صادق هدایت: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به: ناوبری، جست‌وجو
سطر ۵۹: سطر ۵۹:
 
===داستانک‌های انتشار===
 
===داستانک‌های انتشار===
 
===تنها معشوقه‌اش===
 
===تنها معشوقه‌اش===
هدایت معشوقه‌ای داشت. نام این زن ماری ترز است. دخترهایی که در زندگی هدایت با او دوست بوده‌اند در اثر اتفاق یا حادثه بوده است. مثلا چون با خانواده ماری ترز رفت‌وآمد داشته از این طریق با او آشنا شده است دوستی آن‌ها مدت زیادی نبوده چون در مجموع مدت اقامت صادق هدایت درپاریس ۴سال بوده. هدایت هیچ‌گاه راجه به معشوقه‌اش صحبت نکرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان =صادق هدایت}}</ref>
+
هدایت معشوقه‌ای داشت. نام این زن ماری ترز است. دخترهایی که در زندگی هدایت با او دوست بوده‌اند در اثر اتفاق یا حادثه بوده است. مثلا چون با خانواده ماری ترز رفت‌ و آمد داشته از این طریق با او آشنا شده است دوستی آن‌ها مدت زیادی نبوده چون در مجموع مدت اقامت صادق هدایت درپاریس ۴سال بوده. هدایت هیچ‌گاه راجه به معشوقه‌اش صحبت نکرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان =صادق هدایت}}</ref>
  
 
===داستانک استاد===
 
===داستانک استاد===
سطر ۷۶: سطر ۷۶:
 
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===
 
===داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن===
 
===داستانک نحوه مرگ، یازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات===
 
===داستانک نحوه مرگ، یازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات===
هدایت در ۱۹فروردین ۱۳۳۰ چند روز بعد ازآغاز سال نو در پاریس در ساختمان شماره ۳۷ مکرر خیابان شامپیونه در خان‌های کارگری و قدیمی که از سر پایایش فقر و تنگدستی می‌بارید با باز کردن شیر گاز آشپزخانه به زندگی خود خاتمه داد.  
+
هدایت در ۱۹فروردین ۱۳۳۰ چند روز بعد از آغاز سال نو در پاریس در ساختمان شماره ۳۷ مکرر خیابان شامپیونه در خان‌های کارگری و قدیمی که از سر پایایش فقر و تنگدستی می‌بارید با باز کردن شیر گاز آشپزخانه به زندگی خود خاتمه داد.  
  
روزنامه فیگارو نوشت صادق هدایت نویسنده بزرگ ایران و برادر زن ژنرال رزم‌آرا خودکشی کرد این خبر در روزنامه لوموند نیز منعکس شد.
+
روزنامه فیگارو نوشت: ''صادق هدایت نویسنده بزرگ ایران و برادر زن ژنرال رزم‌آرا خودکشی کرد.'' این خبر در روزنامه لوموند نیز منعکس شد.
 
===داستانک‌های دارایی===
 
===داستانک‌های دارایی===
 
===داستانک‌های زندگی شخصی===
 
===داستانک‌های زندگی شخصی===

نسخهٔ ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۵

صادق هدایت
Art-140614-1.jpg
زادروز ۲۸بهمن ۱۲۸۱
تهران
پدر و مادر هدایت قلی‌خان اعتضاد‌الملک و زیور‌الملوک[۱]
مرگ ۱۹فروردین ۱۳۳۰
پاریس
علت مرگ خودکشی
شریک(های)
زندگی
ماری ترز
اثرپذیرفته از ادبیات اروپا خصوصا فرانسه

صادق هدایت روشن‌فکر، داستان‌نویس، منتقدادبی، مترجم پژوهشگر زبان پهلوی و ادبیات فولکلور، روزنامه‌نگار و نمایش‌نامه‌نویس بود.

* * * * *

از نگاه اکثر اهالی ادبیات صادق هدایت را بایستی بنیان‌گذار واقعی داستان فارسی بدانیم. هدایت داستان‌نویسی بود که توجه زیادی به ساخت بیرونی داستان به‌عنوان یک اهتمام هنری از خود نشان می‌داد. بیشتر منتقدان برآنند که هدایت با اخذ ساختمان داستان کوتاه و توجه به درون شخصیت‌‌‌ها از فرهنگ اروپایی برای نخستین بار صناعت داستان‌نویسی جدید را به نویسندگان ایرانی معرفی کرد و با درهم‌آمیختن قدرت داستان‌سرایی و با آگاهی‌هایش از فرهنگ مردم توانست تعدادی از اصیل‌ترین آثار ادبی معاصر را به‌وجود آورد.[۲] نقد و بررسی آثار هدایت در کتاب‌های مختلف استادانی چون عبدالعلی دستغیب محمدعلی سپانلو و... آورده شده است.

محتویات

داستانک

داستانک‌های انتشار

تنها معشوقه‌اش

هدایت معشوقه‌ای داشت. نام این زن ماری ترز است. دخترهایی که در زندگی هدایت با او دوست بوده‌اند در اثر اتفاق یا حادثه بوده است. مثلا چون با خانواده ماری ترز رفت‌ و آمد داشته از این طریق با او آشنا شده است دوستی آن‌ها مدت زیادی نبوده چون در مجموع مدت اقامت صادق هدایت درپاریس ۴سال بوده. هدایت هیچ‌گاه راجه به معشوقه‌اش صحبت نکرد.[۳]

داستانک استاد

داستانک شاگرد

مردم‌داری

هدایت بااینکه از طبقه اشزاف بود؛ ولی خودش زندگی ساده‌ای داشت و به طبقه فرودست جامعه بسیاز احترام میگذاشت و این موضوع در اکثر داستان‌های هدایت به‌چشم می‌خورد.

ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود

داستانک‌های دشمنی

داستانک‌های دوستی

داستانک‌های قهر

داستانک‌های آشتی‌ها

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است

داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا

در مورد مسائل مذهبی هدایت اعتقادی به خدا نداشت یا به‌قولی لائیک لائیک بود به‌کل مخالف همه چیز بود و همه چیز را خرافات میدانست.

داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن

داستانک نحوه مرگ، یازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات

هدایت در ۱۹فروردین ۱۳۳۰ چند روز بعد از آغاز سال نو در پاریس در ساختمان شماره ۳۷ مکرر خیابان شامپیونه در خان‌های کارگری و قدیمی که از سر پایایش فقر و تنگدستی می‌بارید با باز کردن شیر گاز آشپزخانه به زندگی خود خاتمه داد.

روزنامه فیگارو نوشت: صادق هدایت نویسنده بزرگ ایران و برادر زن ژنرال رزم‌آرا خودکشی کرد. این خبر در روزنامه لوموند نیز منعکس شد.

داستانک‌های دارایی

داستانک‌های زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)

داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده

داستانک‌های مشهور ممیزی

داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری

داستان‌های دیگر

زندگی و تراث

سال‌شمار زندگی

زندگی و تراث

  • ۱۲۸۱: شمسی شب سه شنبه 28 بهمن در تهران تولد یافت
  • ۱۲۸۷:آغاز تحصیل در مدرسه علمیه ( دوره ابتدایی را در همین مدرسه و دوره متوسطه را در مدرسه دارالفنون گذرانید و زبان فرانسه را در مدرسه سن لوئی فراگرفت)
  • ۱۳۰۰: جزو محصلین اعزامی به فرانسه رفت
  • ۱۳۰۳: کتاب‌های رباعیات عمر خیام و انسان وحیوان را به چاپ رسانید.
  • ۱۳۰۴: فرغت از مدرسه سن لوئی
  • ۱۳۰۵: جزو کاروان اعزامی اروپا در آبان ماه به بلژیک روانه شد ودر آموزشگاه عالی مهندسین راه و ساختمان نام نویسی کرد.
  • ۱۳۰۶: کتاب فوائد گیاه خواری در برلن و زنده بگور در تهران به چاپ رسید
  • ۱۳۰۷: نخستین اقدام به خودکشی
  • ۱۳۰۹: بازگشت به ایران پیش از به پایان بردن تحصیلات
  • ۱۳۰۹: آغاز خدمت در بانک ملی ایران و انتشار کتاب پروین دختر ساسان و افسانه آفرینش
  • ۱۳۱۰: اوسانه وسایه مغول از او منتشر شد.
  • ۱۳۱۰: مرداد ماه از خدمت بانک ملی استعفاء داد و اصفهان نصف جهان او در تهران به چاپ رسید.
  • ۱۳۱۱: شهریور ماه وارد خدمت اداره کل تجارت شدو مجموعه داستان سه قطره خون او به چاپ رسید
  • ۱۳۱۲: سایه روشن نیرنگستان علویه خانم و مازیار منتشر شد.
  • ۱۳۱۳: تشکیل گروه چهار نفری ربعه ( هدایت مجتبی مینوی بزرگ علوی و مسعود فرزاد)
  • ۱۳۱۳: ترانه های خیام را منتشر کرد و در شانزدهم دیماه وارد خدمت آژانس پارس شد و وغ وغ ساهاب با م.فرزد در تهران منتشر شد.
  • ۱۳۱۴: از آژانس پارس استعفاء کرد
  • ۱۳۱۵: به خدمت شرکت سهامی کل ساختمان در آمد.
  • ۱۳۱۵: به هندوستان رفت و به فراگرفتن زبان پهلوی پرداخت و بوف کور را با خط خودش به صورت پلی کپی در آنجا منتشر ساخت.
  • ۱۳۱۶: بار دیگر در بانک ملی به سمت متصدی خرید و فروش ارز به کار مشغول شد.
  • ۱۳۱۷: همکاری خود را با مجله موسیقی به مدیری سرگرد مین باشیان آغاز کرد و تا تعطیل شدن آن در سال 1320 با آن مجله همکاری داشت.
  • ۱۳۱۷: از بانک ملی استعفاء کرد.
  • ۱۳۱۸: گجسته ابالیش که از متن پهلوی ترجمه کرده بود در تهران منتشر شد.
  • ۱۳۲۰: همکاری خود را با دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به عنوان مترجم آغاز کرد.
  • ۱۳۲۱: مجموعه داستان سگ ولگرد او در تهران منتشر شد.
  • ۱۳۲۲: داستان اب زندگی او منتشر شد.
  • ۱۳۲۲: گزارش گمان شکن و کارنامه اردشیر پاپکان که از متن پهلوی ترجمه کرده بود انتشار یافت.
  • ۱۳۲۳: زند و هومن یسن را که از متن پهلوی ترجمه کرده بود و مجموعه ولنگاری او منتشر شد.
  • ۱۳۲۴:عضویت انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی را پذیرفت و به هیئت تحریریه مجله پیام نو پیوست.
  • ۱۳۲۴: آبان مجلس بزرگداشت هدایت در انجمن روابط ایران و شوروی برگزار شد و در این جلسه بزرگ علوی درباره او سخن گفت و یزدانبخش قهرمان و مریم فیروز دو داستان او را قرائت کردند.
  • ۱۳۲۴: ۱۶آذر به همراه هیئتی از جمله دکتر علی اکبر سیاسی برای شرکت در جشن بیست و پنجمین سال تاسیس دانشگاه دولتی آسیای میانه به ازبکستان شوروی عزیمت کرد.
  • ۱۳۲۴: ۳۰دی از ازبکستان به تهران بازگشت.
  • ۱۳۲۵: کنگره نویسندگان و گویندگان ایران با شرکت هدایت تشکیل شد.
  • ۱۳۲۷: گروه محکومین را با حسن قائمیان منتشر کرد.
  • ۱۳۲۸: از هدایت دعوت شد که در کنگره جهانی هواداران صلح شرکت کند و او از شرکت در آن کنگره امتناع ورزید.
  • ۱۳۲۹: کتاب مسخ را با حسن قائمیان منتشر کرد.
  • ۱۳۲۹: به فرانسه عزیمت نمود .
  • ۱۳۳۰: در نیمه دوم فروردین در سن 48 سالگی با گاز در پاریس خودکشی کرد.
  • ۱۳۳۰: در ۲۷فروردین در گورستان پرلاشز پاریس به خاک سپرده شد.[۲]

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

صادق هدایت فرزند کوچک‌ترین فرزند هدایت‌قلیِ هدایت‌اعتضادالملک شب سه‌شنبه بیست‌وهشتم بهمن۱۳۸۱ هنگامی که از خاک ایران آزادی‌خواهی و مشروطه‌طلبی می‌جوشید در یک خانواده معروف و ثروتمند اشرافی از دودمان رضاقلی‌خان هدایت ادیب و دانشور عهد ناصری بود در تهران چشم به‌جهان گشود. وی خیلی زود پیوند خود را از خانواده که افراد آن همه مردان سرشناس کشور بودند و اگر می‌خواست می‌توانست با بهره‌گیری از قدرت و نفوذ آن به مقامات عالی دولتی دست یابد و زندگی مرفه و بی‌دردسر برای خود فراهم نماید برید و از تن‌آسانی یک فرد نازپرورده و متنعم سر باز زد و با درآمد ناچیزی که از راه خدمت در دوایر مختلف دولتی به دست نیامد می‌آورد مستقلا زندگی کرد. این وارستگی و آزادی به او این مجال را داد که اوقات خود را که به کاری که دوست‌ داشت یعنی ادبیات کند. صادق پس از دو برادر و دو خواهر به‌دنیا آمده و عزیزکردهٔ خانواده بود؛ ولی مانند سایر برادران و خواهران در دست عمه‌‌‌ها و دایی‌‌‌ها بزرگ شد و هفت هشت سالش بود که به اتفاق دو دوست و همبازی‌هایش مهندس خسرو هدایت قائم مقام شرکت ملی نفت که پسر دایی او بود و دکتر منوچهر هدایت رئیس پیشین بهداری وزارت آموزش و پرورش که پسر عمویش بود به مدرسه علمیه رفت و این سه نفر تا کلاس نهم دبیرستان باهم بودند. (محمود هدایت مجله سپید و سیاه سال پانزدهم شماره۱۴) هدایت از بچگی بسیار سرزنده وشاداب بود اما بعدها در جامعه سرخورده می‌شود البته ابتدا در خانواده خود سرخورده شد. خانواده او را نمی‌فهمیدند او عاشق گربه بود و بعدها به سراغ مسائلی از قبیل جادو می‌رفته به خاطر خرافاتی بودن خان جین مادرش بود هدایت به موسیقی کلاسیک علاقه وافری داشت و این مسئله در جوانی به اوج خود رسید. وی در سال ۱۳۰۴ تحصیلات متوسطه را در دارالفنون و دبیرستان فرانسوی سن‌لوئی تهران به پایان برد و با کسب موفقیت در مسابقه‌ای که ترتیب یافته بود در آبان‌ ماه سال ۱۳۰۵ با کاروان دانش‌آموزان اعزامی به اروپا به بلژیک روانه شد و در آموزشگاه عالی آنجا در رشته مهندسی راه و ساختمان نام نویسی کرد اما در آن جا نمانده یک سال بعد با نخستین گروه دانشجویان اعزامی به اروپا برای تحصیل در رشته معماری رهسپار پاریس شد و (ظاهراً دوره اقامت او در فرانسه که چهار سال طول کشید به خصوص بیشتر به سیر و گشت گذشت.) هدایت تحصیلات خود را به پایان برد و در سال ۱۳۰۹ که اوج قدرت رضاشاه بود به تهران بازگشت از قرار معلوم خانواده‌اش از این حیث ناراضی بودند و اصرار داشتند که او دوباره به اروپا برگردد و در رشته طب یا مهندسی و یا هر رشته دیگری که مایل است تحصیل کند هدایت در تهران ماند و شغل محقری در بانک ملی مرکز به عهده گرفت (حسابداری جزء با ماهی بیست تومان حقوق ) و تا شهریور ۱۳۱۱ درآن بانک کار کرد و از ششم شهریور آن سال تا شانزدهم دی‌ماه ۱۳۱۳ در اداره کل تجارت و از آن به بعد چندی تا سوم اسفند ۱۳۰۴ در وزارت امور خارجه مشغول به کار شد و بعد وارد شرکت سهامی کل ساختمان گردید.

روانِ عجیب

وی دارای دو حالت روانی کاملا متفاوت و حتی متضاد بوده است انور خامه‌ای می‌گوید نمی‌توانداین دو روحیه متضاد را خوشحالی و اوقات تلخی بنامد چون هیچ چیزی در دنیا ممکن نبود او را خوشحال و شادمان و یا عصبانی و خشمگین کند و نیز نمی‌تواند آن را خوش‌بینی یا بدبینی بنامد زیرا هدایت اصولا یک نوع بدبینی فلسفی نسبت به دنیا و مافیها داشت... کلا هدایت بنیاد فکری بدبینآن‌های داشت هدایت یک ناسیانولیست تمام عیار بودهدایت بعدها در جامعه سرخورده می‌شود.... البته ابتدا در خانواده سرخورده بود[۴]

زمینهٔ فعالیت

یادمان و بزرگداشت‌ها

نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش

تفسیر خود از آثارش

موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران

همراهی‌های سیاسی

مخالفت‌های سیاسی

نامه‌های سرگشاده

نام‌های دسته‌جمعی

بیانیه‌ها

جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش

جمله‌ای از ایشان

نحوهٔ پوشش

تکیه‌کلام‌ها

خلقیات

منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)

گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)

برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

بنیان‌گذاری

تأثیرپذیری‌ها

استادان و شاگردان

علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

فیلم «گفت‌و‌گو با سایه» ساختهٔ خسرو سینایی درباره صادق هدایت است.[۵]

حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

آثار و منبع‌شناسی

سبک و لحن و ویژگی آثار

کارنامه فهرست آثار

تألیفات

  1. رباعیات خیام، سال۱۳۰۳
  2. انسان و حیوان، انتشارات بروخیم
  3. فواید گیاهخواری، چاپ برلین ۱۳۰۶
  4. زنده بگور، سال۱۳۰۸
  5. اسیرفرانسوی، سال۱۳۰۹
  6. پروین دختر ساسان، تهران ۱۳۰۹، انتشارات امیرکبیر، کتاب‌خانه فردوس
  7. مجموعه زنده بگور، تهران ۱۳۰۹، انتشارات امیرکبیر، مشتمل بر داستان‌های: زنده بگور، اسیرفرانسوی، داود گوژپشت، مادلن، آتش پرست، آبجی خانم، مرده‌خورها، آب زندگی
  8. مجموعه سه قطره خون، تهران ۱۳۱۱، انتشارات امیرکبیر، شامل داستان‌های: سه قطره خون، گرداب، داش آکل، آینه شکسته، طلب آمرزش، لاله، صورتک‌ها، چنگال، محلل
  9. اصفهان نصف جهان، تهران ۱۳۱۱، انتشارات امیرکبیر
  10. علویه‌خانم، تهران ۱۳۱۲، انتشارات امیرکبیر
  11. نیرنگستان، تهران ۱۳۱۲، انتشارات امیرکبیر
  12. مازیار(با همکاری مجتبی مینوی)، تهران ۱۳۱۲، انتشارات امیرکبیر
  13. وغ وغ ساهاب(با همکاری مسعود فرزاد)، تهران ۱۳۱۳، انتشارات امیرکبیر
  14. ترانه‌های خیام، تهران ۱۳۱۳، انتشارات امیرکبیر
  15. بوف کور، بمبئی ۱۳۱۵، انتشارات امیرکبیر
  16. مجموعه سگ‌ولگرد، تهران ۱۳۲۱، شامل داستان‌های: سگ‌ولگرد، دن‌ژوان کرج، بن‌بست، کاتیا، تخت ابونصر، تجلی، تاریک‌خانه، میهن‌پرست
  17. مجموعه سایه‌روشن، تهران ۱۳۱۲، مشتمل بر داستان‌های: س گ ل ل، زنی که مردش راگم کرد، عروسک پشت پرده، آفرینگان، شب‌های ورامین، آخرین لبخند، پدران آدم
  18. گزارش گمان شکن، تهران ۱۳۲۲، انتشارات امیرکبیر[۶]

[۷]

منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. راز شهرت صادق هدایت. ص. ۲۹.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ زندگی و آثار هدایت.
  3. صادق هدایت.
  4. صادق هدایت.
  5. «ادعای جالب خسرو سینایی: صادق هدایت کسی بود که روی عکس رضاشاه شاخ کشید». 
  6. «سال‌شمار آثار». 
  7. سگ‌ولگرد. ص. ۷و۸.

منابع

پیوند به بیرون