اسماعیل امینی: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به: ناوبری، جست‌وجو
سطر ۸: سطر ۸:
 
|تاریخ تولد            = ۱۸دی ۱۳۴۲<ref name=استعفا>{{یادکرد وب|نشانی =https://www.mehrnews.com/news/4507293/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA|عنوان =آقای وزیر بدرقه امینی انتظار زیادی نیست}}</ref>
 
|تاریخ تولد            = ۱۸دی ۱۳۴۲<ref name=استعفا>{{یادکرد وب|نشانی =https://www.mehrnews.com/news/4507293/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA|عنوان =آقای وزیر بدرقه امینی انتظار زیادی نیست}}</ref>
 
|محل تولد              = تهران
 
|محل تولد              = تهران
|والدین                = محمد
+
|والدین                = محمد، جواهر ابراهیم‌پور
 
|تاریخ مرگ              =  
 
|تاریخ مرگ              =  
 
|محل مرگ                =  
 
|محل مرگ                =  
سطر ۱۱۶: سطر ۱۱۶:
 
====[[محمدرضا سهرابی نژاد]]====
 
====[[محمدرضا سهرابی نژاد]]====
 
{{گفتاورد تزیینی|پیش از انقلاب مطالبی می‌خواندم که می‌گفت اسامی دارای بار هستند و مصداق این حرف اسماعیل امینی است که نامش دارای بار است. در حوزه‌های شعری مختلف دارای سابقه‌ای طولانی است و به اندازه خودم از او درس گرفتم و خود را شاگرد وی می‌دانم. '''امینی امین است'''. بخیل نیست و چیزهایی که یاد گرفته را در اختیار دیگران قرار می دهد و منشی آزاد دارد وی حق طلب است و هر روز رنگ عوض نمی‌کند و مانند بسیاری برای لقمه‌ای نان خود را نمی‌فروشد.<ref name=دیدگاه/>}}
 
{{گفتاورد تزیینی|پیش از انقلاب مطالبی می‌خواندم که می‌گفت اسامی دارای بار هستند و مصداق این حرف اسماعیل امینی است که نامش دارای بار است. در حوزه‌های شعری مختلف دارای سابقه‌ای طولانی است و به اندازه خودم از او درس گرفتم و خود را شاگرد وی می‌دانم. '''امینی امین است'''. بخیل نیست و چیزهایی که یاد گرفته را در اختیار دیگران قرار می دهد و منشی آزاد دارد وی حق طلب است و هر روز رنگ عوض نمی‌کند و مانند بسیاری برای لقمه‌ای نان خود را نمی‌فروشد.<ref name=دیدگاه/>}}
 
====[[ناصر فیض]]====
 
:من و امینی با هم وارد دانشگاه شدیم. من تا مقطعی ادامه دادم ولی امینی باید بیشتر ادامه می‌داد زیرا از همان ابتدا دکتر بود و حضورش سر کلاس‌ها وزن داشت. برخی اساتید از حضور وی ناراحت بودند زیرا باید حواسشان را بیشتر جمع می‌کردند تا مبادا امینی ایرادی از آن‌ها بگیرد.<ref name=دیدگاه/>
 
  
 
====[[علی محمد مؤدب]]====
 
====[[علی محمد مؤدب]]====

نسخهٔ ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۷

اسماعیل امینی
Esmaeil amini.jpg
شاعران از رودکی تا عنصری
بی‌گمان دارند هریک دکتری
نام اصلی اسماعیل امینی
زمینهٔ کاری سرایش، نویسندگی، تدریس، پژوهش و داوری
زادروز ۱۸دی ۱۳۴۲[۱]
تهران
پدر و مادر محمد، جواهر ابراهیم‌پور
پیشه طنزپرداز، نویسنده، مدرس، پژوهشگر و داور جشنواره‌های ادبی
سبک نوشتاری طنز
کتاب‌ها «دکتر بازی»، «خندمین تر افسانه» و...
فرزندان بهنام
مدرک تحصیلی دکتری زبان‌وادبیات فارسی
دانشگاه تهران ، قم
استاد قیصر امین‌پور، محمدرضا شفیعی کدکنی، سید حسن حسینی و...
دلیل سرشناسی طنزپردازی
اثرپذیرفته از سید حسن حسینی

اسماعیل امینی شخصیت کاری و حرفه‌ای مختلفی دارد. او شاعر، منتقد، نویسنده، طنزپرداز، مدرس، پژوهشگر و داور جشنواره‌های ادبی است.


* * * * *


طنزپردازی که به جد طنز می‌نویسد و معتقد است طنز صرفا برای سرگرمی نیست.[۲]او اصالتا اهل خلخال است و قلم طنزش هم به اصالتش باز می‌گردد زیرا مردم خلخال اغلب شوخ‌طبع هستند و حتی بداهه شعر طنز هم می‌گویند. در ساختن چهارشنبه‌های گل‌آقایی با کیومرث صابری همکاری می‌کرد. وی عضو تحریریه هفته‌نامه گل‌آقا بوده.[۳]امینی از دوران نوجوانی به دو زبان فارسی و ترکی شعر می‌سراید و شعرهای طنز و غیرطنز بسیاری دارد. پژوهش در حوزه‌ی طنز را با سالنامه گل‌آقا آغاز کرد و می‌گوید: «سالنامه گل‌آقا زمینه خوبی بود تا کسانی که کار طنز می کنند در آنجا مقالات پژوهشی خود را منتشر کنند.» پژوهش‌های ارزشمندی در زمینهٔ طنز انجام داده مانند پایان نامه‌اش در دورهٔ کارشناسی ارشد؛ موضوع آن «طنز در مثنوی» بوده که بعدها آن را به صورت کتابی با نام خندمین تر افسانه (جلوه‌های طنز در مثنوی معنوی) منتشر کرده است.[۲] لبخند سعدی دیگر کتابی در این زمینه است. در حوزه‌ی طنز منبع کم است و امینی برای چنین پژوهش‌هایی زمان صرف می‌کند و آثاری که در این زمنینه دارد بسیار ارزنده هستند.[۴]او سال‌ها در زمینه‌های مختلف با مطبوعات همکاری کرده است. وی صاحب رتبه‌های نخست در جشنواره‌های مهم ادبی است. مانند کسب رتبه نخست در بخش پژوهش جشنواره بین المللی طنز، کسب عنوان برتر در بخش فعالیت‌های ادبی جشنواره فجر.

محتویات

داستانک

داستانک‌های انتشار

داستانک عشق

دست‌ خط دکتری

ٰقیصر امین پور، هم استاد و معلم من بود و هم دوست و برادرم. در دفتر شعر جوان، برای نقد اشعار اعضا، برای‌شان نامه می‌نوشتیم. قیصر تاکید داشت که نامه‌ها دست نویس باشد، چون نامۀ تایپی، صمیمت دست نوشته را ندارد. قیصر خیلی خوش خط بود و من بد خط می‌نوشتم. یک بار قیصر دست خط مرا که دید گفت: با این دست خط تو استعداد دکتر شدن داری!

داستانک شاگرد

داستانک مردم

ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود

داستانک‌های دشمنی

داستانک‌های دوستی

داستانک‌های قهر

داستانک‌های آشتی‌ها

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است

از ارتباط با خدا می‌گوید

زمانی که از دکتر امینی درباره‌ی مذهب پرسیدیم گفت؛

مولانا جلال‌الدین می‌فرماید:
خندمین‌تر از تو هیچ افسانه نیست
بر لب گور خراب خویش ایست

طنز به من آموخته است که انسان، در تکاپوی خویش میان بی‌کرانگی اراده و آمال موعود و محدودیت واقعیت‌های موجود، درمانده و سرگردان است. پس مجالی برای خود بینی و پررویی و سرکشی نیست. در این درماندگی و سرگردانی، مگر خدا به داد آدمی‌زاد برسد. باز به تعبیر مولانا جلال‌الدین:

بی عنایات حق و خاصان حق گر مَلَک باشد سیاهستش ورق

داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن

در روز هجدهم دی ماهِ سالِ ۱۳۹۷ خبرگزاری مهر گزارش داد: اسماعیل امینی که سرگروه بخش شعر در اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود از این سمت انصراف داد. وی درباره‌ی انصراف خود توضیحاتی هم داد. او معتقد است که در کار فرهنگی نباید پنهان‌کاری، سیاسی‌بازی و کار امنیتی باشد! بهتر است تنها به صاحب فرهنگ و ادب توجه شود. چرا در چنین اداره‌ای سیاست بالاتر از دین، اخلاق و زبان‌فارسی است؟ در صورتی که این سه مهم در اولویت قرار دارند نه سیاستمدار.
«وقتی می‌بینم نگاه حاکم با نگاه من تفاوت دارد از ادامه کار منصرف می‌شوم که شدم.»[۵]

داستانک‌های دارایی

داستانک‌های زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)

داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده

داستانک‌های مشهور ممیزی

داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری

فدای یک تار مویش!

در طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر، اسماعیل امینی و دوستش صابر قدیمی از تعطیلی جلسه‌های ادبی و فرهنگی فرهنگ‌سراها گلایه کردند و بعد از گذشت چند ماه نام قدیمی در لیست سیاه دیده شد. همین اتفاق موجب شد تا روز ۱۸خرداد ۱۳۹۸اسماعیل امینی پستی در صفحهٔ اینستاگرامش منتشر کند و بنویسد:

من از طرف خودم و از طرف صابر قدیمی و حتی از طرف تمامی شاعران و هنرمندان و مردمی که به جلسات فرهنگ‌سراها می‌آمدند، اعلام می‌کنم که ما اشتباه کردیم و پشیمانیم و حق با مدیران قدرتمند و قاطع سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است و هر چه جلسه ادبی و شاعر و هنرمند و دوستدار شعر است فدای یک تار موی مدیران و قربانی یک پینه پیشانی ایشان. مرگ بر شعر و هنر و درود بر مدیران قاطع و مقتدر.[۶]

داستان‌های دیگر

زندگی و تراث

سال‌شمار زندگی

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

اسماعیل امینی روز هجدهم دی ماه ۱۳۴۲ در خیابان سلسبیل(رودکی فعلی) دیده به دنیا گشود. دو سال داشت که به همراه خانواده به نازی‌آباد نقل مکان کردند. در خانه به زبان ترکی سخن می‌گفتند و او زبان فارسی را در مدسه آموخت. در دوران کودکی ماه محرم به همراه پدر و برادر به هیئت‌ها می‌رفت ضرب و آهنگ نوحه برایش بسیار جذاب بود و بدون این‌که معنی بداند نوحه حفظ می‌کرد. جذابیتی که کلام آهنگین برایش داشت باعث شد تا شعرها و ترانه‌هایی که از رادیو می‌شنود را هم حفظ کند. آشنایی او با طنز به سبب مطالعهٔ کتاب و نشریات بود و از همان دوران فعالیت طنزنویسی را با کوچک‌ترین نشریه آغاز کرد؛ در اواسط دههٔ پنجاه که ده دوازده ساله بود نشریه‌ای دست‌نویس برای بچه‌های فامیل تهیه می‌کرد که بیشتر مطالب طنز در آن گنجانده می‌شد. وی شعر سرودن را از روزگار نوجوانی آغاز کرد. سروده‌هایش را نزد دانش‌آموزان سال بالایی و معلم ادبیات می‌برد و می‌گفت این شعر را دوستم نوشته و از من نظر خواسته اما من سر در نمی‌آورم، و این‌گونه نظر آنان را می‌پرسید. گر چه آن‌ها خیلی وقت‌ها می‌گفتند به درد نمی‌خورد. رشته‌ٔ انتخابی او در دبیرستان برق بود. البته به اصرار برادر بزرگ‌ترش. اما همچنان به ادبیات عشق می‌ورزید. در همان دوران دبیرستان نیز برای نشریات طنز، مطلب و شعر طنز می‌فرستاد. پس از گرفتن دیپلم با چند سال فاصله به دانشگاه رفت. سال ۱۳۷۵ در دانشگاه آزاد مرکز تهران در مقطع کارشناسی رشته ادبیات، شروع به تحصیل کرد. طنزنویسی مستمر و حرفه‌ای خود را از دهه شصت آغاز کرده و تا به امروز هم ادامه دارد.[۷]

شخصیت و اندیشه

زمینهٔ فعالیت

اسماعیل امینی فعالیت‌های مختلفی در حوزهٔ فرهنگ و ادب دارد؛ سال‌هاست که برای مطبوعات طنز می‌نویسد، شعرهای طنز و غیرطنز می‌سراید. او مدرس دانشگاه است. چندین دوره در جشنواره‌های ادبی داور بوده. در این میان کارهای فرهنگی ارزشمندی نیز انجام می‌دهد؛ او رئیس کمیته ادبی انجمن اهدای عضو ایرانیان است. و بسیاری را نیز در این حرکت زیبای فرهنگی با خود همراه کرده است.

یادمان و بزرگداشت‌ها

چند منظر

حسین قرایی: امینی بیشترین جدیت را در حوزه نقد داشته و بیشتر به عنوان منتقد شناخته می‌شود.[۸]


♦ ♦ ♦ ♦ ♦
محمود عبدالحسینی: منش فردی و اجتماعی امینی نشأت گرفته از پیامبر اسلام است.[۸]
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
حسین اسرافیلی: از هم صحبتی با اسماعیل امینی همیشه درس گرفته‌ام واز ابعاد مختلف می‌توان به امینی پرداخت.[۸]
♦ ♦ ♦ ♦ ♦
شهرام شکیبا: امینی به خوبی نگاه طنز و آکادمیک را با هم جمع کرده است. نگاه آکادمیک از ویژگی‌های امینی است طنز امینی معقول است و هیجان‌زده نوشته نمی‌شود.[۸]


محمود دست‌پیش

تواضع و انسانیت امینی بسیار بالاست وی جای کوچک‌ترین فرزند من است ولی بسیار صاحب احترام است. او از نظر قدرت و آشنایی به زبان آذری در سطح بالایی قرار دارد.[۸]

محمدرضا سهرابی نژاد

علی محمد مؤدب

نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش

از آثارش می‌گوید

بدون تواضع و ملاحظات و به صراحت می‌نویسم که ارزیابی من از آثارم این است: هیچ، هیچ، هیچ به تعبیر سطری از یک شعر دکتر شفیعی کدکنی؛ کشتی او کاغذی میانهٔ رگبار

موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران

امینی از صابری می‌گوید

صابری به دیگر طنزنویسان یاد داد که می‌توان طنز نوشت اما شلخته و ترسو نبود. انتقاد کردن خارج از طیف ارزش‌های انقلاب و زیر سوال بردن مسئولان نیست. می‌توان صاحب تفکر و اندیشه بود اما بله قربان گو و منفعل نبود.[۹]

نگاهش به سید حسن حسینی

سلمان هراتی

سلمان هم خیلی ساده و خوب تجربه می‌کرد و شعرش بدون نقاب بود. مثل خودش تجربه می‌کرد و صادقانه می‌نوشت. خیلی منتظر ارزیابی شرایط و اینها نبود.

قیصر معلم او بود

همراهی‌های سیاسی

مخالفت‌های سیاسی

بدرقه نشد!

در پی استعفا و کناره‌گیری اسماعیل امینی از اداره کتاب، میثم امیری که فعال فرهنگی و از مسئولان بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان است با نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌ به این موضوع واکنش نشان داد. نامه‌ی مذکور بدین شرح است:

مقام عالی وزارتِ ما

جناب دکتر صالحی عزیز این وزارتِ فخیمه -که این «کیبورد» هم یکی از هموندانش است- کارگزارانی دارد از جنس دکتر اسماعیل امینی که می‌نشیند، لبخند می‌زند، مخالفت می‌کند، موافقت می‌کند؛ نه می‌خواهد دنیایش را زور کند، نه می‌خواهد دنیایی زور شود؛ اهل گفت‌وگو، حتّی اگر مسئول میزِ شعر اداره ممیزی باشد، برخلافِ تمام اسلاف و اخلاف و با این شیوه حتّی برخلاف آیندگانی که پنهان را بر آشکار ترجیح می‌دهند. او بر آیینی می‌زید که فرهنگ ملّی ایرانیان، بخش‌نامه شماره‌شده‌ای نیست که بخواهد به آن بی‌اعتقاد باشد. او چنین است چنان که جنمِ شما رئیس فرهنگ‌خانه خیابان کمال‌الملک‌مان چنین است. چنین خادمانِ فرهنگی همانند نقشه شهری منطقه‌ شش هستند در پیرامون خیابان‌های کریمخان، قرنی، ایران‌شهر، طالقانی‌. همه به هم راه دارند و هیچ معبری بن‌بست نیست و هیچ گذرگاهی بسته. دینش طالقانی است، قلبش ایران‌شهری، ایثارش قرنی و وکالتش زندی. پارک هنرمندان دارد، خطِ دوچرخه‌سواری دارد. کافه‌های شلوغ دارد و کتاب‌فروشی‌های معمور. با شما سخن گفتم چون شما را گوشی شنواست برای شنیدن و از خُلقِ صوفیانه شریفانی از جنس امینی سخن گفتن. آن دیگران هنوز دل‌تنگِ اهل فرهنگ نمی‌شوند. مقام عالی وزارت ما اداره ممیزی ما اعتبار از امثال دکتر امینی می‌گرفت که می‌شد با سخنش موافقت یا مخالفت کرد؛ رودخانه پرخروش ادب را مأوا گرفته است که غریقش هم محترم بود چه رسد به نجات غریقی چون اسماعیل امینی. رفتن حضرتش حرفی و دربست قبول، بدرقه امّا انتظار زیادی نیست؛ تماس با جنابش و تبریک روز تولدش به ۱۸ دی که امروز باشد نور علی نور است؛‌ شما چنین هستید؛ ما هم از شما چنین می‌آموختیم که یادآوری کردیم. روزهای سربلندی پایدار.[۵]

نام‌های دسته‌جمعی

بیانیه‌ها

بیت محبوبش

بیت مورد علاقهٔ سرایندهٔ دکتربازی آخرین بیتِ شعر «در حقیقت شاعر» از کتاب «دلقک و شاعر دربار» است؛

دلقک و شاعر دربار یکی‌ست
پیش سلطان اسباب طرب است

جمله‌ای از ایشان

خلقیات

منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)

گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)

برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

بنیان‌گذاری

تأثیرپذیری‌ها

در جلسه نقد کتاب «دلقک و شاعر دربار» ساعد باقری اقرار کرد که کتاب بیش از انتظار او بوده اما این بدین معنی نیست که از قلم امینیِ استاد انتظار این شعرهای ناب را نداشته. او خاطر نشان کرد؛ شاعریِ اسماعیل امینی تحت تأثیر شاعری سید حسن حسینی است. ویژگی‌هایی که هم در شعر امینی و هم در شعر حسینی نمایان است؛ روح جست‌وجو‌گری ، این که اساسا چه حرفی قابل گفتن است و جدی گرفتن این دنیا و عالمش. باقری افزود؛ همه‌ی شعرهای این کتاب درخشان نیست. اما آن‌چنان که در آثار سید حسن حسینی حرف لغو به چشم نمی‌خورد در کار امینی هم لغو وجود ندارد.

استادان و شاگردان

علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

آثار و کتاب‌شناسی

سبک و لحن و ویژگی آثار

اسماعیل امینی شاعری دلتنگ و دردمند است و شعر شاعرانی چون او در این روزگار غنیمت است. نگاه شعرهای او اجتماعی است. آثار وی در نظم معتدل می‌باشد و جریان و بازیِ خاصی در آن وجود ندارد.[۱۰]

کارنامهٔ امینی تا به امروز

تألیفات

خندمین تر افسانه (طنز در مثنوی معنوی)
تبسم دوست (لطایف و مطایبات در کلام [امام] خمینی)
لبخند سعدی (طنز در غزل‌های سعدی)
لبخند غیرمجاز (مجموعه نثرهای طنز)
جلسۀ شعر (مباحث آموزشی و نقد شعر)
نشر اکاذیب (مجموعه شعر طنز)
دکتر بازی (مجموعه شعر طنز)
دلقک و شاعر دربار (مجموعه شعر)
عمو زورگیر (مجموعه شعر طنز)
لبخند بر لب شعر (گزیده شعر طنز برای نوجوانان)
بوستان بی‌درخت (مجموعه شعر طنز)
ببر در کوزه (مجموعه شعر طنز)
خنده باکلاس
جلسه طنز (مباحث آموزشی طنز و نقد و تحلیل متون طنز)
چگونه نویسنده شویم
چگونه مدیر فرهنگی شویم
بوستان بی‌درخت(مجموعه شعر طنز)

مقالات

طنز در شعر عاشورایی
جرعه: شعر کوتاه مخاطب کم‌حوصله
جرعه (شعر درون گرای دیروز)
ترانه و بیم ابتذال
بر لب گور خراب خویش (کاربرد تربیتی طنز)
آدم چطوری شاعر می شود؟
گرگ بیمار غزل
سحر غزل و اعجاز بیان سعدی: نگاهی به کتاب تکوین غزل و نقش سعدی نوشته دکتر محمود عبادیان
آدم چطوری ترانه سرا می شود؟!
برخی شعرها فقط خارند(شیفتگی و خودشیفتگی شاعرانه)
گفتن و نگفتن (نگاهی به طنزآوری دکتر سید حسن حسینی در «نوشداروی طرح ژنریک»)
لطفاً کاری به کار شعر نداشته باشید
شیفتگی عاطفی با داوری علمی؟
رزق در مثنوی معنوی
جد تکوین ما به طنز بخوان (تأملی در طنزآوری های علی معلم دامغانی)
شعر انقلاب، زیستن با مردم
سواد شفاهی و شعر یک‌بار مصرف
کارنامه دانشوران ایران و اسلام[۱۱]

جوایز و افتخارات

منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)

بررسی چند اثر

لبخند بر لب شعر

در «لبخند بر لب شعر» شعر شاعرانی چون رودکی، عطار، سنایی و... را می‌خوانیم که خیلی به طنزپردازی مشهور نبودند. این اثر برای اولین‌بار، همزمان با نمایشگاه کتاب تهران منتشر شد. مخصوص گروه سنی نوجوان است و منتخبی است از شعرهای رودکی تا شاعران معاصر در قالب طنز. در مقدمه‌‌ی کتاب درباره‌ی شاخه‌های مختلف طنز توضیح داده شده. این اشعار با توجه به گروه سنی مخاطبان انتخاب شده و نویسنده به توضیح لغت‌های دشوارهم پرداخته است.[۱۲]

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها

منبع‌شناسی

منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

جستارهای وابسته

پانویس

منابع

پیوند به بیرون