
|تاریخ تولد            = ۲۶آبان۱۳۲۹<ref name= ''با شمس''>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۱۵}}</ref>{{سخ}}ثبت در شناسنامه ۱۱فروردین۱۳۳۰
 
|تاریخ تولد            = ۲۶آبان۱۳۲۹<ref name= ''با شمس''>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۱۵}}</ref>{{سخ}}ثبت در شناسنامه ۱۱فروردین۱۳۳۰
|محل تولد              = لنگَرود، محلۀ آسیدعبدالله<ref name= ''با شمس''/>  
+
|محل تولد              = لنگَرود، محلۀ آسیدعبداللّه<ref name= ''با شمس''/>  
|والدین                = آیت‌الله جعفر شمس گیلانی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/8410-01419/پيکر-آيت-الله-شمس-گيلاني-لنگَرودی-به-خاک-سپرده-شد|عنوان = پیکر آیت‌الله شمس گیلانی (لنگَرودی) به خاک سپرده شد}}</ref>{{سخ}} بتول فخرایی  
+
|والدین                = آیت‌اللّه جعفر شمس گیلانی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/8410-01419/پيکر-آيت-الله-شمس-گيلاني-لنگَرودی-به-خاک-سپرده-شد|عنوان = پیکر آیت‌اللّه شمس گیلانی (لنگَرودی) به‌خاک سپرده شد}}</ref>{{سخ}} بتول فخرایی  
 
|تاریخ مرگ              =  
 
|تاریخ مرگ              =  
 
|محل مرگ                =  
 
|محل مرگ                =  
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
|مدفن                  =  
 
|مدفن                  =  
 
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی=  
 
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی=  
|اتفاقات مهم            = یک سال زندانی اوین سال۶۱<ref name= ''شمس زندگی''>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۱۶}}</ref>
+
|اتفاقات مهم            = یک سال زندانی در اوین، سال ۶۱<ref name= ''شمس زندگی''>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۱۶}}</ref>
 
|نام‌های دیگر            = شمسِ گیلانی
 
|نام‌های دیگر            = شمسِ گیلانی
 
|لقب                    = شمس لنگَرودی
 
|لقب                    = شمس لنگَرودی
 
|بنیانگذار              =  
 
|بنیانگذار              =  
|پیشه                  = شاعر، نویسنده و مدرس
+
|پیشه                  = شاعر و نویسنده و مدرس
 
|سال‌های نویسندگی        = ۱۳۵۰ تاکنون
 
|سال‌های نویسندگی        = ۱۳۵۰ تاکنون
 
|سبک نوشتاری            = [[ایماژیسم]] و [[پست‌مدرنیسم]]
 
|سبک نوشتاری            = [[ایماژیسم]] و [[پست‌مدرنیسم]]
سطر ۵۲: سطر ۵۲:
 
'''محمدتقی شمس لنگَرودی''' شاعر، پژوهشگر، نویسنده، ویراستار، تاریخ‌نگار، بازیگر و خواننده است.
 
'''محمدتقی شمس لنگَرودی''' شاعر، پژوهشگر، نویسنده، ویراستار، تاریخ‌نگار، بازیگر و خواننده است.
 
<center>* * * * *</center>
 
<center>* * * * *</center>
شمس لنگرودی در جوانی به شعر و شاعری علاقه‌مند بود و با پیروی از [[فریدون تولَّلی]] و [[نادر نادرپور|نادرپور]] و [[سیاوش کسرایی]] با [[شعر نو]] آشنا شد. در ۲۱‌سالگی با نخستین دفتر شعرش با نام رفتار تشنگی، به عرصۀ شاعری پا گذاشت. در ۱۳۴۹ش وی را در مدرسهٔ عالی بازرگانی رشت پذیرفتند. در همین اوقات با شعر [[احمد شاملو]] آشنا شد. مدتی به شیوهٔ شاملو شعر سرود. در سال ۱۳۵۰ با شعرهای بودلر و در ۱۳۵۳ با شعر لورکا آشنا شد و دریچه‌ای تازه برای ارتباط با ادبیات جهان یافت. شمس در سال ۱۳۵۲ در مدرس‌های رشت تدریس کرد. سپس به تهران آمد و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کار مشغول شد. در سال ۱۳۵۸ با فرزانه داوری ازدواج کرد.<ref name = ''لیدکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.manzoom.ir/instagram/post/507773639542414523706009558438666641818535294/
+
شمس لنگرودی از کودکی به شعر و شاعری علاقه‌مند بود. در جوانی با پیروی از [[فریدون تولَّلی]] و [[نادر نادرپور|نادرپور]] و [[سیاوش کسرایی]] با [[شعر نو]] آشنا شد. در ۲۱‌سالگی با نخستین دفتر شعرش به‌نام ''رفتار تشنگی'' به عرصۀ شاعری پا گذاشت. در ۱۳۴۹ش وی را در مدرسهٔ عالی بازرگانی رشت پذیرفتند. در همین اوقات با شعر [[احمد شاملو]] آشنا شد. مدتی به‌شیوهٔ شاملو شعر سرود. در سال ۱۳۵۰ با شعرهای بودلر و در ۱۳۵۳ با شعر لورکا آشنا شد و دریچه‌ای تازه برای ارتباط با ادبیات جهان یافت. شمس در سال ۱۳۵۲ در مدرسه‌های رشت تدریس کرد. سپس به تهران آمد و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به‌کار مشغول شد. در سال ۱۳۵۸ هم با فرزانه داوری ازدواج کرد.<ref name = ''لیدکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.manzoom.ir/instagram/post/507773639542414523706009558438666641818535294/
 
|عنوان= شمس لنگَرودی}}</ref>{{سخ}}
 
|عنوان= شمس لنگَرودی}}</ref>{{سخ}}
لنگرودی مثل شاعران پیشین خود با شعر کهن شروع کرد. سپس به [[شعر نیمایی]] و [[سپید]] رسید. شعر شمس راه میانبُر میان وزن عروضی و [[موسیقی شعر]] [[فروغ فرخ‌زاد]] و شعر شاملو است.<ref name = ''لیدکده''/> شمس شاعری به‌شکل مخروطی سروته است. در جوانی از حال‌وهوای پیری سروده است و در سنین پختگی، از جوانی و شیفتگی و عشق می‌گوید. هرچه شمس پخته‌تر می‌شود، از شور زندگی بیشتر می‌سراید و شعرهایش معصومانه‌تر و تغزلی‌تر می‌شود.<ref>{{پک|لنگرودی|۱۳۹۲|ک= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۹}}</ref> یکی از شاخصه‌ها و شگردهای اشعار شمس رجعت‌دادن زبان به خاستگاه اسطوره و باستان‌گرایی است. این زبان گاهی در لحن حماسی و تهاجمی و مقتدرانه شاعر ظهور می‌کند و گاهی با کلمات و ترکیب‌های تصویری و زمانی در نحوۀ بیان شاعر پدیدار می‌شود.<ref name = ''لیدکده''/>{{سخ}}
+
لنگرودی مثل شاعران پیشین خود با شعر کهن شروع کرد. سپس به [[شعر نیمایی]] و [[سپید]] رسید. شعر شمس راه میان‌بُرِ وزن عروضی و [[موسیقی شعر]] [[فروغ فرخ‌زاد]] و شعر شاملو است.<ref name = ''لیدکده''/> شمس شاعری به‌شکل مخروطی سروته است. در جوانی از حال‌وهوای پیری سروده است و در سنین پختگی، از جوانی و شیفتگی و عشق می‌گوید. هرچه شمس پخته‌تر می‌شود، از شور زندگی بیشتر می‌سراید و شعرهایش معصومانه‌تر و تغزلی‌تر می‌شود.<ref>{{پک|لنگرودی|۱۳۹۲|ک= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۹}}</ref> یکی از شاخصه‌ها و شگردهای اشعار شمس رجعت‌دادن زبان به خاستگاه اسطوره و باستان‌گرایی است. این زبان گاهی در لحن حماسی و تهاجمی و مقتدرانۀ شاعر ظهور می‌کند و گاهی با کلمه‌ها و ترکیب‌های تصویری و زمانی در نحوۀ بیانش پدیدار می‌شود.<ref name = ''لیدکده''/>{{سخ}}
شمس از انقلاب ۱۳۵۷ش به این‌سو، هرچه پیش آمد، غنای تصویری بیشتری به شعرش داد. زبانش را از حالت خطابی و مفهوم‌گرایی به‌سمت زبانی تصویر‌ی کشاند. واژه‌ها را تا حد بساری از موقعیت شعر [[سمبولیسم|نمادین]] و [[سمبولیسم|سمبلیک]] فاصله داد. در این مرحله، شمس به لحن سورئالیستی رسید و سپس این فضا را تا حدودی تغییر داد و به‌سمت گرایش‌های [[پست‌مدرنیسم|پست‌مدرنیستی]] رفت.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= مسلمیان|تاریخ= بهمن ۱۳۸۷|عنوان= تأويل‌يذیری شعر شمس، تصویرگری ان را مشکل می‌کند |ژورنال= بخارا|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۸}}</ref>{{سخ}}
+
شمس از انقلاب ۱۳۵۷ به این‌سو، هرچه پیش‌تر آمد، غنای تصویری بیشتری به شعرش داد. زبانش را از حالت خطابی و مفهوم‌گرایی به‌سمت زبانی تصویر‌ی کشاند. واژه‌ها را تا حد بسیاری از موقعیت شعر [[سمبولیسم|نمادین]] و [[سمبولیسم|سمبلیک]] فاصله داد. در این مرحله، شمس به لحن سورئالیستی رسید. سپس این فضا را تا حدودی تغییر داد و به‌سمت گرایش‌های [[پست‌مدرنیسم|پست‌مدرنیستی]] رفت.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= مسلمیان|تاریخ= بهمن ۱۳۸۷|عنوان= تأويل‌يذیری شعر شمس، تصویرگری آن را مشکل می‌کند |ژورنال= بخارا|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۸}}</ref>{{سخ}}
شخصیت فرهنگی شمس، شخصیتی چندبعدی است. در دهۀ پنجاه و شصت، انگیزه‌ها و دغدغه‌های شخصی، وی را به وادی پژوهش کشاند. کتاب چهارجلدی [[تاریخ تحلیلی شعر نو]] را با صرف ۱۲ سال وقت، دربارۀ شعر و شاعران معاصر زبان فارسی نوشت.<ref name= ''نقد اثرها''/> همچنین با بهره‌بردن منابع موجود دربارۀ [[نیما یوشیج]]، زندگی‌نامه‌ای نوشت با عنوان ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد''.<ref name = ''گذشته‌کده''/>{{سخ}}
+
شخصیت فرهنگی شمس چندبعدی است. در دهۀ پنجاه و شصت، انگیزه‌ها و دغدغه‌های شخصی، وی را به وادی پژوهش کشاند. کتاب چهارجلدی [[تاریخ تحلیلی شعر نو]] را با صرف ۱۲ سال وقت، دربارۀ شعر و شاعران معاصر زبان فارسی نوشت.<ref name= ''نقد اثرها''/> همچنین با بهره‌بردن از منابع موجود دربارۀ [[نیما یوشیج]]، زندگی‌نامه‌ای نوشت با عنوان ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد''.<ref name = ''گذشته‌کده''/>{{سخ}}
شمس به دنیای رمان هم سرک کشیده است و تاکنون دو رمان را به‌دست دوستداران این قالب ادبی سپرده است. همچنین علاقۀ شمس به بازیگری، او را در دهۀ پنجاه نخست به‌سمت عرصۀ تئاتر کشاند و سپس در دهۀ هشتاد وارد سینما و بازی در چند فیلم کرد.<ref name = ''سینماکده''/> به‌جز همۀ این هنرها، شمس چندگاهی است که به پهنۀ خوانندگی گام گذارده است و با همکاری آهنگسازان، چند شعر و ترانۀ خود را خوانده است.<ref name = ''ترانه‌سراکده''/><ref name = ''الون‌کده''/>
+
شمس به دنیای رمان هم سرک کشیده است و تاکنون دو رمان را به‌دست دوستداران این قالب ادبی سپرده است. همچنین علاقه‌اش به بازیگری، او را در دهۀ پنجاه، نخست به‌سمت عرصۀ تئاتر کشاند و سپس در دهۀ هشتاد وارد سینما و بازی در چند فیلم کرد.<ref name = ''سینماکده''/> به‌جز همۀ این هنرها، چندگاهی است که شمس به پهنۀ خوانندگی گام نهاده است و با همکاری آهنگسازان، چند شعر و ترانۀ خود را خوانده است.<ref name = ''ترانه‌سراکده''/><ref name = ''الون‌کده''/>
  
 
==از میان یادها==
 
==از میان یادها==
 
===کودکیِ [[پست‌مدرن]]===
 
===کودکیِ [[پست‌مدرن]]===
آیت‌الله شیخ‌جعفر شمس گیلانی شاعر بوده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/6582/76772/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C|عنوان= شمس لنگَرودی، شکوه وارستگی}}</ref> شمس دربارۀ ایشان و دنیای شاعری می‌گوید که پدرم شعر می‌نوشت. من هم می‌خواستم به‌تقلید از او شعر بگم. می‌دیدم که مردم چقدر برایشان اهمیت قائل‌اند. کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم که یکی از دوستانم‌ به تهران آمد. آن زمان هرکسی نمی‌تونست تهران بیاد.   نخستین شعرم را به‌صورت نامه برای این دوست نوشتم و به تهران فرستادم. شعر خنده‌دار و مزخرفی بود از مجموعه‌اتفاقاتی که در نبودش در لنگَرود افتاده بود. چون خیلی فارسی بلد نبودم، فارسی و گیلکی را یک‌خط درمیان نوشتم. آن زمان نمی‌دانستم شعرم ملمّعه. خیلی اتفاقی، نخستین شعرم ملمّع بود و ظاهراً الان پست‌مدرن‌ها این کار کودکی من را می‌کنند.<ref name="داستانک‌های شمس">{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/InNaA|عنوان= گفت‌و‌گوی جمشید برزگر با شمس لنگَرودی}}
+
آیت‌اللّه شیخ‌جعفر شمس گیلانی شاعر بوده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/6582/76772/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C|عنوان= شمس لنگَرودی، شکوه وارستگی}}</ref> شمس دربارۀ ایشان و دنیای شاعری می‌گوید که پدرم شعر می‌نوشت. من هم می‌خواستم به‌تقلید از او شعر بگم. می‌دیدم که مردم چقدر برایشان اهمیت قائل‌اند. کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم که یکی از دوستانم‌ به تهران آمد. آن زمان هرکسی نمی‌تونست تهران بیاد. نخستین شعرم را به‌صورت نامه برای این دوست نوشتم و به تهران فرستادم. شعر خنده‌دار و مزخرفی بود از مجموعه‌اتفاقاتی که در نبودش در لنگَرود افتاده بود. چون خیلی فارسی بلد نبودم، فارسی و گیلکی را یک‌خط درمیان نوشتم. آن زمان نمی‌دانستم شعرم ملمّعه. خیلی اتفاقی، نخستین شعرم ملمّع بود و ظاهراً الان پست‌مدرن‌ها این کار کودکیِ من را می‌کنند.<ref name="داستانک‌های شمس">{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/InNaA|عنوان= گفت‌و‌گوی جمشید برزگر با شمس لنگَرودی}}
 
</ref>
 
</ref>
  
 
===چرا شعر نگم؟!===
 
===چرا شعر نگم؟!===
 
معلمی داشتیم که به‌ تاریخ خیلی علاقه داشت. آن زمان هم تمام درس‌ها را یک معلم می‌گفت. تا به درس تاریخ می‌رسیدیم، هیجان‌زده می‌شد. طوری از نادرشاه روایت می‌کرد که انگار خودش آنجا بوده و صحنه را دیده. تو کلاس ما دو تا برادر بودند. یکی‌شان شعر می‌گفت. این استاد ما هم تا می‌دید آن بچه شعر می‌خوانَد، با همان آهنگی که تاریخ را روایت می‌کرد، می‌گفت: «به‌به! عجب شعر زیبایی!» من با خودم گفتم: «بابا! این‌که پدرش پاسبانه، شعر می‌گه. من چرا شعر نگم؟! تازه پدرم هم شاعره.»{{سخ}}
 
معلمی داشتیم که به‌ تاریخ خیلی علاقه داشت. آن زمان هم تمام درس‌ها را یک معلم می‌گفت. تا به درس تاریخ می‌رسیدیم، هیجان‌زده می‌شد. طوری از نادرشاه روایت می‌کرد که انگار خودش آنجا بوده و صحنه را دیده. تو کلاس ما دو تا برادر بودند. یکی‌شان شعر می‌گفت. این استاد ما هم تا می‌دید آن بچه شعر می‌خوانَد، با همان آهنگی که تاریخ را روایت می‌کرد، می‌گفت: «به‌به! عجب شعر زیبایی!» من با خودم گفتم: «بابا! این‌که پدرش پاسبانه، شعر می‌گه. من چرا شعر نگم؟! تازه پدرم هم شاعره.»{{سخ}}
یک روز نشستم و با کلی فکرکردن یک شعر گفتم. رفتیم تو کلاس نشستیم. گفتم: «آقا، اجازه؟! من هم شعر گفتم. می‌خوام بخوانم.» هنوز سطر اول شعرم را نخوانده بودم، باز با همان لحن خاص خودش گفت: «برو بشین سر جات! هرکه از راه می‌رسه، شعر می‌گه برا من.» من جا خوردم. با خودم گفتم: «خُب، من که هنوز شعرم را نخوانده‌م.» بعد، آن بچه که شعر می‌گفت، نگاهی به‌ من انداخت. معنی‌ش این بود که دیدی هرکسی نمی‌تونه شعر بگه و شاعر بشه. این نخستین اتفاق شاعرانۀ زندگیمه که به‌خوبی یادم می‌آد. وقتی رفتم سر جام رو نیمکت نشستم، به خودم قول دادم آن‌قدر شعر بگم که روزی شاعر بشم و با کتاب شعرم دیدنش برم و بگم: «دیدی بالاخره شاعر شدم؟!»<ref name="داستانک‌های شمس"/>
+
یک روز نشستم و با کلی فکرکردن یک شعر گفتم. رفتیم تو کلاس نشستیم. گفتم: «آقا، اجازه؟! من هم شعر گفته‌م. می‌خوام بخوانم.» هنوز سطر اول شعرم را نخوانده بودم، باز با همان لحن خاص خودش گفت: «برو بشین سر جات! هرکه از راه می‌رسه، شعر می‌گه برا من.» من جا خوردم. با خودم گفتم: «خُب، من که هنوز شعرم را نخوانده‌م.» بعد، آن بچه که شعر می‌گفت، نگاهی به‌ من انداخت. معنی‌ش این بود که دیدی هرکسی نمی‌تونه شعر بگه و شاعر بشه. این نخستین اتفاق شاعرانۀ زندگیمه که به‌خوبی یادم می‌آد. وقتی رفتم سر جام رو نیمکت نشستم، به خودم قول دادم آن‌قدر شعر بگم که روزی شاعر بشم و با کتاب شعرم دیدنش برم و بگم: «دیدی بالاخره شاعر شدم؟!»<ref name="داستانک‌های شمس"/>
 
===انتقامِ ناتمام===
 
===انتقامِ ناتمام===
 
سال‌ها بعد، وقتی شعرهام مطرح شد، رفتم لنگَرود تا آن هم‌کلاسیِ دوران دبستان را پیدا کنم. پرسیدم و فهمیدم آهن‌فروشی باز کرده. با کتاب شعرم رفتم سمت آهن‌فروشی‌ش. از بیرون نگاه کردم. دیدم خیلی پیر شده و با مشتری‌ مشغول مشاجره‌ست، احتمالاً هم سر آهن بود. با خودم گفتم که این دوست قدیمی، تو این گیرودار، قضیه را یادش نمی‌آد. برگشتم. الان پشیمانم که نرفتم و ندیدمش. نهایتش این بود که می‌رفتم. تجدیدخاطره‌ می‌شد و شوخی‌ می‌کردیم.<ref name="داستانک‌های شمس"/>
 
سال‌ها بعد، وقتی شعرهام مطرح شد، رفتم لنگَرود تا آن هم‌کلاسیِ دوران دبستان را پیدا کنم. پرسیدم و فهمیدم آهن‌فروشی باز کرده. با کتاب شعرم رفتم سمت آهن‌فروشی‌ش. از بیرون نگاه کردم. دیدم خیلی پیر شده و با مشتری‌ مشغول مشاجره‌ست، احتمالاً هم سر آهن بود. با خودم گفتم که این دوست قدیمی، تو این گیرودار، قضیه را یادش نمی‌آد. برگشتم. الان پشیمانم که نرفتم و ندیدمش. نهایتش این بود که می‌رفتم. تجدیدخاطره‌ می‌شد و شوخی‌ می‌کردیم.<ref name="داستانک‌های شمس"/>
  
 
===حافظ و سعدی به‌دردم نمی‌خورد===
 
===حافظ و سعدی به‌دردم نمی‌خورد===
کلاس هفتم بودم که عاشق شدم. سخت عاشق شدم. هر روز خودم‌و تروتمیز می‌کردم و می‌رفتم سمت خانهٔ آن دختر. هیچ‌وقت نفهمید. از آن عشق‌های نوجوانی بود. تو کتاب‌های شعر پدرم دنبال اسمش گشتم. حافظ را باز کردم و اسم معشوقه‌م‌و تو دیوانش جست‌وجو کردم. هیچ شعری نیافتم. پیش خودم گفتم: «حافظ که می‌گند این بود؟! این چه شعریه آخه؟! چرا اسم کسی که دوستش دارم توش نیست؟» شعرهای سعدی هم گشتم. چیزی نیافتم. گشتم و گشتم تا دیدم به‌طرز عجیبی فیضِ کاشانی اسم معشوقه‌م‌و تو شعرش آورده. گفتم: «آهان! الان شاعر محبوبم‌و پیدا کردم. این شاعرِ خوبیه!»<ref name="داستانک‌های شمس"/>
+
کلاس هفتم بودم که عاشق شدم. سخت عاشق شدم. هر روز خودم‌و تروتمیز می‌کردم و می‌رفتم سمت خانهٔ آن دختر. هیچ‌وقت نفهمید. از آن عشق‌های نوجوانی بود. تو کتاب‌های شعر پدرم دنبال اسمش گشتم. حافظ را باز کردم و اسم معشوقه‌م‌و تو دیوانش جست‌وجو کردم. هیچ شعری ندیدم. پیش خودم گفتم: «حافظ که می‌گند این بود؟! این چه شعریه آخه؟! چرا اسم کسی که دوستش دارم توش نیست؟» شعرهای سعدی هم گشتم. چیزی ندیدم. گشتم و گشتم تا دیدم به‌طرز عجیبی فیضِ کاشانی اسم معشوقه‌م‌و تو شعرش آورده. گفتم: «آهان! الان شاعر محبوبم‌و پیدا کردم. این شاعرِ خوبیه!»<ref name="داستانک‌های شمس"/>
  
 
===فریدون مگه می‌تونه اسم شاعر باشه؟===
 
===فریدون مگه می‌تونه اسم شاعر باشه؟===
نخستین‌باری که به‌صورت جدی و خارج از عوالم کودکانه به شعر فکر کردم، پانزده‌ساله ‌بودم و تو حیاط مدرسه مشغول گذراندن مراحل ثبت‌نام سال جدید. روزنامه‌دیواریِ مدرسه‌مان توجهم‌و جلب کرد. آن نوشته موزون و مُقَفّا بود. حس شاعرانه هم داشت. اسمش «کارون» بود. تعجب کردم که کارون، مگر می‌تونه تو شعر بیاد و حتی اسم اون باشه؟ پس مِی و خرقه و پیر و ابرویِ یار و بقیه کجاند؟ اسم شاعر هم فریدون بود. تعجبم بیشتر شد. تا آن موقع شاعری ازاین‌دست نام‌ها به‌گوشم نخورده بود. مضمون شعر هم برام جالب بود. دربارهٔ چیز‌هایی بود که می‌تونستم ببینم و بشنوم. خوشم آمد. دوسه بار خواندم تا متوجه شدم شعره. این نخستین جرقهٔ علاقهٔ شدید من به شعر بود. شعر «کارون» از [[فریدون تولَّلی]] بود.<ref name="داستانک‌های شمس"/>
+
نخستین‌باری که به‌صورت جدی و خارج از عوالم کودکانه به شعر فکر کردم، پانزده‌ساله ‌بودم و تو حیاط مدرسه مشغول گذراندن مراحل ثبت‌نام سال جدید. روزنامه‌دیواریِ مدرسه‌مان توجهم‌و جلب کرد. آن نوشته موزون و مُقَفّا بود. حس شاعرانه هم داشت. اسمش «کارون» بود. تعجب کردم که کارون، مگر می‌تونه تو شعر بیاد و حتی اسم اون باشه؟ پس مِی و خرقه و پیر و ابرویِ یار و بقیه کجاند؟ اسم شاعر هم فریدون بود. تعجبم بیشتر شد. تا آن موقع شاعری ازاین‌دست نام‌ها به‌گوشم نخورده بود. مضمون شعر هم برام جالب بود. دربارهٔ چیز‌هایی بود که می‌تونستم ببینم و بشنوم. خوشم آمد. دوسه بار خواندم تا متوجه شدم شعره. این نخستین جرقهٔ علاقهٔ شدید من به شعر بود. شعر «کارون» از [[فریدون تولَّلی]] بود.<ref name="داستانک‌های شمس"/>
  
 
===خودکشی به‌سبک [[هدایت]] با [[نادر نادرپور|نادرپور]]===
 
===خودکشی به‌سبک [[هدایت]] با [[نادر نادرپور|نادرپور]]===
سطر ۹۰: سطر ۹۰:
  
 
===خاطرۀ دیدار با [[احمد شاملو]]===
 
===خاطرۀ دیدار با [[احمد شاملو]]===
یک بار، دوستی که مشکلات و گرفتاری‌هایی داشت، از من خواست برویم شاملو را ببینیم. به شاملو زنگ زدم. بعدازظهری قراری گذاشتیم. پیش شاملو که رسیدیم، تو حال خودش بود و خیلی دل‌ودماغ حرف‌زدن نداشت. گفتم: «این دوست ما سال‌ها گرفتار بود و مشکلاتی داشت. از وقتی آزادتر شده، خیلی مشتاق بوده تو را ببیند.» شاملو پرسید: «کجا بودی؟» دوستم گفت: «زندان بودم.» شاملو سر ذوق آمد و بحث و گفت‌وگو پیش آمد. بعد از اتمام این مسائل، من گفتم: «این دوستم می‌گوید همیشه در شادی‌ها و گرفتاری‌هایشان شعرهای شما را می‌خوانده‌اند. برای همین هم دوست داشته شما را ببیند.» شاملو گفت:‌ «این حرف‌ها را رها کنید. من اگر بتوانم پانزده سال بعد از مرگم، به‌اندازه کلیمِ کاشانی حرمت داشته باشم، کلاهم را به‌هوا می‌اندازم. شاملو ماندگارتر از کلیم خواهد بود، ولی واقع‌بین بود. نمی‌خواست به خیلی‌ها رو نشان بدهد.<ref name = ''سرآمد''/>
+
یک بار، دوستی که مشکلات و گرفتاری‌هایی داشت، از من خواست برویم شاملو را ببینیم. به شاملو زنگ زدم. بعدازظهری قراری گذاشتیم. پیش شاملو که رسیدیم، تو حال خودش بود و خیلی دل‌ودماغ حرف‌زدن نداشت. گفتم: «این دوست ما سال‌ها گرفتار بود و مشکلاتی داشت. از وقتی آزادتر شده، خیلی مشتاق بوده تو را ببیند.» شاملو پرسید: «کجا بودی؟» دوستم گفت: «زندان بودم.» شاملو سر ذوق آمد و بحث و گفت‌وگو پیش آمد. بعد از اتمام این مسائل، من گفتم: «این دوستم می‌گوید همیشه در شادی‌ها و گرفتاری‌هایشان شعرهای شما را می‌خوانده‌اند. برای همین هم دوست داشته شما را ببیند.» شاملو گفت:‌ «این حرف‌ها را رها کنید. من اگر بتوانم پانزده سال بعد از مرگم، به‌اندازۀ کلیم کاشانی حرمت داشته باشم، کلاهم را به‌هوا می‌اندازم. شاملو ماندگارتر از کلیم خواهد بود؛ ولی واقع‌بین بود. نمی‌خواست به خیلی‌ها رو نشان بدهد.<ref name = ''سرآمد''/>
 
===نصب شعر شمس در متروی آلمان===
 
===نصب شعر شمس در متروی آلمان===
شهرداری اشتوتگارت شعری از شمس لنگَرودی را با ترجمه‌ای از سوسن باغستانی در مترو نصب کرده است. این شعر یکی از شش شعر لنگَرودی در کتاب ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' است. شمس این شعر را برای دخترش سروده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/91|عنوان= نصب ترجمۀ شعری از شمس لنگَرودی در ایستگاه‌های متروی آلمان}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=C-6LA8_CQyE&gl=DE|عنوان= شمس لنگَرودی}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://kucheboland.blogfa.com/post/4|عنوان= خسته‌ام از این زبان مطنطن لیمویی}}</ref>
+
شهرداری اشتوتگارت شعری از شمس لنگَرودی را با ترجمه‌ای از سوسن باغستانی در مترو نصب کرده است. این شعر یکی از شش شعر لنگَرودی در کتاب ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' است. شمس این شعر را برای دخترش سروده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/91|عنوان= نصب ترجمۀ شعری از شمس لنگَرودی در ایستگاه‌های متروی آلمان}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=C-6LA8_CQyE&gl=DE|عنوان= شمس لنگَرودی}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://kucheboland.blogfa.com/post/4|عنوان= خسته‌ام از این زبان مطنطن لیمویی}}</ref>
 
===کتاب‌های محبوب شمس===
 
===کتاب‌های محبوب شمس===
 
{{بلی}} ''صد سال تنهایی'' نوشتۀ گابریل گارسیا مارکز با دو ترجمه: کیومرث پارسای و بهمن فرزانه؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''صد سال تنهایی'' نوشتۀ گابریل گارسیا مارکز با دو ترجمه: کیومرث پارسای و بهمن فرزانه؛{{سخ}}
{{بلی}} ''وقایع‌نگاری یک جنایت از پیش اعلام‌شده'' از گابریل گارسیا مارکز با ترجمۀ ایرج زهری؛{{سخ}}
+
{{بلی}} ''وقایع‌نگاری یک جنایت ازپیش اعلام‌شده'' از گابریل گارسیا مارکز با ترجمۀ ایرج زهری؛{{سخ}}
{{بلی}} ''سلاخ‌خانۀ شماره پنج'' اثر کورت ونه‌گوت با ترجمۀ علی‌اصغر بهرامی؛{{سخ}}
+
{{بلی}} ''سلاخ‌خانۀ شمارۀ پنج'' اثر کورت ونه‌گوت با ترجمۀ علی‌اصغر بهرامی؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''مرگ آرتیمو کروز'' نوشتۀ کارلوس فوئنتس، ترجمۀ مهدی سحابی؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''مرگ آرتیمو کروز'' نوشتۀ کارلوس فوئنتس، ترجمۀ مهدی سحابی؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''جنایت و مکافات'' از فئودور داستایوفسکی با ترجمۀ مهری آهی؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''جنایت و مکافات'' از فئودور داستایوفسکی با ترجمۀ مهری آهی؛{{سخ}}
سطر ۱۰۳: سطر ۱۰۳:
 
{{بلی}} ''بیگانه'' نوشتۀ آلبر کامو با ترجمۀ جلال‌الدین اعلم؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''بیگانه'' نوشتۀ آلبر کامو با ترجمۀ جلال‌الدین اعلم؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''پدرو پارامو'' اثر خوان رولفو، ترجمۀ احمد گلشیری؛{{سخ}}
 
{{بلی}} ''پدرو پارامو'' اثر خوان رولفو، ترجمۀ احمد گلشیری؛{{سخ}}
{{بلی}} ''جای خالی سلوچ'' نوشتۀ محمود دولت‌آبادی؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92091107313/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= کتاب‌های محبوب شمس لنگرودی}}</ref>
+
{{بلی}} ''جای خالی سلوچ'' نوشتۀ محمود دولت‌آبادی.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92091107313/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= کتاب‌های محبوب شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
==زندگی و یادگار==
 
==زندگی و یادگار==
 
===شمس لنگَرودی در دست سال‌ها<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی=بی‌نام |تاریخ=بهمن۱۳۸۷|عنوان= سال‌شمار زندگی و آثار شمس لنگَرودی|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۲تا۵۵}}</ref><ref>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۱۳تا۲۰}}</ref><ref name= ''آثار یکجا''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/search/book/author-487047/keyword-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/recent-0/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= سیاههٔ کتاب‌های یافت‌شده}}</ref>===
 
===شمس لنگَرودی در دست سال‌ها<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی=بی‌نام |تاریخ=بهمن۱۳۸۷|عنوان= سال‌شمار زندگی و آثار شمس لنگَرودی|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۲تا۵۵}}</ref><ref>{{پک|شریفی|۱۳۸۸|ک= شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۱۳تا۲۰}}</ref><ref name= ''آثار یکجا''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/search/book/author-487047/keyword-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/recent-0/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= سیاههٔ کتاب‌های یافت‌شده}}</ref>===
* '''۱۳۲۹''': تولد، ۲۶آبان در محلۀ آسیدعبدالله لنگَرود
+
* '''۱۳۲۹''': تولد، ۲۶آبان در محلۀ آسیدعبداللّه لنگَرود
 
* '''۱۳۳۶''': ورود به دبستان کورش، نام قدیم مدرسه: «سبزه‌‌میدان»
 
* '''۱۳۳۶''': ورود به دبستان کورش، نام قدیم مدرسه: «سبزه‌‌میدان»
 
* '''۱۳۴۲''': ورود به دبیرستان امیرکبیر
 
* '''۱۳۴۲''': ورود به دبیرستان امیرکبیر
سطر ۱۱۶: سطر ۱۱۶:
 
* '''۱۳۴۸''': دریافت دیپلم ریاضی در خرداد
 
* '''۱۳۴۸''': دریافت دیپلم ریاضی در خرداد
 
* '''۱۳۴۹''': ورود به مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در مهرماه؛ آشنایی با شعر [[احمد شاملو]] و سرودن به‌‌شیوۀ او؛ شروع جدی و پیگیرانۀ شعر
 
* '''۱۳۴۹''': ورود به مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در مهرماه؛ آشنایی با شعر [[احمد شاملو]] و سرودن به‌‌شیوۀ او؛ شروع جدی و پیگیرانۀ شعر
* '''۱۳۵۱''': آغاز آشنایی با شعر و نگاه و زندگی کولی‌وار بودلر و زندگی به‌‌شیوۀ او
+
* '''۱۳۵۱''': آغاز آشنایی با شعر و نگاه و زندگی کولی‌وار بودلر و زیستن به‌‌شیوۀ او
 
* '''۱۳۵۲''': تدریس ادبیات فارسی در مدارس رشت
 
* '''۱۳۵۲''': تدریس ادبیات فارسی در مدارس رشت
* '''۱۳۵۳''': آشنایی بیشتر با شعر «لورکا» و گرایش به شعر او؛ دریافت مدرک کارشناسی اقتصاد از مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در بهمن‌ماه
+
* '''۱۳۵۳''': آشنایی بیشتر با شعر لورکا و گرایش به شعر او؛ دریافت مدرک کارشناسی اقتصاد از مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در بهمن‌ماه
 
*'''۱۳۵۴''' : تدریس ادبیات فارسی در دبیرستان دخترانۀ خوارزمی در تهران طی چند ماه
 
*'''۱۳۵۴''' : تدریس ادبیات فارسی در دبیرستان دخترانۀ خوارزمی در تهران طی چند ماه
* '''۱۳۵۵''': بازگشت به رشت برای کار در اداره‌کل کشاورزی رشت با سِمت کارشناس اقتصاد کشاورزی؛ انتشار نخستین مجموعه‌‌شعر، ''رفتار تشنگی''
+
* '''۱۳۵۵''': بازگشت به رشت برای کار در اداره‌کل کشاورزی رشت با سِمت کارشناس اقتصاد کشاورزی؛ انتشار نخستین مجموعه‌‌شعر: ''رفتار تشنگی''
 
* '''۱۳۵۶''': بازگشت به تهران برای کار در [[کانون پرورش ‌‌فکری کودکان و نوجوانان]]
 
* '''۱۳۵۶''': بازگشت به تهران برای کار در [[کانون پرورش ‌‌فکری کودکان و نوجوانان]]
 
* '''۱۳۵۸''': ازدواج با فرزانه داوری؛ اخراج از کانون پرورش ‌‌فکری
 
* '''۱۳۵۸''': ازدواج با فرزانه داوری؛ اخراج از کانون پرورش ‌‌فکری
سطر ۱۲۹: سطر ۱۲۹:
 
* '''۱۳۶۴''': چاپ دومین مجموعه‌‌شعر با نام ''در مهتابی دنیا''، چشمه<ref name = ''در مهتابی‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/140407/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7/|عنوان= در مهتابی دنیا}}</ref>
 
* '''۱۳۶۴''': چاپ دومین مجموعه‌‌شعر با نام ''در مهتابی دنیا''، چشمه<ref name = ''در مهتابی‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/140407/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7/|عنوان= در مهتابی دنیا}}</ref>
 
* '''۱۳۶۵''': چاپ شعر بلند «خاکستر و بانو» به‌‌همراه چند شعر دیگر
 
* '''۱۳۶۵''': چاپ شعر بلند «خاکستر و بانو» به‌‌همراه چند شعر دیگر
* '''۱۳۶۶''': چاپ کتاب ''گردباد شور جنون'' که تحقیقی است دربارۀ سبک هندی و اشعار و احوال کلیمِ کاشانی
+
* '''۱۳۶۶''': چاپ کتاب ''گردباد شور جنون'' که تحقیقی است دربارۀ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی
 
* '''۱۳۶۷''': تولد الیانا در ۲۶تیر؛ مجموعه‌‌شعر ''جشن ناپیدا''
 
* '''۱۳۶۷''': تولد الیانا در ۲۶تیر؛ مجموعه‌‌شعر ''جشن ناپیدا''
* '''۱۳۶۹''': شعر بلند «قصیدۀ لبخند چاک‌‌چاک» به‌‌همراه دو مجموعۀ دیگر با نام‌‌های ''چتر سوراخ'' و ''اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید''<ref name = ''چاک‌چاک‌کده''/><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-15/|عنوان= شمس لنگرودی ( شعر زمان ما ۱۵)}}</ref>
+
* '''۱۳۶۹''': شعر بلند «قصیدۀ لبخند چاک‌‌چاک» به‌‌همراه دو مجموعۀ دیگر با نام‌‌های ''چتر سوراخ'' و ''اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید''<ref name = ''چاک‌چاک‌کده''/><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-15/|عنوان= شمس لنگَرودی ( شعر زمان ما ۱۵)}}</ref>
 
* '''۱۳۷۰''': جلد اول ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' و رمان ''رژه بر خاک پوک'' و کتاب ''از [[نیما]] تا بعد''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=78367|عنوان= از [[نیما]] تا بعد}}</ref>
 
* '''۱۳۷۰''': جلد اول ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' و رمان ''رژه بر خاک پوک'' و کتاب ''از [[نیما]] تا بعد''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=78367|عنوان= از [[نیما]] تا بعد}}</ref>
* '''۱۳۷۱''': سفر به آلمان به‌دعوت نمایشگاه‌کتاب آلمان؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در انجمن‌فرهنگی «برگر شولۀ هانوفر» در یکشنبه ۱۶فروردین (۵آوریل۱۹۹۲)؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در دانشگاه بوخومِ آلمان در دوشنبه ۷اردیبهشت (۲۷آوریل)؛ سفر به بریتانیا به‌‌دعوت دانشگاه ادینبورگ و سخنرانی دربارۀ ادبیات نوین فارسی در دپارتمان مطالعات خاورمیانه، دی‌وبهمن (ژانویۀ۱۹۹۳)
+
* '''۱۳۷۱''': سفر به آلمان به‌دعوت نمایشگاه‌کتاب آلمان؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در انجمن‌فرهنگی برگر شولۀ هانوفر در یکشنبه ۱۶فروردین (۵آوریل۱۹۹۲)؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در دانشگاه بوخومِ آلمان در دوشنبه ۷اردیبهشت (۲۷آوریل)؛ سفر به بریتانیا به‌‌دعوت دانشگاه ادینبورگ و سخنرانی دربارۀ ادبیات نوین فارسی در دپارتمان مطالعات خاورمیانه، دی‌وبهمن (ژانویۀ۱۹۹۳)
 
* '''۱۳۷۲''': چاپ کتاب ''مکتب بازگشت'' که تحقیقی است دربارۀ تاریخ و شعر دوره‌‌های افشاریه و زندیه و قاجاریه
 
* '''۱۳۷۲''': چاپ کتاب ''مکتب بازگشت'' که تحقیقی است دربارۀ تاریخ و شعر دوره‌‌های افشاریه و زندیه و قاجاریه
 
*'''۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶''': زندگی در هلند به‌‌همراه خانواده و سفر به سوئد، آلمان، بلژیک، فرانسه، نروژ و سوئیس؛ سخنرانی در کنگرۀ بزرگداشت نیما در دانشگاه اسلوِ نروژ؛ سخنرانی در سالن شهرداری یوتوبوری سوئد؛ سخنرانی در انجمن نگاه در شهر ایسنِ آلمان، در طولِ سال ۱۹۹۷م
 
*'''۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶''': زندگی در هلند به‌‌همراه خانواده و سفر به سوئد، آلمان، بلژیک، فرانسه، نروژ و سوئیس؛ سخنرانی در کنگرۀ بزرگداشت نیما در دانشگاه اسلوِ نروژ؛ سخنرانی در سالن شهرداری یوتوبوری سوئد؛ سخنرانی در انجمن نگاه در شهر ایسنِ آلمان، در طولِ سال ۱۹۹۷م
* '''۱۳۷۵''': سفر به آمریکا پنجشنبه ۲فروردین (۲۱مارس۱۹۹۶)، به‌‌دعوت دانشگاه آستینِ تگزاس و کانون فرهنگی ایرانیان در اورلاندو؛ سخنرانی در انجمن قلم آمریکا در نیویورک؛ اجرای برنامه‌ای هشت‌روزهٔ سخنرانی و پرسش‌‌وپاسخ:
+
* '''۱۳۷۵''': سفر به آمریکا، پنجشنبه ۲فروردین (۲۱مارس۱۹۹۶)، به‌‌دعوت دانشگاه آستینِ تگزاس و کانون فرهنگی ایرانیان در اورلاندو؛ سخنرانی در انجمن قلم آمریکا در نیویورک؛ اجرای برنامۀ هشت‌روزهٔ سخنرانی و پرسش‌‌وپاسخ:
:شنبه ۱اردیبهشت (۲۰آوریل) کانون فرهنگی ایرانیان در دانشگاه فلوریدای مرکزیِ University of Central Florida شهر اورلاندو
+
:شنبه ۱اردیبهشت (۲۰آوریل) کانون فرهنگی ایرانیان در دانشگاه فلوریدای مرکزی (University of Central Florida) شهر اورلاندو
 
:جمعه ۷اردیبهشت (۲۶آوریل) دانشگاه آستینِ تگزاس دربارۀ وضعیت [[شعر نو|شعر معاصر]] در ایران
 
:جمعه ۷اردیبهشت (۲۶آوریل) دانشگاه آستینِ تگزاس دربارۀ وضعیت [[شعر نو|شعر معاصر]] در ایران
 
:شنبه ۸اردیبهشت (۲۷آوریل) انجمن متخصصان ایرانی آمریکا در تگزاس
 
:شنبه ۸اردیبهشت (۲۷آوریل) انجمن متخصصان ایرانی آمریکا در تگزاس
سطر ۱۴۶: سطر ۱۴۶:
 
:دوشنبه ۱۱تیر (۱جولای) کانون سخن در سانتامونیکای لوس‌‌آنجلس
 
:دوشنبه ۱۱تیر (۱جولای) کانون سخن در سانتامونیکای لوس‌‌آنجلس
 
*'''۱۳۷۷''': ''تاریخ تحلیلی شعر نو (۱۲۸۴ تا ۱۳۵۷ش)'' در چهار جلد
 
*'''۱۳۷۷''': ''تاریخ تحلیلی شعر نو (۱۲۸۴ تا ۱۳۵۷ش)'' در چهار جلد
*'''۱۳۷۸''': یکشنبه ۳۰آبان (۲۱نوامبر۱۹۹۹) سخنرانی دربارۀ وضعیت شعر فارسی از انقلاب تا امروز در Middle East Studies Association North of America یا میسا (MESA) در آمریکا؛ دیدار با شیموس هینی و چیسلاو میلوش در آمریکا، Clair Mount West. Covina؛ بازگشت به ایران به‌‌همراه خانواده؛ کتاب قصۀ ''شبی که مریم گم شد'' در نشر پیک دبیران و با نقاشی سارا ایروانی؛ تدریس غیررسمی در چند دانشگاه؛ مدخل‌نویسی برای فرهنگ‌نامه‌ها
+
*'''۱۳۷۸''': یکشنبه ۳۰آبان (۲۱نوامبر۱۹۹۹) سخنرانی دربارۀ وضعیت شعر فارسی از انقلاب تا امروز در Middle East Studies Association North of America یا میسا (MESA) در آمریکا؛ دیدار با شیموس هینی و چیسلاو میلوش در آمریکا، Clair Mount West. Covina؛ بازگشت به ایران به‌‌همراه خانواده؛ کتاب‌قصۀ ''شبی که مریم گم شد'' در نشر پیک دبیران، با نقاشی سارا ایروانی؛ تدریس غیررسمی در چند دانشگاه؛ مدخل‌نویسی برای فرهنگ‌نامه‌ها
 
* '''۱۳۷۹''': چاپ مجموعه‌‌شعر ''نت‌‌هایی برای بلبل چوبی''
 
* '''۱۳۷۹''': چاپ مجموعه‌‌شعر ''نت‌‌هایی برای بلبل چوبی''
* '''۱۳۸۰''': کتاب ''ازجان‌‌گذشته به مقصود می‌‌رسد'' در آثار و احوال نیما یوشیج؛ «گزیدۀ اشعار» از مجموعۀ ''گزیدۀ ادبیات معاصر''
+
* '''۱۳۸۰''': کتاب ''ازجان‌‌گذشته به‌مقصود می‌‌رسد'' در آثار و احوال نیما یوشیج؛ «گزیدۀ اشعار» از مجموعۀ ''گزیدۀ ادبیات معاصر''
 
* '''۱۳۸۱''': برندۀ جایزۀ بنیاد [[بیژن جلالی]] در عرصۀ تحقیق
 
* '''۱۳۸۱''': برندۀ جایزۀ بنیاد [[بیژن جلالی]] در عرصۀ تحقیق
 
* '''۱۳۸۲''': «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در هفته‌‌نامۀ ''عصر پنجشنبه'' تیرماه، ش:۶۱ و ۶۲؛ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در نشریۀ ''چیستا''، اردیبهشت و خرداد
 
* '''۱۳۸۲''': «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در هفته‌‌نامۀ ''عصر پنجشنبه'' تیرماه، ش:۶۱ و ۶۲؛ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در نشریۀ ''چیستا''، اردیبهشت و خرداد
 
* '''۱۳۸۳''': چاپ مجموعه‌‌شعر ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه''، نشر آهنگ دیگر؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=482347|عنوان= پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه: مجموعه‌شعر}}</ref> مجموعه‌‌شعر ''باغبان جهنم''
 
* '''۱۳۸۳''': چاپ مجموعه‌‌شعر ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه''، نشر آهنگ دیگر؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=482347|عنوان= پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه: مجموعه‌شعر}}</ref> مجموعه‌‌شعر ''باغبان جهنم''
 
* '''۱۳۸۴''': چاپ «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در شمارۀ ۱۲۳ نشریۀ ''هنگام''؛ آلبوم صدای شاعر، بخشی از کتاب ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' با آهنگ‌سازی محمد فرمانیان؛ برگزاری مراسم تجلیل از شمس لنگَرودی در زادگاهش
 
* '''۱۳۸۴''': چاپ «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در شمارۀ ۱۲۳ نشریۀ ''هنگام''؛ آلبوم صدای شاعر، بخشی از کتاب ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' با آهنگ‌سازی محمد فرمانیان؛ برگزاری مراسم تجلیل از شمس لنگَرودی در زادگاهش
* '''۱۳۸۵''': گزینۀ اشعار ''توفانی پنهان‌‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی'' باگزینش بهاء‌‌الدین مرشدی و شمس لنگَرودی؛<ref name = ''توفان‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1385753/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/bookid=1273361‏|عنوان= توفانی پنهان‌شده در نسیم (گزینۀ هشت دفتر شعر)}}</ref> کتاب ''بازتاب زندگی ناتمام'' برشی از مصاحبه‌‌های منتشرشده در سال‌‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳ به‌‌کوشش مژگان معقولی؛ چاپ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در شمارۀ اول ماهنامۀ هنری ''نشانی'' در اردیبهشت؛ برگزاری نکوداشت در انجمن شاعران ایران، ۲۶بهمن؛ تجلیل در دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه‌آزاد کرج
+
* '''۱۳۸۵''': گزینۀ اشعار ''توفانی پنهان‌‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی'' با گزینش بهاء‌‌الدین مرشدی و شمس لنگَرودی؛<ref name = ''توفان‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1385753/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/bookid=1273361‏|عنوان= توفانی پنهان‌شده در نسیم (گزینۀ هشت دفتر شعر)}}</ref> کتاب ''بازتاب زندگی ناتمام''، برشی از مصاحبه‌‌های منتشرشده در سال‌‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳ به‌‌کوشش مژگان معقولی؛ چاپ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در شمارۀ اول ماهنامۀ هنری ''نشانی'' در اردیبهشت؛ برگزاری نکوداشت در انجمن شاعران ایران، ۲۶بهمن؛ تجلیل در دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه‌آزاد کرج
* '''۱۳۸۶''': سفر به آلمان، ایتالیا، آمریکا و شرکت در چند شعرخوانی و مصاحبۀ رادیویی و تلویزیونی؛ برگرداندن مجموعۀ ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' به‌عربی با ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی و نیز به‌کردی با ترجمۀ مریوان حلبچه‌ای؛ سفر به کردستان عراق برای شعرخوانی و سخنرانی؛ دریافت «نشان سپاس گوهران» از فصلنامۀ ''شعر گوهران''؛ اتمام رمان ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟''؛ بخش دوم کاست ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' با صدای شاعر؛ چاپ مجموعه‌‌شعر ''ملاح خیابان‌‌ها''؛ شرکت در مراسم بزرگداشت، ۹اردیبهشت، دانشگاه‌آزاد اسلامی کرج
+
* '''۱۳۸۶''': سفر به آلمان، ایتالیا، آمریکا و شرکت در چند شعرخوانی و مصاحبۀ رادیویی و تلویزیونی؛ برگرداندن مجموعۀ ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' به عربی با ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی و نیز به کردی با ترجمۀ مریوان حلبچه‌ای؛ سفر به کردستان عراق برای شعرخوانی و سخنرانی؛ دریافت «نشان سپاس گوهران» از فصلنامۀ ''شعر گوهران''؛ اتمام رمان ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟''؛ بخش دوم کاست ''پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه'' با صدای شاعر؛ چاپ مجموعه‌‌شعر ''ملاح خیابان‌‌ها''؛ شرکت در مراسم بزرگداشت، ۹اردیبهشت، دانشگاه‌آزاد اسلامی کرج
*'''۱۳۸۷''': چاپ مجموعه‌اشعار، از نخستین مجموعه تا ''ملاح خیابان‌ها''؛ زندگی‌‌نامۀ شمس لنگَرودی با عنوان ''شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران'' زیرنظر محمدهاشم اکبریانی و با گفت‌‌وگوی کیوان باژن؛ گزیدۀ ''اشعار چوپانی سایه‌‌ها''<ref name = ''چوپان‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/print/8708-11085/%DA%86%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D9%87-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان= ''چوپانی سایه‌ها'' گزیده‌ای از شعرهای شمس منتشر شد}}</ref>
+
*'''۱۳۸۷''': چاپ مجموعه‌اشعار، از نخستین مجموعه تا ''ملاح خیابان‌ها''؛ زندگی‌‌نامۀ شمس لنگَرودی با عنوان ''شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران'' زیرنظر محمدهاشم اکبریانی و با گفت‌‌وگوی کیوان باژن؛ گزیدۀ اشعار ''چوپانی سایه‌‌ها''<ref name = ''چوپان‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/print/8708-11085/%DA%86%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D9%87-%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان= ''چوپانی سایه‌ها'' گزیده‌ای از شعرهای شمس منتشر شد}}</ref>
* '''۱۳۸۸''': انتشار اینترنتی ''۲۲ مرثیه در تیرماه''؛<ref name = ''تیرکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/230|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماه منتشر شد}}</ref><ref name = ''سیاست‌کده''/> چاپ دو مجموعه‌شعر ''لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من'' و ''می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم''؛<ref name = ''مردگی''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1659940/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/|عنوان = می‌میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم}}</ref> کتاب ''رباعیِ محبوب من'' در زمینۀ پژوهش و گزینش رباعی؛ چاپ گزیده‌اشعار ''هیچ‌کس از فردایش با من نگفت''؛<ref name = ''فرداکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1601447/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= هیچ‌کس از فردایش با من نگفت: گزیدۀ هشت دفتر شعر شمس لنگرودی}}</ref> سرودن مجموعه‌اشعار ''صبح آفتابی‌تان به‌خیر گرگ برفی''؛ برگردان گزینه‌اشعار ''از سوراخ در (من ثقب‌الباب)'' به‌ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی در کشور عراق
+
* '''۱۳۸۸''': انتشار اینترنتی ''۲۲ مرثیه در تیرماه''؛<ref name = ''تیرکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/230|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماه منتشر شد}}</ref><ref name = ''سیاست‌کده''/> چاپ دو مجموعه‌شعر ''لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من'' و ''می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم''؛<ref name = ''مردگی''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1659940/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/|عنوان = می‌میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم}}</ref> کتاب ''رباعیِ محبوب من'' درزمینۀ پژوهش و گزینش رباعی؛ چاپ گزیده‌اشعار ''هیچ‌کس از فردایش با من نگفت''؛<ref name = ''فرداکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1601447/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= هیچ‌کس از فردایش با من نگفت: گزیدۀ هشت دفتر شعر شمس لنگرودی}}</ref> سرودن مجموعه‌اشعار ''صبح آفتابی‌تان به‌خیر گرگ برفی''؛ برگردان گزینه‌اشعار ''از سوراخ در (من ثقب‌الباب)'' به‌ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی در کشور عراق
* '''۱۳۸۹''': ''رسم‌کردن دست‌های تو''؛<ref name = ''رسم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1673228/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88/|عنوان= رسم کردن دست‌های تو}}</ref> ''روزی که برف سرخ ببارد''؛<ref name = ''برف‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1733334/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF/|عنوان= روزی که برف سرخ ببارد}}</ref> بازی در فیلم سینمایی ''فلامینگو شمارۀ ۱۳''؛ سفر به فرانسه برای شرکت در شعرخوانیِ جشنوارۀ شاعران مدیترانه؛ شعر سِت در فرانسه
+
* '''۱۳۸۹''': ''رسم‌کردن دست‌های تو''؛<ref name = ''رسم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1673228/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88/|عنوان= رسم کردن دست‌های تو}}</ref> ''روزی که برف سرخ ببارد''؛<ref name = ''برف‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1733334/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF/|عنوان= روزی که برف سرخ ببارد}}</ref> بازی در فیلم سینمایی ''فلامینگو شمارۀ ۱۳''؛ سفر به فرانسه برای شرکت در شعرخوانیِ جشنوارۀ شاعران مدیترانه؛ شعر سِت در فرانسه
* '''۱۳۹۰''': برگردانِ ارمنی ''ملاح خیابان‌ها'' به‌ترجمۀ ادوارد حق‌وردیان‌؛ آلبوم ''باغبان جهنم'' باصدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ مجموعه‌شعر ''شب، نقاب عمومی است'' در نگاه؛<ref name = ''نقاب‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1760998/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A8-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/|عنوان= شب، نقاب عمومی است}}</ref> ''رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه''<ref name = ''بوم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1740566/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87/|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه}}</ref>
+
* '''۱۳۹۰''': برگردانِ ارمنی ''ملاح خیابان‌ها'' به‌ترجمۀ ادوارد حق‌وردیان‌؛ آلبوم ''باغبان جهنم'' باصدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ مجموعه‌شعر ''شب نقاب عمومی است'' در نگاه؛<ref name = ''نقاب‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1760998/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A8-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/|عنوان= شب نقاب عمومی است}}</ref> ''رومی و بومی: روایتی تازه از حکایت موش و گربه''<ref name = ''بوم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1740566/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A8%D9%87/|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه}}</ref>
* '''۱۳۹۲''': مجموعه‌شعر ''آوازهای فرشتۀ بی‌بال''<ref name = ''آوازکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11017207/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/|عنوان= آوازهای فرشتۀ بی‌بال (مجموعه‌شعر)}}</ref> و ''تعادل روز بر انگشتم''؛<ref name = ''دو تعادل''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1943569/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/|عنوان= تعادل روز بر انگشتم: مجموعه‌شعر}}</ref> چاپ کتاب ''داستان چرخ''؛ بازی در فیلم ''پنج تا پنج''؛ حضور در مستند ''سخت مثل آب''؛<ref name = ''فیلم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.behanbook.ir/product-6844/%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-(%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C)|عنوان = سخت مثل آب (مستندی دربارۀ زندگی و شعر شمس لنگَرودی)}}</ref> کتاب ''سخت مثل آب: گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی'' نشر کتاب؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1968637/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = سخت مثل آب؛ گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی}}</ref> آلبوم ''از من تنها تو مانده‌ای'' با صدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ آلبوم ''به‌سرش زده باد''؛<ref name = ''موسیقی‌نوا''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-5/46072-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = صدای شمس لنگَرودی با ''به‌سرش زده باد'' منتشر شد}}</ref> ''حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگرودی'' در نیماژ؛<ref name = ''دریاکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1968723/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگرودی}}</ref> ''و عجیب که شمس‌ام می‌خوانند (۶۳ ترانه عاشقانه)''<ref name = ''شمس‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1944110/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-63-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/|عنوان= و عجیب که شمس‌ام می‌خوانند (۶۳ ترانه عاشقانه)}}</ref>
+
* '''۱۳۹۲''': مجموعه‌شعر ''آوازهای فرشتۀ بی‌بال''<ref name = ''آوازکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11017207/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/|عنوان= آوازهای فرشتۀ بی‌بال (مجموعه‌شعر)}}</ref> و ''تعادل روز بر انگشتم''؛<ref name = ''دو تعادل''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1943569/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1/|عنوان= تعادل روز بر انگشتم: مجموعه‌شعر}}</ref> چاپ کتاب ''داستان چرخ''؛ بازی در فیلم ''پنج تا پنج''؛ حضور در مستند ''سخت مثل آب''؛<ref name = ''فیلم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.behanbook.ir/product-6844/%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-(%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C)|عنوان = سخت مثل آب (مستندی دربارۀ زندگی و شعر شمس لنگَرودی)}}</ref> کتاب ''سخت مثل آب: گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی'' نشر کتاب؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1968637/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = سخت مثل آب؛ گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی}}</ref> آلبوم ''از من تنها تو مانده‌ای'' با صدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ آلبوم ''به‌سرش زده باد''؛<ref name = ''موسیقی‌نوا''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-5/46072-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF|عنوان = صدای شمس لنگَرودی با ''به‌سرش زده باد'' منتشر شد}}</ref> ''حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگَرودی'' در نیماژ؛<ref name = ''دریاکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1968723/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگرودی}}</ref> ''و عجیب که شمسم می‌خوانند؛ ۶۳ ترانۀ عاشقانه''<ref name = ''شمس‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1944110/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-63-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87/|عنوان= و عجیب که شمسم می‌خوانند (۶۳ ترانۀ عاشقانه)}}</ref>
 
* '''۱۳۹۳''': ''منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر'' در نشر چشمه؛<ref name = ''منظوم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11044440/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1/|عنوان= منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر}}</ref> سرباززدن از دریافت جایزۀ [[جشنوارۀ شعر فجر]]؛ بازی در فیلم ''احتمال باران اسیدی''؛ بستری‌شدن در بیمارستان<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/2829863-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF|عنوان= شمس لنگرودی بستری شد}}</ref>
 
* '''۱۳۹۳''': ''منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر'' در نشر چشمه؛<ref name = ''منظوم‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11044440/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1/|عنوان= منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر}}</ref> سرباززدن از دریافت جایزۀ [[جشنوارۀ شعر فجر]]؛ بازی در فیلم ''احتمال باران اسیدی''؛ بستری‌شدن در بیمارستان<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/2829863-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF|عنوان= شمس لنگرودی بستری شد}}</ref>
 
* '''۱۳۹۴''': چاپ ''آن‌ها که به خانۀ من آمدند''  
 
* '''۱۳۹۴''': چاپ ''آن‌ها که به خانۀ من آمدند''  
* '''۱۳۹۵''': انتشار ''واژه‌ها به دیدن من آمدند''؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11221994/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%AF/|عنوان = واژه‌ها به دیدن من آمدند}}</ref> ''مجموعه‌اشعار شمس لنگَرودی'' در نگاه؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11299557/کتاب-شمس-لنگَرودی-مجموعه-اشعار-جلد-1/|عنوان = شمس لنگَرودی: مجموعه اشعار (جلد ۱)}}</ref> بازی در فیلم ''رفتن''
+
* '''۱۳۹۵''': انتشار ''واژه‌ها به دیدن من آمدند''؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11221994/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%AF/|عنوان = واژه‌ها به دیدن من آمدند}}</ref> ''مجموعه‌اشعار شمس لنگَرودی'' در نگاه؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11299557/کتاب-شمس-لنگَرودی-مجموعه-اشعار-جلد-1/|عنوان = شمس لنگَرودی: مجموعه‌اشعار (جلد ۱)}}</ref> بازی در فیلم ''رفتن''
* '''۱۳۹۶''': چاپ ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد؛ زندگی، شعر و اندیشۀ نیما یوشیج؛ راه‌یافتن مجموعه‌اشعار ''واژه‌ها به دیدن من آمدند'' به مرحلۀ دوم [[جایزۀ شعر احمد شاملو]]؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.shamlouaward.org/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-17/33-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88|عنوان = معرفی برگزیدۀ سومین دورۀ جایزۀ شعر «احمد شاملو»}}</ref> بازی در فیلم ''دوباره زندگی''؛ نامزد ''جشنوارۀ ادبی آسیا'' در کره جنوبی؛<ref name = ''آسیایی‌شدن''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96082916747/|عنوان = موفقیت شمس لنگَرودی در جشنواره ادبی آسیا}}</ref> شعرخوانی در کنسرت ''ساکن روان''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/602550-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3|عنوان= اولین برنامه«موسیقی تجربه» با شعرخوانی شمس لنگرودی در کنسرت «ساکن روان» برگزار شد.}}</ref>
+
* '''۱۳۹۶''': چاپ ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد؛ زندگی، شعر و اندیشۀ نیما یوشیج؛ راه‌یافتن مجموعه‌اشعار ''واژه‌ها به دیدن من آمدند'' به مرحلۀ دوم [[جایزۀ شعر احمد شاملو]]؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.shamlouaward.org/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-17/33-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88|عنوان = معرفی برگزیدۀ سومین دورۀ جایزۀ شعر «احمد شاملو»}}</ref> بازی در فیلم ''دوباره زندگی''؛ نامزدیِ ''جشنوارۀ ادبی آسیا'' در کرۀ جنوبی؛<ref name = ''آسیایی‌شدن''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96082916747/|عنوان = موفقیت شمس لنگَرودی در جشنوارۀ ادبی آسیا}}</ref> شعرخوانی در کنسرت ''ساکن روان''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/602550-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3|عنوان= اولین برنامۀ «موسیقی تجربه» با شعرخوانی شمس لنگرودی در کنسرت «ساکن روان» برگزار شد.}}</ref>
* '''۱۳۹۷''': حضور در مراسم بزرگداشتش در پژوهشکدۀ گیلان‌شناسیِ دانشگاه گیلان، ۲۶آبان؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/jqdcv|عنوان= بزرگداشت شمس لنگَرودی در گیلان برگزار شد}}</ref> شعرخوانی در مراسم تجلیل شمس لنگَرودی در تالار شمس، سه‌شنبه ۴دی؛ سخنرانی در «شب شعر کوچه» یادمانی برای «[[فریدون مشیری]]» پنج‌شنبه ۲۷دی؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/Q3sBW|عنوان= سخن‌رانی شمس لنگَرودی در شب شعر کوچه}}</ref> ''کتاب موسیقی اشعاری در ستایش سازها''؛ ۲۴اردیبهشت رونمایی از آلبوم صوتی ''دایرۀ بی‌پایان''<ref name = ''رونمایی‌ها''> {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97022514030/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF|عنوان = آلبوم «دایرۀ بی‌پایان» شمس لنگَرودی رونمایی شد}}</ref>
+
* '''۱۳۹۷''': حضور در مراسم بزرگداشتش در پژوهشکدۀ گیلان‌شناسیِ دانشگاه گیلان، ۲۶آبان؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/jqdcv|عنوان= بزرگداشت شمس لنگَرودی در گیلان برگزار شد}}</ref> شعرخوانی در مراسم تجلیل شمس لنگَرودی در تالار شمس، سه‌شنبه ۴دی؛ سخنرانی در «شبِ‌شعر کوچه» یادمانی برای [[فریدون مشیری]] پنج‌شنبه ۲۷دی؛<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/Q3sBW|عنوان= سخن‌رانی شمس لنگَرودی در شب‌شعر کوچه}}</ref> ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''؛ ۲۴اردیبهشت، رونمایی از آلبوم صوتی ''دایرۀ بی‌پایان''<ref name = ''رونمایی‌ها''> {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97022514030/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF|عنوان = آلبوم «دایرۀ بی‌پایان» شمس لنگَرودی رونمایی شد}}</ref>
 
* '''۱۳۹۸''': سخنرانی و شعرخوانی در جشن سیزدهمین سالگرد تأسیس کانون ادبی زمستان و مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/BcaND|عنوان= آیین تجلیل و بزرگداشت شمس لنگَرودی}}</ref>
 
* '''۱۳۹۸''': سخنرانی و شعرخوانی در جشن سیزدهمین سالگرد تأسیس کانون ادبی زمستان و مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/BcaND|عنوان= آیین تجلیل و بزرگداشت شمس لنگَرودی}}</ref>
* '''۱۳۹۹''': خوانندگی آهنگ ''نوروز منی تو'' با آهنگ‌سازی پیمان خازن؛<ref name = ''ترانه‌سراکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/99010401580/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88|عنوان= انتشار آهنگ عیدانه شمس لنگرودی + ویدیو}}</ref> آهنگ ''اَلون'' با گویش لنگرودی<ref name = ''الون‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://musicefars.ir/alvan/|عنوان= «الون» با صدای شمس لنگرودی منتشر شد}}</ref>
+
* '''۱۳۹۹''': خوانندگی آهنگ ''نوروز منی تو'' با آهنگ‌سازی پیمان خازن؛<ref name = ''ترانه‌سراکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/99010401580/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88|عنوان= انتشار آهنگ عیدانه شمس لنگرودی + ویدیو}}</ref> آهنگ ''اَلون'' با گویش لنگَرودی<ref name = ''الون‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://musicefars.ir/alvan/|عنوان= «الون» با صدای شمس لنگرودی منتشر شد}}</ref>
 
===شرح برگ‌برگ زندگی===
 
===شرح برگ‌برگ زندگی===
شهرستان لنگَرود در ۲۶آبان۱۳۲۹ش محل تولد محمدتقی شمس لنگَرودی است. پدرش معروف به آیت‌الله لنگَرودی، امام‌جمعۀ شهر بود. شمس لنگَرودی گفته است: «پدرم به‌هیچ‌وجه آدم سنتی‌ و خشکی نبود. همواره مطالعه می‌کرد. موسیقی گوش می‌داد و ترانه زیرلب زمزمه می‌کرد. دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی را می‌دانست؛ اما به‌سبب لباسش پیِ آن‌ها را نگرفت.» شمس افزوده است که مادرش نیز کتاب‌های تاریخ می‌خوانده است و داستان‌های آن‌ها را دنبال می‌کرده است. دغدغهٔ اصلی شمس لنگَرودی همواره شعر بوده است؛ بااین‌حال در زمینهٔ ادبیات و تاریخ نیز پژوهش‌های ارزشمندی نوشته است. همچنین، شمس از اعضای [[کانون نویسندگان ایران|کانون نویسندگان]] است.<ref name = ''سیری گذرا''>{{یادکرد وب|نشانی= https://ketabism.ir/shams_langroodi/|عنوان= زندگی‌نامۀ شمس لنگَرودی}}</ref>
+
شهرستان لنگَرود در ۲۶آبان۱۳۲۹ش زادگاه محمدتقی شمس لنگَرودی است. پدرش معروف به آیت‌اللّه لنگَرودی، امام‌جمعۀ شهر بود. شمس گفته است: «پدرم به‌هیچ‌وجه آدم سنتی‌ و خشکی نبود. همواره مطالعه می‌کرد. موسیقی گوش می‌داد و ترانه زمزمه می‌کرد. دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی را می‌دانست؛ اما به‌سبب لباسش پیِ آن‌ها را نگرفت.» شمس افزوده است که مادرش نیز کتاب‌های تاریخ می‌خوانده است و داستان‌های آن‌ها را دنبال می‌کرده است. دغدغهٔ اصلی شمس لنگَرودی همواره شعر بوده است؛ بااین‌حال درزمینهٔ ادبیات و تاریخ نیز پژوهش‌های ارزشمندی نوشته است. همچنین، شمس از اعضای [[کانون نویسندگان ایران|کانون نویسندگان]] است.<ref name = ''سیری گذرا''>{{یادکرد وب|نشانی= https://ketabism.ir/shams_langroodi/|عنوان= زندگی‌نامۀ شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
====نام‌برگردانیِ جواهری گیلانی به شمس لنگَرودی====
 
====نام‌برگردانیِ جواهری گیلانی به شمس لنگَرودی====
در گذشته نام‌خانوادگی خاندان لنگَرودی «جواهری گیلانی» بوده است. پدر محمدتقی شاعر بود. او از جوانی دو نام‌خانوادگی «شمس لنگَرودی» و «شمسِ گیلانی» را برمی‌گزیند. با هر دو تخلص هم اشعارش را منتشر می‌کند. این تخلص‌ها سبب می‌شود تا این خاندان را با نام «شمس لنگَرودی» و «شمسِ گیلانی» بشناسند. همین شهره‌شدن انگیزه‌ای می‌شود تا محمدتقی، نام‌خانوادگی‌اش را بعدها، از «جواهری گیلانی» به «شمس لنگَرودی» برگرداند. برادران و خواهرانش هم نام‌خانوادگی‌شان را به «شمس گیلانی» برگرداندند؛ اکنون نام واقعی شاعر معاصرمان، محمدتقی شمس لنگَرودی است.<ref name = ''تاریخ‌کاوی''>{{پک|باژن|۱۳۸۷|ک= شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران(چ:۱)|ص=۲۳}}</ref>
+
در گذشته نام‌خانوادگی خاندان لنگَرودی «جواهری گیلانی» بوده است. پدر محمدتقی شاعر بود. او از جوانی دو نام‌خانوادگی «شمس لنگَرودی» و «شمس گیلانی» را برگزید. با هر دو تخلص هم اشعارش را منتشر کرد. این تخلص‌ها سبب شد تا این خاندان را با نام شمس لنگَرودی و شمس گیلانی بشناسند. همین شهره‌شدن انگیزه‌ای شد تا محمدتقی بعدها نام‌خانوادگی‌اش را از جواهری گیلانی به شمس لنگَرودی برگرداند. برادران و خواهرانش هم نام‌خانوادگی‌شان را به شمس گیلانی برگرداندند. اکنون نام واقعی شاعر معاصرمان، محمدتقی شمس لنگَرودی است.<ref name = ''تاریخ‌کاوی''>{{پک|باژن|۱۳۸۷|ک= شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران(چ:۱)|ص=۲۳}}</ref>
  
 
====یک تولد در دو تاریخ====
 
====یک تولد در دو تاریخ====
سطر ۱۸۰: سطر ۱۸۰:
  
 
====آغاز شهرت====
 
====آغاز شهرت====
''خاکستر و بانو'' و ''جشن ناپیدا'' مجموعه‌اشعاری است که شمس لنگَرودی را بیش‌ازپیش به مخاطبانش شناساند. در سال ۱۳۶۰ش با همراهیِ [[رضا علامه‌زاده]]، [[نسیم خاکسار]]، [[بتول عزیزپور]]، [[فریدون فریاد]] و [[امیرحسن چهل‌تن]] ''جُنگ بیداران'' را منتشر کرد. انتشار نمایشنامۀ ''قانون'' در این نشریه، به دستگیری و حبسش به‌اتهام فعالیت سیاسی انجامید. شمس سال ۱۳۶۱ را در اوین زندانی بود. یک سال بعد، با تلاش پدر و آیت‌الله منتظری آزاد شد و سرودن شعر و همکاری با مطبوعات را از سر گرفت. تجربهٔ زندان تأثیر عمیقی در افکار و جهان‌بینی‌اش گذاشت. دههٔ هفتاد را در سکوت به‌سر برد. تقریباً هیچ اثری از خود منتشر نکرد تا اینکه سال ۱۳۷۹ مجموعه‌شعر ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' را منتشر کرد.<ref name = ''سیری گذرا''/>
+
''خاکستر و بانو'' و ''جشن ناپیدا'' مجموعه‌اشعاری بود که شمس لنگَرودی را بیش‌ازپیش به مخاطبانش شناساند. در سال ۱۳۶۰ش با همراهیِ [[رضا علامه‌زاده]]، [[نسیم خاکسار]]، [[بتول عزیزپور]]، [[فریدون فریاد]] و [[امیرحسن چهل‌تن]] ''جُنگ بیداران'' را منتشر کرد. انتشار نمایشنامۀ ''قانون'' در این نشریه، به دستگیری و حبسش به‌اتهام فعالیت سیاسی انجامید. شمس سال ۱۳۶۱ را در اوین زندانی بود. یک سال بعد، با تلاش پدر و آیت‌اللّه منتظری آزاد شد و سرودن شعر و همکاری با مطبوعات را از سر گرفت. تجربهٔ زندان تأثیر عمیقی در افکار و جهان‌بینی‌اش گذاشت. دههٔ هفتاد را در سکوت به‌سر برد. تقریباً هیچ اثری از خود منتشر نکرد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ مجموعه‌شعر ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' را منتشر کرد.<ref name = ''سیری گذرا''/>
  
 
====شمس کم‌کار و پرکار====
 
====شمس کم‌کار و پرکار====
شمس پس از چاپ چهار مجموعۀ شعر در دهه شصت، نزدیک به ده سال هیچ مجموعۀ شعری را به‌چاپ نرساند. تا اینکه در سال آخر این دهه ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' را منتشر کرد. لنگَرودی دهۀ هفتاد را «دوره بازآفرینی» خود می‌داند. دوره‌ای که بیشتر کوشید بخواند و بپژوهد و بیندیشد. به باور خودش وقتی وارد دهۀ هشتاد شد، شمس دیگری شده بود.<ref name = ''پرکارکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://tavaana.org/fa/content/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7|عنوان= شمس لنگرودی؛ شاعر عاشقانه‌ها و مرثیه‌ها}}</ref> شمس کم‌کاری دههٔ هفتاد را با پرکاری دههٔ هشتاد جبران کرد. ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه''، ''رسم‌کردن دست‌های تو''، ''شب نقاب عمومی است'' و ''۲۲ مرثیه در تیرماه''<ref name = ''تیرکده''/> از آثار منتشرشدۀ او در دهۀ هشتاد است. افزون‌بر این مجموعه‌شعرها، ''می‌میرم به‌جرم آنکه زنده بودم''، ''لب‌خوانی قزل‌آلای من''، ''ملاح خیابان‌ها'' و ''باغبان جهنم'' دیگر مجموعه‌های شمس است. ‌لنگَرودی رمانی هم دارد به‌نام ''رژه بر خاک پوک''. ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' در ۴ جلد به‌صورت دو مجلد، ''رباعیِ محبوب من''، ''روزی که برف سرخ ببارد''، ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد''، '' مکتب بازگشت'' و ''گردباد شور جنون'' نیز از آثار پژوهشی شمس است.<ref name = ''سیری گذرا''/>
+
شمس پس از چاپ چهار مجموعه‌شعر در دهۀ شصت، نزدیک به ده سال هیچ مجموعه‌شعری چاپ نکرد تا اینکه در سال آخر این دهه، ''نت‌هایی برای بلبل چوبی'' را منتشر کرد. لنگَرودی دهۀ هفتاد را «دورۀ بازآفرینی» خود می‌داند. دوره‌ای که بیشتر کوشید بخواند و بپژوهد و بیندیشد. به‌باور خودش وقتی وارد دهۀ هشتاد شد، شمس دیگری شده بود.<ref name = ''پرکارکده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://tavaana.org/fa/content/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7|عنوان= شمس لنگرودی؛ شاعر عاشقانه‌ها و مرثیه‌ها}}</ref> شمس کم‌کاری دههٔ هفتاد را با پرکاری دههٔ هشتاد جبران کرد. ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه''، ''رسم‌کردن دست‌های تو''، ''شب نقاب عمومی است'' و ''۲۲ مرثیه در تیرماه''<ref name = ''تیرکده''/> از آثار منتشرشدۀ او در دهۀ هشتاد است. افزون بر این، ''می‌میرم به‌جرم آنکه زنده بودم''، ''لب‌خوانی قزل‌آلای من''، ''ملاح خیابان‌ها'' و ''باغبان جهنم'' نیز دیگر مجموعه‌شعرهای شمس است. ‌لنگَرودی رمانی هم دارد به‌نام ''رژه بر خاک پوک''. ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' در ۴ جلد به‌صورت دو مجلد، ''رباعیِ محبوب من''، ''روزی که برف سرخ ببارد''، ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد''، '' مکتب بازگشت'' و ''گردباد شور جنون'' نیز از آثار پژوهشی شمس است.<ref name = ''سیری گذرا''/>
  
 
====کودک‌نویسی====
 
====کودک‌نویسی====
سطر ۱۸۹: سطر ۱۸۹:
  
 
====بازیگری====
 
====بازیگری====
شمس پنج تجربهٔ بازیگری در کارنامۀ خود دارد: ۱. ''فلامینگو شمارۀ ‌۱۳'' (۱۳۸۹ش) به‌کارگردانی حمیدرضا علی‌قلیان؛ ۲. ''پنج تا پنج'' (۱۳۹۲ش) به‌کارگردانی تارا اوتادی؛ ۳. ''احتمال باران اسیدی'' (۱۳۹۳ش) در گروه هنروتجربه به‌کارگردانی بهتاش صناعی‌ها؛ ۴. ''رفتن'' (۱۳۹۵ش) به‌کارگردانی نوید محمودی؛ ۵. ''دوباره زندگی'' (۱۳۹۶ش) به‌کارگردانی رضا فهیمی.{{سخ}}
+
شمس پنج تجربهٔ بازیگری در کارنامۀ خود دارد: ۱. ''فلامینگو شمارۀ ‌۱۳'' (۱۳۸۹ش) به‌کارگردانی حمیدرضا علی‌قلیان؛ ۲. ''پنج تا پنج'' (۱۳۹۲) به‌کارگردانی تارا اوتادی؛ ۳. ''احتمال باران اسیدی'' (۱۳۹۳) در گروه هنروتجربه به‌کارگردانی بهتاش صناعی‌ها؛ ۴. ''رفتن'' (۱۳۹۵) به‌کارگردانی نوید محمودی؛ ۵. ''دوباره زندگی'' (۱۳۹۶) به‌کارگردانی رضا فهیمی.{{سخ}}
 
آرش سنجابی نیز مستند ''سخت مثل آب'' را در ۱۳۹۲ دربارۀ شمس ساخته است. سنجابی در این مستند، زندگی و آثار شمس را بررسی می‌کند.<ref name = ''سیری گذرا''/>
 
آرش سنجابی نیز مستند ''سخت مثل آب'' را در ۱۳۹۲ دربارۀ شمس ساخته است. سنجابی در این مستند، زندگی و آثار شمس را بررسی می‌کند.<ref name = ''سیری گذرا''/>
  
 
====جشنواره‌گریزی====
 
====جشنواره‌گریزی====
شمس در سال۱۳۹۳ش نامزد دریافت جایزۀ [[جشنوارۀ شعر فجر]] بود؛ اما در نامه‌ای کناره‌گیری خود از این جشنواره را اعلام کرد.<ref name = ''سیری گذرا''/>
+
شمس در سال ۱۳۹۳ش نامزد دریافت جایزۀ [[جشنوارۀ شعر فجر]] بود؛ اما در نامه‌ای کناره‌گیری خود از این جشنواره را اعلام کرد.<ref name = ''سیری گذرا''/>
 
====نامزدی جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا»====
 
====نامزدی جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا»====
در سال ۱۳۹۶ش، در جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا» در شهر گوانجوی کرۀ جنوبی، از شمس لنگَرودی در مقام یکی از شاعران برتر آسیا قدردانی کردند. شمس دربارۀ چگونگی این جایزه می‌گوید که گروهی از داوران، ایشان را از میان شاعران آسیایی به این جشنواره دعوت کردند. شمس در جشنواره شرکت می‌کند و در پایان، جایزه به شاعری از مغولستان می‌رسد. در این جشنواره، شاعران و نویسندگانی از کرۀ جنوبی، ایران، مغولستان، ژاپن، چین، اندونزی و چند کشور دیگر حاضر بودند. هدف اصلی جشنواره نیز شناساندن شعر آسیا به جهان و تعامل میان شاعران آسیا و جهان بود.<ref name = ''آسیایی‌شدن''/>
+
در سال ۱۳۹۶ش، در جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا» در شهر گوانجوی کرۀ جنوبی، از شمس لنگَرودی در مقام یکی از شاعران برتر آسیا قدردانی کردند. شمس دربارۀ چگونگی این جایزه می‌گوید که گروهی از داوران ایشان را از میان شاعران آسیایی به این جشنواره دعوت کردند. شمس در جشنواره شرکت می‌کند و در پایان، جایزه به شاعری از مغولستان می‌رسد. در این جشنواره، شاعران و نویسندگانی از کرۀ جنوبی، ایران، مغولستان، ژاپن، چین، اندونزی و چند کشور دیگر حاضر بودند. هدف اصلی جشنواره نیز شناساندن شعر آسیا به جهان و تعامل میان شاعران آسیا و جهان بود.<ref name = ''آسیایی‌شدن''/>
  
 
===شخصیت و اندیشۀ شاعرانه===
 
===شخصیت و اندیشۀ شاعرانه===
سطر ۲۰۴: سطر ۲۰۴:
 
::'''ما انتظار شبی'''
 
::'''ما انتظار شبی'''
 
:'''سرشار کومه‌های لطیف را می‌کشیدیم»'''</font><ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= قصیدهٔ لبخند چاک‌چاک|ژورنال= چشمه|سال= ۱۳۶۹|ص= ۶۲}}</ref>{{سخ}}
 
:'''سرشار کومه‌های لطیف را می‌کشیدیم»'''</font><ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= قصیدهٔ لبخند چاک‌چاک|ژورنال= چشمه|سال= ۱۳۶۹|ص= ۶۲}}</ref>{{سخ}}
همهٔ آنچه شمس خواسته بود و در انتظارش بود، به رؤیایی دست‌نیافتنی بدل ‌شد؛ البته این نخستین‌بار نبود. تجربه‌های دیگر مانند شکست مصدق و شکست مشروطه هم مزیدِعلت شده بود. چنین تجربه‌هایی جایی برای آرمان‌شهرخواهی باقی نمی‌گذاشت. مدت‌ها بعد، جامعۀ جهانی شمس‌ را در بر گرفت. او چند سالی در آمریکا به‌سر برد، جایی که این روند جهانی‌شدن، بیش از هر کشور دیگری پویاست .
+
همهٔ آنچه شمس خواسته بود و در انتظارش بود، به رؤیایی دست‌نیافتنی بدل ‌شد؛ البته این نخستین‌بار نبود. تجربه‌های تاریخی دیگر مانند شکست مصدق و شکست مشروطه هم مزیدِعلت شده بود. چنین تجربه‌هایی جایی برای آرمان‌شهرخواهی باقی نمی‌گذاشت. مدت‌ها بعد، جامعۀ جهانی شمس‌ را در بر گرفت. او چند سالی در آمریکا به‌سر برد، جایی که این روند جهانی‌شدن، بیش از هر کشور دیگری پویاست.
 
<font color=darkbrown>
 
<font color=darkbrown>
 
:'''جهان به تصادفی زاده شد'''
 
:'''جهان به تصادفی زاده شد'''
سطر ۲۱۳: سطر ۲۱۳:
 
::دورهٔ اعجازها گذشته</font>{{سخ}}
 
::دورهٔ اعجازها گذشته</font>{{سخ}}
 
شمس لنگَرودی به این دریافتِ پست‌مدرن دست یافت که تفکری ثابت و کرخت نمی‌تواند همه را به یک منزل برساند.
 
شمس لنگَرودی به این دریافتِ پست‌مدرن دست یافت که تفکری ثابت و کرخت نمی‌تواند همه را به یک منزل برساند.
اکنون شمس از جمع هم‌مسلکان خود کمی فاصلۀ نظرگاهی گرفته است. دیگر پایبند تعصب‌های خشک و یک‌سونگرانه نیست. دیگر روشن‌فکر عزلت‌گزیده‌ای نیست که تمام جهان را مقابل خود بداند و مدام بیانیه صادر کند. شمس را در تلویزیون و قاب سینما و صحنهٔ تئاتر می‌بینیم. در جلسه‌های شعر و نقد شرکت می‌کند. حضورش در میان دانشجویان توجه‌برانگیز است. به موسیقی پاپ و حتی به نوعی موسیقی علاقه نشان می‌دهد که بیش از همه‌پسندبودن، کوچه‌بازاری است. آنچه شمس را به‌پیش می‌راند، نه ایدئولوژی است نه آرمان. در حقیقت، شعر است که او را به حرکت وامی‌دارد.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شاعری با پلک‌زدن‌های پست‌مدرن|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال= بهمن۱۳۸۷|ص=}}</ref>
+
اکنون شمس از جمع هم‌مسلکان خود کمی فاصلۀ نظرگاهی گرفته است. دیگر پایبند تعصب‌های خشک و یک‌سونگرانه نیست. دیگر روشن‌فکر عزلت‌گزیده‌ای نیست که تمام جهان را مقابل خود بداند و مدام بیانیه صادر کند. شمس را در تلویزیون و قاب سینما و صحنهٔ تئاتر می‌بینیم. در جلسه‌های شعر و نقد شرکت می‌کند. حضورش در میان دانشجویان توجه‌برانگیز است. به موسیقی پاپ و حتی به نوعی موسیقی علاقه نشان می‌دهد که بیش از همه‌پسندبودن، کوچه‌بازاری است. آنچه شمس را به‌پیش می‌راند، نه ایدئولوژی است نه آرمان. درحقیقت، شعر است که او را به حرکت وامی‌دارد.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شاعری با پلک‌زدن‌های پست‌مدرن|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال= بهمن۱۳۸۷|ص=}}</ref>
 
====معنای زندگی از چشم‌انداز شمس====
 
====معنای زندگی از چشم‌انداز شمس====
آدمی بدون آرمان هیچ است. بحث در درست و غلطی آرمان نیست، در نجات‌بخشی آرمان است. زندگی به‌خودی خود معنایی ندارد و بی‌معنایی زندگی نابودکننده است. بشر از همان اول به این راز پی برد و شروع به ساختن معنا برای زندگی کرد. اگرچه راه به جایی نبرد، به زندگی خودش معنایی خیالی بخشید و تحمل‌پذیرش کرد. مشکل وقتی پیدا شد که آرمان به ایدئولوژی بدل شد. شما می‌توانید ایدئولوژی نداشته باشید؛ اما با نداشتن آرمان باید خیلی توانا باشید که سقوط نکنید. از هر سه نوع این رویکردها هم شعر وجود دارد. در شعر ایران، شعرهای [[سیاوش کسرایی]] ایدئولوژیک، [[احمد شاملو]] آرمانی و شعر [[نصرت رحمانی]] آرمان‌گریز بود.<ref name = ''همدل‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bbc.com/persian/arts/2011/10/111014_l41_book_shams_langaroodi_interview|عنوان= مخاطب، شعر همدلانه می‌خواهد؛ گفت‌وگویی با شمس لنگرودی}}</ref>
+
آدمی بدون آرمان هیچ است. بحث در درست و غلطی آرمان نیست، در نجات‌بخشی آرمان است. زندگی به‌خودیِ‌خود معنایی ندارد و بی‌معناییِ زندگی نابودکننده است. بشر از همان اول به این راز پی برد و شروع به ساختن معنا برای زندگی کرد. اگرچه راه به جایی نبرد، به زندگی خودش معنایی خیالی بخشید و تحمل‌پذیرش کرد. مشکل وقتی پیدا شد که آرمان به ایدئولوژی بدل شد. شما می‌توانید ایدئولوژی نداشته باشید؛ اما با نداشتن آرمان باید خیلی توانا باشید که سقوط نکنید. از هر سه نوعِ این رویکردها هم شعر وجود دارد. در شعر ایران، شعرهای [[سیاوش کسرایی]] ایدئولوژیک، شعر [[احمد شاملو]] آرمانی و شعر [[نصرت رحمانی]] آرمان‌گریز است.<ref name = ''همدل‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bbc.com/persian/arts/2011/10/111014_l41_book_shams_langaroodi_interview|عنوان= مخاطب، شعر همدلانه می‌خواهد؛ گفت‌وگویی با شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
====اندوه‌گریزی شمس====
 
====اندوه‌گریزی شمس====
شمس لنگرودی شخصیتی اندوه‌گریز است. شعرهای شمس اگرچه لبریز از اندوه و تنهایی و‌رنج است، هیچ‌گاه در ستایش رنج و‌اندوه نیست. وقتی می‌گوید «جز روزگار من، همه‌چیز را سفید کرده برف»، تصویر و‌ اثرگذاری شعر، روشنی‌بخش است؛ در واقع، احساس تاریکی درون را با تصویر و واژهایی روشن می‌نمایاند. شمس واژه‌ها را به‌گونه‌ای می‌چیند که در گریز از اندوه باشد.<ref>{{پک|لنگرودی|۱۳۹۲|ک= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۱۰و۱۱}}</ref>
+
شمس لنگَرودی شخصیتی اندوه‌گریز است. شعرهای شمس اگرچه لبریز از اندوه و تنهایی است، هیچ‌گاه در ستایش رنج و‌اندوه نیست. وقتی می‌گوید: «جز روزگار من، همه‌چیز را سفید کرده برف»، تصویر شعر، روشنی‌بخش و اثرگذار است؛ در واقع، احساس تاریکی درون را با تصویر و واژهایی روشن می‌نمایاند. شمس واژه‌ها را به‌گونه‌ای می‌چیند که در گریز از اندوه باشد.<ref>{{پک|لنگرودی|۱۳۹۲|ک= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۱۰و۱۱}}</ref>
 
====باهم‌بینی هفت شاعر معاصر====
 
====باهم‌بینی هفت شاعر معاصر====
[[نیما]]، [[شاملو]]، [[اخوان]]، [[سپهری]]، [[فروغ]]، [[منوچهر آتشی|آتشی]]، [[محمدرضا رحمانی یاراحمدی|رحمانی]] با نام شعری [[محمدرضا رحمانی یاراحمدی|مهرداد اوستا]]، همۀ این شاعرها را هم‌پایه نمی‌بینیم. ازاین‌گذشته، به‌نظرم شاید به‌طور انفرادی، شاعری هم‌سنگ شاملو و فروغ و سپهری نداشته باشیم؛ اما در حال حاضر، به‌طور پراکنده، شعرهای بسیاری می‌بینم که کیفیتشان از شعرهای شاملو و فروغ و بقیه کمتر نیست؛ منتها این شعرها خیلی پراکنده‌اند و در این وضعیت بحرانیِ همه‌جانبه‌ای که ما را احاطه کرده است، ناپیدا و گمشده‌اند. مطمئن نیستم که شاعری هم‌شأن شاملو نداشته باشیم. الان، در همۀ عرصه‌ها، در حال گذر از بحرانیم. باید روزگاری بگذرد و به‌قول اخوانِ‌ثالث طبل طوفان از نوا بیفتد تا سره از ناسره جدا شود. باید از بحران‌های کنونی بیرون بیاییم تا صدا به صدا برسد و معلوم شود کدام‌یک از شاعرانی که الان هستند، مثلاً با شاملو هم‌‌قدوقواره‌اند؟ اما شعرهای پراکنده‌ای هست که بشود روی آن‌ها انگشت گذاشت و گفت این شعرها بهتر از شعر شاملو یا دیگران است. فکر می‌کنم بتوان مجموعه‌ای از شعرهای خوب این سال‌ها گردآورد که کیفیتش درخور توجه باشد.<ref name = ''مرورها''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۷۱و۷۲}}</ref>
+
[[نیما]]، [[شاملو]]، [[اخوان]]، [[سپهری]]، [[فروغ]]، [[منوچهر آتشی|آتشی]]، [[محمدرضا رحمانی یاراحمدی|رحمانی]] با نام شعری [[محمدرضا رحمانی یاراحمدی|مهرداد اوستا]]، همۀ این شاعرها را هم‌پایه نمی‌بینیم. ازاین‌گذشته، به‌نظرم شاید به‌طور انفرادی، شاعری هم‌سنگ شاملو و فروغ و سپهری نداشته باشیم؛ اما در حال حاضر، شعرهای بسیاری می‌بینم که کیفیتشان از شعرهای شاملو و فروغ و بقیه کمتر نیست؛ منتها این شعرها خیلی پراکنده‌اند و در این وضعیت بحرانیِ همه‌جانبه‌ای که ما را احاطه کرده است، ناپیدا و گمشده‌اند. مطمئن نیستم که شاعری هم‌شأن شاملو نداشته باشیم. الان، در همۀ عرصه‌ها، در حال گذر از بحرانیم. باید روزگاری بگذرد و به‌قول اخوانِ‌ثالث طبل طوفان از نوا بیفتد تا سره از ناسره جدا شود. باید از بحران‌های کنونی بیرون بیاییم تا صدا به صدا برسد و معلوم شود کدام‌یک از شاعرانی که الان هستند، مثلاً با شاملو هم‌‌قدوقواره‌اند؟ اما شعرهای پراکنده‌ای هست که بشود روی آن‌ها انگشت گذاشت و گفت این شعرها بهتر از شعر شاملو یا دیگران است. فکر می‌کنم بتوان مجموعه‌ای از شعرهای خوب این سال‌ها گرد آورد که کیفیتش درخور توجه باشد.<ref name = ''مرورها''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص=۷۱و۷۲}}</ref>
  
 
====چشم‌انداز غزلی شمس====
 
====چشم‌انداز غزلی شمس====
غزل فارسی در دهۀ گذشته رشد چشمگیری کرده است؛ پس باید منتظر معرفی غزل‌سرایی برجسته باشیم. در دهۀ هفتاد خورشیدی، موجی اعتراضی علیه زیباشناسی در شعر فارسی برخاست. این موج نتایج بسیاری داشت. مهم‌ترین تأثیر آن در حوزۀ غزل فارسی رخ داد.{{سخ}}
+
غزل فارسی در دهۀ گذشته رشد چشمگیری کرده است؛ پس باید منتظر معرفی غزل‌سرایی برجسته باشیم. در دهۀ هفتاد خورشیدی، موجی اعتراضی ضدِ زیبایی‌شناسی در شعر فارسی برخاست. این موج نتایج بسیاری داشت. مهم‌ترین تأثیر آن در حوزۀ غزل فارسی رخ داد.{{سخ}}
هیچ توجه و علاقه‌ای به نام‌بردن از انواع غزلیات رایج مانند [[غزل پست‌مدرن]]، غزل [[نیما|نیمایی]]، [[غزل نو]] و دیگر انواع آن ندارم؛ ولی باید به این موضوع توجه کنیم که روزگاری، سخن‌گفتن از برخی مفاهیم، در غزل، پذیرفتنی نبود؛ اما امروز این قالب سنتی و کهن شعر فارسی را برای جدیدترین و مدرن‌ترینِ پدیده‌ها به‌کار می‌گیرند. تا سه سال پیش با غزل مخالف بودم. امروز غزل‌هایی را می‌خوانم و می‌شنوم که با کنارگذاشتن بسیاری از مفاهیم، به‌شایستگی رشد کرده است؛ در واقع در دهۀ گذشته، شعر فارسی رشد چشمگیری کرده است و غزل نیز از این حرکت روبه‌جلو برکنار نبوده است.{{سخ}}
+
هیچ توجه و علاقه‌ای به نام‌بردن از انواع غزلیات رایج مانند [[غزل پست‌مدرن]]، غزل [[نیما|نیمایی]]، [[غزل نو]] و دیگر انواع آن ندارم؛ ولی باید به این موضوع توجه کنیم که روزگاری، سخن‌گفتن از برخی مفاهیم، در غزل پذیرفتنی نبود؛ اما امروز این قالب سنتی و کهن شعر فارسی را برای جدیدترین و مدرن‌ترینِ پدیده‌ها به‌کار می‌گیرند. تا سه سال پیش با غزل مخالف بودم. امروز غزل‌هایی را می‌خوانم و می‌شنوم که با کنارگذاشتن بسیاری از مفاهیم، به‌شایستگی رشد کرده است؛ در واقع در دهۀ گذشته، شعر فارسی رشد چشمگیری کرده است و غزل نیز از این حرکت روبه‌جلو برکنار نبوده است.{{سخ}}
طنز و نبود قطعیت یکی از ویژگی‌های مثبت رشد غزل در سال‌های گذشته است. این ویژگی را در غزل‌های امروز به‌صورت دیالکتیکی بیان می‌کنند؛ ولی باید به این نکته توجه کنیم که این حرکت زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که برجسته‌ترین شاعر خود در این راه را به جامعه بشناساند و مردم هم این شاعر بزرگ را بشناسند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/93092515123/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2|عنوان = نظر مجابی، موسوی و شمس لنگَرودی درباره غزل امروز}}</ref>
+
طنز و نبود قطعیت یکی از ویژگی‌های رشد غزل در سال‌های گذشته است. این ویژگی را در غزل‌های امروز به‌صورت دیالکتیکی بیان می‌کنند؛ ولی باید به این نکته توجه کنیم که این حرکت زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که برجسته‌ترین شاعر خود در این راه را به جامعه بشناساند و مردم هم این شاعر بزرگ را بشناسند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/93092515123/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2|عنوان = نظر مجابی، موسوی و شمس لنگَرودی دربارۀ غزل امروز}}</ref>
 
<br>
 
<br>
 
====چرایی رواج غزل====
 
====چرایی رواج غزل====
سطر ۲۳۱: سطر ۲۳۱:
  
 
====واپس‌گرایی در موسیقی و حافظ‌خوانی====
 
====واپس‌گرایی در موسیقی و حافظ‌خوانی====
'''مصاحبه‌گر:''' علت توجه موسیقی‌دانان و آوازخوانان ایران، به شعر عصر مغول چیست؟ چرا [[احمد شاملو]] می‌گوید موسیقی ما کُند و راکد است؟{{سخ}}
+
'''مصاحبه‌گر''': علت توجه موسیقی‌دانان و آوازخوانان ایران به شعر عصر مغول چیست؟ چرا [[احمد شاملو]] می‌گوید موسیقی ما کُند و راکد است؟{{سخ}}
'''پاسخ:''' گرایش‌داشتن ما دلیل قدرتمندی آن‌ها نیست؛ بلکه نشانۀ ماندگی ماست. حرف من همین است. حافظ هنوز بزرگ‌ترین شاعر ایران است! چرا او قدرتمندترین شاعر ایران است؟! برایِ‌اینکه ما در هفت‌صد سال پیش زندگی می‌کنیم. نمی‌خواهم بگویم حافظ یا مولوی یا موسیقی سنتی بد است. این‌ها بسیار محترم‌اند؛ منتها حرمتشان به‌خاطر آن است که ما مثل هفت‌صد سال پیش می‌اندیشیم. ما در خلوت خودمان کمانچه می‌شنویم. این سخن من در رد کمانچه نیست، در رد ماست. اشارۀ من به واپس‌گرایی است.<ref name = ''واپس‌گرایی‌ها''/> ما چه در زندگی عمومی، چه در زندگی خصوصی به بیماری نوستالژی دچاریم. این به‌سبب درجازدن ماست. شما همین رادیو خودمان را که روشن کنید، پشت‌سرِهم دارند غزل‌های حافظ می‌خوانند. حافظ بد نیست؛ اما چرا این‌همه غزل‌های او را می‌خوانند؟ برایِ‌اینکه تلقی ما از زندگی امروزمان مثل تلقی مردم دورۀ مغول است. مشکل ما این است.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۶}}</ref>
+
'''پاسخ''': گرایش‌داشتن ما دلیل قدرتمندی آن‌ها نیست؛ بلکه نشانۀ ماندگی ماست. حرف من همین است. حافظ هنوز بزرگ‌ترین شاعر ایران است! چرا او قدرتمندترین شاعر ایران است؟! برایِ‌اینکه ما در هفت‌صد سال پیش زندگی می‌کنیم. نمی‌خواهم بگویم حافظ یا مولوی یا موسیقی سنتی بد است. این‌ها بسیار محترم‌اند؛ منتها حرمتشان به‌خاطر آن است که ما مثل هفت‌صد سال پیش می‌اندیشیم. ما در خلوت خودمان کمانچه می‌شنویم. این سخن من در رد کمانچه نیست. در رد ماست. اشارۀ من به واپس‌گرایی است.<ref name = ''واپس‌گرایی‌ها''/> ما چه در زندگی عمومی، چه در زندگی خصوصی به بیماری نوستالژی دچاریم. این به‌سبب درجازدن ماست. شما همین رادیو خودمان را که روشن کنید، پشت‌سرِهم دارند غزل‌های حافظ می‌خوانند. حافظ بد نیست؛ اما چرا این‌همه غزل‌های او را می‌خوانند؟ برایِ‌اینکه تلقی ما از زندگی امروزمان مثل تلقی مردم دورۀ مغول است. مشکل ما این است.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۶}}</ref>
 
<br>
 
<br>
 
====[[موسیقیِ شعر]]====
 
====[[موسیقیِ شعر]]====
شاید تا پنج سال پیش معتقد بودم شعر باید موسیقی داشته باشد؛ اما الان، در شعر، به یک نوع ایجاز معتقدم که شعر را از نثربودن یا همان پراکندگی دور می‌کند. اگر این نوع ایجاز وجود داشته باشد، خودبه‌خود نوعی موسیقی هم در شعر به‌وجود می‌آید. من آن موسیقی را که در شعر شاملو وجود دارد، تعقیب نمی‌کنم. معتقدم در شعر به‌طور طبیعی ایجاز وجود دارد. همین ایجاز و فشردگی، نوعی فشردگی کلامی می‌سازد که به موسیقی نزدیک است.<ref name = ''شعربرتر''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۷}}</ref>
+
شاید تا پنج سال پیش معتقد بودم شعر باید موسیقی داشته باشد؛ اما الان، در شعر، به یک نوع ایجاز معتقدم که شعر را از نثربودن یا همان پراکندگی دور می‌کند. اگر این نوع ایجاز وجود داشته باشد، خودبه‌خود نوعی موسیقی هم در شعر به‌وجود می‌آید. من آن موسیقی را که در شعر شاملو هست، تعقیب نمی‌کنم. معتقدم در شعر به‌طور طبیعی ایجاز وجود دارد. همین ایجاز و فشردگی، نوعی فشردگی کلامی می‌سازد که به موسیقی نزدیک است.<ref name = ''شعربرتر''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۷}}</ref>
 
<br>
 
<br>
 
====ذوق عامه در [[موسیقی شعر]]====
 
====ذوق عامه در [[موسیقی شعر]]====
هر حرکت پیشگامانه‌ای سیلی‌ می‌زند به ذوق عامه. عامه چیزی را زمین می‌گذارد یا بر می‌دارد که مطمئن باشد از آن، بنابراین، به‌خودیِ‌خود، هر کار پیشگامانه‌ای سیلی به ذوق عامه است؛ البته فکر نکنید سیلی باعث می‌شود آن‌ها بیدار شوند و پشت‌سرما راه بیفتند. سیلی به‌درد عامه نمی‌خورد. حرکت‌های پیشگامانه سیلی می‌زنند تا اهل هنر به‌خودشان بیابند. می‌زنند که طیف هنرمندان خودشان بیایند و راه جدید را ببینند. فقط هم ملت ایران نیست که موسیقیِ شعر را دوست دارد. همه‌جا همین‌طور است. شاید فردا وضع طوری پیش برود که دوباره، همه از وزن خوششان بیاید. از موسیقی شعر خوششان بیاید. به‌هیچ‌وجه نمی‌شود پیش‌بینی کرد.<ref name = ''وزن‌کاوی''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۷}}</ref>
+
هر حرکت پیشگامانه‌ای سیلی‌ می‌زند به ذوق عامه. عامه چیزی را زمین می‌گذارد یا برمی‌دارد که مطمئن باشد از آن، بنابراین، به‌خودیِ‌خود، هر کار پیشگامانه‌ای سیلی به ذوق عامه است؛ البته فکر نکنید سیلی باعث می‌شود آن‌ها بیدار شوند و پشت‌سر ما راه بیفتند. سیلی به‌درد عامه نمی‌خورد. حرکت‌های پیشگامانه سیلی می‌زنند تا اهل هنر به‌خودشان بیایند. می‌زنند که طیف هنرمندان خودشان بیایند و راه جدید را ببینند. فقط هم ملت ایران نیست که موسیقیِ شعر را دوست دارد. همه‌جا همین‌طور است. شاید فردا وضع طوری پیش برود که دوباره همه از وزن خوششان بیاید. از موسیقی شعر خوششان بیاید. به‌هیچ‌وجه نمی‌شود پیش‌بینی کرد.<ref name = ''وزن‌کاوی''>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۷}}</ref>
  
 
====شعر [[سپید]]====
 
====شعر [[سپید]]====
سطر ۲۴۴: سطر ۲۴۴:
  
 
====بررسی [[شعر نو|شعر معاصر]]====
 
====بررسی [[شعر نو|شعر معاصر]]====
شعر ایران از اواخر [[دهۀ چهل]] رو به بحران رفت و از اواسط دهۀ پنجاه مخاطب وسیع خود را از دست داد. در آن زمان، ما با دو نوع شعر روبه‌رو بودیم. یک، «شعر شعاری» و به اصطلاح سیاسی که مقالات موزون سیاسی بود. دو، «شعر مدعی [[فرمالیسم|فرمگرایی]]» که به مخاطب عام شعر اعتنایی نداشت.{{سخ}}
+
شعر ایران از اواخر [[دهۀ چهل]] رو به بحران رفت و از اواسط دهۀ پنجاه مخاطب وسیع خود را از دست داد. در آن زمان، ما با دو نوع شعر روبه‌رو بودیم: یک، «شعر شعاری» و به‌اصطلاح سیاسی که مقالات موزون سیاسی بود؛ دو، «شعر مدعی [[فرمالیسم|فرمگرایی]]» که به مخاطب عام شعر اعتنایی نمی‌کرد.{{سخ}}
الان دو جریان شعری در فضای ادبیات ایران وجود دارد. یکی «شعر پیچیده» که شعر محافل ادبی است. دومی «شعر سهل و ممتنع» که شعر مخاطب عام است. در هر دو نوع شعر هم [[شعر سیاسی]] را می‌بینیم. در این دو جریان البته آسیب‌هایی نیز وجود دارد. برای شعر پیچیده این خطر است که به هذیان تبدیل شود و برای [[شعر ساده]] این خطر است که به حرف‌های معمولی و پیش‌پاافتاده نزدیک شود.<ref name = ''همدل‌کده''/>
+
الان هم دو جریان شعری در فضای ادبیات ایران وجود دارد: یک، «شعر پیچیده» که شعر محافل ادبی است؛ دو، «شعر سهل‌وممتنع» که شعر مخاطب عام است. در هر دو نوع شعر هم [[شعر سیاسی]] را می‌بینیم. در این دو جریان، البته آسیب‌هایی نیز وجود دارد. در شعر پیچیده این خطر هست که شعر به هذیان تبدیل شود و در [[شعر ساده]] این خطر است که به حرف‌های معمولی و پیش‌پاافتاده نزدیک شود.<ref name = ''همدل‌کده''/>
 
====سخن جنجال‌برانگیز شمس====
 
====سخن جنجال‌برانگیز شمس====
 
شمس لنگَرودی دربارۀ [[یداللّه رؤیایی]] و [[رضا براهنی]] و [[علی باباچاهی]] چنین گفته است:
 
شمس لنگَرودی دربارۀ [[یداللّه رؤیایی]] و [[رضا براهنی]] و [[علی باباچاهی]] چنین گفته است:
سطر ۲۵۶: سطر ۲۵۶:
 
:«کسی که براهنی و رؤیایی را شاعر نداند، باید بازگردد و [[شعر نو]] را از اول، از اکابر بخواند.»{{سخ}}
 
:«کسی که براهنی و رؤیایی را شاعر نداند، باید بازگردد و [[شعر نو]] را از اول، از اکابر بخواند.»{{سخ}}
 
[[منصور خورشیدی]] نیز چنین نوشت:
 
[[منصور خورشیدی]] نیز چنین نوشت:
:«همین گرایش به [[شعر ساده]]، شمس لنگَرودی را به ساده‌اندیشی و خروج‌ازشعر برده است. شما «پل والری» را بدخوانی کردی و فکر کردی فهمیدی. [[شعر حجم]] را که هرگز نمی‌فهمی! شاعران حجم استقلال زبانی دارند. زبان تجربه‌ای است پُر از دانایی و آگاهی که به‌راحتی می‌تواند این‌ها را به ذهن‌وزبانِ گیرندۀ متن انتقال دهد. این است اقتدار زبان که هرگز به آن نرسیدی!»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://lovelymanifesto.blogfa.com/post/156/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88‏|عنوان= بررسی گفت‌وگوی اخیر شمس لنگَرودی و واکنش مخالفان او}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-8/93763-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DA%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B6-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= فیض شریفی در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی}}</ref>
+
:«همین گرایش به [[شعر ساده]]، شمس لنگَرودی را به ساده‌اندیشی و خروج‌ازشعر برده است. شما پل والری را بدخوانی کردی و فکر کردی فهمیدی. [[شعر حجم]] را که هرگز نمی‌فهمی! شاعران حجم استقلال زبانی دارند. زبان تجربه‌ای است پُر از دانایی و آگاهی که به‌راحتی می‌تواند این‌ها را به ذهن‌وزبانِ گیرندۀ متن انتقال دهد. این است اقتدار زبان که هرگز به آن نرسیدی!»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://lovelymanifesto.blogfa.com/post/156/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88‏|عنوان= بررسی گفت‌وگوی اخیر شمس لنگَرودی و واکنش مخالفان او}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-8/93763-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DA%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B6-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= فیض شریفی در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی}}</ref>
 
<br>
 
<br>
 
====زمینه‌های شکل‌گیری [[شعر سیاسی]] از چشم‌انداز شمس====
 
====زمینه‌های شکل‌گیری [[شعر سیاسی]] از چشم‌انداز شمس====
 
=====سردرگمی مشروطه‌خواهان=====  
 
=====سردرگمی مشروطه‌خواهان=====  
 
انقلاب مشروطه تاریخ ایران را از مسیر طبیعی خود خارج کرد. تا پیش از آن، در طول تاریخ هزاران‌سالۀ خود، صاحب هویتی شده بودیم. این هویت اگرچه فلج‌شده و به‌زبانی ساده «توسری‌خور» بود، نام «هویت ایرانی» را با خود یدک می‌کشید. همین هویت ایرانی را در کتاب ''رستم‌التواریخ'' و ''تجارب‌السلف'' و کتاب‌های تاریخی دیگر و نیز در کتاب ''شاهدبازی در ایران'' می‌بینیم.{{سخ}}
 
انقلاب مشروطه تاریخ ایران را از مسیر طبیعی خود خارج کرد. تا پیش از آن، در طول تاریخ هزاران‌سالۀ خود، صاحب هویتی شده بودیم. این هویت اگرچه فلج‌شده و به‌زبانی ساده «توسری‌خور» بود، نام «هویت ایرانی» را با خود یدک می‌کشید. همین هویت ایرانی را در کتاب ''رستم‌التواریخ'' و ''تجارب‌السلف'' و کتاب‌های تاریخی دیگر و نیز در کتاب ''شاهدبازی در ایران'' می‌بینیم.{{سخ}}
انقلاب مشروطه ساختار فرهنگی ایران و روند طبیعی زندگی ایرانیان را دگرگون کرد. غرب به «جامعۀ موزون» معروف است؛ زیرا غربی‌ها در مسیری طبیعی، از وضعیت ارباب‌ورعیتی به [[مدرنیسم]] رسیده‌اند. تاریخ غرب روند طبیعیِ «گذار» را تجربه کرده است. مثالی ساده برای روند طبیعیِ گذار، مراحل به‌جوش‌آمدن و بخارشدن آب است. آب نخست به ۱۰۰ درجه می‌رسد، سپس به‌جوش می‌آید و سرانجام بخار می‌شود؛ اما در ایران، پیش از آنکه آب به ۱۰۰ درجه برسد، آن را به نقطۀ جوش رساندند.{{سخ}}
+
انقلاب مشروطه ساختار فرهنگی ایران و روند طبیعی زندگی ایرانیان را دگرگون کرد. غرب به «جامعۀ موزون» معروف است؛ زیرا غربی‌ها در مسیری طبیعی، از وضعیت ارباب‌ورعیتی به [[مدرنیسم]] رسیده‌اند. تاریخ غرب روند طبیعیِ «گذار» را تجربه کرده است. مثالی ساده برای روند طبیعیِ گذار، مراحل به‌جوش‌آمدن و بخارشدن آب است. آب نخست به ۱۰۰ درجه می‌رسد. سپس به‌جوش می‌آید و سرانجام بخار می‌شود؛ اما در ایران، پیش از آنکه آب به ۱۰۰ درجه برسد، آن را به نقطۀ جوش رساندند.{{سخ}}
 
نزدیک به سال ۱۱۵۰ش، شماری از تاجران و سیاست‌مداران ایرانی راهی غرب شدند. در آنجا گونه‌ای دیگر از زندگی اجتماعی را دیدند و از آن تأثیر پذیرفتند. آن‌ها می‌گفتند که ساختار اجتماعی ایران نیز باید همچون غرب دگرگون شود؛ به‌بیانی می‌خواستند ایران را برای زایش این وضعیت تازه سزارین کنند. برای عملی‌کردن این اندیشه و دستیابی به این خواسته نیز در سال ۱۲۲۸ روزنامه‌ای به‌نام ''اختر'' منتشر کردند؛ اما مردم آن‌قدر با اندیشه‌های ''اختر'' بیگانه بودند که نویسندگان و هوا‌دارانِ آن را «اختری‌مذهب» نامیدند.{{سخ}}
 
نزدیک به سال ۱۱۵۰ش، شماری از تاجران و سیاست‌مداران ایرانی راهی غرب شدند. در آنجا گونه‌ای دیگر از زندگی اجتماعی را دیدند و از آن تأثیر پذیرفتند. آن‌ها می‌گفتند که ساختار اجتماعی ایران نیز باید همچون غرب دگرگون شود؛ به‌بیانی می‌خواستند ایران را برای زایش این وضعیت تازه سزارین کنند. برای عملی‌کردن این اندیشه و دستیابی به این خواسته نیز در سال ۱۲۲۸ روزنامه‌ای به‌نام ''اختر'' منتشر کردند؛ اما مردم آن‌قدر با اندیشه‌های ''اختر'' بیگانه بودند که نویسندگان و هوا‌دارانِ آن را «اختری‌مذهب» نامیدند.{{سخ}}
در ادامه، کنش‌وواکنش‌های زیادی دست‌به‌دست هم داد. سرانجام نیز روشن‌فکران با هدف تبدیل‌کردن نظام پیشین به نظامی مدرن، انقلاب مشروطه را به‌ثمر رساندند؛ اما چون از پیشینه‌ای درخورِ این دگرگونی بی‌بهره بودند، نمی‌دانستند پس از آن، چه هدفی را باید پی بگیرند و چه ساختاری را باید جایگزین قاجار کنند.<ref name= ''زمینه‌بینی''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/67|عنوان= تولد در میان خوش و آتش}}</ref>{{سخ}}
+
در ادامه، کنش‌وواکنش‌های زیادی دست‌به‌دست هم داد. سرانجام نیز روشن‌فکران با هدف تبدیل‌کردن نظام پیشین به نظامی مدرن، انقلاب مشروطه را به‌ثمر رساندند؛ اما چون از پیشینه‌ای درخورِ این دگرگونی بی‌بهره بودند، نمی‌دانستند پس از آن، چه هدفی را باید پی بگیرند و چه ساختاری را باید جایگزین قاجار کنند.<ref name= ''زمینه‌بینی''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/67|عنوان= تولد در میان خون و آتش}}</ref>{{سخ}}
  
 
=====مانعی به‌نام رضاخان=====
 
=====مانعی به‌نام رضاخان=====
در اوضاع آشفتۀ پایان دورۀ قاجار، سروکلۀ فردی به‌نام رضاخان پیدا شد. او همۀ روشن‌فکران را سر جای خود نشاند؛ زیرا توافقی در میان رضاخان و آن‌ها نبود. روشن‌فکران آغازکنندۀ انقلاب مشروطه بودند؛ اما رضاخان نظام دیگری آغاز کرد. او می‌خواست به‌شیوۀ خودش، یعنی هرمی و تک‌نفره و نیز بدون تکیه‌کردن به مجلس، ایران را از وضعیت ارباب‌ورعیتی به‌سوی [[مدرن|مدرنیته]] رهنمون شود؛ ازاین‌رو همۀ روشن‌فکران درگیری تازه‌ای با نظام رضاشاهی آغاز کردند؛ [[نیما]] پرچم‌دار پابرجای این رویارویی بود. او چندصباحی نیز در گروهی چریکی بود. آن‌ها می‌خواستند به تهران حمله کنند. نیما [[شعر نو]]اش را در چنین زمینۀ سیاسی پرآشوبی پروراند.{{سخ}}
+
در اوضاع آشفتۀ پایان دورۀ قاجار، سروکلۀ فردی به‌نام رضاخان پیدا شد. او همۀ روشن‌فکران را سر جای خود نشاند؛ زیرا توافقی در میان رضاخان و آن‌ها نبود. روشن‌فکران آغازکنندۀ انقلاب مشروطه بودند؛ اما رضاخان نظام دیگری آغاز کرد. او می‌خواست به‌شیوۀ خودش، یعنی هرمی و تک‌نفره و نیز بدون تکیه‌کردن به مجلس، ایران را از وضعیت ارباب‌ورعیتی به‌سوی [[مدرن|مدرنیته]] رهنمون شود؛ ازاین‌رو همۀ روشن‌فکران درگیری تازه‌ای با نظام رضاشاهی آغاز کردند. [[نیما]] پرچم‌دار پابرجای این رویارویی بود. او چندصباحی نیز در گروهی چریکی بود. آن‌ها می‌خواستند به تهران حمله کنند. نیما [[شعر نو]] خود را در چنین زمینۀ سیاسی پرآشوبی پروراند.{{سخ}}
پس از کشته‌شدن صوراسرافیل و تقی رفعت و نیز ازبین‌رفتن این حلقه، نیما فهمید که اگر قرار است به کارش ادامه دهد، می‌بایست با رمز و کنایه شعر بنویسد؛ ازاین‌رو شعر نو در ایران، از همان آغاز شعری [[سمبولیسم|نمادین]] و کنایی شد. هرچند حکومت رضاشاه به‌گونه‌ای رفتار کرد که نیما چندین سال از سرودن شعر نو پرهیخت، تاریخ مشروطه بازمی‌نمایاند که شعر نو در این سرزمین، کار خود را با سرشتی سرتاپا سیاسی آغاز کرد.<ref name = ''زمینه‌بینی''/>
+
نیما پس از کشته‌شدن صوراسرافیل و تقی رفعت و نیز ازبین‌رفتن «حلقۀ مکتب تبریز» فهمید که اگر قرار است به کارش ادامه دهد، می‌بایست با رمز و کنایه شعر بنویسد؛ ازاین‌رو شعر نو در ایران، از همان آغاز شعری [[سمبولیسم|نمادین]] و کنایی شد. هرچند حکومت رضاشاه به‌گونه‌ای رفتار کرد که نیما چندین سال از سرودن شعر نو پرهیخت، تاریخ مشروطه بازمی‌نمایاند که شعر نو در این سرزمین، کار خود را با سرشتی سرتاپا سیاسی آغاز کرد.<ref name = ''زمینه‌بینی''/>
  
 
===موضع‌گیری‌ها===
 
===موضع‌گیری‌ها===
 
====[[شعر ساده]]====
 
====[[شعر ساده]]====
شعر باید مانند شعرهای سعدی سهل و ممتنع باشد و مثل موسیقی با مخاطب ارتباط قلبی برقرار کند. شعر توانایی آن را دارد که در عین سادگی، کارهای روزمره را چون شعر [[فروغ فرخ‌زاد|فروغ]] به مسائل ازلی و ابدی تبدیل کند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97090301023/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF|عنوان= شعر باید سهل و ممتنع باشد}}</ref>
+
شعر باید مانند شعرهای سعدی سهل‌وممتنع باشد و مثل موسیقی با مخاطب ارتباط قلبی برقرار کند. شعر می‌تواند مثل شعر [[فروغ فرخ‌زاد|فروغ]]در عین سادگی، کارهای روزمره را به مسائلی ازلی و ابدی تبدیل کند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97090301023/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF|عنوان= شعر باید سهل‌وممتنع باشد}}</ref>
  
 
====جهانی‌نشدن ادبیات فارسی====
 
====جهانی‌نشدن ادبیات فارسی====
ایران ۱۰۰ سال نیست که وارد [[مدرن|مدرنیته]] شده است. ۱۰۰ سال نیست که کت‌شلوار می‌پوشیم. نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم با آن‌هایی مقایسه شویم که ۴۰۰ سال است مظهر مدرنیته‌اند. بااین‌حال، ما [[صادق هدایت]] را داریم که وقتی وارد فرانسه می‌شود، می‌گویند بزرگ‌ترین نویسندۀ [[سورئالیسم|سورئالیست]] وارد فرانسه شده است یا [[صادق چوبک]] که قطعاً جهانی است. داستان‌های [[بیژن نجد]]ی جهانی است. منتها جهانی‌شدن با یک کتاب دو کتاب نیست، باید جریان فرهنگی باشد به‌ویژه در ایران که کتاب همواره مترادف با مرگ بوده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bartarinha.ir/fa/news/699968/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی؛ بنجامین‌باتن ادبیات ایران}}</ref>
+
ایران ۱۰۰ سال نیست که وارد [[مدرن|مدرنیته]] شده است. ۱۰۰ سال نیست کت‌شلوار می‌پوشیم. نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم با آن‌هایی مقایسه شویم که ۴۰۰ سال است مظهر مدرنیته‌اند. بااین‌حال، ما [[صادق هدایت]] را داریم که وقتی وارد فرانسه می‌شود، می‌گویند بزرگ‌ترین نویسندۀ [[سورئالیسم|سورئالیست]] وارد فرانسه شده است یا [[صادق چوبک]] که قطعاً جهانی است. داستان‌های [[بیژن نجد]]ی جهانی است. منتها جهانی‌شدن با یک کتاب دو کتاب نیست. باید جریان فرهنگی باشد، به‌ویژه در ایران که کتاب همواره مترادف با مرگ بوده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bartarinha.ir/fa/news/699968/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی؛ بنجامین‌باتن ادبیات ایران}}</ref>
 
===زمینهٔ فعالیت===
 
===زمینهٔ فعالیت===
 
سرودن شعر، پژوهش در ادبیات کهن و ادبیات معاصر، داستان‌نویسی و رمان‌نویسی‌، قصه‌نویسی، ویراستاری، آلبوم‌های شعرخوانی، بازیگری در سینما و تئاتر، خوانندگی
 
سرودن شعر، پژوهش در ادبیات کهن و ادبیات معاصر، داستان‌نویسی و رمان‌نویسی‌، قصه‌نویسی، ویراستاری، آلبوم‌های شعرخوانی، بازیگری در سینما و تئاتر، خوانندگی
سطر ۲۸۲: سطر ۲۸۲:
 
کارنامۀ شمس بی‌گمان ارزنده و پرتلألوست. تابنده است. به‌چشم من سلوکی است که رخ داده است. طیِ راه‌وروشی است که به پشت‌گرمی و پشتوانه‌ای راستین و جسارتی پخته، انسان را از دربرگیرندگی حرارت‌های به‌تندی‌گذرنده نگاه می‌دارد؛ پس درود بر شمس.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= علی‌پور|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس محض|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۱۲۷}}</ref>
 
کارنامۀ شمس بی‌گمان ارزنده و پرتلألوست. تابنده است. به‌چشم من سلوکی است که رخ داده است. طیِ راه‌وروشی است که به پشت‌گرمی و پشتوانه‌ای راستین و جسارتی پخته، انسان را از دربرگیرندگی حرارت‌های به‌تندی‌گذرنده نگاه می‌دارد؛ پس درود بر شمس.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= علی‌پور|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس محض|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۱۲۷}}</ref>
 
====[[بیژن نجدی]]====
 
====[[بیژن نجدی]]====
[[بیژن نجدی|پروانه محسنی آزاد]]، همسر نجدی می‌گوید، شبی نجدی داستان ''سپرده به زمین را'' برای شمس لنگَرودی خواند. شمس از کتاب خوشش آمد و پرسید چرا تاکنون این‌ها را به‌صورت کتاب منتشر نکرده‌ای. در واقع شمس لنگَرودی معرف چاپ کتاب‌های بیژن نجدی بود.<ref name = ''نظرسنجی''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8612-10271.67732/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%8A%DA%98%D9%86-%D9%86%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%AA-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%D9%8A|عنوان = در مراسم بزرگداشت بیژن نجدی عنوان شد: شاعری با حساسیت سپهری و نویسنده‌ای با تکنیک گلشیری}}</ref> نخستین‌بار شمس نجدی را به انتشارات مرکز برای چاب کتاب ''یوزپلنگانی که با من دویده‌اند'' معرفی می‌کند.
+
[[بیژن نجدی|پروانه محسنی آزاد]]، همسر نجدی می‌گوید که شبی نجدی داستان ''سپرده به زمین را'' برای شمس لنگَرودی خواند. شمس از کتاب خوشش آمد و پرسید: «چرا تاکنون این‌ها را به‌صورت کتاب منتشر نکرده‌ای؟» در واقع شمس لنگَرودی معرف چاپ کتاب‌های بیژن نجدی بود.<ref name = ''نظرسنجی''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8612-10271.67732/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%8A%DA%98%D9%86-%D9%86%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%AA-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%D9%8A|عنوان = در مراسم بزرگداشت بیژن نجدی عنوان شد: شاعری با حساسیت سپهری و نویسنده‌ای با تکنیک گلشیری}}</ref> نخستین‌بار شمس نجدی را به انتشارات مرکز برای چاب کتاب ''یوزپلنگانی که با من دویده‌اند'' معرفی می‌کند.
 
====علی‌رضا رئیس‌دانایی====
 
====علی‌رضا رئیس‌دانایی====
معنا و سادگی شعرهای شمس لنگَرودی مرا به‌سوی خودش کشاند و به انتشار آثارش علاقه‌مند شدم. سرشت شمس شاعرانه است. در افکار و گفتار و روش زندگی و منشش نیز شاعرانگی هویداست. فخرفروشی انسان‌های به‌شهرت‌رسیده را ندارد. پس از رسیدن به قله‌های ادبی خود را گم نکرده است. طنزگویی و طنزپردازی نیز از دیگرهنرهای شمس لنگَرودی است. افتخار می‌کنم ناشر آثارشم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد}}</ref>
+
معنا و سادگی شعرهای شمس لنگَرودی مرا به‌سوی خودش کشاند و به انتشار آثارش علاقه‌مند شدم. سرشت شمس شاعرانه است. در افکار و گفتار و روش زندگی و منشش نیز شاعرانگی هویداست. فخرفروشی انسان‌های به‌شهرت‌رسیده را ندارد. پس از رسیدن به قله‌های ادبی خود را گم نکرده است. طنزگویی و طنزپردازی نیز از دیگر هنرهای شمس لنگَرودی است. افتخار می‌کنم ناشر آثارشم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد}}</ref>
  
 
====رشید کاکاوند====
 
====رشید کاکاوند====
یکی از مبانی [[زیبایی‌شناسیِ]] شمس بر اصل غافل‌گیری مبتنی است. او این مبانی را با تخیل و زبان می‌سازد. شمس با شعر فارسی خو گرفته است. تخیل او نیز به‌ویژه در شعرهای کوتاه و عبارت‌های پایانی، سرخوشی پیش‌بینی‌نشده‌ای به مخاطب می‌دهد و او را میخ‌کوب می‌کند. نه‌تنها نوبودن زبانِ شمس که نگاه خودویژۀ او به موضوعات، مخاطب را شگفت‌زده می‌کند. شمس موضوع‌ها و پدیده‌های آشنا را به‌یاد مخاطب می‌آورد؛ اما یک‌باره [[آشنایی‌زدایی]] می‌کند: «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست  ویران کرده لانۀ مورچگان را.» او نخست به‌گونه‌ای از شعر سعدی یاد می‌کند که آشنایی ایجاد شود. بعد، آشنایی‌زدایی می‌کند.<ref name= ''آینه‌رو''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8602-05653/|عنوان= مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی برگزار شد «در جهان پر از آشوب از تعهد انسانی غافل نمی‌ماند»}}</ref>  
+
یکی از مبانی [[زیبایی‌شناسیِ]] شمس بر اصل غافل‌گیری مبتنی است. او این مبانی را با تخیل و زبان می‌سازد. شمس با شعر فارسی خو گرفته است. تخیل او نیز به‌ویژه در شعرهای کوتاه و عبارت‌های پایانی، سرخوشی پیش‌بینی‌نشده‌ای به مخاطب می‌دهد و او را میخ‌کوب می‌کند. نه‌تنها نوبودن زبانِ شمس که نگاه خودویژۀ او به موضوعات، مخاطب را شگفت‌زده می‌کند. شمس موضوع‌ها و پدیده‌های آشنا را به‌یاد مخاطب می‌آورد؛ اما یک‌باره [[آشنایی‌زدایی]] می‌کند: «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست، ویران کرده لانۀ مورچگان را.» او نخست به‌گونه‌ای از شعر سعدی یاد می‌کند که آشنایی ایجاد شود. بعد، آشنایی‌زدایی می‌کند.<ref name= ''آینه‌رو''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8602-05653/|عنوان= مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی برگزار شد «در جهان پر از آشوب از تعهد انسانی غافل نمی‌ماند»}}</ref>  
  
 
====[[احمد پوری]]====
 
====[[احمد پوری]]====
سطر ۲۹۴: سطر ۲۹۴:
  
 
====سعید شیری====
 
====سعید شیری====
«شعر شمس شعری است ساده و در دسترس. در چنین شعری، نه فخامت و [[شعر نو|باستان‌گرایی]] [[شاملو]]وار هست، نه موسیقی و وزنِ شعرهای [[اخوان]] و [[سپهری]] و [[فروغ]] به‌گوش می‌خورد. در آن، نه آرمان‌گرایی به‌معنای رایج و بایدونباید و توصیه به چیزی و پرهیز از چیز دیگر در آن وجود دارد، نه تخیل کودکانه و مهارنشدۀ [[احمدرضا احمدی]] و زبان‌وبیان به‌ظاهر رها و در باطن سرسپردۀ متوهمان [[شعر پست‌مدرن]] به‌چشم می‌آید؛ چراکه تقریباً به هیچ‌یک از این‌ها باور ندارد.{{سخ}}  
+
«شعر شمس شعری است ساده و در دسترس. در چنین شعری، نه فخامت و [[شعر نو|باستان‌گرایی]] [[شاملو]]وار هست، نه موسیقی و وزنِ شعرهای [[اخوان]] و [[سپهری]] و [[فروغ]] به‌گوش می‌خورد. نه آرمان‌گرایی به‌معنای رایج و بایدونباید و توصیه به چیزی و پرهیز از چیز دیگر در آن وجود دارد، نه تخیل کودکانه و مهارنشدۀ [[احمدرضا احمدی]] و زبان‌وبیان به‌ظاهر رها و در باطن سرسپردۀ متوهمان [[شعر پست‌مدرن]] به‌چشم می‌آید؛ چراکه تقریباً به هیچ‌یک از این‌ها باور ندارد.{{سخ}}  
 
«او پاره‌ای از شیوه‌ها و شگردها و ویژگی‌های شعر نسل پیشین را برخاسته از پس‌زمینه‌هایی می‌داند که امروز دیگر وجود ندارد. پاره‌ای از دستاویزها و دل‌مشغولی‌های بخشی از امروزیان را نیز بی‌اصالت و زاییدۀ سردرگمیِ ناشی از فروپاشی باورهای پیشین و جایگزین‌نشدن پس‌زمینه‌های تازه می‌داند و در این راه ساز خودش را می‌زند.{{سخ}}  
 
«او پاره‌ای از شیوه‌ها و شگردها و ویژگی‌های شعر نسل پیشین را برخاسته از پس‌زمینه‌هایی می‌داند که امروز دیگر وجود ندارد. پاره‌ای از دستاویزها و دل‌مشغولی‌های بخشی از امروزیان را نیز بی‌اصالت و زاییدۀ سردرگمیِ ناشی از فروپاشی باورهای پیشین و جایگزین‌نشدن پس‌زمینه‌های تازه می‌داند و در این راه ساز خودش را می‌زند.{{سخ}}  
 
«شعر شمس طی نزدیک به سه دهه، تلاشی بوده است برای بازکردن باب مکالمه‌ای تازه با جهان. یک‌جور کوشش مدام و به‌دور از شتاب‌زدگی، برای گشودن پنجره‌ای تازه به جنگل مولایی به‌نام زندگی که در آن سوی پنجره، در کنش‌وواکنش همیشگی‌اش هنجار و دگردیسی‌های خودش را دارد و برای هیچ‌کار از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد.»<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= شیری|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس آفتاب تازۀ زندگی|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات=۲۱۴}}</ref>
 
«شعر شمس طی نزدیک به سه دهه، تلاشی بوده است برای بازکردن باب مکالمه‌ای تازه با جهان. یک‌جور کوشش مدام و به‌دور از شتاب‌زدگی، برای گشودن پنجره‌ای تازه به جنگل مولایی به‌نام زندگی که در آن سوی پنجره، در کنش‌وواکنش همیشگی‌اش هنجار و دگردیسی‌های خودش را دارد و برای هیچ‌کار از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد.»<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= شیری|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس آفتاب تازۀ زندگی|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات=۲۱۴}}</ref>
سطر ۳۰۰: سطر ۳۰۰:
 
====[[فیض شریفی]]====
 
====[[فیض شریفی]]====
 
فیض شریفی، دوست شمس لنگَرودی، بهترین تصویر را از شمس می‌نمایاند. فیض در ۲۶آبان۱۳۹۶ به‌مناسبت تولد شمس در شبکۀ تلگرامی‌اش می‌نویسد:{{سخ}}
 
فیض شریفی، دوست شمس لنگَرودی، بهترین تصویر را از شمس می‌نمایاند. فیض در ۲۶آبان۱۳۹۶ به‌مناسبت تولد شمس در شبکۀ تلگرامی‌اش می‌نویسد:{{سخ}}
چندگاهی است که شمس کلافه است. می‌خواهد بگوید اهمیت نمی‌دهد؛ ولی می‌دهد. هنوز حقوق تقاعد ندارد. آب‌باریکی از [[تاریخ تحلیلی شعر نو|تاریخ تحلیلی]] و شعر و پژوهش می‌آید. کمی بیشتر از سینما می‌آید. هر کاری می‌کند، میخش می‌شوند. می‌خواند. بازی می‌کند. شعر می‌گوید. هر از گاهی کتاب پژوهشی لاغری چاپ می‌کند. در محوطه قدم می‌زند، صبح و شب. خوب به اطراف نگاه می‌کند. همین‌جوری شعر شکار می‌کند؛ حتی گاهی به گربه‌ای لنگ و فضول نگاه می‌کند و نظر می‌دهد.{{سخ}}
+
چندگاهی است که شمس کلافه است. می‌خواهد بگوید اهمیت نمی‌دهد؛ ولی می‌دهد. هنوز حقوق تقاعد ندارد. آب‌باریکی از [[تاریخ تحلیلی شعر نو|تاریخ تحلیلی]] و شعر و پژوهش می‌آید. کمی بیشتر از سینما می‌آید. هر کاری می‌کند، میخش می‌شوند. می‌خواند. بازی می‌کند. شعر می‌گوید. هرازگاهی کتاب پژوهشی لاغری چاپ می‌کند. در محوطه قدم می‌زند، صبح و شب. خوب به اطراف نگاه می‌کند. همین‌جوری شعر شکار می‌کند؛ حتی گاهی به گربه‌ای لنگ و فضول نگاه می‌کند و نظر می‌دهد.{{سخ}}
 
با او که حرف می‌زنی، در عین کلافگی گوش می‌دهد. به اظهارنظرها اهمیت می‌دهد. گاهی لبخند می‌زند. گاهی جواب می‌دهد و گاهی می‌گوید: «نمی‌دانم.»{{سخ}}
 
با او که حرف می‌زنی، در عین کلافگی گوش می‌دهد. به اظهارنظرها اهمیت می‌دهد. گاهی لبخند می‌زند. گاهی جواب می‌دهد و گاهی می‌گوید: «نمی‌دانم.»{{سخ}}
 
در خواب‌وخوراک هم با برنامه عمل می‌کند. تفکر و ذهن و حس گیرایش خیلی او را عذاب می‌دهد. دوای این واقعیت‌های سمج، باده‌های سرخوشانۀ شعر است و بازی و موسیقی. حافظ زیاد می‌خواند. روی مینِ واژه‌ها راه می‌رود. طنز ملیحانه‌ای بر لب دارد. گاهی از بیان لیچاری و هجوی به‌زیبایی می‌خندد. من هم مثل [[احمدرضا احمدی]] (احمدیِ سفید) عاشق خنده‌های او هستم. آدم‌های طناز خیلی هم عمیق‌اند و خوب موی از ماست می‌کشند؛ یعنی می‌روند بقالی یا سوپری، به‌اندازۀ وزن آن تار مو ماست می‌گیرند.{{سخ}}
 
در خواب‌وخوراک هم با برنامه عمل می‌کند. تفکر و ذهن و حس گیرایش خیلی او را عذاب می‌دهد. دوای این واقعیت‌های سمج، باده‌های سرخوشانۀ شعر است و بازی و موسیقی. حافظ زیاد می‌خواند. روی مینِ واژه‌ها راه می‌رود. طنز ملیحانه‌ای بر لب دارد. گاهی از بیان لیچاری و هجوی به‌زیبایی می‌خندد. من هم مثل [[احمدرضا احمدی]] (احمدیِ سفید) عاشق خنده‌های او هستم. آدم‌های طناز خیلی هم عمیق‌اند و خوب موی از ماست می‌کشند؛ یعنی می‌روند بقالی یا سوپری، به‌اندازۀ وزن آن تار مو ماست می‌گیرند.{{سخ}}
شمس عاشق خیام و حافظ و [[نیما]]ست. در دل شب تار ناوک شهاب پرتاب می‌کند و می‌گوید: «ساعت یازده شب است. نمی‌خواهی بخوابی؟ تنها کسی که شب در خانۀ من می‌تواند بخوابد، فیض شریفی است.» و من تا صبح غلت می‌زنم. همان هنگام که پلک‌های من سنگین می‌شود، بساط صبحانه را روی میز پهن کرده است. این نظم را حتی من تاب نمی‌آورم.{{سخ}}
+
شمس عاشق خیام و حافظ و [[نیما]]ست. در دل شب تار، ناوک شهاب پرتاب می‌کند و می‌گوید: «ساعت یازده شب است. نمی‌خواهی بخوابی؟ تنها کسی که شب در خانۀ من می‌تواند بخوابد، فیض شریفی است.» و من تا صبح غلت می‌زنم. همان هنگام که پلک‌های من سنگین می‌شود، بساط صبحانه را روی میز پهن کرده است. این نظم را حتی من تاب نمی‌آورم.{{سخ}}
 
گاهی گربه‌های تفکر چنگ می‌زنند و خواب را می‌ربایند. می‌بینم از کناره که او هم درگیر است؛ ولی از پس هرچیز برمی‌آید. خوب و سالم زیست می‌کند. به‌موقع مصاحبه می‌کند و به‌موقع نمی‌کند. خیلی شجاعانه و رودررو و بی‌رودربایستی حرفش را با عوامل قدرت می‌زند. گاهی چوبش را می‌خورد؛ ولی باز یادش می‌رود که نباید تند برود. شمس زیاد به فرنگستان سفر می‌کند و توقعات زیادی از حکومت و نشر و کتاب و سینما دارد. بِروز است و خودش را با رویدادها وفق می‌دهد.{{سخ}}
 
گاهی گربه‌های تفکر چنگ می‌زنند و خواب را می‌ربایند. می‌بینم از کناره که او هم درگیر است؛ ولی از پس هرچیز برمی‌آید. خوب و سالم زیست می‌کند. به‌موقع مصاحبه می‌کند و به‌موقع نمی‌کند. خیلی شجاعانه و رودررو و بی‌رودربایستی حرفش را با عوامل قدرت می‌زند. گاهی چوبش را می‌خورد؛ ولی باز یادش می‌رود که نباید تند برود. شمس زیاد به فرنگستان سفر می‌کند و توقعات زیادی از حکومت و نشر و کتاب و سینما دارد. بِروز است و خودش را با رویدادها وفق می‌دهد.{{سخ}}
او را دوست دارم؛ چون در دوستی هم ثابت‌قدم است. یکی از خوش‌اقبالی‌هایم این است که از من بدش نمی‌آید. من خوب می‌دانم کی سراغش بروم و کی نروم. برای او زندگانیِ سرشار از عسل آرزو می‌کنم که یاری موافق است و ارادت‌صادق.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://t.me/feyzzzz|عنوان= یک یادداشت سردستی به‌مناسبت زادروز شمس لنگَرودی}}</ref>
+
او را دوست دارم؛ چون در دوستی هم ثابت‌قدم است. یکی از خوش‌اقبالی‌هایم این است که از من بدش نمی‌آید. من خوب می‌دانم کی سراغش بروم و کی نروم. برای او زندگانیِ سرشار از عسل آرزو می‌کنم که یاری موافق است و ارادت‌صادق.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://t.me/feyzzzz|عنوان= یک یادداشت سردستی به‌مناسبت زادروز شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
===دیگران در آینهٔ شمس===
 
===دیگران در آینهٔ شمس===
 
==== [[صادق هدایت|هدایت]] صدها قدم جلوتر از [[نیما یوشیج|نیما]]====
 
==== [[صادق هدایت|هدایت]] صدها قدم جلوتر از [[نیما یوشیج|نیما]]====
صادق هدایت را وقتی با نیما مقایسه می کنم، هر دو غول های فرهنگ ایران‌اند، استثنائات فرهنگ ایران‌اند؛ اما واقع‌بینی صادق هدایت صدها قدم جلوتر از نیماست. نیما آدم برجسته‌ای است، درک بسیار عمیقی از هستی و زندگی داشت؛ ولی به‌خاطر تفکر [[مارکسیسم|مارکسیستی]] فکر می‌کرد انشاءالله همه‌چیز درست می‌شود. هدایت تحت تأثیر نیچه بود و می‌فهمید که [[مدرن|مدرنیته]] هم راه به‌جایی نمی‌برد.<ref name = ''نظرسنجی''/>
+
صادق هدایت را وقتی با نیما مقایسه می کنم، هر دو غول‌های فرهنگ ایران‌اند. استثنائات فرهنگ ایران‌اند؛ اما واقع‌بینی صادق هدایت صدها قدم جلوتر از نیماست. نیما آدم برجسته‌ای است. درک بسیار عمیقی از هستی و زندگی داشت؛ ولی به‌خاطر تفکر [[مارکسیسم|مارکسیستی]] فکر می‌کرد ان‌شاءاللّه همه‌چیز درست می‌شود. هدایت تحت‌تأثیر نیچه بود و می‌فهمید که [[مدرن|مدرنیته]] هم راه به جایی نمی‌برد.<ref name = ''نظرسنجی''/>
  
 
==== [[نادر نادرپور|نادرپور]]؛ بهترین شاعر [[رمانتیسم|رمانتیک]]====
 
==== [[نادر نادرپور|نادرپور]]؛ بهترین شاعر [[رمانتیسم|رمانتیک]]====
به‌نظر من، نادرپور بهترین شاعر رمانتیک ایران است. به‌هرحال، ما شعری به‌اسم شعر رمانتیک داریم. حالا ممکن است یکی موافق باشد یکی مخالف، اما چنین شعری هست. در ایران، فقط نادرپور نبود که شعرهای «بودلر» و «وِرلن» را خوانده بود. هزاران نفر خوانده بودند؛ اما فقط نادر بود که توانست آن شعرها را ایرانیزه کند. برداشت نکرد. تقلید هم نکرد؛ ولی تحت‌تأثیرشان بود. فقط او بود که چنین تأثیری گرفت و توانست نادرپور شود.<ref name = ''مرورها''/>  
+
به‌نظر من، نادرپور بهترین شاعر رمانتیک ایران است. به‌هرحال، ما شعری به‌اسم شعر رمانتیک داریم. حالا ممکن است یکی موافق باشد یکی مخالف، اما چنین شعری هست. در ایران، فقط نادرپور نبود که شعرهای بودلر و وِرلن را خوانده بود. هزاران نفر خوانده بودند؛ اما فقط نادر بود که توانست آن شعرها را ایرانیزه کند. برداشت نکرد. تقلید هم نکرد؛ ولی تحت‌تأثیرشان بود. فقط او بود که چنین تأثیری گرفت و توانست نادرپور شود.<ref name = ''مرورها''/>  
  
 
====[[احمدرضا احمدی]]====
 
====[[احمدرضا احمدی]]====
احمدرضا احمدی یک اتفاق است در [[شعر نو|شعر معاصر]] ایران. شخصیتی است که عده‌ای مثل [[فروغ]] و [[سپهری]] از او بجا بهره گرفتند. آن‌ها از او دو نکته آموختند: یکی [[سوررئالیسم|سوررئال]]‌بودن و دیگری، دورشدن از [[سمبولیسم|نمادگرایی]]. این دو ویژگی در شعر احمدرضا وجود داشت و با شعر او در ایران گسترش یافت. بعضی‌ها مثل فروغ و سپهری توانستند بهره‌های بسیاری بگیرند؛ اما خود احمدی خیلی بهره‌ای نبرد.<ref name = ''شعربرتر''/>
+
احمدرضا احمدی یک اتفاق است در [[شعر نو|شعر معاصر]] ایران. شخصیتی است که عده‌ای مثل [[فروغ]] و [[سپهری]] از او به‌جا بهره گرفتند. آن‌ها از او دو نکته آموختند: یکی [[سوررئالیسم|سوررئال]]‌بودن و دیگری، دورشدن از [[سمبولیسم|نمادگرایی]]. این دو ویژگی در شعر احمدرضا وجود داشت و با شعر او در ایران گسترش یافت. بعضی‌ها مثل فروغ و سپهری توانستند بهره‌های بسیاری بگیرند؛ اما خود احمدی خیلی بهره‌ای نبرد.<ref name = ''شعربرتر''/>
  
 
====تخیل فرهیختۀ [[احمد شاملو]]====
 
====تخیل فرهیختۀ [[احمد شاملو]]====
اهمیت شعر شاملو به درهم‌تنیدگی تخیل فرهیخته‌اش است با ادبیاتی فاخر، یعنی اگر این دو با همدیگر نبودند، شاملو شاملو نمی‌شد. وقتی شعر شاملو می‌خوانید، هم با تخیلی روبه‌رواید که معلوم است ساختار عمیق و دقیقی دارد و هم با زبانی سروکار دارید که نشانۀ تسلط این آدم بر ادبیات کهن، به‌ویژه نثر کهن است. در آن سال‌ها اصلاً کسی نبود که این‌چنین مسلط باشد، به‌جز شاملو. شاعران دیگر ممکن بود یکی از این دو ویژگی را داشته باشند؛ ولی هر دو را باهم نداشتند.<ref name = ''سرآمد''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.gilneda.ir/cultural/item/2131-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%8A-%D9%8A%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-,-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88|عنوان = درخشش ابدي يک شاعر انسان‌گرا وحماسه‌گرا , گفت‌وگو با محمد شمس لنگَرودي درباره شعر احمد شاملو}}</ref>
+
اهمیت شعر شاملو به درهم‌تنیدگی تخیل فرهیخته‌اش است با ادبیاتی فاخر، یعنی اگر این دو با همدیگر نبودند، شاملو شاملو نمی‌شد. وقتی شعر شاملو می‌خوانید، هم با تخیلی روبه‌رویید که معلوم است ساختار عمیق و دقیقی دارد و هم با زبانی سروکار دارید که نشانۀ تسلط این آدم بر ادبیات کهن، به‌ویژه نثر کهن است. در آن سال‌ها اصلاً کسی نبود که این‌چنین مسلط باشد، به‌جز شاملو. شاعران دیگر ممکن بود یکی از این دو ویژگی را داشته باشند؛ ولی هر دو را باهم نداشتند.<ref name = ''سرآمد''>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.gilneda.ir/cultural/item/2131-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%8A-%D9%8A%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-,-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88|عنوان = درخشش ابدی یک شاعر انسان‌گرا و حماسه‌گرا, گفت‌وگو با محمد شمس لنگَرودی دربارۀ شعر احمد شاملو}}</ref>
  
 
====[[سهراب سپهری]] برتر از [[احمد شاملو]]====
 
====[[سهراب سپهری]] برتر از [[احمد شاملو]]====
سطر ۳۲۷: سطر ۳۲۷:
  
 
==== شمس و [[معشوق در ادبیات معاصر|آیدا]]ی [[شاملو]]====
 
==== شمس و [[معشوق در ادبیات معاصر|آیدا]]ی [[شاملو]]====
هر شاعری را باید با [[زیبایی‌شناسی]] شعر خودش بسنجیم. آیدا برای شاملو، بهانۀ شعرگفتن بود؛ در واقع بیان [[ایدئالیسم|ایدئالیسمش]] بود. این نکته‌ای بود که [[فروغ فرخزاد]] پیش‌ازهمه گفته بود. فروغ دربارۀ شعر عاشقانۀ شاملو گفته بود که شاملو بیش از آنکه عاشق شعرگفتن باشد، عاشق عشق است. این نکتۀ بسیار بااهمیتی است؛ یعنی به‌گمان من تمام حرف‌هایی که دربارۀ شعر شاملو می‌گویند که عاشقانه‌اش این‌طور است، آیدا آن‌طور است، فروغ در یک جمله گفت که شاملو بیش از آنکه عاشق معشوقش، آیدا باشد ، عاشق خود عشق است. هرچه شاملو گفته است، دربارۀ عشق است نه دربارۀ معشوق.<ref name = ''تب شاعران''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bartarinha.ir/fa/news/610720/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA|عنوان = شمس لنگَرودی: تب شعر شاملو فروکش نکرده است}}</ref>
+
هر شاعری را باید با [[زیبایی‌شناسی]] شعر خودش بسنجیم. آیدا برای شاملو، بهانۀ شعرگفتن بود؛ در واقع بیان [[ایدئالیسم|ایدئالیسمش]] بود. این نکته را [[فروغ فرخ‌زاد]] پیش‌ازهمه گفته بود. فروغ دربارۀ شعر عاشقانۀ شاملو گفته بود که شاملو بیش از آنکه عاشق شعرگفتن باشد، عاشق عشق است. این نکتۀ بسیار بااهمیتی است؛ یعنی به‌گمان من تمام حرف‌هایی که دربارۀ شعر شاملو می‌گویند که عاشقانه‌اش این‌طور است، آیدا آن‌طور است، فروغ در یک جمله گفت که شاملو بیش از آنکه عاشق معشوقش، آیدا باشد، عاشق خود عشق است. هرچه شاملو گفته است، دربارۀ عشق است نه دربارۀ معشوق.<ref name = ''تب شاعران''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bartarinha.ir/fa/news/610720/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA|عنوان = شمس لنگَرودی: تب شعر شاملو فروکش نکرده است}}</ref>
  
 
====شمس و مولوی====
 
====شمس و مولوی====
سطر ۳۳۳: سطر ۳۳۳:
  
 
====[[غلام‌رضا بروسان]]====
 
====[[غلام‌رضا بروسان]]====
غلامرضا بروسان به خود متوهم نبود و جایگاه خود را می‌دانست. متوهم‌بودن بیماری است و بروسان در شعر خود این بیماری را نداشت؛ شاید او جایگاهی رفیع‌تر را در ذهن خود متصور بود؛ اما فکر نمی‌کرد که هم‌اکنون در این جایگاه است. نوع [[ایماژیسم|تصویرسازی‌ها]] در شعرهای وی نشان‌دهنده وقوفش به مکانیزم تصویرسازی بود. بروسان می‌دانست که تصویر فقط برای زیبایی شعر نیست و باید کارکردی کلی در مجموعه هر شعر داشته باشد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/91091307064/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF|عنوان = شمس لنگَرودی: غلامرضا بروسان شاعر متوهمی نبود}}</ref>
+
غلامرضا بروسان به خود متوهم نبود. جایگاه خود را می‌دانست. متوهم‌بودن بیماری است و بروسان در شعر خود این بیماری را نداشت. شاید او جایگاهی رفیع‌تر را در ذهن خود متصور بود؛ اما فکر نمی‌کرد که هم‌اکنون در این جایگاه است. نوع [[ایماژیسم|تصویرسازی‌ها]] در شعرهای وی نشان‌دهندۀ وقوفش به مکانیزم تصویرسازی بود. بروسان می‌دانست که تصویر فقط برای زیبایی شعر نیست و باید کارکردی کلی در مجموعۀ هر شعر داشته باشد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.isna.ir/news/91091307064/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF|عنوان = شمس لنگَرودی: غلامرضا بروسان شاعر متوهمی نبود}}</ref>
  
 
==== تقدیم به [[بیژن نجدی]]====
 
==== تقدیم به [[بیژن نجدی]]====
سطر ۳۵۱: سطر ۳۵۱:
 
====به‌یاد خسرو شکیبایی====
 
====به‌یاد خسرو شکیبایی====
 
<font color=darkblue>
 
<font color=darkblue>
:مرا به‌حال خودم بگذارید
+
:مرا به حال خودم بگذارید
 
:::سنگ‌ها!
 
:::سنگ‌ها!
 
:::خسرو مرده است
 
:::خسرو مرده است
سطر ۳۶۲: سطر ۳۶۲:
  
 
===تفسیر خود از آثارش<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان= آنچه در بزرگ‌داشت شمس لنگَرودی گفته شد}}</ref>===
 
===تفسیر خود از آثارش<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان= آنچه در بزرگ‌داشت شمس لنگَرودی گفته شد}}</ref>===
{{گفتاورد تزیینی|«هرچه نوشتم و هرچه شعر سرودم، برای دل خودم بود؛ به همین دلیل شعرهایم برای مردم اثرگذار و الهام‌بخش است.»
+
{{گفتاورد تزیینی|هرچه نوشتم و هرچه شعر سرودم، برای دل خودم بود؛ به همین دلیل شعرهایم برای مردم اثرگذار و الهام‌بخش است.
لنگَرودی همچنین کتاب ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' را پاسخی به نادانسته‌های خود می‌داند و می‌گوید:
+
لنگَرودی همچنین کتاب ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' را پاسخی به نادانسته‌های خود می‌داند و می‌گوید که یکی از خوشبختی‌های من در زندگی این است که هر کاری کرده‌ام، برای خودم کرده‌ام.}}
:«یکی از خوشبختی‌های من در زندگی این است که هر کاری کرده‌ام، برای خودم کرده‌ام.»}}
 
  
 
====عرفان‌دوستی====
 
====عرفان‌دوستی====
من عارف نیستم؛ اما خیلی متأثر از عرفانم. اصلاً طرفدار صوفی‌گری نیستم؛ چون گوشه‌نشینی و خرافات دارد. تحت‌تأثیر عرفانم؛ چون به‌معنی شناخت است. من برای رسیدن به «شناخت» همان‌قدر از عرفان ایرانی تأثیر پذیرفتم که از بودیسم متأثر شدم. شاید حتی از بودیسم بیشتر تأثیر گرفتم؛ اما بودیست نیستم. فرق من با خیلی‌ها این است که این مشرب‌ها برایم ایدئولوژی‌ساز نیست. من از هر گلی عطری می‌گیرم. این است آنچه از عرفان و بودیسم برگرفته‌ام، نه مذلت و گوشه‌گیری و حرمان.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۷۶}}</ref>
+
من عارف نیستم؛ اما خیلی متأثر از عرفانم. اصلاً طرفدار صوفی‌گری نیستم؛ چون گوشه‌نشینی و خرافات دارد. تحت‌تأثیر عرفانم؛ چون به‌معنی شناخت است. من برای رسیدن به «شناخت» همان‌قدر از عرفان ایرانی تأثیر پذیرفتم که از بودیسم متأثر شدم. شاید حتی از بودیسم بیشتر تأثیر گرفتم؛ اما بودیست نیستم. فرق من با خیلی‌ها این است که این مشرب‌ها برایم ایدئولوژی‌ساز نیست. من از هر گلی عطری می‌گیرم. این است آنچه از عرفان و بودیسم برگرفته‌ام، نه مذلت و گوشه‌گیری و حرمان.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۷۶}}</ref>
  
 
====شاعرِ رنجور====
 
====شاعرِ رنجور====
سطر ۳۷۴: سطر ۳۷۳:
 
===سیاست‌نگری شمس===
 
===سیاست‌نگری شمس===
 
اردشیر رستمی در مصاحبه‌ای در مجلۀ ''خبر'' از شمس می‌پرسد: «جناب شمس، شما هنوز هم سوسیالیستید؟»{{سخ}}شمس پاسخ می‌دهد: «من مدت‌هاست در واقع متحیرم. در نوجوانی فکر می‌کردم دنیا چرا این طور است. در جوانی فکر می‌کردم درستش خواهیم کرد. اصلاً به عقلم نمی‌رسید که مگر قبل از تو، میلیون‌ها سال آدم‌ها بیکار بودند و درستش نکردند. آیا منتظر بودند تو بیایی و درستش کنی؟!{{سخ}}
 
اردشیر رستمی در مصاحبه‌ای در مجلۀ ''خبر'' از شمس می‌پرسد: «جناب شمس، شما هنوز هم سوسیالیستید؟»{{سخ}}شمس پاسخ می‌دهد: «من مدت‌هاست در واقع متحیرم. در نوجوانی فکر می‌کردم دنیا چرا این طور است. در جوانی فکر می‌کردم درستش خواهیم کرد. اصلاً به عقلم نمی‌رسید که مگر قبل از تو، میلیون‌ها سال آدم‌ها بیکار بودند و درستش نکردند. آیا منتظر بودند تو بیایی و درستش کنی؟!{{سخ}}
نتیجه اینکه، امیدی به بهبود وضع بشر در چشم‌اندازهای دور هم دیگر ندارم. بااین‌همه تصور می‌کنم تنها راه بهترشدن زندگی روزمره، نوعی از سوسیال‌دموکراسی است؛ البته به‌هیچ‌وجه منظورم [[کمونیسم]] و [[مارکسیسم]] نیست. احترامی که برای مارکس قائلم، همان اندازه هم برای نیچه قائلم. عرض من این نیست که از طریق آرای مارکسیسم به آن برسیم. من اصلاً نمی‌دانم از چه طریقی می‌شود به آن رسید. فقط آن مدینۀ فاضله‌ای که در ذهنم است، آن را می‌گویم؛ نه اینکه فقط با آرای مارکس و انگلس می‌شود به آن رسید.<ref name= ''مصاحبه''>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= اردشیر رستمی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴ |عنوان= این روزها حرف‌های تلخ و بدبینانه می‌زنم؛ گفت‌وگویی متفاوت با شمس لنگَرودی دربارۀ همه‌چیز الا شعر|ژورنال= کتاب هفته خبر|سال= ۴|شماره=۷۷|صفحات= ۱۹}}</ref>
+
نتیجه اینکه، دیگر امیدی به بهبود وضع بشر در چشم‌اندازهای دور هم ندارم؛ بااین‌همه تصور می‌کنم تنها راه بهترشدن زندگی روزمره، نوعی از سوسیال‌دموکراسی است؛ البته به‌هیچ‌وجه منظورم [[کمونیسم]] و [[مارکسیسم]] نیست. احترامی که برای مارکس قائلم، همان اندازه هم برای نیچه قائلم. عرض من این نیست که از طریق آرای مارکسیسم به آن برسیم. من اصلاً نمی‌دانم از چه طریقی می‌شود به آن رسید. فقط آن مدینۀ فاضله‌ای که در ذهنم است، آن را می‌گویم، نه این‌که فقط با آرای مارکس و انگلس می‌شود به آن رسید.<ref name= ''مصاحبه''>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= اردشیر رستمی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴ |عنوان= این روزها حرف‌های تلخ و بدبینانه می‌زنم؛ گفت‌وگویی متفاوت با شمس لنگَرودی دربارۀ همه‌چیز الا شعر|ژورنال= کتاب هفتۀ خبر|سال= ۴|شماره=۷۷|صفحات= ۱۹}}</ref>
  
 
====مخالفت سیاسی شاعرانه====
 
====مخالفت سیاسی شاعرانه====
جدی‌ترین اعتراض سیاسی‌ِ شمس لنگَرودی پس از زندان سال ۱۳۶۱ش دفتر شعر ''۲۲ مرثیه در تیرماه'' است که بعد از حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ سرود. شمس با انتشار اینترنتی این مجموعۀ شعر که نخستین شعر آن به‌یاد نداآقاسلطان است، فضای جنبش اعتراضی ۱۳۸۸ را تصویر می‌کند. به‌گفتۀ خودش در این شعرها قصد ندارد، سعادت و رستگاری را برای بشر به‌ارمغان آورد و شعرش فقط اعتراض شهروندی است که حق دارد اعتراض کند و کشته نشود.<ref name= "داستانک‌های شمس"/><ref name = ''تیرکده''/><ref name = ''سیاست‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://azizi61.wordpress.com/2009/06/16/langroodi-sher/|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماهه (برای ندا آقاسلطان) شعر و صداي شمس لنگرودي}}</ref> فرج سرکوهی دربارۀ ''۲۲ مرثیه در تیرماه'' می‌گوید که شمس لنگرودی در این شعرها فضای ایران سرکوب‌شده، جنبش سبز، مقاومت مردمی، اندوه تلخیِ مرگ کشته‌شدگان جنبش و شخصیت فردی برخی از آنان را درونی کرده است. شمس با بازآفرینی شاعرانه واکنش‌های روحی و تجربه‌های منفرد ذهنی و روانی شاعر و با گزارش شعری رویدادها، فضای جامعه و جنبش اخیر را در بافت و زبانی شاعرانه و در قالب تصویرهایی چندبعدی و فشرده به ساحت شعر برکشیده است.<ref name = ''پرکارکده''/>
+
جدی‌ترین اعتراض سیاسی‌ِ شمس لنگَرودی پس از زندان سال ۱۳۶۱ش، دفتر شعر ''۲۲ مرثیه در تیرماه'' است که بعد از حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ سرود. شمس با انتشار اینترنتی این مجموعه‌شعر که نخستین شعر آن به‌یاد نداآقاسلطان است، فضای جنبش اعتراضی ۱۳۸۸ را تصویر می‌کند. به‌گفتۀ خودش در این شعرها قصد ندارد، سعادت و رستگاری را برای بشر به‌ارمغان آورد و شعرش فقط اعتراض شهروندی است که حق دارد اعتراض کند و کشته نشود.<ref name= "داستانک‌های شمس"/><ref name = ''تیرکده''/><ref name = ''سیاست‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://azizi61.wordpress.com/2009/06/16/langroodi-sher/|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماه (برای ندا آقاسلطان) شعر و صدای شمس لنگرودی}}</ref> فرج سرکوهی دربارۀ ''۲۲ مرثیه در تیرماه'' می‌گوید که شمس لنگرودی در این شعرها فضای ایران سرکوب‌شده، جنبش سبز، مقاومت مردمی، اندوه تلخیِ مرگ کشته‌شدگان جنبش و شخصیت فردی برخی از آنان را درونی کرده است. شمس با بازآفرینی شاعرانه، واکنش‌های روحی و تجربه‌های منفرد ذهنی و روانی شاعر و با گزارش شعری رویدادها، فضای جامعه و جنبش اخیر را در بافت و زبانی شاعرانه و در قالب تصویرهایی چندبعدی و فشرده به ساحت شعر برکشیده است.<ref name = ''پرکارکده''/>
  
 
====تجربهٔ زندان اوین====
 
====تجربهٔ زندان اوین====
شمس لنگَرودی در مصاحبه‌اش با جمشید برزگر در بی‌بی‌سی فارسی، بزرگ‌ترین دستاوردش را از زندان اوین در سال ۱۳۶۱ش این‌گونه شرح می‌دهد:
+
شمس لنگَرودی در مصاحبه‌اش با جمشید برزگر در بی‌بی‌سی فارسی، بزرگ‌ترین دستاوردش را از زندانی‌شدن در اوین در سال ۱۳۶۱ش، این‌گونه شرح می‌دهد:
 
{{گفتاورد تزیینی|من متوجه شدم داستان به این سادگی‌ها نیست که من فکر می‌کردم، نه سیاست و نه زندگی. زندان درک من را از زندگی عوض کرد.}}
 
{{گفتاورد تزیینی|من متوجه شدم داستان به این سادگی‌ها نیست که من فکر می‌کردم، نه سیاست و نه زندگی. زندان درک من را از زندگی عوض کرد.}}
 
دفتر شعر ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک'' این دوران سخت زندانی‌بودن شاعر را بازمی‌تاباند و به‌قول خود شمس، نوعی نگریستن به زندگی از داخل زندان است.<ref name= "داستانک‌های شمس"/>
 
دفتر شعر ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک'' این دوران سخت زندانی‌بودن شاعر را بازمی‌تاباند و به‌قول خود شمس، نوعی نگریستن به زندگی از داخل زندان است.<ref name= "داستانک‌های شمس"/>
  
 
====نام‌های دسته‌جمعی====
 
====نام‌های دسته‌جمعی====
۱۸آبان۱۳۹۷ و بعد از دور دوم تحریم‌های آمریکا ضد ایران، شماری از هنرمندان، کنشگران، فعالان فرهنگی و روزنامه‌نگاران ایرانی و از جمله شمس لنگرودی با امضای نامه‌ای سرگشاده و راه‌اندازی کارزاری علیه تحریم‌های یک‌جانبۀ آمریکا از مردم جهان خواستند در برابر تحریم‌ها با آن‌ها هم‌صدا شوند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.radiofarda.com/a/iran-artists-writers-musicians-against-sanctions-farhadi-campaign/29591559.html|عنوان= کارزار شخصیت‌های ایرانی علیه تحریم‌ها: در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید}}</ref>{{سخ}}
+
۱۸آبان۱۳۹۷ و بعد از دور دوم تحریم‌های آمریکا ضد ایران، شماری از هنرمندان، کنشگران، فعالان فرهنگی و روزنامه‌نگاران ایرانی و ازجمله شمس لنگَرودی، با امضای نامه‌ای سرگشاده و راه‌اندازی کارزاری علیه تحریم‌های یک‌جانبۀ آمریکا، از مردم جهان خواستند در برابر تحریم‌ها با آن‌ها هم‌صدا شوند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.radiofarda.com/a/iran-artists-writers-musicians-against-sanctions-farhadi-campaign/29591559.html|عنوان= کارزار شخصیت‌های ایرانی علیه تحریم‌ها: در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید}}</ref>{{سخ}}
 
====استبداد شرقی====
 
====استبداد شرقی====
نوع تولید آسیایی با تولید غربی متفاوت است. این تفاوت ریشۀ بیشتر گرفتاری‌هامان شده است. می‌گویند: در سرزمین‌های خشک، به‌مرور، حاکمانی بر سر کار آمدند. این حاکمان نظام‌هایی به‌وجود آوردند مخروطی، به‌طوری‌که در بالای مخروط حاکم قدرتمند و مقتدری باشد؛ مثلاً در سرزمین خشک ایران، در فلان نقطۀ دورافتاده، حاکمی باشد و چنان هژمونی و توانایی داشته باشد که در دورترین نقاط ایران هم حرفش نفوذ داشته باشد. این نظام استبدادیِ مخروطی، ناشی از تولید آسیایی است. تولید آسیایی هم ناشی از خشکی سرزمین‌هاست. این نظر از تئوری [[مارکسیسم|مارکس]] درآمده است. می‌گویند در مقدمۀ ابن‌خلدون هم این بحث آمده است. من بیشتر، این نظریه را قبول دارم. حرف من این است که در این‌جور کشورها تاریخ به‌کندی پیش می‌رود؛ یعنی اگر به‌طور طبیعی پیش می‌رفت، ایران، بین‌النهرین، مصر و بقیۀ این‌ها که گهوارۀ تمدن بودند، باید از همه پیش بودند نه اروپا. تاریخ شرق کُند و ناموزون است. تاریخ غرب موزون است و مرتب.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۴}}</ref>
+
نوع تولید آسیایی با تولید غربی متفاوت است. این تفاوت ریشۀ بیشتر گرفتاری‌هامان شده است. می‌گویند که در سرزمین‌های خشک، به‌مرور، حاکمانی بر سر کار آمدند. این حاکمان نظام‌هایی به‌وجود آوردند مخروطی، به‌طوری‌که در بالای مخروط، حاکم قدرتمند و مقتدری باشد؛ مثلاً در سرزمین خشک ایران، در فلان نقطۀ دورافتاده، حاکمی باشد و چنان هژمونی و توانایی داشته باشد که در دورترین نقاط ایران هم حرفش نفوذ داشته باشد. این نظام استبدادیِ مخروطی، ناشی از تولید آسیایی است. تولید آسیایی هم ناشی از خشکی سرزمین‌هاست. این نظر از تئوری [[مارکسیسم|مارکس]] درآمده است. می‌گویند که در مقدمۀ ابن‌خلدون هم این بحث آمده است. من بیشتر، این نظریه را قبول دارم. حرف من این است که در این‌جور کشورها، تاریخ به‌کندی پیش می‌رود؛ یعنی اگر به‌طور طبیعی پیش می‌رفت، ایران، بین‌النهرین، مصر و بقیۀ این‌ها که گهوارۀ تمدن بودند، باید از همه پیش بودند نه اروپا. تاریخ شرق کُند و ناموزون است. تاریخ غرب موزون است و مرتب.<ref>{{پک|شریفی|۱۳۹۲|ک= غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|ص= ۸۴}}</ref>
 
   
 
   
 
====نگرش شمس به کشور آمریکا====  
 
====نگرش شمس به کشور آمریکا====  
 
در گفت‌وگویی با ''کتابِ هفته''، شمس از تغییر نظرش دربارهٔ آمریکا به‌نسبت ۳۰ سال پیش می‌گوید:
 
در گفت‌وگویی با ''کتابِ هفته''، شمس از تغییر نظرش دربارهٔ آمریکا به‌نسبت ۳۰ سال پیش می‌گوید:
:در دورۀ جوانی بدون آنکه آمریکا را بشناسیم، می‌گفتیم در آمریکا بی‌عدالتی است. الان می‌شناسم و می‌گویم که در آن بی‌عدالتی است؛ اما با این توضیح که به‌نظر من، امریکا بهشتی است که آن را بر بی‌عدالتی بنا کرده‌اند. این چیزی است که قبلاً نمی‌دانستم.{{سخ}}
+
:«در دورۀ جوانی بدون آنکه آمریکا را بشناسیم، می‌گفتیم در آمریکا بی‌عدالتی است. الان می‌شناسم و می‌گویم که در آن بی‌عدالتی است؛ اما با این توضیح که به‌نظر من، آمریکا بهشتی است که آن را بر بی‌عدالتی بنا کرده‌اند. این چیزی است که قبلاً نمی‌دانستم.{{سخ}}
وقتی به آمریکا وارد می‌شوید، مثل این است که با آرامشی بهشتی مواجهید؛ اما به‌مرور که در تاروپودش نفوذ می‌کنید، مناسبات و اعماق زندگی در آن را می‌بینید، می‌فهمید که بیشتر مردم در یک ناامنی ذهنی غوطه‌ورند که در ظاهر اصلاً به‌‌دید نمی‌آید. آنجا خوشبخت کسی است که مطیع باشد. بیشتر آدم‌ها مطیع‌اند. امریکا کشور سرکشی و اعتراض نیست. عاملش هم شرکت‌های خصوصی‌اند. هرجا کار کنید، نگرانید که فردا شغلتان را از دست بدهید.<ref name= ''مصاحبه''/>  
+
:«وقتی به آمریکا وارد می‌شوید، مثل این است که با آرامشی بهشتی مواجهید؛ اما به‌مرور که در تاروپودش نفوذ می‌کنید، مناسبات و اعماق زندگی در آن را می‌بینید، می‌فهمید که بیشتر مردم در یک ناامنی ذهنی غوطه‌ورند که در ظاهر اصلاً به‌‌دید نمی‌آید. آنجا خوشبخت کسی است که مطیع باشد. بیشتر آدم‌ها مطیع‌اند. آمریکا کشور سرکشی و اعتراض نیست. عاملش هم شرکت‌های خصوصی‌اند. هرجا کار کنید، نگرانید که فردا شغلتان را از دست بدهید.»<ref name= ''مصاحبه''/>  
 
<br>
 
<br>
  
 
===علت شهرت===
 
===علت شهرت===
ساده‌نویسی، [[ایماژیسم|تصویرپردازی]] ([[ایماژیسم]])، طنز، نقیضه‌پردازی در شعر و همچنین انتشار کتاب دوجلدی ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' که موجب شد وی را برای توضیح و بحث دربارهٔ این اثر به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا دعوت کنند. گذشته از این‌ها، بازیگری در چند فیلم و به‌تازگی، خوانندگیِ چند ترانه سبب شهرت شمس شده است.  
+
علت شهرت شمس ساده‌نویسی، [[ایماژیسم|تصویرپردازی]] ([[ایماژیسم]])، طنز، نقیضه‌پردازی در شعر و همچنین انتشار کتاب دوجلدی ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' است که موجب شد وی را برای توضیح و بحث دربارهٔ این اثر به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا دعوت کنند. گذشته از این‌ها، بازیگری در چند فیلم و به‌تازگی، خوانندگیِ چند ترانه سبب شهرت شمس شده است.  
  
 
==آثار و کتاب‌شناسی==
 
==آثار و کتاب‌شناسی==
 
===کارنامه‌ای پرمایه و متنوع<ref name = ''آثار یکجا''/>===
 
===کارنامه‌ای پرمایه و متنوع<ref name = ''آثار یکجا''/>===
 
====شعر و مجموعه‌شعر====
 
====شعر و مجموعه‌شعر====
# ''رفتار تشنگی''، رشت: مؤلف [پخش از رَز]<ref>{{پک|لنگَرودی|۱۳۸۸|ک=تاریخ تحلیلی شعر نو(چ:۶)|ص=۴۱۵}}</ref>
+
# ''رفتار تشنگی''، رشت، مؤلف، پخش از رَز<ref>{{پک|لنگَرودی|۱۳۸۸|ک=تاریخ تحلیلی شعر نو(چ:۶)|ص=۴۱۵}}</ref>
 
# ''در مهتابی دنیا''، نشر چشمه<ref name = ''در مهتابی‌کده''/>
 
# ''در مهتابی دنیا''، نشر چشمه<ref name = ''در مهتابی‌کده''/>
 
# ''خاکستر و بانو''، نشر چشمه
 
# ''خاکستر و بانو''، نشر چشمه
سطر ۴۱۰: سطر ۴۰۹:
 
# ''نت‌هایی برای بلبل چوبی''، نشر سالی
 
# ''نت‌هایی برای بلبل چوبی''، نشر سالی
 
# ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' (مجموعه‌شعر)، نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۳، چ۷: ۱۳۹۱، شمارگان: افزون بر ۷۹۰۰؛ مؤسسۀ انتشارات نگاه: چ۱: ۱۳۹۴، چ۱۲: ۱۳۹۸، شمارگان: افزون بر ۳۵۰۰
 
# ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' (مجموعه‌شعر)، نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۳، چ۷: ۱۳۹۱، شمارگان: افزون بر ۷۹۰۰؛ مؤسسۀ انتشارات نگاه: چ۱: ۱۳۹۴، چ۱۲: ۱۳۹۸، شمارگان: افزون بر ۳۵۰۰
# ''باغبان جهنم'' (مجموعه‌شعر) نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۴، چ۵: ۱۳۹۱،شمارگان: افزون بر ۴۴۰۰
+
# ''باغبان جهنم'' (مجموعه‌شعر) نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۴، چ۵: ۱۳۹۱، شمارگان: افزون بر ۴۴۰۰
 
# ''ملاح خیابان‌ها''، نشر آهنگ دیگر
 
# ''ملاح خیابان‌ها''، نشر آهنگ دیگر
 
# ''منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر''، نشر چشمه<ref name = ''منظوم‌کده''/>
 
# ''منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر''، نشر چشمه<ref name = ''منظوم‌کده''/>
سطر ۴۱۹: سطر ۴۱۸:
 
# ''می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم''، چشمه: چ۱: ۱۳۸۹، چ۵: ۱۳۹۷، شمارگان: ۸۵۰۰<ref name = ''مردگی''/>
 
# ''می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم''، چشمه: چ۱: ۱۳۸۹، چ۵: ۱۳۹۷، شمارگان: ۸۵۰۰<ref name = ''مردگی''/>
 
# ''شب نقاب عمومی است''، نگاه<ref name = ''نقاب‌کده''/>  
 
# ''شب نقاب عمومی است''، نگاه<ref name = ''نقاب‌کده''/>  
# ''آوازهای فرشته بی‌بال''، نگاه<ref name = ''آوازکده''/>
+
# ''آوازهای فرشتۀ بی‌بال''، نگاه<ref name = ''آوازکده''/>
 
# ''تعادل روز بر انگشتم''، انتشارات نگاه<ref name = ''دو تعادلی''/>  
 
# ''تعادل روز بر انگشتم''، انتشارات نگاه<ref name = ''دو تعادلی''/>  
 
# ''حکایت دریاست زندگی'' (گزینهٔ اشعار)، نیماژ، به‌انتخاب مریم اسحاقی<ref name = ''دریاکده''/>
 
# ''حکایت دریاست زندگی'' (گزینهٔ اشعار)، نیماژ، به‌انتخاب مریم اسحاقی<ref name = ''دریاکده''/>
# ''و عجیب که شمس‌ام می‌خوانند (۶۳ ترانه عاشقانه)''<ref name = ''شمس کده''/>
+
# ''و عجیب که شمسم می‌خوانند (۶۳ ترانۀ عاشقانه)''<ref name = ''شمس کده''/>
# ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''، نگاه
+
# ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''، نگاه
 
# مجموعه‌شعر ''واژه‌ها به دیدن من آمدند''
 
# مجموعه‌شعر ''واژه‌ها به دیدن من آمدند''
 
=====گزیده‌ها=====
 
=====گزیده‌ها=====
# ''توفانی پنهان‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی'' با مقدمه و انتخاب بهاءالدین مرشدی، نشر چشمه: چ۱: ۱۳۸۵، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۶۲۰۰. مجموعۀ حاضر گزیده‌ای است از هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی که در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۳ تحت این عناوین به چاپ رسیده است: ''رفتار تشنگی''، ''در مهتابی دنیا''، ''خاکستر و بانو''، ''جشن ناپیدا''، ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک''، ''نت‌هایی برای بلبل چوبی''، ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' و ''باغبان جهنم''.<ref name = ''توفان‌کده''/>
+
# ''توفانی پنهان‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی'' با مقدمه و انتخاب بهاءالدین مرشدی، نشر چشمه: چ۱: ۱۳۸۵، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۶۲۰۰. مجموعۀ حاضر گزیده‌ای است از هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی که در فاصلۀ سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۳ش تحت این عناوین به چاپ رسیده است: ''رفتار تشنگی''، ''در مهتابی دنیا''، ''خاکستر و بانو''، ''جشن ناپیدا''، ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک''، ''نت‌هایی برای بلبل چوبی''، ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' و ''باغبان جهنم''.<ref name = ''توفان‌کده''/>
# ''عاشقانه‌های شمس لنگَرودی'' کتابی به‌کوشش [[فیض شریفی]] است که نشر هیرمند در سال ۱۳۹۲چاپ کرده است. فیض در این مجموعه، شعرهای عاشقان شمس لنگَرودی را به انتخاب خودش گردآورده است. این گزیده‌ها ۱۱۵ شعر عاشقانۀ شمس را در بر می‌گیرد که از دفتر ''رفتار تشنگی'' تا آخرین دفتر ''شب نقاب عمومی است'' برگزیده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92012810718/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی و نقدی بر آثار او در نمایشگاه کتاب}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1989693/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی}}</ref>
+
# ''عاشقانه‌های شمس لنگَرودی'' کتابی به‌کوشش [[فیض شریفی]] است که نشر هیرمند در سال ۱۳۹۲ چاپ کرده است. فیض در این مجموعه، شعرهای عاشقانۀ شمس لنگَرودی را به‌انتخاب خودش گرد آورده است. این گزیده‌ها ۱۱۵ شعر عاشقانۀ شمس را در بر می‌گیرد که فیض از دفتر ''رفتار تشنگی'' تا آخرین دفتر شمس، یعنی ''شب نقاب عمومی است'' برگزیده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92012810718/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی و نقدی بر آثار او در نمایشگاه کتاب}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1989693/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی}}</ref>
# ''هیچ‌کس از فردایش با من سخن نگفت''، گزیده شعرها با گزینش و مقدمهٔ آزاده کاظمی<ref name = ''فرداکده''/>
+
# ''هیچ‌کس از فردایش با من سخن نگفت''، گزیدۀ شعرها با گزینش و مقدمهٔ آزاده کاظمی<ref name = ''فرداکده''/>
# ''مرا ببخش خیابان بلندم'' گزیدۀ شعرها با انتخاب [[غلام‌رضا بروسان]]<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-64/584530-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= انتشار برگزیده اشعار شمس لنگرودی}}</ref>
+
# ''مرا ببخش خیابان بلندم''، گزیدۀ شعرها به‌انتخاب [[غلام‌رضا بروسان]]<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-64/584530-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= انتشار برگزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی}}</ref>
 
# ''چوپانی سایه‌ها''، گزیدۀ شعرها به‌انتخاب کریم رجب‌زاده، تکا (توسعۀ کتاب ایران): چ۱: ۱۳۸۷، چ۳: ۱۳۸۸، شمارگان: ۹۰۰۰<ref name = ''چوپان‌کده''/>
 
# ''چوپانی سایه‌ها''، گزیدۀ شعرها به‌انتخاب کریم رجب‌زاده، تکا (توسعۀ کتاب ایران): چ۱: ۱۳۸۷، چ۳: ۱۳۸۸، شمارگان: ۹۰۰۰<ref name = ''چوپان‌کده''/>
# ''تا شادمانه مرا ببینند؛ گزیده شعرهای شمس لنگرودی'' با گزینش علیرضا بهنام، نشر سرزمین اهورایی، چ۱، ۱۳۹۶<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11304022/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= تا شادمانه مرا ببینند؛ گزیده شعرهای شمس لنگرودی}}</ref>
+
# ''تا شادمانه مرا ببینند؛ گزیدۀ شعرهای شمس لنگرودی'' با گزینش علیرضا بهنام، نشر سرزمین اهورایی، چ۱، ۱۳۹۶<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11304022/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%86%D8%AF-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= تا شادمانه مرا ببینند؛ گزیده‌شعرهای شمس لنگَرودی}}</ref>
  
====آلبوم‌های شعرخوانی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://jinomusic.net/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = مجموعه آلبوم‌های شمس لنگَرودی}}</ref>====
+
====آلبوم‌های شعرخوانی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://jinomusic.net/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = مجموعه‌آلبوم‌های شمس لنگَرودی}}</ref>====
  
# ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانۀ ۲'': این آلبوم را در دو نسخه ساخته‌اند. آهنگ‌ساز هر دو محمد فرمانیان است. درمجموع، ۱۷ شعر از لنگَرودی را همراه با صدای ایشان در بر می‌گیرد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.navayab.com/53-taraneh-asheghaneh-2-shams-langeroudi/|عنوان = ۵۳ ترانه عاشقانه ۲}}</ref>
+
# ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانۀ ۱ و ۲'': این آلبوم را در دو نسخه ساخته‌اند. آهنگ‌ساز هر دو محمد فرمانیان است. درمجموع، ۱۷ شعر از لنگَرودی را همراه با صدای ایشان در بر می‌گیرد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.navayab.com/53-taraneh-asheghaneh-2-shams-langeroudi/|عنوان = ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ ۲}}</ref>
# ''باغبان جهنم'': مؤسسه‌ فرهنگی‌هنری ابتکار نو، در سال ۱۳۹۰ش این آلبوم را منتشر کرده است. آهنگ‌ساز و تنظیم‌‌کنندۀ آلبوم ''باغبان جهنم'' امیرحسین سمیعی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «موسیقی‌های من، همگی، در خدمت شعرها قرار گرفته‌اند و درست مثل یک قطعه موسیقی دراماتیک، بی‌وقفه، به‌کمک تصاویر ذهنی شاعر می‌روند. تمام قطعات برگرفته از آشوبی درونی‌اند. موسیقی ''باغبان جهنم'' را با نگاه به فرم خاصی نساخته‌ام. در جایی، برای آنچه در ذهن داشته‌ام، از لید گیتار استفاده کرده‌ام و در جایی دیگر، از دیوان و کمانچه و سه‌تار و حتی آواز ایرانی. در جایی هم یک قطعه برای پیانو نوشته‌ام.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2260410|عنوان = «باغبان جهنم» با شعر و صدای شمس لنگَرودی آمد}}</ref>
+
# ''باغبان جهنم'': مؤسسۀ‌ فرهنگی‌هنری ابتکار نو، در سال ۱۳۹۰ش این آلبوم را منتشر کرده است. آهنگ‌ساز و تنظیم‌‌کنندۀ آلبوم ''باغبان جهنم'' امیرحسین سمیعی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «موسیقی‌های من، همگی، در خدمت شعرها قرار گرفته‌اند و درست مثل یک قطعه موسیقی دراماتیک، بی‌وقفه، به کمک تصاویر ذهنی شاعر می‌روند. تمام قطعات برگرفته از آشوبی درونی‌اند. موسیقی ''باغبان جهنم'' را با نگاه به فرم خاصی نساخته‌ام. در جایی، برای آنچه در ذهن داشته‌ام، از لید گیتار استفاده کرده‌ام و در جایی دیگر، از دیوان و کمانچه و سه‌تار و حتی آواز ایرانی. در جایی هم یک قطعه برای پیانو نوشته‌ام.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2260410|عنوان = «باغبان جهنم» با شعر و صدای شمس لنگَرودی آمد}}</ref>
# ''از من تنها تو مانده‌ای'': آهنگ‌ساز این آلبوم حامد حبیب‌زاده است و انتشارات ابتکار نو، در بهار ۱۳۹۱، آن را به‌دست بازار شعر و موسیقی سپرده است. آلبوم ''از من تنها تو مانده‌ای'' ۱۵ قطعه دارد و مجموعه‌ای از شعرهای عاشقانۀ کتاب‌های مختلف شمس لنگَرودی است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://musicema.com/node/174572|عنوان = شمس لنگَرودی - از من تنها تو مانده‌ای}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://soundcloud.com/golrokh_sohani/sets/shams-langeroodi|عنوان = شمس لنگَرودی - از من تنها تو مانده ای}}</ref>
+
# ''از من تنها تو مانده‌ای'': آهنگ‌ساز این آلبوم حامد حبیب‌زاده است و انتشارات ابتکار نو، در بهار ۱۳۹۱، آن را روانۀ بازار شعر و موسیقی کرده است. آلبوم ''از من تنها تو مانده‌ای'' ۱۵ قطعه دارد و مجموعه‌ای از شعرهای عاشقانۀ کتاب‌های مختلف شمس لنگَرودی است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://musicema.com/node/174572|عنوان = شمس لنگَرودی - از من تنها تو مانده‌ای}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://soundcloud.com/golrokh_sohani/sets/shams-langeroodi|عنوان = شمس لنگَرودی - از من تنها تو مانده ای}}</ref>
# ''دایرۀ بی‌پایان'': این آلبوم ۱۲ قطعه دارد. آهنگ‌سازش محمد فرمانیان است. مسعود عماد هم تهیه‌کنندۀ آن است. فرمانیان آهنگ‌های این آلبوم را بر اساس موسیقی کلاسیک آکوستیک نوشته است. مؤسسۀ نغمۀ هزاردستان این آلبوم را در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است. ملودی‌های آلبوم هم باکلام است هم بی‌کلام. در تعدادی از آن‌ها شمس لنگَرودی اشعارش را با صدای خودش می‌خواند. محمد فرمانیان در توضیح آلبوم ''دایرۀ بی پایان'' چنین می‌گوید: «این آلبوم دربرگیرندۀ دو بخش موسیقی است. بخش اول آن را به‌صورت ارکسترال و بخش دومش را به‌صورت دوئت یا تریو به علاقه‌مندان عرضه کرده‌ایم. در آلبوم ''دایرۀ بی پایان'' تعدادی از نوازندگان صاحب‌نام موسیقی کشورمان در گروه اجرایی حاضرند و حضورشان فضای بسیار باکیفیتی را برای آلبوم رقم زده است. این آلبوم به‌اعتقاد من، به‌دلیل حضور استاد شمس لنگَرودی فضای متفاوتی دارد و به‌طور طبیعی، مخاطبان خاص خود را خواهد داشت؛ البته ما در ساخت این آلبوم کوشیده‌ایم اثری عرضه کنیم که بیشتر مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. قطعاً مخاطبان موسیقی ایران نسبت به ۱۰ سال گذشته تغییرات بسیار کرده‌اند و این خیلی خوش‌حال‌کننده است که گوش شنیداری آن‌ها در مقایسه با سال‌های گذشته روند مثبتی طی کرده است. ما هم کوشیده‌ایم بر مبنای گوش شنوندگان ایرانی، اثری عرضه کنیم که با آن حال خوشایندی پیدا کنند.»<ref name = ''رونمایی‌ها''/><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ion.ir/news/359313|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان رونمایی شد}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://netnevesht.com/shams-langroudi-review/|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان اثر شمس لنگَرودی ، چیزی را که نمی‌دانم چیست!}}</ref>
+
# ''دایرۀ بی‌پایان'': این آلبوم ۱۲ قطعه دارد. آهنگ‌سازش محمد فرمانیان است. مسعود عماد هم تهیه‌کنندۀ آن است. فرمانیان آهنگ‌های این آلبوم را بر اساس موسیقی کلاسیک آکوستیک نوشته است. مؤسسۀ نغمۀ هزاردستان این آلبوم را در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است. ملودی‌های آلبوم هم باکلام است هم بی‌کلام. در تعدادی از آن‌ها شمس لنگَرودی اشعارش را با صدای خودش می‌خواند. محمد فرمانیان در توضیح آلبوم ''دایرۀ بی پایان'' چنین می‌گوید: «این آلبوم دربرگیرندۀ دو بخش موسیقی است. بخش اول آن را به‌صورت ارکسترال و بخش دومش را به‌صورت دوئت یا تریو به علاقه‌مندان عرضه کرده‌ایم. در آلبوم ''دایرۀ بی‌پایان'' تعدادی از نوازندگان صاحب‌نام موسیقی کشورمان در گروه اجرایی حاضرند و حضورشان فضای بسیار باکیفیتی را برای آلبوم رقم زده است. این آلبوم به‌اعتقاد من، به‌دلیل حضور استاد شمس لنگَرودی فضای متفاوتی دارد و به‌طور طبیعی، مخاطبان خاص خود را خواهد داشت؛ البته ما در ساخت این آلبوم کوشیده‌ایم اثری عرضه کنیم که بیشتر مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. قطعاً مخاطبان موسیقی ایران نسبت به ۱۰ سال گذشته تغییرات بسیار کرده‌اند و این خیلی خوش‌حال‌کننده است که گوش شنیداری آن‌ها در مقایسه با سال‌های گذشته روند مثبتی طی کرده است. ما هم کوشیده‌ایم بر مبنای گوش شنوندگان ایرانی، اثری عرضه کنیم که با آن حال خوشایندی پیدا کنند.»<ref name = ''رونمایی‌ها''/><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ion.ir/news/359313|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان رونمایی شد}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://netnevesht.com/shams-langroudi-review/|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان اثر شمس لنگَرودی ، چیزی را که نمی‌دانم چیست!}}</ref>
# ''به‌سرش زده باد'': آهنگ‌ساز این آلبوم مزدا شاهانی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «اشعار این مجموعه نیز منتخبی از کتاب ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' است. ''به‌سرش زده باد''نخستین آلبوم شعرخوانی استاد شمس لنگَرودی است. ضبط آن قبل از چاپ کتاب ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' در پاییز ۱۳۸۲ش تمام شد و با پیگیری مسئولان شرکت آوای باربد، بعد از ۱۰ سال به‌تازگی وارد بازار شده است. امیر بیات در تراک‌های ۲ و ۵ پیانو زده است. سعید عزیزی نوازندۀ پیانو و کیبورد است. غزل کیانی‌نژاد دستۀ هم‌سرایان (کُرال) را رهبری می‌کند و داریوش فرزاد سینتی‌سایزر می‌‌نوازد.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92062012567/|عنوان = آلبوم «به سرش زده باد»‌ و شعر و صدای شمس لنگَرودی}}</ref><ref name = ''موسیقی‌نوا''/>
+
# ''به‌سرش زده باد'': آهنگ‌ساز این آلبوم مزدا شاهانی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «اشعار این مجموعه نیز منتخبی از کتاب ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' است. ''به‌سرش زده باد'' نخستین آلبوم شعرخوانی استاد شمس لنگَرودی است. ضبط آن قبل از چاپ کتاب ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' در پاییز ۱۳۸۲ش تمام شد و با پیگیری مسئولان شرکت آوای باربد، بعد از ۱۰ سال به‌تازگی وارد بازار شده است. امیر بیات در تراک‌های ۲ و ۵ پیانو زده است. سعید عزیزی نوازندۀ پیانو و کیبورد است. غزل کیانی‌نژاد دستۀ هم‌سرایان (کُرال) را رهبری می‌کند و داریوش فرزاد سینتی‌سایزر می‌‌نوازد.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/92062012567/|عنوان = آلبوم «به سرش زده باد»‌ و شعر و صدای شمس لنگَرودی}}</ref><ref name = ''موسیقی‌نوا''/>
  
 
====رمان‌ها====
 
====رمان‌ها====
 
# ''رژه بر خاک پوک''، نشر مرکز: چ۱: ۱۳۷۳، شمارگان: ۳۰۰۰؛ قصه: چ۲: ۱۳۸۱، شمارگان: ۶۵۰؛ نگاه: چ۱: ۱۳۹۶، شمارگان: ۱۰۰۰، جمع شمارگان: ۴۶۵۰
 
# ''رژه بر خاک پوک''، نشر مرکز: چ۱: ۱۳۷۳، شمارگان: ۳۰۰۰؛ قصه: چ۲: ۱۳۸۱، شمارگان: ۶۵۰؛ نگاه: چ۱: ۱۳۹۶، شمارگان: ۱۰۰۰، جمع شمارگان: ۴۶۵۰
 
# ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟'' چاپ‌نشده<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= رمانی که به دست مخاطبش نرسیده}}</ref>
 
# ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟'' چاپ‌نشده<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= رمانی که به دست مخاطبش نرسیده}}</ref>
# ''آن‌ها که به خانه من آمدند''، نشر افق
+
# ''آن‌ها که به خانۀ من آمدند''، نشر افق
  
  
 
====داستان====
 
====داستان====
* ''جعبۀ مارگیری''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/3145093‏|عنوان= آنچه من از زندگی دانستم؛ جعبۀ مارگیری}}</ref><ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= لنگَرودی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= جعبۀ مارگیری(از کتاب خاطرات)|ژورنال= کتاب هفته خبر|سال= ۴|شماره=۷۷|صفحات= ۳۴تا۳۶}}</ref>
+
* ''جعبۀ مارگیری''<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/3145093‏|عنوان= آنچه من از زندگی دانستم؛ جعبۀ مارگیری}}</ref><ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= لنگَرودی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= جعبۀ مارگیری (از کتاب خاطرات)|ژورنال= کتاب هفته خبر|سال= ۴|شماره=۷۷|صفحات= ۳۴تا۳۶}}</ref>
  
 
====تحقیق====
 
====تحقیق====
سطر ۴۵۴: سطر ۴۵۳:
 
# ''گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی''
 
# ''گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی''
 
# ''مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه''، مرکز: ۱۳۷۵
 
# ''مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه''، مرکز: ۱۳۷۵
# ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد'' دربارۀ زندگی [[نیما یوشیج]]. این کتاب را نخستین بار انتشارات فرهنگ ایلیای رشت در ۱۳۹۰ منتشر می‌کند<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/3719970|عنوان =کتاب‌های تازۀ آقای شاعر در فصل بهار }}</ref> و سپس انتشارات نگاه<ref>{{یادکرد وب|نشانی =http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2226893|عنوان= ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد؛ زندگی، شعر و اندیشۀ نیما یوشیج}}</ref>
+
# ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد''، که دربارۀ زندگی [[نیما یوشیج]] است. این کتاب را نخستین بار انتشارات فرهنگ ایلیای رشت در ۱۳۹۰ منتشر می‌کند<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/3719970|عنوان =کتاب‌های تازۀ آقای شاعر در فصل بهار }}</ref> و سپس انتشارات نگاه.<ref>{{یادکرد وب|نشانی =http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2226893|عنوان= ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد؛ زندگی، شعر و اندیشۀ نیما یوشیج}}</ref>
# ''رباعی محبوب من''، مرکز: چ۱: ۱۳۸۸، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۵۶۰۰
+
# ''رباعیِ محبوب من''، مرکز: چ۱: ۱۳۸۸، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۵۶۰۰
 
# ''روزی که برف سرخ ببارد''، مرکز<ref name = ''برف‌کده''/>
 
# ''روزی که برف سرخ ببارد''، مرکز<ref name = ''برف‌کده''/>
  
 
====ویراستار====
 
====ویراستار====
* ویرایش ''دانشنامۀ مزدسینا؛ واژه‌نامۀ توضیحی آیین زرتشت'' مرکز: چ۱: ۱۳۷۱، چ۶: ۱۳۹۴، شمارگان: ۹۷۰۰
+
* ویرایش ''دانشنامۀ مزدسینا؛ واژه‌نامۀ توضیحی آیین زرتشت''، مرکز: چ۱: ۱۳۷۱، چ۶: ۱۳۹۴، شمارگان: ۹۷۰۰
  
 
[[پرونده:panj.jpg|210px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''پوستر سینمایی پنج‌تاپنج همراه رضا کیانیان'''</center>]]
 
[[پرونده:panj.jpg|210px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''پوستر سینمایی پنج‌تاپنج همراه رضا کیانیان'''</center>]]
 
[[پرونده:ehtemal.jpg|210px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''پوستر فیلم احتمال باران اسیدی'''</center>]]
 
[[پرونده:ehtemal.jpg|210px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''پوستر فیلم احتمال باران اسیدی'''</center>]]
 
====قصهٔ کودکان====
 
====قصهٔ کودکان====
* ''شبی که مریم گم شد''، تصویرگر: سارا ایروانی، پیک دبیران، ۱۳۷۸.{{سخ}}
+
* ''شبی که مریم گم شد''، تصویرگر: سارا ایروانی، پیک دبیران: ۱۳۷۸{{سخ}}
کتاب‌قصه‌ای است برای گروه سنی «ج» و درباره دختربچه‌ای است به نام مریم. این دختربچه راه خانه‌شان را گم می‌کند و با حیوانات و پدیده‌های طبیعی روبه‌رو می‌شود. در پایان، مریم در این قصه چندین تجربه به‌دست می‌آورد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1163831/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF/|عنوان= شبی که مریم گم شد}}</ref>
+
کتاب‌قصه‌ای است برای گروه سنی «ج» و دربارۀ دختربچه‌ای است به‌نام مریم. این دختربچه راه خانه‌شان را گم می‌کند و با حیوانات و پدیده‌های طبیعی روبه‌رو می‌شود. در پایان، مریمِ قصه تجربه‌های به‌دردبخوری به‌دست می‌آورد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/1163831/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF/|عنوان= شبی که مریم گم شد}}</ref>
* ''رومی و بومی؛ روایت تازه‌ از حکایت موش و گربه'' تصویرگر: نیلوفر مهراد، نشر چشمه۱۳۹۰.<ref name = ''بوم‌کده''/>{{سخ}}
+
* ''رومی و بومی؛ روایت تازه‌ از حکایت موش و گربه''، تصویرگر: نیلوفر مهراد، نشر چشمه:۱۳۹۰<ref name = ''بوم‌کده''/>{{سخ}}
این کتاب مصوّر، روایت تازه‌ای از حکایت موش و گربه است. شمس آن را برای کودکان گروه سنی (ج) نوشته است. راوی با زبانی ساده، داستان «گربه و موش» کتابِ ''کلیله و دمنه'' را به‌صورت داستانی تخیلی و آموزنده در کتاب آورده است. در این داستان می‌خوانیم: موش و گربه‌ای به‌نام رومی و بومی در باغی پرآب‌ودرخت زندگی می‌کنند. روزی گربه در تور صیاد اسیر می‌شود. موش بااینکه گربه را دشمن خود می‌داند، سعی می‌کند به او کمک کند؛ پس بندهای تور را می‌جود و گربه را نجات می‌دهد. این ماجرا باعث می‌شود گربه‌ها و موش‌ها به‌رهبری رومی و بومی قرار بگذارند باهم دوست باشند؛ چون هم موش‌ها به کمک گربه‌ها احتیاج دارند و هم گربه‌ها به کمک موش‌ها نیازمندند. بچّه‌ها با خواندن این داستان می‌آموزند که انسان باید به همه، حتی به دشمنانش کمک کند؛ زیرا ممکن است خودش روزی به کمک آن‌ها نیازمند شود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://vista.ir/b/malhu|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه}}</ref>
+
این کتاب مصوّر، روایت تازه‌ای از حکایت موش و گربه است. شمس آن را برای کودکان گروه سنی «ج» نوشته است. راوی با زبانی ساده، داستان «گربه و موش» کتابِ ''کلیله و دمنه'' را به‌صورت داستانی تخیلی و آموزنده در کتاب آورده است. در این داستان می‌خوانیم: «موش و گربه‌ای به‌نام رومی و بومی در باغی پرآب‌ودرخت زندگی می‌کنند. روزی گربه در تور صیاد اسیر می‌شود. موش بااینکه گربه را دشمن خود می‌داند، سعی می‌کند به او کمک کند؛ پس بندهای تور را می‌جود و گربه را نجات می‌دهد. این ماجرا باعث می‌شود گربه‌ها و موش‌ها به‌رهبری رومی و بومی قرار بگذارند باهم دوست باشند؛ چون هم موش‌ها به کمک گربه‌ها احتیاج دارند و هم گربه‌ها به کمک موش‌ها نیازمندند. بچه‌ها با خواندن این داستان می‌آموزند که انسان باید به همه، حتی به دشمنانش کمک کند؛ زیرا ممکن است خودش روزی به کمک آن‌ها نیازمند شود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://vista.ir/b/malhu|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه}}</ref>
 
* ''داستان چرخ''، نشر شهر قلم.{{سخ}}
 
* ''داستان چرخ''، نشر شهر قلم.{{سخ}}
این کتابِ تصویردار، داستانی تخیلی برای گروه سنی (الف) و (ج) است. در این مجموعه، نویسندگان برجستۀ ادبیاتِ بزرگ‌سالان برای کودکان قصه گفته‌اند. این کار تجربه‌ای تازه است که برای نویسنده و مخاطب لذت‌بخش است. در داستان می‌خوانیم: خیاط مثل همیشه مشغول دوخت‌ودوز است که ناگهان سوزن می‌شکند. با شکستن سوزن، خیاط صدایی می‌شنود. انگار سوزن دارد حرف می‌زند... .
+
این کتابِ تصویردار، داستانی تخیلی برای گروه سنی «الف» و «ج» است. در این مجموعه، نویسندگان برجستۀ ادبیاتِ بزرگ‌سالان برای کودکان قصه گفته‌اند. این کار تجربه‌ای تازه است که برای نویسنده و مخاطب لذت‌بخش است. در داستان می‌خوانیم: «خیاط مثل همیشه مشغول دوخت‌ودوز است که ناگهان سوزن می‌شکند. با شکستن سوزن، خیاط صدایی می‌شنود. انگار سوزن دارد حرف می‌زند... .»
  
 
====بازیگری در سینما====  
 
====بازیگری در سینما====  
شمس لنگَرودی در سال ۱۳۵۶ش در کلاس‌های تئاتر شرکت کرده است. او در سال ۱۳۸۹ به‌پیشنهاد رسول یونان در فیلم ''فلامینگو شمارۀ ۱۳'' در نقش شاعر و استادی پیر بازی می‌کند. شمس با این فیلم قدم به عرصۀ سینما می‌گذارد و در آن نیز خوش می‌درخشد. او به موسیقی نیز علاقه‌مند بوده است و زمانی گیتار می‌نواخته است؛ اما به‌سبب شکستن دستش در تصادفی، آن را رها می‌کند. در سال‌های گذشته، لنگَرودی بیشتر به حوزۀ سینما پرداخته است و چنانچه خود اذعان می‌کند، چشم‌انداز سینما را وسیع‌ و آن را به زندگی نزدیک‌تر می‌بیند.<ref name = ''سینماکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= لنگَرودی در سینما }}</ref>
+
شمس لنگَرودی در سال ۱۳۵۶ش در کلاس‌های تئاتر شرکت کرده است. او در سال ۱۳۸۹ به‌پیشنهاد رسول یونان در فیلم ''فلامینگو شمارۀ ۱۳'' در نقش شاعر و استادی پیر بازی می‌کند. شمس با این فیلم قدم به عرصۀ سینما می‌گذارد و در آن نیز خوش می‌درخشد. او به موسیقی نیز علاقه‌مند است. زمانی گیتار می‌نواخته است؛ اما به‌سبب شکستن دستش در تصادفی، آن را رها کرده است. در سال‌های گذشته، لنگَرودی بیشتر به حوزۀ سینما پرداخته است و چنانچه خود اذعان می‌کند، چشم‌انداز سینما را وسیع‌ و آن را به زندگی نزدیک‌تر می‌بیند.<ref name = ''سینماکده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= لنگَرودی در سینما }}</ref>
* ''فلامینگو شمارۀ ۱۳'' (۱۳۸۹ش)
+
* ''فلامینگو شمارۀ ۱۳'' (۱۳۸۹)
* ''پنج تا پنج'' (۱۳۹۲ش)
+
* ''پنج تا پنج'' (۱۳۹۲)
* ''احتمال باران اسیدی'' (۱۳۹۳ش)
+
* ''احتمال باران اسیدی'' (۱۳۹۳)
* ''رفتن'' (۱۳۹۵ش)
+
* ''رفتن'' (۱۳۹۵)
* ''دوباره زندگی'' (۱۳۹۶ش)
+
* ''دوباره زندگی'' (۱۳۹۶)
  
 
=====چرا بازیگر شدم؟=====
 
=====چرا بازیگر شدم؟=====
شمس لنگَرودی در جلسۀ بررسی فیلم ''احتمال باران اسیدی'' گفت: «آمدنم به عرصۀ بازیگری اتفاقی نبود؛ چراکه در ۲۲‌سالگی فیلم کوتاهی بازی کردم. در سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۵۶ش عضو کانون فیلم ایران بودم. در سال‌های گذشته خیلی خسته شده‌ام. با احتیاط به عرصۀ سینما آمده‌ام تا وارد فضای دیگری شوم؛ در واقع فضای سینما با خلوتی که سال‌ها در آن بوده‌ام، بسیار متفاوت است. بازی در فیلم ''احتمال باران اسیدی'' هم بار خستگی را از دوشم برداشت. آمده‌ام تا حضورم در عرصۀ سینما تداوم داشته باشد. امیدوارم آنچه در شعر به‌دنبال آنم، در سینما هم ارائه دهم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/81491663/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF|عنوان = شاعری که بازیگر شد / شمس لنگَرودی: آمدنم اتفاقی نبود}}</ref>
+
شمس لنگَرودی در جلسۀ بررسی فیلم ''احتمال باران اسیدی'' گفت: «آمدنم به عرصۀ بازیگری اتفاقی نبود؛ چراکه در ۲۲‌سالگی فیلم کوتاهی بازی کردم. در سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۵۶ش عضو کانون فیلم ایران بودم. با احتیاط به عرصۀ سینما آمده‌ام تا وارد فضای دیگری شوم؛ در واقع فضای سینما با خلوتی که سال‌ها در آن بوده‌ام، بسیار متفاوت است. در سال‌های گذشته خیلی خسته شده‌ام؛ اما بازی در فیلم ''احتمال باران اسیدی'' بار خستگی را از دوشم برداشت. آمده‌ام تا حضورم در عرصۀ سینما تداوم داشته باشد. امیدوارم آنچه در شعر به‌دنبال آنم، در سینما هم ارائه دهم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.irna.ir/news/81491663/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF|عنوان = شاعری که بازیگر شد / شمس لنگَرودی: آمدنم اتفاقی نبود}}</ref>
  
 
====کتاب‌های در دست انتشار====
 
====کتاب‌های در دست انتشار====
شمس لنگَرودی همچنان به نوشتن زندگی‌نامه‌اش مشغول‌ است. نام این کتاب، ''آنچه من از زندگی فهمیدم'' است. خودش دربارۀ این زندگی‌نامه می‌گوید که در این كتاب تحولات فكری‌ام را بر اساس اتفاق‌هایی كه برایم افتاده است، بررسی می‌كنم. این كتاب نتیجۀ آن چیزی است كه من از زندگی فهمیدم. می‌شود گفت كتاب به‌شكل ده‌ها داستان و یا داستان‌وارۀ كوتاه به‌هم‌ پیوسته است كه تحول یك شخصیت را می‌نمایاند. مثلاً بخش اول، «قبیلۀ كاس‌ها» نام دارد و بخش دوم «دامن بلقیس»، كه در دوسالگی به دامنش افتادم و نجات یافتم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/8908-05418/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%81%D9%87%D9%85%D9%8A%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B4‏|عنوان= «آنچه من از زندگی فهمیدم» شمس لنگرودی از نگارش كتاب زندگی‌اش خبر داد}}</ref>{{سخ}}
+
شمس لنگَرودی همچنان به نوشتن زندگی‌نامه‌اش مشغول‌ است. نام این کتاب، ''آنچه من از زندگی فهمیدم'' است. خودش دربارۀ این زندگی‌نامه می‌گوید که در این كتاب، تحولات فكری‌ام را بر اساس اتفاق‌هایی كه برایم افتاده است، بررسی می‌كنم. این كتاب نتیجۀ آن چیزی است كه من از زندگی فهمیده‌ام. می‌شود گفت كتاب به‌شكل ده‌ها داستان یا داستان‌وارۀ كوتاهِ به‌هم‌پیوسته است كه تحول یك شخصیت را می‌نمایاند؛ مثلاً بخش اول «قبیلۀ كاس‌ها» نام دارد و بخش دوم «دامن بلقیس» است كه در دوسالگی به دامنش افتادم و نجات یافتم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/8908-05418/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%81%D9%87%D9%85%D9%8A%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B4‏|عنوان= «آنچه من از زندگی فهمیدم» شمس لنگَرودی از نگارش كتاب زندگی‌اش خبر داد}}</ref>{{سخ}}
 
کتاب ''از دیگران شنیدن و از خود گفتن'' مجموعه‌مقالاتی است که شمس در حال جمع‌وجورکردن آن است؛ اما هنوز خبری از این کتاب نیست.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/20|عنوان= کتاب‌های در دست انتشار}}</ref>
 
کتاب ''از دیگران شنیدن و از خود گفتن'' مجموعه‌مقالاتی است که شمس در حال جمع‌وجورکردن آن است؛ اما هنوز خبری از این کتاب نیست.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/20|عنوان= کتاب‌های در دست انتشار}}</ref>
 
====کتابی سانسورشده====
 
====کتابی سانسورشده====
رمان ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد'' دومین رمان شمس است. وی دربارۀ سانسور این کتاب می‌گوید که این رمان از تابستان ۱۳۸۶ش در ادارۀ کتاب وزارت ارشاد در انتظار کسب مجوز نشر بود؛ اما پس از چهار بار بررسی، بدون اصلاحیه‌ای، درنهایت اعلام کردند که این اثر نمی‌تواند چاپ و منتشر شود؛ البته بعید می‌دانم آنجا کسی صلاحیت بررسی آثار ما را داشته باشد.<ref name = ''شکست‌کده''/>
+
رمان ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد'' دومین رمان شمس است. او دربارۀ سانسور این کتاب می‌گوید: «این رمان از تابستان ۱۳۸۶ش در ادارۀ کتاب وزارت ارشاد در انتظار کسب مجوز نشر بوده است؛ اما پس از چهار بار بررسی، بدون هیچ اصلاحیه‌ای، درنهایت اعلام کردند که این اثر نمی‌تواند چاپ و منتشر شود؛ البته بعید می‌دانم آنجا کسی صلاحیت بررسی آثار ما را داشته باشد.»<ref name = ''شکست‌کده''/>
 
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
 
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
 
در شعر شمس می‌توان دو مرحله تشخیص داد. نگاه او به پدیده‌هایی مانند مرگ، در این دو مرحله از یکدیگر متمایز است:
 
در شعر شمس می‌توان دو مرحله تشخیص داد. نگاه او به پدیده‌هایی مانند مرگ، در این دو مرحله از یکدیگر متمایز است:
* دفترهای ''رفتار تشنگی'' (۱۳۵۵ش) و ''در مهتابی دنیا'' (۱۳۶۴) در نخستین مرحلهٔ است. زبان شعر او در این دفترها اعتراضی است و خون، فقر، مرگ و جنایت در آن پررنگ است.<ref name= ''لحن''>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شاعری با پلک‌زدن‌های پست‌مدرن|ژورنال= فصل‌نامه شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰| سال= بهمن۱۳۸۷|ص= ۱۴۶}}</ref>
+
* دفترهای ''رفتار تشنگی'' (۱۳۵۵ش) و ''در مهتابی دنیا'' (۱۳۶۴) در نخستین مرحلهٔ است. زبان شعر او در این دفترها اعتراضی است و خون و فقر و مرگ و جنایت در آن پررنگ است.<ref name= ''لحن''>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شاعری با پلک‌زدن‌های پست‌مدرن|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰| سال= بهمن۱۳۸۷|ص= ۱۴۶}}</ref>
* از ''خاکستر و بانو'' (۱۳۶۵) به‌بعد مرحلهٔ دوم شعر شمس شکل می‌گیرد. در این مرحله با فروکش‌کردن التهابات سیاسی‌اجتماعی، شاعر بیشتر در خود فرومی‌رود. به عشق پناه می‌آورد. همچنین به ذهن‌گرایی و [[سورئالیسم]] می‌گراید؛ درعینِ‌حال شعرش ازنظرِ برجستگی توصیف عناصر طبیعی، صبغه‌ای ایماژیستی می‌یابد.<ref name= ''لحن''/>{{سخ}}
+
* از ''خاکستر و بانو'' (۱۳۶۵) به‌بعد، مرحلهٔ دوم شعر شمس شکل می‌گیرد. در این مرحله، با فروکش‌کردن التهابات سیاسی‌اجتماعی، شاعر بیشتر در خود فرومی‌رود. به عشق پناه می‌آورد. همچنین، به ذهن‌گرایی و [[سورئالیسم]] می‌گراید؛ درعینِ‌حال شعرش ازنظرِ برجستگی توصیف عناصر طبیعی، صبغه‌ای ایماژیستی می‌یابد.<ref name= ''لحن''/>{{سخ}}
 
در این دوره، آتش شعر شعارگرا و مبارزه‌جویانه و آرمان‌خواهانۀ شمس فرومی‌نشیند. او در شعرهای [[پست‌مدرن|پست‌مدرنیستی‌اش]] [[ایماژیسم|تصویرهایی]] نو می‌آفریند. از‌لحاظِ اندیشگانی از جزم‌گرایی فاصله می‌گیرد. می‌کوشد از دریچه‌ای نو به پدیده‌های جهان بنگرد. درنهایت، با فاصله‌گرفتن از موقعیت، مضمون شعرش هم انسانی‌تر می‌شود؛<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شعر زمان ما (شمس لنگَرودی)|ژورنال= نگاه|سال= ۱۳۹۲|ص= ۶۵تا۷۹}}</ref> ازاین‌رو می‌بینیم که شعرهای شمس در دوران پختگی شعری او، از صنعت برگذشته است. بیشتر به محتوا تکیه می‌کند و در شمار اشعار انسانی است. راز ترجمه‌پذیری شعرهای شمس نیز همین وجه انسانی است.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= لنگَرود در او می‌زید|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال= بهمن۱۳۸۷|ص= ۱۷۶تا۱۸۰}}</ref> عنصر طنز هم غالباً در همین دوره در شعر شمس پدیدار می‌شود. او می‌کوشد به پدیده‌های جهان و موضوع‌های انسانی و مقوله‌های فلسفی از منظری نو بنگرد و پدیده‌های ناخوشایند و غم‌انگیزی چون مرگ را از نگاه خود بازتعریف کند.{{سخ}}
 
در این دوره، آتش شعر شعارگرا و مبارزه‌جویانه و آرمان‌خواهانۀ شمس فرومی‌نشیند. او در شعرهای [[پست‌مدرن|پست‌مدرنیستی‌اش]] [[ایماژیسم|تصویرهایی]] نو می‌آفریند. از‌لحاظِ اندیشگانی از جزم‌گرایی فاصله می‌گیرد. می‌کوشد از دریچه‌ای نو به پدیده‌های جهان بنگرد. درنهایت، با فاصله‌گرفتن از موقعیت، مضمون شعرش هم انسانی‌تر می‌شود؛<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= شعر زمان ما (شمس لنگَرودی)|ژورنال= نگاه|سال= ۱۳۹۲|ص= ۶۵تا۷۹}}</ref> ازاین‌رو می‌بینیم که شعرهای شمس در دوران پختگی شعری او، از صنعت برگذشته است. بیشتر به محتوا تکیه می‌کند و در شمار اشعار انسانی است. راز ترجمه‌پذیری شعرهای شمس نیز همین وجه انسانی است.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان= لنگَرود در او می‌زید|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال= بهمن۱۳۸۷|ص= ۱۷۶تا۱۸۰}}</ref> عنصر طنز هم غالباً در همین دوره در شعر شمس پدیدار می‌شود. او می‌کوشد به پدیده‌های جهان و موضوع‌های انسانی و مقوله‌های فلسفی از منظری نو بنگرد و پدیده‌های ناخوشایند و غم‌انگیزی چون مرگ را از نگاه خود بازتعریف کند.{{سخ}}
مرگ و نیستی فاجعه‌ای است که همواره در کانون توجه شمس است. او اساساً شاعری مرگ‌آگاه است. در شعرهای سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۹ خورشیدی، در جای‌جای نخستین دفترهای شعرش، به مرگ و نیستی اشاره می‌کند. در نگاه شمس، مرگ حادثه‌ای است که بیش از تولد رخ می‌دهد. او برای بیان احساسات خود دربارهٔ مرگ از طیفی از استعاره‌ها کمک می‌گیرد؛ بنابراین در شعرهای این دورۀ او، مدام سخن از عنکبوت و بره و گله و چوپان و کودک و مرگِ ستاره است. شمس شاعری مرگ‌‌اندیش و نگران است. بیم از مرگ در اشعارش موج می‌زند و بسامد پیشامدهای مرگ‌باری چون سیل و زمین‌لرزه در شعرهایش زیاد است.
+
مرگ و نیستی فاجعه‌ای است که همواره در کانون توجه شمس است. او اساساً شاعری مرگ‌آگاه است. در شعرهای سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۹ خورشیدی، در جای‌جای نخستین دفترهای شعرش، به مرگ و نیستی اشاره می‌کند. در نگاه شمس، مرگ حادثه‌ای است که بیش از تولد رخ می‌دهد. او برای بیان احساسات خود دربارهٔ مرگ از طیفی از استعاره‌ها کمک می‌گیرد؛ بنابراین در شعرهای این دورۀ او، مدام، سخن از عنکبوت و بره و گله و چوپان و کودک و مرگِ ستاره است. شمس شاعری مرگ‌‌اندیش و نگران است. بیم از مرگ در اشعارش موج می‌زند و بسامد پیشامدهای مرگ‌باری چون سیل و زمین‌لرزه در شعرهایش زیاد است.
 
<font color=darkcyan>
 
<font color=darkcyan>
 
:ای روز
 
:ای روز
سطر ۵۰۰: سطر ۴۹۹:
 
:::میوه نمی‌داند
 
:::میوه نمی‌داند
 
:زمین‌افتادن او امروز است</font>{{سخ}}
 
:زمین‌افتادن او امروز است</font>{{سخ}}
نگاه شمس به مرگ معمولاً سیاه است. او بیم از نابودی و دغدغهٔ نیستی را با برجسته‌سازی تعبیرهایی تاریک از جهان مردگان بازمی‌تاباند. مانند:  
+
نگاه شمس به مرگ معمولاً سیاه است. او بیم از نابودی و دغدغهٔ نیستی را با برجسته‌سازی تعبیرهایی تاریک از جهان مردگان بازمی‌تاباند؛ مانند:  
 
<font color=darkgreen>
 
<font color=darkgreen>
<center>''انسان چه زود پیر می‌شود'' ♦ ♦ ♦ ''انسان در نیمه‌راه جهان به‌دنیا می‌آید''.</center></font>
+
<center>''انسان چه زود پیر می‌شود'' ♦ ♦ ♦ ''انسان در نیمۀ راه جهان به‌دنیا می‌آید''.</center></font>
  
 
===نیم‌نگاهی به دنیای شاعرانۀ شمس===
 
===نیم‌نگاهی به دنیای شاعرانۀ شمس===
  
 
====شمس؛ زیر سایۀ [[شاملو]]====
 
====شمس؛ زیر سایۀ [[شاملو]]====
زبانِ بخش درخور توجهی از اشعار شمس لنگَرودی برگرفته از زبان شاملوست. برخی از ویژگی‌های زبان شعر شاملو چنین است: آوردن صفت‌های پی‌درپی متوالی، تکرار کلام و کلمه، استفاده از واژگان مترادف، توضیح و تفصیل، هم‌زمانی ایجاز و اطناب، توالی اضافات، جناس، موازنه‌سازی و نیز کاربرد قافیه‌ها و حتی ردیف‌های تکراری. شمس هم از دفتر شعر ''رفتار تشنگی'' تا ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' کم‌وبیش زیر سایۀ وزن‌های مطنطن و آرکائیک شاملو بود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://literaturelib.com/books/1807/%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%3A+%D8%B4%D8%B9%D8%B1+%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2+%D8%AA%D8%A7+%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2+|عنوان = شمس لنگَرودی: شعر شمس لنگَرودی از آغاز تا امروز}}</ref>
+
زبانِ بخش درخور توجهی از اشعار شمس لنگَرودی برگرفته از زبان شاملوست. برخی از ویژگی‌های زبان شعر شاملو چنین است: آوردن صفت‌های پی‌درپی، تکرار کلام و کلمه، استفاده از واژگان مترادف، توضیح و تفصیل، هم‌زمانی ایجاز و اطناب، توالی اضافات، جناس، موازنه‌سازی و نیز کاربرد قافیه‌ها و حتی ردیف‌های تکراری. شمس هم از دفتر شعر ''رفتار تشنگی'' تا ''پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه'' کم‌وبیش زیر سایۀ وزن‌های مطنطن و آرکائیک شاملو بود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://literaturelib.com/books/1807/%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%3A+%D8%B4%D8%B9%D8%B1+%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2+%D8%AA%D8%A7+%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2+|عنوان = شمس لنگَرودی: شعر شمس لنگَرودی از آغاز تا امروز}}</ref>
  
 
====باغبان جهنم====
 
====باغبان جهنم====
شمس در کتاب ''باغبان جهنم'' بی‌آلایش و ساده و خودمانی است. پیچیده و مرموز نیست. خودش را گل‌آلود نمی‌کند تا عمیق نمایاند. او شکارچی لحظه‌ها و چندوچون آن‌هاست. ویژگی‌های عقلی و شهودی در شعرهایش هم‌آغوش‌اند. شمس برای هم‌نفَسی با عرفان بودایی، مانند شاعران اروپایی دست‌به‌دامان ریاضت نمی‌شود؛ زیرا عرفان ایرانی خویشیِ شگفت‌انگیزی با عرفان بودایی دارد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/65|عنوان= باران شبانه؛ نگاهی به مجموعه باغبان جهنم سروده شمس لنگَرودی}}</ref>
+
شمس در کتاب ''باغبان جهنم'' بی‌آلایش و ساده و خودمانی است. پیچیده و مرموز نیست. خودش را گل‌آلود نمی‌کند تا عمیق نمایاند. او شکارچی لحظه‌ها و چندوچون آن‌هاست. ویژگی‌های عقلی و شهودی در شعرهایش هم‌آغوش‌اند. شمس برای هم‌نفَسی با عرفان بودایی، مانند شاعران اروپایی دست‌به‌دامان ریاضت نمی‌شود؛ زیرا عرفان ایرانی خویشیِ شگفت‌انگیزی با عرفان بودایی دارد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/65|عنوان= باران شبانه؛ نگاهی به مجموعۀ باغبان جهنم سرودۀ شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
====پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه====
 
====پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه====
در این مجموعه، شمس جهان را با نگاهی عاشقانه به‌تماشا می‌نشیند. نگاهش گرم و گیرا و جذاب است، بی هیچ رنگی، در عین رنگارنگی! با این نگاه، همه‌چیز زیر چتر عشق جمع می‌شود. شاعر عاشقی است که تجربه‌ها، دریافت‌ها، آگاهی و ناخوآدگاهی را به‌هم می‌پیوندد و محصولی به‌نام شعر عاشقانه می‌سراید. همه‌چیز از پرنده و ماه، آفتاب و اقیانوس، غزال و نهنگ، ستاره و رنگین‌کمان، چای و عسل و حتی اساطیر و باورهای نووکهنه با عشق سفر می‌کند. در خدمت عاشق قرار می‌گیرد. گاه رنگ می‌بازد و گاه رنگین می‌شود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://bugle.wordpress.com/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-53-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88/|عنوان = نقد و بررسی ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ شمس لنگَرودی}}</ref>  
+
در این مجموعه، شمس جهان را با نگاهی عاشقانه به‌تماشا می‌نشیند. نگاهش گرم و گیراست، بی هیچ رنگی، در عین رنگارنگی! با این نگاه، همه‌چیز زیر چتر عشق جمع می‌شود. شاعر عاشقی است که تجربه‌ها، دریافت‌ها، آگاهی و ناخوآدگاهی را به‌هم می‌پیوندد و محصولی به‌نام شعر عاشقانه می‌سراید. در این کتاب، پرنده و ماه، آفتاب و اقیانوس، غزال و نهنگ، ستاره و رنگین‌کمان، چای و عسل و حتی اساطیر و باورهای نووکهنه با عشق سفر می‌کنند. همه‌چیز در خدمت عاشق قرار می‌گیرد. گاه رنگ می‌بازد و گاه رنگین می‌شود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://bugle.wordpress.com/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-53-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88/|عنوان = نقد و بررسی ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ شمس لنگَرودی}}</ref>  
  
 
======ملاح خیابان‌ها======
 
======ملاح خیابان‌ها======
''ملاح خیابان‌ها'' مجموعه‌شعر جدیدی است از شاعر معاصر، شمس لنگَرودی. این مجموعه بیش از آنکه به موضوع‌های اجتماعی بپردازد، بار عاشقانه و فلسفی دارد. زبان ''ملاح خیابان‌ها'' تغزلی است. شعرهایش هم در فضایی تغزلی است؛ اما همۀ شعرهایش عاشقانه نیست. این دفتر ۵۴ شعر کوتاه و بلند دارد، شعرهایی که مهم‌ترین ویژگی‌شان سادگی زبان آن‌هاست؛ در واقع شمس با زبان ساده و امروزی‌اش می‌کوشد از زبان ادبی فاصله بگیرد و به زبان زندۀ مردم نزدیک‌تر شود. اینکه می‌گویم می‌کوشد، به‌خاطر این است که هنوز ریشه‌هایی از زبان ادبی را می‌توان در آن دید. ادبی‌بودنِ زبان به یکپارچگی زبان شعر یا بهتر بگویم، زبان تازۀ شمس لنگَرودی لطمه می‌زند؛ برای مثال کاربرد فعل ادبی «نهادن» به‌جای «گذاشتن»‌ در این‌ پاره از شعر:
+
''ملاح خیابان‌ها'' مجموعه‌شعر جدیدی است از شاعر معاصر، شمس لنگَرودی. این مجموعه بیش از آنکه به موضوع‌های اجتماعی بپردازد، بار عاشقانه و فلسفی دارد. زبان ''ملاح خیابان‌ها'' تغزلی است. شعرهایش هم در فضایی تغزلی است؛ اما همۀ شعرهایش عاشقانه نیست. این دفتر ۵۴ شعر کوتاه و بلند دارد. شعرهایی که مهم‌ترین ویژگی‌شان سادگی زبان آن‌هاست؛ در واقع شمس با زبان ساده و امروزی‌اش می‌کوشد از زبان ادبی فاصله بگیرد و به زبان زندۀ مردم نزدیک‌تر شود. اینکه می‌گویم می‌کوشد، به‌خاطر این است که هنوز می‌توان ریشه‌هایی از زبان ادبی را در زبان شعرهای این دفتر دید. ادبی‌بودنِ زبان به یکپارچگی زبان شعر یا بهتر بگویم، زبان تازۀ شمس لنگَرودی لطمه می‌زند؛ برای مثال کاربرد فعل ادبی «نهادن» به‌جای «گذاشتن»‌ در این‌ پاره از شعر:{{سخ}}
متولد می‌شویم
+
<font color=darkcyan>
که بمیریم
+
:متولد می‌شویم
و تو در فرصتی چنین بی‌هنگام
+
:که بمیریم
اقیانوسی را در فنجانی جا نهادی<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://siolishe.blogfa.com/post/217|عنوان = نقدی بر مجموعه‌شعر ''ملاح خیابان‌ها'' سرودۀ شمس لنگَرودی؛ ضیاءالدین ترابی}}</ref>
+
:و تو در فرصتی چنین بی‌هنگام
 +
:اقیانوسی را در فنجانی جا نهادی</font><ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://siolishe.blogfa.com/post/217|عنوان = نقدی بر مجموعه‌شعر ''ملاح خیابان‌ها'' سرودۀ شمس لنگَرودی؛ ضیاءالدین ترابی}}</ref>
  
 
====قصیدۀ لبخند چاک‌چاک====
 
====قصیدۀ لبخند چاک‌چاک====
کتاب ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک'' دربرگیرندۀ سه دفتر شعر با نام‌های ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک''، ''چتر سوراخ'' و ''اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید'' است. فضای حاکم بر این سه مجموعه یادآور دوران جنگ، زندان، تبعید و رعب و وحشت دهۀ شصت است.<ref name = ''چاک‌چاک‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/34|عنوان= قصیدۀ لبخند چاک‌کاک}}</ref>{{سخ}}
+
کتاب ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک'' دربرگیرندۀ سه دفتر شعر با نام‌های ''قصیدۀ لبخند چاک‌چاک''، ''چتر سوراخ'' و ''اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید'' است. فضای حاکم بر این سه مجموعه یادآور دوران جنگ، زندان، تبعید و رعب‌ووحشت دهۀ شصت است.<ref name = ''چاک‌چاک‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/34|عنوان= قصیدۀ لبخند چاک‌چاک}}</ref>{{سخ}}
شعر بلندی است در وصف اوضاع تیرۀ جهان. شمس لنگَرودی در این شعر جهان واقعی را از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و تاریخی جدا می‌کند. او حقیقتِ ناب شعر خود را در تقابل با انسان و طبیعت می‌بیند. شاعر در جهان‌بینی خود، در این شعر بلند، رویکردی اندیشمندانه و فلسفی را دنبال نمی‌کند؛ بلکه آن را حقیقتی محض معرفی می‌کند که در فرایند عاطفی‌سازی و [[ایماژیسم|تصویرپردازی]] به شعربودن رسیده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://amirbarimani.mihanblog.com/post/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%20%DA%86%D8%A7%DA%A9%20%DA%86%D8%A7%DA%A9|عنوان =  
+
شعرِ بلندی است در وصف اوضاع تیرۀ جهان. شمس لنگَرودی در این شعر، جهان واقعی را از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و تاریخی جدا می‌کند. او حقیقتِ ناب شعر خود را در تقابل با انسان و طبیعت می‌بیند. شاعر در جهان‌بینی خود در این شعر بلند، رویکردی اندیشمندانه و فلسفی را دنبال نمی‌کند؛ بلکه شعر را حقیقتی محض معرفی می‌کند که در فرایند عاطفی‌سازی و [[ایماژیسم|تصویرپردازی]] به شعربودن رسیده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://amirbarimani.mihanblog.com/post/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%20%DA%86%D8%A7%DA%A9%20%DA%86%D8%A7%DA%A9|عنوان =  
 
عدم وحدت تجارب در یک شعر بلند}}</ref>
 
عدم وحدت تجارب در یک شعر بلند}}</ref>
  
 
====کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها====
 
====کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها====
شمس لنگَرودی برای نوشتن شعرهای این مجموعه بیش از شش سال زمان صرف کرده است. دربارۀ علت طولانی‌شدن آن چنین می‌گوید که دست روی هر‌ سازی می‌گذاشتم، باید می‌رفتم و دربارۀ آن ساز تحقیق می‌کردم و تاریخچه‌اش را می‌خواندم؛ در واقع این کارها را انجام می‌دادم تا سازها را برای من درون‌سازی کند و بتوانم از زبان خودم با این سازها گفت‌وگو کنم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://talaangor.ir/fa/news/8967/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA|عنوان = کتاب موسیقی در مدح سازهای الهی است؟}}</ref>{{سخ}}
+
شمس لنگَرودی برای نوشتن شعرهای این مجموعه بیش از شش سال زمان صرف کرده است. دربارۀ علت طولانی‌شدن آن چنین می‌گوید: «دست روی هر‌ سازی می‌گذاشتم، باید می‌رفتم و دربارۀ آن ساز تحقیق می‌کردم و تاریخچه‌اش را می‌خواندم؛ در واقع این کارها را انجام می‌دادم تا سازها را برای من درون‌سازی کند و بتوانم از زبان خودم با این سازها گفت‌وگو کنم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://talaangor.ir/fa/news/8967/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA|عنوان = کتاب موسیقی در مدح سازهای الهی است؟}}</ref>{{سخ}}
شمس دربارۀ این کتاب می‌گوید: «این کتاب دربرگیرندۀ ۳۹ شعر در ستایش سازهاست؛ سازهایی که صدای‌شان سراسر عمر با من بوده‌اند. این شعرها را با توجه به تاریخ پرفرازونشیب و شکل‌های زندهٔ سازها گفتم. این کتاب ادای دین من است به هرکدام از این سازها که اگر نبودند، زندگی دشوارتر از این می‌بود که هست.»
+
همچنین، دربارۀ این کتاب می‌گوید: «این کتاب دربرگیرندۀ ۳۹ شعر در ستایش سازهاست. سازهایی که صدای‌شان سراسر عمر با من بوده‌ است. این شعرها را با توجه به تاریخ پرفرازونشیب و شکل‌های زندهٔ سازها گفتم؛ در واقع این کتاب ادای دین من است به هرکدام از این سازها که اگر نبودند، زندگی دشوارتر از این می‌بود که هست.»
 
<font color=darkcyan>
 
<font color=darkcyan>
 
:موسیقی
 
:موسیقی
سطر ۵۳۸: سطر ۵۳۸:
 
:و تو در سِیلی بی‌امان
 
:و تو در سِیلی بی‌امان
 
:باقی‌ماندهٔ زندگی را صید می‌کنی</font></span><noinclude><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.30book.com/Book/82614/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87|عنوان = کتاب موسیقی}}</ref>{{سخ}}
 
:باقی‌ماندهٔ زندگی را صید می‌کنی</font></span><noinclude><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.30book.com/Book/82614/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87|عنوان = کتاب موسیقی}}</ref>{{سخ}}
زبان شمس لنگَرودی در ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''، نسبت به آثار پیشینش پخته‌تر است. از آن ساده‌نویسیِ خنثی و ساده‌انگار فاصله گرفته است. او حالا می‌تواند با این زبان که نه زبان سادۀ‌ گذشته است، نه زبان آهنگین شعر [[سپید]]، نه زبان فخیم [[شاملو]]یی و نه زبان روانِ گفتار، برای شعرهای آیندۀ خود شخصیتی خاص خودش بیافریند؛ با وجود این، در این دفتر، شاعر در معنا همچنان گرفتارِ دادن‌ اطلاعات به مخاطب است. برای خوانندۀ شعر چه اهمیتی دارد تعریف شمس از موسیقی چیست؟ او برای خواندن شعر کتاب را به‌دست گرفته است. موضوع وقتی ملا‌ل‌آورتر می‌شود که شاعر از مقدمات تعریفی خود، نتیجه‌گیری نیز می‌کند، آن‌هم در قامتی تتابع‌آلود: «آه که چقدر سخت و احمقانه و خنده‌دار است زندگی، اگر تو نبودی!» و پیداست چنین سطری تا چه اندازه از شاعرانگی به‌دور است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/vdciquarwt1avu2.cbct.html|عنوان= نقدی بر مجموعه‌ شعر ''کتاب موسیقی، اشعاری در ستایش سازها''» سروده‌ شمس لنگَرودی}}</ref>
+
زبان شمس لنگَرودی در ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''، نسبت به آثار پیشینش پخته‌تر است. از آن ساده‌انگاری و ساده‌نویسیِ خنثی فاصله گرفته است. او حالا می‌تواند با این زبان که نه زبان سادۀ‌ گذشته است، نه زبان آهنگین شعر [[سپید]]، نه زبان فخیم [[شاملو]]یی و نه زبان روانِ گفتار، برای شعرهای آیندۀ خود شخصیتی خاص خودش بیافریند؛ با وجود این، در این دفتر، شاعر در معنا همچنان گرفتارِ دادن‌ اطلاعات به مخاطب است. برای خوانندۀ شعر چه اهمیتی دارد تعریف شمس از موسیقی چیست؟ او برای خواندن شعر کتاب را به‌دست گرفته است. موضوع وقتی ملا‌ل‌آورتر می‌شود که شاعر از مقدمات تعریفی خود، نتیجه‌گیری می‌کند، آن‌هم در قامتی تتابع‌آلود: «آه که چقدر سخت و احمقانه و خنده‌دار است زندگی، اگر تو نبودی!» و پیداست چنین سطری تا چه اندازه از شاعرانگی به‌دور است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/vdciquarwt1avu2.cbct.html|عنوان= نقدی بر مجموعه‌‌شعر ''کتاب موسیقی، اشعاری در ستایش سازها''» سرودۀ‌ شمس لنگَرودی}}</ref>
  
 
==== نمودهای طنز و اعتراض به مرگ در شعر شمس====
 
==== نمودهای طنز و اعتراض به مرگ در شعر شمس====
در شعر شمس، یکی از پررنگ‌ترین انگاره‌ها، اعتراض به قطعیت مرگ و تأکید بر انفعال و ابژه‌شدگی انسان در برابر آن است. شمس این اعتراض را به روش‌های گوناگونی نشان می‌دهد و سازوکارهای متنوع طنز را برای این منظور به‌خدمت می‌گیرد. گاهی در فعل مردن متوقف می‌شود و بر قطعیت و همه‌گیربودن مرگ، مصرانه تأکید می‌کند، تأکیدی که نشانۀ استواری موضوع در ذهن شاعر است. گاهی اصالت را در هستی، به مرگ می‌بخشد و زندگی را از دریچۀ مرگ [[ایماژیسم|تصویر]] می‌کند. گاهی خشونت مرگ را در برابر تصاویر رقت‌انگیز انسان برجسته می‌سازد. طنزِ تناقض، تضاد و وارونگی از مهم‌ترین شگردهایی‌اند که شمس به‌کار می‌برد.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= صفایی |تاریخ= پاییز و زمستان۱۳۹۶ |عنوان= طنز مرگ و نمودهای آن در شعر شمس لنگَرودی |ژورنال= دوفصل‌نامۀ زبان و ادبیات فارسی|دوره= ۲۵|شماره= ۸۳|صفحات= ۱۵۹و۱۶۰}}</ref>
+
اعتراض به قطعیت مرگ و تأکید بر انفعال و ابژه‌شدگی انسان در برابر آن یکی از انگاره‌های پررنگِ شعر شمس است. شمس این اعتراض را به‌روش‌های گوناگونی نشان می‌دهد و برای بیان این منظور، سازِکارهای متنوع طنز را به‌خدمت می‌گیرد. گاهی در فعل مردن متوقف می‌شود و بر قطعیت و همه‌گیربودن مرگ، مصرانه تأکید می‌کند. تأکیدی که نشانۀ استواری موضوع در ذهن شاعر است. گاهی در هستی، اصالت را به مرگ می‌بخشد و زندگی را از دریچۀ مرگ [[ایماژیسم|تصویر]] می‌کند. گاهی خشونت مرگ را در برابر تصاویر رقت‌انگیز انسان برجسته می‌سازد. طنزِ تناقض، تضاد و وارونگی از مهم‌ترین شگردهایی‌اند که شمس به‌کار می‌برد.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= صفایی |تاریخ= پاییز و زمستان۱۳۹۶ |عنوان= طنز مرگ و نمودهای آن در شعر شمس لنگَرودی |ژورنال= دوفصل‌نامۀ زبان و ادبیات فارسی|دوره= ۲۵|شماره= ۸۳|صفحات= ۱۵۹و۱۶۰}}</ref>
  
 
===شمس در رمان===
 
===شمس در رمان===
 
====رژه بر خاک پوک از چشم‌انداز منتقدان====
 
====رژه بر خاک پوک از چشم‌انداز منتقدان====
بهاءالدین مرشدی:<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= بهاءالدین مرشدی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴ |عنوان= تاریخ، دستمایه‌ای برای رمان؛ نگاهی به رمان ''رژه بر خاک پوک'' نوشتۀ شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفته خبر|سال= ۴|شماره= ۷۷|صفحات= ۴۸}}</ref>{{سخ}}
+
بهاءالدین مرشدی:<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= بهاءالدین مرشدی|تاریخ=۱۸مهر۱۳۹۴ |عنوان= تاریخ، دستمایه‌ای برای رمان؛ نگاهی به رمان ''رژه بر خاک پوک'' نوشتۀ شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفتۀ خبر|سال= ۴|شماره= ۷۷|صفحات= ۴۸}}</ref>{{سخ}}
این رمان [[ایماژیسم|تصویری]] دقیق از جامعه‌ای بهت‌زده و فرورفته در غبار سنت و گیرکرده در وضعیتی جدید را می‌نمایاند. قوّت این رمان در نکته‌های زیر است:
+
این رمان [[ایماژیسم|تصویری]] دقیق از جامعه‌ای بهت‌زده و فرورفته در غبار سنت و گیرکرده در وضعیتی جدید را می‌نمایاند. قوّت این رمان در نکته‌های زیر است:{{سخ}}
{{بلی}} تصویرهای دور از ذهن{{سخ}}
+
{{بلی}} تصویرهای دورازذهن{{سخ}}
 
{{بلی}} تصویرهای شاعرانه{{سخ}}
 
{{بلی}} تصویرهای شاعرانه{{سخ}}
 
{{بلی}} واکنش نویسنده به وضعیت حاکم بر اجتماع{{سخ}}
 
{{بلی}} واکنش نویسنده به وضعیت حاکم بر اجتماع{{سخ}}
 
{{بلی}} انتخاب نوع ژانر{{سخ}}
 
{{بلی}} انتخاب نوع ژانر{{سخ}}
 
{{بلی}} ارتباط‌های شخصی افراد در رمان{{سخ}}
 
{{بلی}} ارتباط‌های شخصی افراد در رمان{{سخ}}
{{بلی}} زیرساخت‌های فرهنگی و اقتصادی و زیستی اجتماع{{سخ}}
+
{{بلی}} زیرساخت‌های فرهنگی و اقتصادی و زیستیِ اجتماع{{سخ}}
 
{{بلی}} [[رئالیسم]] حاکم بر اثر
 
{{بلی}} [[رئالیسم]] حاکم بر اثر
====''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد''====
+
====شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟====
این کتاب دومین رمان شمس است و آن را پس از ''رژه بر خاک پوک'' نوشته است. شمس در سال ۱۳۷۶ش و در هلند شروع به نوشتن این رمان می‌کند و در سال ۱۳۸۶ به‌پایان می‌برد. خود لنگَرودی دربارۀ ''شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد'' می‌گوید که نزدیک ده سال آرام‌آرام روی این اثر کار کردم. داستان این‌طور شروع می‌شود که سه روز پس از انتشار رمان ''رژه بر خاک پوک'' زنگ در خانه‌ام به صدا درآمد؛ در واقع فردی به من نویسنده مراجعه می‌کند و می‌گوید شخصیت داستانم است و از من می‌پرسد شما بدون اینکه دربارۀ من چیزی بدانید، چرا از زندگی من نوشته‌اید؟ این آدم‌ها یکی‌یکی زیاد می‌شوند و تمام زندگی نویسنده را اشغال و سپس مختل می‌کنند.<ref name = ''شکست‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/1868768|عنوان= اعتراض شمس لنگرودی به غیرقابل چاپ شدن رمانش}}</ref>
+
این کتاب دومین رمان شمس است. آن را پس از ''رژه بر خاک پوک'' نوشته است. شمس در سال ۱۳۷۶ش در هلند نوشتن این رمان را شروع کرد و در سال ۱۳۸۶ به‌پایانش برد. خود لنگَرودی دربارۀ این رمان می‌گوید: «نزدیکِ ده سال آرام‌آرام روی این اثر کار کردم. داستان این‌طور شروع می‌شود که سه روز پس از انتشار رمان ''رژه بر خاک پوک'' زنگ در خانه‌ام به صدا درمی‌آید؛ در واقع فردی به منِ نویسنده مراجعه می‌کند و می‌گوید شخصیت داستانم است و از من می‌پرسد چرا بدون اینکه دربارۀ او چیزی بدانم، از زندگی‌اش نوشته‌ام؟ این آدم‌ها یکی‌یکی زیاد می‌شوند و تمام زندگی منِ نویسنده را اشغال و سپس مختل می‌کنند.»<ref name = ''شکست‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/1868768|عنوان= اعتراض شمس لنگَرودی به غیرقابل چاپ‌شدن رمانش}}</ref>
  
 
====آن‌ها که به خانۀ من آمدند====
 
====آن‌ها که به خانۀ من آمدند====
این رمان [[رئالیسم|رئال]] است؛ البته چون داستانش سحرآمیز و رازآلود است، به‌نظر می‌رسد در جاهایی به [[رئالیسم جادویی]] شبیه می‌شود. جالب‌توجه است که در بخش‌هایی از داستان، راوی از کم‌لطفی به کتاب و کتاب‌خوانی گلایه می‌کند. از عامۀ مردم می‌گوید که هنگام بارندگی به کتاب‌فروشی‌ها پناه می‌برند؛ اما نه برای خرید کتاب، برای فرار از باران. همچنین، نکتۀ بسیار عمیقی مطرح کرده است. انسان‌ها را به کوه یخ تشبیه کرده است که فقط نوکشان از آب بیرون است؛ اما بخش اصلی وجودشان زیر آب پنهان است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/13107-2016-06-27-22-20-31.html|عنوان = گزارش نقد رمان «آن‌ها که به خانه من آمدند» در کارگاه «هم‌نگر» ساری نویسنده «شمس لنگَرودی»؛ «ناهید گرامیان»/ اختصاصی چوک}}</ref>
+
این رمان [[رئالیسم|رئال]] است؛ البته چون داستانش سحرآمیز و رازآلود است، به‌نظر می‌رسد در جاهایی به [[رئالیسم جادویی]] شبیه می‌شود. جالب‌توجه است که در بخش‌هایی از داستان، راوی از کم‌لطفی به کتاب و کتاب‌خوانی گله می‌کند. از عامۀ مردم می‌گوید که هنگام بارندگی به کتاب‌فروشی‌ها پناه می‌برند؛ اما نه برای خرید کتاب، برای فرار از باران. همچنین، نکتۀ بسیار عمیقی مطرح کرده است. انسان‌ها را به کوه یخ تشبیه کرده است که فقط نوکشان از آب بیرون است؛ اما بخش اصلی وجودشان زیر آب پنهان است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/13107-2016-06-27-22-20-31.html|عنوان = گزارش نقد رمان «آن‌ها که به خانه من آمدند» در کارگاه «هم‌نگر» ساری نویسنده «شمس لنگَرودی»؛ «ناهید گرامیان»/ اختصاصی چوک}}</ref>
  
 
===ناشران کارکرده با شمس===
 
===ناشران کارکرده با شمس===
نگاه، چشمه، افق، مرکز، سالی، آهنگ دیگر، پیک دبیران، ایلیا، نیماژ، مرکز، شهر قلم، ابتکار نو و نغمۀ هزاردستان
+
نگاه، چشمه، افق، مرکز، سالی، آهنگ دیگر، پیک دبیران، ایلیا، نیماژ، شهر قلم، ابتکار نو و نغمۀ هزاردستان
  
 
===نگاهی به آثار پژوهشی شمس لنگَرودی===
 
===نگاهی به آثار پژوهشی شمس لنگَرودی===
 
====بررسی [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]====
 
====بررسی [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]====
تاریخ جامعه‌شناختی دوره‌ای هفتادوسه‌ساله از [[شعر نو|شعر نوین]] ایران موضوعی است که شمس در کتاب ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' به آن می‌پردازد. دورۀ نخست از ۱۲۸۴ تا ۱۳۳۲ش، دورۀ دوم از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱، دورۀ سوم از ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ و دورۀ چهارم از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ را در بر می‌گیرد. شمس لنگَرودی در بررسی این دورۀ هفتادوسه‌ساله، به بیشتر کتاب‌ها و نشریه‌های دربردارندۀ [[شعر نو]] اشاره می‌کند. در بررسی وضع شعر نو در هر سال، نخست سیاهه‌ای از کتاب‌ها و نشریه‌های منتشرشدۀ شعر نو آن سال را می‌نویسد. سپس زیر عنوان «نقدونظر»، نام کتاب‌های مهم را همراه با نقدهای نوشته‌شده دربارۀ آن‌ها می‌آورد.<ref name = ''نقد اثرها''>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= چوبندیان |تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷ |عنوان= ادای دِین به شعر امروز؛ نگاهی به کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو |ژورنال= گوهران |دوره= |شماره=۱۹و۲۰|صفحات= ۸۷}}</ref>
+
تاریخ جامعه‌شناختی دوره‌ای هفتادوسه‌ساله از [[شعر نو|شعر نوین]] ایران، موضوعی است که شمس در کتاب ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' به آن می‌پردازد. دورۀ نخست از ۱۲۸۴ تا ۱۳۳۲ش، دورۀ دوم از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱، دورۀ سوم از ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ و دورۀ چهارم از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ را در بر می‌گیرد. شمس لنگَرودی در بررسی این دورۀ هفتادوسه‌ساله، به بیشتر کتاب‌ها و نشریه‌های دربردارندۀ [[شعر نو]] اشاره می‌کند. در بررسی وضع شعر نو در هر سال، سیاهه‌ای از کتاب‌ها و نشریه‌های منتشرشدۀ شعر نو آن سال را می‌نویسد. سپس، زیر عنوان «نقدونظر»، نام کتاب‌های مهم را همراه با نقدهای نوشته‌شده دربارۀ آن‌ها می‌آورد.<ref name = ''نقد اثرها''>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= چوبندیان |تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷ |عنوان= ادای دِین به شعر امروز؛ نگاهی به کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو |ژورنال= گوهران |دوره= |شماره=۱۹و۲۰|صفحات= ۸۷}}</ref>
  
 
=====ویژگی‌های [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
 
=====ویژگی‌های [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
یکی از دغدغه‌های برجستۀ شمس این است: «مردم ما کتاب نمی‌خوانند.» به‌پیروی از همین دغدغه، باید برای کتاب‌خوان‌شدن مردم پیش‌زمینه‌هایی فراهم کرد. یکی از این پیش‌زمینه‌ها جذاب‌بودن کتاب، حتی در حوزه‌های تخصصی است. به‌کارگرفتن نثری که اندکی از چاشنی ژورنالیستی بهره‌مند باشد، خود خدمت بزرگی است به جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند، جامعه‌ای که اگر کتابی مانند ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' را «تقریباً» نمی‌خواند، متون پژوهشی دانشگاهی را «اصلاً» نخواهد خواند. چنین متونی حتی او را پس خواهد زد.{{سخ}}
+
یکی از دغدغه‌های برجستۀ شمس این است: «مردم ما کتاب نمی‌خوانند.» به‌نظر شمس، به‌پیروی از همین دغدغه، باید برای کتاب‌خوان‌شدن مردم پیش‌زمینه‌هایی فراهم کرد. یکی از این پیش‌زمینه‌ها جذاب‌بودن کتاب، حتی در حوزه‌های تخصصی است. به‌کارگرفتن نثری که اندکی از چاشنی ژورنالیستی بهره‌مند باشد، خود خدمت بزرگی است به جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند. جامعه‌ای که اگر کتابی مانند ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' را «تقریباً» نمی‌خواند، متون پژوهشی دانشگاهی را «اصلاً» نخواهد خواند. چنین متونی حتی او را پس خواهد زد.{{سخ}}
امروزه بیشترِ پژوهشگران به ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' استناد می‌کنند. مؤلفان نکته‌سنج آن را پذیرفته‌اند. محققان تیزبین به آن توجه می‌کنند. همین به‌خودی‌خود عیار این اثر را می‌نمایانَد. شمس پیش از انتشار این اثر، با نوشتن کتاب‌های پژوهشیِ ''گردباد شور جنون'' و ''مکتب بازگشت'' توانمندی و عیار محققانۀ خود را به‌شایستگی نمایانده بود. این کتاب نیز بر توانمندی‌های او مهر تأیید زد. هرچند به‌گفتۀ خودش، دیگر نمی‌پژوهد و می‌خواهد فقط بسراید، جنبۀ شعری شمس لنگَرودی خود حدیثی است مفصل که مقالی دیگر می‌خواهد.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= نجاتی |تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]|ژورنال= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۳}}</ref>{{سخ}}
+
امروزه بیشترِ پژوهشگران به ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' استناد می‌کنند. مؤلفان نکته‌سنج آن را پذیرفته‌اند. محققان تیزبین به آن توجه می‌کنند. همین توجه، به‌خودی‌خود، عیار این اثر را می‌نمایانَد. شمس پیش از انتشار این اثر، با نوشتن کتاب‌های پژوهشیِ ''گردباد شور جنون'' و ''مکتب بازگشت'' عیار خود را سنجیده بود و خود را به‌شایستگی اثبات کرده بود. این کتاب نیز بر توانمندی‌های محققانۀاو مهر تأیید زد. هرچند به‌گفتۀ خودش، دیگر نمی‌پژوهد و می‌خواهد فقط بسراید، جنبۀ شعری شمس لنگَرودی خود حدیثی است مفصل که مقالی دیگر می‌خواهد.<ref>{{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= نجاتی |تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]|ژورنال= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۳}}</ref>{{سخ}}
 
''تاریخ تحلیلی شعر نو'' به‌شیوۀ تاریخ‌ادبیات‌نویسی است. دیگر پژوهشگران نیز چنین کتاب‌هایی نوشته‌اند. شادروان استاد [[ذبیح‌الله صفا]] در این زمینه کامل‌ترینِ کتاب‌ها را نوشته است؛ اما ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' از چند جنبه، برتر از دیگر تاریخ‌ادبیات‌هاست: نخست، روانی و دل‌نشینیِ بیان که آن را به رمان تاریخی پرجاذبه‌ای مانند کرده است؛ دوم، نظم و روش‌مندی علمی و امروزی آن؛ سوم، حضور بی‌طرفانۀ پژوهنده‌ای ارزشمند در لابه‌لای سطر‌ها و نیز برگزیدن شیوۀ نقد علمی و منطقی و اصیل که آن را اثری سترگ و ماندگار کرده است.
 
''تاریخ تحلیلی شعر نو'' به‌شیوۀ تاریخ‌ادبیات‌نویسی است. دیگر پژوهشگران نیز چنین کتاب‌هایی نوشته‌اند. شادروان استاد [[ذبیح‌الله صفا]] در این زمینه کامل‌ترینِ کتاب‌ها را نوشته است؛ اما ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' از چند جنبه، برتر از دیگر تاریخ‌ادبیات‌هاست: نخست، روانی و دل‌نشینیِ بیان که آن را به رمان تاریخی پرجاذبه‌ای مانند کرده است؛ دوم، نظم و روش‌مندی علمی و امروزی آن؛ سوم، حضور بی‌طرفانۀ پژوهنده‌ای ارزشمند در لابه‌لای سطر‌ها و نیز برگزیدن شیوۀ نقد علمی و منطقی و اصیل که آن را اثری سترگ و ماندگار کرده است.
ویژگی برجستۀ ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' این است که شمس در آن، دربارۀ اثر یا واقعه‌ای اطلاعاتی به خواننده می‌دهد. سپس نظریه‌هایی چندسویه دربارۀ آن اثر یا واقعه می‌آورد. خواننده را به‌طور کامل از وقایع می‌آگاهاند. پس از آن، خودِ اثر هنری، یعنی شعر را می‌آورد. درنهایت نیز تا جایی که ممکن است، بی‌غرضانه و بی‌طرفانۀ اثر را نقد می‌کند تا خواننده با قضاوتی تمام‌وکمال استوار و مستند روبه‌رو شود. مطالعۀ این کتاب ما را از اوضاع سیاسی‌اجتماعی دوران مشروطیت به‌این‌سو و نیز شعر و روند تحولات آن در پیوند با تحولات سیاسی‌اجتماعی آن دوره می‌آگاهاند. افزون بر آن، تحلیل [[زیبایی‌شناسی|زیبایی‌شناسانه]] و روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانۀ مؤلف، مجموعه‌آگاهی‌هایی دربارۀ [[شعر نو]] در اختیار ما می‌گذارد؛ در واقع شیوۀ بیان و نثر دل‌نشین نویسنده باعث می‌شود خود را در دل همۀ وقایع و تحولات سیاسی‌اجتماعی و ادبی‌هنری یک‌صد سال گذشته احساس کنیم.<ref name= ''نقد اثرها''/>
+
ویژگی برجستۀ ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' این است که شمس در آن، دربارۀ اثر یا واقعه‌ای اطلاعاتی به خواننده می‌دهد. سپس، نظریه‌هایی چندسویه دربارۀ آن اثر یا واقعه می‌آورد. خواننده را به‌طور کامل از وقایع می‌آگاهاند. پس از آن، خودِ اثر هنری، یعنی شعر را می‌آورد. درنهایت هم تا جایی که ممکن است، بی‌غرضانه و بی‌طرفانه اثر را نقد می‌کند تا خواننده با قضاوتی تمام‌وکمال استوار و مستند روبه‌رو شود. مطالعۀ این کتاب ما را از اوضاع سیاسی‌اجتماعی دوران مشروطیت به‌این‌سو و نیز شعر و روند تحولات آن در پیوند با تحولات سیاسی‌اجتماعی آن دوره می‌آگاهاند. افزون بر آن، تحلیل [[زیبایی‌شناسی|زیبایی‌شناسانه]] و روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانۀ مؤلف، مجموعه‌آگاهی‌هایی دربارۀ [[شعر نو]] در اختیار ما می‌گذارد؛ در واقع شیوۀ بیان و نثر دل‌نشین نویسنده باعث می‌شود خود را در دل همۀ وقایع و تحولات سیاسی‌اجتماعی و ادبی‌هنری یک‌صد سال گذشته احساس کنیم.<ref name= ''نقد اثرها''/>
  
 
=====چند نکته دربارۀ [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
 
=====چند نکته دربارۀ [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
 
* '''کاستی‌ها''':
 
* '''کاستی‌ها''':
# اثر گاهی روزنامه‌ای است؛ یعنی دچار اطنابی ملال‌‌آور است؛ به‌گونه‌ای که نویسنده در برخی فصل‌های نخستین‌جلد فراموش می‌کند که تاریخ [[شعر نو]] می‌نویسد. گاهی آن‌قدر در مباحث تاریخی و سیاست و موضوع‌های سیاسی غرق می‌شود که گویی تاریخی سیاسی‌اجتماعی می‌نویسد، نه کتابی ادبی دربارۀ شعر؛{{سخ}}  
+
# اثر گاهی روزنامه‌ای است؛ یعنی دچار اطنابی ملال‌‌آور است؛ به‌گونه‌ای که نویسنده در برخی فصل‌های جلدِ نخست فراموش می‌کند که تاریخ [[شعر نو]] می‌نویسد. گاهی آن‌قدر در مباحث تاریخی و سیاست و موضوع‌های سیاسی غرق می‌شود که گویی تاریخی سیاسی‌اجتماعی می‌نویسد، نه کتابی ادبی دربارۀ شعر؛{{سخ}}  
# آوردن برخی اشعار غیرضروری حجم اثر را زیاد کرده است؛ درحالی‌که نویسنده می‌توانست با آوردن نمونه‌های دقیق و مهم از حجم اثر، به‌ویژه در جلد نخست بکاهد و بی‌سبب آن را قطور و حجیم نکند؛{{سخ}}  
+
# آوردن برخی اشعار غیرضروری حجم اثر را زیاد کرده است؛ درحالی‌که نویسنده می‌توانست با آوردن نمونه‌های دقیق و مهم، از حجم اثر، به‌ویژه در جلد نخست بکاهد و بی‌سبب آن را قطور و حجیم نکند؛{{سخ}}  
# نثر نویسنده روان و رساست؛ ولی گاهی نمی‌توان از آن جانب‌داری کرد؛ زیرا آن‌چنان که باید، استوار نیست. این عیب را بیشتر در نخستین‌جلد می‌بینیم که حضور نویسنده بیشتر از جلدهای دیگر است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی=http://www.shmoton.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88_3984.html|عنوان= نقد کتاب: تاریخ تحلیلی شعر نو}}</ref>
+
# نثر نویسنده روان و رساست؛ ولی گاهی نمی‌توان از آن جانب‌داری کرد؛ زیرا آن‌چنان که باید، استوار نیست. این عیب را بیشتر در نخستین‌جلد می‌بینیم که حضور نویسنده در آن بیشتر است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی=http://www.shmoton.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88_3984.html|عنوان= نقد کتاب: تاریخ تحلیلی شعر نو}}</ref>
  
 
* '''کارآمدی‌ها''':
 
* '''کارآمدی‌ها''':
# انتقاد از کامل‌آوردن شعرهای بلند در [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]، اگرچه در ظاهر مطرح است و به‌گوشمان خورده است؛ نباید فراموش کنیم که دردست‌داشتن بخش‌های عمده یا متن کامل شعرهایی که کمیاب یا دشواریاب‌اند، خود به‌گونه‌ای، ازجمله برتری‌های این مجموعه به‌شمار می‌رود. روایتِ این شعرها اثر را حجیم‌تر کرده است؛ اما آن‌چنان ناشایست نیست. این ویژگی نه‌تنها کتاب را به‌سوی جُنگ اشعار شدن نکشانده است؛ بلکه ازقضا نقش مؤثری ایفا کرده است تا کتاب ویژگی‌هایی کلی از شعر دوره‌های تاریخی بررسیده به‌دست خوانندگان دهد؛{{سخ}}
+
# انتقاد از کامل‌آوردن شعرهای بلند در [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]، در ظاهر مطرح است و به‌گوشمان خورده است؛ اما نباید فراموش کنیم که دردست‌داشتن بخش‌های عمده یا متن کامل شعرهایی که کمیاب یا دشواریاب‌اند، خود به‌گونه‌ای، ازجمله برتری‌های این مجموعه به‌شمار می‌رود. روایتِ این شعرها اثر را حجیم‌تر کرده است؛ اما آن‌چنان ناشایست نیست. این ویژگی نه‌تنها کتاب را به‌سوی جُنگ اشعار شدن نکشانده است؛ بلکه ازقضا نقش مؤثری ایفا کرده است تا کتاب ویژگی‌هایی کلی از شعر دوره‌های تاریخیِ بررسیده به‌دست خوانندگان دهد؛{{سخ}}
 
# روایت خطی و مبتنی بر تقسیم‌بندی ادواری و نیز برجسته‌کردن یا به‌گفتۀ فرنگی‌ها «های‌لایت‌کردن» رخداد‌های عمده، گاهی ممکن است باعث شود رویدادهای به‌ظاهر کوچک، ولی درحقیقت مهم نادیده بمانند؛ اما به‌هرحال این تصمیم و سلیقۀ نویسنده است. او در این گستره کوشیده است؛ اما پاداشی درخور تلاش خود ندیده است. مختار است گزارشی بنا بر پسند خویش به‌دست خوانندگان دهد؛{{سخ}}
 
# روایت خطی و مبتنی بر تقسیم‌بندی ادواری و نیز برجسته‌کردن یا به‌گفتۀ فرنگی‌ها «های‌لایت‌کردن» رخداد‌های عمده، گاهی ممکن است باعث شود رویدادهای به‌ظاهر کوچک، ولی درحقیقت مهم نادیده بمانند؛ اما به‌هرحال این تصمیم و سلیقۀ نویسنده است. او در این گستره کوشیده است؛ اما پاداشی درخور تلاش خود ندیده است. مختار است گزارشی بنا بر پسند خویش به‌دست خوانندگان دهد؛{{سخ}}
# قرار نیست همیشه نخستین کار، آخرین و متعالی‌ترین کار باشد؛ بلکه اگر همتی دیگر، این‌چنین بلند بیابیم، موضوع‌های بسیاری برای نوشتن کتابی هم‌سنگ و همسان ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]''در قرن کنونی وجود دارد. نوشتن ''تاریخ تحلیلی'' به‌گفتۀ نویسنده‌اش ده سال عمر برده است. اگر کسی بخواهد از کیسۀ عمر خود خرج این جستار کند، نباید فراموش کند که باید دست‌کم از ده سال عمرش مایه بگذارد؛{{سخ}}
+
# قرار نیست همیشه نخستین‌اثر، آخرین و متعالی‌ترین اثر باشد؛ بلکه اگر همتی دیگر، این‌چنین بلند بیابیم، موضوع‌های بسیاری برای نوشتن کتابی هم‌سنگ و همسان ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' در قرن کنونی وجود دارد. نوشتن ''تاریخ تحلیلی'' به‌گفتۀ نویسنده‌اش ده سال عمر برده است. اگر کسی بخواهد از کیسۀ عمر خود خرج این جستار کند، نباید فراموش کند که باید دست‌کم از ده سال عمرش مایه بگذارد؛{{سخ}}
# اگر عیب کاربرد نوعی زبان و منطق ژورنالیستی در روایت متن پژوهش‌مدار را بحث‌پذیر بدانیم، باید بگوییم که چنین رویکردی بنا بر ذائقۀ نویسنده کاری بدیهی است؛ چراکه شمس فردی دانشگاهی نیست. قرار هم نبوده است کتابی به‌شیوۀ دشوارفهم دانشگاهی برای خوانندگان خود بنگارد.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= نجاتی|تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۲}}</ref>
+
# اگر عیب کاربرد نوعی زبان و منطق ژورنالیستی در روایت متن پژوهش‌مدار را بحث‌پذیر بدانیم، باید بگوییم که چنین رویکردی بنا بر ذائقۀ نویسنده کاری بدیهی است؛ چراکه شمس فردی دانشگاهی نیست. قرار هم نبوده است کتابی به‌شیوۀ دشوارفهم دانشگاهی برای خوانندگان خود بنویسد.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= نجاتی|تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۲}}</ref>
  
 
=====هم‌پوشانی دو نظر دربارۀ [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
 
=====هم‌پوشانی دو نظر دربارۀ [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]=====
 
* [[ایرج پارسی‌نژاد]]
 
* [[ایرج پارسی‌نژاد]]
کتاب ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' یکی از محصولات جدید صنعت کتاب‌سازی است. نویسنده‌اش آن را «تاریخ جامعه‌شناختی [[شعر نو]] در ایران» خوانده است.
+
«کتاب ''تاریخ تحلیلی شعر نو'' یکی از محصولات جدید صنعت کتاب‌سازی است. نویسنده‌اش آن را تاریخ جامعه‌شناختی [[شعر نو]] در ایران خوانده است.
در طول ۳۰ سال، مقاله‌های بسیاری دربارهٔ کاستی‌های شعر نو در [[مجلۀ سخن]] به‌چاپ رسید. همچنین بزرگانی چون [[پرویز ناتلِ‌خانلری|خانلری]] و نیز [[عبدالحسین زرین‌کوب|زرین‌کوب]] و [[غلام‌حسین یوسفی|یوسفی]] دربارۀ آن فراوان نوشتند؛ اما لنگَرودی به آن‌ها ارجاعی نداده است؛ زیرا نظر و سلیقه‌شان با [[شعر نو]] و شاعران نوپرداز سازگار نبوده است؛ از سوی دیگر، نویسنده بارها نوشته‌های بی‌مایه و جنجالی روزنامه‌نویسان را به‌کار گرفته است.<ref name= "ایران‌شناسی">{{یادکرد ژورنال|عنوان= از ادعا تا واقعیت، نقد کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= ایران‌شناسی|شماره= ۴۲}}</ref>
+
در طول ۳۰ سال، مقاله‌های بسیاری دربارهٔ کاستی‌های شعر نو در [[مجلۀ سخن]] به‌چاپ رسید. همچنین بزرگانی چون [[پرویز ناتلِ‌خانلری|خانلری]] و نیز [[عبدالحسین زرین‌کوب|زرین‌کوب]] و [[غلام‌حسین یوسفی|یوسفی]] دربارۀ آن فراوان نوشتند؛ اما لنگَرودی به آن‌ها ارجاعی نداده است؛ زیرا نظر و سلیقه‌شان با [[شعر نو]] و شاعران نوپرداز سازگار نبوده است؛ از سوی دیگر، نویسنده بارها نوشته‌های بی‌مایه و جنجالی روزنامه‌نویسان را به‌کار گرفته است.»<ref name= "ایران‌شناسی">{{یادکرد ژورنال|عنوان= از ادعا تا واقعیت، نقد کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= ایران‌شناسی|شماره= ۴۲}}</ref>
  
 
* [[حافظ موسوی]]
 
* [[حافظ موسوی]]
 
«حق این کتاب آن‌گونه که باید ادا نشده است. ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو|تاریخ تحلیلی]]'' اولین‌ کتاب و شاید هنوز هم تنها کتاب دربارۀ تحلیل [[شعر نو]] است. در هرجای دنیا، نویسندۀ چنین کتابی می‌تواند کرسیِ معتبر دانشگاهی را در عالی‌ترین پایه بگیرد. شمس می‌باید در سایهٔ‌ حق‌‌تألیف و امتیازهای جانبی این کتاب بقیهٔ عمر را بیاساید؛ اما چنین نبوده و نشده است. چه باک؟! چون حتی اگر شمس هیچ کتاب دیگری ننوشته بود و دیگر هم ننویسد، فقط همین کتاب برای ماندگاری نام او در تاریخ‌ادبیات ایران بس است.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/77////|عنوان= شمس لنگَرودی در صفحهٔ وبلاگ شخصی}}</ref>
 
«حق این کتاب آن‌گونه که باید ادا نشده است. ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو|تاریخ تحلیلی]]'' اولین‌ کتاب و شاید هنوز هم تنها کتاب دربارۀ تحلیل [[شعر نو]] است. در هرجای دنیا، نویسندۀ چنین کتابی می‌تواند کرسیِ معتبر دانشگاهی را در عالی‌ترین پایه بگیرد. شمس می‌باید در سایهٔ‌ حق‌‌تألیف و امتیازهای جانبی این کتاب بقیهٔ عمر را بیاساید؛ اما چنین نبوده و نشده است. چه باک؟! چون حتی اگر شمس هیچ کتاب دیگری ننوشته بود و دیگر هم ننویسد، فقط همین کتاب برای ماندگاری نام او در تاریخ‌ادبیات ایران بس است.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/77////|عنوان= شمس لنگَرودی در صفحهٔ وبلاگ شخصی}}</ref>
  
====ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد====
+
====ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد====
 
{{گفتاورد تزیینی|شمس لنگَرودی در سال ۱۳۹۰ش و در سال‌مرگ [[نیما]] در معرفی این کتاب گفت:
 
{{گفتاورد تزیینی|شمس لنگَرودی در سال ۱۳۹۰ش و در سال‌مرگ [[نیما]] در معرفی این کتاب گفت:
:امروز روزی است که نیما یوشیج جهان را بدرود گفت. نکتۀ یادآوری‌کننده در این روز، آن است که پس از این‌همه سال، گمان بر این است که هنوز کتاب جامعی دربارۀ زندگی او ننوشته‌اند؛ درحالی‌که من سال‌ها قبل زندگی‌نامه‌ای رمان‌گونه دربارۀ او نوشتم به‌نام ''نیما یوشیج''. نشر قصه دو بار آن را منتشر کرد؛ اما به‌دلیل توزیع نامناسبش، در آن زمان چندان ندیدندش. در این روز خاص، می‌خواهم نوید دهم که بار دیگر، انتشارات ایلیا این کتاب را با عنوان ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد'' در رشت منتشر کرده است.
+
:امروز روزی است که نیما یوشیج جهان را بدرود گفت. نکتۀ یادآوری‌کننده در این روز، آن است که پس از این‌همه سال، گمان بر این است که هنوز کتاب جامعی دربارۀ زندگی او ننوشته‌اند؛ درحالی‌که من سال‌ها قبل زندگی‌نامه‌ای رمان‌گونه دربارۀ او نوشتم به‌نام ''نیما یوشیج''. نشر قصه دو بار آن را منتشر کرد؛ اما به‌دلیل توزیع نامناسبش، در آن زمان چندان ندیدندش. در این روز خاص، می‌خواهم نوید دهم که بار دیگر، انتشارات ایلیا این کتاب را با عنوان ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد'' در رشت منتشر کرده است.
:دربارۀ این کتاب باید بگویم تا به امروز هرچه کتاب دربارۀ نیما نوشته‌اند؛ از نوشتۀ خود نیما بهره برده است که زندگی‌اش را جسته‌وگریخته تا سال ۱۳۲۳ روایت کرده بود؛ درحالی‌که کتاب من دربارۀ تمام زندگی اوست و آن را با استفاده از یادداشت‌های روزانه، نامه‌ها، مقالات و آثار تئوریک نیما گرد‌آوری کرده‌ام و تا آخر زندگی او را در بر می‌گیرد. گمان من بر این است که خوانندۀ این کتاب، پس از به‌پایان‌رساندن آن، کاملاً درک می‌کند که نیما در چه تاریک‌خانۀ غمناک و چندش‌آوری، با پشتکار و صبر و امید قطعی به پیروزی‌اش زیسته است و کار کرده است و نوشته است.<ref name = ''گذشته‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2424328|عنوان= نگاهی به زندگی نیما یوشیج؛ ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد }}</ref>}}
+
:دربارۀ این کتاب باید بگویم تا به امروز کتاب‌هایی که دربارۀ نیما نوشته‌اند، از نوشتۀ خود نیما بهره برده است که زندگی‌اش را جسته‌وگریخته تا سال ۱۳۲۳ روایت کرده بود؛ درحالی‌که کتاب من دربارۀ تمام زندگی اوست. آن را با استفاده از یادداشت‌های روزانه، نامه‌ها، مقالات و آثار تئوریک نیما گرد‌آوری کرده‌ام و تا آخر زندگی او را در بر می‌گیرد. گمان من بر این است که خوانندۀ این کتاب، پس از به‌پایان‌رساندن آن، کاملاً درک می‌کند که نیما در چه تاریک‌خانۀ غمناک و چندش‌آوری، با پشتکار و صبر و امید قطعی به پیروزی‌اش زیسته است و کار کرده است و نوشته است.<ref name = ''گذشته‌کده''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2424328|عنوان= نگاهی به زندگی نیما یوشیج؛ ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد }}</ref>}}
  
====گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیمِ کاشانی====  
+
====گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی====  
تحقیقی است دربارۀ چگونگی شکل‌گیری تاریخی سبک هندی و بررسی احوال و اشعار کلیمِ کاشانی. به‌نظر نویسنده، پیش از پیدایش [[شعر نو]]، شعرهای سبک هندی نزدیک‌ترین شعر به زندگی روزمرۀ مردم بوده است. در این کتاب، نویسنده می‌کوشد بیشترِ دیدگاه‌ها و اندیشه‌های نویسندگان و مخالفان و سرانجام، رسیدن به درکی تاریخی از پیدایش سبک هندی را بررسی کند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/|عنوان =گردباد شور جنون (سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی) }}</ref>{{سخ}}
+
این کتاب تحقیقی است دربارۀ چگونگی شکل‌گیری تاریخی سبک هندی و بررسی احوال و اشعار کلیم کاشانی. به‌نظر نویسنده، پیش از پیدایش [[شعر نو]]، شعرهای سبک هندی نزدیک‌ترین شعر به زندگی روزمرۀ مردم بوده است. در این کتاب، نویسنده می‌کوشد بیشترِ دیدگاه‌ها و اندیشه‌های نویسندگان، مخالفان و سرانجام، رسیدن به درکی تاریخی از پیدایش سبک هندی را بررسی کند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/|عنوان =گردباد شور جنون (سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی) }}</ref>{{سخ}}
  
 
====مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه====
 
====مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه====
 
شعر دورۀ بازگشت را با نام «مکتب بازگشت» می‌شناسند. به‌گفتۀ [[نیما یوشیج]] این مکتب محصول «عجز تاریخی» دوره‌ای از فرهنگ‌وهنر ایران است که از زوال صفویه تا برآمدن مشروطیت را در بر می‌گیرد. شمس در این کتاب از چگونگی شکل‌گیری شعر دورۀ بازگشت در سه دورۀ افشاریه و زندیه و قاجاریه می‌گوید.{{سخ}}
 
شعر دورۀ بازگشت را با نام «مکتب بازگشت» می‌شناسند. به‌گفتۀ [[نیما یوشیج]] این مکتب محصول «عجز تاریخی» دوره‌ای از فرهنگ‌وهنر ایران است که از زوال صفویه تا برآمدن مشروطیت را در بر می‌گیرد. شمس در این کتاب از چگونگی شکل‌گیری شعر دورۀ بازگشت در سه دورۀ افشاریه و زندیه و قاجاریه می‌گوید.{{سخ}}
این کتاب نه فصل دارد: ۱. مقدمات بازگشت؛ ۲. بازپیدایی شاعران وقوعی؛ ۳. ظهور کریم‌خان زند و انجمن‌ وقوعی‌بازگشتی اول؛ ۴. شعر دورۀ بازگشت؛ ۵. انجمن اول بازگشت؛ ۶. انجمن دوم بازگشت؛ ۷. انجمن سوم بازگشت؛‌ ۸. تثبیت و رواج دورۀ بازگشت و آخرین شاعران بازگشتی عصر قاجار؛ ۹. شعر ضدبازگشتی: شعر عوام.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/book/275607/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= «شعر دوره بازگشت» بهقلم شمس لنگَرودی)}}</ref>
+
این کتاب نه فصل دارد: ۱. مقدمات بازگشت؛ ۲. بازپیدایی شاعران وقوعی؛ ۳. ظهور کریم‌خان زند و انجمن‌ وقوعی‌بازگشتی اول؛ ۴. شعر دورۀ بازگشت؛ ۵. انجمن اول بازگشت؛ ۶. انجمن دوم بازگشت؛ ۷. انجمن سوم بازگشت؛‌ ۸. تثبیت و رواج دورۀ بازگشت و آخرین شاعران بازگشتی عصر قاجار؛ ۹. شعر ضدبازگشتی: شعر عوام.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/fa/book/275607/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= «شعر دورۀ بازگشت» به‌قلم شمس لنگَرودی)}}</ref>
  
 
====روزی که برف سرخ ببارد====
 
====روزی که برف سرخ ببارد====
شمس لنگَرودی در این کتاب، گلچینی از تک‌بیت‌های ادبیات کهن را آورده است. به‌گفتۀ خودش، عنوان کتاب را از این بیت صائب برگرفته است: «روزی که برف سرخ ببارد از آسمان؛ بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود.» او می‌گوید قصدش این بوده است که توجه را به‌سمت بیت‌هایی معطوف کند که در شعر فارسی بوده‌اند؛ اما خیلی دیده و پسندیده نشده‌اند. شمس در این کتاب بیشتر به‌سراغ شاعران سبک هندی و مکتب وقوع رفته است. او شاه‌بیت‌های شاعران این سبک را گرد آورده است. شاعرانی همچون صائبِ تبریزی، کلیمِ کاشانی، طالبِ آملی، غنیِ کشمیری، ناصرعلی سرهندی، عرفیِ شیرازی، ظهوریِ تُرشیزی و بیدلِ دهلوی.{{سخ}}
+
شمس لنگَرودی در این کتاب، گلچینی از تک‌بیت‌های ادبیات کهن را آورده است. به‌گفتۀ خودش، عنوان کتاب را از این بیت صائب برگرفته است: «روزی که برف سرخ ببارد از آسمان؛ بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود». او می‌گوید قصدش این بوده است که توجه را به‌سمت بیت‌هایی معطوف کند که در شعر فارسی بوده‌اند؛ اما خیلی دیده و پسندیده نشده‌اند. شمس در این کتاب بیشتر به‌سراغ شاعران سبک هندی و مکتب وقوع رفته است. او شاه‌بیت‌های شاعران این سبک را گرد آورده است؛ شاعرانی همچون صائب تبریزی، کلیم کاشانی، طالب آملی، غنی کشمیری، ناصرعلی سرهندی، عرفی شیرازی، ظهوری تُرشیزی و بیدل دهلوی.{{سخ}}
به‌اعتقاد شمس، اشعار حافظ و مولانا و شاعرانی ازاین‌دست را همه می‌خوانند و به شعرشان توجه فراوان می‌کنند. او در این کتاب به‌سراغ شاعران و شعرهای دیده‌نشده رفته است؛ در واقع خواسته است مخاطبان کتابش این شعرها را بخوانند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.iranketab.ir/book/10713-the-day-when-the-red-snow-falls|عنوان= کتاب روزی که برف سرخ ببارد}}</ref>{{سخ}}
+
به‌اعتقاد شمس، اشعار حافظ و مولانا و شاعرانی ازاین‌دست را همه می‌خوانند. همه به شعر این شاعران توجه فراوان می‌کنند. او در این کتاب به‌سراغ شاعران دیده‌نشده و شعرهای خوانده‌نشده‌شان رفته است؛ در واقع خواسته است مخاطبان کتابش این شعرها را بخوانند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.iranketab.ir/book/10713-the-day-when-the-red-snow-falls|عنوان= کتاب روزی که برف سرخ ببارد}}</ref>{{سخ}}
شمس می‌گوید: «از چهل سال پیش، به‌خاطر علاقۀ پدرم به شعر سبک هندی، خیلی از شعرهای این سبک را می‌خواندم. از بعضی بیت‌ها که خوشم می‌آمد، یادداشت برمی‌داشتم و به‌شکل فیش در چند جعبه نگهداری می‌کردم. فرصت که می‌کردم، الفبایی‌شان می‌کردم. بعدها، وقتی دیدم جذاب است، تصمیم گرفتم کتاب کنم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/404|عنوان= گفت‌وگو درباره کتاب روزی که برف سرخ ببارد}}</ref>
+
شمس می‌گوید: «از چهل سال پیش، به‌خاطر علاقۀ پدرم به شعر سبک هندی، خیلی از شعرهای این سبک را می‌خواندم. از بعضی بیت‌ها که خوشم می‌آمد، یادداشت برمی‌داشتم و به‌شکل فیش در چند جعبه نگهداری می‌کردم. فرصت که می‌کردم، الفبایی‌شان می‌کردم. بعدها، وقتی دیدم جذاب است، تصمیم گرفتم کتاب کنم.»<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/404|عنوان= گفت‌وگو دربارۀ کتاب روزی که برف سرخ ببارد}}</ref>
  
 
====رباعیِ محبوب من====
 
====رباعیِ محبوب من====
 
شمس در مقدمۀ این کتابِ ۲۰۰ تا ۲۵۰‌صفحه‌ای، سیر کلی رباعی را از رودکی تا [[نیما یوشیج]] پی گرفته است. همچنین رباعی‌های رباعی‌سرایان مشهور یعنی خیام و مولوی و نیز تفاوت‌های آن‌ها را بررسیده است. رباعی‌های سبک‌های مختلف را هم به‌‌صورت فشرده ارزیابی کرده است.
 
شمس در مقدمۀ این کتابِ ۲۰۰ تا ۲۵۰‌صفحه‌ای، سیر کلی رباعی را از رودکی تا [[نیما یوشیج]] پی گرفته است. همچنین رباعی‌های رباعی‌سرایان مشهور یعنی خیام و مولوی و نیز تفاوت‌های آن‌ها را بررسیده است. رباعی‌های سبک‌های مختلف را هم به‌‌صورت فشرده ارزیابی کرده است.
شمس دربارۀ نپرداختن به رباعی‌سرایان پس از نیما می‌گوید: «این موضوع به وقت زیاد و جست‌وجوی فراوان نیاز دارد؛ چراکه بعد از نیما هم رباعیات خوب زیادی داشته‌ایم.»
+
شمس دربارۀ نپرداختن به رباعی‌سرایان پس از نیما می‌گوید: «این موضوع به وقت زیاد و جست‌وجوی فراوان نیاز دارد؛ چراکه بعد از نیما هم رباعیات درخور توجه بسیاری داشته‌ایم.»
لنگَرودی می‌گوید که حدود یک ‌سال مشغول گردآوری این کتاب بوده‌ام و رباعی‌های این کتاب را با معیارهای [[زیبا‌یی‌شناسی|زیبا‌یی‌شناختی]] خود انتخاب کرده‌ام. رباعی تنها شعر ساخت‌مند کلاسیک است که ابتدا نظری را مطرح می‌کند و در آخر، آن را به اثبات می‌رساند و شعر بسته می‌شود؛ البته این نوع رباعی، درمجموع، بسیار کم است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/185 |عنوان= شمس لنگَرودی «رباعی محبوب من» را به چاپ سپرد}}</ref>
+
لنگَرودی می‌گوید که حدود یک ‌سال مشغول گردآوری این کتاب بوده‌ است و رباعی‌های این کتاب را با معیارهای [[زیبا‌یی‌شناسی|زیبا‌یی‌شناختی]] خود انتخاب کرده‌ است. رباعی تنها شعر ساخت‌مند کلاسیک است که ابتدا نظری را مطرح می‌کند و در آخر، آن را به اثبات می‌رساند و شعر بسته می‌شود؛ البته این نوع رباعی، درمجموع، بسیار کم است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/185 |عنوان= شمس لنگَرودی «رباعیِ محبوب من» را به چاپ سپرد}}</ref>
  
 
==منابع پردازنده به شمس==
 
==منابع پردازنده به شمس==
# ''شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران'' از مجموعه‌کتاب‌های تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران است. این کتاب زندگی‌نامهٔ شمس است. زیرنظر محمدهاشم اکبریانی گرد آمده است. مصاحبه‌کنندۀ آن کیوان باژن است و نشر ثالث در سال ۱۳۸۷ش چاپش کرده است.{{سخ}}این کتابِ ۲۱۷‌صفحه‌ای، سال‌شمار دوران کودکی و دوران تحصیل شمس در مدرسه و دانشگاه است. فعالیت او در کانون پرورش فکری کودکان را بررسی می‌کند. به زندانی‌شدنش در اوین می‌پردازد. از دوران شکفتگی او و شعرش می‌گوید و خاطرات دوران نگارش کتاب ''ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد'' دربارۀ نیما را مرور می‌کند. محمدهاشم اکبریانی، دبیر مجموعۀ ''تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران''، در مقدمۀ کتاب می‌نویسد: «هدف انتشار این مجموعه، گزارش زندگی خصوصی و اجتماعی و حرفه‌ای شخصیت‌هاست تا منبعی برای تحقیقات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی فراهم آید.» او ۲۵۰ پرسش مهم و بنیادی را برگزیده است و در اختیار گروه مصاحبه‌کننده گذاشته است. فصل اول این کتاب به دوران کودکی شمس لنگَرودی اختصاص دارد. فصل دوم، دوران تحصیل این شاعر را در بر می‌گیرد. در این فصل خاطرات نخستین روز مدرسه، آشنایی با شعر، ورود به دانشگاه و انتشار نخستین مجموعه‌شعر شمس آمده ‌است.<ref name = ''رنجکده''/>
+
# ''شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران'' از مجموعه‌کتاب‌های تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران است. این کتاب زندگی‌نامهٔ شمس است. زیرنظر محمدهاشم اکبریانی گرد آمده است. مصاحبه‌کنندۀ آن کیوان باژن است و نشر ثالث در سال ۱۳۸۷ش چاپش کرده است.{{سخ}}این کتابِ ۲۱۷‌صفحه‌ای، سال‌شمار دوران کودکی و دوران تحصیل شمس در مدرسه و دانشگاه است. فعالیت او در کانون پرورش فکری کودکان را بررسی می‌کند. به زندانی‌شدنش در اوین می‌پردازد. از دوران شکفتگی او و شعرش می‌گوید و خاطرات دوران نگارش کتاب ''ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد'' دربارۀ نیما را مرور می‌کند. محمدهاشم اکبریانی، دبیر مجموعۀ ''تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران''، در مقدمۀ کتاب می‌نویسد: «هدف انتشار این مجموعه، گزارش زندگی خصوصی و اجتماعی و حرفه‌ای شخصیت‌هاست تا منبعی برای تحقیقات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی فراهم آید.» او ۲۵۰ پرسش مهم و بنیادی را برگزیده است و در اختیار گروه مصاحبه‌کننده گذاشته است. فصل اول این کتاب به دوران کودکی شمس لنگَرودی اختصاص دارد. فصل دوم، دوران تحصیل این شاعر را در بر می‌گیرد. در این فصل خاطرات نخستین روز مدرسه، آشنایی با شعر، ورود به دانشگاه و انتشار نخستین مجموعه‌شعر شمس آمده ‌است.<ref name = ''رنجکده''/>
 
# ''سخت مثل آب'' فیلم مستندی است نوددقیقه‌ای، دربارهٔ زندگی و شعر شمس لنگَرودی. کارگردانش آرش سنجابی است. سعید اردهالی هم تهیه‌کنندۀ آن است.<ref name = ''فیلم‌کده''/>
 
# ''سخت مثل آب'' فیلم مستندی است نوددقیقه‌ای، دربارهٔ زندگی و شعر شمس لنگَرودی. کارگردانش آرش سنجابی است. سعید اردهالی هم تهیه‌کنندۀ آن است.<ref name = ''فیلم‌کده''/>
 
# ''بازتاب زندگی ناتمام'' دربرگیرندۀ گزیده‌ای از گفت‌وگو‌های نشریه‌ها و ماهنامه‌های مختلف، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳، با شمس لنگَرودی، شاعر معاصر ایران است. این مجموعه را مژگان معقولی گرد آورده است. در ''بازتاب زندگی ناتمام'' شمس دربارۀ این موضوعات سخن می‌گوید: علت گرایش مردم به شعر کهن، لزوم درونی‌شدن مسائل، [[شعر نو|شعر نوقدمایی]]؛ پلی میان شعر کهن و [[نو]]، تأثیر نقد در رشد شعر، معنای هنر، اثرپذیری شاعران از یکدیگر، شعر دهۀ شصت، ماندگاری شاعران معاصر: [[شاملو]] و [[سپهری]]، مشکل [[شعر نو|شعر معاصر]]، لزوم شناخت زمینه‌های تاریخیِ تحول [[شعر نو]]، تاریخ شعر نو در ایران و تغییرات شعر در جهان، چگونگی حضور طبیعت در شعر، [[ایماژیسم|تصویری]] از زندگی شمس، پیوند [[نیما]] با مارکسیسم، انگیزۀ نگارش ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' و درنهایت [[خسرو گلسرخی]] و [[شعر حزبی]].<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/BookList.aspx?Type=Title‏|عنوان= بازتاب زندگی ناتمام: گفت‌وگو (مرداد۱۳۷۰ تا اسفند۱۳۸۳)}}</ref>
 
# ''بازتاب زندگی ناتمام'' دربرگیرندۀ گزیده‌ای از گفت‌وگو‌های نشریه‌ها و ماهنامه‌های مختلف، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳، با شمس لنگَرودی، شاعر معاصر ایران است. این مجموعه را مژگان معقولی گرد آورده است. در ''بازتاب زندگی ناتمام'' شمس دربارۀ این موضوعات سخن می‌گوید: علت گرایش مردم به شعر کهن، لزوم درونی‌شدن مسائل، [[شعر نو|شعر نوقدمایی]]؛ پلی میان شعر کهن و [[نو]]، تأثیر نقد در رشد شعر، معنای هنر، اثرپذیری شاعران از یکدیگر، شعر دهۀ شصت، ماندگاری شاعران معاصر: [[شاملو]] و [[سپهری]]، مشکل [[شعر نو|شعر معاصر]]، لزوم شناخت زمینه‌های تاریخیِ تحول [[شعر نو]]، تاریخ شعر نو در ایران و تغییرات شعر در جهان، چگونگی حضور طبیعت در شعر، [[ایماژیسم|تصویری]] از زندگی شمس، پیوند [[نیما]] با مارکسیسم، انگیزۀ نگارش ''[[تاریخ تحلیلی شعر نو]]'' و درنهایت [[خسرو گلسرخی]] و [[شعر حزبی]].<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/BookList.aspx?Type=Title‏|عنوان= بازتاب زندگی ناتمام: گفت‌وگو (مرداد۱۳۷۰ تا اسفند۱۳۸۳)}}</ref>
 
# ''غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی'' دربارۀ شعر شمس است. در این کتاب، [[فیض شریفی]] نگرش شاعرانۀ لنگَرودی را بررسی می‌کند. در پایان کتاب هم دو بار با شمس مصاحبه کرده است. این کتاب را نشر ابتکار نو درآورده است.
 
# ''غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی'' دربارۀ شعر شمس است. در این کتاب، [[فیض شریفی]] نگرش شاعرانۀ لنگَرودی را بررسی می‌کند. در پایان کتاب هم دو بار با شمس مصاحبه کرده است. این کتاب را نشر ابتکار نو درآورده است.
# ''در ستایش زندگی'' ویژه‌نامۀ شمس لنگَرودی است. این کتاب را محسن آریاپاد گرد آورده است. این ویژه‌نامه را نشر بلور در شهر رشت به سال ۱۳۹۷ درآورده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11475150/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = در ستایش زندگی (ویژه‌نامه شمس لنگَرودی)}}</ref>
+
# ''در ستایش زندگی'' ویژه‌نامۀ شمس لنگَرودی است. این کتاب را محسن آریاپاد گرد آورده است. نشر بلور در شهر رشت هم در سال ۱۳۹۷ آن را چاپ کرده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/book/11475150/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان = در ستایش زندگی (ویژه‌نامۀ شمس لنگَرودی)}}</ref>
# ''چیزی اینجا آغاز نمی‌شود'' گزیده‌ای از آثار شاعران و عکاسان ایرانی است. نشر نیماژ این کتاب ۱۶۳صفحه‌ای را به‌صورت چیدمانِ عکس و شعر چاپ کرده است. در آن اشعاری از [[احمدرضا احمدی]]، شمس لنگَرودی، [[عباس صفاری]] و [[رسول یونان]] را در کنار عکس‌هایی می‌بینیم که مجید سعیدی، ابراهیم نوروزی، حسین فاطمی و صمد قربان‌زاده برداشته‌اند. گفتنی است که مهدی اشرفی شعر‌ها را گلچین کرده است. عکس‌ها را هم نازنین طباطباییِ‌یزدی به‌گزین کرده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.akkasee.com/news/1393/24910/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/‏|عنوان= همراهی شعر و عکس در «چیزی اینجا آغاز نمی‌شود»}}</ref>
+
# ''چیزی اینجا آغاز نمی‌شود'' گزیده‌ای از آثار شاعران و عکاسان ایرانی است. نشر نیماژ این کتاب ۱۶۳صفحه‌ای را به‌صورت چیدمانِ شعر و عکس چاپ کرده است. در آن اشعاری از [[احمدرضا احمدی]]، شمس لنگَرودی، [[عباس صفاری]] و [[رسول یونان]] را در کنار عکس‌هایی می‌بینیم که مجید سعیدی، ابراهیم نوروزی، حسین فاطمی و صمد قربان‌زاده برداشته‌اند. گفتنی است که مهدی اشرفی شعر‌ها را گلچین کرده است. عکس‌ها را هم نازنین طباطباییِ‌یزدی به‌گزین کرده است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.akkasee.com/news/1393/24910/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/‏|عنوان= همراهی شعر و عکس در «چیزی اینجا آغاز نمی‌شود»}}</ref>
 
# پادکست ''سرایه'' بخشی از شعرهای شمس را با صدای خودِ او هم‌رسانی کرده است. آلبوم‌های شعر شمس را در نشانی پادکست ''سرایه'' بشنوید.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://sorayeh.com/podcast/?p=1702|عنوان = پادکست شعر سرایه ۵۰ – شعر و صدای شمس لنگَرودی}}</ref>
 
# پادکست ''سرایه'' بخشی از شعرهای شمس را با صدای خودِ او هم‌رسانی کرده است. آلبوم‌های شعر شمس را در نشانی پادکست ''سرایه'' بشنوید.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://sorayeh.com/podcast/?p=1702|عنوان = پادکست شعر سرایه ۵۰ – شعر و صدای شمس لنگَرودی}}</ref>
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی = رضاتاجی|نام = مرجان|عنوان = خورشید نیمه‌شب: (تحلیل و شکل‌شناسی اشعار شمس لنگَرودی)(چ:۱)|جلد= |ناشر = تیرگان |شهر = تهران|سال = ۱۳۹۵|شابک= 978-600-324-192-3}}
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی = رضاتاجی|نام = مرجان|عنوان = خورشید نیمه‌شب: (تحلیل و شکل‌شناسی اشعار شمس لنگَرودی)(چ:۱)|جلد= |ناشر = تیرگان |شهر = تهران|سال = ۱۳۹۵|شابک= 978-600-324-192-3}}
# ''پرتاب بومرنگ'' را نشر آرادمان منتشر کرده است. این کتاب، گشتی در جهان شاعرانۀ [[عباس صفاری]] و نیز بررسی و نقد شعرهای اوست. همچنین در این کتاب، شعرها و نوشته‌های این شاعران، منتقدان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران را می‌خوانیم: [[منوچهر آتشی]]، [[محمدعلی سپانلو]]، [[محمدرحیم اخوت]]، '''شمس لنگَرودی'''، [[حسین نوش‌آذر]]، [[حافظ موسوی]]، حسین سناپور، اردشیر رستمی، هما سیار، [[گروس عبدالملکیان]]، لادن نیکنام، مجتبی پورمحسن، ناصر شاهین‌پر، علی‌رضا بهنام، عالمه میرشفیعی، میلاد کامیابیان، ستاره کریمی، شیوا قدیری.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2126349 ‏|عنوان= پرتاب بومرنگ}}</ref>
+
# ''پرتاب بومرنگ'' را نشر آرادمان منتشر کرده است. این کتاب گشتی در جهان شاعرانۀ [[عباس صفاری]] و نیز بررسی و نقد شعرهای اوست. همچنین در این کتاب، شعرها و نوشته‌های این شاعران، منتقدان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران را می‌خوانیم: [[منوچهر آتشی]]، [[محمدعلی سپانلو]]، [[محمدرحیم اخوت]]، '''شمس لنگَرودی'''، [[حسین نوش‌آذر]]، [[حافظ موسوی]]، حسین سناپور، اردشیر رستمی، هما سیار، [[گروس عبدالملکیان]]، لادن نیکنام، مجتبی پورمحسن، ناصر شاهین‌پر، علی‌رضا بهنام، عالمه میرشفیعی، میلاد کامیابیان، ستاره کریمی، شیوا قدیری.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2126349 ‏|عنوان= پرتاب بومرنگ}}</ref>
  
 
==برای مطالعۀ بیشتر==
 
==برای مطالعۀ بیشتر==
# {{یادکرد وب|نشانی = https://elmnet.ir/search?q=%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان = تعداد نتایج برای "شمس لنگَرودی": ۲۸۸۳۱ مورد|ناشر = علم‌نت|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://elmnet.ir/search?q=%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان = تعداد نتایج برای "شمس لنگَرودی": ۲۸۸۳۱ مورد|ناشر = علم‌نت|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8908-05418/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%81%D9%87%D9%85%D9%8A%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B4‏|عنوان= «آنچه من از زندگی فهمیدم» شمس لنگرودی از نگارش كتاب زندگی‌اش خبر داد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۹آبان۱۳۸۹|تاریخ بازدید= ۲۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8908-05418/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%81%D9%87%D9%85%D9%8A%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%A7%D8%B4‏|عنوان= «آنچه من از زندگی فهمیدم» شمس لنگرودی از نگارش كتاب زندگی‌اش خبر داد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۹آبان۱۳۸۹|تاریخ بازدید= ۲۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/96308/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B9|عنوان= زندگی‌نامۀ: محمد شمس لنگَرودی(۱۳۲۹-)|ناشر= همشهری‌آنلاین|تاریخ انتشار= ۸آذر۱۳۸۸|تاریخ بازدید= ۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/96308/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B9|عنوان= زندگی‌نامۀ: محمد شمس لنگَرودی(۱۳۲۹-)|ناشر= همشهری‌آنلاین|تاریخ انتشار= ۸آذر۱۳۸۸|تاریخ بازدید= ۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-8/93763-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DA%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B6-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= مسئله فقط شعر نیست، بیشتر این دوستان دشمن شمس لنگَرودی‌اند نه دوستان [[علی باباچاهی|باباچاهی]] و [[رضا براهنی|براهنی]]، [[فیض شریفی]] در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی|ناشر= هنرآنلاین|تاریخ انتشار= ۶بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-8/93763-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DA%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B6-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= مسئله فقط شعر نیست، بیشتر این دوستان دشمن شمس لنگَرودی‌اند نه دوستان [[علی باباچاهی|باباچاهی]] و [[رضا براهنی|براهنی]]، [[فیض شریفی]] در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی|ناشر= هنرآنلاین|تاریخ انتشار= ۶بهمن۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/2260410 ‏|عنوان = «باغبان جهنم» با شعر و صدای شمس لنگَرودی آمد|ناشر = دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۱۵فروردین۱۳۹۰|تاریخ بازدید = ۲۷خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/2260410 ‏|عنوان = «باغبان جهنم» با شعر و صدای شمس لنگَرودی آمد|ناشر = دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۱۵فروردین۱۳۹۰|تاریخ بازدید = ۲۷خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-5/46072-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان = صدای شمس لنگَرودی با ''به سرش زده باد'' منتشر شد|ناشر = هنرآنلاین|تاریخ انتشار= ۲۰شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-5/46072-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان = صدای شمس لنگَرودی با ''به سرش زده باد'' منتشر شد|ناشر = هنرآنلاین|تاریخ انتشار= ۲۰شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
سطر ۶۴۳: سطر ۶۴۳:
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= چوبندیان|نام= محمدزمان|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= ادای دِین به شعر امروز؛ نگاهی به کتاب [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]|ژورنال= گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۵تا۸۹|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= چوبندیان|نام= محمدزمان|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= ادای دِین به شعر امروز؛ نگاهی به کتاب [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]|ژورنال= گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۵تا۸۹|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= حق‌شناس|نام= علی‌محمد|عنوان= لنگَرود در او می‌زید|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|مکان= تهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال = ۱۳۸۷|ص= ۱۷۶تا۱۸۰}}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= حق‌شناس|نام= علی‌محمد|عنوان= لنگَرود در او می‌زید|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|مکان= تهران|شماره= ۱۹و۲۰|سال = ۱۳۸۷|ص= ۱۷۶تا۱۸۰}}
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= خالقی|نام= ضیاءالدین|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= در حوالی آوازهای فرشته‌ای که بال نداشت؛ تأملی کوتاه در مجموعه‌شعر فرشتۀ بی‌بال شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفته خبر|شماره=۷۷|سال= ۴|صفحات= ۴۲تا۴۴|تاریخ بازبینی= }}
+
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= خالقی|نام= ضیاءالدین|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= در حوالی آوازهای فرشته‌ای که بال نداشت؛ تأملی کوتاه در مجموعه‌شعر فرشتۀ بی‌بال شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفتۀ خبر|شماره=۷۷|سال= ۴|صفحات= ۴۲تا۴۴|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= رستمی |نام= اردشیر|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= این روزها حرف‌های تلخ و بدبینانه می‌زنم؛ گفت‌وگویی متفاوت با شمس لنگَرودی دربارۀ همه‌چیز الا شعر|ژورنال= کتاب هفته خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۱۸تا۳۱|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= رستمی |نام= اردشیر|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= این روزها حرف‌های تلخ و بدبینانه می‌زنم؛ گفت‌وگویی متفاوت با شمس لنگَرودی دربارۀ همه‌چیز الا شعر|ژورنال= کتاب هفته خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۱۸تا۳۱|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= شریفی|نام= فیض|عنوان = غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|جلد= |ناشر = ابتکار نو |شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲|شابک= ۹۷۸-۹۶۴-۶۵۷۹-۹۹-۶}}
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= شریفی|نام= فیض|عنوان = غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)|جلد= |ناشر = ابتکار نو |شهر = تهران|سال = ۱۳۹۲|شابک= ۹۷۸-۹۶۴-۶۵۷۹-۹۹-۶}}
سطر ۶۵۳: سطر ۶۵۳:
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= علی‌پور|نام= هرمز|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس محض|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۱۲۷و۱۲۸|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= علی‌پور|نام= هرمز|تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= شمس محض|ژورنال= فصل‌نامۀ شعر گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۱۲۷و۱۲۸|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= محمدتقی|عنوان= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|جلد= |ناشر= نیماژ|شهر= تهران|سال= ۱۳۹۲|شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۶۸۰۱-۶۴-۳}}
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= محمدتقی|عنوان= حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)|جلد= |ناشر= نیماژ|شهر= تهران|سال= ۱۳۹۲|شابک= ۹۷۸-۶۰۰-۶۸۰۱-۶۴-۳}}
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= تارخ تحلیلی شعر نو(چ:۶)|جلد=۴|ناشر= مرکز|شهر= تهران|سال= ۱۳۹۰|شابک= ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۲-۸}}
+
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= تاریخ تحلیلی شعر نو (چ:۶)|جلد=۴|ناشر= مرکز|شهر= تهران|سال= ۱۳۹۰|شابک= ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۳۶۲-۸}}
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= جعبۀ مارگیری(از کتاب خاطرات)|ژورنال= کتاب هفته خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۳۴تا۳۶|تاریخ بازبینی= }}
+
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= جعبۀ مارگیری (از کتاب خاطرات)|ژورنال= کتاب هفتۀ خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۳۴تا۳۶|تاریخ بازبینی= }}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= قصیدهٔ لبخند چاک‌چاک|ژورنال= چشمه|مکان= تهران|شماره= |سال= ۱۳۶۹|ص= ۶۲}}
 
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= قصیدهٔ لبخند چاک‌چاک|ژورنال= چشمه|مکان= تهران|شماره= |سال= ۱۳۶۹|ص= ۶۲}}
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= ملاح خیابان‌ها|ژورنال= آهنگ‌دیگر|مکان= تهران|شماره= |سال = ۱۳۸۶|ص= ۲۱}}
+
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= ملاح خیابان‌ها|ژورنال= آهنگ دیگر|مکان= تهران|شماره= |سال = ۱۳۸۶|ص= ۲۱}}
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= باغبان جهنم|ژورنال= آهنگ‌دیگر|مکان= تهران|شماره= |سال= ۱۳۸۳|ص= ۸۹}}
+
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= لنگَرودی|نام= شمس|عنوان= باغبان جهنم|ژورنال= آهنگ دیگر|مکان= تهران|شماره= |سال= ۱۳۸۳|ص= ۸۹}}
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= مرشدی|نام۱= بهاءالدین|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= تاریخ، دستمایه‌ای برای رمان؛ نگاهی به رمان ''رژه بر خاک پوک'' نوشتۀ شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفته خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۴۶تا۴۸|تاریخ بازبینی= }}
+
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= مرشدی|نام۱= بهاءالدین|تاریخ= ۱۸مهر۱۳۹۴|عنوان= تاریخ، دستمایه‌ای برای رمان؛ نگاهی به رمان ''رژه بر خاک پوک'' نوشتۀ شمس لنگَرودی|ژورنال= کتاب هفتۀ خبر|شماره= ۷۷|سال= ۴|صفحات= ۴۶تا۴۸|تاریخ بازبینی= }}
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= مسلمیان|نام۱= نصرت‌الله|نام خانوادگی۲= |نام۲= |تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= تأويل‌يذیری شعر شمس، تصویرگری ان را مشکل می‌کند|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۸تا۶۱}}
+
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی۱= مسلمیان|نام۱= نصرت‌الله|نام خانوادگی۲= |نام۲= |تاریخ= بهمن۱۳۸۷|عنوان= تأويل‌يذیری شعر شمس، تصویرگری آن را مشکل می‌کند|پیوند= |ژورنال= بخارا|دوره= |شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۵۸تا۶۱}}
 
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= نجاتی|نام= علی‌محمد|تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۰تا۸۴}}
 
# {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= نجاتی|نام= علی‌محمد|تاریخ= بهمن‌ماه۱۳۸۷|عنوان= واپسین‌ شعله‌های دخمۀ دخو؛ تحلیلی تاریخی بر تاریخ تحلیلی شعر نو|ژورنال= گوهران|شماره= ۱۹و۲۰|صفحات= ۸۰تا۸۴}}
  
سطر ۶۶۸: سطر ۶۶۸:
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://ketabism.ir/shams_langroodi/‏|عنوان= زندگی‌نامه شمس لنگَرودی|ناشر= کتابیسم|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://ketabism.ir/shams_langroodi/‏|عنوان= زندگی‌نامه شمس لنگَرودی|ناشر= کتابیسم|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.irna.ir/gilan/fa/News/83103211‏|عنوان= شاعری شبیه شعرش|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.irna.ir/gilan/fa/News/83103211‏|عنوان= شاعری شبیه شعرش|ناشر= ایرنا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
# {{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-32/865344-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1|عنوان= کناره‌گیری از پذیرفتن جایزه [[جشنواره شعر فجر|شعر فجر]]|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-32/865344-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%AC%D8%B1|عنوان= کناره‌گیری از پذیرفتن جایزۀ [[جشنوارۀ شعر فجر|شعر فجر]]|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.radiofarda.com/a/iran-artists-writers-musicians-against-sanctions-farhadi-campaign/29591559.html|عنوان= کارزار شخصیت‌های ایرانی علیه تحریم‌ها: در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید|ناشر= رادیو فردا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.radiofarda.com/a/iran-artists-writers-musicians-against-sanctions-farhadi-campaign/29591559.html|عنوان= کارزار شخصیت‌های ایرانی علیه تحریم‌ها: در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید|ناشر= رادیو فردا|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= رمانی که به دست مخاطبانش نرسید|ناشر= ساربوک|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://sarbook.com/author/95/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C|عنوان= رمانی که به دست مخاطبانش نرسید|ناشر= ساربوک|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید= }}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/77////|عنوان= شمس لنگَرودی در صفحهٔ وبلاگ شخصی|ناشر= وبلاگ شمس|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید=}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/77////|عنوان= شمس لنگَرودی در صفحهٔ وبلاگ شخصی|ناشر= وبلاگ شمس|تاریخ انتشار= |تاریخ بازدید=}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://lovelymanifesto.blogfa.com/post/156/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88|عنوان= بررسی گفت‌وگوی اخیر شمس لنگَرودی و واکنش مخالفان او|ناشر= مانیفست‌های دوست داشتنی من|تاریخ انتشار= ۶بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= ۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://lovelymanifesto.blogfa.com/post/156/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88|عنوان= بررسی گفت‌وگوی اخیر شمس لنگَرودی و واکنش مخالفان او|ناشر= مانیفست‌های دوست‌داشتنی من|تاریخ انتشار= ۶بهمن ۱۳۹۵|تاریخ بازدید= ۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2226893|عنوان= ازجان‌گذشته به مقصود می‌رسد: زندگی، شعر و اندیشه [[نیما یوشیج]]|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2226893|عنوان= ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد: زندگی، شعر و اندیشه [[نیما یوشیج]]|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=78367|عنوان= از نیما تا بعد|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=78367|عنوان= از نیما تا بعد|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/BookList.aspx?Type=Title‏|عنوان= بازتاب زندگی ناتمام: گفت‌وگو (مرداد۱۳۷۰تااسفند۱۳۸۳)|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/BookList.aspx?Type=Title‏|عنوان= بازتاب زندگی ناتمام: گفت‌وگو (مرداد۱۳۷۰ تا اسفند۱۳۸۳)|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=482347‏|عنوان= پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه: مجموعه شعر|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=482347‏|عنوان= پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه: مجموعه شعر|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1788196‏|عنوان= تعادل روز بر انگشتم: مجموعه شعر|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1788196‏|عنوان= تعادل روز بر انگشتم: مجموعه شعر|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1273361‏|عنوان= توفانی پنهان‌شده در نسیم (گزینه‌ی هشت دفتر شعر)|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1273361‏|عنوان= توفانی پنهان‌شده در نسیم (گزینۀ هشت دفتر شعر)|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی =http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1867826‏|عنوان= چیزی اینجا آغاز نمی‌شود: گزیده‌ای از آثار شاعران و عکاسان برجستۀ ایرانی|ناشر = خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی =http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1867826‏|عنوان= چیزی اینجا آغاز نمی‌شود: گزیده‌ای از آثار شاعران و عکاسان برجستۀ ایرانی|ناشر = خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/search/book/author-487047/keyword-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/recent-0/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= سیاههٔ کتاب‌های یافت‌شده|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.gisoom.com/search/book/author-487047/keyword-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/recent-0/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/|عنوان= سیاههٔ کتاب‌های یافت‌شده|ناشر= خانۀ کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.akkasee.com/news/1393/24910/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/|عنوان= همراهی شعر و عکس در «چیزی اینجا آغاز نمی‌شود»|ناشر= عکاسی|تاریخ انتشار= ۱۴اردیبهشت ۱۳۹۳|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.akkasee.com/news/1393/24910/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF/|عنوان= همراهی شعر و عکس در «چیزی اینجا آغاز نمی‌شود»|ناشر= عکاسی|تاریخ انتشار= ۱۴اردیبهشت۱۳۹۳|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2126349‏|عنوان= پرتاب بوم‌رنگ|ناشر= عکاسی|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=2126349‏|عنوان= پرتاب بوم‌رنگ|ناشر= عکاسی|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.iranketab.ir/book/10713-the-day-when-the-red-snow-falls|عنوان= کتاب روزی که برف سرخ ببارد|ناشر= ایران‌کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.iranketab.ir/book/10713-the-day-when-the-red-snow-falls|عنوان= کتاب روزی که برف سرخ ببارد|ناشر= ایران‌کتاب|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/404 ‏|عنوان = گفت‌وگو دربارهٔ کتاب روزی که برف سرخ ببارد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۵مرداد۱۳۹۰|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/404 ‏|عنوان = گفت‌وگو دربارهٔ کتاب روزی که برف سرخ ببارد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۵مرداد۱۳۹۰|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://vista.ir/b/malhu|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه|ناشر= بانک اطلاعات کتاب ایران|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۱۸فروردین۱۳۹۸}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://vista.ir/b/malhu|عنوان= رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه|ناشر= بانک اطلاعات کتاب ایران|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۱۸فروردین۱۳۹۸}}
# {{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/‏|عنوان= گردباد شور جنون(سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی)|ناشر= نگاه|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= https://negahpub.com/shop/litrature/reviews/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/‏|عنوان= گردباد شور جنون (سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی)|ناشر= نگاه|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/3719970 ‏|عنوان= کتاب‌های تازۀ آقای شاعر در فصل بهار|ناشر =اعتماد|تاریخ انتشار= ۲۲اسفند۱۳۹۶، شماره:۴۰۴۹|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/3719970 ‏|عنوان= کتاب‌های تازۀ آقای شاعر در فصل بهار|ناشر =اعتماد|تاریخ انتشار= ۲۲اسفند۱۳۹۶، شماره: ۴۰۴۹|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.gbook.ir/product/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/‏|عنوان= گردباد شور جنون (سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی)|ناشر= مؤسسۀ گسترش فرهنگ و مطالعات|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.gbook.ir/product/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7/‏|عنوان= گردباد شور جنون (سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی)|ناشر= مؤسسۀ گسترش فرهنگ و مطالعات|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.shmoton.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88_3984.html|عنوان= نقد کتاب: [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]، مؤلف: محمد شمس لنگَرودی|ناشر= شورای بررسی متون و کتب اسلامی|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.shmoton.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%86%D9%88_3984.html|عنوان= نقد کتاب: [[تاریخ تحلیلی شعر نو]]، مؤلف: محمد شمس لنگَرودی|ناشر= شورای بررسی متون و کتب اسلامی|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی =http://www.ibna.ir/fa/book/275607/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C |عنوان= «شعر دوره بازگشت» به‌قلم شمس لنگَرودی|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۳اردیبهشت۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی =http://www.ibna.ir/fa/book/275607/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C |عنوان= «شعر دورۀ بازگشت» به‌قلم شمس لنگَرودی|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۲۳اردیبهشت۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2424328|عنوان= نگاهی به زندگی نیما یوشیج؛ از جان‌گذشته به مقصود می‌رسد|ناشر= شرق(شماره۱۴۳۳)|تاریخ انتشار= ۱۳دی۱۳۹۰|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.magiran.com/article/2424328|عنوان= نگاهی به زندگی نیما یوشیج؛ از جان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد|ناشر= شرق (شمارۀ۱۴۳۳)|تاریخ انتشار= ۱۳دی۱۳۹۰|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/185|عنوان=
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/185|عنوان=
 
شمس لنگَرودی «رباعی محبوب من» را به چاپ سپرد|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۲۸آذر۱۳۸۷|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
 
شمس لنگَرودی «رباعی محبوب من» را به چاپ سپرد|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۲۸آذر۱۳۸۷|تاریخ بازدید= ۷خرداد۱۳۹۹}}
سطر ۶۹۸: سطر ۶۹۸:
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/‏|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۷آبان۱۳۹۷|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97082713254/‏|عنوان= آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۷آبان۱۳۹۷|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8602-05653/|عنوان= مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی برگزار شد «در جهان پر از آشوب از تعهد انسانی غافل نمی‌ماند»|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۹اردیبهشت۱۳۸۶ |تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/8602-05653/|عنوان= مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی برگزار شد «در جهان پر از آشوب از تعهد انسانی غافل نمی‌ماند»|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۹اردیبهشت۱۳۸۶ |تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/65|عنوان= باران شبانه؛ نگاهی به مجموعه باغبان جهنم سروده شمس لنگَرودی|ناشر= وبلاگ شمس|تاریخ انتشار= ۲۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/65|عنوان= باران شبانه؛ نگاهی به مجموعۀ باغبان جهنم سرودۀ شمس لنگَرودی|ناشر= وبلاگ شمس|تاریخ انتشار= ۲۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/67‏|عنوان= تولد در میان خون و آتش|ناشر= وبلاگ شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= شنبه ۲۹اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/67‏|عنوان= تولد در میان خون و آتش|ناشر= وبلاگ شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= شنبه ۲۹اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/Q3sBW‏|عنوان= سخنرانی شمس لنگَرودی در شب شعر کوچه|ناشر= آپارات|تاریخ انتشار= ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/Q3sBW‏|عنوان= سخنرانی شمس لنگَرودی در شب‌شعر کوچه|ناشر= آپارات|تاریخ انتشار= ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/jqdcv‏|عنوان= بزرگداشت شمس لنگَرودی در گیلان برگزار شد|ناشر= آپارات|تاریخ انتشار= ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/jqdcv‏|عنوان= بزرگداشت شمس لنگَرودی در گیلان برگزار شد|ناشر= آپارات|تاریخ انتشار= ۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.30book.com/Book/82614/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87|عنوان= کتاب موسیقی|ناشر= ۳۰بوک|تاریخ انتشار= ۱۳۰۷|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی= https://www.30book.com/Book/82614/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87|عنوان= کتاب موسیقی|ناشر= ۳۰بوک|تاریخ انتشار= ۱۳۰۷|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/vdciquarwt1avu2.cbct.html|عنوان= نقدی بر مجموعه‌ شعر ''کتاب موسیقی، اشعاری در ستایش سازها''» سروده‌ٔ شمس لنگَرودی|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۵شهريور۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ibna.ir/vdciquarwt1avu2.cbct.html|عنوان= نقدی بر مجموعه‌‌شعر ''کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها''» سروده‌ٔ شمس لنگَرودی|ناشر= خبرگزاری کتاب ایران|تاریخ انتشار= ۵شهريور۱۳۹۸|تاریخ بازدید= ۹خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://talaangor.ir/fa/news/8967/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA ‏|عنوان = کتاب موسیقی" در مدح سازهای الهی است؟|ناشر = تلنگر|تاریخ انتشار= ۳دی۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۱خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://talaangor.ir/fa/news/8967/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA ‏|عنوان = کتاب موسیقی در مدح سازهای الهی است؟|ناشر = تلنگر|تاریخ انتشار= ۳دی۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۱خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/93092515123/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2 ‏|عنوان = نظر مجابی، موسوی و شمس لنگَرودی درباره غزل امروز|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= سه‌شنبه ۲۵آذر۱۳۹۳ |تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/93092515123/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2 ‏|عنوان = نظر مجابی، موسوی و شمس لنگَرودی دربارۀ غزل امروز|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= سه‌شنبه ۲۵آذر۱۳۹۳ |تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.gilneda.ir/cultural/item/2131-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%8A-%D9%8A%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-,-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88 ‏|عنوان = درخشش ابدي يک شاعر انسان‌گرا وحماسه‌گرا , گفت‌وگو با محمد شمس لنگَرودي درباره شعر احمد شاملو|ناشر = گیل‌ندا |تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.gilneda.ir/cultural/item/2131-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%8A-%D9%8A%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7-,-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88 ‏|عنوان = درخشش ابدی یک شاعر انسان‌گرا و حماسه‌گرا, گفت‌وگو با محمد شمس لنگَرودی دربارۀ شعر احمد شاملو|ناشر = گیل‌ندا |تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/610720/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA ‏|عنوان = تب شعر شاملو فروکش نکرده است|ناشر = برترین‌ها|تاریخ انتشار=   ۱۷مهر۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/610720/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA ‏|عنوان = تب شعر شاملو فروکش نکرده است|ناشر = برترین‌ها|تاریخ انتشار= ۱۷مهر۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/etc ‏|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی|ناشر = خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار= ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/etc ‏|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی|ناشر = خبرگزاری مهر|تاریخ انتشار= ۱۴اسفند۱۳۸۷ |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1659940/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/ ‏|عنوان =می‌میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم |ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1659940/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/ ‏|عنوان =می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم |ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/11299557/کتاب-شمس-لنگَرودی-مجموعه-اشعار-جلد-1/ ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: مجموعه اشعار (جلد ۱)
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/11299557/کتاب-شمس-لنگَرودی-مجموعه-اشعار-جلد-1/ ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: مجموعه‌اشعار (جلد ۱)
 
|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
 
|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/11221994/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%AF/ ‏|عنوان = واژه‌ها به دیدن من آمدند
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/11221994/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%AF/ ‏|عنوان = واژه‌ها به دیدن من آمدند
 
|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
 
|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/13107-2016-06-27-22-20-31.html ‏|عنوان = گزارش نقد رمان «آن‌ها که به خانه من آمدند» در کارگاه «هم‌نگر» ساری نویسنده «شمس لنگَرودی»؛ «ناهید گرامیان»/ اختصاصی چوک|ناشر = کانون فرهنگی چوک|تاریخ انتشار= ۸تیر۱۳۹۵ |تاریخ بازدید = ۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/13107-2016-06-27-22-20-31.html ‏|عنوان = گزارش نقد رمان «آن‌ها که به خانه من آمدند» در کارگاه «هم‌نگر» ساری نویسنده «شمس لنگَرودی» و «ناهید گرامیان»/ اختصاصی چوک|ناشر = کانون فرهنگی چوک|تاریخ انتشار= ۸تیر۱۳۹۵ |تاریخ بازدید = ۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shamlouaward.org/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-17/33-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88 ‏|عنوان = معرفی برگزیدۀ سومین دورۀ جایزۀ شعر «احمد شاملو»|ناشر = |تاریخ انتشار= ۲۲آذر۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.shamlouaward.org/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-17/33-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88 ‏|عنوان = معرفی برگزیدۀ سومین دورۀ جایزۀ شعر «احمد شاملو»|ناشر = |تاریخ انتشار= ۲۲آذر۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://bugle.wordpress.com/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-53-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88/ ‏|عنوان = نقد و بررسی ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ شمس لنگَرودی|ناشر = وبلاگ شیپور|تاریخ انتشار= بی تا |تاریخ بازدید = ۱۵خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://bugle.wordpress.com/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-53-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88/ ‏|عنوان = نقد و بررسی ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ شمس لنگَرودی|ناشر = وبلاگ شیپور|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۵خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://amirbarimani.mihanblog.com/post/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%20%DA%86%D8%A7%DA%A9%20%DA%86%D8%A7%DA%A9 ‏|عنوان =  
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://amirbarimani.mihanblog.com/post/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%20%DA%86%D8%A7%DA%A9%20%DA%86%D8%A7%DA%A9 ‏|عنوان =  
عدم وحدت تجارب در یک شعر بلند|ناشر = امیرحسین بریمانی (مقاله، نقد و آثار)|تاریخ انتشار= ۹مهر۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
+
عدم وحدت تجارب در یک شعر بلند|ناشر = امیرحسین بریمانی (مقاله، نقد و آثار)|تاریخ انتشار= ۹مهر۱۳۹۴|تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.irna.ir/news/81491663/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF ‏|عنوان = شاعری که بازیگر شد / شمس لنگَرودی: آمدنم اتفاقی نبود|ناشر = خبرگزاری جمهوری اسلامی|تاریخ انتشار= ۱۴بهمن۱۳۹۳ |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.irna.ir/news/81491663/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF ‏|عنوان = شاعری که بازیگر شد؛ شمس لنگَرودی: آمدنم اتفاقی نبود|ناشر = خبرگزاری جمهوری اسلامی|تاریخ انتشار= ۱۴بهمن۱۳۹۳ |تاریخ بازدید = ۱۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/97022514030/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان = آلبوم «دایره بی پایان» شمس لنگَرودی رونمایی شد|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۵اردیبهشت۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/97022514030/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان = آلبوم «دایرۀ بی‌پایان» شمس لنگَرودی رونمایی شد|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۵اردیبهشت۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://jinomusic.net/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = مجموعه آلبوم‌های شمس لنگَرودی|ناشر = ژینو موزیک|تاریخ انتشار= ۲۵بهمن۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://jinomusic.net/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = مجموعه‌آلبوم‌های شمس لنگَرودی|ناشر = ژینوموزیک|تاریخ انتشار= ۲۵بهمن۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://sorayeh.com/podcast/?p=1702 ‏|عنوان = پادکست شعر سرایه ۵۰ – شعر و صدای شمس لنگَرودی|ناشر = پادکست سرایه|تاریخ انتشار= ۳بهمن۱۳۹۰ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://sorayeh.com/podcast/?p=1702 ‏|عنوان = پادکست شعر سرایه ۵۰ – شعر و صدای شمس لنگَرودی|ناشر = پادکست سرایه|تاریخ انتشار= ۳بهمن۱۳۹۰ |تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.navayab.com/53-taraneh-asheghaneh-2-shams-langeroudi/ ‏|عنوان = ۵۳ ترانه عاشقانه ۲ |ناشر = |تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.navayab.com/53-taraneh-asheghaneh-2-shams-langeroudi/ ‏|عنوان = ۵۳ ترانۀ عاشقانۀ ۲ |ناشر = |تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید = ۱۶خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://soundcloud.com/golrokh_sohani/sets/shams-langeroodi ‏|عنوان = شمس لنگَرودی؛ از من تنها تو مانده‌ای|ناشر = |تاریخ انتشار= ۱۳۹۴ |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://soundcloud.com/golrokh_sohani/sets/shams-langeroodi ‏|عنوان = شمس لنگَرودی؛ از من تنها تو مانده‌ای|ناشر = |تاریخ انتشار= ۱۳۹۴ |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://musicema.com/node/174572 ‏|عنوان = از من توتنها مانده‌ای|ناشر = پایگاه تحلیلی‌خبری موسیقی ما|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://musicema.com/node/174572 ‏|عنوان = از من تنها تو  مانده‌ای|ناشر = پایگاه تحلیلی‌خبری موسیقی ما|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://netnevesht.com/shams-langroudi-review/ ‏|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان اثر شمس لنگَرودی ، چیزی را که نمی‌دانم چیست!|ناشر = نت‌‌نوشت|تاریخ انتشار= ۲خرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://netnevesht.com/shams-langroudi-review/ ‏|عنوان = آلبوم دایرۀ بی‌پایان اثر شمس لنگَرودی ، چیزی را که نمی‌دانم چیست!|ناشر = نت‌‌نوشت|تاریخ انتشار= ۲خرداد۱۳۹۷|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92062012567/ ‏|عنوان = آلبوم «به سرش زده باد»‌ و شعر و صدای شمس لنگَرودی|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۰شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92062012567/ ‏|عنوان = آلبوم «به‌سرش زده باد»‌ و شعر و صدای شمس لنگَرودی|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۰شهریور۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://siolishe.blogfa.com/post/217 ‏|عنوان = نقدی بر مجموعه‌شعر ''ملاح خیابان‌ها'' سرودۀ شمس لنگَرودی؛ ضیاءالدین ترابی |ناشر = بی‌نام| تاریخ انتشار= ۲۸تیر۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://siolishe.blogfa.com/post/217 ‏|عنوان = نقدی بر مجموعه‌شعر ''ملاح خیابان‌ها'' سرودۀ شمس لنگَرودی؛ ضیاءالدین ترابی |ناشر = بی‌نام| تاریخ انتشار= ۲۸تیر۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://literaturelib.com/books/1807/%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%3A+%D8%B4%D8%B9%D8%B1+%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2+%D8%AA%D8%A7+%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2+ ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: شعر شمس لنگَرودی از آغاز تا امروز|ناشر = کتابخانۀ تخصصی ادبیات|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://literaturelib.com/books/1807/%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%3A+%D8%B4%D8%B9%D8%B1+%D8%B4%D9%85%D8%B3+%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2+%D8%AA%D8%A7+%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2+ ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: شعر شمس لنگَرودی از آغاز تا امروز|ناشر = کتابخانۀ تخصصی ادبیات|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۱۸خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.behanbook.ir/product-6844/%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-(%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C) ‏|عنوان = سخت مثل آب (مستندی دربارۀ زندگی و شعر شمس لنگَرودی)|ناشر = بهان‌بوک|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.behanbook.ir/product-6844/%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-(%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C) ‏|عنوان = سخت مثل آب (مستندی دربارۀ زندگی و شعر شمس لنگَرودی)|ناشر = بهان‌بوک|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/etc ‏|عنوان = در ستایش زندگی (ویژه‌نامه شمس لنگَرودی)|ناشر = شبکۀ جامع گیسوم|تاریخ انتشار= بی تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/etc ‏|عنوان = در ستایش زندگی (ویژه‌نامۀ شمس لنگَرودی)|ناشر = شبکۀ جامع گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92012810718/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 ‏|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی و نقدی بر آثار او در نمایشگاه کتاب|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۸فروردین۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92012810718/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 ‏|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی و نقدی بر آثار او در نمایشگاه کتاب|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۸فروردین۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1989693/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = عاشقانه های شمس لنگَرودی|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1989693/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = عاشقانه‌های شمس لنگَرودی|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/8612-10271.67732/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%8A%DA%98%D9%86-%D9%86%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%AA-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%D9%8A ‏|عنوان = در مراسم بزرگداشت بیژن نجدی عنوان شد: شاعری با حساسیت سپهری و نویسنده‌ای با تکنیک گلشیری|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۰اسفند۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/8612-10271.67732/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%8A%DA%98%D9%86-%D9%86%D8%AC%D8%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%8A%D8%AA-%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B1%D9%8A ‏|عنوان = در مراسم بزرگداشت بیژن نجدی عنوان شد: شاعری با حساسیت سپهری و نویسنده‌ای با تکنیک گلشیری|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۰اسفند۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/699968/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 ‏|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی؛ بنجامین‌باتن ادبیات ایران|ناشر = برترین ها|تاریخ انتشار= ۲۲فروردین۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bartarinha.ir/fa/news/699968/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 ‏|عنوان = گفت‌وگو با شمس لنگَرودی؛ بنجامین‌باتن ادبیات ایران|ناشر = برترین‌ها|تاریخ انتشار= ۲۲فروردین۱۳۹۷ |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://elmnet.ir/article/10663659-22561/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان = بررسی رویکرد عاشقانه، هستی شناسانه با لایه‌هایی از طنز در اشعار شمس لنگَرودی|ناشر = علم‌نت|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://elmnet.ir/article/10663659-22561/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان = بررسی رویکرد عاشقانه، هستی‌شناسانه با لایه‌هایی از طنز در اشعار شمس لنگَرودی|ناشر = علم‌نت|تاریخ انتشار= بی‌تا |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/91091307064/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: غلامرضا بروسان شاعر متوهمی نبود|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۱۳آذر۱۳۹۱ |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/91091307064/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF ‏|عنوان = شمس لنگَرودی: غلامرضا بروسان شاعر متوهمی نبود|ناشر = ایسنا|تاریخ انتشار= ۱۳آذر۱۳۹۱ |تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1968637/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = سخت مثل آب: گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی تا|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.gisoom.com/book/1968637/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A2%D8%A8-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C/ ‏|عنوان = سخت مثل آب: گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی|ناشر = شبکۀ جامع کتاب گیسوم|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید = ۲۲خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/6582/76772/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C ‏|عنوان = شمس لنگَرودی، شکوه وارستگی|ناشر = پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه|تاریخ انتشار= دی‌وبهمن۱۳۸۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/6582/76772/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C ‏|عنوان = شمس لنگَرودی، شکوه وارستگی|ناشر = پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه|تاریخ انتشار= دی‌وبهمن۱۳۸۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/8410-01419/پيکر-آيت-الله-شمس-گيلاني-لنگَرودي-به-خاک-سپرده-شد ‏|عنوان = پیکر آیت‌الله شمس گیلانی (لنگَرودی) به خاک سپرده شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۴دی۱۳۸۴|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/8410-01419/پیکر-آیت-الله-شمس-گیلانی-لنگَرودی-به-خاک-سپرده-شد ‏|عنوان = پیکر آیت‌اللّه شمس گیلانی (لنگَرودی) به‌خاک سپرده شد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۴دی۱۳۸۴|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/96082916747/ ‏|عنوان= موفقیت شمس لنگَرودی در جشنواره ادبی آسیا|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۹آبان۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/96082916747/ ‏|عنوان= موفقیت شمس لنگَرودی در جشنوارۀ ادبی آسیا|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۲۹آبان۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.irannewspaper.ir/newspaper/item/398064/-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AE%D8%B1 ‏|عنوان= خبر آخر|ناشر= ایران|تاریخ انتشار= ۲۷دی۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.irannewspaper.ir/newspaper/item/398064/-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AE%D8%B1 ‏|عنوان= خبر آخر|ناشر= ایران|تاریخ انتشار= ۲۷دی۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.irannewspaper.ir/newspaper/item/397861/--%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA ‏|عنوان= ادبیات|ناشر= ایران|تاریخ انتشار= ۲۶دی۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.irannewspaper.ir/newspaper/item/397861/--%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA ‏|عنوان= ادبیات|ناشر= ایران|تاریخ انتشار= ۲۶دی۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/91 ‏|عنوان= نصب ترجمۀ شعری از شمس لنگَرودی در ایستگاه‌های متروی آلمان|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۶بهمن۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/91 ‏|عنوان= نصب ترجمۀ شعری از شمس لنگَرودی در ایستگاه‌های متروی آلمان|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۶بهمن۱۳۸۶|تاریخ بازدید= ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.youtube.com/watch?v=C-6LA8_CQyE&gl=DE ‏|عنوان= شمس لنگَرودی|ناشر= |تاریخ انتشار= ۹ژانویۀ۲۰۰۸|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.youtube.com/watch?v=C-6LA8_CQyE&gl=DE ‏|عنوان= شمس لنگَرودی|ناشر= |تاریخ انتشار= ۹ژانویۀ۲۰۰۸|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://kucheboland.blogfa.com/post/4 ‏|عنوان= خسته‌ام از این زبان مطنطن لیمویی|ناشر= کوچ بلند|تاریخ انتشار= سپتامبر۲۰۰۸|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://kucheboland.blogfa.com/post/4 ‏|عنوان= خسته‌ام از این زبان مطنطن لیمویی|ناشر= کوچ بلند|تاریخ انتشار= سپتامبر۲۰۰۸|تاریخ بازدید = ۲۴خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/1868768 ‏|عنوان= اعتراض شمس لنگرودی به غیرقابل چاپ شدن رمانش|ناشر= اعتماد|تاریخ انتشار= ۶خرداد۱۳۸۸ |تاریخ بازدید = ۲۸خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.magiran.com/article/1868768 ‏|عنوان= اعتراض شمس لنگَرودی به غیرقابل چاپ‌شدن رمانش|ناشر= اعتماد|تاریخ انتشار= ۶خرداد۱۳۸۸ |تاریخ بازدید = ۲۸خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/34 ‏|عنوان= قصیدۀ لبخند چاک‌چاک|ناشر= شمس لنگرودی|تاریخ انتشار= ۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/34 ‏|عنوان= قصیدۀ لبخند چاک‌چاک|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/20 ‏|عنوان= کتاب‌های در دست انتشار|ناشر= شمس لنگرودی|تاریخ انتشار= ۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/20 ‏|عنوان= کتاب‌های در دست انتشار|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۴اردیبهشت۱۳۸۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/99010401580/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88 ‏|عنوان= انتشار آهنگ عیدانه شمس لنگرودی + ویدیو|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۴فروردین۱۳۹۹|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://www.isna.ir/news/99010401580/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88 ‏|عنوان= انتشار آهنگ عیدانۀ شمس لنگَرودی + ویدیو|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۴فروردین۱۳۹۹|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://musicefars.ir/alvan/ ‏|عنوان= «الون» با صدای شمس لنگرودی منتشر شد|ناشر= موسیقی فارس|تاریخ انتشار= ۲۱خرداد۱۳۹۹|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
 
# {{یادکرد وب|نشانی = http://musicefars.ir/alvan/ ‏|عنوان= «الون» با صدای شمس لنگرودی منتشر شد|ناشر= موسیقی فارس|تاریخ انتشار= ۲۱خرداد۱۳۹۹|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/602550-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3 ‏|عنوان= اولین برنامه«موسیقی تجربه» با شعرخوانی شمس لنگرودی در کنسرت «ساکن روان» برگزار شد.|ناشر=ایلنا|تاریخ انتشار= ۱۹اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/602550-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3 ‏|عنوان= اولین برنامۀ «موسیقی تجربه» با شعرخوانی شمس لنگَرودی در کنسرت «ساکن روان» برگزار شد.|ناشر=ایلنا|تاریخ انتشار= ۱۹اسفند۱۳۹۶|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92091107313/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان= کتاب‌های محبوب شمس لنگرودی|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۱۱آذر۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/92091107313/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان= کتاب‌های محبوب شمس لنگَرودی|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۱۱آذر۱۳۹۲|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/2829863-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان= شمس لنگرودی بستری شد|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۳۱شهریور۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/2829863-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان= شمس لنگَرودی بستری شد|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۳۱شهریور۱۳۹۳|تاریخ بازدید = ۳۰خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/97090301023/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان= شعر باید سهل و ممتنع باشد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۳آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.isna.ir/news/97090301023/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF ‏|عنوان= شعر باید سهل‌وممتنع باشد|ناشر= ایسنا|تاریخ انتشار= ۳آذر۱۳۹۷|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/230 ‏|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماه منتشر شد|ناشر= شمس لنگرودی|تاریخ انتشار= ۱۷تیر۱۳۸۸|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = http://shamselangeroodi.blogfa.com/post/230 ‏|عنوان= ۲۲ مرثیه در تیرماه منتشر شد|ناشر= شمس لنگَرودی|تاریخ انتشار= ۱۷تیر۱۳۸۸|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-64/584530-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان= انتشار برگزیده اشعار شمس لنگرودی|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۵آذر۱۳۸۸|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-64/584530-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C ‏|عنوان= انتشار برگزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی|ناشر= دنیای اقتصاد|تاریخ انتشار= ۵آذر۱۳۸۸|تاریخ بازدید = ۳۱خرداد۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bbc.com/persian/arts/2011/10/111014_l41_book_shams_langaroodi_interview ‏|عنوان= مخاطب، شعر همدلانه می‌خواهد؛ گفت‌وگویی با شمس لنگرودی|ناشر= بی‌بی‌سی|تاریخ انتشار= ۲۲مهر۱۳۹۰|تاریخ بازدید = ۱تیر۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://www.bbc.com/persian/arts/2011/10/111014_l41_book_shams_langaroodi_interview ‏|عنوان= مخاطب، شعر همدلانه می‌خواهد؛ گفت‌وگویی با شمس لنگَرودی|ناشر= بی‌بی‌سی|تاریخ انتشار= ۲۲مهر۱۳۹۰|تاریخ بازدید = ۱تیر۱۳۹۹}}
# {{یادکرد وب|نشانی = https://tavaana.org/fa/content/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7 ‏|عنوان= شمس لنگرودی؛ شاعر عاشقانه‌ها و مرثیه‌ها|ناشر= توانا|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید = ۱تیر۱۳۹۹}}
+
# {{یادکرد وب|نشانی = https://tavaana.org/fa/content/%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7 ‏|عنوان= شمس لنگَرودی؛ شاعر عاشقانه‌ها و مرثیه‌ها|ناشر= توانا|تاریخ انتشار= بی‌تا|تاریخ بازدید = ۱تیر۱۳۹۹}}
  
 
[[رده:زادگان ۱۳۲۹]]
 
[[رده:زادگان ۱۳۲۹]]

نسخهٔ ‏۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۳

محمدتقی شمس لنگَرودی
Shamse.Langarudi.jpg
شاعری شبیه شعرش[۱]
زمینهٔ کاری سرایش، نویسندگی، پژوهش،
بازیگری، تاریخ‌نگاری، تدریس
زادروز ۲۶آبان۱۳۲۹[۲]
ثبت در شناسنامه ۱۱فروردین۱۳۳۰
لنگَرود، محلۀ آسیدعبداللّه[۲]
پدر و مادر آیت‌اللّه جعفر شمس گیلانی[۳]
بتول فخرایی
رویدادهای مهم یک سال زندانی در اوین، سال ۶۱[۴]
لقب شمس لنگَرودی
پیشه شاعر و نویسنده و مدرس
سال‌های نویسندگی ۱۳۵۰ تاکنون
سبک نوشتاری ایماژیسم و پست‌مدرنیسم
کتاب‌ها خاکستر و بانو، قصیدۀ لبخند چاک‌چاک، شب نقاب عمومی است، تاریخ تحلیلی شعر نو، رژه بر خاک پوک و...
تخلص شمس لنگَرودی
همسر(ها) فرزانه داوری[۴]
فرزندان الیانا[۴]
مدرک تحصیلی کارشناسی رشتهٔ اقتصاد[۴]
دانشگاه مدرسهٔ عالی بازرگانی رشت[۴]
دلیل سرشناسی کوتاه‌نویسی و طنز
اثرپذیرفته از احمد شاملو، نادر نادرپور، فروغ فرخ‌زاد
امه‌سزر، فدریکا گارسیا لورکا[۲][۴]
امضا
در جوانی
همراه‌با گوهر خیراندیش: صحنه تئاتر
در قاب سینما

محمدتقی شمس لنگَرودی شاعر، پژوهشگر، نویسنده، ویراستار، تاریخ‌نگار، بازیگر و خواننده است.

* * * * *

شمس لنگرودی از کودکی به شعر و شاعری علاقه‌مند بود. در جوانی با پیروی از فریدون تولَّلی و نادرپور و سیاوش کسرایی با شعر نو آشنا شد. در ۲۱‌سالگی با نخستین دفتر شعرش به‌نام رفتار تشنگی به عرصۀ شاعری پا گذاشت. در ۱۳۴۹ش وی را در مدرسهٔ عالی بازرگانی رشت پذیرفتند. در همین اوقات با شعر احمد شاملو آشنا شد. مدتی به‌شیوهٔ شاملو شعر سرود. در سال ۱۳۵۰ با شعرهای بودلر و در ۱۳۵۳ با شعر لورکا آشنا شد و دریچه‌ای تازه برای ارتباط با ادبیات جهان یافت. شمس در سال ۱۳۵۲ در مدرسه‌های رشت تدریس کرد. سپس به تهران آمد و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به‌کار مشغول شد. در سال ۱۳۵۸ هم با فرزانه داوری ازدواج کرد.[۵]
لنگرودی مثل شاعران پیشین خود با شعر کهن شروع کرد. سپس به شعر نیمایی و سپید رسید. شعر شمس راه میان‌بُرِ وزن عروضی و موسیقی شعر فروغ فرخ‌زاد و شعر شاملو است.[۵] شمس شاعری به‌شکل مخروطی سروته است. در جوانی از حال‌وهوای پیری سروده است و در سنین پختگی، از جوانی و شیفتگی و عشق می‌گوید. هرچه شمس پخته‌تر می‌شود، از شور زندگی بیشتر می‌سراید و شعرهایش معصومانه‌تر و تغزلی‌تر می‌شود.[۶] یکی از شاخصه‌ها و شگردهای اشعار شمس رجعت‌دادن زبان به خاستگاه اسطوره و باستان‌گرایی است. این زبان گاهی در لحن حماسی و تهاجمی و مقتدرانۀ شاعر ظهور می‌کند و گاهی با کلمه‌ها و ترکیب‌های تصویری و زمانی در نحوۀ بیانش پدیدار می‌شود.[۵]
شمس از انقلاب ۱۳۵۷ به این‌سو، هرچه پیش‌تر آمد، غنای تصویری بیشتری به شعرش داد. زبانش را از حالت خطابی و مفهوم‌گرایی به‌سمت زبانی تصویر‌ی کشاند. واژه‌ها را تا حد بسیاری از موقعیت شعر نمادین و سمبلیک فاصله داد. در این مرحله، شمس به لحن سورئالیستی رسید. سپس این فضا را تا حدودی تغییر داد و به‌سمت گرایش‌های پست‌مدرنیستی رفت.[۷]
شخصیت فرهنگی شمس چندبعدی است. در دهۀ پنجاه و شصت، انگیزه‌ها و دغدغه‌های شخصی، وی را به وادی پژوهش کشاند. کتاب چهارجلدی تاریخ تحلیلی شعر نو را با صرف ۱۲ سال وقت، دربارۀ شعر و شاعران معاصر زبان فارسی نوشت.[۸] همچنین با بهره‌بردن از منابع موجود دربارۀ نیما یوشیج، زندگی‌نامه‌ای نوشت با عنوان ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد.[۹]
شمس به دنیای رمان هم سرک کشیده است و تاکنون دو رمان را به‌دست دوستداران این قالب ادبی سپرده است. همچنین علاقه‌اش به بازیگری، او را در دهۀ پنجاه، نخست به‌سمت عرصۀ تئاتر کشاند و سپس در دهۀ هشتاد وارد سینما و بازی در چند فیلم کرد.[۱۰] به‌جز همۀ این هنرها، چندگاهی است که شمس به پهنۀ خوانندگی گام نهاده است و با همکاری آهنگسازان، چند شعر و ترانۀ خود را خوانده است.[۱۱][۱۲]

محتویات

از میان یادها

کودکیِ پست‌مدرن

آیت‌اللّه شیخ‌جعفر شمس گیلانی شاعر بوده است.[۱۳] شمس دربارۀ ایشان و دنیای شاعری می‌گوید که پدرم شعر می‌نوشت. من هم می‌خواستم به‌تقلید از او شعر بگم. می‌دیدم که مردم چقدر برایشان اهمیت قائل‌اند. کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم که یکی از دوستانم‌ به تهران آمد. آن زمان هرکسی نمی‌تونست تهران بیاد. نخستین شعرم را به‌صورت نامه برای این دوست نوشتم و به تهران فرستادم. شعر خنده‌دار و مزخرفی بود از مجموعه‌اتفاقاتی که در نبودش در لنگَرود افتاده بود. چون خیلی فارسی بلد نبودم، فارسی و گیلکی را یک‌خط درمیان نوشتم. آن زمان نمی‌دانستم شعرم ملمّعه. خیلی اتفاقی، نخستین شعرم ملمّع بود و ظاهراً الان پست‌مدرن‌ها این کار کودکیِ من را می‌کنند.[۱۴]

چرا شعر نگم؟!

معلمی داشتیم که به‌ تاریخ خیلی علاقه داشت. آن زمان هم تمام درس‌ها را یک معلم می‌گفت. تا به درس تاریخ می‌رسیدیم، هیجان‌زده می‌شد. طوری از نادرشاه روایت می‌کرد که انگار خودش آنجا بوده و صحنه را دیده. تو کلاس ما دو تا برادر بودند. یکی‌شان شعر می‌گفت. این استاد ما هم تا می‌دید آن بچه شعر می‌خوانَد، با همان آهنگی که تاریخ را روایت می‌کرد، می‌گفت: «به‌به! عجب شعر زیبایی!» من با خودم گفتم: «بابا! این‌که پدرش پاسبانه، شعر می‌گه. من چرا شعر نگم؟! تازه پدرم هم شاعره.»
یک روز نشستم و با کلی فکرکردن یک شعر گفتم. رفتیم تو کلاس نشستیم. گفتم: «آقا، اجازه؟! من هم شعر گفته‌م. می‌خوام بخوانم.» هنوز سطر اول شعرم را نخوانده بودم، باز با همان لحن خاص خودش گفت: «برو بشین سر جات! هرکه از راه می‌رسه، شعر می‌گه برا من.» من جا خوردم. با خودم گفتم: «خُب، من که هنوز شعرم را نخوانده‌م.» بعد، آن بچه که شعر می‌گفت، نگاهی به‌ من انداخت. معنی‌ش این بود که دیدی هرکسی نمی‌تونه شعر بگه و شاعر بشه. این نخستین اتفاق شاعرانۀ زندگیمه که به‌خوبی یادم می‌آد. وقتی رفتم سر جام رو نیمکت نشستم، به خودم قول دادم آن‌قدر شعر بگم که روزی شاعر بشم و با کتاب شعرم دیدنش برم و بگم: «دیدی بالاخره شاعر شدم؟!»[۱۴]

انتقامِ ناتمام

سال‌ها بعد، وقتی شعرهام مطرح شد، رفتم لنگَرود تا آن هم‌کلاسیِ دوران دبستان را پیدا کنم. پرسیدم و فهمیدم آهن‌فروشی باز کرده. با کتاب شعرم رفتم سمت آهن‌فروشی‌ش. از بیرون نگاه کردم. دیدم خیلی پیر شده و با مشتری‌ مشغول مشاجره‌ست، احتمالاً هم سر آهن بود. با خودم گفتم که این دوست قدیمی، تو این گیرودار، قضیه را یادش نمی‌آد. برگشتم. الان پشیمانم که نرفتم و ندیدمش. نهایتش این بود که می‌رفتم. تجدیدخاطره‌ می‌شد و شوخی‌ می‌کردیم.[۱۴]

حافظ و سعدی به‌دردم نمی‌خورد

کلاس هفتم بودم که عاشق شدم. سخت عاشق شدم. هر روز خودم‌و تروتمیز می‌کردم و می‌رفتم سمت خانهٔ آن دختر. هیچ‌وقت نفهمید. از آن عشق‌های نوجوانی بود. تو کتاب‌های شعر پدرم دنبال اسمش گشتم. حافظ را باز کردم و اسم معشوقه‌م‌و تو دیوانش جست‌وجو کردم. هیچ شعری ندیدم. پیش خودم گفتم: «حافظ که می‌گند این بود؟! این چه شعریه آخه؟! چرا اسم کسی که دوستش دارم توش نیست؟» شعرهای سعدی هم گشتم. چیزی ندیدم. گشتم و گشتم تا دیدم به‌طرز عجیبی فیضِ کاشانی اسم معشوقه‌م‌و تو شعرش آورده. گفتم: «آهان! الان شاعر محبوبم‌و پیدا کردم. این شاعرِ خوبیه!»[۱۴]

فریدون مگه می‌تونه اسم شاعر باشه؟

نخستین‌باری که به‌صورت جدی و خارج از عوالم کودکانه به شعر فکر کردم، پانزده‌ساله ‌بودم و تو حیاط مدرسه مشغول گذراندن مراحل ثبت‌نام سال جدید. روزنامه‌دیواریِ مدرسه‌مان توجهم‌و جلب کرد. آن نوشته موزون و مُقَفّا بود. حس شاعرانه هم داشت. اسمش «کارون» بود. تعجب کردم که کارون، مگر می‌تونه تو شعر بیاد و حتی اسم اون باشه؟ پس مِی و خرقه و پیر و ابرویِ یار و بقیه کجاند؟ اسم شاعر هم فریدون بود. تعجبم بیشتر شد. تا آن موقع شاعری ازاین‌دست نام‌ها به‌گوشم نخورده بود. مضمون شعر هم برام جالب بود. دربارهٔ چیز‌هایی بود که می‌تونستم ببینم و بشنوم. خوشم آمد. دوسه بار خواندم تا متوجه شدم شعره. این نخستین جرقهٔ علاقهٔ شدید من به شعر بود. شعر «کارون» از فریدون تولَّلی بود.[۱۴]

خودکشی به‌سبک هدایت با نادرپور

یک روز دایی‌ آمد خانهٔ ما و به من گفت که به پدرت بگو یک کتاب جدید شعر به‌اسم انگور چاپ شده. توصیه ‌می‌کنم بخواندش. من به پدرم گفتم. ایشان هم خریدن کتاب را به‌عهدۀ خودم گذاشت تا تجربه به‌دست بیارم. شعر انگور از نادر نادرپور بود. با این کتاب شعر، به‌طور جدی شیفتۀ شعر شدم. شب‌وروز نادرپور می‌خواندم. بی‌وقفه می‌خواندم. مادرم نگران شده بود مبادا مثل صادق هدایت خودکشی کنم. از آن به‌بعد شروع کردم به‌شیوۀ نادرپور شعرگفتن.[۱۴]

مجله‌ای که شعر مرا چاپ کُندَم آرزوست!

هرچه شعر می‌گفتم، جایی چاپش نمی‌کردند. یک روز یکی از دوستام که مثل من شعرهای بدی می‌نوشت، گفت: «چه نشسته‌ای که مجله‌ای تو تهران، هر شعری براش بنویسی چاپ می‌کنه؟!» من هم خوش‌حال شدم. شعری سرودم و دادم به پدرم که با خط خودش، زیبا بنویسه و بفرستیم برای این نشریه. وقتی شعرو فرستادیم، دیدیم بله! شعرم چاپ شد در بهمن۱۳۴۶ در مجلهٔ امید ایران. اسم شعرم «حلقۀ‌ امید» بود. یک چهارپاره‌ای مثل شعرِ نادرپور. آن زمان پنج یا شش شماره بیشتر به لنگَرود نمی‌آمد. من همه‌ش‌و خریدم و زدم زیر بغل و تو شهر چرخیدم. از این اتفاق یه درس بزرگ گرفتم. نصیحت پدرم هم بود. با لحنی صمیمی ‌گفت: «پسرم! سعی کن کاری کنی که شعر تو را با خودش ببره، نه تو آن را.»[۱۴]

خوشبختی به‌روش شمس

دوستی به من گفت تو عکس‌های قدیمی چهره‌ای غمگین و ناراحت دارم؛ اما این سال‌ها شاد و بشاش به‌نظر می‌رسم. از من علت این جریان را پرسید. گفتم: «چون ۸۳درصدِ آرزوهام برآورده شده.» با تعجب پرسید: «چطور به این اندازه از آرزوهات رسیدی؟!» گفتم: «۸۳درصد از سطح آرزوهام کم کردم.»[۱۴]

رد جایزهٔ شعر فجر[۱۵]

دفتر شعرِ آوازهای فرشته بی‌بال را جشنوارۀ شعر فجرِ سال ۱۳۹۳ش نامزد کرد که با نامه‌ای از پذیرفتن آن کناره‌گیری کردم.

خاطرۀ دیدار با احمد شاملو

یک بار، دوستی که مشکلات و گرفتاری‌هایی داشت، از من خواست برویم شاملو را ببینیم. به شاملو زنگ زدم. بعدازظهری قراری گذاشتیم. پیش شاملو که رسیدیم، تو حال خودش بود و خیلی دل‌ودماغ حرف‌زدن نداشت. گفتم: «این دوست ما سال‌ها گرفتار بود و مشکلاتی داشت. از وقتی آزادتر شده، خیلی مشتاق بوده تو را ببیند.» شاملو پرسید: «کجا بودی؟» دوستم گفت: «زندان بودم.» شاملو سر ذوق آمد و بحث و گفت‌وگو پیش آمد. بعد از اتمام این مسائل، من گفتم: «این دوستم می‌گوید همیشه در شادی‌ها و گرفتاری‌هایشان شعرهای شما را می‌خوانده‌اند. برای همین هم دوست داشته شما را ببیند.» شاملو گفت:‌ «این حرف‌ها را رها کنید. من اگر بتوانم پانزده سال بعد از مرگم، به‌اندازۀ کلیم کاشانی حرمت داشته باشم، کلاهم را به‌هوا می‌اندازم. شاملو ماندگارتر از کلیم خواهد بود؛ ولی واقع‌بین بود. نمی‌خواست به خیلی‌ها رو نشان بدهد.[۱۶]

نصب شعر شمس در متروی آلمان

شهرداری اشتوتگارت شعری از شمس لنگَرودی را با ترجمه‌ای از سوسن باغستانی در مترو نصب کرده است. این شعر یکی از شش شعر لنگَرودی در کتاب نت‌هایی برای بلبل چوبی است. شمس این شعر را برای دخترش سروده است.[۱۷][۱۸][۱۹]

کتاب‌های محبوب شمس

YesY صد سال تنهایی نوشتۀ گابریل گارسیا مارکز با دو ترجمه: کیومرث پارسای و بهمن فرزانه؛
YesY وقایع‌نگاری یک جنایت ازپیش اعلام‌شده از گابریل گارسیا مارکز با ترجمۀ ایرج زهری؛
YesY سلاخ‌خانۀ شمارۀ پنج اثر کورت ونه‌گوت با ترجمۀ علی‌اصغر بهرامی؛
YesY مرگ آرتیمو کروز نوشتۀ کارلوس فوئنتس، ترجمۀ مهدی سحابی؛
YesY جنایت و مکافات از فئودور داستایوفسکی با ترجمۀ مهری آهی؛
YesY آخرین انار دنیا نوشتۀ بختیار علی و ترجمۀ آرش سنجابی؛
YesY خشم و هیاهو نوشتۀ ویلیام فاکنر و ترجمۀ صالح حسینی؛
YesY بیگانه نوشتۀ آلبر کامو با ترجمۀ جلال‌الدین اعلم؛
YesY پدرو پارامو اثر خوان رولفو، ترجمۀ احمد گلشیری؛
YesY جای خالی سلوچ نوشتۀ محمود دولت‌آبادی.[۲۰]

زندگی و یادگار

شمس لنگَرودی در دست سال‌ها[۲۱][۲۲][۲۳]

  • ۱۳۲۹: تولد، ۲۶آبان در محلۀ آسیدعبداللّه لنگَرود
  • ۱۳۳۶: ورود به دبستان کورش، نام قدیم مدرسه: «سبزه‌‌میدان»
  • ۱۳۴۲: ورود به دبیرستان امیرکبیر
  • ۱۳۴۳: ورود به دبیرستان ملی محمدیه؛ خواندن شعری از فریدون تولَّلی در روزنامه‌‌دیواری مدرسه و آشنایی با شعر نو
  • ۱۳۴۵: مطالعۀ گزینه‌‌شعری از نادر نادرپور و علاقه به شعر او و گرایش به شعر نو از نوع «نوقدمایی»
  • ۱۳۴۶: نام‌‌نویسی در دبیرستان خیام برای تحصیل در رشتۀ ریاضی؛ در بهمن‌ماه، چاپ نخستین شعر در هفته‌نامۀ امید ایران، چهارپاره‌‌ای به‌‌تقلید از نادرپور
  • ۱۳۴۷: چاپ اشعاری در مجلات زن روز، تهران‌مصور، جوانان، فردوسی؛ علاقه به شعر فروغ و سیاوش کسرایی
  • ۱۳۴۸: دریافت دیپلم ریاضی در خرداد
  • ۱۳۴۹: ورود به مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در مهرماه؛ آشنایی با شعر احمد شاملو و سرودن به‌‌شیوۀ او؛ شروع جدی و پیگیرانۀ شعر
  • ۱۳۵۱: آغاز آشنایی با شعر و نگاه و زندگی کولی‌وار بودلر و زیستن به‌‌شیوۀ او
  • ۱۳۵۲: تدریس ادبیات فارسی در مدارس رشت
  • ۱۳۵۳: آشنایی بیشتر با شعر لورکا و گرایش به شعر او؛ دریافت مدرک کارشناسی اقتصاد از مدرسۀ عالی بازرگانی رشت در بهمن‌ماه
  • ۱۳۵۴ : تدریس ادبیات فارسی در دبیرستان دخترانۀ خوارزمی در تهران طی چند ماه
  • ۱۳۵۵: بازگشت به رشت برای کار در اداره‌کل کشاورزی رشت با سِمت کارشناس اقتصاد کشاورزی؛ انتشار نخستین مجموعه‌‌شعر: رفتار تشنگی
  • ۱۳۵۶: بازگشت به تهران برای کار در کانون پرورش ‌‌فکری کودکان و نوجوانان
  • ۱۳۵۸: ازدواج با فرزانه داوری؛ اخراج از کانون پرورش ‌‌فکری
  • ۱۳۵۹: دبیری اقتصاد و ادبیات فارسی در چند دبیرستان تهران
  • ۱۳۶۰: انتشار جُنگ بیداران به‌‌همراه امیرحسین چهل‌تن و دیگر دوستان؛ نمایشنامۀ «قانون» در جُنگ بیداران
  • ۱۳۶۱: دستگیری به‌‌اتهام همکاری با گروهی سیاسی و زندانی‌‌شدن در اوین، شهریورماه
  • ۱۳۶۳: آغازبه‌‌کار در انجمن آثار ملی؛ آغاز همکاری مجدد با مطبوعات ادبی
  • ۱۳۶۴: چاپ دومین مجموعه‌‌شعر با نام در مهتابی دنیا، چشمه[۲۴]
  • ۱۳۶۵: چاپ شعر بلند «خاکستر و بانو» به‌‌همراه چند شعر دیگر
  • ۱۳۶۶: چاپ کتاب گردباد شور جنون که تحقیقی است دربارۀ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی
  • ۱۳۶۷: تولد الیانا در ۲۶تیر؛ مجموعه‌‌شعر جشن ناپیدا
  • ۱۳۶۹: شعر بلند «قصیدۀ لبخند چاک‌‌چاک» به‌‌همراه دو مجموعۀ دیگر با نام‌‌های چتر سوراخ و اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید[۲۵][۲۶]
  • ۱۳۷۰: جلد اول تاریخ تحلیلی شعر نو و رمان رژه بر خاک پوک و کتاب از نیما تا بعد[۲۷]
  • ۱۳۷۱: سفر به آلمان به‌دعوت نمایشگاه‌کتاب آلمان؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در انجمن‌فرهنگی برگر شولۀ هانوفر در یکشنبه ۱۶فروردین (۵آوریل۱۹۹۲)؛ شعرخوانی و پرسش‌‌وپاسخ در دانشگاه بوخومِ آلمان در دوشنبه ۷اردیبهشت (۲۷آوریل)؛ سفر به بریتانیا به‌‌دعوت دانشگاه ادینبورگ و سخنرانی دربارۀ ادبیات نوین فارسی در دپارتمان مطالعات خاورمیانه، دی‌وبهمن (ژانویۀ۱۹۹۳)
  • ۱۳۷۲: چاپ کتاب مکتب بازگشت که تحقیقی است دربارۀ تاریخ و شعر دوره‌‌های افشاریه و زندیه و قاجاریه
  • ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶: زندگی در هلند به‌‌همراه خانواده و سفر به سوئد، آلمان، بلژیک، فرانسه، نروژ و سوئیس؛ سخنرانی در کنگرۀ بزرگداشت نیما در دانشگاه اسلوِ نروژ؛ سخنرانی در سالن شهرداری یوتوبوری سوئد؛ سخنرانی در انجمن نگاه در شهر ایسنِ آلمان، در طولِ سال ۱۹۹۷م
  • ۱۳۷۵: سفر به آمریکا، پنجشنبه ۲فروردین (۲۱مارس۱۹۹۶)، به‌‌دعوت دانشگاه آستینِ تگزاس و کانون فرهنگی ایرانیان در اورلاندو؛ سخنرانی در انجمن قلم آمریکا در نیویورک؛ اجرای برنامۀ هشت‌روزهٔ سخنرانی و پرسش‌‌وپاسخ:
شنبه ۱اردیبهشت (۲۰آوریل) کانون فرهنگی ایرانیان در دانشگاه فلوریدای مرکزی (University of Central Florida) شهر اورلاندو
جمعه ۷اردیبهشت (۲۶آوریل) دانشگاه آستینِ تگزاس دربارۀ وضعیت شعر معاصر در ایران
شنبه ۸اردیبهشت (۲۷آوریل) انجمن متخصصان ایرانی آمریکا در تگزاس
یکشنبه ۹اردیبهشت (۲۸آوریل) کانون دموکراتیک ایرانیان در دالاسِ تگزاس
شنبه ۱۵اردیبهشت (۴می) انجمن دوستداران فرهنگ‌‌وهنر ایران در هانترکالج و نیز دفتر ماهنامۀ مانتلی ریویو در نیویورک با موضوع شعر سیاسی ایران، در حضور پل سوییزی و مگداف
شنبه ۲۲اردیبهشت (۱۱می) انجمن دوستداران فرهنگ‌‌وهنر ایرانِ شیکاگو
دوشنبه ۳۱اردیبهشت (۲۰می) گروه ادبی دفترهای شنبه در کتاب‌فروشی میدنایت‌‌اسپیشیالِ سانتامونیکا در لوس‌‌آنجلس
دوشنبه ۱۱تیر (۱جولای) کانون سخن در سانتامونیکای لوس‌‌آنجلس
  • ۱۳۷۷: تاریخ تحلیلی شعر نو (۱۲۸۴ تا ۱۳۵۷ش) در چهار جلد
  • ۱۳۷۸: یکشنبه ۳۰آبان (۲۱نوامبر۱۹۹۹) سخنرانی دربارۀ وضعیت شعر فارسی از انقلاب تا امروز در Middle East Studies Association North of America یا میسا (MESA) در آمریکا؛ دیدار با شیموس هینی و چیسلاو میلوش در آمریکا، Clair Mount West. Covina؛ بازگشت به ایران به‌‌همراه خانواده؛ کتاب‌قصۀ شبی که مریم گم شد در نشر پیک دبیران، با نقاشی سارا ایروانی؛ تدریس غیررسمی در چند دانشگاه؛ مدخل‌نویسی برای فرهنگ‌نامه‌ها
  • ۱۳۷۹: چاپ مجموعه‌‌شعر نت‌‌هایی برای بلبل چوبی
  • ۱۳۸۰: کتاب ازجان‌‌گذشته به‌مقصود می‌‌رسد در آثار و احوال نیما یوشیج؛ «گزیدۀ اشعار» از مجموعۀ گزیدۀ ادبیات معاصر
  • ۱۳۸۱: برندۀ جایزۀ بنیاد بیژن جلالی در عرصۀ تحقیق
  • ۱۳۸۲: «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در هفته‌‌نامۀ عصر پنجشنبه تیرماه، ش:۶۱ و ۶۲؛ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در نشریۀ چیستا، اردیبهشت و خرداد
  • ۱۳۸۳: چاپ مجموعه‌‌شعر پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه، نشر آهنگ دیگر؛[۲۸] مجموعه‌‌شعر باغبان جهنم
  • ۱۳۸۴: چاپ «ویژه‌‌نامۀ شاعری شمس لنگَرودی» در شمارۀ ۱۲۳ نشریۀ هنگام؛ آلبوم صدای شاعر، بخشی از کتاب پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه با آهنگ‌سازی محمد فرمانیان؛ برگزاری مراسم تجلیل از شمس لنگَرودی در زادگاهش
  • ۱۳۸۵: گزینۀ اشعار توفانی پنهان‌‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی با گزینش بهاء‌‌الدین مرشدی و شمس لنگَرودی؛[۲۹] کتاب بازتاب زندگی ناتمام، برشی از مصاحبه‌‌های منتشرشده در سال‌‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳ به‌‌کوشش مژگان معقولی؛ چاپ «ویژه‌‌نامۀ شمس لنگَرودی» در شمارۀ اول ماهنامۀ هنری نشانی در اردیبهشت؛ برگزاری نکوداشت در انجمن شاعران ایران، ۲۶بهمن؛ تجلیل در دانشکدۀ ادبیاتِ دانشگاه‌آزاد کرج
  • ۱۳۸۶: سفر به آلمان، ایتالیا، آمریکا و شرکت در چند شعرخوانی و مصاحبۀ رادیویی و تلویزیونی؛ برگرداندن مجموعۀ پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه به عربی با ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی و نیز به کردی با ترجمۀ مریوان حلبچه‌ای؛ سفر به کردستان عراق برای شعرخوانی و سخنرانی؛ دریافت «نشان سپاس گوهران» از فصلنامۀ شعر گوهران؛ اتمام رمان شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟؛ بخش دوم کاست پنجاه‌‌وسه ترانۀ عاشقانه با صدای شاعر؛ چاپ مجموعه‌‌شعر ملاح خیابان‌‌ها؛ شرکت در مراسم بزرگداشت، ۹اردیبهشت، دانشگاه‌آزاد اسلامی کرج
  • ۱۳۸۷: چاپ مجموعه‌اشعار، از نخستین مجموعه تا ملاح خیابان‌ها؛ زندگی‌‌نامۀ شمس لنگَرودی با عنوان شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران زیرنظر محمدهاشم اکبریانی و با گفت‌‌وگوی کیوان باژن؛ گزیدۀ اشعار چوپانی سایه‌‌ها[۳۰]
  • ۱۳۸۸: انتشار اینترنتی ۲۲ مرثیه در تیرماه؛[۳۱][۳۲] چاپ دو مجموعه‌شعر لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من و می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم؛[۳۳] کتاب رباعیِ محبوب من درزمینۀ پژوهش و گزینش رباعی؛ چاپ گزیده‌اشعار هیچ‌کس از فردایش با من نگفت؛[۳۴] سرودن مجموعه‌اشعار صبح آفتابی‌تان به‌خیر گرگ برفی؛ برگردان گزینه‌اشعار از سوراخ در (من ثقب‌الباب) به‌ترجمۀ عبدالله‌طاهر برزنجی در کشور عراق
  • ۱۳۸۹: رسم‌کردن دست‌های تو؛[۳۵] روزی که برف سرخ ببارد؛[۳۶] بازی در فیلم سینمایی فلامینگو شمارۀ ۱۳؛ سفر به فرانسه برای شرکت در شعرخوانیِ جشنوارۀ شاعران مدیترانه؛ شعر سِت در فرانسه
  • ۱۳۹۰: برگردانِ ارمنی ملاح خیابان‌ها به‌ترجمۀ ادوارد حق‌وردیان‌؛ آلبوم باغبان جهنم باصدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ مجموعه‌شعر شب نقاب عمومی است در نگاه؛[۳۷] رومی و بومی: روایتی تازه از حکایت موش و گربه[۳۸]
  • ۱۳۹۲: مجموعه‌شعر آوازهای فرشتۀ بی‌بال[۳۹] و تعادل روز بر انگشتم؛[۴۰] چاپ کتاب داستان چرخ؛ بازی در فیلم پنج تا پنج؛ حضور در مستند سخت مثل آب؛[۴۱] کتاب سخت مثل آب: گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی نشر کتاب؛[۴۲] آلبوم از من تنها تو مانده‌ای با صدای شمس در انتشارات ابتکار نو؛ آلبوم به‌سرش زده باد؛[۴۳] حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگَرودی در نیماژ؛[۴۴] و عجیب که شمسم می‌خوانند؛ ۶۳ ترانۀ عاشقانه[۴۵]
  • ۱۳۹۳: منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر در نشر چشمه؛[۴۶] سرباززدن از دریافت جایزۀ جشنوارۀ شعر فجر؛ بازی در فیلم احتمال باران اسیدی؛ بستری‌شدن در بیمارستان[۴۷]
  • ۱۳۹۴: چاپ آن‌ها که به خانۀ من آمدند
  • ۱۳۹۵: انتشار واژه‌ها به دیدن من آمدند؛[۴۸] مجموعه‌اشعار شمس لنگَرودی در نگاه؛[۴۹] بازی در فیلم رفتن
  • ۱۳۹۶: چاپ ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد؛ زندگی، شعر و اندیشۀ نیما یوشیج؛ راه‌یافتن مجموعه‌اشعار واژه‌ها به دیدن من آمدند به مرحلۀ دوم جایزۀ شعر احمد شاملو؛[۵۰] بازی در فیلم دوباره زندگی؛ نامزدیِ جشنوارۀ ادبی آسیا در کرۀ جنوبی؛[۵۱] شعرخوانی در کنسرت ساکن روان[۵۲]
  • ۱۳۹۷: حضور در مراسم بزرگداشتش در پژوهشکدۀ گیلان‌شناسیِ دانشگاه گیلان، ۲۶آبان؛[۵۳] شعرخوانی در مراسم تجلیل شمس لنگَرودی در تالار شمس، سه‌شنبه ۴دی؛ سخنرانی در «شبِ‌شعر کوچه» یادمانی برای فریدون مشیری پنج‌شنبه ۲۷دی؛[۵۴] کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها؛ ۲۴اردیبهشت، رونمایی از آلبوم صوتی دایرۀ بی‌پایان[۵۵]
  • ۱۳۹۸: سخنرانی و شعرخوانی در جشن سیزدهمین سالگرد تأسیس کانون ادبی زمستان و مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی[۵۶]
  • ۱۳۹۹: خوانندگی آهنگ نوروز منی تو با آهنگ‌سازی پیمان خازن؛[۱۱] آهنگ اَلون با گویش لنگَرودی[۱۲]

شرح برگ‌برگ زندگی

شهرستان لنگَرود در ۲۶آبان۱۳۲۹ش زادگاه محمدتقی شمس لنگَرودی است. پدرش معروف به آیت‌اللّه لنگَرودی، امام‌جمعۀ شهر بود. شمس گفته است: «پدرم به‌هیچ‌وجه آدم سنتی‌ و خشکی نبود. همواره مطالعه می‌کرد. موسیقی گوش می‌داد و ترانه زمزمه می‌کرد. دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی را می‌دانست؛ اما به‌سبب لباسش پیِ آن‌ها را نگرفت.» شمس افزوده است که مادرش نیز کتاب‌های تاریخ می‌خوانده است و داستان‌های آن‌ها را دنبال می‌کرده است. دغدغهٔ اصلی شمس لنگَرودی همواره شعر بوده است؛ بااین‌حال درزمینهٔ ادبیات و تاریخ نیز پژوهش‌های ارزشمندی نوشته است. همچنین، شمس از اعضای کانون نویسندگان است.[۵۷]

نام‌برگردانیِ جواهری گیلانی به شمس لنگَرودی

در گذشته نام‌خانوادگی خاندان لنگَرودی «جواهری گیلانی» بوده است. پدر محمدتقی شاعر بود. او از جوانی دو نام‌خانوادگی «شمس لنگَرودی» و «شمس گیلانی» را برگزید. با هر دو تخلص هم اشعارش را منتشر کرد. این تخلص‌ها سبب شد تا این خاندان را با نام شمس لنگَرودی و شمس گیلانی بشناسند. همین شهره‌شدن انگیزه‌ای شد تا محمدتقی بعدها نام‌خانوادگی‌اش را از جواهری گیلانی به شمس لنگَرودی برگرداند. برادران و خواهرانش هم نام‌خانوادگی‌شان را به شمس گیلانی برگرداندند. اکنون نام واقعی شاعر معاصرمان، محمدتقی شمس لنگَرودی است.[۵۸]

یک تولد در دو تاریخ

در منابع پژوهشی، دو تاریخ‌تولد برای شمس لنگَرودی نوشته‌اند. تاریخ‌تولد واقعی شمس ۲۶آبان۱۳۲۹ است؛ اما تاریخ ثبت آن در شناسنامه‌اش ۱۱فروردین۱۳۳۰ است. دوگانگی تاریخ‌تولد شمس لنگَرودی در کتاب‌ها و رسانه‌ها به‌این‌علت است.[۵۸]

رشتۀ تحصیلی و آغاز شاعری

شمس در سال‌های نوجوانی‌، ادبیات را مبحثی خشک و نتراشیده می‌دید که پر از اسامی‌ سخت و ناآشناست. در همان استان گیلان، دیپلم خود را در رشتهٔ ریاضی گرفت. برای ادامهٔ تحصیل نیز رشتهٔ اقتصاد را برگزید و در مدرسۀ عالی بازرگانی رشت درس خواند. در سال ۱۳۴۶ش نخستین شعرش را در هفته‌نامۀ امید چاپ کرد. پس از قبولی در دانشگاه، میهمان خواهرش شد. خواهر شمس همراه خانواده‌اش ساکن رشت بود. شمس در این شهر زندگی تازه‌ای شروع کرد؛ در واقع این سال‌ها برای شاعر جوان فرصت مناسبی بود تا به‌طورجدی شعروشاعری را پی گیرد. رفتار تشنگی نخستین مجموعه‌شعر شمس است. آن را به‌پیروی از احمد شاملو سرود و در سال ۱۳۵۵ منتشر کرد.[۵۷]

آغاز شهرت

خاکستر و بانو و جشن ناپیدا مجموعه‌اشعاری بود که شمس لنگَرودی را بیش‌ازپیش به مخاطبانش شناساند. در سال ۱۳۶۰ش با همراهیِ رضا علامه‌زاده، نسیم خاکسار، بتول عزیزپور، فریدون فریاد و امیرحسن چهل‌تن جُنگ بیداران را منتشر کرد. انتشار نمایشنامۀ قانون در این نشریه، به دستگیری و حبسش به‌اتهام فعالیت سیاسی انجامید. شمس سال ۱۳۶۱ را در اوین زندانی بود. یک سال بعد، با تلاش پدر و آیت‌اللّه منتظری آزاد شد و سرودن شعر و همکاری با مطبوعات را از سر گرفت. تجربهٔ زندان تأثیر عمیقی در افکار و جهان‌بینی‌اش گذاشت. دههٔ هفتاد را در سکوت به‌سر برد. تقریباً هیچ اثری از خود منتشر نکرد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ مجموعه‌شعر نت‌هایی برای بلبل چوبی را منتشر کرد.[۵۷]

شمس کم‌کار و پرکار

شمس پس از چاپ چهار مجموعه‌شعر در دهۀ شصت، نزدیک به ده سال هیچ مجموعه‌شعری چاپ نکرد تا اینکه در سال آخر این دهه، نت‌هایی برای بلبل چوبی را منتشر کرد. لنگَرودی دهۀ هفتاد را «دورۀ بازآفرینی» خود می‌داند. دوره‌ای که بیشتر کوشید بخواند و بپژوهد و بیندیشد. به‌باور خودش وقتی وارد دهۀ هشتاد شد، شمس دیگری شده بود.[۵۹] شمس کم‌کاری دههٔ هفتاد را با پرکاری دههٔ هشتاد جبران کرد. پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه، رسم‌کردن دست‌های تو، شب نقاب عمومی است و ۲۲ مرثیه در تیرماه[۳۱] از آثار منتشرشدۀ او در دهۀ هشتاد است. افزون بر این، می‌میرم به‌جرم آنکه زنده بودم، لب‌خوانی قزل‌آلای من، ملاح خیابان‌ها و باغبان جهنم نیز دیگر مجموعه‌شعرهای شمس است. ‌لنگَرودی رمانی هم دارد به‌نام رژه بر خاک پوک. تاریخ تحلیلی شعر نو در ۴ جلد به‌صورت دو مجلد، رباعیِ محبوب من، روزی که برف سرخ ببارد، ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد، مکتب بازگشت و گردباد شور جنون نیز از آثار پژوهشی شمس است.[۵۷]

کودک‌نویسی

لنگَرودی درزمینهٔ ادبیات کودک نیز دو کتاب نوشته است: شبی که مریم گم شد که قصه‌ای برای کودکان است و رومی و بومی که روایت تازه‌ای است از حکایت موش و گربه.[۵۷]

بازیگری

شمس پنج تجربهٔ بازیگری در کارنامۀ خود دارد: ۱. فلامینگو شمارۀ ‌۱۳ (۱۳۸۹ش) به‌کارگردانی حمیدرضا علی‌قلیان؛ ۲. پنج تا پنج (۱۳۹۲) به‌کارگردانی تارا اوتادی؛ ۳. احتمال باران اسیدی (۱۳۹۳) در گروه هنروتجربه به‌کارگردانی بهتاش صناعی‌ها؛ ۴. رفتن (۱۳۹۵) به‌کارگردانی نوید محمودی؛ ۵. دوباره زندگی (۱۳۹۶) به‌کارگردانی رضا فهیمی.
آرش سنجابی نیز مستند سخت مثل آب را در ۱۳۹۲ دربارۀ شمس ساخته است. سنجابی در این مستند، زندگی و آثار شمس را بررسی می‌کند.[۵۷]

جشنواره‌گریزی

شمس در سال ۱۳۹۳ش نامزد دریافت جایزۀ جشنوارۀ شعر فجر بود؛ اما در نامه‌ای کناره‌گیری خود از این جشنواره را اعلام کرد.[۵۷]

نامزدی جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا»

در سال ۱۳۹۶ش، در جشنوارۀ ادبی «صبح آسیا» در شهر گوانجوی کرۀ جنوبی، از شمس لنگَرودی در مقام یکی از شاعران برتر آسیا قدردانی کردند. شمس دربارۀ چگونگی این جایزه می‌گوید که گروهی از داوران ایشان را از میان شاعران آسیایی به این جشنواره دعوت کردند. شمس در جشنواره شرکت می‌کند و در پایان، جایزه به شاعری از مغولستان می‌رسد. در این جشنواره، شاعران و نویسندگانی از کرۀ جنوبی، ایران، مغولستان، ژاپن، چین، اندونزی و چند کشور دیگر حاضر بودند. هدف اصلی جشنواره نیز شناساندن شعر آسیا به جهان و تعامل میان شاعران آسیا و جهان بود.[۵۱]

شخصیت و اندیشۀ شاعرانه

شمس لنگَرودی مانند تمام هم‌مسلکان خود، یعنی مبارزان و روشن‌فکران و نویسندگان، با ایمان به معجزه‌ای بزرگ به ‌این‌سوی تاریخ آمد و در انتظار رخ‌دادن آن نشست. کمترین خواستۀ‌ این‌دست نویسندگان و روشن‌فکران از مدرنیته و دستاوردهای آن نظیر حقوق بشر و آزادی بیان و عدالت اجتماعی، جامعه‌ای تمام‌وکمال مدرن بود؛ اما انقلاب و جنگ این معجزه را به‌تأخیر انداخت. اعتقاد شمس به معجزه کم‌رنگ شده است؛ اما او هنوز ر‌ؤیاهایش را در سر می‌پرورانَد:

گفتیم: «این نبود
در رؤیاهایمان این نبود
ما انتظار شبی
سرشار کومه‌های لطیف را می‌کشیدیم»[۶۰]

همهٔ آنچه شمس خواسته بود و در انتظارش بود، به رؤیایی دست‌نیافتنی بدل ‌شد؛ البته این نخستین‌بار نبود. تجربه‌های تاریخی دیگر مانند شکست مصدق و شکست مشروطه هم مزیدِعلت شده بود. چنین تجربه‌هایی جایی برای آرمان‌شهرخواهی باقی نمی‌گذاشت. مدت‌ها بعد، جامعۀ جهانی شمس‌ را در بر گرفت. او چند سالی در آمریکا به‌سر برد، جایی که این روند جهانی‌شدن، بیش از هر کشور دیگری پویاست.

جهان به تصادفی زاده شد
به تصادفی خواهد مرد[۶۱]

شمس دریافت که به این سادگی‌ها نمی‌توان جهان را درک کرد. فهمید که الگویی واحد نسل بشر را به سرانجامی مطلوب نمی‌رساند؛ بنابراین جهان در شعر شمس لنگَرودی، از نگرش‌ مدرنیستی خود فاصله گرفت و دیدگاه پست‌مدرنیستی را نمایاند:

دیر آمدی موسی!
دورهٔ اعجازها گذشته

شمس لنگَرودی به این دریافتِ پست‌مدرن دست یافت که تفکری ثابت و کرخت نمی‌تواند همه را به یک منزل برساند. اکنون شمس از جمع هم‌مسلکان خود کمی فاصلۀ نظرگاهی گرفته است. دیگر پایبند تعصب‌های خشک و یک‌سونگرانه نیست. دیگر روشن‌فکر عزلت‌گزیده‌ای نیست که تمام جهان را مقابل خود بداند و مدام بیانیه صادر کند. شمس را در تلویزیون و قاب سینما و صحنهٔ تئاتر می‌بینیم. در جلسه‌های شعر و نقد شرکت می‌کند. حضورش در میان دانشجویان توجه‌برانگیز است. به موسیقی پاپ و حتی به نوعی موسیقی علاقه نشان می‌دهد که بیش از همه‌پسندبودن، کوچه‌بازاری است. آنچه شمس را به‌پیش می‌راند، نه ایدئولوژی است نه آرمان. درحقیقت، شعر است که او را به حرکت وامی‌دارد.[۶۲]

معنای زندگی از چشم‌انداز شمس

آدمی بدون آرمان هیچ است. بحث در درست و غلطی آرمان نیست، در نجات‌بخشی آرمان است. زندگی به‌خودیِ‌خود معنایی ندارد و بی‌معناییِ زندگی نابودکننده است. بشر از همان اول به این راز پی برد و شروع به ساختن معنا برای زندگی کرد. اگرچه راه به جایی نبرد، به زندگی خودش معنایی خیالی بخشید و تحمل‌پذیرش کرد. مشکل وقتی پیدا شد که آرمان به ایدئولوژی بدل شد. شما می‌توانید ایدئولوژی نداشته باشید؛ اما با نداشتن آرمان باید خیلی توانا باشید که سقوط نکنید. از هر سه نوعِ این رویکردها هم شعر وجود دارد. در شعر ایران، شعرهای سیاوش کسرایی ایدئولوژیک، شعر احمد شاملو آرمانی و شعر نصرت رحمانی آرمان‌گریز است.[۶۳]

اندوه‌گریزی شمس

شمس لنگَرودی شخصیتی اندوه‌گریز است. شعرهای شمس اگرچه لبریز از اندوه و تنهایی است، هیچ‌گاه در ستایش رنج و‌اندوه نیست. وقتی می‌گوید: «جز روزگار من، همه‌چیز را سفید کرده برف»، تصویر شعر، روشنی‌بخش و اثرگذار است؛ در واقع، احساس تاریکی درون را با تصویر و واژهایی روشن می‌نمایاند. شمس واژه‌ها را به‌گونه‌ای می‌چیند که در گریز از اندوه باشد.[۶۴]

باهم‌بینی هفت شاعر معاصر

نیما، شاملو، اخوان، سپهری، فروغ، آتشی، رحمانی با نام شعری مهرداد اوستا، همۀ این شاعرها را هم‌پایه نمی‌بینیم. ازاین‌گذشته، به‌نظرم شاید به‌طور انفرادی، شاعری هم‌سنگ شاملو و فروغ و سپهری نداشته باشیم؛ اما در حال حاضر، شعرهای بسیاری می‌بینم که کیفیتشان از شعرهای شاملو و فروغ و بقیه کمتر نیست؛ منتها این شعرها خیلی پراکنده‌اند و در این وضعیت بحرانیِ همه‌جانبه‌ای که ما را احاطه کرده است، ناپیدا و گمشده‌اند. مطمئن نیستم که شاعری هم‌شأن شاملو نداشته باشیم. الان، در همۀ عرصه‌ها، در حال گذر از بحرانیم. باید روزگاری بگذرد و به‌قول اخوانِ‌ثالث طبل طوفان از نوا بیفتد تا سره از ناسره جدا شود. باید از بحران‌های کنونی بیرون بیاییم تا صدا به صدا برسد و معلوم شود کدام‌یک از شاعرانی که الان هستند، مثلاً با شاملو هم‌‌قدوقواره‌اند؟ اما شعرهای پراکنده‌ای هست که بشود روی آن‌ها انگشت گذاشت و گفت این شعرها بهتر از شعر شاملو یا دیگران است. فکر می‌کنم بتوان مجموعه‌ای از شعرهای خوب این سال‌ها گرد آورد که کیفیتش درخور توجه باشد.[۶۵]

چشم‌انداز غزلی شمس

غزل فارسی در دهۀ گذشته رشد چشمگیری کرده است؛ پس باید منتظر معرفی غزل‌سرایی برجسته باشیم. در دهۀ هفتاد خورشیدی، موجی اعتراضی ضدِ زیبایی‌شناسی در شعر فارسی برخاست. این موج نتایج بسیاری داشت. مهم‌ترین تأثیر آن در حوزۀ غزل فارسی رخ داد.
هیچ توجه و علاقه‌ای به نام‌بردن از انواع غزلیات رایج مانند غزل پست‌مدرن، غزل نیمایی، غزل نو و دیگر انواع آن ندارم؛ ولی باید به این موضوع توجه کنیم که روزگاری، سخن‌گفتن از برخی مفاهیم، در غزل پذیرفتنی نبود؛ اما امروز این قالب سنتی و کهن شعر فارسی را برای جدیدترین و مدرن‌ترینِ پدیده‌ها به‌کار می‌گیرند. تا سه سال پیش با غزل مخالف بودم. امروز غزل‌هایی را می‌خوانم و می‌شنوم که با کنارگذاشتن بسیاری از مفاهیم، به‌شایستگی رشد کرده است؛ در واقع در دهۀ گذشته، شعر فارسی رشد چشمگیری کرده است و غزل نیز از این حرکت روبه‌جلو برکنار نبوده است.
طنز و نبود قطعیت یکی از ویژگی‌های رشد غزل در سال‌های گذشته است. این ویژگی را در غزل‌های امروز به‌صورت دیالکتیکی بیان می‌کنند؛ ولی باید به این نکته توجه کنیم که این حرکت زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که برجسته‌ترین شاعر خود در این راه را به جامعه بشناساند و مردم هم این شاعر بزرگ را بشناسند.[۶۶]

چرایی رواج غزل

قصیده و رباعی و غزل از قالب‌های پیش‌ازمدرنیسم است. مال قبل از نیما یوشیج است. قاعدتاً باید ۳۰۰ سال قبل، در دورۀ صفویه تمام می‌شد؛ اما نظام جان‌سختِ ارباب‌ورعیتی که در این‌جور جوامع ناشی از استبداد آسیایی است، سبب می‌شود که این قالب‌ها هنوز حضور داشته باشد. موسیقی سنتی ما و مینیاتور هم همین‌طور است؛ اما همۀ این‌ها هنوز هستند؛ چون آن نظام سنتی ارباب‌ورعیتی و آن نظام زیبایی‌شناسی مقیدکننده، هنوز در روح و دل و جان ماست. ما مدرن نشده‌ایم؛ در واقع ما با ارزش‌های گذشته راحت‌تریم.[۶۷]

واپس‌گرایی در موسیقی و حافظ‌خوانی

مصاحبه‌گر: علت توجه موسیقی‌دانان و آوازخوانان ایران به شعر عصر مغول چیست؟ چرا احمد شاملو می‌گوید موسیقی ما کُند و راکد است؟
پاسخ: گرایش‌داشتن ما دلیل قدرتمندی آن‌ها نیست؛ بلکه نشانۀ ماندگی ماست. حرف من همین است. حافظ هنوز بزرگ‌ترین شاعر ایران است! چرا او قدرتمندترین شاعر ایران است؟! برایِ‌اینکه ما در هفت‌صد سال پیش زندگی می‌کنیم. نمی‌خواهم بگویم حافظ یا مولوی یا موسیقی سنتی بد است. این‌ها بسیار محترم‌اند؛ منتها حرمتشان به‌خاطر آن است که ما مثل هفت‌صد سال پیش می‌اندیشیم. ما در خلوت خودمان کمانچه می‌شنویم. این سخن من در رد کمانچه نیست. در رد ماست. اشارۀ من به واپس‌گرایی است.[۶۷] ما چه در زندگی عمومی، چه در زندگی خصوصی به بیماری نوستالژی دچاریم. این به‌سبب درجازدن ماست. شما همین رادیو خودمان را که روشن کنید، پشت‌سرِهم دارند غزل‌های حافظ می‌خوانند. حافظ بد نیست؛ اما چرا این‌همه غزل‌های او را می‌خوانند؟ برایِ‌اینکه تلقی ما از زندگی امروزمان مثل تلقی مردم دورۀ مغول است. مشکل ما این است.[۶۸]

موسیقیِ شعر

شاید تا پنج سال پیش معتقد بودم شعر باید موسیقی داشته باشد؛ اما الان، در شعر، به یک نوع ایجاز معتقدم که شعر را از نثربودن یا همان پراکندگی دور می‌کند. اگر این نوع ایجاز وجود داشته باشد، خودبه‌خود نوعی موسیقی هم در شعر به‌وجود می‌آید. من آن موسیقی را که در شعر شاملو هست، تعقیب نمی‌کنم. معتقدم در شعر به‌طور طبیعی ایجاز وجود دارد. همین ایجاز و فشردگی، نوعی فشردگی کلامی می‌سازد که به موسیقی نزدیک است.[۶۹]

ذوق عامه در موسیقی شعر

هر حرکت پیشگامانه‌ای سیلی‌ می‌زند به ذوق عامه. عامه چیزی را زمین می‌گذارد یا برمی‌دارد که مطمئن باشد از آن، بنابراین، به‌خودیِ‌خود، هر کار پیشگامانه‌ای سیلی به ذوق عامه است؛ البته فکر نکنید سیلی باعث می‌شود آن‌ها بیدار شوند و پشت‌سر ما راه بیفتند. سیلی به‌درد عامه نمی‌خورد. حرکت‌های پیشگامانه سیلی می‌زنند تا اهل هنر به‌خودشان بیایند. می‌زنند که طیف هنرمندان خودشان بیایند و راه جدید را ببینند. فقط هم ملت ایران نیست که موسیقیِ شعر را دوست دارد. همه‌جا همین‌طور است. شاید فردا وضع طوری پیش برود که دوباره همه از وزن خوششان بیاید. از موسیقی شعر خوششان بیاید. به‌هیچ‌وجه نمی‌شود پیش‌بینی کرد.[۷۰]

شعر سپید

شعر سپید شاملو همان شعر نیمایی است که شاملو وزن عروضی آن را برداشته است. این شعر بعدش گسترش یافت. شعر جلالی منثور است؛ موج نو هم منثور است و دیگر به آن معنا سپید نیست؛ یعنی نیمایی نیست؛ چون نظام زیبایی‌شناختی نیما را در آن نمی‌بینیم. هیچ‌کدام هم مانیفست ندارند. موج نو را به‌طور کاملاً متفاوتی مطرح کردند؛ اما آن‌هم مانیفست مشخصی ندارد. مانیفست را نیما داده بود و بعد هم آقای رؤیایی در شعر حجم.[۷۰]

بررسی شعر معاصر

شعر ایران از اواخر دهۀ چهل رو به بحران رفت و از اواسط دهۀ پنجاه مخاطب وسیع خود را از دست داد. در آن زمان، ما با دو نوع شعر روبه‌رو بودیم: یک، «شعر شعاری» و به‌اصطلاح سیاسی که مقالات موزون سیاسی بود؛ دو، «شعر مدعی فرمگرایی» که به مخاطب عام شعر اعتنایی نمی‌کرد.
الان هم دو جریان شعری در فضای ادبیات ایران وجود دارد: یک، «شعر پیچیده» که شعر محافل ادبی است؛ دو، «شعر سهل‌وممتنع» که شعر مخاطب عام است. در هر دو نوع شعر هم شعر سیاسی را می‌بینیم. در این دو جریان، البته آسیب‌هایی نیز وجود دارد. در شعر پیچیده این خطر هست که شعر به هذیان تبدیل شود و در شعر ساده این خطر است که به حرف‌های معمولی و پیش‌پاافتاده نزدیک شود.[۶۳]

سخن جنجال‌برانگیز شمس

شمس لنگَرودی دربارۀ یداللّه رؤیایی و رضا براهنی و علی باباچاهی چنین گفته است:


شاعران و نویسندگان واکنش‌های گوناگونی به این سخن شمس نشان دادند. علی باباچاهی در واکنش به سخن شمس پاسخ داد:

«ای کاش قبل از قضاوت و صدور حکم بر خزعبلات شعری براهنی و رؤیایی و باباچاهی، به‌عنوان کسی که در شعر این چند دهه، درست یا غلط، صاحبِ کرسی ا‌ست، فرصت پیدا کرده بودید و به‌قول خودتان این خزعبلات را از سرِ تفرعن هم که شده، تورقی می‌کردی و نگاهی می‌انداختی که نینداختی.»[۷۲]

فیض شریفی گفت:

«شمس تند رفت؛ البته مخالفانش هم تند رفتند. شاگردهای آن‌ها پی‌درپی علیه شمس می‌نوشتند. او هم این دفعه سریع و تندوتیز حرف زد.»

بهزاد خواجات، دیگر شاعر معاصر گفت:

«کسی که براهنی و رؤیایی را شاعر نداند، باید بازگردد و شعر نو را از اول، از اکابر بخواند.»

منصور خورشیدی نیز چنین نوشت:

«همین گرایش به شعر ساده، شمس لنگَرودی را به ساده‌اندیشی و خروج‌ازشعر برده است. شما پل والری را بدخوانی کردی و فکر کردی فهمیدی. شعر حجم را که هرگز نمی‌فهمی! شاعران حجم استقلال زبانی دارند. زبان تجربه‌ای است پُر از دانایی و آگاهی که به‌راحتی می‌تواند این‌ها را به ذهن‌وزبانِ گیرندۀ متن انتقال دهد. این است اقتدار زبان که هرگز به آن نرسیدی!»[۷۳][۷۴]


زمینه‌های شکل‌گیری شعر سیاسی از چشم‌انداز شمس

سردرگمی مشروطه‌خواهان

انقلاب مشروطه تاریخ ایران را از مسیر طبیعی خود خارج کرد. تا پیش از آن، در طول تاریخ هزاران‌سالۀ خود، صاحب هویتی شده بودیم. این هویت اگرچه فلج‌شده و به‌زبانی ساده «توسری‌خور» بود، نام «هویت ایرانی» را با خود یدک می‌کشید. همین هویت ایرانی را در کتاب رستم‌التواریخ و تجارب‌السلف و کتاب‌های تاریخی دیگر و نیز در کتاب شاهدبازی در ایران می‌بینیم.
انقلاب مشروطه ساختار فرهنگی ایران و روند طبیعی زندگی ایرانیان را دگرگون کرد. غرب به «جامعۀ موزون» معروف است؛ زیرا غربی‌ها در مسیری طبیعی، از وضعیت ارباب‌ورعیتی به مدرنیسم رسیده‌اند. تاریخ غرب روند طبیعیِ «گذار» را تجربه کرده است. مثالی ساده برای روند طبیعیِ گذار، مراحل به‌جوش‌آمدن و بخارشدن آب است. آب نخست به ۱۰۰ درجه می‌رسد. سپس به‌جوش می‌آید و سرانجام بخار می‌شود؛ اما در ایران، پیش از آنکه آب به ۱۰۰ درجه برسد، آن را به نقطۀ جوش رساندند.
نزدیک به سال ۱۱۵۰ش، شماری از تاجران و سیاست‌مداران ایرانی راهی غرب شدند. در آنجا گونه‌ای دیگر از زندگی اجتماعی را دیدند و از آن تأثیر پذیرفتند. آن‌ها می‌گفتند که ساختار اجتماعی ایران نیز باید همچون غرب دگرگون شود؛ به‌بیانی می‌خواستند ایران را برای زایش این وضعیت تازه سزارین کنند. برای عملی‌کردن این اندیشه و دستیابی به این خواسته نیز در سال ۱۲۲۸ روزنامه‌ای به‌نام اختر منتشر کردند؛ اما مردم آن‌قدر با اندیشه‌های اختر بیگانه بودند که نویسندگان و هوا‌دارانِ آن را «اختری‌مذهب» نامیدند.
در ادامه، کنش‌وواکنش‌های زیادی دست‌به‌دست هم داد. سرانجام نیز روشن‌فکران با هدف تبدیل‌کردن نظام پیشین به نظامی مدرن، انقلاب مشروطه را به‌ثمر رساندند؛ اما چون از پیشینه‌ای درخورِ این دگرگونی بی‌بهره بودند، نمی‌دانستند پس از آن، چه هدفی را باید پی بگیرند و چه ساختاری را باید جایگزین قاجار کنند.[۷۵]

مانعی به‌نام رضاخان

در اوضاع آشفتۀ پایان دورۀ قاجار، سروکلۀ فردی به‌نام رضاخان پیدا شد. او همۀ روشن‌فکران را سر جای خود نشاند؛ زیرا توافقی در میان رضاخان و آن‌ها نبود. روشن‌فکران آغازکنندۀ انقلاب مشروطه بودند؛ اما رضاخان نظام دیگری آغاز کرد. او می‌خواست به‌شیوۀ خودش، یعنی هرمی و تک‌نفره و نیز بدون تکیه‌کردن به مجلس، ایران را از وضعیت ارباب‌ورعیتی به‌سوی مدرنیته رهنمون شود؛ ازاین‌رو همۀ روشن‌فکران درگیری تازه‌ای با نظام رضاشاهی آغاز کردند. نیما پرچم‌دار پابرجای این رویارویی بود. او چندصباحی نیز در گروهی چریکی بود. آن‌ها می‌خواستند به تهران حمله کنند. نیما شعر نو خود را در چنین زمینۀ سیاسی پرآشوبی پروراند.
نیما پس از کشته‌شدن صوراسرافیل و تقی رفعت و نیز ازبین‌رفتن «حلقۀ مکتب تبریز» فهمید که اگر قرار است به کارش ادامه دهد، می‌بایست با رمز و کنایه شعر بنویسد؛ ازاین‌رو شعر نو در ایران، از همان آغاز شعری نمادین و کنایی شد. هرچند حکومت رضاشاه به‌گونه‌ای رفتار کرد که نیما چندین سال از سرودن شعر نو پرهیخت، تاریخ مشروطه بازمی‌نمایاند که شعر نو در این سرزمین، کار خود را با سرشتی سرتاپا سیاسی آغاز کرد.[۷۵]

موضع‌گیری‌ها

شعر ساده

شعر باید مانند شعرهای سعدی سهل‌وممتنع باشد و مثل موسیقی با مخاطب ارتباط قلبی برقرار کند. شعر می‌تواند مثل شعر فروغدر عین سادگی، کارهای روزمره را به مسائلی ازلی و ابدی تبدیل کند.[۷۶]

جهانی‌نشدن ادبیات فارسی

ایران ۱۰۰ سال نیست که وارد مدرنیته شده است. ۱۰۰ سال نیست کت‌شلوار می‌پوشیم. نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم با آن‌هایی مقایسه شویم که ۴۰۰ سال است مظهر مدرنیته‌اند. بااین‌حال، ما صادق هدایت را داریم که وقتی وارد فرانسه می‌شود، می‌گویند بزرگ‌ترین نویسندۀ سورئالیست وارد فرانسه شده است یا صادق چوبک که قطعاً جهانی است. داستان‌های بیژن نجدی جهانی است. منتها جهانی‌شدن با یک کتاب دو کتاب نیست. باید جریان فرهنگی باشد، به‌ویژه در ایران که کتاب همواره مترادف با مرگ بوده است.[۷۷]

زمینهٔ فعالیت

سرودن شعر، پژوهش در ادبیات کهن و ادبیات معاصر، داستان‌نویسی و رمان‌نویسی‌، قصه‌نویسی، ویراستاری، آلبوم‌های شعرخوانی، بازیگری در سینما و تئاتر، خوانندگی

شمس در آینۀ دیگران

هرمز علی‌پور

کارنامۀ شمس بی‌گمان ارزنده و پرتلألوست. تابنده است. به‌چشم من سلوکی است که رخ داده است. طیِ راه‌وروشی است که به پشت‌گرمی و پشتوانه‌ای راستین و جسارتی پخته، انسان را از دربرگیرندگی حرارت‌های به‌تندی‌گذرنده نگاه می‌دارد؛ پس درود بر شمس.[۷۸]

بیژن نجدی

پروانه محسنی آزاد، همسر نجدی می‌گوید که شبی نجدی داستان سپرده به زمین را برای شمس لنگَرودی خواند. شمس از کتاب خوشش آمد و پرسید: «چرا تاکنون این‌ها را به‌صورت کتاب منتشر نکرده‌ای؟» در واقع شمس لنگَرودی معرف چاپ کتاب‌های بیژن نجدی بود.[۷۹] نخستین‌بار شمس نجدی را به انتشارات مرکز برای چاب کتاب یوزپلنگانی که با من دویده‌اند معرفی می‌کند.

علی‌رضا رئیس‌دانایی

معنا و سادگی شعرهای شمس لنگَرودی مرا به‌سوی خودش کشاند و به انتشار آثارش علاقه‌مند شدم. سرشت شمس شاعرانه است. در افکار و گفتار و روش زندگی و منشش نیز شاعرانگی هویداست. فخرفروشی انسان‌های به‌شهرت‌رسیده را ندارد. پس از رسیدن به قله‌های ادبی خود را گم نکرده است. طنزگویی و طنزپردازی نیز از دیگر هنرهای شمس لنگَرودی است. افتخار می‌کنم ناشر آثارشم.[۸۰]

رشید کاکاوند

یکی از مبانی زیبایی‌شناسیِ شمس بر اصل غافل‌گیری مبتنی است. او این مبانی را با تخیل و زبان می‌سازد. شمس با شعر فارسی خو گرفته است. تخیل او نیز به‌ویژه در شعرهای کوتاه و عبارت‌های پایانی، سرخوشی پیش‌بینی‌نشده‌ای به مخاطب می‌دهد و او را میخ‌کوب می‌کند. نه‌تنها نوبودن زبانِ شمس که نگاه خودویژۀ او به موضوعات، مخاطب را شگفت‌زده می‌کند. شمس موضوع‌ها و پدیده‌های آشنا را به‌یاد مخاطب می‌آورد؛ اما یک‌باره آشنایی‌زدایی می‌کند: «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست، ویران کرده لانۀ مورچگان را.» او نخست به‌گونه‌ای از شعر سعدی یاد می‌کند که آشنایی ایجاد شود. بعد، آشنایی‌زدایی می‌کند.[۸۱]

احمد پوری

«آهنگ روبه‌رشد و پویای شعر شمس، نترسیدن از هنگامه‌های شعر معاصر، تناسب دل‌پسند در شکل و زبان شعر، حضور در روند تحول شعر جهان و مطالعۀ ژرف گنجینۀ ادبیات کهن کشور سبب شده است شعر او همواره تازه باشد. رفتار تشنگی نخستین کتاب شمس است. ردپای نفَسِ بزرگان شعر در آن آشکار است. در مهتابی دنیا شعر شمس پوست می‌ترکاند. تأثیر شاعران شناخته‌شدۀ دهۀ پیش از انقلاب کم‌تر می‌شود. شمس در این دفتر پیِ زبان و تصاویر ویژۀ خود را می‌گیرد. در خاکستر و بانو جسارتش بیشتر می‌شود و زبان خود را می‌یابد. قصیدۀ لبخند چاک‌‌چاک قصیدۀ بلوغ شمس است و صدرنشین شعر اوست.
«در ایران و جهان، موج‌های شعری از پیِ هم می‌آید و سوار بر موج‌های دیگر می‌شود. در این میان، نام شاعرانی بر سر زبان‌ها می‌افتد. شعرِ موج شعرِ مُد است. هرکه دنباله‌رو آن نباشد، او را کنار می‌گذارند؛ اما شمس با این تلاطم‌ها کاری نداشت؛ یعنی نمی‌خواست کاری داشته باشد. او هوشمندانه همه را می‌شناخت؛ اما کار خود را می‌کرد. مستقل بود. دورماندن از این فرازوفرودها کار بزرگی بود که شمس از پس آن برآمد.»[۸۱]

سعید شیری

«شعر شمس شعری است ساده و در دسترس. در چنین شعری، نه فخامت و باستان‌گرایی شاملووار هست، نه موسیقی و وزنِ شعرهای اخوان و سپهری و فروغ به‌گوش می‌خورد. نه آرمان‌گرایی به‌معنای رایج و بایدونباید و توصیه به چیزی و پرهیز از چیز دیگر در آن وجود دارد، نه تخیل کودکانه و مهارنشدۀ احمدرضا احمدی و زبان‌وبیان به‌ظاهر رها و در باطن سرسپردۀ متوهمان شعر پست‌مدرن به‌چشم می‌آید؛ چراکه تقریباً به هیچ‌یک از این‌ها باور ندارد.
«او پاره‌ای از شیوه‌ها و شگردها و ویژگی‌های شعر نسل پیشین را برخاسته از پس‌زمینه‌هایی می‌داند که امروز دیگر وجود ندارد. پاره‌ای از دستاویزها و دل‌مشغولی‌های بخشی از امروزیان را نیز بی‌اصالت و زاییدۀ سردرگمیِ ناشی از فروپاشی باورهای پیشین و جایگزین‌نشدن پس‌زمینه‌های تازه می‌داند و در این راه ساز خودش را می‌زند.
«شعر شمس طی نزدیک به سه دهه، تلاشی بوده است برای بازکردن باب مکالمه‌ای تازه با جهان. یک‌جور کوشش مدام و به‌دور از شتاب‌زدگی، برای گشودن پنجره‌ای تازه به جنگل مولایی به‌نام زندگی که در آن سوی پنجره، در کنش‌وواکنش همیشگی‌اش هنجار و دگردیسی‌های خودش را دارد و برای هیچ‌کار از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد.»[۸۲]

فیض شریفی

فیض شریفی، دوست شمس لنگَرودی، بهترین تصویر را از شمس می‌نمایاند. فیض در ۲۶آبان۱۳۹۶ به‌مناسبت تولد شمس در شبکۀ تلگرامی‌اش می‌نویسد:
چندگاهی است که شمس کلافه است. می‌خواهد بگوید اهمیت نمی‌دهد؛ ولی می‌دهد. هنوز حقوق تقاعد ندارد. آب‌باریکی از تاریخ تحلیلی و شعر و پژوهش می‌آید. کمی بیشتر از سینما می‌آید. هر کاری می‌کند، میخش می‌شوند. می‌خواند. بازی می‌کند. شعر می‌گوید. هرازگاهی کتاب پژوهشی لاغری چاپ می‌کند. در محوطه قدم می‌زند، صبح و شب. خوب به اطراف نگاه می‌کند. همین‌جوری شعر شکار می‌کند؛ حتی گاهی به گربه‌ای لنگ و فضول نگاه می‌کند و نظر می‌دهد.
با او که حرف می‌زنی، در عین کلافگی گوش می‌دهد. به اظهارنظرها اهمیت می‌دهد. گاهی لبخند می‌زند. گاهی جواب می‌دهد و گاهی می‌گوید: «نمی‌دانم.»
در خواب‌وخوراک هم با برنامه عمل می‌کند. تفکر و ذهن و حس گیرایش خیلی او را عذاب می‌دهد. دوای این واقعیت‌های سمج، باده‌های سرخوشانۀ شعر است و بازی و موسیقی. حافظ زیاد می‌خواند. روی مینِ واژه‌ها راه می‌رود. طنز ملیحانه‌ای بر لب دارد. گاهی از بیان لیچاری و هجوی به‌زیبایی می‌خندد. من هم مثل احمدرضا احمدی (احمدیِ سفید) عاشق خنده‌های او هستم. آدم‌های طناز خیلی هم عمیق‌اند و خوب موی از ماست می‌کشند؛ یعنی می‌روند بقالی یا سوپری، به‌اندازۀ وزن آن تار مو ماست می‌گیرند.
شمس عاشق خیام و حافظ و نیماست. در دل شب تار، ناوک شهاب پرتاب می‌کند و می‌گوید: «ساعت یازده شب است. نمی‌خواهی بخوابی؟ تنها کسی که شب در خانۀ من می‌تواند بخوابد، فیض شریفی است.» و من تا صبح غلت می‌زنم. همان هنگام که پلک‌های من سنگین می‌شود، بساط صبحانه را روی میز پهن کرده است. این نظم را حتی من تاب نمی‌آورم.
گاهی گربه‌های تفکر چنگ می‌زنند و خواب را می‌ربایند. می‌بینم از کناره که او هم درگیر است؛ ولی از پس هرچیز برمی‌آید. خوب و سالم زیست می‌کند. به‌موقع مصاحبه می‌کند و به‌موقع نمی‌کند. خیلی شجاعانه و رودررو و بی‌رودربایستی حرفش را با عوامل قدرت می‌زند. گاهی چوبش را می‌خورد؛ ولی باز یادش می‌رود که نباید تند برود. شمس زیاد به فرنگستان سفر می‌کند و توقعات زیادی از حکومت و نشر و کتاب و سینما دارد. بِروز است و خودش را با رویدادها وفق می‌دهد.
او را دوست دارم؛ چون در دوستی هم ثابت‌قدم است. یکی از خوش‌اقبالی‌هایم این است که از من بدش نمی‌آید. من خوب می‌دانم کی سراغش بروم و کی نروم. برای او زندگانیِ سرشار از عسل آرزو می‌کنم که یاری موافق است و ارادت‌صادق.[۸۳]

دیگران در آینهٔ شمس

هدایت صدها قدم جلوتر از نیما

صادق هدایت را وقتی با نیما مقایسه می کنم، هر دو غول‌های فرهنگ ایران‌اند. استثنائات فرهنگ ایران‌اند؛ اما واقع‌بینی صادق هدایت صدها قدم جلوتر از نیماست. نیما آدم برجسته‌ای است. درک بسیار عمیقی از هستی و زندگی داشت؛ ولی به‌خاطر تفکر مارکسیستی فکر می‌کرد ان‌شاءاللّه همه‌چیز درست می‌شود. هدایت تحت‌تأثیر نیچه بود و می‌فهمید که مدرنیته هم راه به جایی نمی‌برد.[۷۹]

نادرپور؛ بهترین شاعر رمانتیک

به‌نظر من، نادرپور بهترین شاعر رمانتیک ایران است. به‌هرحال، ما شعری به‌اسم شعر رمانتیک داریم. حالا ممکن است یکی موافق باشد یکی مخالف، اما چنین شعری هست. در ایران، فقط نادرپور نبود که شعرهای بودلر و وِرلن را خوانده بود. هزاران نفر خوانده بودند؛ اما فقط نادر بود که توانست آن شعرها را ایرانیزه کند. برداشت نکرد. تقلید هم نکرد؛ ولی تحت‌تأثیرشان بود. فقط او بود که چنین تأثیری گرفت و توانست نادرپور شود.[۶۵]

احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی یک اتفاق است در شعر معاصر ایران. شخصیتی است که عده‌ای مثل فروغ و سپهری از او به‌جا بهره گرفتند. آن‌ها از او دو نکته آموختند: یکی سوررئال‌بودن و دیگری، دورشدن از نمادگرایی. این دو ویژگی در شعر احمدرضا وجود داشت و با شعر او در ایران گسترش یافت. بعضی‌ها مثل فروغ و سپهری توانستند بهره‌های بسیاری بگیرند؛ اما خود احمدی خیلی بهره‌ای نبرد.[۶۹]

تخیل فرهیختۀ احمد شاملو

اهمیت شعر شاملو به درهم‌تنیدگی تخیل فرهیخته‌اش است با ادبیاتی فاخر، یعنی اگر این دو با همدیگر نبودند، شاملو شاملو نمی‌شد. وقتی شعر شاملو می‌خوانید، هم با تخیلی روبه‌رویید که معلوم است ساختار عمیق و دقیقی دارد و هم با زبانی سروکار دارید که نشانۀ تسلط این آدم بر ادبیات کهن، به‌ویژه نثر کهن است. در آن سال‌ها اصلاً کسی نبود که این‌چنین مسلط باشد، به‌جز شاملو. شاعران دیگر ممکن بود یکی از این دو ویژگی را داشته باشند؛ ولی هر دو را باهم نداشتند.[۱۶]

سهراب سپهری برتر از احمد شاملو

تفاوت شاملو و سپهری در این است که شاملو مثل همۀ آدم‌های دیگر، درونِ تاریخ ایستاده بود و حرف می‌زد. او تمام واقعیت‌های تاریخی دورۀ خودش را می‌سرود؛ اما سپهری انگار بیرونِ تاریخ ایستاده بود و به مسائل نگاه می‌کرد. سپهری و شاملو ازلحاظِ ارزش هنری متفاوت نیستند؛ اما ازنظرِ فکری، من سپهری را برتر می‌دانم؛ زیرا توانایی بسیار می‌خواهد که کسی خودش را از تاریخ جدا کند و از بیرون به ماجراها بنگرد.[۱۶]

نیما یوشیج و فروغ فرخزاد مدرن‌تر از شاملو

شاملو شاعر مدرنی است؛ اما مدرن خط‌کشی مشخصی ندارد تا ما بگوییم از اینجا به‌بعد مدرن است. مدرن طیف است. از جایی آرام‌آرام شروع می‌شود. رگه‌های خاکستری دارد تا می‌رسد به جایی که دیگر شفاف و روشن است. خیلی‌ها معتقدند رمانتیست‌ها جزو مدرن‌ها نیستند؛ اما من معتقدم رمانتیست‌ها پایه‌های نخستین مدرنیسم را گذاشتند. اگر شاعران مدرن نخستین نبودند، شاعران مدرن بعدی نمی‌آمدند. من همۀ این‌ها را مدرن می‌دانم. چرا؟ چون در شعر سنتی اصلاً بحثِ دیگری بود. می‌شود گفت که غلظت مدرنیسم در شاعری بیشتر و در شاعر دیگری کمتر است. ازنظرِ من غلظت مدرنیسم در شعر فروغ از همه بیشتر است؛ چراکه فردیت و جزئی‌نگری در آن بیشتر است. کلی‌نگری و کل‌گرایی یکی از مختصات سنت بوده است و در شعر شاملو این نکته بیشتر است. از این نظر، فروغ و نیما مدرن‌ترند؛ اما این دلیل نمی‌شود که بگوییم شاملو مدرن نیست. شاملو مدرن است؛ منتها در عرصۀ مدرنیسم طیفی هست که بر اساس آن یکی مدرن‌تر و ناب‌تر و امروزی‌تر است؛ یعنی فردیت و جزئی‌نگری‌اش بیشتر است.[۱۶]

شمس و آیدای شاملو

هر شاعری را باید با زیبایی‌شناسی شعر خودش بسنجیم. آیدا برای شاملو، بهانۀ شعرگفتن بود؛ در واقع بیان ایدئالیسمش بود. این نکته را فروغ فرخ‌زاد پیش‌ازهمه گفته بود. فروغ دربارۀ شعر عاشقانۀ شاملو گفته بود که شاملو بیش از آنکه عاشق شعرگفتن باشد، عاشق عشق است. این نکتۀ بسیار بااهمیتی است؛ یعنی به‌گمان من تمام حرف‌هایی که دربارۀ شعر شاملو می‌گویند که عاشقانه‌اش این‌طور است، آیدا آن‌طور است، فروغ در یک جمله گفت که شاملو بیش از آنکه عاشق معشوقش، آیدا باشد، عاشق خود عشق است. هرچه شاملو گفته است، دربارۀ عشق است نه دربارۀ معشوق.[۸۴]

شمس و مولوی

اگر قرار باشد شعرهای مولوی را مقداری ببیزیم، به‌نظرم دوسوم شعرهایش ارزش خواندن ندارد؛ البته هیچ شاعری نیست که تمام آثارش ناب باشد. اهمیت هنرمندان بزرگ به آن آثاری نیست که ضعیف است؛ بلکه به آثاری است که دیگر هنرمندان نمی‌توانند به آن دست یابند.[۸۴]

غلام‌رضا بروسان

غلامرضا بروسان به خود متوهم نبود. جایگاه خود را می‌دانست. متوهم‌بودن بیماری است و بروسان در شعر خود این بیماری را نداشت. شاید او جایگاهی رفیع‌تر را در ذهن خود متصور بود؛ اما فکر نمی‌کرد که هم‌اکنون در این جایگاه است. نوع تصویرسازی‌ها در شعرهای وی نشان‌دهندۀ وقوفش به مکانیزم تصویرسازی بود. بروسان می‌دانست که تصویر فقط برای زیبایی شعر نیست و باید کارکردی کلی در مجموعۀ هر شعر داشته باشد.[۸۵]

تقدیم به بیژن نجدی

شامگاه زمستانی
شاخه‌ها
در باران
نارنج‌های فراموش
خورشیدهای ظریف مه‌زده در تاریکی
ترسیده و پنهان می‌درخشند
باد می‌وزد
شاخه‌های شکسته بر ایوان می‌ریزد
لابه‌لای صنوبرها
صورتت را می‌بینم
که تمام می‌شود

به‌یاد خسرو شکیبایی

مرا به حال خودم بگذارید
سنگ‌ها!
خسرو مرده است
و شما بی‌قرارید
نامش روی کدامِ شما حک شود
می‌خواهم
در تاریکی سینما بنشینم
و رؤیاهایم را ببینم

تفسیر خود از آثارش[۸۶]

عرفان‌دوستی

من عارف نیستم؛ اما خیلی متأثر از عرفانم. اصلاً طرفدار صوفی‌گری نیستم؛ چون گوشه‌نشینی و خرافات دارد. تحت‌تأثیر عرفانم؛ چون به‌معنی شناخت است. من برای رسیدن به «شناخت» همان‌قدر از عرفان ایرانی تأثیر پذیرفتم که از بودیسم متأثر شدم. شاید حتی از بودیسم بیشتر تأثیر گرفتم؛ اما بودیست نیستم. فرق من با خیلی‌ها این است که این مشرب‌ها برایم ایدئولوژی‌ساز نیست. من از هر گلی عطری می‌گیرم. این است آنچه از عرفان و بودیسم برگرفته‌ام، نه مذلت و گوشه‌گیری و حرمان.[۸۷]

شاعرِ رنجور

شعر من در واقع فرزند درد نیست. نتیجۀ درد است. محصول بی‌فاصلۀ درد نیست؛ بلکه من زمانی شعر می‌گویم که مدتی از آن درد گذشته باشد. بله. شعر نتیجۀ رنج است؛ اما احمقانه است که آدم فکر کند اگر رنج بکشد، شاعر می‌شود.[۸۸]

سیاست‌نگری شمس

اردشیر رستمی در مصاحبه‌ای در مجلۀ خبر از شمس می‌پرسد: «جناب شمس، شما هنوز هم سوسیالیستید؟»
شمس پاسخ می‌دهد: «من مدت‌هاست در واقع متحیرم. در نوجوانی فکر می‌کردم دنیا چرا این طور است. در جوانی فکر می‌کردم درستش خواهیم کرد. اصلاً به عقلم نمی‌رسید که مگر قبل از تو، میلیون‌ها سال آدم‌ها بیکار بودند و درستش نکردند. آیا منتظر بودند تو بیایی و درستش کنی؟!
نتیجه اینکه، دیگر امیدی به بهبود وضع بشر در چشم‌اندازهای دور هم ندارم؛ بااین‌همه تصور می‌کنم تنها راه بهترشدن زندگی روزمره، نوعی از سوسیال‌دموکراسی است؛ البته به‌هیچ‌وجه منظورم کمونیسم و مارکسیسم نیست. احترامی که برای مارکس قائلم، همان اندازه هم برای نیچه قائلم. عرض من این نیست که از طریق آرای مارکسیسم به آن برسیم. من اصلاً نمی‌دانم از چه طریقی می‌شود به آن رسید. فقط آن مدینۀ فاضله‌ای که در ذهنم است، آن را می‌گویم، نه این‌که فقط با آرای مارکس و انگلس می‌شود به آن رسید.[۸۹]

مخالفت سیاسی شاعرانه

جدی‌ترین اعتراض سیاسی‌ِ شمس لنگَرودی پس از زندان سال ۱۳۶۱ش، دفتر شعر ۲۲ مرثیه در تیرماه است که بعد از حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ سرود. شمس با انتشار اینترنتی این مجموعه‌شعر که نخستین شعر آن به‌یاد نداآقاسلطان است، فضای جنبش اعتراضی ۱۳۸۸ را تصویر می‌کند. به‌گفتۀ خودش در این شعرها قصد ندارد، سعادت و رستگاری را برای بشر به‌ارمغان آورد و شعرش فقط اعتراض شهروندی است که حق دارد اعتراض کند و کشته نشود.[۱۴][۳۱][۳۲] فرج سرکوهی دربارۀ ۲۲ مرثیه در تیرماه می‌گوید که شمس لنگرودی در این شعرها فضای ایران سرکوب‌شده، جنبش سبز، مقاومت مردمی، اندوه تلخیِ مرگ کشته‌شدگان جنبش و شخصیت فردی برخی از آنان را درونی کرده است. شمس با بازآفرینی شاعرانه، واکنش‌های روحی و تجربه‌های منفرد ذهنی و روانی شاعر و با گزارش شعری رویدادها، فضای جامعه و جنبش اخیر را در بافت و زبانی شاعرانه و در قالب تصویرهایی چندبعدی و فشرده به ساحت شعر برکشیده است.[۵۹]

تجربهٔ زندان اوین

شمس لنگَرودی در مصاحبه‌اش با جمشید برزگر در بی‌بی‌سی فارسی، بزرگ‌ترین دستاوردش را از زندانی‌شدن در اوین در سال ۱۳۶۱ش، این‌گونه شرح می‌دهد:

دفتر شعر قصیدۀ لبخند چاک‌چاک این دوران سخت زندانی‌بودن شاعر را بازمی‌تاباند و به‌قول خود شمس، نوعی نگریستن به زندگی از داخل زندان است.[۱۴]

نام‌های دسته‌جمعی

۱۸آبان۱۳۹۷ و بعد از دور دوم تحریم‌های آمریکا ضد ایران، شماری از هنرمندان، کنشگران، فعالان فرهنگی و روزنامه‌نگاران ایرانی و ازجمله شمس لنگَرودی، با امضای نامه‌ای سرگشاده و راه‌اندازی کارزاری علیه تحریم‌های یک‌جانبۀ آمریکا، از مردم جهان خواستند در برابر تحریم‌ها با آن‌ها هم‌صدا شوند.[۹۰]

استبداد شرقی

نوع تولید آسیایی با تولید غربی متفاوت است. این تفاوت ریشۀ بیشتر گرفتاری‌هامان شده است. می‌گویند که در سرزمین‌های خشک، به‌مرور، حاکمانی بر سر کار آمدند. این حاکمان نظام‌هایی به‌وجود آوردند مخروطی، به‌طوری‌که در بالای مخروط، حاکم قدرتمند و مقتدری باشد؛ مثلاً در سرزمین خشک ایران، در فلان نقطۀ دورافتاده، حاکمی باشد و چنان هژمونی و توانایی داشته باشد که در دورترین نقاط ایران هم حرفش نفوذ داشته باشد. این نظام استبدادیِ مخروطی، ناشی از تولید آسیایی است. تولید آسیایی هم ناشی از خشکی سرزمین‌هاست. این نظر از تئوری مارکس درآمده است. می‌گویند که در مقدمۀ ابن‌خلدون هم این بحث آمده است. من بیشتر، این نظریه را قبول دارم. حرف من این است که در این‌جور کشورها، تاریخ به‌کندی پیش می‌رود؛ یعنی اگر به‌طور طبیعی پیش می‌رفت، ایران، بین‌النهرین، مصر و بقیۀ این‌ها که گهوارۀ تمدن بودند، باید از همه پیش بودند نه اروپا. تاریخ شرق کُند و ناموزون است. تاریخ غرب موزون است و مرتب.[۹۱]

نگرش شمس به کشور آمریکا

در گفت‌وگویی با کتابِ هفته، شمس از تغییر نظرش دربارهٔ آمریکا به‌نسبت ۳۰ سال پیش می‌گوید:

«در دورۀ جوانی بدون آنکه آمریکا را بشناسیم، می‌گفتیم در آمریکا بی‌عدالتی است. الان می‌شناسم و می‌گویم که در آن بی‌عدالتی است؛ اما با این توضیح که به‌نظر من، آمریکا بهشتی است که آن را بر بی‌عدالتی بنا کرده‌اند. این چیزی است که قبلاً نمی‌دانستم.
«وقتی به آمریکا وارد می‌شوید، مثل این است که با آرامشی بهشتی مواجهید؛ اما به‌مرور که در تاروپودش نفوذ می‌کنید، مناسبات و اعماق زندگی در آن را می‌بینید، می‌فهمید که بیشتر مردم در یک ناامنی ذهنی غوطه‌ورند که در ظاهر اصلاً به‌‌دید نمی‌آید. آنجا خوشبخت کسی است که مطیع باشد. بیشتر آدم‌ها مطیع‌اند. آمریکا کشور سرکشی و اعتراض نیست. عاملش هم شرکت‌های خصوصی‌اند. هرجا کار کنید، نگرانید که فردا شغلتان را از دست بدهید.»[۸۹]


علت شهرت

علت شهرت شمس ساده‌نویسی، تصویرپردازی (ایماژیسم)، طنز، نقیضه‌پردازی در شعر و همچنین انتشار کتاب دوجلدی تاریخ تحلیلی شعر نو است که موجب شد وی را برای توضیح و بحث دربارهٔ این اثر به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا دعوت کنند. گذشته از این‌ها، بازیگری در چند فیلم و به‌تازگی، خوانندگیِ چند ترانه سبب شهرت شمس شده است.

آثار و کتاب‌شناسی

کارنامه‌ای پرمایه و متنوع[۲۳]

شعر و مجموعه‌شعر

  1. رفتار تشنگی، رشت، مؤلف، پخش از رَز[۹۲]
  2. در مهتابی دنیا، نشر چشمه[۲۴]
  3. خاکستر و بانو، نشر چشمه
  4. جشن ناپیدا، نشر چشمه: چ۱: ۱۳۷۶، شمارگان: ۵۰۰۰؛ نیماژ: چ۱: ۱۳۹۳، چ۲: ۱۳۹۵، شمارگان: ۲۲۰۰
  5. قصیدۀ لبخند چاک‌چاک، نشر مرکز[۲۵]
  6. چتر سوراخ[۲۵]
  7. اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید[۲۵]
  8. نت‌هایی برای بلبل چوبی، نشر سالی
  9. پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه (مجموعه‌شعر)، نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۳، چ۷: ۱۳۹۱، شمارگان: افزون بر ۷۹۰۰؛ مؤسسۀ انتشارات نگاه: چ۱: ۱۳۹۴، چ۱۲: ۱۳۹۸، شمارگان: افزون بر ۳۵۰۰
  10. باغبان جهنم (مجموعه‌شعر) نشر آهنگ دیگر: چ۱: ۱۳۸۴، چ۵: ۱۳۹۱، شمارگان: افزون بر ۴۴۰۰
  11. ملاح خیابان‌ها، نشر آهنگ دیگر
  12. منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر، نشر چشمه[۴۶]
  13. مجموعه‌اشعار شمس لنگَرودی، نگاه: چ۱: ۱۳۸۷، چ۶: ۱۳۹۸، شمارگان: افزون بر ۱۳۱۰۰
  14. ۲۲ مرثیه در تیرماه، اشعاری مرتبط با رویدادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ش[۳۱][۳۲]
  15. لب‌خوانی‌های قزل‌آلای من، نشر آهنگ دیگر
  16. رسم‌کردن دست‌های تو، نشر آهنگ دیگر[۳۵]
  17. می‌میرم به‌جرم آنکه هنوز زنده بودم، چشمه: چ۱: ۱۳۸۹، چ۵: ۱۳۹۷، شمارگان: ۸۵۰۰[۳۳]
  18. شب نقاب عمومی است، نگاه[۳۷]
  19. آوازهای فرشتۀ بی‌بال، نگاه[۳۹]
  20. تعادل روز بر انگشتم، انتشارات نگاه[۴۰]
  21. حکایت دریاست زندگی (گزینهٔ اشعار)، نیماژ، به‌انتخاب مریم اسحاقی[۴۴]
  22. و عجیب که شمسم می‌خوانند (۶۳ ترانۀ عاشقانه)[۴]
  23. کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها، نگاه
  24. مجموعه‌شعر واژه‌ها به دیدن من آمدند
گزیده‌ها
  1. توفانی پنهان‌شده در نسیم؛ گزینۀ هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی با مقدمه و انتخاب بهاءالدین مرشدی، نشر چشمه: چ۱: ۱۳۸۵، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۶۲۰۰. مجموعۀ حاضر گزیده‌ای است از هشت دفتر شعر شمس لنگَرودی که در فاصلۀ سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۳ش تحت این عناوین به چاپ رسیده است: رفتار تشنگی، در مهتابی دنیا، خاکستر و بانو، جشن ناپیدا، قصیدۀ لبخند چاک‌چاک، نت‌هایی برای بلبل چوبی، پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه و باغبان جهنم.[۲۹]
  2. عاشقانه‌های شمس لنگَرودی کتابی به‌کوشش فیض شریفی است که نشر هیرمند در سال ۱۳۹۲ چاپ کرده است. فیض در این مجموعه، شعرهای عاشقانۀ شمس لنگَرودی را به‌انتخاب خودش گرد آورده است. این گزیده‌ها ۱۱۵ شعر عاشقانۀ شمس را در بر می‌گیرد که فیض از دفتر رفتار تشنگی تا آخرین دفتر شمس، یعنی شب نقاب عمومی است برگزیده است.[۹۳][۹۴]
  3. هیچ‌کس از فردایش با من سخن نگفت، گزیدۀ شعرها با گزینش و مقدمهٔ آزاده کاظمی[۳۴]
  4. مرا ببخش خیابان بلندم، گزیدۀ شعرها به‌انتخاب غلام‌رضا بروسان[۹۵]
  5. چوپانی سایه‌ها، گزیدۀ شعرها به‌انتخاب کریم رجب‌زاده، تکا (توسعۀ کتاب ایران): چ۱: ۱۳۸۷، چ۳: ۱۳۸۸، شمارگان: ۹۰۰۰[۳۰]
  6. تا شادمانه مرا ببینند؛ گزیدۀ شعرهای شمس لنگرودی با گزینش علیرضا بهنام، نشر سرزمین اهورایی، چ۱، ۱۳۹۶[۹۶]

آلبوم‌های شعرخوانی[۹۷]

  1. پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانۀ ۱ و ۲: این آلبوم را در دو نسخه ساخته‌اند. آهنگ‌ساز هر دو محمد فرمانیان است. درمجموع، ۱۷ شعر از لنگَرودی را همراه با صدای ایشان در بر می‌گیرد.[۹۸]
  2. باغبان جهنم: مؤسسۀ‌ فرهنگی‌هنری ابتکار نو، در سال ۱۳۹۰ش این آلبوم را منتشر کرده است. آهنگ‌ساز و تنظیم‌‌کنندۀ آلبوم باغبان جهنم امیرحسین سمیعی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «موسیقی‌های من، همگی، در خدمت شعرها قرار گرفته‌اند و درست مثل یک قطعه موسیقی دراماتیک، بی‌وقفه، به کمک تصاویر ذهنی شاعر می‌روند. تمام قطعات برگرفته از آشوبی درونی‌اند. موسیقی باغبان جهنم را با نگاه به فرم خاصی نساخته‌ام. در جایی، برای آنچه در ذهن داشته‌ام، از لید گیتار استفاده کرده‌ام و در جایی دیگر، از دیوان و کمانچه و سه‌تار و حتی آواز ایرانی. در جایی هم یک قطعه برای پیانو نوشته‌ام.»[۹۹]
  3. از من تنها تو مانده‌ای: آهنگ‌ساز این آلبوم حامد حبیب‌زاده است و انتشارات ابتکار نو، در بهار ۱۳۹۱، آن را روانۀ بازار شعر و موسیقی کرده است. آلبوم از من تنها تو مانده‌ای ۱۵ قطعه دارد و مجموعه‌ای از شعرهای عاشقانۀ کتاب‌های مختلف شمس لنگَرودی است.[۱۰۰][۱۰۱]
  4. دایرۀ بی‌پایان: این آلبوم ۱۲ قطعه دارد. آهنگ‌سازش محمد فرمانیان است. مسعود عماد هم تهیه‌کنندۀ آن است. فرمانیان آهنگ‌های این آلبوم را بر اساس موسیقی کلاسیک آکوستیک نوشته است. مؤسسۀ نغمۀ هزاردستان این آلبوم را در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است. ملودی‌های آلبوم هم باکلام است هم بی‌کلام. در تعدادی از آن‌ها شمس لنگَرودی اشعارش را با صدای خودش می‌خواند. محمد فرمانیان در توضیح آلبوم دایرۀ بی پایان چنین می‌گوید: «این آلبوم دربرگیرندۀ دو بخش موسیقی است. بخش اول آن را به‌صورت ارکسترال و بخش دومش را به‌صورت دوئت یا تریو به علاقه‌مندان عرضه کرده‌ایم. در آلبوم دایرۀ بی‌پایان تعدادی از نوازندگان صاحب‌نام موسیقی کشورمان در گروه اجرایی حاضرند و حضورشان فضای بسیار باکیفیتی را برای آلبوم رقم زده است. این آلبوم به‌اعتقاد من، به‌دلیل حضور استاد شمس لنگَرودی فضای متفاوتی دارد و به‌طور طبیعی، مخاطبان خاص خود را خواهد داشت؛ البته ما در ساخت این آلبوم کوشیده‌ایم اثری عرضه کنیم که بیشتر مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. قطعاً مخاطبان موسیقی ایران نسبت به ۱۰ سال گذشته تغییرات بسیار کرده‌اند و این خیلی خوش‌حال‌کننده است که گوش شنیداری آن‌ها در مقایسه با سال‌های گذشته روند مثبتی طی کرده است. ما هم کوشیده‌ایم بر مبنای گوش شنوندگان ایرانی، اثری عرضه کنیم که با آن حال خوشایندی پیدا کنند.»[۵۵][۱۰۲][۱۰۳]
  5. به‌سرش زده باد: آهنگ‌ساز این آلبوم مزدا شاهانی است. او دربارۀ این آلبوم می‌گوید: «اشعار این مجموعه نیز منتخبی از کتاب پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه است. به‌سرش زده باد نخستین آلبوم شعرخوانی استاد شمس لنگَرودی است. ضبط آن قبل از چاپ کتاب پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه در پاییز ۱۳۸۲ش تمام شد و با پیگیری مسئولان شرکت آوای باربد، بعد از ۱۰ سال به‌تازگی وارد بازار شده است. امیر بیات در تراک‌های ۲ و ۵ پیانو زده است. سعید عزیزی نوازندۀ پیانو و کیبورد است. غزل کیانی‌نژاد دستۀ هم‌سرایان (کُرال) را رهبری می‌کند و داریوش فرزاد سینتی‌سایزر می‌‌نوازد.»[۱۰۴][۴۳]

رمان‌ها

  1. رژه بر خاک پوک، نشر مرکز: چ۱: ۱۳۷۳، شمارگان: ۳۰۰۰؛ قصه: چ۲: ۱۳۸۱، شمارگان: ۶۵۰؛ نگاه: چ۱: ۱۳۹۶، شمارگان: ۱۰۰۰، جمع شمارگان: ۴۶۵۰
  2. شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟ چاپ‌نشده[۱۰۵]
  3. آن‌ها که به خانۀ من آمدند، نشر افق


داستان

تحقیق

  1. تاریخ تحلیلی شعر نو (۱۲۸۴ تا ۱۳۵۷ش) در ۴ جلد، مرکز: چ۱: ۱۳۷۷، چ۸: ۱۳۹۷: شمارگان: ۹۱۵۰
  2. گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی
  3. مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه، مرکز: ۱۳۷۵
  4. ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد، که دربارۀ زندگی نیما یوشیج است. این کتاب را نخستین بار انتشارات فرهنگ ایلیای رشت در ۱۳۹۰ منتشر می‌کند[۱۰۸] و سپس انتشارات نگاه.[۱۰۹]
  5. رباعیِ محبوب من، مرکز: چ۱: ۱۳۸۸، چ۴: ۱۳۹۴، شمارگان: ۵۶۰۰
  6. روزی که برف سرخ ببارد، مرکز[۳۶]

ویراستار

  • ویرایش دانشنامۀ مزدسینا؛ واژه‌نامۀ توضیحی آیین زرتشت، مرکز: چ۱: ۱۳۷۱، چ۶: ۱۳۹۴، شمارگان: ۹۷۰۰
پوستر سینمایی پنج‌تاپنج همراه رضا کیانیان
پوستر فیلم احتمال باران اسیدی

قصهٔ کودکان

  • شبی که مریم گم شد، تصویرگر: سارا ایروانی، پیک دبیران: ۱۳۷۸

کتاب‌قصه‌ای است برای گروه سنی «ج» و دربارۀ دختربچه‌ای است به‌نام مریم. این دختربچه راه خانه‌شان را گم می‌کند و با حیوانات و پدیده‌های طبیعی روبه‌رو می‌شود. در پایان، مریمِ قصه تجربه‌های به‌دردبخوری به‌دست می‌آورد.[۱۱۰]

  • رومی و بومی؛ روایت تازه‌ از حکایت موش و گربه، تصویرگر: نیلوفر مهراد، نشر چشمه:۱۳۹۰[۳۸]

این کتاب مصوّر، روایت تازه‌ای از حکایت موش و گربه است. شمس آن را برای کودکان گروه سنی «ج» نوشته است. راوی با زبانی ساده، داستان «گربه و موش» کتابِ کلیله و دمنه را به‌صورت داستانی تخیلی و آموزنده در کتاب آورده است. در این داستان می‌خوانیم: «موش و گربه‌ای به‌نام رومی و بومی در باغی پرآب‌ودرخت زندگی می‌کنند. روزی گربه در تور صیاد اسیر می‌شود. موش بااینکه گربه را دشمن خود می‌داند، سعی می‌کند به او کمک کند؛ پس بندهای تور را می‌جود و گربه را نجات می‌دهد. این ماجرا باعث می‌شود گربه‌ها و موش‌ها به‌رهبری رومی و بومی قرار بگذارند باهم دوست باشند؛ چون هم موش‌ها به کمک گربه‌ها احتیاج دارند و هم گربه‌ها به کمک موش‌ها نیازمندند. بچه‌ها با خواندن این داستان می‌آموزند که انسان باید به همه، حتی به دشمنانش کمک کند؛ زیرا ممکن است خودش روزی به کمک آن‌ها نیازمند شود.[۱۱۱]

  • داستان چرخ، نشر شهر قلم.

این کتابِ تصویردار، داستانی تخیلی برای گروه سنی «الف» و «ج» است. در این مجموعه، نویسندگان برجستۀ ادبیاتِ بزرگ‌سالان برای کودکان قصه گفته‌اند. این کار تجربه‌ای تازه است که برای نویسنده و مخاطب لذت‌بخش است. در داستان می‌خوانیم: «خیاط مثل همیشه مشغول دوخت‌ودوز است که ناگهان سوزن می‌شکند. با شکستن سوزن، خیاط صدایی می‌شنود. انگار سوزن دارد حرف می‌زند... .»

بازیگری در سینما

شمس لنگَرودی در سال ۱۳۵۶ش در کلاس‌های تئاتر شرکت کرده است. او در سال ۱۳۸۹ به‌پیشنهاد رسول یونان در فیلم فلامینگو شمارۀ ۱۳ در نقش شاعر و استادی پیر بازی می‌کند. شمس با این فیلم قدم به عرصۀ سینما می‌گذارد و در آن نیز خوش می‌درخشد. او به موسیقی نیز علاقه‌مند است. زمانی گیتار می‌نواخته است؛ اما به‌سبب شکستن دستش در تصادفی، آن را رها کرده است. در سال‌های گذشته، لنگَرودی بیشتر به حوزۀ سینما پرداخته است و چنانچه خود اذعان می‌کند، چشم‌انداز سینما را وسیع‌ و آن را به زندگی نزدیک‌تر می‌بیند.[۱۰]

  • فلامینگو شمارۀ ۱۳ (۱۳۸۹)
  • پنج تا پنج (۱۳۹۲)
  • احتمال باران اسیدی (۱۳۹۳)
  • رفتن (۱۳۹۵)
  • دوباره زندگی (۱۳۹۶)
چرا بازیگر شدم؟

شمس لنگَرودی در جلسۀ بررسی فیلم احتمال باران اسیدی گفت: «آمدنم به عرصۀ بازیگری اتفاقی نبود؛ چراکه در ۲۲‌سالگی فیلم کوتاهی بازی کردم. در سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۵۶ش عضو کانون فیلم ایران بودم. با احتیاط به عرصۀ سینما آمده‌ام تا وارد فضای دیگری شوم؛ در واقع فضای سینما با خلوتی که سال‌ها در آن بوده‌ام، بسیار متفاوت است. در سال‌های گذشته خیلی خسته شده‌ام؛ اما بازی در فیلم احتمال باران اسیدی بار خستگی را از دوشم برداشت. آمده‌ام تا حضورم در عرصۀ سینما تداوم داشته باشد. امیدوارم آنچه در شعر به‌دنبال آنم، در سینما هم ارائه دهم.»[۱۱۲]

کتاب‌های در دست انتشار

شمس لنگَرودی همچنان به نوشتن زندگی‌نامه‌اش مشغول‌ است. نام این کتاب، آنچه من از زندگی فهمیدم است. خودش دربارۀ این زندگی‌نامه می‌گوید که در این كتاب، تحولات فكری‌ام را بر اساس اتفاق‌هایی كه برایم افتاده است، بررسی می‌كنم. این كتاب نتیجۀ آن چیزی است كه من از زندگی فهمیده‌ام. می‌شود گفت كتاب به‌شكل ده‌ها داستان یا داستان‌وارۀ كوتاهِ به‌هم‌پیوسته است كه تحول یك شخصیت را می‌نمایاند؛ مثلاً بخش اول «قبیلۀ كاس‌ها» نام دارد و بخش دوم «دامن بلقیس» است كه در دوسالگی به دامنش افتادم و نجات یافتم.[۱۱۳]
کتاب از دیگران شنیدن و از خود گفتن مجموعه‌مقالاتی است که شمس در حال جمع‌وجورکردن آن است؛ اما هنوز خبری از این کتاب نیست.[۱۱۴]

کتابی سانسورشده

رمان شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد دومین رمان شمس است. او دربارۀ سانسور این کتاب می‌گوید: «این رمان از تابستان ۱۳۸۶ش در ادارۀ کتاب وزارت ارشاد در انتظار کسب مجوز نشر بوده است؛ اما پس از چهار بار بررسی، بدون هیچ اصلاحیه‌ای، درنهایت اعلام کردند که این اثر نمی‌تواند چاپ و منتشر شود؛ البته بعید می‌دانم آنجا کسی صلاحیت بررسی آثار ما را داشته باشد.»[۱۱۵]

سبک و لحن و ویژگی آثار

در شعر شمس می‌توان دو مرحله تشخیص داد. نگاه او به پدیده‌هایی مانند مرگ، در این دو مرحله از یکدیگر متمایز است:

  • دفترهای رفتار تشنگی (۱۳۵۵ش) و در مهتابی دنیا (۱۳۶۴) در نخستین مرحلهٔ است. زبان شعر او در این دفترها اعتراضی است و خون و فقر و مرگ و جنایت در آن پررنگ است.[۱۱۶]
  • از خاکستر و بانو (۱۳۶۵) به‌بعد، مرحلهٔ دوم شعر شمس شکل می‌گیرد. در این مرحله، با فروکش‌کردن التهابات سیاسی‌اجتماعی، شاعر بیشتر در خود فرومی‌رود. به عشق پناه می‌آورد. همچنین، به ذهن‌گرایی و سورئالیسم می‌گراید؛ درعینِ‌حال شعرش ازنظرِ برجستگی توصیف عناصر طبیعی، صبغه‌ای ایماژیستی می‌یابد.[۱۱۶]

در این دوره، آتش شعر شعارگرا و مبارزه‌جویانه و آرمان‌خواهانۀ شمس فرومی‌نشیند. او در شعرهای پست‌مدرنیستی‌اش تصویرهایی نو می‌آفریند. از‌لحاظِ اندیشگانی از جزم‌گرایی فاصله می‌گیرد. می‌کوشد از دریچه‌ای نو به پدیده‌های جهان بنگرد. درنهایت، با فاصله‌گرفتن از موقعیت، مضمون شعرش هم انسانی‌تر می‌شود؛[۱۱۷] ازاین‌رو می‌بینیم که شعرهای شمس در دوران پختگی شعری او، از صنعت برگذشته است. بیشتر به محتوا تکیه می‌کند و در شمار اشعار انسانی است. راز ترجمه‌پذیری شعرهای شمس نیز همین وجه انسانی است.[۱۱۸] عنصر طنز هم غالباً در همین دوره در شعر شمس پدیدار می‌شود. او می‌کوشد به پدیده‌های جهان و موضوع‌های انسانی و مقوله‌های فلسفی از منظری نو بنگرد و پدیده‌های ناخوشایند و غم‌انگیزی چون مرگ را از نگاه خود بازتعریف کند.
مرگ و نیستی فاجعه‌ای است که همواره در کانون توجه شمس است. او اساساً شاعری مرگ‌آگاه است. در شعرهای سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۹ خورشیدی، در جای‌جای نخستین دفترهای شعرش، به مرگ و نیستی اشاره می‌کند. در نگاه شمس، مرگ حادثه‌ای است که بیش از تولد رخ می‌دهد. او برای بیان احساسات خود دربارهٔ مرگ از طیفی از استعاره‌ها کمک می‌گیرد؛ بنابراین در شعرهای این دورۀ او، مدام، سخن از عنکبوت و بره و گله و چوپان و کودک و مرگِ ستاره است. شمس شاعری مرگ‌‌اندیش و نگران است. بیم از مرگ در اشعارش موج می‌زند و بسامد پیشامدهای مرگ‌باری چون سیل و زمین‌لرزه در شعرهایش زیاد است.

ای روز
می‌دانم می‌رسی
نمی‌دانم که تو را خواهم دید
باد می‌وزد
میوه نمی‌داند
زمین‌افتادن او امروز است

نگاه شمس به مرگ معمولاً سیاه است. او بیم از نابودی و دغدغهٔ نیستی را با برجسته‌سازی تعبیرهایی تاریک از جهان مردگان بازمی‌تاباند؛ مانند:

انسان چه زود پیر می‌شود ♦ ♦ ♦ انسان در نیمۀ راه جهان به‌دنیا می‌آید.

نیم‌نگاهی به دنیای شاعرانۀ شمس

شمس؛ زیر سایۀ شاملو

زبانِ بخش درخور توجهی از اشعار شمس لنگَرودی برگرفته از زبان شاملوست. برخی از ویژگی‌های زبان شعر شاملو چنین است: آوردن صفت‌های پی‌درپی، تکرار کلام و کلمه، استفاده از واژگان مترادف، توضیح و تفصیل، هم‌زمانی ایجاز و اطناب، توالی اضافات، جناس، موازنه‌سازی و نیز کاربرد قافیه‌ها و حتی ردیف‌های تکراری. شمس هم از دفتر شعر رفتار تشنگی تا پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه کم‌وبیش زیر سایۀ وزن‌های مطنطن و آرکائیک شاملو بود.[۱۱۹]

باغبان جهنم

شمس در کتاب باغبان جهنم بی‌آلایش و ساده و خودمانی است. پیچیده و مرموز نیست. خودش را گل‌آلود نمی‌کند تا عمیق نمایاند. او شکارچی لحظه‌ها و چندوچون آن‌هاست. ویژگی‌های عقلی و شهودی در شعرهایش هم‌آغوش‌اند. شمس برای هم‌نفَسی با عرفان بودایی، مانند شاعران اروپایی دست‌به‌دامان ریاضت نمی‌شود؛ زیرا عرفان ایرانی خویشیِ شگفت‌انگیزی با عرفان بودایی دارد.[۱۲۰]

پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه

در این مجموعه، شمس جهان را با نگاهی عاشقانه به‌تماشا می‌نشیند. نگاهش گرم و گیراست، بی هیچ رنگی، در عین رنگارنگی! با این نگاه، همه‌چیز زیر چتر عشق جمع می‌شود. شاعر عاشقی است که تجربه‌ها، دریافت‌ها، آگاهی و ناخوآدگاهی را به‌هم می‌پیوندد و محصولی به‌نام شعر عاشقانه می‌سراید. در این کتاب، پرنده و ماه، آفتاب و اقیانوس، غزال و نهنگ، ستاره و رنگین‌کمان، چای و عسل و حتی اساطیر و باورهای نووکهنه با عشق سفر می‌کنند. همه‌چیز در خدمت عاشق قرار می‌گیرد. گاه رنگ می‌بازد و گاه رنگین می‌شود.[۱۲۱]

ملاح خیابان‌ها

ملاح خیابان‌ها مجموعه‌شعر جدیدی است از شاعر معاصر، شمس لنگَرودی. این مجموعه بیش از آنکه به موضوع‌های اجتماعی بپردازد، بار عاشقانه و فلسفی دارد. زبان ملاح خیابان‌ها تغزلی است. شعرهایش هم در فضایی تغزلی است؛ اما همۀ شعرهایش عاشقانه نیست. این دفتر ۵۴ شعر کوتاه و بلند دارد. شعرهایی که مهم‌ترین ویژگی‌شان سادگی زبان آن‌هاست؛ در واقع شمس با زبان ساده و امروزی‌اش می‌کوشد از زبان ادبی فاصله بگیرد و به زبان زندۀ مردم نزدیک‌تر شود. اینکه می‌گویم می‌کوشد، به‌خاطر این است که هنوز می‌توان ریشه‌هایی از زبان ادبی را در زبان شعرهای این دفتر دید. ادبی‌بودنِ زبان به یکپارچگی زبان شعر یا بهتر بگویم، زبان تازۀ شمس لنگَرودی لطمه می‌زند؛ برای مثال کاربرد فعل ادبی «نهادن» به‌جای «گذاشتن»‌ در این‌ پاره از شعر:

متولد می‌شویم
که بمیریم
و تو در فرصتی چنین بی‌هنگام
اقیانوسی را در فنجانی جا نهادی[۱۲۲]

قصیدۀ لبخند چاک‌چاک

کتاب قصیدۀ لبخند چاک‌چاک دربرگیرندۀ سه دفتر شعر با نام‌های قصیدۀ لبخند چاک‌چاک، چتر سوراخ و اشعاری برای تو که هرگز نخواهی شنید است. فضای حاکم بر این سه مجموعه یادآور دوران جنگ، زندان، تبعید و رعب‌ووحشت دهۀ شصت است.[۲۵]
شعرِ بلندی است در وصف اوضاع تیرۀ جهان. شمس لنگَرودی در این شعر، جهان واقعی را از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و تاریخی جدا می‌کند. او حقیقتِ ناب شعر خود را در تقابل با انسان و طبیعت می‌بیند. شاعر در جهان‌بینی خود در این شعر بلند، رویکردی اندیشمندانه و فلسفی را دنبال نمی‌کند؛ بلکه شعر را حقیقتی محض معرفی می‌کند که در فرایند عاطفی‌سازی و تصویرپردازی به شعربودن رسیده است.[۱۲۳]

کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها

شمس لنگَرودی برای نوشتن شعرهای این مجموعه بیش از شش سال زمان صرف کرده است. دربارۀ علت طولانی‌شدن آن چنین می‌گوید: «دست روی هر‌ سازی می‌گذاشتم، باید می‌رفتم و دربارۀ آن ساز تحقیق می‌کردم و تاریخچه‌اش را می‌خواندم؛ در واقع این کارها را انجام می‌دادم تا سازها را برای من درون‌سازی کند و بتوانم از زبان خودم با این سازها گفت‌وگو کنم.»[۱۲۴]
همچنین، دربارۀ این کتاب می‌گوید: «این کتاب دربرگیرندۀ ۳۹ شعر در ستایش سازهاست. سازهایی که صدای‌شان سراسر عمر با من بوده‌ است. این شعرها را با توجه به تاریخ پرفرازونشیب و شکل‌های زندهٔ سازها گفتم؛ در واقع این کتاب ادای دین من است به هرکدام از این سازها که اگر نبودند، زندگی دشوارتر از این می‌بود که هست.»

موسیقی
نظم کهنهٔ کهکشان است
فرشته‌ای که تلاش می‌کند به لهجهٔ انسان سخنی بگوید
شأنی از نور است
که به آهی آب می‌شود
و تو در سِیلی بی‌امان
باقی‌ماندهٔ زندگی را صید می‌کنی[۱۲۵]

زبان شمس لنگَرودی در کتاب موسیقی؛ اشعاری در ستایش سازها، نسبت به آثار پیشینش پخته‌تر است. از آن ساده‌انگاری و ساده‌نویسیِ خنثی فاصله گرفته است. او حالا می‌تواند با این زبان که نه زبان سادۀ‌ گذشته است، نه زبان آهنگین شعر سپید، نه زبان فخیم شاملویی و نه زبان روانِ گفتار، برای شعرهای آیندۀ خود شخصیتی خاص خودش بیافریند؛ با وجود این، در این دفتر، شاعر در معنا همچنان گرفتارِ دادن‌ اطلاعات به مخاطب است. برای خوانندۀ شعر چه اهمیتی دارد تعریف شمس از موسیقی چیست؟ او برای خواندن شعر کتاب را به‌دست گرفته است. موضوع وقتی ملا‌ل‌آورتر می‌شود که شاعر از مقدمات تعریفی خود، نتیجه‌گیری می‌کند، آن‌هم در قامتی تتابع‌آلود: «آه که چقدر سخت و احمقانه و خنده‌دار است زندگی، اگر تو نبودی!» و پیداست چنین سطری تا چه اندازه از شاعرانگی به‌دور است.[۱۲۶]

نمودهای طنز و اعتراض به مرگ در شعر شمس

اعتراض به قطعیت مرگ و تأکید بر انفعال و ابژه‌شدگی انسان در برابر آن یکی از انگاره‌های پررنگِ شعر شمس است. شمس این اعتراض را به‌روش‌های گوناگونی نشان می‌دهد و برای بیان این منظور، سازِکارهای متنوع طنز را به‌خدمت می‌گیرد. گاهی در فعل مردن متوقف می‌شود و بر قطعیت و همه‌گیربودن مرگ، مصرانه تأکید می‌کند. تأکیدی که نشانۀ استواری موضوع در ذهن شاعر است. گاهی در هستی، اصالت را به مرگ می‌بخشد و زندگی را از دریچۀ مرگ تصویر می‌کند. گاهی خشونت مرگ را در برابر تصاویر رقت‌انگیز انسان برجسته می‌سازد. طنزِ تناقض، تضاد و وارونگی از مهم‌ترین شگردهایی‌اند که شمس به‌کار می‌برد.[۱۲۷]

شمس در رمان

رژه بر خاک پوک از چشم‌انداز منتقدان

بهاءالدین مرشدی:[۱۲۸]
این رمان تصویری دقیق از جامعه‌ای بهت‌زده و فرورفته در غبار سنت و گیرکرده در وضعیتی جدید را می‌نمایاند. قوّت این رمان در نکته‌های زیر است:
YesY تصویرهای دورازذهن
YesY تصویرهای شاعرانه
YesY واکنش نویسنده به وضعیت حاکم بر اجتماع
YesY انتخاب نوع ژانر
YesY ارتباط‌های شخصی افراد در رمان
YesY زیرساخت‌های فرهنگی و اقتصادی و زیستیِ اجتماع
YesY رئالیسم حاکم بر اثر

شکست‌خوردگان را چه کسی دوست دارد؟

این کتاب دومین رمان شمس است. آن را پس از رژه بر خاک پوک نوشته است. شمس در سال ۱۳۷۶ش در هلند نوشتن این رمان را شروع کرد و در سال ۱۳۸۶ به‌پایانش برد. خود لنگَرودی دربارۀ این رمان می‌گوید: «نزدیکِ ده سال آرام‌آرام روی این اثر کار کردم. داستان این‌طور شروع می‌شود که سه روز پس از انتشار رمان رژه بر خاک پوک زنگ در خانه‌ام به صدا درمی‌آید؛ در واقع فردی به منِ نویسنده مراجعه می‌کند و می‌گوید شخصیت داستانم است و از من می‌پرسد چرا بدون اینکه دربارۀ او چیزی بدانم، از زندگی‌اش نوشته‌ام؟ این آدم‌ها یکی‌یکی زیاد می‌شوند و تمام زندگی منِ نویسنده را اشغال و سپس مختل می‌کنند.»[۱۱۵]

آن‌ها که به خانۀ من آمدند

این رمان رئال است؛ البته چون داستانش سحرآمیز و رازآلود است، به‌نظر می‌رسد در جاهایی به رئالیسم جادویی شبیه می‌شود. جالب‌توجه است که در بخش‌هایی از داستان، راوی از کم‌لطفی به کتاب و کتاب‌خوانی گله می‌کند. از عامۀ مردم می‌گوید که هنگام بارندگی به کتاب‌فروشی‌ها پناه می‌برند؛ اما نه برای خرید کتاب، برای فرار از باران. همچنین، نکتۀ بسیار عمیقی مطرح کرده است. انسان‌ها را به کوه یخ تشبیه کرده است که فقط نوکشان از آب بیرون است؛ اما بخش اصلی وجودشان زیر آب پنهان است.[۱۲۹]

ناشران کارکرده با شمس

نگاه، چشمه، افق، مرکز، سالی، آهنگ دیگر، پیک دبیران، ایلیا، نیماژ، شهر قلم، ابتکار نو و نغمۀ هزاردستان

نگاهی به آثار پژوهشی شمس لنگَرودی

بررسی تاریخ تحلیلی شعر نو

تاریخ جامعه‌شناختی دوره‌ای هفتادوسه‌ساله از شعر نوین ایران، موضوعی است که شمس در کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو به آن می‌پردازد. دورۀ نخست از ۱۲۸۴ تا ۱۳۳۲ش، دورۀ دوم از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱، دورۀ سوم از ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ و دورۀ چهارم از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ را در بر می‌گیرد. شمس لنگَرودی در بررسی این دورۀ هفتادوسه‌ساله، به بیشتر کتاب‌ها و نشریه‌های دربردارندۀ شعر نو اشاره می‌کند. در بررسی وضع شعر نو در هر سال، سیاهه‌ای از کتاب‌ها و نشریه‌های منتشرشدۀ شعر نو آن سال را می‌نویسد. سپس، زیر عنوان «نقدونظر»، نام کتاب‌های مهم را همراه با نقدهای نوشته‌شده دربارۀ آن‌ها می‌آورد.[۸]

ویژگی‌های تاریخ تحلیلی شعر نو

یکی از دغدغه‌های برجستۀ شمس این است: «مردم ما کتاب نمی‌خوانند.» به‌نظر شمس، به‌پیروی از همین دغدغه، باید برای کتاب‌خوان‌شدن مردم پیش‌زمینه‌هایی فراهم کرد. یکی از این پیش‌زمینه‌ها جذاب‌بودن کتاب، حتی در حوزه‌های تخصصی است. به‌کارگرفتن نثری که اندکی از چاشنی ژورنالیستی بهره‌مند باشد، خود خدمت بزرگی است به جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند. جامعه‌ای که اگر کتابی مانند تاریخ تحلیلی شعر نو را «تقریباً» نمی‌خواند، متون پژوهشی دانشگاهی را «اصلاً» نخواهد خواند. چنین متونی حتی او را پس خواهد زد.
امروزه بیشترِ پژوهشگران به تاریخ تحلیلی شعر نو استناد می‌کنند. مؤلفان نکته‌سنج آن را پذیرفته‌اند. محققان تیزبین به آن توجه می‌کنند. همین توجه، به‌خودی‌خود، عیار این اثر را می‌نمایانَد. شمس پیش از انتشار این اثر، با نوشتن کتاب‌های پژوهشیِ گردباد شور جنون و مکتب بازگشت عیار خود را سنجیده بود و خود را به‌شایستگی اثبات کرده بود. این کتاب نیز بر توانمندی‌های محققانۀاو مهر تأیید زد. هرچند به‌گفتۀ خودش، دیگر نمی‌پژوهد و می‌خواهد فقط بسراید، جنبۀ شعری شمس لنگَرودی خود حدیثی است مفصل که مقالی دیگر می‌خواهد.[۱۳۰]
تاریخ تحلیلی شعر نو به‌شیوۀ تاریخ‌ادبیات‌نویسی است. دیگر پژوهشگران نیز چنین کتاب‌هایی نوشته‌اند. شادروان استاد ذبیح‌الله صفا در این زمینه کامل‌ترینِ کتاب‌ها را نوشته است؛ اما تاریخ تحلیلی شعر نو از چند جنبه، برتر از دیگر تاریخ‌ادبیات‌هاست: نخست، روانی و دل‌نشینیِ بیان که آن را به رمان تاریخی پرجاذبه‌ای مانند کرده است؛ دوم، نظم و روش‌مندی علمی و امروزی آن؛ سوم، حضور بی‌طرفانۀ پژوهنده‌ای ارزشمند در لابه‌لای سطر‌ها و نیز برگزیدن شیوۀ نقد علمی و منطقی و اصیل که آن را اثری سترگ و ماندگار کرده است. ویژگی برجستۀ تاریخ تحلیلی شعر نو این است که شمس در آن، دربارۀ اثر یا واقعه‌ای اطلاعاتی به خواننده می‌دهد. سپس، نظریه‌هایی چندسویه دربارۀ آن اثر یا واقعه می‌آورد. خواننده را به‌طور کامل از وقایع می‌آگاهاند. پس از آن، خودِ اثر هنری، یعنی شعر را می‌آورد. درنهایت هم تا جایی که ممکن است، بی‌غرضانه و بی‌طرفانه اثر را نقد می‌کند تا خواننده با قضاوتی تمام‌وکمال استوار و مستند روبه‌رو شود. مطالعۀ این کتاب ما را از اوضاع سیاسی‌اجتماعی دوران مشروطیت به‌این‌سو و نیز شعر و روند تحولات آن در پیوند با تحولات سیاسی‌اجتماعی آن دوره می‌آگاهاند. افزون بر آن، تحلیل زیبایی‌شناسانه و روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانۀ مؤلف، مجموعه‌آگاهی‌هایی دربارۀ شعر نو در اختیار ما می‌گذارد؛ در واقع شیوۀ بیان و نثر دل‌نشین نویسنده باعث می‌شود خود را در دل همۀ وقایع و تحولات سیاسی‌اجتماعی و ادبی‌هنری یک‌صد سال گذشته احساس کنیم.[۸]

چند نکته دربارۀ تاریخ تحلیلی شعر نو
  • کاستی‌ها:
  1. اثر گاهی روزنامه‌ای است؛ یعنی دچار اطنابی ملال‌‌آور است؛ به‌گونه‌ای که نویسنده در برخی فصل‌های جلدِ نخست فراموش می‌کند که تاریخ شعر نو می‌نویسد. گاهی آن‌قدر در مباحث تاریخی و سیاست و موضوع‌های سیاسی غرق می‌شود که گویی تاریخی سیاسی‌اجتماعی می‌نویسد، نه کتابی ادبی دربارۀ شعر؛
  2. آوردن برخی اشعار غیرضروری حجم اثر را زیاد کرده است؛ درحالی‌که نویسنده می‌توانست با آوردن نمونه‌های دقیق و مهم، از حجم اثر، به‌ویژه در جلد نخست بکاهد و بی‌سبب آن را قطور و حجیم نکند؛
  3. نثر نویسنده روان و رساست؛ ولی گاهی نمی‌توان از آن جانب‌داری کرد؛ زیرا آن‌چنان که باید، استوار نیست. این عیب را بیشتر در نخستین‌جلد می‌بینیم که حضور نویسنده در آن بیشتر است.[۱۳۱]
  • کارآمدی‌ها:
  1. انتقاد از کامل‌آوردن شعرهای بلند در تاریخ تحلیلی شعر نو، در ظاهر مطرح است و به‌گوشمان خورده است؛ اما نباید فراموش کنیم که دردست‌داشتن بخش‌های عمده یا متن کامل شعرهایی که کمیاب یا دشواریاب‌اند، خود به‌گونه‌ای، ازجمله برتری‌های این مجموعه به‌شمار می‌رود. روایتِ این شعرها اثر را حجیم‌تر کرده است؛ اما آن‌چنان ناشایست نیست. این ویژگی نه‌تنها کتاب را به‌سوی جُنگ اشعار شدن نکشانده است؛ بلکه ازقضا نقش مؤثری ایفا کرده است تا کتاب ویژگی‌هایی کلی از شعر دوره‌های تاریخیِ بررسیده به‌دست خوانندگان دهد؛
  2. روایت خطی و مبتنی بر تقسیم‌بندی ادواری و نیز برجسته‌کردن یا به‌گفتۀ فرنگی‌ها «های‌لایت‌کردن» رخداد‌های عمده، گاهی ممکن است باعث شود رویدادهای به‌ظاهر کوچک، ولی درحقیقت مهم نادیده بمانند؛ اما به‌هرحال این تصمیم و سلیقۀ نویسنده است. او در این گستره کوشیده است؛ اما پاداشی درخور تلاش خود ندیده است. مختار است گزارشی بنا بر پسند خویش به‌دست خوانندگان دهد؛
  3. قرار نیست همیشه نخستین‌اثر، آخرین و متعالی‌ترین اثر باشد؛ بلکه اگر همتی دیگر، این‌چنین بلند بیابیم، موضوع‌های بسیاری برای نوشتن کتابی هم‌سنگ و همسان تاریخ تحلیلی شعر نو در قرن کنونی وجود دارد. نوشتن تاریخ تحلیلی به‌گفتۀ نویسنده‌اش ده سال عمر برده است. اگر کسی بخواهد از کیسۀ عمر خود خرج این جستار کند، نباید فراموش کند که باید دست‌کم از ده سال عمرش مایه بگذارد؛
  4. اگر عیب کاربرد نوعی زبان و منطق ژورنالیستی در روایت متن پژوهش‌مدار را بحث‌پذیر بدانیم، باید بگوییم که چنین رویکردی بنا بر ذائقۀ نویسنده کاری بدیهی است؛ چراکه شمس فردی دانشگاهی نیست. قرار هم نبوده است کتابی به‌شیوۀ دشوارفهم دانشگاهی برای خوانندگان خود بنویسد.[۱۳۲]
هم‌پوشانی دو نظر دربارۀ تاریخ تحلیلی شعر نو

«کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو یکی از محصولات جدید صنعت کتاب‌سازی است. نویسنده‌اش آن را تاریخ جامعه‌شناختی شعر نو در ایران خوانده است. در طول ۳۰ سال، مقاله‌های بسیاری دربارهٔ کاستی‌های شعر نو در مجلۀ سخن به‌چاپ رسید. همچنین بزرگانی چون خانلری و نیز زرین‌کوب و یوسفی دربارۀ آن فراوان نوشتند؛ اما لنگَرودی به آن‌ها ارجاعی نداده است؛ زیرا نظر و سلیقه‌شان با شعر نو و شاعران نوپرداز سازگار نبوده است؛ از سوی دیگر، نویسنده بارها نوشته‌های بی‌مایه و جنجالی روزنامه‌نویسان را به‌کار گرفته است.»[۱۳۳]

«حق این کتاب آن‌گونه که باید ادا نشده است. تاریخ تحلیلی اولین‌ کتاب و شاید هنوز هم تنها کتاب دربارۀ تحلیل شعر نو است. در هرجای دنیا، نویسندۀ چنین کتابی می‌تواند کرسیِ معتبر دانشگاهی را در عالی‌ترین پایه بگیرد. شمس می‌باید در سایهٔ‌ حق‌‌تألیف و امتیازهای جانبی این کتاب بقیهٔ عمر را بیاساید؛ اما چنین نبوده و نشده است. چه باک؟! چون حتی اگر شمس هیچ کتاب دیگری ننوشته بود و دیگر هم ننویسد، فقط همین کتاب برای ماندگاری نام او در تاریخ‌ادبیات ایران بس است.»[۱۳۴]

ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد

گردباد شور جنون؛ سبک هندی و احوال و اشعار کلیم کاشانی

این کتاب تحقیقی است دربارۀ چگونگی شکل‌گیری تاریخی سبک هندی و بررسی احوال و اشعار کلیم کاشانی. به‌نظر نویسنده، پیش از پیدایش شعر نو، شعرهای سبک هندی نزدیک‌ترین شعر به زندگی روزمرۀ مردم بوده است. در این کتاب، نویسنده می‌کوشد بیشترِ دیدگاه‌ها و اندیشه‌های نویسندگان، مخالفان و سرانجام، رسیدن به درکی تاریخی از پیدایش سبک هندی را بررسی کند.[۱۳۵]

مکتب بازگشت؛ بررسی شعر دوره‌های افشاریه، زندیه و قاجاریه

شعر دورۀ بازگشت را با نام «مکتب بازگشت» می‌شناسند. به‌گفتۀ نیما یوشیج این مکتب محصول «عجز تاریخی» دوره‌ای از فرهنگ‌وهنر ایران است که از زوال صفویه تا برآمدن مشروطیت را در بر می‌گیرد. شمس در این کتاب از چگونگی شکل‌گیری شعر دورۀ بازگشت در سه دورۀ افشاریه و زندیه و قاجاریه می‌گوید.
این کتاب نه فصل دارد: ۱. مقدمات بازگشت؛ ۲. بازپیدایی شاعران وقوعی؛ ۳. ظهور کریم‌خان زند و انجمن‌ وقوعی‌بازگشتی اول؛ ۴. شعر دورۀ بازگشت؛ ۵. انجمن اول بازگشت؛ ۶. انجمن دوم بازگشت؛ ۷. انجمن سوم بازگشت؛‌ ۸. تثبیت و رواج دورۀ بازگشت و آخرین شاعران بازگشتی عصر قاجار؛ ۹. شعر ضدبازگشتی: شعر عوام.[۱۳۶]

روزی که برف سرخ ببارد

شمس لنگَرودی در این کتاب، گلچینی از تک‌بیت‌های ادبیات کهن را آورده است. به‌گفتۀ خودش، عنوان کتاب را از این بیت صائب برگرفته است: «روزی که برف سرخ ببارد از آسمان؛ بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود». او می‌گوید قصدش این بوده است که توجه را به‌سمت بیت‌هایی معطوف کند که در شعر فارسی بوده‌اند؛ اما خیلی دیده و پسندیده نشده‌اند. شمس در این کتاب بیشتر به‌سراغ شاعران سبک هندی و مکتب وقوع رفته است. او شاه‌بیت‌های شاعران این سبک را گرد آورده است؛ شاعرانی همچون صائب تبریزی، کلیم کاشانی، طالب آملی، غنی کشمیری، ناصرعلی سرهندی، عرفی شیرازی، ظهوری تُرشیزی و بیدل دهلوی.
به‌اعتقاد شمس، اشعار حافظ و مولانا و شاعرانی ازاین‌دست را همه می‌خوانند. همه به شعر این شاعران توجه فراوان می‌کنند. او در این کتاب به‌سراغ شاعران دیده‌نشده و شعرهای خوانده‌نشده‌شان رفته است؛ در واقع خواسته است مخاطبان کتابش این شعرها را بخوانند.[۱۳۷]
شمس می‌گوید: «از چهل سال پیش، به‌خاطر علاقۀ پدرم به شعر سبک هندی، خیلی از شعرهای این سبک را می‌خواندم. از بعضی بیت‌ها که خوشم می‌آمد، یادداشت برمی‌داشتم و به‌شکل فیش در چند جعبه نگهداری می‌کردم. فرصت که می‌کردم، الفبایی‌شان می‌کردم. بعدها، وقتی دیدم جذاب است، تصمیم گرفتم کتاب کنم.»[۱۳۸]

رباعیِ محبوب من

شمس در مقدمۀ این کتابِ ۲۰۰ تا ۲۵۰‌صفحه‌ای، سیر کلی رباعی را از رودکی تا نیما یوشیج پی گرفته است. همچنین رباعی‌های رباعی‌سرایان مشهور یعنی خیام و مولوی و نیز تفاوت‌های آن‌ها را بررسیده است. رباعی‌های سبک‌های مختلف را هم به‌‌صورت فشرده ارزیابی کرده است. شمس دربارۀ نپرداختن به رباعی‌سرایان پس از نیما می‌گوید: «این موضوع به وقت زیاد و جست‌وجوی فراوان نیاز دارد؛ چراکه بعد از نیما هم رباعیات درخور توجه بسیاری داشته‌ایم.» لنگَرودی می‌گوید که حدود یک ‌سال مشغول گردآوری این کتاب بوده‌ است و رباعی‌های این کتاب را با معیارهای زیبا‌یی‌شناختی خود انتخاب کرده‌ است. رباعی تنها شعر ساخت‌مند کلاسیک است که ابتدا نظری را مطرح می‌کند و در آخر، آن را به اثبات می‌رساند و شعر بسته می‌شود؛ البته این نوع رباعی، درمجموع، بسیار کم است.[۱۳۹]

منابع پردازنده به شمس

  1. شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران از مجموعه‌کتاب‌های تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران است. این کتاب زندگی‌نامهٔ شمس است. زیرنظر محمدهاشم اکبریانی گرد آمده است. مصاحبه‌کنندۀ آن کیوان باژن است و نشر ثالث در سال ۱۳۸۷ش چاپش کرده است.
    این کتابِ ۲۱۷‌صفحه‌ای، سال‌شمار دوران کودکی و دوران تحصیل شمس در مدرسه و دانشگاه است. فعالیت او در کانون پرورش فکری کودکان را بررسی می‌کند. به زندانی‌شدنش در اوین می‌پردازد. از دوران شکفتگی او و شعرش می‌گوید و خاطرات دوران نگارش کتاب ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد دربارۀ نیما را مرور می‌کند. محمدهاشم اکبریانی، دبیر مجموعۀ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران، در مقدمۀ کتاب می‌نویسد: «هدف انتشار این مجموعه، گزارش زندگی خصوصی و اجتماعی و حرفه‌ای شخصیت‌هاست تا منبعی برای تحقیقات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی فراهم آید.» او ۲۵۰ پرسش مهم و بنیادی را برگزیده است و در اختیار گروه مصاحبه‌کننده گذاشته است. فصل اول این کتاب به دوران کودکی شمس لنگَرودی اختصاص دارد. فصل دوم، دوران تحصیل این شاعر را در بر می‌گیرد. در این فصل خاطرات نخستین روز مدرسه، آشنایی با شعر، ورود به دانشگاه و انتشار نخستین مجموعه‌شعر شمس آمده ‌است.[۸۸]
  2. سخت مثل آب فیلم مستندی است نوددقیقه‌ای، دربارهٔ زندگی و شعر شمس لنگَرودی. کارگردانش آرش سنجابی است. سعید اردهالی هم تهیه‌کنندۀ آن است.[۴۱]
  3. بازتاب زندگی ناتمام دربرگیرندۀ گزیده‌ای از گفت‌وگو‌های نشریه‌ها و ماهنامه‌های مختلف، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳، با شمس لنگَرودی، شاعر معاصر ایران است. این مجموعه را مژگان معقولی گرد آورده است. در بازتاب زندگی ناتمام شمس دربارۀ این موضوعات سخن می‌گوید: علت گرایش مردم به شعر کهن، لزوم درونی‌شدن مسائل، شعر نوقدمایی؛ پلی میان شعر کهن و نو، تأثیر نقد در رشد شعر، معنای هنر، اثرپذیری شاعران از یکدیگر، شعر دهۀ شصت، ماندگاری شاعران معاصر: شاملو و سپهری، مشکل شعر معاصر، لزوم شناخت زمینه‌های تاریخیِ تحول شعر نو، تاریخ شعر نو در ایران و تغییرات شعر در جهان، چگونگی حضور طبیعت در شعر، تصویری از زندگی شمس، پیوند نیما با مارکسیسم، انگیزۀ نگارش تاریخ تحلیلی شعر نو و درنهایت خسرو گلسرخی و شعر حزبی.[۱۴۰]
  4. غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی دربارۀ شعر شمس است. در این کتاب، فیض شریفی نگرش شاعرانۀ لنگَرودی را بررسی می‌کند. در پایان کتاب هم دو بار با شمس مصاحبه کرده است. این کتاب را نشر ابتکار نو درآورده است.
  5. در ستایش زندگی ویژه‌نامۀ شمس لنگَرودی است. این کتاب را محسن آریاپاد گرد آورده است. نشر بلور در شهر رشت هم در سال ۱۳۹۷ آن را چاپ کرده است.[۱۴۱]
  6. چیزی اینجا آغاز نمی‌شود گزیده‌ای از آثار شاعران و عکاسان ایرانی است. نشر نیماژ این کتاب ۱۶۳صفحه‌ای را به‌صورت چیدمانِ شعر و عکس چاپ کرده است. در آن اشعاری از احمدرضا احمدی، شمس لنگَرودی، عباس صفاری و رسول یونان را در کنار عکس‌هایی می‌بینیم که مجید سعیدی، ابراهیم نوروزی، حسین فاطمی و صمد قربان‌زاده برداشته‌اند. گفتنی است که مهدی اشرفی شعر‌ها را گلچین کرده است. عکس‌ها را هم نازنین طباطباییِ‌یزدی به‌گزین کرده است.[۱۴۲]
  7. پادکست سرایه بخشی از شعرهای شمس را با صدای خودِ او هم‌رسانی کرده است. آلبوم‌های شعر شمس را در نشانی پادکست سرایه بشنوید.[۱۴۳]
  8. رضاتاجی، مرجان (۱۳۹۵). خورشید نیمه‌شب: (تحلیل و شکل‌شناسی اشعار شمس لنگَرودی)(چ:۱). تهران: تیرگان. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۳۲۴-۱۹۲-۳.
  9. پرتاب بومرنگ را نشر آرادمان منتشر کرده است. این کتاب گشتی در جهان شاعرانۀ عباس صفاری و نیز بررسی و نقد شعرهای اوست. همچنین در این کتاب، شعرها و نوشته‌های این شاعران، منتقدان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران را می‌خوانیم: منوچهر آتشی، محمدعلی سپانلو، محمدرحیم اخوت، شمس لنگَرودی، حسین نوش‌آذر، حافظ موسوی، حسین سناپور، اردشیر رستمی، هما سیار، گروس عبدالملکیان، لادن نیکنام، مجتبی پورمحسن، ناصر شاهین‌پر، علی‌رضا بهنام، عالمه میرشفیعی، میلاد کامیابیان، ستاره کریمی، شیوا قدیری.[۱۴۴]

برای مطالعۀ بیشتر

  1. ‏ «تعداد نتایج برای "شمس لنگَرودی": ۲۸۸۳۱ مورد». علم‌نت. بازبینی‌شده در ۲۲خرداد۱۳۹۹. 
  2. ««آنچه من از زندگی فهمیدم» شمس لنگرودی از نگارش كتاب زندگی‌اش خبر داد». ایسنا، ۹آبان۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۲۸خرداد۱۳۹۹. 
  3. «زندگی‌نامۀ: محمد شمس لنگَرودی(۱۳۲۹-)». همشهری‌آنلاین، ۸آذر۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۴خرداد۱۳۹۹. 
  4. «مسئله فقط شعر نیست، بیشتر این دوستان دشمن شمس لنگَرودی‌اند نه دوستان باباچاهی و براهنی، فیض شریفی در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی». هنرآنلاین، ۶بهمن۱۳۹۶. بازبینی‌شده در ۶خرداد۱۳۹۹. 
  5. ‏ ««باغبان جهنم» با شعر و صدای شمس لنگَرودی آمد». دنیای اقتصاد، ۱۵فروردین۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۷خرداد۱۳۹۹. 
  6. ‏ «صدای شمس لنگَرودی با به سرش زده باد منتشر شد». هنرآنلاین، ۲۰شهریور۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۸خرداد۱۳۹۹. 

پانویس

  1. «شاعری شبیه شعرش». 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ شریفی، شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۱۵.
  3. «پیکر آیت‌اللّه شمس گیلانی (لنگَرودی) به‌خاک سپرده شد». 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ ۴٫۶ شریفی، شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۱۶.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ «شمس لنگَرودی». 
  6. لنگرودی، حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۹.
  7. مسلمیان. «تأويل‌يذیری شعر شمس، تصویرگری آن را مشکل می‌کند». بخارا، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن ۱۳۸۷): ۵۸. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ چوبندیان. «ادای دِین به شعر امروز؛ نگاهی به کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو». گوهران، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن‌ماه۱۳۸۷): ۸۷. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ «نگاهی به زندگی نیما یوشیج؛ ازجان‌گذشته به‌مقصود می‌رسد». 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ «لنگَرودی در سینما». 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «انتشار آهنگ عیدانه شمس لنگرودی + ویدیو». 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ««الون» با صدای شمس لنگرودی منتشر شد». 
  13. «شمس لنگَرودی، شکوه وارستگی». 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ ۱۴٫۵ ۱۴٫۶ ۱۴٫۷ ۱۴٫۸ ۱۴٫۹ «گفت‌و‌گوی جمشید برزگر با شمس لنگَرودی». 
  15. «کناره‌گیری از پذیرفتن جایزۀ شعر فجر». 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ «درخشش ابدی یک شاعر انسان‌گرا و حماسه‌گرا, گفت‌وگو با محمد شمس لنگَرودی دربارۀ شعر احمد شاملو». 
  17. «نصب ترجمۀ شعری از شمس لنگَرودی در ایستگاه‌های متروی آلمان». 
  18. «شمس لنگَرودی». 
  19. «خسته‌ام از این زبان مطنطن لیمویی». 
  20. «کتاب‌های محبوب شمس لنگَرودی». 
  21. بی‌نام. «سال‌شمار زندگی و آثار شمس لنگَرودی». فصل‌نامۀ شعر گوهران، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن۱۳۸۷): ۵۲تا۵۵. 
  22. شریفی، شعر زمان ما(۱۵)؛ شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۱۳تا۲۰.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ «سیاههٔ کتاب‌های یافت‌شده». 
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ «در مهتابی دنیا». 
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ ۲۵٫۳ ۲۵٫۴ «قصیدۀ لبخند چاک‌چاک». 
  26. «شمس لنگَرودی ( شعر زمان ما ۱۵)». 
  27. «از نیما تا بعد». 
  28. «پنجاه‌وسه ترانۀ عاشقانه: مجموعه‌شعر». 
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ «توفانی پنهان‌شده در نسیم (گزینۀ هشت دفتر شعر)». 
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ «چوپانی سایه‌ها گزیده‌ای از شعرهای شمس منتشر شد». 
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ ۳۱٫۳ «۲۲ مرثیه در تیرماه منتشر شد». 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ «۲۲ مرثیه در تیرماه (برای ندا آقاسلطان) شعر و صدای شمس لنگرودی». 
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ «می‌میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم». 
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ «هیچ‌کس از فردایش با من نگفت: گزیدۀ هشت دفتر شعر شمس لنگرودی». 
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ «رسم کردن دست‌های تو». 
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ «روزی که برف سرخ ببارد». 
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ «شب نقاب عمومی است». 
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ «رومی و بومی: روایت تازه از حکایت موش و گربه». 
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ «آوازهای فرشتۀ بی‌بال (مجموعه‌شعر)». 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ «تعادل روز بر انگشتم: مجموعه‌شعر». 
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ «سخت مثل آب (مستندی دربارۀ زندگی و شعر شمس لنگَرودی)». 
  42. «سخت مثل آب؛ گزیدۀ اشعار شمس لنگَرودی». 
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ «صدای شمس لنگَرودی با به‌سرش زده باد منتشر شد». 
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ «حکایت دریاست زندگی: گزینۀ اشعار شمس لنگرودی». 
  45. «و عجیب که شمسم می‌خوانند (۶۳ ترانۀ عاشقانه)». 
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ «منظومۀ بازگشت و اشعار دیگر». 
  47. «شمس لنگرودی بستری شد». 
  48. «واژه‌ها به دیدن من آمدند». 
  49. «شمس لنگَرودی: مجموعه‌اشعار (جلد ۱)». 
  50. «معرفی برگزیدۀ سومین دورۀ جایزۀ شعر «احمد شاملو»». 
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ «موفقیت شمس لنگَرودی در جشنوارۀ ادبی آسیا». 
  52. «اولین برنامۀ «موسیقی تجربه» با شعرخوانی شمس لنگرودی در کنسرت «ساکن روان» برگزار شد.». 
  53. «بزرگداشت شمس لنگَرودی در گیلان برگزار شد». 
  54. «سخن‌رانی شمس لنگَرودی در شب‌شعر کوچه». 
  55. ۵۵٫۰ ۵۵٫۱ «آلبوم «دایرۀ بی‌پایان» شمس لنگَرودی رونمایی شد». 
  56. «آیین تجلیل و بزرگداشت شمس لنگَرودی». 
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ ۵۷٫۲ ۵۷٫۳ ۵۷٫۴ ۵۷٫۵ ۵۷٫۶ «زندگی‌نامۀ شمس لنگَرودی». 
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ باژن، شمس لنگَرودی؛ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران(چ:۱)، ۲۳.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ «شمس لنگرودی؛ شاعر عاشقانه‌ها و مرثیه‌ها». 
  60. «قصیدهٔ لبخند چاک‌چاک». چشمه، ۱۳۶۹، ۶۲. 
  61. «ملاح خیابان‌ها». آهنگ‌دیگر، ۱۳۸۶، ۲۱. 
  62. «شاعری با پلک‌زدن‌های پست‌مدرن». فصل‌نامۀ شعر گوهران، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن۱۳۸۷). 
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ «مخاطب، شعر همدلانه می‌خواهد؛ گفت‌وگویی با شمس لنگَرودی». 
  64. لنگرودی، حکایت دریاست زندگی؛ گزینۀ اشعار محمدتقی شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۱۰و۱۱.
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۷۱و۷۲.
  66. «نظر مجابی، موسوی و شمس لنگَرودی دربارۀ غزل امروز». 
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۸۵.
  68. شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۸۶.
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۸۷.
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۸۷.
  71. «ادبیات». 
  72. «خبر آخر». 
  73. «بررسی گفت‌وگوی اخیر شمس لنگَرودی و واکنش مخالفان او». 
  74. «فیض شریفی در واکنش به مخالفان شمس لنگَرودی». 
  75. ۷۵٫۰ ۷۵٫۱ «تولد در میان خون و آتش». 
  76. «شعر باید سهل‌وممتنع باشد». 
  77. «گفت‌وگو با شمس لنگَرودی؛ بنجامین‌باتن ادبیات ایران». 
  78. علی‌پور. «شمس محض». فصل‌نامۀ شعر گوهران، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن۱۳۸۷): ۱۲۷. 
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ «در مراسم بزرگداشت بیژن نجدی عنوان شد: شاعری با حساسیت سپهری و نویسنده‌ای با تکنیک گلشیری». 
  80. «آنچه در بزرگداشت شمس لنگَرودی گفته شد». 
  81. ۸۱٫۰ ۸۱٫۱ «مراسم بزرگداشت شمس لنگَرودی برگزار شد «در جهان پر از آشوب از تعهد انسانی غافل نمی‌ماند»». 
  82. شیری. «شمس آفتاب تازۀ زندگی». فصل‌نامۀ شعر گوهران، ش. ۱۹و۲۰ (بهمن۱۳۸۷): ۲۱۴. 
  83. «یک یادداشت سردستی به‌مناسبت زادروز شمس لنگَرودی». 
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ «شمس لنگَرودی: تب شعر شاملو فروکش نکرده است». 
  85. «شمس لنگَرودی: غلامرضا بروسان شاعر متوهمی نبود». 
  86. «آنچه در بزرگ‌داشت شمس لنگَرودی گفته شد». 
  87. شریفی، غریقی خاموش در کولاک زمستان؛ مروری بر عاشقانه‌های محمد شمس لنگَرودی(چ:۱)، ۷۶.
  88. ۸۸٫۰ ۸۸٫۱ «گفتگو با شمس لنگَرودی». 
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ اردشیر رستمی. «این روزها حرف‌های تلخ و بدبینانه می‌زنم؛ گفت‌وگویی متفاوت با شمس لنگَرودی دربارۀ همه‌چیز الا شعر». کتاب هفتۀ خبر، ش. ۷۷ (۱۸مهر۱۳۹۴): ۱۹. 
  90. «کارزار شخصیت‌های ایرانی علیه تحریم‌ها: در برابر تحریم با ما هم‌صدا شوید».