سید مهدی شجاعی

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سید مهدی شجاعی
زمینهٔ کاری داستان کوتاه، رمان، فیلمنامه، نثر ادبی، داستان کودکان و نوجوانان، ادبیات نمایشی و نیز ترجمه در برخی از این حوزه‌ها
زادروز ۱۳۳۹خورشیدی
تهران
رویدادهای مهم انقلاب اسلامی ایران، دفاع مقدس
بنیانگذار ماهنامهٔ نیستان، انتشارات نیستان، کلاس‌های مجازی آکادمی داستان‌نویسی.
پیشه ناشر
سال‌های نویسندگی ۱۳۴۹ تاکنون
سبک نوشتاری رئالیست دینی
کتاب‌ها کشتی پهلوگرفته، سقای آب و ادب، غیر قابل چاپ، دموکراسی یا دموقراضه
فرزندان علی، ریحانه، رضوانه
مدرک تحصیلی کارشناسی نمایشنامه‌نویسی و ادبیات دراماتیک
دانشگاه دانشکده هنرهای دراماتیک
دلیل سرشناسی داستان‌ها و نثرهای ادبی‌دینی، ترجمه ادعیه و مناجات‌ها به زبان ادبی و شاعرانه.
اثرپذیرفته از عموی روحانی، دکتر علی شریعتی، پرویز خرسند

سید مهدی شجاعی، داستان‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی است.[۱] [۲]

* * * * *

سیدمهدی شجاعی در شهریور‌ماه سال ۱۳۳۹ در تهران به‌دنیا آمد و ۱۷ سال بعد با دیپلم ریاضی، وارد دانشکدهٔ هنر‌های دراماتیک برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ تئاتر می‌شود. او در بدو ورود به دانشکده، گرایش کارگردانی تئاتر را برمی‌گزیند و حدود سه سال نیز با همین گرایش پیش می‌رود و عموم واحد‌های کارگردانی را پشت‌سر می‌گذارد. در این زمان که ۲۰ سال سن دارد، از میان مسیر‌های مختلف پیش رو، نویسندگی را به‌عنوان عشق، حرفه و زندگی برمی‌گزیند و تصمیم می‌گیرد که همهٔ فعالیت‌هایش را با این انتخاب هم‌سو گرداند. تغییر رشته از کارگردانی به نمایشنامه‌نویسی و ادبیات دراماتیک و اعلام انصراف از ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی به‌رغم گذراندن عموم واحد‌های مهم و اساسی، تمرکز بیشتر در داستان‌نویسی و حضور قلمی در مطبوعات و.... همگی اقداماتی هستند که بر سرعت او در این مسیر می‌افزایند. اصلی‌ترین دغدغهٔ سید‌مهدی شجاعی، طی سه دههٔ گذشته و نیز محور اصلی تمام فعالیت‌های اجرایی او در این سال‌ها، هنر و ادبیات متعهد، اعتلای فرهنگ و هنر دینی و تقویت و سامان‌بخشی هنرمندان این عرصه است. این حرکت با صفحهٔ فرهنگی روزنامهٔ جمهوری اسلامی و صفحهٔ صحیفه آغاز می‌شود. حضور او در اولین‌تشکل هنرمندان پس از انقلاب در قالب حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی، که بعدا به‌نام حوزهٔ هنری شناخته می‌شود، حاکی از همان دغدغهٔ همیشگی و بنیادین اوست. او معاونت هنری حوزهٔ هنری را براساس همین دغدغه‌ها می‌پذیرد و بخشی از اهداف و آمال خود را در زمان تصدی مدیریت انتشارات برگ محقق می‌سازد. شجاعی در سال ۱۳۷۴ مجلهٔ فرهنگی و هنری نیستان را بنیان می‌گذارد و خبرگان و صاحب‌نظران این عرصه را به همکاری فرامی‌خواند و با حضور و مساعدت هنرمندان متعهد و اندیشمند، الگوی یک مجلهٔ سالم و مستقل فرهنگی را ارائه می‌کند. در همین ایام، انجمن قلم ایران شکل می‌گیرد و دبیرخانهٔ آن فعالیتش را در دفتر نیستان آغاز می‌کند و پس از آن به تأسیس انتشارات نیستان مبادرت می‌ورزد تا بلکه در بستر نشر به برخی از اهداف و برنامه‌های خود دست پیدا کند. انتشارات کتاب نیستان در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۳ بیش از ۱۶۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده که بیش از ۵۰ جایزهٔ داخلی و خارجی را به خود اختصاص داده‌اند.[۳]

سیدمهدی شجاعی از نویسندگان معاصر است که روایت‌های تاریخی و مذهبی را با آرایه‌های ادبی درمی‌آمیزد. او پایه‌گذار سبک‌ و روش‌ نوینی در نثر امروز است؛ نثری شاعرانه که با به‌کارگیری آن، شیوه‌ای از نثر و داستان شاعرانه در حوزهٔ ادبیات مذهبی خلق شده است.[۴]

سیدمهدی شجاعی، نویسنده‌ای است که شهرت و تیراژ برخی از آثارش در ادبیات امروز کم‌نظیر است. مناجات‌های او ـ اعم از ترجمه‌ها و نوشته‌هایش ـ از شیوه و نثرِ شاعرانهٔ خود و نیز فضای عرفانی جاری در مناجات‌های مذهبی قوام می‌گیرد. شجاعی در حوزه‌های نثر ادبی، داستان کوتاه، رمان، فیلمنامه، داستان کودکان و نوجوانان، ادبیات نمایشی و نیز ترجمه در بعضی از این حوزه‌ها، آثار بسیاری را به رشتهٔ تحریر درآورده است.[۵]

نثر سیدمهدی شجاعی، نثری عاطفی، تغزلی و همراه با مونولوگ (تک‌گفتاری درونی) است. در آثار او بیشتر به حماسه‌هایی از صدر اسلام، هشت سال دفاع مقدس، وقایع روز عاشورا و داستان‌های مربوط به کربلا برمی‌خوریم. بخشی از داستان‌های کوتاه او نیز از مضامین اجتماعی برخوردارند.[۶]

آیینه‌ای از سید مهدی شجاعی

«دوست دارم یک لحظه اون بلندگو رو بگیرم و در حضور همین جمع، با همهٔ وجود به آقا التماس کنم که: "آقا نیا!" یا لااقل کمی دیرتر بیا تا ما چشمامونو از این‌همه آلودگی پاک کنیم، تا ما ادب حرف‌زدن با شما رو یاد بگیریم، تا ما قبل از هرچیز، خودمون بفهمیم که از چه کسی، چه‌آمدنی را طلب می‌کنیم.»

مذهب و ارتباط با خدا

وقتی از او پرسیدند: «هیچ گله‌ای نداری از رفتن رضوانه؟!» گفت: «ابداً. رضوانه را به جایی بردند كه صدها بار بهتر از من نگهداری و پذیرایی می‌كنند. من هزاران هزار لطف در این مصیبت دیدم. گاهی فكر می‌كنم كه اگر من می‌رفتم و رضوانه می‌ماند، خیلی بدتر بود. دوری او را من راحت‌تر تحمل می‌كنم، تا مثلا او می‌خواست دوری مرا تحمل كند. در ثانی، حدیثی از معصوم است كه: "بچه‌های شیعیان ما تربیت‌شان برعهدهٔ حضرت فاطمه (س) است." واقعاً من رضوانه را هرچقدر هم كه می‌خواستم خوب تربیت كنم، قابل قیاس با تربیت فعلی‌اش در دامن خانم فاطمه زهرا (س) نبود. كدام لطف از این بالاتر. از این‌ها گذشته، ما باید داغ‌هایمان را با مصیبت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام مقایسه كنیم. خودِ همین، آدم را التیام می‌دهد. مضاف بر این، هروقت دوستانمان مشرّف به حرم امام رضا (ع) می‌شدند می‌گفتند: "ما رضوانه را آن‌جا می‌دیدیم!" خودِ من هم یكی دوباری كه رفتم، به شكل عجیبی حضور او را احساس می‌كردم. آیا این‌ها جای شكر ندارد؟»[۵]

«و نه او که مردم هم نفهمیدند که کتاب بدون امام، کتاب نیست، کاغذ و نوشته‌ای است بی‌روح و جان و نفهمیدند که قبلهٔ بدون امام قبله نیست و کعبهٔ بدون امام سنگ و خاک است و قرآن بدون امام، خانهٔ بی‌صاحبخانه است.»

حکایت نوشتن کتاب پدر، عشق، پسر

می‌گفت سال‌هاست آرزو داشتم کتابی دربارهٔ امام حسین (ع) بنویسم تا از این طریق به ایشان عرض ادبی کرده باشم و قطره‌ای از این دریا را به مخاطبان انتقال بدهم. اما نزدیک‌شدن به ایشان تنها به ذوب‌شدن ما می‌انجامید. این بود که گفتم بهتر است ابتدا از آیینه‌ها و آنانی که جلوه‌ای از او دارند شروع کنم. شاید اولین‌آیینه حضرت علی‌اکبر (ع) بود. او به‌دلیل انطباق وجوهٔ عدیده با پدر و جدّ خود، انتخاب خوبی بود. مابقی چیزها کرامات خودشان بود که مرا به نوشتن کتاب پدر، عشق، پسر هدایت کرد.[۷]

«ای خدای قنوت‌های تب‌دار! تو چه نزدیکی آن زمان که دست‌ها به‌سوی تو بالا می‌آید. پای ما را از زمین بکن.»

محاکمهٔ رُزیتاخاتون

رزیتاخاتون اسم مطالبی بود طنزآلود که به‌صورت مرتب به‌مدت دو سال و نیم سیدمهدی شجاعی در مجلهٔ نیستان می‌نوشت. این نوشته‌ها رنگش سیاه بود و از دردِ فرهنگی می‌گفت؛ اما ناخواسته گوشهٔ قبای سیاست را هم لکه‌دار می‌کرد؛ تا این‌که رییس دادگستری ‌وقتِ تهران به یکی از این ‌مطالب که اسمش «ازدواج به شکل تعاونی» بود، گیر داد و آن را خلاف عفت عمومی تشخیص داد و از نویسنده و نیستان شکایت کرد و جفتشان دادگاهی شدند... دفاعیهٔ‌ این دادگاه و دو مصاحبهٔ‌ بعد از مراسم دادگاه نیز بعدها در کتابی که به نام رزیتاخاتون چاپ شده، آمده است. شجاعی اگرچه از اتهام تبرئه شد، اما به‌عنوان اعتراض، خود مجلهٔ نیستان را تعطیل کرد.[۸]

یکی از حکایت‌های رزیتاخاتون

متن زیر از بخشی از رزیتاخاتون، باعنوان «چرا زن نمی‌تواند رییس‌جمهور شود؟!» انتخاب شده است: «مسئله فقط این نیست که رییس‌جمهور باید زن باشد. این‌که نصف نماینده‌های مجلس یا تمام آنان هم زن باشند، باز مسئله حل نمی‌شود .گیرم که تمام وزرای کابینه هم زن باشند یا رگه‌هایی از زنانگی در آنان هویدا بشود، این هم به مسکّن موقت می‌ماند؛ درمان محسوب نمی‌شود. هنوز آن جاهایی که باید خنک شود، نمی‌شود. فرض کنیم یک مرد هم در میان تمام قضات دادگاه‌ها باقی نماند، همه از مردانگی عدول کنند یا جای خود را به زن‌ها بسپارند. این خوب است؛ بخشی از موفقیت است. ولی همهٔ مطلب نیست. اشتباه می‌کنند؛ زن‌هایی که به همین چند قدم کوچک راضی می‌شوند و کار را تمام‌شده می‌پندارند...»[۸]


زندگی و یادگار

مروری بر زندگی و فعالیت‌ها

در سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد و هفده سال بعد با دیپلم ریاضی، برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شد. او در بدو ورود به دانشکده، گرایش کارگردانی تئاتر را برگزید و حدود سه سال نیز با همین گرایش پیش رفت و عموم واحدهای کارگردانی را پشت سر گذارد. در این زمان که به سن بیست سالگی رسیده‌بود، از میان مسیرهای مختلف پیش رو، نویسندگی را به عنوان حرفه برگزید. به همین جهت از رشته کارگردانی به نمایشنامه‌نویسی و ادبیات دراماتیک تغییر جهت داد و همچنین با اعلام انصراف از ادامه تحصیل همزمان در رشته علوم سیاسی، علی‌رغم گذراندن عموم واحدهای مهم و اساسی، تمرکز خود را به‌طور ویژه در حوزه داستان‌نویسی قرار داد. حوالی سال‌های ۵۸ و ۵۹ یعنی حدود ۲۰ سالگی، اولین آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب منتشر شدند.

سید مهدی شجاعی حدود هشت سال مسئول صفحه‌های فرهنگی و هنری روزنامهٔ جمهوری اسلامی و سردبیر ماهنامهٔ صحیفه بود. او سال‌های متمادی نیز مسؤلیت سردبیری مجله رشد جوان و هم‌ زمان مدیریت انتشارات برگ را بر عهده داشت. او در انتشارات برگ به انتشار حدود ۳۰۰ کتاب از نویسندگان، هنرمندان و محققان کشور همت گماشت.

مسؤولیت داوری چند دوره از جشنواره فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعالیت‌های هنری و فرهنگی او طی سال‌های ۶۵ تا ۷۵ به‌شمار می‌روند.

اگرچه رشته تحصیلی‌اش ادبیات نمایشی بوده و چند نمایش‌نامه هم به دست چاپ سپرده، اما بیش‌تر بر روی داستان‌نویسی متمرکز شده و مجموعه‌هایی از داستان‌های کوتاه و بلند مانند «سانتاماریا»، «غیرقابل چاپ» «سری که درد… می‌کند» را منتشر کرده‌است. از دیگر آثار هنری سید مهدی شجاعی، قطعه‌های ادبی اوست که در قالب چند کتاب به بازار نشر روانه شده‌اند.

فیلم‌نامه‌های «بدوک»، «دیروز بارانی» و «پدر» کارهای سینمایی مشترک او با مجید مجیدی هستند و فیلم‌نامه «چشم خفاش» و «قله دنیا ۲» کارهای سینمایی مشترک او با بهزاد بهزادپور. همچنین فیلم‌نامه «تیر چراغ برق» اثر مشترک سید مهدی شجاعی، مجید مجیدی و بهزاد بهزاد پور است.

از دیگر فیلم‌نامه‌های سیدمهدی شجاعی، می‌توان به «کمین»، «قله دنیا ۱» و «مسافر کربلا»، «آخرین آبادی» و «مردی از جنس نور» اشاره کرد. فیلمنامه سریال ۱۳ قسمتی شهید چمران با نام «مرد رؤیاها» و فیلمنامه سریال ۲۶ قسمتی حضرت یوسف (ع) با عنوان «یعقوب‌ترین یوسف، یوسف‌ترین زلیخا» از دیگر آثار بلند وی محسوب می‌شوند.

کتاب‌های «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی»، «سقای آب و ادب»، «دست دعا، چشم امید» و رمان «کمی دیرتر…» حاصل تجربه‌های او در زمینه ادبیات مذهبی هستند.

ادبیات کودک و نوجوان بخش دیگری از فعالیت‌های ادبی جدی و مستمر سیدمهدی شجاعی به‌شمار می‌رود. او در این زمینه تاکنون به تألیف و ترجمه بیش از ۱۰۰ جلد کتاب مبادرت ورزیده‌است.

سرپرستی دائرةالمعارف امام حسین «موسوعة الامام‌الحسین» از دیگر فعالیت‌های تحقیقی او به‌شمار می‌رود که هم‌اکنون در بیست و چهار جلد، توسط انتشارات مدرسه منتشر شده‌است. مجموعه ۳ جلدی «دانستنی‌های اسلامی برای نوجوانان» نیز در سال ۱۳۸۷ به سرپرستی سید مهدی شجاعی، توسط انتشارات کانون پرورش، چاپ و منتشر شد. شجاعی ضمن عضویت در هیئت مدیره کانون پرورش فکری، هم‌اکنون مدیر مسوول انتشارات کتاب نیستان است.

وی در نظرسنجی پیامکی برنامه تلویزیونی کارنامه از شبکه چهار سیما در تاریخ پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲ به عنوان مورد پسندترین نویسنده ایران از سوی مخاطبان این برنامه شناخته شد.

او در سال ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی انتشارات کتاب نیستان کرد. انگیزه اصلی این حرکت معرفی و چاپ برگزیدگان ادبیات در حوزه‌های داستان، شعر و نمایشنامه بود. این پروژه در نهایت در سال ۱۳۸۰ با انتشار بیش از ۲۵۰ دفتر از هنرمندان معاصر خاتمه یافت. کتاب نیستان علاوه بر پروژه «گزیده ادبیات معاصر»، حدود ۴۰۰ عنوان در حوزه‌های ادبیات، ادبیات دینی، مذهب و کودک و نوجوان منتشر کرده‌است.

سید مهدی شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. مطالب طنزی که تحت عنوان رزیتا خاتون و در اعتراض به فضای فرهنگی جامعه آن زمان، در مجله به چاپ رساند، منجر به شکایت علی رازینی دادستان وقت تهران گردید. ماهنامه نیستان در نهایت از اتهامات وارده تبرئه شد، اما سیدمهدی شجاعی اعلام کرد تا زمانی که چنین شاکیانی در عرصه فرهنگی فعالیت می‌کنند، دیگر مجله‌ای منتشر نخواهد کرد. سیدمهدی شجاعی هم‌اکنون مدیرمسئول انتشارات کتاب نیستان است.[۱]

دیدگاه و اندیشه

هنر در کلیت، دینی است

برای من مشکل است که هنر دینی را از هنر غیردینی تفکیک کنم. از آن‌جا که هنرمند از آسمان الهام می‌گیرد، هنر در کلیت، دینی است، چه من بفهمم و چه نفهمم، چه خودآگاهی داشته باشم و چه نداشته باشم. هر هنرمندی، حتی اگر تفکر دینی نداشته باشد، وقتی به خلق هنر دست می‌زند، در ارتباط با آسمان است، تمام آن‌چه از وجود انسان‌های خالص تراوش می‌کند، به‌عنوان هنر دینی تلقی می‌شود.[۹]

خواندن ادبیات کهن

نویسنده‌ای که با ادبیات کهن محشور نباشد، نمی‌تواند در بیان داستان آیینی موفق باشد. هر نویسنده صاحب سبکی در ایران و جهان قطعا اگر سبک‌ساز بوده است، با ادبیات کهن خود محشور بوده است. جلال آل‌احمد در جایی گفته که شانزده‌بار تاریخ بیهقی را تدریس کرده و محمود دولت‌آبادی نیز نویسنده‌ای است که می‌دانیم چقدر با ادبیات کهن محشور است و هر دو نویسنده، صاحب‌سبک هستند. وقتی این تسلط پدید آمد و فکر با آن آمیخت، عصاره‌ای خلق می‌شود که تازه است و می‌شود از آن به‌عنوان فکر تازه یاد کرد. نویسندهٔ امروز خیلی زود می‌خواهد کارش خروجی داشته باشد که غلط است. ما در برابر حقیقت مسئولیم. باید برای نوشتن پژوهش کرد و به مخاطب نیز منابع پژوهش را گفت و میزان استناد متن را شرح داد. ما بیشتر از نثر در شعر صاحب گنجینه‌ایم. من معتقدم برای داشتن نثر قوی باید شعر کهن را خوب بخوانیم.[۱۰]

امانتداری در بیان حقایق و وقایع دینی

نویسندهٔ کتاب کشتی پهلوگرفته می‌گوید: در ادبیات دینی و آیینی موضوع استناد مسئلهٔ مهمی است. از یک سو، ادبیات باید با خلاقیت و خیال همراه باشد و از سوی دیگر، دنبال قواعد استنادی هستیم. یعنی در روایت معصومین (ع) باید چیزی جز آن‌ روایت نکنیم. خارج از این، دست ما برای تخیل باز است. بخشی از ماجرا هم نه به تخیل که به تحقیق بازمی‌گردد. مثلا این‌که بدانیم یک فرهنگ در زمان خودش چگونه جلوه می‌کرده است. دشواری کاری آیینی‌نوشتن در این دست موارد است. اما نکتهٔ دیگر این روزها بی‌قیدی است که برای ذکر مصیبت به آن دچار شده‌ایم. در گذشته میان روایت و نقل شخصی قید داشتیم. مثلا از عبارت «زبان حال» استفاده می‌شد که معلوم بود تلقی ماست از یک ماجرا، اما امروز این مسئله کم‌رنگ شده و جای خودش را به بی‌قیدی داده است. من در زمانی که دربارهٔ حضرت عباس (ع) تحقیق می‌کردیم گاه به مجموعه‌ای چند جلدی می‌رسیدم که عصاره‌اش چند صفحه بود و باقیش همین مطالب بی‌سند و اعتبار.[۱۰]

مذهب و عرفان

مذهب و عرفان، مقوله‌ای برای نوشتن نیست؛ بهانه‌ای برای زیستن است و چراغی برای حرکت‌کردن و پیش‌رفتن و مقصد و مقصودی برای جهت‌یابی و تشخیص مسیر.[۱۱]

منشور چند بعدی شخصیت حضرت زهرا(س)

«منشور ملکوتی فاطمه (ع) را از ابعاد مختلف باید نگریست. معدود زنانی نام‌های خود را بر گذرگاه تاریخ حک کرده‌اند، اما اینان زنانی بوده‌اند که یک شاخه از نهال وجودشان را به باروری و تجلی نشسته‌اند. نام آسیه را دست‌های شهامتش حک کرده است و نام مریم را چشم‌های قداستش و حتی نام خدیجه را قلب رأفتش. اما شخصیت فاطمه (ع)، منشوری چند بعدی است که با افق دیدهای مختلف شایستهٔ بذل توجه است.»[۱۲]

یادمان و بزرگداشت‌ها

مراسم بزرگداشت و مروری بر کارنامهٔ ادبی سیدمهدی شجاعی، عصر روز سه‌شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ باحضور مجید مجیدی، رضا امیرخانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، سهیل محمودی، صابر امامی، حجت‌الاسلام زائری و جمع کثیری از علاقه‌مندان به این نویسندهٔ دینی و اهالی رسانه در موسسهٔ فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. اجرای این نشست برعهدهٔ علی‌اصغر محمدخانی بود.[۱۳]

شامگاه جمعه، دوم شهریورماه، آیین بزرگداشت جشن خانهٔ سینما، تحت‌تاثیر درگذشت عزت‌الله انتظامی و سیدضیاءالدین دری در ایوان شمس، باحضور برخی سینماگران برگزار شد. آخرین‌تقدیر این مراسم به سیدمهدی شجاعی اختصاص داشت و پس از پخش کلیپی از این نویسنده که فعالیت‌های سینمایی و تئاتری زیادی داشته است، مجید مجیدی، کمال تبریزی، علیرضا رضاداد و احمد مسجد‌جامعی برای گرامی‌داشت این آیین به جایگاه آمدند. مجید مجیدی نیز در سخنانی گفت: «باعث افتخارم است که در بزرگداشت ‌کسی حضور داشته باشم که در تکوین فیلمسازی من نقش داشته است. او سهم بزرگی در ادبیات داستانی و شعر و نمایشی داشته و همیشه مثل خورشید درخشیده است.» کمال تبریزی نیز نوشتاری را از سوی سیدمحمد خاتمی برای سیدمهدی شجاعی قرائت کرد.  سیدمهدی شجاعی پس از دریافت تندیس، گفت: «جامعه ‌آمال‌باخته را نمی‌شود بلند کرد.» آنگاه از آقای نصیریان تا آقای زنجان‌پور و آقای مجیدی که دلیل آمدنش به سینما شدند و نیز دیگر عزیزان و هم‌چنین آقای خاتمی تشکر کرد.[۱۴]

سبک و محل زندگی

شجاعی: «در کیش، کنار کار نوشتن که محصول خلوت، آرامش و هوای پاک و انرژی خاص آن منطقه است، دریا، شنا و پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری، توانست نقش مؤثری در بازیافت بخشی از سلامت ازدست‌رفته ایفا کند. مهم‌تر و مؤثر‌تر از همهٔ این‌ها پرداختن به‌کار گل و گیاه بود. با دو سه نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم قطعه‌زمین کوچکی را که در نزدیکی محل سکونتمان تبدیل به زباله‌دانی شده بود، احیا کنیم. ابتدا زباله‌ها را از زمین خارج و آن‌جا را تمیز و مرتب کردیم. سپس خاک سخت آن را برداشتیم و خاک شیرین جایگزینش کردیم. با هدف ایجاد یک بوستان الگو و نمونه، انواع نهال و گل‌های خاص و کمیاب را از شهر و کشورهای مختلف تهیه و به جزیره منتقل کردیم؛ کاری که اگرچه پر‌زحمت اما شیرین و دلپذیر و آرامش‌بخش بود. دو سه سالی را صرف به‌ثمررسیدن این بوستان کردیم. به‌رغم آزمون و خطاهای گوناگون، روند کار بسیار خوب و رضایت‌بخش بود و طرح و برنامه‌های پیش‌بینی‌شده در شُرف تحقّق بود. اما ناگهان یک روز صبح که در جزیره نبودیم، از طرف سازمان عمران کیش و با دستور مدیران میانی و مسئولان توسعه و نگهداری فضای سبز یک تیم تخریب به آن‌جا یورش برده و با انهدام آن‌چه تلاش دو الی سه ساله ما بود، زمین را مجددا به شکل زباله‌دانی درآوردند و تاکنون هیچ دلیل و توجیهی برای این یورش شبانه ارائه نکرده‌اند. بعد از آن اگرچه از سوی مدیرعامل محترم سازمان عمران کیش اقداماتی در جهت بازسازی و جبران و ترمیم صورت گرفت، ولی هیچ‌گاه دلیل روشنی برای این تخریب ارائه نشد. اما تخریب روحیه و از بین‌بردن انگیزه، برای دوستان و اهالی محل محقق شد. تداعی این حقیقت که کیش، تافتهٔ جدابافته از کل کشور نیست، بلکه ماکت کوچکی از کل کشور است با همهٔ مختصات آن، از قبیل انواع سوء‌استفاده‌ها و سوء‌مدیریت‌های تخریب‌ها و منفعت‌طلب‌ها و فداکردن منافع ملی پیش پای منافع فردی و جناحی و له‌شدن مردم زیر بار فشار اقتصادی و فقدان مرجع و ملجأیی برای تظلم و دادخواهی و... و نهایتا رسیدن به این نقطه که عملیات تخریب روان و انهدام روح و جان در همهٔ نقاط یکسان است.»[۱۵]

بنیان‌گذاری

سیدمهدی شجاعی در جلسهٔ کوتاه با داستان گفت: «کلاس‌های مجازی آکادمی داستان‌نویسی از یک ماه آینده آغاز خواهد شد.»[۱۶] انتشارات کتاب نیستان در اصل فرزند مجلهٔ نیستان است که در سال‌های ۷۲ تا ۷۵ منتشر می‌شد. پس از این که سیدمهدی شجاعی مجلهٔ نیستان را به اعتراض به شکایت رازینی تعطیل کرد، در سال ۱۳۷۵ اقدام به تأسیس انتشارات نمود. انگیزهٔ اصلی این حرکت معرفی و چاپ برگزیدگان ادبیات در حوزه‌های داستان، شعر و نمایشنامه بود. که این پروژه در نهایت در سال ۱۳۸۰ با انتشار بیش از ۲۵۰ دفتر از هنرمندان معاصر خاتمه یافت. کتاب نیستان علاوه بر پروژهٔ گزیدهٔ ادبیات معاصر، حدود ۵۰۰ عنوان در حوزه‌های ادبیات، ادبیات دینی، ‌مذهب و کودک و نوجوان منتشر کرده است.[۱۷]

تاثیرپذیری‌ها

فضای زندگی خانوادگی من، به‌ویژه عموی من که واعظ بسیار باسوادی بود و از شاگردان علامهٔ امینی، در زندگی و کار من تاثیر بسیاری داشت. در میان آثار مکتوب نیز کارهای مرحوم شریعتی و پرویز خرسند به من کمک بسیاری کرد.[۱۰]

فیلم‌ها و نگاره‌های او

فیلمنامه‌های بدوک و پدر، فعالیت‌های سینمایی مشترک وی با مجید مجیدی و فیلمنامه‌های چشم خفاش و قلعه دبا از جمله کارهای سینمایی مشترک شجاعی با بهزاد بهزادپور به‌شمار می‌آیند. از دیگر فیلم‌نامه‌های سیدمهدی شجاعی، می‌توان به کمین و آخرین آبادی اشاره کرد که توسط کانون پرورش فکری کودکان ساخته شده‌اند. سیدمهدی شجاعی فیلمنامهٔ سریال حضرت یوسف (ع) را در ۲۶ قسمت نوشته و نگارش فیلمنامهٔ سریالی شهید چمران را به پایان برده است. وی هم‌چنین فیلمنامهٔ سینمایی ‌مسافر کربلا را به سفارش کانون ‌پرورش فکری کودکان و نوجوانان نوشته است.[۱۸]

فیلم‌های دربارهٔ او

دوم شهریورماه، آیین بزرگداشت جشن خانه سینما، تحت‌تاثیر درگذشت عزت‌الله انتظامی و سیدضیاءالدین دری در ایوان شمس... آخرین‌تقدیر این مراسم به سیدمهدی شجاعی اختصاص داشت و پس از پخش کلیپی از این نویسنده که فعالیت‌های سینمایی و تئاتری زیادی داشته است.

سید مهدی شجاعی از نگاه دیگران

فیروزان، مدیرعامل مرکز فرهنگی شهر کتاب:

حقیقت‌جویی و اسلام شجاعی را می‌شناسم. شجاعی در برخورد با زیبایی و عشق، امر متعال را یافته و در بیان آن استادانه موفق است. این دومین مفهوم وجودی اوست که من می‌شناسم. بررسی کارنامهٔ او از باب شناخت این مفاهیم مهم است.[۹]

مجید مجیدی

شجاعی در اعتقادات و اخلاق، پایداری و ثبوت دارد. او در دفاع از اعتقادات مذهبی‌اش، هیچ ابایی ندارد که حتی به سنتی‌ترین شکل ممکن عمل کند. او به هیچ روی اسیر جریان‌های روشنفکرمابانه نشده است. ماحصل فعالیت او در مجموعه‌ها، تولد فرهنگی کسانی بود که فعالیت قابل توجهی دارند و باعث شکوفایی استعدادهای شهرستانی و گمنام در حوزهٔ نمایش، ادبیات داستانی و شعر می‌شود. امروز در ساحت هنر نبودند کسانی که بتوانند استعدادیابی کنند، به خوبی قابل مشاهده است. شجاعی از خود می‌گذرد و وقتش را با دیگران تقسیم می‌کند، او برای آن‌ها فرصت و امکان مهیا می‌کند. اگر همت شجاعی نبود، شاید بسیاری از کارهای من به سرانجام نمی‌رسد و شاید امروز در جایگاه و موقعیتی دیگر بودم. این در مورد افراد دیگری هم صدق می‌کند. دیگر وجه شخصیت او که در اشاره به آن تاکید دارم، در سی سالی که شجاعی را می‌شناسم، هیچ تغییری در این حوزه، نداشته است. ارتباط تنگاتنگ شجاعی با عامهٔ مردم از جمله دلایل موفقیت اوست.[۹]

محمدرضا سنگری

آن‌چه در لحظهٔ اول برای من جذاب بود و گره‌خوردگی مرا با شخصیت شجاعی بیشتر می‌کرد، دلدادگی و شوریدگی ایشان نسبت به اهل‌بیت (ع) بود. هم از آن خاندان پاک با تکریم و تجلیل یاد می‌کرد و هم محور اصلی آثارش را اهل‌بیت (ع) قرار داده بود. این نویسنده بسیار متواضع است و وقتی در کانون حضور پیدا می‌کرد، بچه‌ها با وی احساس نزدیکی و خودمانی داشتند.[۱۹]

رضا امیرخانی

رضا امیرخانی با اشاره به آثاری که در آن‌ها زندگی معصومان و انبیا، دستمایهٔ کار نویسنده قرار گرفته‌اند، دربارهٔ آثار سیدمهدی شجاعی گفت: «در برجسته‌ترین آثار آقای شجاعی و آن چیزی که به‌نظر من ذخیرهٔ زندگی وی است، زندگی معصومان دستمایهٔ کار یک هنرمند قرار می‌گیرد. این آثار از موفق ترین آثار هستند و جالب این است که رقبای فراوانی هم دارد، اما چه اتفاقی می‌افتد که این آثار در نگاه مخاطب برتر قرار می‌گیرد و جایگاه بالاتری می‌یابد.[۱۳] تفاوت کار شجاعی با دیگران در این است که او داستانی را با استفاده از درام به معنای غربی آن ننوشته است، این هنر اوست. کسانی که از او تقلید می‌کنند، بدل این فن را نیاموخته‌اند. شجاعی نسبت خود با معصوم را می‌داند. به اعتقاد من این اتفاق به‌صورت ناخودآگاه افتاده است.[۹]

راضیه تجار

یک اثر اگر مطلوب واقع می‌شود، آنی دارد و این آن را باور قلبیِ نویسنده به اثر می‌بخشد. بنابراین، اگر نویسنده به موضوعی باور نداشته باشد و آن را برای خودش درونی نکرده باشد، از نوک قلمش چیزی نمی‌چکد که بر دل مخاطب بنشیند. اما دربارهٔ کتاب کشتی پهلوگرفته ‌که با قلمی احساسی و زیبا نوشته شده، نویسنده توانسته احساسات خود را انتقال دهد و در آن شخصیت محوری مورد باور و اقبال است و بر صدر روح و جان مخاطب نشسته است. این‌ها با هم مماس شده و توانسته پتانسیل بالایی را به این کار ببخشد.[۲۰]

محمدرضا سرشار

«من به‌طور کلی سیدمهدی شجاعی را داستان‌نویس نمی‌دانم. او نویسنده‌ای است که داستان‌های مذهبی‌اش - به تعبیر کسی- روضه‌های دینی است. یعنی شما اگر بخواهید از نظر ساختار این آثار را نقد فنی کنید، تاب نقد نمی‌آورند. به‌نظر من قسمت‌های بزرگی از آثار داستانی‌اش بیشتر انشاءهای خوبی هستند که از قضا دختردبیرستانی‌ها و در کل نوجوانان اهل ادبیات یا آنانی که داستان را در معنی فنی آن نمی‌شناسند، آن را دوست دارند. منتها شجاعی ذائقهٔ قشرِ جوانِ مذهبیِ کمتر آشنا با ادبیاتِ اصیلِ داستانی را می‌شناسد.» نکتهٔ قابل تامل این‌که محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، میهمان همیشگی مجلهٔ فرهنگ عمومی است و در شمارهٔ جدید نیز، در 16 صفحه و با 4 عکس متنوع در این مجله به بررسی ادبیات داستانیِ بعد از انقلاب اشاره کرده و به حدود هزار نویسندهٔ پس از انقلاب اشاره کرده و نام چند تن از آنان را نوشته که اسم فرزند خود را نیز در این لیست قرار داده![۲۱]

نظرات او دربارهٔ خودش و آثارش

این قضاوت را باید دیگران انجام بدهند. من افتخار می‌كنم كه خودم را هنوز در حال آموختن می‌بینم و صراحتاً معتقدم خیلی از آرزوهایم در عرصهٔ ادبیات هنوز محقق نشده است. بسیاری چیزها در سینه‌ام هست كه دوست دارم روزی روی سپیدی كاغذها بیاید.
من گنگ خواب دیده و قومی تمام كر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
بهترین اثرتان؟
كشتی پهلوگرفته.[۵]

هنوز باورم بر این است که ما هنوز زبانی را پیدا نکرده‌ایم که بشود برای مخاطب امروز مفاهیم دینی را گفت. من خیلی اوقات قلم را در بیان این حقایق عاجز دیده‌ام. کار ما تا الان پیاله‌برداشتن از اقیانوس بوده است و دلخوش به آن بوده‌ایم. من خیلی تلاش می‌کنم که شکل‌ها و گونه‌های مختلفی برای روایت در ادبیات آیینی پیدا کنم، اما کار دشوار است. مثل آدم غارنشینی هستم که برای گفتن خیلی از مفاهیم عاجزم و زبانی برایش پیدا نمی‌کنم.[۱۰]

نظر او دربارهٔ دیگران

رضا امیرخانی

انتخاب من از نسل دوم یا شاید هم نسل سوم انقلاب است. تواناترین داستان‌نویس از میان آنانی كه من می‌شناسم آقای رضا امیرخانی است. ایشان یكی از شاهكارهای ادبی ماست. واقعا چقدر خوب است وقتی كه یك كار هنری خوب درمی‌آید همه از آن تجلیل كنند. با كمال تأسف در كشور ما عمدتاً با كارهای خوب با حسادت برخورد می‌شود. مجموعه‌ای كه ما از این برادر، در گزیده ادبیات داستانی زدیم، كار با ارزشی بود. معتقدم ایشان با این سن كمی كه دارد در آینده به یكی از چهره‌های برجسته در عرصهٔ ادبیات بدل خواهد شد؛ چه در داستان كوتاه و چه در داستان بلند. آخرین‌كار ایشان، من او را كه خوانده‌اید؟ خیلی شاخص است، یا از به كه در نیستان چاپ شد، قالب داستانی قشنگی داشت.[۵]

سیدمرتضی آوینی

من هنوز نتوانسته‌ام حس خودم را راجع به او تبیین نمایم. بین من و مرتضی یك رابطهٔ عاطفی و برادرانه حاكم بود كه جای خود دارد. در عرصهٔ فرهنگی تا به امروز كسی نتوانسته خلاء حضور او را پر كند. در مورد شهید آوینی همین را بگویم كه آثارش نشان می‌دهد چه كسانی می‌توانند دوست، و چه كسانی می‌توانند دشمن او باشند.[۵]

کابریل گارسیا مارکز

برجسته‌ترین‌نویسنده خارجی از دیدگاه من ماركز است. این را از آن لحاظ می‌گویم كه ماركز پنجره‌ای را در وادی ادبیات گشود كه با ادبیات عرفانی ما قرابت داشت. آن‌چه كه از آثار او به‌عنوان رئالیسم جادویی یاد می‌كنند، برایم خیلی خیلی دوست‌داشتنی است. او در باز كردن فضاهای آرمانی در ادبیات بی‌رقیب است. متاسفانه ماركز بعد از صدسال تنهایی دیگر چشمه‌های جدیدی در كارش پدید نیامد و سیر حركتش در یك خط افقی متوقف ماند. نویسندگان ما می‌توانند گام‌های بعدی ماركز را كه خودش نرفت طی كنند.[۵]  

جبران خلیل جبران

در آثار نویسنده‌هایی مثل جبران یا پائولوكوئیلو می‌توان رگه‌های خفیفی از ادبیات عرفانی خود ما را جست‌وجو كرد.[۵]

جلال آل‌احمد

عمده‌ترین خصوصیت جلال، آزادگی‌اش بود. حرف زور نمی‌پذیرفت. قلم او متكی به ادبیات كهن ما بود و ریشه داشت. شما نوشتهٔ جلال را راحت می‌توانی بفهمی مال كیست، ولو اسم جلال هم پایش نباشد. او برای خود صاحب‌سبك بود. سبكی با جملات كوتاه، بریده بریده و پر از ویرگول. به هر حال قلم جلال را نباید فراموش كرد. او سفرنامهٔ ناصرخسرو می‌خواند، آن را از صافی ذوق و استعداد خودش عبور می‌داد و آن گاه یك اثر مثل خسی در میقات را خلق می كرد. خوشبختانه سیر تحولات فكری جلال نیز رو به روشنایی داشت و سرانجام پس از یك عمر جست‌وجو به حقیقت رسید. البته این وصول به حق خیلی برای شخصیت روشنفكری جلال گران تمام شد. بریدن جلال از جامعهٔ پرادعای روشنفكری كمر آنان را شكست و آنان به‌جای نقد عملكرد خود، جلال را به باد تهمت گرفتند.[۵]

احمد محمود

اولین رمانی كه از او خواندم همسایه‌ها بود. برای او احترام قائلم و حتی معتقدم تاثیرش بر ادبیات معاصر غیرقابل انكار بوده است؛ اما آثارش شخصاً برای من جذابیت چندانی نداشت و نتوانستم تا آخر با آن‌ها ارتباط برقرار كنم.[۵]

بلقیس سلیمانی

اگرچه ایشان کمی دیر، کار نویسندگی را آغاز کرده است، اما از جمله متفکرترین و هدف‌مندترین نویسندگان صاحب‌اندیشهٔ ما است. موضوعی که ایشان مبنی بر رجعت به ادبیات یونان باستان مطرح کردند، یکی از موضوعات بسیار مهم، عمیق و جدی است و کاملاً نسبت به حرف ایشان معتقد هستم. باور ندارم که یک نویسنده بخواهد وارد عرصهٔ داستان، رمان و نمایش‌نامه شود، اما سوفوکل را نخوانده باشد یا با شکسپیر بیگانه باشد. این موضوع به‌مانند کسی است که بخواهد نثر فارسی بنویسد، اما سعدی را نخوانده باشد.[۲۲]

مصطفی چمران

می‌پرسید چرا شهید چمران را دستمایهٔ خلق یک اثر ادبی به‌نام مرد رؤیاها قرار داده‌ام، می‌گویم: آن‌چه توجه مرا معطوف به شخصیت مرحوم چمران کرد، مختصات ویژه‌ای از این دست بود: ایمان استوار، همت بلند، تلاش خستگی‌ناپذیر، خودسازی کم‌نظیر، جمع صفات و خصوصیات متفاوت و بعضا به‌ظاهر متضاد، تلفیق عرفان و مبارزه، جمع بین روح عاشقانه و روحیهٔ سلحشوری و... شاید پررنگ‌تر از همهٔ این‌ها، قانع‌نبودن به کار خوب و عمل صالح و تلاش برای یافتن و شناختن بهترین‌گزینه و انتخاب درست‌ترین‌کار ممکن و تحمل همهٔ شداید، سختی‌ها و هزینه‌ها در این مسیر بود.[۲۳]

پرویز خرسند

پرویز خرسند حق جدّی بر گردن ادبیات آیینیِ ما دارد.[۱۰]

نظر او دربارهٔ مسایل و موضوعات

واکنش سیدمهدی شجاعی به پیامبر(ص) مجید مجیدی

فیلم پیامبر، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است، لطفا بساز- بفروشی ارزیابی نکنید! ممکن است در مورد برخی از عناصر فیلم، از فیلمنامه تا نور و حرکت و صدا، نقد و نظرهایی داشته باشم، ولی بی‌انصافی است اگر با عمده‌کردن آن‌ها، ارزش‌ها و امتیازات عمده و شاخص اثر را زیر سؤال ببرم.[۲۴]

شعر سپید

باید دید تعریف‌مان از شعر امروز چیست. اگر مقصود شعر سپید است یا طرح، یا اسم‌های دیگر، این را قبول دارم كه مخاطب ندارد؛ برای این‌كه طی این سال‌ها با همهٔ تلاشی هم كه شده، با فرهنگ عمومی ما ارتباط برقرار نكرد. به ‌هر حال چیزهایی جزو عناصر شناخته و كشف‌شده شعر بوده‌اند، مثل خیال‌انگیزی، تصویرگرایی، آهنگین و موزون و مقفابودن و... كه واقعاً براساس نیازهای فطری و فصل مشترك انسان‌ها به‌دست آمده، پس با ریتم و آهنگ ارتباط برقرار می‌كند، همان‌طور كه موسیقی به این نتیجه رسیده است. حذف یا كنار گذاشتن برخی از این‌ها، حذف عناصر اصلی و بنیادی محسوب می‌شود؛ چه جاذبه‌ای باید جایگزین كرد تا مخاطب را بتواند جذب كند؟[۲۵]

سابقهٔ فعالیت‌های فرهنگی

YesY مدیریت صفحه فرهنگی هنری روزنامه جمهوری اسلامی (صحیفه)

YesY مدیریت انتشارات برگ و انتشار بیش از صدها عنوان کتاب از هنرمندان جوان کشور

YesYمسئولیت سردبیری مجله رشد جوان

YesY تأسیس مجمع هنرمندان مسلمان ایرا

YesY تأسیس مجله فرهنگی هنری نیستان (۱۳۷۴)

YesY تأسیس انجمن قلم ایران

YesY عضو هیئت مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

YesY معاون تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

YesY معاون امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

YesY عضویت در شورای سیاستگزاری حوزه هنری

YesY عضویت در هیئت امنای بنیاد سینمایی فارابی

YesY عضویت در هیئت نظارت بر انتشار کتاب کودک و نوجوان

YesY عضویت در شورای سیاستگزاری تئاتر کشور

YesY عضویت در شوراهای سینمایی وزارت ارشاد اسلامی

YesY عضویت در هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره

YesY چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره فیلم فجر

YesY چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره فیلم کودک اصفهان

YesY چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره تئاتر فجر

YesY چند دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره تئاتر ماه

YesY بنیان‌گذاری و عضویت در هیئت مدیرهٔ انتشارات نیستان[۱]

جوایز و افتخارات

  • دیپلم افتخار به کتاب راهی که می‌ماند
  • دیپلم افتخار به کتاب در راه مانده
  • دیپلم افتخار به کتاب از دیار حبیب
  • دیپلم افتخار به کتاب پدر، عشق و پسر
  • کسب رتبه اول در زمینه داستان و قطعه ادبی در دومین دوره مسابقات فرهنگی دفاع مقدس
  • کسب رتبه اول و لوح سپاس در جشنواره برترین های فرهنگ مهدویت برای مقاله غیبت یا غفلت
  • تجلیل در اولین همایش عاشورا و انتظار به خاطر خلق آثار ارزنده در مکتب عاشورا و فرهنگ انتظار
  • لوح سپاس به خاطر تألیف کتاب خورشید نیمه شب در ششمین جشنواره کتابهای آموزشی رشد
  • برگزیده بیست سال داستان نویسی پس از انقلاب
  • یادبود بهترینهای ادبیات داستانی به خاطر کتاب امروز بشریت….
  • لوح جایزه ویژه همایش به خاطر رمانهای آفتاب در حجاب؛ پدر، عشق و پسر؛ از دیار حبیب سال ۱۳۸۰
  • لوح سپاس و تندیس همایش به خاطر دو قصه: کسی که آمدنی است و ضریح چشمهای تو در نخستین همایش ادبی و هنری عاشورا مرکز مطالعات و تحقیقات ادبیات و هنر دینی سال ۱۳۸۰
  • لوح تقدیر بخش ادبیات داستانی به خاطر مجموعه آثار اسفند ۸۵ نمایشگاه بزرگ فرهنگ عاشورا و بنیاد شهید و امور جانبازان
  • تجلیل در نخستین یادواره ی سراسری طلوع سرخ به خاطر هنر آیینی پیرامون ساحت ملکوتی اهل بیت بویژه هنر عاشورایی
  • کتاب والعادیات حائز رتبه اوّل در سومین جشنواره انتخاب کتاب سال قصه های قرآنی، پیامبران، ائمه و صحابه
  • کتاب از دیار حبیب حائز رتبه سوّم در همین جشنواره
  • تجلیل در رشته ادبیات داستانی سال ۱۳۸۶
  • نخستین دوره جایزه فرهنگی _هنری غدیر سال ۱۳۸۶
  • لوح تقدیر در حوزه متون ادبی سال ۱۳۸۷
  • انتخاب به عنوان چهره ماندگار ادبیات ایران سال ۱۳۸۷[۲۶]

همراهی‌هاو موضع‌گیری‌های سیاسی او

رضا امیرخانی: نيستان، نشريه‌ای سياسی نبود. فرهنگ را بالاتر می‌ديد از سياست و كار سيدمهدی شجاعی در آن نشريه، نقدِ فرهنگی قدرت بود... همان وظيفه اوليه آدم فرهنگی. سياست‌زدگان، آن روزگار نشريه را راست می‌ديدند، مثل امروز که از نامهٔ پيش از انتخابات دهم وی گلايه می‌كنند و آن را چرخشی سياسی می‌بينند... حال آن كه دأب سيد، در اين نامه هم، همان دأب وی در زمان سردبيری نيستان بود؛ نقدِ فرهنگی قدرت.[۲۷]


اعتراض تند سیدمهدی شجاعی به محمود احمدی‌نژاد

آقای رییس‌جمهور!
سلام! سلامی سرشار از تألم و تأثر و ابهام و استفهام.
رفتار و گفتار شما در روزهای اخیر، بنده را عمیقا دچار تعجب و تاثر کرد؛ آن‌چنان که احساس وظیفه کردم چند نکته را به عرضتان برسانم (بُرش‌هایی از این نامه):[۲۸] «یکی از بزرگ‌ترین مصائب ما این است که هرکسی از راه رسیده، شابلونی به‌دست گرفته و متأسفانه به‌قدر درک و فهم خودش، اهالی فرهنگ و هنر را دسته‌بندی و کدگذاری می‌کند و بر هرکدام برچسبی از قبیل خودی و ناخودی و بیخودی و… غیره می‌چسباند و متأسفانه‌تر این که به اقتضای قدرت نفوذ و جایگاه و منصبش، در عمل هم برایشان تعیین تکلیف می‌کند.» «اگر ما از ذخایر فرهنگی و هنری کشورمان استفاده نکنیم، پیش و بیش از آن که آن‌ها متضّرر شوند، ما دچار خسران و زیان می‌شویم.» «بلایی که سر فرهنگ و هنر و نشر در هشت سال اخیر [ریاست جمهوری احمدی‌نژاد] آمد، بی‌سابقه بود و شاید نزدیک به ۴۰ سال زمان لازم باشد که بتوانیم ضایعات ناشی از آن را جبران کنیم.» «آبروی افراد مؤمن که در فرهنگ و معارف دینی ما، بیش از خون و جانشان حرمت و قداست دارد، به‌راحتی ملعبهٔ دست کسانی شده که خود را در خیمه‌گاه اسلام و تشیع، متولی می‌شمارند.» «ریاست‌جمهوری در نظام جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک جایگاه یا موقعیت سیاسی و محصولی برد و باخت در بازی حزبی و جناحی نیست... این جایگاه در حقیقت، تجلی‌گاه اصول و آرمان‌ها و ارزش‌های مردم مؤمن و نجیب و متدین ماست. این منصب و محراب، نماد مقدسی است که باید همهٔ فضایل اخلاقی و ارزش‌های معنوی و صفات عالیهٔ انسانی و کمالات مردم ما را به نمایش بگذارد.» «بسیاری از متون ادبیات کهن ما چند سر و گردن بالاتر از ترجمه‌هایی است که ما از فرهنگ‌های دیگر انجام می‌دهیم. من قصد تحقیر آثار دیگران را ندارم، اما باید بگویم ارزش فرهنگی ما با سایرین قابل قیاس نیست، اما نحوهٔ ارائهٔ آن به دیگران جذاب و قابل توجه نبوده است.»[۲۹]


اعتراض تند سیدمهدی شجاعی به وزارت ارشاد و صداوسیما

از جمله معضلات فرهنگی ما معضل عوام‌زدگی است. باید اعتراف كرد كه این عوام‌زدگی در وزارت ارشاد مشهودتر از جاهای دیگر است. البته در تصمیم‌گیری‌های كلان فرهنگی و حتی در جاهایی مثل صداوسیما هم این عوام‌زدگی را می‌شود سراغ گرفت. در آن موقعی كه ما در روزنامهٔ جمهوری اسلامی بودیم، حضرت آقا همواره یك توصیه‌ای می‌كردند كه این توصیهٔ ایشان همیشه در گوش ماست. ایشان می‌فرمودند: «به هیچ‌وجه مخاطبان خود را دستِ‌كم نگیرید. با این پیش‌فرض مطالب را چاپ كنید كه مخاطب شما یك آدم فرهنگی و فرهیخته است. به كم قانع نشوید كه دچار عوام‌زدگی می‌شوید.»[۲۹]

دغدغهٔ دین و خط‌کشی‌های جناحی

عافیت‌طلبی نویسنده سودی ندارد. او باید میان مردم بنشیند و آفات را ببیند. مگر خود من به‌خاطر آثارم به دادگاه نرفته‌ام؟ من دغدغهٔ دینی دارم، در حالی که مرا متهم به عملکرد غیردینی و ترویج فساد هم کرده‌اند. باید تنگ‌نظری‌ها را هم پذیرفت اما هم‌چنان نوشت. اگر نگاه اعتقادی و حسینی(ع) باشد؛ وقتی منطبق با حق عمل نمی‌شود، باید خطر کنیم و تحمل آسیب‌ها را داشته باشیم تا بتوانیم به میزانی از تعالی در آثار و اثرات آن‌ها برسیم. در عین این‌که نویسنده باید برای خود معیارها و حقایقی را به‌عنوان خط‌کش داشته باشد و مسایل را با این‌ها بسنجد. آدم‌ها را با حقیقت بسنجیم و نه حقیقت را با آدم‌ها. نفس جناح، یک‌جور رفاقت‌بازی سیستماتیک است و ادعای خدامحوری هم درونش نیست. خود من بیشترین لطمه را از نبودن در این دسته‌ها خورده‌ام؛ چراکه قایل به این دسته‌بندی‌ها نیستم. این گرایشات باعث می‌شود که من، آدمِ ضعیفِ دستهٔ خودم را به قوی دیگری ارجح بدانم. این از بنیان غلط است. نفسانیت، دنیامداری، تمامیت‌خواهی و ... نسبتی با دین‌داری ندارد و من نیز چنین آدم‌هایی را نمی‌پذیرم.[۳۰]

آثار و کتابشناسی

در زمینه تألیف بزرگسالان

  • «بر محمل بال ملائک»
  • ‌ «ضریح چشم‌های تو»
  • «دست دعا، چشم امید»
  • «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز»
  • «متقین»
  • «امروز، بشریت…»
  • «خدا کند تو بیایی»
  • ‌ «کشتی پهلو گرفته»
  • «بوی سبز پونه‌ها»
  • «بدوک»
  • «خار و دل»
  • «از دیار حبیب»
  • «حرف‌هایی که کهنه نمی‌شوند»
  • «تنها راه رستگاری»
  • «شکوای سبز ۱»
  • «پدر، عشق، پسر»
  • «عشق به افق خورشید»
  • «صمیمانه با جوانان وطنم»
  • «مناجات»
  • ‌ «آفتاب در حجاب»
  • «گزیده ادبیات معاصر» (مجموعه داستان)
  • «رزیتاخاتون»
  • «مردان و رجزهایشان»
  • «شکوای سبز»(۲)
  • «سانتاماریا» (مجموعه داستان)
  • «غدیر، کمی آنسوتر»
  • «کجایی ای فرزند احمد»
  • «آسمانی‌ترین مهربانی»
  • «غیرقابل چاپ»
  • «آیینه‌زار»
  • «طوفان دیگری در راه است» (رمان)
  • «آیین زندگی»
  • «سری که درد… می‌کند» (مجموعه داستان)
  • «مردی از جنس نور»
  • «دموکراسی یا دموقراضه» (رمان)
  • «سقای آب و ادب»
  • «کمی دیرتر»[۱]

ترجمه

  • «مناجات شعبانیه» (ترجمه)
  • «دعای ندبه» (ترجمه)
  • «دعای عرفه» (ترجمه)
  • «دعای افتتاح» (ترجمه)
  • «زیارت امام رضا (ع)» (ترجمه)
  • «زیارت عاشورا» (ترجمه)
  • «دعای کمیل» (ترجمه)[۱]

فیلمنامه

  • «چشم خفاش» (فیلم‌نامه)
  • «تیر چراغ برق» (فیلم‌نامه)
  • «قله دنیا ۱» (فیلم‌نامه)
  • «بدوک» (فیلم‌نامه)
  • «کمین» (فیلم‌نامه)
  • «دیروز بارانی» (فیلم‌نامه)
  • «مسافر کربلا» (فیلم‌نامه)
  • «قله دنیا ۲» (فیلم‌نامه)
  • «مرد رؤیاها» (فیلم‌نامه)
  • «یعقوب‌ترین یوسف، یوسف‌ترین زلیخا» (فیلم‌نامه ۲۶ قسمتی)[۱]

نمایشنامه

  • «سانتا ماریا ۲» (مجموعه نمایشنامه)
  • «کرشمه خسروانی، یا مخالف بیداد یه طرز همایون» (نمایشنامه)
  • «گزیده ادبیات معاصر» (مجموعه نمایشنامه)[۱]

کتاب‌های نوشته شده برای کودکان

  • ایمان و گندم
  • برای همه برای همیشه
  • جای پای خون
  • اندوه برادر
  • والعادیات
  • در راه مانده
  • قصه دو گنج
  • کاری باید کرد
  • حکایت آن سر
  • وقتی او بیاید
  • کشتی نوح
  • وای تشنگی…
  • سلام بر وحی
  • فصل خوب پیوستن
  • خورشید نیمه‌شب
  • یک اسب و دو سوار
  • خیانت یهودا
  • با تو سخن گفتن
  • همسفر آفتاب
  • پشت پنجره
  • اولین زمستان جوجه‌ها
  • قصه پلنگ سفید
  • راهی که می‌ماند
  • مشورت با حیوانات
  • قصه میمون کوچولو[۱]


کتاب‌های ترجمه شده برای کودکان

  • برای این‌که ماهی‌ها نمیرند
  • پرنده و شکارچی
  • در قصر ملک‌خاتون
  • ‌ فرار… فرار
  • خانه خودمان
  • قهر اسباب‌بازی‌ها
  • مموش! کجا بودی؟
  • سفر خرس کوچولو
  • آرزوهای فیلی
  • دیدنی نیست، مروارید
  • آموزش هنرهای تجسمی ۱ و ۲
  • دوست قهوه‌ای
  • ملخ‌ها در شهر (بازنویسی)
  • ‌ دو پرنده کوچک
  • گربه خودخواه
  • ماهی رنگین‌کمان
  • چهارپا
  • خداوند شبان من است
  • بزرگ‌ترین نام روی زمین
  • خدا مرا می‌شناسد
  • موش خواب‌آلود
  • اسب شاخ‌طلایی
  • جغد کوچک ترسو
  • دختر چینی
  • ما گرگ هستیم
  • ما خرس هستیم
  • راهت را انتخاب کن
  • اول تو، دوم من
  • خواب بهار
  • بهار کجاست؟
  • پیشی و ببری
  • موشی و جزایر اسرارآمیز
  • هرگز به سنجاب اعتماد نکن
  • روباه نقره‌ای، قو، جغد
  • کاری برای مادر
  • آدم‌برفی مهربان
  • درخت افرا
  • ما دلفین هستیم
  • پرواز پنگوئن
  • بچه شیر تنها نمی‌ماند
  • درخت گیلاس
  • هفت موش کور
  • میمونی که ماه را می‌خواست[۱]

اتفاقات بعد از نشر کتابش

جلسهٔ نقد و بررسی دو کتاب «از نیستان و... دیگرستان» و «امروز بشریت...» اثر سیدمهدی شجاعی برگزار ‌شد. در این برنامه که ساعت 17 سه‌شنبه 26 مرداد در فرهنگسرای گلستان برگزار ‌شد، نویسندهٔ اثر و منتقدان، محمدرضا گودرزی و محمدمهدی رسولی و علاقه‌مندان حوزهٔ داستان حضور خواهند داشتند.[۳۱]


سلسله‌نشست‌های نقد و بررسی کتاب‌خورها دوشنبه، ۲۶ شهریورماه از ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ در فرهنگسرای اندیشه به این کتاب اختصاص داشت. این نشست با حضور نویسنده و رضوان خرمیان برگزار ‌شد.[۳۲]


سیدمهدی شجاعی در مراسم رونمایی از کتاب جدیدش باعنوان آن است شیوهٔ حکومت، فاصله‌گرفتن جوانان از دین و تبلیغ دین را انگیزهٔ اصلی خود از ترجمهٔ نامهٔ حضرت علی(ع) به مالک اشتر عنوان کرد.[۳۲]


سیدمهدی شجاعی در مراسمی از رونمایی یک مجموعه‌داستان در انتشارات نیستان: مدیران فرهنگی را کوتوله خواند و داد برخی را در آورد؛ از جمله مهدی قزلی و ابراهیم زاهدی مطلق؛ علی‌الخصوص زاهدی مطلق که با اشاره به برگزاری کلاس‌های داستان‌نویسی، آن را کاری بسیار سخت دانسته و در عین حال به زبان بی‌زبانی گفته که: «نویسندگان محصول همین کلاس‌های داستان‌نویسی هستند و در واقع به‌نوعی نویسندگان را به‌نفعِ مدیران فرهنگی مصادره کرده است.[۳۳]


«زیر گذر طنز» خلاصه‌ای از کتاب غیرِ قابل چاپِ سیدمهدی شجاعی است که از طریق رادیوصبا روایت می‎شود. مجموعه‌داستان‌های این کتاب، نگاهی است آمیخته با طنز به واقعیت‌های بیرونی و اجتماعی؛ رویدادهایی که خوانندهٔ داستان‌ها، ممکن است هر آن با هر یک از آن‌ها در دنیای واقعی مواجه شود. زبان طنز نویسنده در این کتاب، تلخ و گزنده و در عین حال بیدارکننده و آگاهی‌بخش است. این مجموعه شامل ۹ داستان کوتاه است.[۳۴]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ «سید مهدی شجاعی». 
  2. . 
  3. «هفت نویسنده شاخص سال ۹۷». 
  4. «گفتگویی با سید مهدی شجاعی؛ ارادت قلم به بهترین‌های عالم». 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ ۵٫۸ «سید مهدی شجاعی». 
  6. «زندگی نامه سید مهدی شجاعی». 
  7. ««پدر، عشق، پسر» چگونه نگارش شد». 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ «کتاب طنز “رزیتا خاتون” به قلم سید مهدی شجاعی». 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ «گزارش نشست نقد و بررسی کارنامه ادبی سید مهدی شجاعی». 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ ۱۰٫۴ «بی‌قیدی دامان روایت از حقایق دینی و آئینی را گرفته است». 
  11. «گفت‌وگو با سیدمهدی شجاعی در ۵۷ سالگی‌اش». 
  12. «نمای نزدیک ;معرفی سید مهدی شجاعی و آثار». 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ «گزارشی از جلسه‌ی کارنامه‌ی جناب سیدمهدی شجاعی: دچار اضمحلال فرهنگی شده‌ایم». 
  14. «از اعترافات "نصیریان" تا طعنه‌های سیاسی سیدمهدی شجاعی». 
  15. «گفتگویی با سید مهدی شجاعی؛ ارادت قلم به بهترین‌های عالم». 
  16. «راه‌اندازی آکادمی داستان نویسی سید مهدی شجاعی در فضای مجازی». 
  17. «انتشارات نیستان». 
  18. «زندگینامه: سید مهدی شجاعی (۱۳۳۹-)». 
  19. ««سیدمهدی شجاعی» نوعی مرثیه مدرن به فضای محافل مذهبی تزریق کرد». 
  20. ««کشتی پهلو گرفته» آنی دارد که بر صدر روح و جان مخاطب می‌نشیند». 
  21. «سید مهدی شجاعی را داستان‌نویس نمی‌دانم». 
  22. «سید مهدی شجاعی عنوان کرد: ارشاد نامه امام علی به مالک را ممیزی کرد/انصراف از چاپ رمان تازه». 
  23. «روایت سید مهدی شجاعی از مرد رؤیاهایش». 
  24. «فیلم پیامبر، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است// لطفا بساز- بفروشی ارزیابی نکنید!». 
  25. «شعر در مظلومیت بیشتری قرار دارد». 
  26. «سید مهدی شجاعی – انتشارات نیستان». 
  27. «نيستان و نقد فرهنگي سياست+مصاحبه‌ی نسیم بیداری و حواشی‌ آن». 
  28. «سید مهدی شجاعی/ عشق به افق خورشید». 
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ «سید مهدی شجاعی/ ویکی گفتاورد». 
  30. «سیدمهدی شجاعی:من دغدغه دینی دارم؛ هرچند مرا هم متهم به ترویج فساد کرده‌اند». 
  31. «نقد دو کتاب سیدمهدی شجاعی». 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ «بررسی روایت سیدمهدی شجاعی از حضرت زینب (س)». 
  33. «کدام «امیرخانی»‌ها و «شجاعی»‌ها از کلاس داستان‌نویسی بیرون آمدند؟». 
  34. «معرفی کتابی از سیدمهدی شجاعی در «زیر گذر طنز»».