کوهستان آتش: تفاوت میان نسخهها
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب |عنوان = کوهستان آتش |تصویر = |اندازه تصویر = |زیر...» ایجاد کرد |
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات کتاب | {{جعبه اطلاعات کتاب | ||
|عنوان = کوهستان آتش | |عنوان = کوهستان آتش | ||
|تصویر = | |تصویر = کوهستان آتش.jpg | ||
|اندازه تصویر = | |اندازه تصویر = | ||
|زیرنویس تصویر = | |زیرنویس تصویر = | ||
نسخهٔ ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۳
| کوهستان آتش | |
|---|---|
![]() | |
| نویسنده | گلعلی بابایی |
| ناشر | ۲۷بعثت |
| نوع رسانه | کتاب |
کتاب کوهستان آتش اثری پژوهشی از گلعلی بابایی است. این کتاب به بررسی کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) در مأموریتهای شناسایی محور بمو - دربندیخان و نبردهای والفجر۳ و والفجر۴ در بازه زمانی اردیبهشت تا آذر ۱۳۶۲ پرداخته است.[۱]
جنگ میان ایران و عراق که که با نام جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هم شناخته میشود، در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و با به جا گذاشتن تلفات و خسارات بسیاری، بالاخره در در مرداد ۱۳۶۷ به پایان رسید. هرچند این خسارات وارده، بخشی از ماهیت و طبیعت جنگ است، اما نمیتوان در این میان، نقش رزمندگان ایرانی، و فرماندهان را نادیده گرفت. مردان و زنان شجاعی که از جان و دل مایه گذاشتند و شهادت و جانبازی را به جان خریدند تا دست نیروهای بیگانه و دشمن را از خاک ایران کوتاه کنند. کوهستان آتش، کتاب پنجم از مجموعه "حماسه۲۷"؛ کارنامه عملیاتی لشکر۲۷ محمد رسول الله (ص) در دوران دفاع مقدس، به بازروایی مستند به اسناد دست اول و عمدتا منتشر نشده آرشیوهای معتبر جنگ با موضعیت کارها و پیکارهای این یگان در جبهههای میانی و شمالی سرحدات غربی ایران زمین، طی برهه زمانی آغاز اردیبهشت تا پایان آبان سال۱۳۶۲ خورشیدی اختصاص یافته است. فصول دوازدهگانه کتاب حاضر، مقطع هشتماهه اردیبهشت تا آذرماه سال ۱۳۶۲ را در بر میگیرد. فعالیتها و عملکرد نظامی لشکر ۲۷ در عملیاتهای والفجر۳ والفجر۴ و عملیات لغوشده والفجر۵ جزو موضوعات محوری این اثرند. گل علی بابایی در کتاب کوهستان آتش، نگاهی پژوهشی به این مسئله داشته است. این کتاب بهصورت مشارکتی میان دو انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و نشر ۲۷ بعثت منتشرشده است.[۱]
برای کسانی که کتاب را نخواندهاند
از زبان نویسنده
سوژه محوری کتاب «کوهستان آتش»، کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷محمد رسولالله در مأموریت شناسایی محور بمو – دربندیخان و عملیاتهای والفجر ۳ و والفجر۴ است، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسولالله در این مقطع زمانی، شهید حاج ابراهیم همت بوده است. خوشبختانه شهید همت جزو فرماندهانی بودهاند که بعد از انجام هر عملیات به تجزیهوتحلیل آن میپرداختند و کاملاً عملیات را شرح میدادند. به همین علت به بهترین و موثقترین اطلاعاتی که میتوانستیم از گردانها و اقداماتشان داشته باشیم، گردآوری مصاحبهها و سخنرانی این شهید بزرگوار بود. به همین علت ایشان در محوریت این کتاب قرار دارد.
البته در این کتاب واحدها و همه گردانها حداقل دو راوی دارند که در مورد آن مسائل یا کاری که به آنها محول شده بود و اقداماتی که انجام داده بودند صحبت کردهاند. تمامی این اسناد را راویان حاضر در لشکر در همان زمان عملیات ثبت و ضبط کرده بودند و اکنون در اختیار مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است. تعداد زیادی از راویان و آنهایی که روایتهایشان بهعنوان سند در کتاب مطرحشده است در طول چهار سال بعدی جنگ به شهادت رسیدند؛ مانند شهید همت و شهید حاجی پور. این کتاب بازه زمانی اردیبهشت تا آذرماه سال ۱۳۶۲ را در بردارد، این بازه زمانی تقریباً زمانی است که عملیاتها در جنوب قفل شد و دیگر انجام عملیات در زمین صاف و دشت جنوب امکانپذیر نبود. تدبیر فرماندهان این بود که به سمت غرب و شمال غرب بروند. در این کتاب در مورد عملیاتهایی که در این جبهه انجامشده نقل میشود ازجمله عملیات والفجر ۳ که در کوهستان انجام شد.
عملیات لغو شده بمو موضوع دیگری است که یکسوم از کتاب به آن اختصاص دارد و به شناساییهایی سخت و طاقتفرسایی که در دربندیخان و ارتفاعات شاخ شمیران انجام گرفت، میپردازد. این منطقه کوهستانی و صعبالعبور است و به همین خاطر عملیات بعد از شش ماه کار شناسایی لغو میشود. در نهایت کتاب به عملیات والفجر ۴ که در ارتفاعات کانیمانگا انجامشده میپردازد. این ارتفاعات مهم بود چراکه به هر دو طرف اشراف داشت و از همین جهت عراقیها روی این کوه آتش خمپاره، آتش کاتیوشا، آتش بمباران هوایی انجام دادند.
کار تحقیق و پژوهش و تدوین کتاب «کوهستان آتش» حدود شانزده ماه طول کشیده است، برای تکمیل برخی از موضوعات مطرحشده در کتاب و روایتها مصاحبههای تکمیلی انجام دادیم؛ اما متأسفانه نتوانستیم با برخی از فرماندهان و یا افراد مؤثر مصاحبه انجام دهیم و فقط از صحبتهای آرشیوی آنها که در اختیارمان بود، استفاده کردیم ولی بهترین کسانی که میتوانند جوابگو باشند کسانی هستند که در تصمیمگیری حضور داشتند و تصمیم گیر بودند وگرنه آن بسیجی میآید خاطرات خودش را میگوید، اما اینکه چرا آنجا نیروها محاصره میشوند، چرا جنازهها جا میماند، چرا عملیات در بمو بعد از شش ماه کار شناسایی دقیق یکدفعه لغو میشود و همه بهسوی یک راهکار سوخته در مریوان میآیند؟ اینها سؤالاتی بود که باید جواب داده میشد اما متأسفانه آنها نیامدند و پاسخ داده نشد.
در آن مقطع فرانسه با تحویل سوپراتانداردها و موشکهای اگزوسه به صدام، آتش جنگ را شعلهورتر کرد، فرانسه با این اقدام صدام را مسلحتر کرد و نسبت به اینکه به خواستههای بینالمللی تن ندهد جریتر شد و فقط میگفت من صلح میخواهم ولی صلحی که نه میخواست غرامت بدهد و نه قبول کند که کسی بیاید بررسی کند که شروعکننده جنگ چه کسی بوده است یعنی قلدریاش را هنوز داشت. باعث آن قلدری این حمایتها بود که وقتیکه آخرینمدل هواپیمای جنگنده سوپراتاندارد را تحویل صدام میدهند و یا موشکی که در دریا میتواند هر کشتی را بزند تحویل صدام شد، او خودش را قدرت مطلق میداند.
شهید همت از این حرکت دولت فرانسه که در جهت تشدید جنگ صورت میگیرد یک تعبیر بدی میکند و میگوید «دولت فرانسه آدم هرزهای است که خودش را دارد ارائه میدهد».
نوع نگارش کتاب «کوهستان آتش» یک مونتاژ موازی است؛ در این کتاب دانای کل همان نویسنده یک مقدمهای را بیان میکند. برای تکمیل ادعاهایی که دانای کل گفته است، یا به سند مراجعه میکند و سند را میآورد یا صحبت یک فرمانده یا یک رزمنده را میآورد و یا محتوای یک جلسه را میآورد یا مثلاً در عملیات که در صحنه نبرد است آن بیسیم و گزارش لحظهبهلحظهای که راوی همراه دارد ضبط میکند. اینها بهصورت موازی همدیگر را همپوشانی میکنند. در واقع از چند زاویه میآییم و موضوع را از زبان شاهدانی که در صحنه حضور داشتند نقلقول میکنیم و بهنوعی آن ادعا و صحبت نویسنده یا دانای کل را راستی آزمایی میکنند. با توجه به مدیریت جدید مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و امکان دسترسی به اسناد و مدارک و پیشنهاد برای کار از سوی این مرکز، تصمیم بر مشارکت گرفته شد.[۲]
معرفی نویسنده
گلعلی آقاباباییپور معروف به گلعلی بابایی پژوهشگر و مستندنگار دفاع مقدّس، یگاننویس و لشکرنویس است و بهعنوان یکی از پرکارترین و مؤثرترین چهرههای ادبیات پایداری و مقاومت شناخته میشود. او و حسین بهزاد دو پدیدآور همپای صاعقه هستند که این کتاب باعث ایجاد تحوّل در گونهٔ مستندنگاری دفاع مقدّس شد. گلعلی بابایی در سال ۱۳۳۹ در روستای برار شهرستان چالوس به دنیا آمد. تحصیلات خود را ابتدا در مکتب خانهٔ آشیخ میرزاآقا حسن نعیمی و سپس تا جهارم ابتدایی را در دبستان روستای برار گذراند. سال ۱۳۴۸ خانوادهاش روستا را ترک گفته و به محلّهی امامزاده عبداللّه در غرب تهران مهاجرت کردند. کلاس پنجم را در دبستان «مظفر امیری» واقع در محلّهی ۱۳ متری حاجیان، نزدیک مسجد جوادالائمه گذراند و سپس برای کمک به معاش خانواده روزها در یک کارگاه تراشکاری کار میکرد و شبها در مدارس شبانه درس میخواند. تا سوم دبیرستان با همین وضعیت به تحصیل خود ادامه داد. در وقایع دوران انقلاب، همراه مردم محلّهی «جي» و مسجد جوادالائمه برای پیشبرد نهضت امام خميني (ره) در تظاهرات و راهپیماییها شرکت میکرد. بعد از انقلاب، مسجد «جوادالائمه(ع)» پایگاهی برای گذران اوقات فراغت او شد. پانزده ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی، برای نخستین بار در زمستان سال ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شد و تا پايان جنگ، به صورت متناوب، به مدت پنجاه و پنج ماه در مناطق عملیاتی ماند. در طول اين مدت؛ سه بار نیز مجروح شده است. سال ۱۳۶۹ به همراه تعدادی از پیشکسوتان جنگ گروه تفحص شهدا را در لشکر۲۷ تشکیل داد. بابایی زمانی که در جبهه بود، همه رویدادهای اطراف خودش را در دفترچههای خاطراتش ثبت ميكرد كه تا آخر جنگ تعداد آنها به هفت دفترچه رسيده بود. اين هفت دفتر او سال ۱۳۶۹، در قالب دو كتاب به نامهای نقطه رهايي و غربت هور چاپ شدهاند. از سال ۱۳۷۲ به طور جدي كارهاي پژوهشي مربوط به دفاع مقدس را در پیش گرفت. نخست با زندگینامه نويسي شروع كرد و بعد هم به فعالیت قلمی در حوزهی یگاننویسی و نگارش کارنامه عملیاتی پرداخت.
نمیتوان نام گلعلی بابایی را از دوست، همٰراه و همکار دیرینهاش، حسین بهزاد جدا کرد. مهمترین همکاری این دو نویسنده در دو کتاب مشهور همپای صاعقه و ضربت متقابل بوده است. کتابهای همپای صاعقه، ضربت متقابل، از الوند تا قراویز، ققنوس فاتح، کالکهای خاکی و گردان نهم مورد تقریظ، تفقد و توجه مقام معظم رهبری قرار گرفتهاند.
سیر انتشار کتاب از زبان محمدجواد اکبرپور، مدیر مطالعات نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
کتاب «کوهستان آتش» بهعنوان اولین کار مشترک در حوزه نبرد یگانی با نشر ۲۷ بعثت است؛ یگانهای پایتخت بهویژه لشکرهای ۲۷ محمد رسولالله و ۱۰ سیدالشهدا از یگانهای شاخص دوران دفاع مقدس به شمار میروند که تعداد عملیاتهای آفندی و مأموریتهای پدافندی فراوانی در کارنامه عملیاتی دوران دفاع مقدس خود دارند. علاوه بر این از یکسو به علت اینکه این یگانها متعلق به مرکز و پایتخت کشور بودند و موردتوجه ویژه مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی بود و از سوی دیگر به علت اینکه پشتیبانی مردمی و حضور اقشار مردمی و فرزندان مسئولان و فرماندهان در این یگان به شکل ویژه و قابلاعتنایی بود، موجب شد تا این یگان تأثیر به سزایی در دوران جنگ هشتساله ایفا کند. ازاینرو به دلایل مزبور گروه مطالعات نظامی پس از برگزاری جلسات مشترک با سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و انتشارات نشر ۲۷ بعثت سلسله عملیاتهای شاخص این یگان در دوران دفاع مقدس را تعیین کرد و مقدمات تعیین مجری و ناظر و انعقاد قرارداد و انتشار آثار را در دستور کار خود قرار داد.
وی با اشاره به ملاحظات و مشکلاتی که در این تجربه جدید پیش روی گروه مطالعات نظامی بود، عنوان کرد: پژوهش و نگارش یک کتاب نبردی در یگانهای سپاه بهویژه لشکر ۲۷ محمد رسولالله امری سهل و ممتنع است. از یکسو به علت اینکه فرماندهان و رزمندگان این لشکر همچنان بعد از جنگ نسبت به حفظ خاطرات و خطرات دوران دفاع مقدس علقه و علاقه ویژهای نشان میدهند و ازاینرو چند اثر وزین هم با نامهای «هم پای صاعقه» و «ضربت متقابل» منتشر کرده بودند تألیف و تولید اثر را ساده و سهل نشان میداد. از سوی دیگر به علت فقدان برخی از فرماندهان شاخص و فقر اسناد موجود در آرشیو لشکر ۲۷ محمد رسولالله و نواقص اطلاعاتی در رابطه با عملیاتها امر پژوهش و نگارش را مشکل و دشوار میکرد علاوه بر این تعدد و تکثر و گاه تناقض و تضاد روایتها، مشکلات مذکور را دوچندان میکرد.
لذا گروه مطالعات نظامی در تعامل مشترک با انتشارات نشر 27 بعثت، از آقای گلعلی بابایی از پژوهشگران حاذق و نویسندگان صاحب سبک در حوزه آثار دفاع مقدس درخواست کرد تا عهدهدار تألیف کتاب نبردی یگانی شود. در گام نخست نبرد لشکر ۲۷ محمد رسولالله در عملیاتهای والفجر ۳ و ۴ و ۵ (انجامنشده بمو) در دستور کار قرار گرفت. مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس کلیه دفاتر راوی و گزارش عملیاتها و نوارها و گزیده اسناد و کالکهای مرتبط با عملکرد این یگان در عملیات والفجر ۴ را در اختیار این نویسنده محترم قرار داد و سازمان حفظ آثار سپاه محمد رسولالله و انتشارات نشر ۲۷ بعثت نیز کلیه اسناد موجود در لشکر را به نویسنده واگذار کرد؛ و پس از یک سال این اثر با تلاش شبانهروزی آقای بابایی منتشر شد.[۲]
مازیار حاتمی مدیر انتشارات۲۷بعثت
یکی از برنامههای اصلی نشر ۲۷ در کنار زندگینامه نویسی یا تاریخ شفاهی، تألیف کارنامههای عملیاتی لشکر ۲۷ حضرت محمد رسولالله (ص) است. سال گذشته آقای اکبرپور یکی از مدیران جوان و خلاق مرکز اسناد مطرح کردند که در برنامههای مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس حمایت و مشارکت با دیگر انتشاراتها است. با توجه به کار پژوهشی و تحقیقاتی که برای این پروژه نیاز بود، هم از نظر سندی و هم هزینه اجرای این کارها سنگین بود. از طرفی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس دارای بیشترین آرشیو اسنادی در کشور است و ما نیاز داشتیم تا برای هر مرحلهای از کار از این اسناد استفاده کنیم، با پیشنهادی هم که آقای اکبرپور برای مشارکت داده بودند ما قطعاً با سرعت بیشتری میتوانستیم کار را به اتمام برسانیم.
مشارکت با مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس موجب تسریع در پژوهش و انتشار کتاب «کوهستان آتش» شد، با این مشارکت الحمدالله موفق شدیم کمتر از یک سال و نیم حتی زودتر از موعد قرارداد کتاب را به پایان برسانیم و بتوانیم از کتاب رونمایی به عمل آوریم. بهعنوان دومین کار مشارکتی کتاب «کارنامه عملیاتی والفجر مقدماتی و یک لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)» را شروع به کار کردیم. در حال حاضر در مرحله فیشبرداری هستیم و بخشی از اسناد را هم گرفتهایم. البته همت اصلی را آقای گلعلی بابایی دارند انجام میدهند و ما این افتخار را داریم که در خدمت ایشان هستیم.[۲]
نگاهی به فصول مختلف کتاب
«کوهستان آتش» ۱۰ فصل اصلی دارد که بهترتیب عبارتاند از: «تلاش برای برونرفت از بنبست»، «جنوب قفل شد؛ به غرب فکر کنید»، «تجدیدسازمان در قلاجه»، «عملیات والفجر -۳ کمین کومهله»، «شناسایی بمو-دربندیخان؛ پرسه در یالها و شیارها»، «تدارک نبرد بزرگ»، «فرجام یک رؤیا؛ لغو والفجر ۵»، «کوخلان؛ عزیمت به راهکارهای سوخته»، «جدال در شرق پنجوین» و «تمام همّت؛ در مصافِ ماهرعبدالرشید». پس از اینفصول هم بخشهای «عکسها، اسناد و نقشهها»، «فهرست منابع» و «نمایه» آمدهاند. پیش از فصلهای ۱۰گانه کتاب هم بخشهای «یادداشت ناشر»، «دیباچه کمیته تدوین و انتشار مجموعه حماسه ۲۷»و «سخنی با خواننده» آمدهاند.
«درسهای شکست»، «تدابیر مقطعی-مرضِ جلسه؛ آفت مدیریت جنگ»، «تضمین عدم پیروزی خمینی؛ رمز پشتیبانی غرب و شرق از صدام»، «معضل عدم وحدت فرماندهی» و «انحلال سپاههای سهگانه» عناوین اصلی فصل اول کتاب هستند. در فصل دوم هم مخاطب اینکتاب با این عناوین روبرو میشود: «سفر مشهد؛ جوانههای یک بحران»، «ارزش مشت مرا هم نداری!»، «همت گفت: جنوب قفل شد، به غرب فکر کنید!» و «خودمان کار میسازیم»
در سومین فصل کتاب چنین عناوینی درج شدهاند: «اردوگاه کوهستانی قلاجه»، «داغ فراغ استاد»، «موسم عرقریزان بچههای مهندسی و تدارکات»، «جبهه غرب، مظلوم است»، «تجدید سازمان صفر تا صدی»، «بسیجیان میآیند»، «تحریک احساسات، یا تحکیم اعتقادات؟!»، «بسیجیها؛ امانتهای مردم هستند» و «واکاوی مدل فرماندهی همت».
فصل چهارم هم ۵ عنوان اصلی دارد که به اینترتیباند: «والفجرهای ۲ و ۳؛ دستاوردهای محدود»، «گشودن گره کور ۴۳۳ توسط لشکر ۲۷»، «تاثیر راهبردی عملیات والفجر -۳»، «کمین به ذوالفقار» و «قلاجه؛ ده منبر در یک شبانهروز!»
«از قفلشدن آق داغ؛ تا رفتن به بام بَمو»، «راهاندازی مقرهای شیخ صله و حسینآباد»، «گذر از راهکار قِرِ کمر»، «هلی برن؛ شرط فتح بمو» و «اتمام حجت فرمانده»
عناوین پنجمین فصل کتاب هستند و در فصل ششم هم ۹ موضوع اصلی با اینعناوین درج شده است: «بسیجی شش دانگ؛ بسیجی یک عملیاتی!»، «خوش خدمتی فرانسویها»، «مدام طرحها را عوض میکنید!»، «والفجر -۵ اجرا نشود؛ اجرا بشود»، «فرمانده گردان نباید جلوتر از نیروها به خط بزند»، «جنگ؛ صحنه آزمایش انسانهاست»، «معضلات کار؛ یکی و دو تا نیستند»، «دفاع ایرانیان؛ سه ساله میشود» و «آشکار شدن تردیدها.» «بُز مرده - شیر کوهی؛ تقابل دو دیدگاه»، «باید راهحلها را بسنجیم»، «مگر شما بزرگتر ندارید؟»، «همت اجرای عملیات در بمو را قبول نداشت؛ اما…»، «خودم استاد توجیه هستم!»، «در مورد عملیات بمو؛ محسن ملاحضه مرا میکند» و «جادوگر پیر، بدرود» عنوان هفتگانه فصل هفتم کتاب هستند و در فصل هشتم این ۱۴ عنوان درج شدهاند:
«منطقه عملیاتی شیلر»، «آغاز عملیات والفجر -۴»، «انفجار ستاد فرماندهی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت»، «چرا نیروی ما؛ مثل بسیجیهای دشمن نیستند؟!»، «آن دَم که پردهها؛ به یک سو کشیده شدند»، «وداع با قلاجه»، «مجیزگویی از کردها؛ شگرد جدید صدام»، «غولی به نام کانیمانگا»، «والفجر -۴؛ صدام را به التماس انداخت»، «۲۷ توصیه فرمانده لشکر ۲۷»، «فراخوان از پاریس؛ برای حمله به نیروهای مسلح ایران»، «تدابیر ماهر عبدالرشید؛ تصمیمهای فرماندهان خودی» و «مسلح کردن بیامان زمین».
نهمینفصل کتاب «کوهستان آتش» دربرگیرنده اینعناوین است: «چارت ردههای فرماندهی لشکر ۲۷ از قرارگاه تاکتیکی حمزه -۴»، «معضل عبور از نهر قزلچه»، «از شیارها تا سرقلهها»، «این همان شبی است که پنج ماه منتظرش بودیم»، «برخی موفق؛ بعضی سر درگم»، «مگر فرماندهتان نیستم؟ رهایم کنید، به پیش بروید!»، «گردانها روی اهداف؛ بدون الحاق»، «با بچههای مالک؛ روی ۱۹۰۴»، «نام: خوشدل - حرفه: استادکار مالیوتکا»، «بررسی نبرد در روز نخست عملیات» و «میثم و کمیل به میدان میآیند».
دهمینفصل هم ۱۸ بخش دارد که بهترتیب، عبارتاند از: «سرقلهها دست به دست میشوند»، «فرمانده دلها؛ دیدهبان ضدزره میشود»، «حاجیپور و معصومی؛ اسوه بسیجیان»، «تصرف قرارگاه تیپ سیف سعد توسط گردان عمار»، «قافلهسالار مجروحین شیار سلمان»، «انهدام تیپ ۲ گارد جمهوری صدام»، «برای شما؛ پیامی از طرف آقای رئیسجمهور دارم»، «واحد تدارکات را جدی بگیرید»، «مشابه عظمت روحی این بچهها را؛ در طول جنگ سراغ ندارم»، «آخرین شناسایی؛ با مجیدزادبود»، «مرحله چهارم نبرد؛ در هزارتوی کمینها و کشتارگاهها»، «صعود؛ زیر نور ماه»، «بسیجی گردان حبیب در ستیز با تیربارچی مجاهدین خلق»، «منم خندان!»، «صدور دستور عقبنشینی از قرارگاه حمزه (ع)»، «از دشمن غافل شدیم»، «جمعبندی نبرد کوهستانی والفجر -۴» و «تحمل مظلومیت؛ راز جاودانگی همت».[۳]
نقدهای مثبت
احمد دهقان
«کوهستان آتش» را خواندم. عالی. البته در نیمه اول کتاب، گاهی خواندن گزارش شناساییها، برایم کسلکننده بود، اما به عملیات والفجر 4 که رسیدم عالی بود عالی![۴]
برشی از متن کتاب
سرهنگ منوچهر دژکام؛ فرمانده قرارگاه نجف (نزاجا)، در مورد عملکرد یگانهای این قرارگاه طی عملیات والفجر۱ گفت:
«... باید در تار یخ این نکته ثبت بشود که ما از چه موانعی عبور کردیم، خصوصا اینکه دشمن از تک ما کاما اطلاع داشت، به طوری که یک اسیر عراقی گفت ساعت ده شب به ما اطلاع دادند که ایرانیها در ساعت یازده شب حمله خواهند کرد».
وی سپس دلایل عمده شکست عملیات والفجر۱ را طی شانزده محور، به شرح ذیل فرمول بندی وبه حضار در نشست ارائه نمود:
۱. ضعف فرماندهی؛ در کلیه سطوح.
۲. ضعف تشکیلات.
۳. ضعف تجهیزات و کمبود آن.
۴. ضعف آموزش و اطلاعات.
۵. نبود تبادل اطالعات بین سپاه و ارتش [نزاجا].
۶. دو ر بودن فرماندهان یگانهای ادغامی از یکدیگر.
۷. اجرای آتش شدید دشمن؛ در تمام ساعات عملیات.
۸. تجمع نیروهای خودی و افزایش تلفات.
۹. عدم تخلیه سریع اجساد شهدا و مجروحین.
۱۰. اجرای تک در تار یکی شب؛ با وجود موانع بسیار ز یاد.
۱۱ ضعف در توجیه نیروهای عمل کننده.
۱۲. کمبود کادر و نیروهای کارآزموده.
۱۳. نداشتن پشتیبانی نزدیک هوایی.
ّ۱۴. دادن تقدم برتری آتش پشتیبانی به قرارگاه کربلا، به جای قرارگاه نجف.
۱۵. توجیه نبودن نیروها و فرماندهان نسبت به وضعیت زمین عملیات.
۱۶. کامل نبودن آموزش برخی نیروهای بسیج و فرماندهان گردانها.
ّّپس از او، محمد ابراهیم همت فرمانده سپاهی قرارگاه عملیاتی نجف نیز، در سخنانی مهمترین مشکلات این عملیات را، آتش شدید دشمن، نبود نور ماه، آموزش ضعیف نیروها و ضعف در ارتباط فرماندهی با یگانها ذکر کرد و عریض بودن معابر و حجم آتش توپخانه خودی را در مقایسه با عملیاتهای گذشته از جمله نقاط قو ت عملکرد یگانهای خودی دانست.[۱]
