سید مهدی شجاعی: تفاوت میان نسخهها
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
محمد ایذجی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
سید مهدی شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. مطالب طنزی که تحت عنوان رزیتا خاتون و در اعتراض به فضای فرهنگی جامعه آن زمان، در مجله به چاپ رساند، منجر به شکایت علی رازینی دادستان وقت تهران گردید. ماهنامه نیستان در نهایت از اتهامات وارده تبرئه شد، اما سیدمهدی شجاعی اعلام کرد تا زمانی که چنین شاکیانی در عرصه فرهنگی فعالیت میکنند، دیگر مجلهای منتشر نخواهد کرد. سیدمهدی شجاعی هماکنون مدیرمسئول انتشارات کتاب نیستان است.<ref name="سید"/> | سید مهدی شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. مطالب طنزی که تحت عنوان رزیتا خاتون و در اعتراض به فضای فرهنگی جامعه آن زمان، در مجله به چاپ رساند، منجر به شکایت علی رازینی دادستان وقت تهران گردید. ماهنامه نیستان در نهایت از اتهامات وارده تبرئه شد، اما سیدمهدی شجاعی اعلام کرد تا زمانی که چنین شاکیانی در عرصه فرهنگی فعالیت میکنند، دیگر مجلهای منتشر نخواهد کرد. سیدمهدی شجاعی هماکنون مدیرمسئول انتشارات کتاب نیستان است.<ref name="سید"/> | ||
===دیدگاه و اندیشه=== | |||
====هنر در کلیت، دینی است==== | |||
برای من مشکل است که هنر دینی را از هنر غیردینی تفکیک کنم. از آنجا که هنرمند از آسمان الهام میگیرد، هنر در کلیت، دینی است، چه من بفهمم و چه نفهمم، چه خودآگاهی داشته باشم و چه نداشته باشم. هر هنرمندی، حتی اگر تفکر دینی نداشته باشد، وقتی به خلق هنر دست میزند، در ارتباط با آسمان است، تمام آنچه از وجود انسانهای خالص تراوش میکند، بهعنوان هنر دینی تلقی میشود.<ref name="نشست"/> | |||
===یادمان و بزرگداشتها=== | |||
مراسم بزرگداشت و مروری بر کارنامهٔ ادبی سیدمهدی شجاعی، عصر روز سهشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ باحضور مجید مجیدی، رضا امیرخانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، سهیل محمودی، صابر امامی، حجتالاسلام زائری و جمع کثیری از علاقهمندان به این نویسندهٔ دینی و اهالی رسانه در موسسهٔ فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. اجرای این نشست برعهدهٔ علیاصغر محمدخانی بود.<ref name="اضمحلال">{{یادکرد وب|نشانی=http://ermia.ir/contents.aspx?id=703|عنوان= گزارشی از جلسهی کارنامهی جناب سیدمهدی شجاعی: دچار اضمحلال فرهنگی شدهایم}}</ref> | |||
شامگاه جمعه، دوم شهریورماه، آیین بزرگداشت جشن خانهٔ سینما، تحتتاثیر درگذشت عزتالله انتظامی و سیدضیاءالدین دری در ایوان شمس، باحضور برخی سینماگران برگزار شد. | |||
آخرینتقدیر این مراسم به سیدمهدی شجاعی اختصاص داشت و پس از پخش کلیپی از این نویسنده که فعالیتهای سینمایی و تئاتری زیادی داشته است، مجید مجیدی، کمال تبریزی، علیرضا رضاداد و احمد مسجدجامعی برای گرامیداشت این آیین به جایگاه آمدند. | |||
مجید مجیدی نیز در سخنانی گفت: «باعث افتخارم است که در بزرگداشت کسی حضور داشته باشم که در تکوین فیلمسازی من نقش داشته است. او سهم بزرگی در ادبیات داستانی و شعر و نمایشی داشته و همیشه مثل خورشید درخشیده است.» | |||
کمال تبریزی نیز نوشتاری را از سوی سیدمحمد خاتمی برای سیدمهدی شجاعی قرائت کرد. | |||
سیدمهدی شجاعی پس از دریافت تندیس، گفت: «جامعه آمالباخته را نمیشود بلند کرد.» آنگاه از آقای نصیریان تا آقای زنجانپور و آقای مجیدی که دلیل آمدنش به سینما شدند و نیز دیگر عزیزان و همچنین آقای خاتمی تشکر کرد.<ref name="طعنه">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.isna.ir/news |عنوان=از اعترافات "نصیریان" تا طعنههای سیاسی سیدمهدی شجاعی}}</ref> | |||
===سید مهدی شجاعی از نگاه دیگران=== | |||
====فیروزان، مدیرعامل مرکز فرهنگی شهر کتاب:==== | |||
حقیقتجویی و اسلام شجاعی را میشناسم. شجاعی در برخورد با زیبایی و عشق، امر متعال را یافته و در بیان آن استادانه موفق است. این دومین مفهوم وجودی اوست که من میشناسم. بررسی کارنامهٔ او از باب شناخت این مفاهیم مهم است.<ref name="نشست">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.bookcity.org/detail/1314|عنوان=گزارش نشست نقد و بررسی کارنامه ادبی سید مهدی شجاعی}}</ref> | |||
====مجید مجیدی==== | |||
شجاعی در اعتقادات و اخلاق، پایداری و ثبوت دارد. او در دفاع از اعتقادات مذهبیاش، هیچ ابایی ندارد که حتی به سنتیترین شکل ممکن عمل کند. او به هیچ روی اسیر جریانهای روشنفکرمابانه نشده است. ماحصل فعالیت او در مجموعهها، تولد فرهنگی کسانی بود که فعالیت قابل توجهی دارند و باعث شکوفایی استعدادهای شهرستانی و گمنام در حوزهٔ نمایش، ادبیات داستانی و شعر میشود. امروز در ساحت هنر نبودند کسانی که بتوانند استعدادیابی کنند، به خوبی قابل مشاهده است. شجاعی از خود میگذرد و وقتش را با دیگران تقسیم میکند، او برای آنها فرصت و امکان مهیا میکند. | |||
اگر همت شجاعی نبود، شاید بسیاری از کارهای من به سرانجام نمیرسد و شاید امروز در جایگاه و موقعیتی دیگر بودم. این در مورد افراد دیگری هم صدق میکند. دیگر وجه شخصیت او که در اشاره به آن تاکید دارم، در سی سالی که شجاعی را میشناسم، هیچ تغییری در این حوزه، نداشته است. ارتباط تنگاتنگ شجاعی با عامهٔ مردم از جمله دلایل موفقیت اوست.<ref name="نشست"/> | |||
====[[محمدرضا سنگری]]==== | |||
آنچه در لحظهٔ اول برای من جذاب بود و گرهخوردگی مرا با شخصیت شجاعی بیشتر میکرد، دلدادگی و شوریدگی ایشان نسبت به اهلبیت (ع) بود. هم از آن خاندان پاک با تکریم و تجلیل یاد میکرد و هم محور اصلی آثارش را اهلبیت (ع) قرار داده بود. این نویسنده بسیار متواضع است و وقتی در کانون حضور پیدا میکرد، بچهها با وی احساس نزدیکی و خودمانی داشتند.<ref name="سنگری">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/10/08/1910555|عنوان=«سیدمهدی شجاعی» نوعی مرثیه مدرن به فضای محافل مذهبی تزریق کرد}}</ref> | |||
====[[رضا امیرخانی]]==== | |||
رضا امیرخانی با اشاره به آثاری که در آنها زندگی معصومان و انبیا، دستمایهٔ کار نویسنده قرار گرفتهاند، دربارهٔ آثار سیدمهدی شجاعی گفت: «در برجستهترین آثار آقای شجاعی و آن چیزی که بهنظر من ذخیرهٔ زندگی وی است، زندگی معصومان دستمایهٔ کار یک هنرمند قرار میگیرد. این آثار از موفق ترین آثار هستند و جالب این است که رقبای فراوانی هم دارد، اما چه اتفاقی میافتد که این آثار در نگاه مخاطب برتر قرار میگیرد و جایگاه بالاتری مییابد.<ref name="اضمحلال"/> | |||
تفاوت کار شجاعی با دیگران در این است که او داستانی را با استفاده از درام به معنای غربی آن ننوشته است، این هنر اوست. کسانی که از او تقلید میکنند، بدل این فن را نیاموختهاند. شجاعی نسبت خود با معصوم را میداند. به اعتقاد من این اتفاق بهصورت ناخودآگاه افتاده است.<ref name="نشست"/> | |||
====[[راضیه تجار]]==== | |||
یک اثر اگر مطلوب واقع میشود، آنی دارد و این آن را باور قلبیِ نویسنده به اثر میبخشد. بنابراین، اگر نویسنده به موضوعی باور نداشته باشد و آن را برای خودش درونی نکرده باشد، از نوک قلمش چیزی نمیچکد که بر دل مخاطب بنشیند. اما دربارهٔ کتاب کشتی پهلوگرفته که با قلمی احساسی و زیبا نوشته شده، نویسنده توانسته احساسات خود را انتقال دهد و در آن شخصیت محوری مورد باور و اقبال است و بر صدر روح و جان مخاطب نشسته است. اینها با هم مماس شده و توانسته پتانسیل بالایی را به این کار ببخشد.<ref name="راضیه">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mehrnews.com/news/4232014|عنوان=«کشتی پهلو گرفته» آنی دارد که بر صدر روح و جان مخاطب مینشیند }}</ref> | |||
===سابقهٔ فعالیتهای فرهنگی=== | ===سابقهٔ فعالیتهای فرهنگی=== | ||
نسخهٔ ۱۹ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹
| سید مهدی شجاعی | |
|---|---|
| زمینهٔ کاری | داستان کوتاه، رمان، فیلمنامه، نثر ادبی، داستان کودکان و نوجوانان، ادبیات نمایشی و نیز ترجمه در برخی از این حوزهها |
| زادروز | ۱۳۳۹خورشیدی تهران |
| رویدادهای مهم | انقلاب اسلامی ایران، دفاع مقدس |
| بنیانگذار | ماهنامهٔ نیستان، انتشارات نیستان، کلاسهای مجازی آکادمی داستاننویسی. |
| پیشه | ناشر |
| سالهای نویسندگی | ۱۳۴۹ تاکنون |
| سبک نوشتاری | رئالیست دینی |
| کتابها | کشتی پهلوگرفته، سقای آب و ادب، غیر قابل چاپ، دموکراسی یا دموقراضه |
| فرزندان | علی، ریحانه، رضوانه |
| مدرک تحصیلی | کارشناسی نمایشنامهنویسی و ادبیات دراماتیک |
| دانشگاه | دانشکده هنرهای دراماتیک |
| دلیل سرشناسی | داستانها و نثرهای ادبیدینی، ترجمه ادعیه و مناجاتها به زبان ادبی و شاعرانه. |
| اثرپذیرفته از | عموی روحانی، دکتر علی شریعتی، پرویز خرسند |
سید مهدی شجاعی، داستاننویس و روزنامهنگار ایرانی است.[۱] [۲]
سیدمهدی شجاعی در شهریورماه سال ۱۳۳۹ در تهران بهدنیا آمد و ۱۷ سال بعد با دیپلم ریاضی، وارد دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ تئاتر میشود. او در بدو ورود به دانشکده، گرایش کارگردانی تئاتر را برمیگزیند و حدود سه سال نیز با همین گرایش پیش میرود و عموم واحدهای کارگردانی را پشتسر میگذارد. در این زمان که ۲۰ سال سن دارد، از میان مسیرهای مختلف پیش رو، نویسندگی را بهعنوان عشق، حرفه و زندگی برمیگزیند و تصمیم میگیرد که همهٔ فعالیتهایش را با این انتخاب همسو گرداند. تغییر رشته از کارگردانی به نمایشنامهنویسی و ادبیات دراماتیک و اعلام انصراف از ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی بهرغم گذراندن عموم واحدهای مهم و اساسی، تمرکز بیشتر در داستاننویسی و حضور قلمی در مطبوعات و.... همگی اقداماتی هستند که بر سرعت او در این مسیر میافزایند. اصلیترین دغدغهٔ سیدمهدی شجاعی، طی سه دههٔ گذشته و نیز محور اصلی تمام فعالیتهای اجرایی او در این سالها، هنر و ادبیات متعهد، اعتلای فرهنگ و هنر دینی و تقویت و سامانبخشی هنرمندان این عرصه است. این حرکت با صفحهٔ فرهنگی روزنامهٔ جمهوری اسلامی و صفحهٔ صحیفه آغاز میشود. حضور او در اولینتشکل هنرمندان پس از انقلاب در قالب حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی، که بعدا بهنام حوزهٔ هنری شناخته میشود، حاکی از همان دغدغهٔ همیشگی و بنیادین اوست. او معاونت هنری حوزهٔ هنری را براساس همین دغدغهها میپذیرد و بخشی از اهداف و آمال خود را در زمان تصدی مدیریت انتشارات برگ محقق میسازد. شجاعی در سال ۱۳۷۴ مجلهٔ فرهنگی و هنری نیستان را بنیان میگذارد و خبرگان و صاحبنظران این عرصه را به همکاری فرامیخواند و با حضور و مساعدت هنرمندان متعهد و اندیشمند، الگوی یک مجلهٔ سالم و مستقل فرهنگی را ارائه میکند. در همین ایام، انجمن قلم ایران شکل میگیرد و دبیرخانهٔ آن فعالیتش را در دفتر نیستان آغاز میکند و پس از آن به تأسیس انتشارات نیستان مبادرت میورزد تا بلکه در بستر نشر به برخی از اهداف و برنامههای خود دست پیدا کند. انتشارات کتاب نیستان در سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۳ بیش از ۱۶۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده که بیش از ۵۰ جایزهٔ داخلی و خارجی را به خود اختصاص دادهاند.[۳]
سیدمهدی شجاعی از نویسندگان معاصر است که روایتهای تاریخی و مذهبی را با آرایههای ادبی درمیآمیزد. او پایهگذار سبک و روش نوینی در نثر امروز است؛ نثری شاعرانه که با بهکارگیری آن، شیوهای از نثر و داستان شاعرانه در حوزهٔ ادبیات مذهبی خلق شده است.[۴]
سیدمهدی شجاعی، نویسندهای است که شهرت و تیراژ برخی از آثارش در ادبیات امروز کمنظیر است. مناجاتهای او ـ اعم از ترجمهها و نوشتههایش ـ از شیوه و نثرِ شاعرانهٔ خود و نیز فضای عرفانی جاری در مناجاتهای مذهبی قوام میگیرد. شجاعی در حوزههای نثر ادبی، داستان کوتاه، رمان، فیلمنامه، داستان کودکان و نوجوانان، ادبیات نمایشی و نیز ترجمه در بعضی از این حوزهها، آثار بسیاری را به رشتهٔ تحریر درآورده است.[۵]
نثر سیدمهدی شجاعی، نثری عاطفی، تغزلی و همراه با مونولوگ (تکگفتاری درونی) است. در آثار او بیشتر به حماسههایی از صدر اسلام، هشت سال دفاع مقدس، وقایع روز عاشورا و داستانهای مربوط به کربلا برمیخوریم. بخشی از داستانهای کوتاه او نیز از مضامین اجتماعی برخوردارند.[۶]
آیینهای از سید مهدی شجاعی
مذهب و ارتباط با خدا
وقتی از او پرسیدند: «هیچ گلهای نداری از رفتن رضوانه؟!» گفت: «ابداً. رضوانه را به جایی بردند كه صدها بار بهتر از من نگهداری و پذیرایی میكنند. من هزاران هزار لطف در این مصیبت دیدم. گاهی فكر میكنم كه اگر من میرفتم و رضوانه میماند، خیلی بدتر بود. دوری او را من راحتتر تحمل میكنم، تا مثلا او میخواست دوری مرا تحمل كند. در ثانی، حدیثی از معصوم است كه: "بچههای شیعیان ما تربیتشان برعهدهٔ حضرت فاطمه (س) است." واقعاً من رضوانه را هرچقدر هم كه میخواستم خوب تربیت كنم، قابل قیاس با تربیت فعلیاش در دامن خانم فاطمه زهرا (س) نبود. كدام لطف از این بالاتر. از اینها گذشته، ما باید داغهایمان را با مصیبتهای اهلبیت علیهمالسلام مقایسه كنیم. خودِ همین، آدم را التیام میدهد. مضاف بر این، هروقت دوستانمان مشرّف به حرم امام رضا (ع) میشدند میگفتند: "ما رضوانه را آنجا میدیدیم!" خودِ من هم یكی دوباری كه رفتم، به شكل عجیبی حضور او را احساس میكردم. آیا اینها جای شكر ندارد؟»[۷]
حکایت نوشتن کتاب پدر، عشق، پسر
میگفت سالهاست آرزو داشتم کتابی دربارهٔ امام حسین (ع) بنویسم تا از این طریق به ایشان عرض ادبی کرده باشم و قطرهای از این دریا را به مخاطبان انتقال بدهم. اما نزدیکشدن به ایشان تنها به ذوبشدن ما میانجامید. این بود که گفتم بهتر است ابتدا از آیینهها و آنانی که جلوهای از او دارند شروع کنم. شاید اولینآیینه حضرت علیاکبر (ع) بود. او بهدلیل انطباق وجوهٔ عدیده با پدر و جدّ خود، انتخاب خوبی بود. مابقی چیزها کرامات خودشان بود که مرا به نوشتن کتاب پدر، عشق، پسر هدایت کرد.[۸]
محاکمهٔ رُزیتاخاتون
رزیتاخاتون اسم مطالبی بود طنزآلود که بهصورت مرتب بهمدت دو سال و نیم سیدمهدی شجاعی در مجلهٔ نیستان مینوشت. این نوشتهها رنگش سیاه بود و از دردِ فرهنگی میگفت؛ اما ناخواسته گوشهٔ قبای سیاست را هم لکهدار میکرد؛ تا اینکه رییس دادگستری وقتِ تهران به یکی از این مطالب که اسمش «ازدواج به شکل تعاونی» بود، گیر داد و آن را خلاف عفت عمومی تشخیص داد و از نویسنده و نیستان شکایت کرد و جفتشان دادگاهی شدند... دفاعیهٔ این دادگاه و دو مصاحبهٔ بعد از مراسم دادگاه نیز بعدها در کتابی که به نام رزیتاخاتون چاپ شده، آمده است. شجاعی اگرچه از اتهام تبرئه شد، اما بهعنوان اعتراض، خود مجلهٔ نیستان را تعطیل کرد.[۹]
یکی از حکایتهای رزیتاخاتون
متن زیر از بخشی از رزیتاخاتون، باعنوان «چرا زن نمیتواند رییسجمهور شود؟!» انتخاب شده است: «مسئله فقط این نیست که رییسجمهور باید زن باشد. اینکه نصف نمایندههای مجلس یا تمام آنان هم زن باشند، باز مسئله حل نمیشود .گیرم که تمام وزرای کابینه هم زن باشند یا رگههایی از زنانگی در آنان هویدا بشود، این هم به مسکّن موقت میماند؛ درمان محسوب نمیشود. هنوز آن جاهایی که باید خنک شود، نمیشود. فرض کنیم یک مرد هم در میان تمام قضات دادگاهها باقی نماند، همه از مردانگی عدول کنند یا جای خود را به زنها بسپارند. این خوب است؛ بخشی از موفقیت است. ولی همهٔ مطلب نیست. اشتباه میکنند؛ زنهایی که به همین چند قدم کوچک راضی میشوند و کار را تمامشده میپندارند...»[۹]
زندگی و یادگار
مروری بر زندگی و فعالیتها
در سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد و هفده سال بعد با دیپلم ریاضی، برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شد. او در بدو ورود به دانشکده، گرایش کارگردانی تئاتر را برگزید و حدود سه سال نیز با همین گرایش پیش رفت و عموم واحدهای کارگردانی را پشت سر گذارد. در این زمان که به سن بیست سالگی رسیدهبود، از میان مسیرهای مختلف پیش رو، نویسندگی را به عنوان حرفه برگزید. به همین جهت از رشته کارگردانی به نمایشنامهنویسی و ادبیات دراماتیک تغییر جهت داد و همچنین با اعلام انصراف از ادامه تحصیل همزمان در رشته علوم سیاسی، علیرغم گذراندن عموم واحدهای مهم و اساسی، تمرکز خود را بهطور ویژه در حوزه داستاننویسی قرار داد. حوالی سالهای ۵۸ و ۵۹ یعنی حدود ۲۰ سالگی، اولین آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب منتشر شدند.
سید مهدی شجاعی حدود هشت سال مسئول صفحههای فرهنگی و هنری روزنامهٔ جمهوری اسلامی و سردبیر ماهنامهٔ صحیفه بود. او سالهای متمادی نیز مسؤلیت سردبیری مجله رشد جوان و هم زمان مدیریت انتشارات برگ را بر عهده داشت. او در انتشارات برگ به انتشار حدود ۳۰۰ کتاب از نویسندگان، هنرمندان و محققان کشور همت گماشت.
مسؤولیت داوری چند دوره از جشنواره فیلم فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعالیتهای هنری و فرهنگی او طی سالهای ۶۵ تا ۷۵ بهشمار میروند.
اگرچه رشته تحصیلیاش ادبیات نمایشی بوده و چند نمایشنامه هم به دست چاپ سپرده، اما بیشتر بر روی داستاننویسی متمرکز شده و مجموعههایی از داستانهای کوتاه و بلند مانند «سانتاماریا»، «غیرقابل چاپ» «سری که درد… میکند» را منتشر کردهاست. از دیگر آثار هنری سید مهدی شجاعی، قطعههای ادبی اوست که در قالب چند کتاب به بازار نشر روانه شدهاند.
فیلمنامههای «بدوک»، «دیروز بارانی» و «پدر» کارهای سینمایی مشترک او با مجید مجیدی هستند و فیلمنامه «چشم خفاش» و «قله دنیا ۲» کارهای سینمایی مشترک او با بهزاد بهزادپور. همچنین فیلمنامه «تیر چراغ برق» اثر مشترک سید مهدی شجاعی، مجید مجیدی و بهزاد بهزاد پور است.
از دیگر فیلمنامههای سیدمهدی شجاعی، میتوان به «کمین»، «قله دنیا ۱» و «مسافر کربلا»، «آخرین آبادی» و «مردی از جنس نور» اشاره کرد. فیلمنامه سریال ۱۳ قسمتی شهید چمران با نام «مرد رؤیاها» و فیلمنامه سریال ۲۶ قسمتی حضرت یوسف (ع) با عنوان «یعقوبترین یوسف، یوسفترین زلیخا» از دیگر آثار بلند وی محسوب میشوند.
کتابهای «کشتی پهلو گرفته»، «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی»، «سقای آب و ادب»، «دست دعا، چشم امید» و رمان «کمی دیرتر…» حاصل تجربههای او در زمینه ادبیات مذهبی هستند.
ادبیات کودک و نوجوان بخش دیگری از فعالیتهای ادبی جدی و مستمر سیدمهدی شجاعی بهشمار میرود. او در این زمینه تاکنون به تألیف و ترجمه بیش از ۱۰۰ جلد کتاب مبادرت ورزیدهاست.
سرپرستی دائرةالمعارف امام حسین «موسوعة الامامالحسین» از دیگر فعالیتهای تحقیقی او بهشمار میرود که هماکنون در بیست و چهار جلد، توسط انتشارات مدرسه منتشر شدهاست. مجموعه ۳ جلدی «دانستنیهای اسلامی برای نوجوانان» نیز در سال ۱۳۸۷ به سرپرستی سید مهدی شجاعی، توسط انتشارات کانون پرورش، چاپ و منتشر شد. شجاعی ضمن عضویت در هیئت مدیره کانون پرورش فکری، هماکنون مدیر مسوول انتشارات کتاب نیستان است.
وی در نظرسنجی پیامکی برنامه تلویزیونی کارنامه از شبکه چهار سیما در تاریخ پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲ به عنوان مورد پسندترین نویسنده ایران از سوی مخاطبان این برنامه شناخته شد.
او در سال ۱۳۷۶ اقدام به راهاندازی انتشارات کتاب نیستان کرد. انگیزه اصلی این حرکت معرفی و چاپ برگزیدگان ادبیات در حوزههای داستان، شعر و نمایشنامه بود. این پروژه در نهایت در سال ۱۳۸۰ با انتشار بیش از ۲۵۰ دفتر از هنرمندان معاصر خاتمه یافت. کتاب نیستان علاوه بر پروژه «گزیده ادبیات معاصر»، حدود ۴۰۰ عنوان در حوزههای ادبیات، ادبیات دینی، مذهب و کودک و نوجوان منتشر کردهاست.
سید مهدی شجاعی سردبیر و مدیر مسوول ماهنامهٔ نیستان بود. مطالب طنزی که تحت عنوان رزیتا خاتون و در اعتراض به فضای فرهنگی جامعه آن زمان، در مجله به چاپ رساند، منجر به شکایت علی رازینی دادستان وقت تهران گردید. ماهنامه نیستان در نهایت از اتهامات وارده تبرئه شد، اما سیدمهدی شجاعی اعلام کرد تا زمانی که چنین شاکیانی در عرصه فرهنگی فعالیت میکنند، دیگر مجلهای منتشر نخواهد کرد. سیدمهدی شجاعی هماکنون مدیرمسئول انتشارات کتاب نیستان است.[۱]
دیدگاه و اندیشه
هنر در کلیت، دینی است
برای من مشکل است که هنر دینی را از هنر غیردینی تفکیک کنم. از آنجا که هنرمند از آسمان الهام میگیرد، هنر در کلیت، دینی است، چه من بفهمم و چه نفهمم، چه خودآگاهی داشته باشم و چه نداشته باشم. هر هنرمندی، حتی اگر تفکر دینی نداشته باشد، وقتی به خلق هنر دست میزند، در ارتباط با آسمان است، تمام آنچه از وجود انسانهای خالص تراوش میکند، بهعنوان هنر دینی تلقی میشود.[۱۰]
یادمان و بزرگداشتها
مراسم بزرگداشت و مروری بر کارنامهٔ ادبی سیدمهدی شجاعی، عصر روز سهشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ باحضور مجید مجیدی، رضا امیرخانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، سهیل محمودی، صابر امامی، حجتالاسلام زائری و جمع کثیری از علاقهمندان به این نویسندهٔ دینی و اهالی رسانه در موسسهٔ فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. اجرای این نشست برعهدهٔ علیاصغر محمدخانی بود.[۱۱]
شامگاه جمعه، دوم شهریورماه، آیین بزرگداشت جشن خانهٔ سینما، تحتتاثیر درگذشت عزتالله انتظامی و سیدضیاءالدین دری در ایوان شمس، باحضور برخی سینماگران برگزار شد. آخرینتقدیر این مراسم به سیدمهدی شجاعی اختصاص داشت و پس از پخش کلیپی از این نویسنده که فعالیتهای سینمایی و تئاتری زیادی داشته است، مجید مجیدی، کمال تبریزی، علیرضا رضاداد و احمد مسجدجامعی برای گرامیداشت این آیین به جایگاه آمدند. مجید مجیدی نیز در سخنانی گفت: «باعث افتخارم است که در بزرگداشت کسی حضور داشته باشم که در تکوین فیلمسازی من نقش داشته است. او سهم بزرگی در ادبیات داستانی و شعر و نمایشی داشته و همیشه مثل خورشید درخشیده است.» کمال تبریزی نیز نوشتاری را از سوی سیدمحمد خاتمی برای سیدمهدی شجاعی قرائت کرد. سیدمهدی شجاعی پس از دریافت تندیس، گفت: «جامعه آمالباخته را نمیشود بلند کرد.» آنگاه از آقای نصیریان تا آقای زنجانپور و آقای مجیدی که دلیل آمدنش به سینما شدند و نیز دیگر عزیزان و همچنین آقای خاتمی تشکر کرد.[۱۲]
سید مهدی شجاعی از نگاه دیگران
فیروزان، مدیرعامل مرکز فرهنگی شهر کتاب:
حقیقتجویی و اسلام شجاعی را میشناسم. شجاعی در برخورد با زیبایی و عشق، امر متعال را یافته و در بیان آن استادانه موفق است. این دومین مفهوم وجودی اوست که من میشناسم. بررسی کارنامهٔ او از باب شناخت این مفاهیم مهم است.[۱۰]
مجید مجیدی
شجاعی در اعتقادات و اخلاق، پایداری و ثبوت دارد. او در دفاع از اعتقادات مذهبیاش، هیچ ابایی ندارد که حتی به سنتیترین شکل ممکن عمل کند. او به هیچ روی اسیر جریانهای روشنفکرمابانه نشده است. ماحصل فعالیت او در مجموعهها، تولد فرهنگی کسانی بود که فعالیت قابل توجهی دارند و باعث شکوفایی استعدادهای شهرستانی و گمنام در حوزهٔ نمایش، ادبیات داستانی و شعر میشود. امروز در ساحت هنر نبودند کسانی که بتوانند استعدادیابی کنند، به خوبی قابل مشاهده است. شجاعی از خود میگذرد و وقتش را با دیگران تقسیم میکند، او برای آنها فرصت و امکان مهیا میکند. اگر همت شجاعی نبود، شاید بسیاری از کارهای من به سرانجام نمیرسد و شاید امروز در جایگاه و موقعیتی دیگر بودم. این در مورد افراد دیگری هم صدق میکند. دیگر وجه شخصیت او که در اشاره به آن تاکید دارم، در سی سالی که شجاعی را میشناسم، هیچ تغییری در این حوزه، نداشته است. ارتباط تنگاتنگ شجاعی با عامهٔ مردم از جمله دلایل موفقیت اوست.[۱۰]
محمدرضا سنگری
آنچه در لحظهٔ اول برای من جذاب بود و گرهخوردگی مرا با شخصیت شجاعی بیشتر میکرد، دلدادگی و شوریدگی ایشان نسبت به اهلبیت (ع) بود. هم از آن خاندان پاک با تکریم و تجلیل یاد میکرد و هم محور اصلی آثارش را اهلبیت (ع) قرار داده بود. این نویسنده بسیار متواضع است و وقتی در کانون حضور پیدا میکرد، بچهها با وی احساس نزدیکی و خودمانی داشتند.[۱۳]
رضا امیرخانی
رضا امیرخانی با اشاره به آثاری که در آنها زندگی معصومان و انبیا، دستمایهٔ کار نویسنده قرار گرفتهاند، دربارهٔ آثار سیدمهدی شجاعی گفت: «در برجستهترین آثار آقای شجاعی و آن چیزی که بهنظر من ذخیرهٔ زندگی وی است، زندگی معصومان دستمایهٔ کار یک هنرمند قرار میگیرد. این آثار از موفق ترین آثار هستند و جالب این است که رقبای فراوانی هم دارد، اما چه اتفاقی میافتد که این آثار در نگاه مخاطب برتر قرار میگیرد و جایگاه بالاتری مییابد.[۱۱] تفاوت کار شجاعی با دیگران در این است که او داستانی را با استفاده از درام به معنای غربی آن ننوشته است، این هنر اوست. کسانی که از او تقلید میکنند، بدل این فن را نیاموختهاند. شجاعی نسبت خود با معصوم را میداند. به اعتقاد من این اتفاق بهصورت ناخودآگاه افتاده است.[۱۰]
راضیه تجار
یک اثر اگر مطلوب واقع میشود، آنی دارد و این آن را باور قلبیِ نویسنده به اثر میبخشد. بنابراین، اگر نویسنده به موضوعی باور نداشته باشد و آن را برای خودش درونی نکرده باشد، از نوک قلمش چیزی نمیچکد که بر دل مخاطب بنشیند. اما دربارهٔ کتاب کشتی پهلوگرفته که با قلمی احساسی و زیبا نوشته شده، نویسنده توانسته احساسات خود را انتقال دهد و در آن شخصیت محوری مورد باور و اقبال است و بر صدر روح و جان مخاطب نشسته است. اینها با هم مماس شده و توانسته پتانسیل بالایی را به این کار ببخشد.[۱۴]
سابقهٔ فعالیتهای فرهنگی
مدیریت صفحه فرهنگی هنری روزنامه جمهوری اسلامی (صحیفه)
مدیریت انتشارات برگ و انتشار بیش از صدها عنوان کتاب از هنرمندان جوان کشور
تأسیس مجمع هنرمندان مسلمان ایران
تأسیس مجله فرهنگی هنری نیستان (۱۳۷۴)
عضو هیئت مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
معاون تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
معاون امور بینالملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
عضویت در شورای سیاستگزاری حوزه هنری
عضویت در هیئت امنای بنیاد سینمایی فارابی
عضویت در هیئت نظارت بر انتشار کتاب کودک و نوجوان
عضویت در شورای سیاستگزاری تئاتر کشور
عضویت در شوراهای سینمایی وزارت ارشاد اسلامی
عضویت در هیئت داوران جشنواره بینالمللی فیلم قاهره
چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره فیلم فجر
چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره فیلم کودک اصفهان
چندین دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره تئاتر فجر
چند دوره عضویت در هیئت داوران جشنواره تئاتر ماه
بنیانگذاری و عضویت در هیئت مدیرهٔ انتشارات نیستان[۱]
جوایز و افتخارات
- دیپلم افتخار به کتاب راهی که میماند
- دیپلم افتخار به کتاب در راه مانده
- دیپلم افتخار به کتاب از دیار حبیب
- دیپلم افتخار به کتاب پدر، عشق و پسر
- کسب رتبه اول در زمینه داستان و قطعه ادبی در دومین دوره مسابقات فرهنگی دفاع مقدس
- کسب رتبه اول و لوح سپاس در جشنواره برترین های فرهنگ مهدویت برای مقاله غیبت یا غفلت
- تجلیل در اولین همایش عاشورا و انتظار به خاطر خلق آثار ارزنده در مکتب عاشورا و فرهنگ انتظار
- لوح سپاس به خاطر تألیف کتاب خورشید نیمه شب در ششمین جشنواره کتابهای آموزشی رشد
- برگزیده بیست سال داستان نویسی پس از انقلاب
- یادبود بهترینهای ادبیات داستانی به خاطر کتاب امروز بشریت….
- لوح جایزه ویژه همایش به خاطر رمانهای آفتاب در حجاب؛ پدر، عشق و پسر؛ از دیار حبیب سال ۱۳۸۰
- لوح سپاس و تندیس همایش به خاطر دو قصه: کسی که آمدنی است و ضریح چشمهای تو در نخستین همایش ادبی و هنری عاشورا مرکز مطالعات و تحقیقات ادبیات و هنر دینی سال ۱۳۸۰
- لوح تقدیر بخش ادبیات داستانی به خاطر مجموعه آثار اسفند ۸۵ نمایشگاه بزرگ فرهنگ عاشورا و بنیاد شهید و امور جانبازان
- تجلیل در نخستین یادواره ی سراسری طلوع سرخ به خاطر هنر آیینی پیرامون ساحت ملکوتی اهل بیت بویژه هنر عاشورایی
- کتاب والعادیات حائز رتبه اوّل در سومین جشنواره انتخاب کتاب سال قصه های قرآنی، پیامبران، ائمه و صحابه
- کتاب از دیار حبیب حائز رتبه سوّم در همین جشنواره
- تجلیل در رشته ادبیات داستانی سال ۱۳۸۶
- نخستین دوره جایزه فرهنگی _هنری غدیر سال ۱۳۸۶
- لوح تقدیر در حوزه متون ادبی سال ۱۳۸۷
- انتخاب به عنوان چهره ماندگار ادبیات ایران سال ۱۳۸۷[۱۵]
آثار و کتابشناسی
در زمینه تألیف بزرگسالان
- «بر محمل بال ملائک»
- «ضریح چشمهای تو»
- «دست دعا، چشم امید»
- «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز»
- «متقین»
- «امروز، بشریت…»
- «خدا کند تو بیایی»
- «کشتی پهلو گرفته»
- «بوی سبز پونهها»
- «بدوک»
- «خار و دل»
- «از دیار حبیب»
- «حرفهایی که کهنه نمیشوند»
- «تنها راه رستگاری»
- «شکوای سبز ۱»
- «پدر، عشق، پسر»
- «عشق به افق خورشید»
- «صمیمانه با جوانان وطنم»
- «مناجات»
- «آفتاب در حجاب»
- «گزیده ادبیات معاصر» (مجموعه داستان)
- «رزیتاخاتون»
- «مردان و رجزهایشان»
- «شکوای سبز»(۲)
- «سانتاماریا» (مجموعه داستان)
- «غدیر، کمی آنسوتر»
- «کجایی ای فرزند احمد»
- «آسمانیترین مهربانی»
- «غیرقابل چاپ»
- «آیینهزار»
- «طوفان دیگری در راه است» (رمان)
- «آیین زندگی»
- «سری که درد… میکند» (مجموعه داستان)
- «مردی از جنس نور»
- «دموکراسی یا دموقراضه» (رمان)
- «سقای آب و ادب»
- «کمی دیرتر»[۱]
ترجمه
- «مناجات شعبانیه» (ترجمه)
- «دعای ندبه» (ترجمه)
- «دعای عرفه» (ترجمه)
- «دعای افتتاح» (ترجمه)
- «زیارت امام رضا (ع)» (ترجمه)
- «زیارت عاشورا» (ترجمه)
- «دعای کمیل» (ترجمه)[۱]
فیلمنامه
- «چشم خفاش» (فیلمنامه)
- «تیر چراغ برق» (فیلمنامه)
- «قله دنیا ۱» (فیلمنامه)
- «بدوک» (فیلمنامه)
- «کمین» (فیلمنامه)
- «دیروز بارانی» (فیلمنامه)
- «مسافر کربلا» (فیلمنامه)
- «قله دنیا ۲» (فیلمنامه)
- «مرد رؤیاها» (فیلمنامه)
- «یعقوبترین یوسف، یوسفترین زلیخا» (فیلمنامه ۲۶ قسمتی)[۱]
نمایشنامه
- «سانتا ماریا ۲» (مجموعه نمایشنامه)
- «کرشمه خسروانی، یا مخالف بیداد یه طرز همایون» (نمایشنامه)
- «گزیده ادبیات معاصر» (مجموعه نمایشنامه)[۱]
کتابهای نوشته شده برای کودکان
- ایمان و گندم
- برای همه برای همیشه
- جای پای خون
- اندوه برادر
- والعادیات
- در راه مانده
- قصه دو گنج
- کاری باید کرد
- حکایت آن سر
- وقتی او بیاید
- کشتی نوح
- وای تشنگی…
- سلام بر وحی
- فصل خوب پیوستن
- خورشید نیمهشب
- یک اسب و دو سوار
- خیانت یهودا
- با تو سخن گفتن
- همسفر آفتاب
- پشت پنجره
- اولین زمستان جوجهها
- قصه پلنگ سفید
- راهی که میماند
- مشورت با حیوانات
- قصه میمون کوچولو[۱]
کتابهای ترجمه شده برای کودکان
- برای اینکه ماهیها نمیرند
- پرنده و شکارچی
- در قصر ملکخاتون
- فرار… فرار
- خانه خودمان
- قهر اسباببازیها
- مموش! کجا بودی؟
- سفر خرس کوچولو
- آرزوهای فیلی
- دیدنی نیست، مروارید
- آموزش هنرهای تجسمی ۱ و ۲
- دوست قهوهای
- ملخها در شهر (بازنویسی)
- دو پرنده کوچک
- گربه خودخواه
- ماهی رنگینکمان
- چهارپا
- خداوند شبان من است
- بزرگترین نام روی زمین
- خدا مرا میشناسد
- موش خوابآلود
- اسب شاخطلایی
- جغد کوچک ترسو
- دختر چینی
- ما گرگ هستیم
- ما خرس هستیم
- راهت را انتخاب کن
- اول تو، دوم من
- خواب بهار
- بهار کجاست؟
- پیشی و ببری
- موشی و جزایر اسرارآمیز
- هرگز به سنجاب اعتماد نکن
- روباه نقرهای، قو، جغد
- کاری برای مادر
- آدمبرفی مهربان
- درخت افرا
- ما دلفین هستیم
- پرواز پنگوئن
- بچه شیر تنها نمیماند
- درخت گیلاس
- هفت موش کور
- میمونی که ماه را میخواست[۱]
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ «سید مهدی شجاعی».
- ↑ .
- ↑ «هفت نویسنده شاخص سال ۹۷».
- ↑ «گفتگویی با سید مهدی شجاعی؛ ارادت قلم به بهترینهای عالم».
- ↑ «سید مهدی شجاعی».
- ↑ «زندگی نامه سید مهدی شجاعی».
- ↑ «سیدمهدی شجاعی».
- ↑ ««پدر، عشق، پسر» چگونه نگارش شد».
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ «کتاب طنز “رزیتا خاتون” به قلم سید مهدی شجاعی».
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ «گزارش نشست نقد و بررسی کارنامه ادبی سید مهدی شجاعی».
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «گزارشی از جلسهی کارنامهی جناب سیدمهدی شجاعی: دچار اضمحلال فرهنگی شدهایم».
- ↑ «از اعترافات "نصیریان" تا طعنههای سیاسی سیدمهدی شجاعی».
- ↑ ««سیدمهدی شجاعی» نوعی مرثیه مدرن به فضای محافل مذهبی تزریق کرد».
- ↑ ««کشتی پهلو گرفته» آنی دارد که بر صدر روح و جان مخاطب مینشیند».
- ↑ «سید مهدی شجاعی – انتشارات نیستان».